ناميده شدن امسال به سال
اصلاح الگوي مصرف همگان را بر آن مي دارد که به سبک ها و رويه هاي مصرفي خود تجديد
نظري داشته باشيم. يکي از راهنماهاي مهم در اين امر برچسب هاي انرژي بر روي کالا مي
باشد. تصميم به خريد يك وسيله خانگي مي گيريد. وارد مركز خريد مي شويد و اولين
گزينه اي كه به ذهنتان مي رسد، خريد كم هزينه ترين آيتمي است كه پيدا مي كنيد. اما
آيا لزوماً اين كار رست است؟ خير. چرا؟ هزينه هر وسيله كه شما خريداري مي كنيد
وابسته به سه مولفه متفاوت است: قيمت خريد، هزينه هاي تعميرات و نگهداري، هزينه هاي
كاركرد.
به عنوان مثال اگر قصد خريد
يك يخچال فريزر جديد را داشته باشيد، وقتي وارد بازار مي شويد با نمونه هاي بيشماري
مواجه مي شويد با اينكه در ظاهر و كاربرد تفاوت چنداني با يكديگر ندارند اما داراي
تفاوت هاي قيمتي زيادي هستند. اگر كمي دقيقتر نگاه كنيد متوجه اين تفاوت قيمت مي
شويد. بله يكي از آنها دارا ي مصرف برق 600 كيلو وات در ساعت است و ديگري 800 كيلو
وات برق مصرف مي كند. در حقيقت شما با خريد نمونه ي گرانتر، در دراز مدت پول خود را
جمع كرده ايد و در هزينه ها صرفه جويي بعمل آورده ايد. به اين منظور محصولات برقي
داراي برچسب هاي انرژي هستند كه با توجه به آن مي توانيد ميزان بهينه بودن مصرف
آنها را تخمين بزنيد. در عين حال برخي از محصولات ديگر نيز هستند كه داراي برچسب
ستاره انرژي مي باشند. به اين معنا كه اين وسايل نسبت به مدل هاي مشابه برق كمتري
مصرف مي كنند.
اين
برچسب به شما مي گويد كه ميزان كارآمدي يا مصرف سالانه انرژي مدلي كه مشاهده مي
كنيد نسبت به انواع مشابه خود در كدام رده قرار دارد.
چرا
بايد به ميزان مصرف انرژي اهميت بدهيم؟
هر چقدر وسيله اي كه استفاده
مي كنيد انرژي كمتري مصرف كند، هزينه هاي مصرفي برق شما كمتر مي شود. از اين گذشته
مصرف كمتر انرژي براي حفظ و نگهداري محيط زيست ضروري است، از آلودگي هوا مي كاهد و
به حفظ منابع طبيعي كمك مي كند و بستر سالم تري براي زندگي نسل هاي بعدي بشر بوجود
مي آورد.
چه چيز وسايل برقي را مقرون
به صرفه تر مي كند؟
بيشتر تفاوت ها به اجزاي
داخلي موتورها بستگي دارد كه در اين ميان مي توان به كيفيت كمپرسور، پمپ، سوپاپ،
واشر، و سنسورهاي الكترونيكي اشاره كرد. حتي اگر دو وسيله از نظر ظاهر و عملكرد
مشابه باشند، يك تغيير كوچك در موتور كافي است كه هزينه هاي ماهانه شما تا ميزان
بسيار زيادي كاهش پيدا كند.
برچسب
انرژي چه اطلاعاتي را در اختيار من قرار مي
دهد؟
اين برچسب به شما مي گويد كه
ميزان كارآمدي يا مصرف سالانه انرژي مدلي كه مشاهده مي كنيد نسبت به انواع مشابه
خود در كدام رده قرار دارد. به اين برچسب به ويژه بر روي وسايل پر مصرف خانگي نظير:
ماشين لباسشويي، يخچال فريزر، و دستگاههاي گرم كننده و خنك كننده مركزي ساختمان دقت
كنيد. اگر كالاي مورد نظر شما فاقد چنين برچسبي بود، مي توانيد از فروشنده در مورد
آن سوال كنيد.
استراتژي هاي
خريد
1- سايز و مدل مورد نظر خود
را انتخاب كنيد. مقياس فضايي كه قصد داريد وسيله را در آن بگذاريد اندازه گرفته و
مطمئن شويد كه به راحتي مي توانيد درب وسيله را باز و بسته نماييد.
2- محل دقيق خريد خود را مشخص
كنيد. حتي الامكان سعي كنيد از مراكز خريد معتبر خريد كنيد.
3- بازده مدل ها و مارك هاي
مختلف را با هم مقايسه كنيد. ببينيد كداميك از ويژگي هاي دستگاه برايتان مهمتر است.
عملكرد مدل هاي مختلف را نيز مقايسه كنيد: آيا دستگاه پر سر و صداست؟ مشخصه هاي
ايمني دستگاه چيست؟ تعميرات و خدمات پس از فروش آن چگونه است؟ اگر دستگاه نيازمند
آب است مصرف آن چقدر است؟ مصرف برق چطور؟
حتي
اگر دو وسيله از نظر ظاهر و عملكرد مشابه باشند، يك تغيير كوچك در موتور كافي است
كه هزينه هاي ماهانه شما تا ميزان بسيار زيادي كاهش پيدا كند.
نكاتي
پيرامون كاهش مصرف ماهانه
يك مصرف كننده هوشمند انرژي
بيشترين كارآيي را از ميزان انرژي كه مصرف مي كند دريافت مي كند. در اين قسمت
راهكارهايي را به شما آموزش مي دهيم كه به واسطه آن بدون از بين رفتن رفاه فردي مي
توانيد مصرف انرژي را كاهش دهيد.
صرفه جويي در
مصرف برق : اگر يخچال نزديك گاز، دريچه خروجي هواكش و يا ساير وسايل گرم
كننده است، جاي آن را عوض كنيد.
سيم هاي برق را هر 3 ماه
يكبار تميز كنيد تا گرد و غبار موجود بر روي آنها پاك شود.
صرفه جويي در
مصرف گاز: قابلمه ها را به اندازه شعله گاز انتخاب كنيد. هيچ گاه يك قابلمه
و يا ماهيتابه كوچك را روي شعله بزرگ قرار ندهيد. هنگام طبخ درب قابلمه را روي آن
گذاشته و با شعله كم غذاها را آماده كنيد.
صرفه جويي در
مصرف آب: ميزان آب مصرفي و درجه حرارت آب را در ماشين لباسشويي نسبت به
لباس هايي كه مي شوييد تعيين كنيد. به خاطر 2 تكه لباس، ماشين لباسشويي را روشن
نكنيد و اجازه دهيد ميزان رخت و لباس ها به اندازه كافي برسد.
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، شبکه تلويزيوني فرانس بيست و چهار،
مردم انگليس با توليد بيش از بيست ميليون تن زباله در سال، عنوان اسراف کننده ترين
مردم را در ميان ساکنان کشورهاي اروپايي به خود اختصاص داده اند.
از آنجايي که بيشتر اين زباله ها را مواد غذايي تشکيل مي دهند، سطل هاي
زباله انگليس در اين کشور به فروشگاه هاي مواد غذايي تبديل شده اند.
بر اساس يک آمار باور نکردني هر خانم خانه دار انگليسي به طور متوسط يک سوم
مواد غذايي خريداري شده را به سطل زباله مي
ريزد.
واقعيت تلخ جامعه امروز ما،اسراف و خروج از حد اعتدال در مصارف مادي و حتي گاه
در سرمايه هاي معنوي است.
واژه "اسراف" با کلمه "اتراف" قرابت و همبستگي دارد.
در اين نوشتار مي کوشيم تا ضمن معناشناسي اين دو واژه ، به اختصار سرنوشت مسرفان
و مترفان را از منظر قرآن و نهج البلاغه پي جوييم.
لغت اسراف و اتراف
در مورد لغت اسراف و اتراف لغت شناسان عرب چنين مي گويند :
الف – راغب اصفهاني : ترف که از ماده اتراف است به معني توسعه و گسترش و گسترش
در نعمت .
ب – صاحب مجمع البحرين مي گويد : مترف به کسي گفته مي شود که در استفاده از
لذائذ و خوشي ها زياده روي کند و وقتي مي گويند فلاني را نعمت مترف کرده يعني : او
را بطغيان و عياشي واداشت .
بنابر اين اتراف يعني طغيان در سوء استفاده از نعمت و مي توان گفت مترف جنبه
منفي و طاغوتي دارد .
اما درباره لغت اسراف راغب اصفهاني گويد : گرچه اسراف درانفاق مشهور است چنانکه خداوند
مي فرمايد : « والَّذينَ اِذا اَنْفَقُوا لَم يُسرِفُوا » « سوره فرقان 68 »
هنگاميکه انفاق مي نمايند اسراف نمي کنند . ولي در هر کاري که انسان زياده روي کند
آن را اسراف مي گويند .
نحوه استعمال اسراف گاهي در کميت و اندازه است چنانکهانسان در جايي که معمول است
يک تومان خرج کند 10 تومان خرج نمايد ، و گاهي در کيفيت استعمال است چنانکه انسان
همان اندازه معمول را در خلافت مصلحت خرج کند .
کارشکني مترفين در برابر پيامبران
ضمن مطالعه سرگذشت پيامبران در قرآن مجيد متوجه مي شويم که گروه مترفين ( عياشان
طغيانگر ) همواره در برابر پيامبران نقش خصمانه اي داشته اند خمصانهاي داشته اند
چنانکه در قرآن کريم مي خوانيم : و ما اَرسَلنا في قَرْيَهٍ مٍنْ نَذيرٍ اِلاّ قالَ
مُترَفوُها إنَّا بِما اَرسِلتُم بِهِ کافِرُونَ : « ما هر گاه بيم دهنده اي را (
پيامبران ) براي آگاهي اهل قريه اي فرستاديم مترفين قريه گفتند ما به آنچه که شما
به آن مأموريت يافته ايد کفر مي ورزيم » .
در اين آيه مخالفت رسمي مترفين با حضرت نوح بيان شده است . نوح پيغمبر بزرگوار
براي هدايت يک اجتماع بزرگ برگزيده شد و شب و روز آن مردم را بسوي حق دعوت مي کرد و
آنها را از بت پرستي و کارهاي ناپسند نهي مي فرمود . اما هرچه نوح بيشتر اصرار و
الحاح مي کرد کمتر در آن مردم اثر مي نمود . مهمترين گروه مخافت نوح که سد بزرگي
براي ارشاد جامعه بودند ملأ و بزرگان و اشراف خوش گذران بودند که هدف نوح را مخالفت
لجام گسيختگي خود مي دانستند .
در سوره مومنون يادآوري شده که گروه مترفين در برابر نهضت هود پيغمبر سر سختانه
مخالفت مي کرده اند : هود ، پيامبر بزرگوار براي ارشاد جامعه عاد برگزيده شد آن
مردم داراي نعمت ها و ثروت هاي فراوان بودند که بيشتر موجب طغيان و سرکشي آنها مي
گشت ، هود دائماً به آنها هشدار مي داد و آنها را به سوي عباد خدا و اطاعت فرامين
او دعوت مي کرد ولي بزرگان و ثروتمندان شان با کارشکني هاي خود زحمات هود را خنثي
مي کردند .
نهج البلاغه و مترفين
علي عليه السلام در چندمورد نهج البلاغه خطر مسرفين و مترفين را يادآور شده و
درباره فسادي که از سوي آنان اجتماع اسلامي را تهديد مي کند به مردم هشدار داده است
. يک قسمت عبادتي بود که از نامه 62 در صفحات قبل بيان شد . و در خطبه شقشقيه سخت
از اسراف و اتراف خليفه و پيروانش انتقاد مي کند … الي أن قامِ ثالِثُ القُوم … »
.
« تا آنکه سومين نفر آنان ( خلفا ) روي کار آمد در حالي که پهلوهايش از پرخوري
باد کرده و تنها کارش پرکردن و خالي کردن شکم بود فرزندان پدرش با او بپاخاستند و
مال خدا ( بيت المال) را همانند شتري که با ولع ، علف هاي بهاري را مي چرد ، چريدند
تا آنکه آنچه تابيدهبود باز شد کردارش بر او پيشي گرفت و شکم پرستي او آشکار گشت »
.
مسرفين از نظر پيامبر اسلام
پيامبر عاليقدر اسلام امت را از خطر مسرفين و مترفين بر حذر داشت خصوصاً طغيان
زيانبار بني اميه را در ضمن حديثي يادآور شدند که : اذا بلغ بَنُو العاصِ ثَلاثينَ
رَجُلاً اتّخَذوا مالَ اللهِ دُوَلاً وَ عبادَ اللهِ خَولاً : هنگامي که فرزندان
عاص به سي نفر برسند . مال خدا (بيت المال) را در دست خود بگردانند و بندگان خدا را
برده و بنده خود سازند .
بنابراين پيشوايان اسلام زيانهاي فلاکت بار ناشي از اين دو دسته خطرناک را به
مسلمانان گوشزد کردند ولي متأسفانه اکثريت ملت اسلام توجهي به اين گونه هشدارها
نکرده و با خمودي و غفلت خود ، زمينه را براي خودسري و عياشي اين گروه فراهم ساخته
و عملاً مسلمانان را به سقوط و نيستي نزديک ساختند .
منبع: بيت المال از ديدگاه نهج البلاغه، تاليف آيت الله العظمي نوري همداني
بسم الله الرحمن
الرحيم
الهي
انطقني بالهدي و الهمني التقوي
در اين جلسه يك بحثي راجع به ولخرجي داريم.
مصرف بيجا، اسراف، بريز و بپاش و خطرات آن. اين بحث شايد بحثهاي زيادي هم دنبال
داشته باشد، چون من يك يادداشتها و مطالعاتي داشتم اينها را جمع كردم، نميدانم
حالا چند بحث خواهد شد. فعلاً بحث اوّل ما اين تا ببينيم خدا چه ميخواهد و صلاح چه
باشد. موضوع: خطرات ولخرجي. اسراف، خطرات اجتماعي، خطرات اعتقادي، خطرات
اقتصادي، خطرات شخصي و رواني، خطرات سياسي، اما خطرات اجتماعي. در خطرات اجتماعي
يك فاصلهي طبقاتي زياد در جامعه ايجاد ميشود، علاقهها به كينه تبديل ميشود.
ولخرجها هم دور او جمع ميشوند. حديث داريم وقتي ميخواهيد به مسافرت برويد، با يك
گروهي برويد كه همخرج باشيد. اگر شما ميخواهيد سيبزميني بخوريد، او كباب ميخورد
با او سفر نرو. چون يا بايد مرتّب دود كباب او را بخوري، يا بايد او خرج تو را بدهد
كه وقتي خرج تو را داد، بله قربانگوي او شوي. بالاخره وقتي او خرج تو را داد، بايد
در تاكسي را براي او باز كني. زير پايش را جارو كني. تا يك چيزي ميخواهد، بلند شوي
مثل نوكر به او بله قربان بگويي. اگر خرجي تو را بدهد، كه بله قربانگو ميشوي. اگر
خرجي تو را ندهد، تو دائم بايد آه بكشي كه او چه ميخورد و ما چه ميخوريم؟ او چه
فرشي، ما چه فرشي؟ او چه ماشيني و ما چه ماشيني؟
1- ايجاد
فاصلهي طبقاتي ميان آحاد جامعه
علاوه بر اينكه در جامعه افرادي كه ولخرج
هستند، خودشان همديگر را پيدا ميكنند، ولخرجها دور هم جمع ميشوند. يك طبقه فقير
ميشود، يك طبقه... ولذا اين فاصلههاي طبقاتي را بايد كم كنيد. اجازه بدهيد من يك
چيزي بگويم. اين چيزي كه گفتم از خودم نيست. هفت تا حديث در وسايل الشيعه ديدم، كه
امام فرمود: مسافرت ميرويد با كسي نرويد كه طبقات زندگيتان با هم فرق كند. يك
خاطره هم از امام بگويم. امام در جوانيهايش مكّه رفتند. بنيانگذار جمهوري اسلامي!
به يكي از علمايي كه استاد ما بود، گفته بود ما در كاروانمان آن زمان مثل حالا
نبود. چند تا مثلاً ده تا بيست تا ميشدند، كاروانهاي ده، بيست نفره ميرفتند.
ميگفت: همه اشراف بودند و ما هم به دردسر ميافتاديم.ميخواستيم خطمان را جدا
كنيم، بيرفاقتي در سفر بود. ميخواستيم مثل آنها خرج كنيم بايد زيادي خرج كنيم.
گفت: به درد سر افتاديم. هفت تا حديث داريم با كسي مسافرت نكن كه فاصلهي طبقاتي
شما زياد باشد. يك حديث ديگر، حديث داريم رفيق هايت را همه قرار بده. با اشراف رفيق
نشو. چون وقتي با اشراف رفيق شدي، خانه و زندگياش را ميبيني آه ميكشي، ميگويي:
آه! اي خداي خوشگلها! اي خداي پولدارها! يعني وقتي با پولدارها نشستي، نعمتهاي
خدا را نسبت به خودت فراموش ميكني. اين فاصله، از مفاسد اجتماعي اسراف است.
كسي ميخواست مهماني كند، فقرا را دعوت كرد. امام او را دعوا كرد. فرمود: چرا
فقرا؟ گفت: آخر شما گفتي: با اغنيا ننشين. گفتم: با اغنيا ننشين، معنايش اين نيست
كه با فقرا بنشين. فقير و غني با هم بنشينند. فاصلهي طبقاتي كم شود. اگر با اشراف
بنشيني، خوب نيست. اگر همهي دوستانت هم فقير باشند آن هم يك گير ديگر دارد. يعني
وقتي من افطاري ميدهم دور تا دور اتاق همه فقيرها هستند، اين نگاه ميكند ميبيند
اوه! ميگويد: نكند آقاي قرائتي يك روزهاي خورده كفاّره است. گفتند: به شصت تا
فقير غذا بده. به نظرم اين كفّاره است. چون از دم همه... از دم همه فقير هستند.
نكند حاج آقا يك روزهاي خورده به او گفتند: حالا كه روزهات را خوردي به شصت مسكين
طعام بده و ما همه مساكين هستيم. آن هم احساس... اين يك مورد. مسألهي دوم
خطرات اعتقادي؛ خطرات اعتقادي اين است كه از خدا راضي نيست. نارضايتي از خدا. اين
بدترين حالت است. نارضايتي از خداوند. قرآن تعريف افراد را كه ميكند، ميگويد:
«رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه» هم خدا از اينها راضي است. هم اينها از
خدا راضي هستند. آدمي كه ولخرجي ميكند از خدا راضي نيست. چون دائم نگاهش به
بالاترها است. در كمالات نگاهت را به بالاتر كن. در زندگي نگاهت را به پايينترها
كن. آدمي كه ولخرج است، از خدا راضي نيست. چون دائم ميخواهد ولخرجي كند، ولخرجي هم
كه بيخ ندارد، ولخرجي بيخ ندارد. كه مثلاً بگوييم: تا اين مبلغ ميايستد. هرچه جلو
برود، جلوترش هم هست. نارضايتي از خداوند. هم خودش ناراضي است، هم باعث ميشود مردم
زندگي اين را ببينند، مردم هم از خدا ناراضي ميشوند. يعني چون خودش بيخ ندارد،
ميخواهد بيشتر ولخرجي كند، مردم هم زندگي او را ميبينند، ميگويند: خدايا چرا به
او دادي؟ دل و زبان به اعتراض.. . 2- فقر و ناداري، سرانجام
اسراف و ولخرجي
خطرات اقتصادي؛ حديث داريم آيندهي ولخرجي فقر است.
«ُإِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ» (بحار الانوار/ج63/ص347) حديث است. كسي كه
ولخرجي ميكند، در آينده فقير ميشود. چون خدا انتقام ميكشد. يكي از اسمهاي خدا
اين است. «ذوانتقام» يعني انتقام ميكشد. او كه امروز اين رقم است، فردا نيازش به
همين ميشود.در تاريخ آمده كه يكوقتي گندم و نان به قدري زياد بود كه مثلاً
دستهايشان را هم با نان پاك ميكردند. مثل ما كه مثلاً با دستمال كاغذي، مثلاً
ميديد دستش چرب است نان برميداشت و به دستش ميماليد و دور ميانداخت. آلودگيهاي
خودشان را هم با نان پاك ميكردند و اين نانها يك جايي انبار ميشد، قحطي بر اينها
حاكم شد. همان نانهاي آلوده را شستند و خوردند. «ُإِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ
الْفَقْرَ» از همه گذشته آدمي كه ميخواهد ولخرج شود خرجش سنگين است. چون خرجش
سنگين است، از حلال هم كه در نميآيد دست به حرام ميزند. آدم ولخرج، خرجش سنگين
است. خرجش كه سنگين است از درآمد حلال هم نميشود اينقدر پول درآورد. بسياري از
ولخرجها مجبور ميشوند كه دست به حلال و حرام بزنند. يعني مثل آدمي كه ماشين بزرگ
ميخرد، مجبور ميشود همهي كوچهها را هم زخمي كند. چون ماشينش بزرگ است.
خطرات شخصي؛ آدمي كه ولخرج است يك مرتبه خودش را ميبازد. يعني شكمو است براي
يك سيخ كباب ميگويد: تو راست ميگويي. اين را امضا كن، ميبيند پول خوبي است
مينشيند و امضا ميكند. اين نامه را اينطور بنويس، كمك تو ميكنم. ميگويد: نه، من
اينطور نمينويسم. به تملّق وادار ميشود. آقا واقعاً خبر فوت مادربزرگ شما را
شنيدم، به شدّت متأثّر شدم. راستش را بگو، تو به شدّت متأثّر شدي؟ تو مادر خودت هم
بميرد، به شدّت... مادربزرگ فلاني مرده به شدّت متأثّر شدي؟ آدمهاي ولخرج متملّق
هستند. چون ميخواهند از هركسي يك چيزي كش بروند. از هر كسي يك چيزي بگيرند. دست به
هر كاري ميزنند براي اينكه پول سنگيني گير بياورند چون خرجشان سنگين است.
3- انواع بيماريهاي جسمي در اثر زيادهروي در
مصرف
باز آفات شخصي، آدم ولخرج مريض ميشود. بسياري از مرضها به خاطر
پرخوري است. بسياري از مرضها به خاطر پرخوري است. افراد چاق هم كه ميخواهند وزن
كم كنند، نميگويند: نخوريم تا سبك شويم. ميگويند: چه چيزي بخوريم كه سبك شويم.
باز هم ميخواهد بخورد. آدمهاي پرخور امراض زيادي دارند. خوب، هم پرخوري، هم تنوّع
خوري، هم بدخوري، اينها مرضهاي شخصي است. آفات شخصي است. هركدام هم يك كدي دارد.
آدمهاي ولخرج نوكر هستند. «الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ وَ الْعَبْدُ حُرٌّ
إِذَا قَنِعَ» (مستدرك/ج12/ص70) يعني وقتي آدم خرجش سنگين است، دائم متمّلق ميشود.
بله قربان گو ميشود. مثل لُنگ، لُنگ هر ساعتي دور پاي كسي است. اين آقا امروز پول
دارد. آقا مخلصم! جيرجيركتم، قربانت بروم. والله... فردا اين بيپول ميشود، يكي
ديگر... يعني آدمهاي ولخرج متملّق و لنگي هستند. خوب، خدا دوستشان ندارد.
«إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ» (اعراف/31) خدا آدم اسرافكار را دوست ندارد.
«يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتاب» (غافر/34) خدا افسار آدم ولخرج را
روي خودش مياندازد. «اَهْلَكْنَا الْمُسْرِفين» (انبيا/9) قرآن گفته: ما آدمهاي
ولخرج را نابود ميكنيم. هلاك ميكنيم. 4- مبارزه منفي با
استعمارگران و مستكبران
خطرات سياسي؛ آدم ولخرج كيسهي دشمن را پر
ميكند. آدمهاي ولخرج كيسهي دشمن را پر ميكنند. خدا ميداند اگر يك روز امّت
اسلامي تصميم بگيرند جنسهاي اروپا را نخرند. جنسهاي آمريكا را نخرند، كمر اروپا و
آمريكا ميشكند. كمرشان ميشكند. گاندي همين كار را كرد. گاندي رهبر هندوستان گفت:
تصميم بگيريد، جنس غير هندي مصرف نكنيد. خودش هم يك پارچهي هندي بست و گفت: وطني،
داخلي! خيلي ما امكانات داريم. امام كمر شاه را شكست به خاطر دو تا جمله: 1-
فرمود: از امّت ايران تقاضا ميكنم شير نفت را ببنديد. بسم الله! 2- از سربازان
عزيز ميخواهم از پادگانها فرار كنند. سربازها فرار كردند، پادگانها خلوت شد، شير
نفت هم بسته شد. كمر شاه شكسته شد. ما خيلي وسيله داريم كه از آن استفاده نكرديم.
يكبار امام در زمان شاه فرمود: نيمهي شعبان چراغاني نكنيد. آخر نيمهي شعبان!
گفت: نه امسال چراغاني نكنيد. با اين شاهي كه داريم ما ديگر جشن نداريم. اينقدر
دولت آن زمان اصرار ميكرد، چراغاني كنيد، مردم هم گفتند: نه! آقا گفته امسال
چراغاني نكنيد. يعني با اين فتواها داغان ميكرد. با اين فتواها داغان ميكرد.
مديريت امام خميني يك مديريت بحران بود. يعني همه را يك طوري وگرنه مگر شاه را...
شما مستأجر خانهات را نميتواني از خانه بلند كني. امام خميني شاه را از خانه
بيرون كرد. اين به خاطر مديريت بحران بود. يعني برنامهريزي ميكرد. يكبار فرمود:
نماز جماعت تعطيل. نماز جماعت مستحب است. امام فرمود: نماز جماعت هم نه، در
خانهتان نماز بخوانيد. يك روز شاه ميخواست به قم بيايد، امام فرمود: هيچكس از
خانهاش بيرون نيايد. گفتند: اِ شاه آمده همهي خيابانها خلوت است. هيچ كس نيست.
داغون ميكرد. اين ولايت فقيه اين است. مرجع تقليد به تنهايي نميتواند جلوي
قدرتها بايستد. مرجع تقليد به علاوهي ولايت فقيه. ما قبل از امام خميني هم مرجع
تقليد داشتيم. شاه حكومت ميكرد. از وقتي مرجعيت با ولايت به هم چفت شد، اين زور
پيدا كرد. سوزن و نخ وقتي با هم شد ميدوزد. ولي با نخ خالي و سوزن خالي لباس هم
پاره است. مشكلي حل نميشود. آدم ولخرج جيب دشمن را پر ميكند. خوب، از نظر
سياسي؛ گفتند: اگر كسي ولخرج است به او رأي ندهيد. رييس جمهور نبايد باشد. رهبر
نبايد باشد. وكيل و وزير هم نبايد باشد. چون قرآن ميگويد: «وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ
الْمُسْرِفينَ» (شعرا/151) «لا تُطيعُوا» يعني از فرمان اسراف كاران اطاعت
نكنيد. يعني كسي كه ولخرجي ميكند، هرچه هم دستور داد، به حرف او گوش نكنيد. يعني
اگر همهي مردم دنيا به اين آيه عمل كنند، تمام رهبران كشورهاي اسلامي سرنگون
ميشوند. چون همهي آنها اهل كاخ و عيّاشي و بريز و بپاش هستند، مردم امّت اسلامي
به اين آيه عمل كنند. «لا تُطيعُوا» اطاعت نكنيد «أَمْرَ الْمُسْرِفينَ» فرمان
سراني كه ولخرج هستند، فرمان اينها را اطاعت نكنيد. همين آيه عمل شود خيلي... اصلاً
قرآن هر كلمهاش انرژي هستهاي است. يعني به هر گوشهاي از قرآن عمل شود، يك انفجار
است. يك كلمه قرآن گفته است، يك كلمه «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْت»
(آل عمران/97) آدمهايي كه توان مالي دارند، واجب است مكّه بروند. تمام شد و رفت.
«وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْت» يعني بر خداست كه افراد مستطيع مكّه
بروند. الآن هزار و چهارصد سال است سالي يك ميتينگ چند ميليوني راه ميافتد كه اگر
همهي رييس جمهورهاي دنيا، خوب گوش بدهيد عبارتهايي كه ميگويم ببينيد چه ميگويم.
تمام رييس جمهورهاي كشورها جمع شوند يك ميتينگ دو ميليوني خواسته باشند در يك
بيابان عرفات، بيابان داغ مكّه راه بياندازند، همهي رييس جمهورها خواسته باشند،
نميتوانند. الآن هزار و چهارصد سال است پيغمبر هر سال ميتينگ ميليوني راه
مياندازد، با يك جمله. انرژي هستهاي اين است. شما يك عاشورا داريد، ميگوييد: يا
حسين! هفتاد ميليون سياه پوش بيرون ميريزند. بدون اضافهكار، مرخصّي،پول، عاشورا
يك انرژي هستهاي است. ما خيلي زور داريم. ما هنوز از يك هزارم زورمان استفاده
نكرديم. يك كسي به يك صاحبخانهاي زور ميگفت. حالا مستأجر بود، مالك بود.
امام فرمود: اثاثيهات را در كوچه بگذار. روز جمعه جلوي راه بنشين. مردم كه نماز
جمعه ميروند، ميگويند: چرا بيرون نشستي؟ بگو: والله اين صاحبخانه مرا اذيّت كرد.
همهي مردم را عليه صاحبخانه ميشوريم بدون چاقوكشي. مجبور شد بگويد: آقا بيا داخل
هيچ چيز نگو. بيا داخل. ما خيلي زور داريم. اگر مسجدهاي ما پر جمعيّت باشد ديگر
جوانهاي هرزه ميتوانند در اين محلها باشند. هر جوان هرزهاي در هر محلّهاي
ميخواهد، هر دسته گلي آب بدهد ميگويد: ببين صبح و ظهر و شب يك 500 جوان در اين
مسجد است. بفهمند روزگارمان سياه است. منتهي وقتي مسجدها 4 نفر پيرمرد 80 ساله، 90
ساله ميروند، جوان هم بيرون از مسجد هركاري ميخواهد بكند، امنيّت است. پليس هم كه
امشب حاضر نيست. اما اگر مسجد، مسجد جانداري باشد، خود مسجد «تَنْهى عَنِ
الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» (عنكبوت/45) خوب.
5- دوري از
اسراف، حتي در انفاق و احسان
خطرات رواني؛ قرآن ميگويد: آدمي كه ولخرج
است، بعد مينشيند غم زده ميشود. شخصي نزد پيغمبر آمد و گفت: مادرم گفته:
پيراهنتان را براي تبّرك بدهيد. حضرت هم يك پيراهن بيشتر نداشت به ايشان داد و رفت.
اذان گفتند: پيغمبر ديد لباس ندارد بيرون برود، در خانه نشست. آيه نازل شد چه كسي
گفته: اينطور بذل و بخشش كني؟ «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ
وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْط» (اسرا/29) نه كنس باش كه دستت به گردنت قفل شود.
هيچ وقت در كيسهات نرود، و نه اين رقمي كه حتي يك پيراهن هم داري ميدهي. خوب الان
قد قامت الصلاة ميگويند. يعني گاهي وقتها انسان... بعد ميگويد: «فَتَقْعُدَ
مَلُوماً مَحْسُورا» (اسرا/29) آدمي كه زيادهروي ميكند، بعد مينشيند دائم چرا
چنين شد؟ چرا چنين شد؟ خودش را معتاد ميكند، بعد در جامعه تحقير ميشود. ميگويد:
مثلاً چرا من آن استفاده را كردم؟ اسرافها مختلف است. در انفاق هم گفتند: حق
نداريد اسراف كنيد. شخصي وصيّت كرد همهي اموالش را در راه خدا بدهند، حضرت فرمود:
خيلي كار غلطي كرده است. اين بچه دارد، بايد وصيّت كند بچههايش سير شوند، يك سوم
مالش را انسان حق دارد وصيّت كند. اگر من نود ميليون سرمايه داشتم، سي ميليون را حق
دارم بگويم: در راه خدا خرج كنيد. شصت ميليون بايد به وارثها برسد. چون اگر همه را
در راه خدا بدهم، اول كسي كه ضد دين ميشود فاميل من است. چون فاميل من، من را خاك
ميكنند ميبينند هيچ ارث نيست. همه را به فقرا داديم. تمام بستگان من، چرا مثلاً
يك سوم، دو سومش براي... حضرت فرمود: اگر من ميدانستم نميگذاشتم در قبرستان
مسلمانها او را خاك كنيد. كسي حق ندارد هرچه دارد در راه خدا خرج كند. قرآن
ميفرمايد: «وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا» آدمهاي مؤمن كساني هستند كه وقتي انفاق
ميكنند، «لَمْ يُسْرِفُوا» هرچه دارند در راه خدا انفاق نكنند. «وَ لَمْ
يَقْتُرُوا» كنس بازي هم نكنند. «وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواما» (فرقان/67) ميانه رو
باشند. قرآن ميفرمايد كه: «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ لا
تَطْغَوْا» (طه/81) چيزهاي پاكيزه بخوريد، اما طغيان نكنيد. يكي از معاني طغيان اين
است كه انرژياش را بيخود مصرف نكنيد، يا مصرف بيش از اندازه طغيان است.
6- ديد نادرست، منشأ ولخرجي و زيادهروي
خوب حالا چرا
اسراف ميكنند؟ ريشهي اينكه ولخرجي ميكنند چيست؟ اين ولخرجي از كجا پيدا ميشود.
1- ديد كج، مثلاً فكر ميكند اگر پنج هزار توماني سر عروس بريزد، ميگويند: اوه! چه
دامادي! پنج هزار توماني را برميدارند، ميگويند: داماد... يك جملهي زشتي برايش
ميگويند. فكر ميكند كه اگر چنين كند، چنان ميشود. شما بدان دلها دست خداست. با
پول، با ولخرج ميخواهي دل مردم را جذب كني، همان مردم به تو فحش ميدهند. حديث
داريم هركس گناه بكند، براي اينكه دل مردم را جذب كند، خداوند دل مردم را عليه او
ميشوراند. مثلاً شما خانهي ما ميآيي. من ميتوانم يك غذاي خوب به شما بدهم. ولي
ولخرجي ميكنم. شما ميخوري، ميروي ميگويي كه: ما نفهميديم آخوندها از كجا
ميآورند؟ ديگر پشت سر من نماز هم نميخواني. ميگويي: خانهاش رفتم،چه بريز و
بپاشهايي داشت؟ اين عادل نيست. من بهترين غذا را دادم كه مريد من شوي، هم خوردي،
هم به من فحش دادي، هم ديگر مسجد نيامدي. حديث داريم. «جَعَلَ اللَّهُ
حَامِدَهُ مِنَ النَّاسِ ذَامّاً» (بحار الانوار/ج70/ص391) هركس ولخرجي كند كه دلها
را جذب كند، همان او را فحش ميدهد. خودنويسش را به او ميدهد، يك خودنويس
گرانقيمتي، بعد همان آقا كه خودنويس را ميگيرد، همان دشمن او ميشود. خدا قول
داده است. خدا قول داده با ولخرجي دلها را جذب نميكنيم. بريز و بپاش ميكنند كه
رأي جمع كنند، هم رأي نميآورند، هم آنهايي كه ميخورند ميگويند كه: بالاخره اين
كه اينقدر پول خرج كرد، اين مجلس برود بايد از يك جايي گير بياورد. بايد از جايي
گير بياورد تا خرج كند. ميخورد پشت سرش هم حرف بد ميزند. اين ديد كج، فكر
ميكنيم ولخرجي عزّت ميآورد. قرآن ميگويد: «زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ ما كانُوا
يَعْمَلُون» (يونس/12) اين آيه هم قشنگ است. «زُيِّنَ لِلْمُسْرِفينَ» يعني
«زُينّ» يعني زينت داده ميشود، «للمُسرِفين» مسرف يعني اسرافكار. ولخرجها،
آدمهاي ولخرج برايشان قشنگ جلوه ميكند. «ما كانُوا» يعني آن كاري كه انجام
ميدهند، «ما كانُوا يَعْمَلُون» يعني عملشان، نزد خودشان عملشان قشنگ است. فكر
ميكند كارهايش قشنگ است. فكر ميكند كه هرچه به اين محراب ور برود، كاشيكارياش
چيز شود به او ميگويند كه: هنر، به اسم هنر، هنر معماري. يك نفر تا حالا سراغ
داريد كه بگويد: من به خاطر اين هنرنمايي كه در محراب شد مسجد آمدم. اصلاً يك نفر
را سراغ داريد بگويد: من به خاطر اين لوستر وارد حرم امام يا امامزاده شدم؟ در
دنياي خيال است. علامتهايي كه مثلاً چند تيغه است. فكر ميكنيم مثلاً چطور است.
فكر ميكنيم، فكر ميكنيم. در قرآن چند تا «يَحْسَبُون» داريم. سه تا
«يَحْسَبُون» داريم. «يَحْسَبُون» يعني در دنياي خيال است. «يَحْسَبُونَ
أَنَّهُمْ مُهْتَدُون» (زخرف/37) خيال ميكند راهش درست است. كج ميرود. مثل
رانندهاي كه خيابان را اشتباه كرده گازش هم ميدهد. بعد ميبيند اوه از كجا سر
درآورد. خيال ميكند هدايت شده است. آيهي ديگر داريم، «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ
عَلى شَي» (مجادله/18) خيال ميكند كسي است. اين آدم پوكي است. ولي فكر ميكند
مثلاً يك موقعيتي دارد. «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُون صُنْعا» (كهف/104)
اينها آيهي قرآن است. خيال ميكند عملش درست است. اين براي فكر است «مُهْتَدُون».
اين براي موقعيت اجتماعي است. اين براي عمل است. خيال ميكند فكرش درست است. خيال
ميكند موقعيت اجتماعي دارد. خيال ميكند «يَحْسَبُونَ» دنياي خيال است. من اگر
ليسانس بگيرم، عوضش داماد فوق ليسانس براي من ميآيد. فوق ليسانس بگيرم، در عوض
داماد دكتر گير من ميآيد. دختر دائم ازدواجش را عقب مياندازد، حالا فوق ليسانس
شده ديگر خواستگار نميآيد. يك كسي تهران آمده بود، گفت: تهران آمدم كه ترقّي
كنم. گفتم: چه كسي گفته هركس تهران بيايد ترقّي ميكند؟ گفت: آخر فلاني و فلاني و
فلاني و فلاني ترقّي كردند. گفتم: خوب فلاني و فلاني و فلاني و فلاني هم در كاشان
وضعشان خوب بود، تهران آمدند بدبخت شدند. نميشود گفت: چهارشنبه روز خوبي است چون
من پول پيدا كردم. براي تو كه پيدا كرده بودي روز خوبي است. چند نفر هم چهارشنبه
پولهايشان را گم كردند. من به پدرم گفتم: خدا اموات را رحمت كند. گفتم: فلاني
تهران رفت، وضعش خوب شد. گفت: تهران كه وضع را خوب نميكند. ايشان در كاشان ورشكست
شد. در اتوبوس نشست فرار كرد. از كاشان تا تهران گريه كرد.ان گريهها خدا به او رحم
كرد. گريهها را اگر در راه هر روستايي ميكرد قيمت ان زمين و روستا هم گران ميشد.
تو فكر ميكني تهران خوب شد؟ نه خيليها تهران آمدند، آدمهايي هستند،50 سال است
تهران هستند، هيچ كاري نكردند. يك اتاق هم ندارند. آدمهايي هم هستند در روستا
زندگي ميكنند، وضعشان خوب ميشود. اينكه ما بگوييم: تهران خوب ميشود. وضع دانشگاه
خوب ميشود. 7- هرگونه ثروتي، رزق الهي نيست
رزق
دست خداست. قرآن بخوانم. چرا از خودم. «نَحْنُ نَرْزُقُهُم» ... ببخشيد. «نَحْنُ
قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ» (زخرف/32) يعني ما معيشت مردم را تقسيم ميكنيم.
گاهي وقتها هم اينجا پول پيدا ميكني اما رزق شما نيست. اين قصهي سيب را نميدانم
شنيده ايد يا نه؟ يك كسي يك سيب برداشت، گفت: من با اين سيب آبروي امام صادق را
ميريزم. گفتند: چه ميكني؟ گفت: ميروم ميگويم: اين سيب رزق من هست يا نه؟ اگر
گفت: رزق تو نيست، رو به روي امام صادق ميخورم. بعد امام خجالت ميكشد و رسوا
ميشود. اگر هم امام صادق گفت: سيب رزق تو است، ميگذارم و فوري لگد ميكنم. هرچه
امام گفت، ضدش را انجام ميدهم. آبروي امام صادق را ميريزم. گفتم: خوب برويم
ببينيم. رفت و گفت: اي امام صادق! اين سيب رزق من هست يا نه؟ امام يك خرده به اين
سيب نگاه كرد، يك خرده هم به قيافهي ايشان نگاه كرد. سيب را ديد و قيافه را ديد.
سيب را ديد و قيافه را ديد. سيب را ديد و قيافه را ديد.فرمود: اگر از گلوي تو پايين
برود، معلوم ميشود رزق تو است. (خنده حضار) اين فكري بود چه كند؟ يعني گاهي وقتها
آدم دارد، ولي از گلويش پايين نميرود. اينطور نيست كه اگر شما نگه داري،قصه يك چيز
ديگر است. من يك قصهاي را نصفش را گفتم، نصفهي دومش را امروز ميخواهم بگويم.
يكي از مهمين مملكت، حالا بگويم: وكيل بوده، وزير بوده، هنوز هم محبوبيت بالايي
دارد. ميگفت: آمدم براي يك برنامهاي يك جايي بروم. يك ويلچري كه پايش را در جبهه
داده بود، روي ويلچر نشسته بود. به من رسيد گفت: آقاي... دو سه نقطه، آقاي فلاني!
اين شيشهي عطرت را به من بده. ميگفت: من اين عطر را خيلي دوست داشتم، و دلم نيامد
بدهم. بخل كردم. اصرار كرد به من بده، من هم سفت گرفتم، گفتم: نه! يك شيشه عطر براي
تو ميخرم. خلاصه ميگفت: ندادم. ميگفت: ندادم و جدا شدم و رفتم. يك مقدار كه
رفتم، آقاي وزير نيازي به دستشويي پيدا كرد، دستشويي رفت. تا رفت بلند شود، شيشهي
عطر در سوراخ مستراح افتاد. (خنده حضار) اين آقاي وزير و وكيل و مهم، ميگفت: در
مستراح را بستم، يك ربع گريه كردم. گاهي براي بعضيها مستراح كلاس درس است. بعضيها
درس اخلاق ميخوانند و نميدانم جهانبيني و خودسازي و سير و سلوك و عرفان و نه،
گاهي در مستراح آدم درس ميگيرد. ميگفت: يك ربع گريه كردم. گفتم: خدايا غلط كردم.
چيزي كه در راه خدا ندهي، جايش در سوراخ مستراح است. ميگفت: وقتي گريه كردم، از
مستراح بيرون آمدم، يك جايي سخنراني رفتم. تا وارد شدم صاحبخانه كه سخنراني تشكيل
داده بود آمد گفت: من دلم ميخواهد يك شيشه عطر به تو بدهم. ديدم عين شيشه عطري است
كه در سوراخ مستراح افتاد. گفتم: والله به من اجازه بدهيد، اين را به يك ويلچري
بدهم. گفت: به هركسي ميخواهي بدهي بده. ميگفت: ندادم در مستراح رفت. گريه كردم
عين آن برگشت. يك خبرهايي هم هست. به تيز بازي نيست. خيلي از ولخرجيها اين است
كه خيال ميكنيم كه اگر عروسيمان تالار باشد عزّت ما است. اينقدر آدمها در تالار
عروسي گرفتند، اينقدر مهرهاي سنگين گرفتند. كه بگويند: 500 سكه، هزار سكه، دو هزار
سكه و به طلاق كشيده شد. و اينقدر زندگيها ساده بود و تا آخر عمر شيرين بود. در
دنياي خيال است. همان «يَحْسَبُونَ» يادت نرود. «يَحْسَبُونَ» يعني خيال ميكند.
خيال ميكند اين راهش درست است. خيال ميكند. خيال ميكند. خيال ميكند. همه چيز
دست خداست. عزّت دست خداست. دعاي ماه شعبان است. «الهي بيدك لا بيد غيرك زيادتي و
نقصي» خدايا عزّت و ذلّت دست تو است. ما فكر ميكنيم با ولخرجي و... خانهمان را
اگرچنين بسازيم. فرشمان را اگر چنين باشد. نميدانم انگشتر من اگر چنين باشد. دختر
من اگر چنين باشد. همسر من اگر چنين باشد. در دنياي خيال هستيم. بخشي از ولخرجيها
بر اساس خيال است. شما بگو: خدايا به من عزّت بده. خدايا به من عزّت بده. يك
ترشي فروش بود، زير راه پلّهها ترشي ميفروخت. به پسرهايش گفت: من آرزويم اين است
وقتي مُردم، همهي خيابان ببندند براي تشييع جنازهي من بيايند. گفت: بله! جنابعالي
آيت الله العظمي هستيد! همه براي شما خيابان را خواهند بست. جان مادرت! اين
بچّهها اين پيرمرد را مسخره كردند. گفت: حالا خدا را چه ديدي؟ اتفاقاً آن روزي كه
ايشان از دنيا رفت، روز شهادت امام كاظم بود. آن خيابان هم خيابان موسيبن جعفر
بود. آقا همه بستند، گفتند: حالا كه ميخواهيم عزاداري كنيم برويم اين سيّد را هم
تشييع جنازه كنيم. اين سيّد پيرمرد ترشي فروش از زير پلّهها آوردند، تمام خيابان
بسته تشييع جنازه كردند. گفت: ديدي گفتم. ديدي گفتم؟! آدم هم هست صدها ميليارد
تومان پول دارد وقتي ميميرد، او ميگويد: تو او را بردار. او ميگويد: تو او را
بردار. آخرش يك تيمي در تهران درست شدند، زنگ ميزنند اَلو شركت عزاداري، ميگويد:
چند تا ميخواهيد؟ ميگويد: 50 تا بيايند. ميگويد: گريه كنيم با پيراهن سياه
اينقدر. بدون پيراهن سياه اينقدر. عزا عزاست بكنيم، اينقدر. در سرمان بزنيم اينقدر.
نرخ تعيين ميكند. يعني آدم هست صدها ميليارد دارد كه زير تابوتش نيست. ترشي فروش
هم خيابان را برايش تعطيل ميشود. خدا بايد درست كند. خدا بايد درست كند. با ولخرجي
كسي عزيز نميشود. بيخود ولخرجي ميكنيد، دوستت داشتند. خانهات را ميبينند. اوه!
چنين ميكنند بعد ميگويند: اصلاً حلال كه نيست. (خنده حضار) يك فحش نثار تو
ميكنند. ماشينت را ميبينند: (با سوت) اوه....! بعد ميگويند: از كجا آورده است؟
همهي اينهايي كه ولخرجي ميكنند، به قصد عزّت بدانند مردم ميبينند، يك فحش هم
نثارش ميكنند. آرام راه برويم. ولخرجي نكنيم.
در سالی که به عنوان اصلاح الگوی مصرف تعیین شده بسیار به جا است که به این آمار
توجه شود
یک آسیب شناس اجتماعی از مصرف
سرانه 42 لیتر نوشابه در ایران خبر داد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی
دولت و به نقل از مهر ، دکتر مجید ابهری گفت: سرانه مصرف نوشابه در کشور ما 4 برابر
سرانه مصرف دنیا است.
وي ادامه داد: گرایش به مصرف اقلام غیر ضروری در
جامعه و گسترش تبلیغات در مورد اینگونه اقلام از نشانه های بارز مصرف گرایی می
باشد. مصرف بعضی از اقلام نه تنها دارای هزینه های مالی می باشد بلکه زیانهای جانی
نیز به دنبال دارد.
کارشناسان سلامت معتقدند مصرف نوشابه با توجه به قند
مصنوعی، رنگ و گاز موجود در آن زیانهای غیر قابل جبرانی برای دستگاه گوارش ، کلیه
ها و سایر اعضای بدن دارد. بویژه در مورد کودکان و نوجوانان که متاسفانه به خاطر
شیرین بودن آن علاقه زیادی به مصرف دارند.
این متخصص علوم رفتاری در ادامه
با اشاره به اینکه سرانه مصرف نوشابه در کشور 4 برابر سرانه مصرف دنیا است، گفت: در
سالی که به عنوان اصلاح الگوی مصرف تعیین شده بسیار به جا است که متولیان امور به
این اقلام و آمار توجه کنند.
تحقیقات نشان داده مصرف زیاد شیرینی جات و مواد
قندی نیز در صورتی که به همراه مواد پروتئینی مصرف نشوند، موجب بروز خستگی و
عصبانیت بیشتر در افراد مستعد می شود.
ابهری با اشاره به اینکه مصرف سرانه
200 کیلو گرم نان ما را در ردیف پر مصرف ترین مردم جهان قرار داده است، تاکید کرد:
با توجه به اتلاف 200 هزار لیتر در هنگام سوخت گیری در روز ، سالانه 73 میلیون لیتر
سوخت هنگام سوختگیری هدر می شود که این مقدار در زمینه مصرف انرژی 10 برابر اتحادیه
اروپا و 15 برابر ژاپن می باشد.
این آسیب شناس اجتماعی گفت: از سویی دیگر با
توجه نامگذاری امسال به نام به اصلاح الگوی مصرف، جامعه می تواند با الگوسازی و
بستر سازی فرهنگی در مورد مصارف غیر ضروری هم به سلامت جامعه کند و هم به بهداشت
مردم و هم صرفه جویی مالی بویژه ارزی نماید.
این استاد دانشگاه در ادامه
افزود: حتی می توان با تخصیص قسمتی از بودجه تبلیغات و فروش نوشابه به یاری
بیمارانی که با مصارف بی رویه دچار بیماری شده اند شتافت و جامعه را بسوی مصرف
اصولی و درست اقلام هدایت کرد.
اعتدالدر اسلام، قلمرو وسیعی دارد
که برخی از آنان عبارتند از:
1ـاعتدالدر
امور فردی
دین اسلام بر میانه روی در امور شخصی از
قبیل عبادت، سخن گفتن، راه رفتن، خوردن و آشامیدن، دنیاطلبی، خشم وغضب، ارضای غریزه
جنسی و اقتصاد، هر یک جداگانه، دستورالعمل هایی خاص دارد
2. اعتدالدر
امور اجتماعی:
در برخوردها و مناسبات اجتماعی بایداعتدالو میانه روی رعایت
شود. آنچه در این بخش متذکر می شویم، عبارتنداز:
الف) دوستی و دشمنی: با این که اسلام از
پیوندهای دوستی که میان افراد مسلمان برقرار می شود جانبداری می کند واین دوستی را سرمایه
های ارزنده و گرانبها می شمارد، ولی با افراط در رفاقت و دوستی مخالف است و خواهاناعتدالدر روابط دوستانه می
باشد. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «أحبِبْ حَبیبَکَ هونا مّا، عَسی أن یَکون
بَغیضَکَ یوما مّا، وأبغِض بَغیضَک هونا مّا، عَسی أن یَکون حَبیبَکَ یَوما مّا»؛36 با دوست
خود در حداعتدالدوستی کن؛ زیرا ممکن است آندوست، روزی دشمن تو گردد. و در دشمنی خود نیز معتدل باش؛
زیرا ممکن است همان دشمن، روزی دوست تو گردد. بعضی از افراد در دوستی افراط می کنند، به طوری که همه
اسرار خویش، حتی مسائل خصوصی زندگی خود را بادوست در میان می گذارند؛ در حالی که چه بسا همین شخص
روزی دشمن او شود. عکس قضیه نیز صادق است. بعضیاز این افراد، وقتی با کسی دشمن می شوند، در دشمنی افراط
می کنند و راه بازگشت را برخود می بندند. حضرتعلی(علیه السلام) در نامه خود به فرزندش، به این نکته
مهم و ظریف اشاره کرده، می فرماید: «إن أرَدتَ قَطیعةَ أخیکَ فَاستَبِق لَهُمِن نَفسِک بَقیَّةً
یَرجِعُ إلیها إن بَدا لَه ذلک یَوما مّا»؛ اگر خواستی رابطه ات را با برادرت قطع
کنی، راهی برایش بگذار کهاگر روزی خواست برگردد، راه بازگشت داشته باشد. سعدی با بهره گیری
از این روایات می گوید: «هر آن سرّی که داری، با دوست در میان منه، چه دانی که
وقتی دشمنگردد، و هر گزندی که توانی به دشمن مرسان که وقتی دوست شود.»
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروّت با دشمنان مدارا
حافظ
ب) اعتماد: هر چند اعتماد به افراد یکی از
ریشه دارترین پایه های حیات اجتماعی به شمار می رود و مورد تأییداسلام و قرآن است،
اما اعتماد بیش از حد به دیگران، به خصوص در مسائل خطیر و سرنوشت ساز، با موازین
عقلی وشرعی ناسازگار است. شرع مقدس در این موارد، رعایت جانب احتیاط واعتدالرا توصیه نموده است.
امامصادق(علیه
السلام) می فرماید: «لاتثقنَّ بأخیک کلَّ الثقة فان صرعةَ الاسترسال لاتستقالُ»؛
به برادرت زیاد اطمینان و اعتمادمکن که در این صورت، قابل جبران نیست.
ج) دفاع: شکی نیست که در نظام حقوقی، حق
دفاع، مسلم و قطعی است. در روایات اسلامی، مبارزه شخص بامتجاوز به جان و مال، مقدس شمرده شده و جان باختن بر سر
آن، به عنوان شهادت تلقی شده است؛ اما در عین حال، ایندفاع نباید از حد تجاوز کند. قرآن کریم می فرماید: «فمن
اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم»؛40 کسی که بهشما تجاوز کرد، به
همان اندازه به او پاسخ دهید.
دستور اسلام در خصوص واکنش شخص نسبت به رفتار سوء دیگران، در مرحله نخست،
عفو و گذشت و در مرحلهبعدی، احقاق حق در چارچوب انصاف و عدل است و تجاوز از آن جایز نیست. این موضوع حتی در
مورد قاتل حضرت علی (علیه السلام) مورد تأکید قرار گرفت. حضرت علی (علیه السلام)
در بستر (بعد ازضربت ابن ملجم) فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا بعد از شهادت من، در
خون مسلمانان غوطه ور شوید و بگویید: علی(علیه السلام) کشته شد و به بهانه آن، خون هایی را
بریزید. آگاه باشید! تنها قاتل من کشته خواهد شد. هنگامی که من از اینضربه ای که بر من
زده است، شهید شدم، تنها یک ضربه کاری بر او بزنید و پس از کشتن، بدن او را مثله
نکنید.
د) معاشرت و برخورد: در برخورد با دیگران،
باید حداعتدالرعایت شود که همان تواضع است و از حالت افراط وتفریط که تکبر و ذلت نفس است، باید اجتناب شود. حداعتدالدر رفتار با مردم،
در کلام امام علی (علیه السلام) آمده است کهفرمود:«لیَجتمع فی قلبک الافتقارُ الی الناس و
الاستغناءُک عنهم یکون افتقارُک الیهم فی لین کلامِکَ و حُسن سیرَتِک ویکونُ استغناؤُک
عنهم فی نزاهةِ عرضک و بقاء عزِّک»؛ همیشه در قلب خود دو حس متضاد را با هم داشته
باش، همیشهاحساس کن که به مردم نیازمندی و همیشه احساس کن که از مردم بی نیازی؛ اما
نیاز تو به مردم، در نرمی سخن و حسنسیرت و تواضع است، و استغنای تو از مردم، در حفظ آبرو و
بقای عزت است. در روایتی
دیگر از امام صادق(علیه السلام) حداعتدالو میاده روی در معاشرت با مردم را چنین بیان می کنند:
«لاتکن فظّاغیظا یکره الناس قربکَ و لاتکن واهنا یحقِّرُک من عرفکَ»؛ تند خو و بد
برخورد مباش که مردم نخواهند با تو معاشرتکنند و خودت را آن قدر پست نگیر که هر کس تو را می
شناسد، تحقیرت کند (نه فظ غلیظ باش و نه واهن) در معاشرت با مردم، ضمن احترام و
تکریم دیگران، باید مواظب بود که آن احترام به ذلّت و احساس حقارت منتهینشود
رييس انجمن زيست فناوري کشور گفت: زيست
فناوري در تحقيق هزينه آور است ولي در توليد باعث کاهش هزينه ها مي شود.
به گزارش خبرنگار ايرنا ، دکتر محمد
علي ملبوبي عصر روز دوشنبه در نشست تخصصي اصلاح الگوي مصرف و فناوري هاي نو در مرکز
تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به موضوع اصلاح الگوي مصرف و
زيست فناوري ، سطح مصرف کالا و خدمات را متاثر از فرهنگ و جامعه و سطح درآمد خانوار
دانست. وي اظهار داشت: در سطح کلان نيز لزوم هدايت، کنترل و مديريت و اعمال
هنجارهاي پذيرفته شده به اصلاح الگوي مصرف بايد فرهنگ سازي شود، صنايع ما صنايع
بهره وري نيستند و به اندازه اي که انرژي مصرف مي کنند کالاي زيادي توليد نمي کنند.
ملبوبي کاهش مصرف در انرژي هاي تجديد ناپذير، کاهش مصرف مواد اوليه ارزشمند و
کاهش هزينه هاي مالي را در اصلاح الگوي مصرف موثر دانست و گفت: بايد به سمت مواد
اوليه زيستي برويم که ارزانتر است و از موجودات زنده و اجزاي آن ها براي توليد مواد
اوليه استفاده کنيم. وي درباره نقص زيست فناوري در اصلاح الگوي مصرف در کشاورزي
نيز اظهار داشت: راهکارهايي براي اصلاح الگوي مصرف در کشاورزي وجود دارد که مي توان
از آن ها به تغيير روش استفاده از کودها، افزايش سطح آگاهي و انتقال سطح دانش و
افزايش سطح زير کشت اشاره کرد که باعث افزايش بهره وري کشاورزي مي شود. ملبوبي
در ادامه استفاده از کودهاي زيستي به جاي کودهاي شيميايي و استفاده از گياهان
تراريخت را در اصلاح الگوي مصرف در کشاورزي بسيار مفيد دانست و گفت : کودهاي زيستي
باعث کاهش 50 درصدي مصرف کود و افزايش محصول شده و خسارت ها و بيماري هاي ناشي از
کودهاي شيميايي را در پي نخواهند داشت. وي خاطر نشان کرد: استفاده از گياهان
تراريخت نيز در مصرف سموم و سمپاشي صرفه جويي کرده و هزينه هاي بيماري هاي ناشي از
سموم را نيز کاهش مي دهد. وي درباره گياهان تراريخت برنج تراريخت را مثال زد و
گفت: اين نوع برنج کرم ساقه خود را از بين مي برد ولي متاسفانه 6 سال است که
قانوناً نمي توان رهاسازي تراريخت را در داخل کشور اجرا کرد و اين در حالي است که
در کل جهان روند ديگري در حال شکل گيري است. ملبوبي در ادامه از مديريت دولت در
اين زمينه گلايه کرد و گفت: متاسفانه به جاي استفاده از اين روش ها، واردات کاملاً
آزاد شده و مديران شهامت تصميم در اين زمينه را ندارند.
براي استفاده صحيح و مدبرانه از امکانات
،بايد ابتدا دانش ، مهارت و تجربه را در بين افراد و خانوارها براي حرکت به سمت
اصلاح الگوي مصرف تقويت کرد و در اين صورت مي توان انتظار داشت که مصرف منابع در
کشور بهينه شود .
" اصلاح الگوي مصرف گامي اساسي در روند
پيشرفت و عدالت است،چرا که بيماري اسراف از لحاظ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، آسيب
ها و مشکلات گوناگوني بوجود آورده و آينده کشور را تهديد مي کند ." اين بخشي از
فرمايشات مقام معظم رهبري در لحظه هاي آغازين سال 88 است که ايشان آن را سال " حرکت
به سمت اصلاح الگوي مصرف " نامگذاري کردند. ايشان همچنين تاکيد کردند: هم در
سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان ها ، بايستى نگاه عيبجويانهى به
اسراف وجود داشته باشد. بررسي ها نشان مي دهد که در ماده پنج چهارمين برنامه
توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي کشور آمده است تا سال پاياني اين برنامه ( سال
1388 ) متوسط رشد سالانه بهره وري نيروي کار ، سرمايه و کل عوامل توليد به ترتيب به
5/3 ، يک و 5/2 درصد برسد و در اين زمينه تمام دستگاه هاي اجرايي و نظام هاي مختلف
تصميم گيري ،برنامه ريزي و تخصيص منابع و ... ، بايد در راستاي اين امر تلاش کنند.
اين موضوعي مي باشد که در احکام برنامه پنجم توسعه اقتصادي،اجتماعي و فرهنگي
کشور نيز که قرار است از سال 1389 به اجرا در آيد و تا سال 1393 نيز ادامه يابد، در
قالب راهبرد هاي زمينه سازي ، ايجاد تعامل و تقاضا و توانمندسازي ديده شده است .
اما اينکه سالانه از مجموع رشد اقتصادي کشور حدود 5/2 درصد آن از طريق بهره وري
تامين شود ، امري مهم است و مهمترين تحولي که مي تواند بهره وري و بسياري از سياست
ها را در کشور بهبود بخشد، تغيير نگاه و کاهش اتکا به درامدهاي نفتي کشور است.زيرا
هر عاملي جايگزين کار و تلاش در جامعه شود ،باعث اتلاف منابع خواهد شد. از اين رو
براي احياي اقتصادي و تامين هزينه ها ،جمهوري اسلامي بايد اتکاي خود را به نفت کاهش
دهد، با اصلاح الگوي مصرف به سمت و سوي استفاده بهينه از منابع حرکت کند و با کار و
تلاش ، بسياري از درامدها را کسب کند. در همين حال ذکر اين مطلب نيز ضروري است
که در زمينه اصلاح قيمت انرژي، تدوين قوانين جامع ، نظارت دقيق، همچنين استفاده از
فناوري هاي نوين و فرهنگ سازي، شروطي مهم براي تحقق اصلاح الگوي مصرف در بخش حامل
هاي انرژي در کشور هستند. متاسفانه پايين بودن قيمت منابع انرژي مصرفي در کشور
موجب شده است تا مصرف کنندگان از اهميت اين حامل هاي انرژي غافل شوند.اصلاح قيمت
حامل هاي انرژي به ويژه گازطبيعي در استفاده مطلوب از اين حامل نقش بسزايي دارد.
بديهي است که در صورت تداوم روند موجود و عدم توجه به نحوه مصرف انرژي و همچنين
وابستگي جدي به در آمدهاي ارزي حاصل از صدور آن ،در آينده آسيب هاي جبران ناپذيري
به پيکر اقتصادي ملي وارد خواهد شد و جمهوري اسلامي ايران نه تنها در دهه آينده
صادر کننده نفت نخواهد بود ، بلکه به واردکننده آن تبديل خواهد شد . موضوع بحث
برانگيز روند افزايشي ضايعات مواد غذايي نيز از چالش هاي جدي اکثر کشورها از جمله
ايران است و مسئولان و برنامه ريزان درصدد برآمده اند تا براي کاهش ضايعات محصولات
کشاورزي در مراحل کاشت ، داشت و برداشت و مراحل توزيع و مصرف ، چاره انديشي کنند.
بر همين اساس ضرورت دارد يکي از سياست هاي جدي دولت در امر امنيت غذايي، کاهش
ضايعات غذايي باشد. تحقيقات نشان مي دهد از مجموع 165 ميليون هکتار اراضي کشور
حدود 37 ميليون هکتار آن مستعد است که تنها از 6/18 ميليون هکتار با 50 تا 60 درصد
ظرفيت برداشت آنها ، استفاده مي شود. حمايت از کشاورزان در جهت افزايش بهره وري
محصول ، اصلاح نظام خريد تضميني محصولات اساسي کشاورزي و بهبود بسته بندي محصولات
زراعي از جمله راه هاي کاهش ضايعات مواد غذايي و محصولات کشاورزي در کشور بشمار مي
رود. در زيربخش زراعت، آنچه که بيش از همه مورد توجه بوده است،وابستگي در
محصولات راهبردي مانند گندم، برنج، ذرت و دانه هاي روغني مي باشد. براين اساس و
با توجه به اينکه طرح هاي متعددي در راستاي قطع وابستگي به واردات محصولات يادشده
تهيه گرديده است. بر مبناي اين طرح ها پيش بيني شده که در طرح خودکفايي گندم در يک
افق زماني 10 ساله (پايان سال 1390) ، ميزان توليد گندم در کشور به 16 ميليون و 500
هزار تن افزايش يابد . لزوم خودکفايي در توليد محصولات استراتژيک در عرصه جهان
کنوني که غذا بعنوان سلاح و اهرم در دست برخي از قدرت ها بشمار مي رود، تأمين امنيت
غذايي در کشور ضروري است و در اين راستا، کاهش ضايعات، از عوامل مهم در استفاده
بهينه از توليدات و کاهش واردات محسوب مي گردد. درحال حاضر بيش از 26 درصد ارزش
توليد ناخالص کشور و 24 درصد اشتغال مربوط به بخش کشاورزي است که کاهش ضايعات علاوه
بر افزايش قابليت عملکرد محصولات زراعي و باغي، در ايجاد اشتغال، توسعه صادرات
غيرنفتي و نيز ايجاد امنيت غذايي، از اهميت بالايي برخوردار است و اين امر بايد بيش
از پيش مورد توجه مسئولان قرار گيرد .
عضو هيئت علمي گروه فناوري نو مرکز
تحقيقات استراتژيک گفت: در خصوص اصلاح الگوي مصرف از منابع سخن گفته مي شود در حالي
که در مديريت استراتژيک مهم ترين منبع انسان است.
به گزارش روز سه شنبه ايرنا، دکتر حسين
نواده توپچي در نشست تخصصي اصلاح الگوي مصرف و فناوري هاي نو که در مرکز تحقيقات
استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد، به موضوع اصلاح الگوي مصرف و هوافضا
اشاره کرد و افزود: در يک نگرش راهبردي اصلاح الگوي مصرف از ديد هوافضا، صنعت
هوافضا با فراهم کردن سرعت، دقت، ايمني و افزايش رفاه در خدمت انسان است ، در اصلاح
الگوي مصرف از صرفه جويي در منابع بسيار سخن گفته مي شود در حالي که در مديريت
استراتژيک مهم ترين منبع انسان است. وي با اشاره به اين که هدف اصلي فناوري
هوافضا در جهان اصلاح الگوي مصرف است اظهار داشت: سامانه جي پي اس يک نمونه بسيار
واضح بوده که در راهيابي بشر مفيد است ، در مثالي ديگر فناوري هوافضا در فضا به
دنبال جست و جوي حيات و يافتن منابع است، دانش و فناوري هوافضا با ملاک قرار دادن
حفظ جان انسان و صرفه جويي در عمر انسان سامانه اي را شکل داده که افکار عمومي را
جذب خود کرده است. نواده توپچي افزود: فناوري هوافضا با نگرش ژرف به انسان براي
اصلاح الگوي مصرف عمر انسان به وجود آمده است و بايد فناوري ها در خدمت بشر باشد و
اين بهتر از اين روش است که مدام به مردم دستور بدهيم که الگوي مصرف خود را اصلاح
کنيد. نشست تخصصي اصلاح الگوي مصرف و فناوري هاي نو بعدازظهر دوشنبه در مرکز
تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد.
با توجه به اين كه اكثر
مراجعه به بانكها براي دريافت و پرداخت قبوض است و سازمانهاي ارايه كننده خدمات
ميليونها برگ قبض با هزينههاي بسيار در كشور صادر ميكنند و حداقل هزينه ناشي از
اتلاف وقت، نيروي انساني و سرمايه براي پرداخت اين قبوض با مراجعه فيزيكي به دفاتر
بانكي، بسيار زياد برآورد شده است و در شرايطي كه در اكثر كشورهاي جهان دريافت و
پرداخت قبوض مشتركان اعم از آب، برق، گاز و تلفن مدتهاست كه به عرصه عمليات
الكترونيكي وارد شده است ضرورت عملياتي شدن هر چه بيشتر و بهتر پرداخت الكترونيكي
قبوض در كشور و فراهم شدن زيرساختهاي مناسب آن بيش از گذشته احساس ميشود. به
گزارش خبرنگار فنآوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، روشهاي متعددي
مانند خدمات بانكي از طريق اينترنت، انواع خدمات كارت و ارائه خدمات بانكي از طريق
تلفن همراه با استفاده از خدمات بانكداري الكترونيكي ارائه ميشود و بانكها نسبت
به ارائه خدماتي از قبيل مشاهده و ارسال صورتحساب، خريد و فروش سهام، انتقال وجه
بين حسابهاي يك بانك و غيره از طريق اينترنت، تلفن (ثابت و همراه)، دستگاه
خودپرداز و پايانه فروش اقدام كردهاند كه پرداخت قبضهاي خدمات شهري از جمله
مهمترين آنها به شمار ميرود.
در شرايطي كه استفاده از
خدمات بانكداري الكترونيكي و پرداخت آنلاين تنها درصدي از هزينههاي فعلي ناشي از
رفت و آمد حضوري شهروندان را شامل ميشود و در كشوري مانند ايران از راهاندازي
مقوله پرداخت الكترونيكي قبوض مدت زيادي نميگذرد، شركتي مانند شركت ارتباطات
سيار ايران كه سازماني با مخاطبان بسيار محسوب ميشود با همكاري بانكها، نسبت به
فراهمسازي امكاناتي درباره پرداخت غيرحضوري قبوض تلفن همراه از طريق خودپرداز،
تلفن بانك، اينترنت، پيام كوتاه، پايانه فروش و پروتكل وپ در سطح كشور اقدام كرده
است.
از مشكلات و اختلالهاي
هميشگي و كيفيت و سرعت نامطلوب كه در حوزه اينترنت كشور وجود دارد و نيازمند توجه
بيشتر مسوولان است كه بگذريم، طبق آنچه درباره نحوه اشتراك و استفاده از خدمات
در كليه روشها اعلام شده آمده است متقاضي بايد در يكي از بانكهاي ارائه دهنده
خدمات غيرحضوري پرداخت قبوض حسابي افتتاح كند و مرحله بعدي تكميل فرم استفاده از
خدمات مذكور در بانك مذكور و دريافت كد شناسايي و كلمه عبور است.
اينترنت:
مشترك بايد در روش پرداخت قبض از طريق
اينترنت به قسمت بانكداري الكترونيك سايت بانك مورد نظر برود و كد شناسايي و كلمه
عبوري را كه قبلا از شعبه دريافت كرده وارد كند و درقسمت پرداخت الكترونيك، پرداخت
قبوض و سپس قبض مورد نظر را انتخاب كند.
پس از آن بايد فرم پرداخت
قبض را بر اساس قبضش تكميل و سپس تاييد كند كه بانك مورد نظر به نمايندگي از فرد
مبلغ قبض را پرداخت ميكند كه اگر در قسمت پرداخت الكترونيك، گزارش قبض انتخاب
شود، گزارش تائيديه پرداخت مشترك قابل مشاهده است.
سيستم WAP:
كساني كه ميخواهند از
طريق WAP (فعلا در بانك
توسعه صادرات ايران ارايه ميشود) قبض خود را پرداخت كنند، ميتوانند به دفتر
مشتركان خدمات تلفن همراه مراجعه و تقاضاي سرويس ديتا دهند و بعد از برقراري سرويس
ديتا، ميتوانند از طريق موبايل به شبكه اينترنت وصل شوند.
اگر گوشي مشترك به اين
سيستم مجهز است آن را براي استفاده از خدمات اينترنتي آماده كرده و گوشي خود را
براي ورود به اينترنت تنظيم و آدرس http://wap.edbi.ir را در تلفن همراه خود وارد و كد شناسايي و كلمه عبور را كه قبلا
دريافت كرده را وارد و قبض را پرداخت ميكند، بقيه مراحل استفاده از تلفن همراه
مانند استفاده از اينترنت براي پرداخت قبضها است.
سيستم POS:
اما در روش پرداخت قبض از طريق POS متقاضي بايد كارت خود را در دستگاه پايانه
فروش كشيده و وارد منوي پرداخت قبوض شود و با وارد كردن شناسه قبض و زدن كليد
تائيد، شناسه پرداخت را وارد و تائيد كند و براي تائيد صحت مبلغ قبض نمايان شده
برروي صفحه دستگاه، كليد تائيد را فشار دهد؛ سپس رمز كارت را وارد و تائيد كند؛
دستگاه پس از برقراري ارتباط با مركز فيش مربوط به اين پرداخت را براي فرد چاپ ميكند.
تلفنبانك:
مشترك بايد در روش پرداخت قبض از طريق
تلفنبانك با تلفن شماره اعلام شده بانك جهت استفاده از خدمات تلفن بانك تماس
برقرار كند و تلفن خود را در حالت TONE قرار دهد، سپس شماره کارت خود را وارد و در پايان کليد ستاره * را
فشار دهد؛ در برخي از سيستمها در صورت يک بار استفاده از سيستم تلفني پرداخت قبوض
در مراجعات بعدي، به وارد کردن شماره کارت، نيازي نيست و بايد شناسه قبض و پرداخت
را وارد و کليد ستاره * را فشار دهد؛ شناسه قبض و شناسه پرداخت در قبوض مصرفي درج
شده است.
مبلغ قابل پرداخت مندرج در
قبض توسط سيستم قرائت ميشود و مشترك اطمينان از صحت يا عدم صحت اطلاعات داده شده
را با فشار دكمه مربوطه اعلام ميكند و جهت انجام عمليات پرداخت کليد مربوطه را
فشار داده و شماره رمز دوم (رمز مخصوص پايانههاي مجازي) خود را وارد و کليد ستاره
* را فشار ميدهد.
جهت دريافت اطلاعات قبض يا
خاتمه ارتباط هم بايد كليد مربوطه را فشار دهد؛ توسط سيستم تلفنبانک، پيغام پرداخت
قبض شماره پيگيري و تاريخ پرداخت جهت يادداشت کردن اعلام ميشود، موارد اعلام شده
را يادداشت و نگهداري کند تا در صورت نياز به پيگيري مورد استفاده قرار بگيرد.
سيستم ATM:
به گزارش ايسنا در روش
پرداخت قبض از طريق ATM
روال به اين صورت است كه فرد كارت خود را در دستگاه خودپرداز قرار داده و منوي
پرداخت قبض و سپس گزينه تلفن همراه را انتخاب كند، با استفاده از صفحه کليد
دستگاه، شناسه قبض را وارد و دکمه ثبت را فشار دهد (شناسه قبض و شناسه پرداخت در
قبوض مصرفي درج شده است)، شناسه پرداخت را وارد و دکمه ثبت را فشار دهد، شماره
حساب مورد نظر خود را (چنانچه حساب جداگانه به کارت فرد مرتبط باشد) انتخاب کند و
در اين مرحله، اطلاعات مربوط به شماره حساب، مبلغ، شناسه قبض در صفحه مانيتور
نمايش داده ميشود، در صورت صحت موارد فوق، برداشت از حساب و پرداخت قبض را با
دکمه بلي تائيد کند.
پس از رويت شماره پيگيري،
بايد رسيد مربوطه از دستگاه خودپرداز دريافت شود؛ در اين رسيد شماره پيگيري، زمان
انجام عمليات، تاريخ تراکنش، شماره کارت، دستگاه خودپرداز شعبه، شماره حساب، نوع
حساب، سازمان ذينفع، مبلغ قبض و شناسه قبض، درج شده، شماره پيگيري مربوطه در
صورتحساب شما نيز درج ميشود كه پس از آن فرد بايد رسيد دريافتي را به قبض مربوطه
ضميمه و براي پيگيري هاي احتمالي بعدي نزد خود نگهدارد.
شركت ارتباطات سيار ايران
با همكاري بانكها، نسبت به فراهمسازي امكاناتي براي پرداخت غيرحضوري قبوض تلفن
همراه از طريق خودپرداز، تلفن بانك، اينترنت، پيام كوتاه، پايانه فروش و پروتكل وپ
در سطح كشور اقدام كرده است؛ در حال حاضر موضوع پرداخت قبوض از طريق پيام كوتاه
توسط كارگروه مشتركي از همراه اول و بانكها در حال بررسي و مطالعه بوده و با
همكاري بانك مركزي در حال انجام است اما هنوز نتايج كارگروه مشخص و نهايي نشده
است.
اما بنا بر اعلام مسوولان
مشتركان تلفن همراه از ميان پرداختهاي غيرحضوري بيشتر از روش تلفنبانك براي
پرداخت قبوضشان استفاده ميكنند.
عليرضا طلوع - مدير كل
رايانه و محاسبات شركت ارتباطات سيار ايران - در گفتوگو با خبرنگار ايسنا با
اشاره به روشهاي پرداختي غيرحضوري قبوض تلفن همراه مشتركان اظهار كرد: روشهاي ATM ،POS، تلفنبانك، پيام كوتاه و اينترنت از روشهاي غيرحضوري در اين باره
محسوب ميشود كه بر اساس آمار به دست آمده مشتركان به ترتيب بيشتر از روشهاي
تلفنبانك، ATM ،POS و اينترنت براي پرداخت قبوض استقبال ميشود.
سيستم پيام كوتاه:
پرداخت قبوض تلفن همراه از
طريق پيام كوتاه يكي از سرويسهايي است كه برروي بستر موبايل پيمنت قرارداده شده
است، همچنين مشتركان ميتوانند از طريق تماس با شماره 2784 قبوض خود را بدون اينكه
شناسه قبض داشته باشند پرداخت كنند كه البته در حال حاضر اين روش فقط با بانك ملي
است.
به گفته مدير كل رايانه و
محاسبات شركت ارتباطات سيار ايران درصورتي كه بانكهاي ديگر ظرفيت و امكانات لازم
را در اين زمينه فراهم كنند و امنيت مورد نياز ايجاد شود اين طرح در ديگر بانكها
نيز ميتواند اجرايي شود.
به گزارش ايسنا روش پرداخت
قبض از طريق پيام كوتاه به اين صورت است كه مشترك پيام كوتاه خود را با فرمت اعلام
شده به شمارهاي كه بانك در اختيار قرار داده ارسال ميكند؛ به طور مثال فرمت پيام
جهت پرداخت قبض از طريق پيام كوتاه در بانك تجارت به شكل زير است؛ رمز پرداخت
كننده + شناسه پرداخت + شناسه قبض + شماره حساب + 3 شناسه قبض و شناسه پرداخت در
قبوض مصرفي درج شده است و مشترك بايد توجه داشته باشد پس از رفع نياز از اطلاعات
ارسال شده توسط بانك، براي جلوگيري از پر شدن حافظه تلفن همراه و نيز مطلع نشدن
ديگران از شماره حساب افراد، توصيه ميشود آن را پاك كنند.
در هر حال نتايج تحقيقات
نشان ميدهند روش سنتي پرداخت داراي مشكلاتي است كه سبب شده سازمانهاي ارائه
دهنده خدمات عمومي به سمت روشهاي مختلف پرداخت روي آورند كه اين روشها مزايا
متعددي دارند اما مهمترين عامل موثر بر اين روشها، ميزان آشنايي و تمايل و فرهنگ
مشتركان در استفاده از اين روشهاست و لازم است شركتهاي ارائه دهنده خدمات عمومي
جهت آشنايي و استقبال مشتركان از شيوههاي جديد پرداخت قبوض تمهيداتي بينديشند.
چگونگي شيوههاي مصرف و شاكله اصلي آنها در اقتصاد اجتماعي
مردم ايران بيانگر اين واقعيت است كه ما جامعهاي مصرفي هستيم، در حالي كه دياگرام
مصرف ما به هيچ وجه با توليد مليمان متناسب نيست و اين شكاف ميان مصرف و توليد از
طريق درآمدهاي نفتي پر ميشود و به همين سبب از خيل عظيمي از تصميمات و سياستهاي
عقلاني كه در غياب نفت ميبايست گرفته ميشد، مغفول ماندهايم.
الف) بررسي مفهومي و تئوريك اصلاح الگوي
مصرف
اصلاح الگوي مصرف عبارت است از نهادينه كردن روش صحيح استفاده
از منابع كشور به قسمي كه سبب ارتقاي شاخصهاي زندگي مردم و كاهش هزينهها شده و از
اين منظر زمينهاي براي گسترش عدالت عمومي است. از طرفي الزام مصرف بهينه باعث شده
تا علاوه بر پيشرفت علمي ناشي از ارتقاي فناوري در طراحي و ساخت وسايل و تجهيزات
بهينه مطابق با استانداردهاي جهاني، فرصت توزيع مناسب منابع و پيشرفت در بخشهايي
كه كمتر مورد توجه قرار داشته نيز فراهم شود.
نكته قابل تامل آن است كه اصلاح مصرف با اصلاح الگوي مصرف
تفاوت داشته و نبايد آن دو را با هم خلط كرد. در ابتدا سخن از كاهش مصرف مردم نيست،
چرا كه اصلاح مصرف، يك مبحث مديريتي است و لذا اصلاح، لزوما به معناي كاهش نيست.
حتي در ارتباط با واژه الگو نيز منشأ بسياري از رفتارها به مردم برنميگردد و نظام
مديريتي آنها را ايجاد كرده است.
واژه مصرف مبتني بر نياز و ضرورت است و اگر فرآيند توليد در
كنار مصرف نباشد، به بيراهه رفتن است. يكي از علل رواج مصرفگرايي در كشوري چون
ايران همانا سياستهاي كشورهاي صنعتي است. از آنجا كه حيات كشورهاي صنعتي به
توليدشان وابسته است، بنابراين با استراتژيهايي همچون ايجاد بازارهاي جديد براي
توليدات خود و گسترش بازار مصرف با تبليغات گسترده و پايين آوردن عمر مفيد محصولات
توليدي خود و غيرقابل تعمير كردن آنها كه شاكله نوين دكترين استعمار كشورهاي در حال
توسعه و گذار است، حيات اين كشورها را به خود وابسته كرده و موجب افزايش مصرف
كالاهاي توليدي خود در ميان جوامع شدهاند. از عوامل مهم ديگر مصرفگرايي، مناطق
آزاد هستند. با اين كه براي تسهيل صادرات ايجاد شده، اما به خاطر نبود بسترسازي
كافي به منظور صادرات، در عمل به مناطقي براي واردات تبديل شدهاند.
كشور چين با آن جمعيت و گستره سترگ جغرافيايي تنها 3 منطقه
آزاد و جمهوري اسلامي ايران 31 منطقه آزاد دارد و به نوعي از اين لحاظ در دنيا
ركورد زدهايم. كنترل نشدن مرزها كه ارتباط مستقيم با مناطق آزاد نيز دارد مشكل
رواج مصرفگرايي را مضاعف كرده و تسهيل قاچاق كالاهاي مصرفي به كشور را با رقمي
حدود 10 ميليارد دلار واردات غيرمجاز، ايران را در جايگاه اول دنيا قرار داده
است.
سياستگذاري نادرست و به عبارتي نبود سياست و برنامه در سطوح
مديريتي كشور، مصرف نادرست و الگوي نامناسب مصرف در جامعه را دامن ميزند و
پارادايم اصلاح الگوي مصرف كه مبتني بر يك انديشه توسعهگراست را در نهايت به ضد
خود تبديل ميكند.
اصلاح الگوي مصرف نه از طريق مداخله در تابع مطلوبيت كه با
تغيير در محدوديتهاي بودجه از طريق اصلاح قيمت به كف خواهد آمد، چرا كه اين تابع
امري دروني و خارج از دست سياستگذار است و در صورت تاثيرگذاري نيز عملي شدن اين
تغيير در گرو شكسته شدن حريم خصوصي است.
يكي از راههاي اصلي اين كه پي ببريم آيا در رفتارهاي مصرفي،
اصلاحي صورت گرفته يا خير، استفاده از معيار بهرهوري است. از منظر اقتصادي، اصلاح
الگوي مصرف ارتباط ارگانيكي با بهبود بهرهوري داشته و حركت به سوي طراحي و اجراي
نظام اقتصادي كارآمد با مولفههاي ايراني اسلامي از رويكردهاي بلندمدت در اين
عرصه است.
به عبارتي، اصلاح الگوي مصرف با بهرهوري مترادف و حركت به
سمت هر كدام دستيابي به ديگري را دربر دارد. هرگاه بهرهوري عوامل نيروي كار و
سرمايه، سهم قابل ملاحظهاي در توليد ثروت كشور داشته باشند، ميتوان نتيجه گرفت كه
از پتانسيلهاي توليدي اقتصادي كشور استفاده مطلوبي شده و مصرف منابع نيز در مسير و
ميزان بهينهاي واقع شده است.
در مجموع به نظر ميرسد اولين و مهمترين اقدام ضروري براي
اهتمام به اصلاح الگوي مصرف، اما تبديل اين مشترك لفظي به يك مشترك معنايي و ارائه
يك تبيين درست از موضوع است؛ چراكه در پرتو يك درك جامع و مشترك، امكان تاثيرپذيري
بيشتري بر اين مهم ميسر خواهد شد. تاكيد اين نكته از جانب رهبر معظم انقلاب كه
<فرآيند اصلاح الگوي مصرف شايد به زماني بيش از 10 سال نياز داشته باشد> نيز
اشارهاي به لزوم ساماندهي تفكري عميق درباره اصلاح الگوي مصرف در جامعه و در سطوح
نهادهاي مسوول بوده كه البته همگان بدان مكلف و مسوول خواهيم بود.
ب) بررسي نقش فرهنگ و ارزشهاي فرهنگي در اصلاح
الگوي مصرف
اصلاح، الگو و مصرف، هرسه واژگاني فرهنگياند و پرداختن به
ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي فرآيند اصلاح الگوي مصرف بدون در نظر گرفتن مباني
فرهنگي آن، در واقع آب در هاون كوبيدن است.
اين نخستين تلقي اشتباه در سال جديد بود كه پنداشتند امسال يك
سال اقتصادي است. بيشك دستگاههاي فرهنگي كشور درصدر توجه و مخاطب رهبر فرزانه
انقلاب بودند؛ چراكه هيچ اصلاح واقعي در عرض يك سال نهادينه نخواهد شد؛ بلكه به
رفتاري روزمره و فصلي تبديل شده كه البته سطحي، زودگذر و ناپايدار است. همين مساله
كه ايشان ميفرمايند <اگر مسوولان اهل مطالعه نيستند بهتر است مسووليت هم نداشته
باشند...( >26 دي 1377) خود مهمترين ادله مبني بر نقش پررنگ فرهنگ كه رابطهاي
مستقيم با مطالعه دارد، در امور ديگر مملكتي است. معظمله در ادامه همين نكته ناب و
خطير به مطالعه گاه 5 ساعتي خود براي يك نماز جمعه در دوران رياستجمهوريشان اشاره
ميكنند.
امسال بايد سال جهش به سمت فرهنگيتر شدن جامعه جوان كشور و
گسترش كتابخواني و روزنامهخواني و در نهايت جايگزيني كتاب و روزنامه و اقلام
فرهنگي در سبد خريد خانوار باشد.
كتب، رسانهها و روابط عموميها هريك نقش و برد خاصي
در افكار عمومي براي فرهنگسازي داشته و بويژه روزنامهها به لحاظ ماندگاري پوشش
خبري گزارشي در موضوع متصف، اثر تعيينكنندهتري دارند. برتاباندن اولويتهاي اصلي
و بهروز و راهبردي بخصوص در روند اجراي اصلاح الگوي مصرف، معطوف به رسانهها بوده
كه پل ارتباطي مردم و مسوولانند و همانديشي و همياري مردم جامعه را نهادينه خواهند
كرد. رسانهها در حوزه كلان نقش مهمتري داشته و با مخاطب عام سر و كار دارند حال
آن كه روابط عموميها با مخاطب خاص روبهرو بوده و متناسب با شرايط و اقتضائات
سازمانهاي متبوع خود بايد هدفگذاري و عمل كنند. رسانهها واقعيات را به ممتاز و
غيرممتاز دستهبندي كرده و نظام اولويت را به طور همزمان در آن اعمال ميكنند. از
آنجا كه رسانهها در همه حال بر افكار و آراء تاثير گذاشته و واقعيات را در جهات
خاص هدايت ميكنند، براي مقوله اصلاح الگوي مصرف در اولويت اول افكار عمومي قرار
ميگيرند و در تمام طول سال بايد در صفحات اول و آخر خود و حتي در ويژهنامهها،
فضايي را به اين موضوع اختصاص داده تا افراد جامعه با توجه به اين حوزه روز خود را
آغاز و بسامان كنند.
اصولا آدمي واقعيات را آنگونه كه هست نميبيند، بلكه آنگونه
كه زبان مينماياند ديده و درك ميكند. در دوران پست مدرن امروزي كه سرعت، حرف اول
را ميزند زبانهاي انسانها همانا رسانهها هستند، چرا كه رسانهها استعارهها را
ساخته و استعارهها، محتواي فرهنگها را ميآفرينند. نقش غالب رسانهها در فرهنگ نه
فقط به خاطر بازتاب فرهنگ كه با شركت در فرهنگسازي نيز نمود مييابد. از يكسو،
فرآيندهايي هستند كه فرهنگ از آن بيرون آمده و ساخته ميشود و از ديگر سو در
صحنهاي بازي كرده كه حيات اجتماعي و فرهنگي در آن جريان دائمي دارد.
فرهنگ محصول نيروهاي انتزاعي نيست، بلكه شالوده آن بر
نظامهاي ملموس عليت است. در الگوي فرهنگ مشترك، فرهنگ خلق شده، تقسيم گشته، تغيير
كرده و در نهايت توسط ارتباطات منتقل ميشود، لذا اولويتهاي رسانه اغلب به صورت
اولويتهاي جامعه درآمده و آنچه مورد تاكيد رسانههاست، مورد تاكيد انفرادي و
اجتماعي مخاطبان رسانه واقع ميشود.
روابط عموميها اما به لايههاي عميقتر و تخصصيتر اجتماع
وارد شده و براي تحقق اهداف اصلاح الگوي مصرف ذيل سند چشمانداز 20 ساله و برنامه
پنجم توسعه مدلسازي كرده و همگام با ديگر نهادها، اصلاح الگوي مصرف را به مصاديق
محسوس، ملموس و اهداف عملياتي كه قابل دستيابي در زمان معين و سنجشپذير باشند،
ترجمان كنند.
ترديدي نيست كه الگوي مصرف در فرهنگ مصرف وابسته به 2 عنصر
كليدي فرد و جامعه و نيز به روابط متقابل ميان آن دو است، زيرا روابط و رفتارهاي
حاصل از آن ترجمان و تعريف فرهنگ بوده كه با اصل همبستگي اجتماعي رابطهاي دوسويه
دارند.
خلاقيت در اصلاح الگوي مصرف، طي طريق سريع پيشرفت و لذا نقطه
آغازين تلاش براي تبديل آن به الگويي براي تمام فصول است. براي كشوري در حال توسعه
همچون جمهوري اسلامي ايران كه افق 1404 آن نزديك است، پويايي و حركت به سمت كمال،
رمز رسيدن است. رسيدن به خودكفايي و صعود پلههاي ترقي كه بدون اصلاح الگوي مصرف و
جا افتادن فرهنگ آن در جامعه قياس معالفارق است.
ج) بررسي نقش آموزههاي ديني در اصلاح الگوي
مصرف
ارائه الگوي صحيح و اصلاح الگوي موجود مصرف به معناي حفظ،
تقويت، ساماندهي ظرفيتها و امكانات بيپايان كشوري است كه ميخواهد در دوره معاصر،
تمدن اسلامي را بازسازي و جامعه نمونهاي را براي ارائه به ديگر جوامع معرفي
كند.
ارائه الگوي صحيح مصرف به معناي ارائه الگوي مديريت و نظارت
در سرمايهها و منابع ملي و توزيع در عرضه آن نيز هست كه در آياتي از جمله در
داستان حضرت يوسفع، بدان اشاره شده است؛ بنابراين لازم است با تهيه قوانين و
بهكارگيري درست و اعمال قانون از هرگونه سوءاستفاده در بخش مديريت (بخصوص مديريت
دولتي) جلوگيري شود كه اين خود يكي از منابع مهم افزايش ثروت و سرمايه ملي براي
دستيابي به شكوفايي و پيشرفت اقتصادي است.
خداوند بصراحت در آيه دهم سوره اعراف از تسلط و مالكيت و
حكومت انسان بر زمين و بهرهمندي وي ازانواع مواهب سخن گفته و از وي خواسته تا با
بهرهگيري درست و مناسب از اين نعمات و قدرت در مسير كمال و تعالي گام بردارد و
سپاس و شكر عملي و حقيقي را به اين شكل ابراز و اظهار كند. در ضمن از آنجا كه
هرگونه فعاليت و تصرفي در هر يك از بخشهاي مربوط به توليد، مبادله و مصرف در رشد و
شكوفايي اقتصادي بسيار موثر است، مساله تبيين بهترين و كاملترين روش در بخشهاي
مذكور مورد توجه قرآن و اسلام واقع شده است.
چرا كه حدود 30% از كل تلفات حرارتي ساختمان
از پنجرهها صورت
ميگيرد، به همين دليل پنجرههايي كه
در جاي خوبي نصب نشدهاند يا
خوب محافظت نميشوند،
ميتوانند هزينه سوخت را بسيار بالا ببرند.
اگر تصميم داريد ساخت ساختمان جديدي را شروع
كنيد، با يك مشاور آشنا
به اصول صرفهجويي تماس
بگيريد، اما اگر ميخواهيد ساختمان موجود
خود را بهينهسازي كنيد و از هزينههاي خود
بكاهيد، اين راهنما ميتواند
راهنماي خوبي براي شما
باشد.
جلوگيري از تلفات حرارتي پنجرهها
يك پنجره با شيشه تك جداره تقريباً 10 برابر
يك ديوار عايقكاري شده هم
اندازه خود تلفات
حرارتي دارد. چنين پنجرهاي سه مشكل عمده ايجاد
ميكند:
بالا بودن تلفات حرارت، فراهم نشدن
آسايش ساكنين، بخار گرفتن پنجرهها.
براي كاستن از مشكلات ناشي از پنجرهها،
ميتوان از راههاي مختلف يك
لايه هواي ساكن بين محيط
داخل و خارج ايجاد كرد، با انجام اين كار تلفات
حرارتي پنجره به نصف كاهش مييابد. براي ايجاد
اين لايه هوا راههاي
مختلفي وجود
دارد.
دو
جداره كردن
دو جداره كردن شيشه هر پنجرهاي باعث بالا
رفتن كارآيي آن ميشود،
بويژه پنجرههايي كه
پردهاي روي آنها نصب نشده است.
پنجره دو جداره، داراي
دو شيشه ميباشد كه بين آنها يك فضاي كاملاً
درزبندي شده قرار گرفته است. اين فاصله
معمولاً بين 6 تا 20 ميليمتر
است.
اگر اين فاصله هوايي 15 ميليمتر انتخاب شود،
بهترين كارآيي بدست ميآيد.
دو جداره كردن پنجره با
وجود اينكه اتلاف حرارت را كاهش ميدهد، جلوي
ورود نور و گرماي خورشيد را نميگيرد.
بنابراين در فصول گرم سال براي
كاهش ورود گرما به داخل
ساختمان بايد جلوي تابش مستقيم خورشيد به
پنجره را گرفت.
«پسماند»، «زباله» یا «آشغال»؛ نامش را هرچه میخواهید بگذارید، فرق چندانی
ندارد. موضوع این است که خیلی از ما، به این که هر روز چه حجم زباله، پسماند یا
آشغال وارد چرخه محیط زیست میکنیم فکر نمیکنیم. اگر سطل زباله چند روز از خانه یا
آپارتمانتان خارج نشود، چه اتفاقی میافتد؟
کره زمین، خانه و محیط
زیست همه انسانهاست. گاهی ما فکر میکنیم با گذاشتن کیسه زباله بیرون خانه
دیگر مسئولیتمان تمام شده است و اصلا فکر نمیکنیم که چه اتفاقی قرار است برای این
زبالهها بیفتد. چهقدر انرژی و هزینه صرف جمع آوریشان میشود و چه قدر به
آلودگیهای زیست محیطی اضافه میگردد و سهم ما در اینمیان چه قدر است؟
سالانه میلیونها تن زباله شهری تولید میشود که بخش زیادی از این زبالهها
مربوط به بخش خانگی هستند. نیمی از محتویات سطلهای زباله، قابل بازیافت است. 30
درصد میوهها و سبزیها قابل کمپوست شدن (کود) هستند، اما با وجود
اینکه میتوان 68 درصد زبالههای خانگی را بازیافت یا تبدیل به کمپوست کرد، تنها در
بخش بسیار کمی این کار انجام میشود. بهعنوان مثال در انگلستان تنها 15 درصد
زبالهها بازیافت میشوند.
بازیافت پسماندها به کاهش تولید زباله، حفظ منابع زیست محیطی، کاهش مصرف انرژی،
کاهش گازهای گلخانهای و تغییرات آب و هوایی و کاهش هزینهها کمک میکند.
چه طور زباله کمتری تولید کنیم؟
ما باید تمام سعیمان را برای تولید زباله ی کمتر انجام دهیم، اما چه طور و
چگونه؟
1- بسته های محصولات یکی از موارد تولید زبالهاند. ما محصولات را استفاده
میکنیم و بستهبندیشان را که اغلب پلاستیکیاند به صورت زباله وارد محیط زیست
میکنیم. بهتر است از ابتدا به این موضوع توجه داشته باشیم و به جای خرید حجم کمی
محصول در چند بستهبندی، حجم بیشتر در یک بستهبندی بزرگتر را انتخاب کنیم، (مثلا
به جای چند قوطی مایع صابون کوچک، یک ظرف بزرگ مایع صابون بخریم)، اگر مصرفتان به
اندازهای است که از محصول پیش از رسیدن تاریخ انقضا استفاده میکنید این کار
برایتان مقرون به صرفه هم خواهد بود.
این نکته هنگام خرید حبوبات، آرد، تخم مرغ ، شیر و
سایر محصولات غذایی نیز کاربرد دارد. هنگامی که در فروشگاه به قفسه محصولات نگاه
میکنید، آنهایی را انتخاب کنید که بستهبندی کمتر و قابل بازیافتی دارند.
2- راه دیگر برای کاهش حجم زباله استفاده مجدد از وسایل و لوازمی است که
کاربردشان را از دست دادهاند. بهتر است لوازمی مانند کامپیوتر و تلویزیون، میز و
مبلمان را که نمیخواهید، برای استفاده در اختیار دیگران قرار دهید. با این کار چند
سال دیرتر به حجم زبالهها اضافه خواهد شد. این لوازم را میتوانید به صورت رایگان
در برخی روزنامهها آگهی کنید و بفروشید. راه دیگر هم این است که خودتان در موارد
دیگر از آنها استفاده کنید. مثلا حوله و لباسهای کهنهتان را پس از شستن و
ضدعفونی کردن، برای گرد گیری و تمیز کردن وسایل خانه استفاده کنید.
غذاهایی که زباله میشوند
تبدیل مواد غذایی به زباله یکی از موارد روشن اسراف است. طبق گزارش موسسه کشاورزی
آمریکا، 27 درصد از منابع غذایی جهان در سال 1995به زباله تبدیل شده است. این در
حالی است که تعداد زیادی از مردم روی همین کره خاکی از گرسنگی رنج میبرند. یکی از
علل تبدیل غذا به زباله، بیتوجهی به خرید یا پخت غذا به مقدار زیاد و بیشتر از
نیاز است که با کمی دقت، به راحتی قابل پیشگیری است.
زبالههای خطرناک
باتری و زبالههای برقی، لامپهای فلورسنت و دماسنج جیوهای به دلیل داشتن مواد
سمی، جزو زبالههای خطرناک هستند و در برخی کشورها اجازه داده نمیشود با سایر
زبالهها یک جا قرار بگیرند. یک راه مناسب برای کاهش تولید این زبالهها استفاده از
مواد جایگزین مانند استفاده از باتری قابل شارژ و دماسنج الکلی است.
شویندهها،
اسید، ضدیخ، روغن ترمز، رنگهای روغنی، تینر، حشرهکشها و آفتکشها و حلالها هم
از پسماندهای خطرناک خانگی هستند. بهتر است استفاده از مواد سفیدکننده و
ضدعفونیکننده را محدود کنید و از جایگزینهای کمخطر مانند محلول آب و مایع شوینده
یا محلول آب و سرکه استفاده کنید. برای دور نریختن باقیمانده رنگ خانه هم بهتر است
از ابتدا سطحی که میخواهید رنگ کنید، اندازه بگیرید. یک لیتر رنگ مساحت 10
مترمربع را میپوشاند.
ظروف یکبارمصرف هم که این روزها مصرفش زیاد شده، یکی از زبالههای خطرناک است
که به محیط زیست آسیب میرساند. در خانه و مهمانیها از این ظروف استفاده نکنید.
100 رستوران در پکن برای حفظ محیط زیست تصمیم گرفتهاند از ظروف یکبارمصرف استفاده
نکنند و قاشق و ظروف را به شیوه کاملا بهداشتی بشویند و باز هم مورد استفاده قرار
دهند. اگر حال و حوصله غذا درست کردن نداشتید و خواستید از بیرون غذا بگیرید، بهتر
است قابلمهتان را همراه ببرید و چند ظرف یکبار مصرف را وارد محیط زیست نکنید.
زباله تر و خشک یعنی چه؟
پس از تلاش برای تولید کمتر زباله، بازیافت مورد توجه قرار میگیرد. اگر تصمیم
گرفتهاید شما هم در چرخه سبز بازیافت نقشی داشته باشید، باید زبالههای تر و خشک
را از هم جدا کنید.
غرفههای بازیافت
شاید بگویید خب بعد از اینکه زبالههای تر و خشک را جدا کردیم، چه کار کنیم.
خیلیها همینطور منتظر میمانند تا یکی در خانهشان را بزند و زبالههای خشک را از
آنها بگیرد و چون این اتفاق نمیافتد، زبالههای خشک را که کلی وقت صرف جدا کردنشان
کردهاند با سایر زبالهها بیرون میگذارند.
میتوانید زبالههای خشک را در کیسههای نایلونی آبی رنگ که توسط شهرداری محل
توزیع میشود، جمع کنید و یا آنها را به غرفههای بازیافت تحویل دهید.
غرفههای بازیافت از چند سال پیش با هدف توسعه و ترویج فرهنگ تفکیک زباله بین
شهروندان و پاکسازی محیط زیست از زبالههای غیرقابل بازیافت، در مناطقی از شهر
تهران دایر شدهاند. این غرفهها در برخی مناطق از جمله مناطق شمال و شمال شرق
تهران و در میادین میوه و تره بار به چشم میخورند و در ازای دریافت پسماند خشک، به
افراد مواد شوینده یا بن کالا مثلا بن خرید گل و گیاه میدهند. ادارات، مراکز تجاری
و مجتمعهای مسکونی در صورتی که حجم پسماند خشکشان از یک تن بیشتر باشد، میتوانند
با تماس با شماره 137 از خودروهای ویژه این کار استفاده کنند.
پسماندهای خشک
کاغذ و مقوا
انواع روزنامه، مجله، کتاب، دستمال کاغذی، عکس، بسته های کاغذی شیر و آبمیوه،
جعبههای شیرینی و کفش و لباس، شانه تخم مرغ و ...
پلاستیک
انواع ظروف پلاستیکی، روکشها و کیسههای پلاستیکی، طنابهای پلاستیکی، اسباب
بازیهای پلاستیکی، فیلمهای عکاسی، انواع ابر و اسفنج و ...
فلزات
انواع قوطی فلزی کمپوت، کنسرو، نوشابه، رب، وسایل فلزی آشپزخانه، شیرآلات،
لولهها و توریهای فلزی، ظروف و لولههای مسی، چدنی، آهنی، فویلهای آلومینیومی،
رادیاتور و ...
شیشه
انواع ظروف شیشهای، لامپهای ساده و فلورسنت، آینه، سرامیک، چینی، بلور و
...
منسوجات و چرم
انواع لباسهای کهنه و پارچههای مستعمل، انواع وسایل پارچهای، انواع کیف و
کفش، البسه و وسایل چرمی
چوب
انواع جعبههای چوبی، سرشاخه، برگ درخت، مبل،میز، وسایل چوبی آشپزخانه و
...
بيشتر جوانان به دليل واهمه از مشکلات اقتصادي و هزينه هاي بالا در تشکيل
خانواده ،ازدواج را به تاخير
انداخته تا پس از جمع آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند که بايد
به جوانان گفت که روزي دست خداست.
اين جمله را شايد از طرف پدر و مادر و اقوام به گوشتان خورده باشد"مگه ماها که ازدواج کرديم اولش چي داشتيم"!"روزي
دست خداست."
در حال حاضر جوانان مشکلات اقتصادي و مستقل نبودن را سد راه ازدواج و تشکيل خانواده مي دانند و
برگزاري مراسم و هزينه هاي سنگين و توقعات طرف مقابل با داشتن يک حقوق کارمندي
کافي نمي دانند.
اگر جوانان به زندگي گذشتگان و پدر و مادرشان توجه داشته باشند همه آنها از
زندگي در خانه پدربزرگان و دور هم با وسايل ابتدايي و ساده مي گويند و بعد از چند
سال و داشتن دو سه فرزند صاحب همه چيز از جمله خانه بزرگتر و وسايل بهتر شدند.
جوانان بايد از زندگي پدر و مادرها و کساني که چند ساله ازدواج کردند مي توانند درس بگيرند
که زندگي ساده ولي با صبر و گذشت و به دور از افراط و تفريط ، توانسته اند يک
زندگي خوب و متوسط داشته باشند.
جوانان زمان ازدواج و داشتن
زندگي مستقل را زماني که خانه و ماشين و درآمد کافي براي برگزاري مراسم عروسي را
داشته باشند مي دانند و از ازدواج کردن واهمه دارند.
شتر جوانان به دليل واهمه از يک زندگي مستقل،ازدواج را به تاخير انداخته تا پس از جمع
آوري و اندوخته کردن مال و اطمينان کامل گام پيش نهند.
اما اغلب اين گونه دغدغه ها براي جوانان روا نيست، زيرا با حداقل ها نيز مي توان
زندگي را آغاز کرد،چون رزق و روزي در گرو ازدواجاست.
در همين زمينه بسياري از احاديت و آيات قرآني آورده شده است،"خانواده تشکيل دهيد
که آن براي شما روزي آور است"و رسول اکرم(ص) در کلام شيرين ديگري مي فرمايد:"با
زنان ازدواج کنيد که آنان،ثروت و
روزي مي آورند."
نه تنها عنايت الهي در ازدواج
محسوس است، ازدواجعاملي است براي
دستيابي به روزي.
اما نميتوان صرفا به دليل کار يا شغل کم درآمد ، امر مهم ازدواج را ناديده گرفت و معيارهاي مهم
ديگر را فراموش کرد و نياز به داشتن زندگي مشترک را فقط به دليل نداشتن پول، کنار
گذاشت. همان طور که در احاديث ديگر ديدهايم ، به فرموده پيامبر(ص) :" بي همسران را
همسر دهيد ، زيرا با اين کار ، خداوند ، اخلاق آنان را نيکو و روزيشان را زياد
ميکند و به جوانمردي شان ميافزايد". از اين نکته بر ميآيد که به واسطه امر مهم ازدواج، خداوند، شخص را در به دست
آوردن شغل (که همان وسيله روزي است) ، ياري ميکند.
درست است که براي تأمين اکثر نيازهاي بشريت، پول مهم
است، اما بعضي از تاخير در ازدواج
ها واقعا از بي پولي نيست بلکه راضي نبودن به آن اندازه دارايي است که مي تواند يک
زندگي دونفره ي ساده را تشکيل داد.
ديدگاه کارشناسان و صاحب نظران نيز در اين خصوص اين است:"جوانان موانع اقتصادي
را مهمترين مشكل ازدواج و ادامه
تحصيل را مقدم بر امر ازدواج
ميدانند".
"مشكلات اقتصادي ، بالابودن هزينه تهيه جهيزيه ، ميزان مهريه ، اجاره و خريد
خانه ، بالابودن هزينه مراسم عروسي، مشكلات فرهنگي و موانع خانوادگي و اجتماعي را
از ديگر موانع سد راه ازدواج جوانان
مي دانند".
"اما کارشناسان بر اين باورند بهترين راه تامين هزينههاي مربوط بهازدواج را تامين هزينهها از سوي والدين،
پسانداز و توان مالي شخصي، وام گرفتن از بانكها و صندوقهاي قرض الحسنه است و
جوانان در آغاز زندگي مي توانند به راحتي اين مشکلات را حل کنند".
فلسفه رزق و روزي بعد از تشکيل خانواده در بين جوانان بايد به يک باور اعتقادي
تبديل شود تا ازازدواج و تشکيل
خانواده ترسي نداشته باشند.
براي حل بحران بالا رفتن سن ازدواجهمه بايد دست به دست هم بدهيم . هر
کس در حد توان خود . اگر در حال حاضر جوانان کمي از سختگيريها بکاهند و با دقت و
به آساني به آن بنگرند و فقط به داشتن شغل مناسب و درآمدزا و به اندازه کفاف
نيازهاي يک خانواده ، خود را قانع کنند ، شرايط ازدواج را مهيا ساخته اند.
«و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف مینمایند و نه سختگیری؛ بلکه در
میان این دو، حد اعتدالی دارند.»
کلمات کلیـدی آیه یاد شده:
أنفقوا:
1- در آیه یاد شده اصل انفاق مسلم انگاشته شده و تنها درباره اوصاف و چگونگی
انجام آن سخن رفته است؛ چنانکه می فرماید: انفاق باید بی هیچگونه اسراف صورت پذیرد.
2- کلمه"اذا" که بر سر فعل أنقوا آمده است در علم نحو عربی معنای قطعیت و حتمیت
را افاده می کند بنابر این می توان گفت انفاق یکی از وظایف قطعی بندگان شایسته
خداست.
لم یسرفوا:
نزد اهل لغت اسراف به معنای
تجاوز از حد هر چیزاست هرچنداغلب درخرج کردن اموال کاربرد یافته است.
در اصطلاح قرآن، مسرفان به صفاتی چند شناخته شده اند:
1- کسانی هستند که فرعون وار عمل می کنند(یونس/83) .
2- یاران دوزخ و آتشند(غافر/43)
3- برادروار دست در دست شیطان دارند
4- مشمول دوستی خداوند نمی شوند(اعراف/31)
5- فرمانبرداری از آنها ممنوع است و نباید اوامرشان اجرایی شود.(شعراء/151)
لم یقتروا:
با اندکی تامل می توان دریافت که قرآن تنها بر "اقتصاد" انگشت تاکید می نهد نه
"اقتار" که نقطه مقابل اسراف
است.
توضیح و تفسیر "اقتار" که به معنای رویکرد بخیلانه و سختگیرانه در بخشش اموال
است در آیه دیگری از قرآن آمده است: