اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 

قبل از عید نوشتم این خانواده عید ندارند

الان مینویسم

این خانواده با لطف خدا و کمک شما الان سر پناه دارند



 

-----------------------------



تصویر همان خانواده بعد از مساعدت مردم و مسئولان


ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : - ساعت 12:14 AM - روز چهارشنبه 18 فروردین 1389    |   لينک ثابت
  گرايي مثبت، پيش نياز اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: كريم حق طلب

اصلاح الگوي مصرف، پيش نيازهايي دارد كه بي آن نمي توان اميد به اصلاح فرهنگ آن داشت. ازجمله پيش نيازها مي توان در بخش نظري به شناخت نسبت به اهداف و فلسفه مصرف و معيارهاي آنها و در بخش عملي به زهد، قناعت و مانند آن اشاره كرد.
    نويسنده در اين مطلب برآن است تا به مسئله زهدگرايي و نقش آن در اصلاح مصرف از ديدگاه قرآن بپردازد. با هم اين مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
    مفهوم زهد
    زهد در لغت ضدرغبت و حرص بر دنياست. (لسان العرب، ابن منظور، ج 6، ص 97) در اصطلاح و فرهنگ قرآني، به معني پشت كردن به دنيا و روآوري به آخرت و بلكه از غيرخدا قطع نظر كردن و به او روآوردن است كه اين مرتبه بالاترين درجات زهد است. (معراج السعاده، ص 335؛ التحقيق، ج4، ص 311)
    به نظر مي رسد كه زهدگرايي سازنده و مثبت در برابر زهدگرايي منفي در اين تعاريف مورد توجه نبوده است؛ درحالي كه زهد مي تواند دو نقش متضاد در زندگي بشر بازي كند. زهدگرايي مثبت آن است كه شخص از همه وسايل و نعمت ها و امكانات به درستي درمسير كمالي بهره گيرد هيچ نعمتي را بي بهره و بي استفاده رها نكند كه اين خود مصداقي از مفهوم شكر نعمت و سپاس در حق آن مي باشد.
  زهد منفي، زهد مثبت
    اما زهدگرايي منفي آن است كه شخص به دنيا پشت كرده و از نعمت ها و امكانات آن براي رشد و تكامل خود و جامعه بهره نبرد. اين گونه رفتار نسبت به نعمت هاي خداوند در حقيقت مصداق مفهوم تحريم حلال خداوند است. ازنظر قرآن همان گونه كه تحليل حرام جايز نيست، همچنين جايز نيست كه انسان حلال خداوند را بر خود و يا ديگران حرام سازد و تحريم كند.
    زهدگرايي آن نيست كه نسبت به نعمت هاي الهي پشت كرده و از آن براي دست يابي به كمال خود و ديگران بهره نبرد؛ بلكه زهدگرايي به اين است كه حب مال دنيا در دل وي جا نگيرد و در دام عشق به دنيا و زينت هاي آن گرفتار نيايد.
    امير مومنان علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايد: «اي مردم زهد عبارت از كوتاهي آرزوها و سپاس گزاري از نعمت هاي خدا و دوري گزيدن از حرام ها است. (فيض الاسلام، نهج البلاغه، خطبه 80، ص 180).
    علامه حسن زاده آملي در اين باره تمثيلي زيبا دارد كه بيان آن خالي از لطف نيست. او مي فرمايد كه دنيا براي آدمي همانند آب براي كشتي است. كشتي بي آب جز پاره اي تخته و چوب نيست، از اين رو هنگامي كه حضرت نوح(ع) كشتي را در بيابان وبسيار دور از آب مي ساخت، كافران وي را مسخره مي كردند. آب است كه به اين تخته پاره ها مفهوم كشتي را مي بخشد. همين آب كه اين اندازه در مفهوم و معنابخشي كشتي نقش دارد، هرگاه در درون كشتي راه يابد، موجب ازميان رفتن آن مي شود و آن را غرق و نابود مي كند.
    نعمت هاي الهي خداوند كه در دنيا به انسان ارزاني شده، در حكم آب براي كشتي است كه موجبات حركت و رساندن كشتي به مقصد را فراهم مي آورد ولي همان گونه كه اگر آب به درون كشتي نفوذ كند آن را تباه مي سازد، اگر اين نعمت ها به شكل حب و دوستي به دنيا و مال به درون جان آدمي نفوذ كند و او را دنيا دوست كند موجب هلاكت وي مي شود. بنابراين زهدگرايي مثبت آن است كه انسان از هر نعمتي به درستي بهره گيرد ولي اجازه ندهد كه حب و دوستي آن در جانش راه يابد و او را به خود مشغول داشته و از مقصد و مقصود بازدارد. از اين رو بهترين مفهوم و معناي زهد را آيه23 سوره حديد دانسته اند كه مي فرمايد: لكيلاتاسوا علي ما فاتكم و لاتقرحوا بما آتاكم؛ تا بر آنچه از دستتان مي رود اندوهگين نباشيد و بدانچه به دستتان مي آيد شادماني نكنيد و مغرور نشويد.
    در حقيقت شخص درحالت و مقامي است كه همه چيز را از آن خدا مي داند و از آن استفاده مي كند از اين رو هنگامي كه آن را از دست مي دهد اندوهيگن نمي شود؛ زيرا هيچ گونه حب و دوستي در دل وي نسبت به آن چيز ندارد، چنان كه اگر همه دنيا به سوي او رو آورد از داشتن آن خوشحال نمي شود؛ زيرا مي داند كه از آن خداوند است و مي بايست به حكم مسئوليت و وظيفه به درستي از آن چيزها بهره گيرد و به ديگران نيز سود برساند. در حقيقت شخص خود را در برابر وظيفه خطيري مي يابد كه مي بايست انجام دهد، از اين رو از افزايش نعمت ها و فراواني آن شاد و خوشحال نمي شود؛ زيرا خود را در برابر آن مسئول تر و مكلف تر مي يابد.
    زهد آن نيست كه تو صاحب چيزي نشوي
    زهد آن است كه چيزي نشود صاحب تو
    حضرت علي(ع) مي فرمايد: «زهد در ميان دو كلمه از قرآن قرار دارد و آن اين است كه هرگز به خاطر آنچه كه از دست مي دهيد اندوهگين نشويد و به خاطر نعمتي كه به شما مي رسد شادمان نشويد (حديد آيه23) و هر كس بر آنچه كه از دست مي دهد غمگين نشود و بر آنچه در آينده به او داده خواهد شد خوشحال نگردد هر دو طرف زهد را دريافته است «(فيض الاسلام، نهج البلاغه، حكمت 431، ص1291). امام علي(ع) در عين حالي كه زهد را كاملاً و دقيقاً با تمسك به آيه شريفه تعريف مي كند، بندگان خدا را به آن ترغيب مي نمايد. همچنين روايات زيادي در بحارالانوار و غير آن در ستايش زهد و آثار مثبتي كه بر آن مترتب مي گردد نقل شده است. از آن جمله روايتي از امام صادق(ع) در كافي چنين نقل شده است: «هركس از دنيا اعراض كند خداوند در قلب او حكمت را تثبيت مي كند و زبانش را با آن حكمت، گويا مي گرداند و عيوب دنيا را به او نشان مي دهد و او را با سلامت از دنيا به دارالسلام مي برد.»
    بنابراين زهدگرايي به معناي بهره گيري درست و مناسب از هر نعمت در راستاي كمال گرايي خود و ديگران و ياري رساني و كمك به آنان است بي آن كه دوستي و حبي نسبت به مال و نعمت در جان خويش بيابد. در حقيقت زهدگرايي مثبت آن است كه انسان از هر چيزي به درستي و مناسب استفاده كند تا در مسير كمال و تقرب حركت كند و گرفتار غفلت نشود. خداوند در اين معنا مي فرمايد: اي كساني كه ايمان آورده ايد اموال و فرزندان تان شما را از ياد خدا غافل نكند و كساني كه چنين كنند، زيانكارانند.» (منافقون آيه9)
    چنين زهدگرايي مثبت به عنوان پيش نياز براي اصلاح الگوي مصرف موردتوجه است؛ زيرا هنگامي كه شخص با نعمتي مواجه مي شود بر خود لازم مي بيند تا آن را به درستي و مناسب استفاده كند. رفتار مناسب و عمل درست نسبت به هر نعمتي همان الگوي صحيح مصرفي است كه خداوند از بشر خواسته است تا بدان عمل كرده و در مسير تقرب و كمال گام بردارد.
    عوامل زهدگرايي
    از تعريفي كه نسبت به زهد و نيز تفكيك آن به زهدگرايي مثبت و منفي ارائه شد، به خوبي روشن مي شود كه زهدگرايي داراي پيش نيازهايي است تا در شخص تحقق يابد. به اين معنا كه زهدگرايي به عنوان نگرشي مثبت و سازنده زماني تحقق مي يابد كه بينش شخص نسبت به خود و دنيا اصلاح و تصحيح شود.
    خداوند در آياتي چون 45 و 49 و 51سوره هود به مساله ايمان به عنوان زمينه ساز زهدورزي بشر اشاره مي كند، زيرا ايمان است كه به شخص مي آموزد تا نسبت به دنيا به عنوان مزرعه آخرت توجه كند و به آن اصالت نبخشد. چنين بينشي نسبت به دنيا موجب مي شود تا نعمت هاي آن را ابزار و وسيله اي براي دست يابي به سعادت اخروي و تقرب الهي بشناسد و به آن بهايي بيش از آن چه هست قايل نشود.
    درحقيقت ايمان به خداوند دركنار ايمان به آخرت و زندگي برتر پس از دنياست كه به آدمي معيار جديدي مي بخشد تا با آن به دنيا و آن چه درآن هست بنگرد. (هود آيه 51و شعراء آيه 109)
    آيات 22و 23 سوره حديد پيش نياز ديگري را براي زهدگرايي مثبت معرفي مي كند. در اين آيات توضيح داده شده كه انسان هرگاه به تقدير الهي ايمان داشته باشد، رفتارهايش را بهتر مديريت مي كند؛ زيرا هرگاه با مشكلي مواجه شد بر اين باور است كه اين مساله خواست و مشيت الهي است و مي بايست به گونه اي عمل كند كه رضايت خداوندي درآن باشد. پيشه كردن صبر و شكيبايي و توكل به خدا واستغفار از گناه و توبه به سوي او، رفتاري است كه انسان مومن به تقدير مشيت الهي پيش از خواست خود، درپيش مي گيرد.
    همين آيات به روشني تبيين مي كند كه ايمان واعتقاد به تقدير الهي و نوشته شدن هرچيزي براي انسان از پيش، زمينه زهدورزي مثبت بشر و عدم شادي در هنگام برخورداري از نعمت هاي فراوان و عدم ناراحتي هنگام از دست دادن آن ها مي شود.
    اين درحالي است كه بسياري از مردم به سبب ضعف و سستي درايمان و يا عدم باور به تقدير الهي، خود را به رنج مي افكنند و رفتارهاي به دور از زهدگرايي مثبت ازخود نشان مي دهند.
    خودپسندي و فخر فروشي به ديگران (حديد آيه 23)، و اسراف و زياده روي و يا تبذير و ريخت پاش ازجمله رفتارهاي زشتي است كه افراد بي اعتقاد به خدا و معاد و تقدير درپيش مي گيرند. اينان به سبب اين كه باوري به مشيت و تقدير الهي ندارند، نسبت به ديگران بخل مي ورزند و حاضر نيستند تا بخشي از نعمت ها و اموال را دراختيار ديگران قرار دهند. (حشر آيه9)
    اما ايمان به خدا و معاد و تقدير به شكل واقعي و كامل آن موجب مي شود تا شخص به زهدگرايي مثبت گرايش يابد و هر آن چه خداوند به ايشان مي بخشدبه ديگران نيز ببخشد؛ زيرا خود را واسطه فيض و خير مي يابد و مسئوليت خويش را به عنوان خلافت الهي باور داشته و بدان پاي بند بوده و عمل مي كند. اين گونه است كه محبت و دوستي نسبت به برادران مومن و بلكه همه انسان ها و همه موجودات را درخود مي يابد و مي كوشد تا به عنوان خلافت الهي دست كمك خواهي ديگران را كه به سوي وي دراز شده رد نكند. (حشر آيه 9)
    ترجيح دادن ديگران بر خويشتن در عين نيازمندي خود (همان) و صبر و شكيبايي در هنگام سختي و نداشتن (قصص آيه 79 و 80) از ويژگي هاي زاهدان واقعي است.
   زهدگرايي رهبران و دولتمردان، زمينه ساز اصلاح الگوي مصرف
    زهد گرايي مثبتي كه قرآن به عنوان روشي درست و رفتاري مناسب از آن ياد مي كند و از انسانها مي خواهد تا آن را سيره عملي در زندگي خويش قرار دهند، معياري براي شناخت الگوي صحيح مصرف است؛ زيرا مصرف به معناي به كارگيري و بهره مندي از هرچيز از كالاو خدمات است. در تفكر اسلامي اين معنا در مفهوم مصرف شرط است كه مصرف مي بايست در راستاي دست يابي شخص به كمال و تكامل انجام پذيرد. بنابراين هر گونه رفتاري كه موجب عدم بهره گيري درست و مناسب از نعمتي شود، به عنوان كفر نعمت قلمداد شده و كيفر و مجازات را به دنبال دارد.
    اگر جامعه اسلامي بخواهد رفتارهاي خويش را اصلاح كند و در مصرف كالاو خدمات و ديگر نعمت هاي الهي مفهوم واقعي زهد گرايي را تحقق بخشد، بايد مفهوم زهد گرايي واقعي را بشناسد و بدان پاي بند باشد.
    زهد گرايي مثبت به اين معناست كه دولت و امت از هر نعمتي به درستي بهره گيرد و اجازه ندهد تا كفران نعمتي صورت پذيرد و چيزي در جاي غيرمناسب آن مصرف شود.
    از آن جايي كه بخش دولتي بيش ترين و اساسي ترين نقش را در زهدگرايي و مصرف بهينه و يا بي رويه دارد و مردم دولت و دولتمردان را الگوي رفتاري خويش قرار مي دهند، خداوند به پيامبر(ص) فرمان مي دهد تا در زندگي خويش رفتاري زاهدانه در پيش گيرد و اجازه ندهد تا زرق و برق دنيا او را بگيرد و به سوي رفتارهاي نادرست در مصرف بكشاند. (توبه آيه 55 و 85 و حجر آيه 88 و كهف آيه 28)
    تاكيد بر زهدگرايي به عنوان وظيفه و تكليف بر پيامبر(ص) به عنوان رهبر دولت اسلامي از آن روست كه دولتمردان داراي شرايطي هستند كه به سادگي در دام مصرف بي رويه مي افتند و از زهد واقعي دور مي گردند. از اين رو خداوند به وي فرمان مي دهد تا از مصرف بي رويه و دنبال كردن زرق و برق دنيا پرهيز كند.
    بسياري از دولت مردان به اسباب دروني و بيروني و شرايط مناسب، به مصرف بي رويه و ريخت و پاش و اسراف و تبذير گرفتار مي شوند. از جمله اين اسباب توقع مردم عادي از رهبران است كه زندگي مرفه و با زرق و برقي داشته باشند. اين در حالي است كه در بينش و نگرش اسلامي، هرگونه گرايش به زندگي با زرق و برق از سوي رهبران به معناي كفران نعمت و خروج از اعتدال و ماموريت و مسئوليت رهبري امت است.
    خداوند در آيات 90 تا 93 سوره اسراء و 7 تا 10 سوره فرقان بيان مي كند كه زندگي زاهدانه پيامبر در مقام مسئوليت رهبري ملت و دولت و نداشتن زندگي مرفه و بي زرق و برق، بهانه اي براي مشركان مكه بود؛ زيرا آنان توقع داشتند كه دولتمردان اسلامي همانند دولت هاي كسري فارس و قيصر روم، داراي زندگي پرزرق و برقي باشند.
    اين درحالي است كه بينش و نگرش اسلامي اقتضا مي كند كه رهبران زندگي زاهدانه تري نسبت به عموم داشته باشند تا مردم نيز گرايش به دنيا و ماديات آن نيافته وحب دنيا جان و دلشان را پر نكند.
    خداوند درآيات 28 و 29 سوره احزاب بيان مي كند كه اين روش زهدورزي و دوري از اسراف و زندگي پرزرق و برق حتي برخي از همسران پيامبر (ص) را ناراحت كرده و آنان به همين سبب بناي ناسازگاري گذاشته بودند.
    از اين روپيامبر (ص) ماموريت مي يابد تا براي تبيين وظيفه و مسئوليت خود به عنوان رهبر دولت اسلامي، اجازه دهد تا زناني كه به اين شيوه زندگي، رضايت نمي دهند طلاق بگيرند و درپي زندگي ديگر بروند تا خواسته هاي مادي بيرون از حد ايشان را برآورده سازد.
    دولت اسلامي با درپيش گرفتن رفتار درست و مصرف بهينه و مناسب هر نعمتي از نعمت هاي الهي، فرهنگ درست مصرف را به مردم آموخت. بدين ترتيب پيامبر (ص) موفق شد تا با فرهنگ سازي دريك دوره زماني بيست و سه ساله مردم را به سوي فرهنگ درست مصرف سوق دهد و الگوي صحيح و كامل مصرف را به ايشان ارايه دهد و بياموزد.
    بنابراين براي اصلاح الگوي صحيح مصرف لازم است نخست الگوي هاي صحيح و مناسب مصرف را شناخت و سپس با درپيش گرفتن آن در سطوح عالي مردم را به سوي اصلاح الگوهاي مصرف كشاند . اين درحالي است كه درجامعه كنوني، معيارهاي صحيح مصرف تبيين نشده است و برخي در دام اسراف و تبذير به سبب چشم و هم چشمي و يا رفتارهاي وبرق دولتمردان گرفتار مي شوند و برخي در زهدگرايي منفي مي افتند و حاضر نمي شوند تا از نعمت هاي الهي به درستي بهره گيرند و حتي حلال خدا را بر خود و يا جامعه حرام مي كنند.
    زهدگرايي مثبت اگر در فيلم هاي تلويزيون نشان داده شود و مسئولان و دولتمردان نيز درمصرف كالاوخدمات راه درست و مناسب را طي كنند مي توان اميد داشت كه فرهنگ درست مصرف درجامعه جا بيفتد و جامعه با بهره گيري درست و مناسب از نعمت ها درمسير شكوفايي اقتصادي و تمدني قرارگيرد.
    

 


ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : - ساعت 11:35 AM - روز چهارشنبه 26 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

کاش به جای این اسرافها که در شب 4 شنبه آخر سال انجام میدیم و کلی پول بابت خرید ترقه و ...... میدیم که هم جون خودمون رو به خطر میندازیم هم دیگرون رو یکم اطرافمونو خوب میدیدیم تا بتونیم لبخندی برلب بنده های  خدا و به الطبع خداوند بذاریم. خانواده هایی رو میشناسم که حدود 100 هزار تومن برای امشب پول بابت ترقه دادن!!!!!!!!! خداییش خنده دار نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با چند تا از این پول ها میتونستیم عید رو برای این خانواده و امثال اینها بسازیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فکر نمیکنید ما در قبال این خانواده مسئولیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 



تنها با لحظاتي معاشرت با اين خانواده مي توان آثار گشنگي و نا اميدي را به سادگي متوجه شد ، بله باورش سخت است كه درست در زير گوشمان خانواده اي در آستانه فرارسيدن عيد دلمشغولي شان فرار از گرسنگي و پيدا كردن سرپناهي باشد.
 
 در روزهايي كه دلمشغولي ما خريد شب عيد و دلمشغولي هاي معمول ايام آخر سال است و براي نو شدن سال لحظه شماري مي كنيم ، خانواده اي در گوشه اي از پايتخت ، شهر من و شما دغدغه گشنگي دارند و سقفي كه بالاي سرشان نيست. نه از لباس نو خبري هست و نه از شيريني و آجيل ، اين خانوده امسال عيد ندارد.

به گزارش خبرنگار اجتماعي «فردا» ، اين خانوده در حالي به زندگي خود ادامه مي دهند كه در تأمين اوليه ترين نيازهاي خود نيز ناتوان مانده اند و جبر روزگار آنچنان عرصه را بر آنها تنگ كرده كه عيد را هيچ ، زند گي را نيز از ياد برده اند.

پدر خانواده چندي است به علت تصادف رانندگي توان كار كردن را از دست داده و ظاهري آشفته به خود گرفته است و در نهايت ناتواني در پرداخت اجاره منزل موجب شده تا 2 دختر و 2 پسر اين خانواده همراه والدين خود در گوشه اي از خيابان روزگار را سپري كنند . اخيرا دختر كوچك اين خانوده به علت بيماري به بهزيستي منتقل شده و اداره زندگي اين خانواده تنها با كمك اهالي محل و آن هم به سختي ميسر مي شود.

تنها با لحظاتي معاشرت با اين خانواده مي توان آثار گشنگي و نا اميدي را به سادگي متوجه شد ، بله باورش سخت است كه درست در زير گوشمان خانواده اي در آستانه فرارسيدن عيد دلمشغولي شان فرار از گرسنگي و پيدا كردن سرپناهي باشد.

این خـانواده در خیابان خـاوران روبروی ترمـینال خـاوران انتهای خـیابان میرزاده (8 متری مولا) گوشه اي از دیوار مـدرسه شهید مطهـری پناه گرفته اند و اميد به واجدان من و تو دارند تا قدمي برداريم و سال خود را با احسان به پايان برده و سرمايه اي براي آغاز سال نو فراهم كنيم.

اين قانون هستي است كه هيچ نيكي و احساني بي جواب نمي ماند.

به گزارش «فردا» آقاي جوادي با شماره تلفن 09125083812آماده اطلاع رساني و هماهنگي جهت كمك به اين خانواده نيازمند است.




ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:56 PM - روز سه شنبه 25 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

احكام اسراف

سوال: اسراف و تبذير در مصرف مهمات و خوراكي ها در جبهه ها به چه صورت است؟ با توجه به اين كه گاهي جمع آوري دقيق مهمات و مصرف كامل خوراكي ها به علت گرما و نقل و انتقالات مشكل مي باشد؟

جواب:اسراف و تبذير حرام است، و از اهم واجبات، حفظ و نگهداري مهمات و اشياي مورد نياز در جبهه ها است و تحمل هر زحمت و مشكلي در راه انقلاب اسلامي و پيشرفت آن براي كساني كه از فداكاري و جانبازي در اين راه مضايقه ندارند، آسان است. البته هر كاري كه موجب آسيب و ضربه خوردن از ناحيه دشمن شود، ولو جمع آوري مهمات و غنائم باشد، حرام است(1)

سوال:زياده رويدر مصرف آبو برق در صورتي كه موجب كمبودهايي در سطح عمومي شود، چه حكمي دارد؟ به خصوص كه دولت اسلامي بر صرفه جويي تاكيد نموده؟

جواب:زياده روي به نحو غير متعارف حرام است و چنان چه موجب اتلاف و ضرر باشد ، موجب ضمان است(2)

سوال:مخارجي كه براي اموات صورت مي گردد، اطعام هاي مفصل تالارها، تاج گلهاي گران قيمت ، با توجه به معضلات اجتماعي مانند فقر ، كمبود مراكز عام المنفعه مانند مساجد ، مدارس و درمانگاه، به نظر حضرت عالي صرف چنين هزينه هايي براي ميت چگونه است؟؟

جواب:امور مزبور داخل در اسراف مال است و اشكال شرعي دارد، اگر بخواهند مالي را براي ميت صرف كنند، مناسب است آن را در انجام تكاليفي كه ميت انجام نداده و بر عهده او باقي است صرف كنند و نيز در احسان و اطعام به فقرا و غير آن، از خيرات صرف كنند تا ثواب آن به ميت برسد(3)

سوال:اگر در موقع وضو، آب را نبنديم آيا اسراف شده و جايز نمي باشد؟

جواب:مسلما اسراف است و جايز نيست(4)

سوال:استفاده از ترقه در چهارشنبه سوري و امثال آن چه حكمي دارد؟

جواب:چون اتلاف و اسراف مال است....حرام، و بيع و شراء آن حرام است(5)

1-      جلد 3 استفتائات امام خميني «ره»

2-      جلد 2 استفتائات امام خميني «ره» صفحه 622

3-      جلد 3 استفتائات مرحوم آيت اله تبريزي

4-      جلد 3 استفتائات جديد آيت اله مكارم

5-       مجمع المسائل



ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : - ساعت 5:03 PM - روز دوشنبه 24 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

مصرف‌ یعنی استفاده از کالاها به منظور رفع نیازها و امیال مصرف نه تنها شامل خرید کالاهای مادی، بلکه در برگیرنده خدمات نیز است.
در دنیای امروز و در جوامع پیشرفته برای مصرف گرایی مقدار زیادی وقت، انرژی، پول، خلاقیت و نوآوری تکنولوژیکی مصرف می شود.تا جایی که برای مصرف بیشتر و بیشتر کالاها تبلیغات گوناگونی توسط رسانه های مختلف انجام می شود.
مطالعه مصرف گرایی در جوامع جدید از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا مصرف‌گرائی نه تنها مسئله مصرف گرایان است بلکه تولید کنندگان و توزیع‌کنندگان کالاها و خدمات نیاز به درک خصوصیات و ویژگی های آن دارند. به همین لحاظ است که در علوم اجتماعی، جامعه شناسان، اقتصاد دانان و روان شناسان معاصر به تحلیل های همه جانبه آن می پردازند و هر اندیشمندی از یک زاویه خاص به آن توجه دارد.
مصرف گرایی نوین به شکل بی رویه یک آسیب اجتماعی است که مستلزم شناخت علمی و سپس درمان اساسی، یا به عبارت دیگر برنامه ریزی است. مصرف گرایی بی رویه پدیده ای بین المللی است و چارة آن باید در دو بعد خرد و کلان صورت گیرد. باید مصرف گرایی در هر جامعه را در یک زمینه وسیع تر اجتماعی در نظر گرفت زیرا امروزه تولید و توزیع از مرزهای یک کشور گذر کرده و دورافتاده ترین نقاط یک جامعه به مرکزی ترین مراکز تولید و سیستم توزیع جهانی متصل است.
هدف گزارش حاضر بررسی چهار نکته اساسی در رابطه با مصرف گرایی نوین است. نخست ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن باید واکاوی گردد. دوم، باید یک تجزیه و تحلیل از الگوهای مصرف‌گرایی نوین در جوامع توسعه یافته و چگونگی اشاعه و نفوذ آن بعنوان بخشی از فرهنگ جوامع در حال توسعه ارائه گردد. سوم، تعیین تفاوتهای مصرف گرایی در بین اقشار و گروههای اجتماعی مختلف از دیگر نکته های اصلی است. چهارم، مقاله به لزوم برنامه ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین خواهد پرداخت. مقاله لزوم انجام پژوهشهای جامع در این زمینه را بحث خواهد کرد. به نظر می رسد هرچه می گذرد لزوم انجام تحقیقات در این زمینه بیشتر احساس می گردد.

 

ظهور مصرف گرایی نوین و پیدایش فرهنگ خاص آن

 

مصرف گرایی نوین در اثر گسترش سرمایه داری در اروپا بوجود آمد. یک دیدگاه در مورد توسعه سرمایه داری در اروپا بر اساس نوشته های جامعه شناس بزرگ ماکس وبر بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین بر این باور است که در اروپا در اثر اشاعه تفکرات لوتر و کالوین مبنی بر سخت کارکردن، صرفه جویی، سرمایه گذاری و ایجاد مؤسسه های اقتصادی بود که روحیه سرمایه داری بوجود آمد و به تدریج به یک نظام اجتماعی تبدیل شد. از لحاظ نظری، در این جا یک تضاد بین تبیین پیدایش سرمایه داری و توسعه مصرف گرایی بوجود می‌آید. اما واقعیت امر این است که سرمایه‌داری از همان ابتدای پیدایش دارای یک هدف اصلی به نام (سودسازی) بوده است. برای چنین هدفی، تولید بیشتر، فروش بیشتر، سرمایه گذاری بیشتر و مجدداً تولید بیشتر مد نظر است. به عبارت دیگر در یک چرخه، هدف فروش کالاهای بیشتر و در نتیجه سود بیشتر است.
ابتدا فکر می کردند که طبقات بالا و اشراف خریداران اصلی کالاهای سرمایه داری باید باشند. اما به تدریج متوجه شدند که سرمایه داری با تولید انبوه نیاز به مصرف‌کنندگان انبوده دارد. از آنجا که طبقات بالا از کمیت کافی برخوردار نبودند، پس بنابراین نیاز به مصرف کنندگان انبوه به زودی نمایان شد.
در تولیدهای اولیه، نخست رفع نیازهای بیولوژیک را مدنظر داشتند. اما از آنجا که نیازهای بیولوژیک انسان محدود است، لذا باید نیازهای غیربیولوژیک در جوامع برای مصرف کالاها بوجود آید. نیاز غیربیولوژیک هم در جایی محدود می شد. اما تولید کنندگان می بایستی خصلت تولید انبوه خود را بعنوان یکی از اهداف، از دست نمی دادند. به همین منظور بود که در جوامع سرمایه داری نیازهای کاذب بوجود آمد تا کالاهای انبوه سریعاً مصرف شوند. مصرف انبوه بر پایه کالاهای بی‌دوام امکان پذیر بود.
در غرب، گسترش زندگی شهری و شهرنشینی با جنبه های روانی و اجتماعی خاص خود زمینه را برای مصرف گرایی به عنوان سبکی خاص از زندگی بوجود آمد. نخست در ابتدای قرن بیستم، این سبک خاص با الگوهای فرهنگی جدید در میان افراد طبقه بالا و متوسط شهری رواج پیدا کرد. در شهرها فروشگاههای بزرگ تأسیس شدند و فرهنگ مصرف گرایی را القاء کردند. در این فرهنگ ویژه یک شعار اصلی رواج پیدا کرد و آن اینکه تا می‌توانی بخر و هر چه بیشتر مصرف کن. بر پایه همین شعار بود که رقابت در خرید و مصرف به عنصر اصلی این فرهنگ تبدیل شد. افراد در خرید بیشتر و مصرف بیشتر از یکدیگر سبقت می گرفتند و تقریباً مصرف گرایی به نوعی وجهه اجتماعی تبدیل گردید.

 

الگوهای مصرف‌گرایی نوین

 

توسعه انواع فروشگاههای بزرگ (مواد غذایی، اسباب منزل، پوشاک، وسایل الکتریکی و...) در زیر یک سقف، مردم را به مصرف گرایی انبوه عادت داد. افراد در محیطی قرار می گرفتند که کالاهای متنوع را در یک جا جلوی چشمان خود می‌دیدند. هم زمان، مدگرایی بوجود آمد که بر اساس آن کالاها برای دوره های معینی (یا محدودی) تبلیغ و استفاده می شدند. مردم به این سمت هدایت می شدند که کالاها را در زمان محدودی استفاده کنند.
مصرف گرایی می بایستی سهل و آسان گردد. پس ابزار مصرف گرایی باید مهیا می شد. در این جوامع وسایل ارتباط جمعی به مهمترین ابزار مدگرایی و تبلیغ برای کالاها تبدیل شدند. دو نوع ابزار مصرف گرایی در جوامع رواج پیدا کرد: نخست حراج های پی در پی کالاها و دیگری اشاعه کارتهای اعتباری. در کشورهای توسعه یافته، در طول یک سال به بهانه های متعدد حراج کالاها وجود دارد. در حراج کالاها، از یک روان شناسی استفاده می شود و آن ایجاد احساس نیاز کاذب است. مشتری جنسی را که در حراج می بیند، فکر می کند که نیاز دارد، در حالی که اگر حراج نبود چنین احساسی به او دست نمی داد. از سوی دیگر، فرد در بازار باید احساس کند که همه وقت، پول برای خرید دارد. در اینجا مسئله از طریق مکانیزم کارت های اعتباری حل می شود. به عبارت دیگر هرگاه احساس نیاز کردی، حتی اگر پول نقد هم نداشته باشی، با داشتن کارت اعتباری، در واقع پول به همراه خود داری. بنابراین نیاز هست (اما از نوع کاذب) توانایی خرید هم هست (به شکل مصنوعی).
در جوامع توسعه یافته، همه کالاهای خریداری شده مصرف نمی شوند زیرا نیاز واقعی نبوده اند. در نتیجه سه راه برای کالاها باقی می ماند: نخست فروش مجدد آنها با قیمت بسیار ارزان، دوم به دو ریختن آنها، و سوم بخشیدن آنها با افراد یا مؤسسه‌های خیریه. افراد نمی توانند اینگونه کالاها را نزد خود نگهدارند زیرا تحرک جغرافیایی افراد بسیار بالاست. بنابراین، مجدداً خرید و در چرخه باطل در غلطیدن است.
می دانیم که سرمایه داری به عنوان یک بسته با محتوای حداقل، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژیکی، اجتماعی و روانی در یک فرایند تاریخی وارد کشورهای به اصطلاح غیر سرمایه داری شده است. هدف سرمایه داری در این کشورها نیز همان سودسازی مضاعف است. برای رسیدن به این منظور نیز باید فرهنگ مصرف گرایی را در این کشورها رواج دهد. برای رواج مصرف گرایی در این کشورها، سرمایه داری چند نوع عامل دارد. عوامل در زمینه های مختلفی فعالیت می کنند. مهمترین عوامل عبارتند از:
۱) تجار بزرگ،
۲) خرده فروشان،
۳) صاحبان تبلیغات،
۴) دست اندرکاران وسایل ارتباط جمعی
۵) تولید کنندگان کالاها و خدمات،
۶) بانکها و بسیاری از افراد و دیگر مؤسسات.

 

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرایی به شکل های زیر نمایان می‌شود:

 

۱) الگوهای مصرفی کشورهای توسعه یافته عیناً نعل به نعل به کشورهای در حال توسعه منتقل می شوند.
۲) وسایل ارتباط جمعی، مسافران و دیگر عومل شدیداً به این انتقال کمک می‌کنند.
۳) افراد برای نشان دادن اینکه از وجهه بالائی برخوردارند، در مصرف‌گرایی، افراطی‌تر از خارجیان عمل می‌کنند.
۴) به تدریج مصرف گرایی افراطی جزئی از فرهنگ جهان سومی می شود.
معمولاً در کشورهای در حال توسعه، مصرف گرایی با عدم امنیت اقتصادی توأم می‌شود. در نتیجه، عدم امنیت اقتصادی، مصرف گرایی را تشدید می کند. نگرانی از کمبودها باعث انبار کردن اجناس می گردد. انبار کردن اجناس به مصرف گرایی بی رویه تبدیل می شود. نهایتاً همان رفع نیازهای غیرواقعی بوجود آمده است. البته یک مسئله در این کشورها به انبار کردن کالاها کمک می کند و آن تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایه‌ای است. همین امر باعث می گردد که افراد با زمینه های اجتماعی متفاوت به پنهان کردن برخی از کالاها بپردازند تا اینکه در آینده از طریق افزایش قیمت، منفعتی داشته باشند. به عبارت دیگر مصرف‌گرایی به نوعی فعالیت اقتصادی تبدیل می‌شود.

 

مصرف‌گرایی در بین اقشار مختلف

 

معمولاً جامعه شناسان افراد را در جامعه بر پایه سه معیار ثروت، قدرت و وجهه (پرستیژ) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم می کنند. این سه معیار، الگوهای متفاوتی از مصرف گرایی را برای سه طبقه به بار می آورند. هر سه طبقه، مصرف گرایی بی رویه دارند اما به شکل های متفاوت. افراد طبقه بالا با داشتن ثروت، از طریق مصرف کالاهای لوکس به دنبال پرستیژ بالا هستند. اینان خدماتی را که فکر می‌کنند قدرت و وجهه اجتماعی برایشان به ارمغان می‌آورند را هم به مقدار زیادی مصرف می‌کنند. طبقات اجتماعی بالا با پرستیژ و قدرت بالا، سعی می‌کنند با مصرف‌گرایی مفرط خود را هم طراز ثروتمندان نشان دهند. مصرف گرایی مفرط در واقع یک وسیله خود نشان دادن می شود و اعضای یک طبقه در مصرف گرایی مفرط با یکدیگر رقابت شدید دارند. این رقابت از نوع رقابتهای کاذب است.
اعضای طبقه متوسط، همیشه سعی می‌کنند خود را از طبقات بالا عقب‌ تر نبینند. اینان با درآمد کمتر به رقابت با طبقه بالا می پردازند. بازار برای تشفی کردن آنها، اجناس ظاهراً لوکس، ارزان به وفور در اختیار آنها قرار می‌دهد. پس از خرید چنین کالاهایی است که از لحاظ روانی یک رضایت مندی کاذب به آنها دست می دهد. اعضای این طبقه اجتماعی به لحاظ کمی بیشترین مصرف را در جامعه دارند. همچنین بازار به خرید آنها وابسته است زیرا تعداد افراد این طبقه در جوامع بیش از اعضای طبقات دیگر است و لذا حجم خرید بالایی دارند.
اعضای طبقه پایین با درآمدکم، با توجه به مصرف‌گرایی دیگر طبقات و با توجه به وفور کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهر وسیله، سهمی از کالا و خدمات در بازار، در تلاش است که بهروسیله، سهمی از کالا و خدمات را بخود اختصاص دهد. ترس از کمبودها و عدم امنیت اقتصادی برای خانواده او را به خریدی بی رویه و انبارگونه وامی دارد. خرید اعضای این طبقه عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار، مازاد بر مصرف طبقة ‌عمدتاً خرید کالاهای ضروری، مربوط به بقاء بیولوژیک است. بازار مازاد بر مصرف طبقه متوسط را به این طبقه انتقال می دهد. در واقع الگوی مصرف گرایی طبقات پایین، یک نوع سودسازی سرمایه دار از سرمایه بالقوه تلف شده است زیرا اگر طبقه پایین نبود، سرمایه دار مجبور به از دست دادن مازاد کالاهای مصرفی طبقات متوسط بود. چنین است که اعضای طبقه پایین به مصرف گرایی انبوه عادت می‌کنند. این عادت برای او درونی شده و بخشی از فرهنگ او را تشکیل می‌دهد.

 

لزوم برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین

 

برنامه‌ریزی برای الگوهای مصرف گرایی نوین باید در چند بعد صورت گیرد:
▪ نخست، مصرف گرایی صحیح را باید از طریق آموزش های رسمی به کودکان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. این امر باید از طریق مدارس صورت گیرد.
▪ دوم، مصرف گرایی غلط و صحیح را باید به شیوه های آموزش های غیررسمی از طریق رسانه های جمعی و بویژه رادیو و تلویزیون به بزرگسالان نشان داد.
▪ سوم تولید در سطح جامعه با یک کنترل و نظارت فرهنگ توأم شود. نباید گذاشت هر کالائی در جامعه تولید گردد.
▪ چهارم، نظارت و کنترل فرهنگی به واردات عمده و خرد باید صورت گیرد.
▪ پنجم، عرضه کالا و خدمات در جامعه به گونه ای صورت گیرد که اعضای طبقات متفاوت دسترسی نسبتاً مشابه ای به آنها داشته باشند.
▪ ششم، تبلیغات باید به گونه ای باشند که مصرف‌گرایی افراطی را اشاعه ندهند، و صرفاً به معرفی کالاها و خدمات بپردازند.
▪ هفتم، مطالعات علمی ملی و منطقه ای پیرامون مصرف گرایی در سطح مملکت صورت گیرد و نظرسنجی از مردم شود.
▪ هشتم، فرهنگ مصرف جمعی در زمینه های مختلف بجای فرهنگ مصرف گرایی فردی اشاعه شود.
▪ نهم، فرهنگ بازیافت در میان مردم رواج داده شود. برای این منظور ابزار جمع آوری مازادها در سراسر جامعه نصب و بکار گرفته شود.
▪ دهم، بازیافت بعنوان یک ارزش تلقی گردد و از جوامع دیگر چگونگی عمل بازیافت به نمایش گذارده شود.

 

نتیجه گیری

 

مصرف‌گرایی بعنوان یک فرآیند اجتماعی اصلی در قرن بیستم در غرب ظاهر شد. اعضای طبقه جامعه بالا آنرا بعنوان یک الگوی نشان دادن هویت بالا بکار می برند. طبقه متوسط برای نشان دادن وجهه بالای خود از مصرف گرایی استفاده می کنند. طبقه پایین بدون توجه به مسأله نیازهای واقعی و غیرواقعی خود در دام مصرف‌گرایی کاذب افتاده و هرچه بیشتر می‌گذرد، بیشتر در این دام فرو می رود.
اگر دولتمردان با همکاری علمای اجتماعی چاره ای برای این معضل اجتماعی ـ اقتصادی ـ فرهنگی نیندیشند، جامعه ایران سریعاً اسیر همان مسائل مصرف گرایی بی‌رویه غرب خواهد شد. کارهائی که باید صورت گیرد، نخست در زمینه فرهنگی است که اعمال آموزشهای جدید در این زمینه می تواند راه ساز باشد. دوم در زمینه کنترل های اقتصادی است بویژه برای بخش تولیدی که باید کنترل های شدیدی اعمال گردد. سوم، استفاده از اهرمهای سیاسی است که در توزیع کالا و خدمات باید به کار گرفته شود. در واقع برنامه ریزی در‌ سه زاویه یک مثلث باید صورت گیرد:
۱) برنامه ریزی در نهادهای آموزشی
۲) برنامه ریزی در بخش تولید به صورت نظارت شدید
۳) برنامه ریزی در کنترل بازار و قیمت ها.بدون شک نفوذ از خارج کار برنامه ر‌یزی در این زمینه را با مشکل روبرو می کند، اما جاذبه‌های آموزشی داخلی و کنترل های منطقی تولیدی و توزیعی می تواند افراد را به الگوهای مصرفی بهینه هدایت کن

 

منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از iranfoodnews.ir
باشگاه اندیشه ( www.bashgah.net )



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 9:57 AM - روز یک شنبه 23 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
آموزه‌های قرآنی و خریدهای عيد

همه می‌دانيم كه نظر قرآن درباره اسراف و مسرفين چيست. همه از حرام بودن اسراف مطلعيم. همه ما می‌توانيم، به‌راحتی تشخيص بدهيم كه كدام رفتار مصرفی‌مان و كدام خريدمان اسراف بوده است؛ اما چند درصد ما اين دانسته‌ها را از حيطه آگاهی به عرصه عمل می‌آوريم؟

كاسبی كه از حرص مردم برای خريد شب عيد با لذت حرف می‌زند، می‌گويد: «اين روزها و شب‌ها اگر خاك را هم رنگ كنيد و در يك بسته‌بندی زيبا عرضه كنيد، مشتری خودش را پيدا می‌كند!»

و من ياد خيابان ولي‌عصر می‌افتم و مردمی كه داخل فروشگاه لوازم تزيينی، می‌خريدند و می‌خريدند. ياد خيابان سلبيل می‌افتم و خانم‌هايی كه به فروشنده كفش مجال نمی‌دادند، لحظه‌ای نفس تازه كند. ياد ميدان هفت تير و مانتو فروش‌های آن، خيابان بهار و فروشگاه‌های پوشاك كودك و ...

آيا عيد ما بهانه‌ای برای اسراف نيست؟

اسراف در زندگی بيشتر ما جاريست. در حاليكه امام علی (ع) می‌فرمايد: «نه تفريط بايد باشد و نه افراط كه همان اسراف است.

شايد آنها كه قدرت خريد بالايی ندارند، از اين دايره خارج باشند، اما گفت‌وگوهای متعدد من با كسانی كه مشغول خريد عيد بودند، نشان داد حتی قشر متوسط جامعه هم از حيطه اسراف‌های شب عيد به دور نيستند.

خيلی از كسانی كه در حين خريد شب عيد با آنها گفت‌وگو كردم؛ اذعان كردند كه وسايل و لوازمی كه مشغول خريد مشابه آن هستند، هنوز هم برايشات قابل استفاده است، اما سنت خريد شب عيد باعث شده به خريد بپردازند.

خانمی كه در خيابان سلسبيل، با او گفت‌وگو می‌كردم، ادغان می‌كرد كه دو جفت كفش قابل استفاده، کنار دارد، اما نمی‌شود كفشی را كه برای عيد پارسال خريده امسال هم بپوشد و همسرش گفته‌ی خانم را اين‌طور تصحيح كرد: «ايشون سه جفت كفش، كنار دارند.»

در مبل‌فروشی‌های يافت‌آباد هم با زوجی صحبت كردم كه تأييد می‌كردند؛ مبل منزلشان هيچ ايراد و اشكالی ندارد، اما وقتی سال نو می‌شود، مبل‌های خانه هم بايد نو شوند!

خيابان جمهوری اسلامی در تهران را كه از تقاطع كارگر جنوبی تا بهارستان بروی همه فروشگاه است و مغازه‌های فروش محصولات مختلف و ويترين‌های رنگی و تزيين شده برای جلب و جذب ناخودآگاه مشتری.

از فروشگاه‌های لوزام خانگی و صوتی‌و‌تصويری گرفته تا فروشگاه‌های پوشاك و كيف و كفش و ... همگی پذيرای مردمی هستنكه شايد خيلی از آنها، تنها به بهانه آمدن عيد، قصد خريدكردن دارند و نه به خاطر نياز.

چند زن كه در نگاه اول مانتوهای نويی بر تن دارند، اما در انتخاب مدل‌های جديد مانتو، مردد مانده‌اند، مشتاقم می‌كنند تا با آنها گفت‌وگويی داشته‌باشم.

«زهرا اعزازی» يكی از مشتريان فروشگاه مانتوی «حجاب» است.

خودم را معرفی كردم و موضوع گزارش را با او در ميان می‌گذارم. ابتدا از پاسخ دادن طفره می‌رود اما به اصرار دوستانش حاضر می‌شود تا با من صحبت كند.

می‌گويد: «باور كنيد اگر نياز نداشته‌باشم، خريد نمی‌كنم، الان يكماهی است كه فقط -اشاره به مانتوی تنش می‌كند ـ اين مانتو را می‌پوشم.»

می‌گويم آيا خريد هر نوع لباسی كه به نظر اضافی ميايد، اسراف نيست؟

 فروشنده پوشاك:
مشتريان ما در مورد بحث اسراف در خريد، به دو دسته مشتريان اسراف‌كار و مردم به دور از اسراف تقسيم شوند. اما ‌اگر راستش را بخواهيد، اسراف‌كاران بيشتر هستند.

منكر می‌شود و می‌گويد: «در حال حاضر تنها 3 مانتو دارم اما برخی از خانم‌ها هستند كه خيلی بيش از اين‌ها را در كمد لباس‌هايشان دارند. من ديگر بچه نيستم كه با آمدن عيد بخواهم لباس نو بخرم و بپوشم، احساس كردم كه نياز دارم و برای رفع نيازم به خريد آمده‌ام.»

بعد با حالتی كه انگار چيزی را به خاطر آورده باشد، می‌گويد: «ما انسان‌ها خطاكار هستيم. اسراف در مورد خريد لباس را قبول ندارم، چون اصلاً از توان مالی‌ام خارج است اما اعتراف می‌كنم كه در غذا، نان، آب، گاز، برق و ... و در كل مسائل روزمره زندگی كه به چشم هم نمی‌آيد، اسراف‌كارم، نه تنها من بلكه خيلی از اطرافيانم و حتی شايد شما هم به نوعی اسراف‌كار، باشيد.»

راست می‌گويد: اسراف در زندگی بيشتر ما جاریست. در حالیکه امام علی (ع) می‌فرمايد: «نه تفریط بايد باشد و نه افراط كه همان اسراف است.»

از خانم «اعزازی» و دوستانش خداحافظی كرده و به سمت مدير فروشگاه می‌روم.

شکست‌خوردن از نفس دلیل اسراف‌کردن

«فرهاد روشن‌پژوه» 38 ساله است با بيش از 35 سال سابقه در امر توليد پوشاك. مدتی را در يكی از كشورهای شرق آسيا ـ ژاپن ـ مشغول به كار بوده و با استفاده از درآمد آن دوره، توانسته‌است به كار خود رونقی دهد.

می‌گويد: «از نظر خريد پوشاك، مشتريان ما چند دسته هستند، اما در مورد بحث اسراف در خريد، خوب، طبيعی است كه به دو دسته مشتريان اسراف‌كار و مردم به دور از اسراف تقسيم شوند. ‌اگر راستش را بخواهيد، اسراف‌كاران بيشتر هستند.»

می‌خواهم كه توضيح بيشتری بدهد و او با آنكه بايد به مشتريان رسيدگی كند، می‌گويد: «خيلی از خانم‌هايی كه برای خريد به اين مكان می‌آيند، مانتوهايی را پوشيده‌اند كه تنها 3 تا 4 هفته از توليد و توزيع آنها در بازار می‌گذرد، الزام خريد ماتنوی جديد وجود ندارد اما به خاطر دوربودن از معنويات و قرار گرفتن در فضای «چشم و هم چشمی» توانايی گفتن «نه» را به نفس خود، ندارند و به همین دليل ناخودآگاه اسراف می‌كنند.»

می‌پرسم؛ آيا تا به حال اتفاق افتاده كه شما يكی از مشتريان خود را به خاطر اسراف و خريد بی‌دليل مانتو، سرزنش كنيد؟

لبخندی می‌زند و صادقانه، می‌گويد: «نه، اگر اين كار را بكنم، نود درصد مشتريانم از دست می‌روند.» و سپس به يكی از مشتريانش پاسخ می‌دهد.

تبدیل معنویات به مادیات توسط اسراف

در حال قدم زدن در خيابان جمهوری اسلامی هستم. در ميان مردم گم شده‌ام و با هر موجی كه آنها ايجاد می‌كنند به اين طرف و آن طرف كشيده می‌شوم.

 يك شهروند:
به خودم اجازه نمی‌دهم كه دچار اين كار خلاف شرع بشوم. اسراف معنويات را به ماديات تبديل می‌كند و من سخت با آن مخالف هستم.

مردی در كنار يك مغازه ساعت‌فروشی در حال انتخاب ساعت است. كنار او می‌ايستم و او نظر من را در مورد انتخاب يكی از 3 ساعتی كه مدنظر اوست، جويا می‌شود. به مچ دستش نگاه می‌كنم و اينكه يك ساعت به آن بسته شده است. به شوخی می‌گويم؛ آيا از روند گذشت زمان راضی نيستند كه می‌خواهيد، ساعت ديگری بخريد؟

می‌خندد و می‌گويد: «می‌خواهم به پسرم عيدی بدهم. او امسال در رشته مهندسی‌پزشكی دانشگاه تهران قبول شده و دوست دارم، تمام نيازهای او را در حد توان برطرف كنم.»

بدون معطلی می‌پرسم؛ تمام نيازهايش را؟ دچار افراط و اسراف نمی‌شويد؟

و او هم به همان سرعت پرسش من، در جوابم، می‌گويد: «نه، نه. به خودم اجازه نمی‌دهم كه دچار اين كار خلاف شرع بشوم. اسراف معنويات را به ماديات تبديل می‌كند و من سخت با آن مخالف هستم. نزديك پنجاه سال از خدا عمر گرفته‌ام و از آن زمان كه دست چپ و راست خودم را شناخته‌ام، از اسراف و ريخت‌و‌پاش بيخوده، بدم می‌آمد. همين الان اين ساعت‌ها را ببنيد، آنهايی كه مدنظرم هستند، قيمت متوسطی دارند اما مردمی هستند كه ساعت‌های نمی‌دانم، پانصد، ششصد هزار تومانی می‌خرند. من هر چند قدرت خريد اين ساعت‌های گرانقيمت‌ را ندارم اما اگر هم داشتم، هرگز سراغ آنها نمی‌رفتم.»

اين مرد ميانسال كه «علی اسدزاده» نام دارد، دستان پينه‌بسته‌اش را نشانم می‌دهد و می‌گويد: «نانی كه با اين دستان به دست می‌آيد، هرگز دور ريخته نمی‌شود. پول اين زحمت بركت دارد و پول با بركت خرج اسراف و هوی و هوس، نمی‌شود. »

و بعد از تصميم‌گيری در مورد انتخاب ساعت به داخل مغازه می‌رود.

نهی اسراف توسط قرآن

برای جمع بندی گفته‌های همشهريانم به سراغ يكی از كارشناسان علوم قرآنی می‌روم تا نظر او را نيز جويا شوم.

«سميه حاج علی» در اين خصوص، می‌گويد: «روحيه انسان اقتضاء می‌كند كه تنوع‌طلب باشد. تنوع در پوشش و تعذيه بد نيست اما اگر در حد اسراف باشد و انسان به صورت افراطی به اين مسائل بپردازد، بدون مشكل و ايراد نيست.»

 حاج‌علی، كارشناس علوم قرآنی
اسراف از لحاظ مالی به فلج شدن اقتصادی خانواده‌ها می‌انجامد و از نظر اعتقادی نيز، چون عمل حرامی است، ايمان را سست می‌كند و به‌علت اينكه تمام جريانات اجتماعی در تمامی جوامع با اقتصاد و اعتقاد مردم آن جامعه، رابطه مستقيم دارد، اسراف جامعه را به بی‌بند و باری و همراهی با هرج و مرج می‌كشاند.

وی می‌افزايد: «آيات زيادی در قرآن ما را از اسراف منع می‌كنند. خداوند سبحان در آيه 27 سوره اسراء می‌فرمايد: «ان‌المنذرين كانوا اخوان الشياطين / همانا اسراف‌كاران براداران شياطين‌اند» و در اينجا شدت زشتی عمل اسراف را نشان می‌دهد. از نعمات خدا بايد استفاده كرد، اما در حد معمول و عرف جامعه و شأن افراد. از نظر ما مسلمانان كه بينش توحيدی داريم، مالك حقيقی خداست، بنابراين نه اجازه اسراف داريم و نه اجازه تنگ چشمی و بخل. چون امانتدار نعمات خداوندی هستيم، بايد در حد اعتدال از آنها استفاده كنيم.»

«حاج علی» موضوع بحث را می‌گستراند و می‌گويد: «اسراف از لحاظ مالی به فلج شدن اقتصادی خانواده‌ها می‌انجامد و از نظر اعتقادی نيز، چون عمل حرامی است، ايمان را سست می‌كند و به‌علت اینکه تمام جريانات اجتماعی در تمامی جوامع با اقتصاد و اعتقاد مردم آن جامعه، رابطه مستقيم دارد، اسراف جامعه را به بی‌بند و باری و همراهی با هرج و مرج می‌كشاند. اگر در جامعه ما اين اسراف‌ها كم شود، مخارج اصافی هزينه شده توسط اسراف‌كاران می‌تواند، مشكلات اقتصادی بسياری از افراد و حتی كمبودهای شهری را رفع و جبران كند.»

اين كارشناس علوم قرآنی در ادامه با اشاره به متن قرآن می‌گويد: «وقتی آيه‌ی قرآن ما را از اسراف بازمی‌دارد، به نوعی آنرا نهی می‌كند كه دليل به حرام بودن آن است و می‌توان با قاطعيت گفت كه اسراف جزو افعال حرام قيد شده در قرآن، محسوب می‌شود.»

وی در پايان می‌گويد: «آيه 67 سوره فرقان در مورد كسانی است كه انفاق می‌كنند و در انفاقشان نه اسراف می‌كنند و نه سخت گيری و در يك حالت اعتدال اين كار را انجام می‌دهند و آنها را ستايش می‌كند يعنی قرآن حتی با اسراف در انفاق كردن هم مخالف است. قرآن هم اسراف را تقبيح می‌كند و هم سخت‌گيری در همه كارها از جمله كارهای نيك و پسنده‌يده‌ای چون دستگيری و انفاق و هم اينكه حد تعادل را سفارش می‌كند.»

منبع : http://www.iqna.ir/fa/news_detail.php?ProdID=45699



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:48 PM - روز شنبه 22 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 نگاه اجمالي به مقاله‌هاي برتر در حوزة مصرف

همزمان با نشست اصلاح الگوي مصرف که به همت مرکز تحقيقات صدا و سيما برگزار مي‌شود. سه مقالة برتر در اين باره بررسي مي‌گردد. در زير عنوان، نويسنده و چکيده اي از اين سه مقاله آورده شده است.

 

عنوان مقالة نخست:

 

بررسي رابطه بين تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان

 

پژوهشگر : رضا اسمي *

 

چکيده:

 

اين مقاله، برگرفته از پژوهشي است که نگارنده در مرکز تحقيقات صداوسيما انجام داده است. هدف اين بررسي تعيين رابطه بين تماشاي آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيوني و الگوي مصرف کودکان و نوجوانان 7 تا 14 ساله تهراني و نحوه درک آن‌ها از آگهي‌هاي تبليغاتي تلويزيون بوده است. که به طور اجمال نتايج اين بررسي نشان داد:

 

ـ بررسي رابطه بين مصرف انواع محصولات و خدمات (در شاخص‌هاي «خوراکي‌ها»، «لوازم و وسايل» و «مکان‌ها») و ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني مربوط به آن‌ها با آزمون همبستگي نشان مي‌دهد که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي بازرگاني، ميزان مصرف محصولات وخدمات در شاخص‌هاي ياد شده افزايش يافته است.

 

ـ بين ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي و شاخص ميزان رفتار «صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني ومقررات راهنمايي و رانندگي» رابطه وجود دارد. به اين معني که با افزايش ميزان تماشاي آگهي‌هاي آموزشي، ميزان رفتار صرفه‌جويي و رعايت مسائل ايمني و مقررات راهنمايي و رانندگي افزايش يافته است.

 

ـ نتايج نشان داد به طور کلي کودکان 7 تا 8 سال در مقايسه با گروه‌هاي سني ديگر درک ضعيف‌تري نسبت به آگهي‌هاي بازرگاني تلويزيون دارند.

 

واژه‌هاي کليدي: آگهي‌هاي بازرگاني، الگوي مصرف، کودکان و نوجوانان

 

 

 

عنوان مقالة دوم:

 

تحليل نشانه شناختي الگوي مصرف در آگهي‌هاي بازرگاني (محمد سروي)

 

پژوهشگر: محمد سروي زرگر 1

 

چکيده:

 

آگهي‌هاي تجاري متوني ارتباطي هستند که معنا از خلال آن جريان مي‌يابد. اين مقاله درصدد واکاوي نسبت ميان مفهوم مصرف و آگهي‌هاي تجاري است و براي نيل به اين هدف، ابزارهاي نشانه شناختي را بکار مي‌گيرد. نشانه‌شناسي نمونه‌هاي انتخاب شده مبين اين امر است که آگهي‌هاي تجاري با استفاده از تمهيداتي مانند واقع‌نمايي، استفاده از ابزارهاي علمي، بکارگيري مؤلفه‌هاي مرتبط با طبيعت، تأکيد بر نام تجاري و جان‌بخشي به کالاها سعي در ارائه تصويري از مصرف‌کننده ايده آل دارد که در آن، جهاني کالايي، کامل، بي‌نقص، آرماني و رويايي به تصوير کشيده مي‌شود: اين جهان، جهان متن آگهي‌هاي تجاري است.

 

واژگان کليدي: آگهي‌هاي تجاري، مصرف، نشانه‌شناسي، اقتصاد نشانه‌اي، دلالت صريح، دلالت ضمني.

 

 

 

عنوان مقالة سوم:

 

شيوه‌هاي طراحي، توليد و مديريت پيام در برنامه‌ها يا هدف تغيير سبک زندگي از مصرف بي‌رويه به صرفه‌جويي «مطالعه موردي برنامه راديويي پيمانه»

 

نويسنده:مقاله آقاي مهدي رشکياني

 

 

 

چکيده:

 

سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب، به نام سال اصلاح الگوي مصرف مزين شده است؛ خوشبختانه صداي شبکه استان خراسان رضوي با احساس مسئوليت نسبت به اين رسالت فرهنگي به توليد و بخش برنامه‌اي در رابطه با مهمترين هدف سال نظام (اصلاح الگوي مصرف)، تحت عنوان برنامه (پيمانه) همت گماشته است.

 

مساله اساسي اين پژوهش، بررسي محتوايي برنامه راديويي اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان تطابق اين برنامه با محورها، شاخص‌ها و ابعاد اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان توفيق آن در اهداف مي‌باشد.

 

بررسي و تحليل محتواي اين برنامه، ضمن مشخص نمودن ميزان همخواني اين برنامه با راهبردهاي توليدات برنامه‌اي ويژه سال اصلاح الگوي مصرف، راهگشاي تهيه و پخش برنامه بهتر خواهد بود.

 

در اين تحقيق برنامه راديوي پيمانه، به دو روش "اسنادي" و "تحليل محتوا" مورد پژوهش قرار گرفت؛ تا نقاط قوت و ضعف برنامه شناسائي وراهکارهاي لازم براي گروه برنامه‌سازي ارائه شود.

 

نتايج تحقيق نشان مي‌دهد که:

 

ـ از مجموع تحليل محتواي کليه گفتارهاي مرتبط با موضوع اصلاح الگوي مصرف در برنامه راديويي پيمانه (شامل 359 گفتار)، 37.9 درصد از گفتارهاي برنامه پيمانه، مصاحبه و گفتگو، 25.1 درصد از گفتارها، گفتار مجري، 11.1درصد از اين گفتارها، گزارش، 10درصد از اين گفتارها، خبر 8.6درصد، گفتار (کلام) مقام معظم رهبري، 5.3درصد، نمايش راديويي و 1.9درصد از گفتارها، مربوط به ساير موارد مي‌شود.

 

ـ در ميان شاخص‌هاي مربوط به توليدات برنامه براساس دستورالعمل اصلاح الگوي مصرف، شاخص ترويج فرهنگ صرفه‌جويي بيشتر از ساير شاخص‌ها و شاخص الگوسازي از ساده زيستي مفاخر و بزرگان دين در زمينه اصلاح الگوي مصرف، کمتر از ديگر شاخص‌ها در برنامه راديويي پيمانه انعکاس يافته است.

 

ـ از مجموع 64048 ثانيه برنامه توليدي پيمانه از فروردين ماه سال جاري تا ابتداي مهرماه سال جاري، بيشترين حجم برنامه به لحاظ ساختاري مربوط به مقوله مصاحبه و گفتگو، سپس گفتار مجري (گوينده)، سپس موسيقي، سپس گزارش، سپس نمايش راديويي و سپس خبر مي‌باشد.

 

ـ به لحاظ فراواني موضوعات مطرح شده در گفتارهاي برنامه پيمانه، بيشترين فراواني مطلب مربوط به مقوله موضوعي "معرفي استانداردهاي ملي و بين‌المللي کالاها و خدمات با هدف ترويج مصرف کالاي با کيفيت و بادوام حذف کالاهاي بي‌کيفيت"، و کمترين فراواني، مربوط به مقوله موضوعي

 

" بررسي و مقايسه الگوي مصرف در جامعه ما و برخي کشورهاي توسعه يافته با هدف معرفي شيوه‌هاي موثر مديريت مصرف و تغيير نگرش‌هاي غلط"، مي‌باشد.

 

ـ کلمات کليدي: برنامه راديويي پيمانه، اصلاح الگوي مصرف، راهبردهاي رسانه، صداي خراسان رضوي، تحليل محتوي.

 

 

 

 

*   کارشناس ارشد روانشناسي تربيتي، پژوهشگر مرکز تحقيقات صداوسيما

1   کارشناس ارشد ارتباطات و پژوهشگر مرکز تحقيقات صداوسيما.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:36 AM - روز جمعه 21 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف از نظرگاه سعدي


نويسنده: عاليه وصال شريفلو

سعدي براي جلب توجه مخاطب به خسارات اسراف و تبذير، گاه به پند و اندرز روي مي آورد، گاه به بيان داستان و خاطره مي پردازد و گاه پاي استدلال را به ميان مي آورد.
    شيخ اجل، سعدي شيراز، استادي است فرزانه و متفكري است واقع گرا. وي معلمي است مسلمان و شيعي كه چكيده تجربيات خويش را با رنگ و بويي از آموزه هاي قرآن و حديث درآميخته و براي تمامي اعصار به يادگار گذارده است.
    مقام معظم رهبري در بزرگداشت هشتصدمين سالگرد تولد وي كه توسط يونسكو برگزار شد، تجليل از اين صاحب سخن را تنها تجليل از شعر و نثر شيوا نمي دانند بلكه تجليل از اخلاق و حكمت و معرفت بليغ و رسا برمي شمردند.
    جامعه آرماني سعدي بازباني شيرين و رسا و در قالب داستان هايي جذاب و دلكش به تصوير كشيده مي شود؛ به گونه اي كه تلخي پند در كلام ناقد و نافذش كه به گفته خود او به شهد ظرافت برآميخته»، به چشم نمي آيد.
    وي يك باب از گلستان و يك باب از بوستان خود را به «قناعت» و «ميانه روي در مصرف» اختصاص داده است.
    نظرگاه وسيع و ديدگاه شامل او به نحوي است كه با وجود شيوه او كه ايجاز و اختصار در كلام است، تمامي جنبه هاي يك مبحث را لحاظ كرده و هيچ دقيقه اي را در آن ميان فروگذار نمي كند.
    قناعت و بهينه سازي در مصرف نيز وجوه مختلفي دارد از اكتفا كردن به مال دنيا در حد مايحتاج آن، درخواست نكردن از غير، پرهيز از حرص و طمع، خرسندي؛ رزق مقسوم، پرهيز از مال اندوزي و تا گرايش به انفاق و بخشش.
    اين مقال بر آن است تا ناظر به تمامي اين وجوه و معاني باشد؛ از اين رو ديدگاه سعدي را در دو بخش مجزا مي آوريم:
    در بخش اول شاعر مي كوشد تا خواننده را به پذيرش قناعت و اصلاح الگوي مصرف تشويق نمايد، در بخش دوم به فوايد قناعت و راه كارهايي براي نيل به اين منظور مي پردازد:
    بخش اول: سعدي براي جلب توجه مخاطب به خسارات اسراف و تبذير، گاه به پند و اندرز روي مي آورد، گاه به بيان داستان و خاطره مي پردازد و گاه پاي استدلال را به ميان مي آورد:
    يك- روزي هر بنده اي مقسوم و مقدر است.
    خداوند در آيه 32 سوره زخرف مي فرمايد: «نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياه الدنيا» (اين ما هستيم كه رزق و روزي را در اين زندگي دنيوي بين آنان تقسيم كرديم)
    سعدي در ابتداي بوستان، خدايي را كه روزي مار و مور را مهيا مي سازد، مي ستايد و در ابتداي گلستان، نعمات پروردگار را برمي شمارد ازباران رحمتي كه بي حساب مي رساند و از خوان نعمتي كه بي دريغ مي گستراند. وي در گلستان، خوردن بيش از رزق مقسوم را محال عقل مي شمارد و طالب روزي و مطلوب اجل را اين گونه پند مي دهد كه:
    «اي طالب روزي بنشين كه بخوري واي مطلوب اجل مرو كه جان نبري.»
    (گلستان، ص 182)
    چرا كه به زعم او اگر چندان كه تعلق خاطر آدمي به روزي است به روزي ده مي بود، به مقام از ملايكه درمي گذشت.
    سعدي در حكايت ديگري با نظر به آيه 13 سوره اسراء كه مي فرمايد: «ولاتقتلوا اولادكم خشيه املاق نحن نرزقهم و اياكم (فرزندان خود را از ترس ناداري نكشيد. رزق و روزي آنها و خود شما برعهده ماست)، از زبان همسر پارسا و عالي همت مردي كه از دندان برآوردن طفل اندوهگين است، مقدر بودن روزي را چنين بيان مي دارد:
    «مخور هول ابليس تا جان دهد
    هر آن كس كه دندان دهد نان دهد»
    (بوستان، ص 941)
    البته اعتقاد به مقسوم و مقدر بودن روزي در ديدگاه سعدي بدين معنا نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش در جهت كسب روزي بردارد بلكه مراد گرايش به قناعت و نيز دوري از حرص و طمع است؛ چه خود او در جايي ديگر مي گويد:
    «رزق هرچند بي گمان برسد
    شرط عقل است، جستن از درها»
    (گلستان، ص 221)
    دو- مذمت حرص و طمع:
    بي گمان آنچه ماهي را به بند درمي آورد و مرغ را به دام مي اندازد، حرص و طمع به غذاست. آزمندي ديده انسان را نيز مي بندد. سعدي مردي و انسانيت را در دوري از طمع مي داند:
    «روي طمع از خلق بپيچ، ار مردي»
    (گلستان، ص 361)
    انسان حريص از نظرگاه گلستان، با جهاني ،گرسنه است و انسان قانع به ناني سير و نيز پادشاهي كه وجودش آكنده از حرص و طمع است، از سائل مفلوك تر.
    سعدي آن قدر كه رسيدن به مراد و دولت را در دوري از حرص و به گفته وي كم جوشيدن مي داند ،در كوشيدن نمي داند:
    «دولت نه به كوشيدن است،
    چاره كم جوشيدن است.»
    (گلستان، ص 021)
    سه- هماهنگ بودن دخل و خرج:
    از آنجا كه غالباً درآمد مشروع و معمول قطره قطره به دست مي آيد، خرج نيز بايد مطابق با آن باشد وگرنه حكايت پارسازاده اي خواهد شد كه تركه عموهاي خود را بي رويه خرج كرد و نصيحت سعدي را كه مي گفت:
    «چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن
    كه مي گويند ملاحان سرودي
    اگر باران به كوهستان نبارد
    به سالي دجله گردد خشك رودي»
    (گلستان، ص 651)
    ضايع گزارد و به فلاكت دچار شد.
    كوتاه سخن آنكه به تعبير سعدي هركس كه كشته نارسيده خويش را بخورد، وقت خرمن چيني بايد خوشه هاي باقي مانده ديگران را گردآورد و هركس كه در روز چراغ روشن كند، به زودي به تاريكي شب گرفتار مي شود.
    چهار- دنيا محل گذر است:
    پيامبر عظيم الشان اسلام مي فرمايند: «الدنيا قنطره فاعبروها ولاتعمروها»2
    (دنيا به مثابه پلي است؛ از آن گذر كنيد و آن را آباد نكنيد)
    دنيا در نظر مرد هوشيار، خس و خاشاكي بيش نيست؛ چرا كه هر كس مي رود و عمارت خويش به ديگري مي سپارد، سعدي علم را ميراث پيغمبران برمي شمارد و مال را ميراث فرعون و فرعونيان. وي هنر و دين را ارج مي نهد نه جاه و مال را كه ناپايدار است:
    «هنر بايد و فضل و دين و كمال
    كه گاه آيد و گه رود جاه و مال»
    (بوستان، ص 151)
    پنج- اسراف و تبذير باعث دوري از حكمت و معرفت و در نتيجه دوري از خداست؛ قناعت از ديدگاه سعدي هم سنگ طاعت الهي شمرده مي شود:
    «خدا را ندانست و طاعت نكرد
    كه بر بخت و روزي قناعت نكرد»
    وي دست يابي به حكمت و معرفت را در تباين با شكم بارگي مي داند:
    «اندرون از طعام خالي دار
    تا در او نور معرفت بيني»
    (گلستان، ص 59)
    «ندارند تن پروران آگهي
    كه پر معده باشند حكمت تهي»
    (بوستان، ص 641)
    شش- غايت خوردن و آشاميدن، طاعت حق است:
    از ديدگاه سعدي همه كاينات در كارند تا انسان قوتي به دست آورد و فرمانبرداري حق را سرلوحه زندگي خويش سازد. خور و خواب تنها و بيش از اندازه شيوه آدميان نيست و سعدي چنان زيستي را شيوه ددان برمي شمرد:
    «خور و خواب تنها طريق ددست
    بر اين بودن آيين نابخردست»
    (بوستان ص 541)
    در جايي ديگر، «عيسي» را كنايه از روح آدمي دانسته و «خر» را كنايه از بدن و مركب روح و به اين ترتيب آدميان را به سبب پرداختن بيش از اندازه به امور جسماني و خواب و خور نكوهش مي كند:
    «همي ميردت عيسي از لاغري
    تو در بند آني كه خرپروري»
    (بوستان،ص 641)
    وي هدف از خوردن را تنها ذكر حق مي داند:
    «درون جاي قوت است و ذكر و نفس
    تو پنداري از بهر نان است و بس»
    «بوستان،ص 641)
    بخش دوم: در فوايد قناعت:
    يك- عزت و سربلندي با قناعت حاصل مي شود:
    در كلام باري تعالي از تهي دستاني ياد مي شود كه در عين نياز، عفت و مناعت طبع پيشه كرده و دست نياز به سوي كسي غير از پروردگار دراز نمي كنند. احاديث متعددي نيز با همين مضمون نقل شده است: «حضرت علي(ع) ميوه طمع را خواري دنيا و آخرت و برعكس عزت را ثمره قناعت مي داند و در جايي ديگر طمع را مقارن خواري برمي شمارد»3
    فرد آرماني در نظر سعدي نيز با همه تنگدستي تن به پستي نمي دهد. وي در قالب حكايت و تمثيل سعي دارد تا با نمايش كراهت درخواست و خواهش، به پروردن عزت مخاطب خويش همت گمارد.
    انسان پرورش يافته در مكتب گلستان و بوستان احتشام را در بسنده كردن به توشه خويش مي يابد:
    «مكن گر مردمي، بسيار خواري
    كه سگ زين مي كشد بسيار خواري»
    (گلستان، ص111)
    سعدي در جايي ديگر، بهشت رفتن به شفاعت همسايه را برابر با دوزخ مي داند؛ نه دوزخي كه جسم در آن معذب باشد بل دوزخي كه جان مي سوزد و روح در عذاب است:
    «حقا كه با عقوبت دوزخ برابر است
    رفتن به پايمردي همسايه در بهشت»
    (گلستان، ص 011)
    دو- قناعت مايه توانگري است:
    سعدي توانگري را نه در مال اندوزي؛ بلكه سقف توانگري را بر ستون قناعت استوار مي داند. وي در گلستان غنا را از قناعت مي جويد و بس:
    «اي قناعت، توانگرم گردان
    كه وراي تو هيچ نعمت نيست»
    (گلستان، ص901)
    در نتيجه استغناي حاصل از قناعت را برتر از تمول منتج از مال اندوزي مي شمارد:
    «توانگري به قناعت به از توانگري به بضاعت.»
    (گلستان، ص 571)
    سه- قناعت مايه رستگاري و نجات است:
    در حديثي آمده است: «نجي المخفون و هلك المثقلون» 4 (سبك باران نجات مي يابند و گران باران هلاك مي گردند.)
    هر آنكه در دارالفنا به ضرورت ها بسنده كند، سفرش به دارالبقا آسانتر خواهد بود؛به عبارت ديگر آنكه ترك تعلق اختياري را برگزيند، ترك تعلق اجباري برايش سهل خواهد شد:
    «مرد درويش كه با رستم فاقه كشيد
    به در مرگ همانا سبكبار آيد
    وان كه در دولت و نعمت و آساني زيست
    مردنش زين همه شك نيست كه دشوار آيد»
    (گلستان، ص261)
    چهار- سلامت تن و بهداشت روان ثمره قناعت است:
    از اين حيث ثمرات قناعت عبارتند از:
    الف: صحت و سلامت جسماني:
    اجتناب از پرخوري و رعايت اعتدال در مصرف از تعاليم اسلامي است كه تحقيقات گسترده پزشكي نيز آن را به اثبات رسانده است.
    « با آن كه در وجود طعام است حظ نفس
    رنج آورد طعام كه بيش از قدر بود»
    (گلستان، ص111)
    ب: داشتن خوابي آسوده:
    آنكه اسير شكم است، شبي از سنگيني معده به خواب نمي رود و شبي ديگر از غم نايافتن غذا:
    «اسيربند شكم را دو شب نگيرد خواب
    شبي زمعده سنگي، شبي زدلتنگي»
    (گلستان، ص 871)
    پنج- قناعت سايه پاك نهادي و فرشته خويي است:
    «به كم خوردن از عادت خويش خورد
    توان خويشتن را ملك خوي كرد»
    (بوستان، ص 541)
    «فرشته خوي شود آدمي به كم خوردن
    وگر خورد چو بهايم بيوفتد چو جماد»
    (گلستان، ص261)
    ¤ ¤ ¤
    و خلاصه؛ آنچه كه در باب قناعت و صرفه جويي در برگ برگ آثار سعدي و ديگر بزرگان آمده است، بي ترديد امروزه نيز مي تواند راهگشاي مديريت مصرف و بهره گيري بهينه از منابع موجود در زندگي انسان معاصر باشد.
    ¤ منابع:
    1-ذكر جميل سعدي، مجموعه مقالات و اشعار به مناسبت بزرگداشت هشتصدمين سالگرد تولد سعدي، گردآوري كميسيون ملي يونسكو- ايران، سازمان چاپ و انتشارات، ج پنجم، 7731، ج1، ص1.1
    2-در قلمرو آفتاب، مقدمه اي بر تاثير قرآن و حديث در ادب فارسي، علي محمد موذني، انتشارات قدياني، ج دوم، 5731، ص 86.1
    3-شرح غررالحكم و دررالكلم، ج3، ص23.3
    4-در قلمرو آفتاب، همان، ص282.
    



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:07 AM - روز پنج شنبه 20 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مصرف بيش از حد: مشكل همگان

مصرف بيش از حد كالاها و خدمات، پديده اي است كه سرمايه سالاري و اصالت دادن به بازار آزاد، براي جوامع غربي به ارمغان آورده است. جهاني سازي و شركت هاي جهاني شده نيز با كمك تبليغات تجاري گسترده و يكسان سازي الگوهاي مصرفي جوامع سراسر جهان از طريق تلويزيون و مدل سازي هاي صورت گرفته توسط گردشگران غربي، به اين فرهنگ مصرفي دامن زده است. اين فرهنگ مصرفي، سلامت فرهنگي، هويت هاي قومي و سلامت سياره زمين را به مخاطره انداخته است. تنها راه گريز از مشكلاتي كه اين فرهنگ بر جوامع انساني تحميل كرده، بازگشتن به الگوهاي مصرفي منطقه اي و بومي مختص هر منطقه از جهان است.در طول چند صد سال گذشته، بشر (من از واژه “انسان “ تعمدا در مواردي استفاده مي كنم كه عمده مسئوليت ها را متوجه انسان ها مي دانم) با سياره ارزشمند ما و اجتماعات انساني آن، آزمايش بزرگي را از سر گذرانده است.دنبال كردن ثروت مادي از سوي افراد برخوردار از قدرت مالي در نهادهاي عمدتا غير پاسخگو، بر پيكربندي فرهنگ ها، فضاهاي طبيعي و ذهني مختلف و تبديل آنها به تك فرهنگي كه در خدمت منافع شركت هاي مدرن امروزي است، تاثير بسياري داشته است. اين آزمايش بزرگ، ايدئولوژي جهاني سازي شركتي و راسيوناليسم اقتصادي را براي متمركز كردن قدرت، روشي كه به اكوسيستم ها صدمه مي زند و حقوق اجتماعات انساني را زير پا مي گذارد، به كار گرفته است.اگر بخواهيم اين گرايش ها را متوقف كنيم، با چالش كاستن از قدرت اقتصادي جهاني نهادها، موسسات، سيستم ها و توافقنامه هاي تجاري و سرمايه گذاري بين المللي جهاني سازي شركتي و در نتيجه، افزايش آزادي جهان اكثريت (سوم) و اجتماعات “بومي “ براي كنترل سرنوشت خود روبه رو مي شويم. در عين حال، ما با چالش تغيير شكل مدل توسعه اي كه دغدغه رشد را دارد و مزاحم “جهان اقليت “ (اول) است و تهديد فرو كاسته شدن تنوع انساني و اكولوژيك به يك تك فرهنگ مصرف گرا را در خود دارد، مواجه هستيم. اين امر از يك سو به توانايي ما براي درك اين واقعيت بستگي دارد كه رشد و توسعه، يك چيز نيستند. شيوه هاي زندگي و صنايع بيش از حد مصرفي و بيش از حد توسعه يافته جهان اقليت، به سركوب نظامي و اقتصادي نيروي كار و اكوسيستم هاي جهان اكثريت و اجتماعات بومي وابسته بوده است. اگر تك تك كساني كه روي اين سياره زندگي مي كنند، بخواهند از شيوه زندگي ماترياليستي يك استراليايي متوسط “بهره مند “ شوند، ما به شش سياره مثل زمين نياز خواهيم داشت تا مواد خام اوليه و ضروري، سيستم هاي دفن زباله هاي كالاهاي مصرفي و صنعتي و خدمات لازمه زندگي، چون آب و هواي سالم را براي همه آنها تامين كنيم. تجزيه و تحليل هاي “شوراي زمين “ - سازماني كه بر توصيه هاي مطرح شده در نشست زمين “ريو “ در سال1992 نظارت دارد - نشان مي دهد كه بشريت در كليت خود با نرخي سي درصد، بيشتر از اندازه اي كه طبيعت مي تواند به طور اساسي خود را بازسازي كند، مصرف مي كند. سرانه مصرف استراليا، بيشتر از پنج برابر، از اين حد تجاوز كرده است. چون ارقامي كه مبناي اين تجزيه و تحليل قرار گرفته اند، مربوط به چند سال قبل هستند، احتمالاوضعيت فعلي از اين هم وخيم تر است.
    طبق “گزارش توسعه انساني “ سال1998 “برنامه توسعه سازمان ملل “، بيست درصد از جمعيت جهان كه در كشورهاي برخوردار از بيشترين ميزان درآمد، زندگي مي كنند، مسئول بالغ بر پنجاه درصد از آلودگي هاي دي اكسيد كربن هستند و در مقابل، يك ششم جمعيت جهان كه از نظر مالي جزء فقيرترين مردم جهان هستند، مسئول
     سه درصد اين آلودگي ها هستند. گرم شدن كره زمين كه يكي از پيامدهاي اين وضعيت است، احتمالابر كشورهايي كه از نظر مالي جزء فقيرترين كشورها هستند، بيشترين تاثير را مي گذارد . مثلامساحت بنگلادش مي تواند به دليل بالاآمدن سطح دريا تا هفده درصد كاهش يابد. اين گزارش به نرخ هاي هشدار دهنده جنگل زدايي در برخي از كشورهاي جهان اكثريت اشاره دارد و مي گويد كه بالغ بر نيمي از چوب و نزديك به سه چهارم كاغذ حاصله در اثر اين جنگل زدايي ها، در كشورهاي صنعتي مورد استفاده قرار مي گيرد.اما اگر بهره برداري اجتماعات جهان اكثريت از منابع را مورد توجه قرار دهيم، وضعيت از آنچه كه هست نيز وخيم تر مي شود. مكانيسم بازاريابي چند شركتي كه در سطح جهاني، چند صد ميليارد دلار را در هر سال صرف آگهي هاي تجاري و تبليغات مي كنند، دامنه نفوذ خود را به جوانان و طبقات متوسط و مالك جهان اكثريت توسعه داده است. براي مثال، اگر چه طبقه متوسط كشور هند ممكن است درصد اندكي از كل جمعيت آن را تشكيل بدهد، اما از لحاظ عددي، اين طبقه، بازار بزرگ جديدي را براي فروش محصولات و خدماتي كه ناسالم و از نظر زيست محيطي ويرانگر هستند، فراهم آورده است.
    از نظر بسياري از مردم جهان اكثريت، تلويزيون و گردشگري فقط نشان دهنده اين هستند كه زندگي در كشورهاي صنعتي چه شكل و شرايطي دارد. تصوير عمده اي كه از اين پديده ها در ذهن آنها شكل مي گيرد اين است كه در آمريكاي شمالي يا اروپا، زندگي باشكوه پرزرق و برق است و مردم آنها ثروتمند هستند و فقط بايد كمي كار كنند. تنها هدف تبليغات شركتي، جذب مردم به محصولات و خدمات خود نيست. اين شركت ها ميليون ها دلار را براي شكل دهي نگرش ها، اعتماد به نفس و عواطف مردم هزينه مي كنند تا آنها به مردمي تبديل شوند كه احتمال خريد توسط آنها بيشتر است. اين تبليغات، فشارهاي اجتماعي زيادي را به وجود مي آورند و از سوي موسساتي كه دولت از آنها حمايت مي كند پشتيباني مي شوند تا فرهنگ مصرف زدگي را با اين شعار كه “شما چيزي هستيد كه مي خريد “ تثبيت كنند. در نتيجه، مردمي كه در جهان اكثريت زندگي مي كنند، از نظر رواني زير فشار قرار مي گيرند تا فرهنگ سنتي خود را به عنوان راه “پسرفت “ ببينند و راه جديد زندگي كردن را كه تلويزيون به آنها معرفي و جهانگردان آن را مدل سازي كرده اند، نتيجه “ پيشرفت “ قلمداد كنند.كاملاآشكار است كه فرهنگ مصرفي به نقاط مختلف جهان صادر شده است تا شركت هاي بين المللي قادر شوند محصولات خود را به بازارهاي واحد و تك فرهنگ جهاني بفروشند، به جاي آنكه مجبور باشند در بازارهايي متكثر و منحصر به فرد، محصولات - خدمات خود را به هزاران فرهنگ انساني و گروه بومي گوناگون به فروش برسانند.مصرف گرايي به عنوان وسيله اي به فروش مي رود كه از طريق آن، جوانان جهان اكثريت مي توانند به “آزادي “ و “رهايي “ از ساختارهاي اجتماعي سنتي خود دست يابند. اقتصادهاي متداول، تمركز قدرت در دست شركت هاي فرامليتي و سياست هاي تجارت “آزاد “، فقط بر مردم جهان اكثريت تاثير نمي گذارند. در كشورهاي صنعتي اي مثل استراليا نيز اين نيروها با همان قدرت دست به دست هم مي دهند تا نيازهاي انسان ها به روابط انساني و تكامل فردي را به نياز به محصولات و خدمات مصرفي تغيير دهند.سرچشمه ها و مكانيسم هاي پشت فرهنگ مصرفي، در جهان اقليت پيچيده است و ريشه هاي آنها به قبل از انقلاب صنعتي مي رسد، ولي با اين وجود، شركت هاي دنياي مدرن، در تلاش براي قالب بندي جهان به تصويري از نتيجه عمل خود، اين مكانيسم ها را به قبضه خود در آورده اند.
    مشكلات زيست محيطي محلي و ملي، نابرابري هاي اجتماعي فزاينده، بيگانگي از يكديگر، كار بيش از حد و طيفي ديگر از اثرات سوء اقتصاد توسعه، كيفيت زندگي ما را در كشورمان استراليا، به مخاطره انداخته اند. در واقع، اگر چه شاخص هاي متعارف محدود نظير توليد ناخالص ملي، حاكي از آن هستند كه رفاه اقتصادي ما در حال گسترش است، اما شاخص هاي اقتصادي متوازن تر همچون “شاخص پيشرفت حقيقي “ نشان مي دهند كه هزينه هاي رشد اقتصادي و رشد مصرف مداوم، منافع آن را تحت الشعاع خود قرار مي دهند.مصرف بيش از حد، جزئي از يك بيماري اعتيادآور است كه برخي اوقات “آفلوئنزا “ ناميده مي شود. در استراليا بالغ بر دويست و هشت هزار ميليونر وجود دارد كه اين تعداد، به نسبت سال1993 ، سه برابر شده است. تمكن مالي، ديگر به عنوان يك باشگاه انحصاري سوپر ثروتمندان قلمداد نمي شود. هر چه مي گذرد، تعداد بيشتري از مردم به دنبال پيوستن به تعداد روزافزوني هستند كه “از نظر پولي ثروتمند و از نظر وقت فقير هستند. “ بسياري از مردم در تلاش براي پولدار شدن، چيزهاي بزرگي را در روابط و حيات معنوي خود قرباني مي كنند، با اين حال، وقتي به اهداف اوليه خود دست يافتند، احساس مي كنند كه مجبورند باز هم بيشتر از آن بخواهند.از اين نظر، سخن گفتن از توسعه به عنوان روندي كه مي توان از طريق آن به اجتماعات فقير فرامرزي كمك كرد، مناسبتي ندارد. تمام اجتماعات، الگوهاي ثروت و فقر خاص خود را دارند و در كشورهاي صنعتي، فقر ما بيشتر در قلمروهايي چون معنويت از هم گسيخته، اجتماع از هم گسيخته، روابط غيركاركردي و فقدان احساس شور وشوق و خودانگيختگي، خود را نشان مي دهد. در عين حال، همه ما در اجتماعات مختلف، به طرقي مشابه و متفاوت، هم ثروتمند هستيم و هم فقير. تفكر توسعه سنتي تاكيد دارد كه “ما “ پاسخ هايي براي كمك به “آنها “ داريم. موج جديدتري از اين تفكر تاكيد مي كند كه ما به منظور كمك به آنها، بايد خودمان را تغيير دهيم (يعني مصرف خود را كاهش دهيم). در اينجا گفته شد كه تكامل بيشتر تفكر توسعه سنتي، ما را ملزم مي كند كه مصرف بيش از حد خود و تاثيرات اجتماعي مصرف زدگي را به چالش گيريم تا همه بتوانيم خود را از ساختارهاي اقتصادي و سياسي كه بر ما تسلط دارند، رها كنيم.تغيير دادن الگوهاي مصرف خود و به چالش كشيدن ساختارها و روندهايي كه مصرف زذگي را ترويج مي كنند، بخش هايي از زنجيره اي از تغييرات وابسته به يكديگر هستند كه براي برخورداري از يك جهان عادلانه، متنوع و از نظر زيست محيطي پايدار براي تمامي ما، بايد آن را به كار گرفت. براي ايجاد يك تفاوت، بايد كاهش مصرف را تقويت كرد؛ با اقداماتي چون؛ منطقه اي كردن دوباره روند هاي اقتصادي، به ترتيبي كه سهم بيشتري از نيازهاي ما از رهگذر توليد محلي، تحت كنترل اجتماعي كه الزامات زيست محيطي منطقه را رعايت مي كند، برآورده شود.- ايجاد نهادهاي جهاني اي كه قوانين تجاري و سرمايه گذاري را در خدمت محيط زيست و حقوق انساني تدوين كنند و در عين حال، موسساتي را كه همه چيز را به نفع بازار “آزاد “ و سرمايه داري جهاني قرار مي دهند، تعطيل، دگرگون يا عميقا دوباره قانون گذاري كنند.
    - دور كردن تغييرات سياسي از بنيادگرايي اقتصادي و بردن آن به سمت يك اقتصاد جديد كه نيازهاي اكوسيستم هاي كره زمين و ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي را تامين كند.
    - علاوه بر اين، زندگي همراه با مصرف كمتر و پيوند بيشتر با زمين و جامعه، شايد قدرتمندترين چيزي باشد كه ما مي توانيم براي مطلع كردن مردم جهان اكثريت، از خطرات دنبال كردن مسير مصرفي، انجام دهيم. ما كه در جوامع اسراف كاري زندگي مي كنيم و در آنها ميزان مصرف بسيار هنگفت است، اين صلاحيت را نداريم كه بگوييم، “دنبال كردن راه ما كه مبتني بر فرهنگ مصرفي است، به نفع شما نيست. “ همچنين ما نمي توانيم اجتماعات جهان اكثريت را با گفتن اينكه “شما بايد به منظور كمك به ما غربي ها براي نجات خودمان، همين طور كه هستيد، باقي بمانيد “، تحت فشار قرار دهيم.
    اما با بازگويي اين واقعيت ها كه مردم و اجتماعات ما در كشورهاي صنعتي در حال پس زدن فرهنگ مصرفي هستند و اقتصاد جهاني آن را ترويج مي كند، مردمي كه در جهان اكثريت زندگي مي كنند، به اطلاعاتي دسترسي خواهند يافت كه از طريق تلويزيون هايشان به آنها دسترسي پيدا نمي كنند. با پرسيدن اينكه، آيا آنها نگران تغييراتي كه در حال رخ دادن در زندگي و جوامع ماست هستند يا نه، مي توانيم از آنها دعوت كنيم كه با ما همكاري كنند( و ما نيز دعوت آنها به همكاري ما با آنها را بشنويم) تا چيزي جديد دوباره خلق كنيم كه با ناموس طبيعت و انسان مطابقت داشته باشد. ما مي توانيم با خودانگيخته بودن و شناخت نشانه هايي حاكي از اينكه ما زير فشار و سركوب قرار داريم و يا به الگوهاي مصرفي و شيوه زندگي جهان اكثريت و دوستان بومي خود بها نمي دهيم، مي توانيم به كشفيات جديدي درباره خودمان برسيم.
    اين مجموعه مقالات درباره مصرف پايدار، هم ايده هاي منفرد و هم ايده هاي سيستماتيك را مورد بحث قرار مي دهد. اميدواريم كه اين ايده ها بتوانند به ترويج يك جامعه جديد و تمركززدايي شده كمك كند؛ جامعه اي كه در آن مردم به محيط زيست بها مي دهند.
    نويسنده:رادني ولايسRodney Vlais() پژوهشگر مسائل اقتصادي و اجتماعي.
    منبع:ماهنامه سياحت غرب به نقل ازwww.leas.green.net.au
   


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:05 PM - روز چهارشنبه 19 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
الگوي بهينة مصرف درآمدهاي نفتي در ايران

چکيده
در اين مقاله الگوي بهينة مصرف عايدات نفت و گاز، معرفي شده و براساس نتايج به دست آمده از الگو ميزان پس‌انداز و مصرف عايدات نفت و گاز کشور در افق زماني 1386- 1390 پيش‌بيني مي‌شود. در پايان مقاله براساس يافته‌هاي الگو، ايجاد صندوق درآمدهاي نفت و گاز پيشنهاد شده است.
الگوي موردنظر براساس حداکثرسازي مقيد تابع مطلوبيت بين دوره‌اي مصرف‌کننده قرار دارد. به موجب اين الگو، تنها مصرف سود حاصل از ثروت نفتي در درازمدت مجاز است و در پايان دورة بهره‌برداري از ثروت نفت و گاز، ثروت سرانة آحاد مردم با توجه به رشد جمعيت به ميزان ثروت سرانة مردم از محل منابع طبيعي نفت و گاز در آغاز دوره خواهد بود. براي نشان دادن ضرورت تشکيل صندوق درآمد نفت و گاز، ابتدا به پيامدهاي منفي اقتصاد نفتي تحت عنوان رانت‌جويي، بيماري هلندي و آثار زيان‌بار شوک‌هاي نفتي بر اقتصاد اشاره شده است، سپس تجارب شکست خوردة ايران در زمينة حل معضلات اقتصادي کشور از طريق تزريق بي‌حساب عايدات نفتي در دو مقطع زماني برنامة پنجم عمراني قبل از انقلاب (1352- 1356) و دورة (1384- 1386) اجمالاً مورد بررسي قرار گرفته است.
در مقاله نشان داده شده است که هرچند ايجاد حساب ذخيرة ارزي در برنامة سوم و تداوم آن در برنامة چهارم، گام مهمي در راستاي مقابله با آثار زيان بار شوک‌هاي نفتي و هموارسازي عايدات نفت و گاز در طول زمان به حساب مي‌آيد، اما اهداف آن متفاوت از اهداف صندوق درآمدهاي نفت و گاز بوده است. در مقاله بر اين نکته تأکيد شده است که دولت‌ها و مجالس قانونگذاري در جهت تأمين نيازها و خواسته‌هاي بي‌پايان مردم همواره تلاش دارند بخش بزرگتري از درآمدهاي نفتي را از طريق بودجة دولت به مصرف برسانند. به همين سبب، به رغم پيش‌بيني سقف برداشت دولت از عايرات نفتي در برنامه‌هاي سوم و چهارم، دولت و مجلس به قواعد رفتاري که بر سر آن به توافق رسيده‌اند وفادار نبوده‌اند.
با توجه به يافتة فوق در پايان پيشنهاد شده است مقام رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام که داراي افق ديد درازمدت براي حفظ مصالح نظام هستند، از تشکيل صندوق درآمدهاي نفت و گاز حمايت کنند و پشتيباني معنوي لازم را از آن به عمل آورند. باشد که دولت‌ها و مجالس قانونگذاري به قوانيني که در اين زمينه وضع خواهد شد تمکين کنند.

دکتر بهروز هادي زنوز
عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي

مقدمه
از پايان جنگ جهاني دوم تا به امروز، نفت در اقتصاد ايران اهميت حياتي داشته است و تلاش‌هايي که بعد از انقلاب براي رهايي از اقتصاد نفتي و متنوع کردن اقتصاد کشور به عمل آمده با توفيق کامل همراه نشده است. امروزه بخش مهمي از درآمدهاي ارزي کشور و منابع بودجه عمومي دولت از طريق توليد و صدور نفت تأمين مي‌شود و سهم نفت و گاز در توليد ناخالص داخلي درخور توجه است.
به تجربه، اين نکته به دانش عمومي تبديل شده است که نوسانات درآمدهاي حاصل از توليد و صدور نفت و گاز تأثيرات مهمي بر موازنة بازرگاني کشور، نرخ ارز، بودجة دولت و متغيرهاي پولي مي‌گذارد. تأثير نوسانات درآمدهاي نفت و گاز و پايان پذيري ذخاير انرژي‌هاي اولية کشور، اتخاذ سياست علمي مناسب را به منظور استفادة بهينه از ذخاير ثروت ملي به نفع رشد درازمدت اقتصاد ملي با ملحوظ داشتن عدالت بين نسلي به يک ضرورت مبرم مبدل ساخته است. در اين مقاله تلاش شده است الگوي بهينة مصرف درآمدهاي نفت و گاز ارائه شود.
ذخاير انرژي ايران غني است
ايران از موهبت ثروت عظيم نفت و گاز برخوردار است. با آن‌که از زمان استخراج اولين چاه نفت در کشور تا پايان سال 2006 ميلادي 59,04 ميليارد بشکه نفت برداشت کرده‌ايم، در پايان سال 2006 ذخاير نفت ايران 138,400 ميليارد بشکه و ذخاير گاز آن، معادل 26850 ميليارد مترمکعب بود (بريتيش پتروليوم 2006).



بخش انرژي در اقتصاد ايران حائز اهميت است
مصرف انرژي‌هاي اوليه در کشور در سال 2005 در حدود 161,9 ميليون تن معادل نفت و گاز بود که 158 ميليون تن يا 97,6 درصد آن از نفت و گاز تأمين شد (گزارش سال 2006 اوپک). در سال 1385، سهم نفت در GDP حدود 26,5 درصد بود. در دورة 1382 تا 1385 سهم نفت در ارزش صادرات کالايي ايران بين 80 تا 83,6 درصد بوده است (بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران).
سهم نفت در بودجة عمومي دولت بالا است
در دورة برنامة سوم و چهارم اقتصاد ايران به دليل افزايش قيمت جهاني نفت و گاز با شوک مثبت نفتي مواجه شد (نمودار 1).



    نمودار 1- تحول درآمدهاي نفتي در دورة 2000 تا 2006   




به موازات افزايش درآمدهاي نفتي، بخش مهمي از آن در بودجة عمومي دولت به مصرف رسيد و سهم نفت در مقايسه با ماليات‌ها در تأمين منابع مالي بودجه روزافزون شد (نمودار2).
در دورة برنامة سوم از حدود 130,3 ميليارد دلار درآمدهاي نفتي کشور مبلغ 85,8 ميليارد دلار توسط دولت در بودجة عمومي به مصرف رسيد. در دورة اين برنامه 65,8 درصد درآمدهاي نفتي توسط دولت خرج شد. شايان ذکر است که مخارج شرکت نفت از محل درآمدهاي نفتي در اين رقم منظور نشده است.
در دورة برنامة چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي مقرر شده بود برداشت دولت از محل درآمدهاي نفتي در چهار سال اول برنامة 81,6 ميليارد دلار باشد. اما عملکرد دو سال اول برنامه و بودجة مصوب سال 1386 و لايحة بودجه سال 1387، بيانگر آن است که دولت در صدد است 16,7 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را در ظرف مدت 4 سال به اقتصاد کشور تزريق کند (جدول 2 و نمودار3). بدين ترتيب دولت بيش از دو برابر مبلغ موردنظر برنامه را در چهار سال اول برنامه به مصرف خواهد رساند.
بدين ترتيب به دنبال شوک مثبت نفتي، سياست مالي دولت اين بوده است که تا حد ممکن درآمدهاي نفتي را از طريق بودجة عمومي به مصرف برساند. در دوران برنامة چهارم به همين دليل شاهد افزايش سهم نفت در تأمين منابع مالي بودجه بوده‌ايم (جدول3).
همان‌طور که مي‌دانيم به دليل شفاف نبودن هزينه‌هاي مربوط به پرداخت يارانة پنهان انرژي در بودجه، سهم نفت در منابع بودجه کمتر از واقع نشان داده مي‌شود. اگر اين يارانة پنهان در بودجة عمومي دولت شفاف شود، سهم واقعي نفت در بودجه بهتر نمايان خواهد شد (جدول4).
اثرات نفت بر عملکرد اقتصادهاي نفتي (چارچوب نظري بحث)
در ادبيات اقتصادي، اثرات مثبت و منفي طبيعي و از آن جمله نفت و گاز بر اقتصادهاي برخوردار از اين منابع ثروت به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است. درآمدهاي نفت و گاز از دو طريق بر رشد اقتصادي تأثير مثبت مي‌گذارد: نخست از طريق پر کردن شکاف پس انداز و سرمايه‌گذاري. دوم از طريق پر کردن شکاف ارزي کشور. اين تأثير مثبت به خودي خود تحقق نمي‌يابد و لازم است دولت نفتي عزم راسخي براي توسعة اقتصاد ملي داشته باشد و با ايجاد نهادها و اتخاذ سياست‌هاي مناسب درآمدهاي نفت و گاز را به مصرف برساند. تحقق اثرات مثبت آن موکول است به:
    ايجاد نهاد برنامه‌ريزي لازم و تخصيص درآمدهاي نفت و گاز به سرمايه‌گذاري‌هاي عمراني.
    ايجاد نهادهاي مالي تخصصي شامل بانک‌هاي توسعه‌اي و بورس اوراق بهادار به منظور ارائة تسهيلات سرمايه‌گذاري به بخش خصوصي داخلي و تأمين سرماية بانک‌ها از محل عايدات نفتي.
    ايجاد فضاي کسب و کار پيش‌برندة توسعة اقتصادي و محيط مناسب سرمايه‌گذاري در کشور براي توسعة سريع بخش خصوصي در اقتصاد ملي.
عملکرد ضعيف اقتصادهاي نفتي در مقايسه با عملکرد کشورهايي که اساساً دچار فقر منابع ثروت طبيعي بوده‌اند (مانند کرة جنوبي، تايوان، سنگاپور، هنگ‌کنگ) اقتصاددانان را به کنکاش در مورد علل اين مسئله واداشته است. به همين علت، موضوع تناقض ثروت يا مصيبت وفور منابع طبيعي در اقتصادهاي نفتي در ادبيات اقتصادي به خوبي شناخته شده است. در اين زمينه اقتصاددانان سه نظرية زير را ارائه داده‌اند:
    دولت رانتير و رانت‌جويي عاملان اقتصادي به کاهش کيفيت نهادها و انگيزة نوآوري مي‌انجامد و از اين طريق بر رشد اقتصادي تأثير منفي مي‌گذارد.
    بيماري هلندي موجب صنعت‌زدايي قوي يا ضعيف مي‌شود و اقتصاد را از سرريز تکنولوژي و رشد درازمدت محروم مي‌کند.
    نوسانات قيمت نفت موجب بي‌ثباتي اقتصادي و در نتيجه کاهش رشد اقتصادي مي‌شود.

نمودار2- تحول درآمدهاي نفتي و مالياتي در بودجة عمومي دولت


نمودار3- دلارهاي نفتي در بودجة دولت در 4 سال اول برنامة چهارم

جدول 1- دلارهاي نفتي در بودجة دولت در برنامة سوم (1379 تا 1383) به ميليون دلار
رديف    شرح    دورة برنامة سوم (1379 تا 1383)
1    منابع در نظر گرفته شده در قانون برنامه    56674
2    افزايش منابع ارزي در قوانين بودجة سنواتي    12027
3    برداشت از حساب ذخيرة ارزي بابت هزينه‌هاي ريالي دولت    9422
4    باز÷رداخت وام‌هاي ارزي و مابه‌التفاوت نرخ ارز تعهدات ارزي    7638
5    جمع کل منابع ارزي استفاده شده توسط دولت    85761
6    ارزش صادرات نفت و گاز    130255
7    نسبت منابه ارزي دولت به عوايد نفت و گاز    65,84
مأخذ: به نقل از دکتر مهدويان

جدول2- دلارهاي نفتي بودجة دولت در چهار سال اول برنامة چهارم (1384 تا 1387) به ميليون دلار
رديف    شرح    1384
عملکرد    1385
عملکرد    1386
اصلاحي    1387
لايحه
1    منابع در نظر گرفته شده در قانون برنامه    15235    15597    16321    17044
2    افزايش منابع ارزي در قوانين بودجة سنواتي    12351    10082    9297    12838
3    برداشت از حساب ذخيرة ارزي بابت هزينه‌هاي ريالي دولت    7752    15999    14232    16959
4    جمع کل منابع ارزي استفاده شده توسط دولت    35338    41678    39850    46841
5    ارزش صادرات نفت و گاز    53820    62458    81764    در دست نيست
6    نسبت منابع ارزي دولت به عوايد نفت و گاز (درصد)    65,7     66,7    48,7    در دست نيست
توضيحات: 1-  منابع بودجه در برنامة چهارم به نقل از جدول شمارة 8 قانون برنامة چهارم.
2- در اين‌جا ارزش صادرات نفت و گاز در سال‌هاي 86 و 87 برابر با سال 85 در نظر گرفته شده است، در حالي‌که با توجه به افزايش قيمت نفت در سال 86 انتظار مي‌رود عملکرد کشور بهتر باشد.
    منابع ريالي حاصل از نفت و حساب ذخيرة ارزي در بودجة سال 87 براساس هر دلار آمريکا 8900 ريال به ارز تبديل شده است.

جدول3- سهم نفت در بودجه (بدون شفاف‌سازي قيمت انرژي)
عنوان    1384
عملکرد    1385
عملکرد    1386 عملکرد
(8 ماهة اول)    1386
مصوب    1387
لايحه
منابع:    100,0    100,0    100,0    100,0    100,0
درآمدها
واگذاري دارايي‌هاي سرمايه‌اي
واگذاري دارايي‌هاي مالي    42,5
39,8
17,7
    40,2
31,8
28,0
    43,5
32,0
24,5
    43,4
27,5
29,1
    46,7
24,0
29,2

درآمدهاي نفتي    67,2    62,4    64,4    65,1    57،9
مصارف:    100,0    100،0    100,0    100,0    100,0
پرداخت‌هاي هزينه‌اي
تملک دارايي‌هاي سرمايه‌اي
تملک دارايي‌هاي مالي    68,9
28,5
2,6    72,3
25,3
2,4
    77,6
21,6
0,8    62,5
28,8
8,    61,4
33,5
5,1
مأخذ: سال‌هاي 84 تا 86 از مقالة آقاي دکتر کميجاني در آخرين شمارة نشرية روند. عملکرد سال 86 و لايحة بودجة 87 محاسبات نويسنده.

جدول4- سهم نفت در منابع بودجة عمومي با شفاف‌سازي يارانة انرژي
    1383    1384    1385
منابع:    100,0    100,0    100,0
درآمدها
واگذاري دارايي‌هاي سرمايه‌اي
واگذاري دارايي‌هاي مالي
شفاف سازي    21,1
30,89
14,96
33,2    27,15
25,38
11,29
36,17    25,68
20,31
17,89
36,13
درآمدهاي نفت و گاز    82,0    79,0    77,68
مصارف:    100,0    100,0    100,0
پرداخت‌هاي هزينه اي
يارانة انرژي
تملک دارايي‌هاي سرمايه‌اي
تملک دارايي‌هاي مالي    47,3
33,2
13,0
6,5    44,84
36,17
15,94
3,04    46,19
36,13
16,17
1,51
توضيحات: سال‌هاي 1383 و 1384 از نماگرهاي اقتصادي بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران، سال 1385 برآورد نويسنده.

فرضية مصيبت ثروت طبيعي بر پاية اين مشاهده استوار است که اقتصادهايي که از نظرمنابع طبيعي ثروتمندند، به‌طور متوسط آهسته‌تر از اقتصادهايي رشد مي‌کنند که از اين نظر فقيرند. براي مثال کشورهاي ثروتمندي هم چون ايران، نيجريه، ونزوئلا، آنگولا و اکوادوردر چند دهة اخير عملکرد ضعيفي داشته‌اند. در حالي که کشورهاي آسيايي که از نظر طبيعي فقيرتر بوده اند از رشد سريع اقتصادي برخوردار شده‌اند.
يکي از توضيحات تناقض ثروت آن است که ثروت از منابع طبيعي موجب جنگ سر منابع موجود مي‌شود و اين به نوبة خود به کيفيت نازل نهادي و رشد کم‌تر مي‌انجامد. در اين‌جا استدلال مي‌شود که رانت‌هاي زيادي که مي توان از منابع طبيعي کسب کرد براي عاملان دولتي و خصوصي انگيزة ورود به فعاليت‌هاي رانت جويانه را فراهم مي‌آورد. اين وضع در اشتهاي ثروت‌اندوزي، فساد مالي و تعارضات داخلي قابل مشاهده است. انگيزه‌هاي رانت‌جويي زماني غلبه مي يابد که بازده خالص درگير شدن در فعاليت‌هاي غيرمولد بيش از بازدة خالص فعاليت‌هاي مولد براي ايجاد ثروت جديد باشد. هاسمن و ريگوبن (2003)  استدلال مي‌کنند که وجود منبع ثروت مشترک يا نبود قطعيت و نااطميناني در مورد حقوق مالکيت بر سر درآمد منابع طبيعي به مبارزات غير کارآمد بر سر منابع موجود مي‌انجامد که مي‌تواند موجب رشد اقتصادي پايين‌تر شود.
سالاي مارتين و سوبرامانيان (2003)  اين را «اثر نهادي منابع طبيعي» مي‌نامند و شواهد تجربي به دست مي‌دهند که برخي از ثروت‌هاي طبيعي (به ويژه در کشورهاي توليد کنندة نفت و مواد معدني)تأثير منفي بر رشد مي‌گذارند و اين تأثير منفي از مجراي اثر مخرب اين ثروت‌ها بر کيفيت نهادها عمل مي‌کند. در مطالعة مشابهي ايشام و ديگران (2005)  به اين نتيجه رسيده‌اند که کشورهاي صادرکنندة سوخت، مواد معدني، محصولات کشاورزي که در اراضي وسيعي به عمل مي‌آيند، و توليدکنندگان قهوه و کاکائو از نظر شاخص‌هاي حکمراني وضع نامساعدتري دارند.
توضيح دوم براي تناقض ثروت آن است که رانت حاصل از منابع طبيعي پُرنوسان است. نوسان درآمدهاي حاصل از صدور مواد اوليه تا حدودي از اين واقعيت سرچشمه مي‌گيرد که منابع طبيعي عموماً داراي عرضه با کشش قيمتي پايين هستند. در مطالعات متعددي رابطة منفي نوسان درآمدها با رشد (رامي و رامي 1995)  و سرمايه‌گذاري (آيزنمان و ماريون 1999)  از جمله سرمايه‌گذاري در آموزش (فلاگ و ديگران 1998)  تأييد شده است. هاسمن و ريگوبن (2003) استدلال مي‌کنند که دليل اصلي اين تأثير منفي وجود نواقص در بازارهاي مالي است که در نتيجه آن، نوسانات به هزينة بالاتر سرمايه، سرمايه‌گذاري کم‌تر و رفاه کم‌تر مي‌انجامد.
سومين توضيح در باب تناقض منابع طبيعي مبتني بر فرضية بيماري هلندي است. اين موضوعي است که کوردن (1982)  و کوردن و نيري (1984)  آن را تشريح کرده‌اند براساس تحليل آنان بيماري هلندي زماني رخ مي‌دهد که قيمت منابع طبيعي يا توليد آن افزايش مي‌يابد و اين افزايش به افزايش نرخ واقعي ارز و افول بخش صنعتي مي‌انجامد. تحت شرايط خاص مي‌توان نشان داد که اين پديده به رشد درازمدت پايين‌تر مي‌انجامد.
اثرات رونق نفتي بر اقتصاد ايران
تجربة افزايش سريع قيمت نفت در دورة برنامة پنجم عمراني (1352 تا 1356) منفي بود. در آن زمان زمامداران کشور دچار اين توهم شدند که با عايدات حاصل از فروش ثروت نفتي و تزريق آن به اقتصاد مي‌توان يک شبه ره صد ساله را پيمود و به سرعت قدم در راه صنعتي شدن گذاشت. اما برخلاف تصور آنان، با تزريق درآمدهاي نفتي به اقتصاد کشور شاهد پيامدهاي زير بوديم:
    افزايش سريع تقاضا براي نيروي انساني و خدمات زيربنايي با افزايش عرضة نيروي کار خدمات زيربنايي همراه نشد. از اين‌رو اقتصاد کشور شاهد تنگناي نيروي انساني متخصص و کمبود برق و خدمات بندري شد. محدوديت ظرفيت مديريت پروژه‌هاي بزرگ به همراه تنگناهاي يادشده موجبات تأخيرهاي طولاني در اجراي پروژه هاي عمراني را ايجاد کرد.
    مازاد موازنة بازرگاني به دليل تزريق درآمدهاي نفتي به اقتصاد کشور موجب افزايش بي‌سابقة ذخاير بانک مرکزي شد و همين امر موجب تقويت پاية پولي و افزايش بي امان نقدينگي شد. بدين ترتيب روي ديگر سياست هاي مالي انبساطي توسط دولت، سياست پولي انبساطي بود و اين هر دو موجب تشديد فشارهاي تورمي در اقتصاد کشور شد.
    تثبيت نرخ اسمي ارز به دليل وفور دلارهاي نفتي در اقتصاد به رغم تورم دو رقمي در داخل کشور، منجر به از دست رفتن توان رقابتي صنايع داخلي شد. هم چنين اعمال سياست درهاي باز به منظور کنترل تورم و نيز واردات کالاهاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي مورد نياز اقتصاد کشور بيلان واردات را به نحو بي‌سابقه‌اي افزايش داد.
    ميل به نظامي‌گري و خريدهاي گستردة تسليحات نظامي در اين دوره به اوج خود رسيد و بخش در خور توجهي از درآمدهاي نفتي صرف خريد تسليحات پيشرفته از خارج، پرداخت مستشاران نظامي خارجي و گسترش هزينه‌هاي جاري ارتش شد.
    فساد مالي در دستگاه هاي دولتي افزايش يافت و نارضايتي عموم مردم از توزيع ثمرات رشد اقتصادي تشديد شد.
    برنامة پنجم به اهداف جاه‌طلبانة خود نرسيد. از اين گذشته با بزرگ شدن دولت و پيشي‌گرفتن مخارج از درآمدهاي نفتي در سال آخر برنامه، دولت وقت گرفتار کسري بودجه شد.
رونق نفتي سال‌هاي اخير نيز يک‌بار ديگر اين توهم را در نزد دولتمردان کشور به وجود آورد که دلارهاي نفتي، حلال مشکلات کشور خواهد بود؛ با اين تفاوت که به جاي رسيدن به يک جامعة صنعتي پيشرفته و گشودن «دروازة تمدن بزرگ» اين‌بار دولت درصدد برآمد با تزريق درآمدهاي نفتي به اقتصاد کشور مشکلات بيکاري، فقر و محروميت توده‌هاي مردم را از اين طريق حل کند.
بدين ترتيب تلاش شد موانع موجود براي تزريق هرچه سريع‌تر و بيشتر درآمدهاي ارزي به اقتصاد با اتخاذ تدابير چندي از ميان برداشته شود. انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان‌ها و ادغام آن‌ها در استانداري‌ها اولين قدم در اين راستا بود. انحلال سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور و ايجاد معاونت جديد برنامه‌ريزي و هماهنگي در نهاد رياست جمهوري گام دوم در اين راستا محسوب مي‌شود. قدم سوم با نوآوري اخير دولت در زمينة شکل ارائة بودجه به مجلس برداشته شد. دولت از اين طريق مي‌خاست از قيد و بندهاي نظارتي مجلس قانون‌گذاري بر تعيين مناسبات مالي دولت با شرکت ملي نفت (حذف تبصرة 38 بودجة 1358) و نظارت مجلس بر نحوة دخل و خرج خود در بودجه رهايي يابد.
نکتة درخور تأمل اين است که دولت به تخصيص منابع نفتي در بخش عمومي اکتفا نکرده و با منظم کردن سيستم بانکي به مالية عمومي مي‌خواهد شيوة تخصيص اعتبارات بانکي به بخش خصوصي را نيز يکسره تحت سيطرة خود درآورد. انحلال شوراي پول و اعتبار، کاهش نرخ سود تسهيلات بانکي، تخصيص 43 هزار ميليارد تومان به طرح‌هاي زودبازده، تنظيم شيوه‌نامة جديدي براي رفتار بانک‌ها و غيره را در همين راستا مي توان ارزيابي کرد. در اين ميان تحريم اقتصادي اتحادية اروپا، ژاپن و ايالات متحده موجب اختلال در تجارت خارجي شده و مانع از استفاده سهل از دلارهاي نفتي شده است. بدين ترتيب ايران نمي‌تواند به سهولت از مزاياي تجارت بين‌المللي و سرمايه‌گذاري خارجي و انتقال تکنولوژي بهره‌مند شود.
تضعيف نهادهاي برنامه‌ريزي و پولي و بانکي و تغييرات گستردة مديران اجرايي کشور نيز موجب تضعيف ظرفيت و کيفيت سياست‌گذاري در بخش عمومي شده است و فضاي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي را از طريق وخيم‌تر کردن محيط کسب و کار نامساعد کرده است. با توجه به تضعيف نهادهاي برنامه‌ريزي و پولي و بانکي و اختلال در مناسبات بين‌المللي و تنزل ظرفيت سياست‌گذاري اقتصادي، به نظر مي‌رسد اين بار تخلية بي‌ضابطة دلارهاي نفتي در اقتصاد نتايج منفي بيشتري به بار خواهد آورد.
متأسفانه چنين پيداست که به دليل بي‌توجهي به تجربة منفي گذشته تاريخ يک‌بار ديگر به زيان اقتصاد کشور تکرار مي‌شود و نتايج منفي مشابهي از تزريق درآمدهاي نفتي به بار مي‌آيد. تحقق نيافتن اهداف برنامة چهارم در زمينة رشد اقتصادي و ناتواني دولت در مهار تورم، افزايش بي‌روية بيلان واردات کشور، بزرگ شدن دولت و رکود نسبي بخش صنعت، گراني بي‌سابقة مسکن شهري در اين دوره ترديدي باقي نمي‌گذارد که تزريق بي محاباي درآمدهاي نفتي به اقتصاد اثرات زيان‌باري در پي داشته است.
روش بهينة مصرف درآمدهاي نفت و گاز (رهيافت نظري)
ثروت نفت و گاز به همة نسل‌ها تعلق دارد. اين ثروت بين نسلي در عين حال تجديدناپذير است. عدالت بين نسلي ايجاب مي‌کند که هر نسلي ضمن برخورداري از اين موهبت طبيعي، حقوق نسل‌هاي آتي را رعايت کند. روش بهينة مصرف درآمدهاي نفت و گاز مستلزم آن است که بخشي از اين درآمدها پس‌انداز شود و اين پس‌اندازها در دارايي‌هاي مالي کم‌ريسک سرمايه‌گذاري شود. به موجب اين قاعده، بايد رفتار بين‌دوره‌اي مصرف و پس‌انداز درآمدهاي نفتي به نحوي تنظيم شود که مجموع ثروت سرانة نفتي و مالي اتباع کشور در طول زمان ثابت باقي بماند. به نحوي که ارزش حال ثروت مالي در زماني که اين منابع ثروت طبيعي به پايان مي‌رسد، معادل ارزش حال ثروت طبيعي حاضر شود. اين روش مصرف درآمدهاي نفت و گاز از يک الگوي سادة بهينه‌يابي بين دوره‌اي قابل استخراج است:
    max: U = ∑_0^T▒(1nC_t)/〖(1+δ)〗^t
 ∑_0^T▒Y_t/((〖1+r)〗^t ) = S.t: ∑_0^T▒C_t/((〖1+r)〗^t )
Ct-1 Ct = (((1+r))/((1+δ)))
اگر r =δ باشد: Ct = Ct-1
در رابطة اول مطلوبيت بين دوره‌اي مصرف درآمدهاي نفت و گاز با يک تابع لگاريتمي ساده نشان داده شده است. در معادلة فوق ارزش حال مطلوبيت اجتماعي مصرف با توجه به نرخ ترجيح زماني جامعه محاسبه شده است. هدف آن است که مقدار اين تابع به حداکثر خود برسد. در معادلة دوم قيد الگو مشخص شده است. بديهي است ارزش حال مصرف درآمدهاي نفت و گاز نمي‌تواند بيشتر از ارزش حال درآمدهاي آتي آن باشد. اين الگوي بين‌دوره‌اي را مي‌توان با تشکيل لاگرانژين و مشتق‌گيري از آن حل کرد. نتيجة محاسبات جبري در معادلة سوم مشخص شده است. همان‌طور که نشان داده شده اگر نرخ تنزيل با نرخ ترجيح اجتماعي يکسان باشد، مصرف بين‌دوره‌اي ثابت خواهد ماند. اما اگر نرخ ترجيح زماني کمتر از نرخ تنزيل باشد مصرف هر دوره بيش از مصرف دورة قبل خواهد بود. و بالعکس.
در الگوي فوق اندازة جمعيت را ثابت در نظر گرفتيم. با در نظر گرفتن رشد جمعيت مي‌توان قاعدة مصرف بهينه را به شرح زير به دست آورد:
    ابتدا با توجه به نرخ بهره‌برداري از ذخاير نفت و گاز، قيمت متوسط هر بشکه نفت و گاز، هزينة بهره‌برداري از اين ذخاير و انتخاب نرخ تنزيل مناسب، ارزش حال ثروت نفتي محاسبه مي‌شود.
    سپس با توجه به اندازة جمعيت کشور در سال پايه، ارزش حال سرانة ثروت نفتي محاسبه مي‌شود.
    چون هدف اين است که اين ارزش سرانه در طول زمان ثابت باقي بماند، در هر سال مصرف سرانه برابر خواهد بود با تفاضل نرخ بهره و رشد جمعيت ضرب در مبلغ ثروت سرانه.
    مصرف کل درآمدهاي نفت و گاز با توجه به پيش‌بيني نرخ رشد جمعيت و اندازة جمعيت کشور در هر سال به سهولت قابل محاسبه خواهد بود.
    بايد توجه داشت که در اين جا مصرف به قيمت ثابت سال پايه محاسبه شده است و در عين حال بايد توجه داشت که مصرف کل مي‌تواند صرف هزينه‌هاي جاري و عمراني شود.
ويژگي ديگر عايدات نفت و گاز، پُرنوسان بودن آن است. شوک‌هاي منفي درآمدهاي نفتي اقتصاد کشورهاي نفت‌خيز را دچار کسري بودجه و کسري تراز پرداخت‌ها مي‌کند و از اين رهگذر بر رشد اقتصادي آن‌ها تأثير منفي مي‌گذارد. در عين حال افزايش درآمدهاي نفتي موجب مازاد تجاري و بزرگ شدن اندازة دولت مي‌شود. ايجاد حساب ذخيرة ارزي راه مناسبي براي تثبيت درآمدهاي نفتي و جلوگيري از شوک‌هاي زيان‌بار به اقتصاد کشور است. از اين طريق ميزان درآمدهاي نفتي در دسترس دولت در طول زمان هموار يا يکنواخت مي‌شود. بديهي است ماهيت و کارکرد حساب ذخيرة ارزي متفاوت از ماهيت و کارکرد حساب پس‌انداز درآمدهاي نفت و گاز است، اما مي‌توان با تشکيل صندوق واحد درآمدهاي نفت و گاز اين دو کارکرد را در هم ادغام کرد.
تجربة حساب ذخيرة ارزي در ايران
در برنامة سوم با توجه به تجارب گذشتة کشور، برنامه‌ريزان اقتصادي به درستي به اين نتيجه رسيدند که از طريق ايجاد حساب ذخيرة ارزي با نوسنات زيان‌بار عايدات نفتي مقابله کنند. اين حساب به موجب تبصرة 60 قانون برنامة سوم با اهداف زير شکل گرفت:
    کاهش شوک‌پذيري اقتصاد کشور و به‌طور مشخص بودجة دولت از نوسانات بازار جهاني نفت خام.
    افزايش پس‌انداز ملي در سال‌هاي رونق نفتي؛
    ايجاد اطمينان در عاملان اقتصادي؛
    تأمين مالي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي.
به موجب مادة يک قانون برنامة چهارم، تداوم فعاليت حساب ذخيرة ارزي حاصل از عوايد نفت در طول سال‌هاي برنامه تضمين شد. در برنامة چهارم به منظور کاهش اتکاي دولت به عايدات نفتي مقرر شد تا پايان برنامه، دولت اعتبارات هزينه‌اي خود را به‌طور کامل از طريق درآمدهاي مالياتي و ساير درآمدهاي غيرنفتي تأمين کند (مادة 2 قانون برنامة چهارم). هم‌چنين تأمين کسري بودجه از طريق استقرارض از بانک مرکزي و سيستم بانکي ممنوع شد (همان‌جا).
به منظور دست‌يابي به حداکثر بهره‌وري در استفاده از منابع تجديدناپذير انرژي، مقرر شد در طي برنامه قيمت نفت کوره، نفت گاز و بنزين به قيمت‌هاي عمده فروشي خليج فارس افزايش يابد و دولت منابع حاصله را براي کمک مستقيم به اقشار آسيب‌پذير، مقاوم‌سازي ساختمان‌ها و مسکن شهري و روستايي، بهينه سازي ساخت و سازها در مصرف انرژي، کمک به بهبود حمل و نقل عمومي و بهينه‌سازي مصرف سوخت در صنايع به کاربرد (مادة 3 قانون برنامة چهارم). در عمل مجلس هفتم با اجراي مادة 3 برنامة چهارم مخالفت کرد.
عملکرد حساب ذخيرة ارزي در دوران برنامة سوم به قرار زير بود:
    دولت در برنامة سوم 29,1 ميليارد دلار به اين حساب واريز کرد؛
    با آن‌که در دوران برنامه درآمد ارزي نفت کاهش نيافت، دولت 17,1 ميليارد دلار از حساب ذخيرة ارزي برداشت؛
    تا پايان آبان‌ماه سال 1384 از محل حساب ذخيرة ارزي 7,2 ميليارد دلار اعتبار اسنادي براي طرح هاي بخش خصوصي گشايش اعتبار شد که از اين مبلغ 5,2 ميليارد دلار مورد استفاده قرار گرفت؛
    ماندة حساب ذخيرة ارزي در آغاز سال 1384 در حدود 9478 ميليون دلار بود.
دولت در دورة برنامة چهارم گزارش مستند و تفصيلي از عملکرد حساب ذخيرة ارزي منتشر نساخته است. گزارش بانک مرکزي حاکي از آن است که موجودي نقدي اين حساب در پايان شهريورماه سال 1386 معادل 8706 ميليون دلار بوده است. اما اگر تعهدات حساب از اين مبلغ کسر شود، موجودي حساب به ميزان 1939 ميليون دلار منفي خواهد شد. گفتني است که در دو سال و نيم اول برنامة چهارم عايدات دولت از صدور نفت و گاز 152,7 ميليارد دلار بوده که تا پايان سال جاري به 198 ميليارد افزايش خواهد يافت. از مبلغ اخير در سه سال اول برنامه 116,9 ميليارد يا 59 درصد به بودجة دولت وارد شده است. قرائن گوياي آن است که دولت به ميزان واريز خود به حساب از آن برداشت کرده است. نحوة مصرف بقية درآمد ارزي در ابهام جدي قرار دارد. بدين معني که پس از کسر 6 درصد سهم شرکت نفت از کل عايدات نفتي سه سال هخير که بالغ بر 11,4 ميليارد دلار مي شود و احتساب برداشت‌هاي دولت تا پايان سال، مبلغ 69,7 ميليارد دلار باقي مي ماند. اين وجوه به حساب ذخيرة ارزي واريز نشده و مجلس نيز از کم و کيف مصرف آن اطلاع دقيقي ندارد.
سرنوشت حساب ذخيرة ارزي گوياي اين واقعيت است که مجلس قانون‌گذاري به مصوبات خود پايبند نيست و دولت تمايل غيرقابل مهاري براي افزايش مخارج خود از محل عايدات نفتي دارد. از آن جا که خواسته‌هاي مردم از دولت بي پايان است و نمايندگان مجلس و اعضاي دولت تمايل دارند اين خواسته‌ها هرچه زودتر برآورده شود، مردم و نمايندگان آن‌ها و دولت همگي در راه خرج کردن عايدات نفتي همدل و هم‌زبان شده اند. اما در اين ميان از اين نکتة اساسي غفلت مي‌شود که تخلية عايدات نفتي در اقتصاد کشور نه تنها حلال مشکلات کنوني کشور نيست، بلکه موجب پيامدهاي اقتصادي زيان‌بار نيز مي شود.
الگوي بهينة مصرف عايدات نفت و گاز در کشور
چارچوب نظري الگوي بهينة مصرف درآمدهاي نفت و گاز در بالا تشريح شد. اکنون مي‌خواهيم با در نظر گرفتن مفروضات معين بدانيم اگر دولت بخواهد رفتار خود را در قالب چنين الگوي بهينه‌اي تنظيم کند، همه ساله بايد چه مقدار از عايدات نفت و گاز را پس‌انداز و چه مقدار از آن را مصرف کند.
بلکه جهاني در بررسي خود از سياست هاي مالي دولت در دهة 1370 به اين نتيجه رسيده بود که در ان دهه دولت ايران مبلغي معادل 94,5 ميليارد دلار صرف رايانة انرژي کرده است و از اين طريق رشد اقتصادي ايران 2 درصد کاهش يافته است. توصية بانک جهاني عبارت بود از تصحيح مرحله‌اي قيمت حامل‌هاي انرژي و استفاده از ثروت نفتي به منظور رشد اقتصادي (بانک جهاني گزارش 2003).
آقاي دکتر مهدويان در سال 1384 در ارزيابي عملکرد حساب ذخيرة ارزي، تحليل ارزشمندي از تأثيرات منفي نفت بر اقتصاد ارائه داده‌اند و در قسمت آخر گزارش خود با استفاده از الگوي پيش گفته ميزان مصرف و پس‌انداز بهينة عايدات نفتي را برآورد کرده‌اند. ايشان در همين گزارش پژوهشي، پيشنهاد تشکيل صندوق درآمدهاي نفت و گاز را ارائه داده‌اند (مرکز تحقيقات استراتژيک، 1384).
در جدول شمارة پنج پس از تشريح مفروضات به کار رفته در الگوهاي نفت و گاز نتايج به دست آمده از اين الگوها مورد تحليل قرار خواهد گرفت.

جدول5- مفروضات الگوي نفت
رديف    شرح    واحد مقدار    مقدار
1    ذخاير اثبات شدة نفت کشور    ميليارد مترمکعب    138,400
2    سطح برداشت در سال 1385    هزار بشکه در روز    4051
3    حداکثر برداشت (در سال 1436)    هزار بشکه در روز    12695
4    ميانگين برداشت طي دوره    هزار بشکه در روز    7292
5    عمر ذخاير نفتي    سال    52
6    قيمت نفت خام در سال 1385    دلار در هر بشکه    68,15
7    هزينة برداشت نفت خام    دلار در هر بشکه    5,00
8    نرخ بهرة واقعي    درصد    4
9    ارزش حال داراي نفت خام کشور    ميليارد دلار    3013,1
10    مصرف سرانه از محل نفت    دلار سال 2006    1096,27

جدول6- مفروضات الگو در مورد گاز طبيعي
رديف    شرح    واحد مقدار    مقدار
1    ذخاير اثبات شدة گاز طبيعي    ميليارد متر مکعب    26850
2    سطح برداشت سال 1385    ميليارد متر مکعب    141
3    سطح برداشت سال 1392    ميليارد متر مکعب    200
4    حداکثر برداشت (در سال 1449)    ميليارد متر مکعب    817,13
5    ميانگين برداشت در طي دوره    ميليارد متر مکعب    433,1
6    عمر ذخاير گاز کشور    سال    62
7    قيمت پاية 1000 مترمکعب گاز    دلار هر هزار ترمکعب    45,47
8    هزينة توليد و انتقال هر 1000 مترمکعب گاز    دلار هر هزار ترمکعب    4
9    نرخ بهرة واقعي    درصد    4
10    ارزش حال دارايي گاز کشور    ميليارد دلار    284,58
11    مصرف سرانه از ثروت گاز    دلار    103,55

جدول 7- مفروضات جمعيت کشور در الگو
رديف    شرح    واحدمقدار    مقدار
1    جمعيت کشور در سال 1385    ميليون نفر    70,47
2    نرخ رشد سالانة جمعيت    درصد    1,4
3    جمعيت کشور در سال 1400    ميليون نفر    86,81
4    جمعيت کشور در پايان عمر ذخاير نفتي (سال 1437)    ميليون نفر    145,2

جدول8- ارزش توليد و مصرف نفت و گاز به قيمت سال پايه (ميليارد دلار)
    1386    1387    1388    1389    1390
ارزش توليد نفت و گاز    100,7    102,3    103,9    105,4    107,1
ارزش مصرف نفت و گاز    85,7    86,9    88,1    89,4    90,6
واريز به صندوق درآمد نفت و گاز    15,0    15,4    15,8    16,0    16,5

جدول9- تحول موجودي صندوق درآمد نفت و گاز
شرح    1386    1387    1388    1389    1390
ماندة اول سال    -    15,3    31,62    49,0    67,28
واريز از محل درآمد نفت    15,0    15,4    15,8    16,0    16,5
سود متعلق به موجودي    0,3    0,92    1,58    2,28    3,02
ماندة پايان دوره    15,3    31,62    49,0    67,28    86,8

در توضيح مفروضات آمده در اين جدول بايد گفت:
    ذخاير نفت ايران در جدول فوق براساس گزارش 2006BP، نقل شده است.
    ايران برنامة افزايش توليد به 8 ميليون بشکه در روز را تا سال 2020 دارد. براساس 16 قرارداد بيع متقابل، مقرر شده بود ظرفيت توليد کشور در سال 1385 به 5 ميليون بشکه در روز برسد، اما اين برنامه تحقق نيافت. در اين الگو توليد در سال 1349 به 4500 هزار بشکه در روز خواهد رسيد.از آن پس با نرخ رشد سالانه 5,2 درصد رشد خواهد يافت.
    ميانگين هزينة توليد نفت خام در ايران 20,4 دلار است، اما با احتساب هزينة تزريق گاز به چاه‌ها براي جلوگيري از افت فشار اين هزينه در حد 5 دلار برآورد شده است.
در مورد بهره‌برداري از ذخاير گاز کشور نکات زير قابل طرح است:
    توليد گاز طبيعي در کشور از 80 ميليارد مترمکعب در سال 1379 به 141 ميليارد مترمکعب در سال 1385 رسيد. يعني رشد سالانه 9،9 درصد.
    مصرف داخلي گاز طبيعي در فاصلة زماني 1379 تا 1384 از 58،7 ميليارد مترمکعب به 106,7 ميليارد مترمکعب رسيد، يعني رشد سالانه 10,5 درصد.
    در پارس جنوبي 22 فاز بهره‌برداري تعريف شده است که ميزان توليد هر يک به‌طور متوسط 25 ميليون مترمکعب در روز است. بدين با اجراي اين فازها در پارس جنوبي ظرفيت توليد سالانه به بيش از 200 ميليارد مترمکعب خواهد رسيد. تاکنون فقط تعداد 5 فاز به بهره‌برداري رسيده است. فازهاي 6 و 7 و 8 براي تزريق گاز به چاه‌هاي نفت در نظر گرفته شده است. ميزان تزريق به اين چاه‌ها بايد روزانه 300 ميليون مترمکعب باشد، اما فعلاً در عمل 75 ميليون مترمکعب گاز تزريق مي‌شود.
    برنامة توليد ايران 1500 ميليون مترمکعب در روز برآورد شده است.
    صادرات گاز کشور در سال 1379 صفر بود، اما در سال 1380 آغاز شد و در سال 1384 به حدود 4,8 ميليارد مترمکعب رسيد. گفتني است که واردات گاز کشور در سال 1383 در حدود 5,8 ميليارد مترمکعب بود. در سال 1386 صادرات روزانة گاز ايران 30 ميليون مترمکعب است که در صورت بهره‌برداري از خط لولة پاکستان نيز صدور 30 ميليون مترمکعب گاز در روز به اين ميزان افزوده خواهد شد.
    قيمت گاز صادراتي ايران در سال 1386 بين 23 تا 30 دلار به ازاي هر هزار مترمکعب است.
نرخ رشد سالانه جمعيت کشور در دورة 1375-1385 در حدود 1,6 درصد بوده است. نتايج محاسبات انجام شده براساس معادلات و مفروضات الگو براي دورة زماني 1386- 1390 نشان داده شده است (جدول8). بر اين اساس مي‌توان روند زماني موجودي صندوق درآمد نفت و گاز را به شرح جدول 9 محاسبه کرد. در جدول 9 نرخ سود سالانه 4 درصد محاسبه شده است. به موجودي اول هر دوره سود براي يک‌سال تعلق مي‌گيرد، اما به واريزي هر دوره 6 ماه.
نتايج الگوي فوق بيانگر آن است که الگوي مصرف کنوني عايدات نفت و گاز غيربهينه است. در صورت رعايت الگوي بهينة مصرف، دولت مي‌تواند در ظرف يک دورة 5 ساله به پس‌اندازي معادل 86,8 ميليارد دلار دست يابد. شايان ذکر است که اين مبلغ به قيمت ثابت سال 1385 محاسبه شده است. در صورتي که اين وجوه در اقتصاد ملي تزريق نشود و در اوراق بهادار کم خطر در بازار جهاني سرمايه‌گذاري شود، نقدينگي کشور نيز به صورت بي‌رويه افزايش نخواهد يافت و مهار تورم و تثبيت اقتصادي آسان‌تر خواهد شد. بدين ترتيب ضمن رعايت عدالت بين نسلي، اقتصاد کشور از عوارض بيماري هلندي تا حدود زيادي مصون خواهد ماند.
    پيشنهاد تشکيل صندوق درآمد نفت و گاز:
در راستاي تحقق الگوي بهينة مصرف عايدات نفت و گاز و به منظور تحقق آن لازم است صندوقي تحت عنوان صندوق درآمد نفت و گاز تشکيل شود. در زير اهداف و ارکان صندوق و منابع مالي آن به نقل از گزارش ارزشمند آقاي دکتر مهدويان توضيح داده شده است.
اهداف صندوق:
    تأمين ثبات در درآمدهاي بودجه و کاهش اتکا و آسيب‌پذيري بودجه و اقتصاد ملي به نفت؛
    استفاده از بخشي از منابع مالي صندوق براي پرداخت ديون دولت به بانک‌ها و تقويت نظام بانکي کشور؛
    توسعه و اجراي فعاليت هاي توليدي و سرمايه‌گذاري بخش غيردولتي از طريق اعطاي وام ارزي.
ارکان صندوق:
    هيئت امنا مرکب از وزير امور اقتصادي و دارايي، رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي کشور، رئيس کل بانک مرکزي و يک نفر نماينده از کميسيون اقتصادي مجلس است؛
    دبيرخانة هيئت امنا در بانک مرکزي خواهد بود؛
    هيئت مديرة صندوق درآمد نفت از رئيس کل بانک مرکزي و سه نفر کارشناس خوشنام، خيره و متخصص در امور مالي از وزارت امور اقتصادي و دارايي، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و بانک مرکزي ايران تشکيل مي‌شود. رئيس کل بانک مرکزي، رياست هيئت مديره را برعهده خواهد داشت؛
    بازرس ويژه از طرف هيئت امنا تعيين و منصوب مي‌شود.
منابع مالي صندوق:
    در ابتداي تشکيل صندوق ماندة درآمد نفت نسبت به رقم تخصيصي به بودجه سنواتي خواهد بود؛
    به تدريج در ظرف مدت 5 سال کل درآمد نفت مستقيماً به حساب صندوق واريز خواهد شد؛
    در فاصلة تشکيل صندوق تا پايان افق موردنظر، همه ساله بخش کاهنده‌اي از درآمد نفت به بودجة دولت و بخش فزاينده‌اي به حساب صندوق تخصيص خواهد يافت؛
    فرايند حاکم بر توليد و فروش نفت خام براي توليد فرآورده‌هاي داخلي نيز مشمول ترتيبات تدريجي مشابه فوق خواهد بود و تلاش مي‌شود تا پايان دورة پنج ساله فروش فرآورده‌ها در بازار داخلي به قيمت صادراتي خليج‌فارس معين و منابع مالي فروش نفت خام آن به حساب صندوق واريز شود؛
    سود حاصل از فعاليت‌هاي مالي صندوق.
تخصيص منابع صندوق
    تا سقف 20 درصد وجوه انباشتي در پايان هر سال به صورت تسهيلات ارزي ميان مدت و بلندمدت به بخش‌هاي غيردولتي اعطا خواهد شد؛
    وجوه انباشتي صندوق از محل صادرات نفت خام صرفاً در زمينة ابزارهاي مالي در بازارهاي بين‌المللي سرمايه‌گذاري خواهد شد؛
    در شرايط ويژه تا سقف 20 درصد وجوه انباشتي صندوق براي تقويت بازار سرماية داخلي قابل تخصيص خواهد بود؛
    منابع مالي انباشتي در صندوق درآمد نفتي از محل اصلاح تدريجي قيمت فرآورده‌هاي داخلي صرفاً براي سرمايه‌گذاري دولت در زمينة تکنولوژي‌هاي نوين معطوف به صرفه‌جويي انرژي بهبود حمل و نقل عمومي کلان شهرها، کاهش آلودگي هوا و بهبود محيط زيست در قالب بودجة سنواتي کشور قابل تخصيص است.
مسئوليت‌پذيري، شفافيت و اطلاع‌رساني
    منابع مالي صندوق درآمد نفت مستقل از ساير اموال و دارايي‌ها و حساب‌هاي انتظامي بانک مرکزي نگهداري خواهد شد؛
    هيئت امناي صندوق گروه حسابرسي مستقلي را براي حسابرسي عمليات مالي صندوق تعيين و مأمور خواهد کرد.


برگرفته از: ماهنامه تازه‌هاي انرژي- شماره 10- صفحات 64- 68 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:02 AM - روز سه شنبه 18 اسفند 1388    |   لينک ثابت

 


آثار مثبت پرهیزاز اسراف.


این بخش از كتاب عهده دار بحث در موضوعی است كه در حدّ خود از اهمیّت بسیاری برخوردار بوده و قابل دقّت و توجّه شایان است؛ زیرا این مبحث نشان می دهد كه چرا همواره باید اعتدال در مخارج را در نظر داشت و از آن غفلت ننمود.
مطابق مذهب شیعه، همه احكام و قوانین اسلامى، دارای مصالح و مفاسد واقعی هستند و براساس انگیزه ها و فلسفه های محكمی استوار شده اند و هریك از آنها در جایگاه خود عالی ترین هدفها و مقصدها را در زمینه های گوناگون - در زندگی فردی و اجتماعی انسان - دنبال می نمایند كه بعضی
از آنها را امامان معصوم بیان داشته و برخی را نیز عقل درك می كند و بسیاری از آنها هم از دسترس فكر و اندیشه ما دورند و به ناچار ظرف ذهن و عقل ما از دستیابی به دان ها محجوب است.
در این بحث، تا حدودی به آثار مثبت میانه روی و پیامدهای سوء اسراف و به سخن دیگر، به فلسفه تحریم اسراف، پرداخته خواهد شد؛ گرچه این نوشتار مدّعی نیست كه تمام دلایل این حكم نورانی را بیان كرده؛ ولی شاید بتواند با استفاده از سخنان اهل بیت معصوم ه به موارد مهم آن اشاره كند.
پرهیز از اسراف در زمینه اقتصادى، سرمایه های فرد و جامعه را از تلف شدن نگاه داشته، دوام حیات مادّی انسان را در هنگام مواجهه با مشكلات زندگی بیمه خواهد كرد و در بُعد اخلاقی مبارزه با اسراف فرد و جامعه را قادر می سازد، تا به اساسی ترین مسؤولیت انسانی و اخلاقی خود - كه كمك به مستمندان و همدردی با آنهاست - بپردازد.
دوری از اسراف است كه خیمه زندگی را همچنان بر پایه محكم اعتدال، نگه می دارد و جامعه را از وقوع جرمهایی از قبیل دزدى، رشوه و كلاهبرداری و پیامدهای آن، محافظت می نماید.
میانه روی و اعتدال در بُعد سیاسى، مبارزه ای كارآمد با استعمار - كه در صدد تحمیل زندگی آمیخته به اسراف و تبذیر در ممالك تحت سلطه است - به شمار می رود.
و سرانجام با پرهیز از اسراف در زمینه شرافت انسانى، بشر به بالاترین وظیفه خود در برابر خداوند و پروردگار خود - كه شكرگزاری و احترام به نعمت های بی پایان اوست - لباس عمل می پوشاند.
اكنون به تفصیل درباره هر یك از موارد یاد شده سخن می گوییم:.

1. تأمین بنیه مالی.

توجه به اعتدال و صرفه جویی در هزینه زندگی مایه بقا و توانایی مالی زندگی و در نتیجه، حافظ مناعت و شخصیّت انسانی آدمی است؛ در حالی كه عدم رعایت آن، تنگدستی و سختی معیشت به بار می آورد و شیرازه حیات اقتصادی انسان را از هم می گسلد.
درآمد زندگى، به سان چشمه آبی است كه در بستر رودی به جریان افتد. این آب اگر مهار نشود، به هدر می رود؛ ولی اگر در جای مناسبی سدّ زده شود و با محاسبه دقیق، مقدار ورودی آن تعیین و بر همان اساس راه های خروجی اندازه گیری شود، نه تنها آبی به هدر نمی رود، بلكه می توان از آن با برنامه ریزی صحیح استفاده خوبی برد و مقدار زیادی نیز ذخیره خواهد گشت تا در فصل تابستان - كه سد با درآمد كمتری از آب و تقاضای بیشتری روبه روست - مورد بهره برداری قرار گیرد.
در روایتی امیرالمؤمنین ژ فرمودند:.
میانه روی مایه فزونی ثروت و اسراف مایه تباهی آن است.
(1) .
و نیز همان حضرت می فرماید:.
ای انسان! اگر از دنیا به اندازه رفع نیاز بخواهى، كمترین درآمد هم تو را بس است و اگر طالب زندگی مسرفانه و بیش از حدّ كفایت باشى، تمام درآمد دنیا هم تو را كافی نخواهد بود.
(2) .
در روایت دیگری حضرت امام صادق ژ فرمودند:.
كسی كه میانه روی را در مخارج زندگی خود پیشه كند ضمانت می كنم كه فقیر و محتاج نشود.
(3) .
همچنین از نبی اكرم ْ و ائمه معصومین ه روایت شده كه فرموده اند:.
نجات انسان در سه چیز است: ترس از خدا در آشكار و پنهان، میانه روی در تنگدستی و توانگری و عدالت ورزی در خوشنودی و غضب.
(4) .
حكما نیز، تدبیر منزل را از شعبه های حكمت عملی به حساب آورده اند و اعتدال و محاسبه درست و دخل و خرج نیز، خود از موارد تدبیر منزل است.
در صورتی كه براساس نتایج آمارگیری (مركز آمار ایران) از هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی كشور در سال 1367 متوسط هزینه یك خانوار شهرى، 180 هزار تومان - ماهانه معادل 15 هزار تومان - بوده است. در صورتی كه متوسّط در آمد سالانه یك خانوار شهری 133997 تومان برآورد شده است.
... و نیز در همان سال، یك خانوار روستایى، هزینه متوسطی در حدود 106 هزار تومان داشته است كه معادل 8800 تومان می شود؛ در حالی كه در آمد متوسط سالانه آن در حدود 90862 تومان بوده است و این درحالی است كه هزینه دخانیات در خانواده شهری 4/4 درصد و در خانوار روستایی 5/8 درصد از كل هزینه را تشكیل می دهد.
(5) .
حال این اختلاف فاحش بین هزینه و درآمد، به خصوص در خانواده های شهری را از چه طریقی می توان حل كرد اوّلین پاسخی كه در مورد این سؤال به ذهن هر كس وارد می شود بالا بردن مقدار درآمد است، ولی تجربه نشان می دهد كه افزایش درآمد جز به افزودن خواسته ها و هزینه كمك نمی كند؛ از آن گذشته آیا افزایش درآمد به طور صحیح برای همگان میسّر است و آیا این پیشنهاد، دعوت غیر مستقیم از عده ای برای ارتكاب جرم نیست ممكن است گفته شود برای از بین بردن این نابرابری می توان به پایین آوردن نرخ كالاها و كاهش تورّم توسّل جست. این سخن گرچه درست است ولی آیا چنین كاری در هر اوضاعی به آسانی قابل دست یابی و دوام است تا به عنوان راه حلّ اساسی مطرح شود در این صورت به اعتقاد ما برای نزدیك نمودن این فاصله، راهی به جز قناعت و كنترل خواسته ها و قطع مصارف بی ثمر و یا مضرّی همچون دخانیات كه رقمی بالا در كل هزینه را تشكیل می دهد، باقی نمی ماند.

تأمین آینده زندگی.


چرخ زندگی در مسیر پرفراز و نشیب خود، همواره در خطر مواجهه با حادثه ها و اتفاقات غیرقابل پیش بینی قرار دارد. اندازه گیری در مخارج نسبت به درآمد، براساس ضرورت ها و پس از مقداری از مازاد بر مصرف، بنیان زندگی را تا حدّ زیادی در مقابله با این خطرها، محافظت خواهد نمود. این آینده نگری تنها در محدوده مسائل شخصی و خانواده نبوده بلكه فراتر از آن در اقتصاد جامعه و نظام حكومتی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا حوادثی از قبیل زلزله های ویرانگر، سیل ها و طوفان های خانمان برانداز، جنگ و سایر سوانح غیر قابل پیش بینى، در هر زمان ممكن است برای جامعه پیش آید. مسؤولان حكومتی باید همراه با تأمین نیازهای ضروری مردم و پرهیز از اسراف و تبذیر در اموال عمومى، مقداری از درآمد اضافی را برای شرایط اضطراری در نظر بگیرند. (6) .
امیرالمؤمنین ژ درنامه ای به زیاد بن ابیه، جانشین عبدالله بن عباس استاندار امام در بصره می نویسد:.
اسراف را رها كرده میانه روی پیشه كن و در امروز به فكر فردایت باش. به اندازه ضرورت از اموال حكومتی بردار و اضافه آن را برای روز نیازت به مركز فرست.
(7) .
گذشته از این كه منابع ملّی یك كشور اختصاص به یك نسل نداشته و اعقاب جامعه نیز در آن ذی حقند؛ استفاده از این ثروت ها باید به صورتی باشد كه همگان امكان بهره برداری از آن را در طول زمان داشته باشند.

2. نفی زمینه جرمهای مالی.

گرچه این بحث را می توان تكمله ای از موضوع پیش به حساب آورد؛ ولی به جهت اهمیّت بسیار آن، به عنوان اثر مستقلّی از آثار پرهیز از اسراف، بیان می گردد. همان گونه كه گفته شد، اسراف موجب افزایش مخارج زندگی خواهد بود و در نتیجه وقتی درآمد طبیعی مشروع زندگى، جوابگوی آن هزینه سنگین نباشد، چنانچه انسان از وجود ایمانی ریشه دار و عمیق بی بهره باشد - كه نوعاً كسانی كه دارای یك چنین زندگی مسرفانه ای می باشند همین گونه هستند - به جرایم اقتصادی و اجتماعی كشیده خواهد شد.
جرم هایی نظیر گرانفروشى، احتكار، رشوه خوارى، دزدی و كلاهبرداری و غیر آن، یا مانند حرص و آز و مال اندوزى، ریشه در اخلاق دارد و یا مثل ترس از تنگدستی و فقر، از عامل روانی برخوردار است و یا این كه جنبه سیاسی و مبارزه با نظام و حكومت دارد. و در بسیاری از موارد هم معلول وضعیّت اقتصادی و مالی مجرم است و این وضعیت نامطلوب اقتصادی نیز عوامل مختلفی دارد، كه مهم ترین آنهإ؛ه‏ه اسراف و تبذیر و ناهماهنگی بین درآمد و هزینه زندگی است.
اسراف، بر هم زننده تعادل و موازنه بین دخل و خرج و نیز نابودكننده توانایی مالی زندگی و فرساینده ثروت و امكانات حیات است.
اسراف است كه شخص مسرف را دچار فقر و عدم كفاف درآمد می سازد و او را در جهت تأمین مخارج زندگی با اشكال مواجه می نماید؛ او اگر بخواهد به همین درآمد عادی و طبیعی اش اكتفا كند، توانایی پاسخگویی به نیازهای خود و خانواده اش را ندارد و در نتیجه یا باید تن به اضافه كاری های طاقت فرسا و ملال آور بدهد - اگر از ارتكاب جرم، در خود احساس گناه كند - و یا به ناچار دامن خویش را به جرایمی از قبیل آنچه گفته شد بیالاید، تا بتواند بدین وسیله چرخ زندگی پرخرج و پرهزینه خود را همچنان در حركت نگه دارد.
چكیده سخن این كه، اسراف زاینده فقر و افزایش دهنده نیازهاست و آن هم سرمنشأ این گونه اعمال خلاف است.
شاید سخن حضرت صادق ژ اشاره به همین پیامدهای زشت عدم كفاف درآمد به هزینه داشته باشد آن جا كه فرمود:.
كِادَ الفَقْرُ أن یَكُونَ كُفْراً؛.
فقر و احتیاج انسان را تا مرحله كفر نزدیك می سازد.
(8) .
و نیز در قسمتی از حدیثی كه از همان حضرت روایت شده است، به نقل از تورات فرمود:.
كسی كه به درآمد كم از راه حلال قناعت ورزد، هزینه زندگی اش سبك و كسب و معامله اش پاكیزه خواهد گشت و از دایره ارتكاب فجور بیرون می رود.
(9) .
بر این اساس تنها راه نجات و بهترین حربه برای مسدود نمودن راههای ارتكاب این گونه جرم ها، پرهیز از اسراف و تبذیر و اتخاذ طریقه میان روی در مخارج زندگی است.

3. كمك به نیازمندان.

فاصله عمیق و شرم آور سطح زندگی بین فقیر و غنی لكّه ننگی است كه هنوز از دامن بشریت زدوده نشده است و تاكنون انسان هیچ گاه - علی رغم تلاش انبیا و مصلحان در جهت تعدیل و كم كردن این فاصله - جز در موارد محدود، موفق به حلّ آن نگردیده است.
به راستی چرا باید انسانی به خود اجازه دهد در رفاه كامل به سر برد؛ در حالی كه می داند كسانی از همنوعان او حتّی از امكانات اولیّه برای زندگی ساده ای نیز محرومند.
امیرالمؤمنین ژ فرمودند:.
اگر بخواهم، به صافی شده این عسل و مغز این گندم و بافته های این ابریشم دست می یابم، ولی چه دور است كه خواهش نفس بر من پیروز شود و شدّت حرص مرا به برگزیدن طعام ها بكشاند و حال آن كه شاید در (حجاز)
(10) یا (یمامه) (11) كسی باشد كه طمع در قرص نان نداشته باشد - چون در دسترسش نیست - و سیر شدن را به یاد ندارد. یا چه دور است كه من با شكم پر بخوابم و پیرامونم شكم های گرسنه و جگرهای سوخته باشد. (12) .
در این جا ممكن است این اشكال به ذهن بیاید كه خداوند امكانات زمین و آسمان را در اختیار بشر قرار داده و قوّه كار و توانایی فعالیّت به همگان بخشیده است ولذا بر هركس لازم است تا خود عهده دار تأمین زندگی شخصی خویش باشد و براین اساس، دعوت به كمك به دیگرى، چیزی جز ترویج تنبلی و سربارگی نیست.
پاسخ این است كه قاعده و اصل هم بر همین است و كسی حق ندارد بی جهت بار زندگی خویش را به دوش دیگران بگذارد و خود را كلّ بر آنان نماید؛ بلكه موظّف است با به كارگیری توان و استعداد خدادادی اش و نیز با استفاده از مواهب الهى، چرخ زندگی خویش را خود درحركت نگه دارد؛ ولی آیا همیشه و در مورد تمام افراد جامعه انجام این وظیفه عملی است.
نقص استعداد و عدم توانایی كار - چه در اصل خلقت و چه در اثر سانحه های اتفاقی یا تلف شدن سرمایه به جهت رویدادهای طبیعی و امثال آن - لازمه وجود این نظام احسن است كه خدای بزرگ، جهان رإ؛ ه‏ه براساس آن آفریده است و در این صورت آیا قانون، مطابق همان نظام احسن حكم نمی كند كه این گونه افراد، باید در جامعه اداره گردند و حق حیات داشته باشند و آیا تأمین زندگی این انسان ها، كه دستشان از تصرف در منابع درآمدزا كوتاه شده است، جز با كمك و مساعدت متمكنان و اهل ثروت راه دیگری دارد.
دعوت به دستگیری و انفاق به نیازمندان، نه تنها تشویق به تنبلی نیست؛ بلكه خود دعوتی برای كار و تلاش بیشتر است؛ زیرا وقتی شخصی اطمینان یافت كه اگر در طریق حركت و سعی برای تأمین زندگی خود، دچار آفت و نقصی شود، جامعه او را رها نكرده و مخارج او را به عهده خواهد گرفت، با شوق و نیروی بیشتری به دنبال كسب و كار خواهد رفت و همین طور درجهت مصالح اجتماع با علاقه و اطمینان خاطر جانفشانی و از خود گذشتگی نشان خواهد داد. ولی اگر ببیند چنانچه در راه كار برای خود و یا مصالح عمومى، صدمه ای بر او وارد شود، جامعه بدو بی توجّهی خواهد كرد، گذشته از این كه به سرنوشت اجتماع بی علاقه خواهد شد، انگیزه های كار برای امور شخصی نیز در وجودش سست می شود و همیشه سعی خواهد كرد در پیشه خود با احتیاط عمل نماید و كارهای بی خطر و ساده ای برگزیند تا اساس زندگی اش تهدید نشود.لذا در حقیقت آنچه باید اهل ثروت به نیازمندان بدهند، چیزی است كه آفریدگار جهان لازم فرموده است و آن را روزی و حقّ آنان دانسته است و از آثار مهم تحریم اسراف این است كه:.
با پرهیز از آن درمخارج زندگى، متموّلان فرصت می یابند تا از درآمد اضافه بر نیازهای خود به دیگران كمك كنند و به ادای این حق الهی و انسانی به پاخیزند.
اكنون نگاهی به وضعیت اسف بار گرسنگان در جهان می اندازیم و آن گاه به زندگی مترفان دنیا نظری می افكنیم و سپس راه چاره را بررسی خواهیم كرد.

گرسنگی در جهان.


در این زمینه به خبرهایی تكان دهنده از زبان آمار می پردازیم:.
طبق برآورد كارشناسان بانك جهانی در چند سال پیش، 500 میلیون كودك و سالمند، گرفتار كم غذایی مزمنند و بیش از 800 میلیون انسان در شرایط فقر مطلق به سر می برند....
در سال 1984 دبیر كل (یونیسف)
(13) اظهار داشت: شمار كودكان كه به دلیل كم غذایی و گرفتار شدن به بیماریهای عمدتاً پیشگیری پذیر، قبل از پنجمین بهار زندگی خود جان می سپارند، به این شرح است: 15 میلیون در هر سال و 41000 نفر در هر روز و 28 نفر در هر دقیقه. (14) فائو (15) ، پیش بینی كرده است كه 24 كشور افریقایی عمدتاً به دلیل خشكسالی در معرض كمبود شدید غذایی قرار دارند. (16) .
به گزارش دیگری در این زمینه از (گاردین هفتگى) توجه كنید:.
تیره روزی مردم موریتانی به وصف نمی آید یك كودك از هر پنج كودك قبل از رسیدن به پنجمین بهار زندگی جان می سپارد. از هر سه كودك، یكی گرفتار كم غذایی مزمن است و از هر چهار كودك، سه كودك هرگز به مدرسه نمی روند. خانواده ها گرفتار پریشانی و فروپاشی اند.
(17) در قحط سال 1973 در اتیوپى، خشكسالی و گرسنگی به بهای جان 200000 نفر تمام شد. در نیمه نخستین سال 1984 از بیشتر از 300000 قربانی سخن در میان بود و درباره افریقا می توان گفت: 150 تا 450 میلیون نفر دستخوش كم غذایی اند و 30 تا 35 میلیون تن در معرض خطر قحطی قرار دارند. (18) .
اینها ارقامی هستند كه سازمان های جهانی و بین المللی آن را به ثبت رسانده اند و چه بسیارند انسان های گرسنه و بی غذایی كه در سرتاسر گیتی به سر می برند و به قلم آمار در نیامده اند!.

دنیای استكبار.


اكنون كه تا حدّی گوشه ای از وضعیّت دردآور و زندگی جانكاه گرسنگان از نظرتان گذشت، نگاهی نیز به اردوگاه استكبار می افكنیم؛ گرچه هیچ گاه نمی توان تنها با این ارقام جزیی و محدود، به واقعیّت آنچه در آن جا می گذرد پی برد. كافی است بدانید، هم اكنون سالانه در سطح جهان در حدود 1000 میلیارد دلار، صرف هزینه های تسلیحاتی می شود. (19) .
ویلی برانت می گوید:.
جهان در هر هشت یا نه ساعت، حدود یك میلیارد دلار صرف تسلیحات می كند. پولی كه می شود كم وبیش در هر روز (سه برنامه افریقا) را با آن به سامان رساند و این پولی است كه در هر روز از هر سال تلف می شود.
(20) .
و نیز همو می گوید:.
اگر حتّی بخش كوچكی از منابع پرارزشی كه اكنون در راه تداركات بیهوده نظامی به هدر می رود، صرف توسعه اجتماعی و اقتصادى، به ویژه مبارزه با تنگدستی دوسوم ازمردم جهان گردد، در شرایط زندگی و امنیّت دنیای ما بی گمان بهبود چشمگیری پدید خواهد آمد.
(21) .
و باز می نویسد:.
هزینه های نظامی یك نیم روز جهان، برای تأمین اعتبار مورد نیاز برنامه مبارزه با مالاریای (سازمان بهداشت جهانى) كفایت می كند و با پولی كه صرف تولید یك تانك مدرن می شود، می توان كیفیّت ذخیره سازىِ 100000تن برنج را بهبود بخشید و از این راه از ضایع شدن بیش از 4000 تن برنج درسال، یا غذای روزانه 8 میلیون نفر،پیشگیری كرد. با همین مبلغ می توان برای 30000 كودك حدود 1000 كلاس بنا كرد. با هزینه یك هواپیمای جنگی می توان حدود 40000 داروخانه روستایی برپا كرد و همكاران من این نمونه را نیز اضافه كرده اند: هزینه تولید یك زیردریایی هسته ای مساوی است با مجموع بودجه های آموزشی 23 كشور روبه رشد با 160میلیون كودك كه در سنین مدرسه رفتن هستند.
(22) .
مجلّه تایم مورخ 8 سپتامبر 1986 می نویسد:.
درحال حاضر، دوازده عضو بازار مشترك اروپا، ساعتی 63000 دلار خرج می كنند تا، 4/1 میلیون تن كره مازاد خود را در سردخانه ها نگه دارند. در تابستان امسال ذخیره مازاد پودر شیر این بازار به 988000 تن رسید. مقامات بازار مشترك می كوشند تا با دادن كره اضافه به گوساله ها و پودرهای شیر اضافی به گاوها از ذخایر انبوه خود بكاهند. اما بنابر برآورد كارشناسان امر، حدود نیمی از این كره ها و دیگر موادّی كه در سردخانه ها نگهداری می شود، فاسد شده و دیگر برای خوراك انسانها و حتی حیوانات مناسب نیست.
(23) .
و باز می نویسد:.
در بازار مشترك در طول پنج سال گذشته مواد كشاورزی فروش نرفته چهار برابر شده و اكنون ارزشی معادل 2/10 میلیارد دلار دارد.
علاوه بر كوه كره و غلّه زیادى، شراب های مازاد این بازار اكنون، 1500 استخر بزرگ به ابعاد استخر مسابقات المپیك را لبریز می كند.
(24) .
در این مورد توضیحی لازم نمی بینم و شما را لحظه ای با این ارقام - كه به عنوان مشتی از خروار است - تنها می گذارم.

راه چاره.


گاهی می پرسند: آیا راه نجاتی هم وجود دارد و یا این كه تقدیر این است كه همواره عدّه بسیاری در گرسنگی و گروه های زیادی هم در ناز و نعمت و اسراف و تبذیر - با مراتب بسیاری كه دارد - به سر ببرند.
به طور مسلّم چنین اعتقادی دور از حقیقت است، و این گونه تقدیر غیرقابل تغییری وجود ندارد و باید در پی یافتن عامل این تیره روزیها بود تا راه چاره را پیدا نمود.
(رابرت مالتوس) انگلیسی - (1766 - 1834) یكی از علمای مكتب اقتصادی كلاسیك - بر طبق محاسبات مفصل و بحث های متعددی معتقد شد كه افزایش جمعیت بشر به طور تصاعد هندسى‏
(25) بوده؛ یعنی در هر 25 سال دو برابر، و در هر پنجاه سال چهار برابر، و در هر 75 سال هشت برابر، و در هر صد سال شانزده برابر خواهد بود. درصورتی كه افزایش مواد غذایی لازم برای بشر به طور تصاعد عددی است؛ یعنی مثلاً درمدت 25 سال یك برابر، مقدار خواربار بشر اضافه می شود و بنابراین در سال بیست و پنجم محصولات غذایی دو برابر شده و در سال پنجاهم سه برابر و در سال هفتاد و پنجم چهار برابر و در هر صد سال فقط پنج برابر شده است و چون زمین های قابل زراعت محدود است بنابراین افزایش موادغذایی هم به زودی متوقف خواهد گردید. (26) .
این نظریه به روشنی اساس مشكلات اقتصادی موجود در جهان را روند سریع افزایش جمعیت می داند و راه مقابله با آن را كنترل شدید تناسل و استقبال ازمرگ و میرهای عمومی و جنگ های وسیع خانمان برانداز پیشنهاد می نماید.
نظریه مالتوس كه به استعمارگران توسعه طلب، كمك شایانی نمود و دستاویزی برای قتل عام های آنان به شمار آمد در نظر اكثر دانشمندان اقتصاد پس ازاو مردود شد؛ ولی در عین حال هنوز نیزعده ای از كارشناسان مسائل اقتصاد جهانی با اصرار زیاد رشد جمعیت را عامل مهمّ نابسامانی های اقتصادی و گرسنگی می دانند. ویلی برانت می گوید:.
معمولاً به این نكته كه رشد جمعیّت عامل اصلی گرسنگی و پریشانی درجهان سوم است چندان توجهی نمی شود. مردم ترجیح می دهند كه این عامل را در صنعتی بودن شمال و استعمارگری درجنوب جستجو كنند و به سادگی از یاد می برند كه در شرایط كنونی اقتصاد جهان، مردمان تنگدست ناتوان تر از آنند كه از استثمار شدن خود جلوگیری كنند.
(27) .
گرچه در شرایط كنونی كه منابع و ذخایر زمین به دست استعمارگران به نابودی كشیده می شود، افزایش جمعیت مشكل آفرین و در تشدید وضعیت نابه هنجار محرومین سهم مؤثّری دارد؛ ولی نمی توان از آن به عنوان یك عامل واقعی و اصلی یاد كرد؛ زیرا به گفته خود او و سایر كارشناسان مسائل اقتصادی می توان با همین امكانات و تولیدات كنونی حتّی بیشتر از ساكنان فعلی روی زمین آذوقه داد.
(28) همو می گوید:.
پنج سال پیش برآورد می شد كه حتی پنج درصد از مخارج نظامی جهان كفایت می كند تا كشورهای فقیر بتوانند ماشین آلات و وسایل كشاورزی مورد نیاز خود را تهیه كنند و ظرف یك دهه از لحاظ غذا به خودبسندگی برسند.
(29) .
و اما در زمینه امكانات طبیعی و بالقوه زمین، به این نمونه توجه كنید:.
اگر یك قطره آب حوض یا دریا را زیر میكروسكپ بگذارید، در آن میلیاردها موجودات زنده ذرّه بینی خواهید دید كه بیشتر از نوع نباتات می باشند. این موجودات یك سلّولی خلق السّاعه می باشند؛ یعنی یك جفت اینها پس از چند روز از میلیارد تجاوز می نمایند. این موجودات، مانند سایر نباتات از آب و هوا تغذیه می كنند و املاح مورد نیاز خود را، از نمك دریا می گیرند. این گیاه های یك سلولى، دارای مواد سفیده ای كمی قند و كمی چربی و ویتامین های بسیارند و چون در آب دریا زندگی می نمایند و این آب دارای 91 عنصر مفید است؛ یعنی تمام املاح زمین، به مرور حل و به دریا ریخته شده است. لذا در تركیب بدنشان همه فلزّات و شبه فلزات مفید وجود دارد. درهر لیتر آب دریا، حدود پنج تا شش میلی گرم از این موجودات وجود دارد و می توان از هر متر مكعب آب دریا تقریباً پنج گرم آن را به دست آورد. این آرد غذای اید آل بشر است، زیرا صددرصد خاصیّت غذایی دارد و آنچه برای زندگانی لازم و ضروری است در آن جمع است. از طرف دیگر چنانكه قبلاً گفتیم این موجودات خلق السّاعه می باشند و آب دریا چشمه لایزال آنهاست و هر چه بگیریم تمام شدنی نبوده و به زودی با توالد و تناسل جای آن پر می شود. از طرف دیگر مقدار آب دریا بسیار زیاد است و می توانیم هر روز میلیاردها تن از این آرد را از یك گوشه دریا بگیریم و تمام ساكنین روی زمین را چه انسان و چه حیوان با این آرد، غذا دهیم و حتی به جای كود به نباتات بدهیم. خلاصه بشر را از گرسنگی نجات دهیم از نظر تنوع غذایی هم این آرد قابل تحسین است؛ زیرا موجودات ذره بینی دریا یك نوع و دو نوع نیستند و با خوردن یك قاشق از این آرد، مابیش از 21 نوع غذا به دست می آوریم.
(30) .
بنابراین اگر فرض كنیم، جهان به حدی از رشد و تربیت برسد كه تمامی هزینه های نظامی را متوقف و یك جا آن را در راه رفاه و امكانات زندگی بشر به مصرف برساند و از اسراف و تبذیرهای بی حدّ و حساب در موارد دیگر كه نمونه هایی از آن بیان شد نیز دوری جوید و تمامی زمینهای قابل كشت و امكانات طبیعی دیگر مورد بهره برداری قرار گیرد، آیا باز هم رشد جمعیّت برای جهان مشكلی به وجود خواهد آورد.
البته همان گونه كه اشاره شد، مدار گفتگو در این جا شرایط ایدآل است؛ گرچه در اوضاع كنونی نقش رشد بی رویه جمعیّت در تشدید بحران قابل انكار نیست و نیز در بحث كنونی بُعد اقتصادی آن مطرح است در صورتی كه در بررسی این موضوع باید ابعاد دیگری از قبیل تعلیم و تربیت، بهداشت و درمان، خدمات و غیر آن نیز مورد توجه قرار گیرد، كه اینك جای بحث آن نیست.
گاهی هم از بروز عوامل طبیعی از قبیل خشكسالی های پی درپی و امثال آن به عنوان عاملی برای این ضایعات ناگوار یاد می شود و برای نمونه خشكسالی های مناطقی از افریقا و تلفات ناشی از آن ذكر می شود.
(31) .
در صورتی كه به نظر ما گرچه این گونه خشكسالی ها در ایجاد زمینه مساعد برای گرسنگی و فقر، قابل تردید نیست؛ ولی از آن به عنوان یك عامل اصلی یاد كردن خطاست، زیرا قحط و خشكسالی معلول عوامل متعدّد طبیعی است و ممكن است به اراده خداوند، روی جهات و مصالحی برای امتحان دیگر انسان ها در ادعاهایی كه مبنی بر تعهد و بشردوستی دارند، در تمام نقاط عالم؛ به ویژه در مناطقی كه زمینه مساعدتری برای این گونه عوامل وجود دارد و یاكسانی كه باید به كمك و دستگیری امتحان شوند در غیر این مناطق هستند، پیش آید. باید دانست كه خداوند با بروز خشكسالی و امثال آن روزی هیچ یك از بندگانش را قطع نكرده؛ بلكه وظیفه ای را بر دوش دیگران می گذارد. روی این جهت فقر و پریشانی جمعیت های قحط زده، از ناحیه عوامل طبیعی نیست؛ بلكه باید آن را در نظام های ستمگر حاكم برجهان و ثروتمندان بی درد جستجو كرد.
برخی هم ریشه همه مشكلات را در مالكیت فردی دانسته و آن را (ام الفساد) همه نارسایی ها و اساس تمامی تبعیضات و فاصله های طبقاتی به حساب آورده اند؛ ولی تجربه كشورهای كمونیستی و فروپاشی نظام های مبتنی بر آن حاكی از سرخوردگی و ناكامی این مكتب در حلّ معضلات اقتصادی است و پیروی از آن در طىّ سالیان دراز، حاصلی جز صفهای طویل و كمیابی و نیازمندی به محصولات وارداتی - كه نتیجه فروكش كردن انگیزه های شخصی در تولید است - به ارمغان نیاورده است.

نظری به روایات.


در بسیاری از روایات، اهل بیت عصمت و طهارت ه توانگران بی توجه و مانعین حقوق فقرا را مسؤول اصلی وضعیّت نابسامان تهیدستان معرفی نموده اند. در روایت معتبری محمد بن مسلم وزراةبن اعین از حضرت صادق ژ نقل می كنند كه فرمود:.
خداوند در اموال اغنیا برای نیازمندان به مقداری كه به تمامی نیازهای آنان برسد، واجب كرده است و اگر این اندازه كافی نبود زیاده از آن را قرار می داد. پریشان حالی تنگدستان به جهت عدم كفایت آن مقدار واجب نیست؛ بلكه از ناحیه كسانی است كه حقوق فقرا را در اموال خود نگه داشته، به آنها ردّ نمی كنند و چنانچه مردم حقوق یكدیگر را رعایت كنند و حق را به صاحب آن برسانند زندگی فردی و اجتماعی آنان سالم و از خیر و بركت آكنده خواهد بود.
(32) .
گرچه مقصود از حق فقرا در اموال اهل ثروت، در ابتدای این حدیث شریف همان زكات واجب بوده و خمس را هم شامل است؛ زیرا گذشته از این كه این گونه روایات درباره زكات و در آن باب آمده، تنها همین زكات و خمس است كه اندازه معینی داشته و بیش از آن واجب نیست؛ درحالی كه انفاقات دیگر حد مشخص و معلومی ندارد، ولی به طور مسلّم حقوق در آخر حدیث و احادیث مشابه آن، عمومیّت داشته و تنها منحصر به زكات نیست و شاهد بر این، روایات بسیاری است و از جمله آنها روایت معتبر سماعة بن مهران از امام صادق ژ است كه آن حضرت فرمود:حق معلوم، از زكات نیست و آن چیزی است كه هر جمعه و یا هر ماه از مال خویش خارج می كنی و هركس به مقدار وسعت و فضل خودش انفاق می كند و این كه خداوند می فرماید:.
اگر اموالی كه انفاق می كنید مخفیانه به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است‏
(33) غیر از زكات است. و (ماعون) هم از زكات نیست؛ بلكه خدمتی كه به دیگران می كنی و مالی كه به قرض می دهی و وسیله زندگیی كه در اختیار نیازمندان می گذارى، (ماعون) است. آنچه در راه (صله رحم) نیز می پردازی از زكات نیست و خداوند می فرماید: و كسانی كه در اموالشان حق معلومی است‏ (34) و آن چیزی است كه شخص بر خودش لازم می كند تا به اندازه طاقت خود از مال و جان به دیگران كمك نماید. (35) .
اما این كه حضرت در آغاز حدیث فرمود: این مقدار واجب برای رفع نیاز مستمندان كفایت است، مقصود هنگامی است كه تمامی مردم به انجام این تكلیف قیام كنند و در این صورت، گرفتاری تهیدستان بر طرف شده و رفاه فراگیر می شود وگرنه اقدام گروهی بر ادای زكات همیشه بوده و در عین حال پریشان حالی و فقر نیز در قشرهایی از جامعه همواره وجود داشته است.
غرض این كه درماندگی و فقر تهیدستان نتیجه منع ثروتمندان و متمولین جامعه از ادای حقوق آنهاست و تنها با ادای زكات و یا خمس نمی توان در قبال گرسنگی تنگدستان جامعه از خود سلب تكلیف و مسؤولیت كرد و همان گونه كه در حدیث قبل حضرت امام صادق ژ فرمودند: (حقوق فقرا منحصر به زكات نیست) باید برای رسیدن به جامعه ای سالم و انسانى، همراه با تلاش پیگیر در راه ایجاد نظام های عادلانه در سطح جهان، برای پایان دادن به هوسرانیهای مترفین دنیا و رساندن حقوق محرومین عالم به آنان، همگان با در پیش گرفتن میانه روی و اعتدال و پرهیز از اسراف و تبذیر، در خود این امكان را به وجود بیاورند، تا اضافه بر مخارج لازم زندگی خود را در راه رفاه قشرهای كم درآمد و نیازمند جامعه به مصرف برسانند. در قسمتی از حدیث (ابان بن تغلب) از حضرت امام صادق ژ آمده است:.
آیا خیال می كنی خداوند كسانی را كه نعمت می دهد گرامی داشته و به كسی كه نعمت و ثروت نمی دهد، توهین روا داشته است نه، این گونه نیست؛ بلكه ثروت از آن خداوند است كه به عنوان امانت نزد شخصی قرار می دهد و به آن كسانی كه دارای این نعمت هستند، اجازه داده تا با رعایت میانه روی و اعتدال بخورند، بیاشامند، بپوشند، ازدواج كنند و مركب سواری بگیرند و زیادی آن را به نیازمندان اهل ایمان برگردانند و بدین وسیله اوضاع پریشان و پراكنده آنان را اصلاح نمایند. اگر كسی این گونه عمل كرد خوردن، نوشیدن و مركب سواری بر او حلال است و اگر غیر از این باشد، تمامی این موارد بر او حرام خواهد بود.
(36) .
نوح بن شعیب از نادر خادم نقل می كند:.
روزی غلامان حضرت رضا ژ میوه ای را می خوردند؛ ولی پیش از آن كه آن را كاملاً مصرف كنند، دور انداختند. حضرت فرمود: سبحان اللّه! اگر شما از آن بی نیازید، عدّه ای از مردم از آن بی نیاز نیستند، آن را به كسی كه محتاج است بخورانید.
(37) .

4. مبارزه با استعمار.

همان گونه كه درگذشته بیان شد، ترویج از مصرف زدگی و اسراف و تبذیر، از شیوه های استعمار برای نفوذ و استیلای بر تمام شؤون و جوانب مختلف كشورهای ضعیف به خصوص كشورهای اسلامی است. در این صورت مبارزه با اسراف، در هر شكلی از آن، از مخارج كلان تا مصارف جزیى، خود نوعی مبارزه با استعمار و برخورد و مقابله با ریشه ها و زمینه های نفوذ آن نیز خواهد بود.
این موضوع را گرچه نمی توان به عنوان فلسفه ای برای حرمت اسراف دانست؛ زیرا در زمان تشریع این حكم، این جهت و مصلحت در پرهیز از اسراف وجود نداشته است؛ ولی بر شمردن آن در ردیف مهمترین آثار و خواص مثبت این قانون الهى، امری مسلّم و غیرقابل تردید است.

5. احترام به نعمتها.

از آثار مثبت پرهیز از اسراف، احترام و تعظیم نعمت های خداوندی و شكر نعمت است، در حالی كه اسراف، توهین و كم بهادادن به الطاف و مواهب الهی است كه آن هم ره آوردی جز زوال و سلب نعمت های الهی نخواهد داشت. این مطلب در روایات، به ویژه درباره آنچه مربوط به آذوقه مردم و از همه مهم تر نان - كه اصلی ترین و عمومی ترین غذای آنان است - تأكید و سفارش بیشتری شده است.
امام صادق ژ از پدران گرامی اش از رسول اكرم ْ نقل كرده اندكه فرمود:.
هر كس به پاره نان و یا خرمایی برخورد كند، سپس آن را تناول كند، پیش از آن كه شكمش از آن فارع شود، خداوند او را خواهد آمرزید.
(38) .
باز حضرت صادق ژ درحدیثی فرمودند:.
رسول خدا ْ برعایشه وارد شد، پاره نانی بر زمین دید و نزدیك بود آن را زیر پابگیرد آن را برگرفت و تناول نمود و سپس به عایشه فرمود: نعمت های الهی را تعظیم و تكریم كن؛ زیرا این چنین نیست كه نعمت های خداوندی از میان گروهی رخت بربندد و سپس به زودی به آنها برگردد.
(39) .
همچنین درحدیث دیگری همان حضرت فرمودند:.
خداوند در روزىِ گروهی از مردم وسعت و گشایش داد، تا هنگامی كه سر به طغیان گذاشتند و سنگ را برای تطهیر خود خشن احساس كردند. از این رو برای این كار از نان استفاده می كردند. در این هنگام خداوند آنان را به قحط و گرسنگی گرفتار كرد و آن گروه به ناچار آذوقه های خود را در انبارها ذخیره می نمودند تا محفوظ بماند. خداوند حشره یا چیزی شبیه آن را برانگیخت تا ذخیره آنان را فاسد نماید و بدین رو مجبور شدند برای تأمین آذوقه خود به همان پاره نانهای آلوده روی آورند.
(40) .

اسراف و رفاه عمومی.


در خاتمه این بخش، بحث را با طرح یك سؤال و پاسخ بدان به پایان می بریم و آن این كه برخی می گویند: اگر فرض كنیم روزی بیاید كه تمامی انسان ها در رفاه و آسایش به سر ببرند و صفحه گیتی از وجود انسان های تنگدست و نیازمند خالی بماند، آیا بازهم (اسراف) عملی نكوهیده و ناپسند به شمار خواهد آمد.
پاسخ بدین سؤال از آنچه تاكنون گفته شد روشن است؛ زیرا همه فلسفه تحریم اسراف امكان كمك به تهیدستان نیست، بلكه برخی از آنها، مانند احترام به نعمت های الهی و تأمین بنیه مالى، در هر دوره و با هر شرایطی وجود دارند. اضافه بر این كه، اصولاً تأمین رفاه و آسایش جهانی - كه تنها در عصر حكومت حضرت مهدى(عج) تحقق خواهد یافت - یكی از عوامل عمده آن، همین جلوگیری از اسرافگری ها و برچیدن بساط مسرفان در سطح جهان است و باز هم در سایه عمل به همین دستور الهی است كه ریشه فقر و تنگدستی خشكیده و جهان غرق در نعمت و رفاه و بقای این حالت نیز در پرتو آن عملی می شود.


پاورقی :

1. وسائل الشیعه، ج‏15، ص‏258.
2. همان، ص‏241.
3. همان ، ص‏259.
4. همان، ج‏6، ص‏24.
5. اطلاعات سیاسی اقتصادى، سال چهارم، شماره 6، خردادو تیر 1369، ص‏74.
6. درست در حدود ساعت 35 دقیقه بعد از نیمه شب روز پنج شنبه، 31/3/1370 زلزله ای پر قدرت، قسمت وسیعی از ایران را به لرزه در آورد. این زلزله توانست منطقه گسترده ای از دو استان گیلان و زنجان را به ویرانه ای تبدیل كند.
7. نهج البلاغه، نامه 21 و احتمال هم می رود مقصود امام ژ این باشد كه:.
امروز به فكر قیامت باش. به اندازه ضرورت از اموال شخصی ات استفاده كن و اضافه آن را صدقه بده (كه در این صورت باز اشاره به یكی دیگر از فواید میانه روی است و بحث آن خواهد آمد).
8. سفینة البحار، ج‏2، ص‏378.
9. اصول كافى، ج‏2، ص‏138.
10. مكه و مدینه و سایر شهرهای آن.
11. شهری است در یمن.
12. نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه 45.
13. سازمان بهداشت جهانی كودكان، وابسته به سازمان ملل متحد.
14. جهان مسلح، جهان گرسنه، از ویلی برانت، ص‏110، 111.
15. سازمان خواربار و كشاورزی جهانى.
16. همان، ص‏117.
17. پاورقی همان كتاب از مترجم، ص‏116 - موریتانى، در غرب افریقا و جنوب صحرا و الجزایر و شمال سنگال و مالی واقع است و در حدود یك میلیون و ششصد هزار نفر جمعیت دارد.
18. همان، ص‏119.
19. همان: ص‏53.
20. همان، ص‏211. این برآورد مربوط به سالهای 1363 - 1364 است.
21. همان، ص‏272.
22. همان، ص‏93.
23. همان، ص‏11، مقدمه.
24. همان ص‏13، مقدمه.
25. تصاعد هندسی عبارت است از: سلسله اعداد پیاپی كه هر یك از آنها مساوی با حاصل ضرب عدد پیش از خودش در یك عدد ثابت باشد؛ مثلاً:.

یك تصاعد هندسی است.
و تصاعد عددی یا حسابی عبارت است از: سلسله اعداد پیاپی كه هر یك از آنها مساوی با مجموع عدد پیش از خود و یك عدد ثابت باشد، هر یك از اعداد این سلسله را یك جمله تصاعد و عدد ثابت را قدر نسبت تصاعد می نامند؛ مثلاً:.

را یك جمله تصاعد عددی می نامند. به نقل از: علی حجتی كرمانى، پاورقیهایی بر اقتصاد در مكتب اسلام، ص‏35.
26. امام موسی صدر، اقتصاد در مكتب اسلام، ص‏35.
27. جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏106.
28. همان، ص‏103 و 109.
29. همان، ص‏91.
30. غیاث الدین جزایرى، اسرار خوراكیها، ص‏142 - 143.
31. گزارش فائو، به نقل از: جهان مسلح، جهان گرسنه، ص‏117.
32. وسائل الشیعه، ج‏6، باب وجوب الزكاة، ص‏3، حدیث 2.
33. بقره (2) آیه 271.
34. معارج (70) آیه 25.
35. وسائل الشیعه، ج‏6، باب‏7 از ابواب ماتجب فیه الزكاة، ص‏31، حدیث 11.
36. سفینة البحار - ص‏615، ماده (سرف).
37. وسائل الشیعه، ج‏16، باب 69 ازابواب آداب المائده، حدیث 1.
38. همان، ج‏16، ص‏608.
39. همان، ص‏607.
40. همان، ج‏16، ص‏611.



ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : - ساعت 1:19 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اسراف، نوعی ناهنجاری اخلاقی است که خداوند متعال، آن را مبغوض خوانده است. در زشتی اسراف همین بس که در آیه 31 اعراف تصریح شده است «خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.» یکی از مصداق های اسراف، زیاده روی در خوردن و آشامیدن است که این امر، زیان های جسمی و روحی برای شخص در پی خواهد آورد. در این باره در قرآن می خوانیم: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَ لا تُسرِفُوا؛ بخورید و بیاشامید، اما اسراف نکنید».

از نظامی گنجه ای سروده ای برجاست که گواهی می دهد با استناد به این آیه شریفه به نظم آورده است:

طبیبی در یکی نکته نهفته است خدا آن نکته را با خلق گفته است
بیاشام و بخور خوردی که خواهی کم و بسیار نه کارد تباهی
ز بسیار و ز کم بگذر که خام است نگه دار اعتدال اینت تمام است

این شاعر حکیم در جای دیگر، اشاره می کند:

دو زیرک خوانده ام کاندر دیاری رسیدند از قضا بر چشمه ساری
یکی کم خورد کاین جان می گزاید یکی پر خورد کاین جان می فزاید
چو بر حد عدالت ره نبردند ز محرومی و سیری هر دو مردند

پیام متن:

اعتدال در خوردن و آشامیدن و پرهیز از کم خوری و پرخوری.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:17 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

آموزه های وحیانی قرآن به عنوان راهنمای زندگی بشر، در بردارنده بهترین، آسان ترین ، ساده ترین و کامل ترین شیوه زندگی است. از این روست که دین اسلام به عنوان اکمال و اتمام اخلاق بشر معرفی شده است؛ زیرا در مواردی که انسان نسبت به اموری غافل و یا بیرون از دسترسی عقل بشری است راهنمایی هایی را ارایه کرده است که وی را به کمال مطلق می رساند.

بخش بزرگی از زندگی بشر بر اساس تصرف در چیزها و مصرف کردن آن شکل گرفته است. تصرفات بشر ، مجموعه ای بزرگ را در بر می گیرد که بخشی از آن شامل مصرف کردن است. هر تصرفی که بشر انجام می دهد ، در راستای تغییر و دگرگون سازی چیزی برای استفاده بهتر و آسان تر و کامل تر از آن چیز است. از این رو، تصرفات بشری ، در کلیت امر، تصرفاتی کمالی بخش می باشد. به این معنا که هر تصرفی از سوی انسان به خود وی و یا چیزی که در آن تصرف می شود، کمالی می بخشد.
با این همه برخی از تصرفات بشر در چیزها، به گونه ای است که آثار و پیامدهای زیانباری بر انسان و یا اشیا به جا می گذارد. خداوند برای این که تصرفات انسانی هماره در مسیر کمالی و در راستای خلافت الهی وی باشد، راهنمایی هایی را در قالب امر و نهی بیان کرده است. این مجموعه از آموزه های دستوری قرآن ، نیز مانند سنت ها و قوانین تکوینی الهی ، تنها در راستای بهره وری و بهینه سازی مصرف و تصرفات بشری و جلوگیری از آسیب های احتمالی می باشد.
اسلام و قرآن همان گونه که به بیان الگوی صحیح و درست مصرف و تصرفات بشری توجه داشته و آن را در قالب فرمان ها و اوامر تشریح کرده است، برخی از روش ها و شیوه هایی که آسیب زا و بحران آفرین است به عنوان شیوه ها و روش های ضد مصرف و صرفه جویی معرفی نموده است. به این معنا که اگر اسلام از انسان ها می خواهد که اعتدال و میانه روی را به عنوان یکی از مبانی اساسی الگوی مصرف در پیش گیرند، از ایشان می خواهد که از برخی از شیوه های مصرف و تصرف خودداری کنند.
نویسنده در این نوشتار کوتاه بر آن است تا با نگاهی به آموزه های قرآنی الگوی ضد مصرف از نظر قرآن را تبیین و آثار و پیامدهای زیانبار آن را تشریح کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
الگوهای ضد هنجاری در مصرف
بی گمان ارایه الگوهای هنجاری به معنای ارایه راهکارهایی است که انسان را در مسیر کمالی قرار می دهد تا از هر چیزی به مقدار توان و ظرفیت خویش به اندازه نیاز بهره گرفته و آن را مورد استفاده قرار دهد. هنگامی که در آموزه های عقلانی و عقلایی و یا شرعی از اموری پرهیز داده می شود و افعال اختیاری انسان در آن تحلیل می شود و از وی خواسته می شود که افعال خاصی را در پیش گیرد ، در حقیقت از وی خواسته می شود تا کمالاتی را به دست آورد و نواقص و کاستی هایی را از خود دور سازد. اصولا تاکید بر هنجارها واخلاق در علوم مختلف از آن روست که انسان به کمال فردی و جمعی لایق و شایسته خویش دست یابد.
بسیاری از چیزهایی که عقل و عقلا و شریعت آن را به عنوان امور خوب و پسندیده معرفی می کند و خواستار تحقق صفاتی خاص در انسان از طریق تکرار می شود، در حقیقت همان امور اخلاقی و هنجاری است.
یکی از زیر مجموعه های اخلاق ، اخلاق کاربردی است که در حقیقت خود زیر مجموعه اخلاق هنجاری است. با این تفاوت که اخلاق کاربردی ناظر به حوزه خاصی از زندگی فردی و اجتماعی بشر است. از جمله اخلاق کاربردی می توان به اخلاق زیستی و یا اخلاق سیاسی و اخلاق جنسی اشاره کرد.
اخلاق کاربردی و یا کاربستی بیانگر اصول و ارزش ها و آرمان های اخلاقی است که شخص می بایست در محیط اجتماعی آن را رعایت کند. در اخلاق کاربردی به انسان آموخته می شود که چگونه می بایست زیست کند. از این رو می توان آن را ا خلاق زیستن دانست. در این شیوه به انسان این معنا آموخته می شود که چه چیزی ارزشی است و چگونه می توان بهره مندی از خوبی ها را تجربه کرد و زشتی ها گریخت. بنابراین افزون بر تحلیل و بررسی ریشه ای و بنیادین فضایل و راذیل اخلاقی ، راه تشخیص تکالیف اخلاقی و شیوه های تحقق آن ها در قلمروهای خاصی از زندگی تبیین می شود.
 
 

اخلاق مصرف نیز یکی از بخش های مهم زندگی بشر است که آموزه های اخلاق کاربردی ناظر به آن است. هر چند که این بخش خود زیر مجموعه بخش کلی تر و عمومی تری به نام اخلاق معیشت است ولی از آن جایی که شیوه درست مصرف تاثیر شگفت و شگرفی در کلیت زندگی بشر به جا می گذارد ، توجه خاصی به این بخش مبذول می شود.
قرآن به مساله مصرف به عنوان یکی از مهم ترین کلیدهای دست یابی به اخلاق کامل زیستی در کنار اخلاق معیشت توجه داشته است. ازاین رو الگوهای درست و نادرست در این حوزه را به شکل آموزه های اخلاقی و یا حقوقی و بلکه فقهی بیان کرده است تا مومنان بلکه انسان ها از آن بهره مند شده و در مسیر کمالی خویش از آن سود جویند.
بخش عمده ای از مباحثی که قرآن در این حوزه بدان پرداخته است ، مربوط و یا مرتبط به حوزه الگوهای ضد کمالی مصرف است. به این معنا که قرآن خواسته با معرفی روش های نادرست مصرف که آدمی را از کمال دور می سازد ، الگوهای درست مصرف را تبیین نماید. در ادامه این بحث ، برخی از این روش ها و شیوه های نابهنجار در مصرف مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.
اتراف و رفاه زدگی
اتراف از واژه عربی ترف به معنای تنعم و برخورداری از مال و نعمت گرفته شده ا ست. مترف که باب افعال آن می باشد به معنای کسی است که در مال و نعمت خویش فساد پدید آورد و با طغیان گری و مصرف نادرست آن ، حق نعمت را ادا نکرده و شکر گزار آن نباشد. در کاربردهای عربی مترف به کسی گفته می شود که از نعمت بسیار برخوردار بوده و متنعم به آن باشد و در تصرفات خویش هیچ گونه منعی را نپذیرد و زیر بار هیچ حد و مرزی نرود. از این روست که گاه به انسان جبار ، مترف گفته می شود.( المنجد)
بنابراین می توان گفت ، اتراف نوعی تصرف و مصرف کردن نابهنجار و ضد اخلاقی در نعمت های الهی است. در حقیقت اتراف ناظر به رفتارهای شخص نسبت به سرمایه ها و نعمت هایی الهی است که در اختیار وی می باشد. از آن جایی که متنعم و مترف از نعمت های الهی به درستی بهره نمی گیرد و رفتار ضد اخلاقی و ناسپاس گونه ای را در پیش گرفته است، انسانی ضد اخلاقی تلقی و معرفی می شود.
ثروت و مکنت زیاد و امکان هرگونه تصرف بی حد و مرزی چنین انسان هایی را به انسان های متکبر در باطن و مستکبر نسبت به دیگران تبدیل می کند.(هود آیه 10 و نیز اسراء آیه 83 و کهف آیه 32 و 34) احساس از مصونیت از عذاب الهی (سبا آیات 34 و 35) و روحیه تجاوزگری (شورا آیه 27 و قصص آیه 76) ، اعراض از حق و حقانیت ( سبا آیات 15 و 16) تفاخر (هود آیه 10)،شادمانی غرور آمیز (انعام آیه 44) از اخلاق چنین افرادی است.
خداوند توضیح می دهد که چنین اخلاق زشت و نابهنجاری در مترفان موجب می شود که ایشان رفتارهای ضد اخلاقی و ضد هنجاری خویش را نیک و زیبا بانگارند و در چشم دیگران زشت را زیبا جلوه دهند.(یونس آیه 12) این گونه است که تباهی و رفتارهای ضد اخلاقی و هنجاری را در جامعه گسترش داده و دامن می زننند.
رفاه زدگی و اتراف در انسان ها موجب می شود تا نه تنها خود اهل فساد و تباهی باشند بلکه دیگران را به فساد بکشانند و در زمین افساد و تباهی کنند. (قصص آیات 76 تا 83) این گونه است که شیوه نادرست مصرف و تصرفات ایشان در اموال ، هر گونه پیشرفت و سازندگی را منع می کند و زمینه تباهی و فساد جامعه را فراهم می آورد. از این روست که خداوند ، این الگوی مصرف را نابهنجار و ضد اخلاقی و کمالی ارزیابی کرده و به شدت از آن منع می کند؛ زیرا از نظر خداوند ، این گونه تصرفات موجبات فروپاشی جامعه و عذاب الهی می شود.(انعام آیه 44 و هود آیه 116 و فرقان آیه 18 و آیات  دیگر)
تبذیر و ریخت و پاش
از دیگر الگوهای نادرست مصرف که در آیات قرآنی بدان پرداخته شده است، روش تبذیر است. تبذیر که از ریشه بذر گرفته شده است به معنا ریخت و پاش است. به این معنا که اموال به گونه ای تصرف نماید که پخش شود بی آن که به شکل درست و مناسبی مصرف شود.
خداوند در آیات 26 و 27 سوره اسراء به صراحت این شیوه مصرف کردن را نقد کرده و آن را ضد اخلاقی می شمارد و مردمان را از آن رفتار نابهنجار پرهیز می دهد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِرَبِّهِ كَفُورًا؛ و حق خويشاوند و درويش بينوا و در راه‏مانده را بده و مال خود را بيهوده و به گزاف مريز و مپاش- تباه مكن- همانا ريخت و پاش كنندگان- كسانى كه مال را به گزاف تباه مى‏كنند- برادران شيطانهايند و شيطان خداوند خويش را ناسپاس است.
در این آیات سخن از این است که در هر مالی حقی برای خویشان و مساکین و در راه ماندگان است. اما نمی بایست در این مساله چنان شیوه ای را در پیش گرفت که مصداق ریخت و پاش باشد. به سخن دیگر، می بایست حتی در انفاق و کارهای خیر رعایت اعتدال و تعادل را کرد؛ چه برسد که در کارهای دیگر باشد.

یکی از اصحاب امام صادق(ع) می گوید: من در خدمت حضرت بودم که نیازمندی رسید و کمک خواست. حضرت او را مورد لطف و عطای خویش قرار داد.

بعد از او، سائل دیگری رسید، به او هم کمک فرمود. پس از او، فرد دیگری به حضور حضرت رسید. به او نیز مساعدت فرمود؛ سپس شخص چهارمی برای درخواست کمک آمد که حضرت به او فرمود: خدا روزی تو را وسیع گرداند.

بعد فرمود: اگر شخصی سی یا چهل هزار درهم داشته باشد و چیزی از آن را برای خود باقی نگذارد، و همه آن را در راه خیر به مصرف برساند و تهیدست بماند، از آن سه کسی خواهد بود که دعایشان مستجاب نمی گردد.

من به حضرت عرض کردم آنان چه کسانی هستند؟

فرمود: یکی از آنان شخصی است که ثروتی داشته باشد و همه آن را در راه درستی انفاق کند و بعد بگوید پروردگارا: به من روزی عنایت فرما که در جواب او گفته می شود: آیا برای تو، راهی به طلب روزی قرار ندادم؟ (وسایل الشیعه، ج 6، ص 293)

بنابراین هر گونه ریخت و پاشی به معنای کفران نعمت و ناسپاسی و مصداقی از مصرف بی رویه و ناهنجاری است که معیشت فردی و جمعی بشر را مختل می سازد.
در جامعه کنونی مصادیق بسیاری را می توان برای تبذیر و ریخت و پاش شناسایی و معرفی کرد. این مساله اختصاص به بخش خصوصی و افراد مترف ندارد بلکه در بسیاری از عروسی ها و مهمانی های دولتمردان و همایش های دولتی ، به وفور می توان مصادیق آن را یافت و معرفی کرد.
پارچه نویسی ها بسیار برای بازگشت از زیارت و یا برای مراسم تدفین و مانند آن یکی از مصادیق تبذیر است. پس از هر مهمانی و مجلسی رسمی از جشن تولد گرفته تا ولیمه نوزاد و حج و عروسی ، می توان غذاهای تبذیری را دید که در ظروف اشغال و پلاستیک ها گذاشته شده است و این در حالی است که بسیاری از مردم به شکم های خویش سنگ بسته و با سیلی چهره و رخسارشان را سرخ نگه می دارند.
اسراف و خروج از اعتدال
از دیگر رفتارهای ضد مصرفی می توان به مساله اسراف اشاره کرد. اسراف كه به معناي زياده روي و تجاوز از حد و مرزهاي قانوني و طبيعي در هر كاري است نه تنها از نظر قرآن امري ناپسند است و در حوزه منكرات دسته بندي مي شود بلكه يكي از عوامل اصلي دوري از رحمت خداوند محسوب مي شود.
خداوند در آيه 141 سوره انعام و 31 سوره اعراف به صراحت بيان مي دارد كه خدا مسرفان در حوزه اقتصادي و مصرف را دوست نمي دارد.
براي كساني كه مي خواهند محبوب خداوند باشند اين مساله بسيار مهم است از اين رو از هر كاري كه آنان را از حوزه محبوبان خداوندي بيرون برد و يا در جرگه دشمنان خدا قرار دهد، پرهيز مي كنند و مي كوشند تا به هر شكلي شده با شناخت عوامل و علل دوري و يا دشمني، از آن پرهيز كنند. به نظر مي رسد كه حتي براي كساني كه طالب دنيا و متاع دنيوي هستند نيز مي بايست دوري از اسراف در دستور زندگي قرار گيرد؛ زيرا چنان كه از آيات قرآني به دست مي آيد اسراف نه تنها عامل مهم در دوري از محبت خداوند مي شود بلكه موجب مي شود خود و يا جامعه دچار نابودي گردد. (يس آيات 13 و 19)
با توجه به اين كه بحران غذايي در جهان و پيامدهاي زيانبار آن دست كم يك ميليارد انسان را تهديد به مرگ و گرسنگي مي كند، بازخواني مساله اسراف و آثار و پيامدهاي آن در حوزه مادي و معنوي و دنيوي و اخروي از نگاه قرآن مهم و اساسي است. هدف از اين بازخواني بيان نگرش قرآن نسبت به مساله زياده روي و اسراف در حوزه اقتصادي و مصرف است تا با شناسايي آثار و پيامدهاي آن در شيوه مصرف و بهره مندي خود از مواهب خداوندي تجديدنظر و بازنگري نماييم و راه را براي بهينه سازي مصرف هموار سازيم.
در این باره سخن بسیار است و خوانندگان را به مقاله های " اسراف و انواع آن " و " اسراف ، واقعيت تلخ جامعه" به قلم همین نویسنده ارجاع می دهم.
به هر حال این ها نمونه های از الگوها و روش های ضد مصرف و ضد هنجاری در حوزه مصرف است که در آیات قرآنی بدان اشاره شده است. بازخوانی مجدد آن می  تواند ما برای دست یابی به الگوی صحیح و درست مصرف یاری رساند و زمینه برای اصلاح الگوی مصرف در جامعه را فراهم آورد. 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:16 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

عضو خبرگان رهبری:

صرفه جویی در زمان، مصداقی از اصلاح الگوی مصرف است

خبرگزاری رسا ـ نماینده ولی فقیه در استان زنجان صرفه جویی در زمان را مصداقی از اصلاح الگوی مصرف دانست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در زنجان، حجت الاسلام و المسلمین محمدتقی واعظی، امام جمعه زنجان روز گذشته در دیدار جمعی از مسؤولان اجرایی استان زنجان حمایت از ولی فقیه را تنها راه پشتیبانی از دین و قرآن دانست.

وی با بیان اینکه مردم ایران هر چه دارند از برکت ولایت فقیه است، استقرار جمهوری اسلامی در کشور را نشانه قدرت و برکت ولایت فقیه دانست.

نماینده ولی فقیه در استان زنجان در ادامه نامگذاری امسال به نام «اصلاح الگوی مصرف» را نشان از درایت و آینده نگری مقام معظم رهبری دانست و گفت: رهبر فرزانه انقلاب، با یک نورانیت الهی این واقعیت را که خلأ آن در جامعه مشهود بود، دیدند و امسال را به این نام مزین کردند.

عضو خبرگان رهبری افزود: این پیام به معنای مصرف نکردن نیست، بلکه مصرف مفید، بهینه و سازنده است که برکات فراوانی در پی خواهد داشت.

وی تشکیل ستاد  «اصلاح الگوی مصرف» توسط استانداری زنجان را گامی ارزنده و مفید در راستای صرفه جویی بهینه دانست و اظهار داشت: صرفه جویی در زمان نیز باید در تمام امور مورد توجه قرار گیرد، چراکه زمان گرانترین سرمایه است و باید به بهترین وجه از آن استفاده شود.

حجت الاسلام و المسلمین واعظی اهمیت اعتماد به نفس و خود باوری را یادآور شد و افزود: مدیران باید بیشترین اوقات خود را صرف کارهای عمده و کلان کنند چون کارهای کوچک در کنار کارهای بزرگ محقق می شود.

محمد رئوفی نژاد، استاندار زنجان نیز در سخنانی، تلاش مضاعف جهت تحقق آرمان مقام عظمای ولایت را وظیفه آحاد مختلف جامعه دانست و گفت: در راستای تحقق این شعار مهم و ارزشی، ستادی با عنوان  «اصلاح الگوی مصرف» در استان تشکیل خواهد شد.

وی تحقق آرمان‌های مقام معظم رهبری را بسیار مهم و ضرورتی انکار ناپذیر بیان کرد و افزود: همه باید دست در دست یکدیگر در مسیر اجرای منویات مقام معظم رهبری گام برداریم.

پایان خبر - خبرگزاری رسا



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:32 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

طیبه چراغى

1. چیستی الگوی مصرف

الف) مفهوم‌شناسی مصرف

مصرف در اصطلاح اقتصادی عبارت است از «ارزش پولی کالاها و خدماتی که از سوی افراد خریداری و تهیه می‌شود.»[1] برخی دیگر در تعریف مصرف می‌گویند: ثروت، منبع درآمد است و درآمد خالص (درآمد منهای استهلاک) به دو منظور استفاده می‌شود: بخشی از آن به انباشتن ثروت و پس‌انداز اختصاص می‌یابد و بخش دیگر، صرف تحصیل لذت می‌شود. آن قسمت از درآمد که صرف به دست آوردن لذت می‌گردد، مصرف نام دارد.[2]

در دانش اقتصاد، مصرف، دو گروه عمده خوراکی‌ها و غیرخوراکی‌‌ها را دربرمی‌گیرد. خوراکی‌ها، شامل آشامیدنی‌ها، دخانیات، انواع نان، برنج، گوشت، لبنیات، روغن، میوه و سبزی و غیر‌خوراکی‌ها، شامل گروه‌های پوشاک و کفش، مسکن، اثاثیه منزل، بهداشت و درمان، حمل‌ونقل و ارتباطات، تفریحات و سرگرمی‌ها، خدمات فرهنگی و کالاها و خدمات متفرقه است.[3]

به عبارت ساده، مصرف، یعنی بهره‌گیری از چیزی برای برآوردن یک یا چند نیاز ذاتى. بنابراین، شناخت شیوه‌های درست مصرف و رعایت آن و آشنایی با راه‌های درست استفاده از سرمایه و ابزار کار و لوازم زندگى، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

ب) الگوی مصرف در اسلام و غرب

دنیای غرب می‌کوشد الگوهایی در مصرف به جوامع ارائه دهد که رهاوردی جز فرسایش ثروت و امکانات زندگی آنها ندارد. این تلاش غربی‌ها در محورهای زیر خلاصه می‌شود:

ایجاد احساس نیاز و ضرورت به مصرف کالاهای تجملی و کم‌فایده؛

گسترش روحیه مصرف‌گرایى؛

انحراف ذهن‌ها از توجه به واقعیت‌های زندگى؛

اعلام پایان روزگار قناعت و فرارسیدن دوران مسابقه و رقابت در مصرف و زندگی لوکس و تشریفاتى.

غرب سعی می‌کند این اهداف را با شیوه‌های گوناگونی مانند تبلیغ و اشاعه مدگرایى، تنوع‌‌طلبی در مصرف و بزرگ نشان دادن اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی پی‌گیرد و در این راه، از دولت‌ها، رادیو، تلویزیون، مجلات، روزنامه‌ها، سینما، تئاتر و وسایل ارتباطی دیگر بهره می‌برد.

بنابراین، پایه‌های الگوی مصرف در غرب عبارتند از:

1. تمتع و بهره‌وری هرچه بیشتر؛

2.‌رقابت و مسابقه در مصرف؛

3.‌تجمل‌گرایی و تشریفات زاید.[4]

آمار و ارقام به‌دست‌آمده در زمینه مصرف انرژی در کشورهای به‌ظاهر پیشرفته نشان می‌دهد این کشورها بیشترین مصرف انرژی را در سطح جهان دارند. برای مثال، مصرف سرانه انرژی در امریکا در دهه 1970 حدود شش برابر مصرف سرانه انرژی در جهان بوده است[5] یا یک فرد فرانسوی سیصد بار بیش از یک فرد رواندایی انرژی مصرف می‌کند. نکته قابل تأمل این است که مقدار زیادی از انرژی به مصرف‌های غیرضرور و صرفاً لوکس اختصاص دارد.

شرکت‌های جهانى، گرچه به اصطلاح، خود را موتور توسعه و عامل اساسی توسعه در جهان می‌دانند، ولی واقعیت چیز دیگری است. آنان به چیزی جز افزایش سود خود نمی‌اندیشند. آلبرت استریدزبرگ، از متخصصان تبلیغات جهانی می‌گوید:

ما باید خود را از شرّ یک سلسله عقاید متعارفی درباره اینکه چه چیزهایی برای رفع نیازمندی‌های مادی فقر لازم است، خلاص کنیم.[6]

انسان اقتصادی در اسلام، مساوی با نیازهای مادی نیست که مصرف او به این نوع از نیازها محدود باشد، بلکه برخی از خواسته‌های معنوی نیز انگیزه مصرف اوست؛ مثل ادای برخی از فریضه‌ها مانند انفاق.

از مجموعه آموزه‌های دینی اسلام می‌توان پایه‌های اصلی الگوی مصرف را در اسلام در موارد ذیل خلاصه کرد: بهره ‌بردن از نعمت‌های الهى؛ اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از اسراف و تبذیر که به هر کدام جداگانه می‌پردازیم.

یک بهره بردن از نعمت‌های الهى

در آموزه‌های اسلام، همه آنچه در آسمان‌ها و زمین وجود دارد،‌به پاسخ‌گویی به نیازهای بشری به‌عنوان اشرف مخلوقات مربوط است و از همین رو، از بندگان خود می‌خواهد از آنها به درستی بهره‌برداری کنند. قرآن کریم در موارد متعددی از نعمت‌های الهی با عناوینی چون رزق الهى، طیّبات و زینت یاد می‌‌کند. از نظر اسلام، استفاده از نعمت‌های الهی در حدی که انسان بتواند سلامت خود را حفظ کند و با نشاط کامل به ادای وظایف فردی و اجتماعی خود بپردازد، امری مطلوب و بلکه واجب است.

خداوند متعال در آیه 114 سوره نحل می‌فرماید:

فَکُلُوا مِمّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالاً طَیِّبًا وَ اشْکُرُوا نِعْمَتَ اللّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیّاهُ تَعْبُدُونَ.

پس، از نعمت‌های حلال و پاکیزه‌‌ای که خداوند روزی‌تان کرده است، بخورید و اگر فقط خدا را می‌پرستید، سپاسگزار نعمت‌های او باشید.

زیبایی و آراستگى، محبوب فطری انسان‌هاست. ازاین‌رو، خداوند متعال نیز که انسان را موجودی اجتماعی آفریده، آموزه‌هایی را برای آراستن به او الهام کرده است تا از این راه، هم مورد پسند و رغبت دیگران باشد و هم با برقراری روابط اجتماعى، نیازهای روحی و مادی جامعه تأمین شود.[7]

از دیدگاه اسلامى، هر چیزی که سبب عیب‌پوشی انسان و آراستگی او گردد، زینت است، مانند کمالات اخلاقی یا لباس‌هایی که موجب آراستگی انسان می‌شود.

از آنچه بیان شد، به دست می‌آید که خداوند متعال نعمت‌های خود را برای همه بندگان، به‌ویژه بندگان نیکوکارش آفریده است و این درست نیست که بگوییم افراد باایمان از نعمت‌های دنیایی بهره نبرند. امام صادق(ع) می‌فرماید:

زمانی که نعمت‌ها وفور یافتند و دنیا به انسان روآورد، بندگان صالح و شایسته و افراد باایمان به استفاه از آنها سزاوارتر هستند.[8]

قرآن کریم می‌خواهد که انسان‌ها از نظر روحی و معنوی به‌گونه‌ای تربیت شوند که با افزایش معرفت در خصوص مقام والای خویش، انگیزه‌شان برای مصرف از حد تأمین نیازهای مادی فراتر رود و تمام مصارف و تلاش‌های ایشان معطوف به ادای وظایف فردی و اجتماعی و خدمت به بندگان خداوند شود. در این صورت، همه تلاش‌های فرد عبادت خواهد بود.

بنابراین، هرگاه اعمال انسان و حتی زندگی مادی او رنگ الهی بگیرد، او همواره در حال عبادت است. در آیه 138 سوره بقره آمده است:‌»رنگ خدایى، و چه رنگی از رنگ خدایی بهتر است و ما تنها او را عبادت می‌کنیم.» در تحلیل قرآن کریم، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت‌های الهی و ثروت، به معنای عنایت الهی به شخص یا جامعه مطرح می‌شود؛[9] زیرا بر اساس آیات قرآن، سعادت و خوشبختی واقعی آدمی از راه توحید و سلامت امور اقتصادی و دستیابی به ثروت فراهم می‌شود.[10]

دو اعتدال و میانه‌روى

هرگونه فعالیت اقتصادی شامل تولید، توزیع و مصرف باید بر اساس اعتدال و میانه‌روی صورت گیرد. در قرآن کریم نیز به مسئله اعتدال و قناعت توجه ویژه‌ای شده و به صراحت اعلام گردیده است که در هرگونه تصرف و مصرف آشامیدنی‌ها و خوردنی‌ها باید از اسراف پرهیز شود.[11]

در نگرش اسلامى، مصرف مطلوب، مصرف در حد کفایت است؛ یعنی مصرف برای زندگی و تأمین نیازها که به گونه معقول و منطقی و بر اساس امکانات شکل گیرد، حقوق دیگران در آن رعایت شود و به محیط زیست انسان و دیگر جانداران آسیب نرساند.

قناعت و زهد، از ویژگی‌های ستوده‌شده در دین مقدس اسلام است. این دو صفت سبب می‌شود که فرد به رفع نیازهای خود بسنده کند و برای به دست آوردن زیادی مال به زحمت نیفتد. بنابراین، مصرف مناسب و پسندیده در عرصه‌های گوناگون، مصرف بدون اسراف و در پیش گرفتن راه اعتدال است.

از دیدگاه برخی از صاحب‌نظران، اعتدال و حدّ ‌وسط، مفهومی نسبی است که با اختلاف انسان‌ها، زمان‌ها و مکان‌های گوناگون، تفاوت پیدا می‌کند. ازاین‌رو، ممکن است رفتاری برای فردی اعتدال داشته باشد، ولی برای شخص دیگر رفتار معتدلی نباشد.[12]

امام صادق(ع) نیز درباره معیار اعتدال و اسراف می‌فرماید:

میانه‌روى، کاری است که خداوند عزوجل آن را دوست دارد و اسراف، کاری مبغوض نزد خداوند است. حتی اسرافی که در حد دور انداختن هسته خرما باشد نیز چنین است؛ زیرا آن چیزی است که به کار دیگری می‌آید [مانند خوراک حیوان]، و نیز حتی اگر دور ریختن زیادی آب باشد.[13]

بنابراین، اعتدال در مصرف، یعنی بهره‌گیری از امکانات زندگی به‌گونه‌ای که مستلزم تلف کردن و هدر دادن مال و نیز مازاد بر نیاز نباشد و کمّ و کیف آن، از نگاه عرف، هماهنگ با شرایط زمانی و مکانی و متناسب با شأن و موقعیت مصرف‌کننده باشد.[14]

با آنکه در آموزه‌های دینی بر انفاق تأکید فراوانی شده است، باید در این امر مستحبی نیز اعتدال و میانه‌روى را رعایت کرد. انسان باید در انفاق به دیگران یا انجام دادن امور خیریه به گونه‌ای رفتار کند که بالاتر از شأن انفاق‌کننده نباشد و خود و خانواده‌اش را به زحمت نیندازد. اگر این الگو رعایت شود، تمکن مالی برای انفاق‌های دیگر باقی می‌ماند و فرد برای تأمین نیازمندی‌های شخصی و خانوادگی قدرت خواهد داشت.[15]

سه پرهیز از اسراف و تبذیر

سطح ممنوع مصرف در اسلام، سطح اسراف و تبذیر است. برخی معتقدند اسراف، غیر از تبذیر است. اسراف، یعنی مصرف بیش از شأن (مانند اینکه شخصی با درآمد کم که فقط نیازهای اندک او را برطرف می‌سازد، کالاهای لوکس مصرف کند) و تبذیر یعنی مصرف بیهوده که با اتلاف مال همراه است. برخی دیگر می‌گویند اسراف و تبذیر هر دو یکی هستند.

اگر کسی در میزان یا شکل استفاده از نعمت‌های الهی زیاده‌روی کند و بیش از آنچه نیاز دارد، مصرف کند، اسراف‌کار شمرده می‌شود. قرآن کریم، اسراف را در معنای بسیار گسترده‌ای به کار برده و حتی از اسراف در اعمال و عقاید نیز سخن گفته است. برخی از موارد اسراف در آیات و روایات عبارتند از: خوردن و آشامیدن بیش از حدّ،[16] دادن مال به کسی که شایستگی آن را ندارد،[17] مصرف بیش از شأن در جهت مصالح شخصى،[18] و اسراف در مخارج کیفى.[19]

در حدیثی از امام صادق(ع) نقل است که به یاران خود درباره اسراف فرمود:

کمترین حد اسراف این است که لباسی را که بیرون خانه برای حفظ آبرو می‌پوشى، در داخل خانه نیز بپوشی یا باقی‌مانده آب و غذا را که در ظرف می‌ماند، دور بریزی یا خرما را بخوری و هسته آن را دور اندازى.[20]

در برخی از روایات با صراحت، اسراف و تبذیر از گناهان کبیره معرفی شده است. در روایتی که فضل بن شاذان از امام رضا(ع) نقل می‌کند، حضرت در نامه‌ای به مأمون، به شمارش گناهان بزرگ می‌پردازد و یکی از آنها را اسراف و تبذیر می‌داند.[21]

ج) الگوی مصرف مطلوب در اسلام

شناسایی نیازهای واقعى، رعایت اعتدال و صرفه‌جویی و بهره‌برداری از امکانات را الگوی صحیح مصرف بیان می‌کند. به دیگر سخن، الگوی مصرف، از یک سو راهنمای حرکت درست جامعه در مسیر بخش وسیعی از منابع کمیاب، و از سوی دیگر، عامل تنظیم نیازهای واقعی جامعه است.

به نظر می‌رسد فرهنگ حاکم بر جامعه، از عوامل مؤثر در تعیین الگوی مصرف است؛ زیرا اعمال و تصمیم‌گیری افراد، آیینه تمام‌نمای عقاید، اندیشه‌ها و نوع نگرش به جهان هستی و ارزش‌های مورد پذیرش آنهاست.

معرفی الگوی صحیح در مصرف، آثار فردی و اجتماعی فراوانی در پی دارد. در سطح کلان تا زمانی که امکانات جامعه با نیازها و خواسته‌های افراد آن متناسب نباشد،‌کسب استقلال اقتصادی و رسیدن به عزت و سرافرازی ممکن نمی‌گردد. در سطح فردی نیز بدون پرهیز از مصرف‌های غیرضرور، آرامش روحی و روانی به دست نمی‌آید.

جوان مسلمانی که می‌کوشد برای یافتن مسیر درست در زندگی از وحی و سخنان معصومان بهره ببرد، باید در امر مصرف نیز الگویی در پی گیرد که مطلوب اسلام باشد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی مصرف اسلامی این است که دارای حدود است. از نظر عالمان اسلامى، در اسلام سه سطح مصرف وجود دارد:‌مصرف مجاز، کمتر از حداقل مصرف و بیش از حداقل مصرف تا مرز اسراف. بنابراین، حد مصرف کافی از نظر اسلام، سطحی است که سختی و دشواری را از زندگی برطرف سازد.

یک دیگرگرایى

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های الگوی مطلوب مصرف این است که جوان مسلمانی که به دنبال سعادت در دنیا و آخرت است، نباید تنها به خود و خانواده‌اش بیندیشد، بلکه باید افزون بر تأمین نیازهای فردی و خانوادگى، ‌به فکر محرومان جامعه نیز باشد. با این کار، ‌روحیه ایثار و فداکاری و دیگر کمالات انسانی در او رشد خواهد کرد و به خودخواهی و کبر و غرور دچار نخواهد شد. قرآن کریم از دیگرگرایی با عنوان انفاق یاد می‌کند و مسلمانان را به انجام آن تشویق کرده است.

قرآن گاهی در وصف خوبان، ‌انفاق را یکی از شاخصه‌های ایمان، تقوا، احسان، صداقت و فروتنی می‌داند[22] و اهمیت انفاق تا حدی است که در برخی از آیات در کنار نماز ذکر شده است.[23] در برخی از آیات نیز تصریح گردیده که انفاق، قرض به خداوند است[24] و خداوند، گیرنده آن است.[25] البته تمام این اجر و پاداش در صورتی است که انفاق به دور از ریا و خودنمایی و تنها با هدف الهی صورت گیرد.

از امیر مؤمنان علی(ع) نقل است که «اگر کسی مالش را در راه خدا صرف کند، خدا در جایگزینی آن مال تعجیل می‌کند.»‌[26] بر این اساس، خداوند وعده داده که به‌گونه‌ای پاداش می‌دهد که هرچه را فرد در راه خدا صرف کرده است دوباره جایگزین شود.

کسی که مالش را در راه خدا صرف نمی‌کند، از آن مال بهره نخواهد برد. کسی که در مصرف مال در راه فرمان الهی و رضای خدا بخل می‌ورزد، گویی از این مال هیچ سودی نخواهد داشت:

کسانی را که طلا و نقره را گنجینه (پنهان) می‌سازند و در راه خدا انفاق نمی‌کنند، به مجازات دردناکی بشارت ده! (توبه: 134)

دو ایثار و گذشت

دوست من! یک جوان مسلمان همراه با بهره‌برداری از نعمت‌ها و امکانات الهى، باید در حد توان به کمک محرومان جامعه، ‌فقر را در جامعه کم کند و بکوشد با رعایت این الگو به رضایت و خشنودی خداوند برسد. نقطه اوج و مرتبه عالی سخاوت و دیگرگرایى، مقام ایثار است. خداوند ایثارگران را این‌گونه ستوده است:

دیگران را بر خود مقدم می‌دارند؛ هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند. (حشر: 9)

انسان سخاوتمند کسی است که بخشی از مال خود را به دیگری می‌دهد،‌ولی اهل ایثار کسانی هستند که در آنچه نیاز دارند، دیگران را بر خود ترجیح می‌دهند. در روایتی از پیامبر اعظم(ص) آمده است:

کسی که به چیزی نیازمند باشد و دیگری را بر خود ترجیح دهد، مشمول غفران الهی می‌شود.[27]

البته این بدان معنا نیست که انسان آنچه خود نیاز دارد، در اختیار دیگری بگذارد و خود پیش دیگران دست دراز کند، بلکه او باید عزت نفس خود را حفظ کند. در تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده است:

خداوند همه اختیارات شخصی انسان را به خودش واگذاشته، مگر جایی که رفتار او موجب ذلت وحقارتش شود.[28]

بنابراین، ایثار کردن نباید به ناتوانی شخص بینجامد و او را برای تأمین نیاز،‌محتاج دیگران کند.

2.‌عوامل و زمینه‌های مصرف‌گرایی در جوانان

الف) رفاه‌زدگى

رفاه‌زده به کسی می‌گویند که از نعمت بسیار برخوردار است، ولی هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و هیچ منعی را نمی‌پذیرد. بنابراین، رفاه‌زدگى، نوعی تصرف و مصرف کردن ناهنجار و ضد اخلاقی در نعمت‌های الهی است.

صاحبان ثروت، مصرف به شیوه غربی را نشان تمدن و رهایی از عقب‌ماندگی می‌دانند. آنان که لذت‌طلبی بدون حد و مرزی دارند، بیش از نیازهای واقعی خود مصرف می‌کنند و مصرف کردن را ارزش می‌دانند.[29]

آنها می‌کوشند کالاهای لوکس و تجملی را وارد کشور کنند و از این راه، درآمدهای ارزی کشور را صرف واردات این‌گونه کالاها می‌کنند.[30] این گروه با وارد کردن کالاهای مصرفی لوکس مانند لوازم آرایشى، لباس‌های بدن‌نما،‌خودروهای سواری پر زرق و برق، تجمل‌گرایی و مصرف‌زدگی را تبلیغ می‌کنند.

به طور کلی نمی‌توان گفت ثروت و رفاه فراوان فسادانگیز است. با این حال، از آنجا که طبع اولیه انسان، راحتی و عیش و نوش را دوست دارد و ثروت هم مقدمات این راحت‌طلبی را فراهم می‌آورد، می‌گوییم رفاه زیاد، سبب بالا رفتن فرهنگ مصرفی در جامعه می‌شود.

رفاه‌زدگی و افتادن در دام دنیا همواره نابودی جامعه‌ها را در پی داشته است. در کتاب الحیاة آمده است: تکاثر و اتراف، باعث نابودی و شقاوت انسان است و ثروتمندان مترف کسانی هستند که هم خود نابود می‌شوند و هم دیگران را نابود می‌کنند. آنان کسانی‌اند که نسل‌ها را تباه می‌سازند و جامعه را به حضیض بردگی اقتصادی و بی‌حالی و مستی و عقب‌ماندگی می‌کشانند. برای اینکه بر این واقعیت اجتماعی اشراف و اطلاع کامل یابیم، به مسائلی اشاره می‌کنیم که از آثار جدایی‌ناپذیر زندگی تکاثری و اترافی است:

اول: تکاثر و اتراف، جو و حالتی را در نفس انسان پدید می‌آورند که نتیجه‌اش نابودی و تباهی عقل و قلب و دین است.

دوم: تکاثر در داشتن ثروت و زیاده‌روی در مصرف، عواطف انسانی را می‌میراند و پایه‌های فضیلت و اخلاق را منهدم می‌سازد.

این دو، پایه‌های همیاری اجتماعی و تعاون را متزلزل می‌سازد و به این وسیله، اساس توازن و تبادل را نابود و توده مردم را ضایع و هلاک می‌کند.[31]

ابن خلدون نیز در کتاب خود، در فصلی با عنوان «فراخی معیشت و تجمل و فرورفتن در ناز و نعمت، ‌از موانع پادشاهی و کشورداری است» ثروت، رفاه‌زدگى و تن‌پروری را از عوامل مهم سقوط و نابودی اجتماعی می‌شمارد.[32]

ب) الگوگیری از رسانه‌ها

الگوگیرى،‌امری فطری است که از دوران کودکی در انسان وجود دارد. حتماً دیده‌اید که اگر به کودکی لبخند بزنید، او نیز مثل شما لبخند می‌زند. هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، تقلید تا حدی حالت هدفدار به خود می‌گیرد و در عالی‌ترین و مطلوب‌ترین حالت، تقلید و تکرار عمل دیگرى، با آگاهی کافی از حُسن کار و هدفمندی است.[33] بنابراین، در تعریف الگوپذیری می‌توان گفت: ‌رضایت فرد به انطباق رفتارش با الگوهای وسیعى، در جهت هماهنگی و انسجام رفتاری با آنها.[34]

براساس اصولی مانند اصل لذت، فردگرایی و توجه صرف به علوم تجربی بود که مادی‌گری در غرب به اوج خود رسید.

آنها با توجه به این اصول و با مطالعه دقیق حالات جوانان، ‌مانند قهرمان‌خواهى، نیاز به محبوبیت،‌خودنمایى، حادثه‌جویى، بلندپروازى، رقابت، استقلال‌طلبی و...، الگوهای جدید و جوان‌پسندی را مطرح می‌کنند.[35]

در این نظام، از روش الگویی بیشترین استفاده برای کسب منفعت بیشتر صورت می‌گیرد. دستگاه‌های تبلیغاتى، اکنون حرف خود را از زبان یک قهرمان ساختگی یا یک شخصیت مزدور می‌زنند و از دیگر سو،‌مشغول پرورش و ساختن قهرمانان و آرایش چهره‌هایی هستند که بتوانند، بهره‌گیری از آنها، جذابیت کاذب به وجود آورند و پیام خود را به طور کامل به مخاطب القا کنند.[36]

در جامعه ما،‌ پس از جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران، ارزش‌های اسلامی و فرهنگی به تدریج کم‌رنگ شد و اسراف نکردن، قناعت ورزیدن، ساده‌زیستی و مانند آن به تدریج ارزش خود را از دست داد. در کنار عوامل بسیاری که در این زمینه مؤثر بودند، نقش وسایل ارتباط جمعی بیش از دیگر عوامل بود.

دانشمندان ارتباطات برای وسایل ارتباط جمعی سه کارکرد مهم بیان می‌کنند:

خبری و آموزشى: ‌نقش وسایل ارتباطى، انتشار جریان رویدادهای اجتماعی است، ولی برخی از این وسایل به‌ویژه تلویزیون، اینترنت و ماهواره، با پخش برنامه‌ها و فیلم‌ها می‌کوشند آموزه‌هایی را با مُدهای تازه و مناسب با فرهنگ خودشان به گیرندگان برنامه ارائه کنند.

راهنمایی و رهبرى: رسانه‌ها با توجه به ارزش‌های خاص هر جامعه، باید به عنوان ابزاری در جهت خدمت به ارزش‌ها و هنجارها باشند؛ امری که در کشور ما نادیده گرفته شد و تلاش گردید تا افکار و ایده‌هایی به مخاطب القا شود که با هنجارهای جامعه منافات داشت.

تفریحی و سرگرمى: وسایل ارتباط جمعی می‌توانند با ارائه برنامه‌های گوناگون، اوقات فراغت خانواده‌ها را پر کنند و به طور موقت ذهن آنان را از مشکلات روزمره دور سازند.[37]

در ادامه، به بررسی جریان الگوپذیری جوانان از رادیو، ‌تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت می‌پردازیم.

اول رادیو، ‌تلویزیون و سینما

امروزه رسانه‌ها به‌عنوان یکی از ابزار سمعی و بصرى، به صورت مستقیم با روح و جان انسان در ارتباط است. رسانه‌ها در کنار نهادهای دیگری که طرز تفکر جامعه را می‌سازند، نقش مهمی بر عهده دارند. بررسی‌های روان‌شناسی اجتماعی نشان می‌دهد رسانه‌های گروهى، دارای چنان قدرتی هستند که می‌توانند نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند.

رسانه‌ها از راه ارائه هنجارهای خاص اجتماعى، به افراد القا می‌کنند که رفتار ارائه‌شده در رسانه‌ها، رفتار مناسب اجتماعی است. به این ترتیب، رسانه‌ها با ارائه الگوها و هنجارهای خاص، سبب ایجاد هم‌نوایی در افراد می‌گردند. شرکت‌های بزرگ جهان با استفاده از وسایل ارتباط جمعی مانند تلویزیون و رادیو در کشورهای مختلف، می‌کوشند فرهنگ مصرفی را در جامعه رواج دهند.[38]

رسانه‌ها از راه پخش آگهی‌های تجاری در تلویزیون، رادیو و سینما و پخش سریال‌های داستانی و مانند آن می‌توانند بیش از نظام آموزشی بر ذهن مخاطب خود تأثیر بگذارند.[39] در کتاب سیطره جهانی از پروفسور اوانجلینا گارسیا، استاد ارتباطات اجتماعی نقل می‌کند که آهنگ موزیک و شعارهایی که در فاصله هر چند دقیقه از رادیو و تلویزیون پخش می‌شود، به‌ویژه در منازلی که ارتباط افراد با دنیای خارج کمتر است، ‌اثر مهمی را در ذهن شنونده به وجود می‌آورد که او از آن به قالب‌های فکری تعبیر می‌کند.

او معتقد است تبلیغات تجارى، نوعی اتکای روانی در افراد پدیدار می‌سازد و احترام، شخصیت و ارزش افراد براساس آنچه می‌خرند و مصرف می‌کنند، معنا می‌شود.[40]

برنامه‌های صدا و سیما، ‌فیلم‌های سینمایی و تئاترها و انواع آگهی‌های تبلیغی‌ تجاری می‌تواند مردم را به سمت الگوی مصرفی مثبت یا منفی سوق دهد. چه‌بسا افرادی که از این راه به سمت مصرف کالاهای لوکس و تجملی هدایت می‌شوند.[41]

همان‌گونه که بیان شد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های دوران جوانى، حس الگوپذیری است. جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خود، همواره می‌کوشند بهترین افراد را الگوی خود قرار دهند؛ گرچه گاه اشتباه می‌کنند و افراد ناشایست را الگوی خود می‌دانند.

دنیای غرب با سوءاستفاده از این ویژگی جوانان، ‌می‌کوشد هنرپیشه‌های فاسد سینما، ورزشکاران بی‌بندو‌بار و خوانندگان بی‌شخصیت را در مقام الگوی کاذب به جوان معرفی کند. امروزه، وضعیت ارتباطات رسانه‌ها در کشور به گونه‌ای است که ایمان و هویت جوانان به تاراج می‌رود. اگر به خوبی بنگریم، می‌بینیم که در دوره‌اى، هنرپیشه‌هایی مانند اوشین الگو بودند و اکنون یانگوم و جومونگ؛ و حتی در برخی از خانواده‌ها سبک غذای کُره‌ای جای خود را باز کرده است.

استفاده از نام‌های غربی و نامأنوس بر روی فرزندان، تابلوها و شرکت‌ها، مد، تبلیغ کالاهای لوکس خارجى، تجمل‌گرایی و...، از دیگر مصداق‌های الگوپذیری از رسانه‌هاست.

رسانه‌های عمومی به دنبال عرضه کالاهایی هستند که موردپسند مردم و برای رسانه‌ها از نظر اقتصادی سودمند است. اساس کار رسانه‌ها را محورهایی تشکیل می‌دهد که از راه آن به پول و سرمایه بیشتری برسند و یکی از این محورها، تبلیغ آگهی‌های گوناگون تجاری و تبلیغاتی است.

برخی عنوان می‌کنند که آگهی‌های تجاری به نفع مصرف‌کننده تمام می‌شود؛ چون از این راه، فروش انبوه کالاها آسان می‌شود و فروش انبوه، تولید انبوه را به همراه دارد. اما اقتصاددانان معتقدند آگهی انبوه به جای کاهش قیمت‌ها، سبب تورم قیمت کالاها می‌شود. افزون بر این، رسانه‌ها در تبلیغ، هیچ‌گونه مسئولیت و نظارتی بر کیفیت کالاها ندارند و هرکه پول بیشتری بپردازد، در اولویت قرار می‌گیرد.[42]

همچنین در بیشتر فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ایرانی، به هنرپیشه‌ها تازه‌ترین لباس‌های مُدشده را می‌پوشانند و در هر صحنه از فیلم، لباس‌ها و زیورآلات جدیدی جایگزین می‌شود. در کشور ما، بیشتر فیلم‌ها در خانه‌های بزرگ و بسیار زیبا ساخته می‌شوند. وسایل خانه مانند مبلمان، سرویس غذاخورى، آشپزخانه و وسایل آن، آخرین مُدهایی هستند که به کار می‌روند.

تقلیدهای شگفت‌آور از انواع آرایش مو و لباس وحرکات هنرپیشگان فیلم‌های غربى، بلافاصله پس از نمایش آن فیلم‌ها در خیابان‌های تهران، آن‌چنان به چشم می‌خورند که می‌توان گفت یک شبه مانند قارچ پا به عرصه وجود می‌نهند. دنباله‌روی تماشاگران از قهرمانان فیلم‌ها به قدری آشکار است که صاحبان مؤسسات و شرکت‌های تجارى، در سال، صدها میلیون دلار به سازندگان فیلم‌ها و هنرپیشگان برای مد کردن و تبلیغ پاره‌ای از کالاهای خود می‌پردازند؛ هرچند کالاهای بی‌ارزش و نامرغوبی باشند.[43]

بیشتر فیلم‌های ایرانى، خانواده‌های طبقه بالا را به نمایش می‌گذارند که تقلید طبقه متوسط و پایین را از آنان در پی دارد. به بیننده طوری القا می‌شود که هرکس ماشین، مبلمان، تلفن همراه، رایانه و مانند آن نداشته باشد، بیچاره است. حتی در برنامه‌های خانوادگی و ترکیبی نیز چنین روندی را شاهد هستیم.

در برنامه آموزش آشپزی «بهونه» که با اجرای سامان گلریز پخش می‌شود، گرچه ادعای سازندگان برنامه این است که غذاهای ساده و کم‌خرج را آموزش می‌دهند، ولی انتخاب نوع وسایل آشپزی مانند همزن و مخلوط‌کن، تابه و دیگ که همگی مارک‌های خارجی دارند، چیدمان آشپزخانه،‌گاز فر صفحه‌ای ومانند آن ترویج فرهنگ مصرف‌گرایی است. حتی در این برنامه، مارک ظروف آشپزخانه Dessini معرفی می‌گردد که از شبکه‌های ماهواره‌ای نیز تبلیغ می‌شود.

در برنامه «به خانه برمی‌گردیم» که هر روز عصر از شبکه تهران پخش می‌شود، در یکی از بخش‌های کارشناسى، دکوراسیون‌خانه آموزش داده می‌شود. در حالی‌که بسیاری از خانواده‌های جوان ایرانی اجاره‌نشین هستند و در آپارتمان‌های با متراژ کم زندگی می‌کنند، خانم کارشناس درباره نحوه قرار گرفتن میز کنسول در راهروی خانه و وسایل لازم برای تزیین آن صحبت می‌کنند.

در حقیقت، رسانه ملی در سالیان اخیر، عامل اصلی ترویج مصرف‌گرایی در میان خانواده‌ها و جوانان بوده است؛ چراکه رسانه ملی کالا را تبلیغ نمی‌کند، بلکه مصرف را تبلیغ می‌کند.

دوم ماهواره و اینترنت

پیشرفت روزافزون فن‌آوری و در نتیجه، به وجود آمدن شبکه‌های ارتباطی و ماهواره‌ای بر تمام زوایای پنهان و آشکار زندگی تأثیرگذار بوده است. رسانه‌های گروهى، فاصله میان سطوح گوناگون را از بین می‌برد و با کمک تبلیغات می‌کوشد تا با رواج مُدهای جدید، امیال جدیدی را در افراد به وجود آورد. به عبارت دیگر، تولیدکنندگان با تبلیغ و تلفیق این‌گونه نیازهای کاذب و با تغییر جایگاه نیازها و تقاضاها، سعی در فراهم آوردن شرایطی دارند تا فرد بر اساس آن، نیازهای کاذب ایجادشده، مانند لباس با طرح نو و مُد جدید را جایگزین نیازهای اساسی خود کند.

در این میان، ماهواره و اینترنت نقش مهمی در ترویج و جهانی شدن مصرف یک کالا بازی می‌کنند؛ زیرا مُد جدید، نیازمند تقاضا و بازاریابی است. بنابراین، این‌گونه وسایل، نقش بارزی در اشاعه فرهنگ مصرفی در جوامع دارند؛ زیرا بسیاری از مدل‌های رایج آرایشى، پوششی و...، از سوی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان از مدل‌های ماهواره‌ای و اینترنتی الگوبرداری می‌شود.

در برنامه‌های ماهواره‌اى، جدیدترین لباس‌های فَشِن از معروف‌ترین طراحان لباس جهان نمایش داده می‌شود. از زنان برای تبلیغ خمیردندان، وسایل آرایشی و ظروف آشپزخانه بهره برده می‌شود و بیشتر تبلیغات در مورد رژ لب، کرم‌پودر، قرص‌های لاغرى، نوشیدنی‌های انرژی‌زا و... است که به سرعت در جامعه رواج می‌یابند.

در کشور ما دسترسی به شبکه‌های ماهواره‌ای به دلیل امکان تهیه آسان و ارزان تجهیزات دریافت برنامه‌های ماهواره، بسیار آسان است و بیشتر جوانان به دیدن برنامه‌هایی تمایل دارند که آنها را در برنامه‌های داخل کشور نمی‌یابند و در واقع به خاطر برنامه‌های مبتذل از ماهواره استفاده می‌کنند.[44] این روند سبب شده که بسیاری از جوانان و به‌ویژه دختران به آرایش چهره و خرید لوازم آرایشی روی آورند. به گزارش ذیل دقت کنید:

گرایش روزافزون زنان، دختران و دختران کم سن و سال به استفاده بی‌رویه از لوازم آرایشى، به مرز بحران رسیده و نگرانی‌های عمیقی را برانگیخته است و موج فزاینده استفاده از لوازم آ‌رایشى، چنان سرسام‌‌آور است که مهار این بحران دشوار به نظر می‌رسد.

چشم‌روشن‌ها، لنز تیره می‌خواهند؛ چشم‌تیره‌ها، لنز روشن. اگر پوست دختری برق بزند، مات‌کننده چاره‌کار است؛ در این صورت دیگر برق نمی‌زند. گاهی به علت نوع پوست یا هزینه بالای جراحی با لیزر، ترمیم آسیب‌های صورت ممکن نیست. در این هنگام است که انواع پودرها و لوازم آرایشی سفیدکننده به کار می‌رود. در بیشتر اوقات، زنان و دختران جوانی که عارضه‌ای در صورت ندارند وشادابی و طراوت پوست آنها، در حالت معمولی است، به طور بی‌وقفه، از لوازم زیباکننده استفاده می‌کنند. این افراد، شب‌ها که به منزل بازمی‌گردند، با شیرپاک‌کن‌های مختلف و صابون‌های رنگی متفاوت، شلوغی و آرایش چهره‌هایشان را که در اثر استفاده بی‌رویه مواد آرایشى، حالتی زمخت و مکدّر پیدا کرده، مرتب می‌کنند.[45]

همچنین تبلیغات ماهواره‌ای سبب شده است که بسیاری از افراد به سمت جراحی‌های زیبایی بروند. استفاده از ژل‌های غیردایم نیز بسیار روایج یافته است و از آن برای گونه‌گذارى، افزایش حجم لب و برطرف کردن چین و چروک پوست استفاده می‌کنند. استفاده از این ژل‌ها در کشورهای اروپایی و امریکایی برای افراد با سنین بالاست، ولی در ایران، افراد زیر هیجده سال برای این کار اقدام می‌کنند. [46]

درباره اینترنت نیز وضع همین‌گونه است. امروزه سهم رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو در پُر کردن اوقات فراغت جوانان بسیار کاهش یافته است و سهم ضبط صوت و رسانه‌هایی مانند اینترنت بیشتر شده تا بتوانند از راه فعالیت‌های آنلاین و غیر آنلاین، مانند به اشتراک گذاشتن موسیقى، گوش دادن به موسیقى، بازی‌های رایانه‌ای و.. اوقات خود را بگذرانند. به همین نسبت، تمایل افراد برای یاد گرفتن سازهای موسیقی افزایش یافته است.

ج) مُد و مُدگرایى

اگر به چهره افرادی که در خیابان‌ها می‌بینیم، دقت کنیم، بارها افرادی را با ابروهای تیغ‌زده، موهای سیخ‌سیخى، شلوارهای تنگی که تا دیروز آن‌قدر گشاد بود که به زور به کمر بسته می‌شد، بلوزهای تنگ با مارک‌ها و شکل‌های عجیب، شال‌هایی که فقط وسط سر را می‌پوشانند، می‌بینیم. سخنی که آنها می‌گویند این است که «مُد است».

شاید بتوان ریشه تاریخی مُدگرایی را به زمان قاجار رساند. از اوایل سلطنت فتحعلی شاه قاجار که پای مستشاران خارجی به ایران باز شد، پدیده‌های نوظهور غربی نیز به تدریج به ایرانیان شناسانده شد و آداب و رسوم فرنگی که ابتدا از سوی خاندان سلطنتی تقلید شده بود، به مرور در طبقات زیرین اجتماع نیز نفوذ پیدا کرد.

ناصرالدین شاه، نخستین شاه ایران بود که به طور رسمی به فرنگ سفر کرده و توانسته بود مظاهر نوپای تمدن غربی را از نزدیک ببیند. او با هدیه‌هایی که از سفر اروپا برای حرم‌سرای خود آورد، تغییری در پوشش بانوان طبقات بالای جامعه داد. سلطنت پنجاه‌ساله این شاه مستبد، سرآغاز آشنایی ایرانیان با تمدن غربی بود. فرستادن افرادی به فرنگ برای تحصیل از سوی عباس میرزا و بازگشت آنها پس از اتمام تحصیل به ایران، آشنایی ایرانیان و به‌ویژه دربار با ماشین‌آلات صنعتی و غربى، آمدن سینما توگراف، تأسیس مدرسه جدید دارالفنون و روزنامه‌ها، همه و همه مؤلفه‌های این آشنایی بودند.

این جریان تا زمان سلطنت دیکتاتوری رضاشاه ادامه یافت. رضاشاه که با کمک انگلیس توانسته بود نظام حاکم را در دست گیرد، در تنها سفر خود به ترکیه، تحت‌تأثیر مظاهر و فرهنگ غربی قرار گرفت و به این نتیجه رسید که تنها راه پیشرفت ایران، ملبس شدن و متظاهر شدن به تمامی ظواهر فرنگی است. رضاشاه با فرمان کشف حجاب و متحدالشکل شدن لباس، نخستین گام را در راه مبارزه با سنت ایرانی و اسلامی برداشت. روند تحول به تدریج در ظاهری‌ترین شئون فرهنگى و اجتماعى، یعنی نوع پوشش مردان و زنان اثر همه‌جانبه‌ای گذاشت که یکی از پی‌آمدهای آن، شیوع مد و مدگرایی در ایران است.[47]

مدها، الگوهایی فرهنگی هستند که از سوی بخشی از جامعه پذیرفته می‌شوند و دوره زمانی نسبتاً کوتاه دارند و سپس فراموش می‌گردند.[48] بنابراین، مدگرایی آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و شیوه زندگی و رفتار خود را براساس آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آنکه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن پیروی کند.[49]

امروزه، پیروی از مد نه‌ تنها در نوع پوشش جوانان، بلکه در بخش‌های مختلف زندگی افراد تأثیر دارد. از سبک لباس و آرایش‌های ظاهری گرفته، تا وسایل منزل و حتی گرایش‌ها و علاقه‌های خاصی که در قشری از جامعه ناگهان بیش از دیگر علایق مورد پسند قرار می‌گیرد، مانند روی آوردن به ورزش یوگا و ایروبیک تقاضا برای جراحی‌های پلاستیک و سفر به دبى.

مُد به خودی خود بد نیست، ولی آنجا که شکل افراطی به خود می‌گیرد، خطرناک است. مدگرایى افراطى، نشان‌دهنده تزلزل و بحران هویت افراد جامعه است. در این وضعیت، جامعه دچار انحراف شده است و افراد می‌کوشند خود را به یک نوع مدل و گرایش خاصی نسبت دهند. مدگرایى افراطى، سبب از بین رفتن اراده مدگرایان می‌گردد؛ آنگاه که آنان در انتخاب نوع پوشش از خود اختیاری ندارند و مطیع مد می‌شوند.

جوانی که شیفته مد و فرهنگ کشور دیگر می‌شود، حاضر نیست در مقابل آن کشور بایستد و از خاک خود دفاع کند. حتی گاهی اوقات دیده می‌شود که جوانان، لباس‌هایی به تن می‌کنند که پرچم کشور بیگانه یا نام آن کشور بر آن نقش بسته است. مُد و مدگرایی مظاهری در جامعه داشته است. خرید اجناس مارک‌دار و مصرف کالاهای ساخت خارج، از آن نمونه‌اند که اینک به آنها می‌پردازیم.

یک خرید اجناس مارک‌دار

یکی از مظاهر مصرف‌گرایی در میان جوانان، استفاده از پوشاک مارک‌دار است. منظور از لباس‌های مارک‌دار، لباس‌هایی هستند که به نحوی مانند نحوه دوخت از جهت گشادی و تنگى، ترکیب رنگ، کوتاهی و بلندی و نوشته‌های روی آن، نشانه فرهنگ غرب است. امروزه، رنگ و شکل و مارک اجناس است که قیمت آنها را مشخص می‌کند و گران‌پوشی و خرید لباس‌های مارک‌دار، به امری عادی تبدیل شده است.

اگر سری به مراکز اصلی خرید تهران بزنیم، با قیمت‌های باورنکردنی روبه‌رو می‌شویم که به قول فروشنده، تنها پول مارک این اجناس را می‌پردازیم.

حتی در برخی مراکز، مانتوهای ترک و ایتالیایی عرضه می‌شوند. اما جای این سؤال باقی است که چگونه بازار ایران که یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان مانتو و چادر در میان کشورهای اسلامی است، از مانتوهای ایتالیایی(!) اشباع شده است.

حتی در نمایشگاه بین‌المللی مد و لباس که چندی پیش در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برپا شد، با وجود ادعای برگزارکنندگان آن که سعی داشتند از نهادهای ایرانی و اسلامی بهره بگیرند، اجناس مارک‌دار عرضه شد. این نمایشگاه، بیشتر معرف پوشش و‌آرایش مدل‌های ماهواره‌ای بود؛ به‌‌ویژه در مورد پوشاک آقایان که عمدتاً لباس‌های مارک‌دار خارجی با تبلیغ گسترده عرضه می‌شد.

شاید یکی از دلایل عمده‌ای که تولیدکنندگان و طراحان خارجی توانسته‌اند در سطح جهانی برای خود جایی باز کنند، آشنایی آنها با مبانی روان‌شناختی تأثیرگذاری و به‌کارگیری روش‌ها و اصول فنی مناسب در کار است.

دو مصرف کالاهای ساخت خارج

در حال حاضر، بیشتر بیلبوردهای سطح شهر تهران در تسخیر شرکت‌های خارجی است و حتی از ورودی شهر و محل پرداخت عوارض می‌توان این فضا را مشاهده کرد. فضای تبلیغاتی تهران و دیگر کلان‌شهرها، اعم از تابلوهای اعلانات خیابانى، بدنه اتوبوس‌ها و ایستگاه‌های مترو را تبلیغ کالاهای خارجی پُر کرده است. اگر هم تبلیغی از کالاهای داخلی صورت می‌گیرد، مربوط به کالاهایی است که ترکیبی از کالاهای خارجی است مانند چاى، که تنها بسته‌بندی آن داخلی است. بسیاری از جوانان، خرید کالای خارجی را نشانه تثبیت موقعیت اجتماعی خود می‌دانند و مصرف کالاهای خارجی را بر تولیدات داخلی ترجیح می‌دهند. درباره علت این رفتار، دلایل فراوانی عنوان می‌شود که می‌توان به تبلیغات جهانى، سودجویی برخی از تولیدکنندگان داخلی و کیفیت پایین کالاهای داخلی اشاره کرد.

این گرایش به حدی شدید است که حتی کودکان نیز بسته‌بندی‌های پرزرق و برق اسباب‌بازی‌ها و آدامس‌های خارجی را می‌پسندند؛ معضلی که به‌ویژه درباره دختران مشهود است و هنوز عروسک‌های ملی نتوانسته‌اند جایگزین عروسک غربی «باربی» شوند.

در این میان، برخی از تولیدکنندگان داخلی نیز کالاهای خود را با انواع مارک‌های خارجی به فروش می‌رسانند. این روند، آثار نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت و ممکن است این باور در ذهن همگان شکل گیرد که غرب از هر جهت بهتر است و بنابراین، رواج خوراک، پوشاک و آداب و رسوم و نوع تربیت فرزندان به شیوه غربی پسندیده است.[50]

عوامل و زمینه‌های مدگرایی در میان جوانان عبارتند از:

یک نوگرایى

یکی از ویژگی‌های دوره جوانى، نوگرایی و تمایل به تجدد است. جوان به دنبال چیزهایی است که نو هستند و چیزهای تازه را انتخاب می‌کند. به دلیل این روحیه در جوانان، آنان به اشعار تازه و نو علاقه‌مند هستند و به سمت اجناسی کشیده می‌شوند که به روش تازه‌ای معرفی و عرضه می‌گردند.

تمایل به امروزی شدن و نوگرایی در هر جوانی وجود دارد و نشان‌دهنده نیاز او به شکستن قالب‌های موجود و فاصله گرفتن از هنجارهای گذشته است تا از این راه هویت مستقلی به دست آورد.

جوانان بنا به میل ذاتی خود، تنوع‌طلب و خواهان تغییر و تحول هستند. بنابراین، آنها علاقه دارند خود را به شکل افراد و گروه‌های محبوب اجتماعی یا سوپراستارهایی درآورند که تبلیغات زیادی روی آنها صورت می‌گیرد.

دو چشم و هم‌چشمى

رقابت و چشم و هم‌چشمى، از دیگر زمینه‌های رواج مدگرایی در میان جوانان است. اگر رقابت در جهت صحیح صورت گیرد، سبب پیشرفت و تکامل انسان می‌شود، اما اگر به سمت امور مادی و مدپرستی هدایت شود و فرد بکوشد با نوع پوشش و آرایش خود از دیگران عقب نماند، سرانجام خوبی نخواهد داشت.[51]

گاهی اوقات افراد طبقه پایین سعی می‌کنند هرچه بیشتر شبیه افراد طبقات بالا شوند. از دیگر سو، افراد طبقات بالا که می‌بینند بین آنان و افراد دیگر طبقات تفاوتی نیست، می‌کوشند با خرید کالاها و لباس‌های گران‌قیمت، مانع شبیه شدن افراد طبقات پایین شوند.[52]

یکی از صاحب‌نظران می‌گوید که مُد، یکی از ویژگی‌های هم‌رنگی با جماعت است که سعی می‌کند افراد را با یکدیگر هم‌رنگ کند. او معتقد است که مد، برعکس تشریفات، سبب می‌شود افراد شبیه اشخاص طبقه بالاتر شوند و در حقیقت نوعی رقابت بین افراد است.

طبقات متوسط و پایین با مشاهده ولخرجی‌های ثروتمندان، خود را در دام مصرف غیرمنطقی گرفتار می‌کنند و مصرف را نوعی منزلت اجتماعی می‌پندارند. هم‌چشمی سبب می‌شود که فرد مانند افراد فامیل، همسایه یا دوست یک لباس بخرد که نیاز واقعی به آن ندارد یا مراسم ازدواج و مهمانی دوستانه خود را طبق عادات طبقه ثروتمند برگزار کند.

ممکن است چنین فردی به تغییر دکورخانه، خرید لوازم لوکس و غیرضرور دست بزند که اصلاً به آنها نیاز ندارد. این امر به زندگی اقساطی می‌انجامد و در حقیقت، درآمدی را که باید به مصرف بازسازی اقتصادی می‌رسید، به جیب آرایشگران و فروشندگان می‌ریزد.[53]

3. پی‌آمدهای روند مصرف‌گرایی در کشور

امروزه عوامل متعددی مانند رسانه‌های جمعی و تبلیغات فراگیر و توده‌ای سبب شده است نیازهای کاذب در جامعه نمودار شود و افزایش یابد. در چنین شرایطى، استفاده از مدهای لباس، اجناس لوکس و حتی افکار و عقاید مختلف به نحو فزاینده‌ای بروز می‌کنند.

یکی از صاحب‌نظران می‌گوید که امروزه فرهنگ توده‌اى، عوام‌گونه، مصرف‌گرا، غیر خلّاق و منفعل است.[54] باید توجه کرد که ادامه این روند، عواقب خطرناکی را در پی خواهد داشت که وابستگی فرهنگى، اقتصادی و بحران هویت از جمله این پی‌آمدهای شوم است.

الف) وابستگی اقتصادى

پس از انقلاب صنعتی و نیاز روزافزون صنایع غرب به مواد اولیه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق دیگر انسان‌ها، تسلط بر سرزمین‌های دیگر را در برنامه خویش قرار دادند و با استفاده از طرح‌های کارشناسی دقیق، کنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدین ترتیب، سیل مواد اولیه از شرق به غرب سرازیر شد و در نتیجه، غرب به پیشرفتی بی‌نظیر دست یافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.

در این جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع کشورهای جهان سوم بسنده نکردند، بلکه با تحمیل سیاست تک‌محصولى، اقتصاد این کشور را به نابودی کشاندند و هر یک از سرزمین‌های غرب را به صورت انبار ارزان یکی از محصولات مورد نیاز خود درآوردند. به این ترتیب، برزیل، انبار قهوه؛ آرژانتین، انبار گوشت و پشم؛ کشورهای نفت‌خیز ،انبار انرژی و بولیوى، گنجینه �%



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:24 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >