0
نظر

فروش غیر مستقیم در محصولات IT و نیازبه یک جایگاه هدایت کننده

نويسنده : حسین رضایی

  فروش غیر مستقیم در محصولات IT و نیازبه یک جایگاه هدایت کننده
فروش غیر مستقیم در محصولات IT و نیازبه یک جایگاه هدایت کننده


 

نويسنده: بهرام بزرپاش عملگر




 
بیش از سه دهه از ابداع فروش های غیرمستقیم در کشورهای پیشرفته صنعتی می گذرد که تولیدکنندگان و فروشندگان انواع کالای بادوام و بی دوام مصرفی با بوجود آوردن سیستم های فروش غیرمستقیم با واسطه قراردادن یک منبع مالی قوی مانند بانک ها توانسته اند به مزایای قابل توجه دست پیدا نمایند؛ در واقع فروش های غیرمستقیم که به فروش های با شرایط اقساطی معروف هستند جهت بوجود آوردن شرایط ایده آل تری در پرداخت برای مشتریان بالفعل و بالقوه کمک شایان می نمایند تا ظرفیت بودجه ایشان به صورت بهینه ای ظهور پیدا نماید.
بررسی، در این گذر به صورت کلی از مفهوم و انواع آن و نیز ارتباط آن با فروش غیر مستقیم خواهد بود و امید اینکه جان کلام در بهره برداری از این تکنیک و روش فروش در بخش بسیار مهم IT بتواند همواره چراغ راه همگان در صنف مزبور باشد و بتواند مشکلی از مشکلات ذینفعان این حیطه را حل نماید.

● وام کلیدی برای تجارت
 

زمانی که کار و تجارت جدیدی را آغاز می نمائیم برای سرمایه گذار، تولیدکننده و تاجر مربوطه همیشه دو راه برای افزایش توان سرمایه وجود خواهد داشت:
▪ تزریق پول بیشتر
استفاده از تسهیلات منابع مالی بیرون از سیستم و وام های مربوطه.
بحثی که در اینجا مد نظر ما می باشد بر افزایش توان سرمایه ای از طریق اخذ وام متمرکز است و در حقیقت مزیت و مضار اخذ وام برای وام گیرنده روشن باشد. البته مضاری که بر برخی از وام ها وارد می گردد: با اخذ هر گونه وام شما به عنوان سرمایه دار، تولیدکننده و یا تاجر در هر صورت موظف به پرداخت اصل و بهره مربوطه به وام دهنده هستید و این در واقع ریسک و خطریست که به وام گیرنده منتقل می گردد.
اما مزیت واقعی این نوع وام ها اینست که وام دهنده فقط مبلغی را به عنوان بهره در قبال فراهم آوری وام دریافت می دارد و در سود شما و یا سهام شرکت سهیم نیست. زمانی که شما وامی را از بانک یا هر شخص حقیقی یا حقوقی دیگر دریافت می دارید متغیرهایی بر خوبی و یا بدی آنها در کار شما دخالت دارند؛ در واقع متغیرهای قابل مذاکره که عدم استاندارد وام را به اثبات می رسانند گویای این حقیقت هستند که وامی تحت عنوان وام استاندارد وجود ندارد. بنابراین قبل از ورود به عرصه وام باید این متغیرها را برای خود و تجارت خود مشخص کنید:
▪ تاریخ سررسید
▪ پرداخت بهره
▪ هزینه های وام
▪ تسویه حساب قبل از سررسید
▪ زمان تاخیر در سررسید پرداخت ها
▪ هزینه های دیرکرد
▪ وثایق
▪ ضامنین
▪ بالاخره هزینه های وکالت.
از ظهور وام های تجاری و وام های فروش اقساطی کالاها برای خرید کالاهای مصرفی بادوام و بی دوام روزگار زیادی نمی گذرد به طوریکه خریداران کالا ها تقریباً از مزایای وام های بانکی یا وام های خصوصی دوستان و اقوام خود توامسته اند بهره مند گردند. امروزه منابع مالی متعددی برای اینگونه وام های تجاری و خرید کالا در دسترس می باشند. از نظر نوع، وام ها به سه شکل اصلی تقسیم بندی می شوند:
ـ وام های کوتاه مدت
ـ وام های میان مدت
ـ وام های بلند مدت
شکل کلی استفاده از تسهیلات چه به صورت تجاری و چه به صورت شخصی (خرید کالای مصرفی بادوام و بی دوام) به یک گونه می باشد و قبل از اینکه اقدام به اخذ چنین وام هایی صورت پذیرد، وام گیرنده می بایست مشخص نماید :
- منظور از اخذ وام مربوطه چیست؟
- چه مقدار تسهیلات مورد نیاز است؟
- برنامه مالی خود جهت بازپرداخت وام مربوطه چیست؟
- تهیه مدارک مالی شخصی و وثایق مربوطه جهت تضمین وام.
انتظار جهت دریافت وام می تواند ناراحت کننده باشد. بنابراین راه هایی وجود دارد که شما بتوانید این زمان را کوتاه کنید که در واقع یکی از بهترین راهها، آماده نمودن مدارک اخذ وام تجاری می باشد که شما باید در زمان درخواست وام به وام دهنده ارائه نمائید:
ـ پرونده کاری
ـ برنامه ریزی تجاری
ـ درخواست وام
ـ قضامین مربوطه
ـ صورت های مالی شخصی و تجاری.
همچنین این مدارک در زمان اخذ وام های فروش اقساطی کاملاً به شرایط وام دهنده بستگی دارد که می توان به مواردی از قبیل:
ـ فیش حقوقی
ـ گواهی کسر از حقوق
ـ صورت وضیعت حساب شخصی
اشاره نمود.

  فروش غیر مستقیم در محصولات IT و نیازبه یک جایگاه هدایت کننده

● وام های قسط السنین (وام های خرید غیر مستقیم)
 

به طور کلی این نوع وام ها به تعداد زیادی وام های کوچک که در زمان های کوتاه مدت بازپرداخت می شوند، برنامه ریزی می گردند. اکثر این قبیل وام ها مستقیماً برای خریدهای مشتریان در نظر گرفته می شوند به طوری که تولیدکنندگان، فروشندگان و تجار، محصولات مورد فروش خود را به واسطه کمک این نوع وام ها از طریق یک شخص حقوقی ثالث مثل یک موسسه مالی و اعتباری، بانک و یا حتی در مواردی اشخاص حقیقی به مشتریان خود واگذار می نمایند؛ حتی در مواردی نیز وام های تجاری خرید تجهیزات نیمه سنگین و یا وسایل صنعتی از قبیل تراکتور و یا اتوبوس نیز از این نوع وام هابه حساب می آیند.

● مزایای وام های فروش غیر مستقیم
 

وام های فروش اقساطی کالاها یا همان وام های غیر مستقیم در فروش یکسری مزایایی را بر کل فروشندگان، خریداران و وام دهندگان بوجود می آورند که می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
امکان بوجود آوردن یک برنامه ریزی پرداخت برای مشتری در یک دوره خاص.
دادن امکان و توان مالی فزاینده به مشتری در زمان خرید کالاها و اجناس مورد نظر خود.
وجود یک سیستم مطمئن برای فروشنده با توجه به اینکه کلیه تضامین لازم توسط وام دهنده حقیقی یا حقوقی از مشتری اخذ گردیده و امکان سوخت شدن کالاهای فروش رفته تقریباً صفر است.
ایجاد گردش های مالی برای تولید کنندگان، فروشندگان و تجار و در نتیجه کسب اعتبارات بیشتر نزد وام دهندگان.
تسهیل ایجاد چرخه های صحیح اقتصادی در زمینه سیاست پولی و مالی کلان کشورها.

● وام های فروش غیر مستقیم در محصولات IT
 

در قسمتIT و در واقع عمدتاً فروش سخت افزار در کشور ایران، سابقه این نوع فروش به کمتر از یک دهه محدود می گردد و با توجه به فراگیر شدن استفاده از کامپیوترهای شخصی و همراه در امور خصوصی، تجاری و اداری با اشاره به گران بودن این تجهیزات و سطح درآمد شاغلین در کشور، یکی از اهرم هایی که نشر و گسترش تجهیزات IT را میتواند افزایش دهد و استفاده کنندگان خانگی و اداری را در استفاده از این تجهیزات بیشتر تشویق نماید فروش اقساطی محصولات IT می باشد.
با اشاره به وضیعت اقتصادی و مالی کشور و وجود منابع مالی و بانکی قابل حصول در این بخش، بکارگیری صحیح و بی عیب و نقص سیستم های مالی و اعتباری جهت واگذاری وام های غیر مستقیم خرید به استفاده کنندگان محصولاتIT یک الزام می نماید. همانطور که در سطور بالاتر اشاره گردید با توجه به اینکه وام استاندارد وجود ندارد معهذا می توان برای بوجود اوردن یک سیستم فروش هماهنگ اقساطی یک استاندارد ویژه برای اخذ وام های محصولات IT بوجود آورد که به نوعی حمایت یک سازمان یا اتحادیه در این خصوص جهت هماهنگی های لازم در این بخش امری حیاتی می نماید؛ در این میان می توان به سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور اشاره نمود که با توجه به توان بالفعل و بالقوه خود می تواند با ترکیب تولید کنندگان، فروشندگان، تجار، منابع مالی و نیز یک عنصر حمایت کننده فروشنده و خریدار و هدایت هر یک در بخش فروش اقساطی می توان به یک استاندارد تخصیص بودجه برای یک شخص به عنوان مصرف کننده محصولات IT رسید، و کانال های فروش را در واقع به سمت ایجاد چنین تسهیلاتی برای مصرف کنندگان رهنمون کرد.
دلیل دیگر مبنی بر لزوم این عنصر حمایت کننده (سازمان نظام صنفی رایانه کشور)، برطرف نمودن کندی فروش با توجه به نیاز به مدارک لازم جهت ارائه به وام دهنده از سوی مصرف کنندگان محصولات فوق الذکر می باشد که اطلاع رسانی صحیح و کافی با تشکیل کانالهای فروش عملی، کانالیزه کردن جایگاه های فروش محصولات IT منتج شده و مصرف کنندگان از طریق این جایگاه های فروش که در واقع همان فروشندگان محصولات IT هستند می تواند کارایی سیستم فروش غیرمستقیم یا همان فروش اقساطی را افزایش دهد و این مهم در واقع تشویق مصرف کننده نهایی به استفاده از محصولات IT خواهد شد؛ ضمنا کنترل کانالهای فروش فوق الذکر حهت حمایت از مصرف کنندگان محصولات IT با بهره وری بیشتری میسر می گردد و در واقع تمامی این مساعی ترویج و پیشبرد استفاده بهینه و بیشتر از رایانه در کشور را به همراه خواه داشت.
منبع:سازمان نظام صنفی رایانه ای کشور
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

فضای عمومی در محاصره تبلیغات بازرگانی

نويسنده : حسین رضایی

 فضای عمومی در محاصره تبلیغات بازرگانی
فضای عمومی در محاصره تبلیغات بازرگانی


 

نويسنده: پروفسور حمید مولانا




 
چندی پیش هنگام ورود به فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) هنوز چند قدمی از محل تشریفات نگذشته بودم که آگهی بزرگ یکی از شرکت های ژاپنی جلو چشم های من و سایر مسافران ظاهر شد. وقتی که وارد ترمینال اصلی این فرودگاه جدیدالتأسیس بین المللی شدم به جای مظاهر ایرانی، ملی و اسلامی تابلوهای بزرگ و رنگین تبلیغاتی جلب توجه می کرد. در طول مسیر فرودگاه امام خمینی(ره) به تهران و در فاصله ای کوتاه تابلوها و به اصطلاح فرنگی ها «بیلبوردهای» عظیم با چراغ های پرارتفاع و نورافشان خود، کالاهای مختلف داخلی و خارجی، را تبلیغ می کنند. در طول این جاده وقتی که به مرقد حضرت امام خمینی(ره) نزدیک می شدیم این تابلوهای عظیم تبلیغاتی به قدری بر محیط و جاده مسلط شده بودند که من بخشی از گنبدها و گل دسته های مقبره امام را نمی توانستم مشاهده کنم.
این تهاجم تبلیغاتی، این تجاوز به حریم و فضای عمومی، این سلطه گرائی تبلیغات بازرگانی منحصر به مسیر فرودگاه بین المللی امام خمینی نیست. این وضع اسف آور در بسیاری از جاده ها، بزرگراه ها، پارک ها، خیابان ها و حتی کوچه ها و معابر عمومی به طور شرم آوری وجود دارد. اینگونه تبلیغات بازرگانی، چه از طریق بنگاه ها و شرکت های غول آسای جهانی و چه از طریق بنگاه ها و مؤسسات داخلی که محیط و فضای عمومی را فراگرفته اند نه نماد و نشانه انقلاب اسلامی ایران و نه سمبل تمدن بزرگ و تاریخ پرافتخار ملی و ایرانی و اسلامی ماست. اینها نماد و نماینده نظام ها و سیستم های مالی، بازرگانی، اقتصادی، تجاری و تبلیغاتی حاکم بر جهان امروز هستند که حتی در خود غرب، یعنی اروپا و آمریکا، به این آسانی و به این بی قوارگی اجازه حضور و تبلیغ آنها در فضای عمومی داده نمی شود.
تصور کنید اولین فرد خارجی که برای اولین بار وارد ایران و فرودگاه بین المللی امام خمینی(ره) می شود چه می بیند؛ با دیدن این آگهی های تبلیغاتی چه انگاره ای از ایران در مغز او جای می گیرد؟ میلیاردها تومان از بیت المال خرج شده تا این جاده ها، بزرگراه ها و پارک ها احداث شود و ما همه اینها را در ازای چند میلیون تومان در اختیار مؤسسات بازرگانی و شرکت های داخلی و خارجی می گذاریم. کدام فلسفه و اصول زندگی بر ما حکومت می کند؟ چرا خود و طبیعت را این همه آزار می دهیم. کوه و دامنه البرز با زیبایی و شکوه خود به ما می گوید نگذارید آگهی های بازرگانی در بزرگراه ها، خیابان ها، پل ها، معابر عمومی، این مناظر را از چشم شما دور نگاه دارد. تصمیم بگیرید، همه را دور بیندازید، نگذارید دیگران بر حقوق مسلم شما تسلط یابند. به محیط زیست و محیط فرهنگی خود، به آینده جوانان و کودکان که مورد تهاجم اینگونه پروپاگاندا هستند، حساس باشید. چرا اجازه می دهید اسم و نشانه این شرکت ها بر شما و بر کودکان شما حکومت کند؟
من در اینجا به حرمت شهروندان و برای اقدام به فضا و حقوق عمومی، و برای اینکه می خواهم این موضوع را به هموطنان عزیز و گرامی خود و به مسئولان بگویم که این وضع اسف آور و بی سامان تبلیغاتی در هیچ کشوری به اندازه کشور ما زشت و نامناسب نیست. تقریباً به همه کشورها و شهرهای بزرگ دنیا سفر کرده ام، ولی کمتر کشوری را از جنبه تبلیغات بازرگانی و فضای عمومی به بدی ایران دیده ام.
ما کشور زیبایی داریم. ما تمدن و تاریخ بزرگی داریم پس چه شده است که به جای مناظر زیبا و بی نظیر خود، به جای آیات قرآن و روایات و گفته های انبیاء، به جای غزل های عرفانی و ملی حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی کالاهای خارجی را تبلیغ کنیم؟
چه عواملی، تحت چه شرایطی اینگونه محیط آلوده فرهنگی و تبلیغاتی را به وجود آورده است. عاملان و گردانندگان آنها چه کسانی هستند؟ ارزش های آنها از کجا آبیاری می شود؟ اینها پرسش هایی است که باید به آنها پاسخ دهیم.
رانندگی و ایمنی در خودرو مهم است یا توجه کردن و پرکردن جاده ها و بزرگراه ها و پل ها از تبلیغات بازرگانی. با هر معیاری که در دنیا حساب کنید، نصب صفحه های بزرگ تصویری و تلویزیونی و پخش آگهی ها در چهارراه ها و میادین با سلامتی راننده ها مغایرت دارد. این صفحات تلویزیونی و تصویری که مثل برج بر میادین و چهارراه های ما (مثل پارک وی و خیابان ولیعصر و میدان ونک) سر به آسمان کشیده آیا با ایمنی راننده ها مغایرت ندارد؟
خود باختگی و غفلت ما همراه با طمع و تهاجم تبلیغاتی و فرهنگی دیگران باعث شده است که امروز ایران و محیط کشور ما بهشتی مناسب برای نفوذ و تزریق فرهنگ مصرف گرا و میدانی برای تبلیغات نامناسب آنها قرار گیرد، به قدری که حتی برخی از ما فراموش کرده ایم که این وضع آسیب های فراوانی در بردارد. تعجب آور است که ما حس خود را در نتیجه این تبلیغات از دست داده ایم طوری که خود نیز ملتفت آن نیستیم. خودباختگی و غفلت ما به قدری بالا رفته است که برخی از ما آگهی و پروپاگاندا را به صورت یک زیبایی و مظهر «مدرن» و «غربی شدن» و حتی «پیشرفت» می بینیم در حالی که در خود غرب، در خود آمریکا و اروپا این وضعیت وجود ندارد و هر آن با آن مبارزه می شود. آگهی و تبلیغات بازرگانی یکی از بزرگترین اختراعات و واردات نظام سرمایه داری آمریکا است ولی در خود آمریکا، در پایتخت آن کشور مثل واشنگتن و در اماکن و معابر عمومی شهرهای بزرگ ایالات متحده نصب تابلوها و بیلبوردها به آن وضعی که در تهران و ایران است به کلی ممنوع است. و همین طور در بسیاری از کشورهای اروپا، آسیا و آمریکای لاتین. در فرودگاه بین المللی واشنگتن و در بزرگراه های آن کشور نصب تابلوهای آگهی به طور کلی قدغن است. در پاریس، در لندن، در آمستردام، در وین و سایر شهرهای بزرگ اروپا در مراکز شهر در معابر عمومی در اماکن عامه تبلیغات بازرگانی شدیداً کنترل می شود. ولی در کشور ما و در همین تهران، آگهی های تجارتی، تابلوهای بزرگ شرکت ها و بانک ها بر نیمی از مساجد و اماکن عمومی سایه افکنده است و همین طور در خیابان ها. اشتباه نشود، من مخالف تبلیغات بازرگانی داخلی و خارجی نیستم. تبلیغات و آگهی یکی از اساس اقتصاد امروز دنیاست و درآمد و تأثیرات آن یکی از ارقام بزرگ تجارت جهانی است. من به عنوان اقتصاددان، و استاد امور بین الملل و ارتباطات و اطلاعات و بازاریابی از شرایط و روش ها و تأثیرات آن آگاه هستم و سال هاست که در این رشته ها در اطراف و اکناف دنیا مشغول تحقیق و مطالعه بوده ام. ولی تبلیغات سالم بازرگانی با تبلیغات و روش های ناسالم زمین تا آسمان فرق دارد و همین طور ارزش های یک جامعه مطلوب با ارزش های یک جامعه مورد تهاجم.
ما سیاستگذاری کلی و دقیق در این حوزه ها نکرده ایم. تبلیغات بازرگانی با فرهنگ عمومی، با انقلاب فرهنگی، با فرهنگ و ارشاد اسلامی، با توسعه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و با سلامتی و ایمنی جامعه ما ارتباط مستقیم دارد. در مقاله های آینده ابعاد مختلف این پدیده را تحلیل خواهم کرد.
منبع:رجا نیوز
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

0
نظر

کجروی ها و انحرافات در تبلیغ

نويسنده : حسین رضایی

کجروی ها و انحرافات در تبلیغ
کجروی ها و انحرافات در تبلیغ


 

نويسنده: محمود قوچانی




 
روزی ببر و شیر در کنار برکه ای در حال نوشیدن آب بودند ببر رو کرد به شیر و گفت: « تو چرا این قدردیوانه وار نعره می زنی».
شیر در حالی که چشمانش برق می زد به ببر گفت: «این نوع نعره زدن دیوانه وار نیست بلکه نوعی تبلیغ هم می کنم». خرگوشی دزدکی به حرفهای آنها گوش می داد، پس از شنیدن حرف شیر، دوان دوان به خانه برگشت. با خود فکر کرد که فکر شیر را به کار ببندد و نعره بکشد. اما نعره ی او شبیه جیغ بود. روباهی صدای این جیغ را شنید به خانه ی اوحمله کرد و او را بلعید.
▪ پند اخلاقی: قبل از این که تبلیغ یک کالا را بکنی یادت باشد کالا را داشته باشی.
تنها لالها حسرت پرحرفها را می خورند اگر پاییز می گفت بهار در قلب من است چه کسی پاییز را باور می کرد.
▪ پند اخلاقی: در تبلیغ راست بگوییم. آنچه دردنیای بازاریابی، تحت عنوان تبلیغات مورد اشاره قرارمی گیرد، تبلیغاتی است اخلاقی، سالم و به دور از نیرنگ و دروغ. در بازاریابی و در تبلیغ حکم می کند که تبلیغ باید از سلامت کلامی و تصویری برخوردار باشد؛ در تبلیغ به افراد دروغ گفته نشود، مخاطب فریب داده نشود و صرف نظر از این که اگر در تبلیغ دروغ گفته شود غیراخلاقی است، این موضوع زیان آفرین نیز هست.
هنگامی که ما در تبلیغ یک نوع ماکارونی از کیفیت پخت آن صحبت می کنیم. در حالی که کالای ما فاقد آن کیفیت است امکان دارد که بتوانیم یک بار مشتری را جهت خرید کالای شرکتمان اغوا کنیم ولی آیا این فرد اغوا شده، مجددأ جهت خرید کالای ما اقدام خواهد کرد؟ آیا این فرد تبلیغ کالای ما را برای دیگران خواهد کرد؟ یا این که مشتریان بالقوه ی محصول ما را نیز از خرید منصرف خواهد کرد؟
حال اگر تعداد این نوع افراد در جامعه ی بازار ما زیاد شود بازار نسبت به محصول ما چه احساسی خواهد داشت؟ نسبت به مارک کالای ما چه احساسی خواهد داشت؟ بدیهی است که ادامه ی این روند ضربه های جبران ناپذیری را به پیکره ی شرکت ما خواهد زد که ترمیم آن دشوار، هزینه بر، زمان بر و بعضأ غیرممکن است.
از این روست که در بازاریابی و به ویژه در تبلیغات به سلامت، صداقت و حقیقت گویی توجه فراوان شده است. با این همه برخی از تبلیغات را در جامعه ی جهانی و نیز کشور خودمان شاهد هستیم که سعی در اغوا کردن مشتری و مخاطب داشته یا به مسؤولیتهای اخلاقی و اجتماعی خود درقبال مخاطب توجه چندانی نمی کنند. دو مورد از این کجرویها و انحرافها دراین جا ذکرمی گردد و برای آنها مثالهایی نیز زده می شود.
تبلیغات گمراه کننده تبلیغات گمراه کننده به تبلیغاتی اطلاق می شود که اطلاعات نادرست وغیرواقعی را به مخاطب عرضه می کند یا عمدأ مصرف کنندگان را در مورد ارزیابی کالا منحرف می کند. گمراهی هنگامی اتفاق می افتد که مصرف کنندگان به علت مواجه شدن با تبلیغات، عقاید غلطی در خصوص محصول، مزایا و جنبه های مختلف آن به دست می آورند. برای مثال در سال ۱۹۹۰ شرکت ولوو آگهی تبلیغاتی ارایه کرد و در آن اتومبیل خود را در کنار اتومبیل رقبا قرار داده، اتومبیل بزرگی روی آنها سقوط می کند و اتومبیل ولوو سالم می ماند و سایر اتومبیلها از بین می روند، این تبیلغ با اعتراض زیادی مواجه شد، زیرا به نوعی تبلیغ گمراه کننده است.

  کجروی ها و انحرافات در تبلیغ

دراین تبلیغ سقف اتومبیلهای دیگر با تغییراتی ضعیف شده بود و سقف ماشین ولوو با تغییراتی روان شناسی تبلیغات، قوی شده بود. درواقع اتومبیل ولوویی که در این تبلیغ نمایش داده شده بود از نظر قدرت همان اتومبیل ولوویی که مصرف کننده می خرد نبود. شرکت ولوو پس از پخش این آگهی، آن را متوقف کرده و پیامی حاکی از عذرخواهی در دو مجله امریکایی منتشرکرده و به شرکت تبلیغاتی مزبور نیز اعتراض کرد.
اساسأ آنچه در تبلیغ اذعان می شود باید واقعیت داشته باشد و مصرف کننده آن را لمس کند. اگر در تبلیغ اذعان می کنیم که کالای ما دارای ضمانت سه ساله است و تمام مشکلات مشتری پاسخ داده خواهد شد، باید هنگامی که خریدار تماس می گیرد با او برخورد مناسب داشته باشیم، به حرف او گوش دهیم و به تعهدات خود مبنی برخدمات پس ازفروش، ضمانت و... پایبند باشیم، اگر به گفتار خود متعهد و پایبند نباشیم مصداق تبلیغات گمراه کننده است.
بزرگ نمایی کردن، غلو کردن، اظهارمطالب غیرواقعی درمورد کا لا، تمامأ در زمره ی تبلیغات گمراه کننده قرار دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد. شاید با این نوع تبلیغات بتوان یک بار خریدار را وادار به خرید کرد ولی برای همیشه نمی توان این کار را کرد.
قطعأ یک چنین تبلیغاتی درمیان مدت و بلند مدت تأثیر بسیار سویی بر روی مخاطب خواهد گذاشت که پاک کردن این تصویر و تصور از ذهن مخاطب هزینه بر، زمان بر و بعضأ ناممکن است. همواره در بحث تبلیغات عنوان می شود که تغییر نگرش از ایجاد نگرش دشوارتراست.
بنابراین کارشناس تبلیغ باید دقت کند که بی جهت مخاطب را به انحراف نکشاند زیرا به مجرد این که مخاطب دست او را بخواند حتی اگرشرکت دست از عمل ناصواب خود برداشته باشد تغییر نگرش افراد بسیار دشوار است. شکلی از تبلیغات گمراه کننده وجود دارد که در تبلیغات کشور ما به وفور به چشم می خورد و متأسفانه لطمه های شدیدی به اثر بخشی تبلیغات در کشور ما وارد کرده است و آن عبارت است از بزرگ نمایی و عدم پایبندی به تعهدات مطرح شده در آگهی تبلیغاتی که موجبات بدبینی برخی از بینندگان را فراهم آورده است.
در برخی از تبلیغات کشور ما که شمار آن اندک نیست اظهاراتی در تبلیغ عنوان می شود که بسیارجذاب است اما در عالم واقع، خریدار پس از خرید کالا درمی یابد که آنچه در تبلیغ گفته شده در سطح حرف بوده است و درعمل جامه ی عمل پوشانده نشده است. همه ی اینها مصادیقی از تبلیغات گمراه کننده است که لطمه های آن بعضأ جبران ناپذیراست.
تبلیغات غیر مسؤولانه لزومی ندارد که حتمأ تبلیغ، گمراه کننده باشد تا اعتماد مردم را مخدوش کند؛ تبلیغات غیر مسؤولانه نیز به اعتماد مخاطب لطمه زده و از اوسلب اعتماد می کند. تبلیغات غیرمسؤولانه یا رفتارغیرمسؤولانه را تشویق می کند یا گروهی از افراد را به طرزی غیر مسؤولانه به نمایش می گذارد. استفاده نامناسب از افراد در تبلیغات و آزار روحی بخشی از جامعه یا افرادی خاص نیز در زمره تبلیغات غیرمسؤولانه محسوب می شود.
فریب افکار عمومی، توهین به شعور مخاطب، نشان دادن صحنه های غیراخلاقی، نادیده گرفتن فرهنگ عمومی جامعه، استفاده از هر وسیله برای رسیدن به هدف، نشان دادن سبکهای نامتعارف زندگی و مواردی از این دست در زمره ی تبلیغات غیرمسؤولانه به حساب می آید که باید به شدت از آن پرهیزکرد.
آنچه مسلم است این است که تبلیغ بر روی زندگی و نگرش افراد، تأثیر بسیار زیادی دارد. نباید با ارائه تبلیغات غیرمسؤولانه، باورها، اعتقادها، ارزشها، فرهنگ و... را به روی انحطاط کشید بلکه باید به آنها ارتقا بخشید و این بخشی از وظایف متخصص تبلیغ است. این موضوع به ویژه درخصوص تبلیغاتی که جهت نوجوانان وکودکان طراحی می شود مهمتر می شود.
از آن جایی که کودکان و نوجوانان به شدت متأثر از تبلیغات هستند، تبلیغات غیرمسؤولانه و مسموم به شدت به نگرشها و روحیه ی آنها صدمات جبران ناپذیری وارد می کند. بنابراین کسانی که جهت کالاهای مورد استفاده ی کودکان و نوجوانان مبادرت به ساخت برنامه های تبلیغاتی می کنند باید با در نظر گرفتن این عوامل مبادرت به ساخت برنامه های خود بکنند. کالاهایی که مصرف زیاد آن برای مصرف کننده مضر است باید درتبلیغ، اندازه مصرف آن مورد اشاره قرار گیرد و هدف تبلیغ، ترویج و مصرف بی رویه آن نباشد بلکه حد مصرف آن، مواقع مصرف آن و احیانأ برخی از عوارض جانبی که می توان از آنها جلوگیری کرد باید مورد اشاره قرار گیرد. برای مثال طبق نظر کارشناسان، تغذیه بی رویه ی فرآورده های حجیم شده غلات (نظیر پفک)
موجب کاهش اشتها و سیری کاذب شده و به علت جایگزین شدن با وعده های اصلی غذا، زمینه را برای ابتلاء به سوء تغدیه فراهم می آورد. علاوه بر آن مصرف زیاد نمک موجود در این نوع غلات حجیم شده درکودکی، شیوع بیماریهای قلبی و عروق و فشار خون در دوران بزرگ سالی را افزایش می دهد. بنابراین تبلیغ کنندگان یک چنین کالاهایی، باید توصیه هایی در خصوص میزان مصرف، زمان مصرف یا سایر نکات بهداشتی ارائه کنند و مطمئن باشند که ازاین طریق محبوبیت و مقبولیت می یابند. شرکت های تبلیغاتی در مورد نصب تابلوهای تبلیغاتی نیز در طول جاده ها و مسؤولیتهای اجتماعی خود را شناخته و آنها را در وجهه کار خود قرار دهند.
زیرا در طول جاده ها و نقاطی که سرعت اتومبیلها بالاست، فقط پیامدهای هشدار دهنده ی راهنمایی و رانندگی باید نصب شود و در صورت احساس ضرورت و با توجه به در نظر گرفتن تکنیکهای تبلیغاتی، پیامهای بهداشتی و اطلاع رسانی راه ها باید در مدت سه ثانیه به اطلاع رانندگان برسد زیرا رانندگان تنها درهمین مدت زمان کوتاه است که پیام را دریافت می کنند. در نهایت باید گفت که هرنوع انحراف و کجروی در تبلیغ از دیدگاه روان شناسی تبلیغات ناپسند و مذموم است و باید از آن پرهیز شود.
در دنیای بازاریابی، صداقت و اعتماد اساس و پایه ی فعالیتهای تبلیغی است و فقط درصورت رعایت این اصل می توان به داشتن روابط بلند مدت با مخاطب امیدوار بود. با آگاهی صحیح از کارکرد تبلیغات می توان حتی به دور از توسل به هرگونه حیله و نیرنگ، مخاطب را به سوی کالا و سازمان خود جلب کرد.
منبع:ایران سهراب
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

لیزینگ لوازم خانگی؛ حامی تولید یا مصرف کننده؟

نويسنده : حسین رضایی

 لیزینگ لوازم خانگی؛ حامی تولید یا مصرف کننده؟
لیزینگ لوازم خانگی؛ حامی تولید یا مصرف کننده؟


 





 
در حالی که گفته می شود طرح لیزینگ (واسپاری) لوازم خانگی، به زودی در کشور اجرایی می شود، بر اساس آخرین اطلاعات اعلام شده، برای اجرای این طرح، وزارت صنایع و معادن به پیشنهاد شورای صنایع گاز و لوازم خانگی، کارگروهی متشکل از نمایندگان این شورا، بانک های مرتبط با اجرای طرح، نمایندگان صندوق مهررضا(ع) و نمایندگان دستگاه های مرتبط، تشکیل داده است و تفاهم نامه ای نیز بین شورای صنایع گاز و لوازم خانگی با صندوق مهر امام رضا (ع) منعقد شده است تا طرح واسپاری، مشمول زوج های جوان نیز شود.
وزارت صنایع و معادن در توجیه این طرح، اعلام کرده که اجرای این طرح، با هدف کمک به اقشار کم درآمد جامعه مورد توجه قرار گرفته است و اشتغال زایی و توسعه صنعت لوازم خانگی داخلی را هم در پی دارد.
به اعتقاد طراحان طرح، با اجرای این طرح، در صنعت لوازم خانگی و اقتصاد کشور، جهش مناسبی ایجاد می شود و این طرح می تواند علا وه بر کمک به جوانان برای تامین مایحتاج اساسی زندگی، حدود هزار و ۳۰۰ تا دو هزار میلیارد تومان سرمایه به صنعت تولید داخل لوازم خانگی وارد کند که این امر هم برای اشتغال، هم برای رشد اقتصادی در این بخش و هم برای رشد اقتصادی کل کشور بسیار مؤثر است.
اقلام مشمول طرح واسپاری لوازم خانگی، شامل ۱۰ قلم کالای اساسی زندگی مثل یخچال، گاز، فرش، چینی آلات، ماشین لباسشویی، تلویزیون و چرخ خیاطی است که با همکاری ده ها تولیدکننده متقاضی، به زودی و احتمالاً از شهریور ماه آغاز خواهد شد.
بنابر اعلام وزارت صنایع، شرکت ها و کارخانجات متقاضی همکاری در طرح واسپاری لوازم خانگی، باید مجوزهای قانونی و معتبر از وزارتخانه های صنایع و معادن و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گواهینامه استاندارد و نیز قابلیت تولید و توزیع محصولات در سطح کشور و ارائه خدمات فروش و پس از فروش را داشته باشند.
در همین حال و در نخستین واکنش ها به این پیشنهاد، محمد طحان پور، رئیس اتحادیه فروشندگان کالا و لوازم خانگی، در خصوص این طرح و در دیدگاهی مخالف دیدگاه طراحان آن، به خبرنگار آتیه گفت: راه اندازی شرکت های لیزینگ (واسپاری) کالا و لوازم خانگی، به ضرر تولید و اقتصاد کشور است.
وی افزود: به نظر نمی رسد که طرح واسپاری کالا و لوازم خانگی، توفیقی دربرداشته باشد. اگر چه افزایش تولید لوازم خانگی در کشور که طراحان این طرح، آن را از مزایای طرح واسپاری لوازم خانگی می دانند، هدفی ارزشمند است ، اما اجرای این طرح در وضعیت فعلی ارائه پیش فاکتور و نحوه واگذاری تسهیلا ت بانکی برای خرید لوازم خانگی، عملا ً آن را با شکست مواجه می کند.
وی ادامه داد: در حال حاضر، بانک ها تسهیلا ت خرید لوازم خانگی را در قبال فاکتورهای عموماً صوری به متقاضی پرداخت میکنند و در این وضعیت تاکنون بیش از ۹۰ درصد تسهیلا تی که برای خرید لوازم خانگی ایرانی ارائه شده، یا اصلاً صرف خرید کالا های خانگی نشده یا این که به خرید کالاهای خارجی منتهی شده است.
رئیس اتحادیه فروشندگان کالا و لوازم خانگی ، گفت: به دلیل نبود سیستم نظارتی کارامد که خرید کالای ایرانی از فروشگاه های صادر کننده پیش فاکتور را الزامی سازد، راه اندازی شرکت لیزینگ نیز در افزایش تولید لوازم خانگی ایرانی با شکست مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر، مدیرکل امور اقتصادی وزارت صنایع و معادن، در این زمینه گفت: طی یک سال گذشته بر اساس بررسی های صورت گرفته و با برگزاری جلساتی با انجمن های تولیدکننده لوازم خانگی و شرکت های لیزینگ، به این نتیجه رسیدیم که طرحی را آماده کنیم که بر اساس آن تسهیلات به سمت کالای ایرانی و لوازم خانگی ایرانی هدایت شود.
رمزی تصریح کرد: کالاهای ارائه شده به زوج های جوان قرار است با قیمت ابتدای سال ۸۶ و ۱۰ درصد تخفیف در نرخ کالا، به صورت خرده فروشی ارائه شود و نرخ سود این تسهیلات نیز ۴ درصد در نظر گرفته شده است.
یک عضو کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در این زمینه گفت: طرح واسپاری لوازم خانگی، می تواند کمکی برای تهیه مایحتاج اقشار کم درآمد جامعه باشد.
ناصر عاشوری، در گفت و گو با آتیه با اشاره به اینکه واسپاری لوازم خانگی، طرحی است که از طرف دولت و وزارت صنایع به صورت جدی دنبال می شود، افزود: هدف از اجرای این طرح کمک به زوج های جوان برای تشکیل خانواده و نیز کمک به اقشار کم درآمد جامعه است.
وی به ایجاد انگیزه برای توسعه استفاده از کالای ایرانی در کشور، به عنوان یکی از آثار این طرح اشاره کرد و گفت: اجرای این طرح، می تواند یک رقابت منطقی و درست میان کالاها و لوازم خانگی تولید داخل، با کالاهای خارجی ایجاد کند.
عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، با اشاره به اینکه دولت و وزارت صنایع برای عملیاتی کردن این طرح باید نظارت کافی و دقیقی را انجام دهند، تصریح کرد: پیش فاکتورهایی که برای دریافت تسهیلات به بانک ها ارائه می شود، باید صرف خرید کالای ایرانی شود تا با این اقدام، تولیدکننده ایرانی با قرار گرفتن در میدان رقابت، بتواند با برطرف کردن عیوب کالای خودش، کیفیت کالاهای داخلی را برای مصرف در کشور و صادرات، افزایش دهد.
عاشوری با اشاره به تصویب لایحه حمایت از مصرف کننده، ادامه داد: در این مصوبه، تولیدکنندگان ملزم به اجرای تعهداتی از قبیل تبلیغات و تضمین ارائه خدمات پس از فروش، برای جلوگیری از متضرر شدن مصرف کنندگان داخلی شده اند.
وی خاطرنشان کرد: برای توزیع کننده و تولیدکننده های کالاهایی که به تعهداتشان عمل نکنند، براساس قانون پیش بینی شده مجازات معین، حتی زندان در نظر گرفته شده است.

 لیزینگ لوازم خانگی؛ حامی تولید یا مصرف کننده؟

● انتقاد صنوف
 

در همین حال محمد آزاد، رئیس شورای اصناف درباره طرح فروش لیزینگ لوازم خانگی، گفت: اگر قرار باشد که این طرح نیز مانند طرح فروش لیزینگ خودرو باشد، باری بر مشکلا ت مردم اضافه می کند و اجرای آن به نفع مردم نیست.
وی به آتیه گفت: آفت این طرح این است که ممکن است شرکت های لیزینگ خودشان تبدیل به واحد های صنفی فروشنده شوند و واحد های صنفی کنونی را بیکار کنند.
آزاد، به آیین نامه فروش اقساطی کالا که از سوی وزارت بازرگانی تدوین شده است، اشاره کرد و گفت: این آیین نامه به طور کامل سود معقولی را برای فروشنده پیش بینی کرده است و در واقع فروش لیزینگ و اقساطی را پوشش می دهد.
وی گفت: سود پیش بینی شده در این طرح افزایش ماهانه ۵/۱ درصدی و کاهش متناسب درصد و میانگین گیری از ماه های پرداخت اقساط است و این موارد، کاملا ً در آیین نامه مشخص شده است.
آزاد، تصریح کرد: کارخانه ها و وزارت صنایع و معادن، نمی توانند فروشنده کالا باشند و متولی این کار اصناف و وزارت بازرگانی هستند و درباره این گونه کارها، حتماً باید با اصناف مشورت شود.
وی گفت: اگر راه و روش صحیحی در اجرای این طرح لحاظ شود، این طرح می تواند در تشویق و افزایش فروش تولیدکننده های داخلی مؤثر باشد.

● طرحی اشتغال زا
 

به رغم انتقادات موجود به اجرای چنین طرحی، دبیر کل شورای صنایع گاز و لوازم خانگی، گفت: اجرای طرح لیزینگ لوازم خانگی باعث پرکردن ظرفیت خالی واحدهای تولیدی داخلی و در نهایت افزایش اشتغال می شود.
حبیب الله انصاری، با بیان اینکه هدف از طرح لیزینگ لوازم خانگی، کمک به اقشار کم درآمد، افزایش اشتغال زایی، ایجاد رقابت بین تولیدکنندگان لوازم خانگی و استفاده از ظرفیت خالی واحدهای تولیدی است، افزود: اجرای این طرح، تولیدکنندگان لوازم خانگی را از رکود اقتصادی که به دلیل کمبود تقاضا ایجاد شده است، خارج می کند.
وی گفت: پس از اجرای این طرح تامین تقاضا، این سرمایه در چرخه تولید قرار گرفته و علاوه بر افزایش تولید و رونق اقتصادی کشور، باعث افزایش اشتغال زایی نیز می شود.
دبیر کل شورای صنایع گاز لوازم خانگی تصریح کرد: شرکت های تولیدی انتخاب شده برای این طرح دارای پروانه معتبر بهره برداری، استانداردهای معتبر و مجهز به شبکه گسترده فروش و خدمات پس از فروش هستند.
انصاری با اشاره به وجود ۱۰ قلم کالا در سبد کالای لوازم خانگی این طرح، گفت: سود تسهیلات طرح لیزینگ لوازم خانگی ۴ درصد بوده و کالاهای این سبد با ۱۰ درصد تخفیف در اختیار مشتریان موردنظر قرار می گیرد.
وی راهکارهای مناسب برای گرایش مردم به سمت استفاده از کالاهای داخلی را بالابردن کیفیت، کاهش قیمت، ارائه خدمات فروش و پس از فروش و درنهایت آموزش و ایجاد اطمینان در مردم دانست و خاطرنشان کرد: امیدواریم با اجرای این طرح شتاب دهنده ۱۱ رشته توسعه صنعتی، بتوانیم علاوه به کمک به زوج های جوان و تولیدکننده های داخلی اقتصاد کشور را شکوفاتر کنیم.

● فراموش کردن اصل موضوع
 

در حال حاضر مشکلات بخش تولید لوازم خانگی در داخل به قدری است که اجرای چنین طرح هایی نمی تواند کمکی برای این واحدها باشد. در حال حاضر مهم ترین موضوع و مشکل آنها، مساله تعرفه است به طوری که حتی چندی پیش نیز آنان، کاهش تعرفه واردات قطعات مورد نیاز برای تولید لوازم خانگی در کشور را خواستار شدند.
آنها معتقدند وضع تعرفه واردات لوازم خانگی باید با هدف حمایت از واردات قطعات مورد نیاز تولیدکنندگان این محصولا ت انجام شود. به این ترتیب یک چتر حمایتی برای لوازم خانگی تولید داخل خواهیم داشت. بحث کاهش تعرفه ها به منظور پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی ضروری است. آنها می گویند: تعرفه واردات قطعات (مواد اولیه) مورد نیاز برای ساخت لوازم خانگی باید به حداقل برسد.
قطعات اولیه وارداتی بیشتر در ساخت یخچال، ماشین لباسشویی و کولرگازی استفاده می شود و باید به موازات افزایش تعرفه واردات، از ورود قاچاق محصولا ت نیز به کشور جلوگیری شود، زیرا درغیراین صورت بالا رفتن تعرفه ها باعث افزایش قاچاق خواهد شد.
از طرفی بیشترین حجم قاچاق لوازم خانگی به وسایلی با حجم کوچک مانند چای ساز اختصاص دارد؛ البته قاچاق در وسایل دیگر با حجم بالا مانند تلویزیون و ماشین لباسشویی نیز مشاهده می شود.
نظر واحدهای تولیدکننده لوازم خانگی در خصوص تعرفه واردات این محصولا ت به کشور به وزارت صنایع و معادن اعلا م شده است. پیشنهاد تولیدکنندگان این است که تعرفه واردات قطعات مورد نیاز برای تولید محصولا ت خانگی کاهش یابد. میزان تعرفه مناسب و قابل قبول برای واردات محصولا ت نهایی لوازم خانگی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد منطقی به نظر می رسدکه در حال حاضر نیز تعرفه ها در همین حدود است.
منبع:هفته نامه آتیه
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

عرضه و تقاضا به عنوان پایگاه عدالت

نويسنده : حسین رضایی

 عرضه و تقاضا به عنوان پایگاه عدالت
عرضه و تقاضا به عنوان پایگاه عدالت


 





 
مباحث استاد سیدمنیرالدین حسینی هاشمی
از موضوعات چالش برانگیز امروز مدیریت توسعه اقتصادی و معضلات اجتماعی ناشی از آن مانند تورم، کنترل قیمت ها، مکانیزم عرضه و تقاضا، نحوه واردات و صادرات، اولویت بندی در تولید کالاهای ضروری، توزیع عادلانه کالا، .... می باشد، علاوه بر نیازهای اقتصادی معضلات در جایگاه نرم افزاری دیگری وجود دارد که نیازمند نگاه عمیق تری است، از جمله، انگیزه ایجاد یک نیاز مصرفی در جامعه و اولویت بندی و شاخصه انتخاب نیازهای مؤثر اجتماعی و چگونگی توزیع بین اقشار مختلف از کم درآمد تا مرفه است، برخی سؤالاتی که در این حوزه به ذهن می رسد عبارتند از:
▪ نحوه و علل پیدایش ناهنجاری های اقتصادی مانند تورم چیست؟
▪ مبنا و محور الگوهای مورد استفاده برای تحلیل و بررسی این ناهنجاری ها چیست؟
▪ معیار و شاخص تعیین اولویت موضوعی در ایجاد، توزیع نیاز، مدیریت و توزیع منابع طبیعی، ابزاری و انسانی کدام است؟
▪ پیدایش عرضه و تقاضا، مکانیزم عرضه و تقاضا و نقش تعاریف در نظام عرضه و تقاضا و ارتباط قانون با این نظام چگونه است؟

 عرضه و تقاضا به عنوان پایگاه عدالت

اهمیت این محورها به این جهت است که مکانیزم عرضه و تقاضا می تواند پایگاه عدالت اجتماعی، عدالت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی باشد. این سؤالات و بسیاری دیگری ابهامات حوزه وضعیت اقتصادی جامعه و محورهای حاکم برآن از جمله مباحثی است که توسط علامه منیرالدین حسینی هاشمی(ره) در دوره های مختلف دروس اقتصادی به آن پرداخته شده است، اکنون که به سالگرد رحلت این استاد فرزانه نزدیک شده ایم (۱۲ اسفند ۱۳۷۹، مطابق ۶ ذی الحجّه) و نیز به دلیل احساس نیاز برای تشکیل گروه های تخصصی به منظور تنظیم سیاست های برنامه پنجم توسعه کشور برآن شدیم تا فرازهایی از تحلیل ایشان را در برنامه دوّم توسعه اقتصادی کشور را، که امروز می تواند ناظر بر دیدگاه آینده نگر ایشان در سال ۱۳۷۳ می باشد و هم راهگشایی برای طراحی و برنامه ریزی، برنامه های پنج ساله توسعه است، ارائه نماییم:
تقاضا یک «نیاز ابزار شده» است، انسان احتیاج به چیزی دارد که آن را ظاهر و ابراز می کند، پس تقاضا طلب و خواستن است، «عرضه» هم به معنای این است که شخص دیگری که می تواند این نیاز را برطرف کند و وسیله برآوردن آن نیاز در اختیار او می باشد، آن را ابراز و ظاهر می کند که به این «عرضه» گفته می شود. پس هرگاه وسیله «ارضاء نیاز» ارائه شود به آن «عرضه» گفته می شود.
انسان دارای اراده و قدرت گزینش است و می تواند اختیار خود را به میدان عرضه و تقاضا بیاورد و امکان عملکرد او مانند اشیاء نیست، بلکه شرایط و روابط در قدرت گزینش او مؤثر است البته این قدرت انتخاب تنها در موضوعات و سطح نازل مصرف نیست بلکه در سایر سطوح اجتماعی یعنی در ایجاد قوانین و انحصارات نیز وجود دارد. استاد علامه(ره)، سپس قوانین حاکم بر نظام عرضه و تقاضا را از دیدگاه رایج اقتصاد جهانی اینگونه مطرح می نمایند: عرضه و تقاضا از سه «نظام تعاریف»، «نظام تنظیم» و «نظام تخصیص» جدا نیست»، به عبارت دیگر گفته می شود «قوانین نسبیت» بر جریان اشیاء حاکم بوده، و به نحو طبیعی و قهری وجود داشته و ثابت است، ... آنها (اقتصاد سرمایه داری) نظام حقوقی و نظام تعاریف را برآمده از عرضه و تقاضا می دانند.
بحث مهم تشریحی ما این است که شاقول و معیار اساسی در «نظام حقوقی» و یا «نظام تعاریف»، «نظام تنظیم» و «نظام تخصیص» چیست؟ اگر گفته شود که هر سه تای اینها از عرضه و تقاضا می آید و در سه سطح می باشند، می گویم: ربط «عرضه و تقاضای اجتماعی» با «تکامل اجتماعی» چیست؟ آن وقت می گویم که: هرگز رابطه عرضه و تقاضا با جهت تحرک تکاملی جامعه، نمی تواند قطع باشد، یعنی می توان سؤال کرد که این انحصارات و محدودیتها از کجا آمده؟ و چرا آمده؟ عرضه و تقاضایی که از بستر خودش بریده باشد در کجای عالم قابلیت تحقق دارد؟!
عرضه و تقاضائی که بخواهد قیمت ها را معین کند یعنی در حقیقت وزن مخصوص کالاها را مشخص نماید باید در شرایط انسانی باشد... یعنی آیا می توان عرضه و تقاضای انسان را از اراده و از نظام اجتماعی او جدا کرد و فقط به آن عرضه و تقاضا گفت؟!... بله! نسبت به امور خرد یک ساده نگری های ابتدائی ـ از افرادی که دقت نمی کنند یا نمی خواهند دقت کنند ـ در بازار دیده می شود. مثلا می گویند امروز در بازار هندوانه بیش از تقاضا بوده و در حال ضایع شدن است پس قیمت را کم کردند، فردا که مثلا پیاز چنین شد قیمت گران می شود. این دیدگاه با عرضه و تقاضای مورد نظر ما تفاوت دارد.
ما باید بتوانیم قوانینی برای تعریف درست کنیم که «اسباب مالکیت» را معرفی کند و قوانینی برای «تنظیم» معرفی نمائیم که بتواند قوانینی را برای «تخصیص» معین نماید و در نهایت نیز بتوانیم نسبت این سه دسته قوانین را به «تکامل اجتماعی» تعریف کنیم، البته عرضه و تقاضا در بستر و در نظامی عمل می کند که متناسب با توسعه آن نظام، یک کشش و تنشی هم دارد، ولی این کشش و تنشی که منشأ تحرک می شود آیا در نظام حاکم «اصل» می شود یا نه؟ لذا می گوییم که عرضه و تقاضا، بدون بستر، امری خیالی است و بلکه باید گفت: که تحت حاکمیت قوانین حقوقی می باشد...
قوانین حاکم بر مکانیزم عرضه و تقاضای رایج در نظام اقتصادی اسلامی تعیین کننده و کارآمد نیست و به بن بست رسیدن کارشناس ها در نهایت به دلیل همین درگیری با فرهنگ اسلامی است که بطور طبیعی اموری را نفی می کند. این درگیری به نوعی با درگیری قوانین زمان شاه با اسلام شبیه است که احساس ظلم مردم نهایتاً منجر به پرخاش علیه شاه و اعتراضات عمومی گردید.
نحوه پیدایش سه نظام تعاریف، تنظیم، و تخصیص در نظام اجتماعی در قالب چهار فرض یا گمانه مطرح می شود:
۱) فرض اوّل: اخذ ابزار «تعریف»، «تنظیم» و «تخصیص»، همه از شرع مقدس
۲) فرض دوّم: اخذ ابزار «تعریف» از مذهب و ابزار «تنظیم و تخصیص»، از عقل
۳) فرض سوّم: اخذ ابزار «تعریف» از شرع و ابزار «تنظیم و تخصیص»، از عرف
۴) فرض چهارم: اخذ ابزار «تعریف»، «تنظیم» و «تخصیص»، همگی از عقل
در فرض اوّل که هم در تکوین، هم در تاریخ و هم در جامعه شرایط حاکم برنظام عرضه و تقاضا و نهایتاً «نظام موازنه قدرت» (رابطه بین تکامل و عرضه و تقاضا) باید از دین بدست آید. در غیر این صورت هر نوع عرضه و هر نوع تقاضایی نمی تواند رسمیت داشته باشد. در مقاله بعدی هر یک از فروض فوق توضیح بیشتری داده می شود.
منبع:مقالات ارسالی به آفتاب
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

نظام گمشده حمایت از حقوق مصرف کننده

نويسنده : حسین رضایی

نظام گمشده حمایت از حقوق مصرف کننده
نظام گمشده حمایت از حقوق مصرف کننده


 





 
حقوق مصرف کننده و لزوم حمایت از آن از مدتها پیش به عنوان یکی از مباحث کلیدی حقوق و اقتصاد مطرح بوده و پیشرفت فناوری و گسترش چشمگیر فرایند تولید، براهمیت آن افزوده است.
مصرف کننده در نظام اقتصادی، در طرف تقاضا قرار دارد و با انتخاب و مصرف کالاها و خدمات عرضه شده به ادامه تولید کمک می کند زیرا شرط استمرار تولید، مصرف است.از این رو در علم اقتصاد، از مصرف به عنوان هدف تولید یاد شده است. امروزه برخی از حقوق مصرف کننده به عنوان حقوق اساسی انسانها شناخته شده و حمایت اصولی از آنها به وسیله دولت یا سازمانها و نهاد های غیردولتی از جمله حقوق اساسی مصرف کننده محسوب می شود.تعدادی از حقوق اساسی مصرف کننده به این شرح است: حق انتخاب کالاها و خدمات موردنیاز، حق استفاده از محصولات دارای کیفیت مناسب و متناسب با انتظارات مصرف کننده، حق آگاهی از اطلاعات لازم برای استفاده از کالاها، حق دادرسی برای جبران خسارت، حق آموزش و حق برخورداری از محیط زیست سالم.
درباره لزوم حمایت از مصرف کننده مباحث گوناگون از زوایای اقتصادی، حقوقی، اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی مطرح شده است. صرف نظر از تفاوتهایی که در دیدگاههای اقتصاددانان، علمای حقوق و پژوهشگران در این زمینه وجود دارد، این نکته مورد عنایت همگان قرار گرفته است که حقوق مصرف کنندگان نباید به تنهایی و بی توجه به تکالیف و حقوق تولیدکنندگان بررسی شود.
زیرا استمرار تولید و عرضه و فروش کالاها و خدمات ایجاب می کند که رضایت مصرف کننده نیز تأمین شود و یکی از شیوه های جلب رضایت مشتری، عرضه کالاهای موردنیاز با کیفیت مطلوب است. علاوه بر آن، اقتصاد ملی نیز از مزایای کالاهای با کیفیت بالا و فروش آنها منتفع خواهد شد.حمایت های حقوقی از مصرف کنندگان، مراحل مختلف قبل از وارد آمدن خسارت و پس از زیان دیدن مصرف کننده را در برمی گیرد.بدین معنا که با تصویب و اجرای مقررات موردنیاز، زمینه برای پیشگیری از وارد آمدن خسارت به مصرف کنندگان در مراحل مختلف زنجیره تولید، توزیع و مصرف، فراهم می شود.
از طرف دیگر در عصر حاضر با فراگیر شدن روند جهانی شدن و استفاده از تجارت الکترونیکی در دنیا مخاطرات و چالش های جدیدی نیز برای مصرف کنندگان ایجاد شده است چرا که شرکت های قدرتمند چند ملیتی با استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی پیشرفته و ابزارهای تبلیغاتی گوناگون با ترغیب مصرف کالاهای خاص، علاوه بر سلامت و ایمنی مصرف کنندگان، الگوهای مصرف بومی و محلی و حتی هویت آنها را تهدید می کنند.از این رو ضرورت دارد دولت ها و سازمان های غیردولتی برای مقابله با چالش های جدیدی که برای مصرف کنندگان ایجاد شده تلاش کنند، مصرف کنندگان تحت پوشش های حمایتی گسترده قرار گیرند تا علاوه بر آن که سلامت جسمی و ایمنی آنها محترم شمرده می شود، حفظ هویت آنها به عنوان نوع بشر نیز مورد حمایت قرار گیرد.

نظام گمشده حمایت از حقوق مصرف کننده

در نظام اقتصادی و حقوقی کشور ما در مقاطع زمانی مختلف قوانین و مقرراتی تصویب شده که بعضاً می تواند برای حمایت از مصرف کنندگان مورد استناد قرار گیرد اما فقدان نظام جامع حمایت از حقوق مصرف کنندگان در کشور باعث شده است تا همچون گذشته امکان پیگیری و استیفای حقوق مصرف کنندگان به صورت مطلوب فراهم نباشد.
با توجه به موارد فوق الذکر و اهمیت وجود نظامی جامع برای حمایت همه جانبه از حقوق مصرف کنندگان در حلقه های مختلف زنجیره تولید، توزیع، عرضه و مصرف کالاها و خدمات، تدوین و پیاده سازی نظام جامع حمایت از حقوق مصرف کنندگان در دستور کار وزارت بازرگانی قرار دارد که انتظار می رود با همکاری و تعامل تمام دستگاه های مسئول در این زمینه امکان تحقق کامل اهداف ذیربط که در نهایت باعث رشد و تعالی اقتصادی کشور و رفاه بیشتر آحاد جامعه خواهد شد، فراهم شود.
منبع:روزنامه ایران
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

نکاتی درباره اهمیت کارت ویزیت و نحوه طراحی آن

نويسنده : حسین رضایی

نکاتی درباره اهمیت کارت ویزیت و نحوه طراحی آن
نکاتی درباره اهمیت کارت ویزیت و نحوه طراحی آن


 

نويسنده: آرمند




 

نکاتی درباره اهمیت کارت ویزیت و نحوه طراحی آن

کارت ویزیت یکی از مهمترین ابزاری است که برای بازاریابی می توانید تهیه کنید.
کارت ویزیت شما یکی از مهمترین ابزاری است که برای بازاریابی می توانید تهیه کنید. شما کارت ویزیتتان را به مشتریان احتمالی خود می دهید تا اطلاعات لازم برای تماس با شما را داشته باشند. همچنین می توانید آنرا داخل نامه ها بیندازید یا بوسیله آن خودتان و کارتان را به دیگران معرفی کنید. همچنین اگر در روزنامه ها و پیک ها محلی تبدیغات می کنید، کارت ویزیت شما می تواند یک کپی آماده برای صفحاتی باشد که تبلیغات با کارت ویزیت افراد چاپ می شود.
مهم نیست که می خواهید چه استفاده ای از کارت ویزیتتان بکنید، مهم این است که این کارت باید کاملاً حرفه ای، خوانا، و جذاب باشد و به مشتریان کمک کند به خاطر بیاورند که شما چه می فروشید و چرا باید از شما خرید کنند.
اعمال همه این نکات روی یک کاغذ که فقط ½ ۳ طول و ۲ اینچ عرضش باشد، کار چندان ساده ای نیست؛ اما قابل انجام است. در زیر توصیه هایی برایتان دارین که قبل از طراحی کارت ویزیت باید حتماً در ذهن داشته باشید.

● یک آرم (لوگو) طراحی کنید
 

از یک طراح حرفه ای بخواهید تا آرمی برای حرفه شما طراحی کند. اگر محصولات یا خدماتی را ارائه می دهید که خود سمبلی دارند (مثلاً نقاشی ساختمان، ساختمان سازی، رستوران و از این قبیل)، آرم شما نیز می تواند به طریقی نمادی از آن حرفه یا محصول باشد. این آرم باید به صورتی باشد که قابل پیاده شدن روی کارت ویزیت، سربرگ، بروشورها، و وب سایتتان باشد.

● یک شعار یک جمله ای برای خود بسازید
 

اگر کار یا خدماتی که انجام می دهید از روی نام حرفه تان مشخص نباشد، باید یک شعار یک جمله ای بسازید که به مردم یادآور شود که چه خدمات یا محصولاتی را ارائه می دادید. این شعار را هم باید بر روی کارت ویزیتتان بنویسید.

● آدرس وب سایت و ایمیلتان را هم ذکر کنید
 

مشتریان ممکن است بخواهند آدرس وب سایت یا ایمیل شما را داشته باشند. اگر نگران پیام های تجاری هستید که ایمیلتان را پر می کند، می توانید دو آدرس ایمیل برای خود داشته باشید—که یکی را روی کارت ویزیتتان قید کنید و در اختیار عموم قرار دهید و ایمیل دیگر را برای مصارف شخصی استفاده کنید و فقط به برخی همکاران و دوستان مطمئن خود بدهید.

● کارت ویزیتتان باید خوانا باشد
 

از طراحتان بخواهید که از شکل و اندازه ای برای فونتتان استفاده کنید که به اندازه کافی بزرگ باشد که به راحتی بدون استفاده از عینک ته استکانی خوانده شود. دقت کنید که رنگ نوشته ها از رنگ صفحه پشت زمینه کارت، متمایز باشد. یادتان باشد که هدفتان این نیست که یک اثر هنری خلق کنید، شما می خواهید یک کارت ویزیت برای کارتان طراحی کنید که به خوبی بتواند گویای شغل و حرفه شما باشد. مطمئن باشید که اگر دریافت کننده کارت نتواند شماره تلفن و اطلاعات شما را از روی کارت بخواند، یک مشتری را از دست داده اید.

● کارت ویزیتی طراحی کنید که از بقیه کارتها متمایز باشد
 

بله، کارت ویزیت شما باید طوری باشد که از میان سایر کارت ویزیت ها متمایز و کاملاً مشخص باشد. با استفاده از رنگ های روشن و به قول معروف جیغ، گذاشتن عکستان روی کارت و استفاده از کاغذهایی با جنسی متفاوت، کارت ویزیتی متمایز و منحصر به فرد بسازید.

● از کاغذ و چاپ خوب استفاده کنید
 

اگر کاغذ کارتتان شل و ول باشد یا مثل این باشد که با پرینترهای ارزان قیمت چاپش کرده اید، این احساس را در مخاطب ایجاد می کند که با شرکتی کوچک و خرده پا روبه رو هستند. پس کمی خرج کنید و از کاغذ و چاپ خوب برای کارت ویزیتتان استفاده کنید.
اگر وقت ندارید چاپ کارتتان را بیرون سفارش دهید، خودتان چاپش کنید
اگر به خاطر تمام شدن کارت ویزیت هایتان عجله دارید، می توانید خودتان با یک پینتر جوهرافشان خوب و با استفاده از کاغذ مرغوب آنرا چاپ کنید. دقت کنید که کیفیت پرینتر را روی بهترین درجه آن بگذارید.

● کارت ویزیتتان درمورد شما چه می گوید؟
 

احتمال آن زیاد است که برای خودتان کار ویزیت داشته باشید، اما اگر ندارید، حتماً باید یکی درست کنید. کارت ویزیت چیزی است که خیلی از ما آن را دست کم می گیریم، اما نباید اینطور باشد. شکل، احساس و پیامی که روی کارت ویزیت شماست، روی نظر مردم درمورد شما و مهمتر اینکه آیا یادتان می آورند یا نه، تاثیر می گذارد.
وقتی مکالمه ای را ترک می کنید و فرد مقابل کارت ویزیت شما را دارد، هویت شما آن تکه کاغذ می شود. به همین خاطر روی کارت ویزیتتان نه تنها باید به صاحب کارتان، شماره های تماس و شغل و حرفه تان اشاره کنید، بلکه باید مطلبی هم درمورد خودتان بنویسید.
برای مثال، اگر من بخواهم کارت ویزیتم را به شما بدهم، به دلایل زیر شما تصور خواهید کرد که من فردی خوش مشرب و صیمیمی هستم:
ـ کارت علیرغم ضخامت کاغدش، اما نرم و لطیف است.
ـ گوشه های کارت گرد باشد.
ـ رنگ کارت سبز باشد.
ـ فونت شما کمی دایره ای باشد.
مهمترین دلیل که من کارتی با چنین خصوصیاتی درست کرده ام این است که وقتی آن را به مردم می دهم، می خواهم احساسی گرم و دوستانه در آنها به وجود آورد. این مسئله برای من اهمیت زیادی دارد چون نظر مردم خیلی برای من مهم است و دوست دارم آنها این را به یاد داشته باشند و ارتباطشان را با من قطع نکنند.
اگر شما کارت ویزیت ندارید و میخواهید یکی برای خودتان درست کنید، به توصیه های زیر دقت کنید.
▪ رنگ: رنگ ها معمولاً دست کم گرفته می شوند اما همه آنها معنا و مفهومی پشت خود دارند.
▪ کاغذ: جنس و کیفیت کارتتان چیزی درمورد شما می گوید. به هیچ عنوان نباید از کاغذهای ارزان و نامرغوب استفاده کنید.
▪ یگانگی: اگر کارت ویزیتتان درمیان دسته ای از کارت های دیگر متمایز و مشخص نباشد، احتمال اینکه افراد شما را به خاطر بیاورند خیلی کم است. پس باید کارتتان را کمی ویژه و منحصربه فرد طراحی کنید.
▪ نوشتار: فونت و شکل نوشتار شما حرف می زند، پس فونتی را انتخاب کنید که به بهترین شکل شما را معرفی کند و البته خوانا باشد.
▪ احساس: حس لامسه یکی از مهمترین احساس هایی است که همه ما داریم و کارت ویزیت شما باید خوشایند این احساس مردم باشد. اگر میخواهید دیگران تصور کنند که فردی لطیف و محترم هستید، باید از کاغذهای نرم که گوشه های گردشده دارند استفاده کنید. اگر می خواهید خود را فردی کاری نشان دهید که بسیار برجسته و ساخت یافته است، باید از کاغذهای ضخیم با گوشه های تیز استفاده کنید.
قبل از اینکه کارت ویزیتتان را کسی بدهید، باید اول اطمینان یابید که اطلاعات لازم روی کارتتان نوشته شده است، اما کارتتان باید چیزی هم درمورد خودتان بگوید. این مسئله باعث می شود مردم شما را به خاطر داشته باشند و ارتباطشان را با شما قطع نکنند.
منبع:مردمان پورتال جوانان
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

بانک و جایگاه یابی در بازار رقابتی

نويسنده : حسین رضایی

بانک و جایگاه یابی در بازار رقابتی
بانک و جایگاه یابی در بازار رقابتی


 

ترجمه و تدوین: حسین معینی و مرتضی شفیعی*




 
درسالهای اخیر، صنعت بانکداری شاهد رقابت شدید توام با فرصتها و تهدیدهای زیادی بوده است . به طور مسلم هیچ بانکی نمی تواند ارائه دهنده تمامی خدمات ممکن باشد و در زمینه خدماتی که ارائه می دهد ، بهترین باشد. بانک ها می توانند با بررسی نقاط قوت خویش و فرصتهای موجود در بازار، استراتژی هایی را پیش بگیرند که به یک جایگاه رقابتی مناسب در بازاردست یابند. این مقاله بعضی از مباحث مرتبط با جایگاه یابی بانک را مورد بررسی قرار می دهد. شیوه هایی که بتوان از طریق آنها به موقعیتهای متمایزی نسبت به رقبا دست یافت .

● مقدمه
 

در حال حاضر بانک ها در یک فضای رقابتی فعالیت می کنند که تنوع خدمات ارائه شده در این صنعت روبه افزایش است . هیچ بانکی نمی تواند در زمینه های مختلف ، بهترین خدمات ممکن را ارائه دهد. همچنین یک بانک نمی تواند خدمات خویش را به کل بازار بالقوه-مشتریان بالقوه- ارائه دهد. بانک ها باید راههایی بیابند که بتوانند استراتژی متمایزی را نسبت به دیگر بانک ها برای ارائه خدمات به مشتریان اتخاذ کنند. راهها و شیوه هایی وجود دارد که از طریق آنها می توان موقعیتهای رقابتی متمایزی را نسبت به رقبا ایجاد کرد و توسعه داد. یک روش مهم و کلیدی برای ایجاد یک جایگاه رقابتی، متمایز کردن خدمات از سایر رقباست که وجهه خوبی از بانک و خدمات آن را در ذهن مشتریان ایجاد می کند. جایگاههای رقابتی قوی را می توان از طریق ایجاد موانعی برای اقدامات رقبا حفظ کرد. یکی از روشهای ایجاد موانع رقابتی ایجاد شهرت مناسب از طریق موارد زیر است:
۱) ایجاد رضایت مشتری از طریق ارائه خدمات مناسب به تمام مشتریان؛
۲) استفاده از تکنولوژی انحصاری در ارائه خدمات مبتنی بر تکنولوژی؛
۳) آموزش کارکنان برای برخورد صحیح و مناسب با مشتریان به منظور جلب اعتماد و اطمینان در مشتریان؛
۴) استفاده از تکنولوژی و خدمات برتر به عنوان ابزاری برای ایجاد روابط عمیق و گسترده با مشتریان و درک اهمیت حضور مستمر مشتری در بانک.

● جایگاه یابی
 

جایگاه یابی تلاشی است برای متمایز ساختن سازمان از سایر رقبا تا از سوی مشتریان نسبت به سـایر رقبا ترجیح داده شود . جایگاه یابی تلاشی است برای داشتن یک جایگاه روشن یا منحصر به فرد در یک بازار. همچنین جایگاه یابی یک ابزار رقابتی است که مفاهیمی فراتر از ایجاد وجهه برای یک سازمان را در بر می گیرد. ایجاد وجهه به دنبال پرورش و توسعه تصویری مطلوب از سازمان در ذهن مشتری است. جایگاه یابی، فرایند ایجاد و حفظ یک تصویر و جایگاه متمایز در بازار برای ســازمان است تا مصرف کنندگان- بازارهدف- آنچه را که سازمان در مقابله با سایر رقبا در تلاش برای انجام آن است را درک کنند. ریس و تراوت(۱۹۸۶) این موضوع را مورد توجه قرار داده اند. آنها بیان کرده اند: « در جنگل ارتباطاتی که هم اکنون وجود دارد، تنها امیدی که بتوان شانسی برای انتخاب شدن از سوی مشتریان به دست آورد، تمرکز بر روی اهداف کوچک، اقدام به بخش بندی بازار و در یک کلمه جایگاه یابی است. ذهن به عنوان یک مانع دفاعی در برابر حجم انبوه تبلیغات امروز، بسیاری از اطلاعاتی که به آن ارائه می شود را غربال و رد می کند. به طور خلاصه، ذهن تنها آنچه که با دانش یا تجربیات قبلی او منطبق باشند را می پذیرد. مبالغ بسیاری برای تغییر اذهان مصرف کنندگان در استفاده از تبلیغات صرف می شود. هنگامی که یک ذهن ساخته شد، تغییر دادن آن تقریباً غیر ممکن است و مطمئناً نمی توان این کار را با استفاده از یک نیروی ضعیف مانند تبلیغات انجام داد».
بانک های بین المللی و موسسات مالی بزرگ، معمولا از «تکنولوژی برتر و نیروی انسانی زیاد» بهره می برند. اما موسسات مالی کوچک، استفاده از «تکنولوژی پایین و نیروی انسانی کم» را ترجیح می دهند.
در یک بازار رقابتی، جایگاه، انعکاس دهنده این نکته است که مصرف کنندگان چگونه عملکرد سازمان یا محصول را بر مبنای ویژگیهای خاصی نسبت به رقبای آن ادراک می کنند. (کاتلر و آرمسترانگ، ۱۳۸۱) بنابراین بانک ها باید ادراک مشتریان نسبت به خویش را تقویت یا اصلاح کنند. جایگاه یــابی نقشی کلیدی در استراتژی بازاریابی ایفا می کند، چــرا که جایگاه یابی با تجزیه و تحلیل بــازار، بخــشهای مختلف بازار و تحلیل رقبا سرو کـار دارد. به طـــور خلاصه واژه جایگاه یابی بانک به این اشاره دارد که یک بانک، چگونه در یک بخش بازار دیده می شود، ارزشـها و اعتبارات آن چه چیــزهایی هستــند و تصویر کلی بانک در میان مشتـــریان چگونه است. یک بانک می تواند جایگــاهی را به عنــوان یک بانک بزرگ، یک بانک با خــدمات متنوع و یا یک بانک مطمئن در ذهن مشتری اشغال کند.(برادی و همکارانش، ۲۰۰۵)
اگر یک بانک بتواند نسبت به رقبا ، خود را به شکل مطلوبی در یک بازار خاص جای دهد، می تواند به سودآوری بالایی دست یابد. فشارهای رقابتی و لزوم کسب سود ، بانک ها را ملزم ساخته است که به صورت فزاینده ای نسبت به درخواستها و نیازهای بازار، پاسخگو باشند. این امر باید بر اساس جایگاه بانک ها، استراتژی های بازار و مدیریت، زیرساختهای درونی و بیرونی آنها، استفاده آنها از تکنولوژی، توانایی آنها برای نوآوری و متمایز کردن صورت گیرد.

● ایجاد جایگاه در بازار
 

در دوره ای که رقابت شدید از طریق تکنولوژی افزایش یافته است، بانک ها برای متمایز کردن خدمات خویش و حفظ جایگاه بازار باید رویکردی بازار محور داشته باشند. این امر منجر به تأکید گسترده بر روی کیفیت و کارایی از سوی مدیریت در جهت به دست آوردن یک جایگاه رقابتی مناسب می شود. راهکار موفق در دستیابی به یک جایگاه مناسب در بازار رقابتی ، ارائه ارزش به مشتریان فعلی و بالقوه بر مبنای نیازها و خواستهای آنان است. اوربان و استار(۱۹۹۱) اعتقاد دارند، اگر قصد داشته باشیم تصمیمات جایگاه یابی صحیحی اتخاذ کنیم، باید از موارد زیر آگاهی داشته باشیم:
۱) مشتریان چه ابعادی را برای ارزیابی بازاریابی رقابتی مورد استفاده قرار می دهند؟
۲) هر یک از این ابعاد در فرایند تصمیم گیری چه میزان اهمیت دارند؟
۳) مشتریان چگونه ما و رقبا را بر مبنای این ابعاد مقایسه می کنند؟
۴) مصرف کنندگان چگونه بر مبنای اطلاعات، انتخاب خویش را انجام می دهند؟
محققــان درتحقیقات خود بر اهمیت استراتــژی جایگاه یابی به عنوان ابزاری برای متمایز کردن و ایجاد مزیت رقابتی تأکید کرده اند. در بخش خدمات نیز جایگاه یابی از اهمیت قابل ملاحظه ای برخوردار است. تلاشهــای زیادی برای طـبقه بندی خدمات و توسعه یک استراتـژی جایگاه یابی خدمات صورت گرفته اند. ( الیس و موشر، ۱۹۹۳؛ زیثمل و بیــتنر، ۱۹۹۶) برای ایــجاد یک اســتراتژی جایگاه یابی برای بانک ها، چهار استراتژی جایگاه یابی نهـادی، جایگاه یابی محصولات یا خدمات، جــایگاه یابی بر مبنای کارکــنان و سیستم ارائه خدمات و موضع یابی بخشی مفیدند، که در ادامه به تشــریح آنها پرداخته می شود. (زین الدین، ۲۰۰۱) البته باید توجــه داشت که بانک ها باید به استـراتژی های جایگاه یابی به عنوان یک رویکرد و فلسفه جمعی برای بازار نگاه کنند.
▪ جایگاه یابی نهادی
این جنبه از موضع یابی مربوط به حوزه عملیاتی است. یک بانک باید تصمیم بگیرد که به صورت بومی- محلی، ملی، منطقه ای، چند ملیتی یا به صورت بین المللی فعالیت کند.
▪ کاربرد منسجم تکنولوژی و کارکنان
مشتریان را تشویق می کند تا به جای استفاده محدود از خدمات بانکی، طیف گسترده ای از خدمات بانک را مورداستفاده قرار دهند.
▪ جایگاه یابی محصولات یا خدمات
این جنبه از جایگاه یابی بیشتر با ماهیت محصولات یا خدمات مرتبط است. یک بانک می تواند محصولات یا خدمات خویش را به صورت بانکداری مبتنی بر مشتری ( ارائه خدمات چندگانه برای مشتریان خاص)، بانکداری سازمانی ( ارائه خدمات مختلف به شرکتها و سازمانها)، بانکداری تخصصی( خدمات خاص برای بخشهای خاص بازار) ، بانکداری اعتباری یا سرمایه گذاری( خدمات سرمایه گذاری و پس انداز) ارائه کند.
جایگاه یابی بر مبنای کارکنان وسیستم ارائه خدمات
سیستم ارائه خدمات در یک بانک آمیخته ای از منابع انسانی، مکانها و تجهیزات است. پیشرفت سیستم های تکنولوژی اطلاعات ، بانک ها و سایر مؤسسات اعتباری را قادر ساخته است تا به آسانی به بازارهای هدف دست یابند. دستگاههای خودپرداز، کارت های اعتباری، ارائه خدمات بانکی از طریق اینترنت، استفاده از پایانه های فروش، بانک ها را قادر ساخته است تا خدمات سریعتر و بهتری به مشتریان خویش ارائه کنند. مهارتهای انسانی باید برای به دست آوردن مزایای رقابتی توسعه یابند. تکنولوژی های مورد استفاده در بانک ها براحتی می تواند از سوی سایر رقبا تقلید و به کار گرفته شوند، اما منابع انسانی و مهارتهای انسانی منابعی هستند که تقلید آنها از سوی رقبا غیر ممکن است. در سازمانهای خدماتی همچون بانک ها که کارکنان تماس بسیار نزدیکی با مشتریان دارند ، کارکنان ،بویژه کارکنانی که در تماس مستقیم با مشتریان هستند، می توانند به عنوان یکی از مهمترین عوامل در رضایتمندی مشتری و در نتیجه ایجاد وجهه مناسب از بانک در ذهن مشتریان مطرح باشند.
استفاده از یک آمیخته مؤثر و مفید، مکانها و تسهیلات فیزیکی، تکنولوژی اطلاعات و منابع انســانی شیوه ای برای توسعه جایگاه رقابتی یک بانک در بازار است. هرچند تمام بانک ها در طراحی آمیخته سیستم ارائه خدمات خویش یکسان عمل نمی کنند. به طور مثال یک مشتری عمده بانک ممکن است برای شرکت خویش نیاز به تسهیلات عمده داشته باشد. بعضی مشتریان کوچک ممکن است شعبه ای را به دلیل داشتن دستگاه خودپرداز ترجیح دهند. با ترکیب افراد و تکنولوژی ها می توان چهار استراتژی جایگاه یابی سیستم ارائه خدمات برای بانک ها شناسایی کرد:
۱) استفاده ازتکنولوژی برتر- نیروی انسانی زیاد؛
۲) استفاده ازتکنولوژی برتر - نیروی انسانی کم؛
۳) استفاده ازتکنولوژی پایین - نیروی انسانی زیاد؛
۴) استفاده ازتکنولوژی پایین - نیروی انسانی کم (زین الدین، ۲۰۰۱).
ـ استفاده ازتکنولوژی برتر- نیروی انسانی زیاد
بانک های دارای تکنولوژی برتر، رهبران بازار و پیشرو در توسعه و استقرار سیستم های نوین هستند. آنها بانک های بزرگ و بین المللی هستند که دارای نفوذ زیادی در میان مشتریان سازمانی، ارائه دهنده سیستم های خدماتی جدید ودر پی ایجاد، اجــرا و توسـعه یک آمیخته خدماتی با کیفیت بالا هستــند. آنها توانایی استفاده گسترده از تکــنولوژی برای حل مسائل مختلف را دارند. به علاوه آنها اعتقاد دارند که نیروی انسانی به اندازه تکنولوژی برای ارائه خدمات مهم و ضروری است.
ـ استفاده ازتکنولوژی برتر - استفاده از نیروی انسانی کم
بانک های بین المللی و چند ملیتی به دنبال تکنولوژی برتر هستند، اما نسبت به رهبران بازار گرایش کمتری برای استفاده از افراد دارند. سرمایه گذاری آنها بر روی افراد کمترازسرمایه گذاری آنها بر روی تکنولوژی است و تراکم افراد را در ارائه خدمات در شعبه های خویش کاهش می دهند. یکی از مزایای این جایگاه، توانایی بانک در به دست آوردن نوآوری در بازارهای دیگر و انتقال آن به یک بازار بدون متحمل شدن هزینه نوآوری است.
ـ استفاده ازتکنولوژی پایین - نیروی انسانی زیاد
بعضی از بانک ها اعتقاد دارند که بیشتر خدمات مستلزم دارا بودن یک هسته اصلی تماس شخصی است که انجام آن با استفاده از تکنولوژی اگر غیر ممکن نباشد، بسیار مشکل خواهد بود. برای مثال در حالی که استفاده از دستگاههای خودپرداز در حال افزایش است، مشتریان هنوز نیاز به مراجعه و حضور شخصی در بانک دارند. این گونه بانک ها بیشتر بر روی کارکنان ماهر، آموزش دیده و با انگیزه سرمایه گذاری می کنند. آنها از تکنولوژی نیز به منظور کارایی بیشتر در ارائه برخی خدمات اولیه استفاده می کنند. اما تأکید اصلی این بانک ها بر روی کارایی نیروی کار است.
ـ استفاده ازتکنولوژی پایین - نیروی انسانی کم
این بانک ها و مؤسسات مالی کوچک اغلب از رقابت با بانک های بزرگ پرهیز می کنند و تعداد محدودی ازخدمات خاص را برای گروه کوچکی از مشتریان ارائه می دهند. نوع خدمات مورد نیاز برای چنین بازار خاصی ، به آخرین تکنولوژی یا نیروی انسانی آموزش دیده و مجرب نیاز چندانی ندارد. دستیابی به تکنولوژی برتر و آخرین تکنولوژی موجود هزینه بالایی دارد، بنابراین با استفاده حداقل از تکنولوژی و نیروی انسانی تا حدی آموزش دیده می توان فعالیتهای این نوع بانک ها را بخوبی انجام داد. نکته اصلی این است که بانک ها با سرمایه گذاری کم بر روی افراد و سرمایه گذاری کم بر روی تکنولوژی می توانند از طریق جایگاه یابی مناسب، بسیار سودآور باشند.
▪ جایگاه یابی بخشی
تلاش برای ارائه تمام خدمات یا محصولات برای تمام مشتریان در یک بازار اگر غیر ممکن نباشد، مسلماً بسیار مشکل است. بسیاری از مؤسسات مالی تعدادی بازارهای هدف کلیدی را برای فعالیت انتخاب می کنند و بر روی ارائه خدمات بهتر نسبت به رقبایشان در آن حوزه تأکید می کنند. بانک ها می توانند سه انتخاب را در ارائه خدمات برگزینند ، این گزینه ها عبارت اند از: ارائه تمام خدمات مالی ممکن، تبدیل شدن به یک سوپرمارکت ارائه دهنده خدمات مالی، ارائه خدمات با هزینه کم و یا داشتن یک موقعیت خوب در یک بازار یعنی تبدیل شدن به یک بانک تخصصی.
اســتفاده از استراتژی ارائه همه خدمات مالی، تنها برای تعداد محدودی از بانک ها و مؤسسات مالی بسیار بزرگ مناسب است. ارائه دهندگان خدمات با قیمت کم، خدمات محدودی را با قیمتهای تخفیف داده شده ارائه می دهند و مبنای رقابت خویش را قیــمت قرار می دهند. بانک های تخصصی یا بانک های دارنده جایگاه خاص در بازار، بر روی نیازها و خواســته های یک بخش بازار مانند اعطای وام و تســیهلات تمرکز می کنند. در عمل بانک ها تلاش بسیار کمی می کنند تا تمام نیازهای مشتریان بالقوه را برآورده سازند.
ترکیب جایگاه یابی نهادی، جایگاه یابی محصولات یا خدمات و جایگاه یابی بر اساس سیستم ارائه خدمات و جایگاه یابی بخشی ، چهار استراتژی زیر را در دسترس بانک ها قرار می دهد:
۱) رویکرد توجه به تمام نیازهای مشتریان و در همه سطوح؛
۲) رویکرد توجه به تمام نیازهای گروهی از مشتریان و در همه سطوح؛
۳) رویکرد توجه به نیازهای خاص تمام مشتریان و در همه سطوح؛
۴) رویکرد توجه به نیازهای خاص گروهی از مشتریان و در بعضی سطوح. (زین الدین،۲۰۰۱)
رویکرد مبتنی بر نیازهای مشتریان مستلزم این است که بانک ها فعالیت خویش را در جهت بعضی از مشتریان یا همه آنان و به منظور ارضای برخی نیازها و خواسته های آنان یا تمام نیاز ها و خواسته های آنان هدف گیری نمایند. در این راستا یک بانک باید قوتها و ضعفهای خویش، فرصتهای بازار و رقبایش را مورد تجزیه و تحلیل و توجه قرار دهد.

ـ رویکرد توجه به تمام نیازهای مشتریان و در همه سطوح
 

استفاده از این استراتژی اغلب مستلزم این است که بانک طیف وسیعی از خدمات را برای مشتریان شخصی و سازمانی خویش در همه بازارها، ارائه دهد. بانک باید بر روی منابع مهم و عمده سرمایه گذاری کند. (منابعی مانند منابع تکنولوژیک، عملیاتی و انسانی) بانک هایی که از این استراتژی استفاده می کنند ، تلاش می کنند بر بازارخویش تسلط کامل داشته باشند. آنها از سیاستهای چندگانه ای برای برآورده ساختن نیازها و خواسته های مشتریان و ارائه خدمات استفاده می کنند.

ـ رویکرد توجه به تمام نیازهای گروهی از مشتریان و در تمام سطوح
 

یک بانک در این جایگاه نیز طیف وسیعی از خدمات را به بخشی از مشتریان ارائه می دهد. هدف چنین بانکی تمرکز بر روی یک بخش خاص یا گروهی از مشتریان (مانند مشتریان شخصی، یا شرکتهای کوچک، بزرگ یا متوسط) است. بخش بندی مشتری یک عامل بسیار ضروری برای این گونه بانک هاست. چنین بانک هایی باید سرمایه گذاری بیشتری بر روی استخدام و آموزش کارکنان ماهر جهت برخورد مناسب با گروه خاصی از مشتریان و برآورد کردن نیازهای آنان انجام دهند. بعضی بانک ها ممکن است تصمیم بگیرند خدمات بانکی خود را در بازارهای کوچکی ارائه دهند و خدمات کمتری را به بازارهای اعتباری یا سازمانی عرضه کنند. بانک های دیگر ممکن است تصمیم بگیرند، یک بسته خدماتی کامل را به یک بخش عمده مشتریان بازار خویش ارائه نمایند.

ـ رویکرد توجه به نیازهای خاص تمام مشتریان و در تمام سطوح
 

این استراتژی معمولاً مستلزم این است که بانک، خدمات پیشرفته یا خدمات خاصی را در بخشهای انتخاب شده بازار ارائه دهد. برای انجام این امر یک بانک باید محصولات و خدمات خاص خود را از خدمات و محصولات سایر رقبا متمایز سازد.

ـ رویکرد توجه به نیازهای خاص گروهی از مشتریان و در بعضی سطوح
 

یک بانک می تواند از طریق توجه به بخشی از بازار و بعضی نیازهای آن، منابع مورد نیاز خود را به حداقل برساند. در این حالت الزامات سرمایه گذاری احتمالا نسبتاً کم خواهند بود. اینگونه بانک ها باید بر روی ویژگی اصلی و منحصر به فرد خویش تأکید کنند. نوآوری و خلاقیت در اجرای این استراتژی ازعوامل حیاتی هستند.
این استراتژی بانک ها را به برآورده ساختن نیازها و خواسته های برآورده نشده مشتریان، برآورده ساختن یک نیاز بهتراز سایر رقبا یا تخصصی سازی در خدمت رسانی به مشتریان کوچکی که بانک های بزرگ آنها را نادیده گرفته اند، تشویق می کند. فلسفه و دیدگاه اصلی در چنین بانکی، تخصصی سازی است. یک بانک تخصصی باید خود را هم برمبنای تنوع خدمات ارائه شده و هم بر مبنای راحتی دریافت آنها، از رقبا متمایز سازد.
با توجه به استراتژی ها و رویکردهای شرح داده شده، روشن شد که یک بانک می تواند از استراتژی های مختلفی برای جایگاه یابی استفاده کند. اما باید توجه داشت که بانک ملزم نیست که تنها یکی از این رویکرها را برای جایگاه یابی خویش مورد استفاده قرار دهد، بلکه می تواند از ترکیبی از رویکردهای مختلف برای جایگاه یابی خویش استفاده کند. نکته اساسی در اینجا این است که بانک باید از یک بدنه منسجم از رویکردهای مختلف استفاده کند.

● نتیجه گیری
 

استفاده از تنها یک رویکرد برای به دست آوردن یک جایگاه مناسب در بازار ناکافی است. بنابراین باید از ترکیب یا ادغام چند رویکرد یا شاخص به طور همزمان برای بخش بندی استفاده کرد. کاربرد منسجم تکنولوژی و کارکنان، مشتریان را تشویق می کند تا به جای استفاده محدود از خدمات بانکی، طیف گسترده ای از خدمات بانک را مورد استفاده قرار دهند. این امر همچنین به ایجاد وفاداری عمیق مشتریان نیز کمک می کند. جایگاه یابی برای مشتریان نیز از اهمیت فراوان برخوردار است؛ چرا که موضع یابی می تواند مبنایی برای مقایسه گزینه های مختلف موجود در بازار در اختیار مشتری قرار دهد.

پي نوشت ها :
 

*کارشناسان ارشد مدیریت بازرگانی از دانشگاه اصفهان

منابع
۱ - Brady, M.K., Bourdeau, B.L. & Heskel, J. (۲۰۰۵). The importance of brand cues in intangible service industries: an application to investment services. Journal of Services Marketing, ۱۹(۶): ۴۰۱–۴۱۰.
۲ - Ellis, B. and Mosher, J. (۱۹۹۳). Six Ps for four characteristics: a complete positioning strategy for the professional services firm. Journal of Professional Services Marketing, ۹(۱): ۱۲۹-۴۵.
۳ - Ries, A. and Trout, J. (۱۹۸۶). Positioning: The Battle for your Mind. McGraw-Hill, London.
۴ - Urban, G. and Star, S. (۱۹۹۱). Advanced Marketing Strategy: Phenomena, Analysis and Decisions. Prentice-Hall, Englewood Cliffs, NJ.
۵ - Zeithaml, V.A. and Bitner, M.J. (۱۹۹۶). Services Marketing. The McGraw-Hill Companies Inc.
۶ – Zineldin, M. (۲۰۰۱). Bank strategic positioning and some factors of bank selection. International Journal of Bank Marketing, ۴۷(۶): ۱۲–۲۲.
ماهنامه تدبیر

ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

بررسی نظریه اروینگ گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات

نويسنده : حسین رضایی

بررسی نظریه اروینگ گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات
بررسی نظریه اروینگ گافمن درباره نمایش جنسیت در تبلیغات


 





 
افراد چگونه هویت جنسیتی خود را برای دیگران آشکار می کنند و این هویت چگونه در تبلیغات به کار گرفته می شود؟
گافمن در قالب رویکرد «تحلیل چارچوب» به این مسئله نظر می افکند که چگونه چارچوب ها که کنش متقابل را سامان می دهند، معنای جنسیت را تولید می کنند.
با توجه به این رویکرد در مقاله حاضر نقطه کانونی بحث نظری گافمن در تبلیغات جنسیتی را مفهوم «نمایش» جنسیت تشکیل می دهد که در موقعیت های اجتماعی به اجرا در می آیند و سعی شده تا نظر گافمن درباره ارتباط «نمایش» با مفهوم «مناسکی شدن» تشریح شود که به دو بخش متقارن و نامتقارن تقسیم می شوند و سپس این تقسیم بندی سایه خود را بر تمامی بحث های دیگر وی که مهمترین آن رابطه والد و کودک است، می اندازد.
رویکرد «بر ساخت گرایی اجتماعی» اروینگ گافمن به مقوله جنسیت و بازنمایی آن در رسانه های دیداری، یکی از جذابترین، پیچیده ترین و منحصربه فردترین چشم اندازهای مربوط به مطالعات جنسیتی است. گافمن در کتاب «تبلیغات جنسیتی» (۱۹۷۹)، این مسئله را پیگیری می کند که افراد چگونه هویت جنسیتی شان را برای دیگران آشکار می کنند و چگونه این هویت جنسیتی در تبلیغات به کار گرفته می شود.
از نظر او«جنسیت به صورت دیداری به اشکال مختلف در گستره تبلیغات رسانه ای برساخته می شود».
گافمن در قالب رویکرد «تحلیل چارچوب» به این مسئله توجه دارد که «چگونه چارچوب هایی که کنش متقابل را سامان می دهند معنای جنسیت را تولید می کنند؟» و «استدلال می کند که سامان کنش متقابل به جای مهیا کردن بستری برای بیان تفاوت های طبیعی، تفاوت های میان دو جنس را به وجود می آورد.»
به طور خلاصه استدلال گافمن این است که تفاوت در رفتار و اعمال زنان و مردان براساس تفاوت های بیولوژیک بنیادی میان آنها به وجود نمی آید، بلکه «بسیاری از اعمال اجتماعی که مکرراً به عنوان پیامد طبیعی تفاوت های میان دو جنس ارائه و تلقی می شود، عملاً ابزاری هستند که آن تفاوتها را محترم شمرده و تولید می کنند.»
گافمن بر خلاف غالب رویکردهای نظری و پژوهشی، الگو های نابرابری جنسیتی را به طور مستقیم به دستیابی ناهمسان به پاداش های اجتماعی مربوط نمی سازد، بلکه بیشتر براساس فرضیه های تحلیلی از چارچوب، در مورد کنش های متقابل دو جنس توضیح می دهد. او به جای استناد به واقعیت های نابرابری- از قبیل تفاوت در حقوق و فرصت های ارتقا و غیره- این مسئله را بررسی می کند که چگونه زنان و مردان کنش متقابل میان خود را تفسیر می کنند.
به این ترتیب تأکید گافمن روی بازسازی ساختار اجتماعی از درون کنش متقابل اجتماعی و از طریق آن است. مردان چگونه زنان را تعریف می کنند و این تعریف چگونه بر کنش متقابل اثر می گذارد؟ و در سطح وسیع تر چگونه می توان این تعاریف را دگرگون ساخت؟

نقطه کانونی بحث نظری گافمن در «تبلیغات جنس
 

یتی» مفهوم «نمایش جنسیت» است. بدین معنا که «جنسیت در موقعیت های اجتماعی از طریق آنچه او «نمایش» می نامد، بیان می شود.» نمایش ها چیزی درباره هویت اجتماعی شخص می گویند و از این نظر نقش آگاهی بخش برای دیگران دارند. نمایش ها قسمتی از آن چیزی هستند که ما به عنوان «رفتار بیانگرانه» بازمی شناسیم و از این طریق به انتقال داده ها و دریافت آنها گرایش دادند.
در واقع آنها در زندگی اجتماعی، نقش انتقال دهنده «اطلاعات درباره هویت اجتماعی، مسلک، نیات و انتظارات» هر فرد به افراد دیگر را بازی می کنند. نمایش ها در موقعیت های اجتماعی اجرا می شوند و به نوعی کارکرد بازنمایی گروه بندی های متعدد مناسبات را دارند.
مفهوم «نمایش» در تحلیل گافمن با مفهوم «مناسکی شدن» پیوند می خورد. بدین صورت که نمایش ها به واسطه «مناسک» اجرا می شوند. مناسک «می تواند به عنوان اعمال صوری و قراردادی تعریف شود که از طریق آنها هر فرد، نظرش را برای دیگران به نمایش می گذارد.»
مناسک برای گافمن به این دلیل اصالت دارند که «اعتماد ما را به روابط اجتماعی اولیه حفظ می کنند. آنها برای دیگران فرصت هایی جهت تأیید مشروعیت جایگاه ما در ساختار اجتماعی ایجاد می کنند، در مقابل ما را نیز به همان کار ملزم می سازند.
مناسک نوعی سازوکار(مکانیسم) جایابی است که در آن اکثر فرودستان اجتماعی، سمت های فرادستان بالاتر از خود را تأیید می کنند. حجم شعائر در جامعه، مشروعیت ساختار اجتماعی آن را منعکس می سازد. زیرا احترام مناسک گونه ای که به افراد اعطا می شود در عین حال نشانه احترام به نقش هایی است که آنها به خود اختصاص می دهند.»
مناسک روزمره از نظر گافمن عبارتند از معیارسازی، مبالغه و ساده سازی زندگی روزمره و تبلیغات یا به طور کلی رسانه های دیداری عبارتند از: فرامناسک سازی زندگی روزمره، تبلیغات رسانه های دیداری حتی هیجان انگیزتر از مناسک روزمره، به معیارسازی، مبالغه و ساده سازی زندگی روزمره می پردازند. به همین دلیل آنها راهنمای خوبی برای تحلیل روابط جنسی معاصر هستند.
گافمن که ایده اجرای «نمایش» توسط کنشگران در موقعیت های اجتماعی را از جانورشناسی الهام گرفته است، سعی می کند آن را در مورد جنسیت و مناسبات جنسیتی به کار برد. از نظر او، «اگر جنسیت به عنوان روابط به لحاظ فرهنگی استقرار یافته پیرامون جنس(Sex) تعریف شود (خواه نتیجه بیولوژی یا یادگیری)، پس نمایش جنسیت به تصاویر قراردادی این روابط باز می گردد».
گافمن با این رویکرد نظری، ساختار نمایش های مناسک گونه را به دو نوع متقارن و نامتقارن تقسیم می کند. اولین مورد «قواعدی را که شامل انتظارات دوسویه است و دومین مورد، قواعدی را که شامل هیچ رابطه متقابلی نیستند، تبیین می کند. تعارف های معمولی، نوعاً دو سویه و متقارن هستند، اما سلام های نظامی، این گونه نیستند.»
گافمن، ریشه های این گونه تقسیم بندی نمایش های مناسک گونه را در آداب نظامی و رفتار درباری پیگیری می کند؛ چون در آنجا «به تشریفات اهمیت داده می شود.» از نظر او، «چارچوب های نظامی و درباری در زندگی روزمره و رمزگشایی مجدد می شوند. به طوری که در آن فرودستان، فرادستان خود را «آقا» یا «خانم» خطاب می کنند و در جواب هم خودشان «فرانک» یا «سوزی» خطاب می شوند. باید خاطرنشان شود که معنای رفتار غیر رسمی نوع دوم با معنای نوع اول متفاوت نیست. چون هر دو درباره این موضوع هستند که چه کسی کنترل دیگری را در اختیار دارد.».
گافمن براساس این تحلیل، روابط میان دو جنس را سرشار از نمایش ها و مناسک نامتقارن می داند. عدم تقارنی که نشان از وجود نابرابری در روابط قدرت زنان و مردان دارد.این تقسیم بندی موضوع اعتماد و قدرت را وارد بحث گافمن می کند.
تبیین مجذوب کننده گافمن درباره نمایش، مناسک و جنسیت، او را بدان سو سوق می دهد که منابع فرهنگی شبیه سازی نمایش جنسیت در زندگی روزمره را تشخیص دهد. اولین مدل فرهنگی برای نمایش جنسیت، زندگی دربار (بویژه شکل تغییر یافته اش در قالب آداب نظامیگری) و دیگری روابط والد- کودک است. اولین مورد، مدلی عامتر و به نسبت کم اهمیت تر است و برخی توازی ها را میان رفتار بیانگرانه فرودستان و فرادستان در موقعیت های اجتماعی مختلف بیان می کند، اما دومین مورد یعنی روابط والد- کودک، در نظر گافمن اختصاصاً مدلی برای روابط جنسیتی است؛ زیرا مدلی در دسترس و جهانی از روابط نابرابر، نامتقارن و نامتقابل ارائه می دهد و برای نمایش روابط اقتدار در دوره های محدود نظیر ندارد و مناسکی شدن فرمانبری را به بهترین وجه شبیه سازی می کند.
گافمن ضمن بحث از روابط والد- کودک، این روابط را اقتصادی و هابزی می شمارد و از نادیده گرفته شدن جنبه های «گمراه کننده، ستمگرانه و بی اثر» اقتدار والدین از سوی دانش پژوهان اجتماعی انتقاد می کند. او استدلال می ورزد که رابطه والد- کودک به جهت تحمل تصمیمات اجباری والدین از سوی کودک، در قبال امتیازات داده شده به او، «ارزش خاصی به عنوان ابزار جهت دهی دانش پژوهان به سوی اهمیت موقعیت های اجتماعی به عنوان یک سازمان اجتماعی دارد.»
از نظر گافمن، در روابط والد- کودک، آنچه که به عنوان «اجازه جهت دهی» و «میانجیگری حمایت گرانه» از سوی والدین در قبال کودک تعبیر می شود، در واقع نوعی حق سلطه و سیادت را برای والدین ایجاد می کند و به رسمیت می بخشد. بدین صورت که والدین از طریق تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های یکسویه درباره نیازها و آینده کودک، راهنمایی کردن او، ایجاد واسطه میان او و دنیای بزرگسالان و حمایت از او در برابر واقعیت های خشن زندگی و جهان، سلطه و سیادت خود را بر کودک اعمال می کنند.
در برابر، کودک باید در قبال اشکال مختلف «اجازه و امتیاز» و حمایت شدن در برابر واقعیت های خشن زندگی، سلطه والدین را بپذیرد و به فرمانشان گردن نهد. او مجبور است هزینه «نجات از جدیت» را بپردازد و «مراقبت های اجباری» والدین را تحمل کند. کودک «از طریق اجازه فیزیکی» مورد کنترل قرار می گیرد و «با اشکال مختلف رفتار غیرشخصی محکوم می شود.»
از نظر گافمن یک شکل مهم از زندگی کودک آن است که کودک برای انجام کارهای شخصی، از سوی والدین مورد استثمار قرار می گیرد و حتی والدینش تمایل دارند که او توسط سایر بزرگسالان- اعم از خویشاوند، آشنا و حتی غریبه- به خدمت گرفته شود و در برابر کودک به خاطر نیاز والدین به دیگر بزرگسالان، الزام به ارائه کمک دارد.گافمن با توجه به مسائل برشمرده شده در بالا، بر این عقیده است که در زندگی انسانی، غالباً مجموعه های اجتماعی بزرگسال، براساس رابطه والد- کودک به عنوان پشتوانه مشترک تجربه، طراحی می شوند.
از نظر گافمن، این امر «از طریق بیان مناسکی شده این رابطه سلسله مراتبی ظاهر می شود»، به طوری که از این طریق «تخم کنش متقابل رو در رو» در مجموعه های اجتماعی بزرگسال انداخته می شود و از طریق برخورد، روابط گرم می شود. گافمن ویژگی اصلی روابط شکل گرفته براساس رابطه والد- کودک را وجود «کنترل ملایم» در آنها می داند. کنترل ملایمی که از طریق اشکال مختلف اجازه و امتیاز، از سوی والدین بر کودکان تحمیل می شود.
در این گونه روابط، معمولاً «فرادست چیز رایگانی را فارغ از شناسایی پشتیبان آن می دهد و فرودست با نمایشی سر راست از سپاسگذاری پاسخ می دهد و اگر چنین نکند، پس دست کم تسلیمی اشاره گر به این رابطه و تعریف این موقعیت نشان می دهد. شخص زیردست نشانه ای از درماندگی و نیاز را بنا می گذارد و شخص فرادست با خدمتی داوطلبانه، پاسخ می دهد.»
بر این اساس، گافمن روابط جنسیتی را براساس مدل روابط والد- فرزند شبیه سازی می کند و می نویسد: «در جامعه ما هرگاه مردی با یک زن یا مردی فرودست (بویژه جوانتر) سروکار داشته باشد، کاملاً احتمال دارد قدری تحقیر فاصله بالقوه، اجبار و خصومت، از طریق کاربرد رابطه والد- کودک اعمال شود که اگر مناسک گونه برخورد کنیم به این اشاره دارد که زنان هم رتبه با مردان فرودست و هر دو هم رتبه با کودکان هستند. بنگرید که کم رتبگان ناخوشایند و سرافکنده ممکن است اینها را امتیازات ملایمی بدانند، ولی باید در بیان آشکار نارضایتی خود تجدید نظر کنند. چون هر کسی که به رابطه مثبت ادامه می دهد، آزاد است تا به سرعت رویه خود را تغییر دهد و رویه دیگر قدرتش را نشان دهد.»بنابر این گافمن با این استدلال، نمایش جنسیت را بیان مناسکی شده ای از سلطه والدگونه مردان و فرمانبری کودک وار زنان می داند. از نظر او، نمایش های جنسیتی در موقعیت های اجتماعی، نه تنها سلسله مراتب اجتماعی- جنسیتی را تثبیت می کنند، بلکه آنها را به وجود می آورند.
از نظرگافمن، «آنچه واقعاً طبیعت انسانی مردان و زنان را شامل می شود، ظرفیتی برای یادگیری است، به گونه ای که نمایش های مردانگی و زنانگی و اراده معطوف به پیروی بر حسب برنامه ارائه این تصاویر را مهیا و قرائت می کند... اما این ظرفیت ممکن است هویت جنسیتی نباشد، بلکه صرفاً برنامه ای برای نمایش جنسیت باشد.»بنابراین گافمن متذکر می شود که سبک رفتاری زنان و زنانگی، دیداری تصادفی و بی دلیل را بیان نمی کند. بلکه این نوع بیان همچنان که دورکیم می گوید نوعی مراسم سیاسی است. مراسمی که موقعیت طبقه جنسی زنان در ساختار اجتماعی را تثبیت می کنند. این مراسم، صرفاً فرمانبری را بیان نمی کنند، بلکه آن را تا حدی تشکیل می دهند.
بنابراین، ما بدان سو سوق داده می شویم که تصویر کل چیزی را که در لحظات برنامه ریزی شده رخ می دهد، نه بازتابی از طبیعت متفاوت اشخاص در دو طبقه جنسی، بلکه بازتابی از حضور مشترک آنها برای شراکت در قرارداد نمایش بدانیم.از نظر گافمن، دقیقاً براساس تصورات قالبی مولود برنامه نمایش جنسیت است که یک زن خاص برای خود تبیین می کند که چرا باید از رقابت کردن با مردی خاص، در موضوعات مکانیکی، مالی، سیاسی و سایر موضوعاتی از این دست، خودداری کند. به همین سان یک مرد خاص درمی یابد که درماندگی اش در موضوعاتی که مشخصاً هویت جنسیتی او را انعکاس می دهند، برتری او بر زنان را اعمال می کند و بنابراین به او برای پافشاری بر موفقیت در این روابط تضمین می دهد.
به طور متناظر، مرد می تواند وظایف خانگی را بر اساس زمینه عام جنس خود کاهش دهد، در حالی که هر نوع عدم تمایل همسرش در این جا (وظایف خانگی) به عنوان بیان شخصیت خاص او شناخته می شود.بنابراین، گافمن که رویکردی کارکردگرا از نمایش جنسیت برگرفته است تأکید می کند که «آنچه اشخاص را به عنوان اعضای طبقه جنسی تشخص می بخشد، کفایت و اراده آنها به حمایت از یک برنامه مناسب برای نمایش است؛ زیرا تنها محتوای این نمایش ها، طبقات (جنسی) را مشخص می کند».
با این حال گافمن متذکر می شود که «نباید به سادگی از این همدردی معطوف به تغییر اجتماعی، درسی سیاسی گرفته شود»، زیرا «سلطه مردان یک نوع سلطه بسیار ویژه است» و ملاک چنین ادعایی از نظر گافمن، رابطه «صمیمیت» جنسی است که سرشار از روابط مشخصاً والدینی و نامتقارن است.
از نظر گافمن، حتی نجیبانه ترین و عاشقانه ترین لحظه ها در روابط صمیمانه جنسی، به سختی می تواند جدا از وضعیت های عدم تقارن درک شود. لحظاتی که نمایشگر روابط سلطه میان دو جنس است. مرد حمایت می کند و زن حمایت می شود، مرد تسلی می دهد و زن تسلی می گیرد، مرد عشق خود را ابراز می کند و زن آن را دریافت می دارد.
چنین رابطه نامتقارنی تنها با «اتکا به رابطه والد- کودک به عنوان منبع شبیه سازی نمایش» قابل درک می شود.گافمن با پشتوانه چنین رویکرد هوشمندانه ای است که دست به تحلیل مناسبات جنسیتی در تصاویر تبلیغاتی می زند. او با طرح ایده «فرامناسکی شدن»معتقد است نمایش های جنسیتی در تبلیغات (و سایر رسانه های دیداری)، «به ما نشان می دهد که چگونه تبلیغات به تفاوت های جنسیتی برساخت شده به لحاظ اجتماعی، جنبه طبیعی می دهند و از این رو تصورات قالبی جنسیتی را تحمیل می کنند» (داهلبرگ۳: ۲۰۰۴).
منظور از فرامناسکی شدن نمایش های جنسیتی در رسانه های دیداری این است که مناسباتی که پیش از این در موقعیت های اجتماعی، مناسکی شده است، در تبلیغات (و بنابراین سایر رسانه های دیداری) دوباره به صورت مناسک درمی آید و در واقع «دگرگونی آنچه پیش از این دگرگون شده بود»، اتفاق می افتد.
با این پیش زمینه نظری، گافمن دست اندرکار تحلیل الگوهای دیداری مربوط به بازنمایی جنسیت (و بویژه زنانگی) در تبلیغات می شود و می کوشد برخی از اصول نمایش جنسیتی را در آنها بررسی کند.گافمن شش الگوی دیداری از نمایش های جنسیتی در تبلیغات تشخیص داده است که از طریق آنها تفاوت های میان زن و مرد بازنمایی می شود.
۱) مناسکی شدن فرمانبری: در این حالت زنان وضعیتی را اتخاذ می کنند که انقیاد آنها را در برابر کنترل دیگران نشان می دهد. از این نظر زنان بیشتر رفتارهای دلجویانه ای همچون لبخندزدن را به نمایش می گذارند و از خود حالت های ناتوانی بروز می دهند و زنان، نسبت به مردان حالات لطیف تری را به خود می گیرند. همچون حالات ترس و انحنای ظریف زنانه.در تصاویر، این مسایل می تواند این گونه نشان داده شود که زن سعی می کند موافقت مرد را جلب کند.
از این نظر، زنان غالباً به صورت کاراکترهای لوده و عروسک گونه تصویر می شوند، در حالی که مردان کاملاً جدی نمایش داده می شوند.
۲) اندازه نسبی : به این مسئله اشاره دارد که به طور کلی زنان در تبلیغات و رسانه های دیداری، کوتاه تر از مردان تصویر می شوند و این امر، نماد اقتدار کمتر است. فقط هنگامی که مردی از نظر اجتماعی کم رتبه تر (پست تر) از زن باشد، کوتاه تر از او نشان داده می شود.
۳) رتبه بندی کاری: اشاره دارد که چگونه مردان کنش های دیگران را کنترل می کنند، در حالی که زنان مورد کنترل قرار می گیرند. بنابراین مردان غالباً در نقش های مدیریتی تصویر می شوند و مخصوصاً در نقش های شغلی، به زنان آموزش می دهند. زنان بیشتر در حال دریافت کمک از مردان نمایش داده می شوند. این نوع از فرودستی، همچنین هنگامی فعال تر می شود که گروه زنان هدف هستند. مردان کمتر در تصاویر مربوط به مهد کودک یا آشپزخانه نشان داده می شوند یا هنگامی که آنها در این عرصه های زنانه تصویر می شوند، این امر به صورت غیرواقع گرایانه ارایه می شود.
۴) لمس زنانه بر این مسئله اشاره دارد که در تصاویر تبلیغاتی و رسانه های دیداری، زنان اشیا را لمس و نوازش می کنند، اما هرگز اشیا را چنگ نمی زنند یا نمی قاپند. در حالی که مردان اشیا را دستکاری می کنند یا به آنها شکل می دهند. مصادیق این امر می تواند در تصاویر، به شکل استعمال لذت جویانه یک محصول، لمس لباس ها، نوازش یک بچه و... توسط مردان باشد. از سوی دیگر مردان در چنین موقعیت هایی نشان داده نمی شوند، بلکه دست مردان صرفاً ابزاری است که مردان با آنها محصولات را تولید می کنند، دست شریکی را می گیرند، محاسبه می کنند یا بیس بال بازی می کنند.
۵) عقب نشینی مقبول : زنان غالباً از طریق درگیری روانشناختی از موقعیت های اجتماعی عقب نشینی می کنند یا کنار نهاده می شوند. بدین گونه که مردان غالباً هدایت کارها را برعهده می گیرند تا زنان را از این موقعیت حذف کنند. گافمن مشاهده کرد که در تبلیغات دیداری «زنان بیش از مردان به درگیری هایی داخل می شوند که آنها را به طور روانشناختی از موقعیت های اجتماعی حذف می کند». گافمن درگیری و پنهان کاری عاطفی و وابستگی فیزیکی به دیگران را نشانه های این نوع عقب نشینی برمی شمارد که می تواند در تصاویر زنان در رسانه ها به صورت از دست دادن کنترل احساسات و اشک ریختن، بیخودی خندیدن، پنهان کردن چهره پشت دستان خود از روی ترس، کمرویی، دست پاچگی، یا اضطراب باشد.
از نظر گافمن، شکل ملایم تر نمایش های عقب نشینی، می تواند از طریق گرداندن زیرکانه سر یا چشم ها (یا از گوشه چشم نگریستن)، هنگامی که فرد مجذوب دیگری شده و از خود بی خود گشته است، در تصاویر رسانه ای ارایه شود.
همچنین فرد می تواند در پس یک در، یک کتاب، یک شیء یا یک مرد پناه گیرد. این گونه نمایش ها، از آن رو عقب نشینی نام گرفته است که فرد دخیل در آنها، نسبت به هرکس که در موقعیت حاضر است، عقب نشینی و کناره گیری می کند.
۶) خانواده: مطابق این الگوی تحلیلی، زنان غالباً در موقعیت های خانوادگی و مردان در موقعیت های بیرون از خانه نشان داده می شوند. گافمن دریافت که هنگامی که خانواده ها روی صحنه ظاهر می شوند، واحد یک موتیف (اصل) کلیدی است: مبادرت ورزیدن در یک عمل مشارکتی. او دریافت که در این واحد، روابط خاصی میان کودکان و والدینی که به لحاظ جنسی مشابه آنها هستند، ظاهر می شود. طبق مشاهده گافمن در تبلیغات (و به طور کلی رسانه های دیداری)، معمولاً مردان یا از خانه غایب هستند یا از آن فاصله دارند. گافمن معتقد است که فاصله، کارکردی ویژه را نشان می دهد: نقش مرد نظارت و حمایت است.
برای مثال، در تبلیغات، پدر، در خانه مکان کوچکی دارد، زیرا زمانی طولانی را برای کار در بیرون خانه صرف می کند. این بحث، به جانب مسئله تمایزیابی جنسیتی از طریق نقش اجتماعی راه می برد. از این نظر، گافمن مشاهده کرد که در تبلیغات، مردان اغلب در حال انجام دادن کارهای بسیار کوچک درون خانه نشان داده می شوند. او اشاره می کند که این مسئله ممکن است به این دلیل باشد که خانه به طور سنتی، یک «حوزه زنانه» تلقی می شود و بنابراین، بر این مسئله انگشت می گذارد که در فضای خانه مرد به یک فرمانبر تبدیل می شود.
در این آلترناتیو، او ممکن است با «وظایف زنانه» آلوده شود. بنابراین تبلیغات تمایل دارند که زنان را به عنوان سازندگان خانه نشان دهند، در حالی که مردان فقط در نقش دستیار و کمک کار زنان در آشپزخانه نشان داده می شوند. در این جا، هنگامی که پرسیده می شود کارشناس امور مربوط به منزل کیست؟ پاسخ عملاً ثابت شده است. تبلیغات غالباً این گونه ارایه می کنند که زنان در امور مربوط به پخت و پز، نظافت و خرید اقتدار دارند.
این امر بر جنسیتی شدن حوزه ها بدین معنا اشاره دارد که زنان به حوزه خانه و مردان به حوزه کار و سیاست در بیرون خانه تعلق دارند.
گافمن بر اساس این الگوهای تحلیلی، اثر بدیع و بی نظیر خود تبلیغات جنسیتی را خلق کرده است. الگوی تحلیلی گافمن، امروزه در جنبه های مختلف بسط یافته و پژوهش های نظری گوناگون را سامان داده است. از این نظر، برخی بر آن بوده اند که چارچوب تحلیلی تبلیغات جنسیتی را تداوم بخشند و برخی دیگر کوشیده اند آن را به فراسوی حوزه غیرکلامی بسط دهند.
در این میان، اگرچه کار گافمن بر تحلیل تصاویر تبلیغاتی تمرکز داشته است، اما سایر پژوهشگران شاخه ارتباطات و رسانه های جمعی نیز از کار گافمن بهره فراوان برده اند.
بر این اساس، یکی از محققان اروپایی مقاله ای با عنوان «ایروینگ گافمن به عنوان نظریه پرداز رسانه های جمعی» (یوتربرگ ۲۰۰۲) نوشته و نشان داده است که چگونه کار گافمن شامل عناصری از یک چارچوب نظری برای تحلیل وسایل ارتباطات جمعی است.
منابع:
۱. اروینگ گافمن، تبلیغات جنسیتی، گام نو، چاپ اول، ۱۳۸۰
۲. یوتربرگ دیوید، بازنمایی های دیداری، واژه سرا، چاپ اول، ۱۳۸۴
۳. داهلبرگ ادوارد، تبلیغات و تاثیرات آن، کتاب صبح، چاپ اول، ۱۳۸۱
فراجو

ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع

 

0
نظر

فول نوآوری در تبلیغات شهری

نويسنده : حسین رضایی

افول نوآوری در تبلیغات شهری
افول نوآوری در تبلیغات شهری


 

نويسنده: مهری حقانی




 
در سال ۲۰۰۴ هزینه هایی که در جهان صرف تبلیغات شد تا حدود ۷ درصد رشد کرد و به رقم ۳۷۰ میلیارد دلار رسید. رقمی که بسیار بیشتر از رشد اقتصادی جهان بود و همین نشان دهنده رشد صنعت تبلیغات در جهان است.
هزینه تبلیغات با کاهش تولید ناخالص داخلی کشورها کاهش یافته است و وقتی اقتصاد کشورها روبه پیشرفت می گذارد، سرعت رشد این هزینه ها نیز بیشتر از رشد اقتصادی می شود. نکته جالب توجه دیگر آن است که به عنوان مثال بازار تبلیغات در سال ۲۰۰۴ در جهان تحت تاثیر چندعامل رونق پیدا کرد، انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و مسابقات المپیک.
اقتصادهای در حال توسعه نیز به این روند کمک می کنند. تا سال ۲۰۱۱ کشور چین، کشورهای انگلیس و آلمان را پشت سر می گذارد و پس از آمریکا و ژاپن به سومین بازار بزرگ تبلیغات جهان تبدیل می شود.
دراین میان تلویزیون از کل هزینه های تبلیغاتی جهان ۳۸ درصد سهم داشته است که به عنوان ابزار اصلی تبلیغات، همچنان قوی ترین نیز باقی مانده است. البته رقبای دیگری نیز وجود دارند. ضبط ویدئویی برنامه های تلویزیونی این امکان را فراهم می کند که بینندگان فیلم تبلیغات را به میل خود جلو ببرند و مجبور به تماشای آنها نباشند.
اما مهم ترین تازه وارد این میدان، اینترنت است. آگهی در اینترنت این امکان را فراهم می کند که آگهی دهندگان هم به خریداران خود و هم به خریداران بالقوه ای که در جست وجوی محصول خاصی هستند؛ دسترسی پیدا کنند.

● تبلیغات در ایران
 

تبلیغات به عنوان ابزار جلب توجه عموم به موضوعی ، از راه اعلامیه های مالی و برای انگیزش میل به خرید تعریف شده است و در نهایت یعنی ارتباطی که از طریق رسانه های جمعی پدید می آید در سال های گذشته تبلیغات ، در کشور ما حضور به مراتب پررنگتری نسبت به چنددهه پیش داشته است. با این حال صنعت تبلیغات در ایران در سه دهه اخیر از نظر علمی و تخصصی رشد چندانی نداشته .
محمدرضا مرتضوی، مدرس علوم ارتباطات اجتماعی در مورد دلایل این رشد نیافتگی علمی به دیدگاههای متفاوتی اشاره می کند. بهره نبردن از دانش روز و عدم استفاده از تازه ترین یافته های علمی در زمینه مخاطب شناسی ، فنون تبلیغات و نحوه تاثیرگذاری بر مشتری و تقاضا وجه مشترک اکثر دیدگاههاست .
با این حال این تاکید وجود دارد که اگر صنعت تبلیغات درایران به سرعت مسیر مجهزنشدن به دانش تبلیغات علمی را طی نکند در یک رقابت آزاد بین المللی یا نابود می شود و یا به کارگزار در شرکتهای بین المللی تبدیل می شود. مهم ترین محور چنین خطری رسانه های تبلیغاتی مانند مطبوعات، تبلیغات محیطی، بیلبوردها و حتی رادیو و تلویزیون هستند که مجبور به پذیرش حاکمیت آنها می شوند.
برای کشور در حال توسعه ای مانند ایران، تجهیز دانش تبلیغات چه بسا مهمترین اقدامی است که باید صورت گیرد، زیرا تمام افراد ذیربط مانند صاحبان صنایع، مدیران و رسانه ها و شرکتهای تبلیغاتی باید به دانش تبلیغات مجهز شوند تا بتوانند در رقابتهای آینده بین المللی جایگاه واقعی خود را بیابند.
مساله دیگر علمی نبودن تبلیغات است. به شکلی که بزرگترین مشکل بعداز انقلاب و با ایجاد شرکتهای تبلیغاتی از سوی مدیران ناآشنا با این صنعت آغاز شد. کسانی که اغلب فاقد اطلاعات علمی و دانش روز در زمینه تبلیغات بازرگانی هستند . از سوی دیگر صاحبان صنایع هم نگاه علمی به تبلیغات بازرگانی ندارند. این در حالی است که نوآوری و حرکت در مسیرهای تازه نخستین رمز موفقیت صنعت تبلیغات است . نوع پیام، رسانه، مخاطب، مشاور تبلیغاتی و صاحب پیام یا مشتری هم در این زمینه تاثیر بسیاری دارند. در پژوهشی که در رشته تبلیغات صورت گرفته به مسائلی چون برخوردهای سلیقه ای، برخورد رسانه ها در پخش پیام و عدم تناسب پیام با دیدگاه مخاطب به عنوان بزرگترین مشکلات اشاره شد.
یکی از این پژوهشگران می گوید: پیام های تبلیغاتی به ندرت برگرفته از تلاش تحقیقاتی و مطالعات مشتری یا مشاور تبلیغاتی است. پیام ها بدون هیچ توجهی به مخاطب تولید می شود. نبود نظام آموزشی و رشته های تخصصی دانشگاهی در امر تبلیغات خلا دیگر تبلیغات در کشور ماست.

افول نوآوری در تبلیغات شهری

چنانکه تغییر شغل از مشاغل مختلف به تبلیغات خیلی ساده است. به عنوان نمونه در ۱۰ سال گذشته که تعداد شرکت های تبلیغاتی رشد روزافزونی داشته ، در حالی که فقدان رشته تبلیغات بازرگانی در کشور به شدت محسوس است. اما سرعت رشد علمی و تکنیکی تبلیغات در جهان متناسب با نیازهای روزافزون در زمینه اطلاع رسانی رو به افزایش است و همین موجب شده تا به روش های جدید برای جذب مخاطب و بیشترین تاثیرگذاری رو آورده شود.
در بخش تبلیغات تلویزیونی ، عامل بیشترین تاثیرگذاری بر مخاطب، همواره تعیین کننده بوده است. در غیراین صورت هرگونه تبلیغی به نوعی ضدتبلیغ تبدیل می شود. اما آیا تبلیغات تلویزیونی در ایران از چنین ویژگی هایی برخوردارند؟ بیشترین تیزرهایی که از تلویزیون پخش می شود ، فاقد نوآوری است. از سوی دیگر، زمان آنها نسبت به پیامی که منتقل می کنند، طولانی است و همین مساله موجب خستگی مخاطب می شود. هنگامی که سریالها یا برنامه های پرمخاطب پخش می شود، ناگهان برنامه قطع و آگهی پخش می شود، چنین چیزی یک روند معمول در پخش آگهی های تلویزیونی است اما تاخیرهای طولانی برای پخش آگهی ها عمده ترین اشکال موجود است. در حالی که با افزایش هزینه پخش آگهی ها می توان زمینه کاهش تعداد آنها بدون آسیب رسیدن به درآمدهای خود را فراهم آورد.
اما چرا ساخت تیزرها از کیفیت مناسب برخوردار نیست؟ غیررقابتی بودن فروش باکس های تبلیغات مهمترین علت این بخش از قضیه است. هم اکنون سه شرکت عمده فروش باکس های تبلیغاتی به سایر شرکتها را به عهده گرفته اند که بیشترین ارزش افزوده نصیب آنها می شود.
بنابراین شرکتهای دیگر، به دلیل سهم کمی که دراین مورد پیدا می کنند، امکان سرمایه گذاری در بهبود کیفی تیزرها را از دست می دهند. ۳ شرکت عمده نیز به دلیل شرایط انحصاری موجود، انگیزه چندانی برای رقابت بیشتر ندارند. محدودیت های موجود در بهره گیری از موسیقی راک در ساخت تیزرها هم مانع ساخت تیزرهای سریع می شود. تیزرهای سریع، تیزرهایی هستندکه پیام خود را در زمانی کوتاه به مخاطب انتقال می دهند و بنابراین به موسیقی ویژه خود نیاز دارند.
مرکز تحقیقات ، مطالعات و سنجش برنامه های صدا وسیما در یک نظرسنجی از مردم تهران ، میزان محبوبیت تیزرهای راهنمایی و رانندگی را بررسی کرده است.هوتی ، یک نمونه موفق
از کل افراد مورد بررسی، ۸۰ درصد بیننده آگهی های آموزش راهنمایی و رانندگی بوده اند که ۱۲ تا ۱۴ ساله ها بیشترین میزان با ۹۱ درصد و ۵۰ ساله ها و بالاتر با ۶۰ درصد کمترین بیننده بوده اند موضوع آگهی ها (۳۷ درصد)، انیمیشنی بودن (۳۰ درصد) و شخصیت های آنان (۲۴ درصد) تکیه کلام و جنبه طنز (۹درصد) برای بینندگان جالب بوده است.
۴۸درصد از نحوه صحبت کردن و ۱۳ درصد آموزنده بودن ، متفاوت بودن با سایر برنامه ها و سوژه های جالب را ذکر کرده اند. در ضمن ۷۶ درصد پخش این آگهی ها را موجب رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی دانسته اند. این در حالی است که مدت پخش و میزان پخش آنها نیز به میزان زیادی رضایت بخش اعلام شده است.
نکته مهم در بررسی علاقه مردم به هوتی ، سیا و ... در این نکته نهفته که آنها حقایق جامعه ما هستند، چنان که مردم آنها را مانند یک سریال دنبال می کنند. مردم از پیام های خشک بیزارند و از سوی دیگر پیام های کلیشه ای کمترین اثرگذاری را دارد. دراین تیزرها، واسطه های انتقال پیام همان شخصیت های فانتزی هستند. بدین ترتیب نخست جذب مخاطب و بعد انتقال پیام در نظر گرفته شده است.

● مقایسه قوانین
 

در تحقیقی که دکتر محمدرضا رسولی در بررسی تطبیقی قوانین و مقررات تبلیغات ایران با چندکشور اروپایی و آسیایی انجام داده سالانه ۵۰۰میلیارد تومان در ا یران و ۴۰۰میلیارد دلار در جهان صرف تبلیغات تجاری می شود. مقایسه تطبیقی قانون های تبلیغات ایران با سه کشور انگلستان، چین و ارمنستان نشان می دهد تجدیدنظر در قوانین ، بویژه برای پیوستن به بازار تجارت جهانی (WTO) در بعد جهانی ضروری است.
انگلستان در بعد کمی مفصل ترین قوانین را به ویژه در حوزه کودکان و نوجوانان دارا است. در حوزه آسیب های روانی هم ، تنها انگلستان قانون ویژه دارد. در زمینه به کارگیری نهادهای ملی در تبلیغات کشور، انگلستان به طور مشخص قانونی ندارد ولی کشور چین استفاده از نشان های ملی چون پرچم ،نقشه ، زبان و ... را در آگهی های تجاری منع کرده .
درایران جبران خسارت در آگهی های تلویزیونی بر عهده سفارش دهنده و سازنده آگهی است و پخش کننده مسؤولیتی ندارد. در زمینه های حقوقی کودک ، دارویی و درمانی ، به کارگیری سمبل های ملی و جهانی ، رقابت کالاهای خارجی ، حقوق زنان و مردان، نحوه دفعات پخش، فناوری های نوین ارتباطی و یکپارچه سازی حاکمیت و نظارت برآگهی و انطباق جرایم باید تجدیدنظر شودو ملاحظاتی صورت بگیرد.

● جهان جدید تبلیغات
 

کمپانی هایی که سال ها تلویزیون، بیلبورد و... را برای تبلیغات استفاده می کردند هم اکنون به شیوه های هوشمندانه تری رو آورده اند . روشهایی که هم حفظ حریم خصوصی افراد موردتوجه قرار گرفته و هم از فناوریها و علوم جدید حداکثر استفاده به عمل آمده.
به عنوان نمونه گوگل، در آگهی های مرتبط با پرسش های کاربران را در باکس جست وجو در گوشه سمت راست بالای صفحه پاسخ ها قرار داده. این روش مزاحم ، تحمیلی و آزاردهنده نیست، فرمت ساده ای دارد و کاملاً با پرسش کاربر، مرتبط است. مثلاً کاربر در باکس جست وجو کلمه نرگس را تایپ کند، گوگل علاوه برآنکه مرتبط ترین پاسخ ها را می دهد، در سمت راست و بالای صفحه یک فروشگاه گل معرفی خواهدکرد.
این فناوریهای نوین موجب شده تا به عنوان مثال کوکاکولا که سه چهارم بودجه تبلیغاتی خود را صرف تلویزیون می کند، در دهه آینده در استراتژی های تبلیغاتی خود تجدیدنظر کند.
حتی ۷۵ درصد شرکتهای آمریکایی ظرف ۵ سال آینده حداقل ۲۰ درصد هزینه های تبلیغاتی کنونی خود را کاهش داده و به شیوه های جدید رو خواهند آورد. شیوه هایی که یک رابطه متقابل میان مصرف کننده و شرکت تبلیغاتی به وجود می آید و به تدریج تبلیغات ، اختصاصی تر شده و برای هرکس متناسب با سطح سواد، درآمد و نیاز متغیر خواهد بود.
در روش های جدید حتی وسط یک فیلم سینمایی فلسفی ، نوشابه یا خوراکی تبلیغ نمی شود اگر شرکت یا کمپانی وجود داشته باشد که به نوعی با فلسفه سرو کار داشته باشد، در آن برنامه گنجانده می شود یعنی یک ارتباط منطقی میان تبلیغ و فیلم سینمایی ، سریال یاکلیپ وجود دارد. هدف از این گونه تبلیغ ها دوری از فضای القا وتحمیل به مشتری است.
با این حال در پخش آگهی های تبلیغاتی از تلویزیون ایران ، تا به حال تجزیه و تحلیل جدی، منظم وعینی انجام نگرفته. معدود بررسی های موجود تنها محتوای آگهی ها را صرفاً از بعد آشکار آن و به شکل کمی مطالعه کرده اند. از آنجا که پیام های تبلیغی با هدف تاثیرگذاری بر مشتری به منظور ترجیح کالای موردنظر تهیه می شوند، تجزیه و تحلیل محتوای پیام ها فردی است. تا از یک سو فرم و شکل بیرونی و از سویی محتوا و شکل پنهانی آنهامورد بررسی قرار گیرد.
واقعیت آن است که تبلیغات ، تنها معرفی کالاها و خدمات نیست ، تبلیغات رؤیاها و شیوه های آرمانی زندگی را نیز در برمی گیرد. گویا قرار است سبک زندگی آرمانی همراه با کالاها یکجا به فروش برسند. حال تبلیغات تجاری تلویزیون چگونه و کدام مؤلفه های سبک زندگی ، الگوی روابط زن و مرد، شیوه های تربیتی و رفتارهای اجتماعی و حتی هدفمندی ها و ارزش های موجود یا برتر را تبلیغ می کند یا به تصویر می کشد؟
منبع:پایگاه اطلاع رسانی علوم ارتباطات ایران
ارسالي از طرف کاربر محترم : omidayandh
/ع