بهینه
اصلاح الگوی مصرف 
قالب وبلاگ
 
رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت "حياتي و اساسيِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور"، سال جديد را در همه زمينه ها و امور، سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم. اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم که ميزان مصرف در ايران را با کشور هاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم.
بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين کشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين کالا نخستين کشور در ميان کشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد کل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف ‌گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي که متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس 5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است.
هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر مي‌شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر مي‌شود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي‌كند. هم‌اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي‌شود. و هر ساله بيش از 38درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي‌يابد در حالي که در صورت مصرف استاندارد، ايران مي‌تواند يکي از صادر کنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس يارانه نان طي پنج سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان ، ميزان يارانه پرداختي به 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
براساس گزارش صندوق بين‌المللي پول، ايران دومين کشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي‌باشد .مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، 2 برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و 4 برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است كه با مقايسه شاخص شدت مصرف انرژى در ايران با بسيارى از كشورهاى جهان ، شاهد وضعيت ناهنجار بهره بردارى انرژى هستيم .
در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژي به ازاي هر مترمربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان، اين رقم به حدود 4 برابر مي رسد.
الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! از نظر مصرف برق هم ، ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست.ودولت ساليانه يارانه‌ 4 هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد. دکتر داوودى معاون اول رئيس‌جمهور در همايش ملى نگاه قدسى به آب گفته است که سرانه مصرف آب ايرانى‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.
تبريزي مديرعامل سابق شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در خصوص ميزان مصرف گاز ايران گفته است: ايران بعد از كشورهاي امريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد. و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد.اين در حالي است که دولت در سال گذشته 134هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشترکان بخش خانگي تعلق داده است.
سرانه مصرف شکر در ايران 29 کيلو گرم است در حالي که ميانگين مصرف شکر در جهان 22 کيلو گرم مي باشد . و نيز تحقيقات کارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي کنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
همانطور که مشاهده مي کنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها ، نشان‌دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است. و جالبتر اينجاست که ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. که در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
اميد است با استراتژي و راهبردي که مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خويش تبيين فرمودند، يک عزم جدي در دولت و مجلس براي تهيه يک نقشه راه در جهت اجراي اصلاح الگوي مصرف تهيه شود . ونبايدخودمان را با برگزاري چند سمينار وکنگره در اين خصوص ،سرگرم کنيم و ا ز اصل پيام ايشان غافل شويم. تحقق فرمايشات مقام معظم رهبري بصورت واقعي تنها با ورود همه جانبه مردم، دولت و مجلس امکان پذير است و ورود به اين پيکار امروز يک تکليف شرعي و ملي محسوب مي گردد.
منبع: http://www.rcirib.ir
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 10:03 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نویسنده: سيد مهدي موسوي‏
بخش پنجم: فرهنگ مصرف.
طرح بحث.
در اين بخش درمورد (فرهنگ مصرف) به بحث خواهيم پرداخت. و اين موضوع است كه از نظر اهميّت، كمتر از مباحث بخش قبل نيست و حتي مي توان آن را يكي از ريشه هاي مهم اسراف نيز به حساب آورد؛ ولي به علت اهميّت و گسترده تر بودن آن از ساير عوامل، بخش مستقلي بدان اختصاص داده شد.
البته مقصود از اين عنوان، معناي خاص آن نيست؛ بلكه (مصرف) در مقياس عام آن مطرح است. توضيح اين كه: مراحلي را كه كالا از ابتدا تا بهره وري پشت سر مي گذارد، چهار مرحله است:.
1. مرحله كشف؛.
2. مرحله استخراج؛.
3. مرحله توليد؛.
4. مرحله مصرف.
جامعه سالم برخوردار از نظامي عادلانه و مردمى، كار بهره وري و استفاده از منابع خود را با دقت و برنامه ريزي كامل آغاز مي كند و به پايان مي رساند و در هر مرحله از اين مراحل، به رعايت نيازمندي ها و مصالح عموم مردم و همچنين نسل هاي آينده توجه دقيق دارد. نخست با به كارگيري گروه هاي لايق تحقيق و با تفحص كامل به كشف منابع ثروت خود مي پردازد، آن گاه به مقدار لزوم و احتياج استخراج مي كند و در مرحله بعد، با هدف ارتقاي كيفي روي مواد اوّليه در حدّ توان مشغول به كار مي شود و در پايان، با آموزشي كه جامعه از لحاظ شيوه مصرف ديده است، با رعايت صرفه جويي و اعتدال، به بهره برداري كامل از فرآورده هاي خود مي پردازد، كه ما اين مرحله پاياني را (فرهنگ مصرف) به معناي خاص، و مجموعه اين رعايت ها و دقت ها در تمام اين مراحل مختلف را (فرهنگ مصرف) به معناي عام آن مي ناميم.
استعمار، از ديرباز كوشيده است تا كشورهاي اسلامى، هم در مراحل كشف، استخراج و توليد و هم در مرحله مصرف به معناي خاص آن، از داشتن اين فرهنگ صحيح بي بهره باشند، تا راه غارت و اسارت آنان هميشه براي سلطه گران هموار بماند.
1. تصرّف در منابع طبيعي.
در اين مورد سيد جمال الدين اسدآبادى، مصلح و بيدارگر بزرگ مشرق زمين، اين چنين مي گويد:.مردم شرق، در املاك و معادن و آبادي هاي خود مانند آدم سفيه مبذّر تصرف كردند و همه را هدر دادند، تا كار به آن جا رسيد كه غرب آقا بالاسر آنان شد و غرب هيچ گاه مصلحت خود نمي داندكه روش و فرهنگ مشرق اصلاح شود و اين سفاهتكاري پايان پذيرد. بلكه غرب آرزويش اين است كه شرق در همين گمراهي و اسرافكاري غرق باشد، تا بتواند قرن ها او را در همين محجوريّت و ممنوعيّت از تصرّف در اموال خود نگاه دارد و خود مالك سرنوشت شرقيان باشد.(1).
البته در اين زمينه دربخشي جداگانه به تفصيل بحث خواهيم كرد،(2) و در اين جا عمدتاً به (فرهنگ مصرف) به معناي خاص آن كه آشنايي و توجه به روش بهره برداري از توليدات و فرآورده هاي صنعتي و غيرصنعتي باشد، مي پردازيم.
2. مصرف صحيح سرمايه زندگي.
شناخت شيوه هاي صحيح مصرف و رعايت آن و قدرت تشخيص ضرورتها و اولويّت ها بر مصارف و نيازهايي كه در رديف بعدي از نظر اهميّت قرار دارند و نيز آشنايي راه هاي صحيح استفاده از سرمايه و ابزار كار و لوازم زندگى، از مسائل بسيار مهمي است كه به نظر نگارنده بايد در سطحي وسيع، جامعه را در تمامي اين زمينه ها به وسيله كارشناسان امور مختلف، آموزش داد.
در جامعه اسلامي قابل قبول نيست كه افراد آن با وجود برخورداري از فرهنگ غني و پربار اسلامي - كه در هر زمينه و نيز در اين مورد بهترين تعاليم و راهنمايي ها را در خود دارد - از برخي جوامع كه از داشتن آن محرومند و صرفاً ملاحظات مادّي آنان را به صرفه جويي و پرهيز از اسراف واداشته است، عقب بمانند؛ بلكه بايد با بهره گيري از اين تعليمات، در اين زمينه خود الگوي ساير جوامع باشند. براي نمونه به اين گزارش توجه كنيد:.
اصطلاح (موتاي ناى) يك روح قناعت و صرفه جويي به ژاپني ها داده است و آنان را بر آن داشته است كه، حدّاكثر استفاده را از امكانات موجود خود بنمايند. از موارد خاص صرفه جويي ژاپني ها، در مصرف كاغذ است. در ژاپن، هيچ وقت كتاب ها و روزنامه هاي خوانده شده به همراه زباله دور ريخته نمي شود... اين در حالي است كه ژاپن، دومين كشور دنيا از نظر توليد كاغذ است و بيشتر كاغذهاي توليدي اش از طريق توليد مجدد به دست مي آيد.... در ژاپن، اززباله هاي فلزي پس از جمع آوري استفاده مجدد به عمل مي آيد.... نكته ديگر كه در زندگي آنان حايز اهميت است، صرفه جويي در مصرف انرژي است. آنان، سعي مي كنند به جاي گرم كردن محوطه خانه، فقط اعضاي بدن افراد خانه را گرم نمايند تا انرژي حرارتي كمتري مصرف شود. از اين روى، از سيستم هاي بزرگ و پرخرج تهويه مركزي در خانه هاي مسكوني كمتر ديده مي شود. و در همين زمينه مي توان از كيسه هاي شني كوچك انفرادى، كه درجهت گرم نگه داشتن اعضاي بدن در زمستان مورد استفاده قرار مي گيرد، نام برد.... ژاپني ها، براي صرفه جويي در مصرف انرژى، هيچ وقت پس از خوابيدن، بخاري و يا وسيله گرم كننده داخل خانه خود را روشن نگه نمي دارند، بلكه در شب هاي سرد براي گرم شدن، از لحاف و روانداز بيشتر استفاده مي كنند.(3).
مگر اين توصيه اميرالمؤمنين(علیه السّلام)نيست كه به مسلمان ها فرمود:.اَللّهَ اللّهَ فِي الْقُرْآنِ لايَسْبِقَنَّكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ؛(4).
از خدا بترسيد و او را درباره قرآن رعايت كنيد نكند ديگران در عمل بدان از شما پيشي بگيرند!.
در حالي كه قرآن كريم بيش از بيست بار، از اسراف و تبذير، نكوهش و يا نهي فرموده است و عواقب زشت و زيانبار آن را به صورت هاي مختلف گوشزد نموده است.
جايگاه فرهنگ مصرف، در مكتب اهل بيت ه از مناجات حضرت امام زين العابدين(علیه السّلام)با خداوند به خوبي نمايان است. آن حضرت در يكي از بخش هاي دعاهاي خود عرض مي كند:.اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَاحْجُبْني عَنِ السَّرْفِ وَاهِزْدِيادِ، وَقَوِّمْني بِالْبَذْلِ وَاهِقْتِصِادِ، وَعَلِّمْني حُسْنَ التَّقْدير، واقْبِضْني بِلُطْفِكَ عَنِ التَّبْذيرِ؛(5).
پروردگارا! بر محمد وآل او درود فرست و پرده اي بين من و اسراف و افزون طلبي حايل كن و با در پيش گرفتن انفاق و ميانه روى، به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بر كنار دار.
3. ممنوعان از تصرّفات مالي.
اهميّت برخورداري از فرهنگ مصرف به اندازه اي است كه اگر شخصي به حدّي فاقد آن باشد كه از تشخيص نفع و ضرر خود عاجز بماند و اين موجب شود كه سرمايه اش به هدر رفته، يا صدمه زياد به آن وارد آيد، در فقه اسلام براي حفاظت سرمايه از تلف، حكم به ممنوعيت او از تصرّف در مالش شده است.
گروه هايي كه بدين سبب از تصرّفات مالي منع شده اند، عبارتند از: سفيهان، ديوانگان و كودكان. و اينك توضيحي درباره هر كدام:.
الف) سفيهان و ديوانگان.
امام خميني - رضوان اللّه تعالي عليه - مي فرمايند:.سفيه كسي است كه از حالتي برانگيزنده بر نگهداري ثروتش محروم و به مالش بي اعتنا باشدو آن را نابه جا صرف كرده و در غير موردش تلف كند و (نيز) معاملاتش بركياست و حفظ منافع نباشد.(6).
و هم ايشان مي فرمايد:.مال سفيه تا وقتي كه رشد و كياستش محرز نگشته، بدو داده نمي شود. و اگر رشدش معلوم شد از اين راه كه، ولىّ او دقّت و زيركي و مواظبت در مورد نگهداري اموال و حفظ منافع خوددر معاملاتش را، از او مشاهده كند و نيز محافظت او را از ضايع شدن مال و همين طور مصرف آن را در جاي مناسب و راه هاي عاقلانه ببيند، بايد مالش را به او رد كند، وگرنه مال را پس نمي دهد و از آن محافظت مي نمايد.(7).
بدين جهت تمام تصرفات سفيه در اموال خودش از خريد و فروش و غير آن بدون اذن و اجازه ولىّ، بي اعتبار و ساقط است و ولايت بر امور او در صورتي كه سفاهت او متصل به دوران كودكي باشد با پدر و جدّ پدري است ولي چنانچه اين عارضه بعد از بلوغ برايش پيش آمده باشد، ولىّ او حاكم شرع خواهد بود.(8).
همين طور ديوانگان نيز داراي همين حكمند و از تصرفات در اموال خود ممنوعند.(9).
ب) قرآن مجيد و سفيهان.
مشتقّات واژه سفيه در قرآن كريم مكرر به كار برده شده، ولي مورد اقتصادي آن تنها اين آيه شريفه است:.وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهِاءَ أمْوَالَكُمُ الَّتي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيِاماً وارْزُقُوهُمْ فِيهِا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً؛(10).
اموال خويش را كه خداوند آن را مايه برپايي شما و حفظ مجتمع قرار داده است، در اختيار سفيهان نگذاريد و آنها را از منافع مالشان روزي بدهيد و بپوشانيد و گفتار و رفتاري نيكو و پسنديده با آنان داشته باشيد.
مرحوم طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه - بعد از نقل دو نظريّه در بيان مقصود از كلمه (سفهاء) مي گويد:.سومين معنا اين است كه بگوييم اين كلمه، اقسام سفيه از كودك، ديوانه و يا كسي را كه به جهت تبذير و بي توجهي در نگهداري مال از تصرف در آن منع شده است شامل مي شود.(11).
سپس ايشان همين معنا را تقويت كرده و مي پذيرد.
نكته ديگري كه توجه بدان در توضيح آيه شريفه لازم است، اين است كه آيا مقصود از جمله (اموالكم) اموال سفيهان است و يا اموال اولياي آنها.
مرحوم طبرسى(ره) مي گويد:.در معناي اين جمله اختلاف است: بعضي مي گويند؛ يعني اموال خودتان را به آنها ندهيد؛ بلكه اگر واجب النفقه شما هستند خرجي آنها را بپردازيد. برخي ديگر گفته اند: مقصود، اموال خود آنهاست و نبايد آن را در اختيارشان قرارداد.
سپس مي افزايد:.بهتر است آيه شريفه شامل هر دو معنا باشد و منظور اين است كه ثروت خود و يا سفيهان را در اختيار آنان قرار ندهيد، تا آن را ضايع كرده و نابود كنند.(12).
مرحوم علامه طباطبايي - قدّس سره - در بيان اين كلمه توضيحي دارد كه در جاي مناسب خود به خواست خداوند خواهد آمد.(13).
ج) كودكان.
دسته ديگري كه باز از تصرف در اموال خود محرومند، كودكان هستند، كه از تشخيص مصلحت خويش عاجز و ناتوانند. روي همين اساس تصرفات آنان نيز بدون نظارت و اذن ولىِّ آنها - كه پدر و يا اجداد پدري است - بي اعتبار است‏(14) و تا هنگامي كه رشد عقلي آنان محرز نشده، گرچه به حدّ بلوغ نيز رسيده باشند، نمي شود اموال آنها را در اختيارشان قرار داد.(15).
قرآن كريم مي فرمايد:.وَابْتَلُوا الْيَتِامي حَتّي إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أمْوالَهُمْ وَلاتأكُلُوهِا إِسْرافاً وَبِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كِانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كِانَ فقيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفي بِاللّهِ حَسيباً؛(16).
يتيمان غير بالغ را تا وقتي به حدّ بلوغ رسند، بيازماييد. پس اگر رشد آنان بر شما معلوم شد، اموال آنها را به خودشان برگردانيد و به ثروت آنان از روي اسراف و مبادرت به مصرف كه مبادا بزرگ شوند و شما را از تصرف منع كنند، تجاوز ننماييد و آن كس كه بي نياز است، بايد عفّت بورزد (و از مال يتيم استفاده نكند.) و اگر نيازمند است به قدر ضرورت از آن برگيرد و آن گاه كه اموال يتيمان را به آنها بر مي گردانيد، بر آنان شاهد بگيريد و تنها خدا براي حسابرسي كافي است.
د) رشد عقلي.
گاهي مي پرسند: در دنياي امروز، جوامع بشري در قوانين و مقررات رسمي خود براي كارهاي مهم اجتماعى، سياسي و اقتصادي سنّ مخصوصي را معتبر مي دانند كه معمولاً انسان ها در آن سن، به رشد عقلي و اجتماعي براي تصدي آن مسؤوليت ها مي رسند. به عنوان مثال در بسياري از كشورها هيجده سالگي را براي قانوني بودن كارهاي بزرگي همچون رانندگى، سربازى، ازدواج، شركت در انتخابات، معاملات سنگين و غير آن، به رسميّت مي شناسند؛ در صورتي كه اسلام حدّ بلوغ را در مردان پانزده سالگي و در زنان نه سالگي مي داند و اين سن معمولاً براي تصدّي اين گونه اعمال مناسب نيست و كساني كه بتوانند در اين سن از عهده صحيح آن برآيند، بسيار اندكند.
پاسخ اين سؤال را از آيه شريفه مورد بحث مي گيريم. البته بحث تفصيلي پيرامون مسأله (بلوغ) از موضوع كتاب خارج و به جاي خود (در كتابهاي فقهى) محوّل است و در اين جا صرفاً به آنچه مربوط به جواب اين پرسش است مي پردازيم. در فقه اسلام دو نوع بلوغ براي مواجهه و پذيرش دو گونه وظايف و مسؤوليت هاي بشرى، به رسميت شناخته شده است كه عبارتند از: بلوغ تكليفي و بلوغ عقلي و اجتماعى.
1. بلوغ تكليفى: در اين قسم از بلوغ، انسان به انجام واجبات و ترك محرمات موظف مي شود و بديهي است اعمالي از اين قبيل، غالب آن روابطي است بين انسان و خدا و يا كارهايي است كه معمولاً انسان در اين مرحله از عمر خويش، توانايي و آمادگي انجام و يا ترك آن را پيدا مي كند.
بلوغ جنسى، كه در آن شخص قدرت توليد مثل پيدا مي كند و نيز بلوغ سنّي - هرچه باشد - از علامت هاي بلوغ تكليفي به حساب مي آيد.
2. بلوغ عقلي و اجتماعى: از آيه كريمه استفاده مي شود كه در مورد تصدّي و انجام اعمالي كه نياز به توانايي هاي بالاي عقلي و اجتماعي دارد - نظير مسؤوليت ها و وظايفي كه ذكر آن رفت - تنها بلوغ تكليفي كفايت نمي كند؛ بلكه اضافه بر آن، بلوغ و رشد عقلاني نيز لازم است.
البته آيه شريفه در مورد تصرفات مالي است كه تصرّف غير رشيد را در آن ممنوع مي كند؛ ولي اين ضابطه - كه از آيه استفاده مي شود - كلّي است و منحصر به مورد آيه كريمه نيست.
مرحوم علامه طباطبايي در تفسير الميزان در شرح اين آيه به گونه اي ديگر به اين نكته اشاره فرموده است.
4. الگوي مصرف در تبليغات غرب.
همان گونه كه در بحث (عامل استعمار) در بخش پيش اشاره شد، استعمار همواره مي كوشد تا براي نيل به مقاصد خود - كه اسارت و بردگي كشورهاي ضعيف به ويژه مسلمان است - الگوهايي در مصرف، به آن مردم ارائه دهد كه، به جاي استفاده صحيح و عاقلانه از سرمايه زندگي خود، آنان را به راه هايي از مصرف بكشاند كه جز فرسايش ثروت و امكانات زندگي آنها ره آورد ديگري برايشان ندارد و در واقع، ترويج و اشاعه نوعي زمينه فكري و فرهنگي در جامعه در جهت ايجاد احساس نياز و ضرورت به مصرف كالاهاي تجملي و كم فايده، گسترش روحيه اشراف منشي و مصرف گرايى، انحراف ذهن ها از توجّه به واقعيت هاي زندگى، اعلام پايان روزگار قناعت و مناعت و زهد و پيراستگي و فرارسيدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگي لوكس و تشريفاتى، والقاي اين ذهنيّت كه اگر شخصي نتواند به طور فعّال در اين مسابقه بزرگ، برگ برنده داشته باشد و يا لااقل پا به پاي ديگران حركت كند، از قافله زندگي عقب مانده و بايد به فكر جبران باشد، تمامي اينها از برنامه هاي شوم استعمار است كه اين اهداف را با شيوه هاي متنوّع از قبيل تبليغ و اشاعه مدگرايى، تنوّع طلبي در مصرف و مهم تر از همه بزرگ نشان دادن و موفق جلوه دادن اشراف و دنيامداران و تجمل گرايان تعقيب مي كند و در اين راه از دولت ها، راديو، تلويزيون، مجلاّت، روزنامه ها، سينماها، ت‏آترها و ساير ابزار و وسايل ارتباط و نفوذ، بهره گيري مي نمايد و با ظرافت و برنامه ريزي حساب شده اي با نفوذ در اين گونه دستگاه ها و با صبر و حوصله و سياست گام به گام، به سوي اين هدف شوم به پيش مي رود؛ از موضوعات ريز و قابل تحمّل شروع مي كند تا به مسائل بزرگ و اساسي مي رسد و اصولاً خطّ و مشي استعمار در هر زمينه اي اين گونه است.
يكي از سران كشورهاي بزرگ در جواب اين پرسش كه، رمز موفقيت شما در كارهاي اجتماعي چيست گفت:.ما هميشه با برنامه هاي وسيع و دقيق وارد كار مي شويم ولي كار را از جاهاي كوچك شروع مي كنيم و پس از احراز موفقيت در گسترش آن مي كوشيم و اگر در نيمه راه فهميديم كه برنامه ما صحيح نيست، فوراً فرمول كار را عوض مي كنيم و كار ديگري آغاز مي كنيم.(17).
استكبار جهاني هميشه تلاش مي كند تا خود را دوست و خيرخواه ديگران جلوه دهد و همواره نيّات واقعي خويش را در پس پرده كريه و زشت دوست نمايي ها بپوشاند. انسان بصير و آگاه در وراي اين نقاب مقاصد پليد و نيات شوم آنان را مي بيند و با ديد نافذ خود، در پس اين حجاب، دشمني عميق و پايان ناپذير آنها را به اسلام و مسلمين و ملتهاي مظلوم در مي يابد.
مشكل بسياري از كشورهاي اسلامي و ملت هاي تحت سلطه فرهنگى، اقتصادي و سياسي غرب اين است كه غربيان را با اين كه دشمن آنهايند دوست مي پندارند و ظاهر كاري ها و ترفندهاي دوست م‏آبانه آنان را به حساب حقيقت مي گذارند، در صورتي كه قرآن كريم به ما مي آموزد چگونه بايد در قبال اين گونه حيله ها و مكاري ها موضع مناسب اتّخاذ كرد. به فرموده قرآن شيطان در مقام اغوا و گمراهي انسانها به خداوند گفت:.... رَبِّ اَغْوَيْتَني لأُزيِّنَنَّ لَهُمْ في اهَرْضِ...؛(18).
پروردگارا! بدان سبب كه مرا از رحمتت دور ساختى، (من با قيافه دوست نمايي به سراغ بندگانت مي روم) و همه زشتي ها را با نقابي زيبا و ظاهري فريبنده در نظرشان جلوه مي دهم.
و خداوند در مقام هشدار به انسان مي فرمايد:.إنَّ الشَّيْطِانَ لَكُمْ عَدُوّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً...؛(19).
همانا شيطان دشمن شماست (نكند قيافه حق به جانب و تظاهر به دلسوزي او شما را دچار غفلت سازد و او را دوست خود خيال كنيد؛ بلكه) او را دشمن و بدخواه خود بدانيد.
مضمون اين دو آيه شريفه گرچه مستقيماً در ارتباط با ابليس و شيطان جنّي است؛ ولي در حقيقت ضابطه و دستوري كلّى، در مورد هر شيطان مزوّر و ديو فرشته نمايي است.
بنابر آنچه ذكر شد مي توان گفت الگويي كه غرب براي مصرف به ملّت هاي تحت سلطه و نيز مردم خود، ارائه مي دهد بر سه پايه استوار است:.
الف) تمتّع و بهره وري هر چه بيشتر؛.
ب) رقابت و مسابقه درمصرف؛.
ج) تجمّل گرايي و تشريفات زايد.
البته محتواي الگوي ارائه شده، در همه جا يكسان است؛ ولي نتيجه اي كه استعمار از آن در بين ملت خود مي گيرد، با آنچه از آن در ميان ملتهاي غارت شده به دست مي آورد، متفاوت است.
ثمره اي كه استعمار از اجراي اين طرح در كشورهاي تحت نفوذ خود كسب مي كند، عبارت است از: به يغما بردن تمامي امكانات و منابع مادّي و معنوي آنها، بدون اين كه از ناحيه آنان كوچكترين مقاومت و حركت اعتراض آميزي صورت بگيرد و يا حتّي به اين خيانت و چپاولي كه استعمار در مورد ذخاير آنها انجام مي دهد، توجّه و آگاهي نيز داشته باشند؛ ولي بهره اي كه از آن در بين مردم خود بر مي گيرد، راضي شدن آنان به اين تجاوزها و همراه نمودن آنها با خود، در اين حركت ظالمانه است؛ زيرا بدين وسيله به آنان تفهيم مي كند كه ادامه اين برخورداري ها و بهره وري ها و خلاصه سيادت و منافع ما، در گرو اين دخالت ها و غصب و غارت هاست و اگر بخواهيم، زورگويي را كنار گذاشته، تنها به آنچه خود داريم قناعت ورزيم، بايد دست از اين زندگي مرفّه و قارون گونه خود بر داريم و از قله حاكميت بر سرنوشت جهان به زير آييم.
5. الگوي مصرف در اسلام.
از مجموعه دستورهاي اسلام در اين زمينه به دست مي آيد كه الگوي مصرف در اسلام نيز مبتني بر سه اصل اساسي است، كه ذيلاً بدان اشاره مي شود:.
الف) تمتع و انتفاع از مواهب الهى؛.
ب) قناعت؛.
ج) پرهيز از اسراف و تبذير.
براساس اصل اول، اسلام بر خلاف برداشت گروهي كه خيال مي كنند تقرّب و بندگي خداوند با بهره وري از نعمت هاي الهى، منافات دارد، تمتع و برخورداري از مواهب زندگي را براي مسلمانان، نه تنها جايز، بلكه امري ضروري مي شمرد و كناره گيري از لذات مادّي در حدّ مشروع را به عنوان رهبانيت، امري ناپسند و غيرمشروع مي داند.
بنابر اصل دوم، علي رغم آنچه فرهنگ غرب القا مي كند كه، انسان ها را در مصرف هر چه بيشتر، به رقابت بكشاند، اسلام به قناعت و مناعت فرا مي خواند و انسان را به كنترل بر خويش و پرهيز از حرص و نزاع بر سربرخورداري هاي مادّى، تشويق و ترغيب مي نمايد.
بر طبق اصل سوم، مسلمانان را از اسراف و تبذير و تجمّل گرايي در مصرف بر حذر مي دارد و آنها را به اعتدال و رعايت ميانه روي در استفاده از نعمت هاي خداوند، دعوت مي كند. چكيده سخن اين كه، الگوي نظري اسلام در باب مصرف، اين آيه كريمه است:....كُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا إِنَّهُ لايُحِبُ الْمُسْرِفينَ؛.
بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد. همانا خداوند اسرافگران را دوست نمي دارد.(20).
از آن جايي كه اسراف به معناي (تجاوز از حدّ) است، نهي آيه كريمه از اسراف، تمام شكل ها و صورتهاي آن، از جمله زياده طلبي و افزون خواهي در مصرف را نيز - كه خلاف قناعت است - شامل مي شود.
6. الگوهاي غيبي.
نبي اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمّه طاهرين ه بالاترين نمونه هاي عيني الگوي مصرف در اسلامند. آن بزرگواران، همواره كناره گيري راهبانه از لذّات مشروع را محكوم مي كردند و خود نيز هيچ گاه به رهبانيّت روي نياوردند. گر چه برخي از آنان مانند اميرالمؤمنين ژ، به دليل مناسبت هاي اجتماعي و يا حكومتى، از بسياري بهره وري هاي مادّي به شدت كناره مي گرفتند؛ ولي در همان حال به ديگران توصيه مي كردند كه اين تكليف شما نيست و فرمان استفاده به حق و مشروع از نعمت هاي الهي را صادر مي نمودند. از طرفي آن حضرات، در قناعت و مناعت نفس در بالاترين درجه خود بودند و نيز بيشترين حساسيّت و دقت را در مورد رعايت اعتدال و پرهيز از اسراف و تبذير در زندگي و مشي اقتصادي خود داشته اند به گونه اي كه مثلاً حضرت صادق(علیه السّلام)با آن شخصيّت و بزرگوارى، آنچه از سفره و يا ظرف غذا مي افتاد، برداشته مي خوردند و ديگران را نيز بدان توصيه مي كردند و مي فرمودند: (اين عمل فقر را برطرف مي كند.)(21) اكنون در اين زمينه به يك نمونه اشاره مي كنيم. محدّث قمي - عليه الرحمة - نقل مي كند:.
روزي يكي از اصحاب حضرت صادق(علیه السّلام)بر آن حضرت وارد شد. ديد آن حضرت پيراهني پوشيده است كه گريبان آن را وصله زده اند. آن مرد پيوسته نظرش بر آن پينه بود و گويا از پيراهني كه حضرت پوشيده، تعجّب كرده بود. حضرت فرمود: تو را چه شده كه نگاهت را به من دوخته اى! گفت: نظرم به پينه اي است كه در گريبان شماست. فرمود: اين كتاب را بردار و آن چيزي را كه در آن نوشته است، بخوان! آن مرد كتابي را كه در مقابل و يا نزديك حضرت بود، برداشت و در آن نظر انداخت، ديد در آن نوشته است: لا إيمانَ لِمَنْ لا حَياءَ لَهُ وَلا مالَ لِمَنْ لا تَقْديرَ لَهُ وَلا جَديدَ لِمَنْ لا خَلَقَ لَهُ؛ ايمان ندارد كسي كه حيا ندارد و از ثروت بي بهره است كسي كه در معاش خود تقدير و اندازه ندارد و نو ندارد كسي كه كهنه ندارد.(22).
شيوه تفديه.
جرياني كه نقل شد اضافه بر اين كه توجه و اهميّت بسيار امامان معصوم ه را به رعايت امور جزئي در موضوع حفاظت از اموال و سرمايه هاي زندگي نشان مي دهد، بيانگر ضابطه اي كلّي در موارد فراواني در راستاي نگهداري از ثروت و امكانات زندگي به عنوان جزئي از (فرهنگ مصرف) است و آن استفاده از كهنه در جهت نگهباني از نو است، كه مي توان از اين ضابطه به عنوان (تفديه) نام برد. و تفديه، يعني فدا كردن چيزي براي حفاظت از چيز با ارزش ترى.
بنابراين شيوه تفديه تنها منحصر به پوشاك نيست؛ بلكه در كليه ابزارها و وسايل كار و زندگي جاري است. ولذا داشتن لباس كار و استراحت، استفاده از وسايل شخصي كهنه در جاي مناسب و نيز به كار بردن لوازم مستعمل زندگي درمحيط خانه و بهره گيري از ابزار كار فرسوده تا حدّ امكان در محل كار، تمامي اينها راه هاي مناسبي براي حفاظت از سرمايه زندگي و جامعه است و به خصوص رعايت اين اصل از سوي مسؤولان و مديران بخش هاي مختلف نهادهاي حكومتى، تضميني در راستاي حفظ و نگهداري وسايل و امكانات دولتي به شمار مي رود.
پي نوشت :
1. زعماء الاصلاح في العصر الحديث به نقل از: محمد رضا حكيمى، بيدارگران اقاليم قبله، ص‏30.
2. ر . ك: فصل دوم، بخش دوّم.
3. مجلّه صفّ، شماره 32، به نقل از: مجله حوزه، شماره هاي 37 و 38 و ص‏374.
4. نهج البلاغه، نامه ها، شماره 47.
5. صحيفه سجاديّه، دعاي 30.
6. تحرير الوسيله، ج‏2، ص‏15.
7. همان، ج‏2، ص‏17، مسأله 10.
8. همان، ج‏2، ص‏15، مسأله 1.
9. همان، ج‏2، ص‏14، مسأله 14.
10. نساء (4) آيه 5.
11. مجمع البيان، در تفسير آيه مذكور.
12. همان، در تفسير همان آيه.
13. فصل دوم، بخش دوم.
14. تحرير الوسيله، ص‏12، مسأله 1 و 5.
15. همان، ص‏13، مسأله 4.
16. نساء (4) آيه 6.
17. جعفر سبحانى، فروغ ابديّت، ج‏1، ص‏209.
18. حجر (15) آيه 39.
19. فاطر (35) آيه 6.
20. اعراف (7) آيه 31.
21. وسائل الشيعه، ج‏16، ص‏605.
22. شيخ عباس قمى، منتهي الآمال، ج‏2، ص‏127 (با تغيير اندكي در عبارت).
 منبع: http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 10:03 PM ] [ نظرات 0 ]
 
امروز جنبه‌هاي منفي و ضداقتصادي مصرف را با تركيب «مصرف گرايي» يا «مصرف زدگي» بيان مي‌كنند و براي رساندن معناي مثبت و عادي اين پديده اقتصادي به همان كلمه «مصرف» بسنده مي‌كنند. البته واژه‌هاي ديگري چون استعمال، استفاده، كاربرد، هم معاني مترادفي براي اين كلمه هستند، اما استفاده از اين كلمات هريك جاي خود را دارد و نمي‌توان آنها را را به جاي هم به كار گرفت.
در فرهنگ اسلامي مصرف به طور عام معناي منفي ندارد و به مفهوم استفاده كردن از مواد و ابزار و وسائل مورد نياز زندگي است، اما براي موارد استفاده چه مثبت و چه منفي، چه در جاي خود يا خارج از قواعد معمول زندگي واژگان اختصاصي ديگري متداول است كه به خوبي بيانگر ابعاد و ويژگيهاي جنبي اين پديده اقتصادي كه گاه مجعد فرهنگي هم مي‌يابد، مي‌باشد.
البته در زبانهاي ديگر و از جمله فارسي براي رساندن معاني متفاوت يك لفظ گاه پيشاوند و پساوندهايي مي‌آورند و گاه با افعال ديگري معناي كلمه را كامل مي‌كنند.
در زبان عربي حالت و صفت هر عمل در خود واژه عينيت يافته و مي‌توان با به كارگيري آن واژه به صورت مجسم و مصور و مخيل حالت انجام فعل را نيز به ديگري انتقال داده به امثال ذيل حول همين مبحث دقت و تامل كنيم:
تبذير: از ماده بذر انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و ياخرج كردن بي‌حساب و كتاب. اين كلمه بار منفي مصرف را خاطرنشان نمي‌سازد، آنچنانكه فرد كشاورز بذرها را بدون شمارش و براساس يك محاسبه كلي روي زمين مي‌پاشد، پاشيدن اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون مناط و مقررات خاص «تبذير»گفته مي‌شود.
لذا استعمال اين واژه خيلي شبيه واژه ديگري چون :«اسراف» است كه به جهت تفاوت جزئي كه ميان اين دو وجود دارد، نمي‌توان گفت كاملاً مترادفند.
اسراف: اين واژه نيز كه در قرآن كريم آمده، معادل «اتلاف»، گشاده بازي، ولخرجي، بادبدست و مصرفي و مصرف زدگي ، زياده روي ، بيرون از حد خرج كردن مي‌باشد.
اما هر يك از واژه هاي فوق بيشتر بار اقتصادي دارند، در حاليكه اسراف، در قرآن به امور معنوي و افعال نيز برمي‌گردند. خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران مي‌فرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و ... و نيز در آيه 39 سوره زمر مي‌فرمايد:
قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم
(بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد ...)
كه در اين آيات پديده «اسراف» در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.
همچنين در معناي اسراف گفته شده: الا فراط في الشيئي و مجاوزه الحد. (افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد)
تفسير قرطبي- ذيل آيه 147 سوره آل عمران- دارالكاتب العرب للطباعه و النشر- 1387 ه- ج4)
از پيامبر اسلام صلي‌الله عليه و آْله و سلم نيز اين دعا روايت شده است:اللهم اغفرلي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني. (بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري) (صحيح مسلم)
مقدر: به معناي ميانه‌رو. كسي است كه آينده نگري مي‌كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي‌كند بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي‌دارد. اين واژه معناي ايجابي و مثبت محض دارد.
مُقتّر: به معني كم‌كننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت كه تقريباً مترادف معناي خسيس است. فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده مي‌كند و برخود و خانواده‌اش سخت مي‌گيرد.
(شرح نهج البلاغه- محمدجواد مفنيه- ج 4- ص 237)
معناي سه واژه (تبذير، مقدر و مقتر) در اين سخن اميرالمومنين عليه‌السلام آمده است:كن سمحاً و لاتكن مبذراً و كن مقدراً و لاتكن مقتراً
يعني بخشنده باش و لي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه- سخنان قصار)
تشبيه زيبايي در اين مورد
از حضرت امام صادق عليه‌السلام روايت شده كه وقتي آيه 67 سوره فرقان را تلاوت نمود كه در آن خداوند فرموده است: و آنان هستند كه هنگام انفاق به مسكينان اسراف نكرده و بخل هم نورزند، بلكه در احسان ميانه رو و معتدل باشند.
مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه‌اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.
منابع:
http://www.ido.ir
http://www.rcirib.ir
برگرفته از (يكصد موضوع اخلاقي - ص378 و نيز راه روشن- به كوشش م. ر. جويباري و جمعي از نويسندگان- موسسه قرآن و نهج البلاغه- قم 1384- ص 58
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 10:03 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نویسنده: سيد مهدي موسوي‏
 
بخش سوم: فلسفه تحريم اسراف.
آثار مثبت پرهيزاز اسراف.
اين بخش از كتاب عهده دار بحث در موضوعي است كه در حدّ خود از اهميّت بسياري برخوردار بوده و قابل دقّت و توجّه شايان است؛ زيرا اين مبحث نشان مي دهد كه چرا همواره بايد اعتدال در مخارج را در نظر داشت و از آن غفلت ننمود.
مطابق مذهب شيعه، همه احكام و قوانين اسلامى، داراي مصالح و مفاسد واقعي هستند و براساس انگيزه ها و فلسفه هاي محكمي استوار شده اند و هريك از آنها در جايگاه خود عالي ترين هدفها و مقصدها را در زمينه هاي گوناگون - در زندگي فردي و اجتماعي انسان - دنبال مي نمايند كه بعضي از آنها را امامان معصوم بيان داشته و برخي را نيز عقل درك مي كند و بسياري از آنها هم از دسترس فكر و انديشه ما دورند و به ناچار ظرف ذهن و عقل ما از دستيابي به دان ها محجوب است.
در اين بحث، تا حدودي به آثار مثبت ميانه روي و پيامدهاي سوء اسراف و به سخن ديگر، به فلسفه تحريم اسراف، پرداخته خواهد شد؛ گرچه اين نوشتار مدّعي نيست كه تمام دلايل اين حكم نوراني را بيان كرده؛ ولي شايد بتواند با استفاده از سخنان اهل بيت معصوم ه به موارد مهم آن اشاره كند.
رهيز از اسراف در زمينه اقتصادى، سرمايه هاي فرد و جامعه را از تلف شدن نگاه داشته، دوام حيات مادّي انسان را در هنگام مواجهه با مشكلات زندگي بيمه خواهد كرد و در بُعد اخلاقي مبارزه با اسراف فرد و جامعه را قادر مي سازد، تا به اساسي ترين مسؤوليت انساني و اخلاقي خود - كه كمك به مستمندان و همدردي با آنهاست - بپردازد.
دوري از اسراف است كه خيمه زندگي را همچنان بر پايه محكم اعتدال، نگه مي دارد و جامعه را از وقوع جرمهايي از قبيل دزدى، رشوه و كلاهبرداري و پيامدهاي آن، محافظت مي نمايد.
ميانه روي و اعتدال در بُعد سياسى، مبارزه اي كارآمد با استعمار - كه در صدد تحميل زندگي آميخته به اسراف و تبذير در ممالك تحت سلطه است - به شمار مي رود.
و سرانجام با پرهيز از اسراف در زمينه شرافت انسانى، بشر به بالاترين وظيفه خود در برابر خداوند و پروردگار خود - كه شكرگزاري و احترام به نعمت هاي بي پايان اوست - لباس عمل مي پوشاند.
اكنون به تفصيل درباره هر يك از موارد ياد شده سخن مي گوييم:.
1. تأمين بنيه مالي.
توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه زندگي مايه بقا و توانايي مالي زندگي و در نتيجه، حافظ مناعت و شخصيّت انساني آدمي است؛ در حالي كه عدم رعايت آن، تنگدستي و سختي معيشت به بار مي آورد و شيرازه حيات اقتصادي انسان را از هم مي گسلد.
درآمد زندگى، به سان چشمه آبي است كه در بستر رودي به جريان افتد. اين آب اگر مهار نشود، به هدر مي رود؛ ولي اگر در جاي مناسبي سدّ زده شود و با محاسبه دقيق، مقدار ورودي آن تعيين و بر همان اساس راه هاي خروجي اندازه گيري شود، نه تنها آبي به هدر نمي رود، بلكه مي توان از آن با برنامه ريزي صحيح استفاده خوبي برد و مقدار زيادي نيز ذخيره خواهد گشت تا در فصل تابستان - كه سد با درآمد كمتري از آب و تقاضاي بيشتري روبه روست - مورد بهره برداري قرار گيرد.
در روايتي اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.ميانه روي مايه فزوني ثروت و اسراف مايه تباهي آن است.(1).
و نيز همان حضرت مي فرمايد:.اي انسان! اگر از دنيا به اندازه رفع نياز بخواهى، كمترين درآمد هم تو را بس است و اگر طالب زندگي مسرفانه و بيش از حدّ كفايت باشى، تمام درآمد دنيا هم تو را كافي نخواهد بود.(2).
در روايت ديگري حضرت امام صادق(علیه السّلام)فرمودند:.كسي كه ميانه روي را در مخارج زندگي خود پيشه كند ضمانت مي كنم كه فقير و محتاج نشود.(3).
همچنين از نبي اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومين (علیهم السّلام) روايت شده كه فرموده اند:.نجات انسان در سه چيز است: ترس از خدا در آشكار و پنهان، ميانه روي در تنگدستي و توانگري و عدالت ورزي در خوشنودي و غضب.(4).
حكما نيز، تدبير منزل را از شعبه هاي حكمت عملي به حساب آورده اند و اعتدال و محاسبه درست و دخل و خرج نيز، خود از موارد تدبير منزل است.
در صورتي كه براساس نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) از هزينه و درآمد خانوارهاي شهري و روستايي كشور در سال 1367 متوسط هزينه يك خانوار شهرى، 180 هزار تومان - ماهانه معادل 15 هزار تومان - بوده است. در صورتي كه متوسّط در آمد سالانه يك خانوار شهري 133997 تومان برآورد شده است.
... و نيز در همان سال، يك خانوار روستايى، هزينه متوسطي در حدود 106 هزار تومان داشته است كه معادل 8800 تومان مي شود؛ در حالي كه در آمد متوسط سالانه آن در حدود 90862 تومان بوده است و اين درحالي است كه هزينه دخانيات در خانواده شهري 4/4 درصد و در خانوار روستايي 5/8 درصد از كل هزينه را تشكيل مي دهد.(5).
حال اين اختلاف فاحش بين هزينه و درآمد، به خصوص در خانواده هاي شهري را از چه طريقي مي توان حل كرد اوّلين پاسخي كه در مورد اين سؤال به ذهن هر كس وارد مي شود بالا بردن مقدار درآمد است، ولي تجربه نشان مي دهد كه افزايش درآمد جز به افزودن خواسته ها و هزينه كمك نمي كند؛ از آن گذشته آيا افزايش درآمد به طور صحيح براي همگان ميسّر است و آيا اين پيشنهاد، دعوت غير مستقيم از عده اي براي ارتكاب جرم نيست ممكن است گفته شود براي از بين بردن اين نابرابري مي توان به پايين آوردن نرخ كالاها و كاهش تورّم توسّل جست. اين سخن گرچه درست است ولي آيا چنين كاري در هر اوضاعي به آساني قابل دست يابي و دوام است تا به عنوان راه حلّ اساسي مطرح شود در اين صورت به اعتقاد ما براي نزديك نمودن اين فاصله، راهي به جز قناعت و كنترل خواسته ها و قطع مصارف بي ثمر و يا مضرّي همچون دخانيات كه رقمي بالا در كل هزينه را تشكيل مي دهد، باقي نمي ماند.
تأمين آينده زندگي.
چرخ زندگي در مسير پرفراز و نشيب خود، همواره در خطر مواجهه با حادثه ها و اتفاقات غيرقابل پيش بيني قرار دارد. اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد، براساس ضرورت ها و پس از مقداري از مازاد بر مصرف، بنيان زندگي را تا حدّ زيادي در مقابله با اين خطرها، محافظت خواهد نمود. اين آينده نگري تنها در محدوده مسائل شخصي و خانواده نبوده بلكه فراتر از آن در اقتصاد جامعه و نظام حكومتي از اهميت بيشتري برخوردار است؛ زيرا حوادثي از قبيل زلزله هاي ويرانگر، سيل ها و طوفان هاي خانمان برانداز، جنگ و ساير سوانح غير قابل پيش بينى، در هر زمان ممكن است براي جامعه پيش آيد. مسؤولان حكومتي بايد همراه با تأمين نيازهاي ضروري مردم و پرهيز از اسراف و تبذير در اموال عمومى، مقداري از درآمد اضافي را براي شرايط اضطراري در نظر بگيرند.(6).
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)درنامه اي به زياد بن ابيه، جانشين عبدالله بن عباس استاندار امام در بصره مي نويسد:.اسراف را رها كرده ميانه روي پيشه كن و در امروز به فكر فردايت باش. به اندازه ضرورت از اموال حكومتي بردار و اضافه آن را براي روز نيازت به مركز فرست.(7).
گذشته از اين كه منابع ملّي يك كشور اختصاص به يك نسل نداشته و اعقاب جامعه نيز در آن ذي حقند؛ استفاده از اين ثروت ها بايد به صورتي باشد كه همگان امكان بهره برداري از آن را در طول زمان داشته باشند.
2. نفي زمينه جرمهاي مالي.
گرچه اين بحث را مي توان تكمله اي از موضوع پيش به حساب آورد؛ ولي به جهت اهميّت بسيار آن، به عنوان اثر مستقلّي از آثار پرهيز از اسراف، بيان مي گردد. همان گونه كه گفته شد، اسراف موجب افزايش مخارج زندگي خواهد بود و در نتيجه وقتي درآمد طبيعي مشروع زندگى، جوابگوي آن هزينه سنگين نباشد، چنانچه انسان از وجود ايماني ريشه دار و عميق بي بهره باشد - كه نوعاً كساني كه داراي يك چنين زندگي مسرفانه اي مي باشند همين گونه هستند - به جرايم اقتصادي و اجتماعي كشيده خواهد شد.
جرم هايي نظير گرانفروشى، احتكار، رشوه خوارى، دزدي و كلاهبرداري و غير آن، يا مانند حرص و آز و مال اندوزى، ريشه در اخلاق دارد و يا مثل ترس از تنگدستي و فقر، از عامل رواني برخوردار است و يا اين كه جنبه سياسي و مبارزه با نظام و حكومت دارد. و در بسياري از موارد هم معلول وضعيّت اقتصادي و مالي مجرم است و اين وضعيت نامطلوب اقتصادي نيز عوامل مختلفي دارد، كه مهم ترين آنهإ؛ه‏ه اسراف و تبذير و ناهماهنگي بين درآمد و هزينه زندگي است.
اسراف، بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و فرساينده ثروت و امكانات حيات است.
اسراف است كه شخص مسرف را دچار فقر و عدم كفاف درآمد مي سازد و او را در جهت تأمين مخارج زندگي با اشكال مواجه مي نمايد؛ او اگر بخواهد به همين درآمد عادي و طبيعي اش اكتفا كند، توانايي پاسخگويي به نيازهاي خود و خانواده اش را ندارد و در نتيجه يا بايد تن به اضافه كاري هاي طاقت فرسا و ملال آور بدهد - اگر از ارتكاب جرم، در خود احساس گناه كند - و يا به ناچار دامن خويش را به جرايمي از قبيل آنچه گفته شد بيالايد، تا بتواند بدين وسيله چرخ زندگي پرخرج و پرهزينه خود را همچنان در حركت نگه دارد.
چكيده سخن اين كه، اسراف زاينده فقر و افزايش دهنده نيازهاست و آن هم سرمنشأ اين گونه اعمال خلاف است.
شايد سخن حضرت صادق(علیه السّلام)اشاره به همين پيامدهاي زشت عدم كفاف درآمد به هزينه داشته باشد آن جا كه فرمود:.كِادَ الفَقْرُ أن يَكُونَ كُفْراً؛.
فقر و احتياج انسان را تا مرحله كفر نزديك مي سازد.(8).
و نيز در قسمتي از حديثي كه از همان حضرت روايت شده است، به نقل از تورات فرمود:.كسي كه به درآمد كم از راه حلال قناعت ورزد، هزينه زندگي اش سبك و كسب و معامله اش پاكيزه خواهد گشت و از دايره ارتكاب فجور بيرون مي رود.(9).
بر اين اساس تنها راه نجات و بهترين حربه براي مسدود نمودن راههاي ارتكاب اين گونه جرم ها، پرهيز از اسراف و تبذير و اتخاذ طريقه ميان روي در مخارج زندگي است.
3. كمك به نيازمندان.
فاصله عميق و شرم آور سطح زندگي بين فقير و غني لكّه ننگي است كه هنوز از دامن بشريت زدوده نشده است و تاكنون انسان هيچ گاه - علي رغم تلاش انبيا و مصلحان در جهت تعديل و كم كردن اين فاصله - جز در موارد محدود، موفق به حلّ آن نگرديده است.
به راستي چرا بايد انساني به خود اجازه دهد در رفاه كامل به سر برد؛ در حالي كه مي داند كساني از همنوعان او حتّي از امكانات اوليّه براي زندگي ساده اي نيز محرومند.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.اگر بخواهم، به صافي شده اين عسل و مغز اين گندم و بافته هاي اين ابريشم دست مي يابم، ولي چه دور است كه خواهش نفس بر من پيروز شود و شدّت حرص مرا به برگزيدن طعام ها بكشاند و حال آن كه شايد در (حجاز)(10) يا (يمامه)(11) كسي باشد كه طمع در قرص نان نداشته باشد - چون در دسترسش نيست - و سير شدن را به ياد ندارد. يا چه دور است كه من با شكم پر بخوابم و پيرامونم شكم هاي گرسنه و جگرهاي سوخته باشد.(12).
در اين جا ممكن است اين اشكال به ذهن بيايد كه خداوند امكانات زمين و آسمان را در اختيار بشر قرار داده و قوّه كار و توانايي فعاليّت به همگان بخشيده است ولذا بر هركس لازم است تا خود عهده دار تأمين زندگي شخصي خويش باشد و براين اساس، دعوت به كمك به ديگرى، چيزي جز ترويج تنبلي و سربارگي نيست.
پاسخ اين است كه قاعده و اصل هم بر همين است و كسي حق ندارد بي جهت بار زندگي خويش را به دوش ديگران بگذارد و خود را كلّ بر آنان نمايد؛ بلكه موظّف است با به كارگيري توان و استعداد خدادادي اش و نيز با استفاده از مواهب الهى، چرخ زندگي خويش را خود درحركت نگه دارد؛ ولي آيا هميشه و در مورد تمام افراد جامعه انجام اين وظيفه عملي است.
نقص استعداد و عدم توانايي كار - چه در اصل خلقت و چه در اثر سانحه هاي اتفاقي يا تلف شدن سرمايه به جهت رويدادهاي طبيعي و امثال آن - لازمه وجود اين نظام احسن است كه خداي بزرگ، جهان رإ؛ ه‏ه براساس آن آفريده است و در اين صورت آيا قانون، مطابق همان نظام احسن حكم نمي كند كه اين گونه افراد، بايد در جامعه اداره گردند و حق حيات داشته باشند و آيا تأمين زندگي اين انسان ها، كه دستشان از تصرف در منابع درآمدزا كوتاه شده است، جز با كمك و مساعدت متمكنان و اهل ثروت راه ديگري دارد.
دعوت به دستگيري و انفاق به نيازمندان، نه تنها تشويق به تنبلي نيست؛ بلكه خود دعوتي براي كار و تلاش بيشتر است؛ زيرا وقتي شخصي اطمينان يافت كه اگر در طريق حركت و سعي براي تأمين زندگي خود، دچار آفت و نقصي شود، جامعه او را رها نكرده و مخارج او را به عهده خواهد گرفت، با شوق و نيروي بيشتري به دنبال كسب و كار خواهد رفت و همين طور درجهت مصالح اجتماع با علاقه و اطمينان خاطر جانفشاني و از خود گذشتگي نشان خواهد داد. ولي اگر ببيند چنانچه در راه كار براي خود و يا مصالح عمومى، صدمه اي بر او وارد شود، جامعه بدو بي توجّهي خواهد كرد، گذشته از اين كه به سرنوشت اجتماع بي علاقه خواهد شد، انگيزه هاي كار براي امور شخصي نيز در وجودش سست مي شود و هميشه سعي خواهد كرد در پيشه خود با احتياط عمل نمايد و كارهاي بي خطر و ساده اي برگزيند تا اساس زندگي اش تهديد نشود.لذا در حقيقت آنچه بايد اهل ثروت به نيازمندان بدهند، چيزي است كه آفريدگار جهان لازم فرموده است و آن را روزي و حقّ آنان دانسته است و از آثار مهم تحريم اسراف اين است كه:.با پرهيز از آن درمخارج زندگى، متموّلان فرصت مي يابند تا از درآمد اضافه بر نيازهاي خود به ديگران كمك كنند و به اداي اين حق الهي و انساني به پاخيزند.
اكنون نگاهي به وضعيت اسف بار گرسنگان در جهان مي اندازيم و آن گاه به زندگي مترفان دنيا نظري مي افكنيم و سپس راه چاره را بررسي خواهيم كرد.
گرسنگي در جهان.
در اين زمينه به خبرهايي تكان دهنده از زبان آمار مي پردازيم:.
طبق برآورد كارشناسان بانك جهاني در چند سال پيش، 500 ميليون كودك و سالمند، گرفتار كم غذايي مزمنند و بيش از 800 ميليون انسان در شرايط فقر مطلق به سر مي برند....
در سال 1984 دبير كل (يونيسف)(13) اظهار داشت: شمار كودكان كه به دليل كم غذايي و گرفتار شدن به بيماريهاي عمدتاً پيشگيري پذير، قبل از پنجمين بهار زندگي خود جان مي سپارند، به اين شرح است: 15 ميليون در هر سال و 41000 نفر در هر روز و 28 نفر در هر دقيقه.(14)فائو(15)، پيش بيني كرده است كه 24 كشور افريقايي عمدتاً به دليل خشكسالي در معرض كمبود شديد غذايي قرار دارند.(16).
به گزارش ديگري در اين زمينه از (گاردين هفتگى) توجه كنيد:.تيره روزي مردم موريتاني به وصف نمي آيد يك كودك از هر پنج كودك قبل از رسيدن به پنجمين بهار زندگي جان مي سپارد. از هر سه كودك، يكي گرفتار كم غذايي مزمن است و از هر چهار كودك، سه كودك هرگز به مدرسه نمي روند. خانواده ها گرفتار پريشاني و فروپاشي اند.(17)در قحط سال 1973 در اتيوپى، خشكسالي و گرسنگي به بهاي جان 200000 نفر تمام شد. در نيمه نخستين سال 1984 از بيشتر از 300000 قرباني سخن در ميان بود و درباره افريقا مي توان گفت: 150 تا 450 ميليون نفر دستخوش كم غذايي اند و 30 تا 35 ميليون تن در معرض خطر قحطي قرار دارند.(18).
اينها ارقامي هستند كه سازمان هاي جهاني و بين المللي آن را به ثبت رسانده اند و چه بسيارند انسان هاي گرسنه و بي غذايي كه در سرتاسر گيتي به سر مي برند و به قلم آمار در نيامده اند!.
دنياي استكبار.
اكنون كه تا حدّي گوشه اي از وضعيّت دردآور و زندگي جانكاه گرسنگان از نظرتان گذشت، نگاهي نيز به اردوگاه استكبار مي افكنيم؛ گرچه هيچ گاه نمي توان تنها با اين ارقام جزيي و محدود، به واقعيّت آنچه در آن جا مي گذرد پي برد. كافي است بدانيد، هم اكنون سالانه در سطح جهان در حدود 1000 ميليارد دلار، صرف هزينه هاي تسليحاتي مي شود.(19).
ويلي برانت مي گويد:.جهان در هر هشت يا نه ساعت، حدود يك ميليارد دلار صرف تسليحات مي كند. پولي كه مي شود كم وبيش در هر روز (سه برنامه افريقا) را با آن به سامان رساند و اين پولي است كه در هر روز از هر سال تلف مي شود.(20).
و نيز همو مي گويد:.
اگر حتّي بخش كوچكي از منابع پرارزشي كه اكنون در راه تداركات بيهوده نظامي به هدر مي رود، صرف توسعه اجتماعي و اقتصادى، به ويژه مبارزه با تنگدستي دوسوم ازمردم جهان گردد، در شرايط زندگي و امنيّت دنياي ما بي گمان بهبود چشمگيري پديد خواهد آمد.(21).
و باز مي نويسد:.هزينه هاي نظامي يك نيم روز جهان، براي تأمين اعتبار مورد نياز برنامه مبارزه با مالارياي (سازمان بهداشت جهانى) كفايت مي كند و با پولي كه صرف توليد يك تانك مدرن مي شود، مي توان كيفيّت ذخيره سازىِ 100000تن برنج را بهبود بخشيد و از اين راه از ضايع شدن بيش از 4000 تن برنج درسال، يا غذاي روزانه 8 ميليون نفر،پيشگيري كرد. با همين مبلغ مي توان براي 30000 كودك حدود 1000 كلاس بنا كرد. با هزينه يك هواپيماي جنگي مي توان حدود 40000 داروخانه روستايي برپا كرد و همكاران من اين نمونه را نيز اضافه كرده اند: هزينه توليد يك زيردريايي هسته اي مساوي است با مجموع بودجه هاي آموزشي 23 كشور روبه رشد با 160ميليون كودك كه در سنين مدرسه رفتن هستند.(22).
مجلّه تايم مورخ 8 سپتامبر 1986 مي نويسد:.درحال حاضر، دوازده عضو بازار مشترك اروپا، ساعتي 63000 دلار خرج مي كنند تا، 4/1 ميليون تن كره مازاد خود را در سردخانه ها نگه دارند. در تابستان امسال ذخيره مازاد پودر شير اين بازار به 988000 تن رسيد. مقامات بازار مشترك مي كوشند تا با دادن كره اضافه به گوساله ها و پودرهاي شير اضافي به گاوها از ذخاير انبوه خود بكاهند. اما بنابر برآورد كارشناسان امر، حدود نيمي از اين كره ها و ديگر موادّي كه در سردخانه ها نگهداري مي شود، فاسد شده و ديگر براي خوراك انسانها و حتي حيوانات مناسب نيست.(23).
و باز مي نويسد:.در بازار مشترك در طول پنج سال گذشته مواد كشاورزي فروش نرفته چهار برابر شده و اكنون ارزشي معادل 2/10 ميليارد دلار دارد.
علاوه بر كوه كره و غلّه زيادى، شراب هاي مازاد اين بازار اكنون، 1500 استخر بزرگ به ابعاد استخر مسابقات المپيك را لبريز مي كند.(24).
در اين مورد توضيحي لازم نمي بينم و شما را لحظه اي با اين ارقام - كه به عنوان مشتي از خروار است - تنها مي گذارم.
راه چاره.
گاهي مي پرسند: آيا راه نجاتي هم وجود دارد و يا اين كه تقدير اين است كه همواره عدّه بسياري در گرسنگي و گروه هاي زيادي هم در ناز و نعمت و اسراف و تبذير - با مراتب بسياري كه دارد - به سر ببرند.
به طور مسلّم چنين اعتقادي دور از حقيقت است، و اين گونه تقدير غيرقابل تغييري وجود ندارد و بايد در پي يافتن عامل اين تيره روزيها بود تا راه چاره را پيدا نمود.
(رابرت مالتوس) انگليسي - (1766 - 1834) يكي از علماي مكتب اقتصادي كلاسيك - بر طبق محاسبات مفصل و بحث هاي متعددي معتقد شد كه افزايش جمعيت بشر به طور تصاعد هندسى‏(25) بوده؛ يعني در هر 25 سال دو برابر، و در هر پنجاه سال چهار برابر، و در هر 75 سال هشت برابر، و در هر صد سال شانزده برابر خواهد بود. درصورتي كه افزايش مواد غذايي لازم براي بشر به طور تصاعد عددي است؛ يعني مثلاً درمدت 25 سال يك برابر، مقدار خواربار بشر اضافه مي شود و بنابراين در سال بيست و پنجم محصولات غذايي دو برابر شده و در سال پنجاهم سه برابر و در سال هفتاد و پنجم چهار برابر و در هر صد سال فقط پنج برابر شده است و چون زمين هاي قابل زراعت محدود است بنابراين افزايش موادغذايي هم به زودي متوقف خواهد گرديد.(26).
اين نظريه به روشني اساس مشكلات اقتصادي موجود در جهان را روند سريع افزايش جمعيت مي داند و راه مقابله با آن را كنترل شديد تناسل و استقبال ازمرگ و ميرهاي عمومي و جنگ هاي وسيع خانمان برانداز پيشنهاد مي نمايد.
نظريه مالتوس كه به استعمارگران توسعه طلب، كمك شاياني نمود و دستاويزي براي قتل عام هاي آنان به شمار آمد در نظر اكثر دانشمندان اقتصاد پس ازاو مردود شد؛ ولي در عين حال هنوز نيزعده اي از كارشناسان مسائل اقتصاد جهاني با اصرار زياد رشد جمعيت را عامل مهمّ نابساماني هاي اقتصادي و گرسنگي مي دانند. ويلي برانت مي گويد:.
معمولاً به اين نكته كه رشد جمعيّت عامل اصلي گرسنگي و پريشاني درجهان سوم است چندان توجهي نمي شود. مردم ترجيح مي دهند كه اين عامل را در صنعتي بودن شمال و استعمارگري درجنوب جستجو كنند و به سادگي از ياد مي برند كه در شرايط كنوني اقتصاد جهان، مردمان تنگدست ناتوان تر از آنند كه از استثمار شدن خود جلوگيري كنند.(27).
گرچه در شرايط كنوني كه منابع و ذخاير زمين به دست استعمارگران به نابودي كشيده مي شود، افزايش جمعيت مشكل آفرين و در تشديد وضعيت نابه هنجار محرومين سهم مؤثّري دارد؛ ولي نمي توان از آن به عنوان يك عامل واقعي و اصلي ياد كرد؛ زيرا به گفته خود او و ساير كارشناسان مسائل اقتصادي مي توان با همين امكانات و توليدات كنوني حتّي بيشتر از ساكنان فعلي روي زمين آذوقه داد.(28) همو مي گويد:.پنج سال پيش برآورد مي شد كه حتي پنج درصد از مخارج نظامي جهان كفايت مي كند تا كشورهاي فقير بتوانند ماشين آلات و وسايل كشاورزي مورد نياز خود را تهيه كنند و ظرف يك دهه از لحاظ غذا به خودبسندگي برسند.(29).
و اما در زمينه امكانات طبيعي و بالقوه زمين، به اين نمونه توجه كنيد:.
اگر يك قطره آب حوض يا دريا را زير ميكروسكپ بگذاريد، در آن ميلياردها موجودات زنده ذرّه بيني خواهيد ديد كه بيشتر از نوع نباتات مي باشند. اين موجودات يك سلّولي خلق السّاعه مي باشند؛ يعني يك جفت اينها پس از چند روز از ميليارد تجاوز مي نمايند. اين موجودات، مانند ساير نباتات از آب و هوا تغذيه مي كنند و املاح مورد نياز خود را، از نمك دريا مي گيرند. اين گياه هاي يك سلولى، داراي مواد سفيده اي كمي قند و كمي چربي و ويتامين هاي بسيارند و چون در آب دريا زندگي مي نمايند و اين آب داراي 91 عنصر مفيد است؛ يعني تمام املاح زمين، به مرور حل و به دريا ريخته شده است. لذا در تركيب بدنشان همه فلزّات و شبه فلزات مفيد وجود دارد. درهر ليتر آب دريا، حدود پنج تا شش ميلي گرم از اين موجودات وجود دارد و مي توان از هر متر مكعب آب دريا تقريباً پنج گرم آن را به دست آورد. اين آرد غذاي ايد آل بشر است، زيرا صددرصد خاصيّت غذايي دارد و آنچه براي زندگاني لازم و ضروري است در آن جمع است. از طرف ديگر چنانكه قبلاً گفتيم اين موجودات خلق السّاعه مي باشند و آب دريا چشمه لايزال آنهاست و هر چه بگيريم تمام شدني نبوده و به زودي با توالد و تناسل جاي آن پر مي شود. از طرف ديگر مقدار آب دريا بسيار زياد است و مي توانيم هر روز ميلياردها تن از اين آرد را از يك گوشه دريا بگيريم و تمام ساكنين روي زمين را چه انسان و چه حيوان با اين آرد، غذا دهيم و حتي به جاي كود به نباتات بدهيم. خلاصه بشر را از گرسنگي نجات دهيم از نظر تنوع غذايي هم اين آرد قابل تحسين است؛ زيرا موجودات ذره بيني دريا يك نوع و دو نوع نيستند و با خوردن يك قاشق از اين آرد، مابيش از 21 نوع غذا به دست مي آوريم.(30).
بنابراين اگر فرض كنيم، جهان به حدي از رشد و تربيت برسد كه تمامي هزينه هاي نظامي را متوقف و يك جا آن را در راه رفاه و امكانات زندگي بشر به مصرف برساند و از اسراف و تبذيرهاي بي حدّ و حساب در موارد ديگر كه نمونه هايي از آن بيان شد نيز دوري جويد و تمامي زمينهاي قابل كشت و امكانات طبيعي ديگر مورد بهره برداري قرار گيرد، آيا باز هم رشد جمعيّت براي جهان مشكلي به وجود خواهد آورد.
البته همان گونه كه اشاره شد، مدار گفتگو در اين جا شرايط ايدآل است؛ گرچه در اوضاع كنوني نقش رشد بي رويه جمعيّت در تشديد بحران قابل انكار نيست و نيز در بحث كنوني بُعد اقتصادي آن مطرح است در صورتي كه در بررسي اين موضوع بايد ابعاد ديگري از قبيل تعليم و تربيت، بهداشت و درمان، خدمات و غير آن نيز مورد توجه قرار گيرد، كه اينك جاي بحث آن نيست.
گاهي هم از بروز عوامل طبيعي از قبيل خشكسالي هاي پي درپي و امثال آن به عنوان عاملي براي اين ضايعات ناگوار ياد مي شود و براي نمونه خشكسالي هاي مناطقي از افريقا و تلفات ناشي از آن ذكر مي شود.(31).
در صورتي كه به نظر ما گرچه اين گونه خشكسالي ها در ايجاد زمينه مساعد براي گرسنگي و فقر، قابل ترديد نيست؛ ولي از آن به عنوان يك عامل اصلي ياد كردن خطاست، زيرا قحط و خشكسالي معلول عوامل متعدّد طبيعي است و ممكن است به اراده خداوند، روي جهات و مصالحي براي امتحان ديگر انسان ها در ادعاهايي كه مبني بر تعهد و بشردوستي دارند، در تمام نقاط عالم؛ به ويژه در مناطقي كه زمينه مساعدتري براي اين گونه عوامل وجود دارد و ياكساني كه بايد به كمك و دستگيري امتحان شوند در غير اين مناطق هستند، پيش آيد. بايد دانست كه خداوند با بروز خشكسالي و امثال آن روزي هيچ يك از بندگانش را قطع نكرده؛ بلكه وظيفه اي را بر دوش ديگران مي گذارد. روي اين جهت فقر و پريشاني جمعيت هاي قحط زده، از ناحيه عوامل طبيعي نيست؛ بلكه بايد آن را در نظام هاي ستمگر حاكم برجهان و ثروتمندان بي درد جستجو كرد.
برخي هم ريشه همه مشكلات را در مالكيت فردي دانسته و آن را (ام الفساد) همه نارسايي ها و اساس تمامي تبعيضات و فاصله هاي طبقاتي به حساب آورده اند؛ ولي تجربه كشورهاي كمونيستي و فروپاشي نظام هاي مبتني بر آن حاكي از سرخوردگي و ناكامي اين مكتب در حلّ معضلات اقتصادي است و پيروي از آن در طىّ ساليان دراز، حاصلي جز صفهاي طويل و كميابي و نيازمندي به محصولات وارداتي - كه نتيجه فروكش كردن انگيزه هاي شخصي در توليد است - به ارمغان نياورده است.
نظري به روايات.
در بسياري از روايات، اهل بيت عصمت و طهارت ه توانگران بي توجه و مانعين حقوق فقرا را مسؤول اصلي وضعيّت نابسامان تهيدستان معرفي نموده اند. در روايت معتبري محمد بن مسلم وزراةبن اعين از حضرت صادق(علیه السّلام)نقل مي كنند كه فرمود:.
خداوند در اموال اغنيا براي نيازمندان به مقداري كه به تمامي نيازهاي آنان برسد، واجب كرده است و اگر اين اندازه كافي نبود زياده از آن را قرار مي داد. پريشان حالي تنگدستان به جهت عدم كفايت آن مقدار واجب نيست؛ بلكه از ناحيه كساني است كه حقوق فقرا را در اموال خود نگه داشته، به آنها ردّ نمي كنند و چنانچه مردم حقوق يكديگر را رعايت كنند و حق را به صاحب آن برسانند زندگي فردي و اجتماعي آنان سالم و از خير و بركت آكنده خواهد بود.(32).
گرچه مقصود از حق فقرا در اموال اهل ثروت، در ابتداي اين حديث شريف همان زكات واجب بوده و خمس را هم شامل است؛ زيرا گذشته از اين كه اين گونه روايات درباره زكات و در آن باب آمده، تنها همين زكات و خمس است كه اندازه معيني داشته و بيش از آن واجب نيست؛ درحالي كه انفاقات ديگر حد مشخص و معلومي ندارد، ولي به طور مسلّم حقوق در آخر حديث و احاديث مشابه آن، عموميّت داشته و تنها منحصر به زكات نيست و شاهد بر اين، روايات بسياري است و از جمله آنها روايت معتبر سماعة بن مهران از امام صادق(علیه السّلام)است كه آن حضرت فرمود:حق معلوم، از زكات نيست و آن چيزي است كه هر جمعه و يا هر ماه از مال خويش خارج مي كني و هركس به مقدار وسعت و فضل خودش انفاق مي كند و اين كه خداوند مي فرمايد:.اگر اموالي كه انفاق مي كنيد مخفيانه به نيازمندان بدهيد براي شما بهتر است‏(33) غير از زكات است. و (ماعون) هم از زكات نيست؛ بلكه خدمتي كه به ديگران مي كني و مالي كه به قرض مي دهي و وسيله زندگيي كه در اختيار نيازمندان مي گذارى، (ماعون) است. آنچه در راه (صله رحم) نيز مي پردازي از زكات نيست و خداوند مي فرمايد: و كساني كه در اموالشان حق معلومي است‏(34) و آن چيزي است كه شخص بر خودش لازم مي كند تا به اندازه طاقت خود از مال و جان به ديگران كمك نمايد.(35).
اما اين كه حضرت در آغاز حديث فرمود: اين مقدار واجب براي رفع نياز مستمندان كفايت است، مقصود هنگامي است كه تمامي مردم به انجام اين تكليف قيام كنند و در اين صورت، گرفتاري تهيدستان بر طرف شده و رفاه فراگير مي شود وگرنه اقدام گروهي بر اداي زكات هميشه بوده و در عين حال پريشان حالي و فقر نيز در قشرهايي از جامعه همواره وجود داشته است.
غرض اين كه درماندگي و فقر تهيدستان نتيجه منع ثروتمندان و متمولين جامعه از اداي حقوق آنهاست و تنها با اداي زكات و يا خمس نمي توان در قبال گرسنگي تنگدستان جامعه از خود سلب تكليف و مسؤوليت كرد و همان گونه كه در حديث قبل حضرت امام صادق(علیه السّلام)فرمودند: (حقوق فقرا منحصر به زكات نيست) بايد براي رسيدن به جامعه اي سالم و انسانى، همراه با تلاش پيگير در راه ايجاد نظام هاي عادلانه در سطح جهان، براي پايان دادن به هوسرانيهاي مترفين دنيا و رساندن حقوق محرومين عالم به آنان، همگان با در پيش گرفتن ميانه روي و اعتدال و پرهيز از اسراف و تبذير، در خود اين امكان را به وجود بياورند، تا اضافه بر مخارج لازم زندگي خود را در راه رفاه قشرهاي كم درآمد و نيازمند جامعه به مصرف برسانند. در قسمتي از حديث (ابان بن تغلب) از حضرت امام صادق(علیه السّلام)آمده است:.آيا خيال مي كني خداوند كساني را كه نعمت مي دهد گرامي داشته و به كسي كه نعمت و ثروت نمي دهد، توهين روا داشته است نه، اين گونه نيست؛ بلكه ثروت از آن خداوند است كه به عنوان امانت نزد شخصي قرار مي دهد و به آن كساني كه داراي اين نعمت هستند، اجازه داده تا با رعايت ميانه روي و اعتدال بخورند، بياشامند، بپوشند، ازدواج كنند و مركب سواري بگيرند و زيادي آن را به نيازمندان اهل ايمان برگردانند و بدين وسيله اوضاع پريشان و پراكنده آنان را اصلاح نمايند. اگر كسي اين گونه عمل كرد خوردن، نوشيدن و مركب سواري بر او حلال است و اگر غير از اين باشد، تمامي اين موارد بر او حرام خواهد بود.(36).
نوح بن شعيب از نادر خادم نقل مي كند:.روزي غلامان حضرت رضا(علیه السّلام)ميوه اي را مي خوردند؛ ولي پيش از آن كه آن را كاملاً مصرف كنند، دور انداختند. حضرت فرمود: سبحان اللّه! اگر شما از آن بي نيازيد، عدّه اي از مردم از آن بي نياز نيستند، آن را به كسي كه محتاج است بخورانيد.(37).
4. مبارزه با استعمار.
همان گونه كه درگذشته بيان شد، ترويج از مصرف زدگي و اسراف و تبذير، از شيوه هاي استعمار براي نفوذ و استيلاي بر تمام شؤون و جوانب مختلف كشورهاي ضعيف به خصوص كشورهاي اسلامي است. در اين صورت مبارزه با اسراف، در هر شكلي از آن، از مخارج كلان تا مصارف جزيى، خود نوعي مبارزه با استعمار و برخورد و مقابله با ريشه ها و زمينه هاي نفوذ آن نيز خواهد بود.
اين موضوع را گرچه نمي توان به عنوان فلسفه اي براي حرمت اسراف دانست؛ زيرا در زمان تشريع اين حكم، اين جهت و مصلحت در پرهيز از اسراف وجود نداشته است؛ ولي بر شمردن آن در رديف مهمترين آثار و خواص مثبت اين قانون الهى، امري مسلّم و غيرقابل ترديد است.
5. احترام به نعمتها.
از آثار مثبت پرهيز از اسراف، احترام و تعظيم نعمت هاي خداوندي و شكر نعمت است، در حالي كه اسراف، توهين و كم بهادادن به الطاف و مواهب الهي است كه آن هم ره آوردي جز زوال و سلب نعمت هاي الهي نخواهد داشت. اين مطلب در روايات، به ويژه درباره آنچه مربوط به آذوقه مردم و از همه مهم تر نان - كه اصلي ترين و عمومي ترين غذاي آنان است - تأكيد و سفارش بيشتري شده است.
امام صادق(علیه السّلام)از پدران گرامي اش از رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل كرده اندكه فرمود:.هر كس به پاره نان و يا خرمايي برخورد كند، سپس آن را تناول كند، پيش از آن كه شكمش از آن فارع شود، خداوند او را خواهد آمرزيد.(38).
باز حضرت صادق(علیه السّلام)درحديثي فرمودند:.رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) برعايشه وارد شد، پاره ناني بر زمين ديد و نزديك بود آن را زير پابگيرد آن را برگرفت و تناول نمود و سپس به عايشه فرمود: نعمت هاي الهي را تعظيم و تكريم كن؛ زيرا اين چنين نيست كه نعمت هاي خداوندي از ميان گروهي رخت بربندد و سپس به زودي به آنها برگردد.(39).
همچنين درحديث ديگري همان حضرت فرمودند:.خداوند در روزىِ گروهي از مردم وسعت و گشايش داد، تا هنگامي كه سر به طغيان گذاشتند و سنگ را براي تطهير خود خشن احساس كردند. از اين رو براي اين كار از نان استفاده مي كردند. در اين هنگام خداوند آنان را به قحط و گرسنگي گرفتار كرد و آن گروه به ناچار آذوقه هاي خود را در انبارها ذخيره مي نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشره يا چيزي شبيه آن را برانگيخت تا ذخيره آنان را فاسد نمايد و بدين رو مجبور شدند براي تأمين آذوقه خود به همان پاره نانهاي آلوده روي آورند.(40).
اسراف و رفاه عمومي.
در خاتمه اين بخش، بحث را با طرح يك سؤال و پاسخ بدان به پايان مي بريم و آن اين كه برخي مي گويند: اگر فرض كنيم روزي بيايد كه تمامي انسان ها در رفاه و آسايش به سر ببرند و صفحه گيتي از وجود انسان هاي تنگدست و نيازمند خالي بماند، آيا بازهم (اسراف) عملي نكوهيده و ناپسند به شمار خواهد آمد.
پاسخ بدين سؤال از آنچه تاكنون گفته شد روشن است؛ زيرا همه فلسفه تحريم اسراف امكان كمك به تهيدستان نيست، بلكه برخي از آنها، مانند احترام به نعمت هاي الهي و تأمين بنيه مالى، در هر دوره و با هر شرايطي وجود دارند. اضافه بر اين كه، اصولاً تأمين رفاه و آسايش جهاني - كه تنها در عصر حكومت حضرت مهدى(عج) تحقق خواهد يافت - يكي از عوامل عمده آن، همين جلوگيري از اسرافگري ها و برچيدن بساط مسرفان در سطح جهان است و باز هم در سايه عمل به همين دستور الهي است كه ريشه فقر و تنگدستي خشكيده و جهان غرق در نعمت و رفاه و بقاي اين حالت نيز در پرتو آن عملي مي شود.
پي نوشت :
  1. وسائل الشيعه، ج‏15، ص‏258.
    2. همان، ص‏241.
    3. همان ، ص‏259.
    4. همان، ج‏6، ص‏24.
    5. اطلاعات سياسي اقتصادى، سال چهارم، شماره 6، خردادو تير 1369، ص‏74.
    6. درست در حدود ساعت 35 دقيقه بعد از نيمه شب روز پنج شنبه، 31/3/1370 زلزله اي پر قدرت، قسمت وسيعي از ايران را به لرزه در آورد. اين زلزله توانست منطقه گسترده اي از دو استان گيلان و زنجان را به ويرانه اي تبديل كند.
    7. نهج البلاغه، نامه 21 و احتمال هم مي رود مقصود امام(علیه السّلام)اين باشد كه:.
    امروز به فكر قيامت باش. به اندازه ضرورت از اموال شخصي ات استفاده كن و اضافه آن را صدقه بده (كه در اين صورت باز اشاره به يكي ديگر از فوايد ميانه روي است و بحث آن خواهد آمد).
    8. سفينة البحار، ج‏2، ص‏378.
    9. اصول كافى، ج‏2، ص‏138.
    10. مكه و مدينه و ساير شهرهاي آن.
    11. شهري است در يمن.
    12. نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 45.
    13. سازمان بهداشت جهاني كودكان، وابسته به سازمان ملل متحد.
    14. جهان مسلح، جهان گرسنه، از ويلي برانت، ص‏110، 111.
    15. سازمان خواربار و كشاورزي جهانى.
    16. همان، ص‏117.
    17. پاورقي همان كتاب از مترجم، ص‏116 - موريتانى، در غرب افريقا و جنوب صحرا و الجزاير و شمال سنگال و مالي واقع است و در حدود يك ميليون و ششصد هزار نفر جمعيت دارد.
    18. همان، ص‏119.
    19. همان: ص‏53.
    20. همان، ص‏211. اين برآورد مربوط به سالهاي 1363 - 1364 است.
    21. همان، ص‏272.
    22. همان، ص‏93.
    23. همان، ص‏11، مقدمه.
    24. همان ص‏13، مقدمه.
    25. تصاعد هندسي عبارت است از: سلسله اعداد پياپي كه هر يك از آنها مساوي با حاصل ضرب عدد پيش از خودش در يك عدد ثابت باشد؛ مثلاً:.
    5*2=10*2=20*2=40*2=80*2=160
    يك تصاعد هندسي است.
    و تصاعد عددي يا حسابي عبارت است از: سلسله اعداد پياپي كه هر يك از آنها مساوي با مجموع عدد پيش از خود و يك عدد ثابت باشد، هر يك از اعداد اين سلسله را يك جمله تصاعد و عدد ثابت را قدر نسبت تصاعد مي نامند؛ مثلاً:.
    5+2=7+2=9+2=11+2=13+2=15 .
    را يك جمله تصاعد عددي مي نامند. به نقل از: علي حجتي كرمانى، پاورقيهايي بر اقتصاد در مكتب اسلام، ص‏35.
    26. امام موسي صدر، اقتصاد در مكتب اسلام، ص‏35.
    27. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏106.
    28. همان، ص‏103 و 109.
    29. همان، ص‏91.
    30. غياث الدين جزايرى، اسرار خوراكيها، ص‏142 - 143.
    31. گزارش فائو، به نقل از: جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏117.
    32. وسائل الشيعه، ج‏6، باب وجوب الزكاة، ص‏3، حديث 2.
    33. بقره (2) آيه 271.
    34. معارج (70) آيه 25.
    35. وسائل الشيعه، ج‏6، باب‏7 از ابواب ماتجب فيه الزكاة، ص‏31، حديث 11.
    36. سفينة البحار - ص‏615، ماده (سرف).
    37. وسائل الشيعه، ج‏16، باب 69 ازابواب آداب المائده، حديث 1.
    38. همان، ج‏16، ص‏608.
    39. همان، ص‏607.
    40. همان، ج‏16، ص‏611.
منبع:http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:59 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نويسنده: سيد مهدي موسوي
بخش چهارم: اسراف در مخارج شخصي و خانوادگي
نيازمندي هاي شخصي.
آفرينش انسان به گونه اي صورت گرفته كه ناچار است براي بقا و تأمين حيات خود دست به دامان عواملي بشود كه ادامه زندگي را براي او امكان پذير سازد. شايد كمتر موجودي را بتوان پيدا نمود كه به اندازه انسان حيات طبيعي اش در معرض خطر بوده و تا اين حد به كمك عوامل محافظ نيازمند باشد.
خداوند حفظ نفس را بر بشر واجب كرده و در اين راستا تأمين نيازمنديهاي بقاي خود و خانواده اش را بر او لازم نموده است.
در اين ميان، گروهي از مردم آن چنان در اين جهت افراط مي كنند كه در اين راه هيچ مرز و قانوني به جز تمتع بيشتر نمي شناسند و در مقابل عدّه اي نيز، با وجود قدرت و تمكّن مالي از انفاق بر خويش و اهل و عيال خود بخل مي ورزند.
آيا از نظر اسلام، حدّي براي اين گونه خرج ها و مصرف ها وجود دارد و اگر دارد آن حدّ كدام است.
قبل از آن كه به قسمتي از نيازمندي هاي انسان در جهات مختلف و حدود مشروع ارضاي آنها اشاره شود؛ يادآوري اين نكته لازم است كه - همان گونه كه مكرّراً گفتيم - اسلام، نه تنها از پاسخگويي معقول به تمامي احتياجات طبيعي انسان منعي به عمل نياورده؛ بلكه بر تأمين كامل و صحيح كليّه خواسته هاي مادّي و جسمي او پا فشاري و تأكيد هم دارد و اين يك اصل مهمّي است كه پايه تمامي موضوعات اين بخش را تشكيل مي دهد. اكنون بحث را تحت عناوين نيازمندي هاي مختلف انسان، پي مي گيريم.
1. تغذيه كامل.
از مهم ترين عوامل حفظ بقا براي هر موجود زنده و از آن جمله انسان، عامل تغذيه و كيفيّت آن است. خداوند، مخازن طبيعت را سرشار از مواد مختلف مورد نياز انسان قرار داده و شايد به دليل تنوّع در مأكولات و تمتّع هر چه بيشتر بندگانش، تمامي آن را در يك مادّه مأكول جمع نكرده است؛ بلكه آنها را در انواع گوناگون غذاها و ميوه ها و غير آن پراكنده و توزيع فرموده است و به انسان اجازه داده تا براي تأمين كليّه نيازمندي هاي خويش از مواد متنوع غذايي بهره برداري نمايد و حتي براي ادامه حيات بشر بدو فرمان (اكل و شرب) نيز صادر فرموده است و آن كساني را كه نعمت ها و رزق هاي پاك خداوند را بر خود و ديگران تحريم مي كنند، به عقاب و بازخواست كشانده است.(1) در سيره نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نيز آمده است كه آن حضرت در تغذيه خود از كليّه طعام ها و مواد مختلف غذايي استفاده مي فرمود.(2).
بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايى، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد، و آن هم پيامدهايي به جز كاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تأثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند. در اين زمينه حضرت صادق(علیه السّلام)در حديثي فرمودند:اگر كسي كه چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقي دچار مي شود. (3).
لذا در كلمات حضرات معصومين (علیهم السّلام) بر روي اكثر مواد خوراكي و غذايي تأكيد و سفارش شده و خواص لازم هر كدام و آثار مثبت هر يك از آنها بر جسم و روان بيان شده و حتي استفاده از گوشت انواع حيوانات و پرندگاني كه خوردن آنها حلال است، توصيه و تشويق شده و همين طور روايات بسياري در زمينه انواع ميوه ها و فوايد آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نيز اصناف ديگري از موادّ خوراكي كه هر يك دربردارنده جزيي از ويتامين ها و ساير مايحتاج بدن است، وجود دارد كه ذكر حتي قسمتي از آن از وضع و هدف اين نوشته بيرون است.(4).
اسراف در طعام.
ممكن است عدّه اي از متديّنان ما فكر كنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتّع زياده از حدّ ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكّر، خود و خانواده خويش را از بهره وري از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرين ه براي پيشگيري از يك چنين انديشه اي به طور مكرّر به مسلمان ها گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مؤمنين را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. حضرت صادق(علیه السّلام)در يك حديث معتبر فرمودند:لَيْسَ فِي الطَّعِامِ سَرَف؛(5).
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نيست.
بنابراين، مقصود از اين حديث شريف اين است كه تأمين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي - گر چه با هزينه زياد همراه باشد - اسراف نيست و نبايد انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. هيچ گاه معناي روايت آن چنان كه بر سربعضي از زبان هاست، اين نيست كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره رنگين خارج از معمول با تشريفات زايد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است.(6).
ولذا در قسمتي از يك روايت، حضرت امام صادق(علیه السّلام)فرمودند:.در آنچه به سلامت و اصلاح بدن كمك كند، اسراف نيست. همانا اسراف در آن چيزي است كه مال را تلف نمايد و به بدن ضرر وارد آورد.(7)
واضح است، پرخوري و يا بعضي غذاهاي پرهزينه و سنگين، جز اين كه معده را خسته و بيمار كند و اعتدال عمومي بدن را بر هم زند، ره آورد ديگري ندارد. امام صادق(علیه السّلام)درحديثي فرمودند:.هر دردي از پرخوري ناشي مي شود، مگر تب كه بدون آن نيز عارض بدن مي شود.(8).
چاقي مفرط - كه سرمنشأ بسياري از بيماري هاي قلبي و عروق است - غير از وراثت عاملي جز پرخوري ندارد و هميشه بهترين دستورالعمل براي تعديل وزن بدن كم خوري و اعتدال در خوراك بوده و هست. باز در حديث ديگري امام كاظم(علیه السّلام)فرمودند:.اگر مردم در خوراك خويش ميانه روي و اقتصاد را رعايت مي كردند، بدن هاي آنان سالم و معتدل مي گشت.(9).
پزشكان معتقدند: انسان از سن 25 سال به بالا به طور طبيعي مقداري چربي و مواد اضافي ذخيره مي كند و رو به چاقي مي رود و در اين صورت، پرخوري هيچ كمكي جز به افزايش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد كرد. و شايد بدين لحاظ، خوردن از روي سيري و زياده روي در آن، در كلمات حضرات معصومين (علیهم السّلام) نوعي تضييع مال به شمار آمده است. نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در وصيّتي به اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد.(10).
همچنين عدّه اي از فقهاي عظام، خوردن از روي سيري را اسراف دانسته اند.(11).
2. پوشاك وتجمّل.
زيبايى، لباسي است كه خداوند بر اندام طبيعت پوشانده و چون خود جميل مطلق است، جهان را نيز درنهايت جمال آفريده و ستارگان را در زيباترين صورت براي تزيين آسمان دنيا به وجود آورد و خود، مخلوقات خويش را به زيبايي و حسن، توصيف فرموده است:.اَلّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَىْ‏ء خَلَقَه...؛(12).
آن خدايي كه هر چيزي را كه ايجاد كرد نيكو آفريد.
خداوند خود جميل است و جمال را دوست دارد و بدين جهت آنها را كه خويش و ديگران را از زينت هاي الهي محروم مي كنند، توبيخ كرده‏(13) و انبياي بزرگ و كتاب هاي آسماني را فرستاده تا آدميان، نه تنها از نظر صورت باطني و روحي به بهترين وجه تربيت شوند؛ بلكه بهداشت و زيبايي ظاهري خويش را نيز به طور كامل رعايت كنند.
عنايت و توجّه بدين اصل مهمّ اسلامى، اضافه بر اين كه خود نوعي هماهنگي و همسويي با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسيار مهمّي بر تحكيم روابط و پيوندهاي اجتماعي دارد. لذا خداوند دستور مي دهد، تا مؤمنين هنگام رفتن به مساجد - كه محلّ اجتماع مردم براي عبادت است - خود را بيارايند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محيط پاك مسجد نگذارند.(14).
مرحوم امين الاسلام طبرسى(ره) از تفسير عياشي نقل مي كند:.حضرت امام مجتبي(علیه السّلام)هرگاه براي اقامه نماز مهيّا مي شد، بهترين لباس خويش را مي پوشيد. وقتي اطرافيان علّت آن را جويا شدند، حضرت فرمود: خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و من خودم را براي پروردگارم زينت مي كنم؛ زيرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زينت كنيد و من دوست دارم نيكوترين لباسم را بپوشم.(15).
در سيره پيامبر گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است:.آن حضرت خود را همواره در آيينه مي نگريست و موي سر خويش را شانه مي زد و آن را مرتب مي نمود و چه بسا در آب زلال نگاه مي كرد و موهاي خود را مرتب مي فرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازي كه در محيط خانه داشت، آن را براي اصحاب و محيط بيرون نيز انجام مي داد و مي فرمود: خداوند دوست دارد وقتي بنده او به سوي برادران ديني اش از خانه بيرون مي رود خود را آماده كند و بيارايد.(16).
در اين گزارش علاوه بر اين كه سيره نبىّ اكرم مبني بر رعايت زينت ظاهر در بين اجتماع بيان شده، بر ضرورت و لزوم رعايت زيبايي و حسن منظر در محيط منزل براي تحكيم پيوندهاي خانوادگي نيز اشاره دارد و حتّي از اين نقل مي توان استفاده كرد كه لزوم آن در محيط داخلي و خانوادگي از اهميّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا رعايت حسن ظاهر از سوي پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در بين اهل خود، به عنوان اصل و پايه و يك امر مسلّم فرض شده، ولي توجّه حضرت بدان در محيط اجتماع، فرع و بر پايه آن معرفي شده و اين نكته اي است كه براي حفظ بنيان زناشويي و جلوگيري از فساد در روايات ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته و اهميّت آن مورد تأكيد واقع شده است.(17).
در همين راستاست كه در بعضي از روايات حتي داشتن لباس هاي متعدّد تا به وسيله آن، هم آبرو و موقعيّت اجتماعي خويش را حفظ كند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامي آنها، از فرسودگي و كهنگي زود رس آنها جلوگيري به عمل آورد، بي اشكال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در يك حديث معتبر، اسحاق بن عمار مي گويد: از حضرت صادق(علیه السّلام)درباره مردي كه ده جامه دارد و از آنها بهره مند مي شود سؤال كردم، حضرت فرمود: (اشكالي ندارد.)(18).
باز در حديث ديگري مي گويد: به حضرت امام صادق(علیه السّلام)عرض كردم:.آيا صحيح است يك مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلى، پرسيدم: بيست لباس فرمود: بلى. سؤال كردم: سي لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: اين اسراف نيست...(19).
روايات در اين زمينه بسيار است و حتي در بعضي از آنها ائمّه طاهرين براي حفظ شخصيّت و موقعيّت پيروان خود در جامعه و به خصوص در بين مخالفان، دستور اكيد بر رعايت حسن ظاهر داده اند. در حديثي حضرت امام موسي بن جعفر ي خطاب به شيعيان فرمودند:.شما گروهي هستيد كه دشمنانتان زيادند پس آنچه مي توانيد در تجمّل و زينت خود بكوشيد.(20).
اسراف در لباس.
در بحث قبل گفته شد كه اسلام نه تنها با تجمّل و زيبايي طلبي و صرف مال در جهت تأمين و تهيه ابزار لازم آن مخالفتي ندارد؛ بلكه در بسياري از موارد به آن سفارش وتشويق هم نموده است و در اين زمينه تنها دو جنبه منع گرديده و از اسراف قلمداد شده است:.
نخست اين كه شخصي گام از حدّ خويش فراتر بگذارد و اقدام به خريد و تهيه البسه و لوازم تجمّلي براي خود و اعضاي خانواده اش بنمايد كه خارج از شأن و موقعيّت اجتماعي و يا اقتصادي او باشد. اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در روايت (اصبغ بن نباته) مي فرمايند:.
سه علامت براي شخص اسرافگر وجود دارد: 1. مي خورد آنچه براي او نيست؛ 2. مي خرد آنچه براي او نيست؛ 3. مي پوشد آنچه براي او نيست.(21).
(طريحى) مي گويد: معناي حديث اين است:.مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد.(22).
ديگر آن كه، با استفاده بي رويّه و نامنظّم از پوشاك خود، زمينه كهنگي و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتي از روايت اسحاق بن عمار، حضرت صادق(علیه السّلام)مي فرمايند:.اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در منزل و وقت كار بپوشى.(23).
به مضمون اين حديث شريف، روايات ديگري نيز آمده كه در مناسبت هاي مختلف به بعضي از آنها اشاره شده است.
3. مسكن.
از مهم ترين نيازها و ضروري ترين آنها براي هر موجود زنده، به ويژه انسان كه به جهت خصوصيات طبيعي اش در معرض آفات و خطرات بيشتري قرار دارد، مسكن مناسب به شمار مي آيد كه در رديف اوّل نيازمندي ها و خواسته هاي او واقع شده است.
در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق(علیه السّلام)از نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است.(24).
نيز در حديث ديگري رسول گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:.وسعت منزل از سعادت انسان است.(25).
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.حضرت رضا(علیه السّلام)منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى‏(26)
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال 69 در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.
تجاوز از حدّ كفاف.
از روايات مختلف اين گونه به دست مي آيد كه برخورداربودن از خانه وسيع از سعادت انسان است؛ ولي وسعت منزل، بر حسب افراد و موقعيت هاي آنان متفاوت است و فراهم كردن مسكن بيش از حدّ نياز و كفايت، مذمّت و تقبيح شده است. در واقع وسعت يك واحد مسكوني در صورتي پسنديده است كه در خدمت نيازهاي انسان باشد، نه خارج از آن.
رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پس از آن كه هر كس ساختماني از روي ريا و سمعه بسازد تهديد به عذاب الهي فرمودند، كسي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود حضرت فرمود:.بدين صورت كه براي فخرفروشي بر همسايگان و برادران ديني اش، بيش از مقدار لازم مسكن بنا كند.(27).
نيز درحديث مشابهي رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در جواب چنين سؤالي فرمودند:.زياده از حدّ كفاف يا براي مباهات بر ديگران، ساختمان سازي مي كند.(28).
دراين حديث شريف، خصوصيتي وجود دارد كه حدّ كفاف به طور مستقل آمده و بيانگر اين نكته است كه فراهم كردن مسكن بيش از مقدار كفايت، گرچه براي فخرفروشي و خودنمايي هم نباشد ناپسند و موجب غضب و عذاب الهي است. باز در حديث ديگري امام صادق (علیه السلام) فرمودند:.هر بنايي اضافه برحدّ كفاف باشد، در قيامت بر صاحبش سختي و عذاب خواهد بود.(29).
تنها در صورتي داشتن مسكن اضافي و متعدّد بي اشكال شمرده مي شود كه صاحب آن، اضافه بر رفع نيازهاي شخصى، از آن در راه پناه دادن به بي پناهان و دستگيري از مستضعفان بهره گيري نمايد.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در بصره براي عيادت از علاء بن زياد حارثي - كه از اصحاب امام(علیه السّلام)و بيمار بود - به منزلش تشريف بردند وقتي حضرت وسعت منزل او را نگريستند فرمودند:.با وسعت اين خانه در دنيا چه مي كني در حالي كه تو بدان در آخرت محتاج ترى!.
سپس آن حضرت مي فرمايد:.آري اگر در آن از ميهمان و واردان پذيرايي كني و خويشان بي سرپناهت را در آن جاي دهي وحقوقي كه از اين خانه بر عهده ات هست ادا نمايى، در اين صورت تو به وسيله آن به آخرت رسيده اى.(30).
بر طبق نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) ازوضعيت خانوارهاي كشور در سال 1367 در بين خانواده هاي شهري كه براي اين آمار انتخاب شدند، 3/23 درصد داراي سه اتاق، 1/23 درصد داراي چهار اتاق، 8/19 درصد داراي دو اتاق، 16 درصد داراي پنج اتاق، 3/10 درصد آنها داراي شش اتاق و يا بيشتر و 6/8 درصد داراي يك اتاق بوده اند.
همچنين اين آمار نشان مي دهد كه تنها محلّ سكونت 4/77 درصد از خانوارها داراي آشپزخانه بوده است.(31).
كنون با توجه به اين كه عدّه كثيري از هموطنان ما در شرايطي هستند كه مجبورند، استراحت شخصي و پذيرايي از ميهمان و حتي آشپزي خود را تنها در يك اتاق انجام دهند، چه وظيفه اي بر عهده صاحبان منازل وسيع و اضافي با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامي بار مي شود.
4. وسيله نقليّه.
در بحث پيش ملاحظه شد كه در روايات، منزل وسيع از سعادت و خوشبختي انسان قلمداد شده است. همين طور در احاديث، حضرات معصومين (علیهم السّلام) از مَرْكَب سالم و راهرو نيز، به همين عنوان ياد نموده اند. رسول گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:.از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسكن و همسايه صالح و مركب راهرو است.(32).
باز همان حضرت فرمودند:.از سعادت شخص، زن صالح و مسكن وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است.(33).
ولي اگر وسيله نقليّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعيّت اجتماعي و بيشتر از مقدار نياز و كفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نيست؛ بلكه خود مايه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق (علیه السلام) در قسمتي از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.آيا خيال مي كني خداوند شخصي را بر مالي كه به او تفضّل فرموده امين قرار داده است، تا در حالي كه يك اسب بيست درهمي براي نيازهاي او كافي است، اسب ده هزار درهمي خريداري كند... و خود فرموده است: اسراف نكنيد، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد.(34).
5. بوي خوش.
از امور مفيد به حال انسان كه براي نشاط روحي و اعصاب او بسيار مؤثر و نتيجه بخش است، به كارگيري بوي خوش و معطّر است. نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه طاهرين ه با قول و عمل مسلمانان را به استفاده از آن ترغيب نموده اند. امام باقر(علیه السّلام)فرمودند:.حضرت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هرگاه از مكاني عبور مي نمود تا دو يا سه روز به جهت بوي خوش او، هر رهگذري متوجّه عبور آن حضرت از آن مسير مي شد.(35).
نيز حضرت صادق(علیه السّلام)در حديثي فرمودند:.رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) همواره بيش از آن مقدار كه در خوراك خرج مي نمود، در بوي خوش انفاق مي فرمود.(36).
لذا با توجّه به فوايد بوي خوش براي روان و اعصاب و نيز تأثيرات مثبتي كه بر روابط اجتماعي دارد،صرف مال زياد در راه آن، به جا شمرده شده و از عنوان اسراف خارج است.
درحديثي امام صادق(علیه السّلام)فرمودند:.آنچه براي به دست آوردن و مصرف بوي خوش خرج كنى، اسراف نيست.(37).
6. موقعيّت اجتماعي.
از آن جا كه اسلام توجه زيادي به انسان و شرافت افراد بشر دارد، به حفظ شخصيّت و حيثيّت اجتماعي او نيز اهميّت داده است و در اين راستا اجازه داده تا شخص براي حفظ آبروي خويش در اجتماع به مقدار لازم از ثروت خود بهره ببرد و حتّي در بسياري از احاديث، ثروتي كه در اين راه مصرف شود، به عنوان بهترين مال معرّفي شده است.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.همانا بهترين كارها حفظ آبرو به وسيله ثروت است.(38).
در روايت ديگري همان حضرت فرمودند:.از بزرگواري شخص، مصرف نمودن مال در راه حفظ آبروست و صيانت ازمال به قيمت بر باد دادن آبرو از پستي انسان به حساب مي آيد.(39).
به همين جهت مصرف مال در اين راه از اسراف و تبذير خارج شمرده شده است. از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السّلام)روايت شده است كه فرمودند:.آنچه از ثروت خود براي حفظ آبرويت به مصرف برسانى، از بين نرفته است.(40).
ولي بايد توجه داشت، كه در موارد بسياري انسان دچار اشتباه مي شود و خود را داراي موقعيّتي فرض مي كند و سپس ممكن است براي حفظ آن اعتبار موهوم، به ولخرجي ها و ريخت وپاشي هايي دست بزند و خود را از حريم عفاف و تقوا خارج نمايد و تمامي اينها را به حساب حفظ آبرو بگذارد. از اين رو بايد موارد حقيقي و صحيح آن را با دقّت شناخت و بعد از آن به مقدار لازم صرف مال كرد. به عنوان مثال؛ براي برپايي يك مجلس ميهماني و يا غير آن بايد به حدّي خرج مال كرد كه نه انسان در اجتماع به تنگدستي و يا بخل و مالدوستي متهم شود و نه به اسراف و تبذير و خودنمايى.
7. لوازم زندگي.
تأمين و تهيّه وسايل و ابزار زندگي در حدّ نياز و نيز مخارج حفظ و تعمير آنها از مصارف ضروري زندگي محسوب مي شود و از موارد مجاز براي صرف مال است.
درحديثي حضرت امام صادق(علیه السّلام)نيازمندي هاي شخصي را كه انسان مي تواند از مال خويش در راه آن مصرف كند بر مي شمارند و از جمله اين كه:.... آنچه براي تعمير و ترميم وسايل زندگي و يا حمل و نقل و يا حفظ آنها به خرج مي رساند و نيز آنچه از منزل و يا وسيله اي از وسايل زندگي براي رفع نيازهاي خود تهيّه مي نمايد.(41).
عدول از اعتدال.
فراهم نمودن لوازم مورد نياز زندگى، گرچه از عنوان اسراف خارج است، ولي تجاوز از حدّ اعتدال جايز نيست؛ مانند اين كه ابزاري خريداري كند كه يا مورد نيازش نيست و يا جنبه تشريفات اضافي دارد و يا بيش از مقدار احتياجش باشد كه در هر سه مورد كاري مسرفانه كرده و از حدّ ميانه دور شده است. حماد بن عيسي مي گويد: امام صادق(علیه السّلام)به جامه خواب منزل شخصي نظر انداخت و سپس فرمود:.يكي براي خود او و ديگري براي اهل او و سومي هم براي ميهمانش و چهارمي جايگاه شيطان است.(42).
باز در حديثي سه علامت براي شخص مسرف بيان مي كند و از جمله آنها اين است كه: (وَيَشْتَرى مِا لَيْسَ لَهُ؛(43) خريداري مي كند آنچه را لايق به حال او نيست و بالاتر از شأن اوست.).
البته وضعيّت اشخاص در اين مورد مختلف است: ممكن است فردي به دليل موقعيّت خاصّ اجتماعي اش كه لازمه آن، رفت و آمد زياد است نيازمند وسايل و ابزاري باشد كه داشتن آنها براي او اسراف نباشد، ولي اگر همان وسايل را شخص ديگري كه داراي آن شرايط نيست داشته باشد، فردي مسرف به حساب آيد.
بر اين اساس، در آن حديث كه حضرت صادق(علیه السّلام)فرمودند: چهارمين بستر براي شيطان است، در واقع آن چهارمي اضافه بر نياز آن شخص بوده و براي ميهمانداري او تنها يك جامه خواب كفايت مي كرده است و چنانچه شخصي براي پذيرايي از ميهمانان و واردينش اضافه بر آن مورد نيازش باشد، با برخورداري از آن نه تنها مسرف نيست؛ بلكه بنابر آنچه در پيش گفته شد، اين خود بهترين مورد براي خرج مال و ثروت است؛ زيرا دارا بودن آن مايه حفظ آبرو و حيثيّت شخص و پاسدار موقعيّت اجتماعي اوست.
8. ساير موارد.
آنچه تاكنون ذكر شد، نمونه هايي از نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي بود و اين گونه احتياجات منحصر به آنچه گفته شد نيست و موارد ديگري هم وجود دارد: از قبيل ازدواج و تشكيل خانواده، مسافرتها، تحصيل دانش، بهداشت و تأمين سلامتى، خدمتگزار، تفريحات سالم و مانند آن كه با ملاك هاي به دست آمده در قسمت هاي قبل مي توان به تأكيد اسلام بر ضرورت رعايت و توجه به آنها و نيز به اندازه مجاز صرف مال در راه آن پي برد.
9. انتخاب اصلح.
در پايان اين بخش، به نكته اي اشاره مي شود كه در بسياري از مخارج شخصي به كار خواهد افتاد و آن اين است كه گاهي جنسي با قيمت نازلي خريداري مي شود در صورتي كه مي توان با همان مقدار يا اندكي بيشتر، كالايي كه در مقايسه با آن از دوام و فايده زيادتري برخوردار باشد، تهيه نمود كه در صورت تمكّن از تحصيل جنس مرغوب صرف مال در غير آن از اسراف شمرده شده است. يكي از اصحاب حضرت كاظم(علیه السّلام)مي گويد:.حضرت به من فرمودند: چه مركبي دارى عرض كردم: داراي الاغي هستم. فرمود: آن را چقدر خريده اى گفتم: به سيزده دينار. فرمود: اين كار اسراف است كه الاغي را به اين مقدارخريداري كني و (برذون) تهيه نكنى. عرض كردم: آقاي من! خرج (برذون) از الاغ بيشتر است. فرمود: آن كس كه الاغ را روزي مي دهد (برذون) را هم خواهد داد.
برذون، كه همان يابو و اسب باربر است، اضافه بر اين كه كار حمل و نقل را به خوبي انجام مي دهد، فوايد ديگري را نيز داراست كه امام(علیه السّلام)در دنباله گفت وگوبه يكي از مهم ترين آنها در آن عصر اشاره مي فرمايد:.آيا نمي داني هر كس مركبي را نگهداري نمايد و در انتظار فرمان ما باشد و با اين آمادگي دشمن ما را به خشم آورد و به ما منسوب باشد، خداوند روزي را بر او جاري و سينه اش را وسيع خواهد ساخت و به آرزوهايش نايل مي نمايد و در گرفتاري ها و احتياجات ياور اوخواهد بود(44).
پی‌نوشت‌ها:
1. اعراف (7)، آيات 32 و 33.
2. بحارالانوار، ج‏16، باب (في صفة أخلاقه في مطعمه)، ص‏241.
3. مكارم الاخلاق، ص‏158.
4. ر . ك: وسائل الشيعه، ج‏17، ابواب اطعمه مباحة ومكارم الاخلاق، ص‏158 - 160.
5. وسائل الشيعه، ج‏16، باب 27 از ابواب مائدة، حديث 1.
6. البته ظاهر روايت همان است كه بيان شد و احتمال هم مي آورد كه حديث شريف، نهي باشد به صورت خبر، مثلاً اگر گفته شود: در داوري ظلم نيست، مقصود اين نيست كه قضاوت به هر صورت انجام گيرد عين عدل است؛ بلكه منظور اين است كه نبايد در آن ستم كرد و بر اين اساس معناي حديث اين است كه نبايد در طعام اسراف كرد و ناظر به همان زياده روي ها و خرج هاي غير لازم است و با آنچه در متن معنا شد منافاتي ندارد و نتيجه يكي است.
7. وسائل الشيعه، ج‏1، باب 38 از ابواب آداب الحمام، حديث 7.
8. همان، ج‏16، باب 1، از ابواب مائدة.
9. همان جا، حديث‏7.
10. همان، باب 2، حديث 4.
11. نراقى،عواد الأيّام،خاتون آبادى، شرح و ترجمه شرح اربعين شيخ بهائى، حديث 30.
12. سجده (32)، آيه 7.
13. اعراف (7)، آيه 32.
14. اعراف (7) آيه 31.
15. مجمع البيان، ج‏4، ص‏412.
16. مكارم الاخلاق، ص‏34.
17. همان، ص‏79، 81.
18. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 1 و 3.
19. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 1 و 3.
20. همان، ج‏3، باب 5 از ابواب احكام الملابس، حديث 2.
21. سفينة البحار، ج‏1، ص‏617.
22. مجمع البحرين، مادّه (سرف).
23. وسائل الشيعة، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 3.
24. همان، ج‏3، ص‏558.
25. همان، ص‏559.
26. همان، ص‏559.
27. همان، ص‏588.
28. همان، ص‏588.
29. همان، ص‏587.
30. نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خ 209.
31. اطلاعات سياسي اقتصادى، سال چهارم، شماره 6، خرداد و تير 1369و ص 74.
32. وسائل الشيعه، ج‏3، ص‏588.
33. مكارم الاخلاق، ص‏125.
34. سفينة البحار، ج‏1، ص‏615.
35. مكارم الاخلاق، ص‏34.
36. وسائل الشيعه، ج‏1، ص‏443.
37. مكارم الاخلاق، ص‏41.
38. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 28 از ابواب النفقات، حديث 1.
39. مستدرك الوسائل، ج‏2، باب 21 از ابواب النفقات.
40. مستدرك الوسائل، ج‏2، باب 21 از ابواب النفقات.
41. تحف العقول، ص‏250.
42. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 23 از ابواب احكام المساكين، حديث 1.
43. سفينة البحار، ج‏1، ص‏617.
44. همان، ص‏616.
منبع: http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:59 PM ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارائه بهترین راهکارها برای اصلاح الگوی مصرف شما بازدیدکننده گرامی می باشد.