حماسه اقتصادي

اعمال تحريم هاي يک جانبه و محدوديت هاي مالي و تجاري، همواره يكي از ابزارهاي غيرقانوني نظام سلطه براي وارد آوردن فشار به نظام جمهوري اسلامي ايران در طول سي ودو سال گذشته بوده و مرتباً بر حجم اين تحريم ها افزوده است. اين وضعيت با اجراي تحريم خريد نفت، بانک مركزي، كشتيراني، بيمه و... از سوي نظام سلطه به اوج خود رسيده است.

در مقابل اتخاذ چنين رويكردي از سوي غرب، مقام معظم رهبري بحث اقتصاد مقاومتي را مطرح و آن را يك روش مهم در تغيير مسير حركت اقتصادي كشور عنوان كردند. پيش از ورود به بحث، لازم است اين نكته تبيين شود كه معناي اقتصاد مقاومتي اين گونه نيست كه مردم كشور ما مثل كشورهاي بحران زده غرب تن به رياضت اقتصادي دهند و عرصه زندگي براي آنها سخت شود. بلكه اقتصاد مقاومتي اين امكان را فراهم مي كند تا سبك زندگي مردم به سمت حركت جهادگونه و ايستادگي در برابر نقشه هاي دشمن هدايت شود و مردم از سبك زندگي مبتني بر فرهنگ غرب پرهيز كنند و روش زندگي خود را بر اساس الگوي اسلامي- ايراني تنظيم كنند. در اقتصاد مقاومتي، مديريت ارز، مقابله با قاچاق كالا، افزايش ثروت ملي، توجه جدي به علوم دانش بنيان، مقابله با فرهنگ اسراف در مصرف، راه هاي گريز از تحريم ها و ... كه خود آنها كاهش آسيب پذيري كشور در تحريم ها را موجب مي شود بحث مي شود.

درباره اقتصاد مقاومتي ابتدا بايد درك صحيح از اقتصاد ملي و همچنين فضاي اقتصاد جهاني و متعاقباً فشار مضاعفي كه نظام سلطه نسبت به ايران داشته است به دست آوريم. به عبارتي؛ نظام سلطه بعد از نااميدي كه در فضاي تخاصم با محوريت نظامي روبه رو شد، در حوزه اقتصاد به طمع افتاد. در همين راستا، اقداماتي را يكي پس از ديگري براي تحت تأثير قرار دادن محيط اقتصادي با هدف هايي كه منجر به تضعيف نظام و فشار روي آحاد مردم شود، در دستور كار قرار داده است تا با اين روش، جورچين خود را كامل كند. بعد از اين توضيح مختصر خوب است در بدو ورود، اقتصاد مقاومتي تعريف شود. برخي از صاحب نظران اقتصادي، در تعريف اقتصاد مقاومتي بيان كرده اند اقتصاد مقاومتي يعني تشخيص حوزه هاي فشار و متعاقباً، تلاش براي كنترل و بي اثر كردن آن و در شرايط آرماني، تبديل چنين فشارها به فرصت؛ كه نتيجه اقتصاد مقاومتي است، سبب كاهش وابستگي ها و تأكيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خوداتكايي است. براي عملياتي كردن الگوي اقتصاد مقاومتي، چند كار در روزهاي گذشته توسط دولت محترم صورت گرفته كه علاوه بر تداوم اين گونه اقدامات، در كنار آنها يك سري اقدامات ديگر نيز ضروري است كه به جد بايد در دستور كار قرار گيرد كه به اهم آنها اشاره مي شود.

 

هدفمند شدن ارز مسافرتي

يكي از اقدامات بجا و منطقي بانك مركزي، تغييرات جديد در مقررات ارزي است كه بسيار بر روند عملياتي شدن اقتصاد مقاومتي تأثير دارد. بانك مركزي در ابلاغيه اي، شرايط فروش ارز مسافري به جز شهرهاي زيارتي [در عراق و عربستان] به ميزان 200 دلار با تأييد سازمان حج و زيارت، بقيه را حذف كرده است. ساليانه چند ميليارد دلار ارز مسافرتي از كشور خارج مي شد در حالي كه هيچ توجيه اقتصادي براي آن وجود نداشت.

«محمود بهمني» رئيس كل بانك مركزي در گفت وگو با خبرگزاري فارس درباره منفعت اين اقدام بيان كرد: «حجم ارز مسافرتي مورد نياز كشور در سال حدود 5/6 تا 7 ميليارد دلار است كه از اين ميزان، بالغ بر 70 درصد به مسافران غير از عتبات عاليات و حج اختصاص پيدا مي كرد كه با حذف اين دسته از مسافران از دايره دريافت كنندگان ارز دولتي، مصرف ارز مسافرتي به حدود يك ميلياردونيم تا دو ميليارد دلار كاهش خواهد يافت كه در كل، پنج ميليارد دلار در مصارف ارزي صرفه جويي مي شود.» اين آمار در صورتي بهتر درك مي شود كه بدانيم اخيراً واحد اطلاعات اكونوميست برآورد كرده است به دليل فشار تحريم ها و محدوديت مالي و تجاري بر ضد اقتصاد ايران، جمهوري اسلامي در مدت زمان يك سال 14 ميليارد و 200 ميليون دلار با كاهش صادرات مواجه مي شود. در اين صورت، يك سوم كمبود منابع ارزي پيش بيني شده با يك تصميم كارشناسي و منطقي جبران مي شود.

 

واگذاري ارز مرجع به كالاهاي اولويت دار

 يكي ديگر از اقدامات صورت گرفته براي تحقق اقتصاد مقاومتي، اولويت گذاري كالا ها به 10 گروه و تخصيص ارز با نرخ مرجع 12260 ريال به برخي از اولويت هاي اساسي است. دولت چند ماه پيش اعلام كرد مبلغ 24 ميليارد دلار براي واردات كالاها تخصيص داده است. در اين بخش، كالاها به 10 گروه تقسيم شدند كه كالاهاي اساسي كشور كه به نوعي با زندگي روزانه مردم مرتبط است در جايگاه اول و دوم قرار گرفتند. مسئولان به صراحت به سيستم بانكي اعلام كردند كه در مرحله اول تأمين ارز مرجع، ارجحيت با جايگاه هاي اول و دوم است و چنانچه بانك ها بتوانند مشكل نقل و انتقالات ارزي را حل وفصل كنند، اولويت هاي بعدي نيز مي توانند ارز 1226 توماني دريافت كنند. مرتبه اول شامل كالاهاي اساسي نظير؛ گوشت قرمز، گوشت مرغ، گوسفند زنده، جو، ذرت، دانه سويا، كنجاله، روغن خام، شكر خام و شيرخشك صنعتي؛ و مرتبه دوم نيز شامل كالاهايي نظير؛ داروهاي ساخته شده، مواد اوليه دارو و تجهيزات پزشكي كه در داخل كشور توليد نمي شود، است. اولويت هاي بعدي هم در صورت تأمين منابع و حل نقل و انتقال پول، اگر ارز با نرخ مرجع باشد خوب است.



توجه جدي به شركت هاي دانش بنيان

شركت ها و موسسات دانش بنيان شركت يا موسسه خصوصي يا تعاوني هستند كه به منظور هم افزايي علم و ثروت، توسعه اقتصاد دانش محور، تحقق اهداف علمي و اقتصادي (شامل گسترش و كاربرد اختراع و نوآوري) و تجاري سازي نتايج تحقيق و توسعه (شامل طراحي و توليد كالا و خدمات) در حوزه فناوري هاي برتر و با ارزش افزوده فراوان به ويژه در توليد نرم افزارهاي مربوط تشكيل شده اند. منظور از توليد ثروت از دانش در شركت هاي دانش بنيان اين است كه اين شركت ها بتوانند با توليد محصولات علمي، ارزش افزوده آنها را هم افزايش دهند تا در دنياي رقابتي، از استانداردهاي لازم برخوردار باشند و مطلوبيت خود را براي مشتريان حفظ كنند. امروزه دانش مهم ترين دارايي يك كشور است و سرمايه هاي فكري ابزار اصلي توسعه و پيشرفت محسوب مي شوند. بر اين اساس، حمايت هاي ويژه اي نظير معافيت از پرداخت ماليات، عوارض، حقوق گمركي، سود بازرگاني و عوارض صادراتي، تأمين تمام يا بخشي از هزينه توليد، عرضه يا به كارگيري نوآوري و فناوري با اعطاي وام كم بهره يا بدون بهره و ... از اين شركت ها صورت گيرد. از منظر مقام معظم رهبري، يكي از بهترين مظاهر و موثر ترين مولفه هاي اقتصاد مقاومتي، شركت هاي دانش بنيانند كه مي توانند اقتصاد مقاومتي را پايدار تر كنند. رهبر معظم انقلاب اسلامي، رشد اقتصادي حقيقي را در گرو توليد ثروت از طريق دانش و علم مي دانند و مي فرمايند: «اگر شركت هاي دانش بنيان جدي گرفته شوند و از توسعه كمي و كيفي آنها حمايت شود، به واسطه ثروت آفريني از طريق علم، اقتصاد كشور به شكوفايي حقيقي خواهد رسيد.» در حال حاضر بيش از سه هزار شركت دانش بنيان در پارك هاي علمي و فناوري كشور فعاليت دارند و با توجه به قانون حمايت از شركت هاي دانش بنيان، تعداد آنها تا پايان برنامه پنجم توسعه به 20 هزار شركت افزايش مي يابد.

 

جلوگيري از خام فروشي نفت

حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله العالی) می فرمایند:

«تحريم نفت فرصت مناسبي است تا به جاي خام فروشي آن، با تبديل نفت به مي كند كه كشور قادر باشد با اختيار خودش اعلام كند كه من مصلحت مي دانم امروز توليدم را فلان قدر كم كنم؛... امروز مي خواهم صادرات نفتم را اين قدر كم كنم و نفت را در كارهاي غيرسوخت مصرف كنم. سوخت، بدترين استفاده از نفت است و دنيا الي ماشاء الله استفاده هاي بهتر از سوخت نفت را كشف مي كند و پيش مي رود. آن روز ما مي توانيم خوشحال باشيم و به نفت خشنود باشيم.»

توليد است كه دولت با طيب خاطر مي تواند روي درآمدهاي آن حساب باز كند. اگرچه در طرح تحول اقتصادي، يكي از هفت نظام، اصلاح ماليات بود و قدم هاي خوبي هم برداشته شد و در سال گذشته (1390) درصد بودجه مالياتي(28 هزار ميليارد تومان) تحقق پيدا كرد، اما هنوز فاصله درآمد مالياتي ما با ميانگين جهاني و بسياري از كشورها فاصله زيادي دارد. اما در اين بين، موضوع فرار مالياتي، اهميت خاصي دارد كه بايد براي آن تدابير ويژه اي صورت بگيرد، چون برخي برآوردها نشان مي دهد ميزان فرار مالياتي حداقل دو برابر درآمد مالياتي بالقوه فعلي است!

 

مديريت واردات

يكي ديگر از راهكارهاي موفق و كم دردسر، مديريت بر واردات است كه مي توان از آن براي تحققاقتصاد مقاومتي سود جست. البته در اينجا يك تفكيكي بايد صورت بگيرد، كالاهاي غيرضروري و حتي مضر كه هم در برخي موارد موجب ضربه به توليد داخلي است و هم توان ارزي كشور را پايين مي آورد مثل؛ واردات 70 ميليون دلاري اسباب بازي در سال گذشته يا 150 ميليون دلاري لوازم آرايشي يا رقم بالايي كه هر ساله براي سيگار، ماشين هاي لوكس، برخي پرندگان و حيوانات و... كه علاوه بر خروج ارز از كشور، اكثر اين گونه ارزها، به جيب كساني سرريز مي شود كه تحريم ها را عليه كشور ما تدارك مي بينند. توجه به توصيه مقام معظم رهبري در اين باره مي تواند ملاك عمل متوليان اين بخش قرار گيرد. معظم له مي فرمايند:

«من نسبت به مسئله مديريت واردات به دولتي ها سفارش كردم؛ الآن هم تأكيد مي كنم. من نمي گويم واردات متوقف بشود؛ چون يك جاهايي لازم است كه واردات انجام بگيرد؛ اما واردات بايد مديريت بشود. يك جايي واردات مطلقاً نبايد بشود؛ يك جاهايي بايد انجام بگيرد. با مديريت، واردات انجام بگيرد.»( 89/5/27)

 

تداوم هدفمندي يارانه ها

 استمرار هدفمندي يارانه ها هم به جهت مقابله با فرهنگ اسراف در مصرف - از جمله كاهش مصرف سوخت- علاوه بر آنكه مي تواند به اقتصاد كشور كمك كند، آسيب پذيري كشور را نيز در تحريم ها كاهش مي دهد. علاوه بر آن، به جهت مقابله با قاچاق سوخت و هم از جهت تشويق بنگاه هاي توليدي به استفاده از فناوري هايي با مصرف بهينه انرژي براي رقابت پذيري با محصولات خارجي ضرورت دارد، هدفمندي يارانه ها تداوم يابد. البته حمايت از طريق يارانه، به ويژه در بخش هاي حساس توليدي مثل كشاورزي يا كالاهاي استراتژيك براي عبور از اين مرحله گذار خوب است، اما بازگشت به دوره پيش از آن، به هيچ وجه به صلاح اقتصاد كشور نيست كه برخي ها توصيه مي كنند.

آنچه بيان شد بخشي از راهكارها بود كه با عملياتي شدن آنها با يك حساب سرانگشتي مي توان قاطعانه گفت عبور از اين مرحله، بسيار آسان تر آن چيزي است كه دشمن به قول خودش براي فلج كردن اقتصاد ايران تدارك ديده است. از سوي ديگر، نظام جمهوري اسلامي ايران با پشتوانه حمايت ملت ايران در طول سه دهه گذشته ثابت كرده است كه ضمن احترام به همه مقررات بين المللي به هيچ وجه از حقوق قانوني و بين المللي خود نخواهد گذشت و زير بار سياست هاي سلطه جويانه قدرت هاي بزرگ نخواهد رفت. ملت بزرگ ايران بار ها ثابت كرده است كه با اتكا به ذات اقدس الهي و بهره گيري از توانمندي هاي ملي، تحريم ها و فشارهاي اقتصادي را به يك فرصت تبديل مي كند، كاري كه در سه دهه گذشته بار ها آن را ثابت كرده است و اين بار نيز با الگوي اقتصاد مقاومتي به سرانجام خوشي خواهد رساند. ان شاء الله

منبع: تحلیل پرس



نگاه و اشراف كامل رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به امور داخلی و مسائل و فضای بين المللی، همواره تبيين گر بهترين راه براي پيشرفت مبتنی بر عدالت است.

معظم له همواره با توجه به شرايط موجود و ملاحظه فرصت ها و تهديدها و مهم تر از همه آرمان های انقلاب اسلامی و اقتضائات زمانی، رهنمودهايي دارند كه مي بايست توسط نخبگان، مسئولان و برنامه ريزان كشور در چارچوب يك استراتژی منسجم و مشخص مورد مطالعه قرار گيرد و براي عملياتي شدن مدون شود.

 چندي پيش رهبر معظم انقلاب در ديدار با كارآفرينان، بر لزوم تشكيل يک «اقتصاد مقاومتي» براي تبديل تهديد تحريم ها به يك فرصت تاريخي تاكيد كردند.

از جمله نكات درخور توجه در فرمايشات مقام معظم رهبري در اين ديدار ورود «اقتصاد مقاومتي» به عنوان كليد واژه اي جديد در ادبيات اقتصادي است. پيش از اين در دايره المعارف واژگان اقتصادي، به منظور حمايت از اقتصاد و توليد ملي از واژه  Protectionismيا «اقتصاد حمايتي» استفاده مي شد. اما براي نخستين بار رهبر انقلاب، كليد واژه «اقتصاد مقاومتي» را مطرح ساختند كه بسيار فراتر از «اقتصاد حمايتي» و دربرگيرنده ابعاد جديدي از اقتصاد ملي با توجه به تحولات جديد بين المللي است. به بيان ديگر، معظم له با توجه به برخي تحولات جديد در حوزه بين الملل، لزوم تغيير بنيادين نظام اقتصادي كشور را از «مقاومت اقتصادي» به «اقتصاد مقاومتي» خواستار شده اند كه بيانگر اشراف كامل ايشان به مسائل بنيادين است.

واقعيت آن است كه جمهوري اسلامي ايران تاكنون در طول حيات طيبه 32ساله خود، با چهار گروه از تحريم هاي اقتصادي مواجه شده است. نخستين گروه از تحريم ها بلافاصله پس از پيروزي انقلاب اسلامي شكل گرفت و «جيمي كارتر» رئيس جمهور وقت آمريكا، دستور توقيف بالغ بر 12ميليارد دلار از دارايي هاي منقول و غيرمنقول ايران در ايالات متحده آمريكا و همچنين نقود ايراني در بانك هاي اين كشور را صادر كرد. علاوه بر اين دولت آمريكا از تحويل برخي تجهيزات نظامي خريداري شده پيش از پيروزي انقلاب همانند هواپيماهاي اف 16، ناو و قطعات يدكي نظامي كه بهاي آن را دريافت كرده بود سر باز زد.

پس از تجاوز نظامي رژيم بعث عراق به خاك ايران، كشورمان با دومين گروه از تحريم ها مواجه شد. در اين مقطع ايالات متحده با همراهي كشورهاي اروپايي، ژاپن، كانادا، استراليا و تعدادي ديگر از كشورها، جمهوري اسلامي ايران را با برخي تحريم ها مواجه ساختند و عملاً بيش از 30 كشور در كنار آمريكا و رژيم صدام به مقابله با نظام نوپاي اسلامي پرداختند. يكي از دلايل اصلي اين حمايت ها، هراس از گسترش نفوذ جمهوري اسلامي و اسلام سياسي و انقلابي در رژيم هاي دست نشانده منطقه و لرزه هاي مداوم آن برپايه هاي نظام هاي غربي بود كه سبب شد تا سازمان ملل متحد نيز به عنوان ابزار تحقق منافع و خواسته هاي نامشروع قدرت ها درآيد.

گروه سوم تحريم ها عليه ملت ايران، پس از پايان جنگ تحميلي هشت ساله و اين باز نيز با هدايت آمريكا و رژيم صهيونيستي و با هدف منع سرمايه گذاري در ايران و بازسازي ويراني هاي جنگ انجام شد و تقريباً 15 سال به طول انجاميد و تا سال 1384خورشيدي ادامه يافت. اين تحريم ها در دوران «بيل كلينتون» رئيس جمهوري وقت آمريكا به قانون «داماتو» مشهور شد كه براساس آن هرگونه سرمايه گذاري بيش از 20ميليون دلار در ايران منع شد.

اما چهارمين دسته از تحريم ها كه امروزه با آن مواجه ايم و در واقع مي توان گفت شديدترين تحريم هايي است كه كشورمان از ابتداي پيروزي انقلاب تاكنون با آن مواجه بوده است، در راستاي سياست قديمي «ارائه مشوق براي پيش بردن به سوي هدف و ارائه تنبيه براي رفتار بد» يا همان استراتژي نخ نما شده «چماق و هويج» (Carrot and Stick Strategy) قابل ارزيابي است. غرب در اين مرحله از تحريم ها كوشيده تا با دخالت دادن شوراي امنيت سازمان ملل در وضع تحريم ها عليه ملت ايران، وجهه اي قانوني! به تروريسم مالي خود ببخشد و از سوي ديگر با مطالعه در نقاط آسيب پذير اقتصاد ايران، تحريم هاي يكجانبه خود عليه ملت ايران را هدفمندتر سازد.

با مراجعه به اصول ايدئولوژيك انقلاب اسلامي، درمي يابيم كه از ابتداي شكل گيري و استقرار جمهوري اسلامي، ايستادگي در برابر ظالم و قدرتهاي استكباري زورگو، بخشي از سياست تغيير ناپذير ايران در تمامي بخش هاي سياسي، اقتصادي، امنيتي و غيره بوده است كه نقشي اساسي نيز در ناكامي استكبار جهاني در مقابله با كشورمان داشته است. اين ايدئولوژي آنچنان موثر واقع شد كه اصلي ترين مولفه نهضت بيداري اسلامي و بيداري انساني در سي سال گذشته به شمار مي رود و به عنوان اكسيري حياتبخش و مدلي باورپذير، ساير ملل مظلوم و آزاده جهان را نيز تحت تاثير قرار داد و زنده كرد و معادلات جهاني را تحت تاثير خود قرار داد.

در طول اين سال ها، جمهوري اسلامي ايران در حوزه اقتصادي با برگزيدن استراتژي «مقاومت اقتصادي» كوشيد تا در سايه خودكفايي در توليد محصولات استراتژيك و دستيابي به فن آوري هاي نوين، دور زدن هوشمندانه برخي از تحريم ها و گسترش مناسبات سياسي و اقتصادي خود با كشورهاي همسايه و مسلمان، به بي اثر ساختن تروريسم مالي غرب بپردازد كه با موفقيت هاي خوبي نيز روبه رو شد.
اما با تغيير استراتژي غرب در وضع تحريم ها و به زعم مقامات غربي «هدفمند كردن تحريم ها»، بايد اذعان كرد كه جنگ اقتصادي از طريق وضع تحريم هاي اقتصادي، به محور اصلي برخورد غرب با جمهوري اسلامي ايران تبديل شده است. نظام سلطه تاكنون در اجراي تحريم ها براي جلوگيري و كندسازي روند توسعه كشور كه يكي از لوازم اساسي آن، تامين مالي و قسمت ديگرش تكنولوژي است، سعي كرده كه در اين دو محور براي نظام مانع تراشي كند و آن را با مشكلات عديده رو به رو سازد. تجربه سي و دو ساله تحريم ها مويد اين نكته است كه در هر زمان و مقطع كه به شكل صحيحي، سياستگذاري شده و منابع به صورت بهينه به اقتصاد كشور تزريق شده است، توانسته ايم اثرات تحريم ها را خنثي كنيم.

رهبر معظم انقلاب با درايت و اشراف كامل به اين موضوع، پس از آنكه در سالهاي گذشته، شاخص هاي تعيين كننده اقتصادي را در اسناد بالادستي نظام از جمله برنامه هاي توسعه اي، سند چشم انداز و سياست هاي اصل 44 مشخص فرمودند، در اين مقطع خواستار گذر از مرحله «مقاومت اقتصادي» و ايجاد يك «اقتصاد مقاومتي» در كشور و تبديل آن به خط مشي اساسي كشور شدند. به اعتقاد رهبر معظم انقلاب با توجه به تحولات جديد در عرصه بين المللي، ضرورت دارد تا با استقرار يكاقتصاد مقاومتي و مديريت صحيح منابع مالي و انساني كشور، تهديدهاي جهاني عليه جمهوري اسلامي به فرصت هاي اقتصادي تبديل شود.

 نخستين تفاوت اصلي استراتژي «اقتصاد مقاومتي» با «مقاومت اقتصادي» كه تاكنون مورد استفاده بوده و هست، تدوين شاخصه ها، ابعاد و لايه هاي فراوان و مختلفي است كه تاكنون به صورت مقطعي و در برخي از سطوح تصميم گيري اجرا مي شد و هم اينك بايد به صورت جامع و دائمي به دنبال رفع آثار سوء آفند دشمن در حوزه اقتصادي باشد. همچنين «اقتصاد مقاومتي» علاوه بر آنكه همانند «مقاومت اقتصادي»، راههاي آسيب رسان به اقتصاد را مسدود مي كند، با تهاجمي كردن اقتصاد به جاي تدافعي بودن آن و تنظيم نقشه اي جامع و علمي در مديريت منابع مالي و انساني و مهم تر از همه، بهبود شاخص فضاي كسب و كار كه رهبري بر آن تاكيد ويژه اي دارند، شرايط رقابت پذيري اقتصاد ايران در عرصه هاي جهاني و در برابر شوك هاي اقتصادي را فراهم مي آورد.

از سوي ديگر، در شرايطي كه وضعيت اقتصادي كشورها با مولفه هايي نظير رشد اقتصادي، ضريب جيني، نرخ تورم، بيكاري و بهره وري ارزيابي مي شود، در مدل «اقتصاد مقاومتي»، شاخصه ها و ضرايب جديدي همانند ضريب خودكفايي در توليد ملي، ضريب استفاده از فن آوريهاي نوين و نرخ هايي چون كار مضاعف و همت مضاعف بايد تعريف و مورد ارزيابي قرار گيرد.

در حال حاضر، اقتصاد به عنوان يكي از رشته هاي مادر در شاخه علوم انساني و به عنوان يكي از مهم ترين و تاثيرگذارترين رشته اي كه مسير پيشرفت اقتصادي و حتي سياسي- اجتماعي كشور را مشخص مي كند، از وضعيت نامناسب تري نسبت به ساير علوم اين حوزه برخوردار است كه مقام معظم رهبري نيز بارها در بياناتشان بر لزوم اصلاح وضع موجود تاكيد كرده اند. اين تاكيد معظم له و بيانات چندي پيش ايشان در خصوص تشكيل يك «اقتصاد مقاومتي» براي تبديل تهديد تحريم ها به يك فرصت تاريخي و توجه به اين نكته كه «اقتصاد مقاومتي» در اين برهه زماني به عنوان يكي از بنيادي ترين مولفه هاي مكتب اقتصادي اسلام است، شاه كليد تدوين مدل و الگوي اقتصاد اسلامي- ايراني است كه بايد با توجه به اقتضائات زماني عصر حاضر هرچه سريعتر عملياتي شود.

بي ترديد استقرار اين الگوي پيشرفت نيازمند تدوين شاخصه ها و مولفه هايي است كه بايد توسط انديشمندان اقتصادي حوزه و دانشگاه به بحث گذاشته شود و با توجه به آگاهي همگاني بر ناكارآمدي اقتصاد سرمايه داري و تبديل شدن اقتصاد اسلامي به يك جريان فكري غالب و يك دغدغه عمومي در جامعه علمي كشور، با توجه به فرمايشات پي در پي مقام معظم رهبري در قالب هاي خاص خود اجرايي شود. فراموش نكنيم كه بومي شدن نظريات اقتصادي در كشور و تدوين مدل اقتصاد مقاومتي اسلامي- ايراني مبتني بر عدالت خواهي تنها نسخه قابل اعتماد و شفابخش وضع موجود به حساب مي آيد./ روزنامه کیهان



اقتصاد مقاومتی، تجلّی حیاتِ فردی و جمعی انسانِ انقلابی در ساحتِ اقتصاد است که مبتنی بر اندیشه‌ی انقلاب اسلامی، سیر می‌کند و به مجاهده می‌پردازد.

اقتصاد مقاومتی، همزادِ انقلاب اسلامی است و شأنی است از شئونِ آن؛ در اقتصاد مقاومتی، نحوی از حیات انسان در اتمسفر و فضای کلّی اندیشه و عملِ مبتنی بر انقلاب اسلامی، شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد.

اگر بتوان در اندیشه‌های سیاسی و جامعه‌شناختیِ سده‌های اخیر، سابقه‌ای برای مفهوم «انقلاب اسلامی» یافت؛ اقتصاد مقاومتی هم در همان چارچوب قابل تعریف و تبیین خواهد بود؛ امّا حقیقت این است که در دوران معاصر و قرون منتهی به عصر تجدّد و مدرنیته، پدیده‌ای نظیر انقلاب اسلامی رخ نداده است.

همچنان‌که انقلاب اسلامی با چارچوبهای مفهومی و اندیشه‌های تحلیلیِ برآمده از عقلانیّتِ مدرن و متجدّد غربی، قابل فهم و شناخت نیست؛ اقتصاد مقاومتیِ برآمده از آن نیز، با علوم انسانیِ مرسوم – که همان تجدّدشناسی و بازشناسی جهانِ مدرن است – قابل فهم و شناخت و تبیین نخواهد بود.

از این‌رو، اقتصاد مقاومتی، معادلِ لاتین ندارد؛ همچنان که «جهاد اقتصادی» هم؛ چراکه این واژگان، در صورتی برای یک زبان، قابلیّت مفهومی و معنادهی خواهند داشت که متناسب با آن واژگان، معرفت و دانش یا گرایش و هنجار و یا رفتار و عملی در فضای کلّی فکر و فرهنگِ آن زبان وجود داشته باشد که درباره‌ی اقتصاد مقاومتی چنین نکته‌ای موضوعیّت و مدخلیّت ندارد. نمی‌توان اقتصاد مقاومتی را شناخت، مگر آنکه پیش از آن، انقلاب اسلامی را شناخت.

شناختِ ماهیّت اقتصاد مقاومتی، به شناختِ ماهیّت انقلاب اسلامی، وابستگی مفهومی دارد و بدون راه‌یابی به کُنه و حقیقت این انقلاب، درباره‌ی اقتصاد مقاومتی سخن‌گفتن، بیشتر توصیف توهّمات است تا دست‌یابی به حقایق.

 

بقيه در ادامه مطلب...



هدف اقتصاد بهبود وضع معیشت مردم در پرتو ایمان و عدالت فراگیرست. تجربه دنیا و مکاتب مختلف آن نشان داده است که این هدف با مبانی غیردینی و غیرانقلابی بدست نمی آید. تمدن غرب عدالت و ایمان را در برابر رفاه مادی نادیده گرفته است و در تامین نیازهای مادی دنیایی نیز ناتوان مانده است.

اقتصادهای سلطه گر معمولا در هر دهه مردم دنیا را با بحرانهای پی در پی اقتصادی، مالی و نظامی مواجه ساخته اند. آنها برای خروج از این بحرانها کشورهای سایر مناطق دنیا را درگیر جنگ های نظامی و رسانه ای و اقتصادی و.. می نمایند ت از این طریق تسلط خود را بر دنیا حفظ کنند.[۱] آنها می خواهند تمام مردم دنیا وابسته و جیره خوار آنها باقی بمانند. در این میان انقلاب اسلامی  با نفی این تمدن شیطانی،عالمِ جدیدی را در افق حیاتِ انسانِ معاصر برگشوده است. از این پس، تاریخ جدید جهان، تاریخ بازگشت انسان به فطرت خویش است. از نگاه امام (رحمت الله علیه) بدون شک چنین اتّفاقی رخ خواهد داد:

ما باید با تمام توان کوشش کنیم تا مردم متوجّه گردند که میشود روی پای خودمان بایستیم؛ می شود در «مقابل شرق و غرب از فرهنگ و حیثیّت ملّی اسلامی مان دفاع کنیم و می توانیم دنیای مادّی را شکست». دهیم و پرچم لا اِلهَ اِلّا الله وَ مُحَمَداً رَسُول الله را در تمامی دنیا به اهتزاز درآوریم.

در این بین اقتصاد مقاومتی، راهبردی است برای نفی سلطه بیگانگان، شکوفایی از درون و تعامل عزت مندانه با جهان.

اقتصاد مقاومتی را باید در منظومه معرفتی اقتصاد اسلامی نگریست. نظام اقتصادی اسلام که بیانگر نگاه نظام اسلامی به ابعاد اقتصادی جامعه است، دارای پنج هدف اصلی است که بر اساس آموزه های حضرت امام خمینی، به ترتیب اولویّت عبارتند از:

 

بقيه در ادامه مطلب....



مدت مدیدی است که رهبر معظم انقلاب از جامعه دانشگاهی و نخبگان کشور تئوری‌سازی اقتصاد مقاومتیرا مطالبه می‌کنند. گفتمان مقاومت اگر در ارکان حاکمیت همچون سیاست خارجه بازتعریف و تئوری‌سازی نشود، در سطح شعار باقی می‌ماند، و همان گونه که گفتمان آزادی و عدالت خواهی به انحراف کشیده شد، بعید نیست که گفتمان مقاومت هم نتواند ظرفیت‌های خود را فعال سازد.

به اعتقاد نگارنده یکی از مهمترین وظایف خبرگان اقتصادی تبیین وجه تمایز اقتصاد برآمده از گفتمان مقاومت در برابر اقتصاد ترجمه‌ای مرسوم است. اقتصاد مقاومتی می‌بایست از یک شعار فانتزی به مصادیق عینی و قابل فهم برای عموم فعالان و کارشناسان اقتصادی بدل گردد. باید نشان داد کهاقتصاد مقاومتی یک اقتصاد مترقی برای ملتهای مستضعفی است که نمی‌خواهند در پازل استکبار به بازی گرفته شوند و پیشرفت را در کنار عزت و اقتدار سیاسی طلب می‌کنند.

کشاورزی که به گفته بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی (رحمت الله علیه) باید اساس اقتصاد کشور قرار گیرد و توجه به بخش‌های دیگر همچون صنعت نباید کوچکترین خللی در پیشرفت آن ایجاد کند، نمونه اکمل مدل مقاومت – پیشرفت است. بخش عظیمی از اقتصاد کشور که زخم‌های اصلاحات اراضی غرب در دوره پهلوی بر پیکر آن هنوز با مدلهای ترجمه‌ای غرب راه علاجی نیافته است. کارویژه بخش کشاورزی تأمین امنیت غذایی پایدار می‌باشد؛ تأمین امنیت غذایی را دسترسی آحاد مردم به غذایی سالم و مکفی تعریف می‌کنند. در ادامه مطلب با فهم انتظار حاکمیتی از بخش کشاورزی، اشاره‌ای به اختصار و در حد بضاعت به تفاوت‌های مؤلفه‌های اقتصاد مقاومتی و اقتصاد مرسوم می‌شود:

 

بقيه در ادامه مطلب...




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  8 |  9 |  10 |