اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 

چنان که گفته شد بخش دولتی مهم ترین و اساسی ترین بخش در حوزه مصرف است؛ زیرا بی گمان مهم ترین مصرف کننده منابع متعدد و متنوع کشور، دولت می باشد. چنان که دولت ، با اصلاح الگوی مصرف خود می تواند فرصت الگوبرداری را به دیگر بخش ها بدهد.
از این روست که در اسلام بر الگوی سازی رهبران و دولتمردان تاکید شده است و پیامبران و به ویژه پیامبر اکرم (ص)و اهل بیت (ع) به عنوان رهبران نظام ولایی اسلام ، به عنوان الگوهای کامل در همه حوزه ها معرفی و به جوامع بشری شناسانده شده است.

از این روست که حضرت یوسف (ع) برای مدیریت جامعه به ویژه برای مدیریت بحران و گذر از عقب ماندگی و خشکسالی و تهدید های جدی که نظام سیاسی بلکه اجتماعی جامعه مصر را تهدید می کرد ، خود مسئولیت مدیریت اقتصادی را در دست گرفت و با ارایه الگوهایی در تولید و توزیع و مصرف منابع کشوری و حتی حضور در بخش مدیریت به شکل عملی به عنوان امین و خزانه دار دولت و ملت کوشید ، تا جامعه ای نمونه ای را در مصر باستان معرفی کند.

از نظر اسلام و قرآن ، بخش های دولتی چون ملا(اشراف )که بزرگان و صاحبان نفوذ از جهت قدرت و امکانات مادی هستند ، با در اختیار داشتن بخش اعظم قدرت و ثروت می تواند هم مفید و سازنده باشد وهم موجبات تباهی و نیستی جامعه را فراهم آورد.

آنان به خود اجازه می دهند هر گونه که می خواهند سرمایه های جامعه را مصرف کنند. مصرف بی رویه و بی برنامه آنان است که ظلم و ستم را گسترش می دهد؛ زیرا اصولا خود مصرف بی رویه، نوعی ظلم و ستم در حق جامعه ای است که مردمان بسیاری به لقمه ای برای سد جوع و رفع گرسنگی بدان نیازمند هستند. بر اساس این شیوه رفتاری نامتعادل و بیرون از دایره انسانیت است که خداوند در آیات 11 تا 13 سوره انبیاء ، اشراف و دولتمردانی را که رفتارهای ظالمانه و زیاده خواهانه دارند ، تمسخر و استهزا می کند؛ زیرا آنان مردمانی مترف و انسان هایی مستکبر هستند.(مومنون آیات 64 و 66 و 67)
در عصر پیامبر (ص) اشراف مکه و مدینه رفتاری بسیار زشت و زننده داشتند و در مدینه بود که برخی از ایشان اصحاب صفه که مردمانی فقیر و نادار بودند را تمسخر می کردند.(کهف آیه 28 و انعام آیه 52) همین دسته از اشراف بودند که در عصر حضرت شعیب (ع) با رفتارهای زیانبار اقتصادی تباهی را به جامعه ارمغان آوردند.(اعراف آیات 85 تا 93)

به هر حال، آن چه در وهله نخست بر دولت مردان است آن که رفتارهای اقتصادی خویش به ویژه دولتمردان و مسئولان کشوری را اصلاح کنند. کاهش از همایش های خودستایی و گردهمآیی های به ظاهر علمی و مهمانی های آن چنانی یکی از مهم ترین کاری است که می بایست در بخش اقتصادی دولتی و رفتار دولتمردان انجام پذیرد، زیرا مردم رفتارهای خویش را بر اساس رفتارهای دولتمردان ساماندهی و تنظیم می کنند و آنان الگوهای واقعی مردمان هستند.


اشراف به سبب موقعیت قدرت و ثروت گرایش شدیدی به فساد و افساد دارند(اعراف آیه 103) و جاه طلبی و حکومت خواهی آنان موجب می شود تا جنگ قدرت راه بیاندازند.(بقره آیات 246 و 247) غرور و تفاخر (کهف آیات 32 تا 34) موجب می شود تا بینش دیگران را بی ارزش و پوچ شمارند و گرایش به کفر پیدا کنند.(اعراف آیات 66 و 75 و 76 و 90 و یونس آیه 75 و 78 و هود آیه 27 و سبا آیات 34 و 35 و 38) کوردلی و حق ناشنوایی نسبت به اصلاحات و آموزه های اصلاحی (اعراف آیات 59 و 60 و 64) آنان را به سوی فسق و فجور سوق می دهد که خود نوعی زیاده روی و افراط است. ( اسراء آیه 16)

به هر حال خصیصه اشرافگری افراط و زیاده روی است که در آیه 28 سوره کهف مورد تاکید قرار گرفته است. از این روست که بر دولتمردان و رهبران واقعی است تا جلوی گروه اجتماعی که در نهادهای قدرت و ثروت قرار گرفته اند کنترل و مهار کنند تا بیش از حد اندازه منابع ملی و مردمی را تباه نکنند و با سوء استفاده آن را به مصرف شخصی نرسانند کاری که در ییش تر موارد از آنان سر می زند.

روحیه اشرافی گری ، روحیه امتیازخواهی از دولت و دولتمردان است که در آیه 31 زخرف بدان اشاره شده است. بنابراین می بایست مواظب ایشان بود تا از موقعیت خود برای چپاول سرمایه های ملی استفاده نکنند. این همان رانت خواری است که در کشورهای مختلف به ویژه در حال توسعه و جهان سومی به شدت رواج دارد و منابع ملی را به غارت می برد.

ارایه الگوی صحیح مصرف ، به معنای ارایه الگوی مدیریت و نظارت در سرمایه ها و منابع ملی و توزیع و عرضه آن نیز می باشد که در آیاتی از جمله در داستان حضرت یوسف (ع) بدان اشاره شده است. بنابراین لازم است که با تهیه قوانین درست و به کارگیری درست و اعمال قانون از هر گونه سوء استفاده در بخش مدیریت دولتی جلوگیری شود که این خود یکی از منابع مهم افزایش ثروت و سرمایه ملی برای دست یابی به شکوفایی و پیشرفت اقتصادی است.
اشراف و صاحبان قدرت که اهل تقوا نباشند و به معاد چنان که بایسته و شایسته است ایمان و باور ندارند، گرایش شدیدی به توطئه و فریب افکار عمومی(مومنون آیات 23 و 33 و 34)  و ایجاد جنگ روانی برای دست یابی به قدرت و ثروت بیش تر دارند. بر این اساس می بایست قدرت ایشان مهار شود و اجازه داده نشود تا با بهره گیری از رسانه ها(شعر و اخبار به ظاهر تحلیلی و دیگر ابزارهای قدرت نرم) افکار سازی کرده و مدیریت جامعه را در دست گیرند. تبلغیاتی که رسانه های انجام می دهند خود عاملی است تا مصرف به شکلی نادرست شکل گیرد و به جای آن که کالا و خدمات در راستای پیشرفت جامعه و شکوفایی اقتصادی آن باشد در مسیر سقوط و مصرف گرایی افراطی و نابودی سرمایه های فردی و جمعی و یا ملی قرار گیرد.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:23 AM - روز دوشنبه 17 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  بعضي اشتباه هاي مالي والدين و راه هاي جلوگيري ازآن



حواس پرتي، مسئوليت و فشارهاي زندگي، ممكن است ما را به عادت هاي بد مالي وادارد. در اينجا اشتباه هاي مالي رايج و قابل پيشگيري را كه ممكن است مرتكب شويد، همراه با توصيه هايي درباره راه هاي پيشگيري از آنها مي آوريم.
    
    خرج كردن
    اولين مشكل، خرج زياد است. مري هانت روزنامه نگار و صاحب 16 كتاب، درباره امور مالي فردي مي گويد "مطالعات نشان داده است كه وقتي مردم به جاي پول نقد از كارت استفاده مي كنند، 30 درصد بيشتر خرج مي كنند." اين در مورد كارت هاي بدهي هم مثل كارت هاي اعتباري صدق مي كند، حتي اگر كارت هاي بدهي به حساب جاري شما متصل باشد و امكان خرج بيش از دارايي شما را ندهد، اما باز كارت هستند و وقتي از اين پلاستيك ها به جاي پول نقد استفاده مي كنيد به درستي متوجه نيستيد كه چقدر از پول خود را خرج مي نماييد. به همين دليل كارت ها نه تنها بودجه شما را به يغما مي برند بلكه الگوي نادرستي هم براي فرزندان ما شكل مي دهند. همان طور كه هانت مي گويد،" ما داريم نسلي پلاستيكي تربيت مي كنيم. به مغازه مي روي، كارت را به صندوق دار مي دهي و بعد آن را پس مي گيري، هرچيزي را كه خريدي به دست مي آوري و هنوز كارت خودت را هم داري" ! از نظركودكان شما، انگار چيزي را در ازاي خريدهاي خود نپرداخته ايد .كودكان بايد بفهمند وقتي شما چيزي را مي خريد، پولي را كه خرج كرده ايد به معناي واقعي از دست داده ايد. هانت توصيه مي كند" هرچقدر هم كه دشوار باشد، سعي كنيد براي خريدهاي روزانه از پول نقد استفاده كنيد. در واقع اين دشواري، مزيتي است كه مانع خرج كردن شما مي شود." هانت پيشنهاد مي كند كه كارت اعتباري خود را در خانه بگذاريد و يا حداقل در پاكتي نگه داريد كه روي آن با حروف بزرگ نوشته شده استفاده نكنيد." به زودي درمي يابيد كه كمتر خرج مي كنيد و كودكان شما هم مي فهمند كه چقدر پول خرج مي كنيد.
    
    دردسر تولد
    هدايا، كارت تبريك ها و كاغذهاي كادوپيچ، خريدهاي بي ضرري به نظر مي رسند. اما اگر تعداد مهماني هايي را كه معمولادر آنها شركت مي كنيد در نظر بگيريد، همين مقوله هاي شادي بخش مي توانند مبلغ هنگفتي را شامل شوند. هانت معتقد است "پدر و مادرها اغلب، خودِ هديه را پيغامي مي دانند كه انگار مبلغي كه صرف هديه مي كنند نشان دهنده بهايي است كه به نقش والديني خود مي دهند. وي در آخر مي گويد "والدين پول زيادي خرجِ هديه هاي تولد دوستان كودكانشان مي كنند." البته پولي كه صرف هديه تولد بچه هاي ديگر مي كنيم، اصلاقابل مقايسه با پولي كه بعضي از ما صرف تولد بچه هاي خودمان مي كنيم نيست. در نظرسنجي مركز كودكان، 16 درصد والدين چيزي بيش از 500 دلار را صرف اولين جشن تولد كودكشان مي كنند و اين مبلغ هر سال بيشترهم مي شود.هانت توصيه مي كند "خود را از بازي اسراف كنار بكشيد. سعي كنيد به اين كه ديگران چه فكري مي كنند بها ندهيد و به هديه هاي خانگي فكر كنيد." هانت مي گويد "يك چيز خيلي خاص بسازيد؛ چيزي كه حتي نتوانيد قيمتي رويش بگذاريد." هديه هاي زيادي وجود دارد كه شما و فرزندتان مي توانيد درخانه بسازيد. همچنين مي توانيدبا استفاده از كارت هاي تبريك ،جلوي خرج اضافي را بگيريد. به جاي هزينه كردن بيش از چند هزار تومان براي خريد يك كارت تبريك از مغازه، به فرزندتان كمك كنيد خودش طراحي يا نقاشي كند.دست آخر، سعي كنيد به جاي كاغذ كادوهاي مغازه اي به راههاي خلاق جايگزين فكر كنيد. وقتي روز تولد فرزندتان رسيد، مي توانيد به جشن تولدي بدون هديه فكر كنيد و اگر مهمان ها به پيشنهادتان گوش ندادند از آنها بخواهيد پول آن را به يك مركز خيريه محلي اهدا كنند يا به كودكتان قولِ يك روز بازي يا گردش خارج از خانه را بدهند. به علاوه سعي كنيد در دام مخارج چشم و هم چشمانه جشن تولدها نيفتيد. آيا كودك شما واقعا به دلقك نياز دارد ... يا يكي از بستگان هم مي تواند لباس مسخره بپوشد و با بادكنك آبي همه را سرگرم كند؟ فعاليت هاي مفرح و كم هزينه اي وجود دارند كه كودك شما و مهمان ها را همانقدر سرگرم مي كند كه جشن هاي پرهزينه.
    
    زندگي براي امروز ... و فقط امروز
    اغلب به ما والدين گفته مي شود كه در حال زندگي كنيم تا از سال هاي خردسالي كودكانمان بيشترين لذت را ببريم. اما وقتي پاي پول در ميان باشد، شايد كمي " كمتر" درحال زندگي كردن منطقي تر باشد. مت پولمن مشاور مالي كه مراجعان او را بيشتر، خانواده ها تشكيل مي دهند، مي گويد كه ميل والدين به ناديده گرفتن پس انداز شايع شده است و اين همه اقشار با درآمدهاي مختلف را دربرمي گيرد.پولمن مي گويد "والدين فكر مي كنند ما جوانيم، فرزندانمان جوانند و ما نيازهاي حياتي كوتاه مدتي داريم و مي توانيم بعدها به پس انداز فكر كنيم. اما واقعيت اين است كه مهمترين زمان براي جمع كردن و پس انداز سرمايه، اكنون است. اگر در مضيقه قرار گرفتيد، به راحتي مي توانيد سراغ پس اندازتان برويد. اين خيلي بهتر از آن است كه پول با بهره قرض كنيد." پولمن معتقد است كه بسياري از مادران و پدران، پس انداز بلندمدت مثل پس انداز بازنشستگي و سرمايه گذاري دانشگاهي را ناديده مي گيرند. اين كه صبر كنيم تا "بعدا" سرمايه جمع كنيم فكر نادرستي است، چون بايد در اولين زمان ممكن شروع به جمع كردن آن مقدار سرمايه بكنيد. پس انداز امروز مي تواند شما را در مخارج بزرگ فردا ياري دهد. پس انداز كردن را عادت خود كنيد. پولمن به خانواده ها توصيه مي كند كه بخشي از درآمد خود را هر ماه به صورت اتوماتيك در حساب پس انداز - كوتاه مدت و بلندمدت - ذخيره كنند. حتي اگر الان قادر به پس انداز مبلغ ناچيزي هستيد، اين كار را بكنيد. اين كار به شما كمك مي كند تا درباره مخارج خود دقيق باشيد. پولمن پيشنهاد مي كند "سعي كنيد تشخيص دهيد كه نياز شما واقعي است يا فقط تصور مي كنيد كه واقعي است. اگر مورد دوم باشد، سعي كنيد آن مبلغ را به پس انداز اختصاص دهيد." آيا فرزند شما واقعا به دوخت آن لباس يا آن اسباب بازي آموزشي احتياج دارد؟ آيا واقعا لازم است كه چيدمان هنري ميز او تغيير كند؟ پولمن هشدار مي دهد كه اجاز ندهيد ارزش شخص شما به عنوان پدر يا مادر وابسته به مقدار هزينه شما بشود. به عبارت ديگر، نقش والديني خودتان را بر اساس اين كه چقدر هزينه نگهداري كودكتان مي كنيد ارزيابي نكنيد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:55 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مي خواهم امروزي باشم!

من به عنوان يك جوان دلم مي خواهد هم از مظاهر مد پيروي كنم و در واقع، يك جوان امروزي باشم و هم از سوي ديگر به ارزش هاي خودم پاي بند بمانم و جواني باشم كه هم با جامعه پيش مي رود و هم به مباني ارزشي پاي بند است؛ چطور مي توانم از تك بعدي بودن بپرهيزم و يك جوان چند بعدي باشم و در عين حال، به تضاد و تناقض هم نرسم؟ اسلام چه ديدگاهي در مورد مدگرايي دارد؟
    انسان، موجودي است كمال طلب و دوست دارد آن چه را موجب رسيدن او به كمال مي شود به دست آورد. دراين ميان، جوانان نه تنها از اين قاعده مستثنا نيستند، بلكه ويژگي هاي جواني نيز اقتضا مي كند كه براين كمال طلبي، پافشاري بيشتري داشته باشد؛ زيرا جوان همواره به دنبال ايده آل ها، كمال مطلوب ها، جاودانگي، معنويت، زيبايي و ارزش هاست و درعين حال، روحيه اي تنوع طلب دارد و از حالت ثابت و ايستا، گريزان است. اگر اين ويژگي هاي جواني، با بينش صحيح از ارزش ها همراه شود، دوره جواني، يك دوره بسيار بارور و پربركت خواهد بود و اگر اين بينش صحيح همراه با باورهاي ديني نباشد، دوره جواني يكي از بحراني ترين دوره هاي زندگي او خواهد بود و چه بسا تا مرز سقوط، انحطاط و هلاكت كشيده شود.
    خوشبختانه اسلام كه كامل ترين و جامع ترين اديان الهي است و همه نيازهاي مربوط به كمال و شكوفايي انسان را دربردارد، ديني است مترقي و احكام آن هماهنگ تغييراتي است كه در زندگي بشر به وجود مي آيد و به عبارت ديگر، اسلام زمان و مكان و تاثير آنها در زندگي بشر را درنظر دارد. از اين رو، هيچ گاه يك مسلمان واقعي، انساني
    تك بعدي و عقب افتاده از تحولات و پيشرفت هاي زمان خودش نيست. اسلام، همواره به هنر و آراستگي ارج مي نهد و درعين حال، بر حفظ ارزش هاي اخلاقي و مسايل معنوي- كه در رسيدن به كمال نقش اساسي دارند- تاكيد مي كند. بنابراين، اگر ما به اسلام واقعي معرفت پيدا كنيم، هيچ گاه تك بعدي نخواهيم بود؛ اما عدم آگاهي ما به دستورات اسلامي، موجب مي شود كه ما تلقي صحيحي از اسلام نداشته باشيم و گاهي اوقات دچار تعارضاتي نيز بشويم.
    كليد حل اين تعارضات، شناخت بيشتر اسلام و التزام عملي به دستورات اسلام مي باشد، اسلام همان طور كه انسان ها را دعوت به خودسازي و طهارت مي كند، به آراستگي ظاهر نيز توجه دارد؛ تا جايي كه نظافت را نشانه ايمان مي داند. طبيعي است كه آراستگي ظاهري در هر زماني، متناسب با شرايط آن زمان و فرهنگ حاكم بر آن جامعه است. به هيمن دليل اسلام، انسان ها را در نوع لباس پوشيدن يا رنگ لباس يا نوع آرايش، محدود نكرده است كه مثلافقط مثل عرب ها لباس بپوشيد؛ بلكه آن چه موردنظر است، اصل پوشش است و اگر عفاف انسان ها حفظ شود، مفسده اي به دنبال ندارد. بنابراين، نوع آرايش يك جوان آسيايي و شرقي، با نوع آرايش يك جوان غربي، متفاوت است؛ اما درعين حال، هر دو مي تواند آراستگي موردنظر اسلام را داشته باشند؛ به شرط اين كه با ارزش هاي الهي و ساير احكام و دستورات دين، منافات نداشته باشد.
    به نظر مي آيد كه در برداشت از آراستگي ظاهري و مدگرايي، اشتباه شده است. مدگرايي امري است غير از آراستگي و زيبايي ظاهري؛ البته ممكن است گاهي اوقات عملي يا هنري و يا طرز لباس پوشيدني مد شود و منافاتي با ارزشهاي ديني نداشته باشد اما هميشه اين گونه نيست؛ زيرا مبناي كساني كه در پشت صحنه، مروج مدگرايي هستند، چيزي جز دنياطلبي و كسب منافع نيست و براي آنها مهم نيست كه آيا اين چيزي كه آنها به تبليغ آن مي پردازند، با ارزش ها و كمالات انساني تعارضي دارد يا نه. بنابراين، يك انسان مومن كه مي خواهد، پاي بند به ارزش هاي الهي باشد، نبايد تابع فرهنگ مدگرايي باشد؛ زيرا مروجين چنين فرهنگي بيشتر اوقات پاي بند به ارزش ها نيستند . علاوه براين كه مدگرايي، موجب چند بعدي شدن انسان نيز نمي شود؛ بلكه انسان، خود را آلت دست افرادي سودجو قرار داده است. چند بعدي شدن انسان، به اين معناست كه انسان از جنبه هاي مختلف علمي، اخلاقي، اجتماعي و سياسي، رشد كند و از زمان خودش، عقب نماند؛ مثلااگر روزي كامپيوتر و نهضت نرم افزاري حاكم بر همه فعاليت هاي انسان مي شود، او نيز درحد توان خود و متناسب با رشته تحصيلي و نوع شغلي كه دارد، با اين تكنولوژي آشنا و از آن استفاده مي كند و در ساير پيشرفت هاي علمي يا هنري نيز اين گونه است.
    چند بعدي شدن انسان، اين نيست كه اگر يك ستاره سينما فلان رفتار را انجام داد، فرداي آن روز همه افراد مثل او رفتار كنند. اين تقليد كوركورانه است و نه تنها انسان را چند بعدي نمي كند، بلكه به انحطاط نيز مي كشاند؛ زيرا بسياري از اين به ظاهر ستاره هاي سينمايي يا ورزشي، يا تابع ارزش هاي الهي نيستند و يا حتي بر خلاف آنها حركت مي كنند بنابراين، چگونه مي شود انسان هم پاي بند به ارزش ها باشد و هم دنباله رو الگوهايي باشد كه در جهت خلاف ارزش ها حركت مي كنند. بنابراين، چند بعدي شدن، مستلزم اين است كه ما الگوهايي را انتخاب كنيم كه از هر جهت، شايستگي الگو بودن را داشته باشند و آنها جز ائمه عليهم السلام نيستند؛ زيرا آنها با اسلام ناب آشنا هستند و به تاثير زمان و مكان و شرايط اجتماعي نيز آگاه بودند. از اين رو، همراه با زمان حركت مي كردند و هيچ گاه از زمان خود عقب نبودند و به همين جهت، نوع لباسي كه امام علي عليه السلام مي پوشيد، با نوع لباسي كه امام صادق عليه السلام مي پوشيد، فرق داشت؛ يعني آنها متناسب با زمان خود و با توجه به شرايط جامعه، لباس مي پوشيدند و هر دو مطابق با احكام الهي رفتار مي كردند. بنابراين، شما بايد در همه ابعاد زندگي، پيشرفت داشته باشيد و در وضعيت ظاهري هم همان طور كه اسلام گفته، همواره آراسته باشيد و از مد هم تا آن جا كه با اسلام منافاتي ندارد، استفاده كنيد؛ اما پيرو كوركورانه مد نباشيد. علاوه بر اين، راهكارهاي عملي زير را در رسيدن به مقصود دنبال كنيد:
    1. با مطالعه بيشتر در زمينه مسائل اعتقادي، اخلاقي و احكام ديني، با معيارهاي مورد نظر اسلام و ارزش هاي آن آشنا شويد و آگاهي بيشتري كسب كنيد.
    2. از تقليد كوركورانه در رفتارهاي اجتماعي و فردي، پرهيز كنيد.
    3. با افراد با شخصيت كه از نظر علمي و معنوي، وضعيت مناسبي دارند، معاشرت داشته باشيد.
    4. از معاشرت با افرادي كه شئونات اسلامي را رعايت نمي كنند و در رفتارهاي خود تابع معيارهاي صحيحي نيستند، پرهيز كنيد.
    5. از كسب آگاهي هاي لازم در زمينه مسائل روز، پيشرفت هاي علمي، به ويژه آن چه مربوط به رشته تحصيلي شما مي شود، غفلت نكنيد.
    6. در آراستگي ظاهر و نوع لباس پوشيدن و آرايش ظاهري، هم نوع جنسيت خود را رعايت كنيد و هم از افراط و تفريط هاي وسواس گونه و وقت گير، پرهيز كنيد.
    7. در همه شئونات زندگي، حد اعتدال را رعايت كنيد؛ زيرا تعادل در رفتار هم از انحرافات و هم از يك بعدي شدن و هم از حرف بيهوده جلوگيري مي كند.
    8. در انجام فرايض ديني، مانند نماز اول وقت و پرهيز از گناه، جدي باشيد.
    9. علاوه بر معاشرت با افراد با شخصيت، الگوهاي مناسبي در ميان جوانان موفق پيدا كنيد و با آنها رابطه درستي برقرار كنيد.
    
    مدگرايي از ديدگاه اسلام
    رسالت اسلام به عنوان يك مكتب كامل الهي، پاسخ گويي صحيح به تمام خواسته هاي فطري و نيازهاي اصيل انساني است. براين اساس، در مجموعه تعاليم اسلامي- مانند آيات قرآن- به مسئله زينت و زيبايي، توجه خاصي شده است. از تامل در اين بخش از معارف اسلامي، چند اصل كلي مربوط به موضوع خودآرايي و زينت به دست مي آيد كه عبارتند از:
    1. حس زيبايي، يكي از ويژگي هاي مخصوص انسان است كه ريشه در فطرت او دارد و به اقتضاي اين امر، انسان از ديدن هرگونه زيبايي، لذت مي برد. بي ترديد، منشا تمام هنرهاي انساني، همين حس است كه در هر دوره، موجب به وجود آمدن دستاوردهاي ارزشمند هنري مي شود. بنابراين، استعداد و درك زيبايي، از مواهب به وديعت نهاده شده در وجود انسان است كه به بركت آن، او قادر است از طريق مطالعه و تامل در ظرافت هاي زيباي نظام آفرينش، زمينه كمال روحي و معنوي خود را فراهم سازد.
    2. خودآرايي و زينت، به عنوان بخشي از حس زيبايي، نه تنها آثار بسياري در روح و روان فرد دارد، بلكه موجب تعالي و رشد افراد جامعه نيز مي شود و در مقابل، پرهيز از خودآرايي، پريشاني و ژوليدگي، چون با خواست فطري انسان در تعارض است، به تدريج، اثراتي منفي در روان او بر جاي مي گذارد كه افسردگي روحي، عدم تعادل رواني، بي توجهي به نعمت ها، سركوبي علائق طبيعي و... از اين امور مي باشد.
    از آن جا كه اين امور، به سلامت زندگي فرد و نظام اجتماعي، زيان هاي جبران ناپذيري متوجه مي سازند، لذا در احكام اسلامي، به شيوه هاي مختلفي، با اين گونه رفتارها مقابله شده است؛ براي مثال، در سيره اولياي الهي، همواره با اين منطق غلط ناآگاهان كه پرهيز از خودآرايي را دليل وارستگي از قيد نفس و بي اعتنايي به زخارف دنيوي به حساب مي آورند، به طور جدي برخورد شده است؛ زيرا اين كار علاوه بر اين كه نفرت ديگران را فراهم مي آورد، با اصل عزت نفس و كرامت و منزلت انساني، هم خواني ندارد. اما علي عليه السلام مي فرمايد: «خودآرايي، از ويژگي هاي خاص انسان هاي مومن است»1.
    3. در رهنمودهاي پيشوايان اسلام در مورد خودآرايي، به موارد زيادي تصريح و تاكيد شده است؛ لباس تميز و آراسته، شانه كردن موي سر و صورت، نظافت بدن، خوش بو كردن بدن و لباس ها، پرهيز از كارهايي كه دون شان انسان مومن است.
    4. هر چند اسلام توصيه به خودآرايي دارد، اما هرگز اين امر را منحصر به زينت ظاهر نمي كند؛ بلكه آراستگي به فضايل معنوي و اخلاقي را- كه زمينه ساز سعادت و كمال روحي او هستند- مهم تر از آراستگي ظاهر مي شمارد. به عبارت ديگر، اسلام با تعاليم حيات بخش خود، نخست به ايجاد اعتدال در اخلاق و فضيلت هاي روحي مي پردازد و پيروان خود را به درك زيبايي هاي ماوراي عالم ماده، رهنمون مي كند و آنان را از گرفتار شدن در سطحي نگري در اين مسئله، نجات مي بخشد و در عين حال، تلاش مي كند كه افراد، فقط به زينت ظاهري جسم و محيط زندگي خود نپردازند. در اشاره به چنين واقعيتي، امام علي عليه السلام مي فرمايد: «زينت دروني، از زينت ظاهر، بسيار زيباتر است»2؛ چون هم از نظر تاثير و هم از نظر ماندگاري، در كمال حقيقي انسان، موثرتر است.
    5. گرچه در مجموعه تعاليم اسلامي، به خودآرايي توصيه و تاكيد فراوان شده است، اما به جهت در امان ماندن از عوارض منفي افراط و تفريط در خودآرايي و مدگرايي، حدود و چهارچوب خاصي نيز براي آن تعيين شده است؛ براي مثال، تاكيد شده كه وسيله خودآرايي يا محيط آرايي، بايد حلال باشد؛ از راه مشروع تهيه شود؛ سبب اسراف در سرمايه هاو استعدادها نباشد؛ از هرگونه شائبه تجمل پرستي و خودنمايي به دور باشد؛ به گونه اي نباشد كه زمينه تحريك هواهاي نفساني و اميال جنسي ديگران را فراهم كند؛ به صورت تقليد كوركورانه از ديگران انجام نگيرد و به طور كلي، از بررسي تعاليم اسلامي، چنين به دست مي آيد كه اسلام، نه تنها خودآرايي را منع نمي كند، بلكه به شيوه معقول و منطقي، بر آن تاكيد مي ورزد و در عين حال، هميشه از افراط و تفريط در هر چيزي منع مي كند.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پي نوشت:
    1. آمدي، شرح غرر و درر، ج1، ص .307
    2. همان، ج4، ص .117
    ¤ منبع پرسمان
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:53 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

در سالی که از سوی مقام معظم رهبری با عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است پیش از هر سازمان و نهادی، انتظار است که حوزه هنری با برنامه‌ای منسجم، قدم‌های بلند و استواری را در تبیین و زمینه‌سازی فرهنگی موضوع بردارد، چرا که انتظار معظم‌له این است که به موازات مجموعه اقدامات قانونی و اجرائی که دستگاه‌های مختلف دولتی برای اصلاح الگوی مصرف آغاز می‌کنند، با انجام فعالیت‌های فرهنگی، ریشه‌های این معضل اجتماعی شناخته واز لایه‌های پنهان اعتقادات، عادات و رسوم و رفتار مردم زدوده شود.


 لذا شایسته است دراولین و مهمترین اقدام، با تشکیل یک «هسته فکری» از صاحب‌نظران مرتبط با موضوع و با حضور چندتن از هنرمندان برجسته استان نسبت به شناخت مبانی نظری موضوع و عرصه‌های وجودی این معضل اقدام نمائید و به موازات تولید محتوای نظری با دعوت از هنرمندان جوان و عرضه اطلاعات و نظرات تولیدشده بخواهید که با تولید آثار هنری مناسب با عرصه‌های مختلف اجتماعی تلاش نمایند.

 

  محیط‌های مختلفی که این آثار می‌تواند ارائه شود عبارتند از شبکه‌های مختلف صداوسیما، نشست‌های داخلی دستگاه‌های اجرائی، مراکز مختلف آموزشی از جمله مدارس و دانشگاه‌ها، حوزه‌های علمیه، مساجد، جلسات و نشست‌های اصناف مختلف و سایر محافل اجتماعی   آنچه در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است، القاء یک نگاه جامع و صحیح از موضوع و ریشه‌یابی واقعی از علل بروز این پدیده مخرب در اندیشه و رفتار مردم در تمامی بخش‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه است تا از این طریق با سطحی‌نگری‌های رایج در این مباحث مبارزه شود و حرکتی که آغاز می‌شود متناسب با انتظارات مقام معظم رهبری باشد.

  چارچوب عمومی موضوع را می‌توان در خلاصه‌ترین شکل ممکن به شرح زیر مورد بحث قرار داد و «اصلاح الگوی مصرف» را در قالب موضوع «درست مصرف‌کردن منابع جامعه برای تسریع در پیشرفت جامعه به سمت یک جامعه الگوی اسلامی» مورد بحث و تبادل‌نظر قرار داد در این صورت موضوع سه بعد مطالعاتی پیوسته با هم پیدا می‌کند که می‌تواند در قالب سوالات زیر طرح شود:

 

  1. اهداف تحقق‌بخش جامعه الگوی اسلامی چیست؟ و در تحقق کدام اهداف عقب‌افتادگی بیشتری داریم؟
  2. منابع بالفعل و بالقوه در اختیار ما چیست؟ و چگونه مصرف می‌شود؟
  3. روش‌های موجود مصرف منابع، در چه عرصه‌هائی دارای نقص و کاستی است و چگونه می‌توان آنرا اصلاح کرد؟

  بدیهی است که برای شناخت صحیح منابع و آسیب‌شناسی روش‌ها، عادات و رفتارهای موجود در جریان مصرف منابع، لازم است قبل از هرچیز در چارچوبی منطقی، خصوصیات جامعه اسلامی مورد بحث قرار گیرد.

 

  برای آنکه دامنه بحث‌ها بیش از اندازه لازم باز نشود، توصیه می‌شود با توجه به سند چشم‌انداز و بهره‌گیری از بیانات حضرت امام(ره)، مقام معظم رهبری و شخصیت‌هائی چون استاد مطهری کلیات و چارچوبی را برای حرکت جامعه اسلامی استخراج نمائید و براین اساس شناسائی منابع بالقوه و بالفعل پیرامون هر فرد و جامعه در ایران امروز را فهرست‌ نمائید.

  اگر این دو محور در مرحله اول با اجمال و در حد کلیات عبور شود و براساس آن بصورت موضوعی آسیب‌های الگوهای غلط مصرف در بخش‌های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مطرح شود و در هر مورد مثال‌های متنوعی ارائه شود، انتظار است که در این شیوه از ورود در بحث، نگرش تازه‌ای در هنرمندان بویژه نسل هنرمندان جوان بوجود آید و این عزیزان با خلاقیت خود ایده‌های تازه‌ای را مطرح کنند.

  برای آنکه این جریان در یک مجموعه نشست و طرح مباحث نظری خلاصه نشود و به مرحله اقدام و عمل هم برسیم، براساس تجربه موارد مشابه، توصیه‌های زیر را مدنظر قرار دهید.

  1. بحث‌هایی که در «هسته فکری» صورت می‌گیرد را تایپ نموده و در جلسات تخصصی هنرمندان توزیع و از آنها بخواهید نقد و نظر خود را ارائه دهند.
  2. به موازات بحث‌های نظری، هنرمندان را تشویق به ایده‌پردازی نمائید. ایده‌های مفید و تازه را در جلسه هسته فکری مطرح و مواردی که مورد پذیرش قرار می‌گیرد در فرایند تولید قرار دهید.
  3. برای آنکه این احساس در هنرمندان بوجود آید که این مسئله، موضوعی است مهم، جدی و تداوم خواهد داشت، تمهیدات لازم از جمله ارائه اخبار اقدامات و تولید نشریات اختصاصی مدنظر قرار گیرد و سعی شود آثار نشاط‌آور و مشوق اقدامات انجام‌شده در هر مرحله در اختیار هنرمندان همکار قرار گیرد.
  4. با توجه به اینکه هر یک از آثار تولیدی تمرکز به حل الگوی مصرف در موضوعی خاص دارد به موازات ایجاد آمادگی در هنرمندان برای تولید آثار، با دعوت از مدیران و کارشناسان دستگاه‌های مختلف و مشارکت‌دادن آنها در تولید محتوا، همکاری آنها را در مرحله ساخت و پخش و انعکاس اثر به مخاطب خاص خود را برنامه‌ریزی نمائید.
  5. توجه نمائید وقتی پدیده غلطی در فرهنگ عمومی یک جامعه نهادینه شده و شاخص‌ها نشان می‌دهد که این امر خاص خارج از نرم جوامع دیگر در جامعه ما نمود پیدا کرده است. در تحلیل ریشه‌ها و عوامل موثر در این موضوع به مجموعه بزرگی از عوامل بهم پیوسته برخورد می‌نمائید.

   برای مثال اگر در تحلیل علل مصرف غلط یکی از منابع مهم پیشرفت یک جامعه یعنی استعدادها و توانمندی‌های نیروی انسانی یک جامعه به پدیده «پارتی‌بازی»، «رفیق‌بازی»، «باندبازی»،«تعصبات کور»، «هم‌شهری‌گری» برخورد گردید، در ریشه‌یابی این پدیده به عوامل زیر برخورد خواهید نمود.

1.       نارسائی‌های قوانین حاکم بر روش استخدام

2.       نارسائی‌های حاصل از روش‌های اعمال مردم‌سالاری در شکل‌گیری ساختار قدرت

3.       عدم باور به پاسخ‌گوئی به حق‌کشی‌ها در محضر الهی در بسیاری از افراد موثر در این مسئله

4.       آمادگی ذهنی توده مردم برای کنار آمدن با این پدیده‌های زشت فرهنگی

5.       ناامیدی از اصلاح این گونه معضلات در بین توده‌های مردم

6.       .....

  آنچه از حاصل این ریشه‌یابی بدست می‌آید، اهمیت نقش اراده مدیران ارشد جامعه در حل این مسئله از یکطرف و خواست و همراهی اکثریت مردم برای حل موضوع است، این در حالی است که در عمل وقتی موضوع به فرد ذینفع می‌رسد، مقاومت نموده و اعلام می‌دارد که اصل مسئله را قبول دارم، ولی چرا حال که نوبت ما شد باید حرکت عملی شروع شود و چرا این اقدام از بالادست شروع نمی‌شود؟

  اینجاست که اهمیت کار فرهنگی در قالب یک حرکت جمعی فراگیر در سطح جامعه،  همزمان با ایجاد انتظار و فشار بر مسئولین اجرائی برای اصلاح قوانین و روش‌های اداره جامعه، تجلی می‌یابد.

  در چنین شرایطی، اقشار جوان بویژه هنرمندان را باید با تکیه بر آموزه‌های دینی و بهره‌گیری از استدلال‌های عقلی متقاعد نمود تا هم خود قانع شوند و هم آثاری را خلق کنند که در مبارزه با همین اندیشه‌ها، بستر فرهنگی لازم را برای اصلاح این معضلات فراهم آورند.

  1. توجه نمايند ما در حوزه هنري با مانع ديگري هم مواجه‌ايم و آن، افراط در نگاه هنرمندان در ضرورت نقد خصوصیات مديران و عملكرد آن‌ها است و لذا مديران حوزه هنري بايد بتوانند با تحليل انديشمندانه خويش، ذهن هنرمندان جوان را به تعادل در ريشه‌يابي‌ها نزديك نمايند.

  افراط در نقد عملكرد كارگزاران حكومت در نظر هنرمندان مي‌تواند ريشه‌هاي مختلفي داشته باشد كه برحسب شرايط ذهني هر يك از هنرمندان متفاوت است، در پاره‌اي موارد صحيح و امري ارزشمند و در پاره‌اي از موارد اشتباه و انحرافي است، عواملی که باعث این افراط در نقد کارگزاران حکومتی می‌شود عبارتند از:

 

·    ـ استمرار 2500 سال حكومت پادشاهان ظالم و لزوم مبارزه با اين ظلم در فرهنگ عمومي جامعه ايران در گذشته و باقی‌ماندن همان روحیات در مردم جامعه.

· ـ نياز روحي و رواني بعضي از هنرمندان به جلب  نظر مردم براي عرضه آثار هنري خود كه در چنين فضاي فرهنگي با نقد حكومت بدست مي‌آيد و آن‌ها را روشنفكر و شجاع معرفي مي‌كند.

·     تعهد و دلسوزي توأم با احساسات عميق در هنرمندان براي نجات محرومين جامعه كه مستلزم انتقاد از رفتار‌هاي غلط مردان عالم سياست است.

·         انتظار طبيعي مردم از فرهيختگان خود براي انعكاس حرف دلشان نسبت به عملكرد عناصر قدرتمند‌تر جامعه.

 

  بنابراين بايد اصل وجود نگاه انتقادي هنرمندان نسبت به عملكرد مديران و كارگزاران حكومتي را مثبت تلقي نمود و آنچه را مورد انتقاد قرار داد، فراموشي نقش باورها و رفتار‌های غلط مردم در تداوم رفتار‌هاي غلط كارگزاران حكومتي است.

 

    كه البته در فراموشي عملكرد افراد عادي جامعه عوامل ديگري هم نقش دارد كه عبارت است از:

·  ـ عميق نشدن اعتقاد و باور اينكه در جامعه ايران مردم‌سالاري حاكم است و تداوم بسياري از رفتار‌هاي غلط در عملكرد مسئولين حكومت در همراهي كردن افكار عمومي با مدیران اجرائی است که در هنگام انتخابات ظاهر می‌شود.

·  ـ بزرگنمايي نقش حكومت در هنگام جمع‌آوري رأي و وعده‌ حل همه مشكلات جامعه و عدم تبيين نقش مردم در حل مشكلات از سوی کاندیداهای مجالس شورای اسلامی و ریاست‌جمهوری كه اين خود منشاء انتقال بيش از حد انتظارات مردم است به سازمان‌هاي حكومتي، اين در حالي است كه وقتي هم با مديران سازمان‌هاي حكومتي بحث مي‌شود، خيلي سريع به لزوم تحول در فرهنگ جامعه اشاره‌ مي‌كنند و دور بسته‌اي شكل مي‌گيرد كه باز كردن اين دور، مستلزم حركت نخبگان و فرهيختگان آزاده جامعه است و هنرمندان متعهد بخشي از اين طبقه‌ هستند.

همكاران عزيز:

  همين‌طور كه ملاحظه مي‌شود، وجود این ابعاد پيچيده و متنوع است كه باعث شده است مقام معظم رهبري این سال را به عنوان سال آغاز حرکت فرهنگي برای «اصلاح الگوی مصرف» اعلام کنند و لذا لازم است نهاد‌هاي مثل حوزه‌هنري به موازات توليد آثار كاربردي در مصداق‌هاي روزمره زندگي مردم اقدام به توليد آثار هنري ديگري براي رفع موانع فرهنگ عمومي در مسير چنین حرکت‌هائی  بنمايند، براي مثال، انتظار است، كه با تولید نمایش‌نامه‌ها و فيلم‌هاي كوتاه دو معضل،

·    ـ پذيرش مسئله از سوي افراد و انتظار اقدام از ديگران

  • افراط در نقد حكومت در نگاه هنرمندان و روشنفكران جامعه و فراموشی نقش افکار عمومی در اصلاح جامعه، مورد بحث قرار گرفته و با تولید آثار هنری برای اصلاح اندیشه خود هنرمندان و سایر اقشار جامعه مدنظر قرار گیرد.

  در ادامه تدوین اين دستورالعمل، لازم مي‌بيند با ذكر نمونه‌هايي از موضوعات سه بحث اصلی، مسئله را بصورت دقيق‌تر باز نمايم.

 

1ـ در موضوع مختصات جامعه مطلوب اسلامي، چارچوب كلي بحث را مي‌توان مشابه موارد زير شناسايي و فهرست نمود.

1ـ1ـ در جامعه اسلامي، همه تلاش‌هاي فردي و اجتماعي، مردمي، دولتي و حكومتي در حل مسائل فرهنگی، اقتصادي، اجتماعي و سياسي، وقتي ارزشمند است كه مقدمه‌اي باشد براي رشد و تعالي اخلاق و معنويت جامعه،

     و لذا اگر همين موضوع مورد پذيرش فرهنگ عمومي قرار گيرد، مي‌توان فهرست طولاني از روش‌هاي غلط در مصرف منابع جامعه را شناسايي نمود و براساس آن توليد اثر کرد.

 

ـ تحقق خصوصيت فوق‌الذكر، مستلزم شناخت تاثیر فرهنگي سياست‌ها، فعاليت‌ها، قوانين و روش‌هاي انجام امور در همه عرصه‌هاي سیاسی، اقتصادي و اجتماعي در فرایند تحولات مربوط به اخلاق و معنویت جامعه است كه این همان مطلبي است كه مقام معظم رهبري در چارچوب بحث «مهندسی فرهنگي» و «پيوست فرهنگي» انتظار دارند مورد توجه قرار گيرد و لذا تولید هر اثر هنري كه بتواند مديران و دستگاه‌هاي اجرايي را به وظايف خود در اين زمينه واقف كند، گامي است بلند در «اصلاح الگوی مصرف» و درست‌استفاده کردن از منابع جامعه، مثال زیر به عنوان نمونه‌ای از ایده‌هائی که در این زمینه می‌تواند تولید شود و با مشارکت دستگاه‌های اجرائی، از هنر برای شعار سال استفاده شود، ارائه می‌گردد.

 

  «اگر هنرمند دلسوز و فرهنگ‌فهمی از فضای ارتباطی اداره کل اقتصاد و دارائی استان بازدید نماید، می‌تواند حدس بزند که احتمالاً روش مالیات‌گیری موجود، افراد را به دروغ‌گوئی و مخفی‌کردن اطلاعات درآمدهای خود از دولت تشویق می‌کند و یا نحوه تعامل کارکنان اقتصاد و دارائی استان، به شکلی است که ضمن تلاش برای افزایش درآمد مالیاتی، مردم را از دستگاه‌های حکومتی عصبانی و گله‌مند می‌سازد، تا این مرحله، این‌ها حدس و گمان است، نتیجه‌گیری قطعی مستلزم، انجام تحقیق از سوی پژوهشگران ذیربط است، اگر در تحقیق، این نتایج حاصل شد، نشان می‌دهد که ما نمونه‌ای از اسراف منابع را پیدا کرده‌ایم، چرا که اگر در ظاهر درآمدهای دولت افزایش می‌یابد، اما بخشی از منابع را باید مجدداً صرف کنیم، تا با دروغ‌گوئی افزایش یافته از این طریق مبارزه و یا برای جلب رضایت مردم از حکومت‌ در جای دیگری، بخشی از همین منابع را صرف نمائیم.

  تا اینجا صورت مسئله مشخص می‌شود و مرحله بعد، آغاز می‌گردد و آن اینکه آیا این آثار منفی در ذات مالیات‌گیری است یا می‌توان با تمهیداتی، بخش مهمی از تشویق به دروغ‌گوئی را اصلاح و نارضایتی را کاهش داد. بدیهی است اگر هنرمند موضوع‌شناسی، بتواند با خلق آثار هنری مناسبی، اولاً کارکنان اقتصاد و دارائی را به برخوردهای محترمانه‌تر و صمیمانه‌تر تشویق کند، ثانیاً با جلب نظر آنها به اهمیت موضوع، آنها را به اصلاح روش‌های خود دعوت نماید و از سوی دیگر با تولید فیلم‌های مناسبی برای مودیان مالیاتی، آنها را در جریان محل‌های مصرف مالیات قرار دهد، می‌توان مدعی بود که بخش مهمی است از این معضل حل می‌شود.»

 

2ـ1ـ یکی دیگر از مختصات جامعه اسلامی، ضرورت‌داشتن استقلال بهمراه سرعت بالای پیشرفت علمی، فنی، اقتصادی و اجتماعی است، چرا که جامعه‌ای که مدعی الگوی تازه‌ای برای اداره جوامع بشری است باید در عمل اثبات نماید که الگوی مورد عمل جواب داده است، این مسئله هم ایجاب می‌کند دو اتفاق همزمان در همه عرصه‌ها مدنظر قرار گیرد.

 

1.افزایش بهره‌وری و اثربخشی از منابع مورد مصرف، در جهت تحقق اهداف جامعه

2.تلاش برای کشف منابع جدید

 

  گرچه بحث بهره‌وری و اثربخشی، بیشتر در حوزه اقتصاد و صنعت مطرح می‌شود، اما این موضوع یک امر عام می‌باشد که در همه عرصه‌ها قابل طرح بوده و می‌توان در هر تصمیمی که بخشی از منابع جامعه مصرف می‌شود، موضوع چگونگی افزایش بهره‌وری را مدنظر قرار داد و با شناخت نقش دانش و فرهنگ نیروی انسانی درگیر با فعالیت‌های مرتبط با آن امر، از هنر برای اصلاح آن بهره‌ گرفت. عرصه‌هائی که می‌تواند به عنوان مثال، توجه هنرمندان را به خود جلب نماید و به نگاه آنها در تبیین موارد «اسراف در بهره‌گیری از عمر و سرمایه انسان‌ها» اشاره نماید عبارتند از:

 

  1. کمبود علاقه و جدیت در بین بخش بزرگی از دانشجویان برای افزایش دانش خود به جای کسب مدرک، که ریشه آن در تحلیل‌ها و برداشت‌های غلط از زندگی، شغل و تحصیلات در زندگی اجتماعی است.
  2. پیداشدن شک و تردید در بین بسیاری از دانش‌آموزان پسر در سال اول و دوم دبیرستان در رابطه با اصل درس‌خواندن و نتایجی که این امر برای افراد و جامعه دارد، بواسطه برداشت‌های غلط از مفهوم درس‌خواندن و نتایج آن در بین نوجوانان
  3. بازدهی پائین تشکیل بسیاری از جلسات اداری، بواسطه ضعف دانش جلسه‌داری در بین مدیران و کارشناسان نظام اجرائی کشور
  4. نابودی بسیاری از سرمایه‌ها و تجربه‌های کشور بواسطه، ضعف ساختارهای سیاسی کشور که با جابجائی افراطی مدیران بعد از هر انتخابات حادث می‌شود.
  5. ..........

3ـ1ـ یکی دیگر از مختصات جامعه اسلامی، پی‌گیری مستمر تحقق عدالت در مدیریت جامعه است.

عدالت با مفهوم جامع آن یعنی «هر چیز را در جای خود قرار دادن» که یکی از مصداق‌های بارز آن داشتن الگوی مصرف مناسب با جامعه اسلامی یا بحث درست مصرف‌کردن منابع جامعه است. داشتن نگرش عمیق و درخور این ویژگی ممتاز در نظام اسلامی در بین نخبگان جامعه اسلامی موجب می‌گردد بفهمیم که تجلی عدالت در مدیریت یعنی:

 

ـ براساس برنامه‌ریزی تصمیم‌‌گرفتن، چرا که با داشتن برنامه می‌توان بین اهداف بلندمدت و کوتاه‌مدت هماهنگی ایجاد کرد، با داشتن برنامه می‌توان توجه متعادل به ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه داشت، با داشتن برنامه می‌توان مسائل مربوط به اقشار مختلف شهری، روستائی، زن و مرد، پیر و جوان، فقیر وغنی و .... را بصورت متعادل مدنظر قرار داد واز افراط و تفریط دور شد.

 

تجلی عدالت در مدیریت یعنی:

ـ براساس قانون حرکت کردن، زیرا حرکت در چارچوب قانون است، که علم، عقلانیت و تجربه‌های قبلی را به تصمیمات پیوند می‌زند، حرکت در چارچوب قانون است که مانع زیاده‌خواهی‌ گروه‌ها و اقشار نزدیک‌تر به حاکمیت می‌شود، براساس قانون حرکت‌کردن است که شایسته‌سالاری در انتخاب‌ها عملی می‌شود که البته همه این مزایا منوط است به وجود فرایند قانون‌نویسی با کیفیت و عالمانه که در جای خود موضوع بحث دیگری است.

 

  این موارد نمونه‌هایی بودند از سرفصل‌هائی که می‌توان ذیل شناخت مختصات جامعه اسلامی باز نمود و براساس آن به مصادیق اسراف و تبذیر در مصرف منابع جامعه پی برد. با توجه به ضرورت خلاصه‌نویسی، تکمیل بحث به نخبگانی واگذار می‌شود که همکاران محترم در حوزه‌هنری استان‌ها دعوت می‌کنند و در ادامه، بُعد دیگر مسئله یعنی منابع‌شناسی لازم برای اصلاح الگوی مصرف را باز می‌کنیم.

 

2ـ منابع‌شناسی، یکی دیگر از ضرورت‌های اصلاح الگوی مصرف

  همانطور که در نکات قبلی مشاهده نمودید، درک صحیح و جامع‌الاطراف از خصوصیات جامعه اسلامی از یک‌سو و شناخت کافی از مسایل امروز جامعه ایران، نگاهی بسیار متفاوت را برای شناخت منابع بالفعل و بالقوه موجود جامعه ایجاد می‌کند.

  توسعه و اصلاح نگاه مدیران، کارشناسان و نخبگان جامعه نسبت به منابع کشور کار ارزشمندیست که می‌تواند ار رهگذر آثار هنری هنرمندان کشور تحقق پیدا کند، اما لازمه آن ابتدا اصلاح نگرش خود هنرمندان است.

  برای توسعه و اصلاح نگرش هنرمندان، می‌توان از ابعاد مختلف به توضیح و تشریح انواع منابع موجود در جامعه پرداخت.

 

منابع یک جامعه و کشور را می‌توان در قالب‌های زیر توضیح داد.

1ـ2ـ منابع انسانی

  شامل میزان جمعیت، ترکیب جمعیت، نحوه پراکندگی جمعیت در سرزمین، دانش نیروی انسانی، مهارت نیروی انسانی، استعدادهای بالفعل شده و بالقوه نیروی انسانی

 

2ـ2ـ منابع فرهنگی و اجتماعی

  اگر جوامع مختلف را با هم مقایسه نمائید، مشاهده می‌کنید که جامعه ایران چه سرمایه‌های عظیم فرهنگی و اجتماعی در اختیار دارد که بدلیل ناشناخته‌ماندن آن برای مدیران جامعه نمی‌توانیم بصورت صحیح تمامی این ظرفیت‌ها را در خدمت توسعه و پیشرفت کشور قرار دهیم. هفت‌هزار سال سابقه تمدنی، بهمراه هزار و چهارصد سال سابقه مسلمانی موجب گردیده است ما شاهد وجود فرهنگی باشیم که از درون آن انقلاب اسلامی متولد می‌شود، نظام اسلامی تشکیل می‌شود و هر لحظه محکم و استوارتر به سمت برپائی، تمدنی جدید به پیش می‌رود، این فرهنگ در درون خود، نهادهای ارزشمندی را بوجود آورده و حفظ کرده و هم‌اکنون بصورت سرمایه‌ای ناشناخته در اختیار ما قرار داده است، دلبستگی به ایران اسلامی، روحیه سلحشوری و مبارزه برای حفظ استقلال کشور، احترام به نهاد خانواده و احساس نیاز به وجود خانواده، عشق و فدارکاری والدین نسبت به فرزندان خود، احترام فرزندان به پدر و مادر و بزرگترها، تعامل و رفت‌و آمد با اقوام و دوستان و .... سرمایه‌هائی است که بواسطه حضور ما در متن آن، درک نمی‌شود، در کنار این سرمایه‌های نرم‌افزاری، وجود میراث فرهنگی فیزیکی در تنوعی گسترده، سرمایه بزرگ دیگری است که هنوز نتوانسته‌ایم آنرا برای حل مشکلات فرهنگی و اقتصادی خود بکار گیریم.

 

3ـ2ـ منابع طبیعی،

  سرمایه بزرگ دیگر ما فهرست‌ طولانی از انواع منابع طبیعی است که بواسطه تسلط درآمدهای نفتی، ناشناخته مانده است و همین نشناختن موجب اسراف و نابودی بسیاری از این منابع می‌شود.

 

  کافی است که در یک مقایسه تطبیعی رفتار ما ایرانیان را با جنگل‌ها و مراتع طبیعی خود تجزیه و تحلیل نمائید و یا میزان بهره‌وری از منابع دریائی را با کشورهائی که مشابه ما مرز دریائی دارند مقایسه نمائید و یا به ظرفیت عظیم تنوع آب و هوائی کشور و گونه‌های متنوع گیاهی آن، و بهره‌برداری‌ها دیگران را از این سرمایه ملی تعقیب نمائید.

 

  مصرف بی‌رویه آب، برق و نان چند نمونه از ده‌ها نمونه دیگر است که باید به موازات اصلاح الگوی مصرف در این موارد مورد توجه قرار گیرد.

 

4ـ2ـ منابع جغرافیایی،

  موقعیت خاص سرزمین ایران در جغرافیایی منطقه، نعمت خدادی بزرگی است که می‌توانسته و می‌تواند به عنوان مزیتی بزرگ منشاء قدرت و نفوذ در معادلات منطقه‌ای گردد که هم اکنون در مناسبات سیاسی جلوه‌هائی از آن را شاهد هستیم، اما می‌تواند بسیار فراتر از آن مورد استفاده قرار گیرد.

 

5ـ2ـ منابع حاصل از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی،

  نقدهای آرمان‌گرایانه دائمی ما از وضع موجود که به جای خود امری ارزشمند و سازنده است، از بعد دیگری موجب شده‌است که بسیاری از مدیران و نخبگان جامعه، از مزیت تحقق انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام جمهوری اسلامی غافل شوند. همین منابع عظیم فرهنگی است که بواسطه بهره‌گیری از ظرفیت‌های معنوی اسلام و نهاد‌هایی چون روحانیت، حوزه‌های علمیه، مساجد و هیأت‌های مذهبی موجب شد با رهبری رهبران بزرگی چون امام(ره) در بستری از ایمان و اعتقاد مردم، نظامی را پایه‌گذاری نمائیم که علی‌رغم همه مشکلات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که روزانه پیرامون آن به بحث و جدل می‌پردازیم، ما را در موقعیتی قرار دهد که قدرت‌های بزرگ در هر تحولی در منطقه و جهان روی دیدگاه‌ها و نظرات جمهوری اسلامی حساب باز کنند و بعضی از کشور‌ها از دریچه مخالفت با آن دشمنی و مبارزه نمایند و گروه دیگری با تعامل و نزدیکی از قدرت و ظرفیت آن بهره‌مند شوند و حال سوال اساسی این است که شیوه‌های مدیریت و روش‌های انجام امور ما، چه میزان از این منابع عظیم را توانسته‌اند در فرایند توسعه کشور به کار گیرند؟ و چه میزان از این منابع بواسطه ضعف‌های علمی، اعتقادی و ناآگاهی‌ها، بدون استفاده یا توأم با اسراف و تبذیر مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد؟ و اساساً چه برنامه‌ای برای تقویت و بازتولید این ظرفیت‌های فرهنگی و اجتماعی داریم؟

 

  گرچه از زوایای دیگری می‌توان به شناخت منابع جامعه نگاه کرد و ظرفیت‌های ناشناخته دیگری را معرفی نمود، لیکن ادامه مباحث می‌تواند در جلسات نخبگان در حوزه هنری استان‌ها و مراکز هنری مرکز مورد تعقیب قرار گیرد و در اینجا بعد سوم موضوع مطرح می‌شود.

 

3 ـ روش‌های بهره‌گیری  و مصرف منابع

  بازکردن دید هنرمندان جوان به موضوع روش‌های تصمیم‌گیری در زندگی فردی و اجتماعی آحاد جامعه، بویژه نقشی که تصمیم‌گیری الگوها، نخبگان و مدیران جامعه در سرنوشت یک جامعه بازی می‌کنند، یکی دیگر از لوازم حضور جدی در پاسخ‌گوئی به انتظار مقام معظم رهبری در سال اصلاح الگوی مصرف است.

 

  این بحث نیز می‌تواند در ابعاد مختلفی موضوع بحث و تبادل‌نظر قرار گیرد که اهم آن عبارت است از:

 

1ـ3ـ نقش دانش و عقلانیت در تصمیمات روزمره مردم جامعه

  اصولاً شیوه‌های تربیتی و آنچه از فرهنگ هر جامعه به ارث رسیده، مردم متفاوتی را بوجود آورده است، هم‌اکنون نیز با مقایسه تطبیقی مردم مناطق مختلف کشور، می‌توان نمونه‌های واقعی از این موضوع را شناسائی و با ابزارهای هنری به معرفی آن پرداخت.

 

ـ مقایسه رفتار کویرنشینان و مردم پرتلاش یزد را در کار و تلاش عقلانی می‌توان با بسیاری از مردم مناطق دیگر مقایسه نمود و متوجه شد که ریشه‌های عدم توسعه و پیشرفت بعضی از استان‌ها در چه خصوصیاتی است؟

 

ـ مقایسه موفقیت‌های بزرگ بعضی از جوانان را که ریشه آن پشتکار در کسب دانش و بکارگیری آن است با شکست‌ها و ناکامی جوانانی که وجه غالب  تصمیمات آن‌ها مبتنی بر احساسات بوده است، نمونه دیگری از موضوعات قابل انعکاس در آثار هنری است.

 

ـ مقایسه عملکرد مدیران علم محور با مدیران سیاست‌زده و تاثیری که این تفاوت‌ها در نابودی منابع جامعه دارد، عرصه مهم دیگری است که می‌تواند با شناخت کافی و بهره‌گیری از هنر طنز مورد توجه قرار گیرد.

 

2ـ3ـ نقش دانش و بهره‌گیری از تجربه‌های بشری در مدیریت سازمان‌های مختلف

  یکی از پدیده‌هائی که بسیاری از منابع جامعه را تخریب و یا با بهره‌وری بسیار اندک روبرو می‌سازد، تفاوت شیوه‌های مدیریت در بخش‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است مطالعه در این موضوع، عرصه مهمی را برای خدمت به اصلاح الگوی مصرف جامعه باز می‌کند.

 

  مقایسه تطبیقی شیوه‌های تصمیم‌گیری در علوم پزشکی و مهندسی با شیوه‌های تصمیم‌گیری در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی و سازمان‌هائی که در این عرصه‌ها به فعالیت مشغول هستند، مسئله را روشن می‌سازد.

 

  گرچه می‌توان فهرستی طولانی از ضعف‌ها و کاستی‌های مدیریتی در حوزه‌های مهندسی و پزشکی را نیز برشمرد، اما وقتی مقایسه می‌کنیم که چه روندی برای ساخت یک سد یا تولید یک دارو یا عرضه یک خدمت پزشکی به بیماران طی می‌شود با روندی که در تولید آثار هنری، یا ارائه یک خدمت فرهنگی یا انجام یک فرایند انتخاباتی، یا در جریان گزینش شعارهای انتخاباتی صورت می‌گیرد، متوجه عمق فاصله‌ها از جهت بهره‌گیری از علوم و تجربه بشری خواهیم شد، شاید ذکر مثالی کاربردی بتواند زمینه را برای آغاز تحولی در این بخش باز نماید.

 

  «اگر روند تولید یک دارو برای درمان یک بیماری جسمی در علم پزشکی مورد مطالعه قرار گیرد، ملاحظه خواهد شد از آغاز طرح یک فرضیه که حاصل مطالعات اولیه علمی و یا کشف این مسئله در تاریخ علم پزشکی در مناطق مختلف جهان است، مشاهده می‌کنیم که باید رابطه‌ای علمی را بین دارو و عوامل بیماری‌زا توضیح داد و پس ازاین مرحله است که داروئی ساخته می‌شود و روی انواع حیوانات تست می‌شود و با پاسخ‌دادن آن از مراجع علمی ذیربط برای آزمایش روی یک نمونه‌ای علمی از انسان‌ها، مجوز کسب می‌کند، بعد از این مرحله است که متناسب با نوع دارو، چند سال مرحله تست و بررسی پی‌آمدهای دارو روی اصل بیماری و سایر اعضاء بدن انسان‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد، تا بالاخره مجوز ورود در بازار را پیدا کند، تازه در آن مرحله، همراه هر دارو لیستی از آثار مخرب احتمالی برای افراد مختلف ذکر می‌شود و توصیه می‌شود که در صورت بروز این آثار، بلافاصله با پزشک خود تماس برقرار کنید.»

 

  « اگر موضوع مشابه‌ای را در عالم فرهنگ مورد بررسی قرار دهید، فرض کنید هنرمندی دعوت شده است تا فیلمی بسازد که مخاطب پس از دیدن آن نسبت به آسیب‌ها و خطرات اعتیاد واقف گردد و اراده او در ترک اعتیاد تقویت شود و حالا مشابه‌سازی نمائید رفتار نویسنده و کارگردان تولید این اثر هنری را با کاری که در جریان تولید دارو عمل می‌شود.»

 

  اگر قرار باشد با همان شیوه علمی تولید دارو به این موضوع نگاه شود، قاعدتاً باید این کارگردان و نویسنده فیلم‌نامه مسیری به شرح زیر را طی کند.

ـ ابتدا علل بوجودآمدن اعتیاد را در معتادین شناسایی نماید.

ـ آثار و پی‌آمدهای اعتیاد را در زندگی فردی، اجتماعی، اقوام، آشنایان و کل جامعه را تحقیق و مطالعه نماید.

ـ با دعوت از روانشناسان، پزشکان مرتبط نسبت بین فهم، درک و احساسات معتاد را با سازوکارهای جسمی و بیولوژیک او را بررسی نماید، چرا که در بسیاری موارد ممکن است به لحاظ عقلی و احساسی اراده ترک اعتیاد بوجود آید، اما ظرفیت‌های جسمی فرد اجازه چنین تصمیمی را ندهد.

ـ با مشورت با روانشناسان تربیتی، چگونگی نفوذ در فکر واندیشه و تصمیم افراد معتاد را بشناسد.

ـ با تشکیل یک موقعیت پژوهشی تعدادی مخاطب را به عنوان نمونه انتخاب و با نمایش اثر، اثر‌بخشی آن را ارزیابی نماید و کشف کند چند درصد تاثیر می‌پذیرند، این تاثیر چه بخشی از مشکل را حل می‌کند، آثار مثبت و منفی جانبی نمایش این فیلم‌ روی افراد سالم جامعه چیست؟

ـ آیا پخش این فیلم با روال‌‌های عادی مورد استقبال مخاطبین مورد نظر قرار می‌گیرد. یا باید تمهیداتی اندیشیده شود؟

ـ بعد از دریافت پاسخ این سئوالات در صورت پیشی‌گرفتن آثار مثبت آن، مجوز پخش داده شود.

ـ اگر فیلم بازگشت سرمایه اقتصادی ندارد اما مورد استقبال مخاطب خاص خود قرار می‌گیرد از چه محلی باید تامین اعتبار شود؟

ـ بعد از پخش فیلم نیز در سطح جامعه، بار دیگر آثار و پی‌آمدهای آن مورد ارزیابی قرار گیرد تا در تولید آثار بعدی مدنظر قرار گیرد.

  با توجه به این مثال، می‌توان فرایندهای فعالیت‌های فرهنگی و هنری جامعه را با وضعیت مشابه در حوزه‌های پیشرفته‌ای مثل پزشکی مقایسه نمائید، تا در خود فعالیت‌های فرهنگی، تعداد زیادی از موارد اسراف و تبذیر را شناسائی نمائید.

  بطور طبیعی طرح این‌گونه مطالب موجب ایجاد یک سلسله گله‌مندی در بعضی از هنرمندان امروز جامعه ما می‌شود که از جمله آن طرح این سئوال است که:

ـ آیا درست است که جریان خلق و عرصه هنر را با دارو و ساختمان مقایسه نمائیم؟

  پاسخ این است که منظور از این مقایسه، میزان استفاده از علم و تجربه‌های قبلی بشری است در خلق یک خدمت است و گرنه ماهیت فرهنگ و هنر بسیار پیچیده‌تر از این مباحث است.

  و یا اینکه آیا اگر هنرمندی بخواهد چنین روالی را طی کند، مدیران فرهنگی جامعه آماده تامین منابع آن هستند؟

  پاسخ روشن است، غرض از طرح این موضوع، فقط نشان دادن کمی مراجعه جامعه هنرمندی به تجربیات و دانش علمی نیست، بلکه مشکل بزرگتر، دوری مدیران فرهنگی از دانش مناسب برای انجام وظایف خود می‌باشد.

 

  و یا اینکه آیا اساساً، حاکم‌شدن چنین نگاه‌هائی بر فرایند تولید آثار فرهنگی و هنری، رشد، نوآوری و خلاقیت را در عالم هنر مانع نمی‌شود و جریان سانسور موجود را تقویت نمی‌نماید؟

 

  پاسخ این است در همه زمان‌ها و مکان‌ها سانسور خود را بر روند تولید آثار تحمیل می‌کند، بخشی از سانسور حاصل کمبود دانش خود هنرمند در جریان تولید هنر و بخشی تحمیل سلائق و پیش‌فرض‌های غیرعلمی دستگاه‌های نظارت‌کننده، بخشی از آن حاصل تفاوت منافع فردی و اجتماعی است و لذا بنظر می‌رسد، اگر در جریان تولید آثار هنری در کنار خلاقیت و نوآوری هنری تجربه‌های علمی وارد شود، در عمل بسیاری از اختلافات و سانسورهای بی‌جا حذف خواهد شد.

 

  جدا از این مسائل، هنرمندان را می‌توان دعوت کرد که با همین میزان دانش و تجربه خود روی اثربخشی بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی و هنری کشور مطالعه کنند تا دریابند چگونه بسیاری از مداخلات سیاسی، کاستی‌های علمی، تامین منابع بدون نظارت عالمانه از سوی حکومت، موجب شده بازدهی و اثر‌‌بخشی فعالیت‌های فرهنگی و هنری در حداقل ممکن باشد و همین امر سبب شود که تأمین منابع جدید برای فعالیت‌های بیشتر فرهنگی و هنری با شک و تردید روبرو شود.

 

  همانطور که ملاحظه شد، روش‌های تصمیم‌گیری در مصرف منابع جامعه از تصمیمات کلان در عرصه مدیریت ارشد جامعه شروع تا به تصمیمات روزمره عادی زندگی مردم می‌رسد و می‌توان در تمامی این سطوح، کاستی‌هایی را شناسایی و موضوع تولید آثار هنری قرار داد. این تصمیمات از سوی دیگر در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قابل ارزیابی است و نباید صرفاً مصرف منابع را در حوزه اقتصاد تعقیب نمود، چرا که بسیاری از اسراف‌ها و تبذیرها حاصل ضعف دانش و ناکارآمدی بعضی از مدیران است که حضور آن‌ها حاصل تصمیمات غلط در عرصه‌های سیاسی است، همانطور که در اصل این حرکت و اعلام سال اصلاح الگوی مصرف قبول کرده‌ایم که نمی‌‌توان صرفاً با اصلاح روش‌های اقتصادی مسئله را حل کرد و باید در کنار اصلاح روش‌ها و روابط عرصه اقتصاد روی فرهنگ جامعه نیز اقدام نمود.

 

  علی‌ایحال آنچه تاکنون مورد بحث قرار گرفت توضیح یک الگوی عمومی مطابق مدل زیر بود.

 

 تا روشن شود دامنه‌ این بحث می‌‌تواند در چه عرصه‌هایی وارد بشود و باید مواظبت نمود که تنگ نظری و عدم شناخت‌ها از مسئله به این مهمی، در صرفه‌جویی در مصرف آب، برق، کاز و نان خلاصه نشود.

 

  در پایان باید بر این نکته تأکید شود که مطالب مطرح شده در مباحث فوق‌الذکر در فاز اول باید در هسته‌های فکری مورد بحث قرار گیرد، اما به موازات پی‌‌گیری مباحث نظری، می‌توان ایده‌هایی را برای تولید آثار مرتبط مدنظر قرار داد تا کسب تجربه در دنیای عمل نیز حاصل شود. برای نمونه تعدادی از موضوعات مرتبط با اصلاح الگوی مصرف پیشنهاد می‌شود.

 

1.    تولید یک تئاتر سیار برای حضور در دبیرستان‌ها به‌منظور قانع‌سازی دانش‌آموزان پسر در درس خواندن تا از تخریب بخش مهمی از عمر جوانان کاسته شود.

2.    تولید یک تئاتر سیار برای حضور در دبیرستان‌های دخترانه به‌منظور طرح محترمانه و مؤثر  برای توجیه دختران در حفظ پوشش اسلامی تا از رشد بسیاری از مشکلات اجتماعی جلوگیری شود.

3.    تولید فیلم‌های کوتاه طنز برای پخش در جلسات اداری برای تذکر به مدیران کل در تعامل با کارمندان و مردم، از جهت فرار از دام تملق و چاپلوسی و پذیرش نقد مشفقانه برای بهره‌گیری بهتر و بیشتر از علم و تجربه جامعه در تصمیمات مدیران.

4.       تولید فیلم‌های کوتاه از پی‌آمد‌های بی‌نظمی مردم در عبور و مرور در نابود‌سازی منابع کشور.

5.    تولید فیلم‌های کوتاه از مشاغلی که در جامعه در تولید ثروت نقش دارند و مقایسه تطبیقی با مشاغلی که نقش مخرب در اقتصاد جامعه ایفاء می‌کنند.

6.    تولید فیلم‌های کوتاه از حاکمیت منافع در تصمیم‌گیری بعضی از پزشکان در انجام اعمال جراحی غیرضروری برای پخش در جلسات داخلی پزشکان به منظور کاهش خسارت‌های مالی و انسانی جامعه.

7.    تولید فیلم‌های مستند از نحوه نامگذاری فروشگاه‌ها در تابلو‌های شهری و نشان دادن بی‌هویتی و تخریب‌های فرهنگی این تابلوها نسبت به هویت ایرانی و اسلامی.

8.       تولید قصه‌های مناسب برای هدایت کودکان و نوجوانان برای تقویت فکر و مشورت در موقع تصمیم‌گیری در زندگی روزمره.

9.    تولید قصه‌های مناسب برای جوانان در عرصه‌های تصمیم‌گیری در تصمیمات بزرگ زندگی همچون ازدواج، انتخاب شغل، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب مشی زندگی.

در پایان انتظار دارم، با حرکت آگاهانه همکاران در سرتاسر میهن اسلامی، کارنامه‌ای مناسبی را در این حرکت ارزشمند تهیه و به رهبر گرامی و ملت ایران تقدیم نمائیم.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:51 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
رتبه پول در شادي انسان ها
آيا پول شادي مي آورد؟

نويسنده: مريم خباز

نمي دانم چه كسي گفت، پول، چرك كف دست است، معلوم نيست چه كسي بود كه پول را بدنام كرد و گفت خوشبختي نمي آورد، معلوم نيست از كي علم و ثروت را رودرروي هم قرار دادند تا نتيجه بگيرند دانش بهتر از دارايي است. اين هم معلوم نيست كه چه كسي اين موضوع را در ذهن مردم جا انداخت كه پولدارها خوشبخت نيستند و فقيرها بيشتر از زندگي لذت مي برند، اما پول خيلي كارها از دستش برمي آيد، پول معجزه هم مي تواند بكند، باز كردن درهاي بسته كه اصلادر تخصصش است، آرزوها هم با پول از دنياي خيال بيرون مي آيند و به ثمر مي نشينند. ديگر نمي گويم كه با پول مي توان پست و صندلي و احترام هم خريد يا براحتي دور دنيا را گشت و رفت در دل قاره ها. ادامه تحصيل و خريد خانه و دفتر كار و ويلاو ماشين و بليت المپيك و هزار تاي ديگر مثل اين هم كه براي پول آنقدر پيش پا افتاده است كه به چشم نمي آيد، اما با پول يك چيز ديگر را هم مي توان به خانه آورد؛ شادي. كسي كه پول دارد و دستش به دهانش مي رسد، دست كم اين است كه دغدغه نان و آب و لباس و سرپناه ندارد يا لااقل حسرت خيلي چيزها به دلش نمي ماند. كسي كه دستش به دهانش مي رسد، خود را تكيه داده به ديواري محكم مي بيند و از استواري اش، پشتش گرم مي شود.
    او دست ديگران را هم مي تواند بگيرد و براي آنها همان ديوار محكم قابل اعتماد شود. وقتي پول باشد، مي توان همه را خوشحال كرد، مي توان در سفره اي نان گذاشت و پاي برهنه اي را پوشاند يا يك بيمار سخت را اگر خدا بخواهد از مرگ نجات داد. استعدادها را هم مي شود با پول شكوفا كرد. اگر پول باشد، ديگر دغدغه پيري ات را هم نداري و ترس از محتاج شدن و ترس از كاسه چه كنم بر دست گرفتن هم مي ميرد و از بين مي رود. با پول عروسي ات هم خاطره انگيز مي شود؛ وقتي كه مجبور نيستي براي پوشيدن لباس عروسي و دامادي، خودت را زير بار قرض خفه كني و وقتي به خانه بخت مي روي، تازه تاوان نداري ات را بدهي. با پول جنازه ات هم آبرومندتر دفن مي شود و نقل و انتقالت به عالم قبر سريع تر و باشكوه تر مي شود. وقتي به پول اين طوري نگاه كني، داشتنش يعني شادي يعني گشاده دستي، يعني آرامش، اما اين تمام ماجرا نيست، چون با پول مي توان كارهايي كرد كه خوشايند نباشد. با پول مي توان فخرفروشي كرد، مي توان مسابقه چشم و همچشمي راه انداخت و چشم ديگران را از حدقه درآورد. با پول مي شود آدم كثيفي شد؛ آدمي بي وجدان كه قلبش سنگ شده. با پول مي شود ندارها را زير پا له كرد، مي توان فقيرها را به هيچ گرفت، مي توان ديگران را آدم حساب نكرد. با پول مي شود اسراف كرد، مي شود آنقدر داشت و خريد و خورد كه ديگر هيچ چيزي به چشمت نيايد. با پول مي شود به ته خط زندگي هم رسيد. آنجايي كه ديگر هيچ چيزي خوشحالت نمي كند. با پول، خلاف هم مي شود كرد. مي توان آدم اجير كرد و صد تا كار خلاف را راست و ريست كرد. پول، رشوه خوبي هم هست، راه ميانبري كه ندارها نمي توانند از آن بگذرند. پول ترس هم براي آدمي مي آورد، وقتي فكر مي كني كه همه منتظر مرگت هستند و ميراث خوارها در كمين عمرت نشسته اند. با پول بدبخت هم مي توان شد وقتي به ديگران فكر نكني و همه فكر و ذكرت پول باشد و پول ...
    
    مقصر كيست، آدم يا پول؟
    اما انگار در همه اين خوشي ها و ناخوشي ها نه پول كه خود آدم ها داستان زندگي را مي نويسند. پول يك تكه كاغذ است. فقط يك ابزار چون در نهايت حق انتخاب با آدم هاست كه آن را چگونه به كار گيرند. آن زن و مردي كه پول دارند و زندگي شان مرتب است و در عين حال خوشبختند، پول به آنها خوشبختي نداده است، اما به طور حتم كمك شان كرده تا مسير عشق را بي دغدغه طي كنند. آن دختر و پسر جواني كه جيبشان خالي است، اما باز احساس خوشبختي مي كنند، زيرا بي پولي خوشبختشان نكرده، خودشان خواسته اند فقر را به رخ هم نكشند و دست به دست هم بدهند تا خوشبخت باشند. با وجود همه اين حرف ها اين را نمي توان انكار كرد كه وقتي مشكلي با پول حل مي شود و موانع يك به يك از مقابلت برداشته مي شوند، شادي اي توليد مي كند كه وصف ناپذير است.
    
    پول بعلاوه 60 چيز ديگر
    اين را درست گفته اند كه پول همه چيز نيست و شادي و خوشبختي فقط با پول به دست نمي آيد. شهروز پرورش هم اين مساله را تاييد مي كند. اين روان شناس مي گويد: عوامل بسيار زيادي در شادي و شادزيستن موثر است كه تاكنون 60 عامل اساسي از سوي روان شناسان كشف شده است. عواملي مثل دوستي، احساس احترام، اعتماد به نفس بالا، خدمت به ديگران، پايگاه اجتماعي مناسب و همسر دلخواه كه البته پول يكي از اين فاكتورهاست كه در بررسي هاي به عمل آمده تقريبا در رديف چهاردهم قرار مي گيرد.
    او ادامه مي دهد: باتوجه به اين كه احساسات مثبت در زندگي مثل شادي، خوشبختي و آرامش همانند حلقه هاي زنجير به هم متصل هستند و يكي ملزوم و مكمل ديگري است و همگي جنبه حسي و ذهني دارند؛ بنابر اين ممكن است تعريفي كه هر فرد از شادي ارائه مي كند با افراد ديگر متفاوت باشد. در روان شناسي شخصيت افراد به 3 تيپ كلي A،B،C تقسيم بندي شده كه هر گروه ويژگي هاي منحصر به فرد خود را دارند. براي مثال تيپA شامل افراد عصبي، زودرنج، كينه اي، محافظه كار، پرتلاش و اهل رقابت است و شرايط بيروني تاثيرات خيلي موقتي برخلق و رفتارهاي اين افراد مي گذارند. اين گونه اشخاص ممكن است با داشتن ثروت و دارايي زياد به خاطر حرص و حسادت فراوان نتوانند از داشته هاي خودشان لذت ببرند. اين در حالي است كه تيپB ، افرادي خوش مشرب، اهل دوستي، دلسوز، مهربان، خوشگذران، مثبت انديش و خوش بين و تا اندازه اي تنبل هستند كه اكثرا ثروتمند نمي شوند ولي از زندگي لذت مي برند و اغلب افرادي شادند.
    اين روان شناس توضيح مي دهد: از نظر روان شناسي اجتماعي احساس شادي هم مثل ساير احساسات مثبت و منفي قابل سرايت و انتقال است و اگر شرايط كلي براي نشاط اجتماعي فراهم نشود (مانند توزيع برابر ثروت و بهبود قوانين) مي تواند عامل مهمي به شمار آيد. به عنوان مثال در كشورهاي اسكانديناوي كه درآمد عموم مردم در سطح بالاو برابر با يكديگر است، سطح بهزيستي رواني و جسماني آنها نسبت به كشورهاي ديگر كه ثروت به طرزي نابرابر توزيع شده، بالاتر است.
    در واقع روان شناسي به شادي نگاه بسيار عميقي دارد. مطالعات مختلف نشان داده كه فقر و ناكامي، افراد را ناشاد و افسرده مي كند، ولي وقتي ميزان درآمد افراد بيشتر شود شادي و نشاط شان بيشتر نمي شود.
    در يك تحقيق جديد ثابت شده كه پول به عنوان يك داروي ضد افسردگي عمل مي كند يعني جلوي نگراني، اندوه و استرس ها را مي گيرد، ولي اين كه پول شادي آفرين باشد رد شده است، يعني اين كه اگر تاثير شادي بخشي هم داشته باشد، موقت است.
    
    جايي شادي نمي فروشند
    پرورش در ادامه به اين باور مردم كه با پول مي شود همه چيز را خريد اشاره مي كند و توضيح مي دهد: نظر علم بر اين است كه با پول نمي شود شادي بويژه شادي هاي پايدار و دروني خريد، ولي بيشتر مردم، داشتن خانه هاي بزرگ و ماشين هاي گرانقيمت را تنها منبع شادماني و شادكامي حساب مي كنند، به طوري كه ممكن است به جاي پرداختن به گسترش صفت هاي اخلاقي و انساني مانند دوستي ها، كمك به ديگران، بخشش ها، مثبت انديشي و عشق به تمام هستي، تمام وقتشان را صرف مسائل مالي كنند، به اميد اين كه روزي ثروتمند شوند. اين در حالي است كه ممكن است ديگر وقت، انرژي يا سلامت براي لذت بردن از زندگي برايشان باقي نمانده باشد.
    عوامل بسيار زيادي در شادي و شادزيستن موثر است كه تاكنون 60 عامل اساسي از سوي روان شناسان كشف شده استاين روان شناس اضافه مي كند: البته داشتن برنامه مالي و تلاش هر چه بيشتر براي رسيدگي به استقلال مالي و برآوردن نيازهاي اساسي و وابسته نبودن به ديگران و محروم نبودن از امكانات زندگي از اولويت هاي برنامه هاي هر فرد سالمي بايد باشد ولي باور اين كه فقط با پول به همه لذات مي توان رسيد از شيوه هاي غلط و بيماري آور زندگي محسوب مي شود. در تعريف پست مدرنيته از پول و ثروت، ثابت شده كه ظواهر براي محبوبيت و احترام خيلي مهم شده است، منظور اين كه مجموعه دارايي ها و ثروت هايي كه در ظاهر به صورت محسوس مشاهده مي شود احترام ديگران را برمي انگيزد ولي خود مدرنيته و عوارضي كه از پست مدرنيته پيش مي آيد، در يك زمان طولاني ممكن است بسياري از ارزش هاي مهم انساني، اجتماعي و اخلاقي را پايمال كرده، ارزش هاي زودگذر و كاذب را جايگزين آن كند.
    به گفته پرورش معناي تمامي اين حرف ها آن است كه شادي و آرامش و خوشبختي چيزهايي نيستند كه در فروشگاه ها فروخته شوند ولي قاعدتا هر فردي نياز به پول و امكانات دارد به شرط آن كه دويدن زياد به دنبال پول او را از ساير مواهب زندگي محروم نكند.
    
    پول شرط لازم، نه كافي
    جان كلام دكتر غلامرضا عليزاده، محقق و مدرس دانشگاه نيز همين مطالب اما با ادبياتي متفاوت است. اين جامعه شناس مي گويد: آخرين مطالعاتي كه در ايران انجام شده، نشان مي دهد مردم روستايي احساس خوشبختي بيشتري نسبت به جمعيت شهرها از جمله تهران دارند، يعني به تعبير ديگر، خوشبختي در ميان روستاييان بيشتر از شهرنشينان احساس مي شود. هرچند مردمان شهر و روستا از نظر سطح درآمد و امكانات زندگي تفاوت زيادي با هم دارند. اين مساله نشان مي دهد كه داشتن پول، شرط لازم براي خوشبختي است ولي شرط كافي به حساب نمي آيد زيرا اگر پول زمينه اي براي خوشبختي و شادماني بود قطعا شهرنشينان بايد احساس خوشبختي بيشتري مي كردند. او ادامه مي دهد: به همين دليل است كه ما بايد نگاه جديدي به مساله خوشبختي داشته باشيم و بدانيم كه خوشبختي درون كاسه سرماست. گاهي وقت ها ما احساس مي كنيم كه با فراهم آوردن پول و تامين پاره اي از ملزومات زندگي به خوشبختي مي رسيم، ولي زندگي شهري نشان مي دهد كه عوامل ديگري هست كه باعث مي شود حتي انسان از ابزارها و اشياي در دسترسش نيز نتواند استفاده كند. يعني ابزاري كه فكر مي كرد مايه شادماني او خواهد شد، اما امروز تنها دغدغه ها و نگراني هايش را افزون كرده است. اين جامعه شناس توضيح مي دهد: امروزه نگاه به خوشبختي نگاه ابزاري است. امروز خانه ها به سمساري تبديل شده يعني وسايلي را دور خودمان جمع مي كنيم و به جاي آن كه احساس شادي كنيم، خيلي زود خسته مي شويم و احساس تنگي و خفگي مي كنيم. در حالي كه در واقع اين تنگي و كوچكي در ذهن ما و ناشي از زندگي شهري و سنجيدن همه چيز براساس ماديات است.
    عليزاده در ادامه گفته هايش به نبود تعريف مشخص از شادي و خوشبختي در جامعه اشاره مي كند و مي گويد: امروزه هر كسي فكر مي كند اگر ابزار مورد استفاده لايه هاي بالاتر را به دست بياورد، خوشبخت مي شود ولي وقتي به آنها مي رسد، نه تنها احساس خوشبختي نمي كند، بلكه دچار دغدغه نيز مي شود. در واقع شادي و خوشبختي با درجه رفاه رابطه مستقيمي ندارند و هرچه درآمد بالاتر برود، خوشبختي بيشتر نمي شود. البته هدف اين نيست كه نوعي قلندري و صوفيگري و درويشي را در جامعه باب كرده افراد را به ترك دنيا و امكانات آن تشويق كنيم، بلكه بايد تعريفي نو از شادي، خوشبختي، علايق، عشق، مهرباني و آنچه مايه آرامش قلب است ارائه كنيم. اين مدرس دانشگاه گفته هايش را اين گونه پي مي گيرد: آنچه باعث شده تا پول معياري براي شادي و خوشبختي نباشد، قطبي شدن شديد جامعه است و هر لايه اي براي فرار از لايه خود و قرار گرفتن در لايه هاي بالاتر مدام تلاش مي كند كه اين سبب مي شود تا افراد هميشه فشار عصبي همراه با اصطكاك عصبي داشته باشند. پس به نظر مي رسد اين لايه بند هاي اجتماعي كه گاه زندگي بخشي از دهك ها فراتر از روياهاي دهك هاي ديگر مي شود، منشايي باشد تا پول ديگر شادي نياورد.
    عليزاده البته بر اين باور است كه اين حرف ها هرگز داشتن حداقل امكانات زندگي و معيشتي بي دغدغه را از اهميت نمي اندازد، چرا كه داشتن شغل و درآمد متعارف براي تامين نيازهاي پنجگانه بشري جزو حقوق طبيعي هر انسان و مورد تاكيد اعلاميه حقوق بشر، سازمان هاي رفاهي و قانون اساسي كشور است.
    
     مريم خباز


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:49 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  آموزه هاي قرآني و تخلفات اقتصادي پرهيز از اسراف و رباخواري

علیرضا صدرالدینی
    ظلم که به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه اختصاصی و مناسب خود است به اشکال مختلفی چون کم کردن یا زیاد کردن و یا تغییر زمان و مکان در امور و مسایل گوناگونی می تواند ظهور و بروز کند. از این رو حوزه مصداقی آن، دایره وسیعی را دربرمی گیرد.
    اگر ظلم را به معنای تجاوز از حقی بدانیم که به منزله نقطه مرکزی دایره است، می توان برای آن سه نوع مصداق کلی «ظلم بین انسان و خدا»؛ «ظلم بین خود و مردم» و «ظلم به خود» (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص537) شناسایی و ده ها مصداق جزیی برای آن پیدا کرد.
    یکی از مصادیق مهم و اساسی آن، ظلمی است که در حوزه اقتصادی اعمال می شود. البته ناگفته نماند که هرگونه ظلم و ستمی در حق خدا و یا مردم، به نحوی به ظلم به خود باز می گردد؛ زیرا آثار و نتایج ظلم و ستم پیش از آن که گریبانگیر دیگری شود، گریبان ستمگر را می گیرد. بنابراین دود ستمی که در حوزه اقتصادی نسبت به جامعه و مردم روا داشته می شود پیش از دیگران، به چشم خود ستمگر می رود.
    نویسنده مطلب با بررسی آموزه های قرآنی کوشیده است تا این بعد از ستمگری را تبیین و آثار فردی و اجتماعی آن را مورد بررسی قرار دهد.
    عدالت ستیزی
    ستمگران انسان های حق ستیز می باشند و نسبت به عدالت ستیزه جو هستند و به همین دلیل اجازه نمی دهند تا شرایطی برای تحقق عدالت در جامعه فراهم آید. اصولاستمگری ضدمفهوم و مصداق عدالت گری است؛ زیرا عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاه اختصاصی و مناسب آن می باشد. بنابراین، ستمگر با هرگونه اموری که عدالت و دادگری را در جامعه نهادینه می کند، سر ستیز و جنگ دارد و اجازه نمی دهد تا شرایطی برای اجرای عدالت در جامعه فراهم آید.
    هر انسانی به سبب تضاد قوای شر و خیر و الهامات تقوایی و فجوری در نهاد و ذات خویش، گرفتار تمایل به بی عدالتی است. از این رو با کوچک ترین عاملی ممکن است در مسیر فجور و خروج از عدالت قرار گیرد. به همین دلیل است که خداوند بر لزوم پناه بردن به خداوند و دور ماندن از ظلم را در همه زمان ها و برای همه انسان ها سفارش می کند.(یوسف آیه 79)
    بسیاری از مردم، ناخواسته از حق و عدالت به سوی ظلم و ستم گرایش می یابند و وسوسه های درونی و بیرونی، آنان را به سوی ستم می کشاند. از این رو از انسان خواسته شده تا همواره نسبت به ظلم و ستم، استغفار و توبه کند تا به سوی حق و عدالت بازگردد. (ابراهیم آیات 135 و 136 و نساءآیات 64 و 110 و قصص آیه16)
    اگر انسان بتواند از ظلم و ستم در همه اشکال و مصادیق آن پرهیز کند، می تواند امید داشته باشد که به امنیت و آرامشی دست یابد که بسیاری حسرت آن را دارند(انعام آیه 81 و 82) هم چنین به هدایتی خاص دست یافته (نساء آیه 168 و انعام آیه82) و در سایه مغفرت و آمرزش الهی به سوی کمال و حق و عدالت رهنمون شود. (همان) زیرا تعدی و ظلم به هر شکل و مصداقی از نظر خداوند و عقل و قرآن، عملی ناشایست، حرام و گناهی نابخشودنی است. (بقره آیات 61 و 65 و 178 و 190 و بسیاری از آیات دیگر) بنابراین کسی که از ظلم و ستم اجتناب می کند در حقیقت در مسیر حق و عدالت گام برمی دارد و همین خود عاملی مهم در جهت جلب رحمت و مغفرت الهی می باشد.
    ارتباط رفاه زدگی
    آیات قرآنی تبیین می کند که ریشه حق ستیزی و ستمگری را می بایست در اموری چند جست. از جمله علل و عواملی که موجب می شود تا شخص، گرایش به ظلم و ستم یابد، رفاه زدگی(اتراف)است. ثروت و سرمایه در تحلیل قرآنی، همچنانکه عامل قوام جامعه و شکوفایی اقتصادی و تمدنی و دست یابی انسان به کمال و انجام ماموریت آبادانی زمین در نقش خلافت الهی است، می تواند عامل بسیاری از مسایل نابهنجار و ضد اخلاقی و دینی در جامعه شود؛ زیرا قرار گرفتن سرمایه و ثروت در دست برخی از انسان ها موجب می شود تا گرفتار رفاه زدگی شده و خلق و خوی انسانی خویش را از دست دهند.
    بدین ترتیب خداوند در آیات قرآنی، گاه ثروت و سرمایه را عامل طغیان بشر می شمارد که با توهم آسایش و آرامش و دست یابی به خوشبختی در دنیا، بینش و نگرش منفی نسبت به خدا و باورهای دینی پیدا کرده و همه هستی را بازیچه ای بر می شمارد که بیهوده و بی هدف آفریده شده و هیچ حکمت و علت غایی در آفرینش هستی در کار نیست.(انبیاء آیات11 و 16)
    به وجود آمدن چنین بینش و نگرشی در مرفهان بی درد، موجب می شود تا رفتارهای خویش را بیرون از دایره حق و عدالت انجام دهند و نسبت به هر اصل اخلاقی و هنجاری، واکنش منفی نشان دهند، زیرا کسی که بر این باور است که هستی، بیهوده آفریده شده و بازیچه است، نسبت به هرگونه اصل عقلانی همچون اصول اخلاقی و هنجاری بی تفاوت خواهد بود چون اصالت را به خود می بخشد و بر این باور است که انسان باید آن هم انسان مرفه و اشرافی جامعه باشد که حق قانونگذاری دارد و اصول اخلاقی و قانونی، چیزی جز ابزارهای مدیریت مردم و جامعه و حفظ امتیازات اشرافی آنان نیست.
    در حقیقت چنین نگاهی، ستمگری و ظلم را توجیه فلسفی و عقلانی می کند و رفتارهای نابهنجار و ضدعقلایی و عقلانی را مشروعیت فلسفی می بخشد؛ زیرا کسی که دنیا و هستی را بازیچه می داند و هدفی برای آفرینش قایل نیست، خود را در جایگاهی می یابد که جامعه و مردم را مدیریت کند و در مسیر خواسته های خویش حرکت دهد. باور به فناناپذیری و عدم زوال قدرت خویش موجب می شود تا ستمگری خود را افزایش دهند و بر آن پافشاری کنند.(ابراهیم آیه44)
    این گونه است که بخشی از جامعه با بهره مندی از رفاه و اشرافیت خویش، بر انبوهی از نعمت ها و روزی های الهی مسلط می شوند و با خوشگذرانی و غوطه وری در زندگی دنیا و ستمگری در حق مردم، جامعه انسانی را دچار بحران اخلاقی و سیاسی می کنند و آن را تا مرز فروپاشی و نیستی می کشانند.(انبیاء آیات11 تا 14)
    رفتار ربوی در حوزه اقتصادی را ستمگرانه برمی شمارد و به شدت از آن نهی می کند و حتی آن را به عنوان اعلان جنگ رسمی با خداوند معرفی می نماید. (بقره آیات 278 تا 279)
    زیاده روی در مصرف
    از جمله تخلفات اقتصادی می توان به شیوه نادرست مصرف اشاره کرد. عدم بهره مندی بهینه و درست از نعمت و روزی های خدادادی موجب می شود تا شخص و جامعه به عنوان مصداقی از مصادیق ستمگران، مورد خشم و غضب الهی قرار گیرد.
    به سخن دیگر، ستمگری و ظلم تنها نسبت به شخص و یا جامعه نیست بلکه گاه نسبت به نعمت ها و روزی های خداوندی است که در حقیقت همان ظلم به خدا نیز می تواند باشد. کسی که با مصرف بی رویه و زیاده روی در مصرف، نعمت های الهی را از میان می برد و اجازه مصرف درست و بهینه آن را به دیگری نمی دهد، در حقیقت نسبت به خود و دیگری ظلم روا داشته است.
    خداوند در آیات بسیاری چون 246 سوره بقره و 103 سوره اعراف و 83 و 85 سوره یونس و 97 تا 101 سوره هود و 33 و 44 سوره مومنون، با اشاره به رفتار ظالمانه و خوشگذرانی های اشراف و از میان بردن ثروت و نعمت های الهی، آنان را مردمانی ستم پیشه و ظالم معرفی می کند و به آنها هشدار می دهد که این گونه رفتار، سبب گمراهی خود و از میان رفتن و هلاکت جامعه می شود.
    کنز اندوزی و جلوگیری از گردش سالم سرمایه و ثروت، از دیگر تخلفات اقتصادی است که خداوند آن را مصداقی از مصادیق ظلم و ستم برمی شمارد؛ زیرا نعمت های الهی برای ذخیره سازی، تکاثر و کنز نیست بلکه خداوند این نعمت ها را در اختیار بشر قرار داده تا همگان از آن بهره گیرند و اگر در دست کسی ثروتی انباشته شده، باید با به گردش درآوردن صحیح آن از راه مجاری معتبر و سالم، اجازه بهره مندی گروه های بیش تر مردمی را فراهم آورد. بخشی را انفاق و صدقه نماید و حقوق مالی بینوایان و سائلان را به آنان پرداخت نماید و در حق مردم احسان و ایثار نماید.
    اما برخلاف این قانون و حق، شماری از انسان ها چون قارون، در اندیشه کنز و تکاثر اموال و ثروت جامعه هستند و با رفتارهای تجاوزکارانه و ظالمانه خویش، سد راه بهره گیری مردم از نعمت های خداوندی می شوند. این گونه است که خشم الهی را به جان خویش می خرند و گرفتار عذاب الهی می شوند. (قصص آیه 76 و عنکبوت آیات 39 و 40 و سوره تکاثر و آیات دیگر)
    ناسپاسی و کفران نعمت به اشکال مختلف چون اسراف و تبذیر، از تخلفات اقتصادی ظالمانه است که آیات قرآنی بدان اشاره کرده است. خداوند در آیاتی چون 34 سوره ابراهیم و 15 و 17 و 19 سوره سبا از ناسپاسی مردم و کفران نعمت ایشان گلایه می کند و گزارش می کند که چگونه مردم سبا با ناسپاسی و کفران نعمت های الهی، خود را گرفتار خشم کرده و جامعه تمدنی و شکوفای خویش را به نیستی و نابودی سوق دادند.
    آیات 116 سوره هود و 11 تا 13 سوره انبیا و 33 و 38 و 41 سوره مومنون و 49 و 51 سوره زمر و 27 سوره شوری، به وضعیت مرفهان بی درد و برخورداران سرمست جامعه اشاره می کند که با رفتارهای ضداقتصادی و تخلفات اقتصادی در حوزه های مختلف از جمله مصرف، موجبات تباهی خود و جامعه را فراهم می آورند و بر خود و جامعه ظلم می کنند.
    مصادیق متخلفان اقتصادی
    در تحلیل قرآنی، مسرفان (انبیا آیات 9 و 11) و مترفان (هود آیه 116 و آیات دیگر) از مصادیق بارز و آشکار متخلفان اقتصادی و مصداق بارز ظالمان می باشند و هرگونه خوشگذرانی (انبیا آیات 13 و 14) و رفتارهایی از این دست می تواند مردم و جامعه را با خطر نیستی مواجه سازد.
    بی گمان نقش دولت را در این زمینه نمی بایست نادیده گرفت. بسیاری از رفتارهای ظالمانه در حوزه تخلفات اقتصادی، ریشه در قدرت دارد. بنابراین با توجه به این که ریخت و پاش در رفتار قدرتمندان، بیش از حد تصور است، می بایست به این امر توجه داشت که مرفهان بی درد و مسرفان تنها در افراد و رفتارهای آنان بروز نمی کند بلکه بروز و ظهور آن در قدرتمندان بیش از دیگر جاهاست.
    اگر بخواهیم جلوی بسیاری از تخلفات اقتصادی و رفتارهای ظالمانه را بگیریم می بایست به بازسازی و اصلاح قوانین و مهار و کنترل دقیق مجریان توجه شود.
    شاید بسیاری از اسراف ها در بخش های دولتی از آن رو انجام می شود که به عنوان نمونه در ساخت وساز ها دقت کافی مبذول نشده است. ساختمان ها به گونه ای ساخته می شود که به جای نور طبیعی خورشید، به نیروی برق و برای تامین گرما و سرما به هزینه های هنگفت نیازمند است. در حالی که می توان با بهینه سازی سازه، در مصرف بسیاری از این موارد صرفه جویی و از ریخت وپاش ها جلوگیری کرد.
    این گونه تخلفات هرچند که به طور مستقیم صورت نمی گیرد ولی آن را باید رفتار ظالمانه تلقی کرد؛ زیرا شرایط را به گونه ای فراهم می آورد که نیاز دایمی به روشنایی و یا ابزارها و وسایل گرمایشی و سرمایشی باشد.
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:48 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  عوامل موثر در پيشگيري از اسراف و تبذير
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف


پس از آنكه در مقالات قبل از اين نوشتار، با استناد به آموزه هاي ديني به بررسي پيامدهاي دنيوي اسراف و تبذير در عرصه اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي، و نيز عواقب اخروي آن پرداختيم، اكنون در مقام درمان شناسي اسراف و تبذير، به تبيين مهمترين عوامل موثر در پيشگيري و مقابله با اين وصف ناپسند مي پردازيم.
    مبارزه با اسراف و تبذير، جايگاه مهمي در فلسفه بعثت پيامبران داشته و از اهداف و برنامه هاي اصلي رسالت آنان به شمار مي رود. قرآن كريم در آيات متعددي، به برخورد قاطع و چاره انديشانه پيامبران با مظاهر اسراف و تبذير اشاره مي كند. در آموزه هاي ديني و بويژه در سيره و گفتار معصومان، شيوه هايي براي درمان اين وصف ناپسند ديده مي شود كه برخي از آنها را يادآور مي شويم.
    تقويت باورهاي ديني:
    يكي از شيوه هاي مهم در آموزه هاي ديني براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحكيم ارزشهاي ديني افراد، تقويت باور آنان نسيت به مبداء و معاد است كه همچون ناظري دروني، اجراي دستورات الهي را تضمين مي كند. علامه طباطبايي درباره اثر تربيتي ايمان به خدا در بازداشتن آدمي از گناه و مفاسد اخلاقي مي فرمايد: “تنها دژ محكمي كه بشر را از هر گونه خطا و لغزش مي تواند نگهداري كند، دژ توحيد است. لازمه اعتقاد به مبداء و معاد اين است كه انسان در هر جا و در هر زمان، خود را به نيكوكاري ملزم دانسته و از بديها بپرهيزد، خواه كسي بفهمد يا نه و خواه كسي او را ستايش كند يا نه و خواه كسي باشد كه او را به عمل خير وادار نموده يا اينكه از بديها نهيش كند يا نباشد، چه اينكه او عقيده دارد كه روزي را در پيش دارد كه هر كس در آن روز به پاداش عمل خوب و بد خواهد رسيد”(1.) ياد مرگ و باورمندي به حيات اخروي و نوع رابطه اي كه ميان اخلاق و رفتار انسان در دنيا با پاداش ها وكيفرهاي جهان آخرت وجود دارد نيز، بستر مناسبي براي اصلاح رفتار افراد جامعه پديد مي آورد. در پرتو اين بينش، رفتارهاي اخلاقي مانند فداكاري، انفاق، ايثار و از خودگذشتگي، صبر در برابر ناملايمات، مواسات با مردم، رعايت حقوق ديگران و ... انجام و تقويت مي شود. افزون بر آن، ياد مرگ خود پشتوانه و ضمانت اجرايي دروني براي پرهيز از رفتارهاي ناشايست اخلاقي است، چنانكه قرآن كريم به هنگام نهي از كم فروشي، معاد و آخرت را به ياد انسانها مي آورد: “ويل للمطففين... الايظن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم؛ واي بر كم فروشان... مگر آنان گمان نمي دارند كه برانگيخته خواهند شد در روزي بزرگ”(مطففين/1و4و5.) بنابراين در انديشه اسلامي ياد مرگ موجب تلاش انسان براي دوري از اعمال ناشايست و حركت براي دستيابي به سعادت حقيقي است. لذا هر اندازه كه اعتقاد و باورمندي به مبداء و معاد در انسان تقويت شود، به همان اندازه در پيشگيري وي از ابتلابه اعمال ناشايست تاثيرگذار است. اين شيوه در بحث مقابله با اسراف و تبذير و درمان آن به روشني نمايان است. آيات مربوط به اسراف با نهي و نكوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسرافكاران را خاطرنشان مي سازد.
    افزون بر آن، باور به نظارت الهي از يك سو و سوال از نعمتها در قيامت (تكاثر/8) از سوي ديگر، در پيشگيري از زياده روي در مصرف و اتلاف امكانات مادي و مواهب الهي، تاثير بسيار دارد. اين سخن هشدارگونه اميرالمومنين (ع) نمونه اي از آموزه هاي روايي است كه به پيامد اخروي اسراف و تبذير مي پردازد: “الاو ان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف و هو يرفع صاحبه في الدنيا و يضعه في الآخره و يكرمه في الناس و يهينه عند الله؛ بدانيد كه بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است كه قدر بخشنده را در دنيا بالامي برد و در آخرت پايين مي آورد؛ او را در ديده مردمان گرامي مي كند و نزد خدا خوار”(2.)
    تثبيت ارزشهاي اخلاقي
    برخي آموزه هاي اخلاقي اسلام، در تقابل مستقيم با اسراف و تبذير است و تحكيم و نهادينه ساختن آن در افراد، نوعي مقابله با اين دو پديده ناپند به شمار مي رود. ارزشهايي همچون زهد، قناعت، ميانه روي و مانند آن از يك سو، و ترغيب به مبارزه جدي با هواپرستي، خودنمايي، فخرفروشي و ...(كه از عوامل اسراف و تبذير به شمار مي روند) از سوي ديگر، نقش تعيين كننده اي در پيشگيري از اسراف و تبذير دارد.
    افزايش آگاهيهاي عمومي
    در مقالات قبل بيان شد كه يكي از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين اطلاع رساني و آگاهيهاي مناسب درباره موضوع و حكم اين دو پديده و نيز بازشناسي آثار و پيامدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن از منظر آموزه هاي ديني، در كاهش روحيه اسرافكاري تاثير بسزايي دارد.
    تربيت خانوادگي
    بدون ترديد، شخصيت و روحيات آدمي، بيش از هر چيز معلول دوران كودكي و تاثيرپذيري از محيط خانه مي باشد. در خانواده اي كه بزرگسالان خود اهل اسراف و تبذير باشند و به اين مسئله، هيچ گونه حساسيتي نشان ندهند، نمي توان انتظار پرورش فرزنداني را داشت كه از اين انحراف رفتاري به دور باشند. از اين رو، ائمه معصومين (ع)، با ديدن اسراف در خانواده، واكنش فوري نشان مي دادند، چنانكه در حديثي چنين آمده كه امام صادق (ع) ميوه اي را ديد كه ناخورده، بيرون از خانه انداخته شده بود، امام (ع) با ناراحتي فرمود: “اين چيست؟ اگر شما خود سير هستيد، قطعا بسياري از مردم، سير نيستند. آن را به كسي بخورانيد كه نيازمند است”(3)
    پي نوشتها:
    -1 تفسير الميزان، ج4، ص 190
    -2 نهج البلاغه، خطبه 126
    -3 دعائم الاسلام، ج2، ص 115
    منابع:
    - اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، صص261-259
    - اصول تربيتي در داستانهاي قرآن، حميد محمد قاسمي، ص40-20


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:46 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  گفتمان سازندگي بسترساز تجملگرايي و مصرف زدگي
گفتمان پيشرفت و عدالت

نويسنده: مهدي امينيان

در نوشتار قبل در مقام آسيب شناسي گفتمان سازندگي، به مبحث عدالت پرداخته و عنوان داشتيم كه رياست دولت در دوره سازندگي رسيدن به عدالت اجتماعي را از گذرگاه توسعه و رونق اقتصادي معرفي كرده و مهمترين عامل فقر در جامعه را، نبود ثروت و امكانات برمي شمرد، اما متاسفانه رشد سريع اقتصادي به عنوان راهبرد دوران سازندگي، توزيع برابر درآمد را به چالش برده و بواسطه رشد مفاسدي چون ويژه خواري و رانت خواري و مفاسد عديده در ساختار اداري كشور، در ظل اين گفتمان شاهد به محاق رفتن عدالت اجتماعي بوديم.
    در اين دوره فاصله عميق و معناداري ميان دهك هاي بالاو پايين جامعه ايجاد شده و اختلاف بين دهك هاي پايين و بالاي جامعه، از4/6 در سال68 به15/3 در سال75 رسيده و تورم در سال74 بالغ بر49 درصد گرديد. مقام معظم رهبري در اين دوره در مقام ارائه راهكار و تذكر به دولت در زمينه توجه عميق به مسئله بنيادين عدالت اجتماعي خطاب به دولت جناب آقاي هاشمي فرمودند: «آنچه كه در اين بين بايستي با وسواس و دقت دنبالش باشيد، مسئله «عدالت اجتماعي» است كه با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضي اين طور تصور مي كردند - شايد حالاهم تصور كنند- كه ما بايستي دوره اي را صرف رشد و توسعه كنيم و وقتي كه به آن نقطه مطلوب رسيديم، به تامين عدالت اجتماعي مي پردازيم. اين فكر اسلامي نيست. «عدالت» هدف است و رشد و توسعه مقدمه عدالت است»(بيانات معظم له،74/6/8 ).
    بنابر ادعاي كارشناسان اقتصادي، بررسي آمار و ارقام در حوزه مصرف خوراكي و غيرخوراكي در طي دوران سازندگي، حكايت از طي طريق و اتخاذ سياست هايي در مقوله مصرف دارد كه نتيجه اين سياست ها، بسط و گسترش فرهنگ غلط و نامشروع اسراف و مصرف گرايي و مصرف زدگي در ميان جامعه گرديد. قابل توجه آنكه ما در اين دوره،به شدت نيازمند صرفه جويي، پرهيز از تجمل گرايي و مصرف زدگي به جهت انباشت سرمايه هاي داخلي و جهت دهي به آنها در راستاي سرمايه گذاري مولد بوديم. متاسفانه گذارده شدن سنگ بناي تجمل گرايي و مصرف زدگي در اين دوره، منجر به آن شده است كه دولتهاي بعدي اولابه جهت متهم نشدن از سوي جامعه به عنوان دولت بي توجه به نيازهاي مصرفي جامعه پا در جاي پاي دولت سازندگي گذارده و گاه همچون دولت اصلاحات در اين زمينه سكولارتر و پررنگ تر عمل نمايد، ثانيا متحمل هزينه هاي سنگيني در جهت برآورده كردن نيازهاي كاذبي در جامعه گردند كه همگي مولود مقوله شوم تجمل گرايي است. واردات گسترده اقلام مصرفي و به تبع آن خرج دلارهاي حاصله از فروش نفت در اين راستا و وارد شدن ضربات مهلك به بدنه توليد كشور به علت عدم توانمندي در جهت رقابت با توليدات خارجي، نيز شكل گيري مشاغل غير مولد و معضل آفرين براي روند توليد تا مصرف وا از هزينه هاي وارد شده بر ملت در اين دوره است.
    از ديگر معضلات ناشي از حركت شتابان و بدون عدالت محوري دولت سازندگي به سمت توسعه و پيشرفت، همانا غفلت عميق از فرهنگ غني ملي و نيز مباني شرعي و الهي بود. گفتمان سازندگي اقدام موثر و قابل تاملي در جهت نهادينه تر شدن فرهنگ و ارزشهاي ديني در جامعه انجام نداده و بلكه شعار اصلي تكنوكرات هاي منتسب به دولت سازندگي، همانا آباداني و سازندگي سكولار كشور و بي توجهي محض به بسياري از عوامل و مباني تاثيرگذار بر توسعه از جمله عدالت، آزادي، معنويت بود. در اين دوره بود كه رهبري معظم انقلاب به جهت مشاهده نفوذ برخي از فرهنگ هاي مخرب و فسادبرانگيز در جامعه و كم توجهي دولت سازندگي به امر فرهنگ، اقدام به تذكر در خصوص شبيخون فرهنگي و لزوم هوشياري مردم و مسئولين در برابر اين هجوم نرم فرهنگي نمودند. در اين دوره اولابه جهت دور شدن از دوران دفاع مقدس (كه خود به تنهايي عاملي بنيادين در حفظ و حراست از مباني اعتقادي و فرهنگي مردم است)، و ثانيا پاي به عرصه گذاشتن نسل سوم انقلاب كه نه در فضاي انقلاب اسلامي تنفس كرده و نه فهم دقيقي از حال و هواي دفاع مقدس و ارزشهاي مورد دفاع در آن دوره را داشتند، و ثالثا سياستگذاري هاي ناصحيح توام با برخي نگرش هاي جامدانه و متحجرانه و نيز عدم توجه مسئولين اجرايي كشور به لزوم بازنگري در راهكارها، استراتژيها و برنامه هاي توليد فرهنگ و عرضه نوين و به روز آن و ثالثا شبيخون گسترده فرهنگي دشمن، شاهد ركود و حتي پس رفت و عقب گرد فرهنگي در طيقاتي از طبقات اجتماعي جامعه ايراني، خصوصا طيفي از نسل جوان در طبقه متوسط و مرفه شهري بوديم.
    ادامه دارد...
    
    
    
    
     مهدي امينيان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:46 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مخاطبان اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: مهدي ياراحمدي خراساني

اكنون كه عنوان معنادار «اصلاح الگوي مصرف» براي سال جاري برگزيده شده است مي بايست تمامي آحاد جامعه به دنبال يافتن پاسخي مناسب براي اين سوالات باشند كه؛ الگوي مصرف چيست؟ اصلاح آن كدام است؟ و مخاطب مقام معظم رهبري چه كساني هستند؟ تا بتوان با فراهم آوردن تمهيدات لازم زمينه تحقق اين واجب ملي يعني؛ پرهيز از اسراف و سالم سازي شيوه ها و متدهاي مصرفي در ابعاد مختلف فردي و اجتماعي را فراهم سازيم. در واقع مخاطب اصلي اين پيام تمام جامعه اسلامي و يا به بياني ساده تر همه مردم هستند. در صدر آن ها مجموعه دستگاه هاي اجرايي و قواي سه گانه كشور قرار مي گيرند. ركوردداري كشور ما - به نسبت جمعيت - در بسياري از زمينه هاي مصرفي از قبيل انرژي غذا، دارو، پوشاك، حمل و نقل، مسكن، آب و... دلايل كافي فراهم مي آورد كه از نگاه اجتماعي، اقتصادي، روانشناسي، جامعه شناسي و... چگونگي مصرف و الگوهاي آن در جامعه از ديدگاه صاحب نظران، نويسندگان و محققان مورد كندوكاو و بازنگري قرار گيرد.
    واقعيت اين است كه مساله اسراف و هدر دادن منابع در اقتصاد ايران، داراي ابعادي فراتر از ابعاد فرهنگي است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد. ذكر اين نكته ضروري است؛ همان طور كه مصرف بي رويه و بي جا امري غيرعقلايي است عدم مصرف و يا كم مصرف كردن در عين نياز هم صحيح به نظر نمي رسد. در واقع آنچه در ارتباط با مصرف صحيح مطرح مي گردد كم مصرف كردن نيست. بلكه مراد از اصلاح الگوي مصرف و به تبع آن صرفه جويي بهره مندي مناسب از نعمات خداوندي و استفاده حداكثري از تمامي قابليت هاي هر چيزي است. همان امري كه در اقتصاد از آن به عنوان بهره وري ياد مي شود. عده اي صرفه جويي را كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نه نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است. بنابر اين شخص لازم است تا در حد برآورده كردن كامل نياز خود، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد.
    بدون شك نعمت هاي الهي و مواهب موجود در زمين براي همه ساكنانش به مقدار كافي وجود دارد به شرط آن كه حيف و ميل نشود و به دور از افراط و تفريط به صورت عاقلانه و صحيح مورد بهره برداري قرار گيرد. پرهيز از اسراف و مصرف صحيح در زندگي مقوله اي است كه اگر امروز بدان توجه نكنيم آيندگان ما را نخواهند بخشيد. چون مواهب زمين آن قدر زياد و نامحدود نيست كه با بهره گيري نادرست آسيب نپذيرد. از تدبر در آيات قرآن كريم بخوبي در مي يابيم كه مسئله اسراف در معناي بسيار وسيعي در قرآن بكار برده شده است. خداوند متعال اسراف كاران را دوست ندارد وبه آن ها وعده عذاب و آتش داده است. « و ان المسرفين هم اصحاب النار» «و همانا اسراف كاران همراهان آتش اند» (غافر/43). در پايان بايد بدين نكته اذعان نمود كه اصلاح الگوي مصرف نيازي به برنامه هاي ضربتي ندارد، بلكه برنامه هاي تدريجي در بستري عقلاني راه حلي مناسب و قابل قبول است. امري كه تحقق آن مستلزم كوشش همگاني است.
    
     مهدي ياراحمدي خراساني 
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:44 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  رنج آورد طعام كه بيش از قدر بود
اخلاق اقتصادي پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

آفرينش انسان به گونه اي صورت گرفته كه ناچار است براي بقاء و حفظ حيات خود دست به دامان عواملي شود كه ادامه زندگي را براي او امكان پذير سازد. خداوند حفظ نفس را بر بشر واجب كرده و در اين راستا تامين نيازمنديهاي بقاي خود و خانواده اش را بر او لازم نموده است. در اين ميان گروهي از مردم آنچنان در اين جهت افراط مي كنند كه در اين راه هيچ مرز و قانوني بجز تمتع بيشتر نمي شناسند و در مقابل عده اي نيز، با وجود قدرت و تمكن مالي از انفاق بر خويش و اهل و عيال خود بخل مي ورزند. در آيات قرآن و روايات رسيده از پيشوايان دين (ع)، رهنمودها و سفارش هاي ارزنده اي در رابطه با خوراك و تغذيه و كم و كيف آن وجود دارد كه مي توان از آنها در تبيين الگوي مصارف خوراكي بهره گرفت.
    قرآن كريم با اشاره به حق آدمي در استفاده از غذا و آب، بر اين نكته تاكيد شده است كه در اين امر، اسراف و زياده روي نشود: “و كلوا و اشربوا و لاتسرفوا؛ بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد”(اعراف/31.) نهي از اسراف در اين آيه، به مفهوم گسترده اش، شامل هر گونه زياده روي در مصرف و پرخوري و هدر دادن مواد غذايي مي شود. در آموزه هاي روايي نيز بر ميانه روي و اعتدال در مقدار خوراك تاكيد شده است.
    در روايتي آمده است: اميرالمومنين علي (ع) به فرزند خود امام حسن مجتبي (ع) فرمود: “آيا به تو چهار رفتار ياد ندهم كه با بكار بستن آنها از طب بي نياز شوي؟ عرض كرد: بله، حضرت فرمود: تا وقتي گرسنه نشده اي بر سر سفره غذا ننشين. و از سر سفره غذا بلند نشو مگر اينكه هنوز اشتهاي خوردن داري، و غذا را خوب بجو و هر گاه تصميم به خوابيدن گرفتي، عمل تخلي و رفتن به دستشويي را انجام بده. اگر اين امور را انجام دهي، از طب بي نياز خواهي بود”(خصال صدوق 229 :1.) در توصيه هاي حضرت به كميا نيز آمده است: “معده خود را از غذا، سنگين مكن و در آن، جايي براي آب و هوا بگذار”(تحف العقول: 171.)
     از امام صادق (ع) نيز روايت شده است: “آدمي را گريزي از خوردن نيست تا بتواند بدين وسيله قامت راست كند، پس هر گاه فردي از شما به غذا خوردن روي آورد، يك سوم از شكمش را براي غذا و يك سومش را براي نوشيدني و يم سوم ديگرش را براي هوا و تنفس در نظر بگيرد”(كافي 269 :6.) نكته مشترك در اين روايات اين است كه بر اعتدال و ميانه روي در مقدار مصارف خوراكي تاكيد شده است. مفاد برخي ديگر از روايات نيز، نهي از پرخوري است. در فرازي از سخنان امام صادق (ع) آمده است: “شكم در نتيجه (زياده روي در) خوردن، طغيان مي كند و نزديك ترين حالت بنده نسبت به خدا، وقتي است كه شكمش سبك و بدترين حالت او نسبت به خدا آن گاه است كه شكمش (بيش از حد نياز) پر باشد”(همان.)
بقول سعدي:
    با آن كه در وجود طعام است عيش نفس
     رنج آورد طعام كه بيش از قدر بود

    خداوند مخازن طبيعت را سرشار از مواد مختلف مورد نياز انسان قرار داده و به آنها اجازه داده تا براي تامين كليه نيازمندي هاي خويش از مواد متنوع غذايي بهره ببرند و آن كساني را كه نعمت ها و رزق هاي پاك خداوند را بر خود و ديگران تحريم مي كنند، به عقاب و بازخواست كشانده است(اعراف/32و33.) در سيره نبي اكرم نيز آمده است كه آن حضرت در تغذيه خود از كليه طعام ها و مواد مختلف غذايي استفاده مي فرمود(بحارالانوار 241 :16.) بهره جويي ناقص و محدود از مواد غذايي، چه بسا جسم را ضعيف و دچار اختلال و كمبود سازد و حتي در بسياري از موارد، اعصاب و روان آدمي نيز از تاثير زيانبخش آن بي نصيب نمي ماند.
     از امام صادق (ع) روايت شده: “اگر كسي چهل روز گوشت نخورد به بدخلقي دچار مي شود”(مكارم الاخلاق: 158.) ممكن است اينطور گمان شود كه اگر بنا باشد انسان از مواد مختلف غذايي استفاده كند، مرتكب اسراف خواهد شد و تمتع زياده از حد ضرورت از مواد خوراكي را اسراف به حساب آورند و با اين تفكر، خود و خانواده خويش را از استفاده از نعمت هاي الهي محروم سازند و سلامت خود و آنها را در مخاطره قرار دهند.
     ائمه معصومين (ع) براي پيشگيري از چنين انديشه اي بطور مكرر به مسلمانان گوشزد مي نمودند كه نعمت هاي الهي براي استفاده بندگان اوست و خداوند هيچ گاه مردم را از سود بردن از آنچه براي آنان آفريده است، منع نمي فرمايد و اين از حريم اسراف خارج است. امام صادق (ع) فرمودند: “ليس في الطعام سرف؛ در امور مربوط به طعام، اسراف نيست”(وسائل الشيعه :16 باب 27.) مقصود از اين حديث آن است كه تامين احتياجات بدن از راه تغذيه كامل و كافي، اسراف نيست و نبايد انسان به توهم وقوع در اسراف، خود را به كمبود و سوء تغذيه دچار سازد. البته برخي برداشت نادرستي از اين روايت دارند و گمان مي كنند كه زياده روي در خوردن و ولخرجي و سفره هاي رنگين خارج از معمول با تشريفات زائد و بي مورد، بدون اشكال و از اسراف بيرون است. در حالي كه مطابق مطالب بيان شده، چنين تفسيري از روايت ناصواب است.
    
    منابع:
     پژوهشي در اسراف، سيد مهدي موسوي، صص183-179
    اسلام و الگوي مصرف، علي اكبر كلانتري، صص59 -55
    
    
    
     علي خاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:44 PM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

منابع پايه نقش مستقيم در توليد محصولات کشاورزي دارند و اصلاح الگوي مصرف براي دستيابي به توليد پايدار در اين بخش بسيار ضروري است.
محورهاي اصلي اصلاح الگوي مصرف هم شامل منابع اب و خاک ،فراوري مناسب محصولات ، کاهش ضايعات مراحل کاشت ، داشت و برداشت و نگهداري صحيح
محصولات است.

آب
"""
آب ؛‌قلب طرح هاي توسعه و مهمترين منابع توليد در بخش کشاورزي است . درکشور ما که با کمبود اب و نبود ساماندهي اراضي کشاورزي مواجه است ، سرمايه گذاري در تجهيز اين منابع اهميت ويژه اي دارد.
افزايش جمعيت و تامين نيازهاي مستمر انها با استفاده بهينه از منابع موجود ممکن است.
وجود تهديدهاي طبيعي مانند خشکسالي ، فرسايش خاک و بيابانزايي ،چگونگي استفاده از منابع توليد را با مشکل مواجه و امنيت غذايي را پيچيده تر مي کند.
بررسي ها نشان مي دهد سرانه آب از 6860 مترمکعب درسال 1335 به 1830 مترمکعب در
سال 85 رسيد و در سال 1430 به هزارمترمکعب که تقريبا نصف معيارهاي جهاني است ، خواهد رسيد.
اين درحالي است که صادرات غله کشورهاي توليد کننده به لحاظ اهميت بالاي اب و غيراقتصادي بودن کشت
اين محصولات و رشد داخلي جمعيت اين کشورها متوقف خواهد شد .
اين موضوع به همراه رشد شديد مصرف اب درکشورهاي متکي به منابع آب زيرزميني ، واردات غلات در ان زمان را به طور کامل منتفي مي سازد و کشور ما را نيز به لحاظ تاثير در تقاضا و عرضه مواد غذايي جهان متاثر خواهد کرد.
بنابراين بايد بهره وري آب براساس سند چشم انداز 20 ساله از يک کيلوگرم به دو کيلوگرم توليد مواد غذايي براي هرمترمکعب برسد.
شرط اصلي در تحقق امنيت غذايي کشور درحال حاضر و اينده ، شيوه هاي مناسب استفاده از منابع ابي کشور با اجراي طرحهاي مختلف ابي و خاکي است.



ايران با بارش کمتر از 250 ميلي متر
"""""""""""""""""""""""
کشور ما به لحاظ برخورداري از منابع اب در شرايط مناسبي قرار ندارد و جزو کشورهاي خشک و نيمه خشک جهان است .
ميانگين بارندگي بلندمدت درکشور حدود 250 ميلي متر است ،در صورتي که ميانگين بارندگي درجهان به حدود 850 ميليمتر مي رسد .
ميانگين بارندگي در کشور يک سوم بارندگي جهاني و ميزان تبخير نيز سه برابر ان چيزي است که در جهان اتفاق مي افتد.
علاوه براين توزيع زماني و مکاني بارندگي نيز درسطح کشور نامناسب است و به لحاظ مکاني حدود 70 درصد بارندگي درسطح 25 درصد کشور است و حدود 30 درصد بارندگي نيز در75 درصد از سطح کشوراتفاق مي افتد .
از لحاظ زماني نيز حدود 25 درصد کل بارش درفصل ابياري و 75 درصد نيز درفصول غيرابياري است.
بنابراين برنامه ريزي ؛ سياستگذاري و سرمايه گذاري منطقي و علمي براي استفاده بهينه از منابع ابي کشور بايد به عنوان يکي از محورهاي اصلي مورد توجه باشد.
حدود 92 درصد ازتوليدات محصولات زراعي و باغي از اراضي ابي بدست مي ايد درحالي که اين رقم درجهان
حدود 40 درصد است. بدين ترتيب هرگونه تنش ابي و تغيير شرايط اقليمي تاثير مستقيم برکاهش ميزان توليدات
محصولات کشاورزي خواهد داشت و امنيت غذايي را دچارتزلزل خواهد کرد.
براساس براورد کارشناسان اقتصاد دانشگاه تهران ، کاهش هر يک ميليمتر بارندگي 150 تا 200 ميليارد ريال بر بخش کشاورزي آسيب وارد مي شود.
بکارگيري روش هاي مناسب استفاده از منابع ابي ازجمله روش هاي ابياري قطره اي و ديگر روش هاي مناسب با اقليم هر منطقه موجب کاهش هدر رفت اب خواهد شد.
براوردها نشان مي دهد هم اکنون کارايي ابياري حدود يک کيلوگرم توليد مواد غذايي به ازاي يک متر مکعب اب مصرفي است درصورتي که درکشورهاي کمتر توسعه يافته بيش از يک کيلوگرم است.
بنابراين افزايش کارايي به مقدار 10 درصد درمصرف اب بخش کشاورزي سبب ذخيره هشت ميليارد و 600 ميليون متر مکعب مي شود که با اين مقدار مي توان 26 درصد سطح زيرکشت اراضي ابي کشور را توسعه داد.



راهکارهاي افزايش بهره وري منابع اب
""""""""""""""""""""""""""""
اجراي طرح هاي انتقال اب با لوله / استخرهاي ذخيره اب/ احيا و بازسازي قنات ها / توسعه روش هاي نوين ابياري / اصلاح و بهبود روش هاي ابياري/ اصلاح و بهبود اب بندان ها / تجهيز و نوسازي اراضي کشاورزي و ساماندهي خاک اراضي کشاورزي ؛ سبب افزايش بهره وري اب در بخش کشاورزي مي شود.
با تجهيز و نوسازي اراضي کشاورزي ميزان بهره وري اب 14 درصد ، اجراي شبکه هاي فرعي ابياري ده درصد/ انتقال اب با لوله 15 درصد / پوشش نهرهاي سنتي ده درصد/ ابياري تحت فشار 44 درصد افزايش مي يابد.

ابياري قطره اي افزايش توليد - کاهش هزينه
"""""""""""""""""""""""""""""""""
تاکنون نزديک به 750 هزار هکتار از اراضي ابي و ديم کشور تحت پوشش ابياري تحت فشار قرار گرفته است.
با اجراي روش هاي ابياري تحت فشار بهره وري اب 44 درصد در مزرعه افزايش مي يابد و بطور ميانگين 4400 مترمکعب اب صرفه جويي مي شود و ميزان توليد نيز 4400 کيلوگرم در هر هکتار خواهد بود.
با اجرا و توسعه روش هاي نوين ابياري در200 هزار هکتار از اراضي ابي کشور دستکم 700 ميليون مترمکعب اب ذخيره خواهد شد.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:22 AM - روز یک شنبه 16 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
 
آي تي براي اصلاح الگوي مصرف بنزين
خدمات الکترونيک- فناوري اطلاعات ظرفيت‌هاي بسيار زيادي براي كاهش حمل‌ونقل درون شهري و حتي برون شهري دارد.

بسياري از امور اداري كه ما مردم را براي انجام آن از اين طرف به آن طرف مي‌كشاند، با يك راه حل ساده مبتني بر فناوري اطلاعات قابل انجام است. براي كاهش مصرف بنزين در كشور كه امروزه به يك معضل اقتصادي و حتي سياسي تبديل شده است مي‌توان از اينترنت و فناوري اطلاعات استفاده كرد.

به اطراف خود نگاه كنيد، ببينيد چه مقدار از مسافرت‌هاي درون شهري شما براي كسب اطلاعات از يك فرايند اداري يا قضائي يا انتظامي و يا مراجعه به سازمان‌هايي مانند شهرداري، ادارات دارايي و ماليات، ثبت اسناد، نيروي انتظامي، پست، دانشگاه، دادگستري و ادارات شبيه اين است. گرفتن اسناد يا مدارك، پر كردن فرم‌ها، تقاضانامه‌ها، تحويل مدارك، پيگيري كارهاي اداري، اطلاع‌گيري از مراحل انجام يك كار اداري، خريد كالاهاي مورد نياز و سفارش انجام يك كار يا خدمت، از جمله اموري است كه حجم عظيمي از فعاليت‌هاي مراجعان به ادارات، سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها را تشكيل مي‌دهد. براي انجام هر يك از اين كارها، چندين و چند بار مراجعه و رفت‌وآمد ميان اين و آن اداره لازم است.

طبيعتا استفاده از هر يك از وسايل نقليه اعم از خودروي شخصي، اتوبوس، تاكسي يا مترو، هزينه‌هايي را بر فرد و جامعه تحميل مي‌كند كه بخشي از اين هزينه‌ها عبارتند از: تلف شدن وقت، هزينه كردن پول، مشكلات رواني، ترافيك، آلودگي هوا و محيط‌زيست و كندي در انجام كارها.

البته هر يك از اين سازمان‌ها مدعي هستند كه همه امورشان الكترونيك و شبكه شده و دسترسي به خدمات آنها از طريق اينترنت و سيستم‌هاي ارتباط راه دور امكان‌پذير است، اما شما به‌عنوان شهروند وقتي متوجه حقايق جاري مي‌شويد كه سر و كارتان به‌طور واقعي با يكي از اين سازمان‌ها افتاده باشد. آن وقت آرزو مي‌كنيد خدمات آنها الكترونيكي نشده بود.
به ياد دارم يكي از استادان ايراني دانشگاه ناتينگهام ترنت انگليس را به مقصد يك نشست علمي در دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم و تحقيقات از اقدسيه به حصارك پونك مي‌بردم.

در بين راه مي‌گفت: من در انگليس يك پژو سواري دارم كه فقط در ايام تعطيل از آن براي رفتن به پيك نيك استفاده مي‌كنم، در باقي سفرهاي درون شهري آدم بايد ديوانه باشد كه بنزين گران قيمت را بسوزاند و با 10برابر قيمت مترو يا اتوبوس به محل كار برود. از طرف، ديگر، بسياري از كارهاي اداري مردم از طريق اينترنت و شبكه‌هاي هوشمند قابل انجام است و نيازي به سفرهاي زائد درون شهري يا ايستادن در صف‌هاي طولاني بانكي نظير آنچه در ايران هست، وجود ندارد.

واقعيت اين است كه كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در سيستم‌هاي اداري، تجاري و عمومي، بسياري از فعاليت‌هاي حضوري و فيزيكي را حذف كرده است.دولت از سال‌ها پيش به فكر استفاده از فناوري اطلاعات براي كاهش سفرهاي دورن شهري و كنترل مصرف سوخت افتاده‌ اما واقعيت اين است كه در اين راه چندان موفق نبوده است. در نيمه اول سال 1385 با تصويب هيئت وزيران، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات موظف به گسترش فعاليت‌هاي مجازي و اينترنتي به‌منظور كاهش ترددهاي شهروندان تهراني شد.

براساس مصوبه هيئت وزيران، كارگروهي متشكل از نمايندگان وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، وزارت بازرگاني، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي، بانك مركزي، استانداري تهران و شوراي اسلامي شهر تهران موظف شدند موضوع كاهش ترددهاي درون شهري را از طريق توسعه خدمات و فعاليت‌هاي مجازي كه منجر به كاهش حضور فيزيكي ارباب رجوع در مراكز دولتي شود، مورد بررسي قرار دهند و تا پايان همان سال نتيجه آن را به هيئت وزيران ارائه كنند.

اجراي اين تصميم بر عهده وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات گذاشته شده است و براساس نتايج بررسي‌ها، راهكارهايي كه براساس آنها مراكز دولتي مي‌توانند خدمات خود را از طريق سيستم‌هاي الكترونيكي، تلفني و اينترنتي به مردم ارائه كنند تا از ميزان ترددهاي غيرضروري شهروندان تهراني كاسته شود، مشخص مي‌شود. وزارت ارتباطات بعدا گزارشي منتشر كرد كه نشان مي‌داد به‌رغم اقداماتي كه انجام داده است تنها در حد كمتر از يك درصد از ميزان سفرهاي درون شهري بر اثر اين اقدامات كاسته شده است. البته اين اقدامات به‌گونه‌اي بوده كه هيچ ملاك مشخصي براي سنجش تاثير آنها بر كاهش حمل‌ونقل درون شهري وجود نداشته و هر سازماني مي‌توانسته ادعا كند كه كاهش يك درصدي ترافيك نتيجه اقدامات او بوده است.

هنوز سازمان‌ها و ادارات مختلفي را سراغ داريم كه از رايانه براي تفريح و سرگرمي استفاده مي‌كنند. بنابراين نخستين مشكل فرهنگ‌سازي‌ نحوه استفاده مفيد و كاربردي از اينترنت و فناوري اطلاعات است.

اقدامات دولت آموزش و اطلاع‌رساني و نهادينه‌كردن فرهنگ استفاده از اين فناوري‌ها به موازات طرح‌هاي خدمات الكترونيكي در دولت بايد در دستور كار قرار گيرد.

در حال حاضر برخي خدمات نظير اطلاع از وضعيت خلافي خودرو، عوارض شهرداري، گرفتن مجوز طرح ترافيك، ثبت نام كنكور كارشناسي ارشد، صدور بليت قطار و هواپيما و برخي خدمات دولتي ديگر از طريق اينترنت امكان‌پذير است اما متأسفانه وب‌سايت‌ها و پرتال‌هاي برخي وزارتخانه‌ها منجمد شده است و فاقد حتي يك آدرس اي‌ميل براي تماس مردم يا حتي اطلاع از آدرس‌ها و اماكن اداري است و ساده‌ترين فرم‌هاي اداري تنها با مراجعه حضوري مشتري يا شهروند ارائه مي‌شود.

ممكن است گفته شود كه پرتال ملي ايران در آدرس ايران دات آي آر، زمينه ارائه خدمات الكترونيكي و متمركز كردن اين نوع خدمات را فراهم كرده است. نقدي كه كارشناسان بر اين پرتال وارد كرده‌اند نشان مي‌دهد كه اين پرتال بيشتر از خدمات الكترونيك، اطلاع‌رساني الكترونيك انجام مي‌دهد، تا جايي كه برخي به آن لقب لينكدوني ملي به جاي پرتال ملي داده‌اند.

هك شدن وب‌سايت بانك رفاه در ايام نوروز نشان مي‌دهد كه حتي ارگان‌هايي در حد بانك‌هاي اصلي كشور هنوز در تامين امنيت پرتال‌هاي اصلي خودشان ناتوان هستند. در يك بررسي موردي در يك روز وب‌سايت اصلي 21 وزارتخانه ايران مورد بررسي قرار گرفت و نتيجه اين شد كه از ميان آنها تنها 10 وزارتخانه داراي اطلاعات به روز بودند، وب سايت 3 وزارتخانه اصلا بالا نيامد و بقيه نيز فاقد خدمات الكترونيك بودند.

اكنون 2نهاد عالي يعني شوراي‌عالي اطلاع رساني و شوراي‌عالي فناوري اطلاعات (كه اين يكي مدت يكسال با مصوبه نيم بند ادغام شوراها و لغو آن توسط مجلس فعاليت‌هايش معلق بود و اكنون احيا شده است ) مي‌توانند با توجه به رهنمود مقام معظم رهبري مبني بر اصلاح الگوي مصرف در سال جديد، موضوع به كار‌گيري فناوري اطلاعات و اينترنت براي كاهش سفرهاي درون شهري و كاهش مصرف انرژي و به‌خصوص بنزين و رسيدن آن به حد استاندارد، تدابير لازم را اتخاذ كنند.براي اين منظور لازم است جدول زمان بندي براي الكترونيكي كردن خدمات دستگاه‌هاي دولتي را تعيين كرده و به‌طور واقعي بر روند اجراي مصوبات نظارت كنند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:12 PM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 دستورالعمل است، نه شعار
نكاتي درباب حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: سيد محسن هاشمي شيخ شباني

با عنايت به فرمايش مقام معظم رهبري «مدظله العالي» و تدبير حكيمانه معظم له در نامگذاري سال 1388 به عنوان سال حركت مردم و مسئولين در جهت اصلاح الگوي مصرف در ايران اسلامي و دستور العمل ناميدن اين شعار مهم و حياتي جهت استفاده بهتر از منابع كشور عزيزمان، نكاتي حائز اهميت به نظر مي رسد؛
    رهبر فرزانه انقلاب، اين سال را سال حركت در جهت اصلاح الگوي مصرف معرفي فرمودند. با تامل بر بيانات معظم له كاملاآشكار مي شود كه امسال سال همت مردم و مسئولين جهت آغاز راهي نو و پوينده است كه در سند چشم انداز جمهوري اسلامي نقش تعيين كننده اي را در ارتقاء و پيشرفت همه جانبه در عرصه هاي اقتصادي، فرهنگي، سياسي و اجتماعي دارد.
    حركت در اين مسير يعني اهتمام، اراده عمومي و عزم همه جانبه در جهت مقابله با اسراف و زياده روي ها. اين امر علاوه بر عزم جدي جهت حركت آگاهانه نيازمند يك برنامه ريزي كلان جهت فرهنگ سازي و تبيين اين امر حياتي در زندگي فردي و اجتماعي مردم مومن و متعهد ايران اسلامي مي باشد. در اين راستا نكاتي قابل تامل به نظر مي رسد كه بدان اشاره مي كنيم؛
    نكته اول اينكه مسئولين امر بايد از حركت هاي عجولانه و يا غير كارشناسانه كه اصل مطلوب را خدشه دار مي كند جدا اجتناب نمايند و خداي ناكرده با بد سليقگي در تصميم گيري ها كام شيرين مردم را از اين حركت ضروري تلخ نكنند و به بهانه صرفه جويي به زندگي مردم بالاخص اقشار ضعيف و كم درآمد فشار وارد ننمايند.
    رهبر عزيز انقلاب در سفر تاريخي خود به استان كردستان و در جمع مردم غيرتمند و دلاور سنندج با اشاره به نامگذاري سال جديد، موكدانه فرمودند: اينكه ما گفتيم امسال، سال حركت به سوي الگوي مصرف است، يعني امسال سالي است كه ملت ايران تصميم بگيرد با اسراف مبارزه كند. نمي گوييم كه كلي و يكباره در طول يك سال اسراف تمام بشود، نه ما واقع بين تر از اين هستيم، مي دانيم اين كار مال ساليان پي در پي است و بايد كار بشود تا به اين فرهنگ برسيم، بايد اين كار را شروع كنيم.
    اميرالمومنين علي(ع) در نكوهش تعجيل در امور مي فرمايند: العجل قبل الامكان يوجب الغصه، عجله پيش از فراهم شدن امكانات و مقدمات كار، موجب اندوه است.(1)
    نكته دوم در نهادينه كردن اصلاح الگوي مصرف، عمل به اين موضوع در زندگي شخصي و اجتماعي مي باشد. از اين رو كه فرهنگ اصلاح نشده مصرف در گذشته با بينش فراگير، جاي خود را به فرهنگ اصلاح شده در آينده بدهد. با توجه به اين فراز از فرمايشات رهبر معظم انقلاب در ابتداي سال كه فرمودند؛ در درجه اول مسئولين در قواي مقننه، مجريه، قضائيه و... به انجام اين امر حياتي كمر همت ببندند و مصرف كردن بي رويه و بي منطق و بدون تدبير عقلاني را كه به ضرر كشور است اصلاح نمايند، مطلب قابل توجه در اين خصوص، قول و عمل مقام معظم رهبري «مد ظله العالي» مي باشد. معظم له در حالي شعار اصلاح الگوي مصرف را مطرح فرمودند كه ايشان در زندگي شخصي از ابتداي انقلاب اسلامي و حضور در مسئوليت هاي خطير، مانند اقشار ضعيف جامعه عمل كردند. مرحوم حاج سيد احمد خميني(ره) در زمان حياتشان مطرح نمودند: روزي به منزل ايشان (مقام معظم رهبري) رفتم، يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم. اين مورد و موارد فراوان ديگر از اين دست كه پيرامون زندگي زاهدانه رهبر عزيزمان كه بر گرفته از زندگي اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است از اطرافيان معظم له و مسئولين امر به كرات نقل شده است و خداوند متعال را بايد بر اين نعمت بزرگ شكرگزاري نمود، همان گونه كه امام راحل عظيم الشان (نقل به مضمون) فرمودند: آقاي خامنه اي از نعمت هايي هست كه خداوند متعال به ما داده است.
    اما آنچه قابل اغماض نيست زندگي دور از انصاف برخي زهد فروشان و مدعيان دين و سياست در جامعه اسلامي ماست كه هر چند اندك اما، موجبات سلب اعتماد عمومي و كم رنگ شدن آرمان هاي امام راحل و شرمندگي درپيشگاه شهيدان والامقام چيز ديگري را در بر ندارد.
    اين نكته از چنان اهميتي برخوردار است كه رهبر فرزانه انقلاب در جمع با شكوه تسنن وتشيع كردستان كه نماد وحدت امت اسلام بود، فرمودند: يكي از اساسي ترين كارها براي اينكه ما جلوي اسراف را بگيريم اين است كه مسئولين كشور، خودشان، كسانشان، نزديكانشان و وابستگانشان، اهل اسراف و اهل اشرافيگري نباشند. چطور مي توانيم اگر خودمان اهل اسراف باشيم، به مردم بگوييم اسراف نكنيد؟
    و چه زيبا خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد: يا ايهاالذين آمنو لم تقولون ما لاتفعلون- كبر مقتا عندالله ان تقولو ما لاتفعلون، اي كساني كه ايمان آورده ايد چرا مي گوييد چيزي را كه انجام نمي دهيد - بزرگ است از حيث خشم در نزد خداوند اينكه بگوييد چيزي را كه انجام نمي دهيد.(2)
    نكته سوم در بحث اصلاح الگوي مصرف، دستورالعمل قلمداد شدن آن از سوي رهبر بزرگوار انقلاب مي باشد. معظم له در اين خصوص فرمودند: اصلاح الگوي مصرف براي همه ما دستورالعمل باشد، نامگذاري سال جديد را نه فقط به عنوان يك شعار، بلكه به عنوان يك دستورالعمل كه از ناحيه والاترين مقام سياسي و مذهبي كشور صادر شده است بايد با تعمق نگريست.
    بر اساس اصل پنجم قانون اساسي در زمان غيبت حضرت ولي عصر(ارواحنافدا) در جمهوري اسلامي، ولايت امر و امانت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است كه طبق اصل يكصد و هفتم عهده دار آن مي گردد.
    دستورالعملي كه رهبر معظم انقلاب صادر فرمودند، در حقيقت زنده كردن و پويا نمودن اصل چهل و سوم (بند ششم) قانون اساسي است كه اذعان مي دارد: منع اسراف و تبذير در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمايه گذاري، توليد، توزيع و خدمات در جمهوري اسلامي بايد سرلوحه كار قرار بگيرد.
    ان شاء الله همه با هم دست در دست يكديگر با جامه عمل پوشاندن به منويات و اجرايي نمودن دستورالعمل خلف صالح حضرت روح الله بتوانيم پيشرفت توام با عدالت را كه ثمره اصلاح الگوي مصرف است براي نسل آينده انقلاب به ارمغان آوريم.
    پي نوشتها:
    -1 غررالحكم، حديث 1333
    -2 سوره صف آيه 2 و 3
    
    
سيد محسن هاشمي شيخ شباني
 


ادامه مطلب


نظرات (1) نويسنده : - ساعت 1:37 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اصلاح الگوي مصرف را فراموش نکنيم



استفاده صحيح از منابع
    امسال که توسط مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری گردید فرصت مغتنمی است تا با پرداختن همه جانبه به موضوع اصلاح الگوی مصرف در جامعه و آثار و تبعات آن در زندگی مورد بررسی قرار گیرد. ضروری است تا این موضوع مهم در سه لایه اصلی مسئولین، نهادهای دینی و فرهنگی و مردم در رسیدن به این هدف به صورت اساسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا جایگاه هر یک از آنان تبیین و حرکت به سوی عملی سازی این شعار به صورت جدی و دقیق صورت پذیرد.
    نهادهای دولتی و مسئولین
    نظام مقدس جمهوری اسلامی بر پایه دین و احکام اسلامی بنا شده است در حکومت اسلامی می بایست حرکت و سمت و سوی جامعه اسلامی و قوانین حاکم بر زندگی فرد و جامعه در راستای اجرای فرامین الهی باشد در این جهت مسئولین کشور می بایست جامعه را به سوی یک جامعه اسلامی که در آن احکام دین جاری و ساری است هدایت نمایند اگر غیر از این مسیر دیگری درپیش گیرد در امانتی که بدان ها سپرده شده خیانت نموده اند. از جمله وظایف یک مسئول اعمال مدیریت صحیح بر منابع کشور براساس قوانین الهی و مصالح جامعه می باشد که به طور دقیق در حوزه تحت مسئولیت خویش جاری نماید یکی از این دستورات که در قرآن کریم با روشنی تفسیری بیان شده مقوله استفاده صحیح از منابع خدادادی است که قرآن کریم امر بدان نموده است اگرچه این یک دستور فراگیر و شامل همه مردم می شود و لیکن حاکمان جامعه که منابع عظیم جامعه اسلامی در دست آنان است و از قدرت و امکانات بیشتری برخوردارند در صف اول این امر الهی قرار دارند که وظیفه سنگین مدیریت این منابع و هدایت آن به سوی مصرف صحیح بر دوش آنان قرار گرفته و از سوی دیگر به جهت قدرت و امکاناتی که قانون در اختیار آنان قرارداده بیش از دیگران در معرض تهدید و اسراف خواهند بود لذا می بایست ضمن مراقبت خود، بستگان و نزدیکان در راه اصلاح و هدایت جامعه در مسیر بهره گیری صحیح از منابع کوشش نمایند اگر در جامعه اسلامی مسئولین نظام با رفتار و عمل خود مقید به رعایت احکام الهی باشند مردم نیز بدان سو هدایت خواهند شد پس در درجه اول حاکمان جامعه باید مقید و مروج و عامل به دستورات الهی باشند تا جامعه در مسیر درست و صواب حرکت کند. امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده فرصت خوبی است تا مسئولین یک بار دیگر با دقت و ظرافت به حوزه مسئولیت خویش نگاه دقیق بیندازند و ببینند در حیطه مدیریتی خود عمل به احکام الهی و دستورات خداوند متعال خود و زیر مجموعه شان را مورد ارزیابی قرار دهند. مسئولین دستگاه ها می بایست بیش از گذشته به موضوع دقت نظر داشته باشند که منابعی که در اختیار آنان قرار گرفته بایست در راه پیشرفت جامعه به کار گیرد و این امانت با حساسیت به صورت صحیح در راه جامعه مدیریت شود. در فرهنگ اسلامی نه تنها با اسراف در اموال شخصی به شدت مخالفت شده، بلکه ضرر زدن به بیت المال از طریق اسراف و سوءمدیریت نیز نکوهش شده است. علی علیه السلام در دستوری که به کارگزاران حکومت اسلامی صادر کردند آنها را اسراف در کوچکترین اموال عمومی جامعه اسلامی منع فرمودند. و تکلیف همه را مشخص نموده اند آن حضرت در بخشی از نامه خود چنین نوشتند: «قلم های خود را تیز بتراشید و سطرهای نوشته را نزدیک به هم قرار بدهید و در نامه هایی که می نویسید هیچ چیزی اضافه بر مقصود اصلی ننویسید و بکوشید از این طریق از وقوع کوچکترین نوع اسراف جلوگیری کنید؛ چون به اموال عمومی جامعه اسلامی نباید کم ترین زیانی وارد شود.» پس باید دقت بیشتر در حفظ بیت المال داشته باشند چرا که اگر کوچکترین اسرافی از منابع صورت گیرد در امانتی که به آنان سپرده شده خیانت نموده و بی تردید مورد غضب الهی و بازخواست قرار خواهند گرفت. در این راستا مسئولین دو وظیفه بر دوش دارند یکی در قبال خود و خانواده و دیگری در قبال جامعه که می بایست مد نظر قرار دهند.
    1- آشنایی هر چه بیشتر خود، خانواده و زیر مجموعه تحت مدیریتی خود با احکام اسلامی بخصوص در مباحث اسراف
    2- توجه به آموزش نیروها در زمینه آگاهی از احکام دینی و آموزش های بهره برداری درست از منابع
    3- مواظبت و مراقبت از خود و زندگی فردی و خانوادگی و دوری از هرگونه استفاده شخصی از امکانات دولتی
    4- دقت و توجه به رفتار عملی در حوزه مسئولیتی: اگر نیرویی در محیط کار در رفتار مدیر خود مشاهده کند که او با دقت و ظرافت و حساسیت به دستورات دینی خود عمل می کند و از کوچکترین تجمل و اسراف دوری می جوید تاثیر بسیار زیادی بر نیروهای زیر مجموعه خود خواهد داشت.
    5- از بین بردن تشریفات درحوزه تحت مدیریتی اعم از تشریفات بوروکراسی اداری و برنامه های درون سازمانی مثل همایش های کم بازده و بعضا غیرضروری.
    6- تصویب قوانین مناسب و مورد نیاز در جهت هدایت دستگاه ها و جامعه به سوی اصلاح ساختارهای مصرف در حوزه تولید توزیع و مصرف.
    7- نظارت دقیق بر زیر مجموعه خود و اصلاح ساختارهای مورد نیاز دستگاه ها
    8- تشکیل کار گروه های تخصصی در حوزه دین و مراکز دانشگاهی در جهت تدوین یک برنامه مدون بلندمدت اجرایی.
    نهادهای دینی و فرهنگی
    یکی دیگر ازکسانی که در اصلاح ساختار نقش بسیار پراهمیتی دارد نهادهای دینی بخصوص علما، و روحانیت است آنان با توجه به مقبولیت در میان مردم مسلمان و جایگاه و کارشناسی احکام نورانی اسلام می توانند با عمل و رفتار و همچنین تبیین درست مبانی دینی در مورد آثار و تبعات اخروی و دنیوی اسراف آحاد جامعه را نسبت به موضوع پراهمیت اسراف آگاهی بخشند و با برنامه ریزی در مساجد و منابر در میان جامعه در این راستا کمک و یاری نمایند بدون تردید آگاهی بخشی بیش از پیش مردم توسط نهادهای دینی بخصوص روحانیت، جامعه را در مسیر استفاده درست و صحیح مصرف از منابع شخصی و بیت المال و اصلاح الگوی مصرف تاثیر بسزایی خواهد داشت. هر چه مردم شناخت بیشتری از احکام و زندگی امامان معصوم پیدا نمایند تلاش خواهند کرد تا خود را هر چه بیشتر رفتار و کردار معصومین منطبق سازند لذا مسئولیت تبیین احکام دین در درجه اول متوجه روحانیت و مراکز علمیه خواهد بود که می توان با یک برنامه هدفمند و کارشناسانه در نهادینه کردن فرهنگ مصرف صحیح گام موثری برداشت که امیدواریم شاهد یک حرکت منسجم و فراگیر از سوی مراکز علمیه باشیم.
    صدا و سیما و رسانه ها:
    در زمینه نهادهای فرهنگی رسانه ها بویژه صدا و سیما به عنوان بزرگترین نهاد و به تعبیر امام راحل بزرگترین دانشگاه نقش منحصر به فرد را در بین رسانه ها دارد که این سازمان می تواند در جهت فرهنگ سازی مبتنی بر آموزه های دینی در راستای آموزش جامعه در جهت استفاده صحیح و درست از منابع و چگونگی بهره برداری از آن نقش ایفا نماید. ضمن تقدیر و تشکر از برنامه های خوب صدا و سیما و تلاش شبانه روزی این رسانه و کارکنان زحمت کش آنان موارد ذیل را به منظور اجرائی شدن شعار امسال اصلاح الگوی مصرف در حوزه رسانه اشاره می گردد. بدون تردید اگر اشاره ای به نقاط ضعف این رسانه می شود خدای ناکرده نافی زحمات موثر رسانه نخواهد بود.
    در گام نخست صدا و سیما می بایست با تجدید نظر در برنامه ها خود و همچنین نوع دیدگاه در برنامه های زمینه های اسراف را در این رسانه به حداقل برساند متاسفانه ما در سالهای اخیر بخصوص بعد از دفاع مقدس رسانه ملی در برنامه های این سازمان یک نوع غرب گرائی با کپی برداری از شیوه های غربی شاهد بودیم وحتی در نوع پوشش و قیافه مجریان و دکور و صحنه سازی به نحوی شاهد حضور و بروز نمادهای غربی بودیم که این اقدام و روش سیما نقش بسزایی در سست نمودن پایه های فرهنگ ایرانی گردید و با بهره گیری از روشهای تبلیغاتی غرب یک رقابت کاذب را در میان خانواده های ایرانی بوجود آورد و با تبلیغات گسترد ه و افراطی اجناس لوکس وغیرضروری، فرهنگ ایرانی را دچار آسیب های فراوانی نمود و ارزش قناعت و ساده زیستی را با فرهنگ تجمل گرائی جابجا نمود این رسانه باید با تجدید نظر با رویکرد جدید در سیاستگذاری بر پایه اسلام و فرهنگ ایرانی جامعه را به سمت و سوی فرهنگ خودمان هدایت نماید در این راستا می تواند با تولید برنامه های کارآمد و تاثیر گذار مبتنی بر فرهنگ اسلام و ایران به این وظیفه مهم همت گمارد.
    آموزش جامعه:
    از اقداماتی که رسانه بخصوص سیما می تواند نقش مهمی را در اصلاح الگوی مصرف داشته باشدبحث آموزش استفاده از منابع و روش های بکار گیری صحیح از آنان با بهره گیری از کارشناسان در حوزه دین در جهت تبیین احکام و دستورات دین مبین اسلام و استفاده از اساتید اقتصاد، فرهنگ مصرف درست منابع را به اقشار مختلف مردم با ابزار هنر و تاثیرگذار فراهم آورد.
    تهیه برنامه های جذاب اعم از فیلم، داستان، نمایش و مستندها با هدف اصلاح الگوی مصرف در جامه مبتنی بر فرهنگ اسلامی، ایرانی
    ¤ بیان آثار و تبعات روحی و روانی اسراف بر زندگی فردی و اجتماعی و نتایج مخرب بر منابع در قالب تهیه فیلم. داستان و...
    ¤ بیان آثارو تبعات مصرف غیراصولی ازمنابع در جهت وابستگی کشور به بیگانگان
    ¤ بیان ارزشهای واقعی انسانی در فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی و مسخ فرهنگ تجمل گرائی و اسراف زدگی به عنوان ضدارزش در فیلمها و سریالها و...
    ¤ به تصویر کشیدن وبیان اهداف کشورهای سلطه گر از کشاندن و تشویق جوامع بخصوص جهان اسلام به مصرف زدگی و تجمل گرائی با هدف سلطه بر کشورها و غارت منابع آنان براساس واقعیت ها و قرائن و شواهد موجود تاریخی.
    ¤ بیان و تبیین معیارها و ملاکهای اسراف و مسرفین در برنامه های صدا و سیما از نگاه قرآن، اهل بیت و عقل
    ¤ بیان آثار و فوائد و برکات صرفه جوئی درآرامش روحی و روانی درزندگی فردی و اجتماعی در غالب آثار هنری
    آحاد مردم:
    مردم هر جامعه دارای فرهنگ و باورهای خاص خود می باشند و هر ملتی با استفاده از جامعه شناسی مبتنی بر باورهای خود پایه های زندگی خود را بنیان می نهند در جامعه اسلامی نیز مردم با اعتقاد به ارزشهای دینی اسلام زندگی خود را در چارچوب آن پایه ریزی نموده اند که دستورات دینی و الهی را در زندگی خود جاری و ساری نمایند. یکی از این دستورات الهی که در قرآن کریم روی آن تاکید شده درست استفاده کردن از منابع و نعمت های خدادادی و مزموم شمردن اسراف می باشد که بر ما واجب شمرده شده است تا احکام و دستورات دینی فرمایشات قرآن با الگوگیری از روش زندگی بزرگان دین و امامان معصوم (علیهم السلام) را سرلوحه خود قرار دهیم. در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام به شدت با اسراف مخالفت شده و از اسراف کاران تحت عنوان برادران شیاطین یاد شده است. در خصوص اسراف تعابیر مختلفی در قرآن و روایات ائمه بیان شده. امام علی (ع) در تعریف اسراف و اسراف کاران این چنین توصیف می فرمایند: «انسان اسراف کار سه نشانه دارد: آنچه از آن او نیست می خورد و آنچه سزاوار او نیست و با شان و موقعیت او هماهنگی ندارد می خرد و لباسی که در حد او نیست، می پوشد» بدون شک هر انسانی دوست دارد از هر جهت در آسایش باشند و از زندگی مناسب برخوردار شوند. واضح است برخورداری از زندگی خوب شرایط ومقدماتی دارد که از طریق رعایت آنها می توان به این هدف مهم دسترسی پیدا کرد. علی علیه السلام میانه روی را از بسترهای مهم دستیابی به زندگی مناسب معرفی می کنند و می فرمایند: «در زندگی میانه روی پیش بگیرید؛ چرا که این کار بهترین کمک برای خوب زندگی کردن است. باید فرهنگ تجمل گرائی و اسراف از زندگی یک مسلمان و شیعه امام علی(ع) جای نداشته باشد و بدانیم که در جامعه ای که اسراف و زیاده روی حاکم باشد آن جامعه با ناهنجاریهای اجتماعی روبرو خواهد شد و این ناهنجاری ها جامعه را با چالشها و مشکلات روبرو خواهد ساخت که هیچ کس از آسیبهای آن در امان نخواهد بود حس زیاده خواهی انسان اگر مهار و کنترل نشود آرامش و آسایش را از همه خواهد ربود متاسفانه اگر به بررسی اتفاقات جامعه و قتلها و فجایعی که در جامعه رخ می دهد با دقت مورد بررسی قرار دهیم بدون شک خواهیم دید که سرچشمه ی وقایع زیاده خواهی انسان خواهد بود وقتی در اقشار مختلف جامعه رقابت در زندگانی آنچنان یک ارزش قلمداد شود چشم و هم چشمی ها رواج یابد آن جامعه در رقابت ناسالم زمینه مناسب را برای گسترش ناهنجاریها فراهم خواهد کرد و دیگر آن جامعه روی سعادت را نخواهد دید و لذا همه مردم درقبال یکدیگر و جامعه مسئول هستند تا با کمک و یاری همدیگر ستونهای جامعه را بر پایه های مستحکم که همان رعایت میان روی است استوار سازند و از اسراف و تبذیر درزندگی فردی و اجتماعی دوری جویند تا شاهد یک جامعه ای اسلامی براساس ارزشهای اسلامی ایرانی همراه با خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت باشیم.
    سیدمهدی هاشمی سینقانی


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:36 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  الگوي مصرف در وقت، آب و برق


نويسنده: دكتر محمدحسين دادرس



    اين كه الگوي مصرف مردم ايران در بخش هاي مختلف، الگويي غيربهينه و سرشار از ناكارآمدي است، تقريبا مورد وفاق همه ما قرار دارد و كسي در اين مساله ترديد به خود راه نمي دهد؛ اما اين كه چنين الگوي غيربهينه را چگونه مي توان اصلاح كرد و اصولاالگوي مطلوب چيست، محل اختلاف نظر فراوان است. در اين ميان، آنچه از رسانه ها و مطبوعات برمي آيد ارائه الگوها و راهكارهاي صحيح و اصولي مصرف در بخش هاي مختلف است كه مي تواند در برخي حوزه ها راهگشا باشد. مقاله حاضر نيز در همين راستا به ارائه برخي راهكارها در زمينه اصلاح الگوي مصرف مي پردازد.
    صرفه جويي در لغت به معني اندازه نگه داشتن در خرج يا منابع است كه در مقابل آن اسراف به معني از حد ميانه خارج شدن و تبذير به معني بيهوده خرج كردن است.
    
    در حقيقت صرفه جويي مسير قرار داشتن در حد تعادل و نياز و استفاده بجا را از منابع دنبال مي كند، اگرچه ممكن است استنباط عدم استفاده از منابع در ذهن متبادر شود.
    
    نيازهاي نامحدود جامعه بشري و توجه به منابع محدود موجود، مديران را مكلف به ارائه تدبير و برنامه اي براي استفاده بهينه از منابع مي كند. روي آوردن مديران جوامع امروزي به علم ژنتيك و حضور در عرصه نانوتكنولوژي، شايد پاسخي به نيازهاي فراوان جوامع است كه در قالب زمان و مكان و منابع جغرافيايي آن مجموعه دست يافتني نيست. بهره گيري از خواص مناسب تر و تجميع آن در يك محصول به منظور بالابردن كيفيت، حجم بيشتر، رشد سريع تر و آفت پذيري كمتر در علم ژنتيك بخشي از اقدامي است در حفظ و استفاده مناسب تر منابع كه نظر بسياري از مديران امروزي را به خود جلب كرده است. اگر وظيفه گردانندگان امور، دسترسي به كيفيت و كميت بيشتر براي پاسخگويي به نياز است، وظيفه مصرف كنندگان نيز سعي در مصرف بجا و اجتناب از هدر دادن منابع است. اين رابطه دوطرفه، نياز به مكانيسمي (ساز و كاري) دارد كه به طور ساختاري جامعه را در مسير تعادل هدايت كند. براي نيل به اين اهداف بايد مشكلات و موانع موجود آسيب شناسي شود تا بتوان راه حل هاي مناسبي براي رفع آنها ارائه كرد.
    
    امروزه در كشور ما نبود اين ارتباط و چرخه مناسب، منابع فراواني را با سرعت به هدر مي دهد. يكي از دلايل رشد كشورهاي جهان پيشرفته، برنامه ريزي صحيح براي حفظ منابع و برقراري ارتباط مناسب ميان منابع موجود و شيوه مصرف است كه در فرهنگ جامعه شان نهادينه شده و ما در ايران اسلامي بايد اين مهم را بدقت مورد ملاحظه قرار دهيم.
    
    توجه به برنامه هاي اساسي و بلندمدت در جامعه امروز ايران چقدر لازم به عنوان اولويت چگونه خودنمايي مي كند؟ آيا وجود ذخاير ارزي فراوان امروز كشور از يك طرف و خيل عظيم نيروي مستعد بيكار و وجود نرخ بيكاري بالادر جامعه از طرف ديگر، همچنين هدر رفتن منابع فراوان آبي رودخانه اي در جنوب و غرب كشور، منابع آبي سطح الارضي در فصول ابتدايي سال و زمستان و عدم تلاش در حفظ آن، مواجه بودن كشور با كمبود آب در بخش مصرف انساني و كشاورزي كمترين بهره از خطوط راه آهن شهري در شهرهاي بزرگ و اتلاف ميلياردها ساعت وقت ارزشمند شهروندان در طول روز و ... چگونه قابل تجمع است و مديران امروز جامعه چه پاسخي براي آن دارند؟
    
    موضوعات ذيل بخشي از موضوعات اساسي از بين نيازهاي جامعه ايران است كه مي تواند مديران جامعه را در جهت تدبير آن كمك كند.
    
   تدبير وقت جامعه
    
    ساعت ها عمرها را به غارت مي برند و آنها را فاني مي گردانند. در عين حال كه زيباترين واژه ها و اصطلاحات را در فرهنگ غني خود داريم و وقت را طلامي ناميم، ولي بيشترين اتلاف زمان را در زندگي روزانه مردم كشورمان شاهد هستيم.
    
    مديريت، اين امر مهم با برنامه ريزي و آموزش دولت ميسر است. بايد شيوه هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه هاي غلط شود و بخش مهم تر كه مورد فوق را در درازمدت تامين خواهد كرد، ايجاد زمينه هاي لازم توسط دولت براي قرار دادن مصرف وقت مردم در جهت صحيح و استفاده بهينه است.
    
     مصرف روزانه چندين ساعت از بهترين زمان هاي مردم در شهرهاي بزرگ مثل تهران و شهرهاي بزرگ ديگر كشور، در حقيقت سرمايه عظيم كشور را به هدر مي دهد. اين آفت با سرعت سرسام آوري در حال پيشرفت بوده با حضور خودروهاي بيشتر در خيابان ها و افزايش جمعيت به دليل مهاجرت ها به سوي شهرهاي بزرگ رو به گسترش است. گسترش خطوط قطارهاي زيرزميني با سرعت افزون مي تواند قدرت ظهور وسايل نقليه عمومي شهري و اطمينان عمومي جامعه بر تكيه بر وسايل خدمات شهري براي جابه جايي را افزايش دهد.
    
     وجود فيلم ها و كتابخانه هايي با تنوع موضوع براي آموزش و ارتقاي فرهنگ عمومي در وسايل نقليه عمومي و محل هاي انتظار آن، وقت اتلافي را به وقت مفيد تبديل مي كند كه نياز است در برنامه شهري مورد عنايت قرار گيرد.
    
     وقت مردم در ترمينال هاي عمومي، ايستگاه هاي قطار و هواپيما با وسايل جذاب ورزشي، كلاس هاي الكترونيكي كوتاه مدت و مفيد، فيلم و كتابخانه ها مي تواند مفيد مصرف شود.
    
     در روستاها پس از فصول كاشت و برداشت بقيه اوقات در صرف زمان غيرمفيد است كه هدايت منطقي آن به سوي كتابخانه هاي سيار (با ماشين) و پخش فيلم هاي آموزشي و آموزش مهارت هاي زندگي در محيطي متناسب با محل زندگي با برنامه ريزي صحيح، علاوه بر مديريت مناسب زمان، سطح دانش و تخصص حرفه اي روستاها را نيز بالامي برد و منجر به افزايش بازدهي اقتصادي خواهد شد.
    
     گذران زمان بدون برنامه در قشري از مردم يا در بخش قابل توجه از مردم در زمان تعطيلات تابستان موجود است كه نياز است با جاذبه هاي متنوع اين اوقات به نحو شايسته اي مديريت شود.
    
     گسترش كلاس هاي آموزش فني و حرفه اي براي ايجاد اشتغال و كاهش بيكاران و زمان بيكاري جامعه جهت تربيت متخصص و ايجاد توان ورود به عرصه هاي نياز.
    
    آب: بسياري از صاحبنظران بحران هاي اجتماعي آتي را مرتبط با آب مي دانند. كشور ما همواره در گذشته بخصوص در سال هاي جاري با افزايش جمعيت از كمبود آب رنج برده است. آمار گوياي اين مطلب است كه در كشور، استفاده ناصحيح آب در زندگي شهري و در بخش كشاورزي همچنين عدم بازيافت آن باعث به وجود آمدن بخشي از نارسايي ها بوده و تدبير 3 مورد ياد شده، مقدار قابل ملاحظه اي كشور را از كم آبي نجات خواهد داد.
    
     مصرف سرانه آب (ليتر در روز) در شيراز 155 ليتر، در قم 166 ليتر، در خوزستان 234 ليتر بوده در حالي كه در ظهرون عربستان 87 ليتر، در مكزيك 100 ليتر و در مالزي 90 ليتر است.
    
     در بخش آب كشاورزي مصرف جهاني صيفي جات 7000 تا 10500، چغندر قند 5500 تا 7500 و ذرت 5000 تا 8000 متر مكعب در هكتار است حال آن كه در كشور ما صيفي جات 17900، چغندر قند 10000 تا 14000 و ذرت 10000 تا 12000 متر مكعب در هكتار است.
    
  در بخش نظارت دولت
    
    الف - جمع آوري و هدايت و حفظ آب هاي سطح الارضي
    
    ب - كشور ما علاوه بر كم آبي به صورت دوره اي نيز از كم آبي مضاعف و در بعضي از مناطق بي آبي رنج مي برد، ولي منابع آبي از دامنه زاگرس، البرز و ... در ماه هايي از سال جاري است، همچنين چشمه سارها يا آب روهاي فصلي در اقصا نقاط ايران پهناور موجود است كه آب كلابه هدر مي رود كه بايد در برنامه ريزي صحيح جمع آوري و حفظ شود.
    
    ج - انتقال آب از سرچشمه يا محل استحصال تا محل مصرف عمدتا در روستاها به جوي هاي معمولي كه بشدت قابليت جذب زمين شدن و تبخير دارد صورت مي گيرد كه با بسترسازي و انتقال صحيح و جلوگيري از پرت بين راهي در روستاها با آموزش و تصديگري دولت مي توان موجودي آب را گاهي چند برابر كرد. اين انتقال ممكن است از فاصله زيادي صورت گيرد.
    
    بايد شيوه هاي صحيح استفاده از زمان در فرهنگ جامعه و زندگي مردم جايگزين شيوه هاي غلط شودد - مصرف آب كشاورزي با روش سنتي براي ايران اسلامي امري ناپسند و نامطلوب است. اين امر مهم بايد با سرعت با آبياري تحت فشار جايگزين شود. اين اقدام شايسته است بصورت اجباري و تشويق امكانات در برنامه آبياري مزارع و باغ هاي موجود در روستاها گذاشته شود. امروز مصرف بي رويه آب هاي زيرزميني عمق چاه هاي عميق را بشدت افزايش داده كه اين سرمايه هميشگي و ملي را در خطر نابودي كامل قرار داده است.
    
    ه - رودخانه هاي عظيمي از كشور به درياهاي حواشي كشور سرازير مي شود، همچنين آب هاي جاري رودخانه هاي كشور در مناطق مرزي به كشورهاي همسايه سرازير مي شود روند منطقي سدسازي در كشور قدمي شايسته بوده و در سال هاي گذشته نزديك صورت گرفته و نياز است تا حد امكان طراحي ممانعت از ورود آب به دريا و بهره گيري در مسير و انتقال به ديگر مناطق از سرچشمه در دستور كار قرار گيرد. براي مثال رودخانه اروند رود سالانه ميلياردها تن خاك و آب ايران را به حوزه آبي خليج فارس وارد مي سازد.
    
 در بخش تغيير در فرهنگ عمومي
    
    با عنايت به تعاليم عاليه شرع مقدس دين مبين اسلام، متاسفانه به علت ارزان بودن، استفاده بي رويه آب در زندگي روزانه به صورت عادت درآمده است.
    
    الف - با توجه به دستورات شرع مقدس كه اسراف را نهي كرده، لازم است با تلاش وعاظ و علماي ديني، شيوه عملي وضو و غسل بامصرف در حد اعتدال آب در كشور آموزش داده شود.
    
    ب - عمده مردم در حمام گرفتن بيش از دو سوم آب مصرفي را هدر مي دهند. لازم است در سيستم شهرداري ها پايان كار به ساختمان هايي داده شود كه دوش حمام آن مجهز به چشم الكترونيكي با مدل هاي طراحي مناسب باشد و گرم كننده هاي حمام ها به گونه اي باشد كه مردم در فصل سرد با آب گرم حمام را گرم نكنند.
    
    ج - لازم است آب هاي مصرفي شستشوي ماشين، لوازم خانه، فرش، باغچه و حياط و... در سطح مجتمع هاي شهري بزرگ با بهره برداري از برگردان آب همان مجتمع و فيلتر كردن آب الزاما طراحي و اجرا شود.
    
    د - بهره گيري از پساب و فاضلاب تمام شهرها براي عرصه كشاورزي آن شهر مي تواند رونق بي مانندي در عرصه كشاورزي ايجاد و اين سرمايه عظيم را مديريت كند. اين مهم بايد توسط شهرداري ها با اولويت صورت گيرد.
    
    موارد فوق با وجود نيروي جوياي كار و ذخيره اقتصادي و ايجاد بهره اقتصادي به عنوان موضوعي ارزشمند مي تواند مورد توجه دولت قرار گيرد.
 
 مصارف انرژي
    
    سوخت مصرف سالانه انرژي در ايران معادل 155 ميليون تن (420 ميليون ليتر) در روز است. مطالعات شركت بريتيش پتروليوم مصرف انرژي در ايران را بسيار بيشتر از كشورهايي مي داند كه از نظر توسعه يافتگي در سطح بالاتري نسبت به ايران قرار دارد. اين گزارش، مصرف ايران را در مرتبه سيزدهمين كشور جهان مي شمارد. صاحب نظران مصرف بالاي سوخت خودرو را به علت عدم بهره گيري از خدمات عمومي و ارزاني سوخت را از علل اين موضوع مي دانند. ميزان سرانه سوخت خودروهاي آلماني 2 الي2/5 ليتر است و در ايران 10 الي 11 ليتر است، در حالي كه بيش از نيمي از بنزين كشور وارداتي است.
    
    مصرف بي روبه به علت ارزاني و عادت به مصرف غير صحيح، باعث اتلاف انرژي كشور و طي رويه اي غيرديني در فرهنگ عمومي شده، به گونه اي كه ممكن است منازل مردم كه با صرف سوخت بيش از حد گرم شود، براي تعادل حرارت منزل پنجره ها نيز باز شده و سرمايه ملي به هدر برود. در اين جهت بايد دولت كنترل لازم را معمول دارد و اتلاف گرمايي در ساختمان ها با نظارت هاي فني به حداقل برسد و فرم ها و استانداردهاي وسايل گرمايي و سرمايي و نوع پنجره ها، در ها، منافذ بايد با نظارت فني تابع استاندارد قرار گيرد.
    
    - برق مصرفي توسط آموزش رسانه اي نياز است تحت كنترل هاي غيرانساني هوشمند قرار گيرد و با زمان محدود كنترل گردد.
    
    - مصرف برق مصرفي خيابان ها با كنترل هاي فتوسل هوشمند بايد به صورت مضاعف تحت كنترل واقع شود. عمدتا در مناطق وسيعي از يك شهر به سبب خرابي حساسه موجود، انرژي با اندازه زياد و به مدت زياد تا زمان تعمير به هدر مي رود.
    
    - تبديل انرژي در كارخانه هاي قديمي و مناطق تجاري بايد تحت كنترل درآيد تا انرژي ارزان بي جهت مصرف نشود. به علت ارزاني گاز، مغازه هاي تجاري در زمستان ضمن روشن كردن گاز، در مغازه را باز نگه مي دارند و از لامپ هاي پرنور بي سبب در روز استفاده مي كنند.
    
    
دكتر محمدحسين دادرس


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:33 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >