بسیجی آنلاین
با ولایت ؛ تا شهادت

شاید خوشحال شویم آنگاه که بدانیم چگونه می‌توان از بار گناهان پدر و مادر زنده و یا از دنیا رفته خود کاست؛ هر چند که کافر باشند.

 

 

قرآن

 

یكی از دستورهایی كه پیشوایان ما در باب تلاوت قرآن داده‎اند خواندن قرآن از روی مصحف است و روی این مسأله تأكید فراوانی كرده‎اند.

چه بسا علت این تأكید، بهره‎ گرفتن از «نورانیّت» قرآن است، تا مسلمانان از قرآن بهره بیشتری ببرند و نورانیّت قرآن در آنان اثر گذارد.

 

قرآن، كتابِ «نور»

خداوند بزرگ در جاهای مختلف قرآن، كتاب خود را «نور» معرفی می‎كند. از جمله می‎فرماید:

یَا أَیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَیْكُمْ نُورًا مُّبِینًا .[1]

اى مردم، در حقیقت براى شما از جانب پروردگارتان برهانى آمده است، و ما به سوى شما نورى تابناك فرو فرستاده‏ایم.

فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ .[2]

پس به خدا و پیامبر او و آن نورى كه ما فروفرستادیم ایمان آورید، و خدا به آنچه مى‏كنید آگاه است.

نه تنها قرآن ـ كه آخرین كتاب آسمانی است ـ نور است بلكه سایر كتب آسمانی نیز نور است.

قرآن؛ تورات و انجیل را هم نور معرّفی كرده است.[3] زیرا این كتاب ها برنامه زندگی سعادتمندانه دنیا و آخرت انسان ها بوده است و هر چه انسانها به قوانین كتب آسمانی بیشتر عمل كنند سعادت و كامیابی آنها در دنیا و آخرت افزونتر می‎شود.

 

نگاه به قرآن عبادت است

با توجّه به مقدمه‎ای كه بیان شد اگر كسی بپرسد؛ قرآن را بهتر است از روی مصحف یا از حفظ بخوانیم، پاسخ می‎دهیم؛ اتفاقاً شخصی به نام «اسحاق بن عمّار» همین پرسش را از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎كند.

جریان این پرسش و پاسخ به این شرح است:

به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: فدایت شوم من قرآن را از حفظ دارم، بهتر است آن را از حفظ بخوانم یا از روی مصحف؟

امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: آن را بخوان و در مصحف نظر كن؛ زیرا آن بهتر است. آیا نمی‎دانی نگاه در مصحف كردن عبادت است؟[4]

شخصی به نام «اسحاق بن عمّار» همین پرسش را از امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎كند. جریان این پرسش و پاسخ به این شرح است: به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم: فدایت شوم من قرآن را از حفظ دارم، بهتر است آن را از حفظ بخوانم یا از روی مصحف؟ امام ـ علیه السّلام ـ فرمود: آن را بخوان و در مصحف نظر كن؛ زیرا آن بهتر است. آیا نمی‎دانی نگاه در مصحف كردن عبادت است؟

در توضیح كلام امام باید گفت؛ قرائت قرآن و نگاه كردن به قرآن دو عبادت جداگانه است. به عبارت دیگر كسی كه قرآن را از حفظ می‎خواند بدون اینكه به آن نگاه كند یك عبادت كرده است و پاداش آن نزد خدا محفوظ است. امّا اگر قرآن را از روی آن بخواند عبادت دیگری به نام «نگاه به مصحف» انجام داده است.

ابوذر از پیامبر بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می‎كند كه فرمود:

«النَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ یَعْنِی صَحِیفَهُ الْقُرْآنِ عِبَادَهٌ».[5]

نگاه كردن در مصحف، یعنی صفحه قرآن عبادت است.

با دقّت در مضمون این حدیث شریف نتیجه می‎گیریم كه قرآن دریای بیكرانی است كه همه انسانها می‎توانند از آن بهره گیرند، از انسان های كاملی چون پیامبر اسلام و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ تا افراد كم سواد و احیاناً بی‎سواد.

قرآن سفره باز و مائده آسمانی است. هر كس به اندازه استعداد خود از آن سود می‎برد.

 

قرآن کریم

اثرات تلاوت از روی مصحف

1. بهره و عبادت چشم: هر یك از اعضای بدن هنگام عبادت دارای بهره‎هایی است؛ مثلاً در وضو دستها، صورت و روی پاها بهره‎ای از وضو دارند و در صدقه، دستی كه آن را می‎دهد پاداش دارد.

یكی از بهره‎های مهم چشم از عبادت، نگاه به قرآن كریم است و ما با نگاه به قرآن سهم چشم را از این عبادت، به آن بخشیده‎ایم.

رسول بزرگوار اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ در این زمینه فرمود:

«اُعْطُوا اَعْیُنَكُمْ حَظَّها مِنَ الْعِبادَهِ، قالُوا: وَ ما حَظُّها مِنَ الْعِبادَهِ یا رَسُولَ اللهَ؟

قالَ: النَّظَرُ فِی الْمُصْحَفِ وَ التَّفَكُّرُ فیهِ وَ الْاِعْتِبارُ عِنْدَ عَجائِبِهِ».[6]

بهره چشمانتان را از عبادت بدهید. گفتند: ای رسول خدا بهره چشمان از عبادت چیست؟ فرمود: نگاه كردن در مصحف و تفكّر در آن و عبرت گرفتن از عجایب آن است.

2. رعایت حقّ مصحف: قرآن‎هایی كه در منازل، مساجد و اماكن متبرّك وجود دارد هر كدام حقّی به گردن مسلمانان دارد. ادای حقوق آنها، باز كردن، نگاه كردن و قرائت آنهاست.

در همه خانه‎ها معمولاً یك جلد قرآن موجود است. عده‎ای از خانم های خانه‎دار سلیقه به خرج می‎دهند و آن را در جایگاه‎های پارچه‎ای زیبا و تمیز قرار می‎دهند و در جای بلندی از خانه‎ می‎گذارند و این كار پسندیده‎ای است. امّا این كار ادای حق قرآن نیست، بلكه رعایت حق قرآن به قرائت آن است.

در بعضی از خانه‎های قرآن‎ها متعدّد با خط ها و در قطعه ای متفاوت وجود دارد. توصیه ما این است كه اهل این خانه‎ها برنامه‌ای تنظیم كنند تا هنگام خواندن قرآن از همه آنها استفاده شود تا شامل آنهایی نشوند كه قرآن از آنان به پیشگاه خداوند شكایت برده است.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‎فرماید: سه چیز در پیشگاه خداوند از سه گروه شكایت می‎كند:

«مَسْجِدٌ خَرابٌ لا یُصَلّی فیهِ اَهْلُهُ وَ عالِمٌ بَیْنَ جُهّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعً عَلَیْهِ الْغُبارُ لا یُقْرَأُ فیهِ».[7]

مسجدی كه همسایگانش در آن نماز نخوانند، و عالمی كه بین ناآگاهان باشد (و از علم او استفاده نكنند)، و قرآنی كه غبار گرفته و خوانده نشود.

كسی كه قرآن را از روی مصحف بخواند علاوه بر این كه چشمانش را از نور قران بهره‎مند می‎نماید سبب تخفیف گناه پدر و مادرش می‎شود. امام ششم ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «مَنْ قَرَأ الْقُرْآنَ مِنَ الْمُصْحَفِ مَتَّعَهُ اللهُ بِبَصَرِهِ وَ خَفَّفَ عَنْ والِدَیْهِ وَ اِنْ كانا كافِرینَ»

3. تخفیف گناه والدین: كسی كه قرآن را از روی مصحف بخواند علاوه بر این كه چشمانش را از نور قرآن بهره‎مند می‎نماید سبب تخفیف گناه پدر و مادرش می‎شود. امام ششم ـ علیه السّلام ـ فرموده است:

«مَنْ قَرَأ الْقُرْآنَ مِنَ الْمُصْحَفِ مَتَّعَهُ اللهُ بِبَصَرِهِ وَ خَفَّفَ عَنْ والِدَیْهِ وَ اِنْ كانا كافِرینَ».[8]

كسی كه قرآن را از روی مصحف بخواند خدا دیدگان او را بهره‎مند می‎سازد و به وسیله آن گناهان پدر و مادرش را تخفیف می‎دهد، اگر چه آنان كافر باشند.

4. سبب تكثیر بیشتر قرآن: اگر همه مقیّد باشند از روی مصحف، قرآن بخوانند این مسأله موجب رواج قرآن كریم و چاپ و تكثیر بیشتر آن می‎شود. در نتیجه در دسترس همگان قرار می‎گیرد و میل و رغبت نسبت به قرآن فزونی می‎یابد.

 

پی نوشت ها:

[1] . نساء (4)، آیه 174.

[2] . تغابن (64)، آیه 8.

[3] . «همانا ما تورات را فرو فرستادیم در آن برای انسانها هدایت و نور است» (مائده (5)، آیه 44)، «و انجیل را بر عیسی فرستادیم كه در آن هدایت و نور است، (مائده (5)، آیه 46).

[4] . اصول كافی، ج 2، ص 449.

[5] . بحار الانوار، ج 89، ص 199.

[6] . المحجه البیضاء، مولی محسن فیض كاشانی، مكتبه الصّدوق، تهران، 1339، ج 2،ص 231.

[7] .اصول كافی، ج 2، باب «قراءه القرآن فی المصحف»، ص 449.

[8] . مصباح الكفعمی، مۆسسه النّعمان، بیروت، 1412 هـ .ق، ج 2، ص 531.


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:58 PM]  [ ]

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «ایها النّاس! استصبحوا من شعله مصباحٍ واعظ متّعظ و امتاحوا من صفوّ عین قد رُوّقت من الكدر»، (ای مردم! چراغ دل را از نور گفتار گوینده با عمل روشن کنید و ظرف های جان را از آب زلال چشمه‌هایی كه از آلودگی‌ها پاك است پرنمائید.) (نهج‌ البلاغه، خ 105)

 


 

ایمان

ابتدا خود عمل کنیم، سپس دیگران

إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا

آیه های قرآن خود درس زندگی است . در آیه فوق ، یکی از درس های مهم زندگی به ما انسان ها یادآوری می شود که اگر خواستی بخش نامه‏ای صادر کنی، به کسی حرفی بزنی،دستوری بدهی و نصیحتی کنی اول خود عمل کن بعد بخشنامه صادر کن و نصیحت کن .

در این آیه به تعبیری خدا می‏خواهد بخشنامه کند که مردم صلوات بفرستید، نمی‏گوید: بسمه تعالی صلوات بفرستید. می‏گوید: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ : خدا و فرشته‏ها صلوات می‏فرستند. بعد می‏گوید: تو نمی خواهی صلوات بفرستی؟ پس «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا»

با زبان بی زبانی به ما آموزش می دهند که اگر می خواهیم که حرف ما، دستور و بخشنامه ما اثر کند، باید خودمان به آنچه می‏گوییم عمل کنیم.

کارفرما اگر در بیت المال دقّت کند، کارمند هم دقّت می‏کند، اگر معلم و مربی در نماز جماعت شرکت کرد، معاون ها و دانش آموزان هم می آیند.

اگر خواستار یک نسل خوب هستیم، باید خودمان پیش قدم بشویم .

 

آنچه خود عمل نمی‌كنید دیگران را توصیه به انجامش نكنید

در احادیث قدسی نقل شده است كه ای فرزند آدم« اوّل خود را موعظه كن و پس از آن دیگران را توصیه نما»

امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «ایها النّاس! استصبحوا من شعله مصباحٍ واعظ متّعظ و امتاحوا من صفوّ عین قد رُوّقت من الكدر»، (ای مردم! چراغ دل را از نور گفتار گوینده با عمل روشن یابید و ظرف های جان را از آب زلال چشمه‌هایی كه از آلودگی‌ها پاك است پرنمائید.)(نهج‌ البلاغه، خ 105)

قرآن نیز می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ *كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ »، (اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید كه انجام نمى‏دهید؟

 

نزد خدا سخت ناپسند است كه چیزى را بگویید و انجام ندهید.)(صف، 2و3)

همچنین علی(علیه السلام) در خطبه‌ای دیگر از نهج البلاغه می‌فرماید: «لعن الله الامرین بالمعروف التاركین له و الناهین عمن المنكر العاملین به»، (لعنت خدا بر آنان كه امر به معروف می كنند و خود ترك می‌نمایند و نهی از منكر می‌كنند و خود مرتكب آنچه دیگران را نهی می‌كنند می‌شوند) (نهج البلاغه، خ 129)

سالها پیش وقتی به شهید سردار كریمی كه از جراحت‌های ناشی از دوران دفاع مقدس عذاب می‌كشید گفته بودند: برای تسكین دردهایش از موادمخدّر استفاده كند گفته بود: چون خود در مقطعی در ستاد مبارزه با مواد مخدّر مشغول بودم این را اصلاً نمی‌توانم انجام بدهم و كاری كه دیگران را باز می‌داشتم خود مرتكب شوم.

صداقت واقعی نیز در انطباق گفتار با رفتار و عقیده نمود پیدا می‌كند، اگر صائب‌ترین سخنان را بر زبان آورم و خود عامل به آنها نباشم و با تجربه‌ای انضمامی آن سخنان را نگویم هر چند صحیح و قابل استفاده برای دیگران باشد انسان صادقی محسوب نمی‌شوم.

با زبان بی زبانی به ما آموزش می دهند که اگر خواستیم دستور و بخشنامه ما اثر کند، باید خودمان به آنچه می‏گوییم عمل کنیم. کارفرما اگر در بیت المال دقّت کند، کارمند من هم دقّت می‏کند، اگر معلم و مربی در نماز جماعت شرکت کرد، معاونها دانش آموزان هم می‏آیند، اگر خواستیم نسل خوب شود باید خودمان پیش قدم بشویم

باطنت را بهتر از ظاهرت کن

در اخلاق قرآنی درون و باطن آدمی باید بهتر از بیرون و گفتار و نمودش باشد و اگر «حال» و درون آراسته‌تر از بیرون نباشد، نباید به گونه‌ای تظاهر كرد كه بیرون آراسته‌تر از باطن و درون به نظر آید كه زمینه نفاق را فراهم می‌سازد.

در سوره احزاب «صدق» با «نفاق» مقابل هم آمده و می‌فرماید: «لِیَجْزِیَ اللَّهُ الصَّادِقِینَ بِصِدْقِهِمْ وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ إِن شَاء أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا »، (تا خدا راستگویان را به [پاداش‏] راستى‏شان پاداش دهد، و منافقان را اگر بخواهد، عذاب كند یا بر ایشان ببخشاید كه خدا همواره آمرزنده مهربان است.)(احزاب، 24)

 

سۆال:

كسی كه التزام عملی به گفتارش ندارد در صورتی كه احتمال دهد دیگران با شنیدن و خواندن مواعظ وی هدایت می‌شوند می‌تواند این كار را بكند یا نه؟

توصیه به آنچه خود عامل نیستم اوّلاً موجب خواهد شد با توجه به حساسیتی كه ذهن انسان به مغایرت های رفتاری و گفتاری دیگران دارد از لحاظ حیثیت و اعتبار، آبرویم نزد دیگران خدشه دار شود و هر شنونده‌ای كه مرا می‌شناسند بی اختیار در دل یا در زبان خواهد گفت: این اگر راست می‌گوید چرا خودش عمل نمی‌كند؟

همچنین توصیه به آنچه عمل نمی‌كنم موجب پیدایش تناقض و شكاف در ساحت‌های وجودی من خواهد گردید و این تفاوت بین گفتار و عملكرد در صورت تداوم و استمرار مرا به ورطه نفاق سوق خواهد داد كه فرجام منافقان به تعبیر قرآن «فِی الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»، (نساء، 145) می‌باشد و نیز سخن كسی كه اعتقاد قلبی به گفته‌اش نداشته باشد و در عملش متبلور نشده باشد تاثیر چندانی بر مخاطب نخواهد داشت و به گفته مولانا: «آه صاحب درد را باشد اثر» و نوعاً كسانی كه در عمل كردن كاهل و سهل انگار هستند بیشتر حرف می‌زنند.

 

بی عمل در حرف گفتن گوی سبقت می برد                                                                                

                                           مرد میدان عمل خود حرف كمتر می‌زند


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:57 PM]  [ ]
بخشش

به نظر می‌رسد گسترده‌ترین آیه در بعد رأفت و مهربانی آیه 53 سوره زمر است که خداوند به پیامبر رحمتش می‌فرماید:

«قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ؛ بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.

 

در بعضی از احادیث ما وارد شده است که وقتی آیه 53 زمر نازل شد شیطان رجیم از خشم و عصبانیت آنچنان صیحه و شیونی سر داد که به حالت غش در آمد و گفت : با نزول این آیه من ناامید و بیچاره شدم و خداوند با این آیه کمر مرا شکست چرا که هر چه من در گمراهی و ضلالت انسان تلاش نموده و آن‌ها را به گناه و معصیت وادار نمایم ، خداوند با این آیه به همه آن‌ها وعده آمرزش و بخشش داده است.

اگر کسی به نکات ظریف این آیه دقت کند نهایت مهرورزی و عطوفت خالق یکتا را نسبت به بندگانش مشاهده خواهد کرد .

ما تنها به چند نکته اشاره می‌کنیم : 

1.تعبیر به (یا عبادی) آغازگر لطفی بی نهایت و مهربانی عظیم از ناحیه پروردگار است به کسانی که با گناه و معصیت خودشان را از عبودیت خدا خارج کرده‌اند.

جمله (غفور الرحیم) در حقیقت مهر و امضاء خداوند بر این وعده است که همانا این همه لطف و رحمت از منبع و سرچشمه کسی به سوی بنده سرازیر شده است که خودش هم غفور و آمرزنده است و هم رحیم و مهربان

2.جمله (لا تفنطو) آنچنان امید و نشاطی در بندگان خدا ایجاد می‌کند که عشق و محبت بنده را به گوینده این جمله ازدیاد می‌بخشد.

3.جمله (رحمة الله) بیانگر نهایت مهر و کمال عطوفت و مهربانی با خدا را به بندگانش می‌رساند.

4.جمله (ان الله یغفر الذنوب) وعده ای را از سوی خداوند به بنده‌اش می‌دهد که بیانگر رساندن بنده به مقام عفو و بخشش ربوبی است.

5.جمله (جمیعاً) تأکید بر این عفو و بخشش است آن هم نه فقط راجع به یک یا چند گناه بلکه راجع به همه گناهان.

6.جمله (غفور الرحیم) در حقیقت مهر و امضاء خداوند بر این وعده است که ؛ همانا این همه لطف و رحمت از منبع و سرچشمه کسی به سوی بنده سرازیر شده است که خودش هم غفور و آمرزنده است و هم رحیم و مهربان.»

بخش قرآن تبیان


[سه شنبه 11 تیر 1392 ]  [12:55 PM]  [ ]
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2