براي مشاهده اين موضوع با ساختاري زيباتر در قالب فايل هاي PDF، Flash و Doc بر روي گزينه هاي زير كليك نماييد.
لطفاً در نظر داشته باشيد، ممكن است بعد از كليك بر روي گزينه هاي زير صفحه با كمي تاخير باز شود.
                                       


غدير؛ برترين عيد
روز غدير در واقع عيد آل محمد عليهم السلام و روز جشن اهل بيت است، و به همين جهت تأكيد خاصى از سوى ائمه عليهم السلام بر جشن گرفتن و اظهار سرور و شادى در اين روز وارد شده است.
شخصى يهودى كه در مجلس عمر حاضر بود گفت: اگر آيه ى 'الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ...' "كه در روز غدير نازل شده" در امت ما نازل شده بود ما روز نزول آن را عيد مى گرفتيم! [ الغدير: ج 1 ص 283. عوالم: ج 3:15 ص 115 و 303. ]

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: انبياء بنى اسرائيل روزى را كه جانشينِ بعد از خود را تعيين مى كردند عيد قرار مى دادند. 'عيد غدير' هم روزى است كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله على عليه السلام را براى مردم منصوب فرمود.... [ بحارالأنوار: ج 37 ص 170. ]

بدون شك عيد گرفتن غدير به معناى زنده نگه داشتن آن روز تاريخى در دلهاى شيعيان و احياى محتواى آن در مقابل دشمنان است، و به عنوان علامتى بزرگ بر صفحه ى تاريخ تشيع نقش بسته و نشان دائمى ولايت است.

عيد غدير در لسان پيامبر و امامان:
ذيلاً احاديثى كه در فضيلت عيد غدير و اهميت خاص آن در مقايسه با ساير اعياد از لسان معصومين عليهم السلام وارد شده ذكر مى شود:


پيامبر:
- روز غدير خم افضل و بالاترين عيدهاى امت من است. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه السلام وصيت فرمود كه اين روز را عيد بگيرد، و فرمود: انبياء هم چنين مى كردند و به جانشينان خود وصيت مى كردند كه اين روز را عيد بگيرند. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]

اميرالمؤمنين:
- اين روز روز عظيم الشأنى است. [ عوالم: ج 3:15 ص 209. ]
در سالى كه عيد غدير با روز جمعه مقارن شده بود حضرت خطابه اى ايراد نمودند
و ضمن آن مطالب زيادى درباره ى عيد گرفتن غدير فرمودند. از جمله فرمودند:
'خداوند در اين روز دو عيد عظيم و بزرگ را براى شما جمع نموده است'. [ عوالم: ج 3:15 ص 208. ]


امام صادق:
- خداوند هيچ پيامبرى را نفرستاده مگر آنكه اين روز را عيد گرفته و حرمت آن را نگه داشته است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]
- عيد غدير 'عيد اللَّه اكبر' است، يعنى عيد بزرگ خداوند است. [ عوالم: ج 3:15 ص 211. ]
- عيد غدير خم از عيد فطر و قربان و روز جمعه و روز عرفه افضل است، و نزد خداوند منزلت والاترى دارد. [ عوالم: ج 3:15 ص 210 و 211 و 212. ]
- روز غدير، روز شريف و عظيمى است... اين روز، روزِ عيد و شادى و سرور است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. اليقين: ص 372 باب 132. ]

- روز غدير خم روزى است كه خداوند آن را براى شيعيان و محبّان ما عيد قرار داده است. [ عوالم: ج 3:15 ص 213. ]
- شايد گمان كنى كه خداوند روزى با حرمت تر از روز غدير خلق كرده است! نه به خدا قسم، نه به خدا قسم، نه به خدا قسم! [ عوالم: ج 3:15 ص 215. ]
- روز قيامت چهار روز را مانند عروس به پيشگاه الهى مى برند: عيد فطر، عيد قربان، روز جمعه، عيد غدير. 'روز غدير خم' در مقابل عيد قربان و فطر مانند ماه بين ستارگان است. خداوند تعالى بر غدير ملائكه ى مقربين را موكل مى كند كه رئيسشان جبرئيل است، و انبياء مرسلين را كه رئيسشان حضرت محمد صلى اللَّه عليه و آله است، و اوصياء منتجبين را كه رئيسشان اميرالمؤمنين عليه السلام است، و اولياء خود را كه رئيسشان سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. اينان 'غدير' را همراهى مى كنند تا آن را وارد بهشت نمايند. [ عوالم: ج 3:15 ص 212. ]


امام رضا:
- اين روز، روز عيدِ اهل بيت محمد عليهم السلام است. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
- هر كس اين روز را عيد بگيرد خداوند مالش را زياد مى كند. [ عوالم: ج 3:15 ص 223. ]
در روز عيد غديرى، حضرت عده اى از خواص اصحاب خود را براى افطار دعوت فرمود، و به منازل آنان هدايا و عيدى فرستاد، و درباره ى فضائل اين روز سخنانى فرمود.[عوالم: ج 3:15 ص 221.]


امام هادى:
- روزِ غدير روز عيد است، و افضل اعياد نزد اهل بيت و محبّان ايشان به شمار مى آيد. [ عوالم: ج 3:15 ص 226. ]

جشن غدير در آسمان ها:
در آسمانها روز غدير را مى شناسند و آن را جشن مى گيرند. در اين باره چهار حديث ذكر مى نماييم:

غدير، روز عهد معهود:
امام صادق عليه السلام فرمود: نام عيد غدير در آسمانها روز 'عهد معهود' است. [ عوالم: ج 3:15 ص 214. ]

غدير، روز عرضه ولايت بر اهل آسمانها:
امام رضا عليه السلام فرمود: خداوند در روز عيد غدير ولايت را بر اهل آسمانها عرضه كرد، و اهل آسمان هفتم در قبول آن از ديگران سبقت گرفتند. به همين جهت خداوند آسمان هفتم را به عرش خود مزين فرمود.
سپس اهل آسمان چهارم بر ديگران سبقت گرفتند، و خداوند آن را به بيت المعمور مزين فرمود.
سپس اهل آسمان اول سبقت گرفتند، و خداوند آن را به ستارگان مزين فرمود. [ عوالم: ج 3:15 ص 224. ]


ملائكه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام فرمود: روز غدير، روزى است كه خداوند به جبرئيل امر مى كند تا تختى از كرامت خود در مقابل بيت المعمور قرار دهد.
سپس جبرئيل بر فراز آن قرار مى گيرد و ملائكه از همه ى آسمانها جمع مى شوند و بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ثنا مى فرستند و براى شيعيان اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام و محبّان ايشان استغفار مى كنند. [ عوالم: ج 3:15 ص 222. ]


نثار فاطمه در جشن غدير:
امام رضا عليه السلام از پدرش امام موسى بن جعفر عليه السلام از جدش امام صادق عليه السلام نقل مى فرمايد كه فرمود: روز غدير نزد اهل آسمان مشهورتر از اهل زمين است.
خداوند تعالى در بهشت قصرى خلق فرموده كه بناى آن خشتى از نقره و خشتى از طلا است. در آن قصر صد هزار اتاق سرخ رنگ و صد هزار خيمه ى سبز رنگ وجود دارد و خاك آن از مشك و عنبر است. در آن قصر چهار نهر جارى است: نهرى از شراب و نهرى از آب و نهرى از شير و نهرى از عسل. در كناره هاى اين نهرها درختانى از انواع ميوه ها قرار دارد، و بر آن درختان طيورى هستند كه بدنهاى آنها از لؤلؤ و بالهايشان از ياقوت است و به انواع صداها مى خوانند.
روز غدير كه فرا مى رسد اهل آسمانها وارد اين قصر مى شوند و تسبيح و تقديس و تهليل مى گويند. آن پرندگان هم به پرواز در مى آيند و خود را به آب مى زنند، و سپس در آن مشك و عنبر مى غلطند. آنگاه كه ملائكه جمع شدند بار ديگر به پرواز در مى آيند و آن عطرها را بر آنان مى پاشند.
ملائكه در روز غدير 'نثار فاطمه عليهاالسلام' [ نثار فاطمه عليهاالسلام همان ميوه هاى درخت طوبى است كه در شب زفاف حضرت، به امر الهى از آن درخت در آسمانها پخش شد و ملائكه آنها را به عنوان يادگار برداشتند. بحار الانوار: ج 43 ص 109. ] را به يكديگر هديه مى دهند. وقتى آخرين ساعات روز غدير فرا مى رسد ندا مى آيد: 'به مراتب و درجات خود برگرديد كه به احترام محمد و على تا سال آينده در چنين روزى، از لغزش و خطر در امان خواهيد بود'. [ بحارالأنوار: ج 37 ص 163. عوالم: ج 3:15 ص 221. ]
 
http://khetabeghadir.com





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

براي مشاهده اين موضوع با ساختاري زيباتر در قالب فايل هاي PDF، Flash و Doc بر روي گزينه هاي زير كليك نماييد.
لطفاً در نظر داشته باشيد، ممكن است بعد از كليك بر روي گزينه هاي زير صفحه با كمي تاخير باز شود.
                                       


وقايع سه روزه در غدير
در طول سه روز توقف در غدير پس از ايراد خطابه، چند ماجرا به عنوان تأكيد و اهميت غدير به وقوع پيوست: پيامبر در اين مراسم، عمامه خود را -  كه سحاب   نام داشت -  به نشانه جانشينى اميرالمؤمنين بر سر آن حضرت قرار دادند.
حسان بن ثابت از پيامبر درخواست كرد تا در مورد غدير شعرى بگويد، و با اجازه حضرت اولين شعر غدير را سرود.
جبرئيل به صورت انسانى ظاهر شد و خطاب به مردم فرمود: پيامبر براى على بن ابى‏طالب عهد و پيمانى گرفت كه جز كافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمى‏زند
مردى از منافقين گفت: خدايا، اگر آنچه محمد مى‏گويد از طرف توست سنگى از آسمان بر ما ببار يا عذاب دردناكى بر ما بفرست در همان لحظه سنگى از آسمان بر سر او فرود آمد و او را هلاك كرد، و اين معجزه تأييد الهى بر غدير را براى همگان روشن كرد.
پس از سه روز مراسم پر شور غدير پايان يافت، و آن روزها به عنوان ايام الولاية در صفحات تاريخ نقش بست. مردم پس از وداع با پيامبرشان و معرفتِ كامل به جانشينان آن حضرت تا روز قيامت، راهى شهر و ديار خود شدند. خبرِ واقعه غدير در شهرها منتشر شد و به سرعت شايع گرديد و بدين گونه خداوند حجتش را بر همه مردم تمام كرد.
اكنون با گذشت هزار و چهارصد نام غدير همچنان بر بلندترين قله تاريخ اسلام مى‏درخشد؛ و خطابه غدير به عنوان آخرين و بزرگترين پيام الهى در تاريخ انبيا براى بشريت شناخته شده است. 
 
 
http://khetabeghadir.com





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

براي مشاهده اين موضوع با ساختاري زيباتر در قالب فايل هاي PDF، Flash و Doc بر روي گزينه هاي زير كليك نماييد.
لطفاً در نظر داشته باشيد، ممكن است بعد از كليك بر روي گزينه هاي زير صفحه با كمي تاخير باز شود.
                                       


سخنراني هاي قبل از خطبه غدير در حجة الوداع

سخنرانى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم قبل از غدير:
شيعه و سنى به سخنرانى و خطبه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در منى اشاره نموده‏اند با اين تفاوت كه علماى شيعه به دو سخنرانى براى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در منى اشاره كرده{1} و اهل سنت فقط به يك سخنرانى در منى اشاره كرده‏اند{2} و نيز در نقل متن سخنرانى پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در منى توسط دو گروه اندكى تفاوت در الفاظ وجود دارد. 
حال به بيان آنچه كه علماى اهل سنت و علماى شيعه در اين باره نوشته‏اند مى‏پردازيم.
 
الف) خطبه اول در منى:
در عرفات دستور خداوند مبنى بر اينكه علم و ودايع انبياعليهم السلام به على‏بن ابى‏طالب‏عليه السلام منتقل شود بر پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نازل شد. 
پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم در منى اولين خطابه خود كه در واقع زمينه‏سازى براى خطبه غدير بود را ايراد نمودند.
حضرت خطبه{3} را با حمد و ثناى الهى شروع كرده، سپس به خون‏هاى ريخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهليت اشاره كرد و آنها را مورد عفو قرار دادند. حضرت به ماه‏هاى حرام اشاره كرده، در ادامه مردم را از اختلاف برحذر داشتند و بيان نمودند كه در نبود من على‏بن ابى‏طالب مقابل متخلّفين خواهد ايستاد. 
حضرت در ادامه حديث ثقلين را به زبان آورده و فرمودند: »دو چيز گرانبها بين شما مى‏گذارم كه اگر به آن تمسك جوييد گمراه نمى‏شويد و اگر با آن دو مخالفت كنيد هلاك شويد. حضرت اشاره نمودند كه به زودى عده‏اى از شما كنار حوض كوثر بر من وارد مى‏شوند و از من دور مى‏شوند. من گويم خدايا اصحابم، ندا آيد كه اينها بعد از تو سنت تو را تغيير دادند... حضرت تأكيد نمودند كه اين مطالب را حاضران به غايبان برسانند.
در بين علماى اهل سنت كه به سخنرانى پيامبر در منى اشاره كرده‏اند مى‏توان به موارد زير اشاره كرد.
- طبرى در جامع البيان آورده: »خطب رسول فى حجة الوداع بمنى فى اواسط ايام التشريق... ان عدة الشهور عند اللّه اثناعشره شهرا، منها اربعه حرم...{4}
- قرطبى در تفسير خود آورده: »خطب رسول الله‏صلى الله عليه وآله وسلم بمنى فى وسط ايام التشريق فقال: يا ايها الناس إن ربكم واحد ألا لا فصل لعربى على عجمى و لا... ألاهل بلغت؟ قالوا نعم. قال: ليبلغ الشاهد الغائب...{5}
 
ب) خطبه دوم در مسجد خيف در منى:
در آخرين روز از ايام التشريق به دستور حضرت مردم براى نماز در مسجد خيف جمع شدند. حضرت بعد از حمد و ثناى خداوند، از مردم خواستند كه گفته‏هاى حضرت را به خاطر بسپارند و به غايبان برسانند. حضرت به عدم تفرقه سفارش نمودند و مؤمنان را برادر يكديگر خواندند و بار ديگر به حديث ثقلين اشاره نمودند و به دو انگشت كنار هم در دست خود اشاره كرده و يادآور شدند كه همان‏طور كه اين دو انگشت من از هم جدا نمى‏شوند، كتاب خدا و عترتم نيز از هم جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند. 
در اين مقطع بود كه منافقان دست به كار شده و احساس خطر نمودند و عليه پيامبر هم‏پيمان شدند{6}
بعد از ايراد اين خطبه، پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم از مكه به سمت مدينه خارج شدند تا به منطقه غدير خم رسيدند. در اينجا بود كه آيه يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك...{7} نازل شد.


منابع:
1- آقاى محمّدباقر انصارى در كتاب اسرار غدير خويش با استناد به بحارالانوار، ج 37، ص 113 و ج 21، ص 380 به اولين سخنرانى پيامبر در منى اشاره كرده‏اند و با استناد به بحارالانوار ج 37، ص 114 به سخنرانى دوم پيامبر در منى در مسجد خيف اشاره نموده‏اند كه در متن توضيح بيشتر آن خواهد آمد.
2-  طبرى، جامع البيان، ج 10، ص 161؛ سيوطى، الدر المنثور، ج 3، ص 234؛ ابن كثير، البداية و النهاية، ج 5، ص 213 و...؛ همو، السيرة النبوية، ج 4، ص 387.
3-  و كان من قوله بمنى(من قوله بمنى فى خطبته)أن حمد اللّه و اثنى عليه، ثم قال: ايها الناس كل دم كان فى الجاهليه فهو هدر... ايها الناس انى قد تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا... مجلسى، بحارالانوار، ج 21، ص 380 و نيز در ج 37، ص 113 به همين مطالب با كمى اضافات اشاره شده است.
4-  طبرى، جامع البيان، ج 10، ص 161.
5- قرطبى، تفسير القرطبى، ج 16، ص 343؛ سيوطى، الدر المنثور، ج 3، ص 234؛ ابن كثير، تفسير القرآن العظيم، ج 2، ص 367؛ همو، البداية و النهاية، ج 5، ص 213؛ همو، السيرة النبوية، ج 4، ص 387.
6- فلما كان آخر يوم من ايام التشريق... ثم نادى: الصلاة جامعه فى مسجد الخيف، فاجتمع الناس و حمد اللّه و اثنى عليه ثم قال: نضر اللّه امرء سمع مقالتى فوعاها و بلغها لمن لم يسمعها... ايها الناس انى تارك فيكم الثقلين قالوا: يا رسول اللّه ما الثقلان...(مجلسى، بحارالانوار، ج 37، ص 114)
7-  المائده / 67.
 
http://khetabeghadir.com





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

براي مشاهده اين موضوع با ساختاري زيباتر در قالب فايل هاي PDF، Flash و Doc بر روي گزينه هاي زير كليك نماييد.
 لطفاً در نظر داشته باشيد، ممكن است بعد از كليك بر روي گزينه هاي زير صفحه با كمي تاخير باز شود.
                                       

عناوين محتواي خطبه
طبق تقسيم بندي 11 گانه که در متن خطابه داشتيم  مطالب هر بخش را به صورت فهرست وار ذکر مي کنيم .  اين بخش‏ها عبارت‏اند از:
 1) حمد و ثناى خداوند
 با يك مقدمه توحيدى شروع و به بيان يك‏سرى اعتقادات خاتمه مى‏يابد و به مطالب زير در اين قسمت اشاره شده است:
 - احاطه خداوند به هر چيز و اينكه همه چيز در سيطره او است؛
 - چشم‏ها او را نمى‏بينند اما همه چشم‏ها در زير نظر او است؛
 - رحمت او همه چيز را فراگرفته؛
 - عجله‏اى در انتقام گرفتن ندارد؛
 - از درون‏ها آگاه و كنه همه چيز را مى‏داند؛
 - به وصف در نمى‏آيد و چيزى مثل او نيست؛
 - دائم زنده است؛
 - شريك و يارى در تقدير امور ندارد؛
 - همه امور به سوى او بر مى‏گردد و همه آفرينش در تسخير او است؛
 - سپاس و شكر در سختى و راحتى از آنِ او است؛
 - ايمان به ملائك و كتب آسمانى و پيامبران بايد داشت و تسليم قضاى او و راضى به رضاى او بايد بود.
  2) فرمان الهى در اداى مطلبى مهم
 با اقرار عبوديت شروع شده، به فرمان خداوند در اعلام جانشينى على‏عليه السلام اشاره شده و با بيان صفات منافقان خاتمه مى‏يابد و شامل مطالب زير است:
 - اقرار در عبوديت، شهادت به ربوبيت؛
 - اداى مطالب وحى شده به حضرت از ترس عقاب خداوند؛
 - عدم ابلاغ ولايت مساوى با عدم انجام رسالت؛
 - خدا در اين ابلاغ حضرت را حافظ است؛
 - نزول آيه ابلاغ؛
 - نازل شدن جبرئيل سه مرتبه و اعلام در رساندن ولايت على‏عليه السلام؛
 - بيان جايگاه اميرالمؤمنين و نسبت او به پيامبر؛
 - على مصداق آيه انما وليكم اللّه و رسوله و الذين امنوا × الذين يقيمون... مى‏باشد؛
 - درخواست حضرت‏صلى الله عليه وآله وسلم از جبرئيل‏عليه السلام مبنى بر معاف شدن از اين ابلاغ به خاطر كمى متقين و كثرت منافقان؛
 - صفات منافقان: عدم يكى بودن قلب و زبان، آزار بسيار پيامبر و...؛
 - عدم معرفى منافقان در غدير به وسيله حضرت به خاطر اكرام پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نسبت به آنها.
 3) اعلان رسمى ولايت و امامت دوازده امام‏عليهم السلام
 با معرفى امامت دوازده امام شروع شده و به بيان فضايل اميرالمؤمنين‏عليه السلام و اشاره به حديث ثقلين خاتمه مى‏يابد و شامل مطالب زير است:
 - حضرت با لفظ معاشر الناس مردم را شاهد مى‏گيرند؛
 - امامت على‏عليه السلام بر هر جنبده‏اى لازم است؛

 - مخالفان از او مورد لعن و تبعيت‏كنندگان مورد رحم هستند؛
 - تذكر به اينكه اين آخرين سخنرانى حضرت مى‏باشد؛
 - امامان‏عليهم السلام از نسل على‏عليه السلام مى‏باشند؛
 - علم حلال و حرام را بعد از خدا و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم، ائمه‏عليهم السلام مى‏دانند؛
 - فضيلت دادن على‏عليه السلام بر ديگران؛
 - تذكر و سفارش به اينكه از ولايت او رو برنگردانيد و به سرزنش مردم توجه نكنيد؛
 - على‏عليه السلام اول مؤمن، اول نمازگزار و...؛
 - شك در هر يك از ائمه شك در همه آنهاست و شك كننده در آتش است؛
 - اشاره به حديث ثقلين و اينكه اين دو از هم جدا نمى‏شوند.
 4) معرفى و بلند كردن على‏عليه السلام به وسيله پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم
 اين قسمت شامل مطالب زير است:
 - بلند كردن دست اميرالمؤمنين‏عليه السلام به وسيله پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم؛
 - اعلام حديث معروف من كنت مولاه فهذا على مولاه؛
 - على‏عليه السلام وزير، وصى و خليفه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و خازن علم او است؛
 - دعا بر يارى‏كنندگان او و لعن بر منكرين او؛
 - بيان آيه اكمال اليوم اكملت لكم...؛
 - غير از اسلام دينى پذيرفته نيست.
 5) تأكيد بر توجه امت به مسئله امامت
 شامل مطالب زير است:
 - اكمال دين با امامت او است؛

 - امامت در نسل او است؛
 - پذيرش ولايت او شرط قبولى اعمال است؛
 - خدا و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم از او راضى‏اند؛
 - هر آيه مدح و رضايتى در قرآن در مورد او است؛
 - نبى شما بهترين نبى و وصى او بهترين وصى است؛
 - باز تأكيد بر اينكه ذريه پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم از نسل او هستند؛
 - حسادت به او باعث از بين رفتن اعمال است؛
 - سوره عصر در حق او است؛
 - خدا را شاهد گرفتن بر ابلاغ مطالب.
 6) اشاره به كارشكنى‏هاى منافقان
 اين قسمت شامل:
 - قبل از اين پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم پيامبرانى بوده‏اند، با وفات وى به عقب برنگرديد؛
 - مصداق اتم صبر و شكر، در على و اولاد اوعليهم السلام مى‏باشد؛
 - بيان آيات عذاب و لعن در مورد آنها كه بعد از حضرت كارشكنى مى‏كنند؛
 - غدير را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان تا قيامت برسانند؛
 - بعد از پيامبر، امامت را غصب مى‏كنند؛
 - علم امر و نهى نزد اهل بيت‏عليهم السلام مى‏باشد.
 7) پيروان اهل بيت‏عليهم السلام و دشمنان ايشان
 اين قسمت شامل:
 - صراط مستقيم على و اولاد اوعليهم السلام هستند؛

 - وصف مؤمنان: ايمان دارند، ايمانشان به شرك آلوده نشده، هدايت شده‏اند و...؛
 - وصف دشمنان اهل بيت: در آتش‏اند، اعتراف به گناه خود دارند، مورد لعن‏اند و...؛
 - اوصاف پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و اميرالمؤمنين‏عليه السلام.
 8) حضرت مهدى - عج اللّه فرجه 
 اين قسمت شامل:
 - وى خاتم ائمه است؛
 - انتقام‏گيرنده ظالمان است؛
 - انتقام‏گيرنده خون اولياست؛
 - يارى كننده دين خدا و برگزيده خداست؛
 - وارث همه علوم است؛
 - حجتى بعد از او نيست و حق فقط با او است؛
 - كسى بر وى غالب نشود و كسى بر عليه او يارى نشود.
 9) مطرح كردن بيعت
 شامل:
 - اتمام حجت با مردم مبنى بر بيان و تفهيم مطالب؛
 - دعوت به بيعت با على‏عليه السلام؛
 - هركه بيعت او را بشكند بر عليه خود كار كرده است.
 10) حلال و حرام، واجبات و محرمات
 شامل:

 - بيان احكام حج و عمره و اينكه اينها از شعائر اللّه هستند؛
 - سفارش به انجام حج، نماز و زكات؛
 - يادگيرى حلال و حرام از اهل بيت‏عليهم السلام؛
 - تأكيد بر بيعت با على‏عليه السلام؛
 - امامت در نسل على‏عليه السلام است؛
 - سفارش به تقوا؛
 - تذكر به مرگ، معاد، ميزان و محاسبه.
 11) بيعت گرفتن رسمى
 - امر خدا مبنى بر اقرار زبانى پذيرش ولايت على‏عليه السلام؛
 - باز تأكيد بر اينكه ائمه‏عليهم السلام از نسل على‏عليه السلام مى‏باشند؛
 - هركه با پذيرش ولايت او هدايت شود به نفع خود او است؛
 - باز سفارش بر بيعت با خدا و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و على و ائمه‏عليهم السلام؛
 - شكر بر اينكه خدا ما را با ولايت او هدايت كرده: الحمد للّه الذى هدانا لهذا و...؛
 - يادآورى فضايل على‏عليه السلام؛
 - اطاعت از خدا و پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم و اهل بيت‏عليهم السلام فوز عظيم است؛
 - سبقت گرفتن در بيعت با او موجب رستگارى است؛
 - طلب آمرزش براى مؤمنان و غضب بر كافران.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

براي مشاهده اين موضوع با ساختاري زيباتر در قالب فايل هاي PDF، Flash و Doc بر روي گزينه هاي زير كليك نماييد.
لطفاً در نظر داشته باشيد، ممكن است بعد از كليك بر روي گزينه هاي زير صفحه با كمي تاخير باز شود.

                                       

فهرست آيات و عبارات قرآني خطابه

1- لاَ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم (آل عمران آيه 6و18)
2-  { جل عن  ان }تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللطيف الخبير(انعام103)
3- {ف}هو الله الذي لا اله الا هو(طه 32-حشر22و23) 
4- يكور الليل على النهار و يكور النهار على الليل(زمر 5)
5- احد الصمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد(اخلاص 1و2و3و4)
6- له الملك و له الحمد{-    } و هو على كل شي‏ء قدير(تغابن 1)
7-  يولج الليل في النهار و يولج النهار في الليل(فاطر 13و حديد)
8-    {مولي مومنين} رَبِّ الْعَالَمِينَ(حمد 2- مائده 28- انعام 45و162-اعراف 54و61و67و104-يونس 10 و 37-شعرا 16و23و77و109و 127و 145و 164و180و192-نحل8و42-قصص30-
- سجده 2  _صافات 182- زمر 7- غافر 64و65-فصلت 9-زخرف 46-جاثيه 36-واقعه 80-حشر 16-حاقه 43- تکوير 29)
9-  يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس (مائده 67)
10- انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون (مائده 55)  
11- و (ت)يحسبونه هينا و هو عند الله عظيم(نور 15)
12- و منهم الذين يؤذون النبي و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين  (توبه 60) 
13- ... و كل شي‏ء احصيناه في امام مبين (يس 12)
14- ... وقودها الناس و الحجارة اعدت للكافرين(بقره 24 و تحريم 6) 

15- و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبير بما تعملون(حشر 18)
16- ان تقول نفس يا حسرتى على ما فرطت في جنب الله (زمر 56)
17- (ق  29)ما يبدل القول لدي...
18- اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا...(مائده  3)
19- و من يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الآخرة من الخاسرين(آل عمران 85) 
20- (ف)اولئك(الذين) حبطت اعمالهم(في الدنيا و الاخره) و في النار هم خالدون  (توبه 17)
21- ...لا يخفف عنهم العذاب و لا هم ينظرون(بقره 162)
22- هل اتى على الانسان...(الانسان  1)
23- بسم الله الرحمن الرحيمو العصر (1)ان الانسان لفي خسر (2)(العصر  1و2و3)
24- ...و ما على الرسول الا البلاغ المبين(نور  54و عنکبوت 18)
25- ...اتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون(آل عمران 102) 
26- ...او نلعنهم كما لعنا اصحاب السبت...(نسا  47)
27- ...ا فان مات او قتل انقلبتم على اعقابكم و من ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا و سيجزي الله الشاكرين(آل عمران 144) 
28- ...شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران(الرحمان 35)
29- ان ربك(م) لبالمرصاد( فجر 14)  ص 66
30- ...ائمة يدعون الى النار و يوم القيامة لا ينصرون(قصص  41) 
31- في الدرك الاسفل من النار...( نساء 145)  
32-  ...(و)فبئس مثوى المتكبرين( زمر 72) 
33- سنفرغ لكم ايه الثقلان(الرحمان  31) 
34- (و)يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران(الرحمان 35)  
35- ...ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتى يميز الخبيث من الطيب و ما كان الله ليطلعكم على
الغيب....( آل عمران  179)
36- ...من قرية الا ...( حجر4 و اسراء 58)  
37- ...ويل يومئذ للمكذبين(مرسلات15و19و 24و28و34و37و40و45و47و49-مطففين 10)
38- ...عن سبيله...( انعام  117)  
39- ...يهدون بالحق و به يعدلون( اعراف  159)  
40- بسم الله الرحمن الرحيم (1)الحمد لله رب العالمين (2)الرحمن الرحيم (3)مالك يوم الدين (4)اياك نعبد و اياك نستعين (5) اهدنا الصراط المستقيم (6)صراط الذين انعمت عليهم غير- المغضوب عليهم و لا الضالين (7) ( الفاتحه )- 
41- ...لا خوف عليهم و لا هم يحزنون( بقره62و 112و262و274-آل عمران 17-مائده 69-انعام48-اعراف35و49-مجادله 22-يونس  
42- ...فان حزب الله هم الغالبون( مائده   56)-  
43- ...يوحي بعضهم الى بعض زخرف القول غرورا...( انعام  112)  
44- لا تجد قوما يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آباءهم او ابناءهم او اخوانهم او عشيرتهم اولئك كتب في قلوبهم الايمان...(مجادله  22)
45- الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم اولئك لهم الامن و هم مهتدون(انعام  82)
46- ...الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا...( حجرات  15)
47- ...بسلام آمنين(حجر 46)
48- ...سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين( زمر  73)
49- ...يرزقون فيها بغير حساب( غافر  40)
50- ...سيصلون سعيرا(نساء   10)
51- ...تتلقاهم الملائكة...( انبياء  103)
52- …شَهِيقًا وَهِيَ تَفُور (ملک  7)
53   ...كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا...(اعراف 38 )  
54  لَّمَا اُلْقِي فِيهَا فَوْجٌسَاَلَهُمْ خَزَنَتُهَا اَلَمْ ياْتِکُمْ نَذِيرٌ ?8? قَالُوا بَلَي قَدْ جَاءنَا نَذِيرٌ فَکَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيءٍ اِنْ اَنتُمْ اِلَّا فِي ضَلَالٍ کَبِيرٍ(ملکو9) 
55- ...فَسُحْقًا لِّاَصْحَابِ السَّعِيرِ( ملک  11)
56  خْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَاَجْرٌ کَبِيرٌ هم ايخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَاَجْرٌ کَبِيرٌ( ملک  129)
57   َّذِينَ يبَايعُونَکَ اِنَّمَا يبَايعُونَ اللَّهَ يدُ اللَّهِ فَوْقَ اَيدِيهِمْ فَمَن نَّکَثَ فَاِنَّمَا ينکُثُ عَلَي نَفْسِهِ وَمَنْ اَوْفَي بِمَا عَاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيوْتِيهِ اَجْرًا عَظِيمًا ( فتح  109 )
58- ...فَمَنْ حَجَّ الْبَيتَ اَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيهِ اَن يطَّوَّفَ بِهِمَا...( بقره  158)
59- ...اللّهَ لاَ يضِيعُ اَجْرَ الْمُحْسِنِينَ( توبه120و هود 115ويوسف 90) 
60- وَاَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ ...(بقره 43و83و110-نساء77-نور56-مزمل 20)
61- ...فَطَالَ عَلَيهِمُ(عليکم) الْاَمَدُ...(حديد  16)
62- ...اَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَاَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ...(حج 41)
63- وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِيةً فِي عَقِبِهِ...(زخرف 28)  
64- ...اِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيءٌ عَظِيمٌ (حج  1) 
65- مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ اَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيئَةِ ...(انعام 160) 
66- - ...- وَکَفَي بِاللّهِ شَهِيدًا(نساء 79و166-رعد 43-اسرا96  )
67- فَمَنِ اهْتَدَي فَاِنَّمَا يهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَاِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا...(يونس  108)
68- ...يدُ اللَّهِ فَوْقَ اَيدِيهِمْ فَمَن نَّکَثَ فَاِنَّمَا ينکُثُ عَلَي نَفْسِهِ وَمَنْ اَوْفَي بِمَا عَاهَدَ عَلَيهُ اللَّهَ فَسَيوْتِيهِ اَجْرًا عَظِيمًا  ( فتح  10)  
69- ...سَمِعْنَا وَاَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَاِلَيکَ الْمَصِيرُ(بقره 285)  
70- ...الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِي لَوْلا اَنْ هَدَانَا اللّهُ...(اعراف 43) 
71- ...َمَن يطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا...(احزاب  71) 
72- اُوْلَئِکَ (هم الفئزون)الْمُقَرَّبُونَ ?11? فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ(واقعه 11و12)
73- ...اِن تَکْفُرُواْ اَنتُمْ وَمَن فِي الاَرْضِ جَمِيعًا...(ابراهيم 8)  
74- (و)الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(فاتحه 1-انعام 45-يونس 10-صافات 182- زمر 75-غافر  65)





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

عشق به علی و ارج نهادن به مقام والای او شاید درگذشته های دور محدود به حدود مذهب تشییع وشیعیان بوده است ولی اینک از مرزهای اسلام  گذشته و در میان سایرادیان، علی شناسان و علی شیفتگانی می بینیم که حضرت امیر راچنان می ستایند که هم پای ستایش خـُلص ترین شیعه غالی است. ” واگراو تنها برای اسلام بود، چگونه زندگی افتخار آمیز و بی نظیر او می توانست روح یک نویسنده مسیحی را در لبنان … بیدار و شعله ور سازد که برای شرح ماجرای زندگی او، به تجزیه و تحلیل، تحقیق و بررسی عمیقی مشغول گردد و همانند شاعری که مجذوب و شیفته شاهکارها، افتخارات و یادگارها و قهرمانی های آن باشد، به غزل سرایی بپردازد؟!” ( از مقدمه میخائیل نعیمه متفکر مسیحی لنبان بر کتاب جرج جرداق، امام علی صدای عدالت انسانی) این عشق شورانگیز به علی شاید به واسطه آن است که او هدف نهایی آفرینش آدمی وقبله آمال انسان در مسیر زند گی است.

عید غدیر بزرگی از علی یافته است، ظرف به خودی خود روزی است همانند دیگر روزها ولی نامیده شدن به نام علی ومظروفی چنین بزرگ یافتن است که این روز را “عید غدیر” در آسمان ها بزرگتر از زمین کرده است.

روز غدیر خم روز علی است و از علی گفتن آسان نیست. فهم ما را به چیستی علی اعلی راهی تواند بود؟ او از این جهان و آن جهان گذر کرده و به جاودان، به بیکران، به کهکشان منزل کرده است و ما خاکدان نشینان را آیا به آن” سیمرغ قاف نشین” دستیابی تواند بود؟

غدیر روز علی است و روز امامت. روزی است که نبوت خاتمه می یابد ولی چهره نجیب آن بر جبین امامت تکرار می شود و عطر دل انگیز آن را در خاطره ها زنده می دارد. روز غدیر روز امید است روزی است که خداوند گرچه نبوت را خاتمه می بخشد ولی راه هدایت را با امامت برای بندگانش گشوده نگه می دارد.

امید است که از مدد نفس قدسی آن ” نگار روحانی”(۱) به “  بالا”(۲) وعرش کبریایی راه یابیم و از چشمه زلال آن سیراب گردیم.

پاورقی:

۱- نگار روحانی: عنوان مسمطی از ملک الشعرای بهار در ستایش حضرت امیر( متن کامل این مسمط را درکتابخانه تبیان خواهید یافت)

۲- بالا: اشاره ایی است به غزلی ازمولانا جلال الدین محمد بلخی

ما ز بالائیم و بالا می رویم                 ما ز دریائیم و دریا می رویم

همت عالی است در سرهای ما          از علی تا رب اعلی می رویم

سایت تبیان
سایت فرهنگی مذهبی راه وصل





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0
در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا کرده بود.
عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)
ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشکیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند که از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤکد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى که هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا که آیا در میان شما کسى هست که پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟
فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من کسى هست که رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من کنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره… لیبلغ الشاهد الغائب» همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند
همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا قسم سوگند می دهم در میان شما کسى هست که برادرى چون جعفر طیار و عمویى چون حمزه و همسرى چون فاطمه علیها السلام و فرزندانى چون حسن و حسین داشته باشد؟
همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من کسى هست که رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من کنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره… لیبلغ الشاهد الغائب».همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند.
بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

در بین صحابه و تابعین چه پیش از دوران خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین على علیه السلام و چه در عهد خلافت آن جناب و زمانهاى بعد، استدلال به قضیه غدیر و قسم و سوگند خوردن به آن رواج پیدا کرده بود.عمر در هنگام احتضار و مرگ خود، امر خلافت را بین شش نفر به شورا گذاشت. (حضرت على علیه السلام، عثمان، طلحه و زبیر، سعد و عبدالرحمن بن خوف)ابوالطفیل گوید، چون این عده شورا تشکیل دادند، مرا به عنوان دربان قرار دادند که از ورود افراد جلوگیرى نمایم. در این هنگام على علیه السلام، فرمود: من بطور مؤکد بر شما احتجاج و استدلال خواهم نمود به چیزى که هیچ فرد عربى و غیرعربى از شما نتواند آنرا دگرگون نماید. شما را سوگندى می دهم به خدا که آیا در میان شما کسى هست که پیش از من به وحدانیت خدا ایمان آورده باشد؟فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من کسى هست که رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من کنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره… لیبلغ الشاهد الغائب» همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدندهمگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا قسم سوگند می دهم در میان شما کسى هست که برادرى چون جعفر طیار و عمویى چون حمزه و همسرى چون فاطمه علیها السلام و فرزندانى چون حسن و حسین داشته باشد؟همگى گفتند: نه. فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم آیا در میان شما جز من کسى هست که رسول خدا درباره او فرموده باشد، « من کنت مولاه فعلىّ مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، وانصر من نصره… لیبلغ الشاهد الغائب».همگى گفتند: نه و همگى بر صحت این حدیث شریف مهر تاءیید زدند. ب

 

 

تبیان





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

ز لیلایی شنیدم  یا علی گفت            به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است        که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد         به گوش غنچه کم کم یا علی گفت

چمن با ریزش باران رحمت             دعایی کرد و او هم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش                  به موجودات عالم یا علی گفت

دلا بایست هر دم یا علی گفت          نه هر دم بل دمادم یا علی گفت

به هر روز و به هر شب یا علی گفت         به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت

خمیر خاک آدم را سرشتند            چو بر می خواست آدم یا علی گفت

علی در کعبه بر دوش پیمبر               قدم بنهاد وآن دم یا علی گفت

عصا در دست موسی اژدها گشت            کلیم آنجا مسلّم یا علی گفت

ز بطن حوت ، یونس گشت آزاد         ز بس در ظلمت یم یا علی گفت

به فرقش کی اثر می‌کرد شمشیر            شنیدم ابن ملجم یا علی گفت

مگر خیبر ز جایش کنده میشد              یقین آن دم علی هم یا علی گفت





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

برفراز مجلس ما، ماهی امشب سر زند

خنده بر خورشید و ماه از تابش منظر زند

ساقی گل چهره امشب جلوه دیگر کند

مطرب خوش نغمه امشب پرده دیگر زند

آسمان پوشیده بر تن، پرنیان نیلگون

چون عروسان، خویشتن را زینت و زیور زند

آسمان را گفتم این بزم و نشاط از چیست؟ گفت:

چون که فردا آفتاب از برج خاور سر زند

من در آن بزم  کنم خدمت که شاه انبیاء

مصطفی تاج ولایت بر سر حیدر زند

در غدیر خم چو دریا خلق خیز و موج و موج

کشتی لولاک چون آن جا رسد، لنگر زند

کاین علی باشد ولی الله، باید بعد من

بر سریر دین نشیند بر سرش افسر زند

آسمان بر خاک افتاده است خواهد چون زمین

بوسه بر پای، علی داماد پیغمبر زند

نیست مردان خدا را رهبری غیر از علی

مرد حق باید قدم در راه این رهبر زند

آسمان بر گردن افکنده است طوق بندگی

تا به سر تاج ولای خواجه قنبر زند

پرچم شاه ولایت بین که در هر بامداد

خنده بر پرچم دار و اسکندر زند

دست گیر از کرم افتاده ای گر چون “رسا”

دست بر دامان او در عرصه محشر زند

“دکتر قاسم رسا خراسانی”

سایت تبیان
سایت فرهنگی مذهبی راه وصل





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

خواجه    ى   حق   پیشواى   راستین

کوه   حلم  و  باب  علم  و  قطب  دین

ساقى      کوثر،      امام      رهنماى

ابن       عم     مصطفا،     شیرخداى

مرتضاى     مجتبا،     جفت     بتول

خواجه    ى   معصوم،   داماد  رسول

در        بیان       رهنمونى       آمده

صاحب      اسرار      سلونى(۱) آمده

مقتدا   بی  شک  به  استحقاق  اوست

مفتى    مطلق   على  الاطلاق  اوست

چون  على  از  غیبهاى  حق  یکیست

عقل   را  در  بینش  او  کى  شکیست

از  دم  عیسى  کسى  گر  زنده خاست

او   بدم   دست   بریده   کرد   راست

گشته    اندر  کعبه  آن  صاحب  قبول

بت   شکن   بر   پشتى  دوش  رسول

در   ضمیرش   بود   مکنونات  غیب

زان   برآوردى   ید   بیضا   ز  جیب

گر     ید    بیضا    نبودیش    آشکار

کى    گرفتى    ذوالفقار    آنجا   قرار

گاه  در  جوش  آمدى  از  کار  خویش

گه  فرو  گفتى  به  چه  اسرار خویش

در    همه   آفاق   هم   دم  می  نیافت

در درون می گشت و محرم می نیافت

منطق الطیرعطار

سلونی : اشاره به حدیثی از حضرت امیر “سلونی قبل ان تفقدونی ” بپرسید از من قبل از اینکه مرا از دست دهید”

سایت تبیان
سایت فرهنگی مذهبی راه وصل





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET