شب عشقه شب شوره شب شب عیده غدیره
شب شادی و سروره که فقط حیدر امیره
دل من مجنون وشیدا غریق دریای شعف شد
فرمانروای کل هستی شه نجف شد شه نجف شد
حب المتین علی مولا عین الیقین علی مولا مرشد جبریل امین یعصوب دین علی مولا
*********
گل خنده می نشینه رولب حوروفرشته
مژده مژده شیعیانش که جاتون توی بهشته
دلداده راه ولایم رهرو راه مرتضایم در آستان خسرو دین گدایم من گدایم
ماه شبم علی مولا تاب وتبم علی مولا نعره مستانه می زنم ذکر لبم علی مولا

روی دستای پیمبر رفته بالا دست حیدر
آسمون داره می ریزه به زمین شراب کوثر
تمامی ذرات هستی پیش پای آقام حقیرند حاتم وسلیمان تو درگاش فقیرند فقیرند
بدر الدجا علی مولا شمس الضحا علی مولا دست تو در دست مصطفا دست خدا علی مولا
مجید رجبی





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

گلبرگ :: بهمن ۱۳۸۰، شماره ۲۶
شعر شاعران نقش مهمی در حفظ غدیر در طول زمانهای ظلمانی داشته؛ چه قالب شعر پایدارتر است و مردم علاقه خاصی به آن دارند. از ساعتی که خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پایان یافت، حسان بن ثابت اولین شعر را در حضور آن حضرت سرود و این الگوی روشنی برای شاعران شد تا در طول چهارده قرن با هنر خود غدیر را حفظ کنند و آن را به نسل های بعد برسانند.
جلوه ادبی شعر غدیر
یکی از جلوه های ادبی غدیر شعرهای بسیاری است که درباره غدیر سروده شده است. این اشعار که به اصطلاح «غدیریه» نامیده می شوند، بسیار مورد توجه بوده، کتاب های مستقلی برای جمع آوری آنها تألیف شده است.
جلوه ادبی دیگر غدیر نثرهای داستانی و حماسی درباره غدیر است که در به تصویر کشیدن غدیر نقش مهمی ایفا کرده است.
تدوین کتب شعر غدیر
برخی اشعار مربوط به غدیر جمع آوری، و این اسناد ادبی غدیر را به صورت مجموعه های تنظیم و عرضه کرده اند. برخی از این کتاب ها مستقلاً درباره اشعار غدیر است که نمونه هایی از آنها نام برده می شود:





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

در گذر قرون و اعصار، رویداد پر افتخار غدیر از موضوع‌هایی است که شاعران و سرایندگان اندیشمند و چیره‌دست، از مذاهب گوناگون درباره آن قصیده‌هایی زیبا و دل‌انگیز سروده‌اند.
این اشعار همواره زینت بخش نشست‌های دینی، فرهنگی، انسانی و اخلاقی بوده و دوستداران امامت و ولایت، غدیر را هر بامداد و شامگاه زمزمه کرده و بدان مترنم شده‌اند.
حماسه جاودانه غدیر، از رویدادهای شناخته شده‌ای است که در نظرگاه یاران پیامبر و فرزندان آنان، هیچ رویدادی به شهرت آن نبوده است و درست به همین دلیل است که در اشعار منظوم و منثور بسیار به آن پرداخته شده است.
در میان وقایع اسلام، تنها واقعه غدیر است که از همان لحظات وقوع قطعه شعری به عنوان سند دایمی ضمیمه آن است.
نسل‌های بعدی که در اثر تبلیغات سوء از معارف خود فاصله گرفته‌اند، از طریق شاعران برجسته‌ای چون شعر "حسان بن ثابت" و امثال او درباره غدیر، آن را باز یافته‌اند.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

محمد محمدیان تبریزى
با اینکه بیشتر مسلمانان صحت‏ حدیث غدیر و اعلام ولایت امیرمؤمنان على - علیه السلام - را پذیرفته ‏اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى ‏دانند، باز گروهى چنین مى ‏پرسند: اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده ‏اند، چرا شخص امیرمؤمنان - علیه السلام - براى اثبات حقانیت ‏خود هرگز از آن بهره نگرفت؟
در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏ دهنده این حقیقت است که یا واقعه ‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت ‏حضرت دلالت نداشته است.
در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم که در میان احادیث پیامبر اکرم(ص) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر این، این ادعا که امیرمؤمنان(ع) براى اثبات حقانیت‏ خود به حدیث غدیر استناد نکرده، خود شاهد بى ‏اطلاعى و نا آگاهى گوینده آن است.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

امامت در لغت به معناى پیشوایى و رهبرى است و هر کسى که متصدى رهبرى گروهى شود ((امام)) نامیده مى شود خواه در راه حق باشد یا در راه باطل. چنانکه در قرآن کریم, واژه ((ائمه الکفر)) درباره سران کفار بکار رفته است, و کسى که نماز گزاران به او اقتدا مى کنند ((امام جماعت)) نامیده مى شود.
اما در اصطلاح علم کلام, امامت عبارت است از: ((ریاست همگانى و فراگیر بر جامعه اسلامى در همه امور دینى و دنیوى)). و ذکر کلمه ((دنیوى)) براى تاکید بر وسعت قلمرو امامت است, و گرنه تدبیر امور دنیوى جامعه اسلامى, جزیى از دین اسلام است .
از دیدگاه شیعه, چنین ریاستى هنگامى مشروع خواهد بود که از طرف خداى متعال باشد, و کسى که اصالهً (و نه به عنوان نیابت) داراى چنین مقامى باشد معصوم از خطا در بیان احکام و معارف اسلامى و یز مصون از گناهان خواهد بود. و در واقع, امام معصوم همه منصب هاى پیامبر اکرم (ص) بجز نبوت و رسالت را دارد و هم سخنان او در تبیین
حقایق و قوانین و معارف اسلام, حجت است و هم فرمانهاى وى در امور مختلف حکومتى, واجب الاطاعه مى باشد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

در غدیر حدود صدهزار تن از مسلمانان حضورداشتند و مشاهده‏کردند که پیامبر با جملاتى رسا و بدون کمترین ابهام على(ع) راهدایتگر امت، سرپرست و زمامدار مسلمانان و جانشین خود معرفى‏فرمود. نخستین تبریک گویان به على(ع) عمربن خطاب و ابوبکربودند (۱) . پس از رحلت پیامبر(ص) در حالى که هنوز پیکر مقدس‏رسول خدا(ص) دفن نشده بود مردم در پایمال کردن حق على(ع) پیش‏تاختند که گویا پیرامون منزلت على(ع) کمترین سخنى از هیچ کس‏نشنیده‏اند و پیامبر آن سخنان را در تاکید بر جایگاه‏على(ع)بیان نکرده است. امروز نیز این کج روى براى بسیارى باقى است.اما آیا مى‏توان در کوشش پیامبر براى معرفى جایگاه على(ع)تردید کرد؟ آیا رسول خد(ص) از بیراهه روى مردم پس از خود باخبر نبود؟ در صورت اطلاع، چه تدابیرى اندیشید تا رویدادهایى که‏مى‏دانیم پیش نیاید؟این وقایع به چه سبب تحقق یافت؟
شک نیست که رسول خدا(ص) از همه آن مسایل با خبر بود. او حتى‏در روزهاى پیش از رحلت، فرمود: بزودى فتنه‏ها همچون امواج‏تاریک شب (به سوى امت من) روى مى‏آورد. آن حضرت پیش بینى‏هاى‏فراوان دیگرى نیز کرده که منافقان بیشتر آن را خنثى ساختند.چه بسا به سبب همان تاکیدها و پیش بینى‏ها بود که منافقان‏ورزیده (۲) مدینه بیشتر از قبل مانع اجراى فرمانهاى حضرت شدند. بدین ترتیب، باید به فراموشى سپردن غدیر را به عواملى دیگرمربوط دانست که این گفتار بدان مى‏پردازد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

اکبراسد علیزاده
پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در طول دوران رسالت، پیوسته به موضوع جانشینى بعد از خود اشاره کرده و به صورت مکرر آن را امرى مربوط به خدا دانسته است.
صرف نظر از کتب تفسیر و تاریخ و حدیث‏شیعه که بر انتصابى بودن امام از سوى خداوند تصریح و تاکید دارند، این مطلب را مى‏توان به روشنى از کتب اهل سنت نیز اثبات نمود.
طبرى مى‏نویسد: پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله پس از گذشت ۳ سال از آغاز بعثت، از سوى خداوند مامور شد که دعوت خویش را آشکار سازد، و آیه «و انذر عشیرتک الاقربین‏» (۱) در این مورد نازل شد. پیامبر، سران بنى هاشم را جمع کرد و فرمود: «من خیر دنیا و آخرت را براى شما آورده‏ام. خداوند به من امر کرده است که شما را به آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در نشر این آیین یارى مى‏کند تا برادر و وصى و جانشین من در میان شما باشد؟» حضرت سه مرتبه این سخن را تکرار نمود و در هر بار تنها على‏علیه السلام آمادگى خود را اعلان کرد. در این موقع پیامبرصلى الله علیه وآله فرمود: «ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم; (۲) او برادر و وصى و جانشین من در میان شماست.»





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

رسول خدا(ص) در مدینه اعلام کرد که در مراسم حج شرکت خواهد نمود و مسلمانانى که معذور نیستند, در این مراسم شرکت کنند.
پیامبر اسلام(ص) ۵ روز مانده به آخر ذى القعده, همراه جمعیتى انبوه از مسلمانان مدینه و تازه مسلمانان اطراف مدینه, از مدینه به سوى مکه حرکت کرد. بیش از صد هزار نفر از مدینه عازم مکه شدند. خانواده پیامبر(ص) نیز همراه آن حضرت بود. رسول خدا(ص) دستور داد کاروان کم تر در منازل بین راه توقف کند و به علت گرما, شب ها به راه خود ادامه دهد و در روزها به استراحت بپردازد.
مسیر سفر حجه الوداع از مدینه به مکه
با توجه به این که پیمودن راه مکه ـ مدینه ۱۱۷ ساعت طول مى کشد و در هر ساعت مسافتى حدود ۴ کیلومتر را مى توان با شتر پیمود, و از مدینه تا ((رابغ)) ۶۶ ساعت راه و از رابغ تا مکه ۵۱ ساعت راه است و بین جحفه تا مکه تقریبا ۴۰ مرحله است(۱); رسول خدا(ص) روز یکشنبه در ((یلملم)) و شب در ((شرف السیاله))(سیاله) بود و نماز مغرب و عشا را همان جا خواند. پیامبر(ص) در روز دو شنبه, نماز صبح را در ((عرق الظبیه)) خواند و روز را در ((روحا)) منزل گزید و از آن جا, به ((منصرف)) رفت و نماز عصر را آن جا خواند. پیامبر(ص) شب در متعشى بود و نماز صبح روز بعد را در ((اثابه)) خواند و روز سه شنبه را در ((عرج)) بود.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

کمال السیّد
ترجمه: جواد محدّثى
نوشته حاضر، ترجمه اثرى ادبى و تاریخى از نویسنده معاصر، آقاى «کمال السیّد» است، که با نام «الطریق الى غدیر خم» منتشر شده است.
هم ترسیمى است از موقعیت جغرافیایى منطقه غدیر خم، هم ترسیم صحنه‏هایى از تاریخ اسلام که حضرت محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله چه در هنگام هجرت به مدینه و چه در سال حجّه‏الوداع، از این منطقه گذشته و آن‏جا درنگ کرده و سخن گفته‏است، بویژه تعیین جانشین خودکه در غدیر خم انجام گرفته‏است.
در میانه راه بین مکّه و مدینه، نزدیکى هاى «جحفه» منطقه «غدیر خم» قرار دارد. غدیر خم سر راه کاروان ها بود. رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نیز هنگام هجرت تاریخى خود به مدینه در ماه ربیع‏الاوّل از آن گذر کرد. در بازگشت از حجّه‏الوداع در روز هیجدهم ذى‏حجّه سال دهم هجرى نیز در آن‏جا توقّف کرد و از همان‏جا، این سرزمین جغرافیایى، وارد تاریخ شکوهمند اسلام شد.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0

جواد محدثى
على(ع) پس از به خلافت رسیدن، شاهد عدم پذیرش از سوى برخى و حرف و حدیثهایى از سوى دیگر بود.
براى اثبات مشروعیت ولایتش مجبور شد طى مراسمى به «حدیث غدیر»، استشهاد و احتجاج کند. متنى که مى‏خوانید، صورت یکى از نقلهاى متعددى از این احتجاج است که در میدانگاه کوفه در سال ۳۵ هجرى انجام گرفته است. (۱)
على(ع) آن روز در رحبه (میدانگاه کوفه) به پاخاست و پس از ثنا و ستایش خداوند، فرمود:
شما را به خداوند سوگند مى‏دهم، هر کس که در روز غدیر خم حاضر بود، برخیزد. تنها آنان که خودشان حاضر و ناضر بودند برخیزند، نه آنانکه مى‏گویند: چنین شنیدم، یا به ما چنین خبر رسید که...».
هفده نفر برخاستند، از جمله: ابو ایوب انصارى، خزیمه بن‏ثابت، ابوسعید خدرى، ابوقدامه انصارى، ابوهیثم بن‏تیهان و ... مردانى از قریش.
على(ع) فرمود: آنچه را شنیدید، باز گویید.





لينک مطلب
 توسط حمیدرضا نوری در چهارشنبه 25 آبان 1390    نظرات 0


  • تعداد صفحات :14
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET