نویسنده: محسن اختیاری
در این نوشتار، ابتدا مسائلی را مطرح می کنیم که دغدغهی عمومی آحاد ملت در حوزهی مسائل اقتصادی است؛ مسائلی مانند تورم روزافزون و افزایش قیمت ها، تحریم و اثرات آن بر وضعیت کنونی و آتی کشور و اینکه آیا تحریم ها بر تورمی که بر پیکره ی این بیمار نشسته تأثیری دارد یا نه. در ادامه به این موضوع خواهیم پرداخت که تحریم ها تا چه اندازه می تواند به اقتصاد کشور ضربه بزند و از آن مهمتر، اینکه اقتصاد ما تا چه اندازه قدرت استقامت و ایستادگی در برابر این تحریم ها را دارد و بنابراین موضوع اقتصاد مقاومتی و نقش آن در بیاثرسازی تحریمها پررنگ میشود.
عوامل اقتصادی بروز تورم
در ادبیات اقتصادی، تورم ناشی از علل و عوامل اقتصادی را به دو دستهی عمده تقسیم میکنند؛ تورم سمت عرضه و تورم سمت تقاضا. در تورم سمت عرضه، زمانی که میزان تولیدات کمتر از میزان تقاضا برای یک محصول باشد، افزایش قیمت کاملاً طبیعی خواهد بود. خواه این کاهش عرضه به دلیل مشکلات تولیدی داخل باشد یا به علت افزایش قیمت کالاهای واسطهای یا مصرفی که در این حالت هزینهی تولید کالا افزایش مییابد و در پی آن، برای ابقا در بازار، تولیدکننده رویه ی افزایش قیمت را در پیش خواهد گرفت. در حدود 80 درصد واردات ما متعلق به کالاهای واسطهای است و این بدان معنی است که اگر التهابی در بازار ارز رخ دهد یا به سبب تحریم، واردات این کالاها با مشکل روبهرو شود، در ابتدای امر هزینهی تولید برای تولیدکنندگان ما به واسطهی افزایش در مواد اولیه که با کاهش عرضه روبهرو شده است، افزایش خواهد یافت و این افزایش در هزینه قاعدتاً افزایش در قیمت نهایی را نیز به دنبال دارد و این گونه است که وابستگی به واردات، در عین بالا بودن احتمال تحریم، یعنی انتظار کشیدن برای تورم.
در سمت تقاضا، تورم زمانی اتفاق میافتد که فشار تقاضا بر بازار به گونهای باشد که عرضه پاسخگوی آن نباشد. عکسالعمل ما در قبال این نوع افزایش قیمتها، که معمولاً در زمانهای خاصی مثل ایام ماه مبارک، عید و... اتفاق میافتد، نباید صرفاً وارد کردن کالاهایی باشد که در آن دچار کمبود عرضه هستیم؛ بلکه اگر در صدد شناسایی پتانسیلهای داخلی برای تأمین بازار داخلی خود باشیم، موفقیت کسب کردهایم و میتوانیم رویه را برای سالهای آتی ادامه دهیم و با یک فشار روانی تحریم، بخش عرضهی ما با مشکل روبهرو نخواهد شد.
این کمبود تقاضا اگر به واسطهی چاپ پول بیشتر جبران شود، میتوان تورم را پدیدهای پولی دانست. در واقع این حجم پول زمانی موجب تورم میشود که رشد آن متناسب با رشد تولید اتفاق نیفتد. به عبارتی اگر این انتشار با پشتوانهی تولید انجام پذیرد، مشکلساز نخواهد شد؛ اما مسئله اینجاست که برای تحقق این امر (با توجه به اینکه بانک مرکزی زیر نظر دولت فعالیت میکند)، دولت باید بدهیهای خود به بانک مرکزی را مدیریت کند و کسری بودجهی خود را از طرق دیگری تأمین نماید و به عبارتی، دست خود را به سمت صندوق ذخیرهی ارزی و بانک مرکزی دراز نکند.
بقيه در ادامه مطلب...