بهینه
اصلاح الگوی مصرف 
قالب وبلاگ
  HTML clipboard

و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا. (۱)

(و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم نخست اوامر خود را براى «مترفين‏» آنها (ثروتمندان مست‏شهوت) بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت‏برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را شديدا درهم مى‏كوبيم).

راغب در مفردات گفته: كلمه «ترفه‏» به معناى توسعه در نعمت است وقتى گفته مى‏شود «اترف فلان‏» و يا (فلانى مترف است) معنايش اين است كه فلانى را نعمت از حد گذشته است تا آنجا كه مى‏گويد: مراد از «مترفين‏» در جمله «امرنا مترفيها» همان كسانى هستند كه آيه شريفه: فاما الانسان اذا ما ابتلاه ربه فاكرمه و نعمه (خداوند وقتى انسان را آزمايش كند او را اكرام نموده و غرق در نعمتش مى‏سازد).

مرحوم «طبرسى‏» در «مجمع البيان‏» گفته است: ترفه به معناى نعمت است، ابن عرفه در معناى آن گفته: مترف كسى را گويند كه افسارش را رها كرده باشند، هرچه دلش خواست‏بكند، و جلويش را نگيرند.

از اين آيه استفاده مى‏شود خداوند هرگز قبل از اتمام حجت و بيان دستوراتش كسى را مؤاخذه و مجازات نمى‏كند، بلكه نخست‏به بيان فرمانهايش مى‏پردازد، اگر مردم از در طاعت وارد شدند و آنها را پذيرا شدند چه بهتر كه سعادت دنيا و آخرتشان در آن است و اگر به فسق و فجور و مخالفت‏برخاستند و همه را زير پا گذاشتند، اينجاست كه فرمان عذاب درباره آنها تحقق مى‏پذيرد و به دنبال آن هلاكت است.

ممكن است كسى بگويد چرا امر شدگان تنها «مترفين‏» هستند؟ در پاسخ مى‏گوئيم در بسيارى از جوامع «مترفين‏» سردمداران اجتماع هستند و ديگران تابع و پيرو آنها مى‏باشند. به علاوه منشا غالب مفاسد اجتماعى نيز ثروتمندان از خدابى‏خبرى هستند كه در ناز و نعمت و عيش و نوش و هوس غرقند و هر نغمه اصلاحى و انسانى و اخلاقى در گوش آنها ناهنجار است‏به همين دليل هميشه در صف اول در مقابل پيامبران ايستاده بودند و دعوت آنها را كه به نفع عدل و داد و حمايت از مستضعفان بوده هميشه بر ضد خود مى‏ديدند، روى اين اصل در آيه به خصوص ياد شده است زيرا كه ريشه اصلى فساد همين گروهند.

در آيه ديگر مى‏خوانيم:

و ما ارسلنا في قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون. (۲)

(در هيچ شهرى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه ثروتمندان آن گفتند: ما به آنچه فرستاده شده‏ايد، كافريم).

از آيه شريفه استفاده مى‏شود كه در وحله اول طبقه پائين اجتماع از پيامبران حمايت كرده‏اند و نيز ثروتمندان در ابتداى امر به مبارزه برخاسته‏اند زيرا پيامبران از عياشى و خيره‏سرى آنها جلوگيرى كرده و به تعديل و انصاف وادار مى‏نمودند و آن بر خلاف ميل خودكامگان بود.

و ناگفته نماند كه ماده «ترفه‏» در سرتاسر قرآن مجيد در مقام مذمت‏به كار رفته است.

ممكن است عذاب الهى به «مترفين‏» به دست گروه محروم جامعه نازل شود و آنها توسط اين گروه به سختى درهم كوبيده شوند، زيرا شكاف عميقى كه بين اين دو طبقه ايجاد مى‏شود، مايه انعدام آن اجتماع مى‏باشد. آرى كمتر فسادى در عالم ظاهر مى‏شود و كمتر جنگ خونينى است كه نسلها را قطع و آباديها را ويران سازد، منشا آن اسراف و افراط مترفين جامعه در استفاده از نعمتهاى الهى نبوده باشد.

به گفته «جان بويدار» در مقدمه خود بر كتاب «انسان گرسنه‏» سيرها دوست ندارند درباره گرسنگى ديگران گفتگو كنند و اين مساله‏اى است در عالم سياست هرگز مورد توجه و علاقه آنها نبوده است‏با اين حال در طى قرون و اعصار گرسنگى خود را به خطرناكترين صورتهاى سياسى نشان داده است. وقوع انقلاب كبير فرانسه را به سال ۱۷۸۹ گرسنگى تسريع كرد و نهضتهاى انقلابى كه حوالى سال ۱۸۴۰ روى دادند همه به علت گرسنگى بود. در انگلستان جمعيتى كه خواهان قانون اساسى بود، فرياد مى‏زد: «يا نان يا خون‏» و هنگامى كه دولت موفق شد خواربار ارزان و فراوان وارد كشور كند روح انقلابى انگلستان محو و ناپديد شد. اما سرانجام امروز با همه ديرى، شروع كرده‏اند به اين كه قبول كنند گرسنگى وحشتناك‏ترين درد فقر است و اين درد از مهمترين علل اساسى طغيان آسيائيها عليه سلطه اقتصادى قدرتهاى اروپائى است. و مادام كه ملتها بدانند و اعتقاد داشته باشند كه گرسنگى و فقر آنها دردهاى بيهوده‏اى هستند محال است كه توپها بتوانند از اين طغيان جلوگيرى كنند...».. (۳)

استفاده از زينت و نه از كالاهاى لوكس

كسانى كه در مصرف، كالاى لوكس به كار مى‏برند و حتى مساجد و اماكن مذهبى را با لوسترهاى گرانقيمت و اشياء آنتيك و ميزها و مبلهاى منبت‏كارى بسيار گرانقيمت آرايش مى‏دهند، در جواب اين سؤال كه چرا كالاهاى غير ضرورى آنهم بدين گرانبهائى را به كار مى‏برند، استدلال مى‏كنند كه در اسلام استعمال زينت آلات تجويز شده است.

غافل از اين كه زينتى كه براى مسلمانان تجويز شده است، غير از استفاده از كالاهاى لوكس و غير ضرورى مى‏باشد. در مورد استفاده از انواع زينتها، اسلام مانند تمام موارد، حداعتدال را انتخاب كرده است نه مانند بعضى كه مى‏پندارند استفاده از زينتها و تجملات هرچند به صورت معتدل بوده باشد، مخالف زهد و پارسائى است و نه مانند تجمل‏پرستانى كه غرق در زينت و تجمل مى‏شوند.

قرآن مجيد مى‏فرمايد:

يا بني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا واشربوا و لا تسرفوا انه لا يحب المسرفين قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده والطيبات من الرزق قل هي للذين آمنوا فى الحياة الدنيا خالصة يوم القيامة. (۴)

(اى فرزندان آدم! زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد. بگو چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند (اگرچه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند) ولى در قيامت‏خالص (براى مؤمنان) خواهد بود اين چنين آيات خود را براى كسانى كه آگاهند، شرح مى‏دهيم).

معناى همراه داشتن زينت در وقع بيرون شدن به سوى مسجد هم مى‏تواند آرايش ظاهرى باشد كه شامل پوشيدن لباسهاى مرتب و پاك و تميز و شانه زدن موها و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏شود و هم شامل زينتهاى معنوى كه مناسب با نماز و طواف و ساير عبادات باشد.

واگر در بعضى از روايات تنها اشاره به لباس خوب يا شانه كردن موها شده، و يا تنها سخن از مراسم نماز اعياد و نماز جمعه به ميان آمده است، دليل بر انحصار نيست، بلكه هدف بيان مصاديق روشن آن است. (۵)

در اسلام، استفاده كردن از زيبائيهاى طبيعت، لباسهاى زيبا و متناسب، به كار بردن انواع عطرها و امثال آن، نه تنها مجاز شمرده شده، بلكه به آن توضيه و سفارش نيز گرديده است‏در اين باره روايات زيادى در كتب معتبر نقل شده است.

در باره امام حسن مجتبى نقل شده است‏به هنگامى كه به نماز برمى‏خاست‏بهترين لباسهاى خود را مى‏پوشيد، سؤال كردند چرا بهترين لباس خود را مى‏پوشيد؟ فرمود:

«ان الله جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول خذوا زينتكم عند كل مسجد». (۶)

(خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و به همين جهت من لباس زيبا براى راز و نياز با پروردگارم مى‏پوشم و هم او دستور داده است كه زينت‏خود را به هنگام رفتن به مسجد برگيريد).

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«البس و تجمل فان الله جميل و يحب الجمال و ليكن من حلال‏». (۷)

(لباس نيكو بپوش، زيرا خداوند نيكو است و نيكوئى را دوست مى‏دارد ولى (مواظب باش) و لباس خود را از حلال تهيه كن).

در روايت ديگر از امام صادق‏عليه السلام مى‏خوانيم:

«ان الله جميل يحب الجمال و التجمل و يبغض البؤس و التباؤس فان الله اذا انعم على عبده بنعمة احب ان يرى عليه اثرها..». (۸)

(خداوند جميل است و زيبايى را دوست دارد و گرفتگى را دشمن مى‏دارد، زيرا خداوند وقتى به بنده‏اش نعمتى مى‏دهد، دوست دارد اثر آن را بر او ببيند).

در حديث ديگرى آمده است كه يكى از زهاد ريائى به نام «عبادبن كثير بصرى‏» به امام صادق‏عليه السلام روبرو شد، درحالى كه امام عليه السلام لباس نسبتا زيبائى بر تن داشت‏به امام گفت: تو از خاندان نبوتى و پدرت (على‏عليه السلام) لباس بسيار ساده مى‏پوشيد، چرا چنين لباس جالبى بر تن تو است؟ آيا بهتر نبود كه لباسى كم‏اهميت‏تر از اين مى‏پوشيدى؟ امام فرمود: واى بر تو اى عباد! «من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق‏». (۹)

(چه كسى حرام كرده است زينتهائى را كه خداوند براى بندگانش آفريده و روزيهاى پاكيزه را).

اين تعبير كه خداوند زيباست و زيبائى را دوست دارد و يا به تعبير اين كه خداوند زيبائيها را آفريده، هرگز اينها را نمى‏آفريد، آفرينش زيبائيها در جهان هستى خود دليل بر اين است كه خالق زيبائيها آن را دوست دارد.

ولى غالبا در اين‏گونه موضوعات، مردم راه افراط را مى‏پويند و با بهانه‏هاى مختلف رو به تجمل‏پرستى مى‏آورند و به همين دليل قرآن مجيد بعد از ذكر اين حكم اسلامى از اسراف و زياده‏روى و تجاوز از حد، مسلمانان را برحذر داشته است و در قرآن در بيش از بيست مورد به مساله اسراف اشاره شده و از آن نكوهش گرديده است.

در اسلام از پوشيدن لباسهاى نازك و رقيق و بسيار نرم كه مرد را به تن‏پرورى عادت مى‏دهد، مذمت‏شده است.

امام سجادعليه السلام فرمود:

«ان الجسد اذا لبس الثوب اللين طغى‏». (۱۰)

(بدن انسان اگر لباس نرم بپوشد، طغيان مى‏كند).

باز امام سجادعليه السلام فرمود:

«من لبس ثوبا يشهره كساه الله يوم‏القيامة ثوبا من النار». (۱۱)

(اگر كسى لباس بپوشد كه بدان وسيله مشهور و انگشت‏نما شود خداوند روز قيامت پيراهنى از آتش بر او مى‏پوشاند).

در روايتى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:

«من لبس ثوبا فاختال فيه خسف‏الله من شفير جهنم يتخلخل فيها مادامت السموات والارض‏».

(كسى كه لباس بپوشد و با آن بر ديگرى افتخار كند، شعله‏اى از جهنم او را فرا مى‏گيرد كه تا روز قيامت در ميان آن بالا پائين برود).

زهد; برداشت كم براى بازدهى زياد

«زهد» از جمله اوصافى است كه كابرد اقتصادى آن قويتر است. «زهد» عبارت است از برداشت كم براى بازدهى زياد. (۱۲) «زاهد» در زندگى خويش سادگى و قناعت را پيشه مى‏سازد و از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى پرهيز مى‏نمايد و به اصطلاح از نعمتهاى دنيوى كم برداشت مى‏كند ولى بازدهيش نسبت‏به برداشتش چه از لحاظ عاطفه و اخلاق و چه در قسمت تعاون و همكارى اجتماعى زياد است. او از دسترنج ديگران به حداقل اكتفاء مى‏كند و در عوض سود بيشتر به جامعه مى‏رساند.

«زهد» در نهج البلاغه در دو مورد تعريف شده است:

در يك جا مى‏فرمايد:

«ايها الناس! الزهادة: قصر الامل و الشكر عند النعم والورع عند المحارم، فان عزب ذلك عنكم فلا يغلب الحرام صبركم و لا تنسوا عد النعم شكركم فقد اعذر الله اليكم بحجج مسفرة ظاهرة و كتب بارزة العذر واضحة‏». (۱۳)

(اى مردم! زهد يعنى كوتاهى آرزو، شكر و سپاس در برابر نعمت و پارسائى در مقابل گناه! اگر نتوانستيد همه اين صفات را فراهم سازيد مواظب باشيد حرام بر اراده و صبر شما پيروز نگردد و در برابر نعمتها شكر منعم را فراموش مكنيد، چه اين كه خداوند با دلائل روشن و آشكار عذرها را قطع كرده و با كتابهاى خود بهانه را به روشنى از بين برده است).

اميرمؤمنان‏عليه السلام در جاى ديگر به استناد قرآن كريم مى‏فرمايد: «الزهد بين كلمتين من القرآن قال الله سبحانه: لكيلا تاسوا على ما فاتكم و لا تفرحوا بما آتاكم و من لم ياس على الماضى، ولم يفرح بالآتى، فقد اخذالزهد بطرفيه‏». (۴)

(تمام زهد در دو جمله از قرآن آمده است: خداوند سبحان مى‏فرمايد: «اين براى آن است كه به خاطر آنچه از دست داده‏ايد، غمگين نشويد و به آنچه خدا به شما داده دلبسته و مغرور نباشيد» پس هركس بر گذشته اندوه نخورد و براى آينده شادمان نشود، بر دو جانب زهد دست‏يافته است (اشاره به اين كه حقيقت زهد ترك وابستگيها و اسارتها در چنگال گذشته و آينده است).

اين بدان معنى نيست كه انسان به مواهب الهى در اين جهان پشت‏پا بزند، و يا از آنها بهره نگيرد، مهم اين است كه اسير آن نگردد.

بديهى است وقتى كه چيزى كمال مطلوب نبود، ويا اساسا مطلوب اصلى نبود، بلكه وسيله بود، در اين صورت آمدن و رفتنش شادمانى يا اندوه ايجاد نمى‏كند.

بنابراين «زاهد» كسى است كه به آمدن و رفتن دنيا بى‏اعتناد باشد، كار كند تلاش نمايد، استفاده كند ولى دلباخته و دلداده آن نشود.

امام صادق‏عليه السلام فرمود:

«ليس الزهد فى الدنيا باضاعة المال ولا بتحريم الحلال بل الزهد فى الدنيا ان لا تكون بما فى يدك اوثق بما فى يدالله عزوجل‏». (۱۵)

(زهد در دنيا با ضايع كردن مال و يا با حرام كردن حلال نيست، بلكه زهد در دنيا اين است كه آنچه در دست توست، محكم‏تر از آنچه در دست‏خداست، نباشد.

امام صادق‏عليه السلام در جاى ديگر فرموده:

«الزهد مفتاح باب الآخرة و البراءة من النار و هو تركك كل شئ‏يشغلك عن الله من غير تاسف على فوتها و لا اعجاب فى تركها ولا انتظار فرج منها، و لا طلب محمدة عليها و لا عوض منها بل ترى فوتها راحة و كونها آفة...» .

(زهد، كليد در آخرت و برائت و دورى از آتش است و زهد اين است كه هرچه ترا از خدا باز دارد، ترك كنى بدون اين كه بر فوت آن تاسفى بخورى، و نه عجبى بر ترك آن نمائى و نه به سبب آن، منتظر فرجى در دنيا باشى يا بخواهى ترا به خاطر اين صفت تعريف و تمجيد كنند و بدين ترتيب عوض بگيرى، بلكه ترك آن را راحت‏خود بدانى، و گرفتارى به آن را آفت‏شمارى).

«الزاهد الذى يختاار الآخرة على الدنيا و الذل على العز والجهد على الراحة و الجوع على الشبع و عاقبة الاجل على محبة العاجل والذكر على الغفلة و يكون نفسه فى الدنيا و قبله فى الآخرة‏». (۱۶)

(زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و ذلت را بر عزت، و سعى در عبادت را بر راحت، و گرسنگى را بر سيرى و ياد خدا را بر غفلت اختيار كند و بدن او در دنيا و دلش در آخرت باشد).

انسان اين ويژگى را دارد كه برداشت و برخوردارى زياد از نعمتهاى دنيوى و اسراف در لذت او را در آنچه هنر و كمال انسانى ناميده مى‏شود، ضعيف‏تر و بى‏بارتر مى‏سازد و برعكس پرهيز از اسراف و برداشت زياد گوهر او را صفا و جلا مى‏بخشد و فكر و اراده او را نيرومندتر مى‏كند. ولى در حيوان مساله درست‏برعكس آن است‏يعنى حيوان هرچه بيشتر بخورد و چاقتر شود، براى آن بهتر و مطلوبتر است.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام در يكى از نامه‏هايش پس از آن كه زندگى زاهدانه و كم‏برداشت‏خويش را براى يكى از فرماندارانش تشريح مى‏كند واو را ترغيب مى‏نمايد كه در زندگى اين راه را پيشه سازد، مى‏فرمايد:

«فما خلقت ليشغلنى اكل الطيبات كالبهيمة المربوطة همها علفها او المرسلة شغلها تقممها تكترش من اعلافها و تلهو عما يراد بها او اترك سدى، او اهمل عاثبا».

(من آفريده نشدم كه خوردن خوراكيهاى پاكيزه مرا به خود مشغول دارد، همچون حيوان پروارى كه تمام همش علف است و يا همچون حيوان رها شده‏اى كه شغلش چريدن و خوردن و پركردن شكم مى‏باشد و از سرنوشتى كه در انتظار اوست، بى‏خبر است آيا بيهوده يا مهمل و عبث آفريده شده‏ام؟ آيا بايد سرشته‏دار ريسمان گمراهى باشم؟ و يا در طريق سرگردانى قدم گذارم؟

«و كانى بقائلكم يقول: اذا كان هذا قوت ابن ابى طالب، فقد قعد به الضعف عن قتال الاقران و منازل الشجعان‏». (۱۷)

(گويا مى‏بينم كه گوينده‏اى از شما مى‏گويد: هرگاه اين (دو قرص نان) قوت و خوراك فرزند ابوطالب است‏بايد هم‏اكنون نيرويش به سستى گرائيده باشد و از مبارزات با همتايان و نبرد با شجاعان باز ماند پس چگونه است كه هيچ دلاورى تاب هماوردى او را ندارد ولى اشتباه مى‏كنند. آن كه با سختيهاى زندگى دست‏به گريبان است، نيرومندتر و آبديده تر از كوره بيرون مى‏آيد، همانا چوب درخت صحرائى كه دست‏باغبان نوازشش نمى‏دهد و هر لحظه به سراغش نمى‏رود و بامحروميتها همواره در نبرد است محكمتر، با صلابت‏تر، و آتشش فروزانتر و ديرپاتر است).

«زهد» براى روح انسان تمرين و ورزش است و تعلقات اضافى را مى‏ريزد، سبكبال و سبكبار مى‏گردد.

على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«خيرالناس من زهدت نفسه و قلت رغبته و ماتت‏شهوته و خلص ايمانه و صدق ايفائه‏». (۱۸)

(بهترين مردم كسى است كه نسبت‏به دنيا بى‏رغبت و خواهشش كم باشد و هوا و هوس او مرده و ايمانش خالص و يقينش درست‏باشد، يعنى يقين كامل داشته باشد به آنچه يقين به آن بايد داشت).

باز مى‏فرمايد:

«خير من صحبت من ولهك بالاخرى و زهدك فى الدنيا و اعانك على طاعة المولى‏». (۱۹)

(بهترين كسى كه با او مصاحبت كنى كسى است كه ترا به آخرت شيفته و نسبت‏به دنيا بى‏رغبت گرداند و ترا بر فرمانبردارى پروردگار يارى نمايد).

فرمود:

«طوبى للزاهدين فى الدنيا، الراغبين فى الآخرة اولئك قوم اتخذوا الارض بساطا و ترابها فراشا و ماءها طيبا و القرآن شعارا و الدعاء دثارا...».

(خوشا به حال زاهدان در دنيا، و راغبان درآخرت، آنها كه زمين را فرش قرار دادند و خاك آن را بستر و آبش را عطر و قرآن را همچون لباس زيرين و دعا را همچون لباس روئين).

هدف اين است كه انسان دلبسته و اسير زرق و برق اين جهان نباشد يعنى موقعيت‏خود را در اين جهان بداند و دلباخته و دلداده آن نشود.

اميرمؤمنان على‏عليه السلام مى‏فرمايد:

«ينبغى لمن علم شرف نفسه ان ينزهها عن دناءة الدنيا». (۲۰)

(سزاوار است كسى كه شرف نفس خود را بداند، خود را از پستى دنيا پاكيزه دارد).

«ينبغى لمن علم سرعة زوال الدنيا ان يزهد فيها». (۲۱) (سزاوار است كسى كه به سرعت زوال دنيا توجه دارد نسبت‏به آن بى‏رغبت‏باشد).

آرى بشر آنگاه شخصيت‏خود را باز مى‏يابد كه شخصا گريبان خويش را از تسلط دنيا خلاص كند و خود را از اختيار دنيا و نعمتهاى آن خارج سازد و دنيا را در اختيار خود قرار دهد زيرا حكومت اشياء و پول و كالا بر بشر برخلاف شؤون و حيثيت و شرافت انسانى است و در پستى و دنائت در رديف بت‏پرستى است.

در باره رابطه پول‏پرستى و شخصيت انسانى يكى از نويسندگان ماركسيست تعبيرات جالبى دارد اين نويسنده در كتابى كه در زمينه اقتصاد و سرمايه‏دارى و اقتصاد كمونيستى نوشته است، از لحاظ اين كه به جنبه اخلاقى حكومت پول و كالا بر اجتماع توجه دارد، جالب است.

وى مى‏نويسد: «تسلط فوق العاده «طلا» در اجتماع معاصر، غالبا باعث تاثر وانزجار قلبهاى حساس است. مردان طالب حقيقت هميشه تنفر خود را نسبت‏به اين «فلز پليد»! ابراز مى‏دارند و فساد اصلى اجتماع معاصر را به واسطه وجود طلا مى‏دانند، ولى در حقيقت تكه‏هاى دائره مانند يك فلز زرد و درخشنده كه طلايش مى‏نامند، تقصير و گناهى ندارد. قدرت و تسلط پول نماينده و مظهر عمومى قدرت و تسلط اشياء بر بشر است، اين قدرت تسلط اشياء بر بشر از خصائص عمده اقتصاد بدون نظم و مبتنى بر مبادله مى‏باشد. همان‏طور كه بشر بى‏تمدن زمان قديم بتى را كه به دست‏خود مى‏ساخت معبود و مسجود خود قرار مى‏داد و آن را مى‏پرستيد، بشر دوران معاصر نيز مصنوع خود را مى‏پرستد و زندگيش تحت تسلط و اقتدار اشيائى است كه به دست‏خود ساخته و پرداخته است. براى آن كه كالاپرستى و پول‏پرستى كه ناپاكترين شكل تكامل يافته كالاپرستى است، به كلى ريشه‏كن شود، بايد علل اجتماعى كه آنها را به وجود آورده است، از بين برد و سازمان اجتماع را طورى تنظيم كرد كه سلطه واقتدار سكه‏هاى كوچك اين فلز زرد و درخشان بر بشر محو و نابود گردد. در چنين سازمانى ديگر حكومت اشياء بر بشر وجود نخواهد داشت، بلكه بر عكس بشر منطقا و بر طبق نقشه معين بر اشياء حكومت‏خواهد كرد و احترام و گرامى داشتن «شخصيت‏بشر» جايگزين پرستش پول خواهد بود». (۲۲)

خلاصه اسلام با توصيه پيروان خود به «زهد» پول‏پرستى و كالاپرستى و يا مقام‏پرستى و به عبارت جامعتر «دنيازدگى‏» را محكوم كرد و راضى نيست انسان اسير و گرفتار و بنده و برده ماديات باشد.

زهد اسلامى و فرق آن با رهبانيت مسيحى

اسلام در زمينه «زهد» دو چيز را سخت محكوم كرده است: يكى رهبانيت و ديگرى ماده‏پرستى «رهبانيت‏» و «رهبانيت‏» منسوب به «رهبان‏» و «رهبان‏» هر دو به يك معنى است، در اصل لغت از ماده «رهب‏» به معنى خوف، وحشت و ترس گرفته شده و در عرف به كسانى گفته مى‏شود كه «انقطاع و انفراد از مردم پيدا مى‏كنند به خاطر عبادت و ترس از خدا».

اين عمل از قديم در ميان هندوها معمول بوده و سپس در ميان مسيحيان رائج گرديد. بعضى معتقدند سرچشمه رواج آن در ميان پيروان مسيح يا يهود شكستهاى پى‏درپى بود كه از يكى از سلاطين جبار و ديكتاتور وقت‏خوردند و به دنبال آن تصميم گرفتند پراكنده شوند و در بيابانها به عبادت بپردازند تا پيامبر موعود آشكار گردد و آنها را از ذلت و پراكندگى برهاند. (۲۳)

همين معنى به صورت دقيق‏ترى از پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله نقل شده كه روزى آن حضرت به «ابن مسعود» فرمود: (مى‏دانى رهبانيت از كجا پيدا شد» عرض كرد: خدا و پيامبرش آگاه‏ترند. فرمود: بعد از عيسى‏عليه السلام جمعى از جباران ظهور كردند و مؤمنان سه مرتبه با آنها پيكار نموده و شكست‏خوردند، لذا به بيابانها متوارى شدند و به انتظار ظهور پيامبر موعود عيسى (حضرت محمدصلى الله عليه وآله)در غارها و كوهها به عبادت مشغول گشتند، بعضى از آنها بر دين خود باقى ماندند و بعضى راه كفر پيش گرفتند.

سپس افزود: آيا مى‏دانى رهبانيت امت من چيست؟ عرض كرد: خدا و رسولش آگاه‏ترند. فرمود: رهبانيت امت من هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است. (۲۴)

اسلام با «رهبانيت‏» و «زهدگرائى‏» به مخالفت‏برخاسته و آن را بدعتى از راهبان شمرده است ...و رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله فما رعوها حق رعايتها فاتينا الذين آمنوا منهم اجرهم و كثير منهم فاسقون. (۲۵)

(رهبانيتى را كه ابداع كرده بودند و ما بر آنها مقرر نداشته بوديم، گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حق آن را رعايت نكردند، لذا ما به آنها كه ايمان آوردند پاداش داديم و بسيارى از آنها فاسقند).

از آيه استفاده مى‏شود كه «رهبانيت‏» در آئين مسيح نبوده و پيروانش آن را بعد از او ابداع كردند ولى در آغاز نوعى زهدگرائى واز ابداعات نيك محسوب مى‏شد، مانند بسيارى از مراسم و سنتهاى حسنه‏اى كه هم‏اكنون در ميان مردم رائج است. ولى اين سنت‏بعدا به انحراف گرائيد و آلوده با امورى مخالف فرمان الهى و حتى گناهان زشتى شد. به همين دليل اسلام رهبانيت را به شدت محكوم كرده و حديث معروف «لا رهبانية فى الاسلام‏» (در اسلام رهبانيت وجود ندارد) در بسيارى از منابع ديده مى‏شود. (۲۶)

از جمله بدعتهاى زشت مسيحيان درباره «رهبانيت‏»، «تحريم ازدواج‏» براى مردان و زنان تارك دنيا بود و ديگر «انزواى اجتماعى‏» و پشت‏پا زدن به وظائف انسانى در اجتماع و انتخاب صومعه‏ها و ديرهاى دورافتاده براى عبادت و زندگى در محيطى دور از اجتماع بود، سپس مفاسد زيادى در ديرها و مراكز زندگى رهبانها به وجود آمد.

زهد اسلامى كه به معنى سادگى زندگى و حذف تجملات و عدم اسارت در چنگال مال و مقام است هيچ ارتباطى به مساله رهبانيت ندارد، زيرا رهبانيت‏يعنى جدائى و بيگانگى از اجتماع است و زهد به معنى آزادگى و وارستگى به خاطر اجتماعى‏تر زيستن است. رهبانيت، بريدن از مردم و روآوردن به عبادت است، براساس اين انديشه كه كار دنيا و آخرت از يكديگر جداست. اين است كه رهبانيت‏بر ضد زندگى و بر ضد جامعه‏گرائى است، و مستلزم كناره‏گيرى از خلق و بريدن از مردم و سلب هرگونه مسؤوليت و تعهد از خود است.

اما زهد اسلامى در عين اين كه مستلزم انتخاب زندگى ساده و بى‏تكلف است و براساس پرهيز از تنعم و تجمل و لذت‏گرائى است در متن زندگى و در بطن روابط اجتماعى قرار دارد و عين جامعه‏گرائى است، براى خوب از عهده مسؤوليتها برآمدن است و از مسؤوليتها و تعهدهاى اجتماعى سرچشمه مى‏گيرد.

به قول استاد شهيد مطهرى:

«فلسفه زهد در اسلام آن چيزى نيست كه رهبانيت را به وجود آورده است، در اسلام مساله جدا بودن حساب اين جهان با آن جهان مطرح نيست. از نظر اسلام نه خود آن جهان و اين جهان از يكديگر جدا و بيگانه هستند و نه كار اين جهان با كار آن جهان بيگانه است ارتباط دو جهان با يكديگر از قبيل ارتباط ظاهر و باطن شئ واحد است، از قبيل پيوستگى دو رويه يك پارچه است، از قبيل پيوند روح و بدن است كه چيزى است‏حد وسط ميان يگانگى و دوگانگى. كار اين جهان با كار آن جهان نيز عينا همين‏طور است، بيشتر جنبه اختلاف كيفى دارد تا اختلاف ذاتى‏». (۲۷)

در حديثى مى‏خوانيم: هنگامى كه به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اطلاع دادند كه گروهى از اصحاب از همه‏چيز اعراض نموده‏اند و به عزلت و عبادت روى آورده‏اند، سخت آنها را مورد عتاب قرار داد، فرمود: من كه پيامبر شما هستم اين چنين نمى‏كنم. (۲۸) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بدين وسيله فهماند كه اسلام دينى جامعه‏گرا و زندگى‏گر است، نه جامعه‏گريز و زهدگرا.

در حديث ديگرى آمده است كه: «عثمان بن مظعون‏» فرزندش از دنيا رفته بود، بسيار غمگين شد تا آنجا كه خانه‏اش را مسجد قرار داد و مشغول عبادت شد (وهر كار را جز عبادت ترك گفت) اين خبر به رسول خداصلى الله عليه وآله رسيد، او را احضار كرده فرمود:

«يا عثمان ان الله تبارك و تعالى لم يكتب علينا الرهبانية، انما رهبانية امتى الجهاد فى سبيل‏الله‏». (۲۹) (اى عثمان! خداوند متعال رهبانيت را براى امت من مقرر نداشته، رهبانيت امت من جهاد در راه خداست).

سپس پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله بحث مشروحى درباره فضيلت نماز جماعت‏براى او بيان فرمود كه تاييدى بر نفى رهبانيت و انزواطلبى است.

تفاوت روش «زاهد» و «راهب‏» از دو جهان‏بينى مختلف ناشى مى‏شود، از نظر راهب، دنيا و آخرت دو جهان كاملا جدا از يكديگرند، بلكه كاملا متضاد با يكديگر مى‏باشند و حساب سعادت دنيا نيز از حساب سعادت آخرت كاملا جداست.

ولى در جهان‏بينى «زاهد» دنيا و آخرت به يكديگر پيوسته‏اند، دنيا مزرعه آخرت است از نظر زاهد دنيا عين آخرت است و آنچه به زندگى دنيا سامان مى‏بخشد، همان وسيله سعادت آخرت نيز مى‏باشد.

البته ممكن است زاهدانى هم باشند كه از فلسفه «زهد» آگاهى نداشته باشند عملشان مانند عمل راهبان باشد. «ابن سينا» در نمط نهم اشارات كه به «مقامات العارفين‏» اختصاص يافته است، زهد را به زهد عارف و زهد غير عارف تقسيم كرده و گفته است: «زاهدانى كه از فلسفه زهد آگاهى ندارند، به خيال خود «معامله‏»اى انجام مى‏دهند، كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مى‏كنند از تمتعات دنيا دست مى‏شويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهره‏مند گردند به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمى‏كنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفه زهد از آن جهت زهد مى‏ورزد كه نمى‏خواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد چنين شخصى شخصيت‏خويش را گرامى مى‏دارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مى‏داند كه خود را بدان مشغول سازد و دربند اسارتش درآيد». (۳۰)

حقيقت اين است كه فلسفه زهد «زاهد» و رهبانيت «راهب‏» كاملا مغاير يكديگر است. اساسا رهبانيت تحريف و انحرافى است كه افراد بشر از روى جهالت‏يا اغراض سوء درباره تعليمات زهدگرايانه پيامبران الهى ايجاد كرده‏اند.

پى‏نوشتها:

۱) سوره اسراء، آيه ۱۶..

۲) سوره سبا، آيه ۳۴..

۳) انسان گرسنه، مقدمه لردجان بويدار، ص ۱۲..

۴) سوره اعراف، آيه ۳۰ و ۳۱..

۵) براى اطلاع از اين اخبار به تفسير برهان، ج‏۲، ص ۹ و ۱۰ - تفسير نورالثقلين، ج‏۲، ص ۱۸ و ۱۹ مراجعه شود..

۶) تفسير نمونه، ج‏۸، ص ۱۵۱..

۷) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۰..

۸) امالى، ص ۱۷۲ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۱..

۹) فروع كافى، ج‏۲، ص ۲۰۳ - وسائل الشيعة، ج‏۳، ص ۳۴۷..

۱۰) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۶۴..

۱۱) وسائل الشيعة، ج‏۱، ص ۳۵۴..

۱۲) استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۷..

۱۳) نهج البلاغه، خطبه شماره ۸۱..

۱۴) نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ۴۳۹..

۱۵) سفينة البحار، ج‏۱، ص ۵۶۸ كلمه زهد..

۱۶) بحارالانوار، ج‏۷۰ ، ص ۳۱۵..

۱۷) نهج البلاغه، قسمت نامه‏ها، نامه شماره ۴۵..

۱۸) غرر و درر آمدى، ج‏۳، ص ۴۳۶..

۱۹) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۰) نهج البلاغه، كلمات قصار، ۱۰۴..

۲۱) غرر و درر آمدى، ج‏۶، ص ۴۴۲..

۲۲) اصول اقتصاد نوشين، فضل شكل ارزش، پول بنقل سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۵۲ و ۲۵۳..

۲۳) تاريخ تمدن ويل دورانت، ج‏۱۳، ص ۴۴۳..

۲۴) مجمع البيان، ج‏۹، ص ۲۴۳ - با كمى تفاوت تفسير درالمنثور، ج‏۶، ص ۱۷۷..

۲۵) سوره حديد، آيه ۲۷..

۲۶) مجمع البحرين، ماده «رهب‏» و نهايه ابن اثير..

۲۷) سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۱۷..

۲۸) تفسير القمى، ص ۱۶۶، ذيل آيه ۸۹ سوره مائده..

۲۹) امالى صدوق، ص ۴۰..

۳۰) بنا به نقل، استاد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه، ص ۲۴۳..

داود الهامى

فصلنامه مكتب اسلام>شماره 5

منبع: سایت شهید آوینی

www.imamjawad.net

ادامه مطلب
[ جمعه 30 بهمن 1388  ] [ 9:49 PM ] [ نظرات 1 ]
  HTML clipboard

علی حسینی
گزارش : روزنامه ايران

در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است.

ویرجینیا وولف نویسنده شهیر قرن ۱۹ و ۲۰در «به سوی فانوس دریایی» گاه و بی گاه دست به مقایسه دو فرهنگ انگلیسی و فرانسوی می زند و با انتقاد از مصرف گرایی انگلیسی ها می گوید: «آنچه یك آشپز انگلیسی هنگام پخت غذا دور می ریزد كافی است تا یك آشپز فرانسوی با آن برای یك خانواده غذا بپزد.» غذایی خوشمزه و خوش رنگ كه از دور ریز پوست میوه ها، سبزیجات و.‎.. درست شده است. وولف بلافاصله از طرز سرخ كردن گوشت در آشپزخانه های انگلیسی انتقاد می كند و آن را به تمسخر می گیرد: «چنان گوشت را سرخ می كنند كه انگار چرم است» چرمی كه چیزی از خاصیت گوشت در آن باقی نمانده است. اسفناجی كه آنقدر جوشیده و آبش در ظرفشویی برگردانده شده كه دیگر آنچه باقی مانده تفاله ای بیش نیست، گندمی كه سبوس آن دور ریخته شده و.‎..

در فرهنگ اسلامی كلمه «اسراف» برخلاف «تبذیر» تنها یك واژه اقتصادی نبوده و كاربرد آن منحصر به امور مالی نیست، بلكه این واژه قبل از آن كه نشانه یك بیماری در امور اقتصادی باشد بیانگر وضعیت نامناسب فرهنگی شخص و یا جامعه مسرف است. یكی از مواردی كه در قرآن كریم و احادیث بدان تأكید فراوان شده، دوری از اسراف و بهره گیری مناسب از نعمات الهی است و جایگاه فرهنگ مصرف در مكتب اهل بیت(ع) به خوبی نمایان است، به طوری كه حضرت امام زین العابدین (ع) در فرازهایی از دعای خود می فرماید: «پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و پرده ای بین من و اسراف و افزون طلبی حایل كن و با در پیش گرفتن انفاق و میانه روی به زندگی من قوام بخش و راه های صحیح مصرف و اندازه گیری در معیشت را به من تعلیم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذیر بركنار دار» به طور كلی اسراف در هر شرایطی امری نكوهیده و ناپسند است و در مقابل صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع و امكانات تداوم بخش رشد پایدار اقتصاد در تمامی جوامع به شمار می رود. اگر بخواهیم به ریشه های ترویج اسراف نظری بیفكنیم به مسائلی نظیر فقدان الگوی مصرف، فرهنگ ناصحیح مصرف، تبلیغات و افزایش مصرف گرایی، وجود برخی رسم های ناصحیح در جامعه، چشم و هم چشمی خانواده ها، اتكا به درآمدهای نفتی، ساختار نامناسب توزیع و هزاران عامل دیگر برمی خوریم كه عنوان نمودن تك تك آن ها از حوصله این بحث خارج است.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید:«یكی از عوامل تأثیرگذار بر روند مصرف، نوع تبلیغات حاكم بر جامعه است» وی می افزاید: «به طور كلی الگویی كه غرب برای مصرف به بازارهای هدف در كشورهای مصرف كننده ارائه می دهد بر پایه رقابت و مسابقه در مصرف و تجمل گرایی و تشریفات زاید استوار است و این در حالی است كه الگوی مصرف در اسلام مبتنی بر سه اصل اساسی تمتع و انتفاع از مواهب الهی، قناعت و پرهیز از اسراف و تبذیر پایه ریزی شده است.»
اعتدال و صرفه جویی در هزینه های زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه حافظ مناعت و شخصیت انسانی آدمی است، در حالی كه عدم رعایت آن، موجب تنگدستی، سختی معیشت و سست كننده شیرازه حیات اقتصادی انسان محسوب می شود. یك كارشناس اقتصادی با اشاره به پدیده نامطلوب شكاف طبقاتی در جامعه می گوید:«متأسفانه عده ای با بهره گیری از رانت های اقتصادی و سوءاستفاده از شرایط اقتصادی كشور و تحمیل هزینه های گزاف بر اقتصاد به ثروت های افسانه ای دست یافته اند. در حال حاضر در بسیاری از استان ها به طور متوسط ۲۵ درصد خانوارهای پائین دست، دچار ناامنی غذایی بوده و به طور متوسط تنها حدود ۸۰ درصد مقدار غذای لازم را مصرف می كنند و در مقابل حدود ۲۰ درصد افراد جامعه، بیش از حد لازم غذا می خورند و با امراضی همچون چاقی، مرض قند، سرطان و انواع بیماری های قلب و عروق مواجه هستند.»
این كارشناس خاطرنشان می سازد:«فقدان الگوی مصرف صحیح در جامعه، اختصاص سهم كمی از هزینه خانوار در زمینه تأمین مایحتاج ضروری، ترویج فرهنگ مصرفی غلط به دلیل تبلیغات نادرست و عوامل دیگر باعث شده تا سالانه بخشی از سرمایه های ملی كشور با شیوه های مختلف به هدر رود.»
یكی از مصادیق بسیار بارز اسراف در كشور ما، اسراف در مصرف مواد سوختی است. كارشناسان معتقدند امروزه مصرف مواد سوختی در كشور ما برابر با مصرف مواد سوختی مردم چین و هند است! نارسایی در ناوگان حمل و نقل شهری و بالطبع پائین بودن هزینه سوخت در سبد هزینه خانوار، عدم بهره گیری از انواع عایق ها در ساخت بنا و ده ها عامل دیگر باعث شده تا سالانه میلیاردها دلار صرف یارانه سوخت شود. یكی از بخش های پرمصرف سوخت و انرژی -همان طور كه اشاره شد- مصرف خانگی آن است؛ متأسفانه امروزه به دلیل عدم رعایت استاندارد در ساخت و ساز، ساخت در و پنجره ها و عایق بندی مناسب در بنا ها بخش عمده ای از سوخت و انرژی مصرفی در منازل ضایع می شود. الگوی نادرست مصرف سوخت در منازل باعث شده تا مصرف سوخت در واحدهای مسكونی به شكل افسارگسیخته ای افزایش یابد.
محمد حسین اصغریان كارشناس مسائل اجتماعی معتقد است:«فرهنگ زیبای قناعت و ساده زیستی، رفته رفته از جامعه رخت برمی بندد و امروزه در كنار فشارهای اقتصادی كه عمده مردم تحمل می كنند، فخرفروشی و تجمل گرایی هم به یك ارزش تبدیل شده است و این روحیه نامیمون همچون آفتی بر جامعه اسلامی ما سایه افكنده.» وی می افزاید:«رواج مدگرایی و فرهنگ مصرف زدگی به تدریج میان جامعه و معیارهای اسلامی فاصله ایجاد می كند.
در این راستا متأسفانه رسانه های جمعی، ناخواسته كمك شایانی به ترویج این فرهنگ می كنند. پخش برخی سریال های تلویزیونی ساخت داخل كه در آن هنرپیشه ها آخرین مد پوشش لباس، اتومبیل آخرین مدل، شیك ترین دكوراسیون و.‎.. را تشخصی خاص و در قالبی غیرواقعی به بیننده تلقین می كنند، رفته رفته این ذهنیت را در تماشاچی القا می كند كه وجود این ظواهر موجب چنین مقبولیتی می شود در حالی كه همین شخصیت های داستانی هیچ وقت كتاب نمی خوانند و لذا این سریال ها بیش از آن كه پیام واقعی خود را در جامعه ترویج دهند ناخواسته به تبلیغ مدها می پردازند.»

● مصادیق اسراف

بر اساس منابع اسلامی پدیده اسراف را نباید تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه این امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمی شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت یكی از نمودهای بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده ای دارد. امروزه برای انجام كوچك ترین كار بانكی و یا یك كار كوچك اداری ساعت ها وقت باید صرف شود، كارمندان با كمال خونسردی تنها به فكر به پایان رساندن ساعت كاری خود هستند و شهروندان چنین پرسه ای را بخشی از زندگی روزمره خود تصور می كنند.یكی از مواردی كه امروز در كشور ما بدون هیچ بهره ای از دسترس خارج می شود زباله ها هستند، در عین حال مقدار تولید زباله می تواند مقدار وابستگی یك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرایی نشان دهد.
این گفته كه «ما زباله ساز ترین مردم دنیا هستیم» جمله ای از روی اغراق نیست؛ هم زباله می سازیم، هم از زباله استفاده نمی كنیم و هم با زباله به طبیعت آسیب می زنیم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلای كثیف» یاد می شود و از زباله های شهرهای بزرگ انواع كودهای گیاهی و یا پلاستیك های بازیافت و.‎.. تولید می شود و این در حالی است كه در كشور ما به درستی از این مواد استفاده نمی شود.
همان طور كه می دانیم همه ساله با فرا رسیدن ایام تابستان و شروع فصل گرما اهمیت آب بر همگان مشخص می شود، به خصوص در سال های اخیر كه وضعیت نگران كننده ای در تأمین آب شرب و آب مورد نیاز بخش كشاورزی، داشته ایم. با این حال در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دلیل عدم بهره گیری از شیوه های نامناسب آبیاری به هدر می رود.
افزایش سرانه مصرف آب در مصارف خانگی از دیگر مواردی است كه بر روند نگران كننده آب دامن می زند. جالب آنكه بدانیم سرانه مصرف آب هر ایرانی چند برابر سرانه جهانی است.
نابودی تدریجی عرصه های مرتعی و جنگلی باعث شده تا ذخایر زیرزمینی آب های كشور دچار افت شدید شود، به طوری كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضی كشاورزی در برخی مناطق هستیم. اگر تمام مباحث را در كنار یكدیگر قرار دهیم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرایی، نبود آموزش و عدم رسیدگی به نیازها و اولویت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه های اسراف و تبذیر را بیش از پیش به فرهنگ ما نزدیك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند یك كشور آسیایی است، فرهنگ مصرف مردم به شیوه كشورهای پیشرفته اروپایی و در نهایت اقتصادی شبیه به اقتصاد یك كشور آفریقایی كه برای حل این معضل باید یك فعالیت فرهنگی وسیع برای اصلاح الگوی مصرف آغاز شود.‎

منبع: سایت شهید آوینی
www.aftab.ir

ادامه مطلب
[ جمعه 30 بهمن 1388  ] [ 9:48 PM ] [ نظرات 0 ]
  HTML clipboard

واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حدّ را شامل مي‌شود. دايره‌اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود.

 

 

 

بصيرت: چكيده

در قرآن مجيد سه واژه آمده كه بيانگر سه خصلت زشت و مبغوض نزد خداوند است. 1- اتراف 2- اسراف 3- تبذير

اتراف به معناي زندگي بر مبناي اصل التذاذ و خوش گذراني و غفلت از هدف داري دستگاه آفرينش و جايگاه انسان در جهان است و اسراف به معناي مصرف بي رويه و يا به تعبير ديگر مصرف غير منطقي از منابع طبيعي است و تبذير به معناي تلف كردن و تضيع منابع است. قرآن معاندين مترفين را رسولان الهي معرفي مي‌كند، و در مورد مسرفين مي‌فرمايد: انّالله لا يحب المسرفين و نسبت به اهل تبذير مي‌فرمايد: اِنّ المبذرين كانوا اخوان الشياطين ، يعني آنان برادران شياطين‌اند.

واژه اسراف كاربرد فراواني در بين مردم دارد و همه مصارف بيش از حدّ را شامل مي‌شود. دائره‌اي وسيع دارد كه از دور ريختن اضافي يك غذا تا هدردادن منابع عظيم را شامل مي‌شود. استقصاء همة موارد نيز غيرممكن است در اين فصل تنها پاره‌اي موارد ذكر مي‌گردد اين يك اصل كلي است كه هر زياده‌روي در مصرف اسراف است چنانچه علي(ع) مي‌فرمايد:

"كلّما زاد علي الاقتصاد اسراف " "هر چه از حدّ ميانه روي بگذرد اسراف است ".

اسراف در همة قسمت‌هاي زندگي متصور است. غالباً اذهان مردم از اسراف به مصرف گرائي و زياده‌روي در مصرف منتقل مي‌شود امّا اسراف در توليد نيز واقع مي‌شود. اصولاً اسراف در توليد و مصرف مانند دو حلقة تحت تأثير هم است. كنترل توليد نقش مهم و بسزايي در شكل دادن به مصرف دارد. توليد كالاهاي لوكس، پرخرج و تشريفاتي، هدر دادن سرمايه‌ها، وقت و نيروي انساني است. بودجه‌اي كه صرف توليد برخي كالاهاي لوكس و تجمّلي مي‌شود اگر صرف سرمايه‌گذاري در قسمت صنعت، كشاورزي و خدمات گردد مي‌تواند موجبات رشد و توسعه كشور را فراهم آورد.

توليد كالاهاي كم مصرف و تجملي موجب ايجاد بازار كاذب، مصرف نادرست و در نتيجه هدر رفتن سرمايه‌ها مي‌شود. توليد كنندگان كالاها،‌ در اين قسمت نقش مهمّي را بر عهده دارند، قوام يك ملت به قوام در بخش توليد وابسته است بخش توليد و مصرف جدا از يكديگر نيستند. بي توجهي به كيفيّت و مرغوبيت كالا در مرحلة توليد موجب اسراف در مرحلة مصرف و تضييع و تلف مي‌شود. توليد كنندگان كالاهاي صنعتي اگر دقت لازم را در توليد يك قطعة صنعتي به كار نبرند علاوه بر هدر دادن سرماية وقت و نيروي انساني و سلب اعتماد عمومي باعث اسراف در مصرف مي‌گردند. به عنوان مثال نانوايان كه توليد كنندة بهترين و با ارزش‌ترين مادة غذائي مردم هستند، اگر در تهية نان بي‌توجهي نمايند باعث اسراف و هدر رفتن در اين ماده غذائي مي‌گردند. اسراف دائره وسيعي دارد كه از بخش كشاورزي گرفته تا بخش صنعت و خدمات همه را شامل مي‌شود، اسراف را به دو بخش مي‌توان دسته‌بندي كرد اسراف در اموال شخصي و اسراف در اموال عمومي.

در اين گفتار موضوع بحث اسراف در اموال عمومي است كه ذيلاً به نحو اختصار به آن مي‌پردازيم.

از زيانبارترين اقسام اسراف، اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين است. حفاظت از اموال عمومي و بيت المال نشانة رشد شخصيت، ادب و حس مسئوليت يك ملت است. اموال عمومي شامل تمامي امكانات و سرمايه‌هائي مي‌شود كه خداوند آنها را مايه حيات و قوام جامعه قرار داده است اينها سرمايه‌هاي اصلي يك ملّت و ضامن بقاي آن مي‌باشند. حفاظت و استفادة صحيح از آن جامعه را به سوي رفاه پيش مي‌برد. در صورتي كه حيف و ميل آن، كاهش و فرسايش آن، ‌مصرف بيش از حدّ و اتلاف آن، بنية اقتصادي اجتماع را نابود مي‌كند. اموال عمومي ويژگي‌هائي دارند كه برخي از آنها عبارتند از:

1- متعلق به عموم است نه فرد خاص.

2- هر فردي تنها به عنوان جزئي و عضوي از كل جامعه در آن حقوقي دارد.

3- ولي امر و حاكم قانوني مسلمين مسئول نگهداري از اين اموال است و اجازه تصرف مي‌دهد.

4- درآمد آنها متعلق به عموم مردم است.

5- نقل و انتقال و تصرف از قبيل بيع و هبه در آن جايز نيست.

مرحوم علاّمه طباطبايي (ره) ذيل آية شريفة "و لا تؤتؤا السفهاء اموالكم التي جعل اللّه لكم قياماً " مي‌نويسد.

"مقصود از اموالكم در آيه شريفه، اموال يتيمان است امّا اينكه خطاب به اولياي آنها مي‌فرمايد مالهاي شما،‌ با عنايت به اين است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلق به مجموعة اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي‌كند هر فردي از جامعه مالك جزئي از كلّ مال باشد پس بر همگان لازم است توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعة ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و بر هر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند و از اينكه انسانهاي غيرعاقل و بي‌كفايت مانند كودك يا ديوانه بر آن مسلّط شوند و ان را به تباهي بكشند ممانعت به عمل آورند ".

با توجه به آنچه گذشت يك ملت رشيد و پيشرفته نسبت به اموال عمومي و بيت المال بيش از اموال شخصي اهتمام قائلند و از هدر دادن و اتلاف آن پرهيز مي‌كنند.

اهميت اموال عمومي (بيت المال)

حراست و نگهداري از بيت المال كه مربوط به همه جامعه است از لازمترين امور و خيانت در آن از بدترين اقسام خيانت است،‌ اين كار يك عمل ضد اخلاقي، ضد اسلامي و خلاف وجدان است. علي(ع) در اهميت بيت المال و اموال عمومي جامعه در دوراني كه كرسي خلافت جامعه را بر عهده داشتند مطالبي دارند كه شايسته توجه است در اين قسمت برخي از آن مطالب ذكر مي‌گردد.

1- آن حضرت در پاسخ عبدالله بن زمعه از اصحابش كه تقاضاي سهم بيشتري از بيت المال داشت فرمودند:

"انّ هذا المال ليس لي و لا لك و انّما هو في المسلمين و جلب اسيافهم فان شركتهم في حربهم كان لك مثل حَظّهم و الاّ فجناه ايديهم لا تكون لغير افواههم ".

"اين مال نه از آن توست نه از آن من بلكه غنيمت مسلمين و اندوختة شمشيرهاي ايشان است پس اگر با آنها در كارزارشان شريك بودي تو هم مانند آنها نصيب و بهره برده‌اي وگرنه ترا بهره‌اي نيست زيرا چيده دست آنها براي دهان ديگران نيست ".

2- آن حضرت به بعضي از كارگزارنشان نوشتند:

"ادقوّا اقلامكم و قاربوا بين سطوركم واحذفوا عنّي فضولكم و اقصِد و اقصد المعاني و ايّاكم و الاكثار فانّ اموال المسلمين لا تحتمل الاضرار ".

"نوك قلم‌هايتان را ريز كنيد، سطور را به هم نزديك كنيد، كلمات زيادي را نسبت به من‌ (در نوشتن گزارش) حذف كنيد محتوي و مفهوم اصلي را بيان كنيد. از زياد نوشتن بپرهيزيد، به درستي كه اموال مسلمين قبول ضرر نمي‌كند ".

3- قال علي (ع): "الا من اعظم الخيانه خيانه الامّه ". "همانا بالاترين خيانت، خيانت به مردم است ".

ذكر اين نكته ضروري است كه خيانت به اموال عمومي و بيت المال در چند شكل متصور است.

1- ز?اده‌روي در مصرف و استفاده از اموال عمومي، بي‌توجهي و بي‌دقتي نسبت به آن.

2- استفاده از اموال عمومي و بيت‌المال مسلمين در راه گناه، تفرقه، شايعه سازي، افشاگري اسرار و سودجوئي شخصي، از فاحش‌ترين اقسام اسراف در اموال عمومي است. اين كه انسان از اموال عمومي و دولتي براي كوبيدن شخصيت ديگران، جوسازي و اشاعه گناه استفاده نمايد بدترين خيانت است.

3- استفاده شخصي از اموال عمومي و بيت المال مسلمين. اين علاوه بر عنوان اسراف، تحت عنوان خيانت نيز حرام است. سيرة عملي علي(ع) در استفاده از بيت المال بهترين دليل بر اين مطلب است. آن حضرت در هر جمعه بعد از جارو كردن كف خزانه دو ركعت نماز مي‌خواند و خدا را شكر مي‌گفت و خطاب به آن نماز مي‌فرمود:

"اي نماز شهادت بده كه از اموال مسلمين چيزي براي خود نگه نداشتم ".

وقتي طلحه و زيبر براي كار شخصي در مركز بيت المال بر آن حضرت وارد مي‌شوند چراغي كه در مقابلش بود خاموش نموده و دستور داد چراغي را از منزل بياورند وقتي علت را سئوال كردند فرمود:

"كان زيته من بيت المال المسلمين لا ينبغي ان نصاحبكم في ضوئه ".

"روغن اين چراغ از بيت المال بود سزاوار نبود در نورش با شما صحبت كنم ".

دائره اموال عمومي و بيت المال بسيار وسيع است به عنوان نمونه مواردي را ذكر مي‌نمائيم.

الف) منابع آبي:

آب ماده حياتي است كه در طول حيات انسانها هميشه فكر و نيروهاي بشر را جلب كرده است نه تنها بشر بلكه حيوانات نيز سرگردان و به دنبال آن هستند. كمتر نعمتي با آن برابري مي‌كند زيرا همه موجودات وابسته به آن هستند. تمدنها، شهرها، آباداني‌ها و كارخانه‌ها در كنار مناطق آب‌خيز ايجاد شده است. اين نعمت مهمّ به صورت وافر در دل خاك به وديعه گذاشته شده است قرآن مجيد و روايات نيز به اهميت اين ماده حياتي اشاره كرده است. آب نقش حيات بخشي، طهارت و شرب را دارد قرآن مجيد مي‌‌فرمايد:

1- "و انزلنا من السّماء ماءاً فانبتنا فيها من كلّ زوجٍ كريم " از آسمان آب فرو فرستاديم پس در زمين از هر موجودي زوج رويانديم. اين آيه مي‌رساند اساس خلقت و هستي همة موجودات روي آب مي‌چرخد.

2- "اللّه الّذي من السماء ماءً فاحيابه الارض بعد موتها " اوست خدايي كه از آسمان‌ها آب فرو فرستاد پس زمين را بعد از مرگش زنده كرد.

اين آيه حيات روي زمين را به آب و نزول آن نسبت مي‌دهد. آيات متعددي در قرآن مسئله حيات را از آب مطرح كرده است. طبق فرضيه‌هاي علمي جديد نخستين جوانه‌هاي حيات در درياها ظاهر شده است.

3- "و انزلنا من السّماء ماءاً طهوراً " از آسمان آب پاكيزه، فرو فرستاديم.

طهور صيغه مبالغه از طهارت و پاكيزگي است يعني ذاتاً پاك است و پاك كننده نيز مي‌باشد. علاوه بر حيات‌بخشي.

اسراف در آب

اسراف و زياده‌روي در مصرف آب موجب ضرر عظيم بر مردم و جامعه مي‌شود. اين نعمت بزرگ متعلق به همگان است. اگر چه منابع زيادي آبي فراواني در زمين وجود دارد امّا مشروب كردن و تصفيه و فرستادن آن به منازل مخارج زيادي را براي دولت در بر دارد. در موقعيتي كه افرادي از آب سالم محروم هستند، اسراف در مصرف آب، هدر دادن آن، پر و خالي كردن روزانة استخرهاي شخصي، حرام و كفران اين نعمت محسوب مي‌شود. قرآن كريم مي‌فرمايد:

"افرايتم الماء الذي تشربون أانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون لو نشاء جعلناه اجاجا فلو لا تشكرون ".

"آيا آبي را كه مي‌نوشيد دقت كرده‌ايد آيا شما آن را از ابر فرو فرستاديد يا ما. اگر بخواهيم آن را شور قرار مي‌دهيم پس چرا سپاس نمي‌گوئيد ".

اين آيه وجدان انسان را در برابر يك سئوال اساسي قرار مي‌دهد تا روح شكر و سپاس و مصرف معقول اين نعمت در مسير خود و جلوگيري از اتلاف آن در انسان ايجاد نمايد. از اين رو مي‌فرمايد:

آيا در مورد آبي كه مايه حيات شماست و پيوسته آن را مي‌نوشيد فكر كرده‌ايد چه كسي به آفتاب فرمان داد بر قعر اقيانوسها بتابد و از ميان آبهاي شور و تلخ تنها ذرات آب خالص، شيرين و پاك از هر گونه آلودگي را جدا و به صورت بخار به آسمان بفرستد. چه كسي به اين بخار دستور داد به هم فشرده شود و قطرات ابرهاي باران را تشكيل دهد؟ چرا سپاس نمي‌گوئيد! چرا با اسراف و هدر دادن كفران مي‌كنيد؟ در روايت داريم:

"ان النبي (ص): اذا شرب الماء قال الحمداللّه الذي سقانا عذباً فراتاً برحمته و لم يَجعَله ملحاً اجاجاً بذنوبنا ".

"همانا رسول اكرم هنگامي كه آب مي‌نوشيد مي‌فرمود حمد خدا را كه به ما آب شيرين و گوارا داد و آب را شور و تلخ به سبب گناهان ما قرار نداد ".

روايات نيز از اسراف در آب حتي دور ريختن ته مانده آب نهي كرده است.

1- عن ابي عبداللّه (ع): "ادني الاسراف هراقه فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون والقاء النوي ".

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: "كمترين اسراف ريختن اضافي آب، پوشيدن لباس آبرو در منزل و انداختن هستة خرما است.

2- قال الصادق (ع): "ان لله ملكاً يكتب سرف الوضوء كما يكتب عدوانه ".

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: همانا خدا فرشته‌اي دارد كه اسراف در وضو را مي‌نويسد چنانكه اسم دشمنانش را مي‌نويسد.

3- عن عبدالله بن عمر مرَّ رسول اللّه (ص) بسعد و هو يتوضأ فقال لا يسرف يا سعد قال افي الوضوء سرف قال نعم و ان كنت علي نهر جار "

رسول اكرم (ص) در مسير با سعد برخورد كردند و فرمودند: اي سعد اسراف نكن. سعد گفت: يا رسول اللّه آيا در وضوء هم اسراف است. حضرت فرمودند: آري اگر چه در كنار نهر جاري باشي.

4- قال علي (ع) "ان السرف امر يبغضه اللّه.... حتي صب فضل شرابك ".

علي (ع) در ضمن حديثي مي‌فرمايد: "اسراف چيزي است كه خدا مبغوض مي‌دارد حتي دور ريختن اضافة آب ".

اگر در مصرف آب براي وضو آن هم كنار نهر جاري و دور ريختن زيادي آب در ظرف اسراف است به درجة اولي ساعتها شير آب را بازگذاشتن و هدر دادن آن اسراف محسوب مي‌شود. تذكر اين نكته ضروري است كه در مصرف آب نبايد پولي را كه دولت از مصرف كننده در مقابل آن دريافت مي‌كند مدّ نظر داشت زيرا اين گونه امور خدماتي هستند كه دولت به مردم ارائه مي‌كند و آنچه از آنها دريافت مي‌كند در مقابل آن با هزينه تمام شده قابل مقايسه نيست. بر اين اساس اگر چه انسان با حق اشتراك و پرداخت آب بها مبلغي را مي‌پردازد اما اين به اين معني نيست كه تمام قيمت را پرداخته و مجاز است به هر شكل مي‌خواهد مصرف كند. براي اين گونه امور سوبسيد پرداخت مي‌شود و اسراف در آن علاوه بر عنوان اسراف ضرر به جامعه و بيت‌المال محسوب مي‌شود از اين رو امام خميني(ره) مي‌فرمايد: زياده‌روي در مصرف آب موجب ضمان مي‌گردد و حرام است.

براي روشن شدن اهميت اين موضوع توجه به آمار زير خالي از فائده نيست.

"بررسي‌ها و پژوهش‌هاي كارشناسان نشان مي‌دهد ميانگين مصرف آب در ايران در ازاي هر يك نفر جمعيت 2 متر مكعب (2 هزار ليتر) است اين رقم بيش از حد معمول و مورد نياز در مقايسه با جوامع پيشرفته صنعتي كه به طور متوسط روزانه 750 ليتر آب مصرف مي‌كنند نگران كننده است اين نگراني زماني آشكارتر مي‌شود كه بدانيم براي انتقال، پالايش و توزيع هر متر مكعب آب معادل 300 - 200 ريال هزينه به دولت تحميل مي‌شود.

در حال حاضر به دليل محدوديت منابع آبي، كشور ما در مرز بحران قرار دارد و اگر در مصرف بهينه آن تلاش همگاني و همه جانبه نكنيم بايد منتظر بحرانهاي شديدتري باشيم. آبي كه با اولين چرخش شير آب در دست ما روان مي‌شود حاصل تلاش‌ها و هزينه‌هاي كمرشكن است.

اگر در سال 1990 تنها 26 كشور در شمال خاور و جنوب آفريقا و برخي مناطق خاورميانه از كمبود آب رنج مي‌برده‌اند شمار اين سرزمين‌ها تا 25 سال بعد از سال 2000 به 65 كشور مي‌رسد ".

ب) برق

از نعمات مهمّ و قابل توجه كه در زندگاني بشر موجب تحولات بزرگي گشته است برق است. اين نعمت عظيم كه آن را بشر با قدرت تفكري كه خدا در اختيار او گذاشته است كشف نمود، آن چنان تأثير چشم‌گيري در زندگي بشر ايجاد نمود كه شايد كمتر اختراعي چنين نقشي داشته باشد برق مانند صاعقه‌اي در ظلمت و تاريكي جهان درخشيد و پرده جهل را از ديدگان بشر برداشت. انسان به كمك برق به صنايع و خدمات ديگر دست يافت. نقش برق در جامعه امروزه مانند نقش خود در رگهاي بدن است. برق امروزه از كوچكترين وسايل زندگي تا قوي‌ترين دستگاهها در كارخانه‌ها، بيمارستانها و مراكز ديگر را شامل مي‌شود. برق امروزه مترادف روشنايي فقط نيست بلكه اساسي براي همة حركت‌هاي كشاورزي، صنعتي و خدماتي است. سودمندترين اختراع بشر كه متعلق به همة مردم است برق است كه جزء اموال و ثروتهاي عمومي و ملّي است افراد زيادي از اين نعمت محروم هستند. تأسيس نيروگاههاي حرارتي و توربين‌هاي آبي ميليونها تومان هزينه دارد. زياده‌روي در مصرف اين نعمت بزرگ ضررهاي فراواني دارد. اگر چه در زمان ائمه دين و صدر اسلام برق به شكل فعلي وجود نداشته و تنها روشن كردن شمع يا چراغ مطرح بوده است. اما به طور مسلّم روايات نهي از اسراف كه عام است شامل آن مي‌شود.

1- قال علي‌(ع) "كلَّ مازاد علي الاقتصاد اسراف ".

علي (ع) مي‌فرمايد: آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است.

2- قال علي (ع) "ما فوق الكفاف اسراف ".

علي(ع) مي‌فرمايد: آنچه بيش از حد كفاف باشد اسراف است.

اين ادله عام است شامل همه موارد خروج از حد اعتدال و قصد مي‌شود. روشن نمودن دهها لامپ، استفاده از چند نوع وسيلة برقي و استفاده از لامپ‌هاي قوي در روز همه از موارد اسراف است. در اين جا متذكر مي‌شويم در مصرف برق نبايد پولي را كه دولت از مصرف كننده دريافت مي‌كند در نظر گرفت زيرا اينها خدماتي هستند كه با سوبسيد و پرداخت وجوه از طرف دولت واگذار مي‌شود. روشن كردن يك لامپ با توجه به هزينه بالاي نيروگاهها و ساير ابزار و وسايل چندين دلار براي دولت هزينه دارد. از اين رو زياده‌روي در مصرف آن ضمن آن كه اسراف و تبذير است موجب ضرر به سرمايه‌هاي ملّي كشور نيز مي‌گردد.

اضرار به ديگران

ذكر اين نكته در اينجا ضروري است كه زياده‌روي در مصرف آب و برق علاوه بر عنوان اسراف به عنوان ضرر به ديگران نيز حرام است. به عبارت ديگر زياده‌روي در مصرف آب و برق و مانند آن دو عنوان و حيثيت دارد و به هر دو عنوان حرام است. يكي عنوان اسراف از نظر زياده‌روي در مصرف و هدر دادن. دوّم عنوان ضرر به غير است زيرا زياده‌روي در مصرف آب و برق موجب قطع آن و ضرر به ديگران مي‌گردد، موجب قطع برق كارخانه، بيمارستان و مراكز صنعتي و دولتي و خانه‌هاي مردم مي‌گردد و اين ضرر به ديگران است. از طرفي موجب محروميّت مناطق ديگري از اين نعمت مي‌شود در همين رابطه فقهاء بزرگوار تحت عنوان قاعدة لاضرر احكامي دارند مرحوم شيخ انصاري مي‌فرمايد:

"اگر مالكي در مال خود تصرف كند در صورتي كه احتمال قوي بدهد اين تصرف موجب ضرر به انساني مي‌شود جايز نيست زيرا در جواز اين عمل ضرر بر ديگري است در حالي كه منع نمودن صاحب مال از تصرف بيهوده باعث ضرر او نمي‌گردد. كسي كه آتشي را بيش از اندازة مورد نيازش برافروزد و احتمال قوي سرايت به اموال ديگران را بدهد اگر سرايت كند ضامن است ". بر همين اساس امام خميني (ره) زياده‌روي در مصرف آب و برق را موجب ضمان مي‌داند.

ج) مواد سوختي (نفت و گاز و...)

قسم ديگر از اموال عمومي مواد سوختي است كه شامل نفت، گاز، بنزين، گازوئيل و مانند آن مي‌شود. به عنوان نمونه نفت مهمترين منبع تأمين انرژي در جهان كنوني است. نفت اين طلاي سياه نقش فراواني در اصلاح امور مادي مردم دارد. منابع نفتي اگر چه در سطح دنيا و در نقاط مختلف زمين پراكنده است ولي به لطف خدا در كشورهاي اسلامي اين نعمت بيشتر وجود دارد. مسلمين با توجه به حساسيت اين منابع و نياز دنياي استكبار به اين كالا قادرند به اهداف سياسي و اقتصادي بزرگي دست يابند. زياده‌روي در مصرف اين كالاي ارزشمند و زياده‌روي در صادرات آن از موارد اسراف محسوب و موجب ضرر بر نسل‌هاي آينده خواهد بود. صرفه‌جويي در مصرف و صادرات آن به فرزندان و اعقاب اين ملت نيز فرصت بهره‌برداري خواهد بود. از طرفي استخراج، تصفيه و آماده‌كردن آن براي مصارف خانگي هزينه زيادي را براي دولت خواهد داشت.

آمار سخن مي‌گويد

در طول دو دهة گذشته 90% درآمد ارزي كشور از محل نفت تأمين و صرف واردات كالاهاي مصرفي و تجهيزات صنعتي شده است. در حال حاضر مصرف داخلي روزانه 400/1 ميليون بشكه است كه اين ميزان با مصرف حدود 800 هزار بشكه گاز در حدود 2 ميليون و 300 هزار بشكه نفت مي‌شود كه در ازاء بودجة مصرفي براي آن هيچ درآمدي نداريم سرمايه‌گذاري را هم كه حساب نكنيم حدود 20 هزار ميليارد ريال از بيت‌المال بابت مواد سوختي به طور مجاني از ذخائر كشور برداشته مي‌شود ".

"ساخت و آماده كردن پالايشگاههاي كشور مخارج و هزينه‌اي زياد دارد به عنوان مثال پروژة پالايشگاه بندرعباس كه در حال حاضر در دست اجراست با قراردادي در حدود 1243 ميليون دلار با يك شركت ايتاليايي با ظرفيت 232 هزار بشكه در روز در حال ساخت است ".

با توجه به هزينه بالاي پالايش و تصفيه، پرداخت سوبسيد سنگين و محدوديت ذخائر نفتي بايد مصرف داخلي و صادرات آن كنترل شده باشد و از مصرف بي‌رويه و هدر رفتن آن جلوگيري شود. اين منابع اگرچه فراوان است اما متعلق به همة نسل‌هاست و محدود است. اگر مصرف بي‌رويه و كنترل نشده صورت گيرد در مدت كوتاهي اين سرماية عظيم از دست رفته و عواقب سختي خواهد داشت. حفاظت و مراقبت كامل در مصرف و صرفه‌جوئي امكان استفاده و برخورداري از آن را به نسل‌هاي آينده خواهد داد.

1- سبا /34

2- اعراف /31

3- اسراء /27

4- غرر الحكم ج 2 ص 5475- سوره نساء آية 5

6- الميزان ج 4 ص 170

7- نهج البلاغه خطبه 232 ص 353، دكتر صبحي صالح.

8- نهج السعاده ج 4 نامه 12 ص 30.

9- نهج البلاغه نامه 26 ص 383 دكتر صبحي صالح

10- كنزالعمال ج 3 ص 183، خبر 36546.

11- دراسات في ولايه الفقيه ج 2 ص 683.

12- سورة لقمان آيه 10.

13- سورة نمل آيه 65.

14- تفسير نمونه ج 14 ص 509.

15- سورة فرقان آيه 48.

16- سوره واقعه آيه 70.

17- تفسير مراغي ج 27 ص 148.

18- بحار ج 75 ص 303.

19- وسايل ج 1 ص 340.

20- تفسير صافي ج 3 ص 187.

21- فروع كافي ج 4 ص 52.

23- غرر ج 2 ص 547.

24- مستدرك ج 2 ص 645.

25- مكاسب قاعده لا ضرر ص 375.36

27- مجلة اطلاعات سياسي را اقتصادي شماره 77

 

 

 

اصلاح الگوي مصرف، تكليف ملي و شرعي،خبرگزاري فارس

 

 منبع: سایت بصیرت


ادامه مطلب
[ جمعه 30 بهمن 1388  ] [ 9:43 PM ] [ نظرات 0 ]
  HTML clipboard

زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
 

خريد وسايل منزل
 

هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
 

نظافت منزل
 

مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.
 

خريد مواد غذايي
 

چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و ...
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
 

صرفه جويي در برق
 

استفاده از لامپهاي كم مصرف كه به تازگي از طريق رسانه ها به مردم شناسانده مي شود كمك زيادي به صرفه جويي در برق مي كند.
لامپهاي اضافي را بايد خاموش كرد. البته در مدارس و ادارات بايد تابلوهايي در كنار پريز برق باشد تا افراد هنگام خروج چراغها را خاموش كنند.
لامپهاي روشنايي بايد مرتباً گردگيري شوند.لامپهاي غبار گرفته روشنايي كمتري دارند و باعث اتلاف انرژي مي شوند.
اگر نياز بيشتري به نور هست استفاده از يك لامپ بزرگتر با صرفه تر است.مثلاً يك لامپ 100 واتي بيشتر از 2 لامپ 60 واتي نور مي دهد.
 

صرفه جويي در آب
 

در سيارات ديگر شايد آب وجود داشته باشد ولي بسيار كم است. كره زمين را در واقع بايد كره آب ناميد. زيرا قسمت بيشتر آن را آب تشكيل مي دهد.البته در اين كرده 29 درصد آب به صورت بخار در اتمسفر و 71 درصد آب اقيانوسها، درياها، درياچه ها، منابع زيرزميني و يخ و برف قطبها هستند. آبي كه ما مصرف مي كنيم آب شيرين است كه فقط 1/1 درصد آبها را تشكيل مي دهد .ايران كشوري نيمه خشك و كم آب است.با وجود چنين شرايطي هر ايراني در زمان استحمام 6 برابر و در زمان مسواك زدن 26 برابر يك اروپايي آب مصرف مي كند.هر شيري كه بي جهت باز گذاشته شود در هر دقيقه 11 تا 19 ليتر آب سالم را وارد فاضلاب مي كند.
كم كردن فشار آب مصرفي در خانه ها و جلوگيري از چكه كردن شيرها ، از هدر رفتن آب جلوگيري مي كند. به افراد خانواده آموزش دهيم كه سريع دوش بگيرند تا آب كمتري مصرف شود. آيا مي دانيد كه چاي باقي مانده در قوري، آبي كه تخم مرغ در آن پخته شده و نوشابه اي كه گاز آن خارج شده براي رشد گياهان مناسب است.
آبي را كه براي شستن ميوه ها و سبزيها و يا از آبكش كردن پلو به دست مي آيد مي توان براي آبياري باغچه و گلدانها استفاده نمود. آيا فكر نمي كنيد كه شستن اتومبيل با يك سطل امكان پذير است؟ براي شستن لباسها در ماشين لباسشويي هر بار سعي كنيم مقدار بيشتري لباس را شسته، يعني از ظرفيت كامل ماشين استفاده كنيم. اگر به جاي لوله آب از جارو براي تميز كردن پله ها و معبرها استفاده شود، مقدار بسيار زيادي از آب سالم براي مصارف ضروري ذخيره مي شود.
 

صرفه جويي در انرژي سوخت
 

بيشترين ميزان انرژي كه در خانه مصرف مي شود در جهت تامين حرارت است و تهيه آب گرم مورد نياز در منزل بيشترين سهم از انرژي را به خود اختصاص مي دهد .به همين دليل آبگرمكن ها بايد هر سال تعمير يا سرويس شوند تا از اتلاف انرژي جلوگيري شود.
اگر قطعات بزرگي از مقوا را با لايه اي از ورقه هاي آلومينيوم بپوشانيم و آن را در پشت رادياتورهاي شوفاژ قرار دهيم مقدار زيادي حرارت كه قبلاً جذب ديوار شده و به هدر مي رفت با اين ابتكار ساده به داخل اتاق منعكس مي شود.
اگر براي پنجره ها و درها از نوار درزگير استفاده شود نه تنها مبادله حرارتي با هواي بيرون كمتر صورت مي گيرد بلكه از آلودگي صوتي نيز در امان خواهيم بود.
بهتر است گرماي خانه در زمستان آنقدر نباشد كه ما به صورت تابستاني لباس بپوشيم. پوشيدن يك ژاكت در منزل به صرفه جويي در سوخت كمك مي كند.
 

صرفه جويي در وقت
 

دفترچه ساعتي، مي تواند برنامه روزانه ما را معين كرده و حاصل آن خستگي كمتر و كارهاي انجام شده بيشتر است. اگر در هنگام خريد قبلاً مسير حركت خود را با توجه به ليست خريد معين كنيم از رفت و آمدهاي اضافي جلوگيري كرده ايم.
از يكديگر ياد بگيريم چگونه كارهاي وقت گير و يا كارهايي را كه علاقه نداريم، سريعتر انجام دهيم. برنامه ريزي زمان در هر خانواده بايد طوري باشد كه مدتي براي تفريح و تمدد اعصاب بخصوص در آغوش كوهستان و جنگل باقي بماند در اينصورت زندگي ما كارآمدتر است.
درست است كه خانم ها چه شاغل باشند و چه خانه دار وظايف مختلف را بر عهده دارند ولي برنامه ريزي بايد به صورتي باشد كه زماني براي ورزش به منظور داشتن جسمي سالم و روحيه اي شاداب و نيز مطالعه براي بالا بردن سطح آگاهي و بينش هر فرد اختصاص يابد.
به اميد اينكه بتوانيم از تجارب يكديگر استفاده نموده و با به كارگيري رهنمودها، زندگي پر بار و بدون دغدغه خاطر براي خانواده خود فراهم كنيم. اين رهنمودها مي تواند در حكم كفش هايي باشد كه بتوانيم آنها را بيازماييم و مناسب ترين را براي طي اين راه به پا كنيم. ما زنان با به دست آوردن آگاهي مي توانيم ادعا كنيم كه: ما مي ايستيم و مي سازيم دنيايي را كه بشر، به بلنداي روزگار آرزو كرده است.
منبع: سایت شهید آوینی 

ماخذ : نگاه آذر


ادامه مطلب
[ جمعه 30 بهمن 1388  ] [ 9:43 PM ] [ نظرات 0 ]
HTML clipboard

اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود.

 

 

 

بصيرت: معناى اسراف

در توضيح معناى اسراف گفته اند:

اسراف تجاوز از حد است در هر عملى اگر چه حلال كه انسان آن را انجام مى دهد. گرچه كاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف كردن بيشتر است.

از اين رو به كارگيرى هر چيز در غير مسير و حد خودش, چه از نظر كميت و چه كيفيت, ((اسراف)) ناميده مى شود.

موارد اسراف

1 ـ ضايع كردن مال و بيهوده تلف كردن آن, هر چه كم باشد, مثل بيرون ريختن آب باقيمانده در ليوان, پوشيدن لباس قيمتى مخصوص مهمانى در محيط كار

2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سيرى در صورتى كه مضر باشد.

امام صادق (عليه السلام)مى فرمايد:

انما الاسراف فيما اتلف المال و اضرذ بالبدن (1)

اسراف در چيزى است كه موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.

اما اگر درمان بيمارى و سلامتى آدمى به هزينه زياد نياز دارد, بايد هزينه كرد و به يقين اسراف نخواهد بود.

3 ـ صرف مال در مصارفى كه شرعا حرام است. مانند خريد شراب و ابزار و ادوات حرام.

تذكر اين مطلب لازم است كه در انفاق در راه خدا نيز بايد اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نكرد, زيرا تامين نفقه همسر و فرزندان و تهيه مسائل رفاهى اوليه آنها از واجبات است.

مردى از دنيا رفت و پيامبر(صلي الله عليه وآله)بر او نماز خواند. سپس پرسيد: چند تا بچه دارد و چه چيزى براى آنها گذاشته است؟

ـ يا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.

ـ اگر اين را قبلا به من گفته بوديد, بر اين آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها كرده است؟!(2)

يكى از ويژگى هاى عالى فرهنگ اسلام اين است كه در مصرف و استفاده از بعضى امكانات ((شان و موقعيت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاك اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمينه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعيت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قيمت پوشيدن و ميزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به اين مساله نيز منوط كرد. (3) ولى بايد توجه داشت كه وسعت و سادگى چيزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چيز ديگر. از ديدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى كه در اينجا بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبيعى هر فرد بگذرد, اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا كمتر از آن حد براى بعضى افراد, مصداق ((بخل)) باشد.

على عليه السلام درباره نشانه مسرف مى فرمايد:

((للمسرف ثلاث علامات: ياكل ماليس له و يلبس ماليس له و يشترى ماليس له)). (4)

اسرافكار سه ويژگى دارد: مافوق شان خود مى خورد, مى پوشد و خريد مى كند.

در تعابير اسلامى حدى را كه براى مسكن معين كرده اند اين است كه به اندازه ((كفايت)) و ((كفاف)) آدمى باشد و اين مقدار نسبت به افراد, خانواده ها, زمانها و مناطق فرق مى كند, ولى در عين حال بايد بگونه اى باشد كه از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نكند.

على عليه السلام در بيان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرمايد:

((ملبسهم الاقتصاد))

لباس پوشيدنشان در حد اعتدال و ميانه روى است.

نه لباسهاى قيمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژوليده و پست. بلكه در پرتو لباس معمولى, ظاهرى آراسته, پاكيزه و متين دارند.

عوامل اسراف

اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال, برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها, حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:

1 ـ خودنمايى

شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است, اين سرخوردگيهاى انباشته شده, به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد. در اين صورت, فرد دچار اختلال, براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود, دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.

2 ـ تربيت خانوادگى

خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان, انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست, از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى, اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مىآموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.

يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند, قهرا دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده خود, دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.

اما در نقطه مقابل, مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف, به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است, اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و قهرا او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.

3 ـ فساد اخلاقى

ترك اسراف, يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد.

در بعضى مردم, زمينه اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است, نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.

4 ـ تقليد

تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند, هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد, بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد, موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود.

بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلافكاريهاى خود ـ از جمله اسراف عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم, چنين مى كنند, غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.

لباس پوشيدنها, غذا پختنها, طلا و جواهرات, دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته با اسراف هستند, كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.

امام باقر عليه السلام مى فرمايد:

اياك ان تطمع بصرك الى من هو فوقك (5)

تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى, بر حذر مى دارم.

5 ـ الگوهاى اجتماعى

آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم بشمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياستگذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.

رابطه اسراف و فقر

همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند, اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند, فرا مى گيرد.

((فقر)) و تنگ دستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامنگير شخص و گاهى دامنگير جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:

((من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذذر و اسرف زالت عنه النعمه))

((هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند, نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند, نعمت از او گرفته مى شود (و فقير مى گردد)))

آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد, بناچار براى رفع نيازمنى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

ان مع الاسراف قله البركه (6)

همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.

در يك بررسى كوتاه مى توان به اسرافكاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى, خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست آنهاست, نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:

((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز, در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات, صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (7) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت, هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.

نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه بطور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود, افتاد.

آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد, بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (8)

چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ, لوازم التحرير, دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسرافگرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.

امام صادق (ع) مى فرمايد:

((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد, چون آن هسته به كار مىآيد (9). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (10)

اسراف و عدم استجابت دعا

مسرف چون با سو اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است, اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد, دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود, فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده, آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (11)

رابطه اسراف و دورى از خدا

از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است, بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.

اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم, گوش, زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود, اينجاست كه آدمى بتدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين, يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مىآيد.

در غير اين صورت, فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سر در گمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ايثار و فداكارى و كارگشايى, از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.

اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها, زياد شدن فاصله طبقاتى, بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.

اسراف در بيت المال

حفظ بيت المال و نظارت دقيق بر هزينه هاى عمومى و مقدم داشتن الويتها از مهمترين وظايف حكومت اسلامى است.

از آنجا كه همه اقشار جامعه ـ روستايى و شهرى ـ در بيت المال شريك مى باشند چگونه مى توان از بودجه عمومى كشور در زيباسازى بيش از حد و تغييرسالانه دكوراسيون ادارات, شركتها و بانكها و تجهيز دفتر كار مسوولان و خريدگل وگلدان هاىمتنوع قيمتى براىدفتر مديران كشور و برپايى ضيافتهاى غيرضرورى براى مسوولان و يا برپايى بعضى سمينارها استفاده كرد؟!

بطور قطع اينها مصداق ((منكر)) هستند و تا با آنها مبارزه نشود ايجاد عدالت اجتماعى مشكل به نظر مرسد.

عدالت اجتماعى زمانى عينيت پيدا مى كند كه همه ثروتهاى كشور بطور مساوى بين همه اقشار تقسيم و توزيع شود. وجود دارند مديرانى كه طبق دلخواه و خواسته خويش دكور اطاقشان را به هم ريخته و به سبك مورد پسند خود بازسازى مى كنند; گلدانهاى گرانقيمت را خريدارى كرده و اطاق را زينت مى دهند و حال آنكه اين بودجه ها و هزينه مصارفى لازمتر و ضرورى تر دارند. طبيعى است كه اين روش چنان كه اشاره شد علاوه بر رشد تجمل گرايى عمومى, موجب بى اعتماد شدن توده هاى مردمى به دست اندركاران كشور مى شود. اين سيره عملى نادرست نظارتى جدى از سوى دولت اسلامى را نياز دارد تا بيت المال را از شر جاهلان و عاملان حفظ كند.

على عليه السلام در نامه اى به زيادبن ابيه كه جانشين حاكم بصره بود, مى نويسد:

((به خدا سوگند ياد مى كنم, سوگندى از روى راستى و درستى, كه اگر به من خبر رسد كه تو در بيت المال مسلمانان به چيزى اندك يا بزرگ خيانت كرده و بر خلاف دستور, صرف و هزينه نموده اى, بر تو آنچنان سخت خواهم گرفت كه تو را فقير و ناتوان از تامين مخارج خانواده و خوار و پست گرداند.))(13)

پي نوشتها:

1 ـ كافى,ج 4 , ص 54 .

2 ـ گفتارهاى معنوى, شهيد مطهرى, ص 163 .

3 ـ براى توضيح بيشتر پيرامون ميزان نفقه همسر, مى توانيد به تحريرالوسيله امام خمينى (ره), ج 2 , كتاب النكاح, فصل نفقات, مساله 8 مراجعه كنيد.

4 ـ سفينه البحار, ج 1 , ص 615 .

5 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 137 .

6 ـ وسايل, ج 15 , ص 261 .

7 ـ روزنامه كيهان, 25 خرداد 1372 .

8 ـ مستدرك الوسايل, كتاب الاطعمه و الاشربه, باب 61 .

9 ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان, هسته خرما در بعضى زمينه ها كاربردى داشته باشد.

10 ـ وسايل, ج 15 , ص 257 .

11 ـ اصول كافى, ج 2 , ص 511 .

12 ـ نهج البلاغه, نامه 20 .

13 ـ بحارالانوار, ج 41 , ص 105 . 

 

 

 

 

خبرگزاري فارس

 

مهرى زينهارى

منبع: سایت بصیرت


ادامه مطلب
[ جمعه 30 بهمن 1388  ] [ 9:42 PM ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارائه بهترین راهکارها برای اصلاح الگوی مصرف شما بازدیدکننده گرامی می باشد.