بهینه
اصلاح الگوی مصرف 
قالب وبلاگ
 
نويسنده: سيد مهدي موسوي
بخش چهارم: اسراف در مخارج شخصي و خانوادگي
نيازمندي هاي شخصي.
آفرينش انسان به گونه اي صورت گرفته كه ناچار است براي بقا و تأمين حيات خود دست به دامان عواملي بشود كه ادامه زندگي را براي او امكان پذير سازد. شايد كمتر موجودي را بتوان پيدا نمود كه به اندازه انسان حيات طبيعي اش در معرض خطر بوده و تا اين حد به كمك عوامل محافظ نيازمند باشد.
خداوند حفظ نفس را بر بشر واجب كرده و در اين راستا تأمين نيازمنديهاي بقاي خود و خانواده اش را بر او لازم نموده است.
در اين ميان، گروهي از مردم آن چنان در اين جهت افراط مي كنند كه در اين راه هيچ مرز و قانوني به جز تمتع بيشتر نمي شناسند و در مقابل عدّه اي نيز، با وجود قدرت و تمكّن مالي از انفاق بر خويش و اهل و عيال خود بخل مي ورزند.
آيا از نظر اسلام، حدّي براي اين گونه خرج ها و مصرف ها وجود دارد و اگر دارد آن حدّ كدام است.
قبل از آن كه به قسمتي از نيازمندي هاي انسان در جهات مختلف و حدود مشروع ارضاي آنها اشاره شود؛ يادآوري اين نكته لازم است كه - همان گونه كه مكرّراً گفتيم - اسلام، نه تنها از پاسخگويي معقول به تمامي احتياجات طبيعي انسان منعي به عمل نياورده؛ بلكه بر تأمين كامل و صحيح كليّه خواسته هاي مادّي و جسمي او پا فشاري و تأكيد هم دارد و اين يك اصل مهمّي است كه پايه تمامي موضوعات اين بخش را تشكيل مي دهد. اكنون بحث را تحت عناوين نيازمندي هاي مختلف انسان، پي مي گيريم.
1. تغذيه كامل.
از مهم ترين عوامل حفظ بقا براي هر موجود زنده و از آن جمله انسان، عامل تغذيه و كيفيّت آن است. خداوند، مخازن طبيعت را سرشار از مواد مختلف مورد نياز انسان قرار داده و شايد به دليل تنوّع در مأكولات و تمتّع هر چه بيشتر بندگانش، تمامي آن را در يك مادّه مأكول جمع نكرده است؛ بلكه آنها را در انواع گوناگون غذاها و ميوه ها و غير آن پراكنده و توزيع فرموده است و به انسان اجازه داده تا براي تأمين كليّه نيازمندي هاي خويش از مواد متنوع غذايي بهره برداري نمايد و حتي براي ادامه حيات بشر بدو فرمان (اكل و شرب) نيز صادر فرموده است و آن كساني را كه نعمت ها و رزق هاي پاك خداوند را بر خود و ديگران تحريم مي كنند، به عقاب و بازخواست كشانده است.(1) در سيره نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نيز آمده است كه آن حضرت در تغذيه خود از كليّه طعام ها و مواد مختلف غذايي استفاده مي فرمود.(2).
بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايى، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد، و آن هم پيامدهايي به جز كاهش مقاومت بدن در برابر هجوم امراض و عوارض گوناگون نخواهد داشت و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تأثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند. در اين زمينه حضرت صادق(علیه السّلام)در حديثي فرمودند:اگر كسي كه چهل روز گوشت نخورد، به بدخلقي دچار مي شود. (3).
لذا در كلمات حضرات معصومين (علیهم السّلام) بر روي اكثر مواد خوراكي و غذايي تأكيد و سفارش شده و خواص لازم هر كدام و آثار مثبت هر يك از آنها بر جسم و روان بيان شده و حتي استفاده از گوشت انواع حيوانات و پرندگاني كه خوردن آنها حلال است، توصيه و تشويق شده و همين طور روايات بسياري در زمينه انواع ميوه ها و فوايد آن و اقسام مختلف حبوبات و خواصّ آن و نيز اصناف ديگري از موادّ خوراكي كه هر يك دربردارنده جزيي از ويتامين ها و ساير مايحتاج بدن است، وجود دارد كه ذكر حتي قسمتي از آن از وضع و هدف اين نوشته بيرون است.(4).
اسراف در طعام.
ممكن است عدّه اي از متديّنان ما فكر كنند، اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتّع زياده از حدّ ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكّر، خود و خانواده خويش را از بهره وري از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند. ائمه طاهرين ه براي پيشگيري از يك چنين انديشه اي به طور مكرّر به مسلمان ها گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مؤمنين را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. حضرت صادق(علیه السّلام)در يك حديث معتبر فرمودند:لَيْسَ فِي الطَّعِامِ سَرَف؛(5).
در امور مربوط به آذوقه و طعام، اسراف نيست.
بنابراين، مقصود از اين حديث شريف اين است كه تأمين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي - گر چه با هزينه زياد همراه باشد - اسراف نيست و نبايد انسان به توهّم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. هيچ گاه معناي روايت آن چنان كه بر سربعضي از زبان هاست، اين نيست كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره رنگين خارج از معمول با تشريفات زايد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است.(6).
ولذا در قسمتي از يك روايت، حضرت امام صادق(علیه السّلام)فرمودند:.در آنچه به سلامت و اصلاح بدن كمك كند، اسراف نيست. همانا اسراف در آن چيزي است كه مال را تلف نمايد و به بدن ضرر وارد آورد.(7)
واضح است، پرخوري و يا بعضي غذاهاي پرهزينه و سنگين، جز اين كه معده را خسته و بيمار كند و اعتدال عمومي بدن را بر هم زند، ره آورد ديگري ندارد. امام صادق(علیه السّلام)درحديثي فرمودند:.هر دردي از پرخوري ناشي مي شود، مگر تب كه بدون آن نيز عارض بدن مي شود.(8).
چاقي مفرط - كه سرمنشأ بسياري از بيماري هاي قلبي و عروق است - غير از وراثت عاملي جز پرخوري ندارد و هميشه بهترين دستورالعمل براي تعديل وزن بدن كم خوري و اعتدال در خوراك بوده و هست. باز در حديث ديگري امام كاظم(علیه السّلام)فرمودند:.اگر مردم در خوراك خويش ميانه روي و اقتصاد را رعايت مي كردند، بدن هاي آنان سالم و معتدل مي گشت.(9).
پزشكان معتقدند: انسان از سن 25 سال به بالا به طور طبيعي مقداري چربي و مواد اضافي ذخيره مي كند و رو به چاقي مي رود و در اين صورت، پرخوري هيچ كمكي جز به افزايش وزن بدن و خروج بدن از حالت اعتدال نخواهد كرد. و شايد بدين لحاظ، خوردن از روي سيري و زياده روي در آن، در كلمات حضرات معصومين (علیهم السّلام) نوعي تضييع مال به شمار آمده است. نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در وصيّتي به اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.چهار چيز تضييع مال است: خوردن از روي سيرى؛ روشن كردن چراغ در مهتاب؛ زراعت در زمين سخت و غير قابل كشت و نيكي به كسي كه اهليّت آن را ندارد.(10).
همچنين عدّه اي از فقهاي عظام، خوردن از روي سيري را اسراف دانسته اند.(11).
2. پوشاك وتجمّل.
زيبايى، لباسي است كه خداوند بر اندام طبيعت پوشانده و چون خود جميل مطلق است، جهان را نيز درنهايت جمال آفريده و ستارگان را در زيباترين صورت براي تزيين آسمان دنيا به وجود آورد و خود، مخلوقات خويش را به زيبايي و حسن، توصيف فرموده است:.اَلّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَىْ‏ء خَلَقَه...؛(12).
آن خدايي كه هر چيزي را كه ايجاد كرد نيكو آفريد.
خداوند خود جميل است و جمال را دوست دارد و بدين جهت آنها را كه خويش و ديگران را از زينت هاي الهي محروم مي كنند، توبيخ كرده‏(13) و انبياي بزرگ و كتاب هاي آسماني را فرستاده تا آدميان، نه تنها از نظر صورت باطني و روحي به بهترين وجه تربيت شوند؛ بلكه بهداشت و زيبايي ظاهري خويش را نيز به طور كامل رعايت كنند.
عنايت و توجّه بدين اصل مهمّ اسلامى، اضافه بر اين كه خود نوعي هماهنگي و همسويي با اصل خلقت است، آثار مثبت و بسيار مهمّي بر تحكيم روابط و پيوندهاي اجتماعي دارد. لذا خداوند دستور مي دهد، تا مؤمنين هنگام رفتن به مساجد - كه محلّ اجتماع مردم براي عبادت است - خود را بيارايند و با وضع نامرتب و آلوده پا در محيط پاك مسجد نگذارند.(14).
مرحوم امين الاسلام طبرسى(ره) از تفسير عياشي نقل مي كند:.حضرت امام مجتبي(علیه السّلام)هرگاه براي اقامه نماز مهيّا مي شد، بهترين لباس خويش را مي پوشيد. وقتي اطرافيان علّت آن را جويا شدند، حضرت فرمود: خداوند زيبا است و زيبايي را دوست دارد و من خودم را براي پروردگارم زينت مي كنم؛ زيرا فرموده است: در وقت رفتن به مسجد خود را زينت كنيد و من دوست دارم نيكوترين لباسم را بپوشم.(15).
در سيره پيامبر گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است:.آن حضرت خود را همواره در آيينه مي نگريست و موي سر خويش را شانه مي زد و آن را مرتب مي نمود و چه بسا در آب زلال نگاه مي كرد و موهاي خود را مرتب مي فرمود. آن حضرت، اضافه بر خودپردازي كه در محيط خانه داشت، آن را براي اصحاب و محيط بيرون نيز انجام مي داد و مي فرمود: خداوند دوست دارد وقتي بنده او به سوي برادران ديني اش از خانه بيرون مي رود خود را آماده كند و بيارايد.(16).
در اين گزارش علاوه بر اين كه سيره نبىّ اكرم مبني بر رعايت زينت ظاهر در بين اجتماع بيان شده، بر ضرورت و لزوم رعايت زيبايي و حسن منظر در محيط منزل براي تحكيم پيوندهاي خانوادگي نيز اشاره دارد و حتّي از اين نقل مي توان استفاده كرد كه لزوم آن در محيط داخلي و خانوادگي از اهميّت بيشتري برخوردار است؛ زيرا رعايت حسن ظاهر از سوي پيامبر اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در بين اهل خود، به عنوان اصل و پايه و يك امر مسلّم فرض شده، ولي توجّه حضرت بدان در محيط اجتماع، فرع و بر پايه آن معرفي شده و اين نكته اي است كه براي حفظ بنيان زناشويي و جلوگيري از فساد در روايات ديگر نيز مورد توجه قرار گرفته و اهميّت آن مورد تأكيد واقع شده است.(17).
در همين راستاست كه در بعضي از روايات حتي داشتن لباس هاي متعدّد تا به وسيله آن، هم آبرو و موقعيّت اجتماعي خويش را حفظ كند و هم با استفاده به جا و منظّم از تمامي آنها، از فرسودگي و كهنگي زود رس آنها جلوگيري به عمل آورد، بي اشكال و خارج از اسراف شمرده شده است.
در يك حديث معتبر، اسحاق بن عمار مي گويد: از حضرت صادق(علیه السّلام)درباره مردي كه ده جامه دارد و از آنها بهره مند مي شود سؤال كردم، حضرت فرمود: (اشكالي ندارد.)(18).
باز در حديث ديگري مي گويد: به حضرت امام صادق(علیه السّلام)عرض كردم:.آيا صحيح است يك مؤمن ده لباس داشته باشد فرمود: بلى، پرسيدم: بيست لباس فرمود: بلى. سؤال كردم: سي لباس بازهم جواب مثبت داد و فرمود: اين اسراف نيست...(19).
روايات در اين زمينه بسيار است و حتي در بعضي از آنها ائمّه طاهرين براي حفظ شخصيّت و موقعيّت پيروان خود در جامعه و به خصوص در بين مخالفان، دستور اكيد بر رعايت حسن ظاهر داده اند. در حديثي حضرت امام موسي بن جعفر ي خطاب به شيعيان فرمودند:.شما گروهي هستيد كه دشمنانتان زيادند پس آنچه مي توانيد در تجمّل و زينت خود بكوشيد.(20).
اسراف در لباس.
در بحث قبل گفته شد كه اسلام نه تنها با تجمّل و زيبايي طلبي و صرف مال در جهت تأمين و تهيه ابزار لازم آن مخالفتي ندارد؛ بلكه در بسياري از موارد به آن سفارش وتشويق هم نموده است و در اين زمينه تنها دو جنبه منع گرديده و از اسراف قلمداد شده است:.
نخست اين كه شخصي گام از حدّ خويش فراتر بگذارد و اقدام به خريد و تهيه البسه و لوازم تجمّلي براي خود و اعضاي خانواده اش بنمايد كه خارج از شأن و موقعيّت اجتماعي و يا اقتصادي او باشد. اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در روايت (اصبغ بن نباته) مي فرمايند:.
سه علامت براي شخص اسرافگر وجود دارد: 1. مي خورد آنچه براي او نيست؛ 2. مي خرد آنچه براي او نيست؛ 3. مي پوشد آنچه براي او نيست.(21).
(طريحى) مي گويد: معناي حديث اين است:.مي خورد و خريداري مي كند و مي پوشد آنچه را بالاتر از شأن او باشد.(22).
ديگر آن كه، با استفاده بي رويّه و نامنظّم از پوشاك خود، زمينه كهنگي و مندرس شدن زود رس آنها را فراهم آورد. در قسمتي از روايت اسحاق بن عمار، حضرت صادق(علیه السّلام)مي فرمايند:.اسراف اين است كه جامه حفظ آبرويت را در منزل و وقت كار بپوشى.(23).
به مضمون اين حديث شريف، روايات ديگري نيز آمده كه در مناسبت هاي مختلف به بعضي از آنها اشاره شده است.
3. مسكن.
از مهم ترين نيازها و ضروري ترين آنها براي هر موجود زنده، به ويژه انسان كه به جهت خصوصيات طبيعي اش در معرض آفات و خطرات بيشتري قرار دارد، مسكن مناسب به شمار مي آيد كه در رديف اوّل نيازمندي ها و خواسته هاي او واقع شده است.
در روايات برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب، از حقوق مسلّم هر فردي شناخته شده و حتي تأمين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به حساب آمده است و نيز در برخي روايات سخن از داشتن منزل وسيع است كه از سعادت انسان قلمداد و همچنين پرهيز از ساخت و سكونت در منزلِ ضيق و تنگ كه از ناداني و حماقت شخص شمرده شده است. حضرت امام صادق(علیه السّلام)از نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل مي كنند كه حضرت فرمودند:.از سعادت شخص مسلمان، مسكن وسيع است.(24).
نيز در حديث ديگري رسول گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:.وسعت منزل از سعادت انسان است.(25).
(معمربن خلاد) در يك روايت معتبر مي گويد:.حضرت رضا(علیه السّلام)منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است. او گفت: اين منزل را پدرم ساخته است. حضرت فرمودند: اگر پدرت كار احمقانه اي كرده باشد سزاوار است تو مثل او باشى‏(26)
در اين جا اين توضيح لازم است كه ممكن است حضرت از موقعيّت و وضع مالي پدر خادم خود مطّلع بوده و او با داشتن تمكّن و قدرت مالي براي ساختن منزلي وسيع تر، مسكني ضيق براي خود و يا فرزندش ساخته بوده است.
بنابه اظهارات كارشناسان و مسؤولان محترم نظام جمهوري اسلامى، قسمت اعظم تلفات در زلزله ويرانگر گيلان و زنجان سال 69 در ساختمانهايي بوده است كه يا داراي طرح و نقشه صحيح معماري نبوده اند و يا در ساخت و پي ريزي ستون ها و پايه هاي آن مسامحه و صرفه جويي به عمل آمده است.
بنابراين، با توجّه به اين كه كشور ايران به خصوص مناطق حاشيه اي آن، از نقاط زلزله خيز جهان به حساب مي آيد؛ صرف مخارج زياد در راه ايجاد و بناي ساختمان هاي مستحكم و پايدار از دايره اسراف خارج است؛ بلكه رعايت استحكام و ابرام در بناها و محل هاي مسكوني از مسائل لازم محسوب مي شود.
تجاوز از حدّ كفاف.
از روايات مختلف اين گونه به دست مي آيد كه برخورداربودن از خانه وسيع از سعادت انسان است؛ ولي وسعت منزل، بر حسب افراد و موقعيت هاي آنان متفاوت است و فراهم كردن مسكن بيش از حدّ نياز و كفايت، مذمّت و تقبيح شده است. در واقع وسعت يك واحد مسكوني در صورتي پسنديده است كه در خدمت نيازهاي انسان باشد، نه خارج از آن.
رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) پس از آن كه هر كس ساختماني از روي ريا و سمعه بسازد تهديد به عذاب الهي فرمودند، كسي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود حضرت فرمود:.بدين صورت كه براي فخرفروشي بر همسايگان و برادران ديني اش، بيش از مقدار لازم مسكن بنا كند.(27).
نيز درحديث مشابهي رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در جواب چنين سؤالي فرمودند:.زياده از حدّ كفاف يا براي مباهات بر ديگران، ساختمان سازي مي كند.(28).
دراين حديث شريف، خصوصيتي وجود دارد كه حدّ كفاف به طور مستقل آمده و بيانگر اين نكته است كه فراهم كردن مسكن بيش از مقدار كفايت، گرچه براي فخرفروشي و خودنمايي هم نباشد ناپسند و موجب غضب و عذاب الهي است. باز در حديث ديگري امام صادق (علیه السلام) فرمودند:.هر بنايي اضافه برحدّ كفاف باشد، در قيامت بر صاحبش سختي و عذاب خواهد بود.(29).
تنها در صورتي داشتن مسكن اضافي و متعدّد بي اشكال شمرده مي شود كه صاحب آن، اضافه بر رفع نيازهاي شخصى، از آن در راه پناه دادن به بي پناهان و دستگيري از مستضعفان بهره گيري نمايد.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در بصره براي عيادت از علاء بن زياد حارثي - كه از اصحاب امام(علیه السّلام)و بيمار بود - به منزلش تشريف بردند وقتي حضرت وسعت منزل او را نگريستند فرمودند:.با وسعت اين خانه در دنيا چه مي كني در حالي كه تو بدان در آخرت محتاج ترى!.
سپس آن حضرت مي فرمايد:.آري اگر در آن از ميهمان و واردان پذيرايي كني و خويشان بي سرپناهت را در آن جاي دهي وحقوقي كه از اين خانه بر عهده ات هست ادا نمايى، در اين صورت تو به وسيله آن به آخرت رسيده اى.(30).
بر طبق نتايج آمارگيري (مركز آمار ايران) ازوضعيت خانوارهاي كشور در سال 1367 در بين خانواده هاي شهري كه براي اين آمار انتخاب شدند، 3/23 درصد داراي سه اتاق، 1/23 درصد داراي چهار اتاق، 8/19 درصد داراي دو اتاق، 16 درصد داراي پنج اتاق، 3/10 درصد آنها داراي شش اتاق و يا بيشتر و 6/8 درصد داراي يك اتاق بوده اند.
همچنين اين آمار نشان مي دهد كه تنها محلّ سكونت 4/77 درصد از خانوارها داراي آشپزخانه بوده است.(31).
كنون با توجه به اين كه عدّه كثيري از هموطنان ما در شرايطي هستند كه مجبورند، استراحت شخصي و پذيرايي از ميهمان و حتي آشپزي خود را تنها در يك اتاق انجام دهند، چه وظيفه اي بر عهده صاحبان منازل وسيع و اضافي با در نظر گرفتن اخوّت و مواسات اسلامي بار مي شود.
4. وسيله نقليّه.
در بحث پيش ملاحظه شد كه در روايات، منزل وسيع از سعادت و خوشبختي انسان قلمداد شده است. همين طور در احاديث، حضرات معصومين (علیهم السّلام) از مَرْكَب سالم و راهرو نيز، به همين عنوان ياد نموده اند. رسول گرامي(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:.از سعادت فرد مسلمان،وسعت مسكن و همسايه صالح و مركب راهرو است.(32).
باز همان حضرت فرمودند:.از سعادت شخص، زن صالح و مسكن وسيع و مركب خوب و فرزند صالح است.(33).
ولي اگر وسيله نقليّه گران تر و بالاتر از شأن و موقعيّت اجتماعي و بيشتر از مقدار نياز و كفاف صاحبش باشد، نه تنها از سعادت نيست؛ بلكه خود مايه شقاوت و داخل اسراف خواهد بود.
حضرت صادق (علیه السلام) در قسمتي از سخنان خود به (ابان بن تغلب) فرمودند:.آيا خيال مي كني خداوند شخصي را بر مالي كه به او تفضّل فرموده امين قرار داده است، تا در حالي كه يك اسب بيست درهمي براي نيازهاي او كافي است، اسب ده هزار درهمي خريداري كند... و خود فرموده است: اسراف نكنيد، همانا خداوند اسرافگران را دوست ندارد.(34).
5. بوي خوش.
از امور مفيد به حال انسان كه براي نشاط روحي و اعصاب او بسيار مؤثر و نتيجه بخش است، به كارگيري بوي خوش و معطّر است. نبىّ اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه طاهرين ه با قول و عمل مسلمانان را به استفاده از آن ترغيب نموده اند. امام باقر(علیه السّلام)فرمودند:.حضرت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) هرگاه از مكاني عبور مي نمود تا دو يا سه روز به جهت بوي خوش او، هر رهگذري متوجّه عبور آن حضرت از آن مسير مي شد.(35).
نيز حضرت صادق(علیه السّلام)در حديثي فرمودند:.رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) همواره بيش از آن مقدار كه در خوراك خرج مي نمود، در بوي خوش انفاق مي فرمود.(36).
لذا با توجّه به فوايد بوي خوش براي روان و اعصاب و نيز تأثيرات مثبتي كه بر روابط اجتماعي دارد،صرف مال زياد در راه آن، به جا شمرده شده و از عنوان اسراف خارج است.
درحديثي امام صادق(علیه السّلام)فرمودند:.آنچه براي به دست آوردن و مصرف بوي خوش خرج كنى، اسراف نيست.(37).
6. موقعيّت اجتماعي.
از آن جا كه اسلام توجه زيادي به انسان و شرافت افراد بشر دارد، به حفظ شخصيّت و حيثيّت اجتماعي او نيز اهميّت داده است و در اين راستا اجازه داده تا شخص براي حفظ آبروي خويش در اجتماع به مقدار لازم از ثروت خود بهره ببرد و حتّي در بسياري از احاديث، ثروتي كه در اين راه مصرف شود، به عنوان بهترين مال معرّفي شده است.
اميرالمؤمنين(علیه السّلام)فرمودند:.همانا بهترين كارها حفظ آبرو به وسيله ثروت است.(38).
در روايت ديگري همان حضرت فرمودند:.از بزرگواري شخص، مصرف نمودن مال در راه حفظ آبروست و صيانت ازمال به قيمت بر باد دادن آبرو از پستي انسان به حساب مي آيد.(39).
به همين جهت مصرف مال در اين راه از اسراف و تبذير خارج شمرده شده است. از حضرت اميرالمؤمنين(علیه السّلام)روايت شده است كه فرمودند:.آنچه از ثروت خود براي حفظ آبرويت به مصرف برسانى، از بين نرفته است.(40).
ولي بايد توجه داشت، كه در موارد بسياري انسان دچار اشتباه مي شود و خود را داراي موقعيّتي فرض مي كند و سپس ممكن است براي حفظ آن اعتبار موهوم، به ولخرجي ها و ريخت وپاشي هايي دست بزند و خود را از حريم عفاف و تقوا خارج نمايد و تمامي اينها را به حساب حفظ آبرو بگذارد. از اين رو بايد موارد حقيقي و صحيح آن را با دقّت شناخت و بعد از آن به مقدار لازم صرف مال كرد. به عنوان مثال؛ براي برپايي يك مجلس ميهماني و يا غير آن بايد به حدّي خرج مال كرد كه نه انسان در اجتماع به تنگدستي و يا بخل و مالدوستي متهم شود و نه به اسراف و تبذير و خودنمايى.
7. لوازم زندگي.
تأمين و تهيّه وسايل و ابزار زندگي در حدّ نياز و نيز مخارج حفظ و تعمير آنها از مصارف ضروري زندگي محسوب مي شود و از موارد مجاز براي صرف مال است.
درحديثي حضرت امام صادق(علیه السّلام)نيازمندي هاي شخصي را كه انسان مي تواند از مال خويش در راه آن مصرف كند بر مي شمارند و از جمله اين كه:.... آنچه براي تعمير و ترميم وسايل زندگي و يا حمل و نقل و يا حفظ آنها به خرج مي رساند و نيز آنچه از منزل و يا وسيله اي از وسايل زندگي براي رفع نيازهاي خود تهيّه مي نمايد.(41).
عدول از اعتدال.
فراهم نمودن لوازم مورد نياز زندگى، گرچه از عنوان اسراف خارج است، ولي تجاوز از حدّ اعتدال جايز نيست؛ مانند اين كه ابزاري خريداري كند كه يا مورد نيازش نيست و يا جنبه تشريفات اضافي دارد و يا بيش از مقدار احتياجش باشد كه در هر سه مورد كاري مسرفانه كرده و از حدّ ميانه دور شده است. حماد بن عيسي مي گويد: امام صادق(علیه السّلام)به جامه خواب منزل شخصي نظر انداخت و سپس فرمود:.يكي براي خود او و ديگري براي اهل او و سومي هم براي ميهمانش و چهارمي جايگاه شيطان است.(42).
باز در حديثي سه علامت براي شخص مسرف بيان مي كند و از جمله آنها اين است كه: (وَيَشْتَرى مِا لَيْسَ لَهُ؛(43) خريداري مي كند آنچه را لايق به حال او نيست و بالاتر از شأن اوست.).
البته وضعيّت اشخاص در اين مورد مختلف است: ممكن است فردي به دليل موقعيّت خاصّ اجتماعي اش كه لازمه آن، رفت و آمد زياد است نيازمند وسايل و ابزاري باشد كه داشتن آنها براي او اسراف نباشد، ولي اگر همان وسايل را شخص ديگري كه داراي آن شرايط نيست داشته باشد، فردي مسرف به حساب آيد.
بر اين اساس، در آن حديث كه حضرت صادق(علیه السّلام)فرمودند: چهارمين بستر براي شيطان است، در واقع آن چهارمي اضافه بر نياز آن شخص بوده و براي ميهمانداري او تنها يك جامه خواب كفايت مي كرده است و چنانچه شخصي براي پذيرايي از ميهمانان و واردينش اضافه بر آن مورد نيازش باشد، با برخورداري از آن نه تنها مسرف نيست؛ بلكه بنابر آنچه در پيش گفته شد، اين خود بهترين مورد براي خرج مال و ثروت است؛ زيرا دارا بودن آن مايه حفظ آبرو و حيثيّت شخص و پاسدار موقعيّت اجتماعي اوست.
8. ساير موارد.
آنچه تاكنون ذكر شد، نمونه هايي از نيازمندي هاي شخصي و خانوادگي بود و اين گونه احتياجات منحصر به آنچه گفته شد نيست و موارد ديگري هم وجود دارد: از قبيل ازدواج و تشكيل خانواده، مسافرتها، تحصيل دانش، بهداشت و تأمين سلامتى، خدمتگزار، تفريحات سالم و مانند آن كه با ملاك هاي به دست آمده در قسمت هاي قبل مي توان به تأكيد اسلام بر ضرورت رعايت و توجه به آنها و نيز به اندازه مجاز صرف مال در راه آن پي برد.
9. انتخاب اصلح.
در پايان اين بخش، به نكته اي اشاره مي شود كه در بسياري از مخارج شخصي به كار خواهد افتاد و آن اين است كه گاهي جنسي با قيمت نازلي خريداري مي شود در صورتي كه مي توان با همان مقدار يا اندكي بيشتر، كالايي كه در مقايسه با آن از دوام و فايده زيادتري برخوردار باشد، تهيه نمود كه در صورت تمكّن از تحصيل جنس مرغوب صرف مال در غير آن از اسراف شمرده شده است. يكي از اصحاب حضرت كاظم(علیه السّلام)مي گويد:.حضرت به من فرمودند: چه مركبي دارى عرض كردم: داراي الاغي هستم. فرمود: آن را چقدر خريده اى گفتم: به سيزده دينار. فرمود: اين كار اسراف است كه الاغي را به اين مقدارخريداري كني و (برذون) تهيه نكنى. عرض كردم: آقاي من! خرج (برذون) از الاغ بيشتر است. فرمود: آن كس كه الاغ را روزي مي دهد (برذون) را هم خواهد داد.
برذون، كه همان يابو و اسب باربر است، اضافه بر اين كه كار حمل و نقل را به خوبي انجام مي دهد، فوايد ديگري را نيز داراست كه امام(علیه السّلام)در دنباله گفت وگوبه يكي از مهم ترين آنها در آن عصر اشاره مي فرمايد:.آيا نمي داني هر كس مركبي را نگهداري نمايد و در انتظار فرمان ما باشد و با اين آمادگي دشمن ما را به خشم آورد و به ما منسوب باشد، خداوند روزي را بر او جاري و سينه اش را وسيع خواهد ساخت و به آرزوهايش نايل مي نمايد و در گرفتاري ها و احتياجات ياور اوخواهد بود(44).
پی‌نوشت‌ها:
1. اعراف (7)، آيات 32 و 33.
2. بحارالانوار، ج‏16، باب (في صفة أخلاقه في مطعمه)، ص‏241.
3. مكارم الاخلاق، ص‏158.
4. ر . ك: وسائل الشيعه، ج‏17، ابواب اطعمه مباحة ومكارم الاخلاق، ص‏158 - 160.
5. وسائل الشيعه، ج‏16، باب 27 از ابواب مائدة، حديث 1.
6. البته ظاهر روايت همان است كه بيان شد و احتمال هم مي آورد كه حديث شريف، نهي باشد به صورت خبر، مثلاً اگر گفته شود: در داوري ظلم نيست، مقصود اين نيست كه قضاوت به هر صورت انجام گيرد عين عدل است؛ بلكه منظور اين است كه نبايد در آن ستم كرد و بر اين اساس معناي حديث اين است كه نبايد در طعام اسراف كرد و ناظر به همان زياده روي ها و خرج هاي غير لازم است و با آنچه در متن معنا شد منافاتي ندارد و نتيجه يكي است.
7. وسائل الشيعه، ج‏1، باب 38 از ابواب آداب الحمام، حديث 7.
8. همان، ج‏16، باب 1، از ابواب مائدة.
9. همان جا، حديث‏7.
10. همان، باب 2، حديث 4.
11. نراقى،عواد الأيّام،خاتون آبادى، شرح و ترجمه شرح اربعين شيخ بهائى، حديث 30.
12. سجده (32)، آيه 7.
13. اعراف (7)، آيه 32.
14. اعراف (7) آيه 31.
15. مجمع البيان، ج‏4، ص‏412.
16. مكارم الاخلاق، ص‏34.
17. همان، ص‏79، 81.
18. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 1 و 3.
19. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 1 و 3.
20. همان، ج‏3، باب 5 از ابواب احكام الملابس، حديث 2.
21. سفينة البحار، ج‏1، ص‏617.
22. مجمع البحرين، مادّه (سرف).
23. وسائل الشيعة، ج‏3، باب 9 از ابواب احكام الملابس، حديث 3.
24. همان، ج‏3، ص‏558.
25. همان، ص‏559.
26. همان، ص‏559.
27. همان، ص‏588.
28. همان، ص‏588.
29. همان، ص‏587.
30. نهج البلاغه، تحقيق صبحي صالح، خ 209.
31. اطلاعات سياسي اقتصادى، سال چهارم، شماره 6، خرداد و تير 1369و ص 74.
32. وسائل الشيعه، ج‏3، ص‏588.
33. مكارم الاخلاق، ص‏125.
34. سفينة البحار، ج‏1، ص‏615.
35. مكارم الاخلاق، ص‏34.
36. وسائل الشيعه، ج‏1، ص‏443.
37. مكارم الاخلاق، ص‏41.
38. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 28 از ابواب النفقات، حديث 1.
39. مستدرك الوسائل، ج‏2، باب 21 از ابواب النفقات.
40. مستدرك الوسائل، ج‏2، باب 21 از ابواب النفقات.
41. تحف العقول، ص‏250.
42. وسائل الشيعه، ج‏3، باب 23 از ابواب احكام المساكين، حديث 1.
43. سفينة البحار، ج‏1، ص‏617.
44. همان، ص‏616.
منبع: http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:58 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نویسنده: محمد اسماعيلي*
انتظار مي‌رود با نامگذاري سال جديد به عنوان اصلاح الگوي مصرف توسط رهبر معظم انقلاب شاهد شكل‌گيري عزم و اراده ملي براي اصلاح وضعيت الگوي فعلي مصرف باشيم. اين مهم ميسر نمي‌شود مگر با همدلي و تلاش بي‌وقفه همه صاحب‌نظران و كارشناسان حوزه‌هاي مختلف، همان‌طور كه در عبارت مورد نظر رهبري تصريح شده است. براي بهبود وضعيت مصرف در كشور پيش از هر چيز بايد الگو‌هاي فعلي، مورد بحث و آسيب‌شناسي قرار گيرد چرا كه اگر الگو‌هاي ارائه شده بهبود يابد طبيعتا نگرش ما نسبت به مقوله مصرف تغيير خواهد كرد و مصرف از يك سبك و سياق منطقي برخوردار خواهد شد.
بازنگري و اصلاح جدي مقوله مصرف
هدر رفتن 600 هزار تن نان در كشور، مصرف حدود 6 برابر متوسط مصرف انرژي در دنيا و ده‌ها نمونه ديگر گوياي اين مطلب است كه نگرش و زيربناي فكري و فرهنگي جامعه نسبت به مقوله مصرف نياز به بازنگري و اصلاح جدي دارد و در صورت تداوم وضعيت موجود، كشور در آينده نه‌چندان دور با مشكلات عديده‌اي در خصوص تامين مايحتاج اوليه و از همه مهم‌تر تامين انرژي روبه‌رو خواهد شد. اين كه اساسا تفكر مصرف بي‌رويه از چه زماني در جهان شدت گرفت و چرا محوريت تبليغات در دنياي امروز بر پايه مصرف هر چه بيشتر استوار است، مطلب بسيار مهم و قابل توجهي است كه در فرصت مناسب مورد بحث و بررسي قرار خواهد گرفت، ولي آنچه كه در اين نوشته درصدد بررسي آن هستيم نقش رسانه‌ها و بخصوص سازمان صدا و سيما در ارائه الگوي مصرف و راه‌هاي پيشنهادي براي اصلاح وضعيت فعلي است.
بدون شك نقش بي‌بديل تلويزيون در شكل‌دهي رفتار‌هاي فردي و جمعي بر كسي پوشيده نيست تا حدي كه انديشمندان حوزه علوم ارتباطات بر اين نكته اذعان دارند كه رسانه در عصر حاضر توانسته است نه تنها بر اعمال بلكه به تدريج بر ساختار فكري بشر سلطه يابد و آن را در چنبره خود بگيرد به‌گونه‌اي كه رسانه‌ها به مردم مي‌گويند كه در مورد چه چيز و چگونه فكر كنند و شايد بتوان گفت بالاترين ميزان نفوذ در دنياي امروز متعلق به رسانه‌ها است. خصوصا اين‌كه امروزه با پيشرفت‌هاي فناوري رسانه تمامي شبكه‌هاي سازمان صدا و سيما در اقصي‌نقاط كشور قابل دريافت مي‌باشد و همان برنامه‌هايي را كه شهروندان تهراني از شبكه‌هاي سيما دريافت مي‌كنند در يك روستاي دورافتاده در استان كهگيلويه و بويراحمد نيز قابل دريافت و مشاهده است و به همين دليل حيطه شمول سازندگي و آموزشي سازمان صدا و سيما با هيچ رسانه ديگري قابل مقايسه نمي‌باشد. به همين ميزان سازمان صدا و سيما مي‌تواند با بهره‌گيري از شرايط و مختصات هر منطقه و شناخت ظرفيت‌هاي پيدا و نهان سرمنشاء تحولات چشمگيري در مناطق مختلف كشور باشد.
راز و رمز اصلاح هر رفتار فردي و اجتماعي
با اين مقدمه به اين مهم مي‌پردازيم كه راز و رمز اصلاح هر رفتار فردي و اجتماعي را مي‌توان در لايه‌هاي درهم‌تنيده رسانه جستجو كنيم، به همين منظور لازم است قدري از تعارفات معمول و ملاحظات بي‌مورد فاصله بگيريم و به دور از كلي گويي و انتقاد‌هاي مخرب به موشكافي و آسيب‌شناسي ساختار الگوهاي معيوب فعلي بپردازيم.
قرار دادن كادر كوچك اصلاح الگوي مصرف در گوشه صفحه تلويزيون اگرچه اقدامي شايسته تحسين از سوي سازمان صدا و سيما محسوب مي‌شود، ولي بايد قبول كنيم اگر چنانچه براي تحقق اين مهم يك مكانيسم عملياتي و اجرايي طراحي نشود از اين هشدار استراتژيك چيزي جز يك عبارت فرسوده و نخ‌نما باقي نمي‌ماند و تمام فعاليت‌ها در تعدادي مصاحبه و ميان برنامه خلاصه مي‌شود و در نهايت به هيچ نتيجه قابل قبولي دست نخواهيم يافت، اين در حالي است كه شرايط كشور به سمتي پيش مي‌رود كه چاره‌اي جز استفاده بهينه از منابع و ذخاير ملي و سرمايه‌گذاري ظرفيت‌هاي موجود در راه رسيدن به خودكفايي و عبور از تنگناهاي اقتصادي وجود ندارد و شايد به نوعي بتوان موضوع اصلاح الگوي مصرف در كشور را از موضوعاتي دانست كه به‌طور مستقيم و غيرمستقيم با امنيت ملي كشور ارتباط پيدا مي‌كند.
بنابراين شايسته است تمامي مسوولا‌ن ودست‌اندركاران از حداكثر ظرفيت‌هاي موجود در سامان بخشي و بهبود الگو‌هاي مصرف فعلي استفاده كنند. به همين منظور موارد ذيل در خصوص اصلاح الگوي مصرف توسط رسانه ملي پيشنهاد مي‌شود:
تشكيل كميته راهبردي اصلاح الگوي مصرف
اين كميته مي‌تواند با تدوين يك برنامه درازمدت و با استفاده از كارشناسان حوزه رسانه و ديگر رشته‌هاي مرتبط، دورنماي فعاليت‌هاي سازمان را براي اصلاح الگوي مصرف مشخص و همه اقدامات و برنامه‌هاي سازمان صدا و سيما را در يك چارچوب هدفمند و روشمند هدايت كند. به نظر مي‌رسد تشكيل اين كميته زير نظر رياست سازمان صدا و سيما مي‌تواند در كوتاه‌مدت، ساماندهي فعاليت‌هاي سازمان را در راستاي اصلاح الگوي مصرف رهبري كند.
آموزش مصرف بهينه
از آنجايي‌كه در سال‌هاي دوران ستمشاهي بودجه كشور از ناحيه صدور 7 ميليون بشكه نفت در روز تامين مي‌شد بنابراين نه ‌تنها نيازي براي صرفه‌جويي و بحث‌هايي همچون مصرف بهينه سوخت اساسا موضوعيت نداشت بلكه دولت سياست‌هاي مختلفي براي افزايش مصرف را در دستور كار خود داشت و سعي مي‌كرد مردم را براي مصرف هر چه بيشتر تشويق كند، ولي پس از پيروزي انقلاب اسلامي و رويارويي مستقيم اين كشور با استكبار جهاني و به دنبال آن آغاز جنگ تحميلي و انواع تحريم‌ها، حفظ ذخاير زيرزميني براي نسل‌هاي آينده و كاهش ميزان صدور نفت تا حد 2 ميليون بشكه در روز از سوي مسوولا‌ن مطرح شد و بدين وسيله مفهوم صرفه‌جويي براي اولين بار در كشور موضوعيت پيدا كرد.
امروزه تبليغات غيرمستقيم از موثرترين شيوه‌هاي تبليغي محسوب مي‌شود و صاحبان بنگاه‌هاي تبليغاتي و دارندگان شبكه‌هاي عريض و طويل رسانه‌اي به اين حقيقت پي برده اند كه انسان‌ها در مقابل تبليغ مستقيم واكنش منفي از خود نشان مي‌دهند.
به اين ترتيب مشاهده مي‌كنيم كه سابقه ذهني صرفه‌جويي از قدمت چنداني در كشور ما برخوردار نيست و در نتيجه نهادينه كردن موضوع صرفه‌جويي و پرهيز از مصرف بي‌رويه در اذهان عمومي نياز به يك آموزش منسجم و فراگير دارد كه جز با مدد رسانه ملي در عمل امكان‌پذير نيست.
به عبارت ديگر سازمان صدا و سيما براي آموزش چگونگي مصرف درست، پرهيز از مصرف بي‌رويه و آشنا كردن مردم با عواقب خطرناك مصرف‌گرايي بايد طرحي نو دراندازد و وارد مرحله جديدي از برنامه‌سازي شود. طبيعتا برنامه‌سازي در خصوص ماهيت اصلي شركت‌هاي چندمليتي و واكاوي دلايل تشويق اين شركت‌ها به مصرف هر چه بيشتر، حاوي نكات بسيار مهمي است كه به شكل‌گيري يك عزم ملي و اراده حقيقي براي پرهيز از مصرف بي‌رويه كمك زيادي مي‌كند.
بازگشت به الگو‌هاي اصيل اسلامي
وقت آن رسيده است كه بار ديگر سري به متون اسلامي و احاديث شريفي كه ميراث نبوت و امامت به شمار مي‌روند، بزنيم و با نگرشي عميق‌تر به دنبال گمشده خود يعني الگوي صحيح ارتباط انسان با محيط زندگي بگرديم. مطمئنا در سيره نبوي و ائمه‌اطهار(علیهم السّلام) ، الگوي مصرف كه از مصاديق بارز ارتباط انسان با محيط به شمار مي‌رود بخوبي تعريف شده است. تنها كافي است شهامت اين را داشته باشيم كه اشتباهات و خطاهاي گذشته را بپذيريم و هر يك از ما در حد توان خود براي جبران آن بكوشيم. مفاهيمي همچون قناعت و ساده‌زيستي تنها عباراتي مقدس براي فقرا و بيچارگان نيست، بلكه از نسخه‌هاي شفا بخشي است كه درمان بسياري از بيماري‌هاي دامنگير انسان امروز است، البته ورود به اين مباحث نيز كار آساني نيست و تنها از عهده خبرگان دين و عاملان به فرامين الهي برمي آيد.
تاكيد بر تبليغ غير مستقيم
امروزه تبليغات غيرمستقيم از موثر ترين شيوه‌هاي تبليغي محسوب مي‌شود و صاحبان بنگاه‌هاي تبليغاتي و دارندگان شبكه‌هاي عريض و طويل رسانه‌اي به اين حقيقت پي برده اند كه انسان‌ها در مقابل تبليغ مستقيم واكنش منفي از خود نشان مي‌دهند. به همين علت شاهد هستيم كه پيام‌هاي تبليغاتي به گونه‌اي بسته‌بندي مي‌شوند كه مخاطبان حتي پس از مصرف هم از محتواي آنچه كه مصرف كرده‌اند مطلع نمي‌شوند ولي بعد از مدتي اثرات بسته‌هاي دريافتي در اعمال و رفتار آنها نمايان مي‌شود. شايد به همين دليل باشد كه امروزه بحث تبليغ و انتشار پيام يكي از پيچيده‌ترين مباحث به شمار مي‌رود، بنابراين لازم است در بحث اصلاح الگوي مصرف نيز شيوه‌هاي قديمي و منسوخ شده را كنار بگذاريم و همان‌طور كه اگر فرزندمان بيمار شود به دنبال بهترين متخصص مي‌گرديم براي درمان الگوهاي بيمار فعلي نيز دست به دامان بهترين متخصص‌ها بشويم.
كارشناس امور بين‌الملل صدا وسيما
منبع: http://jamejamonline.ir
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:55 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نویسنده: سيدحرمت الله موسوي مقدم
امسال از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي، سال اصلاح الگوي مصرف اعلام شده است.
اصلاح الگوي مصرف اگربه درستي در شئون فردي و اجتماعي کشور اجرا شود بسياري از مشکلات فردي و اجتماعي مردم حل شده و برکات آسمان و زمين در زندگي مردم جاري و ساري مي گردد.
در مقاله حاضر، نويسنده کوشيده است نگاهي به اهميت و آثار اصلاح الگوي مصرف داشته باشد. مطلب را باهم ازنظر مي گذرانيم:
اعتقاد سالم و تلاش مستمر
يکي از بارزترين امتيازهاي جامعه پويا، داشتن اعتقاد و داد و ستد پاک و بي شائبه است، انبياي الهي نيز براي اجراي عدالت در سطح وسيع آن در ميان لايه هاي گوناگون مردم و تأمين نيازهاي معيشتي مردم و آباداني و آسايش آنان بواسطه تقسيم و توزيع منصفانه امکانات، سرمايه ها، ايجاد زمينه هاي مناسب، اطلاع رساني همگاني و بالاخره ترويج احسان و نيکوکاري و خدمت رساني کوشيده اند که مردم را بسوي سعادت و خوشبختي سوق دهند.
امام صادق(علیه السُلام) در اهميت تأمين مايحتاج ضروري زندگي مي فرمايند، کسي که براي برطرف نمودن نياز معاش خانواده اش تلاش نمايد همانند رزمنده ايست که در راه خدا با کفار مي جنگد (1) و در همين راستا مي فرمايند که خداوند متعال خواب زيادي و بي کار بودن را دشمن مي دارد(2) طبق آموزه هاي امامان معصوم(علیهم السّلام) بهبود بخشيدن به وضع زندگي و تدارک يک ساز و کار مترقي اقتصادي براي افراد و اجتماع از راه کار و تلاش مشروع، نه تنها نقص و عيبي براي آدم مسلم نيست، بلکه ناشي از قوت ايمان و اراده استوار او در راه رسيدن به اهداف والاي معنوي است.
اما متأسفانه هم اکنون عده زيادي در جامعه بدون تحمل کم ترين رنج و مرارت، يک شبه صاحب ثروت هاي هنگفت مي شوند و به همين خاطر منشاء بدترين اسراف و تبذير و سنتهاي نامشروع در جامعه مي شوند.
بطوريکه ديگراني که از اين پولهاي بادآورده برخوردار نيستند، با فشار فرزندان و يا افراد ديگر، از وضعيت دخل و خرج خود بي خبر شده و بسوي اين منکر پنهان هدايت مي شوند و بطور ناخواسته با مسائل و معضلات اجتناب ناپذير اجتماعي مواجه مي شوند. سعدي در اين باره گفته است:
چو دخلت نيست خرج آهسته ترکن
که مي گويند ملاحان سرودي
اگر باران به کوهستان نبارد
به سالي دجله گردد خشک رودي
جايگاه اعتدال
حفظ اعتدال در روند زندگي آدم به قدري ارزشمند است که خداي حکيم در قرآن کريم آيه143 سوره نوراني بقره مي فرمايند: بدين گونه شما را امتي ميانه قرار داديم، تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر(ص) هم بر شما گواه باشد و باز پيامبراعظم(ص) در کتاب کنزالعمال، ج3 ص28 مي فرمايند: «اي مردم، بر شما باد در ميانه روي، بر شما باد بر ميانه روي»- بر اين اساس، دوري از زياده روي و پيشه کردن اعتدال، زيباترين اصلي است که بر تمام تعاليم اسلام سايه افکنده است و لذا گفته شده که
اندازه نگهدار که اندازه نکوست
هم لايق دشمن است و هم لايق دوست
در هر دوره، گرفتاري هايي به عنوان بيماري، پيش مي آيد که بايد پادزهر آن که توکل بر خداست به جامعه تزريق شود، در زمان مولاي متقيان(علیه السلام) دنياطلبي و مال اندوزي به عنوان آفت، موجوديت حاکميت را تهديد مي کرد که امام(علیه السلام) با تأکيد فراوان مردم به زهد و نکوهش دنيا، از آن ممانعت کرد و به عقيده خيلي از معتمدين، امروز هم سم دنياگرايي و فزون طلبي لغزش گاهي است بر سر راه فرزندان انقلاب که دارد مسير را براي آنان ناامن مي کند بطوريکه رهبر معظم انقلاب اسلامي با ذکاوت، اين خطر را اعلام و دوري از آن را به همه توصيه کردند. ناتواني عقل سبب اصلي افراط و تفريط و تبذير در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و سياسي است که درمان اين بليه، پادزهر اخلاقي است. دوري از اعتدال در همه امور به پيامدهاي انحرافي و زيانبار مي انجامد، بطوريکه افراط در عقايد موجب کفر و تفريط در آن، آدم را به سرنوشت خوارج نهروان دچار مي سازد، افراط در مصرف، روح انسان را از ارزشهاي الهي دور مي نمايد و تفريط در خوردن نيز رويه رهبانيت و دوري از دين اسلام را به دنبال دارد. تندروي در عبادت موجب بي ميلي و کسالت در عبادت شده و تفريط در آن سبب فراموشي ياد خالق مي گردد، همچنان که افراط در انفاق موجب تهي دستي و بيچارگي شده و تفريط در اين مقوله هم آسيب بخل و آز را تقويت مي کند و لذا اصلاح الگوي استفاده از امکانات و مصرف منطقي از انعام الهي ضرورتي است که مي بايست مورد دقت و کنکاش دقيق قرار گيرد.
لزوم اصلاح الگوي مصرف
اصلاح الگوي مصرف که توسط مقام معظم رهبري در سال88 به عنوان محور و مدار و مسير حرکت جامعه معين شده داراي دو وجه و دو شق دارد: وجه اول استفاده و برخورداري از امکانات مادي است که توسط همه مردم اعم از عوام و خواص مصرف مي گردد که شامل استفاده درست و بهينه از آب، برق، تلفن، حاملهاي انرژي و ساير توليدات و مصنوعات مادي است که بدون ترديد بايد نصب العين آحاد جامعه قرار گيرد زيرا اين مورد داراي مبناي شرعي و قانوني است، همانطوري که درصدر اين نوشتار بدان اشاره شد، کليه انعام و اطعام اعم از خوردني ها و نوشيدني ها و خدمات ارائه شده توسط دولت اسلامي، جزء الطاف و برکات خداوند و امانتي است که بايد در کمال امانتداري مورد مصرف قرار گيرد و به نسلهاي آينده تحويل داده شود.
براساس اعتقادات ديني ما مسلمانان، هرکس مجاز است به حد نياز خود از نعمتهاي خدادادي بهره گيرد و حق ندارد اين روند را به ولنگاري و ابتذال بکشاند، قبح اسراف و استفاده نامطلوب از امکانات الهي به حدي است، که خداي سبحان تبذيرکنندگان را برادر و هم رديف شيطان معرفي کرده است، اما از منظر و ابعاد قانون و اجتماع هم استفاده بي رويه و خارج از شمول و عقول از امکانات، گناهي است نابخشودني، زيرا کشور اسلامي ما، به واسطه شعائر ديني و مبارزه با قدرتهاي متجاوز به حقوق انساني، مورد تهديد و تجاوز و تحريم اين قدرتها است که براي ادامه اين مبارزه مشروع و دفاع از استقلال و آزادي خود بايد با بهترين وجه ممکن از منابع و توليدات خويش استفاده نموده و قناعت ديني و مناعت طبع را به اوج برسانيم، تا اينجاي کار بيشتر مربوط به مردم و قشرهاي گوناگون است، اما با نظارت و صداقت مديران و متوليان، لکن بخش ديگري از موضوع اصلاح الگوي مصرف به عنوان اولويت اول سال 88، گرچه بطور مستقيم در پيام نوروزي مقام معظم رهبري بدان تصريح نشده بلکه جز شالوده انکارناپذير اين بيانات ماندگار است، امکانات و موقعيتهاي غيرمادي و مناسب و مديريت هاي سياسي و اجرائي است که به واسطه رأي و نظر مردم به مديران جامعه واگذار شده و در اجراء دست مردم عامي بدان نمي رسد، اين مناصب و مواضع قدرت که مي تواند ضامن سعادت جامعه و يا باعث شقاوت آن شود به مراتب از مواهب و امکانات مادي و مصرفي مردم عادي مهمتر و اثرگذارتر مي باشند که اصلاح الگوي بکارگيري و استفاده از آنان از جايگاه و اولويت بسيار ممتازي در جامعه برخوردار است.
بدون اغراق بايد اين واقعيت را بپذيريم که بخش اعظمي از مسائل و مشکلات و معضلات و نابساماني هاي موجود در جامعه به دليل سوءاستفاده از مديريتها و مسئوليتهاي اجرايي است که بعنوان يک الگوي ناسالم و غيرمنصفانه اعمال مي شود.
نگاهي گذرا به اسلوب و عملکرد فردي، اجتماعي و خانوادگي تعدادي از متوليان و متنفذين که به نوعي به منابع قدرت و ثروت متصل اند، اين واقعيت را عيان مي کند که به جاي اينکه براي عامه مردم الگوي سازنده باشند، عملا، بدآموزيها و ناهنجاريهاي اجتماعي را در فضاي عمومي کشور گسترش مي دهند که عينا خلاف رأي و نظر مقام عظماي ولايت و انتظار مردم است.
امروزه مناصب اجرائي، تريبونهاي عمومي، امکانات رفاهي، ابزارهاي رسانه اي، شبکه هاي تبليغي، تشکيلات و احزاب سياسي و گروهها و انجمن هاي مذهبي و اجتماعي همه ابزارها و امکاناتي است که به برکت نهضت عظيم امام خميني(رحمت الله علیه) به افراد و اشخاص معدودي واگذار شده که استفاده از آن به اصلاح الگوي مصرف نياز مبرم دارد. اصلاح تفکر و انديشه، برداشت از قدرت، نگاه به حاکميت، انصاف در قضاوت، غور در عالم سياست، تلطيف در فضاي صداقت و تلقي درست از اعتماد ملت، مهمترين محصول است و فرآورده هاي معنوي و غيراقتصاديست که در سال اصلاح الگوي مصرف بايد مورد تجديدنظر جدي صاحب منصبان قرار گيرد، زيرا اگر تفکر مديران جامعه اصلاح شود، مي تواند به اصلاح ديگر بحثهاي جامعه نيز کمک نمايد.
گرچه در قانون اساسي، سازکار استفاده از اين عناوين و مناصب به روشني و شفاف معين شده است اما متأسفانه بعضا شاهديم که اين الگوي پر بهاء (قانون اساسي) که بهاي خون هزاران انسان فداکار است به درستي و دقيقا رعايت نمي شود.
در نظام ولائي و علوي، مسئوليتها امانتند نه ابزار اعمال قدرت، براي دستيابي به منافع حزبي، آزادي بيان و نقد صادقانه مديران نعمتي است که در گرو فداکاري مردم در لواي انقلاب اسلامي به دست آمده، اما گاهي هم از مسئوليت بد استفاده مي شود و هم از آزادي بيان برداشت نادرست، که در تعاقب فرامين نوروزي مقام معزز رهبري بايد اصلاح شوند والا خسارات جبران ناپذيري ببار خواهند آورد.
تفسير غلط از قوانين، بي حرمتي به جايگاه نهادهاي قانوني، تداخل در وظايف دستگاههاي اجرائي و نظارتي، ناديده انگاشتن نظر افکار عمومي، گفتارهاي بي عمل، نااميدکردن مردم از آينده، هدردادن سرمايه هاي مادي و معنوي کشور، فرصت سوزيهاي متعدد، آزمون و خطاهاي مکرر، تبار گرائيهاي مزمن، مصونيتهاي بي جا، استفاده هاي ابزاري از مقدسات، بي حاصل خواندن رنج ديگران، ناديده گرفتن عزت و اقتدار جهاني انقلاب اسلامي و تنگ نظري هاي جناحي و فزون خواهيهاي سياسي، از جمله آفتهائي است که اگر الگو و قالب بهينه اي براي آن بر مبناي پيام مقام معظم رهبري تعريف نشود، فرجام خوبي را در پي نخواهد داشت زيرا اينها هم در کنارنان و آب و برق و بنزين، خوراکهاي غيرمعنوي و مادي هستند که براي مصرف آنان، نياز به اصلاح الگوي مطلوب دارند قالب شکنيهاي مصلحت انديشانه و توسعه تعالي روحي و اجتماعي و بسط واقعيتهاي انساني، مؤثرترين راهبردي است که انقلاب اسلامي ايران را به يک پديده جهان شمول مبدل نموده است.
به اقرار عالمان منصف، امروز جمهوري اسلامي ايران براي بشر به يک الگوي منطقي تبديل شده، و زيبنده نيست که به الگوي هاي مسلم ملي و اسلامي خود بي تفاوت باشيم.
نصب بنرهاي طويل و رنگارنگ، کاشتن تابلوهاي ميليوني، تزئين سالنهاي مجلل، توزيع تراکتهاي رنگين، اعزام اردوهاي تفريحي، مأموريت هاي مکرر، سفرهاي متعدد خارجي، عمره هاي گزينشي و پخش سريالهاي تکراري، انتشار مجلات و روزنامه هاي بي محتوي، همه توسط نهادهاي دولتي که گاهي جهت دار و شائبه انگيز و حاشيه ساز نيز هست، بدترين الگويي است که بدآموزي را در جامعه توسعه مي بخشد که بايد خود را با اين منشور نوروزي هماهنگ سازند.
اکنون که دنياي استکبار نيز به جرم استقلال خواهي، انقلاب ما را مورد تهديد و تحريم قرار داده و حالا که در آستانه عظيم ترين تحول سياسي و اجرائي (انتخابات رياست جمهوري) قرار داريم، ضرورت دارد که با تاسي از کلام گهربار رهبر عزيز انقلاب اسلامي، از اسراف و تبذير و بد مصرف کردن منابع و سوءاستفاده سياسي از ظرفيتهاي نظام اسلامي به نفع يک جريان به جد خودداري کنيم و همه با هم منافع ملي را وجه همت خود قرار دهيم تا با استمرار از روح ملکوتي امام(رحمت الله علیه) و شهيدان، و عمل به پيام نوروزي مقام معظم رهبري با موفقيت از اين مرحله سخت و نفس گير نيز به سلامتي گذر کنيم.
پی نوشت ها :
(1) وسائل الشيعه ج17 ص66
(2) (2) الکافي ج5 ص84
منبع: روزنامه کیهان
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:54 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نويسنده: سيد مهدي موسوي

بخش دوم: اسراف در اموال عمومي.
حراست از ثروت عمومي.
ضروري ترين وظيفه هر اجتماع سالم كه خواهان برخورداري از اقتصادي سالم و پررونق باشد، حفاظت و مراقبت جدّي از اموال عمومي و سرمايه هاي ملي است.(1).
مقصود از (ثروت عمومى) تمامي امكانات و سرمايه هاي مادّي يك جامعه كه خداوند آن را مايه حيات و قوام اجتماع قرار داده است؛ از قبيل درياها، رودخانه ها و ساير منابع آبي و آبزيان، جنگل ها و مراتع، پرندگان، معادن وساير منابع ثروت ملّي و بيت المال مردم كه اينها در حقيقت سرمايه هاي اصلي يك ملّت و ضامن بقاي آن به حساب مي آيند و با تأثير مستقيمي كه برحيات اقتصادي جامعه دارند، حفاظت و استفاده صحيح از آن، اجتماع را به سوي رفاه و غناي مادّي پيش مي برد؛ در حالي كه كاهش و فرسايش آن، بنيه اقتصادي كشور را سست و آن را به طرف نابودي و اضمحلال خواهد كشاند.
مرحوم علامه طباطبائي - قدس سرّه - در تفسير آيه شريفه: (وَلاتُؤْتُوا السُّفَهِاءَ أمْولَكُمُ الَّتي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِيِاماً...)(2) توضيحي دارند كه مناسب است به عنوان مقدمه اين بخش و همچنين بخش بعدي - كه بحث در (اسراف در اموال شخصي ديگران) است - مطرح شود. ايشان مي فرمايد:.قصود از (اموالكم) در آيه شريفه، اموال يتيمان است و اما اين كه خطاب به اولياي آنها مي فرمايد: مال هاي شما، با اين عنايت است كه مجموع ثروت موجود در جهان متعلّق به مجموعه اهل دنياست و مصلحت عمومي اجتماع كه بر پايه مالكيت شخصي استوار است، اقتضا مي كند هر فردي از جامعه مالك جزيي از كلّ مال باشد. پس بر همگان لازم است، توجه داشته باشند كه آنها يك مجتمع واحدند و مجموعه ثروت روي زمين براي تمامي آنهاست و برهر يك وظيفه است تا از آن حفاظت و پاسداري نمايند و از اين كه انسانهاي غيرعاقل و بي كفايت مانند كودك و ديوانه بر آن مسلّط شوند و آن را به تباهي بكشند، ممانعت به عمل آورند.(3).
پس از مقدّمه، بحث در اين موضوع تحت دو عنوان، دنبال مي شود:.
1. اسراف در منابع طبيعي.
خداوند در دل زمين عظيم ترين منابع ثروت را به وديعت گذارده و به انسانها اجازه و قدرت بهره برداري و تسخير آن را عنايت فرموده است. قرآن كريم مي فرمايد:.(هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مِا في اهَرْضِ جَميعاً...؛(4).
اوست كه تمامي آنچه در درون و روي زمين است براي استفاده شما آفريد.
ولي عالم طبيعت، جهان تقدير و اندازه است و بي نهايت در آن راه ندارد. در اين زمينه قرآن مي فرمايد:.اِنّا كُلَّ شَىْ‏ءٍ خَلَقْنِاهُ بِقَدَرٍ؛(5).
ما هر چيزي را به اندازه معيّن آفريديم.
و باز مي فرمايد:.وإنْ مِنْ شَى‏ءٍ إى عِنْدَنِا خَزائِنُهُ وَمِا نُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛(6).
چيزي از موجودات نيست مگر اين كه خزينه هاي آن در پيش ماست و آن را مگر به اندازه معيّن نازل نمي كنيم.
بر اين اساس، منابع و ذخاير زمين نيز بي نهايت و پايان ناپذير نيست و با مصرف بي رويّه و اسراف گونه آن، به سرعت رو به نقصان خواهد رفت و به زودي به پايان خواهد رسيد.
ويلي برانت مي گويد:.اكنون برخلاف چند سال پيش، به راحتي مي توان استدلال كرد كه منابع زميني پايان ناپذير نيستند. با اين حال، هم اكنون نيز بسياري از مردم باور ندارند كه اگر همچنان به بهره برداري بي رويّه از اين منابع، به ويژه زغال و نفت ادامه بدهيم اين منابع تنها تا حدود نيم قرن ديگر دوام خواهند آورد.(7).
آيا تاكنون فكر كرده ايد اگر اين اخطارها و هشدارها زماني جامه عمل بپوشد، بشر به چه روزي خواهد افتاد انرژي خورشيدي تا چه اندازه خواهد توانست خلأ ناشي از نبود نفت و فرآورده هاي نفتي را پر نمايد اگر ما اندكي به فكر نسل هاي آتيه - كه كساني به جز فرزندان ما نيستند - نيز باشيم غير از رعايت اعتدال در مصرف و حفاظت از منابع و ذخاير طبيعى، راه ديگري خواهيم داشت.
الف) جنگلها
از سرمايه هاي بسيار مهم طبيعي بر روي زمين، جنگل ها و مراتع به شمار مي روند كه اضافه بر تأمين چوب مصرفي در صنعت، ساختمان ها و سوخت، تأثير اساسي در تصفيه و پالايش هوا و تنظيم گازهاي موجود در آن دارند كه در اين جا به برخي آثار مثبت جنگل ها اشاره مي شود:.
1. جنگل ها در ميزان بارندگي اثر قاطع دارند.
2. هواي محيط را مرطوب و سالم نگه مي دارند.
3. اكسيژن براي تنفّس انسان ها توليد مي كنند.
4. گازهاي سمّي هوا را جذب مي كنند.
5. گردوغبار هوا را مي گيرند.
6. محيط اطراف خود را ضدّعفوني مي كنند.
7.سيل ها و حركت آنها را كنترل مي كنند.
8. آبها را در لايه هاي خاك و زمين نفوذ مي دهند و ذخيره مي كنند.
9. از تخريب خاكها جلوگيري مي كنند.
10. بادها را كنترل مي كنند.
11.خاك را با ريشه هاي خود، استوار نگه مي دارند.
12. از زهدار شدن زمين جلوگيري مي كنند.
13. مانع لغزش زمين مي شوند.
14. بهمن ها را كنترل مي كنند و....(8).
ولي اكنون در اثر كم توجهي بعضي از دولت ها و بهره برداري بي رويّه بعضي تجاوزپيشگان، اين منبع مهمّ ثروت صدمات فراواني را متحمّل شده است. ويلي برانت مي گويد:.بنابر برآورد (فائو)(9) از سال 1960 تاكنون نيمي از جنگل هاي جهان از بين رفته است و همه ساله چندين ميليون هكتار از جنگل هاي جهان از بين مي روند... پاره اي از دولت هاي جوامع روبه رشد، خود پيش از ديگران متوجّه مشكل شده اند و (همچون دولت هاي آفريقاي غربى) دست به دامان مردم گشته اند: به محيط زيست خودتان كمك كنيد، تا محيط زيست به شما كمك كند.(10).
اكنون به گزارشي از وضعيت جنگلهاي شمال ايران توجه كنيد:.
به گزارش واحد مركزي خبر از سارى، از يك ميليون و سيصد هزار هكتار از جنگل هاي شمال كشور، كه در برنامه ريزي هاي كلان به عنوان قطب توليد چوب محسوب مي شود سالانه به طور متوسّط، يك ميليون و پانصد هزار متر مكعب چوب صنعتي و غيرصنعتي به صورت تراورس، الوار، كرده بينه، كاتين و هيزم به ارزش اقتصادي 25 ميليارد ريال استحصال مي شود....
در همين گزارش آمده است:.وسعت جنگل هاي شمال كشور در بيست سال گذشته از سه ميليون و چهار صد هزار هكتار، به يك ميليون و نهصد هزار هكتار (كاهش يافته... متأسفانه روند سريع استفاده و تخريب منابع جنگلي به نحوي بوده كه اقدامات انجام شده در جهت احيا، در مقايسه با روند تخريب و برداشت جنگل بسيار ناچيزاست.(11).
گفتيم سالانه از جنگل هاي شمال حدود 5/1 ميليون متر مكعب چوب برداشت مي شود. دكتر شامخي در مجلّه دانشمند مي گويد:.اما بهره برداري ثبت نشده و غير رسمي از اين جنگل ها به مراتب بيشتر از اين مقدار است. واقعيّت اين است كه جنگل هاي شمال معاش يك ميليون و شصت و پنج هزار انسان گرد آمده در 165 هزار خانوار را تأمين مي كند اين عده 4/4 ميليون رأس دام متحرك و نيمه متحرك دارند و 4/1 ميليون دام خانگى، يعني جمعاً پنج ميليون و 800 هزار واحد دامي دارند كه از گياهان و بيوماس جنگل تغذيه مي كنند. افزون بر اين سوخت معمول جنگل نشينان و ساكنان حاشيه جنگل ها نيز، در چهار فصل سال چوبي است كه از همين جنگل ها و بي هيچ ترتيب و تدبيري بريده مي شود. مجموع چوبي كه اينان هر سال، از جنگل ها مي برند پنج ميليون متر مكعب برآورد شده است... بهره برداري ما از جنگل هايمان استفاده مسالمت جويانه از مواهب طبيعت نيست تاراج مغولان را يادآور است و غارت وحشيان را. در شرايط فعلى، جنگل هاي شمال، سالانه برداشت يكي - دو ميليون متر مكعب چوب را نمي توانند تحمل كنند در حالي كه ما تبر به دست گرفته ايم و هر سال دست كم‏5/6 ميليون متر مكعب چوب را مي بريم، مي سوزانيم، يا حدّاقل به ثمن بخس مي فروشيم... و اين همان تبري است كه هر سال 5 ميليون متر مكعب چوب را به طور غيرقانوني از درختان جنگل هاي شمال مي برد...(12).
آقاي مهندس (ميرسليم) مشاور تحقيقاتي رئيس جمهور، ضمن ديدار از جنگل هاي مخروبه شمال كشور اين سخنان دريغ انگيز را با خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران در ميان گذاشت كه: اگر در بيست سال گذشته از جنگل هاي چهار ميليون هكتاري شمال كشور بهره برداري صحيح انجام مي گرفت، ما اكنون قادر بوديم از همين جنگل ها سودي معادل درآمد نفت كشور، داشته باشيم.(13).
اكنون آيا ادامه اين حركت و بي توجهي به عواقب زيانبار و خسارت آميز آن در مورد مهم ترين منبع درآمد مادي و معنوي عموم ملّت، رفتاري خيانت آميز نيست.
ب) منابع آبي.
آب، موهبتي الهي است كه كمتر نعمتي با آن برابري و همساني مي كند. آب مايه حيات است و زندگي بدون آن ممكن نيست. قرآن مجيد مي فرمايد:.وَجَعَلْنِا مِنَ الْمِاءِ كُلَّ شَىْ‏ءٍ حَىٍّ؛(14).
تمام موجودات زنده را از آب قرار داديم.
زندگي انسان نه تنها مستقيماً به آب بستگي دارد؛ بلكه كليّه فرآورده هاي گوشتي و نباتي كه مأكولات او را تشكيل مي دهند، بدان وابسته است. همچنين آفت ها و مزاحمين سلامت انسان توسط آب از محيط زندگي او دور و حيات او از مخاطره هجوم امراض ايمني مي يابد. امام صادق(علیه السّلام)زماني كه نام مبارك پيامبر در حضورشان برده شد، عرض كرد:.پروردگارا تو مي داني كه رسولت در نزد ما از پدران و مادران و خويشاوندان و آب سرد و گوارا محبوبتر است.(15).
در اين حديث، حضرت صادق(علیه السّلام)براي نشان دادن شدّت علاقه خود به نبي گرامي اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم) در بين نعمت هاي مصرفي بي شمار الهى، نعمتي بالاتر از آب پيدا نمي كند تا عشق خويش و اهل بيت عصمت ه را بدان حضرت، بالاتر از آن معرفي نمايد و اين انتخاب اصلح، متضمّن يك تناسب نيز هست؛ زيرا همان گونه كه آب براي حيات جسمي و طبيعي انسان است رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نيز، روح معنوي و حيات جاوداني به بشر مي بخشد.(16).
بديهي است با توجّه به اين كه منابع تأمين آب و به ويژه آب آشاميدنى، محدود و همه ساله در خطر كاهش و كمبود است، زياده روي در مصرف و به هدر دادن آن، نتايج زيانباري در سرنوشت بشر به جاي خواهد گذاشت! ويلي برانت مي نويسد:.در اواخر سال 1984 يكي از مؤسّسات پژوهشي خصوصي آمريكا هشدار داد كه اگر هدر دادن منابع آب همچنان ادامه يابد، جهان دهه آينده با بحران آب شديدي روبه رو خواهد شد... بنا به برآوردهاي سازمان ملل متّحد هم اكنون نيمي از مردم جهان سوم به آب آشاميدني تازه و گوارا دسترسي ندارند و همه ساله حدود بيست ميليون نفر بر شمار اين افراد افزوده مي شود.(17).
همگان شاهد بوديم كه در اواخر پاييز سال 70 با توجه به كمبود بارانهاي پاييزي سازمان آب تهران به طور مكرّر اعلام كرد كه اگر در مصرف آب صرفه جويي نشود، آب تهران جيره بندي خواهد شد، و حتّي در بعضي مناطق، قطع آب را به دنبال خواهد داشت.
گفته مي شود در انگلستان قيمت يك ليتر آب از همان مقدار نفت بيشتر است و اين در حالي است كه بنا به برآورد كارشناسان، متوسّط مصرف سرانه آب تهران در سال 1369 روزانه 225 ليتر و اين ميزان در سال 1350، 150 ليتر بوده است.
حال با توجه به برآورد ياد شده، واقعاً اين افزايش مصرف از چه مسائلي حكايت مي كند و آيا اين نشان دهنده رشد فرهنگ مصرف است يا تنزّل آن.
خواهيد گفت: بالا رفتن ميانگين مصرف آب نمايانگر ارتقاي سطح بهداشت در جامعه و رعايت آن ازسوي مردم است. در صورتي كه همگان مي دانيم، بهداشت كامل از زياده روي در مصرف آب نيست؛ بلكه ناشي از استفاده به جاي آن است. و به اعتقاد ما مصرف مفيد آب، بسيار كمتر از كل مصرف آن است و اگر احتياط و دقت كافي در مصرف اين نعمت بي همتاي الهي از سوي مردم به عمل آيد و به جا از آن بهره برداري شود، پس از مدتي هم شاهد كاهش چشمگير ميزان سرانه مصرف خواهيم بود و هم بهداشت در بهترين سطح خود رعايت خواهد گرديد.
در حالات امام خميني - رضوان الله تعالي عليه - نقل شده كه ايشان در فاصله هاي بين اعمال وضو، شيرآب را باز نگه نمي داشتند و نيز در روايات، حضرات معصومين (علیهم السّلام) اسراف آب در وضو و نيز دور ريختن اضافه آب آشاميدني را تقبيح و از آن نكوهش به عمل آورده اند كه در بخش پيش نمونه آن ذكر شد.
ج) نفت و گاز.
نفت، مهم ترين منبع تأمين انرژي در جهان معاصر است. گذشته از آن به جهت فرآورده هاي بي شمار حاصله از آن در زمينه هاي گوناگون، نقش اساسي و بي همتا در بهبود زندگي و رفاه انسان دارد و به همين خاطر از آن به عنوان (طلاي سياه) ياد مي شود.
منابع نفتى، گرچه در سطح دنيا و در نقاط مختلف زمين پراكنده است؛ به لطف الهي كشورهاي اسلامي از اين نظر از غنا و بقاي بيشتري برخوردارند و منابع ديگران به پايان خود نزديك تر از آنهاست.
مسلمين، با توجه به نياز مبرم دنياي استكبار به اين كالاي ارزشمند و با در دست داشتن اين سرمايه هنگفت، قادرند به اهداف سياسي و اقتصادي عظيمي دست يابند و استقلال و رهايي از چنگال سلطه گران و عزّت اسلامي را براي خويش به ارمغان آورند.
مدتي است محافل جهاني با حساسيّت، متوجه اين موضوعند كه منابع و ذخاير نفتي رو به پايان است و اگر اين روند مصرف بي رويّه ادامه پيدا كند، بشر در مدّت كوتاهي اين سرمايه عظيم را از دست داده، به عواقب سخت آن دچار خواهد شد.
اكنون كه به شكر الهى، انقلاب اسلامي در ايران تحقق يافته و اسراف و تبذيرهاي بي شمار و حاتم بخشي هاي طاغوت به قدرت هاي خارجي در نفت و گاز و غير آن به پايان رسيده است، اين سرمايه بزرگ ملّت ايران ده ها سال بر عمرش افزوده گشته و مرحله پاياني آن سال هاي متمادي به تأخير افتاده است؛ ولي بايد توجه داشت به خصوص در اين زمان كه به بركت انقلاب، گاز رساني به نقاط مختلف كشور گسترش يافته، نفت و گاز اين سرمايه بزرگ، امانتي الهي در دست ماست كه وظيفه نگهباني و ردّ آن به نسل هاي آتيه بر عهده دولت و ملّت است و حراست از آن تكليف الهي و فرمان خداوند است. قرآن كريم مي فرمايد:.إنَّ اللّه يَأْمُرُكُمْ أنْ تُؤَدُّوا اهَمِانِاتِ إِلي أهْلِها...؛(18).
خداوند به شما فرمان مي دهد تا امانت ها را سالم به اهل آن بسپاريد.
حفاظت از آن جز با احتياط و مراقبت كامل در مصرف، امكان پذير نخواهد بود و در نتيجه همين صرفه جويي است كه فرزندان و اعقاب اين ملّت نيز، فرصت استفاده و برخورداري از آن را پيدا خواهند نمود.
د) ساير موارد.
بحث در حراست از منابع طبيعي منحصر به آنچه گفته شد نيست؛ بلكه موارد بسياري را در بر مي گيرد: حفاظت از دريا، رودخانه ها، حيوانات آبزى، زمين هاي مرغوب براي كشت، مراتع و مناظر سبز، پرندگان و حتّي هوا كه ضروري ترين وسيله حيات و بقاي بشر است از آن قبيل است.
آيا به راستي آلوده كردن هوا با ماشين ها و وسايل دودزا و غير آن و از بين بردن گازهاي مفيد و حياتي آن و پركردن هوا از گازهاي سمّي - كه چه بسا جان عدّه اي را نيز به مخاطره اندازد - اسراف و تجاوز از حد در استفاده از اين نعمت بزرگ الهي نيست!
مي گويند شهر تهران اوّلين يا دومين شهر آلوده جهان است و بسياري اوقات، وزارت بهداشت براي بيماران ريوي و قلبي اعلام خطر مي كند. در اين شرايط آلوده كردن هوا از روي بي توجّهي تجاوز و اضرار به ديگران است و با مباني اسلامي و انساني سازگار نيست.
2. اسراف در بيت المال.
از زشت ترين و معصيت بارترين جلوه هاي اسراف، زياده روي و تضييع در بيت المال مسلمين است. قبل از هر چيز، شما را به مطالعه سخنان اميرالمؤمنين(علیه السّلام)در نامه اي خطاب به يكي از كارگزاران خود دعوت مي كنيم:.
تو در اين مالياتي كه مي گيري حقّ معيني داري و با فقرا و مستمندان شريك هستى. ما حقّ تو را خواهيم داد و تو نيز حقّ آنان را بپرداز و اگر چنين نكني از كساني به شمارخواهي رفت كه بيشترين دشمن را در قيامت داراست و واي بر كسي كه دشمن او در نزد خداوند فقيران و نيازمندان و درخواست كننده ها و پس خوردگان از حقوق خويش و ضرر ديده ها و در راه مانده ها باشند. و آن كس كه امانت را كوچك شمرد و تن به خيانت دهد و جان و دين خود را از آن پاك نگه ندارد، خويش را در مذلّت و بيچارگي دنيا گرفتار ساخته و خواري شديرتر و سخت تر آخرت، در انتظار اوست. همانا بزرگ ترين خيانت،خيانت به امّت و زشت ترين ناخالصي ها، ناخالصي پيشوايان و كارگزاران امور است.(19).
حفاظت از اموال عمومي و بيت المال، نشانه فرهنگ بالا و تعهّد ملّت است و بر عكس عدم رعايت و بي توجهي به مسائل حفاظتي و نگهداري اموال بيت المال و يا استفاده شخصي از آن، علامت عدم تعهّد و رشد لازم است.
جامعه رشيد و پيشرو، معمولاً در موضوع حفاظت از بيت المال - حتي بيشتر از اموال شخصي - از خود حساسيّت و دقّت نشان مي دهد و بدان پايبند است؛ به ويژه در جامعه انقلابي ما اين يك وظيفه اي است كه همگان در قبال آن مسؤوليم؛ نخست بر دولت اسلامي است كه با وضع قوانين شديد و تعهّدات محكم و نظارت دقيق از فرسايش بيت المال جلوگيري نمايد و از تضييع آن به دست عدّه اي ناآگاه و بي مسؤوليت جلوگيري به عمل آورد. و اين هيچ گاه به معني سخت گيري و محدوديّت در استفاده صحيح و به موقع از وسايل بيت المال نيست؛ بلكه تضميني در راستاي حفاظت و نگهداري حريم بيت المال از دستبرد خاينان و جاهلان محسوب مي شود. ولي پايه و اساس تمام طرح ها و برنامه ها در اين خصوص، آگاهي و توجه هر چه بيشتر عموم مردم؛ به ويژه كارمندان ادارات و نهادها به اين مسأله است. جامعه بايد بپذيرد كه بي توجّهي به اموال عمومي و بيت المال عملي ضدّ اسلامي و ملّي و مخالف با معيارهاي حكومت علوي است و از همين رو عملي ضدّ انقلابي است و تناسبي با سازمان ها و نهادهاي انقلابي و دولتي ندارد.
به طور مثال، وقتي وسيله نقليه اي به عنوان ملك شخصي در اختيار فردي قرار مي گيرد، حدّاكثر استفاده در طولاني ترين مدّت قابليّت كارى، از آن مي شود و حتّي پس از سال هاي دراز، باز هم با قيمتي مناسب دربازار به فروش مي رسد؛ ولي چرا همين وسيله نقليه اگر در خدمت مؤسسه اي دولتي باشد در مدّتي كوتاه فرسوده و از بهره برداري خارج مي شود و چرا بايد وسايل و لوازم مورد نياز اين گونه مؤسّسه ها در كمترين مدّت فرسوده شوند و مسؤولان آن مرتّب تقاضاي ابزار جديد بنمايند.
اسراف در بيت المال ممكن است از جهت اتلاف و تبذير باشد، همچنان كه ممكن است از نظر تجاوز در بهره برداري از آن از حدّ عرفي و موقعيّت اجتماعي باشد.
به عنوان مثال، رئيس يك اداره، براي دفتر كار خود وسايلي نياز دارد كه بنابر موقعيّت و حجم كار خود، حدّ خاصّي براي آن مقرّر شده است كه خروج از اين حدّ و فراهم كردن محيطي تشريفاتي و لوكس اضافه بر حدّ لازم از بيت المال، نوعي اسراف و خيانت در اموال عمومي محسوب مي شود.
همچنين مخارج تشريفات كنفرانس ها و سمينارهايي كه به مناسبت هاي مختلف در گوشه و كنار كشور برگزار مي شود حدّ معيّن و مقبولي دارد كه چنانچه از آن بگذرد و اين گونه محافل آلوده به اسراف و تبذير شوند اضافه بر اين كه موجبات بدبيني مردم فراهم خواهد شد، غضب الهي نيز در پي آن خواهد بود و اين دو، اين گونه نشست ها را از دستيابي كامل به اهداف خود دور خواهد كرد.
فاحش ترين نوع اسراف در اموال عمومي و بيت المال مسلمين، استفاده از آن در راه گناه، تفرقه، تهمت، سودجويي و افشاگري هاي مخرّب است كه بايد از آن به خداي بزرگ پناه برد.
پی‌نوشت‌ها:
1: نساء (4) آيه 5.
2: نساء (4) آيه 5.
3: الميزان، ج‏4، ص‏182.
4: بقره (2) آيه 29.
5: قمر (54) آيه 49.
6. حجر (15) آيه 21.
7. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏135.
8. مجله دانشمند، سال 27، شماره 10، ص‏37 و 38.
9. سازمان خوار و بار و كشاورزي جهانى.
10. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏137.
11. روزنامه رسالت، 21 ديماه 1368. ص‏11.
12. مجله دانشمند، سال 27، شماره 10، ص‏38 و 40؛ از سخنان دكتر شامخى، استاد دانشكده منابع طبيعي كرج.
13. همان، ص‏37.
14. انبياء(21) آيه 30.
15. سفينة البحار، ج‏2، ص‏559.
16. يِا اَيُّها الَّذينَ امَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلّهِ ولِلرَّسُولِ إِذا دَعِاكُمْ لِمِا يُحْييكُم...؛ اي مؤمنين اجابت كنيد خدا و رسول را وقتي دعوت كند شما را به چيزي كه زنده مي كند شما را. (انفال (8) آيه 24).
17. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏139.
18. نساء (4)، آيه 58.
19. نهج البلاغة، تحقيق صبحي صالح، نامه 26.
منبع:  http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:53 PM ] [ نظرات 0 ]
 
نویسنده: سيد مهدي موسوي‏
 
بخش دوم: تحريم اسراف.
منابع حكم.
براي به دست آوردن حكم هر موضوعى، چهار منبع وجود دارد:.
1 - قرآن كريم؛.
2 - سنّت معصومين(علیهم السّلام)؛(1).
3 - اجماع و اتفاق فقهاي شيعه؛.
4 - حكم عقل.
ممكن است يك حكم به گونه اي باشد كه در تمام آن منابع، بتوان براي آن مدركي ارائه داد، همچنان كه ممكن است حكمي تنها به وسيله يكي از آن چهار منبع قابل اثبات باشد. اسراف از آن موضوعاتي است كه با هر يك از آن منابع مي توان بر حرمت آن استدلال كرد.
1. اسراف و حكم عقل.
حكم عقل بر قبح اسراف روشن است و جاي سخن نيست؛ زيرا به هدر دادن سرمايه هاي زندگي كه وسيله بقا و حيات انسان است، چيزي است كه هر عقل سليم دور از هوي و آلودگي بر زشتي آن حكم مي كند.
2. اسراف و اجماع.
مرحوم نراقي در كتاب نفيسش عوائد الأيّام، خود بر حرمت آن ادعاي اجماع مي كند و آن را از ديگران نيز نقل مي كند. به علاوه در آن جا مي فرمايد: (حرمت اسراف از ضروريات دين است) و بديهي است، ادعاي ضرورت بالاتر از ادعاي اجماع است؛ زيرا ادعاي ضرورت، يعني اين مسأله قابل شك نيست و هيچ مسلماني در آن شبهه ندارد.
در مورد عقل و اجماع به همين اشاره بسنده مي كنيم ولذا آن را مقدم داشتيم. اكنون به آيات و روايات - كه بحث عمده در آنهاست - مي پردازيم.
3. اسراف در قرآن.
در قرآن كريم واژه اسراف با مشتقات آن به طور مكرّر به كار رفته است. به عنوان نمونه به آيات زير توجه كنيد:.
الف) كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ مِا كِانُوا يَعْمَلُون؛(2).
اين گونه براي تجاوزگران آنچه عمل مي كردند، زينت داده شده است.
ب) وَلا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ؛(3).
فرمان تجاوز كنندگان را پيروي نكنيد.
ج) إنَّ اللّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِف كَذّاب؛(4).
خداوند تجاوزگر دروغگو را هدايت نمي كند.
د) وإنَّ فِرْعَوْنَ لَعِالٍ فِي اهَرْضِ وَإنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفينَ؛(5).
و به تحقيق فرعون در زمين برتري طلب و به تحقيق از تجاوز پيشگان بود.
در اين آيات مقصود از اسراف جنبه هاي اخلاقى، عقيدتي و تجاوز از حدود الهي است، گرچه امور مالي را نيز شامل است ولي آياتي كه تنها ظهور در جنبه هاي اقتصادي - كه مورد نظر و بحث ماست - دارد، چهار مورد است و با دو آيه شريفه (تبذير) شش آيه مي شود. آنها عبارتند از:.
آيه 141 سوره انعام؛ آيه 31 سوره اعراف؛ آيه 67 سوره فرقان؛ آيه 6 سوره نساء؛ آيات 26 و 27 سوره اسراء.
در اين جا به ذكر چند آيه مي پردازيم:.
الف) وَآتِ ذَا الْقُرْبي حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبيلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذيراً ُ إنَّ الْمُبَذِّرينَ كِانُوا إِخْوانَ الشَّيِاطِينِ وَكِانَ الشَّيْطِانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً؛(6).
حق خويشان، نيازمند و در راه مانده را بپرداز و تبذير نكن؛ زيرا تبذير كنندگان برادران شيطانهايند و شيطان به پروردگار خويش بسيار كفر ورزنده است.
واژه (تبذير) - همان گونه كه در بحث آن گذشت - تنها واژه اي اقتصادي است و در قرآن كريم فقط در همين دو آيه از سوره اسراء به كار برده شده است و شايد در قرآن كريم كمتر موردي بتوان پيدا كرد كه، اين گونه با لحن تند و شديد از عملي - آن چنان كه در اين آيه شريفه در مورد تبذير آمده - نهي شده باشد.(7).
ب)...وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصِادِهِ وَلا تُسْرِفُوا إنَّهُ لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ؛(8).
وقت برداشت محصول حقي كه بدان تعلق گرفته بپردازيد و اسراف نكنيد، به تحقيق خداوند اسرافگران را دوست ندارد.
ج) ... خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِ‏ّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلاتُسْرِفُوا إِنَّه لايُحِبُّ الْمُسْرِفينَ‏(9)؛.
وقت ورود به هر مسجدي بهترين آرايش را برگيريد. بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد. همانا خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد.
عدم حبّ.
ممكن است بگوييد: در اين دو آيه آمده است كه: خداوند مسرفان را دوست ندارد و بديهي است هميشه، دوست نداشتن به معناي دشمني و بغض نيست، همان گونه كه دشمني نداشتن، در همه موارد با محبت و دوستي همراه نيست؛ براين اساس ممكن است خداوند، نه مسرفان را دوست بدارد و نه با آنها دشمني داشته باشد.(10).
گويا در ذهن مرحوم امين الاسلام طبرسي - رضوان اللّه تعالي عليه - نيز همين اشكال پيش آمده و در تفسير آيه شريفه به اين اشكال، اين گونه پاسخ مي دهد:.
خداوند با اين كلام در مقام مذمت و توبيخ مسرفان است، نه مدح آنان. در صورتي كه اگر اين سخن بدين معنا باشد كه نه آنها را دوست دارد و نه با آنها دشمن است، بايد همان گونه كه اين جمله متضمّن مدح نيست، دربردارنده سرزنش و مذمّت آنان نيز نباشد.(11).
مؤيّد سخن ايشان اين است كه همين تعبير درباره كافران نيز آمده است. خداوند مي فرمايد: ... إنَّهُ لا يُحِبُّ الْكِافِرينَ؛(12) او كافران را دوست ندارد.
بديهي است مقصود از اين كلام در اين خصوص به همان سبب كه مرحوم طبرسي در مورد مسرفان فرموده است بغض و دشمني است.
در اين بخش از آيه شريفه دو نكته به نظر مي رسد كه مي توان اضافه بر مذمت اسراف، حرمت آن را نيز از همين جمله به دست آورد. نخست آن كه: اگر در آيه شريفه آمده بود: خداوند، اسراف را دوست ندارد، جاي اين سؤال بود؛ زيرا خداوند بسياري از عمل ها را نه دوست دارد و نه دشمن آنهاست، كه اعمال مباح اين گونه هستند؛ در صورتي كه آيه كريمه مي فرمايد: خداوند (مسرفين) را دوست ندارد. و اسراف در اين دو آيه، با توجه به بخشهاي پيش از اين جمله، كه خوردن و آشاميدن و انفاق مال مطرح شده، معناي اقتصادي آن مورد نظر بوده و مقصود، زياده روي در مصرف مال است. و آيه شريفه، حتي شخصي را كه اعمال نيك و صالح بسياري انجام داده باشد، ولي در امور اقتصادي و معاش خود اسرافگري نمايد نيز شامل است. و آن گاه با توجه به اين كه خداوند دوست نداشتن خود آنان را به اين عمل آنها مربوط فرموده است، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، باز هم نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد و اين خود پايين ترين مرحله پليدي و خباثت يك عمل به حساب مي آيد و توجه به همين نكته كافي است تا اسراف در رديف گناهان بزرگ قرار گيرد.
نكته ديگر در اين زمينه، اين است كه: كسي كه ديگري را نه دوست بدارد و نه دشمن، موضوعي است كه تنها در بين انسان ها - كه در اصل همه با يكديگر برابرند و از حقوق مساوي برخوردارند - جريان دارد ولذا هر انسانى، اگر همنوعش به او خوبي كند و حقوقش را محترم بشمارد او را دوست مي دارد؛ ولي به فردي كه به حقوق و حريم او تجاوز كند، دشمني مي ورزد و با شخصي هم كه هيچ گونه آشنايي و يا برخورد حقوقي ندارد، بي تفاوت است. اين قاعده در مورد خداوند با بندگانش كاملاً بي مورد است؛ زيرا انسان ها همگي بنده و مخلوق اويند و نيز مكلَّف به وظايفي هستند كه البته گروهي بدان عمل مي كنند و گروهي هم از آن سرپيچي مي نمايند. دسته اول را خداوند دوست دارد و با گروه دوم دشمن است و شقّ سومي در مورد بندگاني كه به وظيفه آشنا هستند و احكام الهي بدانها رسيده است، وجود ندارد. بنابراين اگر خداوند كسي را دوست نداشته باشد، چيزي جز دشمن با او نخواهد بود.
4. نمونه هايي از روايات.
در روايات زيادي به مناسبت هاي مختلف، سخن از اسراف به ميان آمده و حضرات معصومين (علیهم السّلام) از آن نهي و مذمّت فرموده اند كه دربخش هاي مختلف اين كتاب، بسياري از آنها ذكر شده و يا خواهد شد و اكنون به چند حديث شريف بسنده مي كنيم:.
در يك روايت معتبر، عبداللّه بن ابان،(13) مي گويد: از امام موسي بن جعفر درباره نفقه بر عيال پرسيدم، حضرت فرمود:.مرز نفقه مجاز بين دو امر مكروه است: يكي از آن دو اسراف و ديگري سخت گيري است.(14).
لازم به ذكر است، كلمه (مكروه) در اين حديث به معناي اصطلاحي آن، يعني كاري كه تركش بر انجام دادن آن برتري دارد نيست. و اين اصطلاح در زمان هاي پس از دوران معصومين (علیهم السّلام) در تقسيم بندي احكام، بين فقها پيدا شده است؛(15) بلكه مقصود از آن، در اين روايت و امثال آن، به همان معناي لغوي كه منفور و مذموم است به كار رفته و اين معنا هم قابل حمل بر حرمت است و هم بر كراهت اصطلاحى. گرچه در اين حديث محمول بر حرمت است؛ زيرا (اقتار) و سخت گيري به عنوان مكروه ديگر ذكر شده و آن هم به جهت ظلم و حبس حق و ترك واجب، محكوم به حرمت است و اين خود شاهد بر اين است كه (مكروهِ) ديگر، يعني اسراف نيز به همين معناست.
و باز در قسمتي از حديث معتبر ديگري حضرت صادق(علیه السّلام)به شخصي كه شرفياب محضرش شده بود، فرمودند:.
از خدا پروا كن و اسراف مكن. سخت گيري هم منما و راه ميانه و اعتدال را پيشه ساز. به تحقيق تبذير از اسراف است و خداوند فرموده است، تبذير نكنيد.(16).
و نيز در حديثي امام صادق (علیه السلام) فرمودند:.دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود: يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع نمايد و سپس از خداوند درخواست كند، تا به او روزي عنايت كند، خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم‏(17).
و نيز در نامه اي كه امام عسكري(علیه السّلام)براي يكي از شيعيان فرستادند، اورا به توانگري بشارت داده، چنين توصيه فرمودند:.
بر تو باد به ميانه روي و اقتصاد و بر حذرباش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.(18).
همچنين حضرت صادق(علیه السّلام)در روايتي فرمودند:.
خداوند ميانه روي را دوست و زياده روي را دشمن مي دارد؛ حتي اگر دور انداختن هسته خرما باشد؛ زيرا مي توان از آن بهره برد و نيز دور ريختن زيادي و باقيمانده آب آشاميدنى.(19).
اسراف از گناهان بزرگ.
در بعضي روايات با صراحت، اسراف و تبذير از معاصي كبيره معرفي شده است و بسياري از فقها نيز همين را فرموده اند.
در روايتي كه (فضل بن شاذان) از امام رضا(علیه السّلام)نقل مي كند، حضرت ضمن نامه اي به مأمون و بيان مسائل مهمي از شريعت، به شمارش گناهان بزرگ مي پردازند و از آنها اسراف و تبذير را نام مي برند(20) و نيز در حديث ديگري حضرت امام صادق(علیه السّلام)اسراف و تبذير را از گناهان بزرگ شمرده اند.(21).
امام خميني - رضوان اللّه تعالي عليه - در ضمن بيان شرايط امام جماعت و لزوم اجتناب از كباير(22) و مرحوم خاتون آبادى‏(23)، اسراف و تبذير را از معاصي كبيره‏(24) به حساب آورده اند.
اهميت اسراف بين مسلمانان.
توجه و اهميت خاصي كه مسلمانان در طول تاريخ همواره به عمل اسراف، به پيروي از نبي اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - از خود نشان مي دادند، نمايانگر حساسيت و عنايت ويژه اسلام و رهبران پاك اسلامى، درباره آن است كه همواره كوشيده اند، تا فرهنگ اعتدال در هر زمينه، از جمله مصرف را - كه خود الگوي آن بودند - به پيروان خويش تعليم دهند. از برخورد شديد با مسرفان و حساسيت نشان دادن در برابر اسراف - گرچه در موارد ناچيز - تا استفاده از دعا - كه از بهترين شيوه ها براي تزريق يك خلق وخوي در جان آدمي است - براي اين منظور اقدام مي نمودند.
حضرت سجّاد(علیه السّلام)در يكي از بخش هاي دعاي شريف مكارم الاخلاق، در راز و نياز خود با خداوند عرض مي كند:.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و مرا از ارتكاب اسراف بازدار و روزي مرا از تلف شدن حفظ فرما.(25).
اكنون به اين قضيّه توجه كنيد، تا ميزان حسّاسيّت مسلمين را در مورد اسراف دريابيد:.
مردي مي گويد: به امام صادق(علیه السّلام)عرض كردم: ما در راه مكه اراده احرام و زيارت خانه خدا مي كنيم. پس از آن كه براي نظافت بر بدن خود نوره مي زنيم، نخاله به همراه نداريم تا بر خود بماليم، به ناچار براي اين منظور از آرد استفاده مي كنيم و من از اين كار دچار نوعي تشويش و نگراني مي شوم كه خدا بدان آگاه است، حضرت فرمود: آيا نگراني تو از اين جهت است كه مي ترسي اين عمل اسراف باشد عرض كردم: آرى. فرمود: در آنچه مايه اصلاح و بهداشت بدن باشد اسراف نيست و من خود گاهي آرد خالص را با روغن مخلوط مي نمايم و سپس بر بدن خود مي مالم. اسراف، تنها در آن چيزي است كه مال را تلف كند و به بدن صدمه بزند.(26).
و بنابر آنچه بعضي مي گويند(27) كه: شهرت به عظمت و بزرگ بودن گناهي در ميان مسلمين دليل بر كبيره بودن آن است، همين توجّه و حسّاسيّت زياد مسلمان ها به عمل اسراف، نشانه و دليل ديگري بر كبيره بودن آن خواهد بود.
پي نوشت :
  1. مراد از سنت، قول، فعل و تقرير معصومان ه است.
    2. يونس (10) آيه 12.
    3. شعراء (26) آيه 151.
    4. غافر (40) آيه 28.
    5. سونس (10) آيه 83.
    6. اسراء (17) آيات 26 - 27.
    7. روي جهاتي كه ذكر مي شود، مجموع كلام با تأكيد فراواني بيان شده است:.
    الف) نهي از تبذير باجمله (ولاتبذّر) كه دلالت برحرمت دارد؛ ب) آوردن (تبذيراً) به عنوان مفعول مطلق كه تأكيد را مي رساند؛ ج) معرفي تبذير كنندگان به عنوان برادران شيطان كه بالاتر از پيروي و متابعت است؛ د) تأكيد اين برادري با حرف (انّ) و (جمله اسميه) و (الف و لام تعريف) و (فعل ناقصه).
    8. انعام (6) آيه 141.
    9. اعراف (7) آيه 31. در همين زمينه آيه اي از سوره نساء در بخش (عوامل اسراف) و آيه 67 از سوره فرقان در بخش هاي بعد خواهد آمد.
    10. به اصطلاح علمى، بين عدم حب و عداوت، عموم و خصوص مطلق است و نيز بين عدم عداوت و حبّ همين نسبت است؛ همچنان كه بين عدم عداوت و عدم حبّ، عموم و خصوص من وجه است.
    11. مجمع البيان، ذيل اعراف(7) آيه 31.
    12. روم (30) آيه 45.
    13. از اصحاب امام كاظم و امام رضا ژ.
    14. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 27 از ابواب النفقات، حديث 1.
    15. فقها فرموده اند: هر عملي در ارتباط با حكم شرعى، يا واجب است يا حرام يا مكروه يا مستحب و يا مباح.
    16. وسائل الشيعه، ج‏6، ص‏27، حديث 1.
    17. همان، ج‏15، باب 27 از ابواب النفقات حديث 4.
    18. سفينة البحار، ج‏1، ص‏616.
    19. وسائل الشيعه، ج‏15، باب 25 از ابواب النفقات، حديث 2.
    20. همان ، ج‏11، ص‏260؛ تحف العقول، ص‏316.
    21. وسائل الشيعه، ج‏11، ص‏262.
    22. تحرير الوسيله، ج‏1، ص‏275.
    23. خاتون آبادى، شرح و ترجمه اربعين شيخ بهائى، ص‏390.
    24. امام خمينى(ره) در توضيح معاصي كبيره مي فرمايند: كبيره هر معصيتي است كه بدان وعده عذاب داده شده و يا امر آن سخت گرفته شده باشد، يا دليلي دلالت كند كه معصيتي از بعضي كباير بزرگ تر و يا مثل آن است، يا عقل حكم كند به كبيره بودن معصيتي و يا اين كه در ذهن تمام مسلمانان و اهل شرع به عنوان كبيره باشد و يا بر كبيره بودن آن تصريح شده باشد....) تحرير الوسيله، ج‏1، ص‏274 و 275.
    25. صحيفه سجاديه دعاي 20.
    26. وسائل الشيعه، ج‏1، باب 38 از ابواب آداب الحمام، حديث 7.
    27. مانند امام خميني - رضوان اللّه تعالي عليه - در تحرير الوسيله، ج‏1، ص‏274.
منبع:  http://www.balagh.net
منبع: سایت جهاد دانشگاهی علوم پزشکی

ادامه مطلب
[ جمعه 14 اسفند 1388  ] [ 9:53 PM ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ

هدف ما از ایجاد این وبلاگ ارائه بهترین راهکارها برای اصلاح الگوی مصرف شما بازدیدکننده گرامی می باشد.