حماسه اقتصادي

نویسنده: منصور ملکی

بررسی وضعیت اقتصادی کشور نشان می‌دهد که به طور قطع مهم‌ترین چالش فعلی رسیدگی عاجل و البته هوشمندانه به مسائل اقتصادی کشور است. هم‌زمانی در مشکلات درون‌زای اقتصاد (که عمدتاً ناشی از قرار گرفتن در دوره‌ی گذار اصلاحات ساختاری و هدفمندسازی یارانه‌هاست) با فشارهای بیرونی (که ناشی از تحریم‌های روزافزون غرب علیه ایران است) وضعیت ملتهبی را برای اقتصاد ایران به وجود آورده است.

این شرایط را تا حدودی می‌توان به وضعیت اقتصادی دوران جنگ تشبیه کرد. در دوران دفاع مقدس، وضعیت اقتصادی کشور بیانگر وجود هم‌زمان مشکلات داخلی اقتصاد در اثر کاهش درآمدهای نفتی، افزایش هزینه‌های دفاعی و خسارت‌های ناشی از جنگ‌ با مشکلات و فشارهای بیرونی بوده است. نحوه‌ی مدیریت اقتصادی کشور در دوره‌ی جنگ می‌تواند به نوعی تجلی‌کننده‌ی روح اقتصاد مقاومتیباشد؛ البته تحلیل و بررسی شرایط اقتصادی دوران دفاع مقدس و نوع مدیریت آن دوره موضوع این نوشتار نیست، بلکه غرض آن است که شرایط فعلی مدیریت کلان اقتصادی کشور همچون مدیریت در دوران جنگ است که همواره می‌بایست بر اساس برنامه‌های دشمن و شناخت هجمه‌های بیرونی نگاهی هم به مشکلات درون‌زای اقتصاد داشت که در نتیجه‌ی راهبردی که در این وضعیت باید حاکم بر مدیریت اقتصاد شود، همان راهبرد اقتصاد مقاومتی است.

اقتصاد مقاومتی، همچنان که از بیانات مقام معظم رهبری استنتاج می‌شود، در یک فضای تعامل جهانی، که نظام اسلامی در تقابل و نبرد با نظام استکبار یا با تعبیر معظم‌له «سلطه‌ی اهریمنی» قرار دارد،[1] موضوعیت خواهد داشت. وجود چنین تضاد و تقابلی ذاتیِ نظام اسلامی و نظام استکبار است و تا زمانی که مسیر انقلاب بر محوریت اندیشه‌ی امام (رحمت الله علیه) و با وجود ولایت فقیه حرکت می‌کند، نمی‌توان انتظار رفتارهای بی‌غرض و دوستانه از سلطه‌ی اهریمنی داشت. لذا این شرایط اقتضا می‌کند که دشمن از هر روشی برای تضعیف کشور بهره گیرد که در حال حاضر، اصلی‌ترین استراتژی دشمن فشار اقتصادی به منظور ایجاد فاصله بین مردم و حاکمیت و امکان استفاده از حربه‌ی تحریم برای استفاده‌ی سیاسی حداکثری از این گونه فشارها می‌باشد.

در کنار این هجمه‌های بیرونی، برای وارد کردن فشار اقتصادی به کشور، مواجه با دوره‌ای از اصلاحات ساختاری در اقتصاد هستیم. تجربه‌ی همه‌ی کشورها نشان می‌دهد اصلاحات بزرگ اقتصادی همواره با هزینه‌ها و مشکلاتی همراه بوده است. طبیعی است که نمی‌توان این دوران گذار را بدون هزینه گذراند، اما می‌توان تا جایی که ممکن است هزینه‌ها را تقلیل و آلام اقتصادی مردم را نیز تسکین داد.

در این شرایط، کارآمدترین راهبرد در تقابل با سلطه و فشار دشمن و از طرف دیگر مشکلات داخلی اقتصاد هم‌زمان با اصلاحات ساختاری، پیگیری راهبرد اقتصادی مقاومتی است. لزوم تبیین مفهوماقتصاد مقاومتی هم از بیانات و خواسته‌های مقام معظم رهبری از دانشگاهیان روشن است[2] و هم اینکه با توجه به شرایط واقعی و عینی حاکم بر اقتصاد ایران در مواجهه با فشارهای روزافزون دشمن و مسائل درون‌زای اقتصاد، امکان تصور راهکار بدیلی نیز وجود ندارد.

در اینجا، بدون آنکه بخواهیم وارد فضای نقد سیاست‌های اقتصادی دولت‌ شویم، تنها نگاهی خواهیم داشت به مهم‌ترین نقاط ضعف و قوت فعلی اقتصاد و در ادامه، با توجه به تهدیدهای بیرونی و مجموعه فرصت‌های ممکن پیش رو، که کشور با آن مواجه است، سعی خواهیم نمود برخی از راهبردها و برنامه‌های پیشنهادی را که در چارچوب نظری اقتصاد مقاومتی طراحی می‌شود، پیشنهاد نماییم.

 

بررسی وضعیت جاری: نقاط قوت و ضعف اقتصاد

نقاط قوت:

- وجود انگیزه‌های انقلابی و دینی مردم و امکان به میدان آوردن این انگیزه‌ها به عرصه‌ی اقتصاد.

-وجود درآمدهای نفتی (هرچند حصول به این درآمدها با نوسانات و عدم اطمینان‌هایی مواجه است).

-وجود سرمایه‌های سرگردان و خرد در دست مردم، که تلاش دارند این سرمایه را در بهترین مسیرهای سودآوری قرار دهند.

-وجود نخبگان دانشگاهی متعهد و جوانان پرانگیزه برای فعالیت‌های جهادی.

 

نقاط ضعف:‌

- بالا بودن هزینه‌های دولت و مصرف‌گرایی در سطح بالای جامعه (آسیب‌پذیری از داخل).

- وابستگی تولید به خارج و عدم استقلال در زنجیره‌ی تولید (آسیب‌پذیری از بیرون).

- بالا رفتن سطح نقدینگی و تورم افسار گسیخته.

- کارآمدی اندک فرآیندهای سیاست‌گذاری و نظام بوروکراتیک.

- وابستگی بودجه‌ای به نفت و بالا بودن هزینه‌های دولت (به ویژه در نتیجه‌ی سیاست پرداخت نقدی).

 

تهدیدها و فرصت‌های اقتصاد کشور

تهدیدها:

- افزایش فشارها و تحریم‌های اقتصادی به ویژه در آستانه‌ی انتخابات.

- افزایش تنش در سطح سران قوا و انتقال این تنش به جامعه و بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی.

- تصمیم‌های پیش‌بینی‌نشده‌ی دولت در ماه‌های پایانی و افزایش تنش‌های و بی‌ثباتی اقتصادی (مانند اجرای فاز دوم طرح هدفمندی).

 

فرصت:

- انتخاب یک دولت اصول‌گرا، که ملتزم به سیاست‌گذاری‌های منسجم و علمی و ثبات‌بخشی به وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور باشد.

- بروز مشکلات و بحران‌های اقتصادی در کشورهای غربی و تمرکز آن‌ها بر مشکلات خود.

- رویکرد و نگاه عمیق و بلندمدت مقام معظم رهبری در مدیریت فرآیند رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشور و ابلاغ سیاست‌های اقتصادی مورد نیاز.

 

ارائه‌ی راهبردهای پیشنهادی در چارچوب نظری اقتصاد مقاومتی

با توجه به تحلیل مختصری که از وضعیت اقتصاد کشور و نقاط قوت و ضعف آن برشمردیم و با توجه به تهدیدها و فرصت‌هایی که در مقابل داریم، می‌توان مجموعه‌ای از استراتژی‌هایی را که مبتنی بر چارچوب مفهومی اقتصاد مقاومتی است ارائه کرد. البته ذکر این نکته ضروری است و از آن روی ادعا می‌شود که چارچوب مفهومی این راهبردها اقتصاد مقاومتی است که ما در نقاط قوت نظام و نیز فرصت‌هایی را که پیش‌رو داریم به مؤلفه‌هایی اشاره و تأکید داریم که مقوم و تکیه‌گاه راهبرد اقتصاد مقاومتی هستند. به طور مثال، در نقاط قوت به دو موضوع اشاره شده است؛ یکی امکان استفاده از انگیزه‌های دینی و انقلابی مردم در عرصه‌ی اقتصاد و دیگری وجود نخبگان دانشگاهی و جوانانی پرانگیزه است که حاضرند در راه اعتلای نظام اسلامی همچون شهید احمدی‌روشن تمام وجود خود را فدا کنند. همچنین وقتی در بیان فرصت‌های ممکن که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد به مواردی چون نگاه بلندمدت و راهبردی مقام معظم رهبری به مقولات اقتصادی اشاره می‌کنیم، همه حاکی از آن است که آنچه اقتصاد ما را مقاومتی می‌کند، تنها رجوع مفهومی و عملی به ریشه‌های ناب انقلاب و نظام اسلامی از طرف مردم، نهادهای مرتبط و سیاست‌گذار است. به بیان دیگر، بدون توسل و استفاده از همان انگیزه‌ها و سرمایه‌هایی که باعث پیروزی انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی شد، نمی‌توان به اقتصاد مقاومتی واقعی و سیستم اقتصادی متناسب با نظام اسلامی دست یافت.

انگیزه‌های دینی مردم، جوانان متعهد و خلاق و نعمت ولایت، همان گونه که سرنوشت انقلاب و جنگ تحمیلی را رقم زد، در این برهه نیز تنها راه برون‌رفت از چالش‌های اقتصادی و پیروزی در نبرد و هجمه‌ی اقتصادی سلطه‌ی استکبار است. لذا به نظر می‌رسد در تبیین اقتصاد مقاومتی اگر در پارادایم نظام اسلامی نیندیشیم و از عواملی چون انگیزه‌های ریشه‌دار مذهبی مردم، جوانان پرعزم با روحیه‌ی جهادی و وجود نعمت ولایت به عنوان هدایتگر نظام بهره نبریم، نمود و عینیتی از اقتصاد مقاومتی نخواهیم دید.

مجموعه‌ای از راهبردها و برنامه‌هایی را که می‌توان با توجه به چشم‌انداز مسائل موجود اقتصاد ارائه کرد، در ادامه مطرح می‌کنیم. راهبردهای پیشنهادی در چارچوب مفهومی اقتصاد مقاومتی بدین شرح است:

راهبرد 1: تبیین و تفسیر معطوف به طراحی برنامه تا سطوح عملیاتی در رویه‌های سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی اقتصاد مبتنی بر خط‌مشی‌گذاری اقتصادی مقام معظم رهبری.

 

- برنامه

1. طراحی چارچوب قوانین بودجه و برنامه‌های توسعه‌ی 5ساله مبتنی بر سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری.

2. تلاش برای تحقق شعارهای اقتصادی هر سال که از طرف مقام معظم رهبری عنوان می‌شود.

3. پیگیری و اجرای سیاست‌های اصلاحی اصل 44 در جهت حضور پررنگ بخش غیردولتی در اقتصاد.

راهبرد 2: به‌کارگیری پتانسیل‌های مردمی به منظور بسیج آحاد مردم در جهت تحقق اهداف عملیاتی اقتصاد مقاومتی همچون ترغیب به فعالیت‌های مولد، افزایش انگیزه‌ی کار و تولید و اصلاح الگوی مصرف.

 

- برنامه

1. فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای گسترده برای ایجاد فرهنگ کار و تولید و مذموم نشان دادن فعالیت‌های سفته‌بازانه و سودجویی‌های غیرتولیدی.

2. استفاده از نهادهای مردمی و انقلابی چون بسیج و پایگاه‌های مردمی و دیگر نهادهای مذهبی جهت گسترش فرهنگ تولید و دوری از اسراف و مصرف‌زدگی.

راهبرد 3: اصلاح فرآیند هدفمندی یارانه‌ها با هدف برآوردن اهداف اولیه و کاهش بار سنگین مالی فعلی.

 

- برنامه

1. استفاده از انگیزه‌های دینی مردم جهت اعلام آمادگی برای انصراف از دریافت نقدی گروه‌های بی‌نیاز مالی.

2. اصلاح و بهینه کردن بانک‌های اطلاعاتی جهت مشخص کردن وضعیت مالی دهک‌ها و حذف گروه‌هایی که نیازمند دریافت نقدی نیستند.

3. حرکت به سمت حمایت‌های غیرنقدی چون گسترش بیمه‌های اجتماعی و برنامه‌های سلامت.

راهبرد 4: اصلاح نهادها و فرآیندهای سیاست‌گذاری اقتصادی دولت با هدف کارآمدی سیاست‌ها و کاهش اندازه‌ی دولت.

 

- برنامه

1. احیای سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به منظور پیگیری این راهبرد.

2. کاهش هزینه‌های دولت تا حد امکان و واگذاری تصدی‌های غیرحاکمیتی.

3. اعمال نظم پولی و مالی در زمینه‌ی اتخاذ سیاست‌های پولی و تنظیم بودجه‌های سالیانه برای کنترل نقدینگی و کاهش تورم.

4. تلاش به منظور قطع وابستگی بودجه‌ی جاری به نفت و استفاده‌ی بهینه از سایر درآمدها همچون مالیات.

راهبرد 5: حرکت به منظور استفاده‌ی کارآمدتر از ظرفیت‌های علمی جوانان و نخبگان علمی جهت رفع نیازمندی‌های علمی و فنی در صنایع مختلف و غلبه بر تحریم‌ها.

 

- برنامه

1. توجه و گسترش مراکز علم و فناوری در جهت ایجاد زمینه‌ها و ساختارهای اقتصاد دانش‌بنیان.

2. حمایت کامل مادی و معنوی از نخبگان دانشگاهی که علاقه‌مند به حرکت در مسیر جهاد علمی و خودکفایی هستند.

 

پی ‏نوشت‏ها:

[1]. «دشمنى وجود دارد در دنیا که می‌خواهد با فشار اقتصادى و با تحریم و با این کارهایى که شماها می‌دانید، سلطه‌ى اهریمنى خودش را برگرداند به این کشور»، (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور).

[2]. «با زبان دانشگاهى، همین ایده‌ى اقتصاد مقاومتى را تبیین کنید، حدودش را مشخص کنید؛ یعنى آن اقتصادى که در شرایط فشار، در شرایط تحریم، در شرایط دشمنى‌ها و خصومت‌هاى شدید می‌تواند تضمین‌کننده‌ى رشد و شکوفایى یک کشور باشد»، (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان، 1391).

منبع: برهان



نویسنده: مرتضی غضنفرنژاد

یکی از مسائلی که در باب تحریم باید به آن پاسخ داد آن است که وظیفه‌ی مردم در قبال تحریم‌ها چیست و این تحریم‌ها چه اثراتی در زندگی فردی و اجتماعی مردم دارد؟

آیا تحریم تنها یک مرحله و یک فشار است که مردم و انقلاب اسلامی باید آن‌ها را تحمل کنند یا آن که گامی در جهت تحقق اهداف انقلاب اسلامی است. به عبارت دیگر، ثمرات حقیقی تحریم‌ها و تحمل آن‌ها برای کشور چیست؟

 

بقيه در ادامه مطلب...



نویسنده: رضا اسدی

لزوم توجه به مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی مهم‌ترین مسئله‌ای است که ریاست‌جمهوری آینده باید به آن توجه کند. مهم‌ترین مسئله از این بابت است که با توجه به تنگ‌تر شدن دامنه‌ی تحریم‌ها، فشارهای واردشده بر مردم و توجه دشمن بر مسئله‌ی اقتصاد این مسئله را به مهم‌ترین مسئله‌ی اقتصادی کشور تبدیل کرده است. البته باید توجه داشت که اقتصاد مقاومتی به معنی اقتصادی که برای دوران گذار است نیست، بلکه دولت باید به فکر ایجاد فعالیت‌ها و مناسباتی باشد که کشور را در هر شرایط آماده برای رشد و بالندگی قرار دهد. بر این اساس، بر محک سخنان نامزدهای ریاست‌جمهوری ابتدا به شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی از دیدگاه مقام معظم رهبری می‌پردازیم و در ادامه، نظرات کاندیداها را بر اساس آن بیان می‌کنیم.

مطابق با دیدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص اقتصاد مقاومتی، شاخصه‌های زیر را می‌توان به عنوان یک اقتصاد مقاوم استخراج نمود.

1. ثبات نظری و عملی در برنامه‌ها، به این معنا که از تغییرات نظری و عملی در سطح اقتصاد جهانی، رویکرد ما تغییر نکند؛ یعنی اگر اقتصاد جهانی رکود پیدا کرد، این اقتصاد بتواند خود را از رکود خارج کند و مسئله‌ی دیگر این است که از لحاظ نظری در صورت تغییر در نظرات اقتصادی، این تئوری تغییر نکند. البته باید توجه داشت که عدم تغییر به معنی جمود نیست، بلکه به معنای عدم وابستگی و وادادگی است.[1]

2. اقتصاد مقاومتى معنایش این است که بتواند در مقابل تهدیدهای خارجی و ترفندهای دشمن نیز مقاوم باشد و آسیب نبیند. برای رسیدن به چنین اقتصادی، باید تهدیدهای دشمنان را شناسایی کرد و متناسب با آن برنامه‌ریزی کرد.[2]

3. برای تحقق اقتصاد مقاومتی، باید از تمامی ظرفیت‌های مردمی استفاده کرد. گسترش نقش مردم در اقتصاد از الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی است. اگر اقتصاد دولتی باشد و از ظرفیت مردمی بهره‌ نبرد، اساساً قدرت خود را از دست داده است. گسترش دخالت مردم در اقتصاد نیازمند مبارزه با مفاسد اقتصادی، گسترش نظام مالیاتی، خصوصی‌سازی و اجرایی‌سازی سیاست‌های کلی اصل 44 و... است.[3]

4. حمایت از تولید ملی و کار و سرمایه‌ی ایرانی بعد دیگر اقتصاد مقاومتی است. اگر اقتصاد بخواهد مقاوم باشد، نباید از نظر تولید مشکل خاصی داشته باشد.

5. مدیریت منابع ارزی برای تعامل با جهان خارج نیز از ملزومات دیگر اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد بسته نیست، بلکه اقتصادی است که وابسته نیست، ولی با جهان تعامل دارد. برای کاهش نوسانات اقتصادی باید منابع ارزی را مدیریت کرد.[4]

6. مسئله‌ی دیگر مدیریت مصرف است. برای رشد اقتصاد داخلی باید ابتدا فرهنگ درست مصرف کردن گسترده شود. در مرحله‌ی بعد، فرهنگ درست مصرف کردن از محصولات ایرانی و داخلی الگو قرار گیرد تا به استحکام پایه‌های اقتصاد کمک کند.

7. کاهش وابستگی به نفت از الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی است. برای این کار، باید نقش مردم را گسترش داد و نظام مالیاتی را گسترده‌تر کرد و به حمایت از تولید ملی توجه کرد و گسترش داد و از ظرفیت‌هایی چون اقتصاد دانش‌بنیان و صنایع جدید استفاده کرد. به بیانی کاهش وابستگی به نفت به معنی ایجاد ظرفیت‌ها و باورسازی این ظرفیت‌ها در سایر حوزه‌های اقتصادی.[5]

در نظر داشتن مؤلفه‌ها و شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی سبب می‌شود که در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی رویه‌ی ثابتی اتخاذ شود و علاوه بر رفع نقاط ضعف اقتصاد کشور و آمادگی اقتصاد برای شرایط آتی، زمینه‌ی رشد و توسعه‌ی پایدار ایجاد شود؛ اما در صورت عدم ایجاد تفاهم در زمینه‌ی مبانی اقتصاد مقاومتی، ثبات در برنامه‌ریزی ایجاد نمی‌شود و جهت‌گیری‌های کلان اقتصادی در مدت کوتاهی تغییر می‌کند و نه تنها اقتصاد کشور در برابر شرایط مختلف و تحریم‌ها مقاوم نمی‌شود، بلکه زمینه‌های رشد و پیشرفت در حالت عادی نیز ایجاد نخواهد شد. لذا ضروری است که ریاست‌جمهور آینده نگاه دقیق و کاملی نسبت به مسئله‌ی اقتصاد مقاومتی و رویکرد رهبری در این مورد داشته باشد.

 

تحلیل دیدگاه نامزدها در مورد شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی

در نخستین محور، که بحث ثبات عملی و نظری است، باید گفت که تقریباً تمامی نامزدها بر بحث ثبات در سیاست‌ها در حوزه‌ی عمل اعتقاد دارند و اینکه نباید جهت‌گیری کلان اقتصادی در کوتاه‌مدت تغییر کند و این ضربه‌های بسیاری را بر کشور وارد می‌کند؛ اما نقطه‌ی دیگر این بحث ثبات نظری است. باید مشخص شود که برنامه‌هایی که قرار است ثبات عملی را در پی داشته باشند از چه گفتمان و نظری برخواسته است که متأسفانه جز تعدادی از نامزدها، که گفتمان انقلاب اسلامی را راه نجات کشور می‌دانند، بقیه اشاره‌ی چندانی به این بحث در عمل نداشته‌اند و احتمالاً در تغییر نظرات و نظام‌های اقتصادی جهان، دچار تغییر و تحول خواهند شد.

مسئله‌ی بعد مقاومت در برابر تهدیدهاست. تقریباً تمامی نامزدها بر این بحث که باید ساختار اقتصادی را مقاوم کرد و نقاط ضعف را برطرف ساخت تا کشور در برابر تهدید مقاوم باشند، مشترک هستند؛ اما وجه تمایز در میان این افراد آن است که برخی با سیاست تعامل و سازش به دنبال برداشتن تحریم‌ها هستند؛ حال آنکه مطابق با بیان رهبری، اگر قرار است تحریم برداشته شود، باید در پی این باشد که آمریکا بفهمد که تحریم‌ها بی‌اثر شده‌اند نه آنکه ما امتیاز بدهیم تا تحریم‌ها برداشته شود. بر این اساس کسی که فکر می‌کند با تعامل تحریم‌ها برداشته می‌شود، به دنبال ایجاد مقاومت در برابر تهدیدهای احتمالی نیست و این مسئله کشور را دچار مشکل می‌کند.

استفاده از ظرفیت‌های مردمی در قالب عدالت اقتصادی، مبارزه با فساد اقتصادی و خصوصی‌سازی و... از جمله ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی است که بسیاری از نامزدها بر این مسئله توجه داشته‌اند؛ اما مسئله در این است که برخی پیشرفت را مقدم بر عدالت می‌دانند و برخی دیگر، عدالت را مقدم بر پیشرفت نمی‌دانند، بلکه عدالت را عامل پیشرفت می‌دانند. متأسفانه این عده که پیشرفت را مقدم بر عدالت می‌دانند تصور می‌کنند که نظریه‌های اقتصادی نیز مؤید حرف آن‌هاست، حال آنکه مطابق با برخی از نظریات رفاه، من جمله رالز، توجه به عدالت اقتصادی و گروه‌های کم‌درآمد رشد اقتصادی را بیشتر می‌کند. بحث بر اثبات یا رد نظری نیست، اما از نظر اسلامی مطمئناً عدالت مقدم و عامل پیشرفت است که بسیاری به آن توجه ندارند. همچنین عدم توجه به مبارزه با فساد اقتصادی در کنار اصلاح ساختار نظام اداری و مدیریتی از جمله‌ی ایرادهایی است که برخی از کاندیداها به آن اشاره نکرده و بسط نداده‌اند.

خوشبختانه کاندیداها در خصوص حمایت از تولید ملی و کاهش وابستگی به نفت و مدیریت منابع ارزی سخنان خوبی گفته‌اند و در طرح و برنامه‌های خود قرار داده‌اند، اما باید توجه کرد که این سخن‌ها و بازگرداندن مردم به اقتصاد و گسترش عدالت و حمایت از تولید بدون برداشتن موانعی من جمله مفاسد اقتصادی، اصلاح نظام اداری و اقتصادی و برداشت صحیح از عدالت میسر نیست و تمامی ظرفیت‌های کشور فعال نمی‌شود. بر این اساس، رئیس‌جمهور آینده باید توجه داشته باشد که بدون برداشتن این موانع، سیاست‌های اقتصادی محکوم به شکست و کمک به اغنیا خواهند بود.

اما متأسفانه تقریباً هیچ نامزدی به بحث مدیریت مصرف و نقش مردم در مدیریت مصرف توجه نداشته است. البته شاید این به دلیل آن باشد که بحث‌ها بیشتر در خصوص وظیفه‌ی دولت و نقش آن در اقتصاد است، اما باید تذکر داد که افرادی که به بازگرداندن نقش مردم در اقتصاد اعتقاد دارند باید توجه کنند که مردم در صورتی در اقتصاد نقش خوبی خواهند داشت که فهم صحیحی از اقتصاد داشته باشند و بدون ایجاد درک صحیح از اقتصاد، تحقق اهداف فوق میسر نخواهد بود. بر این اساس، باید برنامه‌ی مدونی در خصوص ایجاد فهم اقتصاد در درون مردم داشته باشند تا زمینه‌ی واگذاری اقتصاد به مردم مهیا شود.

در مجموع، باید بیان کرد که تحقق اهداف اقتصادی و مقاومت اقتصادی در گرو درک صحیح از اقتصاد کشور و مناسبات اقتصادی آن در کنار فهم فضای جهانی و اقتضائات اقتصاد مقاومتی است. بر این اساس، بسیاری از کاندیداها فهم مناسبی از اقتضائات اقتصاد مقاومتی ندارند و تصور می‌کنند که اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که نقطه ضعف نداشته باشد. بلکه اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که نه تنها نقطه ضعف ندارد، بلکه در شرایط مختلف نیز ایستادگی دارد و این نیازمند بهره‌گیری از نظامی اسلامی و گفتمانی انقلابی برای تحقق چنین هدفی است.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1]. بیانات در دیدار کارگران و فعالان بخش تولید کشور، 7 اردیبهشت 1392.

[2]. بیانات در حرم مطهر رضوی، 1 فروردین 1392.

[3]. بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت،‌ 2 شهریور 1391.

[4]. بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضاى هیئت دولت، ‌2 شهریور 1391.

[5]. بیانات در دیدار کارگزاران نظام، 3 مرداد 1391.

منبع: سایت برهان



1. مقدمه

با ظهور انقلاب اسلامي، شكل جديدي ازحكومت در دنيا پديدار شد كه بناي سازگاري با قطب قدرت استكبار را نداشته و به مبارزه با استكبار پرداخت. ظهور چنين حكومتي آن هم درمنطقه خاورميانه كه ازلحاظ اقتصادي و ژئوپليتيكي داراي اهميت بسيار زياد است، باعث شد كه نظام استكبار جهاني با تمام قوا به مبارزه با انقلاب برخيزد.

با پايان يافتن جنگ و عدم پيروزي استكبار در زمينه هاي نظامي، تهاجمات به عرصه‌هاي ديگركشيده شد. يكي از اين عرصه‌ها كه خصوصاً در سالهاي اخير با تهاجمات گسترده همراه بوده است، "عرصه اقتصادي" است. بنابراين خود انقلاب اسلامي مكلف به نوآوري و نظريه‌پردازي و الگو‌‌سازي در عرصه‌هاي جديد اقتصادي است. هركشوري كه علم استكبار‌ستيزي را برپاكند، نيازمند چنين الگوهايي است. يكي ازاين مفاهيم "اقتصاد مقاومتي" است.


بقيه در ادامه مطلب...



اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصاد خودکفا، مولد، مستقل و شکوفایی که در برابر همه فشارها بتواند مقاومت کند و ستون های جامعه را به استواری محافظت نماید. بنابراین، از مهمترین مولفه ها و شاخصه های اقتصاد مقاومتی باید از خودباوری و اعتماد جامعه دانست؛ زیرا تا زمانی که جامعه از نظر فکری و فرهنگی به این مرحله از رشد و بالندگی نرسد که ما می توانیم، هرگز نمی تواند چنین اقتصادی را شکل بخشد.

مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی به معنای مدیریت افکارسازی جامعه به گونه ای است که بتواند نسبت تعادلی و تکاملی را میان عوامل و متغیرهای تشکیل دهنده اقتصاد مقاومتی شکل دهد. در این جا برخلاف مهندسی فرهنگی، خود فرهنگ به عنوان یک موضوع قابل مدیریت در دستور کار قرار می گیرد تا چنین رویکرد فرهنگی در جامعه برای رسیدن به هدفی چون اقتصاد مقاومتی پدید آید.

در این مقاله با مراجعه به آموزه های وحیانی اسلام سعی بر آن است تا نقش مهندسی فرهنگ در تحقق اقتصاد مقاومتی بیان شود و راهکارهایی جهت مدیریت فرهنگی ارایه گردد.

 

اقتصاد مقاومتی نیاز دیروز و امروز جامعه اسلامی

اقتصاد در آموزه های وحیانی اسلام به عنوان زیربنا یا رو بنا مطرح نیست؛ زیرا انسان در جهان مادی دنیوی، دارای نیازهای متضاد و متقابل دوگانه ای است که نمی توان هیچ یک را کم اهمیت تر از آن دیگری دانست. انسان ترکیبی از روان و تن است؛ هر چند که روان پیش ازورود در کالبد تن همان جان و روح مجرد از هرگونه ماده است؛ ولی قرار گرفتن روح در جسم موجب می شود تا روان و نفسی شکل گیرد که خصوصیات برزخی دارد و میان مجرد و ماده است. این گونه است که روان آدمی همان گونه که به حوزه مجرد گرایش دارد به حوزه مادیات نیز گرایش دارد. این گرایش دو سویه است که آدمی را در میان دو قطب متقابل مادی و مجرد قرار می دهد. از نظر آموزه های اسلامی، انسان به عنوان یک مرکب از روح و جسم لازم است تا به هر دو نیازهای معنوی و مادی خود پاسخ دهد و هرگونه نادیده گرفتن و عدم پاسخ گویی به این نیازها موجب می شود تا انسان مسیر شدن کمالی و تعالی خود را نتواند بپیماید. قرار گرفتن روح و جان در تن و ماده موجب شده تا نیازهای مادی نخستین دغدغه آدمی شود. از این روست که انسان به عنوان یک حیوان غذایی از آب و نان می خواهد.

همچنین اسلام به گرایش فطری و غریزی بشر به اجتماع توجه دارد؛ زیرا به دلایل چندی نمی تواند به تنهایی زندگی کند؛ زیرا نیازهای عاطفی و احساسی انسان از یک سو و نیازهای جسمی و جنسی از سوی دیگر او را به سوی دیگری می کشاند تا اجتماعی را شکل بخشد.

برخی بر این باورند که گرایش طبیعی انسان به جامعه و اجتماع برای استخدام و پاسخ گویی به نیازهای خودش است؛ هر چند که این تنها دلیل برای جامعه گرایی بشر نیست، ولی نمی توان آن را نادیده گرفت. این جاست که می توان مساله اقتصاد را به عنوان یک مولفه اصلی در تحقق اجتماع مدنظر قرار داد؛ زیرا انسان ها برای این اجتماع را شکل می دهند تا بتوانند از طریق آن به نخستین و ابتدایی ترین نیاز طبیعی خود در دنیا یعنی اقتصاد پاسخ دهند. از این روست که از نظر آموزه های قرآنی در تبیین و توصیف جامعه، اقتصاد به عنوان قوام و ستون برپادارنده اجتماع انسانی معرفی شده است.(نساء، آیه ۵)

از آن جایی که هدف از امت سازی از سوی خداوند و پیامبر(ص) ارایه یک سبک زندگی الگو و برتر است تا همه نیازهای معنوی و مادی بشر در آن جامعه پاسخ داده شود. (بقره، آیه ۱۴۳ و آیات دیگر) جامعه اسلامی، جامعه ای است که به نیازهای اقتصادی افراد به درستی پاسخ داده می شود.

اما همان اندازه که اقتصاد مایه قوام جامعه است، چشم اسفندیار و پاشنه آشیل جامعه نیز است. به این معنا که جامعه از سوی این بخش همواره در معرض خطر انقراض و نابودی است؛ زیرا اگر جامعه ای نتواند به این هدف اصلی اجتماع پاسخ دهد، از درون دچار فروپاشی می شود. دشمنان هر جامعه بر آن هستند تا با ضربه زدن به اقتصاد، ستون فقرات جامعه را بشکنند و آن را متلاشی و نابود سازند.

اقتصاد مقاومتی به جامعه اسلامی کمک می کند تا ضمن تامین یکی از مهم ترین مولفه های جامعه یعنی آسایش و اقتصاد، اجازه ندهد تا دشمن از این چشم اسفندیار و نقطه ضعف جامعه استفاده کرده و با تیرهای زهرآگین تحریم و فشار، جامعه را فلج کند؛ زیرا اقتصاد مقاومتی جامعه را چنان مصون می دارد که این نقطه ضعف به یک نقطه تحرک و پرش برای جامعه مطرح شده و جامعه اسلامی را به عنوان یک الگوی برتر به جهانیان معرفی نماید؛ زیرا توده های مردمی که جز دنیا هدفی ندارند، به این نتیجه و باور می رسند که اگر دنیا بخواهند سبک زندگی اسلامی را در پیش گیرند. اقتصاد مقاومتی به معنای اقتصادی که بر منابع انسانی و مالی و مادی داخلی جامعه تکیه کرده است و با عناصری از خلاقیت، باور و اعتماد، همه نیازهای خود را تولید و تامین می کند و مستقل و خودکفا از دیگران به راه رشد و شکوفایی خود ادامه می دهد، این امکان را به جامعه اسلامی می دهد تا همه فشارهای سلطه گران و مستکبران را تحمل کرده و آنها را پس زند.

 

لزوم مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی

البته دست یابی به اقتصاد مقاومتی نیازمند بسترسازی و ایجاد شرایط و زمینه هایی است که اگر تحقق نیابد نمی توان امید داشت که اقتصاد مقاومتی در جامعه شکل گیرد. از مهم ترین عواملی که اقتصاد مقاومتی بر بنیاد آن شکل می گیرد، بینش و نگرشی است که به عنوان موتور محرکه فعالیت های انسانی مطرح است.

اصولا فلسفه زندگی که انسان براساس شناخت و معرفت نسبت به خود و هستی پیدا می کند، سبک زندگی او را تحت تاثیر قرار می دهد. همان گونه که بینش مادی موجب می شود تا انسان ها همه ظرفیت خود را به جنبه های مادی اختصاص دهند و اصولا به چیزی به نام آخرت باور نداشته و کاری برای آن بخش انجام ندهد.

بینش ها، نگرش ها و باورهای انسانی است که سبک زندگی و نیز جهت و حتی میزان تحرکات بشر را تعیین می کند. بنابراین، دست یابی به اقتصاد مقاومتی متکی به باور وجود توانایی در خود در برابر تحرکات دشمن سلطه گر است. اگر کسی باور نداشته باشد که می تواند بر سرپای خود بایستد و در همه جنبه ها به نیازهای خود پاسخ دهد و یا جامعه ای که چنین باوری را ندارد نمی تواند تحرکاتی برای خودکفایی و استقلال اقتصادی داشته باشد. هم چنین اگر جامعه ای باور نداشته باشد که دشمنانی سلطه گر بر آن هستند تاجامعه را نابود سازند و بر آن سلطه یابند، هرگز اقتصاد مقاومتی برای رهایی از فشارهای دشمنان شکل نخواهد گرفت. برخی بر این باورند که اصولا نمی توانیم یا این که تصور دشمن، توهمی بیش نیست و همواره بر طبل نمی توانیم و تو هم دشمن می کوبند تا جامعه به نوعی باور منفی از جهت توانایی و بی خیالی از نظر دشمن برسد.

بنابراین، می بایست جامعه به این باور برسد که می تواند و دشمنی دارد که می کوشد تا این توان را از وی سلب کند و او را وابسته به خود سازد و استقلال او را مخدوش سازد. در این صورت است که اقتصاد مقاومتی شکل می گیرد.

به سخن دیگر، دست کم دو عنصر فکری و فرهنگی در تحقق اقتصاد مقاومتی نقش اساسی را دارد که عبارت از خودباوری و فشارهای دشمنان است.

از همین جا می توان دریافت که بر مسئولان جامعه و اولیای امور است که مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی را در دستور قرار دهند؛ زیرا می بایست فرهنگ را در جامعه ایجاد و نهادینه سازند که رفتارهای اقتصادی آنان را به شکل خاصی تحت تأثیر مستقیم خود قرار دهد. جامعه می بایست در بینش و نگرش به این باور برسد که توانایی آن را دارد که همه نیازهای اقتصادی خود را پاسخگو باشد و هرگونه فشار دشمنان را نیز دفع کند. مهندسی د راین جا به معنای برقراری نسبت تعادلی و تکاملی میان عوامل و یا متغیرهای تشکیل دهنده یک مجموعه فکری و مادی است تا اقتصاد مقاومتی را تحقق بخشد و آن هدف را در دسترس جامعه قرار دهد.

از آنجایی که فرهنگ پدیده ای است که در یک جامعه شکل می گیرد و در یک فرآیندی تغییر می یابد، پس قابل مدیریت است. به سخن دیگر، فرهنگ هر چند مجموعه ای از اندیشه ها، اخلاقیات، آداب و سنت هاست که رفتار مردم را تحت تأثیر مستقیم قرار می دهد، ولی باید توجه داشت که فرهنگ به سبب تغییرپذیری، مدیریت پذیر است. از این روست که در آیات قرآنی از تغییرات فرهنگی در انسان و جامعه سخن به میان آمده است. خداوند در آیه ۱۱سوره رعد تغییرات فرهنگی در جامعه را منوط به تغییرات فکری و فرهنگی در افراد جامعه می داند. این آیه به صراحت از امکان تغییر بلکه مدیریت پذیری فرهنگی سخن می گوید. بنابراین، می توان با ایجاد تغییر در افراد جامعه، زمینه تغییرات کلان اجتماعی را فراهم آورد. جامعه ای که بر این باور است که نمی تواند با تبیین توانایی و استعدادهای افراد می توان او را به این خودباوری توانستن رساند.

در مهندسی فرهنگ، تلاش بر آن است تا لایه ها، انواع و ارکان فرهنگ شناخته شود و نوع تعامل آن ها را در هر وضعیت به دست آورد و آن را به سمت تعالی اندیشه ها و اخلاقیات و رفتار مورد پذیرش هدایت کرد. بنابراین، در این جا نیز می بایست همه این موارد ملاحظه شود تا جامعه فرهنگ توانستن و خواستن را در خود و رفتارهایش به نمایش گذارد و ترس و خطر دایمی دشمنان و توانایی مقابله با آنان را بپذیرد. 
این نوع مهندسی غیر از مهندسی فرهنگی است که ارتباط با مهندسی کل جامعه براساس رویکردهای فرهنگی دارد، زیرا در مهندسی فرهنگی تلاش بر آن است تا همه حوزه ها و ابعاد مختلف یک جامعه از سیاست، اقتصاد، ورزش، هنر، امور نظامی و انتظامی، آموزشی و پرورشی و مانند آن در چارچوب فرهنگی خاص هدایت و مدیریت شود.

در مهندسی فرهنگ اقتصادی، هدف آن است که فرهنگی که اقتصاد مبتنی بر آن شکل گرفته است را مدیریت و تغییر دهیم تا چنان در جامعه شکل گیرد که مبتنی بر اهداف اصلی تصمیم سازان و تصمیم گیران کلان جامعه است. به عنوان نمونه در فرهنگ اسلامی، زکات از سود رفتارهای اقتصادی به عنوان یک عامل رشد و نمو اقتصادی معرفی شده است در حالی که به ظاهر زکات از دست دادن بخشی از سود و سرمایه آینده است. مهندسی فرهنگ اقتصاد اسلامی به این معناست که این فکر که زکات از دست دادن نیست بلکه افزایش و نمو و زیاده در مال است، پذیرفته و به عنوان باور درآید تا در رفتارهای اقتصادی جامعه خودش را نشان دهد و شخص به قصد افزایش ثروت و سرمایه به زکات اقدام کند.

در حوزه مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی نیز می بایست دو اصل اساسی توانستن و سلطه مستکبران و دشمنان پذیرفته شود تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد. اگر جامعه به این باور نرسد که می تواند در حوزه اقتصادی مثلا به استقلال و خودکفایی برسد یا این که وجود دشمنان و سلطه گران مستکبر و متجاوز را تو هم بشمارد، هرگز اقتصاد مقاومتی شکل نخواهد گرفت.

با توجه به این که جامعه اسلامی در عصر معاصر هنوز به این باورها نرسیده است لازم است تا مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی شکل گیرد و از سوی مسئولان این معنا مدیریت شود تا با تغییر در باورها، تغییرات مثبت و متناسب با اهداف اقتصاد مقاومتی تحقق یابد. بنابراین، لازم است تا با سیاست گزاری و برنامه ریزی های مشخص این راهبرد اقتصاد مقاومتی در جامعه اسلامی به عنوان یک فرهنگ درآید. این جاست که مثلا غرقه سازی از طریق بسیج تمامی امکانات تبلیغی و رسانه ای برای افکارسازی ضروری می شود، زیرا می بایست جامعه به این باور برسد که می تواند و فشارهای دشمن را می بایست بشناسد و از سر راه بردارد.

از نظر فرهنگ اقتصادی جامعه می بایست به این باور برسد که تولید و عدالت اقتصادی یک ماموریت و وظیفه الهی است (هود، آیه ۶۱) و به عنوان یک ارزش آن را در رفتارهای اجتماعی خود به کار گیرد و به عناوین چون زهد، تنبلی نورزد و از تولید و فعالیت های مولد اقتصادی باز نماند.

مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی می بایست در فرهنگ عمومی جامعه چنان حساسیت ایجاد کند که همه مردم نیاز به اقتصاد مقاومتی را درک و باور کنند و برای تحقق آن بکوشند. هم چنین در فرهنگ تخصصی، فعالان عرصه اقتصاد را به فعالیت در این چارچوب هدایت و مدیریت نماید.

از آنجایی که مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی مانند هر حوزه دیگر، نیازمند تولید دانش و ادبیات متناسب با آن می باشد می باید درحوزه مدیریت پژوهش اقتصادی نیز وارد شد. و ادبیات جدیدی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی تولید و درجامعه رایج کرد و آن گاه در مدیریت آموزش آن ادبیات و فرهنگ تولید شده را در اذهان قرار داد تا افراد جامعه با این رویکرد جدید انس گیرند.

البته ترویج فرهنگ اقتصاد مقاومتی بخشی از مهندسی آن است. به این معنا که فراتر از آموزش می بایست به دنبال ایجاد الگوهای عملی برای فرهنگی اندیشیدن و فرهنگی رفتار نمودن جامعه درحوزه عملکردهای اقتصاد مقاومتی باشیم. در همین راستا می بایست همه رسانه ها و مراکز دولتی و خصوصی و نیمه دولتی و عمومی به کار گرفته شود تا فرهنگ اقتصاد مقاومتی در همه جا به عنوان یک دغدغه اصلی جامعه مطرح و به عنوان یک ارزش اساسی جامعه ترویج شود.

با آنچه گذشت دانسته شد که همه حوزه های زندگی بشر تحت تاثیر یکدیگر عمل می کنند؛ به این معنا که بینش ها در رفتارها و رفتارها در بینش ها تاثیرگذار هستند. از این روست که اگر ما برای جامعه انسانی سه وجه سیاست، اقتصاد و فرهنگ قایل شویم، هر سه حوزه درهر اقدام مثبت و منفی تحت تاثیر مستقیم یک دیگر قرار می گیرند. اصلاح و افساد هر یک از این سه حوزه بی درنگ یا در یک فرآیندی ابعاد دیگر جامعه را تحت تاثیر قرارمی دهد. از این رو همواره میان حوزه های گوناگون داد وستد مطرح است. پس نمی توان برای یک حوزه بی توجه به تاثیرات یا تاثرات حوزه های دیگر برنامه ریزی کرد. این بدان معنا خواهد بود که در مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی می بایست حوزه دیگر چون سیاست نیز مدنظر قرار گیرد. این جاست که به نقش کلیدی مثلا سیاست مداران و کارگزاران نظام سیاسی برای دست یابی به اقتصاد مقاومتی می بایست توجه داشت. مشکلات فرهنگی می تواند متاثر از اقتصاد یا سیاست باشد یا مشکلات سیاسی جامعه تحت تاثیر مشکلات اقتصادی یا فرهنگی جامعه قرار گیرد. بنابراین درمهندسی می بایست همواره از توسعه نامتوازن جلوگیری کرد واگر کاری انجام می شود دست کم درسه بعد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی جامعه به شکل متعادل و متوازن انجام گیرد. از این روست که گاه سخن از مهندسی جامع مطرح می شود تا از هرگونه رشد کاریکتاتوری و نامتوازن جلوگیری کرد و عدالت را در میان سه گانه ها رعایت نمود. 
دشمن از آنجایی که از تبدیل شدن ایران اسلامی به یک قدرت منطقه ای و جهانی و الگوبرداری از آن درسرتا سر جهان هراسان است؛ چرا که سلطه استبدادی و بی چون و چرای او در معرض خطر قرار می دهد، اجازه نمی دهد تا گفتمان نظام اسلامی به شکل یک جامعه و دولت شکل گیرد و در عرصه بین المللی خودنمایی کند. از این روست که با سبک زندگی براساس اسلام ناب محمدی به شدت مبارزه می کند.


مهندسی فرهنگ اقتصاد مقاومتی، مدیریت فرهنگ سازی

چنان که گفته شد، مهندسی فرهنگی نوعی مدیریت فرهنگ سازی است تا الگوهای فرهنگی و رفتار جامعه درجهت اهداف متعالی جامعه مدیریت و ساماندهی شود. شکی نیست که آغاز چنین تحولی درجامعه باید از سوی مدیران و کارگزاران ارشد نظام در همه سازمان ها و نهادهای وابسته به نظام آغاز گردد؛ چرا که مردم بر دین رهبران و آیین ملوک خویش هستند (الناس علی دین ملوکهم). تغییرات رفتاری در جامعه نیز می بایست همراه با تعمیق شناخت و اصلاح زیربنایی در نظام جزیی درون سازمانی انجام پذیرد. 
مهندسی فرهنگ اقتصادی درکنار مهندسی فرهنگی به معنای احیای نوع متفاوتی از مدیریت جامع اقتصادی نظام کشور است که بر اساس آن اهداف جامعه از حاشیه به متن آورده می شود و در انتخاب هر راهبرد، خط مشی، طرح برنامه مدنظر قرار می گیرد.

امام خامنه ای با توجه به نیازهای جامعه اسلامی، مهندسی فرهنگ را در دستور کار خود قرارداده اند. ایشان به عنوان یک نخبه و روشنفکر اسلامی در مقام مدیریت فرهنگ، با تولید مفاهیم و اصطلاحات جدید بر آن است تا فرهنگ جامعه را به درستی بازسازی و اصلاح نماید وبراساس اسلام ناب محمدی به معاصرت بکشاند. ایشان با ایجاد اصطلاح و مفهوم اقتصاد مقاومتی بر آن شد تا نیازهای راهبردی جامعه را شناسایی و به جامعه معرفی کند و ایشان را در این جهت مدیریت نماید. البته از آن جایی که فرهنگ را همگان می سازند گام اصلی را می بایست درگام نخست مدیران ارشد نظام و سپس از طریق رسانه ها همه بخش ها و سطوح جامعه بردارد تا اقتصاد مقاومتی شکل گیرد.

بنابراین، برای دست یابی به اقتصاد مقاومتی نخست می بایست مدیریت فرهنگ سازی به جهت تغییرات متناسب و لازم از طریق مهندسی فرهنگ اقتصادی انجام گیرد تا جامعه درمسیری قرار گیرد که به دو اصل توانستن و مقاومت در برابر فشار برسد و شکل جدیدی از اقتصاد و تولید را سامان دهد که ضمن برآورده کردن همه نیازهای اساسی جامعه، در برابر هرگونه فشار سلطه گران و مستکبران مقاومت کند و از استقلال و خودکفایی بهره مند شود و به مسیر رشد و شکوفایی خود ادامه دهد.




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |