نویسنده: مجید اقبال
حماسهی سیاسی با مشارکت بالای مردمی در انتخاباتبه وقوع پیوست و اکنون در آستانهی دورهی جدیدی از مدیریت و سیاستگذاری اقتصادی در کشور قرار داریم. شاید بتوان سختترین عرصهی کار دولت جدید را سروسامان دادن به وضعیت بیثبات اقتصادی دانست. رشد اقتصادی در حد صفر، تورم بالای 30 درصد، در کنار لایحهی بودجهای که با تأخیر زیاد به تصویب رسیده است، همه نشاندهندهی آن است که دولت جدید باید با حداکثر توان، حداقل در طول دو سال ابتدای کار خود، به این وضعیت آشفته رسیدگی عاجل نماید؛ تا حدودی از ثبات و آرامش به فضای اقتصاد بازگردد.
همان گونه که شاهد خلق حماسهی سیاسی بودیم، اکنون زمان خلق حماسهای دیگر در اقتصادفرارسیده است. پیشنیاز خلق چنین حماسهای در ابتدا شناخت وضع موجود و چالشهای اقتصادی فعلی است تا در ادامه بتوان بر اساس این شناخت، برنامهای جهادی را در راستای برونرفت از مشکلات و جهش اقتصادی تدوین نمود.
در این شرایط، بر اساس آسیبشناسیای که از وضعیت اقتصاد کشور میتوان انجام داد، به عقیدهی اکثر کارشناسان، مهمترین مسائل سیاستگذاری کشور را باید موضوعات هدفمندی یارانهها، مسکن، حمایت از تولید ملی و نیروی کار، مسئلهی اشتغال، بودجه و نظام برنامهریزی و سیاستهای پولی و مالی دانست. البته بحث تورم نیازمند اتخاذ مجموعهای از سیاستهای مختلف، به ویژه سیاستهای پولی و مالی مناسب است تا بر اساس یک بستهی منسجم سیاستی، برای مقابله با تورم، بتوان سایهی سنگین تورم کنونی را از بین برد. همچنین کلیهی موضوعات ذکرشده به نوعی مرتبط با مشکل تورم هستند و مقابله با تورم، با نگاهی بخشی و تکبُعدی، مسلماً نتیجهی واقعی را به دنبال نخواهد داشت.
در اینجا سعی خواهد شد با توجه به بررسی وضعیت موجود اقتصاد کشور، مهمترین راهبردها و برنامههایی که در ذیل هر کدام از موضوعات بالا میتوان پیشنهاد کرد، عنوان گردد.
بقيه در ادامه مطلب...