حماسه اقتصادي

گردآوری: سید امیرحسین کامرانی راد

منبع:سایت الگوها

در چند سال اخير و با شدت يافتن تحريم های يک جانبه و غيرانسانی غرب عليه جمهوری اسلامی ايران با هدف متوقف كردن برنامه های صلح آميز هسته ای ايران، واژه ی جدید « اقتصاد مقاومتی » به ادبيات اقتصادی كشور اضافه و به فراخور حال و روز اقتصاد كشورمان مورد بحث قرار گرفته است. اين واژه اولين بار در ديدار كارآفرينان با مقام معظم رهبری در شهریور سال 1389 مطرح گرديد. در همين ديدار، مقام معظم رهبری « اقتصاد مقاومتی » را معنا و مفهومی از كارآفرينی معرفی و برای نياز اساسی كشور به كارآفرينی نيز دو دليل « فشار اقتصادی دشمنان » و « آمادگی كشور برايی جهش » را معرفی نمودند.1

براي مفهوم اقتصاد مقاومتی در همين مدت زمان كم، تعاريف متفاوتی ارائه شده كه هر كدام از جنبه ای به اين موضوع نگاه كرده اند. در اين ميان، تعريف جامع و كامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبر فرزانه انقلاب ارائه داده اند. ايشان در ديدار با دانشجويان فرمودند: 

«اقتصاد مقاومتی يعني آن اقتصادی كه در شرايط فشار، در شرايط تحريم، در شرايط دشمني ها و خصومت های شديد مي تواند تعيين كننده رشد و شكوفايی كشور باشد.»2

این مقاله که مشتمل بر بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری (مدظله العالی) درباره اقتصاد مقاومتی است به خوانندگان عزیز تقدیم می گردد.

 

بقيه در ادامه مطلب...



خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران:

در مراسم هفتاد و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، یكی از بزرگترین شركت‌های ارائه‌ی خدمات سلامت در جهان به نام شركت قانون ابوعلی سینا، از فناوری جدیدی برای پیشگیری از بیماری سرطان از مواد فراوری‌شده‌ی نانویی در آزمایشگاه فضایی مریخ رونمایی كرد. محققان معتقدند بدون تردید این امر روش‌های گذشته‌ی مبتنی بر شیمی‌درمانی و حتی روش‌های جدید مبتنی بر مهندسی ژنتیك را با چالش بسیار مهمی روبه‌رو خواهد كرد.۱

اگر حدود نیم‌ قرن پیش به شما می‌گفتند كه كشور كره‌ی جنوبی تا ۴۰ سال آینده، یكی از صادركنندگان طراز اول تلفن‌های همراه در جهان (كه در آن برهه محصولی تخیلی بود) می‌شود،‌ واكنش‌تان چه می‌بود؟ احتمالاً خیلی‌ها می‌گفتند غیر ممكن است. چون در آن برهه، اقلام صادراتی كشور كره، تنها ماهی و چند قلم كالای كم‌ارزش دیگر بود. این در حالی است كه كشور ما در حال حاضر از فناوری تولید و ارسال ماهواره به فضا برخوردار است و در فناوری نانو دارای رتبه‌ی تك‌رقمی است. پس واقعی بودن خبر فوق اصلاً دور از انتظار نیست.

قطعاً گذار ما از اقتصاد نفتی به اقتصاد دانش‌بنیان به ملاحظات و الزامات فراوانی نیازمند است؛ اما نوك پیكان تحقق این هدف، گسترش نهادهایی مانند شركت‌های دانش‌بنیان هستند۲ كه نیاز جامعه‌ی بشری را با فناوری‌های درون‌زا پاسخگو هستند. در این نوشتار، برخی ملاحظات توسعه‌ی‌ شركت‌های دانش‌بنیان در ایران كه به فرموده‌ی رهبر انقلاب اسلامی، بهترین نماد اقتصاد مقاومتی هستند۳ مورد بررسی قرار خواهد گرفت:

 

بقيه در ادامه مطلب...



گفتاری از حجت‌الاسلام‌ والمسلمین مصباحی‌مقدم*

ملت ایران كه پس از پیروزی انقلاب همه‌ی موانع را پشت سر گذارده، در آستانه‌ی دستیابی به دانش‌های بسیار پیشرفته با تهاجمی روبه‌رو شده است كه جلوگیری از پیشرفت بیشتر ایران را به هر نحو ممكن هدف قرار داده است. در این برهه‌ی حساس اگر بنا باشد نظام جمهوری اسلامی عقب‌نشینی كند، یقیناً حد توقفی برای این عقب‌نشینی نخواهد بود، بلكه باید در همه‌ی عرصه‌های دانش نوین عقب‌نشینی كند.

در این برهه دشمنان ما تنها به دنبال جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای نیستند، زیرا تمام تحلیل‌ها و اطلاعات خودشان نشان می‌دهد كه ایران به دنبال انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای است. علاوه بر این، امروز كشورهای پیشرفته كه به دانش‌های نوین دست پیدا كرده‌اند و دنیا را به وسیله‌ی این دانش‌های پیشرفته در قبضه‌ی قدرت خودشان گرفته‌اند، جهان را به دو اردوگاه كشورهای بسیار پیشرفته و كشورهای عقب‌مانده تقسیم كرده‌اند تا دائماً این كشورها را وابسته به خود نگهدارند.

  

 نظام جمهوری اسلامی طی سی‌وسه سال گذشته مسیر دستیابی به دانش‌های نوین را پیموده و این علوم را یكی پس از دیگری در اختیار ‌گرفته است. دانشمندان جوان ایرانی به طور جدی در پی دستیابی به این دانش‌ها هستند و بحمدالله به مراحل خوبی از آن دست یافته‌اند و مسیر برای آنها هموار شده است.

فشارها و تحریم‌های اقتصادی مانند تحریم بانك مركزی و تحریم فروش نفت متوجه این هدف است كه مانع از پیشرفت‌های پیاپی ایران در دستیابی به دانش‌های نوین گردد. اقتصاد مقاومتی دقیقاً در چنین شرایطی معنی می‌یابد. یعنی در شرایطی كه كشور تحت تهاجم اقتصای است و متقابلاً به دنبال مأیوس كردن دشمن از دستیابی به نقشه‌هایش است.

 

تجربه‌های گذشته

تجربه‌های گذشته ثابت كرده كه ما می‌توانیم در قبال این تهاجم دشمن مقاومت كنیم. ما در دوران دفاع مقدس با این‌كه دستمان خالی بود و همه‌ی كشورها به كمك صدام آمده بودند، توانستیم با مقاومت هشت ساله‌ی خود به جایی برسیم كه دشمن را مجبور به شكست و پشتیبانان او را دچار یأس كنیم. آنها ناگزیر شدند بدون این‌كه دستاوردی داشته باشند، این جنگ را خاتمه دهند.

در اقتصاد مقاومتی هم ما باید همان مسیر مقاومت در دوران دفاع مقدس را دنبال كنیم. یعنی باید بتوانیم با تكیه بر امكانات داخلی، نیروی انسانی، سرمایه، سرمایه‌گذار و امكاناتی كه در زمینه‌های كشاورزی، صنعت و معدن و تجارت در كشور وجود دارد و نیز با اتكا به خداوند و استفاده از ظرفیت‌های كمتر استفاده شده مانند شركت‌های دانش‌بنیان، در برابر فشارهای جدید مقاومت كنیم و این دوران گذار را به‌سلامت بگذرانیم.

شركت‌های دانش‌بنیان در حكم واسطه‌هایی بین شركت‌های علمی و پژوهشی هستند كه فناوری‌های نو را تولید می‌كنند. این شركت‌ها با ابتكاراتشان مرزهای فناوری را گسترش می‌دهند. شركت‌های دانش‌بنیان با اتكا به این دانش نو، دانش را به فناوری تجاری، كالا و تولید تبدیل می‌كنند و امكان عرضه‌ی آن را در داخل و خارج كشور فراهم می‌آورند.

 

تجاری‌سازی علم

در قانون برنامه‌ی پنجم توسعه پیش‌بینی شده كه كشور تا پایان این برنامه ۰۰۰. ۲۰ شركت دانش‌بنیان داشته باشد. رهبر معظم انقلاب نیز در سخنان اخیرشان اشاره فرمودند كه این عدد می‌تواند بیشتر از این هم بشود. امروز بحمدلله تعداد قابل توجهی از این شركت‌ها شكل گرفته و ما می‌توانیم دانش‌های جدید را به فرآورده، كالا تبدیل كنیم و آنها را تجاری‌سازی نماییم. برای این كار لازم است ما مراحل زیر را بپیماییم:

اولاً خودمان را از محصولات این فناوری‌های جدید مستغنی كنیم تا از اتكا به كالاهای خارجی بی‌نیاز شویم.

ثانیاً باید بتوانیم خود دانش را تجاری‌سازی كنیم. به این معنی كه افراد بااستعداد كشورهای مسلمان و كشورهای جهان سوم را كه نمی‌خواهند زیر پرچم استكبار جهانی باشند، به ایران دعوت كنیم تا با گذراندن دوره‌های تحصیلی، دانش به آنها انتقال پیدا كند و این علوم از دست چند كشور پیشرفته‌ی خاص غربی خارج شود.

ثالثاً باید محصولات این شركت‌های دانش‌بنیان را تجاری‌سازی كنیم. یعنی علاوه بر این‌كه این كالاها در عرصه‌ی داخل مورد استفاده قرار دهیم، در عرصه‌ی بین‌المللی هم به عنوان یك رقیب قدرتمند عرضه كنیم. از آن‌جا كه معمولاً تولیدات داخلی ما می‌تواند ارزان‌تر از تولیدات كشورهای پیشرفته‌ی صنعتی به بازارهای جهانی عرضه شود، ما می‌توانیم با عرضه‌ی این محصولات نیاز كشورهایی را تأمین كنیم كه این نیازشان سبب وابستگی آنها به كشورهای صنعتی شده است. به این ترتیب می‌توانیم از وابستگی آنها بكاهیم و موجبات ارتباط و تعلق خاطر آنها به جمهوری اسلامی و ملت ایران را فراهم آوریم.

* استاد اقتصاد و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

منبع: پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار امام خامنه‌ای (مدظله العالی)



نویسنده: مرتضی غضنفرنژاد

یکی از مسائلی که در باب تحریم باید به آن پاسخ داد آن است که وظیفه‌ی مردم در قبال تحریم‌ها چیست و این تحریم‌ها چه اثراتی در زندگی فردی و اجتماعی مردم دارد؟ آیا تحریم تنها یک مرحله و یک فشار است که مردم و انقلاب اسلامی باید آن‌ها را تحمل کنند یا آنکه گامی در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامی است. به عبارت دیگر، ثمرات حقیقی تحریم‌ها و تحمل آن‌ها برای کشور چیست؟

 

بقيه در ادامه مطلب...



نویسنده: مهیار حبیبیان

خودکفایی به حالتی اشاره دارد که به هیچ کمک خارجی، حمایت یا تعاملی برای بقا نیاز نباشد. بنابراین خودکفایی نوعی از خودمختاری شخصی یا جمعی است. خودکفایی در مفهومی ‌که به‌ کار برده می‌شود، به این معناست که درهای اقتصاد را ببندیم و آنچه مورد نیاز مردم در کشور است خود تولید کرده و مصرف کنیم.

خودکفایی به عنوان یک هدف، در زمان مرکانتالیست‌ها در سده‌های 17 و 18 میلادی مورد توجه بود و با ظهور علم اقتصاد و پیدایش اقتصاددانان کلاسیک، به حاشیه رفت. کسانی چون ریکاردو اثبات کردند که تجارت و دادوستد، باعث افزایش رفاه برای هر دو سو خواهد شد. موضوع جالب این بود که آن‌ها نشان دادند حتی اگر در کشوری امکان تولید ارزان‌تر همه‌ی کالاها نسبت به کشور دیگری وجود داشته باشد، باز هم همچنان امکان رسیدن به رفاه بیشتر برای آن‌ها ممکن است.بنا به باور شماری از کارشناسان، حداقل در خصوص برخی «کالاهای استراتژیک»، رسیدن به خودکفایی و قطع وابستگی به دیگران اهمیت بسیاری دارد و اقتدار ملی را برای آن کشور به ارمغان می‌آورد. از نظر دین مبین اسلام هم وابستگی نظام اسلامی به بیگانگان مذموم است.

کشورهایی چون الجزایر و هند پس از استقلال و بسیاری از کشورهای دیگر و حتی ایران پس از انقلاب، در این راه گام برداشتند. مابه‌ازای سیاسی چنین روندی، انزواگرایی است که‏ معمولاً با تبلیغ و اشاعه‌ی فکر زیربنایی نظام در خارج و تنقید از دیگر نظام‌های جهان همراه است.

از مهم‌ترین نکاتی که در مورد خودکفایی باید بدان توجه کرد، تکنولوژی و منابع مالی است. در خصوص تکنولوژی باید گفت کشوری که می‌خواهد سیاست خودکفایی را دنبال کند، باید از صنایع مادر و بالادستی قوی برخوردار باشد تا بتواند کالاهای سرمایه‌ای و استراتژیک را تولید کند و از طرفی هم باید دانش فنی ساخت انواع کالاهای مورد نیاز جامعه را در اختیار داشته باشد که بر اساس مشاهدات، باید گفت بیشتر کشورهایی که در مسیر خودکفایی گام برداشته‌اند، در این زمینه موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند. در صورت فقدان دانش فنی لازم، پیگیری سیاست خودکفایی با چالش جدی روبه‌رو می‌گردد. حتی اگر این کشورها بتوانند حداقل کالاهای مورد نیاز خود را با کیفیت پایین تولید کنند، کیفت پایین محصولات اجازه‌ی رقابت با کالاها در سطح بین‌المللی را به آن‌ها نمی‌دهد که نتیجه‌ی آن عدم توانایی ارزآوری تولیدات داخلی است.

اما مشکلات عامل سرمایه، در کشورهایی که به دنبال خودکفایی هستند (چون این کشورها عموماً کشورهای توسعه‌یافته‌ای نیستند)، از جمله مشکلات بخش مالی اقتصاد توسعه‌نیافته است و همین امر باعث می‌شود که بخش مالی نتواند منابع مالی را به طور مناسب به بخش صنعت (که برای اجری سیاست خودکفایی به شدت به آن نیاز دارد) برساند. از سوی دیگر، مشکلی که شاید مقدم بر مطلب فوق باشد، این است که اساساً در این کشور‌ها، منابع مالی چندانی نیز وجود ندارد که در صورت وجود بخش مالی توسعه‌یافته، بتواند به بخش صنعت منتقل شود. البته این امر برای کشورهایی که صادرات قابل توجهی از مواد خام، از قبیل نفت را دارند، درجه‌ی اهمیت کمتری دارد.

 مسئله‌ی دیگری که پیرامون موضوع خودکفایی وجود دارد، اقبال عمومی یک ملت به کالاهای تولیدشده‌ی داخلی است. به عبارت دیگر، به نظر می‌رسد برای اجرایی شدن سیاست خودکفایی، نیاز به مشارکت و حمایت حداکثری مردم یک جامعه است؛ چرا که همان طور که گفته شد، معمولاً تولیدات کشورهایی که به دنبال خودکفایی هستند، از کیفیت بالایی برخوردار نیست و اگر مردم بخواهند در برابر پولی که می‌پردازند بهترین کالاها را (که عموماً از تولیدات خارجی هستند) استفاده کنند، یقیناً سیاست خودکفایی راه به جایی نخواهد برد.

البته شاید برخی معتقد باشند که می‌توان مرزها را به طور کامل بست و از ورود کالاهایی که مشابه داخلی دارند جلوگیری کرد که در این صورت، مطلب فوق منتفی خواهد بود؛ اما مطلب قابل توجه این است که در دنیای کنونی، با توجه به گستره‌ی روابط تجاری و بین‌المللی، چنین امری میسر نخواهد بود. بنابراین یکی از اصلی‌ترین مؤلفه‌های تحقق خودکفایی، مشارکت و حمایت مردم است.

 

چگونگی تحقق خودکفایی

برای تحقق خودکفایی چه موضوعی اولویت دارد؟ برای شروع پروسه‌ی خودکفایی از کجا باید شروع کرد؟ بخش مالی، دانش فنی یا... کدام مورد است که می‌تواند به مثابه‌ی یک نیروی محرکه، خودکفایی را به پیش براند؟

در پاسخ به پرسش فوق، باید گفت که اولویت در اجرای سیاست خودکفایی، حمایت همه‌جانبه از تولید ملی است؛ چرا که اگر برای مثال، شما منابع مالی فراوانی را به سمت تولیدات داخلی روانه کنید، تا زمانی که تولید داخلی به شدت درگیر قوانین دست‌وپاگیر است، نتیجه‌ی مناسبی حاصل نخواهد شد. همین مطلب را می‌توان برای تکنولوژی و دانش فنی هم مطرح کرد. در واقع حمایت از تولیدات داخلی، یک مفهوم بسیار گسترده‌ای است که می‌توان آن را به موارد متعددی، از جمله حمایت‌های قانونی، مثل معافیت‌های مالیاتی، وضع تعرفه‌های بالا بر کالاهای خارجی، دادن تضمین خرید (به ویژه در مورد محصولات کشاورزی) و... حمایت‌های مالی همچون اعطای تسهیلات ارزان، پرداخت یارانه‌های مستقیم و غیرمستقیم (مانند یارانه‌ی انرژی)، تخصیص ارز ترجیحی و... و حمایت از مصرف کالاهای داخلی که می‌توان از راه‌های مختلفی همچون توزیع بن برای کالاهای داخلی، تشویق به استفاده از کالاهای داخلی توسط رسانه‌ها و... آن را دنبال کرد، تعمیم داد.

در خصوص حمایت‌ قانون از تولید ملی، مطلب مهم دیگری که علاوه بر محتوای قانون مطرح می‌شود، پایداری قوانین است؛ یعنی اینکه مفاد قانون هر لحظه و هر روز عوض نشود و حالت پایدار داشته‏ باشد. دیگر اینکه اصول روابط اقتصادی در قوانین مصوبه باید روشن و مشخص باشد و بخشنامه‏هایی که‏ پیرامون آن صادر می‏شود، تکلیف همه‌ی‏ مرتبطین با آن را به طور قطعی روشن کند و در عین حال، جای تخلف از مفاد آن را برای‏ کسی باقی نگذارد.

با توجه به مطالب فوق، می‌توان گفت که تحقق خودکفایی (که شکوفایی تولید ملی بخشی از آن است) یک فرآیند بلندمدت و زمان‌بر است. البته این‌ بدین معنا نیست که باید از زمان کنونی غفلت ورزید، بلکه ضرورت سیاست‌های کوتاه‌مدت در کنار برنامه‌های بلندمدت، امری بدیهی به نظر می‌رسد. برای نمونه، می‌توان به وضعیت به‌وجود‌آمده به دلیل تحریم‌ها در کشور اشاره کرد. درست است که یک‌شبه نمی‌توان مشکلات به‌وجودآمده را مرتفع ساخت و تمام نیازهای داخلی را در داخل تولید کرد، اما پیگیری راهبردهای کوتاه‌مدت مثل تهیه‌ی کالاهای اساسی از واسطه‌های بین‌المللی، امری ضروری است؛ اما در همین شرایط هم باید به دنبال تحقق خودکفایی بود که برای مثال، می‌توان به سیاست تسهیل شرایط سرمایه‌گذاری، تشویق به مصرف کالاهای داخلی و دیگر مواردی که در شرایط کنونی امکان‌پذیر است اشاره کرد.

برای رسیدن به خودکفایی، باید از تمام ظرفیت‌های موجود در اقتصاد، به ویژه سرمایه و دانش فنی، استفاده کرد؛ چرا که هر چه بیشتر از پتانسیل‌های موجود استفاده شود (به این معنی که بهره‌وری افزایش یابد)، هم در کمیّت تولید و هم در کیفیت تولید مؤثر خواهد بود و موجب می‌شود ما هر چه بیشتر به خودکفایی نزدیک شویم. اگر ما در مسیر خودکفایی از تمام دانش فنی موجود در دانشگاه‌ها استفاده کنیم، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که پس از گذشت زمانی، بتوانیم تغییر محسوسی در کیفیت کالاها ایجاد کنیم.

برای سرمایه هم همین موضوع مطرح است. اگر بتوان با سیاست‌های درست از تمام سرمایه‌هایی که در موارد غیرمولدی همچون طلا، زمین و دیگر دارایی‌های حقیقی (که ذره‌ای به تولید و درآمد ملی اضافه نمی‌کنند) انباشته شده‌اند، در راستای تحقق خودکفایی استفاده کرد، می‌توان شاهد ایجاد سرمایه‌های عظیم بود که می‌تواند تولید ملی را رونق بخشیده و زمینه‌ساز هر چه بیشتر تحقق خودکفایی گردد.

 

خودکفایی و اقتصاد مقاومتی

حال اگر بخواهیم به بررسی رابطه‌ی خودکفایی با اقتصاد مقاومتی بپردازیم، باید بگوییم هنگامی که مسئله‌ی مقاومت اقتصادی مطرح می‌شود، اولین مطلبی که به ذهن متبادر می‌شود این است که شرایط این اقتصاد یک شرایط ویژه‌ای است و این شرایط ویژه را نمی‌توان صرفاً با نظریه‌ی مزیت نسبی مورد تحلیل قرار داد؛ چرا که این شرایط بر اثر اختلافات سیاسی و ایدئولوژیک به‌وجودآمده و در این وضعیت، الزاماً همه به دنبال حداکثر کردن سود اقتصادی نیستند و منافع و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. بنابراین نمی‌توان با تحلیل‌های صرفاً اقتصادی، پیگیری سیاست خودکفایی را امری نادرست تلقی کرد، بلکه با بررسی شرایط تحریم می‌توان دریافت که یا باید در تولید کالاهای اساسی خودکفا شد یا اینکه دست از اهداف غیراقتصادی و ایدئولوژیک برداشت که این مستلزم یک قضاوت ارزشی است و با توجه به ارزش‌های انقلاب اسلامی، باید گفت که راه دوم راه قابل قبولی نیست.

حال که اهمیت و جایگاه خودکفایی روشن گردید، لازم است تا به وسیله‌ی یک مدیریت جامع، از تمام ظرفیت­ها و منابع فراوان موجود در کشور استفاده کرد تا بتوان زمینه را برای تحقق خودکفایی و سربلندی هر چه بیشتر جمهوری اسلامی ایران فراهم نمود.

منبع: برهان