#رفاقتانه
روزي دو مسيحي خسته و تشنه در بيابان گم شدند ناگهان از دور مسجدي را ديدند.
ديويد به استيو گفت: به مسجد كه رسيديم من ميگويم نامم محمد است تو بگو نامم علي است.
استيو گفت: من به خاطر آب نامم را عوض نميكنم.
به مسجد رسيدند. ملا گفت نامتان چيست؟
يكي گفت نامم استيو است و ديگري گفت نامم محمد است.
ملا گفت: براي استيو آب بياوريد و محمد جان، چون ماه رمضونه بايد تا افطار وايسي
#دروغ_نگید
[ دوشنبه 23 مرداد 1396 ] [ 3:05 PM ] [ رامتین جم ]