غنى شدن ابوهاشم به وسیلۀ کرامت امام على النقى (ع)
يحيى بن زكريّاى خزاعى از ابو هاشم نقل می كند كه با امام هادى (عليه السّلام) به پشت سامرّا رفتيم تا كسانى را كه می آيند، ببينيم. ولى آنان دير آمدند، پارچه زير زين را براى امام پهن كردند تا روى آن نشست. من هم از چهار پايم پياده شدم و او با من سخن می گفت و من از تنگ دستى و فقرم ناليدم.
پس حضرت دستش را دراز كرد و مشتی شن برداشت و فرمود: اى ابو هاشم! با اين به زندگى خودت وسعت بده و آنچه ديدى پوشيده دار.
پس آنها را گرفتم و پوشاندم تا اينكه برگشتيم و نگاه كردم و ديدم مانند طلاى قرمز، می درخشد آنگاه زرگرى را به خانه خويش دعوت كردم تا عيار آنها را تعيين كند.
او گفت: طلايى به خوبى آن نديده ام در حالى كه مانند سنگريزه است، اينها را از كجا آورده اى؟
گفتم: از قديم در خانه ما بوده است.
منبع
جلوه هاى اعجاز معصومين عليهم السلام، قطب راوندى، مترجم غلام حسن محرم، جامعه مدرسين،1378
تنظیم: منیره ملکوتی خواه
مکالمه امام به زبانهای مختلف
,علم امام
,کرامت امام
,زبان هندی
,ثروتمند شدن
,فقر
,سامرا
,متوکل عباسی
,پشت پازدن به دنیا
,امام هادی علیه السلام
::
» کل نظرات : 0
» بازديد کل : 26785
» تاریخ ایجاد وبلاگ :
شنبه 5 فروردین 1396
» آخرين بروز رساني :
چهارشنبه 23 فروردین 1396



