اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 

 

ایجاد توازن و تعادل در مصرف باعث ترقی خواهد شد 

 اساس تکامل جوامع بشری به رشد و تکامل خانواده مرتبط است بطوری که مهمترین ابعاد نظری، باورها، روش‌ها و کارکردها در این نهاد کوچک شکل می‌گیرد.با توجه به آنکه انتقال باورها از یک نسل به نسل‌های آینده توسط خانواده صورت می‌گیرد و به شکل فطری، آموزشی و عملی انتقال پیدا می‌کند، می‌توان گفت خانواده مهمترین نقش را در ایجاد هنجارها و فرهنگ‌ها از جمله صرفه‌جویی برعهده دارد.

اصلاح فرهنگ 

با توجه به این‌که جامعه ما دین‌مدار و ارزشی است، صرفه‌جویی نیز یک وظیفه همگانی تلقی می‌شود. همواره باید به این نکته توجه کرد که خداوند انسان‌ها را با نزول نعمت و گاهی با نبود آن امتحان می‌کند بنابراین می‌توان گفت زندگی متعادل و بدون اسراف می‌تواند کمک شایانی به پیشرفت‌ خانواده و در نهایت جامعه داشته باشد.

مهری سویزی، مشاور وزیر و مدیرکل امور زنان، در این رابطه می‌گوید: با توجه به آنکه امسال، تحت عنوان اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است نیاز به تأمل بیشتری در این رابطه است تا سطح، عمق و ژرفا، تعدد و تنوع موضوعات آن مشخص شود. عنوان صرفه‌جویی به معنی توان‌بخشی است. در واقع این عنوان به آن معنی نیست که باید مصرف کم شود بلکه منظور آن است که با برقراری توازن بتوان برخی کمبودها را افزایش داد.

در این رابطه جامعه ما بشدت دچار بدمصرفی و کم و یا پرمصرفی است بنابراین باید بتوان در همه سطوح تعادل برقرار کرد. مهری سویزی در مورد نمونه برقراری تعادل در زندگی از تغذیه نامناسب خانواده‌ها می گوید و توصیه می‌کند افراد باید توازن و تعادل را در هر بخشی از زندگی خود جایگزین کنند. برای مثال در کشور ما ایران، مصرف سرانه ماهی بسیار کم است در حالی که باید خانواده‌ها بیش از گذشته از گوشت ماهی استفاده کنند. لذا نحوه صحیح مصرف نوعی صرفه‌جویی است بطوری که دیده شده است معمولاً چای پس از صرف غذا میل می‌شود در حالی که اگر در زمان خاص خود استفاده شود نه تنها ضرری ندارد بلکه می‌تواند خواصی به دنبال داشته باشد، لذا صرفه‌جویی به معنی مصرف نکردن نیست بلکه باید از هر چیزی به نحوه صحیح استفاده کرد. وی در ادامه می‌گوید: هفت عرصه برای صرفه‌جویی و مصرف درست تعریف شده است که خوراک، پوشاک، مسکن، انرژی، بهداشت، تفریح و ورزش و اثاثیه منزل و زندگی را شامل می‌شود که موضوعات ذکر شده دائماً در ارتباط با یکدیگر هستند.

تحقیقی که توسط مهری سویزی انجام شده است حاکی از آن بوده است که در ایران عمر وسایل خانگی از جمله یخچال ۱۴ سال کمتر از کشورهای سازنده است. وی دلیل این موضوع را اهمیت ندادن به دستور استفاده و نکات مهم هنگام استفاده از وسیله برقی می‌داند. از طرفی یکی از مهمترین جنبه‌های صرفه‌جویی، نگهداری صحیح از وسایل شخصی است که می‌تواند کمک زیادی به کاهش هزینه‌ها داشته باشد. در صورتی که یک لباس در نهایت سلیقه و برای مدت طولانی نگهداری شود می‌تواند آراستگی فرد را حفظ کند اما دیده می‌شود افرادی دائم در حال خرید لباس هستند ولی زیبایی و آراستگی ندارند.

تغییر الگوها 

الگوسازی و فرم‌دهی جامعه نقش مهمی در افزایش فرهنگ مردم دارد.

نهاد قانونگذار، نهاد اجرایی، فرهنگی، اقتصادی، رسانه‌ها، خانواده و نهاد نظارت عرصه‌های مختلفی در جامعه هستند که می‌توانند الگوهای رفتاری مناسبی را در جامعه بوجود ‌آورند.مهری سویزی در این باره می‌گوید: در هر جامعه‌ای، قانون قدرت خاموشی است که پس از تصمیم‌گیری الگوهایی را در افراد جامعه بوجود می‌آورد که برای نمونه می‌توان به الزامی شدن بستن کمربند ایمنی و رعایت قوانین رانندگی اشاره کرد. نهاد اجرایی نیز به وسیله نوع خدمات، نوع مصرف و تأمین سهم فرهنگی در الگوسازی جامعه نقش دارد.

نقش خانواده 

خانواده نیز که در یک کلام از پدر، مادر و فرزندان تشکیل شده است سهم بسزایی در الگوسازی دارد. به این ترتیب که پدر خانواده با برنامه‌ریزی می‌تواند خانواده را هدایت کند تا نه اسراف کنند و نه دچار کمبود شوند. مادر نیز که جنبه محور بودن دارد و رفتارهای خانواده از او الگوبرداری می‌شود، می‌تواند سطح فکر و عمل فرزندان را افزایش دهد تا با صرفه‌جویی و حذف هزینه‌های غیرضروری بتوانند آینده بهتری را برای خود رقم بزنند.

مینو اصلانی، مسئول بسیج بانوان کشور در این رابطه می‌گوید: جامعه ما یک جامعه اخلاقی، معنوی و دارای حدود الهی است که خانواده در آن نقش مهمی دارد. بطوری که مقام معظم رهبری در این رابطه فرموده‌اند: استفاده نادرست از نعمت‌های الهی باعث می‌شود خداوند آنها را از انسان سلب ‌کند تا به سختی دچار شود، زیرا اسراف کردن باعث از بین رفتن سرمایه‌ها و چشم و هم‌چشمی می‌شود.

اصلانی می‌افزاید: در صورتی که هر خانواده‌ای براساس درآمد خود هزینه‌هایش را تنظیم کند و در کنار آن مبالغی از درآمد خود را پس‌انداز و به سرمایه‌گذاری اختصاص دهد، باعث رشد اقتصادی جامعه نیز شده است.مینو اصلانی نقش زنان را در کاهش هزینه‌های خانواده، پررنگ‌تر می‌داند و می‌گوید: با توجه به آنکه فرزندان الفت بیشتری با مادر دارند، زنان می‌توانند با تدابیری مؤثر، فرزندانی صرفه‌جو تربیت کنند. بصیرت و نگاه زن به خانواده اهمیت زیادی دارد و در صورتی که مادران به فرزندان‌شان یاد دهند که چگونه از وسایل شخصی خود مراقبت بیشتری کنند و یا وسایلی را که هنوز قابل استفاده هستند به کار گیرند، می‌تواند فرهنگ صرفه‌جویی را در آنها تقویت کند. مادر خانواده با گفت‌وگو و مشورت به فرزندان می‌تواند بیاموزد که لباس، شخصیت‌ساز نیست بلکه ادب، علم و احترام به دیگران به انسان شخصیت می‌دهد. همچنین نپوشیدن لباس جدید نشان‌دهنده فقر نیست بلکه نگاه درستی است که از اسراف کردن جلوگیری می‌کند.

وی می‌افزاید: تغییر فرهنگ یک جامعه نیاز به صبر و استقامت دارد و نمی‌توان فرهنگ یک جامعه را در مدت زمان کوتاهی تغییر داد بنابراین علاوه بر خانواده، رسانه‌ها نیز کمک زیادی باید داشته باشند زیرا در صورتی که آموزش‌ها و فرهنگ‌سازی‌ها هم از طرف خانواده باشد و هم از جانب رسانه‌ها، بحث و اظهارنظر در مورد آن نتیجه بهتری خواهد داشت.

مصرف صحیح 

در هر جامعه‌ای روحیه تجمل‌گرایی مانع از تعالی جامعه می‌شود لذا فرهنگ‌سازی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. در جوامع غربی نیز مصرف بیش از اندازه، آنها را به نابودی کشانده است. در صورتی که نگاه درستی به صرفه‌جویی وجود داشته باشدو هر چیزی در جای خود قرار گیرد، کمک زیادی به اقتصاد جامعه می‌شود.

به گفته دکتر مینو اصلانی توجه بیشتری در نگهداری وسایل، عمر آن را افزایش می‌دهد و تأثیر بسزایی در کاهش مصرف دارد. محافظت از سلامت جسم نیز از مسئولیت‌هایی است که کوتاهی در آن، نوعی اسراف محسوب می‌شود در حالی که جامعه ما باید از فرهنگ غنی و ملی خود الگو گیرد.وی در مورد پیامدهای مصرف درست و بجا در خانواده می‌گوید: پرورش روحیه صرفه‌جو، جمع‌گرا و حضور اجتماعی خانواده در این حوزه باعث می‌شود که افراد تنها به سرنوشت خود نیندیشند بلکه خود را در همه موفقیت‌ها سهیم بدانند و روحیه کم‌مصرف و پرکار بودن را که از ارزش‌های الهی است و نزد خداوند جایگاه زیادی دارد، در آنها تقویت شود.

صرفه‌جویی و اقتصاد جامعه 

مصرف صحیح بازتابی از فرهنگی است که در خانواده‌ها شکل می‌گیرد و با توجه به آنکه جامعه ما نسبت به جوامع دیگر، مصرفی است فرهنگ‌سازی و آموزش والدین به فرزندان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

بطور طبیعی هرگونه آموزش خانواده به فرزندان به عنوان یک کانون مهم در شکل‌گیری شخصیت آنها، کمک زیادی به نسل‌های آینده می‌کند.دکتر حسین راغفر، دکترای اقتصاد و عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا مهم‌ترین عامل مصرفی بودن مردم جامعه را، تأثیر اقتصاد نفتی می‌داند و می‌گوید: استفاده از منابع نفتی در کشور ما ایران باعث شده است تا بسیاری از کالاها به قیمت ارزان عرضه شود در حالی که هزینه آن را نسل‌های بعدی باید بپردازند. نوع الگوی تولیدی و برقراری رفاه بیشتر باعث رواج فرهنگ چشم‌و هم‌چشمی و برقرار نشدن عدالت می‌شود که آثار مخربی خواهد داشت. بنابراین محصولات باید به گونه‌ای در اختیار مردم قرار گیرد که انرژی بین نسل‌های آینده به صورت عادلانه‌ای تقسیم شود.

دکتر راغفر در رابطه با علل کم‌مصرف بودن جوامع دیگر می‌گوید: عوامل متعددی در نوع الگوی مصرفی آنها نقش دارد. از جمله آنکه در چنین کشورهایی امکان پولدار شدن به سرعت و به اصطلاح یک شبه وجود ندارد و رشد اقتصاد آنها نیاز به زمان زیادی دارد بنابراین مردم برای پول‌شان ارزش بیشتری قائل هستند زیرا ناشی از تلاش خود آنهاست و همواره به فرزندان خود نیز می‌آموزند که برای بدست آوردن پول، لازم است تلاش کنند و در نتیجه در خرج کردن آن نیز دقت زیادی داشته باشند.

وی می‌افزاید: این نکته چنان برای آنها پراهمیت است که در خانواده‌ها حتی با داشتن سرمایه کافی، به فرزندان خود آموزش می‌دهند تا در سنین کم مشغول به کارهای سبک مانند توزیع روزنامه شوند. در واقع هدف آنها کسب درآمد نیست بلکه به آنها می‌آموزند تا اهمیت پولی را که بدست آورده‌اند و وقت خود را برای آن صرف کرده‌اند، بدانند. این طرز تفکر آنها باعث می‌شود تا فرزندان‌شان فقط مصرف‌کننده نباشند و ارزش پول خود را بیشتر از گذشته بدانند در نتیجه در نوع مصرف خود نیز توجه بیشتری خواهند کرد.

منبع آفتاب 




ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:18 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 روانشناسي مصرف گرايي

خبرگزاري فارس: آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم

آيا انسان براي مصرف كردن به دنيا آمده است؟ آيا انسان براي استفاده از اين جهان پا به هستي گذاشته است؟ در ابتداي امر سوال ساده اي به نظر مي رسد، اما با كمي تأمل مي توان فهميد كه اين پرسش ما را بسوي حقايق عميق تري رهنمون مي كند پيش از اين زياد درباره آنها به تفكر و تعمق نپرداخته ايم و از تأثيراتشان بر هستيمان زياد آگاه نبوده ايم. در اين مجال سعي دارم به اجمال به ماهيت مصرف و انواع آن و تأثيراتش بر زندگي انسان بپردازم.

تعريف «مصرف » و «مصرف گرايي»
پيش از هر بحثي بايد مصرف كردن را تعريف كنيم. مصرف كردن در معناي عادي و هنجار آن يعني استفاده درست و به اندازه از منابع طبيعي براي زنده ماندن و زندگي كردن. اگر كمي خط سير تاريخي تمدن بشري را دنبال كنيم در مي يابيم كه قسمت عمده ستيز و جنگ هاي بشر نيز از زماني شروع شد كه انسان توانايي ذخيره منابع طبيعي و چيزهاي با ارزش را پيدا كرد. اين زمان بر دوران نوسنگي و انقلاب اقتصادي نخستين انسان منطبق است. پس با اين تعريف كمتر كسي فكر منفي درباره مصرف كردن به ذهن راه مي دهد و تقريبا همه موافق اين نوع مصرف هستند.
اما زماني كه درباره واژه مصرف گرايي صحبت مي كنيم معناي كلمه از ظاهر آن به ما رخ مي نمايد. اين واژه بر رسم و آيين و راه و روشي در زندگي دلالت مي كند كه وجود انسان را فرا گرفته است و تأثير عميقي بر تفكرات و رفتار و در نهايت خوشبختي انسان مي گذارد. در اينجا مصرف كردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح كرديم تفاوتي ماهوي دارد و نماينده فرهنگي جديد و قدرتمند در زندگي انسان است كه نخستين رگه هاي آن را مي توان از انقلاب صنعتي در جهان غرب پيگيري كرد.
پس تا اينجا بايد دريافته باشيد كه بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمايزي بين معاني مختلف اين كلمه قايلم. اما ادعاي اين تفاوت را بنده از كجا آورده ام؟ بايد بگويم كه اين تمايز را مي توان با يررسي دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسي استنباط كرد:
1- چه چيزي مصرف مي كنيم؟
2- در كل به چه علتي مصرف مي كنيم؟

چه چيزي مصرف مي كنيم
اين روزها همه شما با ورود به يك فروشگاه زنجيره اي بزرگ در يك رديف مواد شوينده يا بهداشتي در برابر خيل عظيمي از محصولاتي قرار مي گيريد كه شايد يك قرن پيش اثري ا آنها وجود نداشته است.
مطلبي كه مي خواهم عنوان مي كنم با اشاره به تنوع محصولات آرايشي و بهداشتي رنگ و بوي بهتري مي گيرد. به عنوان مثال اينهمه لوازم آرايشي كه هر كدام براي هدف خاصي در صورت، طراحي شده اند ! يا به طور خاص تر اينهمه كرم هاي ضد آفتاب با عصاره هاي شير و عسل و بادام و گل رز و گل هميشه بهار و...! در حقيقت محصولاتي هستند كه بود و نبودشان در اين حجم و تنوع وسيع، خللي در زندگي وارد نمي كند.
پس چرا اين محصولات با اينهمه تنوع وجود دارند و هر روز هم بر تنوعشان افزوده مي شود؟
در اينجا نقل قول مي كنم از اريك فروم انديشمند بزرگ كه مساله را به گونه اي شفاف و تكان دهنده بيان مي كند. عقيده كلي وي در اين زمينه بر اين اساس قرار دارد كه جامعه صنعتي امروز و غول هاي اقتصادي و شركت هاي بزرگ براي رسيدن به مقاصد خود از انسان اين عصر يك مصرف كننده تمام عيار مي سازند و با قدرت عظيم تبليغات مسخ كننده خود در انسان نيازهاي غيرواقعي و زايد بوجود مي آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل يكسان كه قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمي خورد، مردم را به خريد اين محصولات وا مي دارند. در جامعه امروز اگر فلان يا بهمان محصول استفاده نكني و بدتر اينكه آنرا زايد بداني با انتقادات تندي مواجه مي شوي كه بي كلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت مي كنند.
نظام عظيم تبليغات امروزه بطور غير مستقيم آدم هاي شاد و موفق و خوشبخت را به عنوان يك مصرف كننده خوب و تمام عيار معرفي مي كند.اگر لبخندهاي پرمعني و لحظات شاد و فضاي دلنشين پوسترهاي تبليغاتي را بياد بياوريد به معناي آنچه من مد نظر دارم نزديك تر مي شويد.
بدترين اتفاقي كه بوسيله تبليغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق مي افتد تغيير آرام و تدريجي نظام هاي ارزشي و باورهاي فردي و اجتماعي ما درباره شيوه هاي زيستن است. آنچه امروز در سراسر دنيا تبليغ مي شود اين است كه انسان بايد مصرف كند، چه چيز را؟ آنچه ما توليد مي كنيم صرف نظر از اينكه آيا واقعا انسان امروز به آن احتياج دارد يا خير. در حقيقت انسان در اين كارزار به مصرف كننده بي اراده اي تبديل شده كه به خيال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است كه در انتخاب يك محصول بجاي فلان كارخانه از بهمان كارخانه خريد كند اما معمولا آگاه نيست كه در خريد آن محصول مختار نيست و صرف نظر از ماركي كه خريد مي كند آن محصول رل حتما بايد بخرد. اوج اين بايدها را در خريدهاي جهيزيه مي توانيد به عينه ببينيد.
انسان امروز به درجات مختلف آلت دست قدرت طلبي و زياده خواهي شركت هاي بزرگ شده است كه با قدرت رسانه ها و مسخ تبليغاتي كم كم روي عادات و ارزش هاي دروني ما سوار شده اند و شيوه زندگي و آنچه مصرف مي كنيم را از راه دور كنترل مي كنند.
پس مهم است كه چه مصرف مي كنيم. چون رابطه مستقيمي بين آن و زير سلطه و كنترل بودن رواني ما دارد.
اگر واقعا به سراغ محصولاتي برويم كه نيازهاي حقيقي ما را جوابگو هستند هنوز انسانيم و به آلت دست تبديل نشده ايم. براي اين منظور نگاهي به زندگي بزرگان ديني و انديشمندان و فلاسفه انداختن بسيار سودمند است. كداميك از مردان خدا در زمانه خود اين طرز فكر امروزي ما را قبول داشتند و رواجش مي دادند؟ كدام انسان آزاده اي قبول مي كند كه به چنين كنش پذيري و انفعالي كشانده شود كه تمام زندگيش را با دست هايي نامريي كنترل كنند؟ مسلما تفكر عميق در اينباره مي تواند راهگشا باشد.

چرا مصرف مي كنيم؟
انساني كه در يك ماشين قوي اجتماعي -كه لازمه زندگي صنعتي امروز است- به يك مهره تبديل شده باشد هويت و اصالت فردي خود را از دست مي دهد.انسان امروز در درون احساس تنهايي شديدي مي كند و براي فرار از اين تنهايي به كل هاي بزرگ مي پيوندد و تكه اي مي شود از يك سازمان، باشگاه و...و خود را در آن حل مي كند تا آسوده شود. سورن كركگور فيلسوف ديني دانماركي در اين رابطه مي گويد: «... به واسطه بي همتي و بزدلي در برابر هست بودن است كه مردم امروز مي خواهند ذوب و منحل در جمع و توده بشوند و چون لياقت اين را ندارند كه خود كسي بشوند اميدوارند كه زير لواي كثرت و تعدد «چيزي» گردند.»
اين احساس تنهايي وجودي همواره انسان را در طول تاريخ رنج داده است و عكس العمل هاي زيادي را در جوامع گوناگون برانگيخته است كه شرح و بسط آن خارج از حوصله اين مجال است.
تاكيد ما بيشتر بر عكس العملي است كه انسان تنهاي امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان مي دهد. اين زياده خواهي در مصرف كه در واقع چراغ سبزي است به زياده خواهان و طماعان براي سوءاستفاده از انسان، ناشي از اين احساس در انسان است كه آن آزادي و هويت از دست رفته را مي تواند با مصرف كردن به دست بياورد و با مصرف كردن اطمينان بيابد كه هنوز به معناي روحي و رواني كلمه هست و مي زيد. انتخاب يك محصول در ميان محصولات مختلف وي را از داشتن آزادي دروني آسوده مي كند و نمي گذارد به كنه انفعال و بي ارادگي خود پي ببرد.

نتيجه گيري
آنچه امروز اتفاق مي افتد اين است كه قدرت هاي بزرگ صنعتي كه فرامليتي و جهاني شده اند براي انسان تصميم مي گيرند كه چه چيز خوب است و چه چيز بد و با قدرت عظيم رسانه اي و تبليغات مجهز به آخرين فنون روانشناختي آنرا به خورد مردم مي دهند. شايد مقصر عمده خود ما باشيم كه با پناه بردن به مصرف گرايي و مسخ خودخواسته براي فرار از رنج هاي وجودي و نگراني هاي ريشه دار در هستي مان، به اين غول هاي صنعتي و اقتصادي قدرت بخشيده ايم و هر روز نيز از محصولات متنوع و بي فايده شان استقبال مي كنيم و سعي داريم پوچي و يكنواختي زندگيمان را با مصرف اين محصولات متنوع جديد جبران كنيم. مثال ساده اش را در مدل هاي جديد تلفن همراه ببينيد كه در واقع هيچ فرق عمده اي با قبلي ها ندارند و فقط روزمرگي ما را جوابگو هستند.
بازخورد ما در برابر اين توليد كنندگان طماع كه فقط به فروش محصولاتشان فكر مي كنند و البته در راه آن مي گويند كه ما خود را فداي شما و نيازهايتان كرده ايم !!، بسيار مهم است. شناخت انسان از آنچه مي تواند بيافريند، شكوفايي نيروهاي خلاقه انسان و احساس هويت و معنا در زندگي مي تواند ما را از اين تخدير و خماري مصرف بيرون بكشد و وادارمان كند به نيازهاي اساسي خود فكر كنيم و در راستاي تحقق آنها گام برداريم. اينگونه مي شود كه واژه مصرف گرايي براي بسياري از ما بي معنا خواهد شد.

نويسنده:رضا طياري آشتياني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:34 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مسئولان دولتي هادي اصلاح الگوي مصرف در جامعه 

با دكتر اكبر كيهان نيا، جامعه شناس و مشاور خانواده در خصوص الزامات فرهنگي اصلاح الگوي مصرف به گفت و گو نشستيم، وي معتقد است براي آنكه بتوان الگوي مصرف مناسبي در جامعه ايجاد كرد بايد مسئولان دولتي با ارائه راهكارهاي مناسب، مردم را حمايت كنند.

الزامات فرهنگي اصلاح الگوي مصرف چيست؟

در اصلاح الگوي مصرف، الزامي مطرح نيست، تمام افراد نخبه جامعه يعني كساني كه دستي در كارهنر، ادبيات، شعر و رسانه ها دارند بايد براي مردم فرهنگسازي كرده و آنها را از چشم هم چشمي، رقابت هاي بيمار گونه، مصرف گرايي و خودنمايي ها دور كرده و سعي كنند به جامعه اين نكته را انتقال دهند كه ساده زيستي از اهميت بالايي برخوردار است.

به عنوان مثال در بسياري از مراسم هاي خانوادگي، انواع مختلف غذا به مقدار زيادي سرو شده و اين درحالي است كه بسياري از مهمانان به دليل رژيم هاي غذايي متفاوت از صرف غذاهاي موجود در مهماني صرف نظر مي كنند كه اين خود يك اسراف در جامعه كوچكي مانند خانواده است.

به همين دليل افراد فرهنگي و رسانه هاي تاثير گذار در زمينه اصلاح الگوي مصرف فعاليت هاي زيادي انجام داده و در حقيقت انقلاب به راه اندازند، متاسفانه بسياري از كارهايي كه در ايران صورت خواهد گرفت، تنها در حد يك حرف باقي مانده و روي كاغذ آمده جلساتي در رابطه با آن گذاشته مي شود اما اجرايي نمي شود، در واقع مي توان گفت كه در چنين جلساتي تنها نشستند و گفتند و برخواستند و اين به آن معنا است كه تنها حرف مي زنيم بلند مي شويم و بعد آن را فراموش كنيم.

الگوي مصرف و اصلاح آن بايد عميقاً دنبال شده فرهنگ سازي شود تا مردم بفهمند ارزش و اعتبار انسان به ريخت و پاش و تجمل گرايي نيست، بلكه ارزش هاي انساني مي تواند از طريق كم مصرف كردن و درست مصرف كردن نمود پيدا كند.

براي فاصله گرفتن از تجمل گرايي بايد از تمام كساني كه فعاليت هاي مختلفي در رسانه هاي تاثير گذار دارند، استفاده كرده و آنها سعي كنند به اين نكته پرداخته و ضرورت آن را به جامعه نشان دهند.

تعريف شما از مصرف و اصلاح الگوي مصرف چيست؟

هر يك از نيازهاي انسان شرايط متفاوتي داشته و تامين آن نيز متفاوت بوده، به همين دليل نمي توان براي همه نيازها تعريف ثابت مصرفي داشت، به عنوان مثال مصرف غذايي انسان در پروتئين و نشاسته خلاصه مي شود، با توجه به اينكه زندگي ما تبديل به يك زندگي ماشيني شده و امكان تحرك را از ما گرفته بايد تلاش كنيم تا از غذاهاي سبك استفاده كنيم، تا بتوانيم به دليل عدم تحرك و شرايط موجود، مصرف مناسبي را داشته باشيم، بايد تلاش كرد با توجه به شرايط موجود در هر زمينه اي معقول و درست مصرف كرد.

معقول و درست مصرف كردن خود براساس نيازها خود مي تواند اصلاح الگوي مصرف مناسبي را به همراه داشته باشد.

آسيب هاي فرهنگي كه منجر به مصرف نامناسب مي شود چيست؟

تجمل گرايي و مصرف گرايي جزو بزرگ ترين آسيب هاي فرهنگي است كه منجر به مصرف نامناسب اين شود، اين دو عامل در واقع فانتزي بودن شخص را به جامعه نشان مي دهد، به عنوان مثال بسياري از افراد با برپايي مهماني هاي مجلل در تلاش هستند تا احترام زيادي را براي خود كسب كنند، اين درحالي است كه تاثير چنين مهماني هايي كاملاً برعكس بوده و نشان دهنده نوكيسگي و تازه به دوران رسيدگي شخص مي باشد.

بايدها و نبايد هاي فرهنگي اصلاح الگوي مصرف چيست؟

در اين زمينه بايدها و نبايدهاي زيادي وجود دارد كه بايد به آن توجه شود، پول هاي باد آورده كه از اقتصاد ناسالم بدست مي آيد، موجبات نوكيسگي و خودباختگي اقشار مختلف جامعه را به همراه دارد، كه اين امر عوارض اجتماعي زيادي را به همراه خواهد داشت، از جمله اين عوارض مي توان به تنفر و تفاوت، احساس بي كسي و قرباني شدن اجتماع و بي پناه دست مي دهد، اين امر سبب مي شود تا بين طبقه زحمتكش و مرفح فاصله احساسي ايجاد شود، چنين امري در جامعه اتفاق خوبي نيست و دو خطر بزرگ را براي جامعه به همراه دارد اول اينكه قشر زحمتكش جامعه به قشر مرفح متنفر شده و دوم اينكه به مسئولان احساس بي اعتمادي مي كنند، چرا كه اين حس به آنها دست مي دهد كه دولت حامي ثروتمندان بوده و توجهي به اين قشر نمي كند.

در اصلاح الگوي مصرف مردم نقش بيشتري دارند يا مسئولان؟

البته مسئولان نقش مهمي را در اصلاح الگوي مصرف دارند، مسئولان بايد مردم را در اين زمينه راهنمايي كنند، مردم نمي دانند كه چگونه بايد براي اجرايي شدن اين طرح فعاليت كنند و مسئولين مي توانند با استفاده از ابزارهاي مختلف فرهنگي كه در دست دارند، مردم را هدايت كرده و فرهنگسازي لازم در اين زمينه را انجام دهند.

مسئولين دولتي با بوجود آوردن بسترهاي لازم در جامعه فيلمسازان، منتقدان و ديگر هنرمندان را وادار كنند تا در فرهنگ سازي مورد نياز در اصلاح الگوي مصرف قدم بردارند، پدريك خانواده مي تواند با راهنمايي هاي صحيح الگوي مصرف مناسب را فرزندان خود ارائه دهد، مسئولين كشور نيز مانند پدر يك خانواده مي توانند راهكارهاي مناسبي را به جامعه ارائه كرده تا جامعه حامي مردم باشند.

منبع خبرگزاری موج



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:41 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت

علی سورى

 

· مصرف‌گرایی و اسراف و این چیزها... این جزو میراث‌های ما از گذشته است و متأسفانه این میراث را نگه‌داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه ناسازِ بی‌اندامِ زشت را از تنمان بیرون بیاوریم. ما خیلی مصرف‌زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم.[146]

 

· امروزه متأسفانه... مصرف‌گرایی و مسابقه تجمل‌پرستی و مسابقه پول درآوردن و تلاش برای پول جمع کردن، یک طبقه جدیدی درست کرده.[147]

 

· نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یک اصل اسلامی است. اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه اشرافی‌گرى، برای تجمل‌پرستى، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان‌طور که قبلاً هم گفته‌ام: اسراف و مصرف‌گرایی افراطى.[148]

 

· امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادی است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال کنند. هرچه می‌توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمی‌توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند که اختلال هست! این کاری است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکل‌های مختلف انجام می‌گیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفه‌جویی و نگاه پرهیزگرانه به مصرف‌گرایی است.[149]

 

· مصرف‌گرایی به صورت اسراف، یکی از بیماری‌های خطرناک هر ملتی است.[150]

 

· ما یک خرده به مصرف‌گرایی افراطی دچار هستیم.[151]

 

· یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبی که مصرف شُرب در خانه‌ها می‌شود، نوع آبیاری کشاورزی ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر می‌دهیم.[152]

 

· ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه کردن منابع مالی کشور به‌وسیله خود ما و به‌وسیله همه برادران هم‌میهن ما و به‌وسیله مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود می‌آید، دچار نوعی بی‌توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم.[153]

 

· شاید بشود گفت بخش مهمی از منابع کشور در همه زمینه‌ها چه در زمینه مسائل شخصى، و چه تا حدودی در زمینه‌های عمومی صرف اسراف‌ها و زیاده‌روی‌های ما در مصرف می‌شود. [154]

 

· ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه می‌کند، نمی‌شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می‌رسد که منابع کشور به هدر می‌رود، شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می‌شود، عده‌ای در حسرت اوّلیات زندگی می‌مانند و عده‌ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر می‌دهند. [155]

 

· ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم. [156]

 

· ما بایستی به سمت الگوی مصرف حرکت کنیم. [157]

 

· مسئولین کشور در درجه اول‌ چه قوه مقننه، چه قوه مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ی قضائیه و غیر آنها و اشخاص و شخصیت‌ها در رتبه‌های مختلف اجتماعی و آحاد مردم ما از فقیر و غنى، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند. [158]

 

· این‌جور مصرف کردن در همه زمینه‌ها در امور ضروری زندگى، در زیادی‌های زندگی مصرف کردن بی‌رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانى، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. [159]

 

· من از عموم مردم و به‌خصوص از مسئولین درخواست می‌کنم، خواهش می‌کنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند.[160]

 

· امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش کردن اشرافی‌گرى، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است.[161]

 

· اسلام به ما می‌گوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید.[162]

 

· مصرف‌گرایی افراطى، مورد قبول نیست.[163]

 

· اشرافی‌گرى، مثل یک بیماری است. بر هر کجا که وارد شد، بسیاری از خوی‌های مستحسن و پسندیده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، کم‌کم آنها را ضعیف می‌کند و شاید از بین می‌برد. اسیر اشرافی‌گری نباید بشویم ما مردم ایران.[164]

 

· ما مردم مسرفی هستیم؛ ما اسراف می‌کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.[165]

 

· کشوری که تولیدکننده نفت است، واردکننده فرآورده نفت؛ بنزین است! این تعجب‌آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای اینکه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می‌خواهد ریخت‌وپاش کنند! این درست است؟!

 

· اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم می‌گویند... افراط و تفریط نکنید.

 

· میانه‌روى؛ میانه‌روى در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی دربیاوریم.

 

· قرآن می‌فرماید: «والّذین اذا انفقوا»؛ کسانی‌که وقتی می‌خواهند خرج کنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف و زیاده‌روی می‌کنند، نه تنگ می‌گیرند و با فشار بر خودشان، زندگی می‌کنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمی‌کند.

 

· اسلام نمی‌گوید که مردم بایستی با ریاضت و زهد آن‌چنانی زندگی کنند؛ نه، معمولی زندگی کنند، متوسط زندگی کنند.[166]

 

· ما اگر آدم‌های اهل اسراف و ولنگاری در خرج باشیم، ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که نه، حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیاده‌روی نمی‌کند، اسراف نمی‌کند. خوب، تحریم کنند. بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمی‌شود.[167]

 

· اسراف، یک بیماری اجتماعی است.[168]

 

· یک اقدام اساسی در زمینه همین پیشرفت و عدالت، آن مسئله‌ای است که من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض کردم؛ و آن مسئله مبارزه با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجی‌ها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله مهمی است.[169]

 

· لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئله صرفه‌جویی را در خطوط اساسی برنامه‌هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم. [170]

 

· مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه‌جویی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه‌جویی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. [171]

 

· اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند، بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است. [172]

 

· عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌روی در مصرف به نحو اسراف. [173]

 

· مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب می‌رساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد می‌کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی می شود. [174]

 

· در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده. [175]

 

· اسراف، هم لطمه اقتصادی می‌زند، هم لطمه فرهنگى. [176]

 

· وقتی جامعه‌ای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روی او تأثیرهای منفی می‌گذارد.[177]

 

· مسئله صرفه‌جویی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده کشور را تهدید می‌کند.[178]

 

· ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی چه برق، چه حامل‌های انرژی مصرف می‌کنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین. مصرف این چیزها در کشور ما از دو برابر متوسط جهان بیشتر است. خوب، این اسراف است. اسراف نیست؟[179]

 

· شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژی‌ای که مصرف می‌شود، با کالایی که تولید می‌شود؛ که هرچه انرژی‌ای که مصرف می‌شود، کمتر باشد، برای کشور سودمندتر است. در این زمینه گاهی نسبت به بعضی از کشورهای پیشرفته، مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسراف‌هایی است که در جامعه دارد انجام می‌گیرد. [180]

 

· در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگى، اسرافِ فردی صورت می‌گیرد.[181]

 

· تجمل‌گرایی‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، هوس‌رانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است. [182]

 

· وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف می‌کنیم. پولی که می‌تواند در تولید مصرف شود، سرمایه‌گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می‌کنیم به این چیزهای ناشی‌شده از هوس، چشم و هم‌چشمى، آبروداری‌های خیالى.[183]

 

· اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه‌ای خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(ع) به او نهیب زد که اسراف کردى؛ چرا انداختى؟ در روایات ما هست که از دانه خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده‌های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتل‌ها میهمانی درست کنند و به یک عده‌ای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه غذا ماند، به بهانه اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه اسلامی است؟ این‌جوری می‌شود به عدالت رسید؟[184]

 

· باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است. [185]

 

· اسراف فقط در زمینه فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف می‌شود.[186]

 

· بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است. [187]

 

· این شبکه‌های ارتباطاتی، شبکه‌های انتقال برق، سیم‌های برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می‌رود. برق را تولید کنیم، بعد با این شبکه فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر می‌رود. یا شبکه‌های انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می‌رود. اینها اسراف‌های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند. [188]

 

· اسراف در سطح سازمان هم اتفاق می‌افتد. رؤسای سازمان‌های گوناگون مصرف شخصی نمی‌کنند، اما مصرف بی‌رویه در مورد سازمان خودشان اتفاق می‌افتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمان‌های گوناگون؛ باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد.[189]

 

· هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان‌ها بایستی نگاه عیب‌جویانه‌ی به اسراف وجود داشته باشد.[190]

 

· آب را صرفه‌جویی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکه آب‌رسانی را اصلاح کنیم، آبیاری‌های با صرفه در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود.[191]

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:12 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

معاون وزير نيرو در امور برق و انرژي از منفعت 70 هزار ريالي هر لامپ
كم مصرف براي هر خانوار خبر داد.عباس علي آبادي گفت: يك لامپ كم مصرف معادل 18 هزار ريال از هزينـه مصرف برق مي‌كاهد كه با احتساب طول عمر لامپ كم مصرف يعني هشت هزار ساعت معادل 4 سال، در مجموع بيش از 70 هزار ريال نفع اقتصادي داشته و از چندين بار تعويض لامپ رشته اي نيز جلوگيري مي شود.
وي افزود:
براي تأمين برق يك لامپ 100 وات به حدود 100 دلار
سرمايه گذاري نيـاز اسـت و درصـورت مهيـا بودن تمامي امكانات، ساخت يك نيروگاه بين 4 تـا 8 سـال به طول مي انجامد. معاون وزير نيرو در امور برق و انرژي اظهارداشت: هم اكنون در ايران، بخش عمده سرمايه گذاري مربوط به تأمين برق در ساعات اوج مصرف است كه همواره از حوالي غروب شروع شده و چند ساعت به طول مي‌انجامد.وي تصريح كرد: بيشترين سهم مصرف برق يعني 47 درصد در ساعات اوج مصرف مربوط به مشتركان خانگي و بخش عمده اي از آن مربوط به مؤلفه روشنايي است و پرمصرف ترين وسيله در اين بخش، لامپهاي 100 وات و60 وات رشته‌اي معمولي و شمعي است. علي آبادي در تشريح منافع اقتصادي لامپ كم مصرف گفت: قيمت لامپهاي كم مصرف در بازار به مراتب بالاتر از لامپهاي رشته اي معـادل آن اسـت اما در مقابل مصرف برق كم و راندمان بالا به همراه عمر طولاني تر اين لامپها در مقايسه با لامپهاي رشته اي معمولي باعث تشويـق مصرف كنندگان به استفاده از اين لامپها شده است. به گفته وي، از آنجا كه نوردهي يك لامپ 20 وات كم مصرف، معادل يك لامپ 100 وات رشته اي معمولي است ، در صورت تعويض يك لامپ رشته اي با يك لامپ كم مصرف كه به طور متوسط 5 ساعت در شبانه روز روشن است، در يك سال در حدود 120 كيلووات ساعت صرفه جويي انرژي مي شود. معاون وزير نيرو در امور برق و انرژي بيان كرد: يك لامپ كم مصرف معادل 18 هزار ريال از هزينـه مصرف برق
مي كاهد كه با احتساب طول عمر لامپ كم مصرف يعني هشت هزار ساعت معادل 4 سال، در مجموع بيش از 70 هزار ريال نفع اقتصادي داشته و از چندين بار تعويض لامپ رشته اي نيز جلوگيري مي شود.
علي آبادي گفت: با احتساب نرخ برق 150 ريال بركيلووات ساعت از ديدگاه ملي ، در صورتي كه نيمي از مشتركين خانگي كه هم اكنون تعداد آنها درحدود 16 ميليون مشترك است، نسبت به جايگزيني سه عدد لامپ رشته اي 100 وات با لامپ كم مصرف اقدام كرده و ضريب همزماني روشن بودن آنها را در ساعات اوج مصرف معادل 60 درصد فرض كرد، پيش بيني مي شود درحدود هزار مگاوات از توان مصرفي ساعات اوج مصرف كاسته شود.
اين مقام مسئول در وزارت نيرو گفت: اين رقم حداقل معادل يك هزار و 300 مگاوات توان توليدي است و كاهش هزينه سرمايه گذاري آن بالغ بـر 3/1 ميليارد دلار خواهد بود، ضمن اينكه به ازاي توليد يك كيلووات ساعت برق، حدود 150 گرم گازهاي آلاينده وارد محيط زيسـت مي شود كه با جايگزيني سه عدد لامپ كم مصرف توسط نيمي از مشتركان خانگي ، سالانه بيش از 400 هزارتن از گازهاي سمي وارده به محيط زيست، كاسته خواهد شد.

منبع خبر: ايران



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:04 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف

خبرگزاري فارس: نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

اصلاح الگوي مصرف و توجه عمومي مردم به دوري از اسراف و تبذير امري است كه اگر با بسترسازي و تمهيدات لازم انجام پذيرد موجب حل مشكلات بسيار فردي و اجتماعي مردم مي شود.
نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
مذمت اسراف
«مسئله» اسراف و غيرمنطقي بودن رفتار مصرفي جامعه، از مدت ها قبل مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي بوده است.
از زواياي متعدد و مختلف به ويژه از منظر «جوشش چشمه اي» آن را مطرح و مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه در تاريخ 5/9/1375 با مخاطب قراردادن مسئولين مي فرمايند: «البته بالاترين و واجب ترين زهدها اين است كه انسان از حرام پرهيز كند؛ پارسايي كند؛ دامن را پاك نگه دارد و زهد بورزد.» (بسيج و تفكر بسيجي، ص 51)
اسراف يكي از مصاديق حرام است و در تاريخ
5/6/1380 در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت مي فرمايند: «عزيزان من! اين نكته را در اين جا بگويم؛ از جمله چيزهايي كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند، نمود اشرافي گري در مسئولان بالاي كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافي گري دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافي گري اسراف است- اشرافي گري حلال را مي گويم؛ يعني آن چيزي كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگسازي مي كند، يعني چيزي براي مسابقه دادن همه درست مي كند.»
(همان، ص 483- 484)
از طرفي ايشان موضوع عدالت را همواره گوشزد كرده اند و اكنون دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه تحقق عدالت خوانده اند، در تايخ 1/1/1376 در حرم امام هشتم عليه السلام مي فرمايند: «نظام اسلامي، نظام عدالت است» (همان، ص 244)، مطالبه عدالت يعني بايد همواره اين مهم را مطالبه كرد و براي تحقق آن خاموش نشد! و در طليعه دهه چهارم انقلاب اسلامي اصلاح الگوي مصرف تسهيل كننده مسير عدالت و پيشرفت مي دانند.
مصرف و اسراف
معني مصرف، «جاي صرف و خرج كردن و محل خرج» است، همانجايي كه بايد براي آن مايه گذاشت! اين مايه هم مي تواند مادي باشد و هم معنوي.
به تعبير ديگر؛ مصرف، همانجايي است كه بايد انجام شود و اسراف زياد از حد خرج كردن يا صرف كردن و نابه جا خرج و صرف كردن است. آيا همه به طور كامل مي دانيم عمر و مالمان، فرصت و تجهيزات در اختيارمان، منابع طبيعي و غيرطبيعي تحت مسئوليتمان و... را در جاي خود خرج و صرف كنيم؟! با طرح موضوع «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب، به اين نتيجه مي رسيم كه در ادبيات، فرهنگ و رفتار آحاد جامعه داراي مشكل و معضل هستيم!
با درك معني مصرف و اسراف و موضوع شدن آن براي اصلاح الگوي آن به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت كنوني مشكل دارد. در نتيجه بايد به شناخت زمينه هاي شكل گيري وضعيت موجود توجه داشت، آن را مطالعه كرد، تحليل نمود و عوامل ظهور و بروز آن را مشخص نمود.
عوامل و زمينه هاي شرايط موجود
براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و شناخت بستر و راه و روش هاي آن، نيازمند شناسايي عوامل و زمينه هاي وضع موجود هستيم. در بررسي و شناخت عوامل و زمينه ها لازم است به تفكيك بخش ها و حوزه هاي آن پرداخت.
الف) عوامل و زمينه هاي دروني
خانواده، ادبيات اجتماعي، گروه ها و انجمن هاي صنفي، تخصصي، آيين هاي ملي و قومي، اقليم، نظام آموزشي، ساختار ارتباطي و...
ب) عوامل و زمينه هاي بيروني
تجاوز و اشغال،نفوذ و رخنه فرهنگي،تهاجم سياسي و رسانه اي،الگوي اقتصادي تحميلي، مدرنيته، توريست و ترددهاي ديگر ،الگوي آموزشي، تبليغات تجاري و...
مطالعه در ابعاد و سطوح، اين مهم را نمايان خواهد كرد. سطوح و ابعادي كه اگرچه حسرت و اندوه سنگيني را درپي خواهد داشت، اما يقيناً در شناخت بستر و طراحي روش و شيوه هاي اصلاح موثر خواهد بود. در بررسي و پژوهش هاي دروني و بيروني عوامل و زمينه هاي شكل دهنده به شرايط موجود بايد ماهيتي برخورد كرد نه سطحي و قشري!
بايد با معيارهاي دقيق علمي پي برد كه ماهيت و ذات كدام فرهنگ و تمدن مصرف گراست! آن تمدني كه براي بشر تعالي و كمال همراه با رفاه و آسايش مي خواهد يا تمدني كه تجميع سرمايه براي عده اي ولو به هر قيمتي را دنبال مي كند؟! از اين منظر، گفتمان تمدني و ادبيات آن را بايد با مقوله بندي موضوعات مختلف تجزيه و تحليل كرد تا روشن شود كه آيا به مصرف دامن مي زند، يا به تعادل دعوت مي كند. اين حركت به تقويت و ارتقا هويت ملي در زندگي اجتماعي سرعت خواهد بخشيد، چيزي كه قوام بخش امنيت و دوام دهنده حركت رو به كمال فرهنگ و تمدن خواهد بود. در اين قله، افق هاي روشن آينده اهل معرفت و افق هاي تيره ديگران را به خوبي مي توان ديد.
بسترشناسي
براي تحقق اين هدف مهم، نياز به تحرك همه جانبه و فراگير است، با بخش گرايي يا قشربندي نمي توان قدم درخوري برداشت! با نگاهي كل نگرانه جزء بين و يا با جزءبيني كل نگرانه بايد به سطحي از طراحي رسيد كه ضريب خطاي آن به كمتر از ده درصد برسد.
در شكل گيري رفتار اجتماعي كه برآيند درك و فهم و رفتار فردي وخانوادگي است فرايندي وجود دارد. اين فرايند است كه حركت به سمت هدف را ممكن مي سازد و تا به ا ين فرايند توجه لازم صورت نگيرد، قدر مسلم، آن اتفاقي كه مورد انتظار است رخ نمايان نخواهد كرد.
با اين شرح، دهه چهارم انقلاب اسلامي كه داراي گفتماني با نام «عدالت و پيشرفت» است پيش نيازي لازم دارد كه «مسئله» ملي است، پيش نيازي تحت عنوان «اصلاح الگوي مصرف».
اصلاح الگوي مصرف را بايد در بستر و فرايند روشمند تحقق قرار داد و با چشم هاي تيزبين پژوهش و مطالعه همواره آن را رصد كرد تا از هرگونه خطا و انحراف مصون ماند و به سمت هدف پيش برود.
گفتمان و ادبيات
گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.
گفتمان و فرهنگ
ادبيات چند سطحي به وجود آمده از متون و منابع ديني،علمي و فرهنگ عمومي جامعه، مولد نوعي از فرهنگ خواهد بود. فرهنگي كه مؤلفه هاي اصلي آن برآمده از چارچوب هاي گفتمان است. و حركت رو به جلو گفتمان را روان سازي و نشاط بخشي مي كند. تحقق عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف زماني ممكن مي شود كه فرهنگ و ادبيات جامعه رنگ و بوي آن را بگيرد و آيين هاي ويژه آن كه سطوح و ابعاد مختلف از فرد، خانواده، سازمان تا جامعه را درگير خود مي كند نمايان شود.
جوشش همگاني مطالبه در لطافت فرهنگي ظهور بيابد و در جغرافياي فكري، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ارضي كشور جاري و ساري شود. شكل گيري و به جريان درآمدن يك فرهنگ، ملزوماتي دارد و به روش هايي نيازمند است. ملزومات آن برآمدن از منابع و مباني اعتقادي، تاريخ، فرهنگ عمومي، نظام اجتماعي و آموزه هاي اخلاقي و... آن جامعه است. يعني آن فرهنگ بايد الزاماً داراي سكونت گاه در باطن افراد و اجتماع بوده و هر بعدي از آن بتواند داراي تكيه گاهي باقوام و قدرتمند باشد.
شناخت لوازم و توجه به آن ها شكل گيري و به جريان درآمدن فرهنگ را آسان و ممكن مي سازد. ظرف زماني يك دهه از انقلاب، براي تحقق آرماني كه از ابتداي پيروزي آن نيز مورد توجه بوده، فرصت مطلوبي است. اما لحظه لحظه هايي آن بايد مورد بهره گيري واقع شود، مهندسي حركت از نقطه آغاز تا انتهايي ترين قله هدف، با معيارهاي علمي، اعتقادي و تاريخي فرهنگي جامعه صورت پذيرد.
در سايه فرهنگ، رفتار اجتماعي شكل مي گيرد، يا همان فرهنگ به جريان درآمدن را عمل اجتماعي مطابق با فرهنگ مي نامند كه براي تحقق آن به روش ها و تكنيك هاي نياز است.
به كمك شكل گيري ادبيات در سطوح مختلف، زمينه هاي برآمدن فرهنگ فراهم مي شود و براي تبديل شدن فرهنگ به رفتار فردي، خانوادگي، سازماني و اجتماعي بايد از تكنيك و شيوه هاي مختلف بهره گرفت.
تكنيك و روش ها
صاحب نظران علوم اجتماعي، ارتباطات، مردم شناسي، روانشناسي اجتماعي و اخلاق، براي انتقال معنا و مفاهيم مورد نياز افراد به آنان و تبديل آن معنا و مفاهيم به رفتار عملي تلاش هاي فراواني صورت داده اند. از مجموعه تلاش و كوشش هاي مختلف، دستاوردهايي حاصل شده است كه ذيلا به برخي از آنها اشاره مي شود.
قدر مسلم نوع شيوه و تكنيك ها در قالب و مدل هاي ارتباطي مي تواند متفاوت باشد، و اين انتخاب و يا تشخيص حق آنهايي است كه مسئول توليد و انتقال پيام و يا مأمور برقراري ارتباط با مخاطبان مي باشند.
شناخت شيوه هاي مناسب براي ارسال مؤثر پيام به مخاطب، نيازمند استعداد و توانمندي هايي است كه بايد اهل آن واجد اين شرايط باشند.
پس توليد و ارسال پيام، يا همان برقراري ارتباط مؤثر و موفق با مخاطب، نيازمند بكارگيري عناصر توانمند و داراي استعداد است و نمي توان به صرف در اختيار داشتن ابزارهاي ارتباطي اقدام به توليد و ارائه پيام نمود، بلكه لازم است از عناصر داراي استعداد و توانايي و شناخت در اين امر استفاده شود.
1- تبليغ
«تبليغ در سالم ترين، طبيعي ترين و اصولي ترين شكل آن، نوعي فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهي هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و نشر ارزش ها و سجاياي اخلاقي صورت مي گيرد.
«ابلاغ» در لغت به معني «رساندن» است و «تبليغ» از نظر لغوي «رسانندگي» است و مبلغ «رساننده» است، رساننده پيام ها و آموزه هاي ويژه تبليغي.» (زورق، 1386، ص39)
تبليغ رساندن دوطرفه است، هم رساندن پيام به مخاطب و هم رساندن مخاطب به درك و فهم مفهوم و معناي پيام مي باشد. از اين منظر امر تبليغ صرف آگاهي دادن به ديگران يا مخاطبان توسط مبلغ نيست، بلكه مبلغ مأمور به بلوغ رساندن مخاطب خود است. حركت دادن به فكر و نظام درك و دريافت ذهني مخاطب، براي قرارگرفتن در ارتفاعي از معرفت كه بتواند تشخيص بدهد و برمبناي تشخيص خود تصميم به اقدام عملي بگيرد.
در خرج كردن «عمر»، «سرمايه»، «آبرو»، «علم»، «عزت»، «اعتبار» و ديگر دارايي هاي خويش از توانايي فهم و معرفت بهره گيري نمايد.
در تبليغ، ملاك اصلي بالغ كردن مخاطب نسبت به موضوعي است كه براي آن تلاش مبلغ صورت مي پذيرد.
مبلغ در امر تبليغ، پيام ها را معطوف به فطرت، عقل و قلب مخاطبان توليد و منتشر مي كند، بنيان هاي پيام رجوع به مباني وحي دارد كه براي فطرت و قلب هاي آدمي آشناست.
2- يادآوري (تذكر)
«تذكر به معناي يادآوري است و...» (سجادي، 1366، ص504)، وظيفه تذكر به ياد مخاطب آوردن، درك و فهم هايي است كه مورد نياز اوست، اما آنها را فراموش كرده است.
مخاطب براي شناخت، آگاهي و درك و دريافت آن زحمت كشيده، تلاش كرده و به فهم آن نائل آمده است اما گرد و غبار مسايل بر آن نشسته و موجب فراموشي آن شده است.
بايد با تذكر او را يادآور شد، شرايط براي رجوع به داشته هايش را فراهم ساخت تا بتواند از سرمايه ارزشمند درك و دريافت معنا و مفاهيمي كه امروز مورد نيازش است بهره برگيرد.
3- ترغيب
ايجاد رغبت در مخاطب براي پذيرش معنا و مفهوم پيام و عمل به آن يكي از شيوه هاي ارتباط مؤثر است. در ترغيب، بسته به نوع پيام، بايد به منافع مادي و معنوي مخاطب و ترجيحات او توجه داشت. برخي بنا به تربيت خاص خانوادگي به منافع فردي، عده اي به منافع جمعي و گروهي به منافع ملي بيشتر اهميت مي دهند. عده اي از مخاطبان دورانديش اند، آخرت نگرند، مرگ و قيامت برايشان از همه اين مسايل مهم تر است.
بايد به ترجيحات مخاطب توجه داشت و براساس آن به ترغيب او براي پذيرش معنا و مفهوم پيام پرداخت تا عامل به آن گردد. به عبارت ديگر با تبيين منافعي كه براي مخاطب داراي اهميت و ارزش است او را به رفتار مطابق با آن كمك كردن تكنيك و شيوه ترغيب است.
4- تشويق
نقش تشويق در پذيرش و انجام امري مطلوب، هم برآمده از آموزه هاي اخلاقي دين است و هم اثر و توانمندي آن در تجربه هاي مختلف و علم روانشناسي به اثبات رسيده است.
به شوق آوردن جامعه مخاطب براي پذيرش و انجام كاري كه مورد نياز او و جامعه است امري پسنديده و داراي ارزش است. تشويق مي تواند در هر شرايطي از كار مطرح باشد، همچنين سطوح و ابعاد متنوعي از آن را پوشش دهد. البته بسته به جامعه مخاطب و شرايط سني، جنسي، تحصيلي و... متفاوت است و بايد با مطالعه و دقت و حساب شده انجام پذيرد. تشويق كننده نيز بايد شأنيت لازم براي مخاطب تشويق شونده را داشته باشد. ميزان اثرگذاري تشويق و به شوق آوردن مخاطب به عوامل مختلفي ارتباط دارد كه نبايد ازنظر دور داشت.
5- تهييج
توسل به هيجانات، عواطف و احساسات مخاطبان براي به حركت درآوردن آنها در جهت انجام كاري كه موردنياز آنان و جامعه مي باشد نيز روشي پسنديده است.
انسان ها داراي هيجانات، عواطف و احساس هستند، اين غرايز را مي توان در جهت خير آنها بكار گرفت. به كارگيري هيجانات، عواطف و احساسات مخاطب در اموري كه به نفع او و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، يكي از كم هزينه ترين و نزديكترين راه هاي حركت به سمت مطلوب است، اما نبايد در آن توقف كرد، بلكه بايد به مرور زمان جامعه مخاطبيني كه از طريق هيجانات و عواطف و احساسات جذب شده اند را به مسير پذيرش عقلاني و فكري سوق داد. چون اگر با عقل و اشتياق فكري و انديشه ورزي، به كمال درك و فهم آن دست نيابند، با فروكش كردن هيجانات، عواطف و احساسات رغبتي براي تداوم آن در خود نمي بينند.
توسل به احساسات و عواطف براي حركت و ايجاد جنب و جوش خوب است، اما تداوم حركت و عمق بخشي به آن نيازمند كار فكري، عقلي و علمي است.
6- اقناع
از ديگر روش و تكنيك هاي سوق دادن مخاطب به سمت پذيرش معنا و مفهوم پيام و تبديل كردن آن به رفتار علمي در زندگي، اقناع است.
روش اقناع، انتقال اطلاعات متناسب با موضوع به مخاطب براي قانع كردن وي در پذيرش امري و انجام آن است. بسته به موضوع و مخاطب، به عوامل قانع كننده تكيه دارد، مانند استدلال هاي وحياني، نقلي، عقلي، علمي، اجتماعي، مصلحتي و....
در قانع سازي عمق پذيرش و دوام عمل بيشتر است. به همين خاطر مخاطباني كه با شيوه اقناع پا در ميدان عمل مي گذارند از استواري بيشتري نسبت به مخاطبان تهييجي برخوردارند.
سرمايه گذاري در امر اقناع ارزشمند و داراي افق بلندمدت است.
7- آگاهي دهي و آموزش
از روش هاي ديگر حركت به سمت انتقال معنا و شكل دادن به رفتار مخاطبان، دادن آگاهي و آموزش است. اطلاعات و آگاهي و آموزش مي تواند رفتارساز باشد، با دادن آگاهي هاي لازم و آموزش شيوه هاي رفتاري مي توان جمعيت مخاطبان را براي پذيرش نوعي از رفتار آماده ساخت.
البته دادن آگاهي و آموزش، داراي شكل و شيوه و تكنيك هايي است كه هرچقدر به تسلط و توانايي در آن توجه شود، ميزان اثربخشي آن برجامعه مخاطبان افزايش خواهد يافت.
8- تمرين
ايجاد شرايط براي انجام تمرين يكي از شگرد و شيوه هاي انتقال معنا و جريان بخشي به رفتار است.
انسان ها با كنار هم قرار گرفتن و انجام جمعي تمرين، براي پذيرش معنا و رفتار جديد آماده تر مي شوند.
پس از دادن آگاهي، ايجاد رغبت، قانع سازي، تشويق و... يكي از بهترين روش هايي كه مي تواند به رفتار موردنظر عمق داده و عموميت آن و همچنين دوام بخشي آن را تضمين نمايد، تمرين است.
تمرين، روان سازي رفتار جديد در ذهن و فيزيك مخاطب است، براي پذيرش مسائل جديد و نگرفتن جبهه در مقابل آن، فراهم سازي شرايط تمرين عمومي از بهترين و مطمئن ترين روش هاست.
كم نيستند كشورهايي كه براي آماده نگه داشتن مردم خود در حوادث و شرايط مختلف، تمرين هاي دوره اي اجرا مي كنند.
يك تا چند روز زندگي در شرايط بحران، بدون آب، برق، گاز، وسيله نقليه، تلفن و...
چه در محل زندگي و چه به صورت تجمع در موضعي خاص براي سنين نوجواني و جواني كه به سمت پذيرش مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي حركت مي كنند.
9- سير و سياحت
به حركت درآوردن جامعه مخاطب يا بخشي از جامعه مخاطب، درمسير يا حوزه اي خاص كه با توجه به شرايط طبيعي، مصنوعي، تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي، اخلاقي و... اثربخشي آموزشي يا عبرت گيري دارد، يكي از شيوه هاي رفتارسازي است.
انسان در سير و سياحت به دليل تنوع زاويه هاي ديد ايجادشده، اطلاعات حاصله و... لطافت بيشتر و بهتري براي پذيرش معنا و مفاهيم جديد و عميق دارد و انتقال آن به رفتار نيز برايش آسان تر است.
10- تهديد
دربين جامعه مخاطبان، همواره هستند افرادي كه بنا به دلايلي نسبت به شرايط جديد انعطاف لازم را ندارند. با اين افراد نمي توان به شيوه هاي معمول برخورد كرد. تهديد يكي از تكنيك هايي است كه اگرچه كم و دست آخر بايد مورد استفاده واقع شود ولي براي اندكي از مخاطبان و در حدودي بايد مدنظر داشت.
تهديد تكنيك و ابزاري است كه همواره براي به حركت درآوردن اندكي از مخاطبان كه در تغيير و تحولات، انعطاف مناسب را ندارند مورد بهره برداري قرار مي گيرد. تهديد دامنه وسيعي دارد كه هر چقدر به زندگي و ترجيحات مخاطب مرتبط باشد اثر آن افزايش مي يابد.
اگرچه لازم است تهديد در حدي از اقل مورد استفاده قرارگيرد، اما آنجا كه لازم است از آن بهره گيري شود نبايد چشم پوشي نموده و سست عمل كرد، بلكه قاطع و به موقع بايد آن را اجرا نمود.
11- تنبيه
از روش هاي ديگر انتقال معنا و مفهوم و تغيير رفتار تنبيه است. تنبيه متوجه افرادي است كه بنا به دلايل مختلف اعم از تربيت خانوادگي، تمول، ارتباط با حوزه هاي قدرت و... تن به تغيير رفتار متناسب با نيازهاي عمومي جامعه نمي دهند و همواره نظر خود را بر منافع جامعه ترجيح مي دهند.
اگرچه تنبيه از روش و تكنيك هايي است كه مورد استفاده آن كم بوده و بايد تلاش كرد كه درحداقل ممكن انجام شود، اما در مواردي كه لازم شد بايد به صورت جدي و قاطع آن را به اجرا درآورد.
تنبيه نيز درسطح و ابعاد مختلف مي تواند مورد توجه واقع شود و براي به حركت درآوردن يك جريان از آن استفاده نمود.
.12 بازخوردگيري و اطلاع رساني به مخاطبان
در اختيارداشتن روند تغييرات درك و فهم و رفتار مخاطبان، يكي از نيازهاي اساسي در مديريت اجتماعي است. اما براي ايجاد تحرك بيشتر و تشويق و ترغيب مخاطبان، نيز مي توان با اطلاع رساني از روند آن بهره برداري نمود.
ارائه گزارش روند توليد، انتشار و بازخوردگيري پيام هاي موردنظر يكي از شيوه هايي است كه مي توان در سرعت و عمق بخشي حركت انتقال پيام و تغيير رفتار اجتماعي از آن استفاده كرد.
ميزان اثرگذاري اين شيوه بسته به نوع برخوردي است كه در توليد و انتشار پيام از آن مي شود.
هرچقدر كارشناسانه، هنرمندانه، به موقع و آگاهانه تر اقدام شود ميزان اثرگذاري آن بيشتر خواهدبود.
در دهه چهارم انقلاب بايد گفتمان حاكم، گفتمان «عدالت و پيشرفت» باشد و جامعه اين مهم را در جان و چهره خود به جريان درآورد. پيش نياز آن «اصلاح الگوي مصرف» است و اين «مسئله» منحصر به سال 88 نيست، بلكه در اين سال بايد عميق و با برنامه براي رسيدن به عدالت و پيشرفت آن را دنبال كرد. و بايد در عمل نشان دهيم كه تحقق اهداف نيازمند مطالعه، برنامه ريزي، پژوهش، بسترشناسي و روشمند عمل كردن است.
براي قرارگرفتن در بستر و شناخت روش ها، اگر به وقت و سرمايه لازم بود بايد صرف كرد بايد دريغ ننموده و بهاي موفقيت را پرداخت كرد. موفقيت هميشه در گرو تلاش هاي فكري، برنامه ريزي، روشمند و پيگيري و مديريت خوب است. براي نيل به توفيق نبايد از هيچكدام دريغ كرد. در اين برهه، همه به ويژه بسيجيان و مديران بخش هاي مختلف بسيج، به توجه به اين مهم سزاوارند و يقينا مسير آنان چنين خواهدبود و توفيق دست خواهد داد.

نويسنده:عبدالله عميدي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:24 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

معاون غذا و داروی وزارت بهداشت‌ چندی پیش در یک کنفرانس علمی گفت: ۶۵   درصد بار بیماری‌ها در کشور به علت رعایت نکردن الگوی صحیح تجویز و مصرف غیر منطقی داروست.‌طبق آمار سازمان جهانی بهداشت، کشور ما به لحاظ مصرف دارو، در میان ۲۰   کشور نخست دنیا است و در آسیا بعد از چین مقام دوم را دارد.رعایت نکردن ضوابط علمی، تحویل داروی بدون نسخه از سوی برخی داروخانه‌ها و بالا بودن قلم‌های دارویی در نسخه‌های تجویزی از سوی پزشکان از مهم‌ترین دلایل مصرف بی‌رویه دارو و نشان‌دهنده غیرمنطقی بودن فرآیند تجویز دارو در کشور است.بر اساس تحقیقات انجام شده، مردم ۱۰   تا ۱۵   درصد مجموع داروهای کشور را به صورت خودسرانه و بدون مشورت با پزشک مصرف می‌کنند.در کنار آنتی‌بیوتیک، مصرف سایر داروها به‌ویژه مسکن‌ها و داروهای تزریق را باید اضافه کرد. مصرف سرانه داروهای تزریقی کشور در سال چهار برابر میانگین جهانی است .

گفته می‌شود که هر ایرانی سالانه ۳۳۹   عدد دارو مصرف می‌کند که حدود دو تا چهار برابر استاندارد جهانی است. بعضی‌ها البته معتقدند این آمار دقیق نیست و ما در این زمینه هم در دنیا رتبه اول راکسب کرده‌ایم. آمار رسمی وزارت بهداشت می‌گوید در ۸   سال گذشته، متوسط تعداد داروهای تجویز شده در هر نسخه، بیش از چهار قلم بوده است که در حال حاضر متوسط کشوری آن به ۳/۶   قلم رسیده است .

این در حالی است که میانگین جهانی در این زمینه کمتر از دو قلم در هر نسخه است.فاصله دارو با سم فقط یک قدم است و مصرف بی رویه آن می تواند حتی مرگ مصرف کننده را به دنبال داشته باشد و این امر در حال حاضر مورد بی توجهی اغلب مردم قرار گرفته است. گرچه دارو رکن اصلی درمان در دنیا است و ۷۵   درصد درمان ها از طریق آن صورت می گیرد اما مردم باید آگاه باشند که مصرف بی رویه آن می تواند خطر جدی برای سلامت آنان باشد و عوارض آن در برخی مواقع غیر قابل جبران است. مصرف بی رویه دارو در حالی در کشور به شدت افزایش یافته که سالیانه دولت میلیاردها تومان بابت آن هزینه می کند و این در حالی است که درصد بالایی از این داروها بدون دلیل پزشکی مصرف می شود و هیچ سودی برای فرد ندارد. افزایش مصرف دارو در کشور نشات گرفته از عدم اطلاع مردم از اثرات نامطلوب مصرف بی رویه دارو است. اغلب مردم از عوارض مصرف بی رویه دارو بی اطلاع هستند و توجهی به هشدارها و خطرات غیر قابل جبران مصرف بی رویه دارو ندارند.گفتنی است چنین اشتباهی فقط به کشورما اختصاص ندارد. برخی منابع خبری به نقل از پزشکان اداره دارو و غذای آمریکا اعلام کردند که محققان این اداره درخواست کردند از فروش بدون نسخه داروهای سرماخوردگی و سرفه برای کودکان جلوگیری شود. به گزارش خبرگزاری رویترز از نیویورک ، پزشکان می گویند مصرف بی رویه این داروها برای کودکان و نوجوانان عوارض جانبی به همراه دارد. پزشکان می گویند این داروها به خصوص برای کودکان چهار تا شش ساله خطرناک است .

افزایش بی رویه مصرف دارو بدون نسخه پزشک از سوی بسیاری از افراد در حالی رخ می دهد که به گفته پژوهشگران تحقیقات نشان می دهد مصرف زیاد و خودسرانه دارو احتمال بروز خودکشی را افزایش می دهد .

این در حالی است که تاکنون تصور می شد تنها مصرف خودسرانه داروهای اعصاب موجب بروز برخی رفتارها در افراد می شود اما تحقیقات اخیر نشان داده مصرف انواع داروها می تواند عوارضی مانند بروز رفتارهای ناهنجار و خودکشی را به دنبال داشته باشد .

چنانچه هر گونه دارویی به مقدار زیاد و بدون تجویز پزشک مصرف شود می تواند منجر به تغییر رفتار و بروز رفتارهای ناهنجار در افراد شود .

به گفته محققان در این میان می توان به داروهایی نظیر داروهای آسم، صرع، داروهای ترک سیگار و حتی برخی داروهای کم ضرر دیگر اشاره کرد.البته کمپانی های دارویی معتقدند که این موارد عمومیت ندارد، اماباتوجهبهاینکه برخی بیماران با مصرف این گونه داروها دست به اقدامات غیر طبیعی و حتی خودکشی زده اند بهتر است قبل از مصرف هر گونه دارویی با پزشک متخصص مشورت شود .

این پژوهشگران معتقدند که بهتر است افراد سعی نکنند که به هر طریقی و بدون تجویز پزشک داروها را تهیه و مصرف کنند زیرا برخی از داروها تنها به دلیل بی ضرر بودنشان نیست که در داروخانه ها توزیع می شود و نیاز به نسخه کتبی ندارند .

افزایش مصرف دارو و مصرف داروی بدون تجویز پزشک، تاثیر چشمگیری در سلامت و کیفیت زندگی مردم دارد که هم اکنون بهترین رویکرد موجود می‌تواند منطقی شدن قیمت داروها باشد. پیروی نکردن از پروتکل‌های درمانی صحیح و افزونی مصرف دارو بدون نظر پزشک، معضلی برای سلامت زندگی مردم و اقتصاد جامعه دارویی بوده، ضمن اینکه نحوه تاثیر کاهش سود دهی داروخانه‌ها و کاهش سیستم انگیزش داروساز و داروخانه دار در رشد بی رویه مصرف دارو تاثیر مستقیم دارد .

اگر چه پیشرفت علم داروپزشکی و صنعت داروسازی و ارائه داروهای متنوع در سالهای اخیر انقلابی در دانش پزشکی و امر درمان بیماران بوجود آورده است اما متاسفانه همزمان با این تکامل پدیده دیگری نیز در همه کشورها، بخصوص کشورهای جهان سوم بوجود آمده و رشد کرده است و آن روی آوردن بیش از حد مردم به داروها و مصرف غیرعملی و غیرپزشکی از داروهاست. دارو یکی از کالاهای استراتژیک است و کالاهای استراتژیک معمولا با تغذیه، دفاع و سلامتی کل جامعه سر و کار دارند و نیازهای اساسی جامعه را در بر می گیرند .

اصولا داروها را می توان به سه گروه داروهای اساسی، داروهای کمکی، داروهای غیرضروری تقسیم نمود. داروهای اساسی آن دسته مواد دارویی هستند که بدون وجود آنها و حتی با کمبود آنها سلامت جسمی و روانی جامعه در معرض خطرجدی قرار گیرد از جمله این داروها می توان به داروهای ضددیابت، داروهای قلبی عروقی، دیورتیکها، آنتی بیوتیکها و ... اشاره کرد .

داروهای کمکی در درمان بیماریها اساسی نیستند لیکن بدون وجود آنها پزشک با مشکلات شدید درمان بیماران مواجه می شود و بیمار رنج خواهد برد مانند مسکن ها که در بسیاری موارد نقش آنها تا حد داروهای اساسی مهم است داروهای غیرضروری داروهایی هستند که یا موارد استعمال تائید شده ندارند و یا با دوزهایی که تجویز میشوند تاثیر دارویی ندارند .می بایست در همه حوزه هایی که امکان سوء مصرف، مصرف غیرمنطقی، مصرف نابجا و بی رویه دارو وجود دارد اصلاحاتی صورت گیرد .

میانگین مصرف آنتی بیوتیک در کشور در مقایسه با میانگین آن در کشورهای اروپایی بیش از حد نیاز است. در بسیاری موارد ضرورتی به تجویز و مصرف آنتی بیوتیک وجود ندارد و بیمار می تواند با استراحت و دیگر مراقبت های دارویی بهبود یابد. مصرف بی رویه آنتی بیوتیک ها، مقاومت میکروبی را افزایش می دهد.در زمان حاضر مقاومت های میکروبی بسیار بالاست و بسیاری از عفونت های بیمارستانی به میکروب ها مقاوم هستند.استفاده از دارو باید آخرین مرحله درمان بیماری باشد اما متاسفانه برخی پزشکی از همان ابتدا به تجویز دارو می اندیشند .

هم اکنون در گروه دارویی ها، آنتی بیوتیک ها بیشترین مقدار ریالی داروها را دارد و حدود ۱۳   درصد کل بازار دارویی را داروهایی آنتی بیوتیک تشکیل می دهد. مصرف آنتی بیوتیک کشور در سال به حدود سه هزار میلیارد ریال می رسد که رقم بالایی است و باید با اتخاذ سیاست های مناسب این میزان مصرف کاهش یابد.همچنین مصرف داروهای اعصاب و روان از نظر عددی بیشترین گروه دارویی را به خود اختصاص داده است و این موضوع از جمله مباحث کشورهای مطرح در کشورهای توسعه یافته نیز است.مسکن‌هابیشترین داروهایی هستند که مردم به صورت خودسرانه مصرف می‌کنند. علاوه بر مسکن‌ها، قطره‌های چشمی و آنتی‌بیوتیک‌ها نیز بیشترین میزان مصرف خودسرانه را دارند. البته آنتی‌بیوتیک‌ها به علت نوع تاثیر دارویی، بدترین داروهایی هستند که به این شیوه مصرف می‌‌شوند، چراکه در صورت عدم نیاز بدن این دارو مانند سم عمل می‌کند و میکروب‌های بدن را نسبت به داروها مقاوم می‌کند و در صورت ایجاد عفونت در بدن دیگر آنتی‌بیوتیک در درمان بیماری موثر نخواهد بود.این در حالی است که بسیاری از مردم آنتی‌بیوتیک‌ها را بدون تجویز پزشک مصرف می‌کنند و این مساله باعث شده که آنتی‌بیوتیک‌ها از پرمصرف‌ترین اقلام دارویی در کشور باشند.افزایش مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها در کشور اتفاق تازه‌ای نیست و هر سال وزارت بهداشت از آمار بالای مصرف این دارو خبر می‌دهد.بر اساس آمار نامه دارویی سال ۱۳۸۶   کل فروش دارویی کشور حدود یک‌هزار و ۹۰۰   میلیارد تومان بوده که ۳۰۰   میلیارد تومان آن مربوط به داروهای آنتی‌بیوتیک است.رسول دیناروند، معاون غذا و داروی وزارت بهداشت و درمان کشور با ارائه این آمار، اعلام کرد که بر اساس این آمار مصرف داروهای آنتی‌بیوتیک و گروه‌های درمانی این داروها جزو بالاترین رده دارویی از نظر میزان مصرف بوده‌اند.براساس این آمار، در دسترس بودن و فروش بدون نسخه بیشتر آنتی‌بیوتیک‌ها موجب شده که مردم بدون درنظر گرفتن عوارض، برای درمان حتی سرماخوردگی به این گروه درمانی روی ‌آورند، این درحالی است که در کشورهای غربی آنتی‌بیوتیک به ‌ندرت تجویز می‌شود و فروش این گروه داروها تنها با نسخه پزشک مجاز است.ازسوی دیگر قیمت برخی داروهای آنتی‌بیوتیک‌ با بودجه قشر متوسط و کم‌درآمد جامعه هم‌خوانی ندارد، به‌طوری که قیمت ۱۶   عدد کپسول آنتی‌بیوتیک مانند کوآموکسی سیلین، برای یک دوره درمان عفونت‌ بیماری‌های فصلی مانند سرماخوردگی همراه با گلودرد، چهار هزار تومان فروخته می‌شود.در حال حاضر فرآیند نرخ‌گذاری داروها برمبنای تبصره سه ماده ۲۰   قانون مربوط به مقررات امور پزشکی و دارویی است که براساس قانون مربوطه سال ۱۳۳۴   به تصویب رسیده است.براساس این قانون تشکیلاتی شامل معاون غذا و داروی وزارت بهداشت، مدیرعامل شرکت سهامی دارویی کشور، یک داروساز به دعوت وزارت بهداشت، مدیرکل نظارت بر امور دارو و مواد مخدر وزارت بهداشت و نماینده وزارت بازرگانی، به امر قیمت‌گذاری داروها اقدام می‌کنند .‌

حرف آخر

همیشه به وجود آمدن هزاران مرگ و میر و بیماری‌های مختلف و خطاهای پزشکی انجام گرفته و عوارض شدید بیماری‌ها به صورت آماری اعلام می‌شود. بسیاری زمان‌ها دید آماری داشتن به مسائل پزشکی، اهمیت مسائل به وجود آمده را مخفی می‌کند و به نوعی از بین می‌برد، این در حالی است که بااطمینان می‌توان گفت یک سر تمام این مسائل به تجویز غیر منطقی داروها بر می‌شود .

اهمیت این موضوع را نمی‌توان با اعلام عدد و رقم و سنجش آمارها سنجید بلکه باید با نگاهی دقیق‌تر و ریز شدن به بیماری‌های به وجود آمده حتی به صورت انفرادی به جایگاه این موضوع پی برد. به طور مثال با دیدن کودکه هشت ساله‌ای که به علت تزریق داروی ضد انگل یا مرد جوانی که به خاطر کنترل نکردن پرفشارخونی جز بیماران دیالیزی قرارگرفته یا اینکه خانم میانسالی که با مصرف نکردن به موقع انسولین، دیالیزی شده باعث شد که اهمیت ایجاد سریع تجویز و مصرف منطقی دارو برای جامعه پزشکی دو چندان شود. زمانی که با تک تک بیماران برخورد کنیم، سنگینی مسئله احساس می‌شود. وقتی دوز مصرف آنتی بیوتیک در کشور را ۳   برابر کشورهای اروپایی اعلام می‌کنیم شاید طرح آن حساسیت زیادی ایجاد نکند اما زمانی که تزریق آنتی بیوتیک تیر آخر کنترل عفونت‌های بیمارستان تشخیص داده شود که بدن در برابر آن مقام شده و اثربخشی لازم را ندارد .‌

مریم حسین آبادی

منبع fdo.mui.ac.ir



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:20 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  آب در آموزه هاي قرآني؛ مديريت تامين و تقاضا

خبرگزاري فارس:آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.

آب از مهم ترين عناصر تشكيل دهنده زمين است. با آن كه هفتاد درصد سطح زمين را آب فراگرفته، با اين همه در طول تاريخ بشر مساله آب و مديريت آن مهم ترين دغدغه بشر بوده است؛ زيرا آب شيرين و بهداشتي و قابل مصرف دركشاورزي نسبت به حجم عظيم آب هاي شور بسيار اندك است. در بسياري از مناطق به سبب دور بودن از منابع آبي چون رودها و درياها و حضور وحشتناك بيابان و كوير، آب مشكل جدي بشر مي باشد و حتي جنگ هاي بسياري رخ داده و خون هاي بسياري براي آب و مهار و كنترل آن ريخته شده است.
برخي براين باورند كه جنگ آينده به ويژه درمناطق خاورميانه، جنگ آب است . درحال حاضربسياري از درگيرهاي قبيله اي و مرزي بين كشورها ارتباط با آب و تسلط بر منابع آن دارد. مديريت و تسلط بر آب به ويژه رودها و درياچه هاي مرزي مشكل بسياري از كشورهاي آفريقايي و آسيايي است.
اين مايه حيات كه بيش از هفتاد درصد از بدن انسان را شكل مي بخشد و همه چيزهاي زنده از آن پديد آمده و زندگي آن ها بدان وابسته است. مساله اي نيست كه قرآن از كنار آن به سادگي گذشته باشد. به ويژه كه مناطقي كه قرآن در آن نازل شده است مناطقي خشك و بياباني و يا نيمه بياباني است و مساله آب در آن ارتباط تنگاتنگي با معنا و مفهوم زندگي و حيات و حتي آباداني دارد. اگر در زبان عربي واژه آباداني از عمر گرفته شده و ارتباط معناداري ميان آباداني و عمر وجود دارد ولي در فرهنگ ايراني، آباداني و آب از خاستگاه مشتركي بهره مند هستند؛ زيرا در تفكر ايراني آب است كه تمدن ها و آبادي ها را پديد مي آورد و موجب شكوفايي فرهنگي و تمدني مي شود.
از اين نظر، آب تنها ماده آشاميدني نيست (بقره آيه 60 و اعراف آيه 160) بلكه آب از عناصر اصلي تمدني و شكوفايي فرهنگي و تمدني بشر است. هر آبادي زماني شكل مي گيرد كه آب به مقدار كافي فراهم باشد. در مناطق عربي، واژگاني چون آب و واحه نوعي همپوشاني را بيان مي كند. از اين رو همواره درخاورميانه بزرگ، آب به معنا و مفهوم تمدن بوده است. بزرگ ترين فرهنگ و تمدن ها دركنار رودها شكل گرفته است تمدن هايي چون تمدن هاي ميانرودان، سند ونيل از مهم ترين تمدن هايي است كه در كنار رودهاي بزرگ شكل گرفته و تحولات جهاني را در طول تاريخ بشريت رقم زده اند.
اهميت آب از نظر قرآن
آب درآموزه هاي قرآني مايه حيات همه موجودات جاندار در زمين است. از اين روست كه به صراحت مي فرمايد: جعلنا من الماء كل شي حي؛ ما هر چيز زنده را از آب قرار داده ايم.
آب مايه آسماني است (ق آيه 9 و اعراف آيه 96) چنان كه مايه بركت نيز مي باشد (همان). البته و براي بركت يابي مي بايست انسان ايمان و تقوا را مراعات كند. به اين معنا كه همين آب كه ماده حيات بشريت و رشد و شكوفايي تمدني است و از آسمان پاك مي بارد براي اين كه مبارك باشد و بركت را براي بشريت پديد آورد مي بايست، آدمي را به سوي ايمان به خدا و تقوا بكشاند وگرنه همان باران و آب آسماني مايه هلاكت و نيستي مي شود و همانند سيل هاي عظيم همه چيز را مي شويد و مي برد و يا همانند بوران هاي سخت از ريشه مي خشكاند.
آب هم چنان كه مايه حيات و عنصر اصلي تمدني و شكوفايي آن است هم چنين مايه درمان و شفابخش بشر از بيماري نيز مي باشد (ص آيات 41 و 42 و مريم آيه 24) آب سرد و شيرين درمانگري بيش تري دارد و نوشيدن آن به عنوان مايه شفا درون و شستن به آن مايه شفاي بدن و پوست و گوشت آدمي است. (همان)
خداوند نه تنها آب را به عنوان يكي از آيات بزرگ خويش مي شناساند كه انسان با تفكر در آن مي تواند به آفريدگاري و پروردگاري خداوند برسد بلكه خداوند در آياتي بر انسان منت مي گذارد كه وي را با آب گوارا سيراب مي كند( مرسلات آيه 27)
هرچند كه مطلق آب به عنوان آيه اي درخور توجه مطرح مي شود و درآيه 12سوره فاطر توجه به منافع آب هاي تلخ و شيرين مورد تاكيد است ولي آب شيرين و خنك به عنوان مهم ترين عنصر مورد توجه است و شكر خاص مي طلبد (فاطر آيه 30 و مرسلات 27)
نقش آب درزندگي
خداوند درآيات چندي به نقش و كاركرد آب درزندگي بشر توجه مي دهد. درآيات 22و 164 سوره بقره و آيه 99 سوره انعام و آيه 57 سوره اعراف و ده ها آيه ديگر، آباداني را به عنوان مهم ترين نقش و كاركرد آب مطرح مي سازد.
اين مساله امري پيچيده و غير روشن نيست بلكه اگر به همه تمدن ها توجه شود به خوبي دانسته مي شود كه آب عامل اصلي گرد آمدن بشر در كنار آب هاي جاري و چشمه ها بوده و هست. آب، زمينه رشد وشكوفايي كشاورزي و دامداري مي شود و فراواني گياه و دام نيز موجب مي شود تا نخستين دغدغه و انگيزه حركتي بشر يعني تامين غذا براي بقا را نداشته باشد.
فراواني غذا و تامين و امنيت غذايي موجب افزايش توليد نسل مي شود و شمار مردمان در يك منطقه افزايش مي يابد و در نتيجه آن تبادل اطلاعات و تجربيات فزوني يافته و تمدن ها و فرهنگ هاي غني از تبادل اطلاعات و تجربيات و اختراعات و ابتكارات پديدار مي شود.
آيه 11 سوره انفال افزون بر آسايش كه در آيات پيش بيان شده به آرامش دهي آب توجه مي دهد. اين آرامش مي تواند هم به معناي آن باشد كه انسان ها با استفاده از آب به آرامش دست مي يابند؛ زيرا آب شفا و درمان گر است چنان كه بيان شد، هم چنين آب مي تواند موجبات دلگرمي بشر در برخي از موارد را فراهم آورد و آرامش از دست رفته را به وي بازگرداند.
اين آرامش كه در آيه 11 سوره انفال بيان شده است مرتبط به آرامشي است كه در صحنه هاي جنگي به سبب ريزش باران به دست مي آيد؛ زيرا در برخي از موارد، موقعيت نيروها به گونه اي است كه باران مي تواند موجبات تحكيم موقعيت شود و زمين هاي سست را پايدار و يا زمين ها را به شكلي در آورد كه دشمن درآن گير افتد.
به سخن ديگر كاركرد آرامشي كه قرآن براي آب بيان مي كند هم در موقعيت عادي است كه موجب آرامش روحي و رواني با استفاده از آب به دست مي آيد و حمام كردن و شست و شو تن بدان و يا نوشيدن آن موجب مي شود تا نوعي آرامش خاص در انسان پديد آيد و يا حتي بيماري هايي پوستي و تني از بدن وي برطرف و زايل شود و هم مي تواند در موقعيت هاي غيرعادي مانند جنگ موجبات آرامش ارتش اسلام را فراهم آورد كه در آيه مورد نظر مورد توجه و تاكيد بوده است.
خداوند به نقش بهداشتي آب نيز توجه دارد و از اين روست كه آياتي چون 222 سوره بقره و نيز 11 سوره انفال و 48 سوره فرقان و 42 سوره ص به نقش آب در بهداشت و نظافت اشاره مي كند و مردمان را با اين شيوه هم به اهميت و ارزش آب توجه مي دهد و هم مي كوشد تا ايشان را به استفاده از آب در بهداشت و نظافت تشويق و ترغيب نمايد. (نگاه كنيد هم چنين به بحارالانوار ج 80 ص 211)
به هر حال، قرآن آب را مايه طهارت ظاهري (انفال آيه 11 و فرقان آيه 48 و نسا آيه 43 و بقره آيه 222 و آيات ديگر) و طهارت معنوي و دوري مومنان از پليدي شيطان مي شمارد.(انفال آيه 11)
آب در كشاورزي و دامداري نيز نقش مهم و اساسي دارد؛زيرا بي آب هيچ گياهي پديدار نمي شود تا از حبوبات و سبزي براي خوردن استفاده كرد و يا به دام ها داد تا از گوشت و پوست و شير آن ها استفاده نمود. بنابراين هم آب در تغذيه مستقيم و غيرمستقيم بشر نقش اساسي دارد؛ چنان كه اين مطلب را مي توان از آيات بسياري چون بقره آيه 22 و 90 و 265 و انعام آيه 99 و مانند آن به دست آورد.
آب مايه قدرت و افزايش آن است. از اين روست كه قرآن در آيه 6 سوره انعام و نيز آيه 52 سوره هود به آب به عنوان عامل مكنت و ازدياد قوت و قدرت اشاره مي كند. بر اين اساس هر كسي اگر آب بيش تري را دارا باشد و در مديريت آب تلاش كند و آن را به سمت بهره وري سوق دهد مي تواند اميد داشته باشد كه داراي ثروت و قدرت شده و روز به روز قدرت و شوكت وي افزايش يابد.
دولت اسلامي مي بايست با توجه به اين بينش و نگرش قرآن همواره بر مديريت آب تاكيد كند؛ زيرا مديريت صحيح و بهينه آب به معنا و مفهوم دست يابي به تمدن و شكوفايي تمدني و نيز قدرت و افزايش آن است.
مديريت آب در آيات قرآني آن چنان مهم و اساسي در زندگي بشر به ويژه در حوزه تمدني و شكوفايي و دست يابي به مكنت و قدرت و آسايش و آرامش عمومي دانسته شده است كه افزون بر ترغيب بشر به سدسازي براي مهار آب هاي سطحي، بيان مي دارد كه چگونه شكسته شدن سد مارب در سرزمين سبا و دولت پرقدرت يمني آن موجب شده است كه تمدن بزرگ و با اهميتي به سرعت نابود و از صحنه روزگار بيرون رود.(سباء آيات 15 و 16)
خداوند در اين آيات بيان مي كند كه چگونه سد مارب موجب شده بود تا آب ها در پشت آن جمع شود و كشاورزي و دامداري مردمان سبا رشد و شكوفايي يابد و تمدني عظيم در كنار آن پديد آيد ولي از آن جايي كه آنان راه گناه و بي تقوايي را در پيش گرفتند و به جان هم افتادند گرفتار سيل و باران هاي سهمگين و مخربي شده و سد ايشان به آب عظيم عرم فرو ريخت و تمدن ايشان با از ميان رفتن سد از بين رفت و در سرزمين ايشان جز گياهان تلخ و كمي سدر رشد و نمو نيافت. اين در حالي بود كه با بهره گيري و مديريت درست آبهاي سطحي گردآوري شده پشت سد توانسته بودند بهشتي در كناره آن ايجاد كنند و باغ ها و بوستان هاي عظيم بيافرينند كه موجبات رشد تمدن آنان را فراهم آورده بود.
مديريت آب به معناي تغيير در محيط زيست و افزايش اكسيژن و خنك كردن محيط و بوم زيست، افزايش گياهان و جانوران و تغييرات آب و هوا به سمت اعتدال، (بقره آيات 164 و نور آيه 45 و انبياء آيه 30) است، زيرا هر جنبنده اي از آب پديد مي آيد (نور آيه 45) و زنده شدن موجودات از آب (انبياء آيه 30) است و اگر آب در جايي فراهم آيد به ويژه آب شيرين باران كه داراي خواص بسياري به ويژه در پرورش دام و گياه است، هم افزايش گياهان را سبب مي شود و هم تعديل آب و هوا را موجب مي شود.
قوم سبا با مديريت آب توانسته بودند كويري را به گلستان و بوستاني تبديل كنند ولي همين كه سد از ميان رفت و سيل هاي خروشان سد و گياهان و جانداران و انسان هاي پيرامونش را به هلاكت كشاند پس از آن هرگز آن سرزمين رنگ آبادي و آباداني و تمدن پيشين را نديد و تجربه دوباره اي نكرد.
خداوند در آيات 24 سوره يونس و 10 سوره نحل و 53 و 54 سوره طه و هم چنين 48 و 49 سوره فرقان و 27 سوره سجده به نقش آب در دامداري توجه مي دهد تا مردمان را براي افزايش دام و ثروت به حفظ و مديريت آب تشويق و ترغيب نمايد.
اصولا از نظر قرآن زيبايي طبيعت به سبب رويش گياهان متنوع است كه از آب باران و جاري به دست مي آيد. تاكيد بر آب باران از آن روست كه باران نقش فزاينده در توليد و رشد و پرورش گياهان متنوع دارد. هر چند كه آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني مي تواند مفيد باشد ولي هرگز نمي توان آن را در سطح آب هايي دانست كه از طريق باران به دست مي آيد. از اين روست كه قرآن در پرورش گياهان متنوع هماره به آب باران توجه مي دهد. (انعام آيه 99 و نيز يونس آيه 24 و حج آيات 5 و 63 و نمل آيه 60 و زمر آيه 21 و حديد آيه 20)
آب باران به سبب پاكي خاص و نيز تنوع مواد مفيد و سازنده آن براي گياهان بسيار مفيدتر از آب هاي برگرفته از سفره هاي زيرزميني است. از اين رو حفظ و مديريت آب باران و يا همان آب هاي سطحي چون رودها بهتر و مفيدتر براي كشت و دام و محيط زيست و انسان است.
خداوند در آيه 99 سوره انعام و آيه 24 سوره يونس و نيز 63 حج و آيات ديگر رويش سبزه زارها از طريق بارش باران را به عنوان نعمتي بزرگ مي شمارد؛ زيرا رويش گياهان و ايجاد سبزه زارهاي بسيار موجب مي شود كه هم كشاورزي رونق يابد و هم دامداري تقويت شود و هم اين كه آب و هواي بوم زيست معتدل شده و براي آرامش و آسايش بشر بهتر شود.
اگر به حجم آياتي كه قرآن درباره آب و نقش آن تنها در كشاورزي و رويش سبزه زارها و گياهان و درختان متنوع و حبوبات و دانه هاي روغني و غيرروغني و مانند آن پرداخته شود با حجم انبوهي از آيات مواجه مي شويم كه گزارش همه آن ها در اين نوشتار كوتاه شدني نيست.

منبع: كيهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:14 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  انرژي جايگزين ضرورت جهان آينده

خبرگزاري فارس:نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

پيشرفت علم و فناوري ضمن دستاوردهاي فراوان براي آسايش و رفاه بشر همواره مشكلات تازه اي را با خود به همراه آورده است. مثال ملموس در اين مورد آلودگي هاي زيست محيطي ناشي از سوختهاي فسيلي است.
اهميت استفاده از اين منابع به حدي است كه حتي لحظه اي توقف در اين كار روند زندگي در جهان مدرن را مختل خواهد كرد.

اما موضوع به همين جا ختم نمي شود. گازهايي كه در نتيجه سوختن اين مواد وارد هوا مي شوند سبب ايجاد مشكلات تنفسي براي انسان و آلودگي محيطزيست هستند.

در عين حال ، تراكم اين گازها در جو زمين مانع از خروج گرما از اطراف زمين مي شود؛ پديده اي كه نتيجه آن افزايش دماي هوا و تغييرات آب و هوايي گسترده در زمين است و اثر گلخانه اي ناميده مي شود.
چنانچه افزايش دماي هوا مطابق روند فعلي صورت پذيرد بازگرداندن آن به وضعيت سابق تقريبا غيرممكن خواهد بود. بهترين راه حلي كه اكثر دانشمندان پيشنهاد كرده اند متوقف كردن روند رو به رشد افزايش اين گازهاي مضر است.
اين مساله نيازمند بررسي دوباره و جدي منابعي است كه مي توانند جايگزين سوختهاي فسيلي شوند. در حال حاضر، اتفاق نظر كلي درباره چگونگي مواجهه با اين مشكل در ميان دانشمندان ، گروههاي طرفدار محيطزيست و مديران صنعتي وجود ندارد.

گروهي از متخصصان بر بهره گيري از منابع سنتي انرژي مثل باد و انرژي خورشيدي تاكيد مي ورزند. عده اي ديگر معتقدند استفاده از سوختهاي فسيلي ادامه مي يابد؛ اما بايد راههاي تازه اي براي جمع آوري دي اكسيد كربن قبل از ورود آن به هوا يافت شود.

در اين ميان انرژي هسته اي مي تواند پاسخگوي مناسبي براي جايگزيني انرژي حاصل از سوختهاي فسيلي باشد.

مشكل اصلي

مشكل عمده در اين ميان دي اكسيد كربن است كه اصلي ترين محصول جانبي ناشي از سوختن منابع فسيلي مثل نفت و ذغال سنگ است.

دانشمندان معتقدند از آغاز انقلاب صنعتي تاكنون ميلياردها تن از اين گاز وارد جو زمين شده است. ميزان اين گاز مضر در هواي زمين در حال حاضر 30 درصد بيش از آن چيزي است كه قبل از انقلاب صنعتي وجود داشته است.
هر چه كشورها به طرف صنعتي شدن حركت كرده اند ميزان توليد دي اكسيد كربن بيشتر شده است. پيش بيني مي شود تا نيمه قرن حاضر مقدار اين گاز به دو برابر افزايش يابد و اين مساله دماي هواي زمين را به ميزان 3 تا 10 درجه افزايش خواهد داد.

از آنجا كه دي اكسيد كربن گازي بي رنگ و بي بو است ، آلودگي آن مستقيما جلب توجه نمي كند. بد نيست بدانيد يك دستگاه خودرو طي عمر مفيد آن بين 50 تا 100 تن دي اكسيد كربن توليد مي كند.
از كشورهاي صنعتي ايالات متحده بيش از هر كشور ديگري اين گاز مضر را توليد كرده كه مقدار آن دو برابر ژاپن و كشورهاي اروپايي است.

مشكلي نه چندان آسان

در مقاله اي كه اخيرا توسط دكتر مارتين هوفرت استاد فيزيك دانشگاه نيويورك و 17 تن از همكاران وي به چاپ رسيد،اين دانشمندان به بررسي و تحقيق درباره منابع جايگزين سوخت هاي فسيلي پرداختند.
بررسي ها حاكي از آن است كه در حال حاضر 85 درصد انرژي مورد نياز جهان از منابع سوخت فسيلي تامين مي شود. از 15 درصد باقيمانده انرژي حاصل از سدهاي آبي و انرژي هسته اي هر كدام حدود 5/6 درصد و انرژي خورشيدي و انرژي باد مجموعا 2 درصد نياز به انرژي را تامين مي كنند.
در اين بررسي مشخص شد چنانچه بخواهيم افزايش دماي زمين را محدود كنيم ، استفاده از منابع غيرفسيلي بايد به 4 تا 14 برابر ميزان فعلي افزايش يافته و تا پايان قرن حاضر حداقل سه چهارم انرژي مصرفي جهان بايد از ساير منابع غيرفسيلي تامين شود.

به نظر مي رسد آنچه بيش از همه مورد نياز است يافتن روشهاي جديد مبتني بر فناوري پيشرفته اي است كه اين برنامه ها را عملي كنند. هدفي كه دستيابي به آن چندان هم آسان نيست.

علت اين امر گران بودن انرژي توليدي از ساير منابع نسبت به انرژي حاصله از نفت و ساير سوختهاي رايج است. در اغلب روشهاي ديگر مثل توليد انرژي از گاز ئيدروژن نيز انرژي كه مي بايد جهت شكستن مولكول آب مصرف شود بيش از انرژي حاصله از ئيدروژن است و بنابراين اقتصادي نخواهد بود.

روش ديگر توليد انرژي الكتريكي از سدهاي آبي است كه به علت محدوديت منابع آب در روي زمين عملا امكان افزايش چنداني ندارد. راه حل هايي همانند صرفه جويي در مصرف انرژي ، احداث ساختمان هاي داراي عايق حرارتي مناسب ، توليد اتومبيل هاي كم مصرف و... از جمله مواردي هستند كه منجر به كاهش مصرف انرژي شده و بدين ترتيب در كاهش آلودگي محيطزيست موثرند.

اميد هاي تازه

نور خورشيد يكي از منابع مورد توجه دانشمندان براي تامين انرژي جايگزين سوختهاي رايج است. دردهه هاي گذشته توليد انرژي الكتريكي از نور خورشيد بسيار گران بود كه اين ميزان در حال حاضر با ساخت سلولهاي جديد خورشيدي به ميزان زيادي كاهش يافته است.

محققان اميدوارند در آينده با انجام تحقيقات جديد و يافتن راههاي بهتر براي جذب نور خورشيد اين فرآيند بسيار ارزان تر شده و كاملا اقتصادي شود. براي حل مشكل عدم دسترسي به نور خورشيد در روزهاي ابري يا مناطق پرباران ، سلولهاي خورشيدي مي توانند در فضا نصب شده و انرژي نور خورشيد از طريق اين سلولها به صورت امواج ميكروويو به زمين ارسال شود. نيروي باد منبع ديگري براي انرژي است.

اين موضوع قبلا در بعضي مناطق جهان مثل دانمارك مورد توجه بوده و در اين كشور 17 درصد الكتريسيته از توربين هايي به دست مي آيد كه با انرژي باد كار مي كنند. جديدترين توربين ها پروانه هايي به قطر يك زمين فوتبال دارند و انرژي الكتريكي بسيار ارزان و مناسبي توليد مي كنند.

در مناطقي كه باد دايمي وجود دارد، مي توان از اين منبع انرژي بهره جست. در ساير مناطق به باتري هايي عظيم براي ذخيره انرژي نياز است. اين موضوعي است كه متخصصان در حال حاضر به تحقيق درباره آن مشغولند.
در بررسي به منظور يافتن منابع تازه اي براي توليد انرژي بايد به انرژي هسته اي اشاره كرد كه منبع توليد الكتريسيته در مقياس وسيع بوده و مي تواند بسيار راهگشا باشد.

دكتر fertel معاون انستيتوي انرژي هسته اي مي گويد: مشكلات مرتبط با اثرات گلخانه اي گاز دي اكسيد كربن و افزايش گرماي زمين موجب شده كه همه نگاهها بار ديگر متوجه استفاده از انرژي هسته اي شود.
در تازه ترين تحقيقات در اين زمينه دانشمندان در مركز تحقيقات انرژي دانشگاه كاليفرنيا بر روي طرحي جهت استفاده از انرژي هسته اي در اتومبيل ها و كاميون ها كار مي كنند.

در اين طرح الكتريسيته اي كه از انرژي هسته اي حاصل شده مولكول آب را شكسته و اتم ئيدروژن آزاد مي كند سپس انرژي حاصل از ئيدروژن به عنوان سوخت اتومبيل مورد استفاده قرار مي گيرد.

اين محققان معتقدند طي 30 تا 50 سال آينده چنين سيستم هايي كارآيي قابل توجهي خواهند داشت. تحقيقاتي از اين دست در نقاط مختلف جهان انجام مي شود و همه روزه شاهد پيشرفت هاي بزرگي در اين زمينه هستيم.
براي جهان بدون نفت آينده انجام اين تحقيقات يك ضرورت اساسي است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:13 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

 

نقش رسانه در ساخت و معرفي الگوهاي مصرف امري كاملا شناخته شده و مورد اتفاق نظر اهل فن است . تذكر اين نكته درابتداي بحث كاملا لازم مي‌آيد كه قدرت رسانه برخلاف برخي باورها در همه حال محدود است . رسانه هم زماني قادر به انجام ماموريت‌هاي خود است كه بستر و يا بسترهاي لازم فراهم آورده شده باشد .

در ميان رسانه‌ها رسانه‌هاي ديداري مانند تلويزيون و سينما و فرآوردهاي بصري ديگر ، به جهت جامعه شناختي آنها ، تاثير بسيار بيشتري برمخاطبان دارند. اين نقش و سهم را رسانه‌هاي ديداري از جمله با برانگيختن تمامي حواس مخاطبان كه از ويژگيهاي اين نوع رسانه هاست ، ايفا مي كنند كه در رسانه‌هاي ديگر محدود ، و از همين نظر است كه اتفاق نظر داريم الگوهاي معرفي شده از طريق رسانه‌هاي ديداري نقش و سهم بيشتر و عميق تري در تغيير باور و نهايتا تغيير رفتار مخاطب دارند.

در شكل‌گيري الگوي مصرف پايگاه‌هايي كه افراد در آنها قرار دارند و يا مي گيرند ، مانند پايگاه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي سهم خود را دارند ، ولي سهم فرهنگ بيشتر از ديگر پايگاه هاست ، و از همين روست كه رسانه با ماهيت فرهنگي مي‌تواند نقشي در خور در ساخت و اصلاح الگو بخصوص در بلند مدت ايفا كند.

اين نقش در حوزه فرهنگ ، با ورود ديگر نهادهاي ارتباطي ، اجتماعي ، فرهنگي و مذهبي مانند مساجد ، ائمه جماعات و نهادهاي مرجع حوزه ، و سهم گيري آنها تكميل مي‌شود. اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جنبه‌هاي فردي آن ، براي آنكه در جامعه به امري نهادينه مبدل گردد ، نياز به يك عزم ملي درابعاد مختلف و بخصوص فرهنگي دارد . اسلام به عنوان زيربناي فكري جامعه و منبع و منشا تعاليم رفتاري ما ، در همه زمينه‌ها و از جمله در باب مصرف امر به اعتدال دارد . اين امر مغاير با خوب خوردن ، خوب پوشيدن و خلاصه داشتن يك زندگي كيفي كه همه ي نيازهاي ما را آنهم به بهترين شكل برآورده كند ، نيست ، اما آنچه مذموم و نكوهيده است ، اسراف و تجمل گرايي در امور مي‌باشد ، كه غايت هدف اصلاح الگوي مصرف نيز پرهيز دادن اين امر ، يعني خودداري از اسراف است. در تلقي‌هاي ما در مصرف متاسفانه بسياري از ارزش ها و ضد ارزش‌ها جاي خود را به هم داده‌اند و برهمين اساس رفتارهايي شكل گرفته كه تاملي حتي اندك در آنها نشان مي‌دهد كه نه با فرهنگ مذهبي ما سازگاري دارند كه در آن ازجمله بخوريد ، بياشاميد ولي اسراف نكنيد مانفيست شمرده مي‌شود ، و نه مطابقتي با فرهنگ ملي دارند كه انبوهي از مثل‌ها و متل‌ها ، سخنان و پندهاي حكيمانه در مذمت اسراف و مصرف گرايي درآن وجود دارد و از ميراث فرهنگي ما محسوب مي‌شود.

اصلاح وضعيت مصرف در كشور بديهي است كه مثل هر امر فرهنگي ديگر نياز به كاري طولاني و مهندسي دقيق و ظريف در حوزه خود دارد و مبرهن است كه نمي توان و نبايد انتظار دريافت پاسخ مناسب و لازم و نهادينه شده را در يك دوره كوتاه مدت داشت .آنچه مهم است اين مي‌باشد كه مساله اصلاح الگوي مصرف به عنوان يك ضرورت قطعي و حياتي بايد در همه اذهان جاي بگيرد ، و به موازات آن ، نهادهاي الگو ساز بخصوص رسانه‌ها و نهادهاي آموزشي و علمي و تحقيقي به ساخت و معرفي الگوهاي مناسب بپردازند. اصلاح الگوي مصرف به عنوان يك نياز ملي بايد در همه ي ابعاد و زمينه‌ها تبديل به يك باور نهادينه شود و نمي‌توان آنرا محدود به اين دسته و يا آن دسته و يا اين بخش و يا آن بخش كرد. كشور براي اين مهم نيازمند برنامه ريزي دقيق و جامع و پاسخگو است ، و اين مهم تنها با مشاركت دادن همه نيروهاي دلسوز و نهادهاي ذيربط و از درون تيم‌هاي حرفه‌اي بيرون مي‌يابد.

منبع بازیاب



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:25 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت

تنها اسراف در مصرف آب و برق و گاز که خیلی هم اهمیت دارد نیست که لطمات شدیدی به اقتصاد ما می زند. بطوریکه آمارها نشان می دهد و خود مسئولین بارها اعلام کرده اند داروهائی که برای بیماران در کشور ما تجویز می شود بسیار بیش از حد لازم است. همچنین بعضی رویه های غلط اداری که بتدریج در شبکه اداری ما رایج شده است نیز مشکلات و خسارات مالی فراوانی را باعث می شود. دیگر امروزه داشتن منشی با اطاق و مبلمان و تلفن و کامپیوتر جداگانه، مخصوص وزرا معاونین و مدیران پرکار که حجم کار آنان داشتن چنین امکاناتی را ایجاب می کند نیست، بلکه دیده شده هر مسئولی بقدر نفوذ و امکان دسترسی که به بودجه دارد چنین امکاناتی را برای خود دست و پا می کند که علاوه بر تحمیل هزینه غیرلازم به بیت المال باعث معطلی و اتلاف وقت مراجعین می شود . وقتی کسی نامه ای را می خواهد به اداره ای بدهد باید به اطاق منشی اداره مراجعه کند و پس از کسب اجازه از منشی و معطلی معمول وارد اطاق رئیس شده و نامه خود را به رویت او برساند در صورت موافقت او نامه در دبیرخانه ثبت شده و تازه بورکراسی معمول برای رسیدگی به موضوع نامه شروع شود .
در اینجا این پرسشها مطرح می شود چه مسئولینی با چه حجم کاری باید دم و دستگاه منشی و تشریفات آنرا داشته باشند؟ چرا باید مراجعین یکی بعد از دیگری با اجازه منشی وارد اطاق رئیس شوند مگر رئیس با همه مراجعین حرفهای محرمانه ای دارد مگر آن مبل های متعددی که در اطاق رئیس گذاشته شده برای نشستن مراجعین نیست؟ گذاشتن اینگونه موانع در راه ارتباط مردم با دستگاه اداری و مسئولین مملکت برای چیست؟ چنین قید و بندهائی که در بعضی دستگاه های نوظهور که روز بروز هم بیشتر می شود قبلاً معمول نبوده است. چرا نامه ای را که شخصی می خواهد به اداره ای بدهد باید قبل از ثبت در دفتر، در واقع پذیرش نامه رئیس اداره باید اجازه ثبت نامه را بدهد یعنی خواسته های مردم را قبل از رسیدگی کنترل و انتخاب کند؟ مردم باید بتوانند همه خواسته های خود را مستقیماً در مراجع اداری منعکس کنند و اداره مربوطه طبق مقررات به آن رسیدگی کرده جواب طرف را بدهد. انتخاب درخواستهای مردم بوسیله مسئولین و نپذیرفتن بعضی از آنها و برقراری چنین تشریفات زائد و هزینه بر به معنای ایجاد فاصله بین مردم و مسئولین مملکتی است. در صورتی که مردم بتوانند دورنگار نامه خود را به اداره ای بفرستند و آن نامه جریان اداری خود را طی کرده و پاسخ آن به همان شماره دورنگار ارسال شود در اکثر موارد مراجعه حضوری متقاضی لازم نبوده از بسیاری از آمد و رفت های خیابانی، تحمل و ایجاد ترافیک های بیشتر و مصرف سوخت و آلوده کردن هوا و اتلاف وقت اشخاص جلوگیری خواهد شد. انجام همین امر ساده که هیچ منع قانونی هم ندارد باعث حذف خیلی از هزینه های مادی و معنوی و جلوگیری از اتلاف وقت مردم خواهد شد .
همچنین بی مبالاتی هائی که در هزینه کردن بعضی بودجه ها می شود مشکلات و خسارات زیادی ببار می آورد. برای اینکه کلی گوئی نشده و نمونه روشنی را بنمایانم که قابل رویت و رسیدگی باشد بعضی اقدامات شهرداری مهرشهر کرج را عنوان می کنم. آسفالت خیابانهای مهرشهر مخصوصاً خیابانهای فرعی تقریباً همیشه خراب و پر چاله و در نقاط زیادی دارای گودی است که در مواقع بارندگی و حتی آب پاشی پر از آب می شود .
هر سال نیز شهرداری اقدام به لکه گیری یا تعمیر بعضی نقاط می کند که پس از شش ماه یا کمتر یا با یک بارندگی وضع بشکل سابق برمی گردد که باز نوبت لکه گیری و تعمیرات فرا می رسد و این دور باطل یعنی خرابی همیشگی خیابانها و هزینه کردن هر ساله شهرداری برای تعمیر با آسفالت های نامرغوب غیراستاندارد ادامه دارد. هزینه آسفالت از سه بخش خرید ماده آسفالت، حمل و نقل و اجرای آسفالت تشکیل می شود و شهرداری بجای خرید یکباره آسفالت مرغوب و استاندارد آنطور که در همه دنیا معمول است یک بار برای چندین سال متحمل این مخارج می شود ولی با تکرار عملیات تعمیرات بیش از تفاوت قیمت هزینه آسفالت استاندارد و نامرغوب، هزینه حمل ونقل و اجرای مکرر آسفالت را می دهد و همیشه هم آسفالت ها خراب و مردم در زحمت اند. شهرداری که خریدار عمده این مصالح است و کارشناسان کافی در اختیار دارد باید بداند مقدار قیر و همچنین نوع و اندازه شن آسفالت معین و تعریف شده است و نوع غیراستاندارد آن را باید جنس تقلبی دانست، و شهرداری نباید به هر علت خریدار کالای تقلبی باشد .
 
به موازات و در کنار آسفالت شهرداری، سازمان فاضلاب کانال هائی را که برای نصب لوله های فاضلاب حفاری کرده آسفالت کرده که آسفالت اخیر بر خلاف آسفالت شهرداری صاف و یکدست و متراکم با شن ریز بوده و تاکنون اگرچه به علت نقص زیرسازی در بعضی نقاط نشست هائی دارد ولی مرغوبیت آسفالت آن نسبت به آسفالت شهرداری کاملاً محسوس است. چرا نباید شهرداری اقلااز چنین آسفالتی استفاده کند. مسئول و جواب گوی این خسارتها کیست؟
مسئله جالب تصمیم شهرداری در تجدیدنظر در طرح پوشش کف پیاده روهای مهر شهر است به این صورت که پوشش موزائیک سطح پیاده روها را به طرح فانتزی عجیبی تغییر داده یعنی پوشش اصلی کف را سنگهای کاملاسفید حدوداً چهل در چهل سانتیمتر به ردیف در عرض پیاده رو در کنار هم قرار داده و فاصله هر دو ردیف را در عرض پیاده رو نواری به عرض حدود ده سانتیمتر سنگ تر اورتن بتونه شده قرمز رنگ چند میلیمتر پایین تر از سطح سنگ سفید اصلی کار گذاشته بطوریکه به علت گودی چند میلیمتری نوار سنگ تراورتن، در قدم گذاشتن در پیاده رو، ناصافی زیر پای خود را کاملاحس می کنید یا در عدم دقت در قدم برداشتن مخصوصا در دویدن بچه ها امکان گیر کردن نوک کفش به برجستگی سنگ فرش اصلی نسبت به نوار قرمز فاصله سنگها، امکان زمین خوردن وجود دارد. همچنین سطح صاف سنگفرش سفید اصلی با یک بارندگی و یا شستن لغزنده شده و امکان زمین خوردن عابرین را فراهم می کند و دیگر اینکه سفیدی سنگ فرشهای اصلی باعث نمایان بودن گل حتی چرک معمولی جای کفش عابرین می شود. علاوه بر این چون این سنگهای سفید مانند موزائیک ابعاد کاملامشخصی ندارند و در کار گذاشتن آن نیز دقت لازم نشده است فاصله سنگها در بعضی نقاط خالی و در بعضی نقاط بطرز نامناسب و زشتی از سیمان انباشته شده است جمع این همه عیب در یک کار ساده فرش پیاده رو واقعا عجیب است! و این شاهکار را هر کس می تواند در پیاده روی اطراف شهرداری مهر شهر ملاحظه کند. تعجب در این است که در همسایگی و چسبیده به ساختمان شهرداری، محکم ترین و زیباترین کف پوش پیاده رو اجرا شده و شهرداری نتوانسته از آن یاد بگیرد. وتعجب آورتر اینکه بجای اینکه این اصلاحات! را از نقاط زیادی که پیاده روهای آن فرش نشده است شروع کنند اول شروع به تخریب موزائیکهای صحیح و سالم خیابان امام خمینی کرده و ابتکارات اصلاحی را از آنجا شروع کرده اند. در این مورد با دورنگار، درخواستی از شهرداری شد که به آن اعتنائی نکردند. ممکن است تصور شود پرداختن به چنین اقدامات خلاف یا اشتباهی که در یک شهرک کرج انجام شده چندان واجد اهمیت و قابل ذکر نباشد ولی اولاچنین مدیریتی در زندگی صدها هزار ساکنین این منطقه به انواع مختلف تاثیر سوء خود را ظاهر می کند و نیز برخورد با آن باعث جلوگیری از مسئولیت ناپذیری بعضی مسئولین در همه امور مملکت است .
اقدام دیگر این شهرداری که مفید و قابل توجه است اقدام به کشت درخت و ایجاد فضای سبز در زمینهای بایر شهرداری است که هزینه های اولیه آن یعنی حفر محل های کشت درخت و احداث جوی و مخصوصا آبیاری آن در فصل تابستان مبلغ قابل توجهی است . ولی متاسفانه درختان کاج و سرو کشت شده اغلب کوچک و ضعیف است که با محدودیت امکان آبیاری آن تصور نمی شود که یک تابستان هم دوام آورند و در صورت دوام آوردن هم سالهای زیادی باید آبیاری شوند تا از لحاظ آبیاری خودکفا شده و بی نیاز شوند و متاسفانه نقاط مشابهی در مهرشهر وجود دارد که سالهای قبل به همین ترتیب درخت کاری شده و به علت بی آبی قسمت زیادی از درخت های کشت شده آن از بین رفته است.موارد ذکر شده از بی اعتنائی نسبت به صرفه جوئی در هزینه کردن بیت المال و عدم انجام کار صحیح و با ارزش در قبال هزینه صرف شده همچنین عدم توجه به رضایت مردم در انجام امور چیزی است که به علت امکان وقوع آن در موارد مختلف باید با آن برخورد جدی شده و موارد پیگیری شود .

نويسنده: غلامعلی رهبری

منبع کیهان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:22 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اولین مرکز تحقیقات مقاومت های میکروبی به منظور اصلاح روند مصرف آنتی بیوتیک در کشور و تدوین پروتکلی ملی دراین خصوص و هم چنین انجام تحقیقات گسترده برای تشخیص مولکولی مقاومت های میکروبی تشکیل شد. راه اندازی این مرکز گام بسیار مهم و موثری در مقابله با مقاومت های میکروبی است که امروزه به ویژه دربحث عفونت های بیمارستانی به یک چالش جدی تبدیل شده است.

دکتر رستگاری لاری رئیس مرکز تحقیقات مقاومت های میکروبی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران با اعلام این مطلب در گفت و گو با خراسان اظهار داشت : در اوایل قرن بیستم مصرف آنتی بیوتیک ها به تدریج گسترش پیدا کرد و این دارو، برای مقابله با انواع عفونت ها به کارگرفته می شد اما به تدریج، دانشمندان متوجه شدند که در بسیاری از موارد باوجود استفاده از آنتی بیوتیک ها، میکروارگانیسم ها که موجوداتی جاندار و هوشمند هستند، به درمان با این آنتی بیوتیک ها جواب نمی دهند.

این موضوع نشان دهنده این بود که باکتری ها و میکروارگانیسم ها نسبت به این آنتی بیوتیک ها مقاوم شده اند.برهمین اساس از همان زمان تاکنون بحث تولید آنتی بیوتیک های جدید مطرح شد و این روال هنوز هم ادامه دارد. البته درعین حال در کشورهای غربی بحث الگوسازی برای مصرف آنتی بیوتیک ها نیز در بیمارستان ها و جامعه به طور جدی مطرح شد.وی خاطرنشان کرد: تنها در آمریکا سالانه ۲ میلیون نفر دچار عفونت بیمارستانی می شوند که عامل عفونت در ۵۰ تا ۶۰ درصد این بیماری ها میکروارگانیسم ها یا باکتری های مقاوم است. وی گفت: در مواقعی که میکروارگانیسم ها یا باکتری های مقاومی موجب عفونت شوند بیمار باید هفته ها بستری و تحت درمان با آنتی بیوتیک  قرار بگیرد درحالی که درمان یک عفونت معمولی اغلب به چند روز زمان بیشتر نیاز ندارد.

 اما همین عفونت  معمولی چنان چه به خوبی درمان نشود، باعث ایجاد میکروارگانیسم های مقاوم و مشکلات مرتبط با آن خواهدشد و هزینه های سنگینی به سیستم سلامت کشور و بیمار تحمیل خواهدکرد.وی اضافه می کند: رعایت الگوی صحیح مصرف آنتی بیوتیک یکی از مهم ترین راهکارهایی است که می تواند ضامن سلامت افراد باشد زیرا درصورت طراحی و ارائه چنین الگویی به پزشکان و بیماران و الزام آن ها به رعایت این الگو، به طور قطع گام مهمی دربحث کنترل و مهار مقاومت های باکتریایی و میکروبی و نیز کاهش میکروارگانیسم های مقاوم برداشته ایم برهمین اساس درسال جاری که سال اصلاح الگوی مصرف است یکی از مهم‌ترین اهداف مرکز تحقیقات مقاومت های دارویی، برداشتن گام های اساسی برای اصلاح الگوی مصرف آنتی بیوتیک است.وی تصریح می‌کند: برای آن که بتوانیم الگوی صحیح مصرف آنتی بیوتیک را در کشور اجرایی کنیم در وهله اول نیازمند آمار و داده هایی درخصوص میزان و نوع مصرف و ... هستیم که این اطلاعات باید از کلیه مراکز درمانی، بیمارستان ها و ... در سراسر کشور جمع آوری شود و این اطلاعات، باید به حدی دقیق باشد که به عنوان مثال بدانیم در مراکز مختلف درمانی در شهرها و استان های کشور چه نوع آنتی بیوتیکی مصرف می شود.

 ضمن آن که لازم است به طور دقیق بیمارستان ها موارد مختلف خود را در بحث مصرف آنتی بیوتیک ها گزارش کنند. یعنی ما بدانیم که چند مورد مقاومت آنتی بیوتیکی مشاهده شده و این مقاومت درمورد چه نوع آنتی بیوتیکی بوده است.

 این اطلاعات به ما کمک می کند که بتوانیم الگوی صحیحی برای مصرف آنتی‌بیوتیک ها طراحی کنیم. به طور نمونه در مواردی که نیاز به تغییر آنتی بیوتیک وجود دارد و نحوه مصرف و یا طول درمان نیز نیازمند تغییر است، همه و همه در این الگو پیش بینی و دستورالعمل آن نیز تدوین و ارائه  شود.

 این ساختاری است که متاسفانه در حال حاضر در کشور ما وجود ندارد و آنتی بیوتیک  ها به صورت بی رویه و بی حساب و کتاب مورد استفاده قرار می گیرند.به گفته وی خوددرمانی یکی از معضلاتی است که در جامعه با آن مواجه هستیم حال آن که یکی از عوامل مهم بروز مقاومت های دارویی به ویژه مقاومت های آنتی بیوتیکی موضوع خوددرمانی است چرا که درمان هر عفونت میکروبی یا باکتریایی به یک نوع خاص آنتی بیوتیک موثر در درمان همان عفونت نیاز دارد ضمن آن که مدت زمان درمان هر نوع عفونت میکروبی نیز با انواع دیگر متفاوت است و یک عفونت تنفسی به طور متوسط ۱۵ روز طول مدت درمان دارد اما درمان گلودرد ۷ روز طول می کشد و یا یک عفونت ادراری می تواند با ۳ روز مصرف آنتی بیوتیک درمان شود.وی ادامه می دهد: متاسفانه مردم از این مسائل آگاهی ندارند و مصرف خودسرانه هرگونه آنتی بیوتیکی می تواند سلامت آنان را به طورجدی به خطر بیندازد.وی اضافه می کند: نکته دیگر این که در اغلب موارد شاهدیم بیماران با در دست داشتن نسخه پزشک برای دریافت آنتی بیوتیک به داروخانه مراجعه می کنند اما متأسفانه میزان آنتی بیوتیکی که در اختیار بیمار قرار می گیرد کمتر از میزانی است که پزشک تجویز کرده است که به تبع آن بیمار پس از مصرف ناقص دارو و بهبود نسبی، دیگر انگیزه ای برای کامل کردن درمان خود ندارد و بدین شکل، بدیهی است که عفونت در بدن بیمار باقی می ماند.

از سوی دیگر اشکالاتی نیز به پزشکان ما وارد است زیرا گاهی اوقات برای درمان بعضی از عفونت ها باید در مراحل مختلف، آزمایش های دقیق پزشکی انجام شود اما متاسفانه برخی پزشکان در این زمینه به طور دقیق و اصولی عمل نمی کنند.به طور نمونه در درمان عفونت های ادراری چنان چه آنتی بیوتیک مختص درمان این نوع عفونت تجویز شود، پزشک باید بیمار را ملزم کند که پس از مصرف اولین آنتی بیوتیک بلافاصله برای انجام آزمایش های پزشکی موردنیاز اقدام کند تا مشخص شود که این نوع آنتی بیوتیک در درمان این نوع عفونت موثر بوده است یا خیر و چنان چه این آنتی بیوتیک در درمان این عفونت ادراری موثر واقع نشود در این صورت میکروب عامل عفونت نسبت به این نوع آنتی بیوتیک و حتی سایر آنتی بیوتیک ها مقاوم می شود و تنها با انجام آزمایش  می توان جلوی بروز چنین مشکلاتی را گرفت.

نکته قابل تاملی که در این خصوص وجود دارد این است که مصرف اشتباه یک آنتی بیوتیک نه تنها باعث مقاوم شدن میکروب ها به این نوع آنتی بیوتیک می شود بلکه می تواند نسبت به طیف وسیعی از آنتی بیوتیک ها نیز مقاومت ایجاد کند.

مشکلی که امروزه تحت عنوان مقاومت های چندگانه از آن نام می برند.وی خاطرنشان کرد: یکی از اهداف مرکز تحقیقات مقاومت های میکروبی، تدوین یک پروتکل ملی با هدف اصلاح الگوی مصرف آنتی بیوتیک هاست، در این پروتکل شناسایی کلیه .میکروب های مقاوم در عرصه درمان عفونت ها و شناسایی آنتی بیوتیک هایی که در درمان عفونت های میکروبی موثر نیستند و یا مقاومت میکروبی در برابر آن ها ایجاد شده، مدنظر قرار گرفته است. این اطلاعات باید بر اساس این پروتکل ملی از سوی مراکز درمانی و بیمارستان ها گزارش شود. مطابق این پروتکل، با دستیابی به این اطلاعات یک استراتژی درمانی ارائه خواهد شد که کلیه مراکز درمانی، بیمارستان ها و پزشکان موظف خواهند بود که بر اساس این استراتژی عمل کنند.وی استانداردسازی و تشخیص میکرو‌ارگانیسم های مقاوم بر اساس استانداردهای بین المللی را از دیگر اهداف راه اندازی این مرکز عنوان کرد و گفت: این استانداردها باید برای تمام مراکز درمانی و آزمایشگاه ها یکسان باشد.وی گفت: این مرکز به عنوان یک کادر علمی پس از جمع آوری این اطلاعات و تدوین استانداردهای لازم موارد را به عنوان پیشنهاد به وزارت بهداشت اعلام خواهد کرد و این وزارت بهداشت است که برای اجرای این پروتکل باید وارد عمل شود.وی تصریح کرد: در فازهای بعدی هدف این مرکز انجام تحقیقات گسترده برای تشخیص مولکولی مقاومت های میکروبی است که در شناسایی مکانیسم بروز مقاومت دارویی از ابعاد گوناگون از جمله از بعد ژنتیکی موثر خواهد بود.

زهرا حاجیان

منبع خراسان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:17 PM - روز پنج شنبه 22 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سفره های رنگین سیما،حسرت کودک گرسنه و عرق شرم پدر

 

آن روز پدر مانند چند روز پیش نتوانست کاری پیدا کند و باز دست خالی به خانه آمد . مادر با نگاهی به دستان خالی  پدر چشمانش پر از نگرانی شد .پدر به صورت رنگ پریده و چشمان پر از تمنای کودکانش که بیش از یک روز بود چیزی نخورده بود ند نگاهی انداخت و عرق خجلت بر پیشانیش ظاهر شد.مادر مانند دفعات قبل کمی نان خشک را در آب تلیت کرد و در سه کاسه سفالی جلوی کودکانش گذاشت.
فاطمه و زهرا و علی که از فرط خوردن چند روزه آب ونان ، شکمهایشان ورم کرده بود ، تمایلی به خوردن مجدد این غذا نداشتند اما صدای قار و قور شکمشان اجازه چنین کاری را به آنها نمی داد.آنها می دانستند مانند هر سال ،زمستان سختی را پیش رو دارند .کسی به پدر مسن و بیمار آنها کاری نمی دهد و کارگری هم که در این فصل تعطیل است.
مادر برای اینکه هواس کودکانش را از گرسنگی منحرف کند پیچ تلویزیون را می چرخاند.تبلیغات بازرگانی در حال پخش است.تبلیغ برنج محسن با ساز و آواز فراوان نمایش داده می شود.میز های پر از غذاهای متنوع و برنجهای رنگانگ ، چشمان کودکان را به تلویزیون خیره می کند.تبلیغ بعدی میز مملو از غذایی است که برای تبلیغ یک روغن مایع چیده شده است و تیزر بعدی یخچال پر از مواد غذایی و میوه ای را نشان می دهد که باعث می شود غذا در دهان کودکان بماسد.
بالاخره بعد از پایان تبلیغات رنگانگ و خوش رنگ ولعاب ، سریال جدید تلویزیون به نام سر آشپز به نمایش در می آید.سریالی که هنوز شروع نشده هوش از سر تمامی اهالی خانواده می برد.ماهی سرخ شده با مخلفات، ته چین مرغ، باقالی پلو با ماهیچه ، سیخ زدن کباب ، زعفران با پسته و بادام فراوان، روغن کرمانشاهی برای خوش رنگ و لعاب کردن غذا، میگو ، جوجه و...همه و همه غذاهایی است که در هر سانس این سریال بر صفحه تلویزیون ظاهر می شود و نه تنها دهان کودکان گرسنه را به آب می اندازد که دل مرفهین را نیز به هوس می اندازد.
مادر که خود نیز به صفحه تلویزیون ماتش برده است لحظه ای به چشمان پر از حسرت کودکانش نگاه می کند و بعد به عرق شرمی که بر پیشانی همسرش نشسته ، ذل می زند. سپس به خود لعنت می فرستد که برای منحرف کردن فکر کودکان از گرسنگی چه راه حل اشتباهی را انتخاب کرده است.

با اینکه امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است اما به نظر می رسد که مسوولین رسانه ملی کمتر به این موضوع اهمیت داده اند .این موضوع را می توان از فیلمها و سریالها و تیزر های در حال پخش تلویزیون متوجه شد.
در حقیقت چندی است رسانه ملی به طور غیرمستقیم مروج نوع جدیدی از زندگی است که با نظام سرمایه داری هماهنگی بیشتری دارد و کمتر به عواقب سوء اجتماعی و فرهنگی این نوع تبلیغات توجه می کند.
آشپزخانه های مدرن ،دکوراسیونهای منحصر به فرد ، لبخند های از سر رضایت از زندگی ،لباسهای اعیانی ،سفره های مملو از غذاهای رنگارنگ و... نماهایی هستند که این روزها در اکثر تیزر های تلویزیونی به چشم می خورد و اين همه ماجرا نيست؛ چرا كه رسانه ملي با نمايش سريالها و فيلمهايي كه در آنها شيكترين و با كلاسترين خودروها، گران قيمتترين منازل و ويلاها، رنگارنگ ترین سفره ها، همچنين پرهزينه ترين كالاها و اقلام مصرفي مردم اعم از خوراكيها و پوشيدنيها تا وسايلي چون تلفن فرد همراه، مبلمان، وسايل خانگي و غيره جلوي چشمان ميليونها مخاطب خود رژه ميروند، نقش پر رنگي در برگزاري هر چه باشكوهتر مسابقه چشم و همچشمي بين خانواده هاي ايراني در مصرف هرچه پر زرق و برق تر ايفا ميكند.
به تعبير يكي از استادان علم روانشناسي ،صدا و سيما در اين بعد از فعاليت رسانهاي خود، گاه به طور ناخواسته به مخاطبش چنين القا مي كند كه مصرف بيشتر و ولخرجيهاي افزون تر يك امتياز اجتماعي و ابزاري جهت نشان دادن منزلت بالاي اجتماعي محسوب ميشود.
واقعيت آن است كه فضاسازي های فوق، تم اصلي اغلب آگهيهاي بازرگاني و برنامه ها و سریالهای رسانه ملي است؛ تبليغاتي كه اگر چه پخش آنها به منظور تأمين بخشي از هزينه هاي سرسام آور صدا و سيما از سوي مديران توجيه ميشود، اما به اذعان كارشناسان، به دليل اغوا كننده و وسوسه برانگيز بودن خيل عظيم و رنگارنگ آنها، تاثيرات نامطلوبي از حيث تاكيد بر مصرف گرايي بيشتر بر تفكر و رفتار مخاطب به عنوان مصرف كننده كالاهاي تبليغ شده ميگذارد و متأسفانه با ساختن این برنامه ها و نشان دادن سفره هاي عياني و چشم و هم چشمي حتي در خانه هاي فقرا، مردم به سمت اسراف ميروند.
در همین زمینه محمدصادق کوشکی با انتقاد از ترویج تجمل گرایی در سینما و تلویزیون گفت: استفاده از لوزام اشرافی، حضور در خانه های مجلل و استفاده از خودروهای گرانقیمت و نمایش سفرهای رنگارنگ توسط ستارههای سینما و تلویزیون و اشاعه آن در فیلم های سینمایی و تلویزیونی ، باعث گرایش جوانان به اسراف است
وی به نامگذاری سال ۸۸ با عنوان سال “اصلاح الگوی مصرف” اشاره کرد و اظهار داشت: همه اقشار جامعه توانایی مالی رفتار مسرفانه، مصرف گرایانه و اشرافی را ندارند، اما نسل جوان مخصوصا با الگو گرفتن از این چهره ها سعی میکند با هر توان اقتصادی، مصرانه با اشرافی گرایی و تجمل گرایی به مصرف بپردازد و از این راه تشخص پیدا کند و یا توانایی های خود را به نمایش گذارد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد: همانطور که سینما و تلویزیون یکی از راه های مهم نفوذ این فرهنگ غلط و حتی ضدارزش بین مردم جامعه، به ویژه جوانان بوده، باید اصلاح این رویه غلط هم توسط رسانه های تصویری انجام شود.
کوشکی، با اشاره به اینکه این حرکت، بخشنامه ای یا اجباری نیست، خاطر نشان کرد: سازندگان و نویسندگان فیلم ها و برنامه ها به دلیل تمایلات و آرزوهای خود، اشرافی گری و تجمل گرایی را در محصولاتشان به نمایش می گذارند، بنابراین برای حرکت به سمت اصلاح این رویه باید از هنرمندانی مدد گرفت که فرهنگ صحیح مصرف را منطبق با ارزش های دینی و ملی بدانند و به آن ایمان و باور داشته باشند تا بتوانند این حالت، حس و الگو را منتقل کنند.
وی، ادامه داد: در سال های پس از جنگ تحمیلی، گسترش مصرف گرایی، تجمل گرایی و تبدیل آن به یک ارزش فرهنگی در قالب برنامه ها و مجموعه های تلویزیونی و فیلم های سینمایی بیشترقابل مشاهده است.
دکتر عبدالله گیویان، استاد دانشکده صدا و سیما نیزدرباره ترویج مصرفگرایی در برنامهها و آگهیهای تلویزیونی معتقد است ممکن است رسانهها بدون برنامهریزی و تنها آنچه را که در جامعه وجود دارد بازتاب دهند اما گاه میبینیم که رسانهها و بهویژه تلویزیون ارزش یا ارزشهای خاصی را بیش از بقیه مورد توجه قرار داده و برنامههایی را براساس آنها میسازد که این ارزشها در اغلب موارد با مصرفگرایی همخوانی دارند.
دکتر صفایی کــارشــناس علوم ارتباطات نیزبه مشکلات ناشی از مصرفگرایی اشاره میکند و می گوید: مصرفگرایی یا مصرفزایی مشکلات اجتماعی و روانی را به همراه دارد. چون مخاطب وقتی در مقابل کالاهای رنگارنگ قرار میگیرد برای به دست آوردن آنها ناچار است تلاش کند به همین دلیل بعد از مدتی بخشی از زندگی مردم صرف کسب درآمد بیشتر برای خرید کالاها میشود.
رسانهاي كه بايد به معناي واقعي دانشگاه عمومي ايرانيان باشد، اما متأسفانه خود ـ خواسته يا ناخواسته - در ايجاد و اشاعه معضل اسراف در جامعه، نقش اول را بازي ميكند؛ معضلي كه رهبر فرزانه انقلاب به درستي از آن به عنوان «عيب ملي » ياد كردند.
ايشان بعد از نامگذاري امسال با عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف»، در جلسهاي خطاب به مسئولان خاطرنشان كردند: «بخش مهمي از اسراف در اختيار مردم نيست {بلكه} در اختيار مسئولان كشور است.»
با عنايت به اين فرمايش معظم له بايد از مسئولان صدا و سيما پرسيد كه رسانه ملي پس از گذشت بیش از نيمي از سالي كه قرار است نقطه عطفي در اصلاح الگوي مصرف باشد، چه برنامه و راهكارعلميرا براي اين مهم در دستور كار قرار داده است؟ خروجي اين راهبردها كدام است؟! آيا صرف به روي آنتن بردن برنامههاي كليشهاي مثل آن كه گزارشگر تلويزيون ميكروفن را جلوي دهان مردم بگذارد و از آنها بپرسد آيا شما در مصرف آب و برق صرفه جويي ميكنيد يا ساخت برنامههاي سفارشي و انجام مصاحبه هاي خشك و بيفايده با برخي از كارشناسان غيرمربوط و يا امثال برنامههايي مثل «شب نشيني» و گپ و گفتي شعاري با هنرمندان و فرهيختگان، تكليف را از رسانه فراگير تلويزيون و حتي راديو بر ميدارد؟! در مقابل چنین برنامه های بی اثر و کم بیننده ، برنامه های پر تماشاگر و اثر گذاری از قبیل "شمس العماره"،"دلنوازان"،"سر آشپز "و ... کدام یک از مولفه های ساده زیستی و عدم تجمل گرایی را به ارث برده است،که بر عکس با نمایش رستوران پر از غذاهای لذیذ، عمارتها و ماشینهایی که در ایران تک و منحصر به فرد هستند و زندگی زوجهای جوانی که هیچ چیز در زندگی کم و کسر ندارند بر اسراف و تجمل گرایی تاکید می ورزند.
در اين بين هر چند نبايد از تلاشهاي قابل توجه برخي از مديران و برنامه سازان خوش فكر و تلاشگر صدا و سيما در نهادينه ساختن فرهنگ درست مصرف كردن، چشم پوشيد، اما به هر روي اين واقعيت تلخ هم كتمان ناپذير است كه تناقض هاي صدا و سيما در گفتار و كردار در اين خصوص به معناي عدم توجه جدي مسئولان رسانه ملي به ضرورت ترويج صرفه جويي و گسترش فرهنگ قناعت و بهره وري است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:45 PM - روز چهارشنبه 21 بهمن 1388    |   لينک ثابت

جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .

جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .از طرف ديگر روند افزايش شيوع چاقي و بيماري هاي مرتبط با رژيم غذايي همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر براي سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت است و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي هاي اصولي در زمينه غذا و تغذيه مي باشد .

از طرفي همسو با مطالعه ي انستيتو تحقيقات تغذيه اي ايران بررسي ديگري توسط دفتر سلامت رواني اجتماعي و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است كه نتايج تغذيه اي آن نيز نشان مي دهد در الگوي مصرفي مواد غذايي دانش آموزان اين عدم تعادل وجود دارد .

درصد بالايي از سبد غذايي مصرفي آنان را ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها تشكيل مي دهد كه مطمئناً در روند رشد جسمي و ذهني آنان بي تاثير نمي باشد .

نتايج اين بررسي راهنمايي براي آحاد جامعه در جهت برنامه ريزي بهتر غذايي خانوار و اصلاح سبد غذايي مصرفي و بر اساس نياز دائمي جامعه مي باشد .

در يك مطالعه بررسي الگوي مصرف مواد غذايي كه در يكي از استان هاي بزرگ كشور انجام شد ، با روش مشاهده اي ـ مقطعي و از طريق مصاحبه و مشاهده جامعه شهري و روستايي مورد مطالعه قرار گرفتند .

داده ها تن سنجي شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت ياد آمد خوراك در 3 روز متوالي انجام شد . بيشترين شغل در مردان مورد بررسي ، كارگر و كمترين آنها كارفرما و در زنان بيشترين شغل خانه داري بوده است .

در اين بررسي مشاهده مي شود ، دريافت مردم در خصوص انرژي و پروتئين ، بيشتر از حد نياز و در خصوص كلسيم و آهن ، كمتر از حد مورد نياز مي باشد كه نشانگر آن است كه مردم از نظر دريافت درشت مغذي ها و گروه هاي غذايي چون نان و غلات ، گوشت و جايگزين هاي آن كمتر مشكل داشته اند و

ازنظر مصرف ريز مغذي ها و گروه هاي غذايي مثل سبزي ، شير و لبنيات به علت استفاده كمتر ، دچار مشكل بيشتري مي باشند .

همچنين مصرف نان و غلات بيش از حد استاندارد ( تقريباً معادل 15/5 واحد ) مي باشد .در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذايي توصيه مي شود . مصرف زياد اين گروه مي تواند باعث دريافت زياد كالري و ايجاد چاقي شود . ميانگين نياز به سبزي ها 3 تا 5 واحد مي باشد ، در حالي كه مردم اين استان نمونه كشوري كمتر از حد استاندارد سبزي مصرف كرده اند . سبزي ها تامين كننده انواع املاح ، ويتامين ها و فيبر مي باشند . بنابراين مردم به دليل كمبود مصرف سبزي ها در دريافت ريز مغذي هايي مانند آهن و كلسيم دچار مشكل مي باشند .

مصرف ميوه هم بسيار كمتر از حد استاندارد مي باشد ، در حالي كه دسترسي مردم به ميوه كم نيست ، اما به دليل بي توجهي به فوائد مصرف ميوه از جمله تامين ويتامين ها ، املاح و فيبر شاهد مصرف كم آن هستيم .

مصرف گروه گوشت نيز بر اساس استاندارد كمتر است . اين گروه تامين كننده پروتئين براي رشد مي باشد . همچنين داراي آهن ( از نوع هم ) بوده كه جذب بهتر و بيشتري نسبت به آهن غير هم دارد ، بنابراين مصرف كم اين گروه مطمئناً در تامين رشد ، ترميم و دريافت ريز مغذي هايي مثل آهن خلل ايجاد مي كند و به همين دليل شاهد مشكلات رشد و كم خوني هاي ناشي از كمبود آهن درحد بالايي مي باشيم .

رژيم مردم نياز به گروه لبنيات را در حد استاندارد تامين نمي كند و تقريباً مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نياز مي باشد . اين گروه از مواد غذايي در تامين كلسيم مورد نياز بدن اهميت ويژه اي دارد و در بررسي ها نيز كمبود كلسيم مشهود است كه در واقع يكي از دلايل آن مي تواند به علت كمبود مصرف گروه لبنيات باشد .

مصرف گروه چربي ها نيز بسيار بيشتر از حد استاندارد است و تقريباً 2 برابر نياز مصرف مي باشد كه يكي از دلايل مهم ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، فشارخون و انسداد عروق ، مصرف اين گروه از مواد غذايي مي باشد .

مصرف مواد قندي ، تقريباً 2 برابر مصرف استاندارد مي باشد و مي دانيم از مضرات مصرف زياد اين گروه ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، چاقي ، معضلات دنداني و ... مي باشد . بايد در رژيم غذايي از اين مواد به ميزان حداقل استفاده شود .

اگر سهم گروه هاي مختلف غذايي در تامين مواد مغذي مورد نياز را مورد بررسي قرار دهيم ، ملاحظه مي كنيم كه بيشترين انرژي كسب شده از طريق نان و غلات مي باشد ، به طوري كه 51/5 درصد انرژي از اين گروه كسب شده است . بيشترين پروتئين كسب شده نيز از طريق نان و غلات مي باشد ( 52/7 درصد ) و سهم گوشت در تامين پروتئين كمتر است ( 10/5 درصد ) و اين ارقام بيانگر آن است كه بيشتر پروتئين دريافتي مردم از نوع گياهي مي باشد ، در حالي كه طبق استاندارد ، درصد مصرف پروتئين بر مبناي 55 درصد پروتئين حيواني و 45 درصد پروتئين گياهي مي باشد .

حدود 41/7 درصد كلسيم از طريق نان و غلات تامين مي شود و لبنيات تامين كننده 31/6 درصد كلسيم مي باشند . با توجه به وجود فيتات ها و فيبر غذايي بالا در محصولات نان و غلات ، جذب كلسيم از اين گروه كمتر بوده و بنابراين مقدار دسترسي كلسيم از اين قبيل مواد غذايي پايين است . علت كمبود كلسيم و به دنبال آن عوارض پوكي استخوان علاوه بر كاهش دريافت ، به نوع ماده غذايي دريافتي نيز بر مي گردد .

در مورد آهن دريافتي ، حدود 60/2 درصد آن از طريق نان و غلات و 22/1 درصد از حبوبات ، سبزي ها و ميوه ها تامين مي گردد ، يعني 82/3 درصد آهن دريافتي از منابع گياهي است كه به شكل غير هم مي باشد . با توجه به اينكه آهن غيرهم جذب كمتري نسبت به آهن هم موجود در منابع حيواني دارد ، بنابراين جذب آهن دريافتي پايين است ، از طرفي ميوه ها ، سبزي ها ، حبوبات و غلات غني از فيتات ها ، اگزالات ها و فيبرهاي غذايي مي باشند كه جذب آهن را كاهش مي دهند . آهن دريافتي از طريق گوشت ، تخم مرغ و لبنيات (آهن از منابع حيواني )حدود 8/6 درصد مي باشد .

در گروه نان و غلات ، در مناطق شهري برنج بيشتر مصرف مي شود ، حال آنكه در مناطق روستايي سهم نان بيشتر است .

از گروه گوشت در شهر به ترتيب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ و در نهايت ماهي مصرف مي شود ، درحالي كه در روستا مصرف گوشت ماهي بسيار ناچيز مي باشد .

در گروه لبنيات ، مصرف شير ، ماست و پنير در شهر بيشتر از روستا مي باشد . در گروه چربي ها و روغن ها ، مصرف روغن نباتي جامد بسيار بيشتر از روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي جامد در روستا بيشتر از شهر است ، مصرف بي رويه چربي باعث بروز بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، ديابت ، چاقي و برخي سرطان ها مي شود . بنابراين بايد در حد متعارف و متعادل مصرف و در تهيه غذا از كمترين ميزان روغن استفاده شود و ظرف حاوي آن زياد حرارت نبينند .

هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مايع داشته باشد يا نرم تر باشد ، بيشتر غير اشباع است و هر چه كيفيت روغن مناسب تر باشد ، ميزان اسيد چرب غير اشباع آن نيز بيشتر است .

در واقع روغن هاي نباتي جامد براي جلوگيري از فساد تحت فرايند هيدروژناسيون قرار مي گيرند كه اين عمل موجب مي شود چربي با كيفيت تبديل به نوع بي كيفيت شود و بيشتر روغن هاي مصرفي خانوار مخلوطي از چربي هاي با كيفيت مناسب و غير اشباع و روغن هاي باكيفيت نامناسب اشباع مي باشد .

براي اينكه ميزان و نسبت آن را حدس بزنيم مي توانيم مقداري از آن را در يك شيشه بريزيم ، در يخچال قرار دهيم و صبركنيم تا سرد شود . قسمت هايي كه حالت سفت پيدا مي كنند ، از نوع نامناسب يعني اشباع و قسمتي كه مايع مي ماند از نوع مناسب يا غير اشباع مي باشد .

همچنين در بررسي عملكرد تغذيه اي دانش آموزان مشخص گرديده كه نسبت مصرف گوشت و لبنيات به سهم استاندارد اين گروه ها بيشتر مي باشد ، در حالي كه نسبت مصرف گروه هاي سبزي ها و ميوه ها بسيار پايين تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذايي بوده است .

ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها سهم چشمگيري از مصرف را در بين دانش آموزان به خود اختصاص داده اند ، در حالي كه آنچه بيشتر در اين دوران سني اهميت دارد ، مصرف گروه هاي اصلي غذايي است كه تامين كننده نيازهاي واقعي دانش آموزان باشد . در اين گروه فرد نياز به يادگيري دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمينه وراثتي دارد ، ولي عوامل محيطي نيز مي توانند بر آن تاثير داشته باشند . يكي از اين عوامل محيطي موثر بر قدرت و فعاليت مغز ، عوامل تغذيه اي است . از منابع مفيد براي فعاليت مغز و اعصاب مي توان به تخم مرغ ، بادام زميني ، انواع سبزي ، غلات كامل ، ماهي ، گردو، ماست ، خرما و ... اشاره كرد كه مي تواند به شكل هاي مختلف در ميان وعده دانش آموزان جاي گيرد .

برنامه ريزي اصولي در زمينه ي غذا و تغذيه ، راه حل اصلي دستيابي به امنيت غذايي ، اصلاح و بهبود وضعيت تغذيه و رهايي از گرسنگي و سوء تغذيه در سطح ملي است . توجه به ابعاد گوناگون مساله غذا و تغذيه و تعيين وضعيت دريافت غذا و ارزش تغذيه اي الگوهاي غذايي معمول و ارزيابي روند تغييرات ، شناخت عوامل موثر در آسيب پذيري تغذيه اي افراد جامعه ، اعمال سياست هاي متفاوت در بخش كشاورزي ، صنايع ، شيلات ، بازرگاني و ساير نهادها و سازمان هاي مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوي مصرف ، نقطه شروع تدوين ، تحليل و ارزيابي سياست هاي غذايي در سطح كلان و شالوده ي برنامه هاي آموزش و تغذيه و ارائه توصيه هاي تغذيه اي درسطح جامعه است . در اين راستا دسترسي به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مساله ي غذا و تغذيه حائز اهميت است و مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي نقش مهمي در تحقيقات تغذيه ، سلامت و برنامه ريزي توسعه ملي دارد .

انجام مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي در ايران توسط انستيتو تحقيقات تغذيه ، مركز آمار ، وزارت كشاورزي ، بانك مركزي ، وزارت اقتصاد و دارايي ، وساير نهادهاي مرتبط با مساله ي غذا و تغذيه ، بيش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حركت هايي در جهت برنامه ريزي تغذيه آغاز شده و تاكنون نيزادامه يافته است .

مطالعات جامع در سطح ملي در زمينه الگوي مصرف مواد غذايي در ايران ، به روش غيرمستقيم شامل ارزيابي وضعيت تغذيه اي كشور طي سال هاي 80 ـ 1368 با استفاده از ترازنامه غذايي توسط مركز مطالعات برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي و برآورد الگوي غذاي مصرفي بر اساس اطلاعات هزينه خوراك خانوار توسط مركز آمار ايران است .

بررسي الگوي غذاي مصرفي خانوارها به روش مستقيم ، براي نخستين بار در سال 1342 توسط انستيتو خواربار و تغذيه ايران به روش ثبت و توزين پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذايي و تغذيه در كشور ( سال هاي 74 ـ 1369 ) بر روي 5543 خانوار شهري و روستايي با استفاده از روش توأمان 24 ساعت ياد آمد خوراك و توزيني سه روزه انجام شد . جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان داد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي در جهت افزايش مصرف قند و شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير و لبنيات و گوشت است .

از طرف ديگر ، روند افزايشي شيوع چاقي و بيماري هاي مزمن مرتبط با رژيم غذايي ، همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت بوده و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي اصولي در زمينه غذا و تغذيه است .

تدوين برنامه الگوهاي مصرف ، به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي در برنامه هاي توسعه جمهوري اسلامي ايران ، جزء اولويت هاي كشور بوده و دولت به انجام اين مهم موظف شده است . همچنين برنامه ريزي غذا و تغذيه از جمله محورهاي اصلي و كليدي مطرح شده بوده است . تدوين و تحليل سياست ها و برنامه ريزي اصولي غذا و تغذيه ، مستلزم دسترسي به اطلاعات به روز در زمينه الگوي غذاي مصرفي است .

در پايان متذكر مي شود كه سيستم كارآمد و علمي جمع آوري داده ها ، به عنوان ابزار كليدي توليد اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري ، سياستگذاري و شناسايي چالش هاي تحقق اهداف توسعه ملي محسوب مي شوند . مجموع داده هاي الگوي مصرف مواد غذايي از جمله مهمترين ابزار سيستم اطلاعات چند بخشي است كه به عنوان راهنماي عملي حركت در راستاي امنيت غذايي و تامين رفاه و سلامت جامعه در سطح ملي و محلي مطرح است . توليد و عرضه غذا و امكان دسترسي تمام آحاد جامعه ايران به غذاي كافي ، مطلوب و سالم و برخورداري از سلامت تغذيه اي از برنامه هاي توسعه ملي جمهوري اسلامي ايران است . در اين راستا دولت موظف به تدوين برنامه الگوهاي مصرف به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي با هدف ايجاد هماهنگي ميان الگوي توليد ، عرضه و مصرف در راستاي تامين نيازهاي تغذيه اي و سلامت جامعه مي باشد .

طبيعتاً تمامي بخش هاي توسعه كه هريك به نوعي در الگوي مصرف مواد غذايي داراي نفوذ هستند نيز به عنوان زير مجموعه هاي دولت نقش اساسي در برنامه هاي غذا و تغذيه دارند و اين امر نشان دهنده ي ضرورت توجه به نتايج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي براي دسترسي به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذيه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوي مصرف مواد غذايي مي تواند كمك شايان و كاربردهاي متعددي در برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و دراز مدت داشته باشد از جمله :

1 ـ در سطح استاني ، شوراي امنيت غذا و تغذيه استان ها با استناد به نتايج تحقيقات مختلف و داده هاي موجود در ديگر بخش هاي توسعه مي تواند وضعيت الگوي مصرف مواد غذايي را تعيين كند و در تدوين سياست هاي استاني ، توليد و عرضه مواد غذايي و دستيابي به امنيت غذايي و ارزيابي سياست ها و برنامه هاي اجرايي در زمينه غذا و تغذيه به عنوان بالاترين سطح اجرايي استان از اين اطلاعات كمك بگيرد .

2 ـ توانمند سازي خانواده ها و جامعه به منظور ارتقاي وضعيت تغذيه افراد خانواده براساس تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات و ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي براي آموزش خانواده ها در سازمان هايي همچون صدا و سيما ، آموزش و پرورش ، كميته امداد امام خميني ، بهزيستي ، نهضت سوادآموزي و حوزه هاي علميه .

3 ـ ارتقاي رشد كمي و كيفي توليدات كشاورزي به منظور تامين سبد مطلوب غذايي ، توجه به نتايج بررسي و كمبودهاي مشاهده شده در ريزمغذي ها و پروتئين هاي حيواني در هدفمند كردن توليدها و سوق دادن امكانات توليد در بخش كشاورزي و دامپروري به سمت توليد مواد غذايي با ارزش تر ( مثل سبزي ها ، ميوه ها و حبوبات براي جبران ريزمغذي ها و تخم مرغ ، مرغ و ماهي براي جبران كمبود پروتئين حيواني ).

4 ـ در بخش بازرگاني توجه به توليد ، توزيع و واردات مواد غذايي مفيد و مناسب نظير روغن مايع كلزا ، خشكبار ، ميوه خشك و ... و نيز بهبود كيفيت صنايع غذايي تكميلي و تسهيل دسترسي به مواد غذايي مناسب در همه سطوح جامعه .

5 ـ استفاده از نتايج بررسي در سيستم آموزش رسمي كشور (اعم از دانش آموزان ، دانشجويان ، طلاب ، معلمين ، مربيان ، والدين و ...)

6 ـ حمايت از صنايع و توليدات غذايي نظير شيلات و سويا در راستاي بهبود وضعيت سبد غذايي با هزينه كمتر .

7 ـ تعيين روند تغييرات الگوي غذاي مصرفي و شناخت عوامل خطر رژيمي مرتبط با بيماري ها و توجه به نتايج بررسي در ارتقاي سلامت و ايمني مواد غذايي در كليه مراحل از توليد تا مصرف توسط نهادهايي همچون دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور .

8 ـ توجه به امر پژوهش به خصوص پژوهش هاي كاربردي در راستاي اصلاح سبد غذايي استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذايي توسط معاونت پژوهشي دانشگاه ها و ديگر نهادهاي پژوهشي جامعه .

9 ـ ساماندهي خيريه ها ، N.G.O ها و سازمان هاي مرتبط با توليد و توزيع مواد غذايي در بخش خصوصي از طريق استانداردها و نظارت بر آنها به شكلي كه مواد غذايي بهتري در اختيار اقشار كم درآمد جامعه قرار گيرد .

نويسنده:دكتر سيد مرتضي صفوي

منبع فارس

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:54 PM - روز چهارشنبه 21 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 سال ‌1388 از سوي مقام معظم رهبري به نام سال «اصلاح الگوي مصرف» نامگذاري شده است.

تبيين ضرورت اصلاح الگوي مصرف از منظر انديشه‌شناختي و پاسخ‌يابي به سؤالات متعددي كه حول آن شكل مي‌گيرد مي‌تواند تصميم‌سازان و تصميم‌گيران را در حوزه‌هاي مختلف سياسي، اقتصادي و فرهنگي در فهم درست جنبه‌اي از انديشه و رهنمود مقام معظم رهبري ياري كند. نويسنده اين مقاله تلاش مي‌كند تا اصلاح الگوي مصرف را از بعد نيروي انساني كه در واقع مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي محسوب مي‌شود مورد بررسي قرار دهد؛ به همين جهت از نظر وي اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بايد با توجه به هر دو بعد آزادي (مثبت و منفي) صورت گيرد .

پروژه «اصلاح الگوي مصرف» در واقع دنباله منطقي جنبش نرم‌افزاري و توليد‌گرايي است. پروژه اصلاح الگوي مصرف  از تبعات و همچنين از ضروريات تحقق اهداف آن جنبش است؛ به همين جهت تبيين‌گري شعار اصلاح الگوي مصرف و يافتن راهكارهاي عملياتي‌كردن اين شعار در ساحت‌هاي مختلف اجتماعي ضرورتي شناختاري براي مديريت كلان جامعه محسوب مي‌شود .

متعاقب اين ضرورت، مهم‌ترين هدف طرح‌ريزي و ساماندهي شعار اصلاح الگوي مصرف، ايجاد شرايط ذهني و عيني براي نهادينه‌كردن جنبش نرم‌افزاري و حركت توليد‌گرايي است. سؤالات شناخت‌شناسانه‌اي كه حول اين موضوع شكل مي‌گيرد متاثر از روشنگري تحليل مفاهيم از سويي و زمينه‌يابي جهت محقق‌كردن غايات توليدگرايي از سوي ديگر است؛ مصرف و مصرف‌گرايي چيست و چه ابعادي را شامل مي‌شود؟ در مقام ارزشگذاري وجوه مختلف مصرف، كدام وجه غالب است؟ و اصلاح الگوي مصرف چگونه مي‌تواند شرايط را براي جنبش نرم‌افزاري مهيا كند؟ طبيعي است كه سؤالات جزئي‌تر بسياري وجود دارد كه جست‌وجوي پاسخ آنها مي‌تواند كمك مهمي براي يافتن پاسخ اين سؤالات كلي باشد .

نگاه انديشه‌شناسانه به مقوله مصرف و اصلاح الگوهاي موجود آن و همچنين تبيين الگوهاي مطلوب علاوه بر نگاه جامع‌گرايانه در اولويت‌گذاري‌ها و ارزش‌سنجي مولفه‌هاي مصرف، اولويت را به مقوله نيروي انساني مي‌دهد و ساير مقولات مصرف را ابزارهايي مي‌داند كه در خدمت نيروي انساني قرار مي‌گيرد و او را در جهت تحقق و تعيين اهداف و برنامه‌هايش ياري مي‌رساند؛ نيرويي كه حيات و ممات نظام اجتماعي به او وابستگي دارد. بدون ناديده‌گرفتن ارزش عوامل و مولفه‌هاي ديگر مصرف مي‌توان گفت ارزشمندي آنان به نوع استفاده‌اي وابسته است كه نيروي انساني از آنان به عمل مي‌آورد؛ از اين‌رو اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني، از مهم‌ترين مقولاتي است كه التفات به آن مي‌تواند رويكرد اصلاح‌گرايي را در ساير وجوه حيات اجتماعي- سياسي تسري دهد .

اصلاح‌گرايي كه خود مقدمه نوسازي و توسعه در حيات اجتماعي است از مقولاتي به شمار مي‌آيد كه ذهن انديشمندان بسياري را در حوزه‌هاي مختلف به‌خود مشغول داشته و مكاتب و آثار بسياري در اين زمينه شكل گرفته است. در آثار و مكاتب اوليه نوسازي و توسعه، اولويت ساماندهي جوامع جهان سوم و توسعه‌نيافته عمدتاً مبتني برمقولات اقتصادي و مادي بود. ناكارآمدي عملياتي‌شدن انديشه‌هاي اولويت‌گذار به مقولات اقتصادي در كشورهاي جهان سوم، نادرست‌بودن اين اولويت‌بندي را اثبات كرد به‌گونه‌اي كه براي جبران مغالطات فكري و عملي متقدمان در آثار متأخر انديشمندان نوسازي و توسعه، نيروي انساني به‌عنوان مهم‌ترين سرمايه‌هاي جوامع لحاظ شده است .

نيروي انساني به‌عنوان سرمايه به اين معناست كه تاثير‌گذاري و سودمندي عوامل غيرانساني وابسته به نيروي انساني است و تا نيروي انساني وجود نداشته باشد وجود عوامل غيرانساني نيز بي‌معنا مي‌شود. به عبارت ديگر معنايابي و جهت‌يابي عوامل غيرانساني، به نيروي انساني بستگي دارد. با توجه به نكاتي كه گفته شد اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بدين معناست كه توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل عامل انساني در حيات اجتماعي ضرورتي است كه مورد غفلت واقع شده و انديشه اصلاح‌گرايانه پيش از هر چيز بايد عزم خود را معطوف به غفلت‌زدايي از ساحت جامعه در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و در سطوح نظام اجتماعي و نظام سياسي كند .

انسان در ادبيات انسان‌شناسان داراي توانمندي‌ها و استعدادهايي است كه به‌كارگيري آن توانمندي‌ها مستلزم خروج آنان از وضعيت بالقوه به وضعيت بالفعل است و نادرستي الگوي مصرف نيروي انساني بازگشت به همين مسئله است. به عبارت ديگر وجود هر نوع شرايطي كه مانع فعليت يافتن توانمندي‌هاي بالقوه عامل انساني شود مصداق چنين الگوي نادرستي است و اصلاح الگوي مصرف در واقع به معناي‌ شناسايي و حذف چنين موانعي است .

بررسي بُعد شناختاري موانع فعليت يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني از وظايف انديشمندان و روشنفكران است. در فعليت‌يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني 2 عامل از ساير عوامل ديگر بيشتر مدخليت دارند و در واقع نقش بنيادي در اين امر ايفا مي‌كنند و آن دو عامل «آگاهي» و «آزادي» هستند. هر عامل ديگري را كه در مسير اهداف اصلاح الگوي مصرف انساني مؤثر بدانيم بايد بر اين دو عامل تكيه داشته باشد .

در پاسخ به اين سؤال كه «عنصر آگاهي چه نوع تاثيري در اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني دارد؟»  بايد گفت بسياري از نابساماني‌هايي كه جوامع توسعه نيافته به آن گرفتارند ناشي از جهل آنان نسبت به توانمندي‌هاي خود است؛ جهلي كه البته جهل ساده نيست بلكه به نوعي جهل مركب است؛ يعني « نمي‌دانند و نمي‌دانند كه نمي‌دانند». در جهل ساده، رسيدن به آگاهي و رفع جهل كار چندان دشواري نيست اما در جهل مركب از آنجا كه چنين جاهلاني، جهل خود را عين آگاهي مي‌دانند ايجاد تغيير و تحول در آنها بسيار دشوار و ديرياب است. عواملي كه باعث راسخ شدن جهل مركب در انديشه و افكار عموم مردم مي‌شوند، متعددند اما مي‌توان مهم‌ترين آن عوامل را سنت‌هاي غلط اجتماعي، استبداد نظام سياسي، سلطه و نفوذ ثروتمنداني كه حفظ ثروت خود را مديون جهالت عمومي هستند و فقدان قوانين عادلانه و لازم‌الاجرا برشمرد .

تجمع چنين عواملي در يك نظام اجتماعي نتيجه‌اي جز ايجاد جهل مركب براي آن جامعه نخواهد داشت زيرا اين عوامل مانع شكل‌گيري عقلانيت جمعي مي‌شود؛ عقلانيتي كه مبتني بر اين پيش‌فرض است كه اولاً همه آدميان داراي عنصر عقل هستند، ثانياً انسان‌ها موجوداتي محدودند و در طبيعت انسان‌ها چيزي به نام «عقل مطلق» وجود ندارد و هيچ فرد و گروهي نمي‌تواند مدعي داشتن آن شود و ديگران را مجاب به تبعيت از خود كند، ثالثاً عقلانيت پديده‌اي متكثر است و به قولي«همه‌چيز را همگان دانند»؛ بنابراين انحصارگرايي عقلانيت در فرد يا گروهي خاص در كنار ساير عوامل، علل پيدايش جهل مركب در نظام اجتماعي هستند .

عناصر سه‌گانه شكل‌گيري جهل مركب عناصري هستند كه به گواهي تاريخي، همه يا بخشي از آنها همواره در حيات جامعه حضور داشته و دارند و شايد بتوان آنها را جزئي از ساختار جامعه انساني دانست. اما  آنچه با توجه به موضوع اين مقاله داراي اهميت بوده اين است كه هرگونه اصلاح الگوي مصرفي در همه نيروها و به‌خصوص نيروي انساني به عنصر آگاهي از توانمندي‌هاي بالقوه و بالفعل بستگي دارد .

اين شناخت و آگاهي بايد ماهيتي دروني و خودجوش داشته يعني برخاسته از نوعي احساس نياز نسبت به تغيير شرايط نامطلوب موجود باشد. عزم نظام سياسي براي اصلاح الگوي مصرف مبتني بر شناخت، احساس نياز و آمادگي اجتماعي براي بهبود وضعيت موجود است؛ بنابراين مسئوليت مسئولين نظام سياسي بايد معطوف به يافتن راه‌حل‌هاي عالمانه، عاقلانه، عادلانه و رضايتمندانه براي اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني باشد. مشاركت در ادبيات سياسي معلول عنصر آگاهي است. امروزه بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه مشاركت‌هاي مردمي در مسائل اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي مهم‌ترين عنصر در پويايي، تحرك و تحول اجتماعي است .

عنصر دوم در فعليت يافتن توانمندي‌هاي بالقوه نيروي انساني «آزادي» است. آزادي را به «نبود مانع» تعريف كرده‌اند. آيزايا برلين، آزادي را به دو قسم منفي و مثبت تقسيم كرد. آزادي منفي در انديشه برلين به معناي «نبود مانع» براي رسيدن به اهداف است. اين موانع در تفسير انديشه‌هاي برلين عمدتاً معطوف به موانع بيروني، اجتماعي و سياسي بود. در مقابل آزادي منفي، برلين آزادي مثبت را به معناي وجود اهداف، شرايط و امكانات معين براي جهت‌دهي به رفتارهاي فردي و اجتماعي مي‌دانست. «آزادي از» و «آزادي در» دو تعبير ديگر از مفاهيم آزادي منفي و مثبت است ولي همانطور كه گفته شد، نبود مانع يا همان آزادي منفي بيش از آزادي مثبت موردنظر جوامع و انديشمندان به‌خصوص انديشمندان ليبرال واقع شده است. آزادي منفي يكي از مقولات انديشه ليبراليسم محسوب مي‌شود .

تأكيد بيش از حد انديشمندان دوران مدرن بر عنصر آزادي به‌دليل انديشه‌ سوزي‌ها و آدم‌سوزي‌هايي بوده كه در طول تاريخ به‌دليل فقدان آزادي، گريبانگير جوامع انساني شده است. البته  نبايد از جنبه مثبت آزادي غفلت كرد؛ به همين جهت اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني بايد با توجه به هر دو بُعد آزادي صورت بگيرد. نبود موانع بيروني براي فعليت‌يافتگي توانمندي‌هاي بالقوه هرچند ضروري است اما كافي نيست. در بسياري از موارد به ظاهر مانعي وجود ندارد اما فقدان شرايط و امكانات، مانع از فعليت قوا مي‌شود. اينجاست كه آزادي مثبت و نقشي كه مسئولان نظام سياسي در فراهم كردن شرايط و امكانات عادلانه براي آحاد مردم ايفا مي‌كنند آشكار مي‌شود .

سقراط در آموزه‌هاي فلسفي‌اش به جوانان يونان، خود را همچون قابله و مامايي مي‌دانست كه جنين آگاهي را از رحم ذهن متولد مي‌كند. اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نيز با توجه به ادبيات حكيم يونان- سقراط- مستلزم وجود 2 عامل است؛ وجود جنين توانمندي‌هاي انساني و وجود قابله‌اي كه چنين جنيني را با كمك خود انسان‌ها متولد كند. نظام سياسي در اصلاح الگوي مصرف نيروي انساني نقش قابله‌اي را ايفا مي‌كند كه با رفع موانع و ايجاد شرايط و امكانات مناسب، زمينه را جهت زايش الگوي مطلوب مصرف نيروي انساني فراهم مي‌سازد .

با توجه به مباحث مطرح‌شده مي‌توان چگونگي تاثيرگذاري اصلاح الگوي مصرف بر تحقق اهداف جنبش نرم‌افزاري را اينگونه عنوان كرد كه اصلاح الگوي مصرف در تمامي ابعاد و به‌خصوص بُعد انساني مي‌تواند شرايطي را مهيا سازد كه آرمان‌هاي جنبش نرم‌افزاري و توليد‌گرايي در جامعه محقق شود. همانطور كه گفته شد مهم‌ترين سرمايه هر نظام اجتماعي، نيروي انساني آن است؛ نيرويي كه مي‌تواند با تكيه بر توانمندي‌هاي بالقوه خود و با روحيه همبستگي و اتحاد، از حداقل امكانات مادي، مالي و تكنولوژيك، حداكثر بازدهي را اكتساب كند؛ رابطه‌اي كه عكس آن معمولاً صادق نيست و به‌كرات وقايع تاريخي مي‌توانند چنين ادعايي را ثابت كنند. به همين دليل است كه نگاه عمده انديشمندان، سياستمداران و مديران، معطوف به بُعد انساني شده است .

جنبش نرم‌افزاري، جنبشي است كه پيش و بيش از هر چيز مبتني و متكي به نيروي انساني است كه با تخصص و تعهد مي‌تواند آرمان‌هاي اجتماعي را محقق سازد. سخن آخر اينكه با استناد به انديشه و گفتارهاي حضرت علي‌(ع) در نهج البلاغه به‌ويژه آنجا كه مي‌فرمايند «مردم بيشتر از آنكه شبيه پدرانشان باشند شبيه حاكمانشان هستند» اين واقعيت را همواره بايد مد نظر داشت كه حكومت، بيشترين و وسيع‌ترين نيروهاي مصرفي را در تمامي ابعاد مادي، مالي، تكنولوژيك و انساني در اختيار دارد؛ بنابراين اصلاح الگوي مصرف پيش و بيش از هر چيز بايد از سوي نظام سياسي و حاكمان در تمامي سطوح صورت بگيرد. اصلاح الگوي مصرف در نظام سياسي مي‌تواند الگويي مطلوب از مصرف براي جامعه ايجاد كند و تعامل نظام سياسي و نظام اجتماعي در مطلوب‌گرايي مصرف، جامعه را به سمت توليدگرايي سوق خواهد داد .

منبع همشهری آنلاین



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:29 PM - روز چهارشنبه 21 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >