بهینه
اصلاح الگوی مصرف 
قالب وبلاگ
 

زباله را می توان تمام مواد زائدی دانست که به صورت جامد و نیمه جامد و یا مایع غیرقابل مصرف باقی می ماند. زباله ها شامل دور ریزهای ناهمگون خانگی، تجاری، صنعتی ، کشاورزی و معدنی است. تغییر و تعیین یک الگوی مصرف صحیح در نظام تولید، توزیع و مصرف می تواند راهکار مناسبی برای مقابله با بحران اقتصادی و تقویت اقتصاد کشور باشد.

در این زمینه به چند نکته اشاره می کنیم که توجه به آن در ارائه راهکاری برای اصلاح الگوی مصرف مفید است. آیا می دانید اگر تمام لیوان های یک بار مصرف پلاستیکی را که در یک روز تولید و استفاده می شود کنار هم بچینیم، طول آن به اندازه دور کره زمین خواهد شد . نکته قابل توجه این است که ماده اصلی تولید پلاستیک نفت است که منبع تجدیدناپذیر است. با بازیابی مواد پلاستیکی می توان حدود ۵۰ تا ۶۰درصد در مصرف انرژی برای ساخت بطری جدید صرفه جویی کرد. آیا می دانید که انرژی حاصل از بازگرداندن هر بطری شیشه ای می تواند یک لامپ ۱۰۰ وات را به مدت ۴ساعت روشن کند؟ تولید شیشه از مواد بازگردانده شده به جای ساخت آن از مواد خام و اولیه، آلودگی هوا را در حدود ۲۰درصد و آلودگی آب را حدود ۵۰ درصد کاهش می دهد.

م - عباس زاده هاشمی 

 روزنامه خراسان

منبع: سایت بهینه
 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ] [ 9:20 PM ] [ نظرات 0 ]
 

مواد زائد جامعه که پس‌مانده ناخواسته زندگي بشري است ،خود موجبات مسائلي نظير انتقال بيماريها ، ازدياد حشرات موذي و موش، بو و منظره نامطبوع و گاهي اوقات آتش سوزي و تصادفات و صدمات بدني گرديده است. ازدياد جمعيت از يک طرف و افزايش توليد سرانه مواد زائد از خانه‌ها ، کارخانه‌ها و مؤسسات و تخريب و تغييرات در بناها و فضاهاي سبز و گياهان از طرف ديگر ابعاد مسأله را از نظر حجم مواد و مسائل حمل و نقل و دفع نهايي بصورت تصاعدي افزايش داده است ؛ زيرا دفع ميزان محدود مواد زائد آسان است ولي وقتي به هزاران تن در روز افزايش يافت ، مسائل پخش در محيط و بيماريهاي منتشره توسط مگس ، سوسک ، موش ، گربه ، سگ و مسائل ماشين‌آلات حمل

و نقل و هزينه تهيه وسائل انتقال و دفن يا دفع نهايي به طريق ديگر همگي در هم ضرب مي‌شود و ابعاد بهداشتي و اقتصادي مسأله به حالت وحشتناکي بزرگ و مشکل‌آفرين خواهند شد.

عدم مديريت صحيح و مقررات صريح براي جمع‌آوري و دفع و بازيافت بيش از 38 هزار تن زباله در روز در ايران که تقريباً 76% آن مواد قابل تبديل به کود بوده و هزاران تن پلاستيک و کاغذ و کارتن را در بردارد ، اکنون به شکلي بي‌رويه به دل خاک سپرده شده و يا در حوالي شهرها پراکنده مي‌شوند که صرف‌نظر از خطرات بهداشتي زيانهاي اقتصادي کلاني را نيز در بردارند.

طبق يک محاسبة کلي هموطنان ما در زمينه‌هاي مختلف سالانه متحمل هزينه‌هايي حدود 8 ميليارد تومان براي جمع‌آوري و دفع زباله مي‌شوند که قسمت بزرگي از آن با اعمال مديريت صحيح و بکارگيري تکنولوژي مناسب کاهش پذير است ؛ زيرا 80% اين هزينه به مخارج پرسنلي و ماشين‌آلاتي منحصر مي شود که صرف جمع‌آوري و حمل زباله مي‌گردد و مبادرت به بازيافت مواد از زباله که استفاده مجدد از آنها را در پي دارد ، پاسخ‌گوي بسياري از هزينه‌هاي گزاف دفع زباله مي‌شود. کاهش 50% از حجم زباله‌هاي شهري در اثر بازيافت ، صرفه‌جويي در مواد اوليه و کاهش آلودگي‌هاي محيط زيست که مثلاً در اثر بازيافت کاغذ ، 74% در آلودگي هوا و 35% در آلودگي آب بررسي شده است (4). بين کشورهاي جهان آلمان ، انگليس ، هلند و به ويژه ژاپن که نيمي از زباله‌هاي خود را بازيافت مي‌کند، در اين زمينه برنامه‌هاي بسيار وسيعي را به اجرا گذاشته و موفقيّت‌هاي بسياري را کسب نموده‌اند. بازيافت زباله که در همه روش‌ها مطرح مي‌شود ، با توجه به مقدار و نوع و مواد متشکله زباله جايگاه اقتصادي ويژه‌اي دارد. ايجاد صنايع کمپوست و ترتيب برنامه‌هاي دفع بهداشتي زباله‌هاي بيمارستاني با دستگاه زباله‌سوز و يا هر روش پيشرفته ديگر و از همه مهمتر بازيافت مواد از زباله در مراکز توليد ، به شکلي که از هرگونه وابستگي به خارج مبرا باشد، از جمله اهداف اين طرح است.

بازيافت به دو صورت امکان‌پذير است : نخست استفاده مجدد، مانند پرکردن مجدد شيشه‌هاي نوشابه و دوم بازيافت ، مانند استفاده مجدد از لاستيکهاي کهنه که به روکشي براي خيابانها بدل مي‌شوند.

ارزشمندترين مادة بازيافت شده از زباله بر حسب درآمد ، انواع مختلف فلزات است. هر چند که تعداد زيادي از مواد ديگر زباله مانند استخوان ، کاغذ ، کارتن ، پارچه ، پلاستيک ، مو ، فضولات کشتارگاه‌ها و غيره نيز اهميت ويژه‌اي دارند و ليکن همة مواد بازيافتي از زباله ارزش ورود به صنعت بازيافت را ندارند.

عوامل مؤثر بر بازيافت

يکي از عوامل مؤثر و غالب در بازيافت عامل اقتصادي است. افزايش چشمگير و مؤثر قيمت نفت و محصولات آن محرکي است تا تمامي کشورهاي صنعتي نسبت به کشف امکانات بازيافت مواد ، بعنوان جلوگيري از افزايش قيمت نفت اقدام کنند. در زمينة دفن در زمين معمولاً مناطق پست و کم‌ارتفاع به عنوان اراضي محل دفن انتخاب مي‌شوند و نهايتاً پس از فشردن و متراکم کردن جهت جلوگيري از نشت هرگونه مادة سمي به آبهاي زيرزميني ، با لايه‌اي از خاک رس پوشش داده مي‌شوند. بيشتر اين زمين‌ها در شهرهاي بزرگ در نواحي کم جمعيت واقع شده‌اند و کاميونهاي حامل زباله بايد فرسنگ‌ها راه بپيمايند و مقدار زيادي گازوئيل و يا بنزين مصرف کنند تا به جايگاه دفن بهداشتي زباله برسند که مستلزم هزينه و نيروي کار زيادي است و از اشکالات موجود در روش دفن زباله ، موضوع ناهماهنگي و نامتجانس بودن مواد است.

<!--[if !vml]--><!--[endif]-->بازيافت زباله معمولاً بر ساير روش‌هاي دفع همچون دفن يا سوزاندن مقدم است ، زيرا علاوه بر صرفه‌جويي در هزينه ، انرژي و منابع طبيعي ، آلودگي محيط را نيز کاهش مي‌دهد.

طبق يک بررسي، جمع‌آوري مواد قابل بازيافت براي هر تن زباله حدود 35 دلار و دفن روزانه هر تن مواد زائد در يک محل حــدوداً تا 80 دلار هزينه در بردارد. بازيافت تا 50% يا بيشتر حجم مواد پس مانده را کاهش داده و هزينه‌هاي سيستم جمع‌آوري زباله‌ها را بطور مؤثر کاهش مي‌دهد. کشور ژاپن موفق‌ترين برنامه بازيافت را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. حدود يک سوم زباله‌هاي ژاپن سوزانده شده و فقط يک ششم آن دفن مي‌گردد(4).

خانواده‌هاي ژاپني پس‌مانده‌هاي خانگي خويش را در هفت قسمت جداگانه و در روزهاي مختلف جمع‌آوري و بازيافت مي‌نمايند.

در آمريکا روزانه تعداد 2 ميليون درخت قطع مي‌شود که ضرر بزرگي به محيط زيست است. بازيافت کاغذ در يک روز يکشنبه موجب جلوگيري از قطع 7500 درخت مي‌شود و با بازيابي يک تن آلومينيم 4 تن بوکسيت و 700 کيلوگرم ذغال کک نيز ذخيره شده و باعث جلوگيري از ورود 35 کيلوگرم آلومينيم فلورايد به هوا مي‌شود(4).

عــــمل بازيابي مصرف انرژي و آلودگي هوا را کاهش مي‌دهد. با بازيابي بطري‌هاي پلاستيکي 60-50% انرژي مصرفي براي ساختن بـــطري‌هاي نو صرفه‌جويي مي‌شود (4).

در ايران با جمعيت حدود 60 ميليون نفر ، روزانه بيـش

از 38 هزار تن زباله توليد مي‌شود که هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع آنها تنها در شهرها روزانه حدود 21 ميليون تومان برآورد مي‌شود. طبق يک بررسي فقط بهاي کاغذ و کارتن و پلاستيک جدا شده از زباله که به ترتيب 27/8% و 11/4% کل زباله‌هاي پنج شهر کوچک و بزرگ کشور را تشکيل مي‌دهد که رقم قابل توجهي است. بررسي‌هاي اخير که در شهرهاي مختلف کشور انجام گرفته است، نشان مي‌دهد که مواد آلي از 6/76-35% و کارتن از 7/4 9/2% و پلاستيک از 3/6-1/2% مهمترين اجزاي قابل بازيافت زباله کشور ما را تشکيل مي‌دهند (4). و ليکن عليرغم اينکه فرهنگ بازيافت مواد از قديم در ايران موسوم بوده است در سالهاي اخير ، بازيافت بي‌رويه ( زباله دزدي ) مواد بعلت تنوع مواد، در عدم مديريت صحيح و نيز محدوديت ورود مواد اوليه خطرات و بحران‌هاي بهداشتي خاصي را در کشور به وجود آورده است. کاغذ ، آلومينيم ، لاستيک و مواد پلاستيکي و شيشه از جمله زوايد بسيار با ارزش هستند که مي‌توان آنها را بازيابي کرد.

بازيافت کاغذ

معمولاً کاغذهاي باطله مثل روزنامه ، مجلات و غيره قابل بازيافت هستند ، ولي کاغذ شيرهاي پاکتي ، نوشابه‌ها، کاغذهـــاي فتوکپي ، آلومينيومي و شايد کامپيوتري براي استفادة مجدد چندان مناسب نيستند. استفاده مجدد از پس‌مانده‌هاي کاغذي موجب احياي جنگلها و منابع طبيعي مي‌گردد که خود اقدامي اساسي براي مقابله با آلودگي هواست. منافع اقتصادي و عدم وابستگي در جهت ورود خمير کاغذ از خارج ، محاسن زير را نيز در پي دارد :

صرفه‌جويي در مصرف انرژي ، کمک مستقيم به سيستم

جمع‌آوري و دفع زباله‌هاي توليدي ، کاهش بار آلودگي و نهايتاً عادت دادن مردم به جلوگيري از اسراف و تبذير از نتايج بازيافت کاغذ است.

در کشور ما مصرف سرانة کاغذ سالانه بالغ بر 11 کيلوگرم است. توليد يک تن خمير کاغذ 40 کيلوگرم ضايعات آلوده‌ساز وارد محيــط مي‌کند که از جنبه بهداشتي قابل تعمق است (4). محاسبه کلي بهاي کاغذهاي بازيافت شده از زباله در جهان مي‌تواند سهم عظيمي از هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع زباله را بخوبي جبران نمايد و تحقيقات نشان داده است که اگر در پروسه توليد کاغذ ، مقداري کاغذ باطله به مخلوط اصلي اضافه شود به همان مقدار از بار آلودگي آب و هواي حاصل از اين پروسه کاسته مي‌شود.

بازيافت پلاستيک

مصرف پلاستيک به علت سبکي وزن و عدم شکستگي بسيار رايج است و به ندرت در اثر تجزيه بيولوژيکي و شيميايي از بين مي‌رود. پلاستيک‌ها يکي از منابع عمده ايجاد زباله هستند. مواد پلاستيکي از نظر بازيافت طبقه‌بندي شده و با خواص مختلف حرارتي مثلاً از نوع ترموپلاستيک‌ها تقسيم مي‌شوند. از اين مواد معمولاً پلاستيک‌هاي نرم ، بطري‌هاي فشارپذير ، گلدان اسفنجي ، پرده‌هاي روشن و غيره و يا فيلم و ورقه‌هاي پلاستيکي ساخته مي‌شود. اگر اين مواد در انواع ويژه جداسازي شوند، مي‌توان دوباره آنها را ذوب کرد و به محصولات جديد و مفيد ديگري تبديل نمود. مثلاً مي‌توان پلي‌اتيلن ، تري‌فتالات را از بطري‌هاي نرم نوشابه‌ها بازيابي کرد و از آن بالش ، لباس اسکي و کيسه‌خواب ساخت. از مخلوط اين پلاستيک‌ها با يکديگر پايه‌هاي زهکشي ، نرده‌هاي پلاستيکي ، بلوک‌هاي سنگ فرش ، تسمه نقاله و ديگر لوازم مشابه قابل تهيه است. بر اساس قوانين بهداشتي ، ساخت ظروف غذا يا نوشابه از پلاستيک‌هاي بازيافت شده ممنوع است. دسته‌اي از پلاستيکها قابليت ذوب ندارند که پلاستيک‌هاي سخت هستند که نه قابل سوخت هستند ، نه قابل بازيافت. بنابراين دفن دائم آنها تنها راه محوشان به شمار مي‌رود.

استفاده از مواد پلاستيکي براي کفپوش ، ايزولاسيون و در ماشين‌آلات و استفاده از مواد پلاستيکي در بسته‌بندي به جاي کاغذ يا کاربرد آن به جاي شيشه و چوب براي صرف هزينه کمتر نيز خود يکي از علل ازدياد آنهاست. قابل توجه است که برخي از مخازن و ديگهاي حرارتي حتي لوله‌هاي فشار قوي بخارآب از مواد پلاستيکي ساخته مي‌شود.

جلوگيري از اتلاف منابع مالي و طبيعي کشور که براي توليد پلاستيک مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، جلوگيري از ورود مواد اوليه و وابستگي به خارج ، حفاظت محيط زيست و جلوگيري از انتشار آلودگي به آب ، خاک و هوا از محسنات بازيافت پلاستيک است. متأسفانه پلاستيک‌هاي بيمارستاني به علت مرغوبيت و رنگي نبودن خريداران زيادي دارد که مخاطرات بهداشتي آن را بيشتر مي‌کند.

 

بازيافت فلزات آهني

بازيافت فلزات آهني جزئي از صنعت آهن و فولادي به حساب مي‌آيد. توليد فولاد و چدن هميشه با بازيافت مواد زائد همراه بوده است. کيفيت بازيافت اين مواد به خلوص آنها و مواد اوليه متشکله آنها بستگي دارد.

بازيافت فلزات غيرآهني

ارزش فلزات غير آهني در مقايسه با ساير مواد موجود در زباله‌هاي شهري بسيار بالاست. اخيراً ازدياد قوطي‌‌هاي آلومينيمي در زباله‌هاي شهري نيز ديده مي شود و نتايج بازيافت آن بسيار خوب است و صنايع خاصي نير بدين منظور بوجود آمده‌اند.

فلز مس در زباله از سيم‌کشي‌ها، وسايل متروکه و لوازم برنجي به دست‌ مي‌آيد، سرب از پس‌مانده‌هاي صنايع بطري سازي و لوله‌کشي جدا مي‌شود.

بازيافت شيشه

علاوه بر کمبود مواد خام اوليه که براي بازيافت شيشه خود دليل موجهي است، استفاده از شيشه‌هاي دست دوم (خرده‌شيشه) نيز از نظر اقتصادي بسيار مقرون به صرفه است، زيرا نقطه ذوب خرده‌شيشه از مواد خام اوليه پايين‌تر بوده و باعث کاهش مصرف سوخت مي‌گردد. کاهش هزينه، کاهش زمان و نقصان آلودگي از مزاياي ديگر استفاده از خرده شيشه مي‌باشد که در خور اهميت هستند.

بازيافت لاستيک

افزايش لاستيک‌هاي مستعمل در سالهاي اخير مشکلات زيادي را در سطح جهان به وجود آورده است. در بسياري از موارد لاستيک‌هاي غير مستعمل روي هم انباشته شده و به شکل کوهي از زباله مناظر زشتي را بوجود آورده و خطر آتش‌سوزي را نير همراه دارد. دودهاي سياه و مضر در اثر سوختن حتي يک حلقه لاستيک، مناطق بسيار وسيعي را آلوده کرده و محيط زيست را به مخاطره مي‌اندازد. اخيراً به وسيله ماشين‌هاي جديد و پر قدرت، لاستيک‌هاي کهنه آسياب شده و پس از ذوب به لاستيک‌هاي جديدي تبديل مي‌شوند.

اگر ضايعات لاستيک‌ها را با آسفالت خيابانها مخلوط کنند روکش با دوامي براي سطح جاده‌ها و باند فرودگاهها بوجود مي‌آيد. روکش مخلوط شده از لاستيک‌هاي باز يافتي در آسفالت خيابان به سادگي ترک نخورده و موجب صرفه‌جويي ميليونها دلار در بازسازي ، لکه‌گيري و جلوگيري از آسفالت دوباره خيابان‌ها مي‌گردد.

بازيافت پس‌مانده‌هاي آلي

مواد آلي مربوط به آشپزخانه، سبزي‌ها و گياهان زائد پس مانده‌هاي آلي هستند که توسط ميکروارگانيسم‌ها تجزيه شده و قادرند ميلياردها متر مکعب گاز متان توليد کنند. تجزيه پس‌مانده‌هاي آلي به جاي دفن، داراي دو مزيت کودسازي و توليد گاز متان است. نوعي از منابع بزرگ پس مانده‌هاي جامد خانگي، پوشک بچه‌هاست. شرکت پروکترگمبل در آمريکا پس از جداسازي پوشش پلاستيکي و ضد عفوني لاية جاذب اين پوشکها آنها را به کود تبديل کرده و مورد مصرف قرار داده است.

کود کمپوست تهيه شده در کشورهاي اروپايي که حدود 14درصد افزايش محصول ايجاد مي‌کند، به کشورهاي آسيايي مثل عربستان صادر مي‌شود. کودسازي از زباله در مقياس کوچک و با روشهاي بسيار ساده سنتي براي شهرهاي نه چندان بزرگ به خوبي امکان‌پذير است. در مورد استفاده از انرژي و توليد گاز متان از فضولات شهري و روستايي در سالهاي اخير توجه ويژه‌اي مبذول شده است.

از آنجائي که مبحث دفع زباله‌ها در مورد زباله‌هاي سمّي و خطرناک، از جمله موضوعاتي است که در حال حاضر مورد بررسي است ، نکاتي از مشکلات دفع زباله‌هاي خطرناک و سمّي به منظور ايجاد انگيزه در تفکيک زباله‌ها در مبداء به خاطر داشتن اين نکته که مشکلات زباله‌ها به اين موارد محدود نمي‌شود ، مطرح مي‌گردد. در کشورهاي پيشرفته بعد از بازيافت اوليه مواد ، بازيافت و دفع زباله‌هاي خطرناک مورد تحقيق است و دغدغة آنها از دفع زباله به صورت عام گذشته است. بازيافت در ايران 10 درصد و در ژاپن 50% است (4).

زباله‌هاي سمي و خطرناک

مواد زائد خطرناک ، مواد زائد جامد يا مايعي هستند که بعلت کميّت ، غلظت و يا کيفيت فيزيکي و شيميايي يا بيولوژيکي مي‌توانند موجب ازدياد مرگ و مير يا ناراحتي و بيماريهاي بسيار جدي شوند. اين زوائد ممکن است خصوصياتي از قبيل انفجاري بودن ، شعله‌ور شدن ، راديواکتيو و يا سمي و شيميايي بودن داشته باشند. اين مواد به صورت مايع ، جامد ، خميري و يا گازي شکل وجود دارند که بايد از نظر ايجاد آلودگي در آب ، هوا و خاک کنترل شوند. آنچه بايد در اين زمينه انجام بگيرد :

•  مواد مصرفي را پس از خريد تماماً مصرف کنيد و مازاد آن را به کسي که نياز دارد بدهيد. اگر مايليد چيزي را نگه داريد آن را در ظرف اصلي منحصر به خودش که داراي برچسب صحيحي باشد ، قرار دهيد.

•  سوخت ديزل ، نفت سفيد ، گريس و چربي و روغن موتور آلوده شده يا مستعمل را به مراکز سرويس خودرو ، ايستگاههاي بازيابي روغن يا مراکز مجاز جمع‌آوري بدهيد.

•  باطري کهنه اتومبيل را در زباله‌دان نيندازيد ، آن را

به مراکز مجاز برگردانيد ، ظروف و قوطي‌هاي سمي را وقتي که خالي شدند عمل کنيد. پيش از دور انداختن قوطي‌ها ، همواره آنهايي را که حاوي مواد زيان‌آور هستند ، کاملاً مشخص کنيد.

•  همه دستورالعمل‌هاي توصيه شده روي برچسب قوطي‌ها را رعايت کنيد.

•  تمامي قوطي‌هاي اسپري‌کننده را بوسيله فشردن دکمه آنها کاملاً خالي کنيد تا هيچ ماده‌اي پيش از پيچاندن آنها در روزنامه و دورانداختنشان با ساير زباله‌ها درون آنها باقي نمانده باشد. هرگز قوطيهاي خالي ايروسل را در کوره يا دستگاه پرس نيندازيد.

•  درمورد هر ماده‌اي که فکر مي‌کنيد از لحاظ دفع مسئله‌ساز باشد، با اداره بهداشت يا نمايندگي محيط زيست محلي تماس بگيريد.

•  براي اطلاع از نوع و نحوه سيستمهاي دفع زباله جامعه‌اي که در آن بسر مي‌بريد ، با بهداشت محيط محل تماس بگيريد تا مشخص شود چه مواردي را نبايد همراه با سيستم معمول جمع‌آوري زباله شهري دفع کرد.

•  مايعات شيميايي را روي زمين جاري نساخته و يا داخل مجاري فاضلاب رها نکنيد.

•  ظروف و قوطي‌هاي مواد شيميايي خالي را در حياط خانه دفع نکنيد.

•  ظروف و قوطي‌هاي حاوي ته‌مانده مواد شيميايي را

نسوزانيد.

•  هرگز قوطي‌هاي حشره‌کش يا مواد شيميايي را براي مقاصد ديگر مورد استفاده قرار ندهيد ، زيرا پس مانده مواد درون قوطي با موادي که دفعتاً در آن ريــــخته

شود، واکنش نشان داده و مسئله‌ساز خواهد شد.

•  از به کار بردن مجدد قوطي‌هاي اسپري‌کننده اجتناب کنيد.

•  فضولات شيميايي را با يکديگر مخلوط نکنيد.

•  هيچ ماده شيميايي را در امتداد جاده‌ها رها نکنيد.

مواد زائد راديواکتيو يا زباله‌هاي اتمي

مواد و عناصري که از خود پرتوهاي يونيزه ساطع کنند ، مواد راديواکتيو ناميده مي‌شوند. چون اين مواد باعث بروز خطرات بهداشتي و ناراحتي‌هاي ويژه‌اي براي انسان و موجودات محيط زيست مي‌شوند ، در طبقه‌بندي مواد زائد سمي و خطرناک منظور شده‌اند.

خصوصيات زباله‌هاي هسته‌اي هنگام دفع عبارتست از :

•  جامد بودن.

•  هدايت گرمايي مناسب.

•  حداقل حلاليت در آب و کنترل نشت آن.

•  مقاوم در برابر تجزيه‌هاي شيميايي ، تشعشعات دروني ، ضربه و فشار.

•  حداقل حجم ممکن.

خطرات و زيانهاي زباله اتمي يکسان نبوده به نوع و ميزان مواد راديواکتيو موجود در آنها بستگي تام دارد. با توجه به مقدار مواد راديواکتيو و خاصيت زيان‌بخشي اينگونه مواد ، آنها به سه گروه تقسيم‌بندي مي‌شوند :

الف ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو قوي.

ب ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو متوسط.

ج ) زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو ضعيف.

زبالــــــــه‌هاي داراي مواد راديواکتيو قوي عموماً در

نيروگاه‌هاي هسته‌اي بوجود مي‌آيند که بسيار قوي است.

زباله‌هاي داراي مواد راديواکتيو متوسط نيز در نيروگاه‌هاي اتمي هنگام بازيابي از ميله‌هاي سوخت و همچنين در زمان توليد عناصر سوخت اتمي حاصل مي‌شوند. زباله‌هاي اتمي داراي مواد راديواکتيو ضعيف در تمامي اماکني که انسان ، به نحوي با اشعه راديواکتيو سروکار داشته باشد مانند لابراتورهاي تحقيقاتي و پزشکي به دست مي‌آيند.

مهمترين آسيب‌هاي ناشي از زباله‌هاي اتمي : بيماري‌هاي سرطاني و ايجاد اختلال در ژن‌ها، هستند.

مدت زمان خطر زباله‌ها بين چند ثانيه تا چندين ميليون سال متفاوت است. خوشبختانه قسمت عمده زباله‌هاي اتمي دنيا از نوع کوتاه عمر و يا زودگذر و زوداثر هستند.

مواد زائد شيميايي

مواد شيميايي و پس مانده آنها جزء گروه موادي هستند که به سادگي نمي‌توان از خواص آني و يا آتي آنها چشم پوشيد. بيشتر زباله‌هاي شيميايي خطرناک در چهار گروه اصلي طبقه‌بندي مي‌شوند :

الف ) مواد آلي.

ب ) فلزات و مواد معدني شامل نمک‌ها ، اسيدها و بازها.

ج ) مواد قابل احتراق.

د ) مواد قابل انفجار.

اين گونه مواد ابتدا در مخازن ويژه‌اي جمع‌آوري شده و پس از انبار کردن اگر جامد باشند، با مخازن و در حالت مايع به وسيله پمپاژ به درون خودروهاي مجهز به علائم ويژه انتقال مي‌يابند. مخازن يا شبکه‌هاي جمع‌آوري مواد در بسياري از موارد مهر و موم شده و تحت کنترل شديد قرار مي‌گيرند. تماس مستقيم دست با اين گونه مواد در همه مراحل شديداً ممنوع اعلام گرديده است.

مــــديريت مواد زائد خطرناک شامل کاهش مواد زائد

تصفيه و دفع است. روشهاي تصفيه‌اي که قبل از دفع مواد زائد انجام مي‌شوند، عبارتند از : سم‌زدايي مواد خطرناک ، جداسازي و تغليظ اين مواد و تثبيت و جامد نمودن به منظور جلوگيري از نشت مواد زائد ، دفن در زمين آخرين مرحله مديريت مواد خطرناک مي‌باشد.

بحث و نتيجه‌گيري

يافته‌هاي آماري نشان مي‌دهند که در هر روز تقريباً 30 هزار تن و در سال بيش از 9 ميليون تن زباله در کشور جمع‌آوري مي‌شود که قسمت اعظم اين مواد قابل بازيافت است. براي مثال روزانه 5000 تن زباله‌ نان خشک و سالانه 182500 تن نان خشک بعنوان مواد دورريختني وارد سيستم مواد زائد مي‌شود که اگر بطور جداگانه جمع‌آوري شود، مي‌توان از آن استفاده‌هاي متعدد بعمل آورد (7).

طبق آمار سرانه مصرف در کشور ما در بعضي موارد زياد است که خود اين مصرف زياد باعث افزايش توليد زباله مي‌شود. اولين نکته در اين خصوص مصرف بهينه و جلوگيري از تبديل امکانات به زباله است.

مقام معظم رهبري فرموده‌اند: ‹‹ من شنيدم طبق برخي آمارهايي که به ما دادند مقدار ضايعات نان ما برابر است با مقدار ناني که ما از خارج وارد مي‌کنيم آيا اين جاي تأسف نيست؟ ›› (8).

•  ايران ، ژاپن و روسيه کمتر از 45% شکر مورد نياز خود را از داخل تأمين مي‌کنند ، سرانه شکر در ايران 28 کيلوگرم و در چين 7 کيلوگرم ذکر شد (8).

•  واردات کالاهاي اساسي (گندم ، برنج ، ذرت ، شکر) يک سوم درآمد ارزي کشور را مي‌بلعد(8).

•  عمر متوسط اسکناس‌ها در ايران 3 سال و در کشورهاي پيشرفته بيش از 10 سال است. ما در سال 700 ميليون برگ اسکناس را از چرخه خارج مي‌کنيم که اين جايگزيني اسکناس فرسوده و جمع‌آوري آنها هر سال 100 ميليارد ريال هزينه بر دولت تحميل مي‌کند (8).

•  هرسال 30% محصولات غذايي در ايران ضايع مي‌شود که ارزش آن حدود 15 ميليارد تومان است(8).

•  هر عدد انار در ژاپن 5 دلار بفروش مي‌رسد ؛ قيمت 6 عدد انار برابر يک بشکه نفت است(8).

•  ارزش صادرات يک بشکه رب معادل 6 بشکه نفت و ارزش صادرات 2 کارتن ترشي برابر با يک بشکه نفت است (8).

يکي از صفات خداوند متعال «غيور» است. غيرتمندي صفتي است الهي که پهنة وسيعي از مسئوليت را پيش روي انسان‌ها مي‌گشايد. اسراف و تبذير در امکانات، يک منکـَر

ديني ، اقتصادي و اجتماعي است.

مقام معظم رهبري فرموده‌اند: « در سطح جامعه منکراتي وجود دارد که مي‌شود از آنها نهي کرد و بايد نهي کرد ، از جمله اتلاف منابع عمومي و حياتي ، اسراف در نان ، اين همه ضايعات نان داريم؛ اين منکر است. يک منکر ديني ، اقتصادي و اجتماعي است

در ژاپن براي دفع زباله ، زباله‌هاي فشرده شده را داخل تور سيمي قرار داده و مدت 10 دقيقه در قير مذاب يا سيمان مايع نگهداري مي‌کنند و بعداً بلوکهاي حاصل را به مصرف مي‌رسانند (شکل 1) (2).

در برخي نقاط دنيا که زمين کافي براي دفن زباله به طور بهداشتي در اختيار ندارند، اقدام به احداث جزاير مصنوعي کرده و جزيره را با زباله به وجود مي‌آورند. براي اين کار قسمتي از آب دريا را محصور کرده و پس از تخليه آب آن زباله را در آن ريخته و به ازاء هر متر زباله 20-25 خاک ريخته و پس از فشرده شدت عمليات را به همــــان منوال ادامه داده تا جزيره کاملاً پر گردد و سطحي از آب دريا بالا بيايد بعد از اينکه ساختمان جزيره به پايان رسيد خيابانهاي لازم در آن احداث کرده و پس از کاشتن درخت و نباتات ديگر بعنوان پارک عمومي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. (شکل«5») قسمتي از جزيره مصنوعي را در ساحل توکيو نشان مي‌دهد (2).

بحث اقتصادي بازيافت بحدي وسيع است که طبق مقاله‌اي درآمد کارخانه‌اي با بازيافت از 200 ميليون دلار به 6 بيليون دلار رسيد (5) به ازاي 340 کمپاني جداسازي 148 ايستگاه انتقال 151 زمين دفن زباله 95 مرکز احيا در

42 ايالت قرار دارد (5).

در سطح دنيا پس مانده 20% و در ايران 76% زباله را شامل مي‌شود (4).

سرانة مصرف از دهة 60-50 از 480 گرم به 760 گرم در دهة 70 رسيده است(4).

جداسازي زباله‌ها فقط در حد تر و خشک مصرف کمتر انرژي ، آلودگي کمتر هوا ، آب ، محيط و زمين دفن زباله را به همراه دارد.

جداسازي پلاستيکها و کاغذ و شيشه از زباله‌ها بهداشت و کيفيت بالاتر مواد بازيافتي را به همراه دارد.

پيشنهادات

• 1. مصرف بهينه و جلوگيري از اسراف و تبذير.

• 2. تبليغات در اين زمينه از سوي رسانه‌‌هاي عمومي بخصوص راديو و تلوزيون.

• 3. تفکيک زباله‌ها در مبدأ.

• 4. بازيافت از زباله‌هاي تفکيک شده توسط مسئولين امر.  

منبع:  http://www.bmsu.ac.ir/web/beh/z81b82/4.htm

منبع: سایت بهینه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ] [ 9:19 PM ] [ نظرات 0 ]
 

شايد اين مسئله كمي اقراق‌آميز بيايد ولي با استفاده از سيستم اتوماسيون اداري بدون كاغذ شما در مصرف كاغذ صرفه‌جوئي بسياري انجام داده‌ايد كه خود اين باعث قطع كمتر درختان و از بين نرفتن محيط زيست مي‌شود.

براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اين در حالى است كه به رغم روند روبه كاهش سطح جنگل هاى كشور همچنان مصرف كاغذ خصوصاً در تهران روبه افزايش است و اين كاغذها بعد از هر بار مصرف بدون اينكه مجدداً به چرخه توليد برگردند در زير خاك مى پوسند و به آلودگى هرچه بيشتر آب و خاك مى افزايند. نزديك به ۱۰ درصد معادل 7۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.

 توليد روزانه 7۵۰ تن كاغذ زباله در تهران در حالي است كه نرخ هر كيلو كاغذ وارداتي دو دلار است و سالانه ۵۵۰ هزار تن كاغذ وارد كشور مي¬شود.

در يك سال گذشته حدود ۱۵۰ هزار تن كاغذ در كشور توليد شده است و با اجراي طرح تفكيك كامل كاغذ در تهران ، هزينه واردات كاغذ در كشور ريالي خواهد شد. هم اكنون هزينه واردات كاغذ به كشور ۱/ ۱ ميليارد دلار است.

سال گذشته قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن افزايش يافت. اين موجب شد اعتبارات و يارانه هاى مصوب براى واردات كاغذ جوابگوى تناژ مصوب نباشد از اين رو با اعتبارات مصوب حجم كمترى كاغذ واردشد كه اين كمبود به سال جارى منتقل و موجب افزايش قيمت شد.

 روزانه حدود70۰ تن كاغذ باطله تنها در مركز دفن زباله كهريزك دفع مي شود كه اين مقدار كاغذ معادل دفن ۹۰۰ اصله درخت سبز و تنومند است.

مواد اوليه تهيه كاغذ از درختان كمياب جنگل ها تامين مي شود به همين دليل بازيافت كاغذ و محصولات كاغذي نسبت به توليد كاغذ در ۴۸ درصد از انرژي و ۵۸ درصد از آب مصرفي در صنعت كاغذسازي صرفه جويي مي كند.

براي توليد هر تن كاغذ ۲ تن چوب و ۲۰۰ هزار ليتر آب مصرف مي شود كه اين ميزان با بازيافت مواد به نصف كاهش مي يابد.

در كشورهاي توسعه يافته ۹۲ درصد مواد اوليه چندصد كارخانه كاغذسازي از كاغذهاي باطله تامين مي شود درحالي كه در ايران ۲ كارخانه توليد كاغذ ۹۸ درصد مواد مصرفي را از چوب جنگل ها تامين مي كنند.

روزانه بيش از ۸ درصد از تركيبات زباله هاي شهري تهران را كاغذ و مقوا تشكيل مي دهد و بازيافت روزانه اين ميزان كاغذ باطله حدود۹۰۰ اصله درخت را از نابودي نجات مي دهد.

 براي توليد هر تن خمير كاغذ سفيد از چوب ، 3 تن يا 6 متر مكعب چوب جنگلي يا حدود 7 تن باگاس نياز است كه در صورت عدم استفاده از 6/1 ميليون تن باگاس، بايد 370 هزار متر مكعب چوب مصرف شود كه اين مقدار چوب معادل رويش سالانه 457 هزار هكتار جنگل است.

 دراينجا يك نمونه از سوالات هر گروه آمده است:

1-براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اگرروزانه در تهران 100 تن كاغذ بازيافت شود از قطع شدن چند اصله درخت جلوگيري مي شود؟

2-اگر 90درصد از كاغذ مصرفي در تهران- به جاي حدود 8 درصدفعلي- بازيافت شود از قطع چند درخت تنومند جلوگيري ميشود؟

3-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد كل زباله تهران در يك روز چند تن است؟

4-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.روزانه چند درصد از زباله هاي كاغذي تهران بازيافت مي شود؟

5-با توجه به افزايش قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن در سال گذشته اگر امسال 30 درصد كاغذ را از زباله هاي تهران صرفه جويي كنيم و به ازاي هر تن كاغذ بازيافت شده 50 در صد هزينه نهايي آن كاهش يابد با اين كارسالانه چند دلار صرفه جويي ارزي مي كنيم؟در حل اين مساله اگر به اطلاعات ديگري نياز داريد آن را ازمتن بالا استخراج كنيد.

 

در حين اين كار به طور غير مستقيم حساسيت دانش آموزان نسبت به صرفه جويي در مصرف كاغذ نيز افزايش مي يابد.

بعد از مطالعه متن و طرح سوالات مي توانيد به عنوان يك فعاليت پيشنهادي از گروه ها بخواهيد راههايي كه براي صرفه جويي بيشتر و بازيافت مناسب كاغذ مي شناسند تا هفته بعد جمع آوری کنند و در 5 دقيقه به كلاس ارائه كنند.

منبع: مدرسه اینترنتی تبیان

منبع: سایت بهینه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ] [ 9:18 PM ] [ نظرات 0 ]
 

زباله ؛ طلاي كثيف يا نقره كثيف ؟!

زباله ؛ طلاي كثيف يا نقره كثيف ؟!
گفت وگو با دكتر ادوين صفري استاد دانشگاه


<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->

 

 

انسان امروز بيش از هر زمان ديگري زباله توليد مي كند. روزانه بيش از 3\5 ميليون تن زباله در جهان توليد مي شود كه سهم كشور ما از اين ميزان 40 هزار تن و سهم كشور آلمان 90 هزار تن در روز است . با اين تفاوت كه در كشورهاي توسعه يافته مانند آلمان 80 درصد زباله و در ايران 8 درصد زباله بازيافت مي شود.
    
با پيشرفتهاي انسان و بهره برداري هاي گوناگون از طبيعت ، ميزان زباله توليدي انسانها رو به افزايش نهاد. اما به موازات آن شيوه هاي دفع و بازيافت نيز بهبود يافتند و امروز اگر مديريت پسماند به صورت كارآمد صورت گيرد، زباله ديگر يك معضل نيست . ايالات متحده امريكا روزانه 13 ميليون دلار از راه بازيافت زباله درآمد دارد .
    
يكي از مشكلات زيست محيطي كشور ما دفن غير بهداشتي پسماندها است كه آلودگي آب و خاك را به دنبال دارد و از ديگر سو به دليل عدم اجراي طرح هاي تفكيك و شيوه سنتي جمع آوري زباله ، روزانه ميلياردها ريال صرف جمع آوري زباله مي شود. براي كارآمد كردن سيستم مديريت پسماند كشور ما چه مي توان كرد? و چگونه مي توان يك سيستم يكپارچه مديريت پسماند ايجاد كرد? و از مشكلات زيستي محيط دفع مواد زائد كاست ? براي پاسخگويي به چنين سوالاتي با دكتر ادوين صفري دكتراي عمران و محيط زيست و عضو هيات علمي دانشكده محيط زيست دانشگاه تهران گفت وگويي انجام داديم كه در پي مي خوانيد.
    
آيا براستي زباله طلاي كثيف است ?
    
زباله تا چندين سال پيش به عنوان موادي بود كه قابل استفاده نبود و دور ريخته مي شد، ولي بتدريج با پيشرفتهايي كه صورت گرفت مشخص شد كه از آنها مي شود استفاده كرد و مجددا وارد چرخه صنعت كرد. تجربه نشان داده اگر زباله به درستي مديريت شود عمليات بازيافت و بازيابي آن به گونه يي علمي صورت بگيرد و انرژي آن مهار شود، آنگاه از اين راه سود اقتصادي به دست مي آيد و در اين صورت ممكن است زباله طلاي كثيف نباشد ولي نقره كثيف خواهد بود.
    
پس بالاخره طلا يا نقره ناب مي توان از آن استخراج كرد?
    
در ايران ، زباله خانگي بيشترين سهم تركيب زباله را به خود اختصاص مي دهد كه بالغ بر 70 درصد آن پس مانده هاي غذايي و مواد فساد پذير است كه مي توان از آنها كمپوست يا مواد آلي مورد نياز تهيه كرد. از 30 درصد بقيه در حدود 20 درصد درصدش قابل بازيافت است . پس فقط در واقع 10 درصد زباله هاي توليد شده ما دور ريختني و غير قابل استفاده است و از زباله مي توان هم به لحاظ انرژي و هم به لحاظ موادي كه كاربردي و مورد نياز صنعت است ، بهره گرفت .
    
پس ديگر نمي توان گفت كه زباله يك ضايعه است و به نوعي ممكن است يك بركت باشد?
    
اگر علمي به قضيه نگاه كنيم ، معني اش اين است كه يك سري مواد داريم كه صرفا دور ريز محسوب نمي شوند و حتي مي توانند مورد استفاده دوباره قرار گيرند. از طرف ديگر يك سري هزينه هاي پنهان داريم كه عموما در محاسباتمان در نظر گرفته نمي شود؛ مثل هزينه هايي كه در آينده در اثر دفع ناقا زباله بر ما تحميل مي شود تا محيط زيست را پاكسازي كنيم و اگر ما نتوانيم مديريت پسماند را به شيوه صحيح و علمي انجام دهيم در آينده با محيطي آلوده ، هزينه هاي سرسام آور و.... مواجه خواهيم شد.
    
آقاي دكتر! همانطور كه مي دانيد بازيافت با يك شعار اساسي و كليدي آغاز شد «اجازه ندهيد زباله هايتان به مواد زايد تبديل شود» براي تحقق اين امر چه بايد كرد و چگونه مي توان حجم زباله را كاهش داد?
    
در كشورهاي توسعه يافته در اين زمينه اقدامات اساسي انجام مي دهند كه مهمترين آن كاهش زباله در مبدا است . سپس به فكر كاهش زباله هايي مي افتند كه براي دفع برده مي شوند و بازيافت نمي شوند.
    
كاهش زباله در مبدا از چه طريقي ميسر و ممكن است ?
    
عموما كاهش زباله در مبدا با مشكلاتي مواجه است . پارامترهايي نظير فرهنگ مصرف ، فرهنگ توليد، شيوه بسته بندي محصولات و.... بر اين امر موثرند. از اركان اصلي موفقيت در مبدا اين است كه مردم نقش خود را به درستي ايفا كنند و تفكيك زباله هاي تر و خشك را انجام دهند و به اصطلاح آب را از چشمه تميز نگه دارند و آلوده نكنند.
    
ولي موفقيت اين كار به فرهنگ سازي و آموزشي كه مردم مي بينند بستگي دارد. در ايران ، بعضي مواقع بازيافت تا حدود 40 درصد يا 50 درصد درصد جواب داده است ولي حفظ كردن اين ميزان و يا دستيابي به درصدهاي بالاتر بسادگي امكان پذير نيست و نياز به يك برنامه ريزي دراز مدت دارد.
    
روزانه بيش از 3\5 ميليون تن زباله در جهان توليد مي شود كه بيش از 40 هزار تن آن در كشور ما توليد مي شود. اين 40 هزار تن به كجا مي رود و چگونه مديريت مي شود?
    
متاسفانه ما تقريبا در تمام شهرهاي كشور با معضل زباله روبرو هستيم . بيشتر مشكل هم مربوط به اين است كه زباله هاي ما در مبدا تفكيك نمي شوند و مخلوط جمع آوري و در زمين دفن مي شود. دفني هم كه انجام مي شود به صورت بهداشتي نيست . البته اين را هم بگويم دفن زباله در زمين به خودي خود، مقوله وحشتناك و بدي نيست و يكي از روشهاي كم هزينه و موثر مديريت زباله است . در امريكا نيز هنوز بيش از 50 درصد زباله ها دفن مي شوند ولي اين دفن بايد براساس اصول بهداشتي و مهندسي صورت بگيرد تا كمترين اثرات را روي محيط زيست داشته باشد. متاسفانه تاكنون در اكثر شهرهاي كشورمان تلنبار زباله داشتيم تا دفن بهداشتي آن .
    
دفن غير اصولي و غير بهداشتي چه تاثيري بر كيفيت آب يا خاك خواهد داشت ?
    
اصولادر دفن غير بهداشتي مكانيزمي براي كنترل آلودگي انديشيده نمي شود. عمده ترين آلودگي هم «شيرابه » است كه مي تواند به آبهاي زيرزميني نفوذ كند. همچنين تجمع گاز نيز به دليل عدم تخليه ممكن است باعث انفجار شود. ولي در دفن بهداشتي مكانيزم هاي لازم براي كنترل اين آلودگي ها انديشيده مي شود. در اين روش دفن به گونه يي صورت مي گيرد كه شيرابه وارد خاك و آب هاي زيرزميني نمي شود و تصفيه مي شود. در نتيجه به آبهاي زيرزميني آسيبي نمي رساند. اخيرا در كشور ما تلاش هايي صورت گرفته كه بازيافت را به شكل صحيح انجام دهند و شكل گيري سازمان بازيافت گامي در اين راستا قلمداد مي شود.
    
اخيرا در منطقه 7 شهرداري پروژه يي به صورت آزمايشي به اجرا درآمد كه شهرداري با نصب سطل زباله هاي مخصوص كاغذ و شيشه زباله را به شكل تفكيك شده از مبدا جمع آوري مي كرد. متاسفانه اين طرح مثل بسياري از طرحهاي ديگر تداوم نداشت و پس از مدتي متوقف شد. به نظر شما چرا برنامه ها در ايران به سرانجام نمي رسد?
    
در اين مورد بايد توجه داشت كه اين كار زمانبر است . حتي اگر برنامه يي از همان اول به صورت درست طراحي شده باشد، ممكن است در پياده كردن با موانعي روبرو شود كه از قبل قابل پيش بيني نبوده . در اين مورد هم نمي توان انتظار معجزه داشت ، طبيعي است كه چون هنوز در فرهنگ ما اين گونه حركتها نهادينه نشده است ، با موانع و بن بست هايي روبرو شود.
    
آقاي دكتر! آيا بازيافت تاثيري هم بركاهش هزينه خدمات شهري دارد?
    
هم مي شود گفت بله و هم مي شود گفت خير. براساس قانون ، پرداخت هزينه هاي دفع آلودگي ، برعهده توليد كننده آن آلودگي است . اگر ما زباله يي توليد مي كنيم بايد هزينه دفع آن را هم بپردازيم . البته اجرا كردن اين قانون در شرايط فعلي سخت است . به همين دليل منابع مالي دفع پسماند بايد از جاي ديگري تامين شود. ولي نكته اساسي اين است كه بازيافت مواد علاوه بر اينكه كاهش حجم زباله را در پي دارد مي تواند سودآور هم باشد. افراد و شركتهاي خصوصي مي توانند در اين زمينه سرمايه گذاري كنند. اين فكر زماني عملي مي شود كه صنعتي وجود داشته باشد كه ماده بازيافتي را خريداري كند و به اصطلاح براي ماده بازيافتي بازار خريد با قيمت مناسب وجود داشته باشد. بحث بازاريابي محصولات بازيافتي بسيار حايز اهميت است كه متاسفانه بسيار كم رنگ به آن پرداخته شده است و بيشتر به شكل سنتي وجود دارد.
    
با توجه به اينكه در كشور ما چنين مديريت و ساماندهي كارايي براي بازيافت وجود ندارد، ما با پديده يي به نام «زباله دزدي » مواجه هستيم ، آيا اين مورد سود دهي دارد و عموما زباله دزدها از زباله چه استفاده هايي مي كنند?
    
قطعا سود دهي دارد. ولي چند نكته را نبايد فراموش كرد. عموما بخشي از زباله خشكي كه مي تواند بازيافت شود توسط همين زباله دزدها جمع آوري مي شود. اين اقدام در نگاه اول يك كار مثبت ارزيابي مي شود. چون باعث كاهش حجم زباله مي شود و اين مواد را وارد چرخه بازيافت مي كند. ولي اينكه زباله كجا مي رود و چه مصرفي دارد چندان مشخص نيست و معلوم نيست كه از لحاظ زيست محيطي و بهداشتي چه آسيب هايي را به وجود مي آورند. اما در همين حد كه ما شاهد زباله دزدي هستيم ، معني اش اين است كه بازيافت ، سودآور است . اما مساله اين است كه اين افراد بطور غير رسمي درگير اين كار هستند و به صورت بدوي براي بازيافت اقدام مي كنند. لذا ما مي توانيم با برنامه ريزي مناسب همين افراد را براي بازيافت صحيح به كار گيريم ، چون به هر جهت آنها راه و چاه را تا حدودي بلد هستند. ما بايد اگر تجهيزاتي نياز دارند در اختيارشان بگذاريم و در عوض آن بركارشان كنترل و نظارت كنيم . بايد مشخص باشد كه زباله از كجا جمع آوري شده است ، چگونه بازيافت مي شود و در كجا به مصرف خواهد رسيد.
    
براساس قانوني كه از سال 1330مصوب شده است جمع آوري زباله برعهده بلديه «شهرداري » گذاشته شده است . اما در اكثر كشورهاي پيشرفته ، جمع آوري ، بازيافت و دفع زباله توسط بخش خصوصي انجام مي شود. فكر مي كنيد قوانين و ساختار مديريت پسماند در كشور ما داراي چه ايرادات و نواقصي است ?
    
در چند سال اخير در كشور ما اگر چه نمي توان گفت خصوصي سازي ،بلكه به نوعي شاهد مشاركت بخش خصوصي در جمع آوري زباله هستيم و پيمانكارهايي كه با شهرداري قرارداد مي بندند اين كار را انجام مي دهند. حتما مي دانيد كه جمع آوري ، بخش عمده يي از هزينه ها را به خود اختصاص مي دهد.
    70
درصد هزينه ها مربوط به بخش جمع آوري است !
    
در ايران از اين ميزان هم بيشتر است . زيرا ما دفن را به صورت غير بهداشتي و غير مهندسي انجام مي دهيم ، اين كار هزينه خاصي هم نياز ندارد. ولي در سالهاي اخير شاهد مشاركت گسترده تر بخش خصوصي در بخشهاي جمع آوري و بازيافت بوده ايم . از لحاظ قانوني هم از اين كار دفاع مي شود و شهرداري بايد به سمتي پيش برود كه نظارت عالي را انجام دهد.
    
واگذاري امور جمع آوري ، بازيافت و دفع زباله به بخش خصوصي چه منافعي مي تواند به دنبال داشته باشد?
    
به هر جهت سود، جنبه اقتصادي قضيه است كه شركتها را به اين كار علاقه مند مي سازد. ولي در بعضي موارد از جمله درخصوص بازيافت اگر بازار مصرف مواد بازيافتي وجود داشته باشد، اين كار داراي سود دهي خواهد بود. مثلا 70 درصد زباله ما مواد فساد پذير است . در وهله اول به نظر مي رسد كه توليد كمپوست كارمطلوبي باشد چون هم جلوي آلودگي محيط را مي گيرد و هم محصولي توليد مي شود كه در كشاورزي داراي استفاده است .
    
اين فرايند هنگامي مي تواند سودآور باشد كه بازار مصرف مناسبي داشته باشد البته بازار مصرف به صورت پتانسيل بالقوه وجود دارد و بسياري از كشاورزان مايل به استفاده از كمپوست هستند. سوال اين است كه چه كمپوستي مورد استفاده قرار مي گيرد? طبيعي است كه كمپوستي مورد استفاده قرار مي گيرد كه داراي كيفيت مناسب باشد و كمپوستي كيفيت مناسب دارد كه فرايند توليد آن به گونه درستي انجام شده باشد و مواد ورودي كه به اين كارخانه مي آيند بايد مواد نسبتا خالا فسادپذير باشند. براي اينكه مواد خالا تر باشند بايد اين مواد تفكيك شده باشند و اين تفكيك از مبدا بايد صورت گيرد. براي پيشرفت در اين زمينه نيز به فرهنگ سازي نياز است .
    
آقاي دكتر! آيا تصور نمي كنيد ايجاد چنين سيستمي حضور و نقش دولت را پررنگ تر مي كند?
    
به هر حال براي اينكه زنجيره حفظ شود، طبيعتا دولت بايد برنامه هاي خاصي را داشته باشد كه براساس آن حركت كند. به نظر من در اين موارد بخش خصوصي بايد وارد شود ولي برنامه ريزي هاي اين كار را بايد دولت انجام دهد.
    
يعني به تعبيري دولت بستر سازي ها و هماهنگي ها را انجام دهد و با سياستهاي تشويقي بخش خصوصي را وارد ميدان كند?
    
هم اكنون هم به نوعي اين اتفاق رخ مي دهد. دولت هم اكنون به كساني كه علاقه مند به سرمايه گذاري در اين بخش هستند وام كم بهره مي دهد.
    
چرا پروژه هاي تفكيك زباله از مبدا در كشور ما موفق نبوده اند?
    
عوامل زيادي بر عدم موفقيت تفكيك از مبدا موثرند كه اولين دليل آن نبود آموزش صحيح ، اطلاع رساني و آگاهي عمومي است . اين ها فاكتورهاي بسيار مهمي است اما يكي از فاكتورهاي بسيار تاثيرگذار اعتماد مردم و خانواده ها به سيستمي است كه متولي اين كار است . در تهران در مناطق مختلف كار تفكيك از مبدا شروع شد و گروههاي مردمي و «ج .پ.ج»ها وارد بحث آموزش شدند و يكسري از تجهيزات اوليه را در اختيار خانواده ها قرار دادند ولي اين طرح موفق نبود. به دليل اينكه برنامه منسجمي وجود نداشت يعني حركتي صورت مي گيرد و تا مدتي ادامه پيدا مي كند و بعد رها مي شود. من فكر مي كنم به دليل عدم انسجام اين برنامه ، اعتماد از خانواده ها سلب مي شود. بسياري از خانواده ها نمي دانند تفكيك زباله چه فايده يي دارد. به همين دليل همزمان با فرهنگ سازي و آموزشي كه صورت مي گيرد يكسري زير ساختها لازم است كه بايد ايجاد شود و مردم بايد محصولات بازيافت شده را ببينند و مثلا مشخص باشد كه اين كاغذ بازيافتي است . از سوي ديگر به وجود آمدن فرهنگ تفكيك زباله در دراز مدت جواب مي دهد و نمي توان انتظار داشت كه در عرض يك سال يا دو سال به همچين چيزي برسيم . اين نيازمند آموزش است و بايد
    
آموزشها از يك مقطع سني كم آغاز شود و به صورت پيوسته باشد. اشكال اساسي اين قضيه اين است كه بين اجزا آن سيستمي كه مديريت مواد زايد جامد را بر عهده دارند هماهنگي كافي و لازم وجود ندارد. يعني ممكن است در بخش جمع آوري خيلي خوب عمل كنيم ولي در بخش دفع يا بازيافت عموما به شيوه اصولي عمل نمي شود به همين دليل ما بايد به حفظ اين زنجيره بينديشيم و راه كارهايي براي آن پيدا كنيم .
    
شايد بشود گفت به واقع شهروندان نقش اصلي را در اين زمينه دارند آنها هم هنگامي مي توانند نقش خود را به درستي ايفا كنند كه آموزشهاي لازم را ديده باشند. به نظر مي رسد جداي از بحث مديريت زباله ، هنوز ديدگاه حفظ محيط زيست در كشور به نحو شايسته نهادينه نشده است . اين موضوع را مي توان در كتابهاي درسي نيز پيگيري كرد. در كشورهاي پيشرفته موضوع حفظ محيط زيست در مدارس آموزش داده مي شود. ولي در ايران هنوز به اهميت حفظ محيط زيست پي برده نشده است ! فكر نمي كنيد يكي از مشكلات ريشه يي ما همين موضوع باشد?
    
اصلا دقيقا همين است . كشورهايي كه در حفظ محيط زيست پيشرو تلقي مي شوند، در يك چشم به هم زدن به اين موفقيت دست پيدا نكرده اند. چندين سال تلاش مداوم پشت اين قضيه بوده است . بطوري كه عده قابل توجهي از مردم به اين درك مي رسند كه حفظ محيط زيست به نفع خودشان است و عده يي هم براساس قوانين ، مقررات و جريمه هايي كه در جامعه اجرا مي شود ملزم به حفظ محيط زيست مي شوند و كم كم عادت مي كنند. مثل بستن كمربند ايمني كه تقريبا الان همه در كشور از آن استفاده مي كنند. كه ابتدا يكسري آموزشهاي جسته گريخته آغاز شد و بعد با يك الزام قانوني پيگيري شد و الان به يك عادت تبديل شده است . حفظ محيط زيست هم بايد چنين مسيري را طي كند ولي اين موضوع خيلي پيچيده تر است و بايد آموزشها به صورت منسجم ، مداوم و پيوسته باشد.
    
فكر مي كنم بحث كلان تر قضيه اين باشد كه كلان شهرهاي بزرگ در ايران با فرهنگ روستايي شكل گرفته اند و هنوز فرهنگ شهروندي در آنها رشد نكرده است ?
    
توسعه شهرهاي بزرگ تقريبا همينطور بوده است . هرچه جمعيت شهري كمتر باشد، برنامه هايي كه طرح ريزي مي شوند، درصد موفقيت بالاتري خواهند داشت . ولي هنگامي كه توسعه آن شهر به صورت بي رويه صورت مي گيرد و جمعيت زياد مي شود ديگر به اين سادگي نمي توان برنامه ريزي كرد. در اصل رابطه بين اين دو خطي نيست و بايد فاكتورهاي ديگر نيز در نظر بگيريم . مثلا در خود تهران نمي توان يك سياست واحد را براي تفكيك از مبدا ارايه داد. بلكه لازم است نوع آموزش و شيوه بازيافت در مناطق مختلف تهران متناسب با وضعيت فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي آن مناطق طرح ريزي و عملياتي شود.
    
شايد لازم باشد در اين زمينه مطالعات عميقي برروي فرهنگ بومي هر منطقه صورت گيرد!
    
شما مي توانيد از افرادي كه ساكن مناطق كه داراي وضعيت اقتصادي و فرهنگي بالاتري هستند از طريق آموزش بخواهيد كه تفكيك از مبدا را انجام دهد ولي ممكن است در بعضي از مناطق كه سطح فرهنگي و اقتصادي پايين تري دارند آموزش و اطلاع رساني جواب ندهد و لازم باشد زباله ها خريداري شود و به مشوق احتياج باشد. در اصل ما دو مكانيسم اصلي داريم . اول اينكه در هر شرايطي آگاهي بدهيم و انتظار داشته باشيم كه اين آگاه شدن تاثير گذار باشد و دوم اينكه ما بايد مشوقهايي را در نظر بگيريم . هنگامي كه مردم از كاري منتفع مي شوند، بهتر مشاركت مي كنند.
    
آقاي دكتر در جامعه شناسي بحثي تحت عنوان تاخر فرهنگي مطرح مي شود كه بيان مي كند كه هميشه بين فرهنگ مادي و معنوي در كشورهاي در حال توسعه فاصله يي وجود دارد. يعني مصاديق فرهنگ مادي به راحتي وارد مي شود ولي فرهنگ استفاده از آن منتقل نمي شود. مثلا موبايل وارد مي شود ولي فرهنگ استفاده از آن تعليم داده نمي شود. آيا اين پديده در توليد زباله مي تواند موثر باشد?
    
قطعا تاثير زيادي دارد. شايد به زبان ديگري بشود از تعارضات تجدد و تمدن ياد كرد. يعني در حقيقت ما وسايل جديدي را در اختيار داريم . ولي فرهنگ استفاده از آن را نمي دانيم . ولي نكته يي را هم نبايد فراموش كرد و آن اينكه چون اين لوازم اكثرا در كشور ما توليد نشده است لذا فرهنگ استفاده از آن هم رشد نكرده . در اين گونه موارد آموزش و ترويج ارزشهاي مربوط به آن ، از اولويت هاي اساسي تلقي مي شود.
    
آقاي دكتر! روزانه ميليونها تومان براي جمع آوري و دفن زباله در ايران هزينه مي شود و ما هيچ وقت بررسي نكرده ايم كه اگر بازيافت را انجام دهيم و براي اين كار هزينه كنيم تا چه ميزان از هزينه هاي نهايي كاسته مي شود?
    
خوبي قضيه اين است كه حداقل در چند سال اخير حاضر هستيم كه اين كار را انجام دهيم و اگر چه نه همه ولي درصد زيادي از متوليان امر به اين نكته رسيده اند كه بايد اين كار انجام شود. ولي علت اينكه انجام نمي شود فاكتورهاي مختلفي دارد. مشكل كار اينجا است كه ما با يك پديده گسترده روبرو هستيم كه تا حالا كار خاصي برايش انجام نداده ايم و تازه مي خواهيم شروع كنيم ، سيستمي كه تقريبا همه جايش اشكال دارد را تصحيح و مديريت كنيم . اين يك سيستم به هم پيوسته است كه بايد تمام اجزايش به موازات هم ترميم و توسعه پيدا كند. كه اين كار علاوه بر مديريت صحيح به منابع مالي فراوان نيز نياز دارد. يكي از مشكلات همين است كه منابع مالي مشخصي براي بازيافت در نظر گرفته نشده است .
    
يكي از مهمترين مشكلاتي كه در بحث مديريت پسماند در كشورمان با آن روبرو هستيم دفع زباله هاي بيمارستاني است . وضعيت دفع مواد بيمارستاني را به چه شكل مي بينيد?
    
براساس قانون پسماند كه در سال گذشته تصويب شد مديريت مواد زائد بيمارستاني بر عهده توليد كننده است كه عملا خود وزارتخانه بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي مسووليت دفع مواد زايد بيمارستاني را بر عهده دارد. در داخل خود مجموعه بيمارستاني نيز زباله بايد به بخش هاي مختلف تفكيك شود كه مهمترين آن بخش هاي عفوني و غيرعفوني است ولي در عين حال بحث داروهاي تاريخ مصرف گذشته ، مواد راديواكتيو مواد نوك تيز و لبه دار و.... نيز وجود دارد كه اين بخش ها بايد جداسازي شود كه متاسفانه اين كار بطور كامل صورت نمي گيرد. و حتي اگر هم انجام مي شود، چون در انتهاي قضيه ظرفيت سازي براي دريافت اين مواد تفكيك شده وجود ندارد اين مواد به صورت مخلوط دفن مي شود. اما چيزي كه در تهران اتفاق مي افتد اين است كه براساس دستورالعملهاي سازمان بهداشت جهاني يك استانداردهاي حداقل براي دفن زباله وجود دارد كه اين استانداردها در حداقل خود مراعات مي شوند. در شرايط فعلي ما به واقع در سطح كمترين حد استاندارد دفن زايدات بيمارستاني قرار داريم كه بايد بر اين كار نظارت دقيق تري شود.
    
در بخش كشاورزي هم ما با ضايعاتي روبرو هستيم . براين اساس برآورد مي شود كه ضايعات كشاورزي در سال ، 5 ميليارد دلار مي شود كه اين مقدار ضايعات غذايي مي تواند 15تا بيست ميليون نفر را هم سير نمايد به نظر شما در مورد اين بخش چه كارهايي مي توان انجام داد?
    
مهم اين است كه ما بايد توليد زباله را كاهش دهيم مثلا فرض كنيد همين ناني كه توليد مي شود اگر فرآيند توليد آن صحيح نباشد و فرهنگ مصرف نيز غلط باشد، منجر به هدر روي بخش زيادي از نان و توليد زباله مي شود. اگر چه ما نان را مقدس مي دانيم و اگر در پياده رو افتاده باشد آن را كنار مي گذاريم ولي به مسائل كلان تر آن توجه نمي كنيم . اگر محصول توليد شده كيفيت مناسب نداشته باشد زودتر به زباله تبديل مي شود. بنابراين الگوي درست توليد و مصرف بايد در سرلوحه كار ما قرار بگيرد كه نيازمند كار طولاني مدت است .
    
بوروكراسي شديد نيز مزيد بر علت است ! هنوز در كشور ما فرهنگ پاسخگويي تلفني شكل نگرفته است و براي هر كاري بايد درخواست كتبي نوشته شود و سپس سازمان مربوطه نيز بايد از جاهاي ديگر استعلام كند و بعد جواب شما به صورت كتبي داده شود و اين در ساده ترين شكل خود يعني هدر روي مقدار زيادي كاغذ! من فكر مي كنم فرهنگ زندگي در توليد زباله بسيار موثر است ?
    
زباله چيزي است كه به همه و همه چيز ربط پيدا مي كند. به همين دليل نمي توان تنها بخشي از قضيه را سامان داد و انتظار داشت اوضاع روبه راه شود. به همين دليل از مديريت يكپارچه مواد زايد نام برده مي شود.
    
اگر بخواهيم مديريت پسماند را به همين شكل ادامه بدهيم ، چه دورنمايي مي توان براي آن ترسيم كرد?
    
اگر به همين شكل كنوني بخواهيم ادامه بدهيم بايد بگويم كه دورنمايش اصلا مناسب نيست . ولي اگر برنامه هايي كه در ذهن مديران پسماند وجود دارد محقق شود، بازده كار خيلي هم مي تواند عالي باشد ولي اين كار در دراز مدت و با مشاركت همه جواب مي دهد. ما در مورد اين موضوع بايد هم خوشبين باشيم و هم واقع بين ، خوش بيني قضيه در اين است كه تا سال گذشته قانون جامعي در مورد پسماند نداشتيم . ولي الان اين قانون با تمام نواقصش وجود دارد. شكل گيري سازمان بازيافت يك گام اساسي روبه جلو است . در چند سال گذشته واقعا كارهايي براي بهبود مديريت پسماند شروع شده است و مطالعاتي صورت گرفته است و اين مساله بطور جدي شروع شده است . ولي اين مسائل هنگامي پاسخ مي دهد كه از آنها حمايت مالي و علمي صورت بگيرد. در اين صورت زباله ديگر يك ضايعه نخواهد بود. اگر مي خواهيم دور نماي خوبي داشته باشيم بايد يك استراتژي و برنامه مشخص داشته باشيم و بايد مسير حركت را مشخص كنيم و مرتب در شيوه اجرا و برنامه هايمان بازنگري داشته باشيم . ما نبايد آتش را خاموش كنيم ، بلكه نبايد اجازه بدهيم جايي آتش بگيرد.
    
مهرداد ناظري روزبه زعفراني
    
منبع:http://www.magiran.com 

منبع: سایت بهینه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ] [ 9:17 PM ] [ نظرات 0 ]
 

روري بر اهميت بازيافت و نقش آن
مواد زائد جامعه كه پس‌مانده ناخواسته زندگي بشري است ،خود موجبات مسائلي نظير انتقال بيماريها ، ازدياد حشرات موذي و موش، بو و منظره نامطبوع و گاهي اوقات آتش سوزي و تصادفات و صدمات بدني گرديده است. ازدياد جمعيت از يك طرف و افزايش توليد سرانه مواد زائد از خانه‌ها ، كارخانه‌ها و مؤسسات و تخريب و تغييرات در بناها و فضاهاي سبز و گياهان از طرف ديگر ابعاد مسأله را از نظر حجم مواد و مسائل حمل و نقل و دفع نهايي بصورت تصاعدي افزايش داده است ؛ زيرا دفع ميزان محدود مواد زائد آسان است ولي وقتي به هزاران تن در روز افزايش يافت ، مسائل پخش در محيط و بيماريهاي منتشره توسط مگس ، سوسك ، موش ، گربه ، سگ و مسائل ماشين‌آلات حمل و نقل و هزينه تهيه وسائل انتقال و دفن يا دفع نهايي به طريق ديگر همگي در هم ضرب مي‌شود و ابعاد بهداشتي و اقتصادي مسأله به حالت وحشتناكي بزرگ و مشكل‌آفرين خواهند شد.
<!--[if !vml]--><!--[endif]-->عدم مديريت صحيح و مقررات صريح براي جمع‌آوري و دفع و بازيافت بيش از 38 هزار تن زباله در روز در ايران كه تقريباً 76% آن مواد قابل تبديل به كود بوده و هزاران تن پلاستيك و كاغذ و كارتن را در بردارد ، اكنون به شكلي بي‌رويه به دل خاك سپرده شده و يا در حوالي شهرها پراكنده مي‌شوند كه صرف‌نظر از خطرات بهداشتي زيانهاي اقتصادي كلاني را نيز در بردارند.
طبق يك محاسبة كلي هموطنان ما در زمينه‌هاي مختلف سالانه متحمل هزينه‌هايي حدود 8 ميليارد تومان براي جمع‌آوري و دفع زباله مي‌شوند كه قسمت بزرگي از آن با اعمال مديريت صحيح و بكارگيري تكنولوژي مناسب كاهش پذير است ؛ زيرا 80% اين هزينه به مخارج پرسنلي و ماشين‌آلاتي منحصر مي شود كه صرف جمع‌آوري و حمل زباله مي‌گردد و مبادرت به بازيافت مواد از زباله كه استفاده مجدد از آنها را در پي دارد ، پاسخ‌گوي بسياري از هزينه‌هاي گزاف دفع زباله مي‌شود. كاهش 50% از حجم زباله‌هاي شهري در اثر بازيافت ، صرفه‌جويي در مواد اوليه و كاهش آلودگي‌هاي محيط زيست كه مثلاً در اثر بازيافت كاغذ ، 74% در آلودگي هوا و 35% در آلودگي آب بررسي شده است
بين كشورهاي جهان آلمان ، انگليس ، هلند و به ويژه ژاپن كه نيمي از زباله‌هاي خود را بازيافت مي‌كند، در اين زمينه برنامه‌هاي بسيار وسيعي را به اجرا گذاشته و موفقيّت‌هاي بسياري را كسب نموده‌اند. بازيافت زباله كه در همه روش‌ها مطرح مي‌شود ، با توجه به مقدار و نوع و مواد متشكله زباله جايگاه اقتصادي ويژه‌اي دارد. ايجاد صنايع كمپوست و ترتيب برنامه‌هاي دفع بهداشتي زباله‌هاي بيمارستاني با دستگاه زباله‌سوز و يا هر روش پيشرفته ديگر و از همه مهمتر بازيافت مواد از زباله در مراكز توليد ، به شكلي كه از هرگونه وابستگي به خارج مبرا باشد، از جمله اهداف اين طرح است.
عوامل مؤثر بر بازيافت
<!--[if !vml]--><!--[endif]-->يكي از عوامل مؤثر و غالب در بازيافت عامل اقتصادي است. افزايش چشمگير و مؤثر قيمت نفت و محصولات آن محركي است تا تمامي كشورهاي صنعتي نسبت به كشف امكانات بازيافت مواد ، بعنوان جلوگيري از افزايش قيمت نفت اقدام كنند. در زمينة دفن در زمين معمولاً مناطق پست و كم‌ارتفاع به عنوان اراضي محل دفن انتخاب مي‌شوند و نهايتاً پس از فشردن و متراكم كردن جهت جلوگيري از نشت هرگونه مادة سمي به آبهاي زيرزميني ، با لايه‌اي از خاك رس پوشش داده مي‌شوند. بيشتر اين زمين‌ها در شهرهاي بزرگ در نواحي كم جمعيت واقع شده‌اند و كاميونهاي حامل زباله بايد فرسنگ‌ها راه بپيمايند و مقدار زيادي گازوئيل و يا بنزين مصرف كنند تا به جايگاه دفن بهداشتي زباله برسند كه مستلزم هزينه و نيروي كار زيادي است و از اشكالات موجود در روش دفن زباله ، موضوع ناهماهنگي و نامتجانس بودن مواد است.

بازيافت زباله بر ساير روش‌هاي دفع همچون دفن يا سوزاندن مقدم است ، زيرا علاوه بر صرفه‌جويي در هزينه ، انرژي و منابع طبيعي ، آلودگي محيط را نيز كاهش مي‌دهد.

طبق يك بررسي، جمع‌آوري مواد قابل بازيافت براي هر تن زباله حدود 35 دلار و دفن روزانه هر تن مواد زائد در يك محل حــدوداً تا 80 دلار هزينه در بردارد. بازيافت تا 50% يا بيشتر حجم مواد پس مانده را كاهش داده و هزينه‌هاي سيستم جمع‌آوري زباله‌ها را بطور مؤثر كاهش مي‌دهد. كشور ژاپن موفق‌ترين برنامه بازيافت را در سطح جهان به خود اختصاص داده است. حدود يك سوم زباله‌هاي ژاپن سوزانده شده و فقط يك ششم آن دفن مي‌گردد
تجربه هاي برخي از كشورها
-
خانواده‌هاي ژاپني پس‌مانده‌هاي خانگي خويش را در هفت قسمت جداگانه و در روزهاي مختلف جمع‌آوري و بازيافت مي‌نمايند.
-
در آمريكا روزانه تعداد 2 ميليون درخت قطع مي‌شود كه ضرر بزرگي به محيط زيست است. بازيافت كاغذ در يك روز يكشنبه موجب جلوگيري از قطع 7500 درخت مي‌شود و با بازيابي يك تن آلومينيم 4 تن بوكسيت و 700 كيلوگرم ذغال كك نيز ذخيره شده و باعث جلوگيري از ورود 35 كيلوگرم آلومينيم فلورايد به هوا مي‌شود
بازيافت پس‌مانده‌هاي آلي
مواد آلي مربوط به آشپزخانه، سبزي‌ها و گياهان زائد پس مانده‌هاي آلي هستند كه توسط ميكروارگانيسم‌ها تجزيه شده و قادرند ميلياردها متر مكعب گاز متان توليد كنند. تجزيه پس‌مانده‌هاي آلي به جاي دفن، داراي دو مزيت كودسازي و توليد گاز متان است. نوعي از منابع بزرگ پس مانده‌هاي جامد خانگي، پوشك بچه‌هاست. شركت پروكترگمبل در آمريكا پس از جداسازي پوشش پلاستيكي و ضد عفوني لاية جاذب اين پوشكها آنها را به كود تبديل كرده و مورد مصرف قرار داده است.
كود كمپوست تهيه شده در كشورهاي اروپايي كه حدود 14درصد افزايش محصول ايجاد مي‌كند، به كشورهاي آسيايي مثل عربستان صادر مي‌شود. كودسازي از زباله در مقياس كوچك و با روشهاي بسيار ساده سنتي براي شهرهاي نه چندان بزرگ به خوبي امكان‌پذير است. در مورد استفاده از انرژي و توليد گاز متان از فضولات شهري و روستايي در سالهاي اخير توجه ويژه‌اي مبذول شده است. از آنجائي كه مبحث دفع زباله‌ها در مورد زباله‌هاي سمّي و خطرناك، از جمله موضوعاتي است كه در حال حاضر مورد بررسي است ، نكاتي از مشكلات دفع زباله‌هاي خطرناك و سمّي به منظور ايجاد انگيزه در تفكيك زباله‌ها در مبداء به خاطر داشتن اين نكته كه مشكلات زباله‌ها به اين موارد محدود نمي‌شود ، مطرح مي‌گردد. در كشورهاي پيشرفته بعد از بازيافت اوليه مواد ، بازيافت و دفع زباله‌هاي خطرناك مورد تحقيق است و دغدغة آنها از دفع زباله به صورت عام گذشته است. بازيافت در ايران 10 درصد و در ژاپن 50% است.
بازيافت كاغذ
معمولاً كاغذهاي باطله مثل روزنامه ، مجلات و غيره قابل بازيافت هستند ، ولي كاغذ شيرهاي پاكتي ، نوشابه‌ها، كاغذهـــاي فتوكپي ، آلومينيومي و شايد كامپيوتري براي استفادة مجدد چندان مناسب نيستند. استفاده مجدد از پس‌مانده‌هاي كاغذي موجب احياي جنگلها و منابع طبيعي مي‌گردد كه خود اقدامي اساسي براي مقابله با آلودگي هواست. منافع اقتصادي و عدم وابستگي در جهت ورود خمير كاغذ از خارج ، محاسن زير را نيز در پي دارد :
صرفه‌جويي در مصرف انرژي ، كمك مستقيم به سيستم جمع‌آوري و دفع زباله‌هاي توليدي ، كاهش بار آلودگي و نهايتاً عادت دادن مردم به جلوگيري از اسراف و تبذير از نتايج بازيافت كاغذ است.
در كشور ما مصرف سرانة كاغذ سالانه بالغ بر 11 كيلوگرم است. توليد يك تن خمير كاغذ 40 كيلوگرم ضايعات آلوده‌ساز وارد محيــط مي‌كند كه از جنبه بهداشتي قابل تعمق است . محاسبه كلي بهاي كاغذهاي بازيافت شده از زباله در جهان مي‌تواند سهم عظيمي از هزينه‌هاي جمع‌آوري و دفع زباله را بخوبي جبران نمايد و تحقيقات نشان داده است كه اگر در پروسه توليد كاغذ ، مقداري كاغذ باطله به مخلوط اصلي اضافه شود به همان مقدار از بار آلودگي آب و هواي حاصل از اين پروسه كاسته مي‌شود.


بازيافت پلاستيك
مصرف پلاستيك به علت سبكي وزن و عدم شكستگي بسيار رايج است و به ندرت در اثر تجزيه بيولوژيكي و شيميايي از بين مي‌رود. پلاستيك‌ها يكي از منابع عمده ايجاد زباله هستند. مواد پلاستيكي از نظر بازيافت طبقه‌بندي شده و با خواص مختلف حرارتي مثلاً از نوع ترموپلاستيك‌ها تقسيم مي‌شوند. از اين مواد معمولاً پلاستيك‌هاي نرم ، بطري‌هاي فشارپذير ، گلدان اسفنجي ، پرده‌هاي روشن و غيره و يا فيلم و ورقه‌هاي پلاستيكي ساخته مي‌شود. اگر اين مواد در انواع ويژه جداسازي شوند، مي‌توان دوباره آنها را ذوب كرد و به محصولات جديد و مفيد ديگري تبديل نمود. مثلاً مي‌توان پلي‌اتيلن ، تري‌فتالات را از بطري‌هاي نرم نوشابه‌ها بازيابي كرد و از آن بالش ، لباس اسكي و كيسه‌خواب ساخت. از مخلوط اين پلاستيك‌ها با يكديگر پايه‌هاي زهكشي ، نرده‌هاي پلاستيكي ، بلوك‌هاي سنگ فرش ، تسمه نقاله و ديگر لوازم مشابه قابل تهيه است. بر اساس قوانين بهداشتي ، ساخت ظروف غذا يا نوشابه از پلاستيك‌هاي بازيافت شده ممنوع است. دسته‌اي از پلاستيكها قابليت ذوب ندارند كه پلاستيك‌هاي سخت هستند كه نه قابل سوخت هستند ، نه قابل بازيافت. بنابراين دفن دائم آنها تنها راه محوشان به شمار مي‌رود.
استفاده از مواد پلاستيكي براي كفپوش ، ايزولاسيون و در ماشين‌آلات و استفاده از مواد پلاستيكي در بسته‌بندي به جاي كاغذ يا كاربرد آن به جاي شيشه و چوب براي صرف هزينه كمتر نيز خود يكي از علل ازدياد آنهاست. قابل توجه است كه برخي از مخازن و ديگهاي حرارتي حتي لوله‌هاي فشار قوي بخارآب از مواد پلاستيكي ساخته مي‌شود. جلوگيري از اتلاف منابع مالي و طبيعي كشور كه براي توليد پلاستيك مورد استفاده قرار مي‌گيرد ، جلوگيري از ورود مواد اوليه و وابستگي به خارج ، حفاظت محيط زيست و جلوگيري از انتشار آلودگي به آب ، خاك و هوا از محسنات بازيافت پلاستيك است. متأسفانه پلاستيك‌هاي بيمارستاني به علت مرغوبيت و رنگي نبودن خريداران زيادي دارد كه مخاطرات بهداشتي آن را بيشتر مي‌كند. بازيافت فلزات آهني بازيافت فلزات آهني جزئي از صنعت آهن و فولادي به حساب مي‌آيد. توليد فولاد و چدن هميشه با بازيافت مواد زائد همراه بوده است. كيفيت بازيافت اين مواد به خلوص آنها و مواد اوليه متشكله آنها بستگي دارد.

<!--[if !vml]--><!--[endif]-->


بازيافت فلزات غيرآهني
ارزش فلزات غير آهني در مقايسه با ساير مواد موجود در زباله‌هاي شهري بسيار بالاست. اخيراً ازدياد قوطي‌‌هاي آلومينيمي در زباله‌هاي شهري نيز ديده مي شود و نتايج بازيافت آن بسيار خوب است و صنايع خاصي نير بدين منظور بوجود آمده‌اند. فلز مس در زباله از سيم‌كشي‌ها، وسايل متروكه و لوازم برنجي به دست‌ مي‌آيد، سرب از پس‌مانده‌هاي صنايع بطري سازي و لوله‌كشي جدا مي‌شود.
بازيافت شيشه علاوه بر كمبود مواد خام اوليه كه براي بازيافت شيشه خود دليل موجهي است، استفاده از شيشه‌هاي دست دوم (خرده‌شيشه) نيز از نظر اقتصادي بسيار مقرون به صرفه است، زيرا نقطه ذوب خرده‌شيشه از مواد خام اوليه پايين‌تر بوده و باعث كاهش مصرف سوخت مي‌گردد. كاهش هزينه، كاهش زمان و نقصان آلودگي از مزاياي ديگر استفاده از خرده شيشه مي‌باشد كه در خور اهميت هستند.

بازيافت لاستيك
افزايش لاستيك‌هاي مستعمل در سالهاي اخير مشكلات زيادي را در سطح جهان به وجود آورده است. در بسياري از موارد لاستيك‌هاي غير مستعمل روي هم انباشته شده و به شكل كوهي از زباله مناظر زشتي را بوجود آورده و خطر آتش‌سوزي را نير همراه دارد. دودهاي سياه و مضر در اثر سوختن حتي يك حلقه لاستيك، مناطق بسيار وسيعي را آلوده كرده و محيط زيست را به مخاطره مي‌اندازد. اخيراً به وسيله ماشين‌هاي جديد و پر قدرت، لاستيك‌هاي كهنه آسياب شده و پس از ذوب به لاستيك‌هاي جديدي تبديل مي‌شوند.
اگر ضايعات لاستيك‌ها را با آسفالت خيابانها مخلوط كنند روكش با دوامي براي سطح جاده‌ها و باند فرودگاهها بوجود مي‌آيد. روكش مخلوط شده از لاستيك‌هاي باز يافتي در آسفالت خيابان به سادگي ترك نخورده و موجب صرفه‌جويي ميليونها دلار در بازسازي ، لكه‌گيري و جلوگيري از آسفالت دوباره خيابان‌ها مي‌گردد.

منبع: سایت بهینه


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 بهمن 1388  ] [ 9:16 PM ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 11 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارائه بهترین راهکارها برای اصلاح الگوی مصرف شما بازدیدکننده گرامی می باشد.