سال دهم هجرت بود و پیامبر از آخرین سفر حج خود باز می گشت، گروه انبوهی که تعدادشان را تا صد و بیست هزار رقم زده اند او را بدرقه می کردند تا این که به پهنه بی آبی به نام غدیر خم رسیدند.
نیم روز هیجدهم ذی الحجه بود که ناگهان پیک وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  نازل شد و از جانب خدا پیام آورده که: «ای رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنین نکنی رسالت او را ابلاغ نکرده ای و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد کرد» پیامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بیابان بی آب و در زیر آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبری از جهاز شتران برای پیامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روی به مردم کردند. ابتدا خدای را سپاس فرموده و از بدیهای نفس اماره به او پناه جست و فرمود: ای مردم بزودی من از میان شما رخت بر می بندم، آنگاه می افزاید چه کسی بر مومنین در ارزیابی مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه یک سخن می گویند خدا و پیامبر داناترند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

غدیر دریایى از معارف است. فقه، فرهنگ، کلام، اخلاق و تفسیر، همه را دارد؛ ولى دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است، هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه‏هاى گرانبهایى را به ساحل‏نشینانش ارزانى داشته است.
در این نوشتار بر آنیم نگاهى به فقه غدیر افکنیم، پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضرورى مى‏نماید:
.۱ مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سى و شش عمل را در این روز مستحب شمرده‏اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه مى‏کنیم.
.۲ این تعداد حکم براى یک روز نشان از اهمیت، حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هیچ روزى، هر چند بسیار مهم و مقدس، این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان، عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده، ولى اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم، با مستحبات غدیر برابرى نمى‏کنند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

وضعیت جغرافیایی منطقه غدیر در طول تاریخ تغییراتی داشته است، به‏خصوص آن‏که در مسیر سیل بوده و شکل آن به راحتی تغییر یافته است. جنبه‏های طبیعی منطقه از زمان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم تا کنون تغییراتی به این شرح داشته است:
ـ در نزدیک آبگیر غدیر چشمه آبی است که پس از جاری شدن به سمت غدیر آمده و در آن می‏ریخته است. این چشمه گاهی کم‏آب یا خشک می‏شده و گاهی بر اثر عوامل طبیعی مسیرش از غدیر عوض می‏شده و به سمت دیگری می‏رفته است.
ـ در اطراف چشمه درختانی سرسبز و انبوه وجود داشته است. گاهی بر اثر سیلاب‏ها این درختان از بین می‏رفته و در سال‏هایی که آبِ چشمه کم بوده یا خشک می‏شده، درختان نیز سرسبزی خود را از دست می‏دادند و می‏خشکیدند.
ـ کنار آبگیر درختان صحرایی کهنسالی بوده که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در سایه آنها سخنرانی فرموده است. این درختان نیز بر اثر عمر زیاد خشکیده‏اند و سیل نیز در از بین رفتن آنها مؤثر بوده است.
ـ خود آبگیر از نظر عمق و طول و عرض در سالیان متمادی که سیل از روی آن عبور کرده دگرگونی‏های بسیاری کرده، ولی محل اصلی آن تغییری نکرده است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

عاتق بن غیث بلادی از علمای اهل سنت، سفر خود را به منطقه غدیر خم در سال ۱۳۹۳ ق و مشاهدات جغرافیایی خود را چنین توصیف می‏کند:
از «جُحفه» به «قَصر عُلْیا» آمدم. در آن‏جا شخصی از اهل منطقه را دیدم و درباره «چشمه غدیر خم» سؤال کردم. او به درختان خرمایی در سمت مشرق اشاره کرد و گفت: آنجا «غُرَبَه» است و منظورش همان غدیرخم بود که امروزه گاهی به این نام خوانده می‏شود. هشت کیلومتر پس از قصر عُلیا به غدیرخم رسیدم که از شرق رابِـغ ۲۶ کلیومتر است. آبگیری در سمت غربی دشت هست که حدود ۱۵۰ درخت خرما کنار آن است. این دشت قبلاً «خَرّار» نام داشته و سیل در آن جاری می‏شده، ولی هم‏اکنون تپه هایی در آن ایجاد شده که مانع سیل است. در سمت شرقی این آبگیر دشت «خانِق» است که آب کوه‏های «شِراء» از ۲۵ کیلومتری در آن جاری می‏شود و به این آبگیر می‏ریزد که باعث بقای این آبگیر تاریخی شده است. این آبگیر همیشه پرآب است و هر قدر خشک‏سالی باشد خشک نمی‏شود.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

سه دلیل می‏توان بر این مطلب ذکر کرد که در گذشته در محل غدیر خم جمعی از مردم به صورت شهر یا روستای بزرگی سکونت داشته‏اند.
۱ . وجود چشمه غدیر؛ زیرا در حجاز، بودنِ یک چشمه مساوی با وجود روستاست.
۲ . بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه‏السلام فرزندان صحابه و انصار و قریش در دشت‏های حجاز متفرق شدند و برای خود باغ‏ها و آبادی‏هایی ساختند که به صراحت تاریخ مناطق اطراف غدیر خم از آن مناطق بوده است. بنابراین بعید نیست که در غدیر هم وطن کرده باشند و اطراف آن را آباد ساخته باشند، به خصوص آن‏که سابقه حضور پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم نیز در آن‏جا ثابت بوده است.
۳ . زمین‏های اطراف غدیر همه کوهپایه‏ای و دشت‏مانند هستند و اهل منطقه نقل می‏کنند که در گذشته سراسر آن را نخلستان پوشانده بوده است.
این سه دلیل ثابت می‏کند که سرزمین غدیرخم که امروزه فقط چند چادرنشین در این سو و آن سویش خیمه زده‏اند، روزگاری مکان آبادی بوده است.

 

 





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

اکنون می بینیم شهر چهره ای دیدنی به خود گرفته و مردم گروه گروه به سوی مسجد می آیند، چون شنیده اند امامشان به تازگی از جنگ باز گشته و در مسجد تشریف دارند. عده ای خوشحال و شادانند، چون مزۀ شیرین پیروزی را دیگر بار چشیده اند. می آیند تا به مولایشان تبریک گویند و پیمانی مجدّد ببندند. برخی هم به خاطر سرگرمی روزانه و پرداختن به امور دنیا، خسته و دل مُرده شده اند؛ می آیند تا با دیدن جمال دلربای امام، خستگی و دل مردگی را از وجود خویش بشویند و زندگانی و نشاط یابند. بعضی هم بر کشتگان خود گریانند و از شکست سپاه ابلیس خشمناک؛ می آیند به آن امید که شاید خبری تازه برگیرند و آتشی دوباره برافروزند ! در این هنگام، سرکردۀ یهودی ها وارد مسجد می شود. نگاه ها به سوی او می رود، . . . مالک اشتر خود را به امام نزدیک می کند. او احساس خطر کرده است. می خواهد از حریم جان امام محافظت کند . . . حضرت اشاره ای می کنند که با او کاری نداشته باشید. مرد یهودی آرام آرام خود را به امام می رساند. امام هم با رویی گشاده او را به حضور می پذیرند. گویا اصلاً به انتظار او در این مکان نشسته اند . . .
مرد یهودی: من همراه خود پرسشهایی دارم که می دانم کسی جز پیامبر و یا جانشین پیامبر نمی تواند به آنها پاسخ دهد. چنانچه اجازه می فرمایید، بپرسم. کلام مرد یهودی با نرمی و ادب همراه است. دیگر جای نگرانی و دلهره نیست. خوب است کمی جلوتر روم تا گفتگوها را بهتر بشنوم و دقیق تر به خاطر بسپارم.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

مصیبت رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم
امام علیه السلام: پس گوش کن تا برایت بگویم: من در میان مسلمانان با هیچ کس جز رسول ‌خدا صلی الله علیه و آله و سلم بطور خصوصی مأنوس نبودم. آن گرامی، ملجأ و پناه من و هم ‌راز من بودند، و من فوق العاده به ایشان مهر می‌ورزیدم، چرا که از کودکی مرا در دامن پر مهر خود پرورانیدند و به هنگام بزرگی منزل و مأوایم دادند و از یتیمی نجاتم بخشیدند. هزینه ‌های زندگی‌ام را عهده دار بودند و از من حمایت کردند. البتّه اینها بهره های دنیوی من از آن حضرت بود. علاوه بر آنکه در جوارشان استفاده های معنوی نیز می بردم تا جایی که به برکت وجود ایشان به درجات بلندی در درگاه الهی نایل آمدم. از این رو علاقه و محبّت شدیدی بین ما ریشه دوانیده بود. وقتی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم  شهید شدند، آن چنان غم و اندوه بر قلبم سنگینی کرد که اگر بر کوهها وارد می گردید، بی گمان در زیر بارش خُرد می شدند. ار این مصیبت بزرگ، برخی از افراد خانواده من سخت بی تابی می کردند و طاقت و توان از کف داده بودند. دامن صبر از دستشان رفته و هوش از سرشان پَر کشیده بود. در آن حال دیگر چیزی نمی فهمیدند و سخن و پندی نمی شنیدند. . . دیگران که از خانواده عبدالمطلب نبودند، یا مصیبت زدگان را تسلیت می دادند و امر به صبر می نمودند، و یا با اشک و ناله خود با آنها هم نوا می شدند . . . آخر حبیب خدا از میان ما رفته بود! . . .





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

بر طبق تواریخ اسلامی و کتب دینی گذشتگان  تمامی پیامبران الهی  از آدم تا به خاتم دارای وصی بوده اند. نام وصی آدم، "هبه الله" بود که به زبان عبرانی، "شیث" است. وصی ابراهیم "اسماعیل"، وصی یعقوب "یوسف"، و وصی موسی "یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف" می باشد که همسر موسی بر ضد او شورش نمود. وصی عیسی نیز"شمعون" نام داشت. ما در اینجا تنها به یادآوری داستان ۳ تن از اوصیاء مذکور، بسنده می کنیم.
یعقوبی (یکی از مورخین بزرگ اسلامی)، درباره وصیت آدم به شیث می گوید: "هنگامی که مرگ آدم فرارسید، "شیث" را وصی خود گردانید."(۱) طبری (صاحب تاریخ الرسل و الملوک) نیز می گوید: "هبه الله یا به زبان عبرانی "شیث"،  وصی آدم بود  و وصیت او را نوشت و او در آنچه گذشت، وصی پدرش آدم بود".(۲) ابن اثیر و ابن کثیر نیز در عباراتی مجزا می گویند: "تفسیر شیث، هبه الله است که وصی آدم بود و چون وفات آدم فرا رسید، شیث را وصی خود قرار داد ".(۳)





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

تازه ازآن نبرد شوم و فتنۀ بزرگ باز گشته ایم. فتنه ای که چندی قبل کوفه را از کار انداخته و مسلمانان را فلج کرده بود، سرانجام در آب نهروان شسته شد و اینک که در روزهای پایانی سال سوم حکومت مولایمان امیرمؤمنان علیه السلام قرارداریم، روزگار تیره و تار آن خوارج کج اندیش هم به سر آمده است. اکنون امام در مسجد نشسته اند. آرام و مطمئن، استوار و قوی، اما خسته! خستگی آن پیکار شوم را از تن می شویند. پیکار با نفرین شدگانِ قرآن، کافران مسلمان نما و مرده دلانِ شب زنده دار! فتنه سخت و بزرگی بود که جز با شمشیر حضرت در هم نمی شکست. آن نابکاران هم جز با ریختن خون امام و پیروان ایشان به شروط دیگری خرسند نمی شدند. هر چه امام تلاش کردند تا فتنه انگیزان را از گمراهی نجات بخشند و به راه راست هدایت کنند، آنان زیر بار نرفتند. سرسختی کردند و سرانجام کشته شدند. به هر حال هر چه بود، گذشت و غائله پایان پذیرفت و همگی از شرّ آن کوردلان رهایی یافتیم؛ و اکنون، بر گرد امام حلقه زده ایم و از وجود نورانی ایشان بهره می بریم. آیا دوست داری تو هم با ما باشی ؟ . . . پس شتاب کن و به مسجد بیا، مسجد کوفه . . . امام اینجا تشریف دارند، نزدیک محراب . . . دو فرزند برومند ایشان، دو یادگار رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم، حسن و حسین علیهما السلام هم حضور دارند. گروهی از یاران و نزدیکان حضرت نیز هستند. برخی از آنها را می شناسم.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

براستی غدیر خم چه ارزشی را برای ما انسان ها، به عنوان امت اسلامی، به ارمغان آورده است که نسبت به همه آن وقایع و رخدادهای قبل از اسلام و بعد از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) افضل می باشد؟
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) ۲۳ سال کوشیدند؛ آنچنان که به فرموده ی خودشان هیچ نبی ای به اندازه ی ایشان اذیت نشده است. (۱) با وجود آن که حضرت زکریا را میان تنه ی خالی درخت گذاشتند و با درخت اره کردند، ۹۵۰ سال نوح پیامبر را آزردند و خون به دلش کردند، حضرت موسی را از دیار خود بیرون نمودند، ابراهیم خلیل الرحمان را در آتش انداختند و... ؛ ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید هیچ کدام به اندازه ی من اذیت نشدند. مشقاتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) تحمل کرده اند با تمامی انبیاء گذشته قابل مقایسه نیست. آنقدر پیامبر برای ابلاغ وحی زحمت می کشیدند که خداوند می فرماید: "طه! ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنى‏!" (۲)
یعنی می فرماید چرا خودت را به مشقت می اندازی؟  تو تنها ابلاغ کن : " پیامبر وظیفه‏اى جز رسانیدن پیام [الهى‏] ندارد؛ [و مسؤول اعمال شما نیست‏]." (۳) و بیش از این خودت را اذیت نکن.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  •   
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • 12  
  • 13  
  • 14  
POWERED BY RASEKHOON.NET