ازکرخه تاراین
درباره وبلاگ

خط خطی هایی از کرخه تا راین
آمار سایت
كل بازديدها : 126600 نفر
كل مطالب : 621 عدد
کل نظرات : 0 عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 23 مرداد 1397  تاریخ ایجاد بلاگ :یک شنبه 14 خرداد 1396 

#داستان_کوتاه
در یک روستا، خانواده ای چادر نشین در بیابان زندگی می کردند.
 آنها علاوه بر تعدادی گوسفند، یک خروس و یک الاغ و یک سگ داشتند.
 خروس آنها را برای نماز بیدار می کرد؛ الاغ، وسایل زندگی آنها را حمل می کرد؛ و سگ نیز نگهبان آنها بود.

روباهی، خروس آنها را خورد و آنها محزون شدند
 اما مرد فهمیده ای از خانواده آنها گفت: خیر است انشالله!

پس از چند روز، سگ آنها مرد، باز آنها ناراحت شدند
و آن مرد گفت: خیر است انشالله!

طولی نکشید که گرگی الاغ آنها را درید، باز همان تکرار شد.

در همان روزها، آنان  روزی صبح از خواب بیدار شدند، دیدند همه ی چادر نشین های اطراف، مورد غارت دشمن واقع شده و اموالشان به غارت رفته و خودشان اسیر شده اند و در آن بیابان، تنها آنها سالم مانده اند.

مرد نیکوکار گفت: راز آن که ما مانده ایم و آنها رفته اند، این است که چادرنشینان دیگر دارای سگ و خروس و الاغ بودند و به خاطر سر و صدای آنها در سیاهی شب شناخته شده اند و به اسارت در آمده اند، ولی ما چون صدای سگ و خروس و الاغ نداشتیم شناخته نشدیم
 پس خیر ما در هلاک شدن سگ و خروس و الاغ بود.



[ دوشنبه 13 آذر 1396  ] [ 1:09 PM ] [ رامتین جم ]
نظرات 0

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آخرين مطالب
پیوندها