قبل از عید نوشتم این خانواده عید ندارند
الان مینویسم
این خانواده با لطف خدا و کمک شما الان سر پناه دارند

-----------------------------

تصویر همان خانواده بعد از مساعدت مردم و مسئولان


کاش به جای این اسرافها که در شب 4 شنبه آخر سال انجام میدیم و کلی پول
بابت خرید ترقه و ...... میدیم که هم جون خودمون رو به خطر میندازیم هم دیگرون رو
یکم اطرافمونو خوب میدیدیم تا بتونیم لبخندی برلب بنده های خدا و به الطبع خداوند بذاریم. خانواده هایی رو
میشناسم که حدود 100 هزار تومن برای امشب پول بابت ترقه دادن!!!!!!!!! خداییش خنده
دار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با چند تا از این پول ها میتونستیم عید رو برای این خانواده و
امثال اینها بسازیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکر نمیکنید ما در قبال این خانواده مسئولیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
در روزهايي
كه دلمشغولي ما خريد شب عيد و دلمشغولي هاي معمول ايام آخر سال است و براي نو شدن
سال لحظه شماري مي كنيم ، خانواده اي در گوشه اي از پايتخت ، شهر من و شما دغدغه
گشنگي دارند و سقفي كه بالاي سرشان نيست. نه از لباس نو خبري هست و نه از شيريني و
آجيل ، اين خانوده امسال عيد ندارد.
احكام اسراف
سوال: اسراف و تبذير در مصرف مهمات و خوراكي ها در جبهه ها به چه صورت است؟ با توجه به اين كه گاهي جمع آوري دقيق مهمات و مصرف كامل خوراكي ها به علت گرما و نقل و انتقالات مشكل مي باشد؟
جواب:اسراف و تبذير حرام است، و از اهم واجبات، حفظ و نگهداري مهمات و اشياي مورد نياز در جبهه ها است و تحمل هر زحمت و مشكلي در راه انقلاب اسلامي و پيشرفت آن براي كساني كه از فداكاري و جانبازي در اين راه مضايقه ندارند، آسان است. البته هر كاري كه موجب آسيب و ضربه خوردن از ناحيه دشمن شود، ولو جمع آوري مهمات و غنائم باشد، حرام است(1)
سوال:زياده رويدر مصرف آبو برق در صورتي كه موجب كمبودهايي در سطح عمومي شود، چه حكمي دارد؟ به خصوص كه دولت اسلامي بر صرفه جويي تاكيد نموده؟
جواب:زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنان چه موجب اتلاف و ضرر باشد ، موجب ضمان است(2)
سوال:مخارجي كه براي اموات صورت مي گردد، اطعام هاي مفصل تالارها، تاج گلهاي گران قيمت ، با توجه به معضلات اجتماعي مانند فقر ، كمبود مراكز عام المنفعه مانند مساجد ، مدارس و درمانگاه، به نظر حضرت عالي صرف چنين هزينه هايي براي ميت چگونه است؟؟
جواب:امور مزبور داخل در اسراف مال است و اشكال شرعي دارد، اگر بخواهند مالي را براي ميت صرف كنند، مناسب است آن را در انجام تكاليفي كه ميت انجام نداده و بر عهده او باقي است صرف كنند و نيز در احسان و اطعام به فقرا و غير آن، از خيرات صرف كنند تا ثواب آن به ميت برسد(3)
سوال:اگر در موقع وضو، آب را نبنديم آيا اسراف شده و جايز نمي باشد؟
جواب:مسلما اسراف است و جايز نيست(4)
سوال:استفاده از ترقه در چهارشنبه سوري و امثال آن چه حكمي دارد؟
جواب:چون اتلاف و اسراف مال است....حرام، و بيع و شراء آن حرام است(5)
1- جلد 3 استفتائات امام خميني «ره»
2- جلد 2 استفتائات امام خميني «ره» صفحه 622
3- جلد 3 استفتائات مرحوم آيت اله تبريزي
4- جلد 3 استفتائات جديد آيت اله مكارم
5- مجمع المسائل
مصرف یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع
نیازها و امیال مصرف نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه در برگیرنده خدمات نیز
است.
در دنیای امروز و در جوامع پیشرفته برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت،
انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می شود.تا جایی که برای مصرف بیشتر و
بیشتر کالاها تبلیغات گوناگونی توسط رسانه های مختلف انجام می شود.
مطالعه مصرف
گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرفگرائی نه تنها مسئله
مصرف گرایان است بلکه تولید کنندگان و توزیعکنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک
خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که در علوم اجتماعی، جامعه شناسان،
اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر
اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک
آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه
ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چارة آن باید در دو بعد
خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی
در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده
ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.
هدف گزارش حاضر بررسی چهار نکته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است. نخست
ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واکاوی گردد. دوم، باید یک تجزیه
و تحلیل از الگوهای مصرفگرایی نوین در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن
بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف
گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نکته های اصلی است. چهارم،
مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت. مقاله لزوم
انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد کرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد
لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.
ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن
مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری در
اروپا بوجود آمد. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری در اروپا بر اساس نوشته های
جامعه شناس بزرگ ماکس وبر بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و
کالوین بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین مبنی بر سخت
کارکردن، صرفه جویی، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی بود که روحیه سرمایه
داری بوجود آمد و به تدریج به یک نظام اجتماعی تبدیل شد. از لحاظ نظری، در این جا
یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود میآید. اما واقعیت
امر این است که سرمایهداری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام
(سودسازی) بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر
و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای
بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است.
ابتدا فکر می کردند که طبقات بالا و اشراف
خریداران اصلی کالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه
داری با تولید انبوه نیاز به مصرفکنندگان انبوده دارد. از آنجا که طبقات بالا از
کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف کنندگان انبوه به زودی نمایان
شد.
در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از
آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع
برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می شد. اما تولید
کنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی دادند.
به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای
انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بیدوام امکان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود
زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای
قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط
شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را
القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا میتوانی
بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر
اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می
گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.
الگوهای مصرفگرایی نوین
توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی،
اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی
انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی
چشمان خود میدیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره
های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند که
کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.
مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد.
پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین
ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع
رواج پیدا کرد: نخست حراج های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در
کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در
حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است.
مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج
نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که
همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت های اعتباری حل
می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با
داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع
کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای
خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها
باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و
سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسههای خیریه. افراد نمی توانند اینگونه کالاها را
نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و
در چرخه باطل در غلطیدن است.
می دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با
محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی
وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها
نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را
در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند نوع
عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهمترین عوامل عبارتند از:
۱) تجار بزرگ،
۲) خرده فروشان،
۳) صاحبان تبلیغات،
۴) دست
اندرکاران وسایل ارتباط جمعی
۵) تولید کنندگان کالاها و خدمات،
۶) بانکها و
بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.
در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرفگرایی به شکل های زیر نمایان میشود:
۱) الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً
نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
۲) وسایل ارتباط جمعی،
مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک میکنند.
۳) افراد برای نشان
دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرفگرایی، افراطیتر از خارجیان عمل
میکنند.
۴) به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم
میشود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از
کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه
تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله
در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به
کالاهای سرمایهای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی
متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش
قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرفگرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل
میشود.
مصرفگرایی در بین اقشار مختلف
معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر
پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می
کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می
آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه
بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان
خدماتی را که فکر میکنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان میآورند را هم به
مقدار زیادی مصرف میکنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی میکنند
با مصرفگرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع
یک وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت
شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی
میکنند خود را از طبقات بالا عقب تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با
طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی کردن آنها، اجناس ظاهراً لوکس، ارزان به
وفور در اختیار آنها قرار میدهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی
یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی
بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد
افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرفگرایی دیگر طبقات و با توجه به
وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و خدمات در
بازار، در تلاش است که بهروسیله، سهمی از کالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از
کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی
دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است.
بازار، مازاد بر مصرف طبقة عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک
است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی
مصرف گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است
زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی
طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت میکنند.
این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل میدهد.
لزوم برنامهریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین
برنامهریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین
باید در چند بعد صورت گیرد:
▪ نخست، مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های
رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت
گیرد.
▪ دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از
طریق رسانه های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.
▪ سوم
تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر کالائی در
جامعه تولید گردد.
▪ چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید
صورت گیرد.
▪ پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای
طبقات متفاوت دسترسی نسبتاً مشابه ای به آنها داشته باشند.
▪ ششم، تبلیغات باید
به گونه ای باشند که مصرفگرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی کالاها و
خدمات بپردازند.
▪ هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در
سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.
▪ هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه
های مختلف بجای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.
▪ نهم، فرهنگ بازیافت در میان
مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و
بکار گرفته شود.
▪ دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر
چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.
نتیجه گیری
مصرفگرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در
قرن بیستم در غرب ظاهر شد. اعضای طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن
هویت بالا بکار می برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی
استفاده می کنند. طبقه پایین بدون توجه به مسأله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در
دام مصرفگرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر میگذرد، بیشتر در این دام فرو می رود.
اگر دولتمردان با همکاری علمای اجتماعی چاره ای برای این معضل اجتماعی ـ
اقتصادی ـ فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعاً اسیر همان مسائل مصرف گرایی بیرویه
غرب خواهد شد. کارهائی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال
آموزشهای جدید در این زمینه می تواند راه ساز باشد. دوم در زمینه کنترل های اقتصادی
است بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از
اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه
ریزی در سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:
۱) برنامه ریزی در نهادهای آموزشی
۲) برنامه ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید
۳) برنامه ریزی در کنترل
بازار و قیمت ها.بدون شک نفوذ از خارج کار برنامه ریزی در این زمینه را با مشکل
روبرو می کند، اما جاذبههای آموزشی داخلی و کنترل های منطقی تولیدی و توزیعی می
تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کن
منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از iranfoodnews.ir
باشگاه
اندیشه ( www.bashgah.net )
| آموزههای قرآنی و خریدهای عيد | |||||||
همه میدانيم كه نظر قرآن درباره اسراف و مسرفين چيست. همه از حرام بودن اسراف مطلعيم. همه ما میتوانيم، بهراحتی تشخيص بدهيم كه كدام رفتار مصرفیمان و كدام خريدمان اسراف بوده است؛ اما چند درصد ما اين دانستهها را از حيطه آگاهی به عرصه عمل میآوريم؟ كاسبی كه از حرص مردم برای خريد شب عيد با لذت حرف میزند، میگويد: «اين روزها و شبها اگر خاك را هم رنگ كنيد و در يك بستهبندی زيبا عرضه كنيد، مشتری خودش را پيدا میكند!» و من ياد خيابان وليعصر میافتم و مردمی كه داخل فروشگاه لوازم تزيينی، میخريدند و میخريدند. ياد خيابان سلبيل میافتم و خانمهايی كه به فروشنده كفش مجال نمیدادند، لحظهای نفس تازه كند. ياد ميدان هفت تير و مانتو فروشهای آن، خيابان بهار و فروشگاههای پوشاك كودك و ... آيا عيد ما بهانهای برای اسراف نيست؟
شايد آنها كه قدرت خريد بالايی ندارند، از اين دايره خارج باشند، اما گفتوگوهای متعدد من با كسانی كه مشغول خريد عيد بودند، نشان داد حتی قشر متوسط جامعه هم از حيطه اسرافهای شب عيد به دور نيستند. خيلی از كسانی كه در حين خريد شب عيد با آنها گفتوگو كردم؛ اذعان كردند كه وسايل و لوازمی كه مشغول خريد مشابه آن هستند، هنوز هم برايشات قابل استفاده است، اما سنت خريد شب عيد باعث شده به خريد بپردازند. خانمی كه در خيابان سلسبيل، با او گفتوگو میكردم، ادغان میكرد كه دو جفت كفش قابل استفاده، کنار دارد، اما نمیشود كفشی را كه برای عيد پارسال خريده امسال هم بپوشد و همسرش گفتهی خانم را اينطور تصحيح كرد: «ايشون سه جفت كفش، كنار دارند.» در مبلفروشیهای يافتآباد هم با زوجی صحبت كردم كه تأييد میكردند؛ مبل منزلشان هيچ ايراد و اشكالی ندارد، اما وقتی سال نو میشود، مبلهای خانه هم بايد نو شوند! خيابان جمهوری اسلامی در تهران را كه از تقاطع كارگر جنوبی تا بهارستان بروی همه فروشگاه است و مغازههای فروش محصولات مختلف و ويترينهای رنگی و تزيين شده برای جلب و جذب ناخودآگاه مشتری. از فروشگاههای لوزام خانگی و صوتیوتصويری گرفته تا فروشگاههای پوشاك و كيف و كفش و ... همگی پذيرای مردمی هستنكه شايد خيلی از آنها، تنها به بهانه آمدن عيد، قصد خريدكردن دارند و نه به خاطر نياز. چند زن كه در نگاه اول مانتوهای نويی بر تن دارند، اما در انتخاب مدلهای جديد مانتو، مردد ماندهاند، مشتاقم میكنند تا با آنها گفتوگويی داشتهباشم. «زهرا اعزازی» يكی از مشتريان فروشگاه مانتوی «حجاب» است. خودم را معرفی كردم و موضوع گزارش را با او در ميان میگذارم. ابتدا از پاسخ دادن طفره میرود اما به اصرار دوستانش حاضر میشود تا با من صحبت كند. میگويد: «باور كنيد اگر نياز نداشتهباشم، خريد نمیكنم، الان يكماهی است كه فقط -اشاره به مانتوی تنش میكند ـ اين مانتو را میپوشم.» میگويم آيا خريد هر نوع لباسی كه به نظر اضافی ميايد، اسراف نيست؟
منكر میشود و میگويد: «در حال حاضر تنها 3 مانتو دارم اما برخی از خانمها هستند كه خيلی بيش از اينها را در كمد لباسهايشان دارند. من ديگر بچه نيستم كه با آمدن عيد بخواهم لباس نو بخرم و بپوشم، احساس كردم كه نياز دارم و برای رفع نيازم به خريد آمدهام.» بعد با حالتی كه انگار چيزی را به خاطر آورده باشد، میگويد: «ما انسانها خطاكار هستيم. اسراف در مورد خريد لباس را قبول ندارم، چون اصلاً از توان مالیام خارج است اما اعتراف میكنم كه در غذا، نان، آب، گاز، برق و ... و در كل مسائل روزمره زندگی كه به چشم هم نمیآيد، اسرافكارم، نه تنها من بلكه خيلی از اطرافيانم و حتی شايد شما هم به نوعی اسرافكار، باشيد.» راست میگويد: اسراف در زندگی بيشتر ما جاریست. در حالیکه امام علی (ع) میفرمايد: «نه تفریط بايد باشد و نه افراط كه همان اسراف است.» از خانم «اعزازی» و دوستانش خداحافظی كرده و به سمت مدير فروشگاه میروم. شکستخوردن از نفس دلیل اسرافکردن «فرهاد روشنپژوه» 38 ساله است با بيش از 35 سال سابقه در امر توليد پوشاك. مدتی را در يكی از كشورهای شرق آسيا ـ ژاپن ـ مشغول به كار بوده و با استفاده از درآمد آن دوره، توانستهاست به كار خود رونقی دهد. میگويد: «از نظر خريد پوشاك، مشتريان ما چند دسته هستند، اما در مورد بحث اسراف در خريد، خوب، طبيعی است كه به دو دسته مشتريان اسرافكار و مردم به دور از اسراف تقسيم شوند. اگر راستش را بخواهيد، اسرافكاران بيشتر هستند.» میخواهم كه توضيح بيشتری بدهد و او با آنكه بايد به مشتريان رسيدگی كند، میگويد: «خيلی از خانمهايی كه برای خريد به اين مكان میآيند، مانتوهايی را پوشيدهاند كه تنها 3 تا 4 هفته از توليد و توزيع آنها در بازار میگذرد، الزام خريد ماتنوی جديد وجود ندارد اما به خاطر دوربودن از معنويات و قرار گرفتن در فضای «چشم و هم چشمی» توانايی گفتن «نه» را به نفس خود، ندارند و به همین دليل ناخودآگاه اسراف میكنند.» میپرسم؛ آيا تا به حال اتفاق افتاده كه شما يكی از مشتريان خود را به خاطر اسراف و خريد بیدليل مانتو، سرزنش كنيد؟ لبخندی میزند و صادقانه، میگويد: «نه، اگر اين كار را بكنم، نود درصد مشتريانم از دست میروند.» و سپس به يكی از مشتريانش پاسخ میدهد. تبدیل معنویات به مادیات توسط اسراف در حال قدم زدن در خيابان جمهوری اسلامی هستم. در ميان مردم گم شدهام و با هر موجی كه آنها ايجاد میكنند به اين طرف و آن طرف كشيده میشوم.
مردی در كنار يك مغازه ساعتفروشی در حال انتخاب ساعت است. كنار او میايستم و او نظر من را در مورد انتخاب يكی از 3 ساعتی كه مدنظر اوست، جويا میشود. به مچ دستش نگاه میكنم و اينكه يك ساعت به آن بسته شده است. به شوخی میگويم؛ آيا از روند گذشت زمان راضی نيستند كه میخواهيد، ساعت ديگری بخريد؟ میخندد و میگويد: «میخواهم به پسرم عيدی بدهم. او امسال در رشته مهندسیپزشكی دانشگاه تهران قبول شده و دوست دارم، تمام نيازهای او را در حد توان برطرف كنم.» بدون معطلی میپرسم؛ تمام نيازهايش را؟ دچار افراط و اسراف نمیشويد؟ و او هم به همان سرعت پرسش من، در جوابم، میگويد: «نه، نه. به خودم اجازه نمیدهم كه دچار اين كار خلاف شرع بشوم. اسراف معنويات را به ماديات تبديل میكند و من سخت با آن مخالف هستم. نزديك پنجاه سال از خدا عمر گرفتهام و از آن زمان كه دست چپ و راست خودم را شناختهام، از اسراف و ريختوپاش بيخوده، بدم میآمد. همين الان اين ساعتها را ببنيد، آنهايی كه مدنظرم هستند، قيمت متوسطی دارند اما مردمی هستند كه ساعتهای نمیدانم، پانصد، ششصد هزار تومانی میخرند. من هر چند قدرت خريد اين ساعتهای گرانقيمت را ندارم اما اگر هم داشتم، هرگز سراغ آنها نمیرفتم.» اين مرد ميانسال كه «علی اسدزاده» نام دارد، دستان پينهبستهاش را نشانم میدهد و میگويد: «نانی كه با اين دستان به دست میآيد، هرگز دور ريخته نمیشود. پول اين زحمت بركت دارد و پول با بركت خرج اسراف و هوی و هوس، نمیشود. » و بعد از تصميمگيری در مورد انتخاب ساعت به داخل مغازه میرود. نهی اسراف توسط قرآن برای جمع بندی گفتههای همشهريانم به سراغ يكی از كارشناسان علوم قرآنی میروم تا نظر او را نيز جويا شوم. «سميه حاج علی» در اين خصوص، میگويد: «روحيه انسان اقتضاء میكند كه تنوعطلب باشد. تنوع در پوشش و تعذيه بد نيست اما اگر در حد اسراف باشد و انسان به صورت افراطی به اين مسائل بپردازد، بدون مشكل و ايراد نيست.»
وی میافزايد: «آيات زيادی در قرآن ما را از اسراف منع میكنند. خداوند سبحان در آيه 27 سوره اسراء میفرمايد: «انالمنذرين كانوا اخوان الشياطين / همانا اسرافكاران براداران شياطيناند» و در اينجا شدت زشتی عمل اسراف را نشان میدهد. از نعمات خدا بايد استفاده كرد، اما در حد معمول و عرف جامعه و شأن افراد. از نظر ما مسلمانان كه بينش توحيدی داريم، مالك حقيقی خداست، بنابراين نه اجازه اسراف داريم و نه اجازه تنگ چشمی و بخل. چون امانتدار نعمات خداوندی هستيم، بايد در حد اعتدال از آنها استفاده كنيم.» «حاج علی» موضوع بحث را میگستراند و میگويد: «اسراف از لحاظ مالی به فلج شدن اقتصادی خانوادهها میانجامد و از نظر اعتقادی نيز، چون عمل حرامی است، ايمان را سست میكند و بهعلت اینکه تمام جريانات اجتماعی در تمامی جوامع با اقتصاد و اعتقاد مردم آن جامعه، رابطه مستقيم دارد، اسراف جامعه را به بیبند و باری و همراهی با هرج و مرج میكشاند. اگر در جامعه ما اين اسرافها كم شود، مخارج اصافی هزينه شده توسط اسرافكاران میتواند، مشكلات اقتصادی بسياری از افراد و حتی كمبودهای شهری را رفع و جبران كند.» اين كارشناس علوم قرآنی در ادامه با اشاره به متن قرآن میگويد: «وقتی آيهی قرآن ما را از اسراف بازمیدارد، به نوعی آنرا نهی میكند كه دليل به حرام بودن آن است و میتوان با قاطعيت گفت كه اسراف جزو افعال حرام قيد شده در قرآن، محسوب میشود.» وی در پايان میگويد: «آيه 67 سوره فرقان در مورد كسانی است كه
انفاق میكنند و در انفاقشان نه اسراف میكنند و نه سخت گيری و در يك حالت اعتدال
اين كار را انجام میدهند و آنها را ستايش میكند يعنی قرآن حتی با اسراف در انفاق
كردن هم مخالف است. قرآن هم اسراف را تقبيح میكند و هم سختگيری در همه كارها از
جمله كارهای نيك و پسندهيدهای چون دستگيری و انفاق و هم اينكه حد تعادل را سفارش
میكند.» منبع : http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=45699 |
همزمان با نشست اصلاح الگوي مصرف که به همت مرکز تحقيقات صدا و سيما برگزار ميشود. سه مقالة برتر در اين باره بررسي ميگردد. در زير عنوان، نويسنده و چکيده اي از اين سه مقاله آورده شده است.
عنوان مقالة نخست:
بررسي رابطه بين تماشاي آگهيهاي بازرگاني تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان
پژوهشگر : رضا اسمي *
چکيده:
اين مقاله، برگرفته از پژوهشي است که نگارنده در مرکز تحقيقات صداوسيما انجام داده است. هدف اين بررسي تعيين رابطه بين تماشاي آگهيهاي تبليغاتي تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان 7 تا 14 ساله تهراني و نحوه درک آنها از آگهيهاي تبليغاتي تلويزيون بوده است. که به طور اجمال نتايج اين بررسي نشان داد:
ـ بررسي رابطه بين مصرف انواع محصولات و خدمات (در شاخصهاي «خوراکيها»، «لوازم و وسايل» و «مکانها») و ميزان تماشاي آگهيهاي بازرگاني مربوط به آنها با آزمون همبستگي نشان ميدهد که با افزايش ميزان تماشاي آگهيهاي بازرگاني، ميزان مصرف محصولات وخدمات در شاخصهاي ياد شده افزايش يافته است.
ـ بين ميزان تماشاي آگهيهاي آموزشي و شاخص ميزان رفتار «صرفهجويي و رعايت مسائل ايمني ومقررات راهنمايي و رانندگي» رابطه وجود دارد. به اين معني که با افزايش ميزان تماشاي آگهيهاي آموزشي، ميزان رفتار صرفهجويي و رعايت مسائل ايمني و مقررات راهنمايي و رانندگي افزايش يافته است.
ـ نتايج نشان داد به طور کلي کودکان 7 تا 8 سال در مقايسه با گروههاي سني ديگر درک ضعيفتري نسبت به آگهيهاي بازرگاني تلويزيون دارند.
واژههاي کليدي: آگهيهاي بازرگاني، الگوي مصرف، کودکان و نوجوانان
عنوان مقالة دوم:
تحليل نشانه شناختي الگوي مصرف در آگهيهاي بازرگاني (محمد سروي)
پژوهشگر: محمد سروي زرگر 1
چکيده:
آگهيهاي تجاري متوني ارتباطي هستند که معنا از خلال آن جريان مييابد. اين مقاله درصدد واکاوي نسبت ميان مفهوم مصرف و آگهيهاي تجاري است و براي نيل به اين هدف، ابزارهاي نشانه شناختي را بکار ميگيرد. نشانهشناسي نمونههاي انتخاب شده مبين اين امر است که آگهيهاي تجاري با استفاده از تمهيداتي مانند واقعنمايي، استفاده از ابزارهاي علمي، بکارگيري مؤلفههاي مرتبط با طبيعت، تأکيد بر نام تجاري و جانبخشي به کالاها سعي در ارائه تصويري از مصرفکننده ايده آل دارد که در آن، جهاني کالايي، کامل، بينقص، آرماني و رويايي به تصوير کشيده ميشود: اين جهان، جهان متن آگهيهاي تجاري است.
واژگان کليدي: آگهيهاي تجاري، مصرف، نشانهشناسي، اقتصاد نشانهاي، دلالت صريح، دلالت ضمني.
عنوان مقالة سوم:
شيوههاي طراحي، توليد و مديريت پيام در برنامهها يا هدف تغيير سبک زندگي از مصرف بيرويه به صرفهجويي «مطالعه موردي برنامه راديويي پيمانه»
نويسنده:مقاله آقاي مهدي رشکياني
چکيده:
سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب، به نام سال اصلاح الگوي مصرف مزين شده است؛ خوشبختانه صداي شبکه استان خراسان رضوي با احساس مسئوليت نسبت به اين رسالت فرهنگي به توليد و بخش برنامهاي در رابطه با مهمترين هدف سال نظام (اصلاح الگوي مصرف)، تحت عنوان برنامه (پيمانه) همت گماشته است.
مساله اساسي اين پژوهش، بررسي محتوايي برنامه راديويي اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان تطابق اين برنامه با محورها، شاخصها و ابعاد اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان توفيق آن در اهداف ميباشد.
بررسي و تحليل محتواي اين برنامه، ضمن مشخص نمودن ميزان همخواني اين برنامه با راهبردهاي توليدات برنامهاي ويژه سال اصلاح الگوي مصرف، راهگشاي تهيه و پخش برنامه بهتر خواهد بود.
در اين تحقيق برنامه راديوي پيمانه، به دو روش "اسنادي" و "تحليل محتوا" مورد پژوهش قرار گرفت؛ تا نقاط قوت و ضعف برنامه شناسائي وراهکارهاي لازم براي گروه برنامهسازي ارائه شود.
نتايج تحقيق نشان ميدهد که:
ـ از مجموع تحليل محتواي کليه گفتارهاي مرتبط با موضوع اصلاح الگوي مصرف در برنامه راديويي پيمانه (شامل 359 گفتار)، 37.9 درصد از گفتارهاي برنامه پيمانه، مصاحبه و گفتگو، 25.1 درصد از گفتارها، گفتار مجري، 11.1درصد از اين گفتارها، گزارش، 10درصد از اين گفتارها، خبر 8.6درصد، گفتار (کلام) مقام معظم رهبري، 5.3درصد، نمايش راديويي و 1.9درصد از گفتارها، مربوط به ساير موارد ميشود.
ـ در ميان شاخصهاي مربوط به توليدات برنامه براساس دستورالعمل اصلاح الگوي مصرف، شاخص ترويج فرهنگ صرفهجويي بيشتر از ساير شاخصها و شاخص الگوسازي از ساده زيستي مفاخر و بزرگان دين در زمينه اصلاح الگوي مصرف، کمتر از ديگر شاخصها در برنامه راديويي پيمانه انعکاس يافته است.
ـ از مجموع 64048 ثانيه برنامه توليدي پيمانه از فروردين ماه سال جاري تا ابتداي مهرماه سال جاري، بيشترين حجم برنامه به لحاظ ساختاري مربوط به مقوله مصاحبه و گفتگو، سپس گفتار مجري (گوينده)، سپس موسيقي، سپس گزارش، سپس نمايش راديويي و سپس خبر ميباشد.
ـ به لحاظ فراواني موضوعات مطرح شده در گفتارهاي برنامه پيمانه، بيشترين فراواني مطلب مربوط به مقوله موضوعي "معرفي استانداردهاي ملي و بينالمللي کالاها و خدمات با هدف ترويج مصرف کالاي با کيفيت و بادوام حذف کالاهاي بيکيفيت"، و کمترين فراواني، مربوط به مقوله موضوعي
" بررسي و مقايسه الگوي مصرف در جامعه ما و برخي کشورهاي توسعه يافته با هدف معرفي شيوههاي موثر مديريت مصرف و تغيير نگرشهاي غلط"، ميباشد.
ـ کلمات کليدي: برنامه راديويي پيمانه، اصلاح الگوي مصرف، راهبردهاي رسانه، صداي خراسان رضوي، تحليل محتوي.
* کارشناس ارشد روانشناسي تربيتي، پژوهشگر مرکز تحقيقات صداوسيما
1 کارشناس ارشد ارتباطات و پژوهشگر مرکز تحقيقات صداوسيما.
| الگوي بهينة مصرف
درآمدهاي نفتي در ايران | |
![]() | |
چکيده دکتر بهروز هادي زنوز | |
|
این بخش از كتاب عهده دار بحث در موضوعی است كه در حدّ خود از اهمیّت بسیاری برخوردار بوده و قابل دقّت و توجّه شایان است؛ زیرا این مبحث نشان می دهد كه چرا همواره باید اعتدال در مخارج را در نظر داشت و از آن غفلت ننمود.
مطابق مذهب شیعه، همه احكام و قوانین اسلامى، دارای مصالح و مفاسد واقعی هستند و براساس انگیزه ها و فلسفه های محكمی استوار شده اند و هریك از آنها در جایگاه خود عالی ترین هدفها و مقصدها را در زمینه های گوناگون - در زندگی فردی و اجتماعی انسان - دنبال می نمایند كه بعضی از آنها را امامان معصوم بیان داشته و برخی را نیز عقل درك می كند و بسیاری از آنها هم از دسترس فكر و اندیشه ما دورند و به ناچار ظرف ذهن و عقل ما از دستیابی به دان ها محجوب است.
در این بحث، تا حدودی به آثار مثبت میانه روی و پیامدهای سوء اسراف و به سخن دیگر، به فلسفه تحریم اسراف، پرداخته خواهد شد؛ گرچه این نوشتار مدّعی نیست كه تمام دلایل این حكم نورانی را بیان كرده؛ ولی شاید بتواند با استفاده از سخنان اهل بیت معصوم ه به موارد مهم آن اشاره كند.
پرهیز از اسراف در زمینه اقتصادى، سرمایه های فرد و جامعه را از تلف شدن نگاه داشته، دوام حیات مادّی انسان را در هنگام مواجهه با مشكلات زندگی بیمه خواهد كرد و در بُعد اخلاقی مبارزه با اسراف فرد و جامعه را قادر می سازد، تا به اساسی ترین مسؤولیت انسانی و اخلاقی خود - كه كمك به مستمندان و همدردی با آنهاست - بپردازد.
دوری از اسراف است كه خیمه زندگی را همچنان بر پایه محكم اعتدال، نگه می دارد و جامعه را از وقوع جرمهایی از قبیل دزدى، رشوه و كلاهبرداری و پیامدهای آن، محافظت می نماید.
میانه روی و اعتدال در بُعد سیاسى، مبارزه ای كارآمد با استعمار - كه در صدد تحمیل زندگی آمیخته به اسراف و تبذیر در ممالك تحت سلطه است - به شمار می رود.
و سرانجام با پرهیز از اسراف در زمینه شرافت انسانى، بشر به بالاترین وظیفه خود در برابر خداوند و پروردگار خود - كه شكرگزاری و احترام به نعمت های بی پایان اوست - لباس عمل می پوشاند.
اكنون به تفصیل درباره هر یك از موارد یاد شده سخن می گوییم:.
توجه به اعتدال و صرفه جویی در هزینه زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه، حافظ مناعت و شخصیّت انسانی آدمی است؛ در حالی كه عدم رعایت آن، تنگدستی و سختی معیشت به بار می آورد و شیرازه حیات اقتصادی انسان را از هم می گسلد.
درآمد زندگى، به سان چشمه آبی است كه در بستر رودی به جریان افتد. این آب اگر مهار نشود، به هدر می رود؛ ولی اگر در جای مناسبی سدّ زده شود و با محاسبه دقیق، مقدار ورودی آن تعیین و بر همان اساس راه های خروجی اندازه گیری شود، نه تنها آبی به هدر نمی رود، بلكه می توان از آن با برنامه ریزی صحیح استفاده خوبی برد و مقدار زیادی نیز ذخیره خواهد گشت تا در فصل تابستان - كه سد با درآمد كمتری از آب و تقاضای بیشتری روبه روست - مورد بهره برداری قرار گیرد.
در روایتی امیرالمؤمنین ژ فرمودند:.
میانه روی مایه فزونی ثروت و اسراف مایه تباهی آن است.
(1)
.
و نیز همان حضرت می فرماید:.
ای انسان! اگر از دنیا به اندازه رفع نیاز بخواهى، كمترین درآمد هم تو را بس است و اگر طالب زندگی مسرفانه و بیش از حدّ كفایت باشى، تمام درآمد دنیا هم تو را كافی نخواهد بود.
(2)
.
در روایت دیگری حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
كسی كه میانه روی را در مخارج زندگی خود پیشه كند ضمانت می كنم كه فقیر و محتاج نشود.
(3)
.
همچنین از نبی اكرم ْ و ائمه معصومین ه روایت شده كه فرموده اند:.
نجات انسان در سه چیز است: ترس از خدا در آشكار و پنهان، میانه روی در تنگدستی و توانگری و عدالت ورزی در خوشنودی و غضب.
(4)
.
حكما نیز، تدبیر منزل را از شعبه های حكمت عملی به حساب آورده اند و اعتدال و محاسبه درست و دخل و خرج نیز، خود از موارد تدبیر منزل است.
در صورتی كه براساس نتایج آمارگیری (مركز آمار ایران) از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی كشور در سال 1367 متوسط هزینه یك خانوار شهرى، 180 هزار تومان - ماهانه معادل 15 هزار تومان - بوده است. در صورتی كه متوسّط در آمد سالانه یك خانوار شهری 133997 تومان برآورد شده است.
... و نیز در همان سال، یك خانوار روستایى، هزینه متوسطی در حدود 106 هزار تومان داشته است كه معادل 8800 تومان می شود؛ در حالی كه در آمد متوسط سالانه آن در حدود 90862 تومان بوده است و این درحالی است كه هزینه دخانیات در خانواده شهری 4/4 درصد و در خانوار روستایی 5/8 درصد از كل هزینه را تشكیل می دهد.
(5)
.
حال این اختلاف فاحش بین هزینه و درآمد، به خصوص در خانواده های شهری را از چه طریقی می توان حل كرد اوّلین پاسخی كه در مورد این سؤال به ذهن هر كس وارد می شود بالا بردن مقدار درآمد است، ولی تجربه نشان می دهد كه افزایش درآمد جز به افزودن خواسته ها و هزینه كمك نمی كند؛ از آن گذشته آیا افزایش درآمد به طور صحیح برای همگان میسّر است و آیا این پیشنهاد، دعوت غیر مستقیم از عده ای برای ارتكاب جرم نیست ممكن است گفته شود برای از بین بردن این نابرابری می توان به پایین آوردن نرخ كالاها و كاهش تورّم توسّل جست. این سخن گرچه درست است ولی آیا چنین كاری در هر اوضاعی به آسانی قابل دست یابی و دوام است تا به عنوان راه حلّ اساسی مطرح شود در این صورت به اعتقاد ما برای نزدیك نمودن این فاصله، راهی به جز قناعت و كنترل خواسته ها و قطع مصارف بی ثمر و یا مضرّی همچون دخانیات كه رقمی بالا در كل هزینه را تشكیل می دهد، باقی نمی ماند.
چرخ زندگی در مسیر پرفراز و نشیب خود، همواره در خطر مواجهه با حادثه ها و اتفاقات غیرقابل پیش بینی قرار دارد. اندازه گیری در مخارج نسبت به درآمد، براساس ضرورت ها و پس از مقداری از مازاد بر مصرف، بنیان زندگی را تا حدّ زیادی در مقابله با این خطرها، محافظت خواهد نمود. این آینده نگری تنها در محدوده مسائل شخصی و خانواده نبوده بلكه فراتر از آن در اقتصاد جامعه و نظام حكومتی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا حوادثی از قبیل زلزله های ویرانگر، سیل ها و طوفان های خانمان برانداز، جنگ و سایر سوانح غیر قابل پیش بینى، در هر زمان ممكن است برای جامعه پیش آید. مسؤولان حكومتی باید همراه با تأمین نیازهای ضروری مردم و پرهیز از اسراف و تبذیر در اموال عمومى، مقداری از درآمد اضافی را برای شرایط اضطراری در نظر بگیرند.
(6)
.
امیرالمؤمنین ژ درنامه ای به زیاد بن ابیه، جانشین عبدالله بن عباس استاندار امام در بصره می نویسد:.
اسراف را رها كرده میانه روی پیشه كن و در امروز به فكر فردایت باش. به اندازه ضرورت از اموال حكومتی بردار و اضافه آن را برای روز نیازت به مركز فرست.
(7)
.
گذشته از این كه منابع ملّی یك كشور اختصاص به یك نسل نداشته و اعقاب جامعه نیز در آن ذی حقند؛ استفاده از این ثروت ها باید به صورتی باشد كه همگان امكان بهره برداری از آن را در طول زمان داشته باشند.
گرچه این بحث را می توان تكمله ای از موضوع پیش به حساب آورد؛ ولی به جهت اهمیّت بسیار آن، به عنوان اثر مستقلّی از آثار پرهیز از اسراف، بیان می گردد. همان گونه كه گفته شد، اسراف موجب افزایش مخارج زندگی خواهد بود و در نتیجه وقتی درآمد طبیعی مشروع زندگى، جوابگوی آن هزینه سنگین نباشد، چنانچه انسان از وجود ایمانی ریشه دار و عمیق بی بهره باشد - كه نوعاً كسانی كه دارای یك چنین زندگی مسرفانه ای می باشند همین گونه هستند - به جرایم اقتصادی و اجتماعی كشیده خواهد شد.
جرم هایی نظیر گرانفروشى، احتكار، رشوه خوارى، دزدی و كلاهبرداری و غیر آن، یا مانند حرص و آز و مال اندوزى، ریشه در اخلاق دارد و یا مثل ترس از تنگدستی و فقر، از عامل روانی برخوردار است و یا این كه جنبه سیاسی و مبارزه با نظام و حكومت دارد. و در بسیاری از موارد هم معلول وضعیّت اقتصادی و مالی مجرم است و این وضعیت نامطلوب اقتصادی نیز عوامل مختلفی دارد، كه مهم ترین آنهإ؛هه اسراف و تبذیر و ناهماهنگی بین درآمد و هزینه زندگی است.
اسراف، بر هم زننده تعادل و موازنه بین دخل و خرج و نیز نابودكننده توانایی مالی زندگی و فرساینده ثروت و امكانات حیات است.
اسراف است كه شخص مسرف را دچار فقر و عدم كفاف درآمد می سازد و او را در جهت تأمین مخارج زندگی با اشكال مواجه می نماید؛ او اگر بخواهد به همین درآمد عادی و طبیعی اش اكتفا كند، توانایی پاسخگویی به نیازهای خود و خانواده اش را ندارد و در نتیجه یا باید تن به اضافه كاری های طاقت فرسا و ملال آور بدهد - اگر از ارتكاب جرم، در خود احساس گناه كند - و یا به ناچار دامن خویش را به جرایمی از قبیل آنچه گفته شد بیالاید، تا بتواند بدین وسیله چرخ زندگی پرخرج و پرهزینه خود را همچنان در حركت نگه دارد.
چكیده سخن این كه، اسراف زاینده فقر و افزایش دهنده نیازهاست و آن هم سرمنشأ این گونه اعمال خلاف است.
شاید سخن حضرت صادق ژ اشاره به همین پیامدهای زشت عدم كفاف درآمد به هزینه داشته باشد آن جا كه فرمود:.
كِادَ الفَقْرُ أن یَكُونَ كُفْراً؛.
فقر و احتیاج انسان را تا مرحله كفر نزدیك می سازد.
(8)
.
و نیز در قسمتی از حدیثی كه از همان حضرت روایت شده است، به نقل از تورات فرمود:.
كسی كه به درآمد كم از راه حلال قناعت ورزد، هزینه زندگی اش سبك و كسب و معامله اش پاكیزه خواهد گشت و از دایره ارتكاب فجور بیرون می رود.
(9)
.
بر این اساس تنها راه نجات و بهترین حربه برای مسدود نمودن راههای ارتكاب این گونه جرم ها، پرهیز از اسراف و تبذیر و اتخاذ طریقه میان روی در مخارج زندگی است.
فاصله عمیق و شرم آور سطح زندگی بین فقیر و غنی لكّه ننگی است كه هنوز از دامن بشریت زدوده نشده است و تاكنون انسان هیچ گاه - علی رغم تلاش انبیا و مصلحان در جهت تعدیل و كم كردن این فاصله - جز در موارد محدود، موفق به حلّ آن نگردیده است.
به راستی چرا باید انسانی به خود اجازه دهد در رفاه كامل به سر برد؛ در حالی كه می داند كسانی از همنوعان او حتّی از امكانات اولیّه برای زندگی ساده ای نیز محرومند.
امیرالمؤمنین ژ فرمودند:.
اگر بخواهم، به صافی شده این عسل و مغز این گندم و بافته های این ابریشم دست می یابم، ولی چه دور است كه خواهش نفس بر من پیروز شود و شدّت حرص مرا به برگزیدن طعام ها بكشاند و حال آن كه شاید در (حجاز)
(10)
یا (یمامه)
(11)
كسی باشد كه طمع در قرص نان نداشته باشد - چون در دسترسش نیست - و سیر شدن را به یاد ندارد. یا چه دور است كه من با شكم پر بخوابم و پیرامونم شكم های گرسنه و جگرهای سوخته باشد.
(12)
.
در این جا ممكن است این اشكال به ذهن بیاید كه خداوند امكانات زمین و آسمان را در اختیار بشر قرار داده و قوّه كار و توانایی فعالیّت به همگان بخشیده است ولذا بر هركس لازم است تا خود عهده دار تأمین زندگی شخصی خویش باشد و براین اساس، دعوت به كمك به دیگرى، چیزی جز ترویج تنبلی و سربارگی نیست.
پاسخ این است كه قاعده و اصل هم بر همین است و كسی حق ندارد بی جهت بار زندگی خویش را به دوش دیگران بگذارد و خود را كلّ بر آنان نماید؛ بلكه موظّف است با به كارگیری توان و استعداد خدادادی اش و نیز با استفاده از مواهب الهى، چرخ زندگی خویش را خود درحركت نگه دارد؛ ولی آیا همیشه و در مورد تمام افراد جامعه انجام این وظیفه عملی است.
نقص استعداد و عدم توانایی كار - چه در اصل خلقت و چه در اثر سانحه های اتفاقی یا تلف شدن سرمایه به جهت رویدادهای طبیعی و امثال آن - لازمه وجود این نظام احسن است كه خدای بزرگ، جهان رإ؛ هه براساس آن آفریده است و در این صورت آیا قانون، مطابق همان نظام احسن حكم نمی كند كه این گونه افراد، باید در جامعه اداره گردند و حق حیات داشته باشند و آیا تأمین زندگی این انسان ها، كه دستشان از تصرف در منابع درآمدزا كوتاه شده است، جز با كمك و مساعدت متمكنان و اهل ثروت راه دیگری دارد.
دعوت به دستگیری و انفاق به نیازمندان، نه تنها تشویق به تنبلی نیست؛ بلكه خود دعوتی برای كار و تلاش بیشتر است؛ زیرا وقتی شخصی اطمینان یافت كه اگر در طریق حركت و سعی برای تأمین زندگی خود، دچار آفت و نقصی شود، جامعه او را رها نكرده و مخارج او را به عهده خواهد گرفت، با شوق و نیروی بیشتری به دنبال كسب و كار خواهد رفت و همین طور درجهت مصالح اجتماع با علاقه و اطمینان خاطر جانفشانی و از خود گذشتگی نشان خواهد داد. ولی اگر ببیند چنانچه در راه كار برای خود و یا مصالح عمومى، صدمه ای بر او وارد شود، جامعه بدو بی توجّهی خواهد كرد، گذشته از این كه به سرنوشت اجتماع بی علاقه خواهد شد، انگیزه های كار برای امور شخصی نیز در وجودش سست می شود و همیشه سعی خواهد كرد در پیشه خود با احتیاط عمل نماید و كارهای بی خطر و ساده ای برگزیند تا اساس زندگی اش تهدید نشود.لذا در حقیقت آنچه باید اهل ثروت به نیازمندان بدهند، چیزی است كه آفریدگار جهان لازم فرموده است و آن را روزی و حقّ آنان دانسته است و از آثار مهم تحریم اسراف این است كه:.
با پرهیز از آن درمخارج زندگى، متموّلان فرصت می یابند تا از درآمد اضافه بر نیازهای خود به دیگران كمك كنند و به ادای این حق الهی و انسانی به پاخیزند.
اكنون نگاهی به وضعیت اسف بار گرسنگان در جهان می اندازیم و آن گاه به زندگی مترفان دنیا نظری می افكنیم و سپس راه چاره را بررسی خواهیم كرد.
در این زمینه به خبرهایی تكان دهنده از زبان آمار می پردازیم:.
طبق برآورد كارشناسان بانك جهانی در چند سال پیش، 500 میلیون كودك و سالمند، گرفتار كم غذایی مزمنند و بیش از 800 میلیون انسان در شرایط فقر مطلق به سر می برند....
در سال 1984 دبیر كل (یونیسف)
(13)
اظهار داشت: شمار كودكان كه به دلیل كم غذایی و گرفتار شدن به بیماریهای عمدتاً پیشگیری پذیر، قبل از پنجمین بهار زندگی خود جان می سپارند، به این شرح است: 15 میلیون در هر سال و 41000 نفر در هر روز و 28 نفر در هر دقیقه.
(14)
فائو
(15)
، پیش بینی كرده است كه 24 كشور افریقایی عمدتاً به دلیل خشكسالی در معرض كمبود شدید غذایی قرار دارند.
(16)
.
به گزارش دیگری در این زمینه از (گاردین هفتگى) توجه كنید:.
تیره روزی مردم موریتانی به وصف نمی آید یك كودك از هر پنج كودك قبل از رسیدن به پنجمین بهار زندگی جان می سپارد. از هر سه كودك، یكی گرفتار كم غذایی مزمن است و از هر چهار كودك، سه كودك هرگز به مدرسه نمی روند. خانواده ها گرفتار پریشانی و فروپاشی اند.
(17)
در قحط سال 1973 در اتیوپى، خشكسالی و گرسنگی به بهای جان 200000 نفر تمام شد. در نیمه نخستین سال 1984 از بیشتر از 300000 قربانی سخن در میان بود و درباره افریقا می توان گفت: 150 تا 450 میلیون نفر دستخوش كم غذایی اند و 30 تا 35 میلیون تن در معرض خطر قحطی قرار دارند.
(18)
.
اینها ارقامی هستند كه سازمان های جهانی و بین المللی آن را به ثبت رسانده اند و چه بسیارند انسان های گرسنه و بی غذایی كه در سرتاسر گیتی به سر می برند و به قلم آمار در نیامده اند!.
اكنون كه تا حدّی گوشه ای از وضعیّت دردآور و زندگی جانكاه گرسنگان از نظرتان گذشت، نگاهی نیز به اردوگاه استكبار می افكنیم؛ گرچه هیچ گاه نمی توان تنها با این ارقام جزیی و محدود، به واقعیّت آنچه در آن جا می گذرد پی برد. كافی است بدانید، هم اكنون سالانه در سطح جهان در حدود 1000 میلیارد دلار، صرف هزینه های تسلیحاتی می شود.
(19)
.
ویلی برانت می گوید:.
جهان در هر هشت یا نه ساعت، حدود یك میلیارد دلار صرف تسلیحات می كند. پولی كه می شود كم وبیش در هر روز (سه برنامه افریقا) را با آن به سامان رساند و این پولی است كه در هر روز از هر سال تلف می شود.
(20)
.
و نیز همو می گوید:.
اگر حتّی بخش كوچكی از منابع پرارزشی كه اكنون در راه تداركات بیهوده نظامی به هدر می رود، صرف توسعه اجتماعی و اقتصادى، به ویژه مبارزه با تنگدستی دوسوم ازمردم جهان گردد، در شرایط زندگی و امنیّت دنیای ما بی گمان بهبود چشمگیری پدید خواهد آمد.
(21)
.
و باز می نویسد:.
هزینه های نظامی یك نیم روز جهان، برای تأمین اعتبار مورد نیاز برنامه مبارزه با مالاریای (سازمان بهداشت جهانى) كفایت می كند و با پولی كه صرف تولید یك تانك مدرن می شود، می توان كیفیّت ذخیره سازىِ 100000تن برنج را بهبود بخشید و از این راه از ضایع شدن بیش از 4000 تن برنج درسال، یا غذای روزانه 8 میلیون نفر،پیشگیری كرد. با همین مبلغ می توان برای 30000 كودك حدود 1000 كلاس بنا كرد. با هزینه یك هواپیمای جنگی می توان حدود 40000 داروخانه روستایی برپا كرد و همكاران من این نمونه را نیز اضافه كرده اند: هزینه تولید یك زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموع بودجه های آموزشی 23 كشور روبه رشد با 160میلیون كودك كه در سنین مدرسه رفتن هستند.
(22)
.
مجلّه تایم مورخ 8 سپتامبر 1986 می نویسد:.
درحال حاضر، دوازده عضو بازار مشترك اروپا، ساعتی 63000 دلار خرج می كنند تا، 4/1 میلیون تن كره مازاد خود را در سردخانه ها نگه دارند. در تابستان امسال ذخیره مازاد پودر شیر این بازار به 988000 تن رسید. مقامات بازار مشترك می كوشند تا با دادن كره اضافه به گوساله ها و پودرهای شیر اضافی به گاوها از ذخایر انبوه خود بكاهند. اما بنابر برآورد كارشناسان امر، حدود نیمی از این كره ها و دیگر موادّی كه در سردخانه ها نگهداری می شود، فاسد شده و دیگر برای خوراك انسانها و حتی حیوانات مناسب نیست.
(23)
.
و باز می نویسد:.
در بازار مشترك در طول پنج سال گذشته مواد كشاورزی فروش نرفته چهار برابر شده و اكنون ارزشی معادل 2/10 میلیارد دلار دارد.
علاوه بر كوه كره و غلّه زیادى، شراب های مازاد این بازار اكنون، 1500 استخر بزرگ به ابعاد استخر مسابقات المپیك را لبریز می كند.
(24)
.
در این مورد توضیحی لازم نمی بینم و شما را لحظه ای با این ارقام - كه به عنوان مشتی از خروار است - تنها می گذارم.
گاهی می پرسند: آیا راه نجاتی هم وجود دارد و یا این كه تقدیر این است كه همواره عدّه بسیاری در گرسنگی و گروه های زیادی هم در ناز و نعمت و اسراف و تبذیر - با مراتب بسیاری كه دارد - به سر ببرند.
به طور مسلّم چنین اعتقادی دور از حقیقت است، و این گونه تقدیر غیرقابل تغییری وجود ندارد و باید در پی یافتن عامل این تیره روزیها بود تا راه چاره را پیدا نمود.
(رابرت مالتوس) انگلیسی - (1766 - 1834) یكی از علمای مكتب اقتصادی كلاسیك - بر طبق محاسبات مفصل و بحث های متعددی معتقد شد كه افزایش جمعیت بشر به طور تصاعد هندسى
(25)
بوده؛ یعنی در هر 25 سال دو برابر، و در هر پنجاه سال چهار برابر، و در هر 75 سال هشت برابر، و در هر صد سال شانزده برابر خواهد بود. درصورتی كه افزایش مواد غذایی لازم برای بشر به طور تصاعد عددی است؛ یعنی مثلاً درمدت 25 سال یك برابر، مقدار خواربار بشر اضافه می شود و بنابراین در سال بیست و پنجم محصولات غذایی دو برابر شده و در سال پنجاهم سه برابر و در سال هفتاد و پنجم چهار برابر و در هر صد سال فقط پنج برابر شده است و چون زمین های قابل زراعت محدود است بنابراین افزایش موادغذایی هم به زودی متوقف خواهد گردید.
(26)
.
این نظریه به روشنی اساس مشكلات اقتصادی موجود در جهان را روند سریع افزایش جمعیت می داند و راه مقابله با آن را كنترل شدید تناسل و استقبال ازمرگ و میرهای عمومی و جنگ های وسیع خانمان برانداز پیشنهاد می نماید.
نظریه مالتوس كه به استعمارگران توسعه طلب، كمك شایانی نمود و دستاویزی برای قتل عام های آنان به شمار آمد در نظر اكثر دانشمندان اقتصاد پس ازاو مردود شد؛ ولی در عین حال هنوز نیزعده ای از كارشناسان مسائل اقتصاد جهانی با اصرار زیاد رشد جمعیت را عامل مهمّ نابسامانی های اقتصادی و گرسنگی می دانند. ویلی برانت می گوید:.
معمولاً به این نكته كه رشد جمعیّت عامل اصلی گرسنگی و پریشانی درجهان سوم است چندان توجهی نمی شود. مردم ترجیح می دهند كه این عامل را در صنعتی بودن شمال و استعمارگری درجنوب جستجو كنند و به سادگی از یاد می برند كه در شرایط كنونی اقتصاد جهان، مردمان تنگدست ناتوان تر از آنند كه از استثمار شدن خود جلوگیری كنند.
(27)
.
گرچه در شرایط كنونی كه منابع و ذخایر زمین به دست استعمارگران به نابودی كشیده می شود، افزایش جمعیت مشكل آفرین و در تشدید وضعیت نابه هنجار محرومین سهم مؤثّری دارد؛ ولی نمی توان از آن به عنوان یك عامل واقعی و اصلی یاد كرد؛ زیرا به گفته خود او و سایر كارشناسان مسائل اقتصادی می توان با همین امكانات و تولیدات كنونی حتّی بیشتر از ساكنان فعلی روی زمین آذوقه داد.
(28)
همو می گوید:.
پنج سال پیش برآورد می شد كه حتی پنج درصد از مخارج نظامی جهان كفایت می كند تا كشورهای فقیر بتوانند ماشین آلات و وسایل كشاورزی مورد نیاز خود را تهیه كنند و ظرف یك دهه از لحاظ غذا به خودبسندگی برسند.
(29)
.
و اما در زمینه امكانات طبیعی و بالقوه زمین، به این نمونه توجه كنید:.
اگر یك قطره آب حوض یا دریا را زیر میكروسكپ بگذارید، در آن میلیاردها موجودات زنده ذرّه بینی خواهید دید كه بیشتر از نوع نباتات می باشند. این موجودات یك سلّولی خلق السّاعه می باشند؛ یعنی یك جفت اینها پس از چند روز از میلیارد تجاوز می نمایند. این موجودات، مانند سایر نباتات از آب و هوا تغذیه می كنند و املاح مورد نیاز خود را، از نمك دریا می گیرند. این گیاه های یك سلولى، دارای مواد سفیده ای كمی قند و كمی چربی و ویتامین های بسیارند و چون در آب دریا زندگی می نمایند و این آب دارای 91 عنصر مفید است؛ یعنی تمام املاح زمین، به مرور حل و به دریا ریخته شده است. لذا در تركیب بدنشان همه فلزّات و شبه فلزات مفید وجود دارد. درهر لیتر آب دریا، حدود پنج تا شش میلی گرم از این موجودات وجود دارد و می توان از هر متر مكعب آب دریا تقریباً پنج گرم آن را به دست آورد. این آرد غذای اید آل بشر است، زیرا صددرصد خاصیّت غذایی دارد و آنچه برای زندگانی لازم و ضروری است در آن جمع است. از طرف دیگر چنانكه قبلاً گفتیم این موجودات خلق السّاعه می باشند و آب دریا چشمه لایزال آنهاست و هر چه بگیریم تمام شدنی نبوده و به زودی با توالد و تناسل جای آن پر می شود. از طرف دیگر مقدار آب دریا بسیار زیاد است و می توانیم هر روز میلیاردها تن از این آرد را از یك گوشه دریا بگیریم و تمام ساكنین روی زمین را چه انسان و چه حیوان با این آرد، غذا دهیم و حتی به جای كود به نباتات بدهیم. خلاصه بشر را از گرسنگی نجات دهیم از نظر تنوع غذایی هم این آرد قابل تحسین است؛ زیرا موجودات ذره بینی دریا یك نوع و دو نوع نیستند و با خوردن یك قاشق از این آرد، مابیش از 21 نوع غذا به دست می آوریم.
(30)
.
بنابراین اگر فرض كنیم، جهان به حدی از رشد و تربیت برسد كه تمامی هزینه های نظامی را متوقف و یك جا آن را در راه رفاه و امكانات زندگی بشر به مصرف برساند و از اسراف و تبذیرهای بی حدّ و حساب در موارد دیگر كه نمونه هایی از آن بیان شد نیز دوری جوید و تمامی زمینهای قابل كشت و امكانات طبیعی دیگر مورد بهره برداری قرار گیرد، آیا باز هم رشد جمعیّت برای جهان مشكلی به وجود خواهد آورد.
البته همان گونه كه اشاره شد، مدار گفتگو در این جا شرایط ایدآل است؛ گرچه در اوضاع كنونی نقش رشد بی رویه جمعیّت در تشدید بحران قابل انكار نیست و نیز در بحث كنونی بُعد اقتصادی آن مطرح است در صورتی كه در بررسی این موضوع باید ابعاد دیگری از قبیل تعلیم و تربیت، بهداشت و درمان، خدمات و غیر آن نیز مورد توجه قرار گیرد، كه اینك جای بحث آن نیست.
گاهی هم از بروز عوامل طبیعی از قبیل خشكسالی های پی درپی و امثال آن به عنوان عاملی برای این ضایعات ناگوار یاد می شود و برای نمونه خشكسالی های مناطقی از افریقا و تلفات ناشی از آن ذكر می شود.
(31)
.
در صورتی كه به نظر ما گرچه این گونه خشكسالی ها در ایجاد زمینه مساعد برای گرسنگی و فقر، قابل تردید نیست؛ ولی از آن به عنوان یك عامل اصلی یاد كردن خطاست، زیرا قحط و خشكسالی معلول عوامل متعدّد طبیعی است و ممكن است به اراده خداوند، روی جهات و مصالحی برای امتحان دیگر انسان ها در ادعاهایی كه مبنی بر تعهد و بشردوستی دارند، در تمام نقاط عالم؛ به ویژه در مناطقی كه زمینه مساعدتری برای این گونه عوامل وجود دارد و یاكسانی كه باید به كمك و دستگیری امتحان شوند در غیر این مناطق هستند، پیش آید. باید دانست كه خداوند با بروز خشكسالی و امثال آن روزی هیچ یك از بندگانش را قطع نكرده؛ بلكه وظیفه ای را بر دوش دیگران می گذارد. روی این جهت فقر و پریشانی جمعیت های قحط زده، از ناحیه عوامل طبیعی نیست؛ بلكه باید آن را در نظام های ستمگر حاكم برجهان و ثروتمندان بی درد جستجو كرد.
برخی هم ریشه همه مشكلات را در مالكیت فردی دانسته و آن را (ام الفساد) همه نارسایی ها و اساس تمامی تبعیضات و فاصله های طبقاتی به حساب آورده اند؛ ولی تجربه كشورهای كمونیستی و فروپاشی نظام های مبتنی بر آن حاكی از سرخوردگی و ناكامی این مكتب در حلّ معضلات اقتصادی است و پیروی از آن در طىّ سالیان دراز، حاصلی جز صفهای طویل و كمیابی و نیازمندی به محصولات وارداتی - كه نتیجه فروكش كردن انگیزه های شخصی در تولید است - به ارمغان نیاورده است.
در بسیاری از روایات، اهل بیت عصمت و طهارت ه توانگران بی توجه و مانعین حقوق فقرا را مسؤول اصلی وضعیّت نابسامان تهیدستان معرفی نموده اند. در روایت معتبری محمد بن مسلم وزراةبن اعین از حضرت صادق ژ نقل می كنند كه فرمود:.
خداوند در اموال اغنیا برای نیازمندان به مقداری كه به تمامی نیازهای آنان برسد، واجب كرده است و اگر این اندازه كافی نبود زیاده از آن را قرار می داد. پریشان حالی تنگدستان به جهت عدم كفایت آن مقدار واجب نیست؛ بلكه از ناحیه كسانی است كه حقوق فقرا را در اموال خود نگه داشته، به آنها ردّ نمی كنند و چنانچه مردم حقوق یكدیگر را رعایت كنند و حق را به صاحب آن برسانند زندگی فردی و اجتماعی آنان سالم و از خیر و بركت آكنده خواهد بود.
(32)
.
گرچه مقصود از حق فقرا در اموال اهل ثروت، در ابتدای این حدیث شریف همان زكات واجب بوده و خمس را هم شامل است؛ زیرا گذشته از این كه این گونه روایات درباره زكات و در آن باب آمده، تنها همین زكات و خمس است كه اندازه معینی داشته و بیش از آن واجب نیست؛ درحالی كه انفاقات دیگر حد مشخص و معلومی ندارد، ولی به طور مسلّم حقوق در آخر حدیث و احادیث مشابه آن، عمومیّت داشته و تنها منحصر به زكات نیست و شاهد بر این، روایات بسیاری است و از جمله آنها روایت معتبر سماعة بن مهران از امام صادق ژ است كه آن حضرت فرمود:حق معلوم، از زكات نیست و آن چیزی است كه هر جمعه و یا هر ماه از مال خویش خارج می كنی و هركس به مقدار وسعت و فضل خودش انفاق می كند و این كه خداوند می فرماید:.
اگر اموالی كه انفاق می كنید مخفیانه به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است
(33)
غیر از زكات است. و (ماعون) هم از زكات نیست؛ بلكه خدمتی كه به دیگران می كنی و مالی كه به قرض می دهی و وسیله زندگیی كه در اختیار نیازمندان می گذارى، (ماعون) است. آنچه در راه (صله رحم) نیز می پردازی از زكات نیست و خداوند می فرماید: و كسانی كه در اموالشان حق معلومی است
(34)
و آن چیزی است كه شخص بر خودش لازم می كند تا به اندازه طاقت خود از مال و جان به دیگران كمك نماید.
(35)
.
اما این كه حضرت در آغاز حدیث فرمود: این مقدار واجب برای رفع نیاز مستمندان كفایت است، مقصود هنگامی است كه تمامی مردم به انجام این تكلیف قیام كنند و در این صورت، گرفتاری تهیدستان بر طرف شده و رفاه فراگیر می شود وگرنه اقدام گروهی بر ادای زكات همیشه بوده و در عین حال پریشان حالی و فقر نیز در قشرهایی از جامعه همواره وجود داشته است.
غرض این كه درماندگی و فقر تهیدستان نتیجه منع ثروتمندان و متمولین جامعه از ادای حقوق آنهاست و تنها با ادای زكات و یا خمس نمی توان در قبال گرسنگی تنگدستان جامعه از خود سلب تكلیف و مسؤولیت كرد و همان گونه كه در حدیث قبل حضرت امام صادق ژ فرمودند: (حقوق فقرا منحصر به زكات نیست) باید برای رسیدن به جامعه ای سالم و انسانى، همراه با تلاش پیگیر در راه ایجاد نظام های عادلانه در سطح جهان، برای پایان دادن به هوسرانیهای مترفین دنیا و رساندن حقوق محرومین عالم به آنان، همگان با در پیش گرفتن میانه روی و اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر، در خود این امكان را به وجود بیاورند، تا اضافه بر مخارج لازم زندگی خود را در راه رفاه قشرهای كم درآمد و نیازمند جامعه به مصرف برسانند. در قسمتی از حدیث (ابان بن تغلب) از حضرت امام صادق ژ آمده است:.
آیا خیال می كنی خداوند كسانی را كه نعمت می دهد گرامی داشته و به كسی كه نعمت و ثروت نمی دهد، توهین روا داشته است نه، این گونه نیست؛ بلكه ثروت از آن خداوند است كه به عنوان امانت نزد شخصی قرار می دهد و به آن كسانی كه دارای این نعمت هستند، اجازه داده تا با رعایت میانه روی و اعتدال بخورند، بیاشامند، بپوشند، ازدواج كنند و مركب سواری بگیرند و زیادی آن را به نیازمندان اهل ایمان برگردانند و بدین وسیله اوضاع پریشان و پراكنده آنان را اصلاح نمایند. اگر كسی این گونه عمل كرد خوردن، نوشیدن و مركب سواری بر او حلال است و اگر غیر از این باشد، تمامی این موارد بر او حرام خواهد بود.
(36)
.
نوح بن شعیب از نادر خادم نقل می كند:.
روزی غلامان حضرت رضا ژ میوه ای را می خوردند؛ ولی پیش از آن كه آن را كاملاً مصرف كنند، دور انداختند. حضرت فرمود: سبحان اللّه! اگر شما از آن بی نیازید، عدّه ای از مردم از آن بی نیاز نیستند، آن را به كسی كه محتاج است بخورانید.
(37)
.
همان گونه كه درگذشته بیان شد، ترویج از مصرف زدگی و اسراف و تبذیر، از شیوه های استعمار برای نفوذ و استیلای بر تمام شؤون و جوانب مختلف كشورهای ضعیف به خصوص كشورهای اسلامی است. در این صورت مبارزه با اسراف، در هر شكلی از آن، از مخارج كلان تا مصارف جزیى، خود نوعی مبارزه با استعمار و برخورد و مقابله با ریشه ها و زمینه های نفوذ آن نیز خواهد بود.
این موضوع را گرچه نمی توان به عنوان فلسفه ای برای حرمت اسراف دانست؛ زیرا در زمان تشریع این حكم، این جهت و مصلحت در پرهیز از اسراف وجود نداشته است؛ ولی بر شمردن آن در ردیف مهمترین آثار و خواص مثبت این قانون الهى، امری مسلّم و غیرقابل تردید است.
از آثار مثبت پرهیز از اسراف، احترام و تعظیم نعمت های خداوندی و شكر نعمت است، در حالی كه اسراف، توهین و كم بهادادن به الطاف و مواهب الهی است كه آن هم ره آوردی جز زوال و سلب نعمت های الهی نخواهد داشت. این مطلب در روایات، به ویژه درباره آنچه مربوط به آذوقه مردم و از همه مهم تر نان - كه اصلی ترین و عمومی ترین غذای آنان است - تأكید و سفارش بیشتری شده است.
امام صادق ژ از پدران گرامی اش از رسول اكرم ْ نقل كرده اندكه فرمود:.
هر كس به پاره نان و یا خرمایی برخورد كند، سپس آن را تناول كند، پیش از آن كه شكمش از آن فارع شود، خداوند او را خواهد آمرزید.
(38)
.
باز حضرت صادق ژ درحدیثی فرمودند:.
رسول خدا ْ برعایشه وارد شد، پاره نانی بر زمین دید و نزدیك بود آن را زیر پابگیرد آن را برگرفت و تناول نمود و سپس به عایشه فرمود: نعمت های الهی را تعظیم و تكریم كن؛ زیرا این چنین نیست كه نعمت های خداوندی از میان گروهی رخت بربندد و سپس به زودی به آنها برگردد.
(39)
.
همچنین درحدیث دیگری همان حضرت فرمودند:.
خداوند در روزىِ گروهی از مردم وسعت و گشایش داد، تا هنگامی كه سر به طغیان گذاشتند و سنگ را برای تطهیر خود خشن احساس كردند. از این رو برای این كار از نان استفاده می كردند. در این هنگام خداوند آنان را به قحط و گرسنگی گرفتار كرد و آن گروه به ناچار آذوقه های خود را در انبارها ذخیره می نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشره یا چیزی شبیه آن را برانگیخت تا ذخیره آنان را فاسد نماید و بدین رو مجبور شدند برای تأمین آذوقه خود به همان پاره نانهای آلوده روی آورند.
(40)
.
در خاتمه این بخش، بحث را با طرح یك سؤال و پاسخ بدان به پایان می بریم و آن این كه برخی می گویند: اگر فرض كنیم روزی بیاید كه تمامی انسان ها در رفاه و آسایش به سر ببرند و صفحه گیتی از وجود انسان های تنگدست و نیازمند خالی بماند، آیا بازهم (اسراف) عملی نكوهیده و ناپسند به شمار خواهد آمد.
پاسخ بدین سؤال از آنچه تاكنون گفته شد روشن است؛ زیرا همه فلسفه تحریم اسراف امكان كمك به تهیدستان نیست، بلكه برخی از آنها، مانند احترام به نعمت های الهی و تأمین بنیه مالى، در هر دوره و با هر شرایطی وجود دارند. اضافه بر این كه، اصولاً تأمین رفاه و آسایش جهانی - كه تنها در عصر حكومت حضرت مهدى(عج) تحقق خواهد یافت - یكی از عوامل عمده آن، همین جلوگیری از اسرافگری ها و برچیدن بساط مسرفان در سطح جهان است و باز هم در سایه عمل به همین دستور الهی است كه ریشه فقر و تنگدستی خشكیده و جهان غرق در نعمت و رفاه و بقای این حالت نیز در پرتو آن عملی می شود.
1. وسائل الشیعه، ج15، ص258.
2. همان، ص241.
3. همان ، ص259.
4. همان، ج6، ص24.
5. اطلاعات سیاسی اقتصادى، سال چهارم، شماره 6، خردادو تیر 1369، ص74.
6. درست در حدود ساعت 35 دقیقه بعد از نیمه شب روز پنج شنبه، 31/3/1370 زلزله ای پر قدرت، قسمت وسیعی از ایران را به لرزه در آورد. این زلزله توانست منطقه گسترده ای از دو استان گیلان و زنجان را به ویرانه ای تبدیل كند.
7. نهج البلاغه، نامه 21 و احتمال هم می رود مقصود امام ژ این باشد كه:.
امروز به فكر قیامت باش. به اندازه ضرورت از اموال شخصی ات استفاده كن و اضافه آن را صدقه بده (كه در این صورت باز اشاره به یكی دیگر از فواید میانه روی است و بحث آن خواهد آمد).
8. سفینة البحار، ج2، ص378.
9. اصول كافى، ج2، ص138.
10. مكه و مدینه و سایر شهرهای آن.
11. شهری است در یمن.
12. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 45.
13. سازمان بهداشت جهانی كودكان، وابسته به سازمان ملل متحد.
14. جهان مسلح، جهان گرسنه، از ویلی برانت، ص110، 111.
15. سازمان خواربار و كشاورزی جهانى.
16. همان، ص117.
17. پاورقی همان كتاب از مترجم، ص116 - موریتانى، در غرب افریقا و جنوب صحرا و الجزایر و شمال سنگال و مالی واقع است و در حدود یك میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت دارد.
18. همان، ص119.
19. همان: ص53.
20. همان، ص211. این برآورد مربوط به سالهای 1363 - 1364 است.
21. همان، ص272.
22. همان، ص93.
23. همان، ص11، مقدمه.
24. همان ص13، مقدمه.
25. تصاعد هندسی عبارت است از: سلسله اعداد پیاپی كه هر یك از آنها مساوی با حاصل ضرب عدد پیش از خودش در یك عدد ثابت باشد؛ مثلاً:.
را یك جمله تصاعد عددی می نامند. به نقل از: علی حجتی كرمانى، پاورقیهایی بر اقتصاد در مكتب اسلام، ص35.
26. امام موسی صدر، اقتصاد در مكتب اسلام، ص35.
27. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص106.
28. همان، ص103 و 109.
29. همان، ص91.
30. غیاث الدین جزایرى، اسرار خوراكیها، ص142 - 143.
31. گزارش فائو، به نقل از: جهان مسلح، جهان گرسنه، ص117.
32. وسائل الشیعه، ج6، باب وجوب الزكاة، ص3، حدیث 2.
33. بقره (2) آیه 271.
34. معارج (70) آیه 25.
35. وسائل الشیعه، ج6، باب7 از ابواب ماتجب فیه الزكاة، ص31، حدیث 11.
36. سفینة البحار - ص615، ماده (سرف).
37. وسائل الشیعه، ج16، باب 69 ازابواب آداب المائده، حدیث 1.
38. همان، ج16، ص608.
39. همان، ص607.
40. همان، ج16، ص611.
از نظامی گنجه ای سروده ای برجاست که گواهی می دهد با استناد به این آیه شریفه به نظم آورده است:
| طبیبی در یکی نکته نهفته است | خدا آن نکته را با خلق گفته است |
| بیاشام و بخور خوردی که خواهی | کم و بسیار نه کارد تباهی |
| ز بسیار و ز کم بگذر که خام است | نگه دار اعتدال اینت تمام است |
این شاعر حکیم در جای دیگر، اشاره می کند:
| دو زیرک خوانده ام کاندر دیاری | رسیدند از قضا بر چشمه ساری |
| یکی کم خورد کاین جان می گزاید | یکی پر خورد کاین جان می فزاید |
| چو بر حد عدالت ره نبردند | ز محرومی و سیری هر دو مردند |
اعتدال در خوردن و آشامیدن و پرهیز از کم خوری و پرخوری.
آموزه های وحیانی قرآن به عنوان راهنمای زندگی بشر، در بردارنده بهترین، آسان ترین ، ساده ترین و کامل ترین شیوه زندگی است. از این روست که دین اسلام به عنوان اکمال و اتمام اخلاق بشر معرفی شده است؛ زیرا در مواردی که انسان نسبت به اموری غافل و یا بیرون از دسترسی عقل بشری است راهنمایی هایی را ارایه کرده است که وی را به کمال مطلق می رساند.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) می گوید: من در خدمت حضرت بودم که نیازمندی رسید و کمک خواست. حضرت او را مورد لطف و عطای خویش قرار داد.
بعد از او، سائل دیگری رسید، به او هم کمک فرمود. پس از او، فرد دیگری به حضور حضرت رسید. به او نیز مساعدت فرمود؛ سپس شخص چهارمی برای درخواست کمک آمد که حضرت به او فرمود: خدا روزی تو را وسیع گرداند.
بعد فرمود: اگر شخصی سی یا چهل هزار درهم داشته باشد و چیزی از آن را برای خود باقی نگذارد، و همه آن را در راه خیر به مصرف برساند و تهیدست بماند، از آن سه کسی خواهد بود که دعایشان مستجاب نمی گردد.
من به حضرت عرض کردم آنان چه کسانی هستند؟
فرمود: یکی از آنان شخصی است که ثروتی داشته باشد و همه آن را در راه درستی انفاق کند و بعد بگوید پروردگارا: به من روزی عنایت فرما که در جواب او گفته می شود: آیا برای تو، راهی به طلب روزی قرار ندادم؟ (وسایل الشیعه، ج 6، ص 293)
عضو خبرگان رهبری:
صرفه جویی در زمان، مصداقی از اصلاح الگوی مصرف است
خبرگزاری رسا ـ نماینده ولی فقیه در استان زنجان صرفه جویی در زمان را مصداقی از اصلاح الگوی مصرف دانست.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در زنجان، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی واعظی، امام جمعه زنجان روز گذشته در دیدار جمعی از مسؤولان اجرایی استان زنجان حمایت از ولی فقیه را تنها راه پشتیبانی از دین و قرآن دانست.
وی با بیان اینکه مردم ایران هر چه دارند از برکت ولایت فقیه است، استقرار جمهوری اسلامی در کشور را نشانه قدرت و برکت ولایت فقیه دانست.
نماینده ولی فقیه در استان زنجان در ادامه نامگذاری امسال به نام «اصلاح الگوی مصرف» را نشان از درایت و آینده نگری مقام معظم رهبری دانست و گفت: رهبر فرزانه انقلاب، با یک نورانیت الهی این واقعیت را که خلأ آن در جامعه مشهود بود، دیدند و امسال را به این نام مزین کردند.
عضو خبرگان رهبری افزود: این پیام به معنای مصرف نکردن نیست، بلکه مصرف مفید، بهینه و سازنده است که برکات فراوانی در پی خواهد داشت.
وی تشکیل ستاد «اصلاح الگوی مصرف» توسط استانداری زنجان را گامی ارزنده و مفید در راستای صرفه جویی بهینه دانست و اظهار داشت: صرفه جویی در زمان نیز باید در تمام امور مورد توجه قرار گیرد، چراکه زمان گرانترین سرمایه است و باید به بهترین وجه از آن استفاده شود.
حجت الاسلام و المسلمین واعظی اهمیت اعتماد به نفس و خود باوری را یادآور شد و افزود: مدیران باید بیشترین اوقات خود را صرف کارهای عمده و کلان کنند چون کارهای کوچک در کنار کارهای بزرگ محقق می شود.
محمد رئوفی نژاد، استاندار زنجان نیز در سخنانی، تلاش مضاعف جهت تحقق آرمان مقام عظمای ولایت را وظیفه آحاد مختلف جامعه دانست و گفت: در راستای تحقق این شعار مهم و ارزشی، ستادی با عنوان «اصلاح الگوی مصرف» در استان تشکیل خواهد شد.
وی تحقق آرمانهای مقام معظم رهبری را بسیار مهم و ضرورتی انکار ناپذیر بیان کرد و افزود: همه باید دست در دست یکدیگر در مسیر اجرای منویات مقام معظم رهبری گام برداریم.
پایان خبر - خبرگزاری رسا
مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه میشود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف میگویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده میشود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پسانداز اختصاص مییابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت میشود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت میگردد، مصرف نام دارد.[2]
در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکیها و غیرخوراکیها را دربرمیگیرد. خوراکیها، شامل آشامیدنیها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیرخوراکیها، شامل گروههای پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حملونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمیها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]
به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهرهگیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوههای درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راههای درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
دنیای غرب میکوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربیها در محورهای زیر خلاصه میشود:
ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کمفایده؛
گسترش روحیه مصرفگرایى؛
انحراف ذهنها از توجه به واقعیتهای زندگى؛
اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتى.
غرب سعی میکند این اهداف را با شیوههای گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایى، تنوعطلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافیگری و تجملگرایی پیگیرد و در این راه، از دولتها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامهها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره میبرد.
بنابراین، پایههای الگوی مصرف در غرب عبارتند از:
1. تمتع و بهرهوری هرچه بیشتر؛
2.رقابت و مسابقه در مصرف؛
3.تجملگرایی و تشریفات زاید.[4]
آمار و ارقام بهدستآمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای بهظاهر پیشرفته نشان میدهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف میکند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرفهای غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.
شرکتهای جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان میدانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمیاندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی میگوید:
ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندیهای مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[6]
انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواستههای معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضهها مانند انفاق.
از مجموعه آموزههای دینی اسلام میتوان پایههای اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره بردن از نعمتهای الهى؛ اعتدال و میانهروی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه میپردازیم.
در آموزههای اسلام، همه آنچه در آسمانها و زمین وجود دارد،به پاسخگویی به نیازهای بشری بهعنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود میخواهد از آنها به درستی بهرهبرداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمتهای الهی با عناوینی چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد میکند. از نظر اسلام، استفاده از نعمتهای الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.
خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل میفرماید:
فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.
پس، از نعمتهای حلال و پاکیزهای که خداوند روزیتان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را میپرستید، سپاسگزار نعمتهای او باشید.
زیبایی و آراستگى، محبوب فطری انسانهاست. ازاینرو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزههایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]
از دیدگاه اسلامى، هر چیزی که سبب عیبپوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباسهایی که موجب آراستگی انسان میشود.
از آنچه بیان شد، به دست میآید که خداوند متعال نعمتهای خود را برای همه بندگان، بهویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمتهای دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) میفرماید:
زمانی که نعمتها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]
قرآن کریم میخواهد که انسانها از نظر روحی و معنوی بهگونهای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزهشان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاشهای ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاشهای فرد عبادت خواهد بود.
بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:»رنگ خدایى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت میکنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمتهای الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح میشود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم میشود.[10]
هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانهروی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژهای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنیها و خوردنیها باید از اسراف پرهیز شود.[11]
در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.
قناعت و زهد، از ویژگیهای ستودهشده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب میشود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصههای گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.
از دیدگاه برخی از صاحبنظران، اعتدال و حدّ وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسانها، زمانها و مکانهای گوناگون، تفاوت پیدا میکند. ازاینرو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]
امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف میفرماید:
میانهروى، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری میآید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]
بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهرهگیری از امکانات زندگی بهگونهای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرفکننده باشد.[14]
با آنکه در آموزههای دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانهروى را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونهای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاقکننده نباشد و خود و خانوادهاش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاقهای دیگر باقی میماند و فرد برای تأمین نیازمندیهای شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]
سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف میسازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر میگویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.
اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمتهای الهی زیادهروی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسرافکار شمرده میشود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گستردهای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،[16] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد،[17] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصى،[18] و اسراف در مخارج کیفى.[19]
در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:
کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو میپوشى، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقیمانده آب و غذا را که در ظرف میماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازى.[20]
در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل میکند، حضرت در نامهای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ میپردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر میداند.[21]
شناسایی نیازهای واقعى، رعایت اعتدال و صرفهجویی و بهرهبرداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان میکند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.
به نظر میرسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیمگیری افراد، آیینه تمامنمای عقاید، اندیشهها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزشهای مورد پذیرش آنهاست.
معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواستههای افراد آن متناسب نباشد،کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمیگردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرفهای غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمیآید.
جوان مسلمانی که میکوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهمترین ویژگیهای الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامى، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد:مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.
یکی از مهمترین ویژگیهای الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانوادهاش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگى، به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد میکند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.
قرآن گاهی در وصف خوبان، انفاق را یکی از شاخصههای ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی میداند[22] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است.[23] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است[24] و خداوند، گیرنده آن است.[25] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.
از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل میکند.»[26] بر این اساس، خداوند وعده داده که بهگونهای پاداش میدهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.
کسی که مالش را در راه خدا صرف نمیکند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل میورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:
کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) میسازند و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)
دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهرهبرداری از نعمتها و امکانات الهى، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایى، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را اینگونه ستوده است:
دیگران را بر خود مقدم میدارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)
انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری میدهد،ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح میدهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:
کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی میشود.[27]
البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:
خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.[28]
بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز،محتاج دیگران کند.
2.عوامل و زمینههای مصرفگرایی در جوانان
رفاهزده به کسی میگویند که از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمیشناسد و هیچ منعی را نمیپذیرد. بنابراین، رفاهزدگى، نوعی تصرف و مصرف کردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمتهای الهی است.
صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقبماندگی میدانند. آنان که لذتطلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف میکنند و مصرف کردن را ارزش میدانند.[29]
آنها میکوشند کالاهای لوکس و تجملی را وارد کشور کنند و از این راه، درآمدهای ارزی کشور را صرف واردات اینگونه کالاها میکنند.[30] این گروه با وارد کردن کالاهای مصرفی لوکس مانند لوازم آرایشى، لباسهای بدننما،خودروهای سواری پر زرق و برق، تجملگرایی و مصرفزدگی را تبلیغ میکنند.
به طور کلی نمیتوان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحتطلبی را فراهم میآورد، میگوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه میشود.
رفاهزدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعهها را در پی داشته است. در کتاب الحیاة آمده است: تکاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف کسانی هستند که هم خود نابود میشوند و هم دیگران را نابود میکنند. آنان کسانیاند که نسلها را تباه میسازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بیحالی و مستی و عقبماندگی میکشانند. برای اینکه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع کامل یابیم، به مسائلی اشاره میکنیم که از آثار جداییناپذیر زندگی تکاثری و اترافی است:
اول: تکاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید میآورند که نتیجهاش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.
دوم: تکاثر در داشتن ثروت و زیادهروی در مصرف، عواطف انسانی را میمیراند و پایههای فضیلت و اخلاق را منهدم میسازد.
این دو، پایههای همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل میسازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاک میکند.[31]
ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، از موانع پادشاهی و کشورداری است» ثروت، رفاهزدگى و تنپروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی میشمارد.[32]
الگوگیرى،امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیدهاید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند میزند. هر چه سن کودک بالاتر میرود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود میگیرد و در عالیترین و مطلوبترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگرى، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[33] بنابراین، در تعریف الگوپذیری میتوان گفت: رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعى، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[34]
براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادیگری در غرب به اوج خود رسید.
آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، مانند قهرمانخواهى، نیاز به محبوبیت،خودنمایى، حادثهجویى، بلندپروازى، رقابت، استقلالطلبی و...، الگوهای جدید و جوانپسندی را مطرح میکنند.[35]
در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای کسب منفعت بیشتر صورت میگیرد. دستگاههای تبلیغاتى، اکنون حرف خود را از زبان یک قهرمان ساختگی یا یک شخصیت مزدور میزنند و از دیگر سو،مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهرههایی هستند که بتوانند، بهرهگیری از آنها، جذابیت کاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور کامل به مخاطب القا کنند.[36]
در جامعه ما، پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزشهای اسلامی و فرهنگی به تدریج کمرنگ شد و اسراف نکردن، قناعت ورزیدن، سادهزیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در کنار عوامل بسیاری که در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.
دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه کارکرد مهم بیان میکنند:
خبری و آموزشى: نقش وسایل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولی برخی از این وسایل بهویژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامهها و فیلمها میکوشند آموزههایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه کنند.
راهنمایی و رهبرى: رسانهها با توجه به ارزشهای خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزشها و هنجارها باشند؛ امری که در کشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افکار و ایدههایی به مخاطب القا شود که با هنجارهای جامعه منافات داشت.
تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی میتوانند با ارائه برنامههای گوناگون، اوقات فراغت خانوادهها را پر کنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشکلات روزمره دور سازند.[37]
در ادامه، به بررسی جریان الگوپذیری جوانان از رادیو، تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت میپردازیم.
امروزه رسانهها بهعنوان یکی از ابزار سمعی و بصرى، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانهها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را میسازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسیهای روانشناسی اجتماعی نشان میدهد رسانههای گروهى، دارای چنان قدرتی هستند که میتوانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.
رسانهها از راه ارائه هنجارهای خاص اجتماعى، به افراد القا میکنند که رفتار ارائهشده در رسانهها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانهها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد همنوایی در افراد میگردند. شرکتهای بزرگ جهان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو در کشورهای مختلف، میکوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]
رسانهها از راه پخش آگهیهای تجاری در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سریالهای داستانی و مانند آن میتوانند بیش از نظام آموزشی بر ذهن مخاطب خود تأثیر بگذارند.[39] در کتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعی نقل میکند که آهنگ موزیک و شعارهایی که در فاصله هر چند دقیقه از رادیو و تلویزیون پخش میشود، بهویژه در منازلی که ارتباط افراد با دنیای خارج کمتر است، اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود میآورد که او از آن به قالبهای فکری تعبیر میکند.
او معتقد است تبلیغات تجارى، نوعی اتکای روانی در افراد پدیدار میسازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه میخرند و مصرف میکنند، معنا میشود.[40]
برنامههای صدا و سیما، فیلمهای سینمایی و تئاترها و انواع آگهیهای تبلیغی تجاری میتواند مردم را به سمت الگوی مصرفی مثبت یا منفی سوق دهد. چهبسا افرادی که از این راه به سمت مصرف کالاهای لوکس و تجملی هدایت میشوند.[41]
همانگونه که بیان شد، یکی از مهمترین ویژگیهای دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خود، همواره میکوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه میکنند و افراد ناشایست را الگوی خود میدانند.
دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، میکوشد هنرپیشههای فاسد سینما، ورزشکاران بیبندوبار و خوانندگان بیشخصیت را در مقام الگوی کاذب به جوان معرفی کند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانهها در کشور به گونهای است که ایمان و هویت جوانان به تاراج میرود. اگر به خوبی بنگریم، میبینیم که در دورهاى، هنرپیشههایی مانند اوشین الگو بودند و اکنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانوادهها سبک غذای کُرهای جای خود را باز کرده است.
استفاده از نامهای غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شرکتها، مد، تبلیغ کالاهای لوکس خارجى، تجملگرایی و...، از دیگر مصداقهای الگوپذیری از رسانههاست.
رسانههای عمومی به دنبال عرضه کالاهایی هستند که موردپسند مردم و برای رسانهها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس کار رسانهها را محورهایی تشکیل میدهد که از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یکی از این محورها، تبلیغ آگهیهای گوناگون تجاری و تبلیغاتی است.
برخی عنوان میکنند که آگهیهای تجاری به نفع مصرفکننده تمام میشود؛ چون از این راه، فروش انبوه کالاها آسان میشود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای کاهش قیمتها، سبب تورم قیمت کالاها میشود. افزون بر این، رسانهها در تبلیغ، هیچگونه مسئولیت و نظارتی بر کیفیت کالاها ندارند و هرکه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار میگیرد.[42]
همچنین در بیشتر فیلمهای سینمایی و سریالهای ایرانی، به هنرپیشهها تازهترین لباسهای مُدشده را میپوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباسها و زیورآلات جدیدی جایگزین میشود. در کشور ما، بیشتر فیلمها در خانههای بزرگ و بسیار زیبا ساخته میشوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرویس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند که به کار میروند.
تقلیدهای شگفتآور از انواع آرایش مو و لباس وحرکات هنرپیشگان فیلمهای غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلمها در خیابانهای تهران، آنچنان به چشم میخورند که میتوان گفت یک شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود مینهند. دنبالهروی تماشاگران از قهرمانان فیلمها به قدری آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکتهای تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلمها و هنرپیشگان برای مد کردن و تبلیغ پارهای از کالاهای خود میپردازند؛ هرچند کالاهای بیارزش و نامرغوبی باشند.[43]
بیشتر فیلمهای ایرانى، خانوادههای طبقه بالا را به نمایش میگذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا میشود که هرکس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامههای خانوادگی و ترکیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.
در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» که با اجرای سامان گلریز پخش میشود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است که غذاهای ساده و کمخرج را آموزش میدهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوطکن، تابه و دیگ که همگی مارکهای خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،گاز فر صفحهای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرفگرایی است. حتی در این برنامه، مارک ظروف آشپزخانه Dessini معرفی میگردد که از شبکههای ماهوارهای نیز تبلیغ میشود.
در برنامه «به خانه برمیگردیم» که هر روز عصر از شبکه تهران پخش میشود، در یکی از بخشهای کارشناسى، دکوراسیونخانه آموزش داده میشود. در حالیکه بسیاری از خانوادههای جوان ایرانی اجارهنشین هستند و در آپارتمانهای با متراژ کم زندگی میکنند، خانم کارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز کنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت میکنند.
در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرفگرایی در میان خانوادهها و جوانان بوده است؛ چراکه رسانه ملی کالا را تبلیغ نمیکند، بلکه مصرف را تبلیغ میکند.
پیشرفت روزافزون فنآوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبکههای ارتباطی و ماهوارهای بر تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانههای گروهى، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین میبرد و با کمک تبلیغات میکوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدکنندگان با تبلیغ و تلفیق اینگونه نیازهای کاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای کاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود کند.
در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یک کالا بازی میکنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، اینگونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زیرا بسیاری از مدلهای رایج آرایشى، پوششی و...، از سوی تولیدکنندگان و مصرفکنندگان از مدلهای ماهوارهای و اینترنتی الگوبرداری میشود.
در برنامههای ماهوارهاى، جدیدترین لباسهای فَشِن از معروفترین طراحان لباس جهان نمایش داده میشود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده میشود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، کرمپودر، قرصهای لاغرى، نوشیدنیهای انرژیزا و... است که به سرعت در جامعه رواج مییابند.
در کشور ما دسترسی به شبکههای ماهوارهای به دلیل امکان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامههای ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامههایی تمایل دارند که آنها را در برنامههای داخل کشور نمییابند و در واقع به خاطر برنامههای مبتذل از ماهواره استفاده میکنند.[44] این روند سبب شده که بسیاری از جوانان و بهویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت کنید:
گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران کم سن و سال به استفاده بیرویه از لوازم آرایشى، به مرز بحران رسیده و نگرانیهای عمیقی را برانگیخته است و موج فزاینده استفاده از لوازم آرایشى، چنان سرسامآور است که مهار این بحران دشوار به نظر میرسد.
چشمروشنها، لنز تیره میخواهند؛ چشمتیرهها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، ماتکننده چارهکار است؛ در این صورت دیگر برق نمیزند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیبهای صورت ممکن نیست. در این هنگام است که انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدکننده به کار میرود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی که عارضهای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بیوقفه، از لوازم زیباکننده استفاده میکنند. این افراد، شبها که به منزل بازمیگردند، با شیرپاککنهای مختلف و صابونهای رنگی متفاوت، شلوغی و آرایش چهرههایشان را که در اثر استفاده بیرویه مواد آرایشى، حالتی زمخت و مکدّر پیدا کرده، مرتب میکنند.[45]
همچنین تبلیغات ماهوارهای سبب شده است که بسیاری از افراد به سمت جراحیهای زیبایی بروند. استفاده از ژلهای غیردایم نیز بسیار روایج یافته است و از آن برای گونهگذارى، افزایش حجم لب و برطرف کردن چین و چروک پوست استفاده میکنند. استفاده از این ژلها در کشورهای اروپایی و امریکایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این کار اقدام میکنند. [46]
درباره اینترنت نیز وضع همینگونه است. امروزه سهم رسانههایی مانند تلویزیون و رادیو در پُر کردن اوقات فراغت جوانان بسیار کاهش یافته است و سهم ضبط صوت و رسانههایی مانند اینترنت بیشتر شده تا بتوانند از راه فعالیتهای آنلاین و غیر آنلاین، مانند به اشتراک گذاشتن موسیقى، گوش دادن به موسیقى، بازیهای رایانهای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.
اگر به چهره افرادی که در خیابانها میبینیم، دقت کنیم، بارها افرادی را با ابروهای تیغزده، موهای سیخسیخى، شلوارهای تنگی که تا دیروز آنقدر گشاد بود که به زور به کمر بسته میشد، بلوزهای تنگ با مارکها و شکلهای عجیب، شالهایی که فقط وسط سر را میپوشانند، میبینیم. سخنی که آنها میگویند این است که «مُد است».
شاید بتوان ریشه تاریخی مُدگرایی را به زمان قاجار رساند. از اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار که پای مستشاران خارجی به ایران باز شد، پدیدههای نوظهور غربی نیز به تدریج به ایرانیان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگی که ابتدا از سوی خاندان سلطنتی تقلید شده بود، به مرور در طبقات زیرین اجتماع نیز نفوذ پیدا کرد.
ناصرالدین شاه، نخستین شاه ایران بود که به طور رسمی به فرنگ سفر کرده و توانسته بود مظاهر نوپای تمدن غربی را از نزدیک ببیند. او با هدیههایی که از سفر اروپا برای حرمسرای خود آورد، تغییری در پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد. سلطنت پنجاهساله این شاه مستبد، سرآغاز آشنایی ایرانیان با تمدن غربی بود. فرستادن افرادی به فرنگ برای تحصیل از سوی عباس میرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصیل به ایران، آشنایی ایرانیان و بهویژه دربار با ماشینآلات صنعتی و غربى، آمدن سینما توگراف، تأسیس مدرسه جدید دارالفنون و روزنامهها، همه و همه مؤلفههای این آشنایی بودند.
این جریان تا زمان سلطنت دیکتاتوری رضاشاه ادامه یافت. رضاشاه که با کمک انگلیس توانسته بود نظام حاکم را در دست گیرد، در تنها سفر خود به ترکیه، تحتتأثیر مظاهر و فرهنگ غربی قرار گرفت و به این نتیجه رسید که تنها راه پیشرفت ایران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامی ظواهر فرنگی است. رضاشاه با فرمان کشف حجاب و متحدالشکل شدن لباس، نخستین گام را در راه مبارزه با سنت ایرانی و اسلامی برداشت. روند تحول به تدریج در ظاهریترین شئون فرهنگى و اجتماعى، یعنی نوع پوشش مردان و زنان اثر همهجانبهای گذاشت که یکی از پیآمدهای آن، شیوع مد و مدگرایی در ایران است.[47]
مدها، الگوهایی فرهنگی هستند که از سوی بخشی از جامعه پذیرفته میشوند و دوره زمانی نسبتاً کوتاه دارند و سپس فراموش میگردند.[48] بنابراین، مدگرایی آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و شیوه زندگی و رفتار خود را براساس آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن پیروی کند.[49]
امروزه، پیروی از مد نه تنها در نوع پوشش جوانان، بلکه در بخشهای مختلف زندگی افراد تأثیر دارد. از سبک لباس و آرایشهای ظاهری گرفته، تا وسایل منزل و حتی گرایشها و علاقههای خاصی که در قشری از جامعه ناگهان بیش از دیگر علایق مورد پسند قرار میگیرد، مانند روی آوردن به ورزش یوگا و ایروبیک تقاضا برای جراحیهای پلاستیک و سفر به دبى.
مُد به خودی خود بد نیست، ولی آنجا که شکل افراطی به خود میگیرد، خطرناک است. مدگرایى افراطى، نشاندهنده تزلزل و بحران هویت افراد جامعه است. در این وضعیت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد میکوشند خود را به یک نوع مدل و گرایش خاصی نسبت دهند. مدگرایى افراطى، سبب از بین رفتن اراده مدگرایان میگردد؛ آنگاه که آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختیاری ندارند و مطیع مد میشوند.
جوانی که شیفته مد و فرهنگ کشور دیگر میشود، حاضر نیست در مقابل آن کشور بایستد و از خاک خود دفاع کند. حتی گاهی اوقات دیده میشود که جوانان، لباسهایی به تن میکنند که پرچم کشور بیگانه یا نام آن کشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرایی مظاهری در جامعه داشته است. خرید اجناس مارکدار و مصرف کالاهای ساخت خارج، از آن نمونهاند که اینک به آنها میپردازیم.
یکی از مظاهر مصرفگرایی در میان جوانان، استفاده از پوشاک مارکدار است. منظور از لباسهای مارکدار، لباسهایی هستند که به نحوی مانند نحوه دوخت از جهت گشادی و تنگى، ترکیب رنگ، کوتاهی و بلندی و نوشتههای روی آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شکل و مارک اجناس است که قیمت آنها را مشخص میکند و گرانپوشی و خرید لباسهای مارکدار، به امری عادی تبدیل شده است.
اگر سری به مراکز اصلی خرید تهران بزنیم، با قیمتهای باورنکردنی روبهرو میشویم که به قول فروشنده، تنها پول مارک این اجناس را میپردازیم.
حتی در برخی مراکز، مانتوهای ترک و ایتالیایی عرضه میشوند. اما جای این سؤال باقی است که چگونه بازار ایران که یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مانتو و چادر در میان کشورهای اسلامی است، از مانتوهای ایتالیایی(!) اشباع شده است.
حتی در نمایشگاه بینالمللی مد و لباس که چندی پیش در محل دایمی نمایشگاههای بینالمللی تهران برپا شد، با وجود ادعای برگزارکنندگان آن که سعی داشتند از نهادهای ایرانی و اسلامی بهره بگیرند، اجناس مارکدار عرضه شد. این نمایشگاه، بیشتر معرف پوشش وآرایش مدلهای ماهوارهای بود؛ بهویژه در مورد پوشاک آقایان که عمدتاً لباسهای مارکدار خارجی با تبلیغ گسترده عرضه میشد.
شاید یکی از دلایل عمدهای که تولیدکنندگان و طراحان خارجی توانستهاند در سطح جهانی برای خود جایی باز کنند، آشنایی آنها با مبانی روانشناختی تأثیرگذاری و بهکارگیری روشها و اصول فنی مناسب در کار است.
در حال حاضر، بیشتر بیلبوردهای سطح شهر تهران در تسخیر شرکتهای خارجی است و حتی از ورودی شهر و محل پرداخت عوارض میتوان این فضا را مشاهده کرد. فضای تبلیغاتی تهران و دیگر کلانشهرها، اعم از تابلوهای اعلانات خیابانى، بدنه اتوبوسها و ایستگاههای مترو را تبلیغ کالاهای خارجی پُر کرده است. اگر هم تبلیغی از کالاهای داخلی صورت میگیرد، مربوط به کالاهایی است که ترکیبی از کالاهای خارجی است مانند چاى، که تنها بستهبندی آن داخلی است. بسیاری از جوانان، خرید کالای خارجی را نشانه تثبیت موقعیت اجتماعی خود میدانند و مصرف کالاهای خارجی را بر تولیدات داخلی ترجیح میدهند. درباره علت این رفتار، دلایل فراوانی عنوان میشود که میتوان به تبلیغات جهانى، سودجویی برخی از تولیدکنندگان داخلی و کیفیت پایین کالاهای داخلی اشاره کرد.
این گرایش به حدی شدید است که حتی کودکان نیز بستهبندیهای پرزرق و برق اسباببازیها و آدامسهای خارجی را میپسندند؛ معضلی که بهویژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسکهای ملی نتوانستهاند جایگزین عروسک غربی «باربی» شوند.
در این میان، برخی از تولیدکنندگان داخلی نیز کالاهای خود را با انواع مارکهای خارجی به فروش میرسانند. این روند، آثار نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت و ممکن است این باور در ذهن همگان شکل گیرد که غرب از هر جهت بهتر است و بنابراین، رواج خوراک، پوشاک و آداب و رسوم و نوع تربیت فرزندان به شیوه غربی پسندیده است.[50]
عوامل و زمینههای مدگرایی در میان جوانان عبارتند از:
یکی از ویژگیهای دوره جوانى، نوگرایی و تمایل به تجدد است. جوان به دنبال چیزهایی است که نو هستند و چیزهای تازه را انتخاب میکند. به دلیل این روحیه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقهمند هستند و به سمت اجناسی کشیده میشوند که به روش تازهای معرفی و عرضه میگردند.
تمایل به امروزی شدن و نوگرایی در هر جوانی وجود دارد و نشاندهنده نیاز او به شکستن قالبهای موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای گذشته است تا از این راه هویت مستقلی به دست آورد.
جوانان بنا به میل ذاتی خود، تنوعطلب و خواهان تغییر و تحول هستند. بنابراین، آنها علاقه دارند خود را به شکل افراد و گروههای محبوب اجتماعی یا سوپراستارهایی درآورند که تبلیغات زیادی روی آنها صورت میگیرد.
رقابت و چشم و همچشمى، از دیگر زمینههای رواج مدگرایی در میان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحیح صورت گیرد، سبب پیشرفت و تکامل انسان میشود، اما اگر به سمت امور مادی و مدپرستی هدایت شود و فرد بکوشد با نوع پوشش و آرایش خود از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.[51]
گاهی اوقات افراد طبقه پایین سعی میکنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از دیگر سو، افراد طبقات بالا که میبینند بین آنان و افراد دیگر طبقات تفاوتی نیست، میکوشند با خرید کالاها و لباسهای گرانقیمت، مانع شبیه شدن افراد طبقات پایین شوند.[52]
یکی از صاحبنظران میگوید که مُد، یکی از ویژگیهای همرنگی با جماعت است که سعی میکند افراد را با یکدیگر همرنگ کند. او معتقد است که مد، برعکس تشریفات، سبب میشود افراد شبیه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعی رقابت بین افراد است.
طبقات متوسط و پایین با مشاهده ولخرجیهای ثروتمندان، خود را در دام مصرف غیرمنطقی گرفتار میکنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی میپندارند. همچشمی سبب میشود که فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یک لباس بخرد که نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و مهمانی دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار کند.
ممکن است چنین فردی به تغییر دکورخانه، خرید لوازم لوکس و غیرضرور دست بزند که اصلاً به آنها نیاز ندارد. این امر به زندگی اقساطی میانجامد و در حقیقت، درآمدی را که باید به مصرف بازسازی اقتصادی میرسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان میریزد.[53]
امروزه عوامل متعددی مانند رسانههای جمعی و تبلیغات فراگیر و تودهای سبب شده است نیازهای کاذب در جامعه نمودار شود و افزایش یابد. در چنین شرایطى، استفاده از مدهای لباس، اجناس لوکس و حتی افکار و عقاید مختلف به نحو فزایندهای بروز میکنند.
یکی از صاحبنظران میگوید که امروزه فرهنگ تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غیر خلّاق و منفعل است.[54] باید توجه کرد که ادامه این روند، عواقب خطرناکی را در پی خواهد داشت که وابستگی فرهنگى، اقتصادی و بحران هویت از جمله این پیآمدهای شوم است.
پس از انقلاب صنعتی و نیاز روزافزون صنایع غرب به مواد اولیه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق دیگر انسانها، تسلط بر سرزمینهای دیگر را در برنامه خویش قرار دادند و با استفاده از طرحهای کارشناسی دقیق، کنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدین ترتیب، سیل مواد اولیه از شرق به غرب سرازیر شد و در نتیجه، غرب به پیشرفتی بینظیر دست یافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.
در این جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع کشورهای جهان سوم بسنده نکردند، بلکه با تحمیل سیاست تکمحصولى، اقتصاد این کشور را به نابودی کشاندند و هر یک از سرزمینهای غرب را به صورت انبار ارزان یکی از محصولات مورد نیاز خود درآوردند. به این ترتیب، برزیل، انبار قهوه؛ آرژانتین، انبار گوشت و پشم؛ کشورهای نفتخیز ،انبار انرژی و بولیوى، گنجینه �%