اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
  آثار عدم اعتدال


پرسش:
    اگر حرکت و سلوک انسان در مسیر اعتدال نباشد و در حالت های افراطی و تفریطی قرار گیرد چه آثار و عواقب زیانباری را به دنبال خواهد داشت؟
    پاسخ:
    در مباحث گذشته درخصوص ضرورت شناخت مرزهای اعتدال، تحصیل کمالات انسانی در پرتو سلوک رفتاری معتدل و آثار و فواید اعتدال مطالبی ارائه گردید. اینک در ادامه مطالب، بحث آثار عدم اعتدال در زندگی فردی و اجتماعی انسان را دنبال خواهیم کرد:
    خروج از مرز اعتدال و افتادن به وادی افراط و تفریط، نتایج مخرب و زیانباری دارد که در اینجا به مهم ترین آنها اشاره می کنیم:
    1-انحراف
    یکی از آثار حتمی عدم اعتدال، انحراف از جاده مستقیم است.
    علی(ع) می فرماید: من ترک القصدجار. کسی که میانه روی را ترک کند از راه حق منحرف خواهد شد، (نهج البلاغه، نامه31) آن حضرت در جایی دیگر، انحراف به چپ و راست (افراط و تفریط) را منشا گمراهی، و جاده حق را راه مستقیم معرفی نموده است (همان، خطبه16) اگر به انحراف های عقیدتی که امروزه در جوامع مختلف بروز و ظهور کرده نظری بیفکنیم، در می یابیم که عامل اصلی این انحراف ها، افراط یا تفریط بوده است. آنان که درباره امام علی(ع) راه اعتدال را نپیموده و به افراط کشیده شدند. در صف غلات و علی اللهی ها درآمدند که امامان از آنها بیزاری جسته و ایشان را مورد لعن و نفرین قرار داده اند. آن حضرت در همین زمینه می فرماید: «به زودی دوطایفه درباره من هلاک خواهند شد. یکی، دوستی که در دوستی افراط کند؛ به طوری که محبت بی اندازه، او را به غیر حق بکشاند و دیگری، دشمنی که از حد تجاوز کرده و دشمنی بی اندازه، وی را به غیر حق سوق دهد و بهترین مردم درباره من گروه میانه رو می باشند، پس همراه این گروه باشید. (همان، خطبه27)
    2-حسرت و پشیمانی
    علی(ع) می فرماید: ایاکم والتفریط فتقع الحسره حین لاتنفع الحسره - زنهار، از کوتاهی کردن زیرا کوتاهی کردن حسرت به بار می آورد؛ زمانی که دیگر حسرت سودی ندارد.
    قرآن مجید از این حسرت چنین خبر می دهد: ان تقول نفس یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله (زمر-65) روز قیامت گفته می شود: افسوس بر من از تفریط و کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم.
    همچنین امام علی(ع) می فرماید: تندروی بی جا نوعی از دیوانگی است؛ زیرا صاحبش پشیمان می شود و اگر پشیمان نشود، معلوم می شود که جنون او ریشه دار است. (نهج البلاغه، قصار742)
    3-ملامت
    از عواقب و پیامدهای فقدان تعادل، مورد سرزنش قرار گرفتن است.
    علی(ع) می فرماید: احذرو التفریط فانه یوجب الملامه . از کوتاهی کردن بپرهیزید که مورد سرزنش قرار خواهید گرفت.
    4-قبول نشدن دعا
    عدم استجابت دعا، علت های مختلفی دارد که یکی از آنها، رعایت نکردن میانه روی است. امام صادق(ع) می فرماید: یکی از چهار گروهی را که دعایشان مستجاب نمی شود، فقیری می داند که مالی داشته و آن را تلف کرده است و از خداوند طلب روزی می کند؛ خداوند در جواب چنین شخصی می فرماید: آیا تو را به میانه روی و اعتدال امر نکرده ام؟ (کافی، ج4، ص65)
    5-فقر
    فقر و نیازمندی از جمله آثار خروج از اعتدال است، زیرا کسی که از مرز اعتدال پا فراتر گذارد فاقد تدبیر و دوراندیشی است و از اداره زندگی و امرار معاش عاجز می ماند.
    علی(ع) می فرماید: «الاقتصاد ینمی القلیل و الاسراف یغنی الجزیل، میانه روی، کم را زیاد می کند و اسراف زیاد را از بین می برد (غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص29)
    6-هلاکت
    هلاکت و عذاب اخروی از دیگر آثار خروج از اعتدال است که قرآن مجید می فرماید: «هرکس را که زیاده روی کند و به آیات خدا ایمان نیاورد، مجازات می کنیم و عذاب آخرت سنگین تر و پایبنده تر است.(طه-721)
    7-عذاب الهی
    عاقبت و سرانجام کسانی که از مرز اعتدال خارج شده و به دام اسراف گرفتار شده اند، چیزی جز ورود به جهنم نخواهد بود. قرآن مجید می فرماید: «ان المسرفین هم اصحاب النار. اسراف کنندگان اهل جهنم هستند.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:32 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  نسبت به اسراف بي تفاوت نباشيم
قرآن مجيد و اصلاح الگوي مصرف


طرح بسیار مهم و ضروری که درسال 1388 بر زبان مبارک رهبر عزیز انقلاب جاری گردید سوژه ای شد برای خیلی از موارد که با گفتار و کردار پیگیری شود تا شاهد نتایج درخشان مادی و معنوی آن باشیم. مثلی معروف داریم که ذره ذره خیلی شود و قطره قطره سیلی. راستی اگر دقت کنیم حقیقت را درک خواهیم کرد. خداوند متعال نعمت های فراوان و بیشماری در اختیار انسان قرار داده است و دستور کیفیت استفاده از آن نعمتها را صریحا در قرآن کریم برای همه بیان فرموده است. مثلاً درمورد خوراکیها آیه ای بسیار صریح داریم که کلو او اشربو او لاتسرفوا. بخورید و بیاشامید ولی اسراف و زیاده روی ننمائید (سوره اعراف آیه 31). شاعر نیز میگوید نه چندان بخور کز دهانت برآید نه چندان کز ضعف جانت برآید. باید به مسئله اعتدال و میانه روی توجه کرد که آیات بسیار صریحی درقرآن داریم حتی درمورد انفاق و بخشش که آنهمه تاکید شده ولی درعین امر به اعتدال گردید در سوره فرقان آیه 67 میفرماید:
    و الذین اذا انفقوالم یسرفواولم یقتروا وکان بین ذلک قواما- بندگان خوب خداوند کسانی هستند که در بخشش زیاده روی وکوتاهی نمی کنند و اعتدال را رعایت مینمایند. در سوره اسری آیه 26 تا 30 صریحاً واکیداً از اسراف نهی میفرماید و اسراف کنندگان را برادران شیطان میداند بهرحال قرآن کریم پیروان خود را به شدت از افراط و تفریط نهی میکند و برحذر میدارد. اگر به این دستور قرآن عمل می شد نتایج درخشان بدست میامد البته باید از مرحله حرف و گفتگو و نوشتن و مصاحبه به مرحله عمل قدم گذاشت امسال از نظر حرف و غیره بسیار اقدام می شود که امیدوارم از خود و خانواده خود و اداره و بازار و شرکتها و مهمان خانه ها و پادگانها شروع شود و از آنهمه ریخت وپاش و اسرافهای کذایی جلوگیری شود و طوری شود که اضافه آوردن غذا و نان ممنوع گردد و جرم حساب شود و یک نوع استانداردی برای مصرف تهیه شود که اضافه نیاید اگر شما سری به بعضی جاها بزنید و کار تن های نان خشک و اضافی غذا را ببینید و دقت کنید متوجه می شوید که چقدر نعمت خداوند به هدر میرود و هیچکس احساس مسئولیت نمیکند و اصلاهیچگونه امر و نهی دراین مورد صورت نمیگیرد چه بسا تعدادی نان سالم و مقدار زیادی برنج و خورشت اضافی موجود است. شما را بخدا بیائید یک فکر اساسی کنید و برای همیشه این معضل را برطرف کنید.
    آن همه آیات و روایات چرا باید بدست فراموشی سپرده شود؟ کی می خواهیم به آیات عمل کنیم؟ چرا بی تفاوت هستیم چرا نهی از اسراف نمی کنیم چرا آن همه مشاهدات را نادیده میگیریم کافی است شما سری به سطلهای زباله میهمانسراها، ادارات و پادگان ها بزنید تا از نزدیک اسرافهای فراوان را مشاهده کنید .مسئولین جواب خدا را چه می دهند مسئولین خدمات آشپزها تقسیم کنندگان غذا و خورندگان غذاهای آماده همه و همه مسئول این اسرافها هستند و باید به درگاه خداوند پاسخ گو باشند. آن همه آرد و برنج و حبوبات و گوشت را چه کسی در اختیار آشپزخانه ها قرار می دهد؟ چرا نسنجیده عمل می کنند. برای نمونه در یک پادگان که 600 نفر غذا می خوردند برای هر نفر دو عدد نان در هر وعده یعنی صبح و ظهر و شب در نظرگرفته بودند که پیش از نصف آن به هدر می رفت و مصرف نمی شد شما حساب کنید روزانه 600عدد نان به هدر برود چه ضرری وارد می شود. چه می شود اگر سهمیه را کسر کنند و بر مزایا و امتیازات دیگر بیفزایند و چیزهایی که ضرورت دارد و جذب می شود تهیه نمایند و بهرحال صرفه جویی کنند تا به مشکل اقتصادی گرفتار نشویم چرا ما باید مصرف کننده کشورهای خارج باشیم درحالیکه با رعایت و اصلاح الگوی مصرف میتوانیم به خودکفائی برسیم و از کشورهای بیگانه بی نیاز شویم و هزینه ای که به آنان می پردازیم در راه عمران و آبادی و درراه فرهنگ سازی و گسترش اسلام و قرآن به کار ببریم. فرمانداری ها و بخشداری ها در دادن سهمیه به پادگانها و ادارات و شرکتها و قهوه خانه ها تجدید نظر و دقت بیشتری کنند. گاهی روابط روسا با یک دیگر سبب می شود که تا دو برابر سهمیه واقعی به جاهای مذکور اختصاص دهند و از جیب خلیفه بخشش نمایند و با بیت المال بازی کنند و خواسته و ناخواسته حیف ومیل های فراوان صورت گیرد که باید درپیش گاه عدل الهی پاسخ گو باشند ای کاش این مطالب به سمع مبارک آنان برسد و دست از این گونه کارها بردارند و سبب وابستگی مملکت به کشورهای اجنبی نشوند. تقسیم کنندگان بودجه آرد و برنج و غیره صد درصد مقصرند نویسنده حاضر است این مطلب را در عمل ثابت نماید ولی باید خودشان در اصلاح امور پیش قدم شوند.
    عبدالنبی انصاری - حوزه علمیه قم
   


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:31 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  پديده يي كه پس از انقلاب صنعتي آمد : مصرف گرايي و آسيب هاي آن


مصرف گرايي يكي از پديده هاي اقتصادي است كه پس از انقلاب صنعتي رونق چشمگيري پيدا كرد. از جمله عوارض اين پديده مي توان به تحديد منابع، آلودگي هاي محيط زيست و فاصله اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون «اسراف» اشاره كرد. سوال اساسي اين است كه چرا جامعه ما گرايش به مصرف گرايي دارد؟ چرا مصرف گرايي براي عده يي نوعي افتخار محسوب مي شود؟ آيا ميان مصرف گرايي و توسعه نيافتگي اقتصادي رابطه يي وجود دارد؟ چگونه مي توان گرايش به مصرف گرايي را در سطح جامعه كاهش داد؟ چگونه مي توان مردم را در مسير درست مصرف كردن هدايت كرد؟ چه موانعي معضل مصرف گرايي را تشديد مي كند؟
    
    هنگامي كه زيربناي مناسب توليد و در آمدي وجود نداشته باشد و در عين حال بر مصرف تاكيد شود، آسيب هاي متعددي در جامعه بروز مي كند. در شرايط رونق اقتصادي و بالارفتن قدرت خريد مردم، مصرف گرايي رواج مي يابد ولي عوامل فرهنگي در تعيين حدود آن بسيار موثرند.
    
    از جمله عوامل مهم در كنترل مصرف: تشويق مردم به پس انداز و سرمايه گذاري، ارائه الگوهاي صحيح مصرف و ايجاد زمينه مناسب جهت فعاليت اقتصادي است. در جامعه ايران پس از انقلاب به رغم ماهيت و جهت گيري معنوي انقلاب، به علل مختلف ارزش هاي مادي رواج يافت و ارزش هاي معنوي را تحت الشعاع خود قرار داد. مصرف گرايي به صورت اخص آن در بين كشورهاي صنعتي و كشورهاي در حال توسعه عمدتاً بعد از جنگ رواج پيدا كرد. دولت و صاحبان صنايع ابتدا در كشورهاي صنعتي و بعد در كشورهاي در حال توسعه، انسان را به عنوان يك ماشين مصرف كننده مد نظر قرار دادند تا از اين رهگذر به اهداف اقتصادي كه همانا افزايش مداوم سود است، نائل شوند. بنابراين مصرف گرايي، ضامن چيزي جز نياز هاي كاذبي نيست كه در خدمت صنايع و كشورهاي صنعتي قرار گيرد.
    
    البته انسان نيز خود از لحاظ رواني آمادگي براي راحت طلبي، تجمل پرستي و حتي متمايز كردن خويش از افراد ديگر را با در اختيار گرفتن كالاها و خدمات بيشتر دارد تا به اين وسيله شكاف بين خود و ساير گروه هاي جامعه به وجود آورد و از اين شكاف براي تثبيت وضعيت اجتماعي خود استفاده كند. از آنجا كه مصرف گرايي، برداشت بيش از اندازه هر فرد از منابع نادر و كمياب خانواده است، لاجرم اين موضوع باعث فشارهاي متعددي بر خانواده خواهد شد. مصرف گرايي، سدي در مقابل توسعه است، زيرا مانع از سرمايه گذاري جهت طرح و اجراي زير ساخت هاي توسعه مي شود. هر اندازه كه در درون جامعه تبليغات ناسالم در سطح بالاو سطح فرهنگ عمومي در حد پايين باشد به همان اندازه نيز امكان پذيرش روحيه راحت طلبي و تجمل پرستي بيشتر است. انسان هايي كه كمتر اعتماد به نفس داشته و كمتر در مورد نقش شان در درون جامعه تفكر مي كنند، سهل تر پذيراي روحيه مصرف گرايي در جامعه هستند.
    
    اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم قادر خواهيم بود هم بهره وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حد وفور براي گسترش ظرفيت هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت. همان طور كه بيان شد، مصرف گرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم است.
    
    اين شكاف طبقاتي كه منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيه مصرف گرايي رواج و گسترش سريع تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع كسب در آمد، عامل اساسي براي روحيه مصرف گرايي خواهد بود. به اين صورت در آمدهاي كلان كه از طريق كسب رانت هاي مختلف حاصل شده باشد به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نمي شود، روحيه مصرف گرايي را نيز سريع تر رواج مي دهد.
    
    بنابراين هر گاه دگرگوني هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، كمتر باشد امكان ايجاد اين رانت كمتر بوده و در نتيجه كسب ثروت هاي بي حساب و با دآورده مشكل تر شده و لاجرم از تجملات و لوكس گرايي كاسته خواهد شد. از طرفي تكنولوژي جديد نيازهاي جديد خلق كرده است. نظام سرمايه داري بدون مصرف گرايي قادر به ادامه حيات
    
    نخواهد بود، لذا جست وجوي بازارهاي مصرف در كشورهاي ديگر را در دستور كار قرار داده است. بخشي از وظايف حاكميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي است و با اين وجود هيچ تلاشي براي آموزش اين مساله در كتب درسي يا فيلم ها و سريال هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيه تجمل گرايي و مصرف گرايي توسط طبقه دلال و غيرمولد جامعه را به وجود آورده است. توليد در جامعه و شكل گرفتن طبقات اجتماعي، به اضافه حضور فعال بخش هاي دلال و واسطه گر اقتصادي در جامعه ما شرايطي به وجود آورده است كه حتي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايه گذاري هاي غيرتوليدي با مشكل مواجه كرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين كند و جامعه نيز از تحرك طبقاتي بازماند، قاعدتاً مي توان انتظار داشت الگوي مصرف در جامعه تصحيح و با توليد بالقوه منطبق شود. هرگونه اصلاح در نظام مصرف بايد مبتني بر زيرساخت توليدي جامعه باشد و امكاني را فراهم آورد كه الگوي مصرف با پشتوانه توليد تجهيز شود. مصرف گرايي، ريشه در ساختار اجتماعي دارد و نمي توان صرفاً يكي از نهادهاي اجتماعي نظير خانواده، سياست، اقتصاد يا فرهنگ را مسوول چنين وضعيتي تلقي كرد. بنابراين اگر خانواده در ابداع الگوي مصرف جمع در جامعه باز مي ماند به معني آن است كه نظام توليدي مناسبي وجود ندارد كه خانواده بتواند متناسب با آن به جامعه پذيري نقش هاي مصرفي در بين اعضاي خود بپردازد.
    
    از طرفي اگر پدران و مادران در نسل گذشته نسبت به فراگيري الگوهاي مصرف، توفيقي نداشتند چگونه مي توان انتظار داشت كه بتوانند نسل آينده را از اين فرآيند مطلع كنند و به شكل منطقي موجبات اصلاح الگوهاي مصرف را فراهم آورند. بنابراين نقطه عزيمت در اصلاح رفتارهاي مصرفي، هيچ يك از نهادها به طور مستقل نيستند، بلكه نتيجه همگامي ساختار و كاركرد هاي اجتماعي است كه به شرط تمايل به سمت عقلانيت، خواهند توانست گره از معضل مصرف گرايي باز كنند.
    
    منبع: سايت باشگاه انديشه به نقل از nasirboushehr.com


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:30 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  آب وتشنگي

اين يك يادداشت اقتصادي نيست. بحث آب هم نيست. داستان باور و عقيده است. عقيده به آنچه كه در ماه مبارك رمضان علي القاعده به آن بيشتر توجه مي كنيم. باور به اين كه خداوند ناظر بر اعمال ما است و اسراف كاران را دوست ندارد. (انه لايحب المسرفين).
    چند روز پيش در مزارع اطراف شهر ابريشم در حومه اصفهان بودم. مزارعي كه مي توان گفت در پشت كوه صفه كه مشرف به شهر اصفهان است و در حاشيه خط آهن قرار گرفته است.
    تشنگي مزارع، عرق بر پيشاني كشاورزان و دهقانان منطقه نشانده بود. در كنار آنان مردمان ديگري هم بودند كه زمين هايي را در آن جا براي ايجاد مزرعه خانوادگي خريده بودند و حالابه دنبال آب مي گشتند!
    كشاورزان مي گفتند اين جا دو دهه تا سه دهه پيش «آبزا» بوده است، يعني آب از زمين مي جوشيده و فرو نمي نشسته است، به طوري كه صحنه، صحنه نيزار و گاوميش و مرداب بود اما حالاچه؟ جراثقال ها براي افزودن بر طول لوله چاه هاي آب كرايه مي شود تا لوله 120 متري را با اضافه كردن 10 متر ديگر به 130 متري پائين ببرد! آب جز در 130 متري زمين در جاي ديگري يافت نمي شود و همه ارتقاي دانش فني و سطح امكانات عصر جديد در برابر اين بي آبي نتوانسته بار زيادي از دوش كشاورزان بردارد.
    كشاورزي خم مي شود، و علف هرزي را از جا درمي آورد و مي گويد: آب براي برنجكاري كافي نيست. درختان با اين خاك عالي به اندازه، آبياري نمي شود و معلوم نيست با خشكسالي هاي اخير كار به كجا بكشد. سپس گويي به شهر كه در دوردست قرار گرفته است، نگاه مي كند و مي گويد: سفره غذا انداخته مي شود، وقتي خلق خدا عقب مي نشينند، براي چند برابر آن عده هنوز غذا در سفره هست. هنوز ظرف هاي دست نخورده غذا هست كه بايد دور ريخته شود. مردم عارشان مي شود به اندازه نياز سفره بيندازند. مي گويند «مردم چه مي گويند»! حرف مردم بالاتر از حرف خدا نشسته است. خدا ما را دوست ندارد و كسي را كه دوست ندارد، نعمت را از او مي گيرد و چه نعمتي سرشارتر از آب!
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:26 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  رمضان فرصتي براي درد آشنايي يا مصرف گرايي
پارادوكس قناعت و مصرف گرايي درماه مبارك رمضان

نويسنده: حامد ميرزاده

بر كسي پوشيده نيست كه رسانه ها نقش بسيار پر رنگي در رونق و كاهش مصرف گرايي دارند. امروزه صنعت تبليغات بويژه تبليغات تلويزيوني به مثابه يكي از اساسي ترين گسترش دهندگان جريان مصرف زدگي محسوب مي شود. به رغم اينكه امسال، سال اصلاح الگوي مصرف است اما مردم شاهد به تصوير كشيده شدن سفره هاي رنگارنگ و مجلل افطار از برنامه هاي مختلف تلويزيون هستند.
    ماه مبارك رمضان اين فرصت را به انسان مي دهد تا علاوه بر تقويت اراده و ايستادگي در مقابل اميال دروني، در رفتار و زندگي نيز تغييراتي ايجاد شود و انسان در زندگي نيز از هزينه هاي بيهوده بپرهيزد.مسلما نشريات و صدا و سيما بسيار مي توانند در اين مسير مردم را ياري كرده و فرهنگ مناسب را در ماه مبارك رمضان ترويج كنند؛ در اين ميان صدا و سيما به عنوان رسانه ملي نقش بي بديلي را به عهده خواهد داشت.متاسفانه در سال اصلاح الگوي مصرف مشاهده مي كنيم كه در بيش تر برنامه هاي تلويزيوني در ماه مبارك رمضان سفره هاي رنگين مي چينند. اگر مسئولان با اعتقاد به كلمه اصلاح الگوي مصرف به پخش برنامه هاي درست و به دور از تجمل بپردازند، مي توانند تاثير مثبتي در جامعه داشته باشند كه متاسفانه اين موضوع كم تر ديده مي شود.
    ماه مبارك رمضان ماه چيدمان مواد غذايي نيست بلكه ماه درست مصرف كردن و نزديك شدن به معنويات و خداي متعال است.ماه رمضان ماه درستكاري و كمك به فقرا بوده و ماه جلوگيري از اسراف است اما متاسفانه ما در بيش تر منازل و ميهماني ها مشاهده مي كنيم كه بيش ترين نوع مواد غذايي بر سر سفره افطار چيده مي شود؛ اين چيدمان و تزئينات دقيقا برگرفته از سفره هاي رنگين برنامه هاي فرهنگي تلويزيون در ماه مبارك است. متاسفانه در بيش تر شبكه ها به آموزش چندين غذاي متنوع، مدرن و رنگين مي پردازند و به زنان ايراني پيشنهاد مي كنند كه امشب براي سفره افطار خود چنين مواد غذايي را درست كنند.رمضان فرصتي براي درد آشنايي است.ما در رمضان روزه مي گيريم تا از درد گرسنگي آگاه شويم و براي مدت كمي هم كه شده درد فقرا را درك كنيم.درك درد و مشكلات فقرا و گرسنگان ما را به سمت كمك و دستگيري از نيازمندان سوق مي دهد.اما اگر اين ماه را تجملاتي تر از ماه هاي ديگر سپري كنيم چيزي به نام فقر و گرسنگي را هرگز درك نخواهيم كرد و كمك به نيازمندان را هم از ياد خواهيم برد.
    مقام معظم رهبري در اين خصوص مي فرمايند:يكي از چيزهايي كه نمي گذارد دست كساني كه توانايي كمك دارند ، به ياري فقرا دراز شود ، روحيه مصرف گرايي و تجمل در جامعه است . براي جامعه بلاي بزرگي است كه ميل به مصرف ، روزبه روز در آن زياد شود و همه به بيشتر مصرف كردن ، بيشتر خوردن ، متنوع تر خوردن ، متنوع تر پوشيدن و دنبال نشانه هاي مد و هر چيز تازه براي وسايل زندگي و تجملات آن رفتن ، تشويق بشوند. چه ثروتها و پولهايي كه در اين راهها هدر مي رود و از مصرف شدن در جايي كه موجب رضاي خدا و رفع مشكلات جمعي از مردم است ، باز مي ماند.( بيانات معظم له درخطبه هاي نماز عيد سعيد فطر)(15 /09 /1381 )
    اسراف و هدر دادن منابع محدود، تشديد احساس محروميت نسبي و شكاف و فاصله طبقاتي، بي توجهي به ارزش هاي فرهنگي و اجتماعي چون قناعت، از بين بردن روحيه سرمايه گذاري و كار و تلاش و تشويق راحت طلبي و تن پروري، دنباله روي و تقليد و... بخشي از آشكارترين آثار مصرف زدگي در سطح فردي است. مصرف زدگي در سطح كلان اجتماعي نيز آثار مخرب بسياري به دنبال دارد كه وابستگي و توسعه نيافتگي از مهمترين آنهاست. در واقع مصرف زدگي عبارتست از استفاده بيش از حد و مصرف نامعقول از كالاها و جايگزيني نيازهاي غير واقعي به جاي نيازهاي واقعي..اگرچه مصرف يك متغير اقتصادي و پيش نياز توليد در كشور است اما مصرف زدگي پديده اي مضر و آسيب زا در اقتصاد ملي است. مصرف زدگي در اقتصاد مدرن نه تنها با فرهنگ اسلامي و تمدن ايراني قرابت ندارد بلكه مخل و مضر اقتصاد ملي نيز محسوب مي شود .مقوله«اصلاح الگوي مصرف» از آنجا كه در پي اصلاح و ترميم هنجارها و رفتارهاي فردي و جمعي ناظر بر مصرف است، نيازمند يك حركت اصلاحي، تدريجي، فرهنگي و آموزشي در سطوح مختلف جامعه است. وقتي كه اصلاح يك پديده فرهنگي همچون «اسراف» مورد توجه قرار مي گيرد بديهي است كه بايد عوامل، زمينه ها و متغيرهاي دخيل در شكل گيري آن پديده مورد توجه باشد تا كار اصلاحي ما به ثمر بنشيند و يك اقدام زير بنايي ماندگار لازم است تا اصلاح واقعي صورت پذيرد. به عبارت ديگر بدون شناخت آن ريشه ها و زمينه ها، اصلاح حقيقي ممكن نيست؛ اصلاحي كه بايد به مقابله و بازسازي رويه ها و عرف هاي غلط مصرفي بپردازد كه بعضا در طول سال هاي متمادي به جزئي از شخصيت و عادت افراد جامه مبدل شده اند. بايد توجه داشت كه از پيامدهاي مصرف زدگي براي اقتصاد ما اين است كه آن را وابسته تر مي كند و طبق فرمايشات رهبري:” مصرف بي رويه و زياد، قاعدتا از سوي قشرهاي مرفه انجام مي گيرد؛ چون قشرهاي ضعيف قادر نيستند كه زياد مصرف كنند. مصرفي كه از سوي يك قشر انجام مي گيرد، به زيان كشور است. يعني هم زيان اقتصادي، هم زيان اجتماعي و هم زيان رواني و اخلاقي دارد. من مكرر عرض كرده ام، باز هم مي گويم و خواهش مي كنم كه مصرف گرايي را رها كنند. مصرف بايد به اندازه باشد، نه به حداسراف و زياده روي” در مقابل مصرف زدگي و اسراف، صرفه جويي و ميانه روي چيز خوبي است مخصوصا درباره اين مورد مقام معظم رهبري اسراف را يك عيب ملي خواندند و با انتقاد از مصرف گرايي در زمينه هاي مختلف تاكيد كردند: “ميانه روي برگرفته از ماه رمضان را به صورت فرهنگ ملي دربياوريم كه در اين صورت تهديدات مكرر دشمن درباره تحريم نيز حتي در صورت اجرا شدن بي اثر خواهد بود”.
    آنچه كه امروز بر مصرف گرايي دامن مي زند، زياده خواهي و قانع نبودن بر دارايي هاي خود، رشد فرهنگ تجمل گرايي و روند چشم وهمچشمي و نوعي احساس كمبود يا نيازهاي ذهني و غير واقعي در مقابل نياز واقعي و ملموس كه از تبليغات فراگير ارزشهاي سرمايه داري سر چشمه مي گيرد.
    به فرموده مقام معظم رهبري:مصرف گرايي براي جامعه بلاي بزرگي است . اسراف، روزبه روز شكافهاي طبقاتي و شكاف بين فقير و غني را بيشتر و عميق تر مي كند. يكي از چيزهايي كه لازم است مردم براي خود وظيفه بدانند ، اجتناب از اسراف است . دستگاههاي مسئول بخشهاي مختلف دولتي، بخصوص دستگاههاي تبليغاتي و فرهنگي - بويژه صدا و سيما - بايد وظيفه خود بدانند مردم را نه فقط به اسراف و مصرف گرايي و تجمل گرايي سوق ندهند; بلكه در جهت عكس مردم را به سمت قناعت ، اكتفا و به اندازه لازم مصرف كردن و اجتناب از زياده روي و اسراف دعوت كنند و سوق بدهند. مصرف گرايي ، جامعه را از پاي درمي آورد. جامعه اي كه مصرف آن از توليدش بيشتر باشد ، در ميدانهاي مختلف شكست خواهد خورد. ما بايد عادت كنيم مصرف خود را تعديل و كم كنيم و از زياديها بزنيم . “بيانات معظم له درخطبه هاي نماز عيد سعيد فطر”
    (15 /09 /1381 )
    وجود روحيه قناعت و صرفه جويي در يك جامعه مي تواند به عنوان يك مولفه قدرت و امتياز ويژه براي آن جامعه مطرح باشد.ما بايد بدانيم كه روال و روند جهان به يك شيوه نمي گذرد و ممكن است شرايط در زماني به گونه اي ديگر تغيير كند كه در پي آن جامعه دچار كمبود ها،نارسايي هاو مشكلاتي گردد كه در كوتاه مدت امكان حل آن وجود نداشته باشد.
    مطالعه تاريخ جوامع پيشرفته دنيا به خوبي نشان مي دهد كه توسعه آنان پس از تحمل يك دوره رياضت و مشقت هاي اقتصادي همراه بوده است.كشور ما اگر چه با كمبود منابع مادي مواجه نيست اما در چگونگي بهره مندي از منابع دچار مشكلات بسيار است.آگاهي بخشي به جامعه و ارائه الگوي مناسب از سوي رسانه ها راهكار ديگر مقابله با مصرف گرايي است.عملكرد رسانه ملي و به طور خاص، تلويزيون با توجه به تصويري بودن آن در تحقق فرمايش رهبر معظم انقلاب بسيار حائز اهميت است.براي تحقق آرمان صرفه جويي بايد اقداماتي فرهنگي در دستور كار رسانه ها و مسئولان قرار گيرد.مسئولان بايد پيشگام باشند تا بتوانند مردم را به صرفه جويي دعوت، تشويق و ترغيب كنند. ماه مبارك رمضان ماه دعوت به ساده زيستي است كه رسانه ها بايد با تبليغ ساده زيستي در اين ماه، مردم را براي زندگي ساده و اسلامي آماده كنند. سفره هاي رنگين كه در آن هرگونه طعام و مواد غذايي وجود داشته باشد باعث تحريك حس رقابت در ديگران مي شود و اين در ماه رمضان بهانه رقابت كساني مي شود كه سفره ها ي رنگين تر پهن كنند. وظيفه ما اين است كه در اين ماه عزيز و مبارك، ساده زيستي و سفره هاي ساده را تبليغ كنيم چرا كه فلسفه روزه، فاصله گرفتن از آلودگي به دنيا و دوري از تشريفات است.
    
    
    
    
    
     حامد ميرزاده


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:25 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: حسين علي فارابي

مصرف گرايي
    پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.
    در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
    امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند:
    «الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»
    «آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»
    كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
    علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:
    ولاتسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلادر راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.
    بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.
    در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:
    «پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)
    امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:
    حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد.(3)
    بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.
    
   نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي
    1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد.(4)
    در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:
    اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد.(5)
    در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش.(6)
    ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملاغيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تاثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تاكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.
    2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تاثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد.(7)
    در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد.(8)
    بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود.
    الف) محروميت از دوستي خدا
    خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لايحب المسرفين»
    «خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»
    ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.
    قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:
    «فاتقواالله واطيعون¤ ولاتطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»
    «پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»
    ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.
    خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:
    «... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»
    «اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد».(9)
    3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
    الف) افزايش واردات
    اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.
    ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي
    در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.
    
   راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف
    آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.». بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.
    
    فرهنگ سازي
    1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.
    
   مديريت قوي
    2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟
    
    طراحي ساز وكار
    3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.
    
    جلب مشاركت مردم
    4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.
    5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.
    6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف
    7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري
    8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.
    9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور
    10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني
    11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پي نوشت ها
    1- تفسير الميزان ، جلد 7، ص .364
    2- امام علي(ع) و اقتصاد اسلامي، ص .121
    3- صحيفه نور، جلد 19، ص .224
    4- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص .24
    5- صحيفه نور، جلد 19، ص .204
    6- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص .43
    7- همان، ص 74
    8- همان، ص .56
    9- آسيب شناسي رفتاري انسان از ديدگاه قرآن
    
     حسين علي فارابي
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:23 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  عمر انسان هم به الگوي مصرف نياز دارد


نويسنده: گرگان- محمد حسين محمدي

قريب ده سال است كه رهبر معظم انقلاب با درايت خويش و به اقتضاي نياز كشور سالها را نام گذاري مي كنند تا اداره كشور در طي آن سال به نحوي متاثر از نام آن سال شود. نامي كه مي بايست بهانه و فرصتي براي اصلاح ناهنجاريها و تقويت هنجارهاي موجود براي رسيدن به ايراني آباد و پيشرفته تلقي شود.
    سال 1388 نيز با اين رويكرد به نام سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شد. نامي كه بي ترديد ارتباط مستقيمي با برخي بدرفتاري هاي نهادينه شده فرهنگي در كشور دارد.
    اين واقعيتي انكارناشدني است كه مصرف زدگي و تجمل گرايي در اولويت رفتار اغلب خانواده هاي ايراني قرار گرفته است؛ چه آنهايي كه خواسته و آگاهانه براي آراستگي هاي بعضا غير ضروري محيط زندگي خود به اين ورطه افتاده اند و چه آنها كه ناخواسته و در هجوم واردات اجناس چيني دست تسليم را بالابرده اند و اساسا از ياد برده اند كه فرهنگ ايراني در خود ظرفيتهاي زيباپسندانه بسياري دارد.
    هرچند حوزه اطلاق عبارت اصلاح الگوي مصرف به دليل گستردگي اين معضل در كشور وسيع ارزيابي ميشود ليكن در اين نوشته به بررسي علل اسراف و بهروري اندك از عاملي پرداخته مي شود كه مثل آب و برق و گاز و ... چندان به چشم آمدني نيست اما سرمايه گرانسنگي ست كه بي محابا دور ريخته مي شود و ترديدي نيست نگاه تيزبينانه و خردمندانه رهبر معظم انقلاب اين بعد از مصرف زدگي و لزوم اصلاح در مصرف را هم مدنظر داشته اند و آن عمر است.
    براي بررسي ريشه اين نوع از اسراف در كشور بايد نخست به ابعاد فرهنگي آن پرداخت.
    در كشورهاي رو به توسعه مانند ايران كه دولتها مسئول و متصدي اصلي تربيت فرهنگي مردم هستند انگشت اشاره منتقدان نخست به سوي سيستمهاي طراحي شده فرهنگي دولتها نشانه مي رود. بايد اين حقيقت را پذيرفت كه دولتها در سالهاي پس از پيروزي انقلاب علي رغم در اختيار داشتن ظرفيت هاي متعدد فرهنگسازي كه خوشبختانه يا متاسفانه در دهها دستگاه موازي پراكنده شده اند نمره قبولي دريافت نمي كنند. خلاصه آنكه ايدئولوژي بي نقص اسلام كه همچون نقشه راهي دقيق مسير را ترسيم كرده است نيز در دستان سياستگزاران قرار داشته است.
    همه ما به نوعي احاديث متعددي از معصومين به خاطر داريم كه اهميت مثال زدني مقوله مصرف عمر را گوشزد مي كنند؛ به اين حديث نبوي توجه كنيد.
    «در روز قيامت انسانها پاي از پاي برندارند مگر آنكه از آنها پرسيده شود جواني تان را در چه راهي صرف كرده ايد»
    در نظام اداري كشور عوامل بسياري وجود دارد كه مستقيما با هدر رفتن عمر ايرانيان در ارتباط است. معضلاتي چون مديريتهاي سياسي به جاي مديريتهاي شايسته سالارانه، تبعيضهاي ناشي از ملاحظات فاميل مدارانه، گروه مدارانه و قوم مدارانه بين كارمندان، ضعف ساختارهاي نظارتي در حذف عوامل فاسد از دستگاهها و احساس امنيت مديران نالايق در سيستمهاي دولتي و اغلب حكومتي، تلاش اندك براي آموزش نيروي انساني و اتصال دانش آن با مسائل روز، تلقين نياز رد به سازمان محل كار خود و نه نياز كشور و سازمان به تخصص كارمند، تضعيف روحيه آزادگي و انتقادگري و در نهايت حذف كامل تعامل دوسويه كارمندان و مديران - مصرح در آيين نامه ها، همه همه دست در دست هم از متصديان ريز و درشت دستگاههاي دولتي كه از قضا گرداننده بخش اعظم امور كشور هستند افرادي با خلاقيت اندك و بهره وري اندك ساخته است تا بدانجا كه گفته مي شود سرانه كار مفيد ايرانيان در ادارات نيم ساعت در روز است.
    اين عوامل بي گمان به طور مستقيم در اداراتي كه ارباب رجوع عام دارند به بدنه جامعه منتقل مي شود صفهاي طويل ناشي از كاغذبازي هاي غير ضروري هرچند به اصلي پذيرفتني بدل شده است اما بيگمان از چشمان تيزيين كساني كه از بيرون ما را نظاره مي كنند دور نمي ماند؛ سردرگمي جامعه ايراني را مسيرهاي زنجيروار بوروكراتيك به روشني مشهود است.
    از سوي ديگر نگاه كوتاه نظرانه سياستگذاران عمراني نيز در اسراف عمر ايرانيان تاثير بسزايي دارد به عنوان مثال طراحي شهري در شهرهايي كه سرعت گسترش آنها در برهه اي از زمان از سرعت درك و عكس العمل شوراها و شهرداريهاي آنها بيشتر بوده است، نقش اساسي در اتلاف عمر شهروندان در خيابانها و مسيرها ايفا مي كند. جمع ثانيه هايي كه با اندك درايت و تعهد طراحان و مجريان شهرسازي مي شد از قرباني شدن آنها جلوگيري كرد به عمر هزاران انسان مي رسند.
    گفته ها در اين باره بسيار است و ترديدي نيست كه براي عبور از اين همه معضل آشكار راه درازي در پيش است، چه آنكه ناهنجاري فرهنگي همانگونه كه زيرپوستي در كالبد فرهنگ عمومي يك كشور رسوخ مي كند به همان نسبت سالها زمان مي برد تا زدوده شود.
    دراين ميان مي توان گفت راه حل اساسي و بهينه در اين زمان چيزي جز تحقق جامعه الكترونيكي نيست امري كه با آموزشهاي گسترده (بدون نگاه انتفاعي)، گسترش دامنه دسترسي مردم به مجاري اطلاعاتي و جريات شفاف اطلاعات و صد البته افزايش چشمگير ضريب برخورداري از اينترنت محقق مي شود.
    
     گرگان- محمد حسين محمدي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:21 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اعتدال در امور شخصي

پرسش:
    سلوك فردي انسان در مسير اعتدال كه موجبات رشد و تعالي فرد و جامعه را نيز فراهم مي آورد با چه ملاك ها و شاخص هايي مورد شناخت و ارزيابي قرار مي گيرد؟
    
 پاسخ:
    در بخش هاي قبلي پاسخ به اين سوال ضمن تاكيد بر ضرورت شناخت ابعاد و قلمرو اعتدال به شاخص هاي مهمي در گستره اعتدال از جمله: امور عبادي، موضوعات اعتقادي، امور اجتماعي شامل: دوستي، اعتماد، دفاع، انتقاد، مدح و ذم و اعتدال در امور اقتصادي اشاره كرديم. اينك در ادامه دنباله مطالب را پي مي گيريم.
    ج) خوردن و آشاميدن
    هر انساني براي ادامه حيات، به غذا و آب احتياج دارد؛ اما اعتدال را بايد رعايت كند. قرآن كريم بلافاصله پس از امر به خوردن و آشاميدن، انسانها را از افراط و زياده روي نهي كرده است. «كلوا واشربوا ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» (اعراف-31) بخوريدو بياشاميد و اسراف نكنيد. كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد. امام رضا(ع) مي فرمايد: «بدان كه بدن انسان همانند زمين پاكيزه اي است كه براي آبادكردنش، اگر اعتدال در آن رعايت شود و آب به مقدار لازم داده شود نه آن اندازه زياد كه زمين زيرآب غرق شود و نه آن اندازه كم كه تشنه بماند. قهراً زمين آباد مي شود و محصول فراواني مي دهد؛ ولي اگر در رسيدگي صحيح غفلت شود آن زمين فاسد و تباه گردد. بدن انسان نيز چنين است؛ با توجه و مراقبت در خوردني ها و نوشيدني ها، بدن سالم مي ماند و نعمت عافيت را به دست مي آورد.
    (بحارالانوار، ج59، ص310)
    نه چندان بخور كز دهانت برآيد-
    نه چندان كه از ضعف جانت برآيد.
    د) خوابيدن
    آدمي در كنار فعاليت هاي روزمره، به خواب و استراحت نياز دارد. كم خوابي و پرخوابي، هر دو، به سلامت انسان آسيب وارد مي كند. در احاديث آمده است: شخصي به پيامبر اعظم(ص) گفت: من قبلاحافظه خوبي داشتم، ولي اكنون به فراموشي مبتلاشده ام. حضرت فرمود: شايد عادت داشته اي هنگام ظهر استراحت كني و ترك نموده اي؟ گفت: آري. حضرت به او فرمود: استراحت نيمه روز را ترك نكن كه حافظه ات هم چون نخست خواهد شد. (سفينه البحار، ج2، ص458) همان گونه كه خواب زياد موجب فساد بدن و قساوت قلب مي شود. امام صادق(ع) مي فرمايد: «كثره النوم مذهبه للدين والدنيا» (نهج البلاغه فيض، خطبه 481) خواب زياد، دين و دنياي شخص را از بين مي برد.
    هـ) پوشش
    يكي ديگر از موارد اعتدال، ميانه روي در شيوه پوشش است. علي(ع) پوشش معتدل را يكي از صفات متقين برشمرده و مي فرمايد: «متقين كساني اند كه نه لباس گران قيمت به تن مي كنند و نه لباس بسيار حقير و ناچيز و مندرس كه اصلاقابل پوشيدن نباشد، بلكه از جامه اي ميان اين دو استفاده مي كنند. (نهج البلاغه، خطبه 481)
    در روايتي از قول پيامبر اعظم(ص) نقل شده كه آن حضرت از دو شهرت نهي مي فرمودند: شهرت در نازكي و ضخامت لباس، نرمي و زبري آن و بلندي و كوتاهي آن، بلكه بايد حد وسط را ميان اين خصوصيات رعايت كرد.
    (كنزالعمال، ح41172)
    علي(ع) نيز مي فرمايد: «لباس بپوش، به طوري كه نه به آن شهرت پيدا كني و نه باعث خفت تو گردد. (غرر الحكم و دررالكلم، ج2، ص581) البته اعتدال در شيوه پوشش با توجه به شرايط زماني و مكاني متفاوت است.
    ادامه دارد
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:20 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اصلاح الگوی مصرف در نظام بانکی

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: اختصاص منابع پولی به فعالیتهای دارای بازدهی بالاو فاصله گرفتن منابع بانکها از اقدامات دستوری به منزله اصلاح الگوی مصرف در سیستم بانکی است.
    علی آقامحمدی در گفت وگو با مهر گفت: یکی از مصارف مهم در کشور منابع پولی است، چنانچه منابع پولی به کارهای دارای بازدهی بالا، اقتصادی تر و مفید تر تخصیص یابد، به طور قطع الگوی مصرف در بخش نظام بانکی اجرا شده است. عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: هر چقدر سیستم بانکی و منابع بانکها از اقدامات دستوری فاصله بگیرد و منابع بر پایه بازدهی اقتصادی تخصیص یابد، با اصلاح الگوی مصرف تطابق بیشتری خواهد داشت.
    معاون امور بانکی، بیمه و شرکتهای دولتی وزیر امور اقتصادی و دارایی نيز در اين باره اظهار داشت: برنامه هایی برای اجرای الگوی مصرف در نظام بانکی کشور تدوین شده است.
    مجیدرضا داوری مدیرعامل بانک تجارت نیز در اظهارنظري راهکار پیاده سازی اصلاح الگوی مصرف در سیستم بانکی را افزایش بهره وری عنوان و بیان کرد: اصلاح الگوی مصرف به معنای کاهش مصرف نیست؛ بلکه به معنای افزایش بهره وری است.
    وی ادامه داد: برای این منظور افزایش بهره وری نیروی انسانی، تکنولوژی، پول و هر آنچه در سیستم بانکی وجود دارد، باید در دستور کار قرار گیرد. محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی نیز مهمترین راه اصلاح الگوی مصرف در بخش مالی را تخصیص صحیح منابع عنوان کرده بود.وی در خصوص نحوه اصلاح الگوی مصرف دربخش مالی گفته بود: مسئولیت درست منابع مالی به بخشهای تولیدی، اساسی ترین محور اصلاح الگوی مصرف بخش مالی است و زمانی که منابع مالی به جای ایجاد ظرفیت تولید در بخش سوداگری صرف شود، این نیز چیزی جز اسراف منابع نمی تواند باشد.رئیس کل بانک مرکزی گفته بود: از این رو، چنین موضوعی اصلی ترین محور برنامه بانک مرکزی برای اصلاح الگوی مصرف است که عدالت در بخش مالی را نیز می توان چنین معنا کرد
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:19 AM - روز شنبه 15 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 رفاه زدگي و اشرافي گري، پرتگاه سقوط و تباهي
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

يكي از محدوديت هاي مصرف در بينش اسلامي، كه از تمايزات اساسي مكتب اقتصادي اسلام با مكتب سرمايه داري است، ممنوعيت رفاه زدگي، اشرافي گري و مصرف گرايي افراطي در تامين لذتهاي مادي است كه در قرآن كريم و روايات، با نام “اتراف” تعبير مي شود. رفاه زدگي و مصرف گرايي افراطي قطعا آثار و پيامدهايي به همراه دارد كه يكي از مهمترين آنها، اسراف و تبذير به شمار مي رود. در مقاله قبل در اين خصوص مطالبي بيان شد. در نوشتار حاضر، پس از اشاره به عوامل موثر در پيدايش و گسترش اتراف و روحيه اشرافي گري، به آسيب شناسي اين پديده خواهيم پرداخت.
    پيدايش و گسترش اتراف و روحيه اشرافي گري در فرد و جامعه، متاثر از عوامل گوناگوني است كه ذيلابه برخي از مهمترين آنها اشاره مي نماييم.
    -1 در جوامعي كه ثروتها و منابع طبيعي، كه بر اساس بينش اسلام، براي بهره برداري همه مردم آفريده شده، در اختيار گروههايي خاص قرار مي گيرد و بسياري از مردم از آن بي بهره اند، فقر فراگير مي شود و به تدريج فاصله طبقاتي فزوني مي يابد. بنابراين، انباشته شدن ثروت در دست عده اي محدود، از عوامل مهم زندگي اترافي و اشرافي است، چرا كه ثروت، به طور طبيعي آدمي را به لذت جويي و تجمل گرايي سوق مي دهد.
    -2 حاكميت ارزشهاي تكاثري در جامعه، بويژه روحيه چشم و همچشمي و رقابت در مصرف گرايي، ضعف بنيانهاي اعتقادي و اخلاقي در ميان افراد، و الگوپذيري از مترفان و خوشگذرانان، از عوامل مهم گسترش اتراف است.
    -3 تهاجم تبليغاتي و فرهنگي كشورهاي صنعتي و پيشرفته بر جوامع عقب مانده و در حال توسعه، براي گسترش فرهنگ مصرف گرايي و در نتيجه، بازاريابي كالاهاي توليدي خود، اتراف و شاخصه هاي آن بويژه مصرف زدگي را پديدار مي سازد.
    -4 نفوذ متكاثران و مترفان در حاكميت كه قرآن از آن به “ملا” تعبير نموده است و تاثيرگذاري آنان بر توده هاي مردم، عامل ديگر گسترش اتراف و روحيه اشرافي گري است.
    پديده اتراف، از نظر اقتصادي، عامل ركود، و از جهت اجتماعي، عامل فساد و از نظر اخلاقي و معنوي، پرتگاه سقوط و تباهي است. برخي از آثار اتراف و مصرف گرايي افراطي را مي توان چنين برشمرد:
    -1 زيان اقتصادي:
    زيان اقتصادي مصرف گرايي و رفاه زدگي، بيش از همه به افراد كم درآمد و جوامع عقب مانده و در حال توسعه مي رسد، چه اينكه گسترش اين پديده، موجب مي گردد تا امكانات و ثروتهايي كه بايستي در سرمايه گذاري در بخشهاي زيربنايي و توليدي هزينه گردد، به سوي مصرف گرايي و خريد كالاهاي تجملاتي و غير مصرفي خارجي كشانده شود. همچنين، لذت جويي لجام گسيخته و تجمل گرايي در زندگي، روحيه مسئوليت پذيري و عواطف انساني را سخت تضعيف يا نابود مي سازد و در نتيجه مترفان نه توجهي به محرومان و نيازمندان خواهند داشت و نه مشاركتي در كارهاي خير. شادماني غرورآميز آنان در زندگي دنيا به سبب رفاه زدگي و ثروت بي شمار كه فكر و جانشان را در برگرفته است (انعام/44 ، هود/9 و 10، رعد/26) نمي گذارد تا غم و درد ديگران را به خود راه دهند و از روحيه همدردي به ديگران برخوردار نيستند. قرآن كريم در آيه 76 سوره قصص، با اشاره به شادماني قارون همراه غرور وي به هنگام رفاه زدگي اش، چنين روحيه اي را مانع كمك قارون به هموطنان خويش و رفع نيازهاي اقتصادي آنان مي داند.
    -2 گسترش فساد اخلاقي و رفتاري:
    زندگي اترافي و اشرافي، از چند سو فساد اخلاقي و رفتاري در پي دارد. از يك سو غرق شدن در شهوتها و هوسها و زياده روي در لذات جسماني، مجالي براي انديشه در كمالات معنوي و انساني و توجه به بعد روحي باقي نمي گذارد و راه را براي تهذيب اخلاقي مي بندد. بويژه آنكه افتادن در دام هوسها و لذت جوييها، نور و نيروي خرد را سخت ناتوان مي كند و پذيرش دعوت اديان و مصلحان را دشوار مي سازد. از اين روست كه قرآن كريم، يكي از ويژگي مترفان را، حق انكاري و مقابله با پيامبران و مصلحان اجتماعي بيان مي دارد: “و ما ارسلنا في قريه من نذير الاقال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون؛ و ما در هيچ شهري هشدار دهنده اي نفرستاديم جز آنكه خوشگذرانان آن گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شده ايد، كافريم”(سبا/34.) از سوي ديگر، حفظ اين موقعيت و تداوم بيشترآن مستلزم يا همراه رذيلتهاي اخلاقي همچون آزمندي، طمع و بخل است(بنگريد به آيات 15-12 سوره مدثر.) از جنبه هاي ديگر، پرداختن به تجملات و كامجوييها نيز غالبا همراه با ناشايستهاي اخلاقي و رفتاري همچون فخرفروشي، خودبرتربيني، و بي بندوباري خواهد بود و از اين رو، قرآن كريم، مترفان را مفسد و فاسق معرفي مي كند. هنگامي كه زرق و برقهاي مادي، پرخرجيها و گرايش به زندگي هاي تجملي گسترش يافت، هزينه هاي مصرف بالامي رود و دخل و خرج ناهماهنگ مي شود. اين افراد براي همگامي با زندگي و تامين مخارج متنوع و سنگين آن، خود را ملزم به رعايت ضوابط و ارزشها نمي بينند. اينجاست كه تجمل و زندگي اشرافي، آشيانه فساد مي شود و در سايه خود، انواع كژيها و مفاسد را پرورش مي دهد.
    منابع:
    - اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، صص264-261
    - نگاهي به فقر و فقرزدايي از ديدگاه اسلام، سعيد فراهاني فرد، ص46 و 47
    
    
علي خاني
    
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:03 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اعتدال در امور اقتصادي



پرسش:
    سلوك رفتاري انسان در مسير اعتدال اقتصادي كه موجبات رشد و تعالي فرد و جامعه را نيز فراهم مي آورد با چه ملاك ها و شاخص هايي مورد شناخت و ارزيابي قرارمي گيرد
    پاسخ:
    در بخش هاي قبلي پاسخ به اين سوال، ضمن تاكيد بر ضرورت شناخت ابعاد و قلمرو اعتدال به شاخص هاي مهمي در گستره اعتدال از جمله: امور عبادي، موضوعات اعتقادي و امور اجتماعي شامل: دوستي، اعتماد، دفاع، انتقاد و مدح و ذم و اعتدال اشاره كرديم. اينك در ادامه، دنباله مطلب را پي مي گيريم.
   ز) روابط دوستي
    يكي از موارد اعتدال، احسان به دوستان و حفظ روابط دوستي است. گاهي صميميت و دوستي زياد باعث تضييع حق رفيق مي شود و حرمت او از بين مي رود. علي(ع) بر حفظ پيوند دوستي تاكيد كرده و مي فرمايد: «هيچ گاه به اعتماد رفاقتي كه بين تو و برادرت هست، حق او را ضايع مكن؛ زيرا آن كس كه حقش را ضايع مي كني ديگر برادر تو نخواهدبود. (نهج البلاغه، نامه31)
    در مقابل افرادي كه بيش از حد توان خود، براي رفيقشان مايه مي گذارند و خود را به زحمت و تكلف مي اندازند، اين روش نيز ازنظر اسلام مردود است. علي(ع) مي فرمايد: «رفيق خوبي نيست آن كس كه خود را براي تو به مشقت مي اندازد و آن كس كه تو را به مدارا نيازمند و به عذرخواهي ناگزير مي سازد. (محجه البيضاء، ج3، ص344)
   4- امور اقتصادي
    اعتدال در امور اقتصادي در دو بخش توليد و مصرف قابل بررسي است كه مهمترين مصاديق آن را به نحو اجمال به شرح زير مطرح مي كنيم:
  الف) كار و فعاليت
    اسلام با بي كاري و رخوت و تنبلي مخالف است؛ همان گونه كه زياده روي در فعاليت اقتصادي، حرص و مال اندوزي را مورد نكوهش قرار داده است. پيشوايان ما با گفتار و عملشان، همواره پيروان خود را به تلاش براي روزي حلال سوق داده و هرگونه كار و فعاليت اقتصادي را كه به منظور رفاه خانواده صورت گيرد، در حكم جهاد در راه خدا شمرده اند. اما درعين حال خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زياده خواهي را نيز گوشزد نموده و به ميانه روي درطلب روزي فراخوانده اند.
    امام صادق(ع) مي فرمايد: «دنبال روزي باش، ولي دنبال روزي رفتن تو، از حد كساني كه خود را تضييع مي كنند، بالاتر و از حد حريصان پايين تر باشد.» (وسايل الشيعه، ج21، ص03)
    ب) انفاق
    بعضي از افراد براي انفاق حد و مرزي قايل نيستند و هرچه دارند به ديگري مي دهند و خود محروم مي مانند. درمقابل كساني چنان بخل مي ورزند كه حاضر نيستند ديناري در اين راه به مصرف برسانند. اسلام هردوگروه را كه جانب افراط و تفريط را گرفته اند، محكوم و به جاي اسراف و بخل ورزي، اعتدال در انفاق را مطرح كرده است.
    اسلام به صاحب مال اجازه نمي دهد هرطور بخواهد انفاق و يا اسراف كاري كند. قرآن كريم خطاب به پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: «هرگز دستت را برگردنت زنجير مكن (ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا، تا مورد سرزنش قرارگيري. (اسراء-92) همچنين قرآن مجيد يكي از ويژگي بندگان خاص الهي را اعتدال در انفاق مي داند و مي فرمايد: «آنان در انفاق نه اسراف مي كنند و نه سخت گيري، بلكه حد وسط اين دو را مي گيرند.» (فرقان-76) البته گاهي شرايط اقتضا مي كند كه انسان براي مصالح اجتماعي، ديگران را برخود ترجيح داده، ايثار كند و اين، با اعتدال در انفاق، كه دستور عمومي و همگاني است منافاتي ندارد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:00 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  نگاه تولیدی لازمه اصلاح در الگوی مصرف


نويسنده: بهزاد رادنسب

برای اصلاح الگوی مصرف از کجا باید آغاز کرد؟ این سوالی است که جواب های مختلفی از سوی کارشناسان به آن داده می شود.
     عده ای می گویند باید هرچه سریع تر به سراغ قیمت های بنزین و آب و برق رفت و با واقعی کردن قیمت آن ها، همانند کشورهای پیشرفته جهان، مانع مصرف بی رویه مردم شد، عده ای هم فرهنگ سازی الگوی مصرف را مهم تر می دانند و گروهی نیز می گویند باید آغاز اصلاح الگوی مصرف از دولت شروع شود.
    در اينجا بايد توجه كرد كه لزوما تمام هزينه هاي مصرفي به ظاهر اضافي منافاتي با الگوي مصرف بهينه و استاندارد ندارد، براي مثال صاحب شركتي كه براي تزئينات داخلي محل كار خود با توجه به توان پرداختي آن اقدام به صرف هزينه هاي فراوان مي كند، لزوما مرتکب اسراف نشده است، زيرا با اين كار، براي چند نفر کارگر اشتغال ایجاد كرده و نيز به امرارمعاش عده اي و گردش اقتصادي پول در جامعه كمك كرده است. بنابراين براي پاسخگويي به سوال فوق ابتدا بايد به شناخت دقيقي از مصاديق و آسيب هاي اسراف در جامعه يا علل
    برون رفت از ميزان بهينه مصرف دست يافت.
    سهم بالایی از تولید ناخالص ملی ایران سهم مصرف بوده و اقتصاد در حال توسعه ایران در شرایطی که نیاز دارد سهم بالایی از تولید ناخالص را صرف سرمایه گذاری رشد آن کند، در چرخه مصرف وارد کرده و در کشور به جای اینکه با انتقال منابع به چرخه سرمایه گذاری موجبات ارتقای بهره وری فراهم شود، مصرف گرایی تشدید می شود.
    از طرف دیگر دولت در اقتصاد ایران خود بزرگ ترین مصرف کننده است و کاهش مصرف وی – کاهش مداخله در اقتصاد - که با سیاست اصلاح الگوی مصرف همخوانی دارد، یکی از آن توصیه هایی بوده است که اقتصاددانان بارها و بارها به دولت پیشنهاد کرده اند.
    برای مقایسه مصرف انرژی کشورها از معیار «شدت انرژی» استفاده می شود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان «شدت انرژی» را به خود اختصاص داده است. این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است.
    این آمار میزان مصرف بی رویه انرژی را در ایران نشان می دهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است. رقمی که تصور آن چندان آسان نیست. در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک مترمکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 مترمکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می شود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیا است. مصرف گاز ایران به اندازه یک کشور 250 میلیون نفری می باشد.
    با توجه به اینکه اصلاح از بعد اقتصادی به معنای شناسایی آسیب ها و رفع چالش ها در مسیر تکامل است، می توان این اصلاح را در دو سطح یعنی تولید کالاو مصرف کالابررسی نمود. در سطح تولید کالاکه از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.
    ما زماني كه سيستم توليدي ناقصي داشته باشيم، هزينه هاي توليد بالامي رود و توليداتمان گران تر مي شود، اما چون قيمت ها در بيشتر صنايع سقف محدودي دارند، توليد كننده ناگزير براي كاهش هزينه ها از كيفيت محصول مي كاهد.
    در اين حالت تنها كمكي كه دولت ها مي توانند انجام دهند، نه از طريق پرداخت يارانه ها است كه هيچ توجيه اقتصادي ندارد، بلکه از طريق كمك به توليدكنندگان جهت كاهش هزينه هاي توليد آنها مي باشد، که از آن جمله می توان به راهسازي ريلي و ساير تسهيلات حمل ونقل، معافيت هاي مالياتي براي مواد اوليه و... و هر آنچه بر مبناي كاهش هزينه هاي توليدي استوار باشد و سبب اصلاح الگوي توليدي شود، اشاره کرد.
    در سطحی دیگر نیز کاهش هزینه های تولیدی که ارتقای کیفیت محصول را در پی دارد، نهايتا منجر به اصلاح الگوي مصرفی نیز مي شود، مثلاهنگامي كه اتومبيلي با 15 درصد بنزين توليد مي شود، مردم مجبور به خريد آن هستند، اما اگر نوع ديگري با 8 درصد مصرف توليد شود، مسلما گزينه بهتري براي انتخاب وجود دارد.
    در مورد مصرف کالانیز باید به این نکته اشاره کرد که بی تردید هر مصرف کننده با توجه به تابع مطلوبیت و محدودیت های بودجه ای خود تصمیم می گیرد که چه چیزی را به چه مقدار مصرف کند. در این صورت با فرض عقلانی بودن رفتار مصرف کننده و تابع مطلوبیت ثابت، سیاست گذار باید با اصلاح قیمت بر قیدهای بودجه ای عاملان اقتصاد اثر گذارده و در جهت اصلاح الگوی مصرف و عدم تعادل در اقتصاد اقدام کند.
    به عبارت دیگر، اگر مثلادر رابطه با میزان مصرف بنزین، برق، گاز و آب معضلی وجود دارد، ایراد بر قیمت های غیربازاری است که باعث می شود چنان قید بودجه ای برای مصرف کننده ایجاد شود که بیشینه سازی مطلوبیت از راه مصرف بی حد و اندازه بگذرد و سرانه مصرف حتی چندین برابر کشورهای توسعه یافته باشد. نمي توان قیمتی پایین تر از بازار را به عاملان ارائه داد و از آن سو از آنان خواهش کرد که تابع مطلوبیت خود را با قیمتی دیگر حداکثر کنند که نتیجه آن مصرف کمتر باشد. برهم زدن قیمت های تمام شده، منشا اصلی هدر شدن منابع است.
    يقينا زماني كه قيمت ها اصلاح و سياست هاي تعديل اتخاذ شود، الگوهاي مصرف به گونه اي ديگر شكل مي گيرند. مثلازماني كه يك بطري آب را به قيمت 300 تومان خريداري كنيم، تا قطره آخر آن را مصرف مي كنيم اما اگر براي يك مترمكعب آب تصفيه شده شهري 25 تومان مي پردازيم، مسلم است كه حساسيت زيادي جهت صرفه جويي آن نخواهيم داشت.
    در واقع با مقایسه میان تولید و مصرف کالاها این هدف را دنبال می کنیم که اسراف بيش از آن كه يك مقوله فرهنگي باشد، يك مقوله اقتصادي است كه بايد با ابزارهاي اقتصادي آن را اصلاح كرد. ما بايد درك خود را در زمينه بهینه سازی توليد و مصرف تغيير دهيم، آنچه در اوضاع اقتصادي كشور بيشتر نمودار است، اسراف در بخش توليد است تا مصرف، در واقع محصولاتي كه توليد مي شود، كيفيت پايين و بازده مصرفي كمي را دارند كه به سرعت مستهلك مي شود و اين امر خود رشد مصرف را تشديد مي كند.
    برنامه ريزان و رهبران سازماني بايد به رابطه بين اجزاي توليد تا مصرف به دقت توجه كنند تا مشخص شود الگوهاي فعلي در هر زمينه اي چگونه شكل گرفته اند و چگونه مي توان بدون ايجاد آثار جانبي و صدمه به ديگر بخش ها، آنها را به شكلي بهينه و پايدار اصلاح نمود. آن نگرش اقتصادی که درصدد تهیه ارزان ترین، سریع ترین و بهترین محصول برای جلب رضایت مشتری بود، سبب اتلاف منابع طبیعی و اشاعه آلودگی و نابرابری و دیگر پیامدها و تبعات منفی در سطح جامعه و محیط زیست شده است.
    ما نیازمند یک تغییر پارادایم و در چارچوب نظری و علمی هستیم و باید مفهوم مشتری گرایی را به شهروندگرایی تغییر دهیم و در برنامه ریزی ها و ساماندهی ها، رفاه و بهبود کیفیت زندگی همه شهروندان و افراد جامعه کنونی و آتی را رعایت و لحاظ کنیم.
    
    
     بهزاد رادنسب


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:34 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: عبدالله عميدي

اصلاح الگوي مصرف و توجه عمومي مردم به دوري از اسراف و تبذير امري است كه اگر با بسترسازي و تمهيدات لازم انجام پذيرد موجب حل مشكلات بسيار فردي و اجتماعي مردم مي شود.
    نويسنده مقاله، كوشيده است كه به واكاوي چگونگي بستر و روش شناسي اصلاح الگوي مصرف پرداخته و نگاهي اجمالي به بايدها و نبايدهاي فردي و اجتماعي موضوع داشته باشد. اينك مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
    
  مذمت اسراف
    «مسئله» اسراف و غيرمنطقي بودن رفتار مصرفي جامعه، از مدت ها قبل مدنظر رهبر معظم انقلاب اسلامي بوده است.
    از زواياي متعدد و مختلف به ويژه از منظر «جوشش چشمه اي» آن را مطرح و مورد مطالعه قرار داده اند. به عنوان نمونه در تاريخ 5/9/1375 با مخاطب قراردادن مسئولين مي فرمايند: «البته بالاترين و واجب ترين زهدها اين است كه انسان از حرام پرهيز كند؛ پارسايي كند؛ دامن را پاك نگه دارد و زهد بورزد.» (بسيج و تفكر بسيجي، ص 51)
    اسراف يكي از مصاديق حرام است و در تاريخ 5/6/1380 در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيئت دولت مي فرمايند: «عزيزان من! اين نكته را در اين جا بگويم؛ از جمله چيزهايي كه روند حركت به سمت عدالت را در جامعه كند مي كند، نمود اشرافي گري در مسئولان بالاي كشور است؛ از اين اجتناب كنيد. اشرافي گري دو عيب دارد؛ عيب دومش از عيب اولش بزرگتر است. عيب اول اشرافي گري اسراف است- اشرافي گري حلال را مي گويم؛ يعني آن چيزي كه پولش از راه حلال و بحق به دست آمده- اما عيب دوم بدتر است و آن اين است كه فرهنگسازي مي كند، يعني چيزي براي مسابقه دادن همه درست مي كند.»
    (همان، ص 483- 484)
    از طرفي ايشان موضوع عدالت را همواره گوشزد كرده اند و اكنون دهه چهارم انقلاب اسلامي را دهه تحقق عدالت خوانده اند، در تايخ 1/1/1376 در حرم امام هشتم عليه السلام مي فرمايند: «نظام اسلامي، نظام عدالت است» (همان، ص 244)، مطالبه عدالت يعني بايد همواره اين مهم را مطالبه كرد و براي تحقق آن خاموش نشد! و در طليعه دهه چهارم انقلاب اسلامي اصلاح الگوي مصرف تسهيل كننده مسير عدالت و پيشرفت مي دانند.
    
    مصرف و اسراف
    معني مصرف، «جاي صرف و خرج كردن و محل خرج» است، همانجايي كه بايد براي آن مايه گذاشت! اين مايه هم مي تواند مادي باشد و هم معنوي.
    به تعبير ديگر؛ مصرف، همانجايي است كه بايد انجام شود و اسراف زياد از حد خرج كردن يا صرف كردن و نابه جا خرج و صرف كردن است. آيا همه به طور كامل مي دانيم عمر و مالمان، فرصت و تجهيزات در اختيارمان، منابع طبيعي و غيرطبيعي تحت مسئوليتمان و... را در جاي خود خرج و صرف كنيم؟! با طرح موضوع «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب، به اين نتيجه مي رسيم كه در ادبيات، فرهنگ و رفتار آحاد جامعه داراي مشكل و معضل هستيم!
    با درك معني مصرف و اسراف و موضوع شدن آن براي اصلاح الگوي آن به اين نتيجه مي رسيم كه وضعيت كنوني مشكل دارد. در نتيجه بايد به شناخت زمينه هاي شكل گيري وضعيت موجود توجه داشت، آن را مطالعه كرد، تحليل نمود و عوامل ظهور و بروز آن را مشخص نمود.
    
 عوامل و زمينه هاي شرايط موجود
    براي تحقق اصلاح الگوي مصرف و شناخت بستر و راه و روش هاي آن، نيازمند شناسايي عوامل و زمينه هاي وضع موجود هستيم. در بررسي و شناخت عوامل و زمينه ها لازم است به تفكيك بخش ها و حوزه هاي آن پرداخت.
    
    الف) عوامل و زمينه هاي دروني
    خانواده، ادبيات اجتماعي، گروه ها و انجمن هاي صنفي، تخصصي، آيين هاي ملي و قومي، اقليم، نظام آموزشي، ساختار ارتباطي و...
    
    ب) عوامل و زمينه هاي بيروني
    تجاوز و اشغال،نفوذ و رخنه فرهنگي،تهاجم سياسي و رسانه اي،الگوي اقتصادي تحميلي، مدرنيته، توريست و ترددهاي ديگر ،الگوي آموزشي، تبليغات تجاري و...
    مطالعه در ابعاد و سطوح، اين مهم را نمايان خواهد كرد. سطوح و ابعادي كه اگرچه حسرت و اندوه سنگيني را درپي خواهد داشت، اما يقيناً در شناخت بستر و طراحي روش و شيوه هاي اصلاح موثر خواهد بود. در بررسي و پژوهش هاي دروني و بيروني عوامل و زمينه هاي شكل دهنده به شرايط موجود بايد ماهيتي برخورد كرد نه سطحي و قشري!
    بايد با معيارهاي دقيق علمي پي برد كه ماهيت و ذات كدام فرهنگ و تمدن مصرف گراست! آن تمدني كه براي بشر تعالي و كمال همراه با رفاه و آسايش مي خواهد يا تمدني كه تجميع سرمايه براي عده اي ولو به هر قيمتي را دنبال مي كند؟! از اين منظر، گفتمان تمدني و ادبيات آن را بايد با مقوله بندي موضوعات مختلف تجزيه و تحليل كرد تا روشن شود كه آيا به مصرف دامن مي زند، يا به تعادل دعوت مي كند. اين حركت به تقويت و ارتقا هويت ملي در زندگي اجتماعي سرعت خواهد بخشيد، چيزي كه قوام بخش امنيت و دوام دهنده حركت رو به كمال فرهنگ و تمدن خواهد بود. در اين قله، افق هاي روشن آينده اهل معرفت و افق هاي تيره ديگران را به خوبي مي توان ديد.
    
    بسترشناسي
    براي تحقق اين هدف مهم، نياز به تحرك همه جانبه و فراگير است، با بخش گرايي يا قشربندي نمي توان قدم درخوري برداشت! با نگاهي كل نگرانه جزء بين و يا با جزءبيني كل نگرانه بايد به سطحي از طراحي رسيد كه ضريب خطاي آن به كمتر از ده درصد برسد.
    در شكل گيري رفتار اجتماعي كه برآيند درك و فهم و رفتار فردي وخانوادگي است فرايندي وجود دارد. اين فرايند است كه حركت به سمت هدف را ممكن مي سازد و تا به ا ين فرايند توجه لازم صورت نگيرد، قدر مسلم، آن اتفاقي كه مورد انتظار است رخ نمايان نخواهد كرد.
    با اين شرح، دهه چهارم انقلاب اسلامي كه داراي گفتماني با نام «عدالت و پيشرفت» است پيش نيازي لازم دارد كه «مسئله» ملي است، پيش نيازي تحت عنوان «اصلاح الگوي مصرف».
    اصلاح الگوي مصرف را بايد در بستر و فرايند روشمند تحقق قرار داد و با چشم هاي تيزبين پژوهش و مطالعه همواره آن را رصد كرد تا از هرگونه خطا و انحراف مصون ماند و به سمت هدف پيش برود.
    
    گفتمان و ادبيات
    گفتمان عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف اولين لازمه اش ادبيات است.
    برخاست گاه هاي ادبيات منطبق با اين گفتمان را بايد با مطالعه مورد بررسي قرار داد، شناخت و استخراج كرد و منتشر نمود. عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف، به خودي خود نمي توانند حركت كنند، رنگ و بوي جامعه را تغيير دهند و اهداف مورد نظر را تامين نمايند. در زبان شناسي، بر تاثير حرف و واژگان تاكيد مي شود، استخدام واژگان متناسب با گفتمان و اهداف گفتماني، يكي از روش هاي اساسي براي به حركت در آوردن كاروان عدالت و پيشرفت است.
    پس شكل گيري ادبيات مناسب با گفتمان دهه چهارم انقلاب اسلامي اولين بستر مناسب در به حركت درآوردن اين كاروان است.
    سرچشمه هاي ادبيات مورد نياز، دين و دانش و فرهنگ عمومي يا همان فرهنگ عامه است. اين ادبيات داراي سه سطح است كه ابعاد مختلف گفتمان را پاسخ گويي مي كند:
    الف) سطح علمي آموزشي؛ ادبيات در اين سطح كاركرد آموزشي دارد، آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي، همچنين مسئوليت برقراري ارتباط فراملي را به عهده مي گيرد و تبادل دانش و فن لازم براي شرايط جديد جامعه را مساعدت مي كند. در مقابل هجمه و تهديدات احتمالي عليه گفتمان مددرساني كرده و شرايط لازم براي دفع آن ها را مي سازد.
    ب) سطح ساختار ارتباطي ازطريق رسانه ها؛ ادبيات در اين جايگاه تسهيل كننده زمينه براي شكل گيري پيام هاي مختلف رسانه اي است. رسانه ها اگرچه از ادبيات بالادستي (علمي آموزشي) بهره برمي گيرند و نيازهاي خود را از ادبيات عامه نيز تامين مي كنند، اما خود داراي ويژگي ها و اقتضائاتي اند كه سطحي از ادبيات را شكل مي دهند و با آن فعاليت مي كنند.
    اين ادبيات توانايي انتقال دو طرفه پيام از سطح علمي به سطح عامه و از عامه به سطح علمي را داراست.
    ج) سطح عامه؛ ادبيات در زبان و زندگي عمومي يك جامعه داراي سطح و جايگاه خاص خود است، اين ادبيات توانايي بيشتر و بهتري براي حمل احساسات، عواطف، هيجانات و جنبه هاي عاطفي ارتباطات اجتماعي افراد داراست. اين سطح از ادبيات امكان بهره گيري از گويش ها، آيين ها و توانمندي هاي بومي اقوام و گروه هاي مختلف يك جامعه را بيشتر از سطوح ديگر دارد.
    اگرچه در نگاه پيشرفته به نظام و ادبيات علمي آموزشي، صاحب نظران بر اين باورند كه بهره گيري از سطح ادبيات عامه برتري خود را نشان داده است و بايد از آن غفلت نكرد. اما به هويت مستقل آن نمي توان بي اعتنا بود، بلكه با نگاه و توجه به هويت مستقل، مي توان از آن در سطح علمي آموزشي بهترين بهره را گرفت.
    از اين رو لازم است در برنامه ريزي هاي مختلف، لايه هاي سه گانه را درنظر داشت. يعني صرفاً اين مراكز علمي محض در سطح كلان نباشند كه دسترسي به اعتبار، امكانات و فرصت هاي مختلف را براي انجام كار داشته باشند و مراكز ديگر از هيچگونه امكاني بهره مند نگردند. لازم است فرصت سازي براي تحرك مراكز و گروه ها در تمام سطوح صورت بگيرد وهيچ بهانه اي براي سلب مسئوليت از كسي وجود نداشته باشد تا همه استعداد و امكانات و توانمندي ها در اين راه بسيج شوند و پوشش همه جانبه اي در تمام سطوح به وجود آيد.
    ادبيات موردنظر اين گفتمان بايد تبيين كننده مباني نظري و عملي آن باشد و پاسخ گويي به نيازهاي نظري و اجرايي و عملي آن را همراه با هم پي بگيرد. به عبارتي اين ادبيات بايد از فكر تا رفتار را پوشش دهد و همه جانبگي خود را به رخ بكشد و همواره تسهيل كننده حركت بوده و درون زايي در روش عمل را ممكن سازد.
    
   گفتمان و فرهنگ
    ادبيات چند سطحي به وجود آمده از متون و منابع ديني،علمي و فرهنگ عمومي جامعه، مولد نوعي از فرهنگ خواهد بود. فرهنگي كه مولفه هاي اصلي آن برآمده از چارچوب هاي گفتمان است. و حركت رو به جلو گفتمان را روان سازي و نشاط بخشي مي كند. تحقق عدالت و پيشرفت با پيش نياز اصلاح الگوي مصرف زماني ممكن مي شود كه فرهنگ و ادبيات جامعه رنگ و بوي آن را بگيرد و آيين هاي ويژه آن كه سطوح و ابعاد مختلف از فرد، خانواده، سازمان تا جامعه را درگير خود مي كند نمايان شود.
    جوشش همگاني مطالبه در لطافت فرهنگي ظهور بيابد و در جغرافياي فكري، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ارضي كشور جاري و ساري شود. شكل گيري و به جريان درآمدن يك فرهنگ، ملزوماتي دارد و به روش هايي نيازمند است. ملزومات آن برآمدن از منابع و مباني اعتقادي، تاريخ، فرهنگ عمومي، نظام اجتماعي و آموزه هاي اخلاقي و... آن جامعه است. يعني آن فرهنگ بايد الزاماً داراي سكونت گاه در باطن افراد و اجتماع بوده و هر بعدي از آن بتواند داراي تكيه گاهي باقوام و قدرتمند باشد.
    شناخت لوازم و توجه به آن ها شكل گيري و به جريان درآمدن فرهنگ را آسان و ممكن مي سازد. ظرف زماني يك دهه از انقلاب، براي تحقق آرماني كه از ابتداي پيروزي آن نيز مورد توجه بوده، فرصت مطلوبي است. اما لحظه لحظه هايي آن بايد مورد بهره گيري واقع شود، مهندسي حركت از نقطه آغاز تا انتهايي ترين قله هدف، با معيارهاي علمي، اعتقادي و تاريخي فرهنگي جامعه صورت پذيرد.
    در سايه فرهنگ، رفتار اجتماعي شكل مي گيرد، يا همان فرهنگ به جريان درآمدن را عمل اجتماعي مطابق با فرهنگ مي نامند كه براي تحقق آن به روش ها و تكنيك هاي نياز است.
    به كمك شكل گيري ادبيات در سطوح مختلف، زمينه هاي برآمدن فرهنگ فراهم مي شود و براي تبديل شدن فرهنگ به رفتار فردي، خانوادگي، سازماني و اجتماعي بايد از تكنيك و شيوه هاي مختلف بهره گرفت.
    
    تكنيك و روش ها
    صاحب نظران علوم اجتماعي، ارتباطات، مردم شناسي، روانشناسي اجتماعي و اخلاق، براي انتقال معنا و مفاهيم مورد نياز افراد به آنان و تبديل آن معنا و مفاهيم به رفتار عملي تلاش هاي فراواني صورت داده اند. از مجموعه تلاش و كوشش هاي مختلف، دستاوردهايي حاصل شده است كه ذيلابه برخي از آنها اشاره مي شود.
    قدر مسلم نوع شيوه و تكنيك ها در قالب و مدل هاي ارتباطي مي تواند متفاوت باشد، و اين انتخاب و يا تشخيص حق آنهايي است كه مسئول توليد و انتقال پيام و يا مامور برقراري ارتباط با مخاطبان مي باشند.
    شناخت شيوه هاي مناسب براي ارسال موثر پيام به مخاطب، نيازمند استعداد و توانمندي هايي است كه بايد اهل آن واجد اين شرايط باشند.
    پس توليد و ارسال پيام، يا همان برقراري ارتباط موثر و موفق با مخاطب، نيازمند بكارگيري عناصر توانمند و داراي استعداد است و نمي توان به صرف در اختيار داشتن ابزارهاي ارتباطي اقدام به توليد و ارائه پيام نمود، بلكه لازم است از عناصر داراي استعداد و توانايي و شناخت در اين امر استفاده شود.
    
    1- تبليغ
    «تبليغ در سالم ترين، طبيعي ترين و اصولي ترين شكل آن، نوعي فعاليت آموزشي است كه به منظور نشر دانش و آگاهي هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و نشر ارزش ها و سجاياي اخلاقي صورت مي گيرد.
    «ابلاغ» در لغت به معني «رساندن» است و «تبليغ» از نظر لغوي «رسانندگي» است و مبلغ «رساننده» است، رساننده پيام ها و آموزه هاي ويژه تبليغي.» (زورق، 1386، ص39)
    تبليغ رساندن دوطرفه است، هم رساندن پيام به مخاطب و هم رساندن مخاطب به درك و فهم مفهوم و معناي پيام مي باشد. از اين منظر امر تبليغ صرف آگاهي دادن به ديگران يا مخاطبان توسط مبلغ نيست، بلكه مبلغ مامور به بلوغ رساندن مخاطب خود است. حركت دادن به فكر و نظام درك و دريافت ذهني مخاطب، براي قرارگرفتن در ارتفاعي از معرفت كه بتواند تشخيص بدهد و برمبناي تشخيص خود تصميم به اقدام عملي بگيرد.
    در خرج كردن «عمر»، «سرمايه»، «آبرو»، «علم»، «عزت»، «اعتبار» و ديگر دارايي هاي خويش از توانايي فهم و معرفت بهره گيري نمايد.
    در تبليغ، ملاك اصلي بالغ كردن مخاطب نسبت به موضوعي است كه براي آن تلاش مبلغ صورت مي پذيرد.
    مبلغ در امر تبليغ، پيام ها را معطوف به فطرت، عقل و قلب مخاطبان توليد و منتشر مي كند، بنيان هاي پيام رجوع به مباني وحي دارد كه براي فطرت و قلب هاي آدمي آشناست.
    
    2- يادآوري (تذكر)
    «تذكر به معناي يادآوري است و...» (سجادي، 1366، ص504)، وظيفه تذكر به ياد مخاطب آوردن، درك و فهم هايي است كه مورد نياز اوست، اما آنها را فراموش كرده است.
    مخاطب براي شناخت، آگاهي و درك و دريافت آن زحمت كشيده، تلاش كرده و به فهم آن نائل آمده است اما گرد و غبار مسايل بر آن نشسته و موجب فراموشي آن شده است.
    بايد با تذكر او را يادآور شد، شرايط براي رجوع به داشته هايش را فراهم ساخت تا بتواند از سرمايه ارزشمند درك و دريافت معنا و مفاهيمي كه امروز مورد نيازش است بهره برگيرد.
    
    3- ترغيب
    ايجاد رغبت در مخاطب براي پذيرش معنا و مفهوم پيام و عمل به آن يكي از شيوه هاي ارتباط موثر است. در ترغيب، بسته به نوع پيام، بايد به منافع مادي و معنوي مخاطب و ترجيحات او توجه داشت. برخي بنا به تربيت خاص خانوادگي به منافع فردي، عده اي به منافع جمعي و گروهي به منافع ملي بيشتر اهميت مي دهند. عده اي از مخاطبان دورانديش اند، آخرت نگرند، مرگ و قيامت برايشان از همه اين مسايل مهم تر است.
    بايد به ترجيحات مخاطب توجه داشت و براساس آن به ترغيب او براي پذيرش معنا و مفهوم پيام پرداخت تا عامل به آن گردد. به عبارت ديگر با تبيين منافعي كه براي مخاطب داراي اهميت و ارزش است او را به رفتار مطابق با آن كمك كردن تكنيك و شيوه ترغيب است.
    
   4- تشويق
    نقش تشويق در پذيرش و انجام امري مطلوب، هم برآمده از آموزه هاي اخلاقي دين است و هم اثر و توانمندي آن در تجربه هاي مختلف و علم روانشناسي به اثبات رسيده است.
    به شوق آوردن جامعه مخاطب براي پذيرش و انجام كاري كه مورد نياز او و جامعه است امري پسنديده و داراي ارزش است. تشويق مي تواند در هر شرايطي از كار مطرح باشد، همچنين سطوح و ابعاد متنوعي از آن را پوشش دهد. البته بسته به جامعه مخاطب و شرايط سني، جنسي، تحصيلي و... متفاوت است و بايد با مطالعه و دقت و حساب شده انجام پذيرد. تشويق كننده نيز بايد شانيت لازم براي مخاطب تشويق شونده را داشته باشد. ميزان اثرگذاري تشويق و به شوق آوردن مخاطب به عوامل مختلفي ارتباط دارد كه نبايد ازنظر دور داشت.
    
    5- تهييج
    توسل به هيجانات، عواطف و احساسات مخاطبان براي به حركت درآوردن آنها در جهت انجام كاري كه موردنياز آنان و جامعه مي باشد نيز روشي پسنديده است.
    انسان ها داراي هيجانات، عواطف و احساس هستند، اين غرايز را مي توان در جهت خير آنها بكار گرفت. به كارگيري هيجانات، عواطف و احساسات مخاطب در اموري كه به نفع او و جامعه اي است كه در آن زندگي مي كند، يكي از كم هزينه ترين و نزديكترين راه هاي حركت به سمت مطلوب است، اما نبايد در آن توقف كرد، بلكه بايد به مرور زمان جامعه مخاطبيني كه از طريق هيجانات و عواطف و احساسات جذب شده اند را به مسير پذيرش عقلاني و فكري سوق داد. چون اگر با عقل و اشتياق فكري و انديشه ورزي، به كمال درك و فهم آن دست نيابند، با فروكش كردن هيجانات، عواطف و احساسات رغبتي براي تداوم آن در خود نمي بينند.
    توسل به احساسات و عواطف براي حركت و ايجاد جنب و جوش خوب است، اما تداوم حركت و عمق بخشي به آن نيازمند كار فكري، عقلي و علمي است.
    
   6- اقناع
    از ديگر روش و تكنيك هاي سوق دادن مخاطب به سمت پذيرش معنا و مفهوم پيام و تبديل كردن آن به رفتار علمي در زندگي، اقناع است.
    روش اقناع، انتقال اطلاعات متناسب با موضوع به مخاطب براي قانع كردن وي در پذيرش امري و انجام آن است. بسته به موضوع و مخاطب، به عوامل قانع كننده تكيه دارد، مانند استدلال هاي وحياني، نقلي، عقلي، علمي، اجتماعي، مصلحتي و....
    در قانع سازي عمق پذيرش و دوام عمل بيشتر است. به همين خاطر مخاطباني كه با شيوه اقناع پا در ميدان عمل مي گذارند از استواري بيشتري نسبت به مخاطبان تهييجي برخوردارند.
    سرمايه گذاري در امر اقناع ارزشمند و داراي افق بلندمدت است.
    
   7- آگاهي دهي و آموزش
    از روش هاي ديگر حركت به سمت انتقال معنا و شكل دادن به رفتار مخاطبان، دادن آگاهي و آموزش است. اطلاعات و آگاهي و آموزش مي تواند رفتارساز باشد، با دادن آگاهي هاي لازم و آموزش شيوه هاي رفتاري مي توان جمعيت مخاطبان را براي پذيرش نوعي از رفتار آماده ساخت.
    البته دادن آگاهي و آموزش، داراي شكل و شيوه و تكنيك هايي است كه هرچقدر به تسلط و توانايي در آن توجه شود، ميزان اثربخشي آن برجامعه مخاطبان افزايش خواهد يافت.
    
    8- تمرين
    ايجاد شرايط براي انجام تمرين يكي از شگرد و شيوه هاي انتقال معنا و جريان بخشي به رفتار است.
    انسان ها با كنار هم قرار گرفتن و انجام جمعي تمرين، براي پذيرش معنا و رفتار جديد آماده تر مي شوند.
    پس از دادن آگاهي، ايجاد رغبت، قانع سازي، تشويق و... يكي از بهترين روش هايي كه مي تواند به رفتار موردنظر عمق داده و عموميت آن و همچنين دوام بخشي آن را تضمين نمايد، تمرين است.
    تمرين، روان سازي رفتار جديد در ذهن و فيزيك مخاطب است، براي پذيرش مسائل جديد و نگرفتن جبهه در مقابل آن، فراهم سازي شرايط تمرين عمومي از بهترين و مطمئن ترين روش هاست.
    كم نيستند كشورهايي كه براي آماده نگه داشتن مردم خود در حوادث و شرايط مختلف، تمرين هاي دوره اي اجرا مي كنند.
    يك تا چند روز زندگي در شرايط بحران، بدون آب، برق، گاز، وسيله نقليه، تلفن و...
    چه در محل زندگي و چه به صورت تجمع در موضعي خاص براي سنين نوجواني و جواني كه به سمت پذيرش مسئوليتهاي خانوادگي و اجتماعي حركت مي كنند.
    
   9- سير و سياحت
    به حركت درآوردن جامعه مخاطب يا بخشي از جامعه مخاطب، درمسير يا حوزه اي خاص كه با توجه به شرايط طبيعي، مصنوعي، تاريخي، فرهنگي، اجتماعي، عقيدتي، اخلاقي و... اثربخشي آموزشي يا عبرت گيري دارد، يكي از شيوه هاي رفتارسازي است.
    انسان در سير و سياحت به دليل تنوع زاويه هاي ديد ايجادشده، اطلاعات حاصله و... لطافت بيشتر و بهتري براي پذيرش معنا و مفاهيم جديد و عميق دارد و انتقال آن به رفتار نيز برايش آسان تر است.
    
   10- تهديد
    دربين جامعه مخاطبان، همواره هستند افرادي كه بنا به دلايلي نسبت به شرايط جديد انعطاف لازم را ندارند. با اين افراد نمي توان به شيوه هاي معمول برخورد كرد. تهديد يكي از تكنيك هايي است كه اگرچه كم و دست آخر بايد مورد استفاده واقع شود ولي براي اندكي از مخاطبان و در حدودي بايد مدنظر داشت.
    تهديد تكنيك و ابزاري است كه همواره براي به حركت درآوردن اندكي از مخاطبان كه در تغيير و تحولات، انعطاف مناسب را ندارند مورد بهره برداري قرار مي گيرد. تهديد دامنه وسيعي دارد كه هر چقدر به زندگي و ترجيحات مخاطب مرتبط باشد اثر آن افزايش مي يابد.
    اگرچه لازم است تهديد در حدي از اقل مورد استفاده قرارگيرد، اما آنجا كه لازم است از آن بهره گيري شود نبايد چشم پوشي نموده و سست عمل كرد، بلكه قاطع و به موقع بايد آن را اجرا نمود.
    
   11- تنبيه
    از روش هاي ديگر انتقال معنا و مفهوم و تغيير رفتار تنبيه است. تنبيه متوجه افرادي است كه بنا به دلايل مختلف اعم از تربيت خانوادگي، تمول، ارتباط با حوزه هاي قدرت و... تن به تغيير رفتار متناسب با نيازهاي عمومي جامعه نمي دهند و همواره نظر خود را بر منافع جامعه ترجيح مي دهند.
    اگرچه تنبيه از روش و تكنيك هايي است كه مورد استفاده آن كم بوده و بايد تلاش كرد كه درحداقل ممكن انجام شود، اما در مواردي كه لازم شد بايد به صورت جدي و قاطع آن را به اجرا درآورد.
    تنبيه نيز درسطح و ابعاد مختلف مي تواند مورد توجه واقع شود و براي به حركت درآوردن يك جريان از آن استفاده نمود.
    
    .12 بازخوردگيري و اطلاع رساني به مخاطبان
    در اختيارداشتن روند تغييرات درك و فهم و رفتار مخاطبان، يكي از نيازهاي اساسي در مديريت اجتماعي است. اما براي ايجاد تحرك بيشتر و تشويق و ترغيب مخاطبان، نيز مي توان با اطلاع رساني از روند آن بهره برداري نمود.
    ارائه گزارش روند توليد، انتشار و بازخوردگيري پيام هاي موردنظر يكي از شيوه هايي است كه مي توان در سرعت و عمق بخشي حركت انتقال پيام و تغيير رفتار اجتماعي از آن استفاده كرد.
    ميزان اثرگذاري اين شيوه بسته به نوع برخوردي است كه در توليد و انتشار پيام از آن مي شود.
    هرچقدر كارشناسانه، هنرمندانه، به موقع و آگاهانه تر اقدام شود ميزان اثرگذاري آن بيشتر خواهدبود.
    در دهه چهارم انقلاب بايد گفتمان حاكم، گفتمان «عدالت و پيشرفت» باشد و جامعه اين مهم را در جان و چهره خود به جريان درآورد. پيش نياز آن «اصلاح الگوي مصرف» است و اين «مسئله» منحصر به سال 88 نيست، بلكه در اين سال بايد عميق و با برنامه براي رسيدن به عدالت و پيشرفت آن را دنبال كرد. و بايد در عمل نشان دهيم كه تحقق اهداف نيازمند مطالعه، برنامه ريزي، پژوهش، بسترشناسي و روشمند عمل كردن است.
    براي قرارگرفتن در بستر و شناخت روش ها، اگر به وقت و سرمايه لازم بود بايد صرف كرد بايد دريغ ننموده و بهاي موفقيت را پرداخت كرد. موفقيت هميشه در گرو تلاش هاي فكري، برنامه ريزي، روشمند و پيگيري و مديريت خوب است. براي نيل به توفيق نبايد از هيچكدام دريغ كرد. در اين برهه، همه به ويژه بسيجيان و مديران بخش هاي مختلف بسيج، به توجه به اين مهم سزاوارند و يقينا مسير آنان چنين خواهدبود و توفيق دست خواهد داد. ان شاءالله
    
     عبدالله عميدي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:02 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اصلاح الگوي مصرف، اجبارجهاني يا آموزه هاي ديني


نويسنده: دكتر مهدي ناظمي اردكاني

بحث اصلاح الگوي مصرف مربوط به امروز و فردا نيست بلكه اصلاح الگوي مصرف يك ضرورت است كه بايد شروع شود. ما مي توانيم امسال را يك نقطه عطفي در استفاده از منابع خود بدانيم و بايد به اين امر احاطه داشته باشيم كه شرايط جهان امروز ما را به اين كار وادار نكرده است بلكه آموزه هاي ديني وفرهنگي ما اين ضرورت را براي ما ايجاد كرده است وبايد اين مطلب را بدانيم كه ما يكي از دستوراتي راكه خداوند داده است كمتر به آن توجه نموده ايم همين اسراف نكردن و قناعت است.توليد ومصرف دو روي يك سكه هستند به اين معنا كه اگر بخواهيم به رشد اقتصادي دست يابيم بايد از همان مرحله توليد وتوزيع الگوي مصرف خود را اصلاح نماييم . به عنوان مثال اگر بخواهيم با ديگر توليد كنندگان خودرو رقابت كنيم بايد در منابع توليدي خود نيز مصرف را اصلاح كنيم كه اين امر مستلزم تكنولوژي به روز است تا بتوانيم در صحنه رقابت با ديگران بمانيم. اين مطلب را نيز بايد خاطرنشان كرد كه اصلاح الگوي مصرف در مرحله توليد ، توزيع، و مصرف كالاي نهايي نيازمند قواعد ومقرراتي است كه دولت وحكومت آنها را تدوين مي نمايد.
    اصلاح الگوي مصرف يعني حداكثر تلاش و حداقل مصرف به اين معنا كه اگر جامعه اسلامي ما مي خواهد به آن قله هاي علم و فرهنگ وانسانيت دست يابد بايد تلاش خود را مضاعف نمايد و مصرف خود را كاهش دهد. كه مي توان در اين باره حضرت علي (ع) را به عنوان مثال بارزي معرفي كرد.دردنياي امروز جوامعي وجود دارد كه ويژگي قالب در آن ها مصرف گرايي است كه به جوامع مصرفي شهرت يافته اند.
     ولي بايد گفت جامعه اي كه ويژگي آن توليد و بالفعل سازي توانايي ها باشد متعادل و رشد يابنده خواهد بود وتوليد به اين معنا است كه توانايي هايي كه خداوند در اختيار بشر قرار داده است بالفعل شود. بنابر اين جوامع مصرفي دچار يكسري آسيب هاي جدي هستند كه بخش زيادي از آنها مي تواند به عوامل وپديده هاي بيروني ارتباط يابد اما بعد از گذشت مدت زماني اين عوامل وپديده ها دروني مي شوند.
    مطمئنا هر فرد بايد حاكم و ناظر براعمال خودش باشد ولي نقش دولت و حاكميت و مديريت نقش كاملابرجسته اي است. لذا دولت بايد قوانين وقواعدي را تدوين نمايد كه منجر به افزايش توليد شود كه اين افزايش توليد در نهايت منجر به افزايش صادرات وكاهش واردات خواهد شد. از طرفي دولت بايد قوانين و مقررات وبرنامه هايي را براي حمايت از اقشار آسيب پذير جامعه تدوين نمايد كه به عنوان مثال مي توان هدفمند كردن يارانه هارا نام برد.
    
     دكتر مهدي ناظمي اردكاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:00 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

راهكارهايي براي مصرف مناسب
اصلاح الگوي مصرف به سرمايه گذاري نياز دارد

نويسنده: احمدرضا هدايتي

«سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها مي دانم و بايد با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ظهور و بروز نمايد».
    
    
    (بخشي از پيام نوروزي سال 88 مقام معظم رهبري(دامه بركاته)
    امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر شده و بي درنگ نگاه ها به سوي مردم معطوف و راهكارهايي مانند: استفاده از لامپهاي كم مصرف، جلوگيري از چكه شيرهاي آب و امثال اين موارد پيشنهاد مي شود. اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند، و شناسايي آنها مستلزم مطالعه و بررسي كافي و همكاري متقابل مردم و مسئولين است، به همين دليل صرفه جويي رامي توان به دو روي يك سكه تشبيه نمود كه يك سوي آن مردم و در طرف ديگر دولت و دولتمردان و به عبارت ديگر مسئوليني قرار گرفته اند كه بايد با سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب، اين مهم را محقق سازند.
    بعنوان مثال؛ گفته مي شود كه مردم ايران سومين مصرف كننده گاز جهان بوده و نسبت به ساير كشورها، در استفاده از انرژي برق 3برابر و در استفاده از سوخت 2برابر استانداردهاي تعريف شده و در مصرف سرانه شكر معادل 3كيلوگرم و در مصرف روغن 5/4 كيلوگرم از ميانگين مصرف جهاني، بيشتر مصرف دارند و يا 33درصد از نان مصرفي توليد شده در كشور به ضايعات تبديل مي شود. اما هيچگاه گفته نمي شود كه چه مقدار از اين اسرافها از جانب مردم صورت مي گيرد و چه مقدار از آن ناشي از ضعف در سيستم هاي اجرايي است.
    
    
    هدر رفت منابع
    نتايج بررسي هاي صورت گرفته و داده هاي آماري بيانگر اين مطلب است كه بعنوان مثال: در زمينه برق بيش از 04درصد از برق مصرفي كشور قبل از مصرف در شبكه غيراستاندارد و نامناسب توزيع به هدر مي رود. آب نيز از وضعيت بهتري برخوردار نيست و حدود 22درصد آن به هنگام مصرف و در همين حدود و چه بسا بيشتر در شبكه فرسوده توزيع از بين مي رود، حتي در بخش توليدات كشاورزي نيز گفته ها حكايت از آن دارد كه حدود 52درصد از محصولات كشاورزي به علت توليد نامناسب در مسير كاشت و داشت و برداشت، كيفيت خود را از دست داده و بعنوان محصول نامرغوب از چرخه مصرف خارج مي شود، البته اين ضايعات و هدر رفت منابع، بجز مواردي است كه براثر توزيع فله اي يا بسته بندي نامناسب صورت مي گيرد.
    علاوه بر اين بايد به مشكلات ريشه دار ديگري مانند بي برنامگي در توليد محصولاتي مانند سيب زميني و پياز كه يكسال با كمبود و سال ديگر با مازاد مصرف مواجه است يا صادرات بدون برنامه و غيراصولي كه گاهي منجر به جلوگيري از خروج كالاو فاسد شدن يا تلف شدن كالامي شود و همچنان لاينحل باقي مانده اند، نيز اشاره كرد.
    متاسفانه از ديرباز مشكل تا جايي مورد غفلت قرار گرفته و ريشه دوانده كه حتي مواردي مانند، محصولات وارداتي را نيز شامل مي شود، زيرا به اعتراف مسئولين ذيربط، حدود 21درصد از كالاهاي وارداتي به كشور در جريان حمل و نقل و جابجايي كالااز بين مي رود كه بخش قابل توجهي از آن به علت فرسودگي بيش از حد ناوگان حمل و نقل و بخشي از آن به علت غيراستاندارد بودن شبكه جاده اي و قسمتي نيز به علت مشكلات موجود در سيستم هاي بارگيري، تخليه و ساير عوامل مشابه صورت مي گيرد.
    حال اين سوال مطرح است كه مقصر كيست؟ چگونه مي شود اين وضعيت را سامان بخشيد؟ و واقعاً چه مقدار ازاين اسراف ها را مي توان متوجه دولت دانست و چه مقدار از آن را به مردم نسبت داد؟ و اصولاچه مقدار از اين مصرف را مي توان مصداق اسراف دانست؟ چرا كه صرفنظر از همه مشكلات و ضعفهاي مورد اشاره در سيستمهاي اجرايي و نحوه مصرف مردم، شرايط و فرهنگ ايراني و اسلامي نيز تابع ضوابط و شرايطي است كه امكان قياس بين ايران و ساير كشورها را منتفي مي سازد.
    
    
   مصرف متناسب با فرهنگ بومي
    بعنوان مثال؛ درحاليكه طهارت درساير اديان مفهوم چنداني ندارد. فرهنگ اسلامي رعايت پاكي و غسل و وضو را بعنوان يك واجب عيني مورد تاكيد قرارداده و حضور افراد مختلف، اعم از محرم و نامحرم و حتي پدر و مادرو فرزندان دريك اتاق براي استراحت و خواب را نهي كرده است . و اين به معناي لزوم استفاده بيشتر از آب براي پاك شدن از نجاست و مصرف بيشتر انرژي براي بهره مندي از سيستم سرمايش و گرمايش اتاق ها و متقابلاً مصرف بيشتر منابع است يا فرهنگ ايراني و اسلامي همواره بر ضرورت توسعه و نگهداري فضاي سبز درمحيط زندگي يا بهره مندي از موهبت نگاه به آب به عنوان يكي از موثرترين عوامل نشاط و شادابي، ياد كرده است و ساخت حوض و آبنما درخانه ها و محيط هاي شهري را به يك فرهنگ مبدل ساخته و اين در حاليست كه شبكه آب آشاميدني و غير آشاميدني شهرها همچنان تفكيك نشده باقي مانده است.
    نكته قابل تامل ديگر اين است كه براي تحقق اين هدف گرانبها و ارزشمند يعني صرفه جويي درمصرف منابع خدادادي كه همواره در ادبيات اسلامي بعنوان يك ارزش اساسي مورد تاكيد قرارگرفته، اين امكان وجود ندارد كه تنها به طرح مسائل شعاري و يا اقدامات كوتاه مدت و حاشيه اي بسنده نموده و از پرداختن به ريشه ها غفلت نماييم.
    علاوه بر اين ضرورت فرهنگ سازي و تعامل متقابل بين مردم و مسئولين از الزامات ضروري كار به شمار مي روند و طبيعتا رسانه ها و نهادهاي اجتماعي و بخصوص آموزشي نيز در اين زمينه از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردارند. بديهي است كه مشكلات و موانع به همين مقدار حجم ختم نمي شود، بنابراين تحقق اين هدف كار دراز مدتي است كه خود به سرمايه گذاري در ابعاد مختلف مادي و معنوي نياز دارد و براي اين منظور بايد راهبردهاي مشخص و روشني را تعريف و الگوهاي مناسبي را طراحي نمود.
    براي ترسيم تصوير مناسب و ملموس تر از اين هدف، در اين مقاله تلاش شده تا با نگاهي چند بعدي به موضوع، به اهميت و ضرورت سرمايه گذاري در اين زمينه اشاره وحتي المقدور مصاديق و راهكارهايي نيز ارائه گردد.
    
    
    تعاريف مرتبط با اسراف
    اسراف، اثرات، اقتار، تبذير و صرفه جويي؛ واژه هاي مترادف و بعضاً متضادي هستند كه هر كدام داراي بار معنايي خاص خود مي باشند و صحبت دراين باره نياز به بيان تعويض كامل و جامع از آنها دارد، اگر چه ممكن است دراين زمينه تعاريف متعدد و متنوع باشد، اما اكثر اين تعاريف داراي وجوه مشتركي هستند كه عملاً دربرگيرنده يك معنا و مفهوم مي باشد.
    صرفه جويي درلغت اينگونه تعريف شده است«اندازه نگه داشتن درخرج، اقتصاد، پس انداز كردن و صرفه جو نيز به كسي اتلاق شده كه در خرج كردن اندازه نگه دارد (مقصد)». (فرهنگ عميد) مقام معظم رهبري (حفظكم ا...) نيز دراين باره مي فرمايند:«صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست، صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كار آمد و ثمربخش كردن است.» (بخشي از بيانات معظم له در ابتداي سال 88) اسراف وسرف، تجاوز از حد ميانه روي را گويند درهر كاري كه باشد. گرچه درصرف مال شهرت دارد. اسراف است. (مفردات راغب) همچنين صاحب مجمع البيان تجاوز درجانب افراط را اسراف و درجانب تفسير را سرف ناميده است. (اقرب الموارد) فرهنگ عميد نيز معني لغوي اين واژه را اينگونه تعريف مي كند« گزاف كاري كردن، درگذشتن از حد ميانه، تلف كردن مال، ولخرجي كردن، فراخ روي، فراخ رفتاري، افراط، تبذير، ولخرجي.» از آيات قرآن كريم كه بيش از 32 بار اين موضوع را به اشكال مختلف مورد اشاره قرار داده اند نيز چنين استنباط مي شود، كه هرگونه تجاوز از حد و حق، اعم از اينكه در انديشه باشد يا عمل، نوعي اسراف و خروج از حد اعتدال تلقي مي شود و محكوم خواهد بود. به عبارت ديگر خداوند افرادي كه در استفاده از نعمت هاي او زياده روي مي كنند يا سبب از بين رفتن مال و ريخت و پاش هاي نابجا مي شوند را مصداق اسراف كاران دانسته و به شدت مورد نكوهش قرار مي دهد.
    در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اسراف آن است كه انسان مالش را از بين ببرد و به بدنش صدمه بزند». (مجموعه الاخبار- باب 171- حديث1) مقام معظم رهبري(دامه بركاته) نيز با استناد به آيات و روايت اسلامي مي فرمايند: «اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد، مصرف بيهوده و مصرف هرز در حقيقت هدر دادن مال است». (بخشي از سخنراني نوروز 88)
    تعريف تبذير اما چنين است: اگر چه تبذير در لغت به معناي تفريق كه منشا آن از بذر (يعني پاشيدن تخم) مي باشد، تعريف شده است، اما استعاره اي است از كسي كه مال خود را ضايع كند، تبذير و تضييع مال خود يك نوع تجاوز از حد ميانه روي و اعتدال است و از همين رو اسراف و تبذير را مي توان مترادف يكديگر دانست.
    «اقتار» نقطه مقابل اسراف است. افراط و تفريط در هر موضوعي مي تواند زيانبار و خسارت ساز باشد به همين دليل علي رغم اشارات فراوان اسلامي مبني بر ضرورت رعايت صرفه جويي و اجتناب از اسراف، در عين حال همواره بر لزوم توجه به اعتدال و ميانه روي در امور نيز اشاره شده است. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي «اقتار» را نقطه مقابل اسراف دانسته و مي فرمايند: «اقتار اين است كه غذايت نان و نمك باشد در صورتيكه قدرت داري غذاي مناسبتري بخوري».
    
    
   راهكار هاي اصلاح الگوي مصرف
    با استناد به تعاريف مذكور و تاكيد مقام معظم رهبري(دامه) بر اساسي بودن و درازمدت بودن كار، به نظر مي رسد مفهوم آنچه ايشان بعنوان اصلاح الگوي مصرف بيان فرمودند، در رديفي بمراتب بالاتر از صرفه جويي قرار داشته و شامل الزامات و مفاهيم ديگري مانند: آسيب شناسي، تعريف مفاهيم ذيربط در اين زمينه، تعيين استانداردهاي مصرف، طراحي سيستمها و روشهاي لازم براي نيل به استانداردهاي مورد نظر و رفع عوامل موجد اسراف و ضايع شدن منابع و حتي مواردي مانند: تغيير عادتهاي مصرف، ايجاد تعادل بين توليد و مصرف، اطلاع رساني و آموزش نيز مي گردد و لذا نبايد با سطحي نگري نسبت به موضوع، اين واژه را صرفا در اقدامات مقطعي براي كاهش مصرف خلاصه نمود.
    همانگونه كه اشاره شد هر يك از اين تعاريف در بردارنده مفاهيم خاص خود مي باشد، اما نكته مشترك همه آنها اينست كه همگي بر رعايت تعادل به عبارت ديگر جلوگيري از افراط و تفريط در امور دلالت دارند، بنابراين براي ورود به اين بحث قبل از هر چيز بايد با انديشه درست بگونه اي سياستگذاري و برنامه ريزي نماييم كه در عمل با وضع قوانين و مقررات خشك و بدون مطالعه و با غفلت از واقعيت ها، موانع رشد و شكوفايي را تشديد ننماييم و بجاي كاهش هزينه، آنها را در قالب و به شكلي ديگر افزايش ندهيم. اين مسئله چند كليد واژه و تعريف دارد كه بايد به آنها توجه شود:
    1- ميانه روي و اعتدال: ميانه روي و اعتدال و نگه داشتن حد و اندازه و همچنين اجتناب از افراط و تفريط را مي توان مترادف يكديگر دانست و اين مفهوم به آن معني است كه صرفه جويي و اسراف داراي چارچوب و حدودي است كه طبيعتا متناسب با موضوع و شرايط براي هر فرد مي تواند متفاوت باشد و نبايد در اجراي آن مرتكب افراط و تفريط شد و همواره بايد حد و اندازه آن را نگه داشت و اين نكته شامل تعادل مصرف نسبت به توليد هم مي شود.
    اسلام با نگاهي جامع به مقوله صرفه جويي، همواره اندازه نگه داشتن در امور را مورد تاكيد قرار داده و با عنايت به اين موضوع، نه تنها رعايت اعتدال در صرفه جويي را ضروري دانسته، بلكه يادآور شده است كه به هنگام بخشش و انفاق هم بايد حد اعتدال را رعايت نمود؛ همچنانكه در آيه 76 سوره فرقان مي فرمايد: «و آنان كه وقتي انفاق مي كنند زياده روي نكرده و سخت نمي گيرند، بلكه انفاقشان عادلانه و در حد اعتدال است» و اين نكته تا جايي مورد توجه قرار گرفته كه در احاديث مختلف از جمله در حديثي از امام حسن عسگري(ع) نقل شده است كه مي فرمايند: «سخاوت اندازه اي دارد، چنانچه از حد بگذرد، خود اسراف محسوب مي شود». (بحارالانوار- جلد 87-ص773)
    در اين باره از پيشواي اول شيعيان نقل شده است كه مي فرمايند: «حق نداري به دلخواه، به مردم چيزي بگويي و بدون دستور، به كارهاي دشوار اقدام ورزي! در دست تو، مالي از اموال خداوند عزو جل است و تو، يكي از خزانه داران اويي تا آن را، به دست من بسپاري». (نهج البلاغه، نامه 6)
    
    
    استفاده صحيح از منابع
    2-درست و بجا مصرف كردن: اين نكته نيز بيانگر آن است كه اسلام از مسلمانان نمي خواهد كه خود را از نعمات خداوندي بي بهره سازند، بلكه بر اين نكته تاكيد دارد كه انسانها از اين سفره گسترده، به درستي و متناسب با نياز واقعي خود متنعم شوند، از حديث امام صادق(ع) در بيان مفهوم (اقتار) نيز چنين استنباط مي شود كه در اسلام نه تنها لازم نيست افراد به هنگام توانمندي متحمل رياضت و سختي شوند، بلكه اين عمل نهي و منطقي و معقول نيز دانسته نشده است، اما در عين حال بر اين مسئله نيز تاكيد شده كه حتي در اوج توانمندي هم بايد از اسراف اجتناب نمود.
    براي تفهيم بهتر مسئله، خوب است اين حديث امام اول شيعيان جهان را مورد توجه قرار دهيم كه فرمودند: «قلم هاي خود را نازك كنيد و سطرها را نزديك به هم گيريد و زيادتي كلمات را حذف كنيد و مقاصد و منظورها را در نظر بگيريد! برحذر مي دارم شما را از پرحرفي و پرنويسي؛ زيرا اموال مسلمانان نمي تواند اين گونه خسارت ها را تحمل كند». (خصال ص912) و در جاي ديگر بيان مي دارند: «بخشش هاي بي جاي مال و ثروت، اسراف و زياده روي محسوب مي شود و بخشنده آن را در دنيا بالامي برد و در آخرت او را پايين مي آورد، او را در بين مردم بزرگ جلوه مي دهد، و نزد خدا خوار و سبك مي كند». (نهج البلاغه- خطبه 621)
    3- ضايع نكردن مال: شايد يكي از مهمترين كليد واژه هاي بكار گرفته شده در اين تعاريف، همين واژه باشد، زيرا اين موضوع مي تواند از كوچكترين تا بزرگترين مصاديق اسراف را در برگرفته و شامل تمام افراد جامعه اعم از مردم و دولت باشد. همچنين اين نكته مي تواند جنبه هاي نامحسوس كار را نيز مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال در مورد سازمان ها مي توان به برخي از ضعف هاي موجود در طراحي ساز و كار مورد نياز براي استفاده بهينه از منابع مانند استفاده از سيستمها و روشهاي قديمي و ناكارآمد و غيراستاندارد يا استفاده از مصالح و امكانات نامرغوب كه معمولامنجر به خرابي هاي زود هنگام نتايج مي شود، اشاره نمود و در مورد مردم نيز مي توان، موضوعاتي از قبيل مصرف انرژي يا نان كه شامل: مواردي مانند استفاده از لامپهاي پرمصرف يا خريد بيش از مصرف نان و يا پخت چندين نوع غذا در يك ميهماني و دور ريختن مازاد آنها را نام برد.
    اين موضوع از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه امام علي(ع) در حديثي مي فرمايند: «آنچه را كه از سفره افتاده برداريد و بخوريد، زيرا آن دواي هر دردي است كه خدا بخواهد آن را التيام بخشد، براي كسي كه به نيت شفاء بخورد. (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث 9، به نقل از نهج البلاغه) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است كه امام(ع) مشاهده كردند، ميوه اي را نيم خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: «اگر شما سير هستيد خيلي از مردم گرسنه اند، خوب بود آن را به نيازمندش مي داديد» (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث4)
    
    
    رعايت فايده و شان در مصرف
    4-كارآمدي و اثربخشي: بي ترديد يكي از ويژگي هاي الگوي مصرف مناسب و اصولي، ثمربخش بودن و منفعتي است كه بايد براي فرد يا جامعه به همراه داشته باشد، اعم از اينكه اين منفعت كوتاه مدت و محدود يا بلندمدت و مستمر باشد، به همين دليل است كه در طراحي الگوي مصرف نبايد، فقط به نتايج مقطعي و كوتاه مدت اقدامات توجه شود، زيرا چه بسا كه بر اثر تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه هاي زيربنايي و اكتفا به دستاوردهاي ناچيز برنامه هاي كوتاه مدت و غفلت از آثار نامحسوس و پنهان اينگونه از طرحها بر ساير امور اجتماعي، بجاي صرفه جويي متحمل خسارتهاي سنگين تري بشويم و لذا چنانچه الگوي طراحي شده نتواند متضمن چنين ويژگي هايي باشد، اصولانمي تواند كارآمد و ثمربخش محسوب شود.
    5- زيان جسمي: در برخي از احاديث به اين جنبه از كار نيز پرداخته شده و تاكيد كرده است كه مصرف بايد به گونه اي انجام شود كه هيچ گونه زياني اعم از جسمي و حتي روحي و رواني را براي فرد يا جامعه به همراه نداشته باشد. به اين ترتيب پرخوري، يا استفاده از محصولاتي مانند سيگار و يا حتي حرص و ولع بيش از حد براي كسب درآمد بيشتر و گردآوري مال و اموال توسط افراد جامعه و يا تبليغ و ارائه الگوهاي نامناسبي كه مي تواند منجر به بروز مشكلاتي مانند سوءتغذيه يا تشديد نگرانيهاي ناشي از احساس كمبود مايحتاج عمومي در جامعه شود، نيز از مصاديق اسراف به شمار رفته و مورد نكوهش اسلام است.
    6- قدرت خريد و شان افراد؛ برخلاف ديدگاه برخي از افراد، صرفه جويي در اسلام به معناي مساوات در مصرف و استفاده يكسان از امكانات نيست، بلكه همانگونه كه اشاره شد، هدف درست و بجا مصرف كردن و جلوگيري از اسراف است و لذا مصرف مي تواند متناسب با شان افراد باشد. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي فرموده اند: «اسراف كننده را سه نشانه است: «چيزهايي را مي خرد و مي پوشد و مي خورد كه در شان او نيست.» (تفسير نورالثقلين- جلد 1- ص 277)
    
    
    سوالاتي درباره اصلاح مصرف
    همانگونه كه در مقدمه يادآوري شد، رعايت صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تبذير داراي پيچيدگيها و نيز ابعاد و زواياي مختلف است، اما از آنجا كه وجود الگو از نيازهاي ضروري براي صرفه جويي بشمار مي رود، لذا بدون انديشه و طرح و برنامه مناسب و بدون پاسخ به سوالات و ابهامات موجود نمي توان، توفيق چنداني در اين راه كسب نمود. برخي از مهمترين اين سوالات و ابهامات عبارتند از:
    1- آيا اين امكان وجود دارد كه بدون فرهنگ سازي و حذف زمينه هاي اسراف، از مردم انتظار صرفه جويي داشته باشيم و مهمتر اينكه براي نهادينه سازي اين فرهنگ چگونه بايد عمل كرد؟
    2- آيا نقش متقابل دولت و مردم و نهادهاي اجتماعي در اين زمينه، تعريف و سهم هر يك براي دستيابي به اين هدف تعيين شده است؟
    3- آيا شرايط و بسترهاي لازم براي صرفه جويي، تغيير عادتهاي مصرف و جلوگيري از اسراف فراهم شده است؟
    4- آيا براي صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و تضييع منابع، الگوهاي مناسب طراحي و تعريف شده است؟
    5- آيا براي تطبيق الگوهاي مورد نظر با فرهنگ ايراني و اسلامي تدبيري انديشيده شده است؟
    6- اصولاً آيا مصاديق و معيارهاي سنجش اسراف در هر موضوع، به درستي مشخص شده اند؟
    7- الزامات جلوگيري از ضايع شدن منابع و امكانات در هر دو بخش دولتي و مردمي كدامند؟
    8- استانداردهاي مصرف در هر بخش چگونه و توسط كدام نهادها بايد تعيين و تعريف شود؟
    9- اولويتها براي اجرا در كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت كدامند و پيامدهاي تاخير در اجرا چيست؟
    01- عوامل موجد اسراف كدامند، نقش هر بخش دراين زمينه چقدر است و الزامات رفع آن چيست؟
    
     احمدرضا هدايتي



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:59 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >