اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
  مصرف گرايي پس پرده تبليغات خارجي بررسي نقش تبليغات كالاهاي خارجي بر توليدات داخلي

نويسنده: پريسا جلالي

تب تند مصرف گرايي بحث داغ محافل و مجالسي است كه از هنگام سوار شدن تاكسي براي رسيدن به محل كار با آن روبرو هستيم تا وقتي كه شب خسته و كلافه از دلمشغولي هاي روزانه به جعبه جادويي خيره شده ايم.
    كالاهاي خارجي همه اطرافمان را فراگرفته اند. در تيزرهاي تلويزيوني و تبليغات راديويي و بيلبوردهاي شهري و هر مكان و هر زماني كه فكرش را بكنيم.
    تا ديروز كالاهاي كره اي و بازارهاي مشترك دلمان را مي ربود و امروز شاهد تصاويري از قهرمانان كشورهاي ديگر بر روي دوش دانش آموزان ايراني هستيم كه حامل فرهنگ كشورهاي چين و كره و غيره از فاصله منزل تا مدرسه و در محيط آموزشي هستند. همان روند ورود كالاو بعد رسوخ فرهنگ و باورهاي بيگانه و رفته رفته گرفتار در تهاجم فرهنگي و پس از آن ناتوي فرهنگي و ...
    اهميت تبليغات در عصر مدرن با توجه به رشد توليد و در نتيجه رقابت در بازار افزايش يافته است. گفته مي شود زندگي انسان امروزي بدون حضور تبليغات باعث محروميت او از خيلي چيزهاي ارزشمندي مي شود كه زندگي پيرامونش را فراگرفته است.
    تبليغات در درجه نخست براي توليد كنندگان و تجار اين فايده را دارد كه به معرفي كالاهاي جديد كمك مي كند.
    علاوه بر اين گفته مي شود تبليغات موثر باعث ايجاد طعم و ذائقه ي جديد در ميان مردم و تحريك آنها نسبت به خريد كالاي جديد مي شود همانطور كه تبليغات موجب افزايش فروش كالاهاي موجود از طريق ورود به بازارهاي جديد و جلب مشتريان تازه شده و به ايجاد تقاضاي مداوم كالاياري مي رساند.
    بگذريم از اين كه تبليغات گاهي گسترش فرهنگ مصرف گرايي را رقم مي زند البته در كشورمان تا بدانجا كشيده شده كه رغبت براي خريد كالاهايي كه نياز اساسي در آن ديده نمي شود بالارفته و به تشديد رفتارهاي غلطي كه در اسلام از آن به عنوان اسراف ياد مي كنيم منجر شده است و در برخي خانواده ها مصرف گرايي نوعي افتخار محسوب مي شود به ويژه اينكه مصرف گرايي با ميل به سوي كالاهاي خارجي همراه باشد.
    بايد به اين نكته هم اشاره كنيم كه مصرف گرايي سبب شكاف بين طبقات مختلف مردم خواهد شد. اين شكاف طبقاتي كه منجربه افزايش تمايز اجتماعي شده افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. چرا كه كالاهاي مصرفي خارجي فرهنگ و باورهايشان را به همراه خود مي آورند.
    
   توليدكننده داخلي حامي مي خواهد
    به راستي آيا شركت هاي توليد كننده داخلي تا چه ميزان از ابزار تبليغ بهره برده اند؟ و آيا سياست هاي اتخاذ شده مبني بر فروش و تبليغ كالاهاي خارجي اين مجال را به توليدكننده ايراني مي دهد كه خود و محصولاتش را از طريق تبليغ به عموم معرفي كند؟
    يكي از صاحبان شركت هاي توليدي كه به ادعاي وي بيش از 20 سال است كه كارگاه نسبتا بزرگش را راه اندازي كرده و حدود 93 خانواده از ق بل آن تامين روزي مي كنند، در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان به گلايه و شكايت از وضع موجود مي پردازد كه روز به روز تعداد مشتريانش كمتر مي شود.
    وي كه تمايلي به بيان نام خود ندارد با اشاره به اين مطلب كه اجناس وارداتي خارجي كه اغلب توليد چين و با كيفيت نازل و البته قيمت ارزان تر هستند مي گويد:« جنس توليدي شركت هاي داخلي با ورود اين كالاهاي ارزان قيمت به كلي راكد شده به طوري كه بسياري از شركت ها ورشكست شده اند و كارگران بيكار مانده اند. انتظار توليد كننده داخلي از دولت رسيدگي به وضع موجود است اما بايد توجه كرد كه حتي اگر تبليغ كالاي خارجي ممنوع و فروش آن هم محدود شود براي بازگرداندن مصرف كننده به سوي كالاي ايراني بايد مدت ها وقت صرف شود چون قبلااين تصور را ايجاد كرده ايم كه كالاي خارجي بهتر از توليد داخل است. »
    صرف هزينه هاي كلان براي تبليغ يك نوع برنج خارجي با تيزر راديويي و تلويزيوني با مبلغ چند ميليارد تومان طي ماه مبارك رمضان و پخش در ساعات پربيننده يكي از اين نوع فرهنگ سازي هاي منفي است كه فرياد توليدكننده داخلي را به آسمان مي رساند.
    اين توليد كننده ناراضي كه دل پردردي از ركود بازار دارد ابزار مي كند كه كارگران و خانواده هايي كه با بيكاري دست و پنجه نرم مي كنند ديگر افرادي هستند كه از مسايل گله دارند. براي تكرار وضعيت قبل بايد دولت توليد كننده داخلي را تقويت كند. حتي براي تبليغ كالاها بايد هزينه هاي كلاني را بپردازيم كه به هيچ عنوان قابل بازگشت نيست. بسياري از توليدكنندگان از فاسد شدن اجناسي كه در بازار دارند شكايت مي كنند اما باز هم راه حلي برايش نداريم. چرا كه تبليغات باعث تداوم مطبوعات و ديگر رسانه ها مي شود زيرا تبليغات منبع درآمد مهمي براي مطبوعات، راديو و شبكه هاي تلويزيوني محسوب مي شود .
    
   «ما مي توانيم» را محقق كنيم
    دست يابي به خودكفايي و استقلال درصورتي محقق خواهد شد كه همه ابزارهاي استقلال در كنار يكديگر فراهم شود.
    محمد شيخ، مسئول بسيج دانشگاه علم و صنعت در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان عقيده دارد:« » ما مي توانيم« از شعارهاي اصولي و واقعيتي است كه طي سال هاي اخير و در دولت نهم مطرح شد كه مي بايست بر اساس آن نيازهاي خودمان توسط توليدات داخلي تامين شود، امكاناتي كه در كشور داريم بايد به اين بهره وري برسد كه توليدات داخل خودمان را با قيمت هاي ارزان تر و كيفيت بهتر استفاده كنيم. اما تبليغات كالاهاي خارجي چندي است كه در كشور مرسوم شده ، با اين روند مشكلات بسياري ايجاد شد از جمله بي توجهي برخي افراد به مصرف كالاهاي ايراني است.»
    وي همچنين اضافه مي كند: » ايران به عنوان كشور مصرف كننده عظيم مواد خوراكي و ابزار و وسايل از سوي برخي كشورها هدف گرفته شده و همين مساله عزم و توجه ويژه دولتمردان را مي طلبد. نوع نيازهاي داخل بايد سنجيده شود و بايد با شناخت كافي به سمت توليد گام برداشت. البته توليدكنندگان داخلي هم بايد با كيفيت بهتر اجناس ارزان تري را عرضه كنند. »
    محمد عسكري زاده، استاد دانشگاه و صاحب نظر در علوم اقتصادي نيز در اين خصوص نظري مشابه دارد و مي گويد: »نظام سرمايه داري بدون مصرف گرايي و رواج آن قادر به ادامه حيات نخواهد بود، از همين رو جست و جو براي بازار مصرف كالاهاي توليدي دركشورهاي ديگر از جمله جهان سومي را در دستوركار قرارداده است. بخشي از وظايف مسئولان آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش هاي اجتماعي است، اما بايد اذعان كرد كه متاسفانه تلاش موثري براي آموزش اين مسئله دركتب درسي مدارس و دانشگاه ها و يا در فيلم و سريال هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به دليل همين ضعف آموزش ها، تشديد روحيه تجمل گرايي و مصرف گرايي توسط طبقه دلال و غيرمولد جامعه و نظام سرمايه داري به وجود آمده است.»
    
   مهندسي فرهنگي را جدي بگيريم
    زماني مي توانيم به توسعه پايدار برسيم كه روند توليد و مصرف در كشورمان را به بهترين شكل ممكن هدايت، نظارت و مديريت كنيم.
    در بعد از انقلاب اسلامي اين روند به خوبي پيش رفت اما درسال هاي اخير به سمت مصرف گرايي آن هم از نوع غير ايراني روي آورديم.
    كارشناسان معتقدند كه در مهندسي فرهنگي بايد اين مسئله را به درستي تشريح و تبيين كنيم كه جامعه درعين حالي كه بايد در رفاه باشد، درهمان حال تفكر و نگرش توليدي هم داشته باشد .
    به قول اساتيد علوم ارتباطات اجتماعي درجهان امروز كه آن را دهكده مي نامند داد و ستد از ديرباز تاكنون مرسوم بوده اما نكته حائز اهميت اين است كه ما بايد اين داد و ستد را به درستي مديريت كنيم، واردات يا صادرات بي رويه به اقتصاد جامعه ضربه مي زند اما بايد اعتراف كرد كه در بخش واردات كالابه كشورمان از مديريت و نظارت قوي و خوبي برخوردار نيستيم . »
    محمد جواد ابطحي، عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در اين خصوص به مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جلسه 474 مورخ يازدهم بهمن ماه 1379 با جزئيات آيين نامه نحوه نظارت بر علائم، نشانه ها و تصاوير روي البسه و لوازم التحرير و كالاهاي مشابه اشاره كرده و همه دستگاه ها را موظف به رعايت اين مصوبه مي داند.
    وي در ادامه به ضرورت مهندسي فرهنگي اشاره كرده و در خصوص روش هاي مدنظر اينطور توضيح مي دهد:« براي نظارت بيشتر بايد در درجه نخست آموزش و فرهنگ سازي كرد كه اين آموزش بايد با آغاز دوران تحصيل شروع شود. معرفي قوانين و مقررات به مردم و فرهنگ سازي نحوه مواجهه با بي قانوني و هنجارشكني كه خود مردم همراه با نيروهاي انتظامي عمل كنند از ديگر وجوه است. نازل بودن جريمه ها خود موجب تخلف مي شود حتي در برخي قوانين مانند مقررات شهرسازي شاهديم كه شهرداري اين امكان را براي متخلفان فراهم مي كند كه با پرداخت جريمه مالي مشكل حل شود.»
    نماينده خميني شهر همچنين مي گويد:« در صورتي كه قوانين مورد نقد و بررسي قرار نگيرند و در قانون گذاري افراط و تفريط شود بي قانوني هم به وجود مي آيد. اگر مي بينيد مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي اجرا نمي شود به همين رفتارها باز مي گردد در حالي كه بايد مجازات ها را تشديد كرد يعني مجازات ها بايد متناسب با جرايم تعيين شود و آموزش را تقويت كرد تا مشكلات اينچنيني حل شود. اين مساله عزم ملي را مي طلبد و اينكه همه دستگاه ها هماهنگ با هم عمل كنند. »
    
    هجمه فرهنگي، خطري پنهان
    مقوله حضور كالاهاي خارجي در بازارهاي داخلي و تبليغ اين كالاها در رسانه ها از ابعاد مختلفي بررسي مي شود.
    محمد ظريفي عضو هيات عالي نظارت جامعه اسلامي دانشجويان در گفت و گو با خبرنگار سرويس گزارش روز كيهان اين ابعاد را مورد بررسي قرار مي دهد و مي گويد:« هر كدام از اين اجناس خارجي كه وارد بازار مي شو ند زمينه فرهنگي نامرئي همراه خود دارند كه فرهنگ غني و اسلامي ما را مورد تهاجم قرار مي دهند و توسط فرهنگ فاسد و پوچ غرب مي خواهند جايگزين كنند همان چيزي كه بدون لشكركشي و صرف هزينه هاي بسيار توسط دول استعماري و آمريكايي وارد كشور مي شود. »
    اين عضو تشكل دانشجويي همچنين عقيده دارد: «فرهنگ كشورهاي بيگانه با اين روش به كشورهاي داخلي تزريق مي شود و همواره تلاش مي كنند روي فرهنگ ايراني - اسلامي تاثير بگذارند البته با اين روش كه الگوهايي مطرح مي كنند و از اين طريق سليقه و ذائقه دختران و پسران را تغيير مي دهند. »
    استقلال ايران به كالاهاي داخلي با توجه به اينكه به حد بالاي كيفيت رسيده اند از جمله مواردي است كه بايد توليد كنندگان داخلي هم به آن توجه كنند.
    ظريفي همچنين ادامه مي دهد:« حفظ فرهنگ اصيل ايراني، عمقي شدن نگاه مسئولان به مقوله خطر نامرئي هجمه فرهنگي همچنين توجه به صدمات اقتصادي و تجاري كه توسط ورود كالاهاي خارجي به كشور تحميل مي شود امر مهمي است كه بايد در اين خصوص دقت كرد. البته دولت و مجلس طي سال هاي اخير نشان دادند كه اهتمام ويژه اي در اين خصوص دارند و مسئولان فرهنگي دغدغه آن را دارند كه به اصلاح وضع بپردازند اما اين كافي نيست.»
    گزارش روز
    
     پريسا جلالي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:58 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مباني اسلامي الگوي مصرف


نويسنده: م.ك

صرفه جويي و پرهيز از اسراف در دين مبين اسلام بسيار مورد توجه قرار گرفته است و از مفاهيم و گزاره هاي مورد اهتمام دين مبين اسلام است كه به بيان مختلف در آيات قرآني و روايات اهل بيت مورد بحث و تاكيد گسترده اي قرار گرفته است.
     يادآوري اين نكته ضروري است كه اصلاح الگوي مصرف قبل از آنكه نياز اقتصادي باشد. نياز فرهنگي است از اين رو در جهت اجرايي دشن نيازمند سه فاكتور اساسي است.
     الف) تعريف درست كامل
     ب) فرهنگ سازي
     ج) برنامه ريزي جهت اجرايي
     واژه صرف كه به معناي تغيير و تحول آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. صرفه جويي به مفهوم مصرف يك چيز به شكل درست و مناسب آن است اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد.
     قرآن به اين مساله از ابعاد مختلف پرداخته است.
     در نكوهش اسراف و تبذير و ارزش و جايگاه ميانه روي و بهره گيري صحيح از نعمت هاي الهي در آيات قرآني و روايات اسلامي سخن فراوان به ميان آمده است. برخي از اين آيات عبارتند از:
     1. “و ان المسرفين هم اصحاب النار”1
     “و همانا اسراف كاران همراهان آتش اند”
     2. “كذالك يضل الله من هو مسرف مرتاب”2
     “و بدينسان گمراه كند خدا هر كه را كه فزوني خواه و شك آورنده است”
    3. “ولاتسرفوا لاعيب المسرفين”3
     “اسراف نكنيد چرا كه خداوند اسراف كنندگان را دوست نمي دارد”
     و در روايات اسلامي نيز به بحث اعتدال و ميانه روي و صرفه جويي اشاره و تاكيد شده است كه چندنمونه را ذكر مي كنيم.
     “امام كاظم(: در وصيت نامه اي به هشام، يكي از لشكريان عقل ميانه روي و از لشكريان جهل زياده روي است”.
     “امام موسي بن جعفر (: كسي كه در زندگي ميانه روي و قناعت كند نعمت او باقي مي ماند و آنكه با تبذير و اسراف زندگي كند، نعمتش از بين مي رود”.
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:58 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  كاركرد اعتدال در افكار و كردار


نويسنده: علي اصغر الهامي نيا , مفهوم اعتدال

اعتدال از ريشه عدل، به معني ميانه گيري مابين دوحالت يك چيز از نظر كمي و كيفي و تناسب برقرار كردن ميان آن دو است، چنان كه به روزها و شب هاي بهاري و پاييزي، كه به اندازه يكديگرند، «اعتدال بهاري و پاييزي» گفته مي شود. (1)
    برگردان فارسي اعتدال «ميانه روي» است كه بر پرهيز از افراط و تفريط در هر كاري اطلاق مي شود و واژه معادل عربي آن «اقتصاد» است كه در فرهنگ اسلامي كاربرد بيشتري دارد.
    ضرورت اعتدال
    نظام عالم براساس هندسه اي دقيق پي ريزي گشته است.
    جهان چون چشم و گوش و خط ابروست كه هر چيزي به جاي خويش نيكوست
    همه پديده هاي عالم از بزرگترين كهكشان گرفته تا كوچكترين ذرات اتم، از قانون عادلانه خلقت كه «حقيقت» ناميده مي شود- پيروي مي كنند، به تعبير امام علي(ع):
    «... بالحق قامت السموات و الارض فيما بين العباد»(2)
    آسمان ها و زمين در ميان بندگان، به حق برپا شده است. و در عين حال آفريننده حكيم «عالم تكوين» فرمانده تواناي «عالم تشريع» نيز هست؛ «و هوالذي في السماء اله و في الارض اله و هو الحكيم العظيم»(3)
    و او كسي است كه در آسمان خداست و در زمين نيز خداست و او بسيار با حكمت و دانش است. آفرينش انسان نيز از چنين قانوني پيروي مي كند و هرگز نارسايي و نوسان در اصل خلقت او وجود ندارد از او نيز خواسته شده كه هماهنگ با عالم آفرينش در صراط مستقيم «عدل و اعتدال» گام نهد و هيچ گاه به افراط و تفريط نگرايد. اميرمومنان(ع) مي فرمايد: «عليك بالقصد في الامور فمن عدل عن القصد جار و من اخذ به عدل»(4)
    بر تو باد به ميانه روي در كارها؛ هر كس از ميانه روي روي گرداند، ستم مي كند و هركس به آن چنگ زند، عدالت ورزد.
    نمونه هاي كاربردي
    اصل اعتدال، بايد به شكل كلي و فراگير بر سراسر زندگي فردي و اجتماعي انسان حاكم باشد و هميشه و همه جا افكار، كردار و گفتار او را دربرگيرد. اكنون سه محور يادشده را توضيح مي دهيم.
    الف- افكار
    منشا همه تصميمات آدمي، فكر و انديشه اوست؛ اگر فكر معتدل و مستقيم باشد، رفتار فرد راه اعتدال مي پويد و اگر انديشه به بيماري عدم اعتدال گرفتار شود، اعمال انسان نيز به آفت افراط و تفريط دچار مي شود.
    
    اميرمومنان(ع) - نقش كلي و حياتي انديشه را چنين بيان مي كند:
    «من فكر قبل العمل كثر صوابه»(5)
    هر كس پيش از اقدام انديشه كند، درستي عملش افزون مي گردد.
    و در سخني نغز و حكيمانه، به سنجش راستگرايي و چپگرايي با اعتدال انديشه پرداخته، مي فرمايد: «اليمين و الشمال مضله و الطريق الوسطي هي الجاده»(6)
    راست روي و چپ روي، گمراهي است و راه ميانه، راه زندگي است.
    اين راه ميانه، همان تفكر ناب توحيدي است كه در ميان كلاف هاي سردرگم، انديشه هاي خرافي كفر، شرك، دوگانه پرستي، تثليث، رهبانيت، جبر و تفويض، تناسخ، تجسم، ماديگري، گزافه پرستي و... با عنوان «صراط مستقيم» خودنمايي مي كند و همه موحدان حقجو را در خويش جاي مي دهد و به سر منزل مقصود- يعني قرب الهي- مي رساند.
    
   تندروهاي افراطي، به كلي منكر آفريدگار جهان و نظم و حكمت حاكم بر آن مي شوند، حتي واقعيت هاي محسوس را منكر مي شوند و به تعبير قرآن:
    «و اذا قيل لهم ماذا انزل ربكم قالوا اساطير الاولين»(7)
    و هنگامي كه از آنان پرسش شود: پروردگارتان، چه فرو فرستاده؟ پاسخ دهند: اينها (افسانه گذشتگان است)!
    ولي همين پرسش اگر از صاحبان انديشه معتدل و مستقيم پرسيده شود، چنين پاسخ مي دهند:
    «و قيل للذين اتقوا ماذا انزل ربكم قالوا خير للذين احسنوا في هذه الدنيا حسنه والدار الاخره خير...)(8)
    از متقيان مي پرسند: پروردگار شما چه چيز نازل كرده؟ پاسخ دهند: خير و خوبي؛ براي كساني كه نيكي كردند، در اين دنيا نيكي است و سراي آخرت از آن هم بهتر است.
    تفريط گرايان كندرو نيز هر موجود ناتوان و ناقصي را به خدايي مي گيرند و از كهكشان گرفته تا سنگ و چوب را مي پرستند و افراد بي سروپا را به جاي خدا فرمان مي برند و تا آنجا پيش مي روند كه مانند يهوديان نابكار معتقد مي شوند كه خدا در صحنه آفرينش بيكاره و دست بسته در گوشه اي نشسته ناظر كاركرد ديگران در ملك خويش است؛
    «و قالت اليهود يدالله مغلوله غلت ايديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان...»(9)
    يهوديان گفتند: دست خدا بسته است، دست هاي خودشان بسته باد و به سبب آنچه گفتند لعنت شدند! بلكه دست هاي خدا باز است.
    
   امام صادق (ع)- درتفسير اين آيه فرمود:
    يهود گفتند: خداوند (با آفرينش نخستين) دست از آفرينش كشيد و فزوني و كاستي ايجاد نمي كند ولي خداوند با اين آيه اظهارات آنان را تكذيب كرد.»(01)
    جمله نغز و گرانمايه
    «لاجبر ولاتفويض بل امر بين امرين»(11)
    نيز نشان دهنده تفكر اصولي و مستقيم اعتدال در فرهنگ اسلام اصيل وناب است.
    ب-كردار
    رفتار عادلانه، نتيجه انديشه معتدل است و مومنان با تصحيح افكار وعقايد خويش، به تعديل كردار خود مي پردازند ودر هيچ كاري به افراط وتفريط نمي گرايند. رهنمود كلي قرآن مجيد در اين مورد چنين است:
    «ولاتطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»(21)
    فرمان مسرفان را اجرا نكنيد، همانها كه در زمين فسا د مي كنند و اصلاح نمي كنند.
    
    امير مومنان علي(ع) نيز در اين باره خطاب به مالك اشتر مي فرمايد:
    «وليكن احب الامور اليك اوسطها في الحق و اعمها في العدل»(31)
    بايد دوست داشتني ترين كارها نزد تو، ميانه ترين آنها در حق و گسترده ترين آنها در عدالت باشد.
    آيات و روايات و احكام و مقررات اسلامي نيز به طور گسترده و پيگيري درصدد تنظيم همه امور فردي و اجتماعي مسلمانان بر محور حق واعتدال و پيشگيري از ناميزاني و افراط و تفريط اند گاه نيز به خاطر اهميت موضوع با شاخص بودن آن به تعيين مصداق مي پردازد كه چند نمونه را در زير عنوان مي كنيم:
    1- خواب وخوراك: خرد آدمي حكم مي كند كه هر موجود زنده اي بايد به اندازه نياز خويش از منابع غذايي بهره ببرد و درعين حال هرگونه افراط و تفريط در خورد و خوراك، زيان آور و نامعقول است.
    
    قرآن مجيد در اين زمينه مي فرمايد:
    «... كلوا و اشربوا و لاتسرفوا انه لايحب المسرفين»(41)
    بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه خداوند اسرافكاران را دوست ندارد.
    خوردن و آشاميدن بيش از حد و گنجايش، سبب ويراني جسم و روح آدمي مي شود. امام صادق(ع) درباره پرخوري مي فرمايد:
    «ليس شيء اضر علي قلب المومن من كثره الاكل و هي مورثه لشيئين قسوه القلب و هيجان الشهوه»(51) براي قلب مومن، چيزي زيان بارتر از پرخوري نيست، چنين كاري سبب سنگدلي و تحريك شهوت مي شود.
    اين دو پديده شوم سنگدلي و شهوت راني منشا بسياري از مفاسد فردي و اجتماعي مي شود كه به طور يقين قابل مهار و كنترل نيستند. همين طور خواب بيش از اندازه و يا كم خوابي مذموم و زيان آور است.
    2. كار و عبادت: انسان، موجود دوبعدي است و بايستي نيازمندي هاي جسمي و روحي خود را از راه هاي مشروع و معقول تامين كند؛ هم به جسم و نيازهاي مادي آن توجه كند و هم در پرورش روح و تهذيب آن بكوشد هم آخرت خود را مدنظر داشته باشد و هم دنياي خويش را ضايع نسازد.
    براي تامين نيامنديهاي زندگي و مشاركت در رفع نيازهاي اجتماعي بايد به كار و تلاش بپردازد و براي خودسازي و تامين سعادت اخروي به دريافت معارف ديني و پرستش و نيايش با پروردگار همت گمارد.
    
  قرآن مجيد، در اين باره مي فرمايد:
    «و ابتغ فيما اتيك الله الدار الاخره و لاتنس نصيبك من الدنيا..»(61)
    در آنچه كه خدا به تو داده، سراي آخرت را بطلب و بهره دنيايت را فراموش نكن.
    مومنان واقعي، عمر خود را ميان دنيا و آخرت تقسيم مي كنند و براي هريك به اندازه لازم وقت مي گذارند، هم زندگي دنيايي خود را به شكلي ساده و آبرومند اداره مي كنند و هم با عشق و علاقه، به عبادت و آمادگي براي سراي آخرت مي پردازند و هيچ يك را فداي ديگري نمي كنند، چنان كه امام كاظم(ع) فرمود: «ليس منا من ترك دنياه لدينه و دينه لدنياه»(71)
    كسي كه دنيايش را براي دينش و دينش را براي دنيايش ترك كند، از ما نيست.
    3- مصرف و هزينه: مومن موظف است در حد توان و نيروي خويش به گردش چرخ اقتصادي جامعه كمك نمايد و علاوه بر تامين هزينه هاي زندگي در رونق و سازندگي ميهن اسلامي نيز سهيم شود. در اسلام، راههاي درآمد حلال و مجاز، از راههاي حرام و ممنوع مشخص شده و هر كس درآمد مشروعي به دست آورد، مالك آن مي شود و مجاز است طبق نظر عقل و شرع آن را به مصرف برساند در اين ميان افراط و تفريط در مصرف و هزينه، امري نامعقول است، قرآن مجيد در اين باره چنين رهنمود مي دهد:
    «ولاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا» (81)
    دستت را به گردنت زنجير نكن (انفاق و بخشش را ترك نكن) و به طور كامل آن را نگشا (بي حساب بخشش نكن تا سرزنش شده و حسرت زده، در گوشه اي بنشيني!
    سياست اقتصادي فردي و اجتماعي مسلمانان بايد براساس اين آيه تنظيم گردد و در هر برنامه اي از خست و تنگ نظري از يك سو و تبذير و زياده روي از سوي ديگر، اجتناب كنند و با برنامه ريزي دقيق و حساب شده، حد اعتدال و ميانه را برگزينند كه به طور قطع موفق تر خواهند بود.
    پي نو شت ها :
    ـــــــــــــــــــــــــ
    1- اقرب الموارد، ج 2، ص 35.7
    2- بحارالانوار، ج 33، ص 39.4
    3- زخرف (34)، آيه 3.8
    4- شرح غرر الحكم، ج 4، ص 19.2
    5- همان، ج 5، ص 67.2
    6- نهج البلاغه، خطبه 61، ص 9.6
    7- نحل (61)، آيه 4.2
    8- همان، آيه 0.3
    9- مائده (5)، آيه 4.6
    01- البرهان، ج 1، ص 682
    11- بحارالانوار، ج 4، ص 79.1
    21- شعرا (61)، آيات 115- 25.1
    31- نهج البلاغه، نامه 35، ص 69.9
    41- اعراف (7)، آيه 1.3
    51- مصباح الشريعه، باب 4.3
    61- قصص (82)، آيه 7.7
    71- تحف العقول، ص 334، اسلاميه.
    81- اسراء/ 92.
    
     علي اصغر الهامي نيا ، مفهوم اعتدال 
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:56 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 هفت رنگش مي شود هفتاد رنگ!
سفره هاي افطار مجلل تر مي شوند

نويسنده: نعيمه دوستدار



    ما مردم خاطره هاي مشتركيم. هنوز آفتاب نزده كه راديو، اهل خانه را بيدار مي كند. صدايي آشنا پشت فضاي ذهنمان تكرار مي شود؛ همان صدايي كه هشدار مي دهد چند دقيقه مانده تا آفتاب از پشت سياهي ها سر بزند و تا اذان راهي نيست...
    
    ما مردم خاطره هاي مشتركيم. هنوز آفتاب از رمق نيفتاده كه بوي نان تازه در خانه مي پيچد. كسي يك جزء قرآن را با ترتيل مي خواند. صدايي، يك روز روزه داري را در ذهنمان مرور مي كند. آوازي، زمزمه دعاهاي بي تابمان مي شود. تا اذان راهي نيست...
    
    در خاطرات مشترك ما، اختلافي بين نسل ها نيست. ما سال هاست كه با خاطره هاي مشتركمان روزه مي گيريم و افطار مي كنيم. خاطره هاي مشترك ما چيزي بيشتر از پرچم سه رنگ و زبان مشترك است. خاطرات ما رو به يك قبله و كنار يك سفره شكل مي گيرند. دعاهايمان را يك رنگ مي كنيم و حرفمان را يكي. هر سحر و هر غروب، خاطرات ما بوي نان و پنير، بوي خرما و گردو و بوي ربنا و دعاي سحر مي دهند. دوست داريم سفره مان با حضور مهمان پربركت شود و در پذيرايي از مهمان سنگ تمام مي گذاريم. ماه رمضان، فرصت شريك شدن در ثواب روزه ديگران است، اما واي از زماني كه افراط دامن جماعت روزه دار را بگيرد.
    افطاري دادن سنت است، درست همان طور كه وليمه دادن و عقيقه كردن و خلاصه هر مراسم مذهبي و سنتي ديگري كه با دور هم غذا خوردن ارتباطي دارد. براي ايراني ها، اين طور سنت ها جدي تر از سنت هاي ديگرند. ايراني ها دور هم بودن را دوست دارند و از هر فرصتي براي كنار هم بودن استفاده مي كنند. در آيين ايراني، مهمان حبيب خداست و پا كه به خانه مي گذارد، به هر بهانه اي سفره اي مقابلش پهن مي كنند و خم و راست مي شوند و از اين كه او از سفره شان لقمه اي بردارد، احساس لذت و رضايت مي كنند.
    
    درباره افطاري دادن اين احساس در ايراني ها چند برابر است. در روايت ها درباره ثواب افطاري دادن به روزه داران توصيه هاي فراواني شده است. در روايات چنان به افطاري دادن سفارش شده كه از روزه مستحبي اهميت بيشتري دارد. در روايتي از امام موسي بن جعفر(ع) آمده است كه: «افطاري دادن به برادر روزه دار، از روزه داري بافضيلت تر است.» يعني هرچند افطاري دادن هرگز جاي روزه واجب را نمي گيرد، اما گاهي ثواب افطاري بيشتر است.
    
    امام صادق(ع) هم درباره ثواب افطاري دادن فرموده است: «كسي كه مومني را افطاري دهد، كفاره يك سال گناه او شمرده مي شود و كسي كه 2 مومن را افطاري دهد، بر خداوند است كه او را وارد بهشت كند.»
    
    به خاطر همين است كه با شروع ماه رمضان، خانواده ها در افطاري دادن از هم سبقت مي گيرند و بازار مهماني هاي خانوادگي و اداري حسابي گرم است. در تعاليم اسلامي، يكي از حكمت هاي روزه، شريك شدن در سختي هاي زندگي كساني است كه در اداره زندگي شان بخصوص ضروري ترين چيز يعني تامين غذا با دشواري روبه رو هستند، افطاري دادن هم با در نظر گرفتن همين قشر از اجتماع توصيه شده است.
    
    با شروع ماه رمضان آن چيزي كه بيشتر از هر چيز به نظر مي رسد، رواج سنت افطاري دادن به اقوام است، در حالي كه روزه به عنوان يك عبادت واجب بر جنبه هاي انسان ساز فردي و جمعي گوناگوني در جامعه تاكيد دارد. روزه مي خواهد انسان هايي بسازد كه در عين اين كه از نظر دروني به تقويت خودشان مي پردازند، قناعت را تمرين مي كنند و تلاششان اين است كه شرايط قشرهاي مختلف اجتماع را درك كنند. اما مهماني هاي افطار اين سال ها، سفره هاي رنگيني هستند كه رنگ هاي هر سفره از تعداد انگشتان 2 دست هم بيشتر است.
    
    سفره هاي 70 رنگ
    
    حاجيه خانم و جاج آقا هر دو بالاي 70 سال دارند و با 5 تا بچه و داماد و عروس و نوه ها كه هر كدام صاحب خانه و زندگي هستند، تعدادشان بيشتر از 30 نفر است. اگر خواهر و برادر هاي خودشان را هم با بچه ها و دامادها و عروس ها حساب كنند، فاميل بزرگي هستند كه سالي چند بار دور هم جمع مي شوند و مهم ترين بهانه اين دور هم جمع شدن غير از عروسي و خداي نكرده عزا، مراسم افطاري است. حاج آقا و حاج خانم در فاميل از همه بزرگ ترند و افطاري دادن ها از آنها شروع مي شود و هيچ كس را هم نمي توانند از فهرست حذف كنند. قبلاكه حاج خانم جوان تر بود و سالم تر، مهماني هاي افطار را كم كم و در طول ماه رمضان برگزار مي كرد، اما حالاكه ديگر جسمش ياري نمي كند، مهماني را يكجا برگزار مي كند: «2 سال است كه افطاري ها را بيرون خانه مي گيريم. اين باعث شده كه دوست و آشناها و همسايه ها هم به جمع اضافه شوند و در نتيجه 100 نفري هستيم. ما بزرگ تريم و همه از ما توقع دارند. براي افطاري غير از خرده ريزهاي رايج مثل نان و پنير و شله زرد، آش و سوپ و دو نوع غذا هم سفارش مي دهيم كه با هزينه جا، چيزي حدود 2 ميليون تومان مي شود.» اين رقم البته براي حاج آقا رقم زيادي نيست، چون او مغازه فرش فروشي دارد و اين رقم را مي گذارد به حساب ثواب صله رحم و افطاري. اما براي جوان ترهاي خانواده كه وظيفه خودشان مي بينند اين مهماني را جبران كنند، رقم سنگيني است.
    
    خيلي از آنهايي كه مي خواهند سنگ تمام بگذارند، سفره هاي خانگي به چشمشان نمي آيد و اين سال ها كه در رستوران هاي مختلف وعده مخصوص افطار جاي ويژه اي پيدا كرده، تجربه افطاري دادن بيرون خانه حسابي رواج دارد. بين رستوران هاي مختلف هم در ارائه منوي مخصوص افطار رقابت هست. بعضي جاها با چاي و نان و پنير افطاري را برگزار مي كنند و بقيه كار را با غذاهاي مرسوم خودشان تمام مي كنند، بعضي جاها هم مجموعه متنوعي دارند. آقاي «ب»، به خاطر ويژگي هاي شغلش كه يك كار تجاري است، هر روز با تعداد زيادي از آدم ها قرار ملاقات دارد كه در ماه رمضان خيلي از اين قرارها به موقع افطار موكول مي شود. او در تجربه چند ساله اش بيشتر جاهايي را كه افطاري خوب و مخصوص مي دهند، شناخته است: «منوي افطار از غذا جدا محاسبه مي شود. افطاري ساده به اضافه يك سوپ يا آش حدود 6000 تومان است و بعد معمولايك غذاي اصلي با مخلفات سفارش داده مي شود كه آن هم بسته به نوع غذا متفاوت است.» افرادي كه امكان پذيرايي از مهمان را در خانه ندارند، از اين گزينه استفاده مي كنند و بسته به ظرفيت رستوران مهمانان مورد نظرشان را دعوت مي كنند، هرچند اين كار تنها براي پايبندي به سنت افطاري دادن انجام نمي شود و رقابت حرف اول را مي زند و البته هر سال داستان هايي از مهماني افطار چهره هاي مشهور ورزشي، هنري و... به گوش مي رسد كه همه در رستوران هاي مشهور و گرانقيمت برگزار شده اند.
    
    سيده انسيه كياموسوي، كارشناس مذهبي مي گويد: «هدف از اين مهماني ها و افطاري ها، علاوه بر شاد كردن مومنان بخصوص فقرا، ايجاد انس و هماهنگي و اتحاد بين مسلمانان است؛ اما اگر سفره هايي كه هنگام افطار گسترده مي شود براي خودنمايي و چشم و همچشمي باشد و بي توجه به درماندگان و فقرا برگزار شود، جز گناه و دوري از حقيقت ثمري ندارد.»
    
 بركت افطار در سطل هاي زباله
    
    ماه رمضان كه شروع مي شود، بين كارمندان پچ پچ راه مي افتد كه بالاخره تاريخ افطاري اداره كي است و اگر افطاري برگزار شود، چه مي دهند. در خيلي از اداره ها رسم است كه كاركنان آن اداره را به مراسم افطار دعوت كنند. اين مراسم گاهي با حضور كاركنان همه بخش ها برگزار مي شود و گاهي هم گزينشي است. رضا ج درباره تجربه اش از حضور در افطاري هاي اداري مي گويد: «به هرحال كسي از اين كه در مراسم افطاري شركت كند، بدش نمي آيد؛ اما رسم بدي كه در محل كار من هست اين است كه در مراسم تبعيض وجود دارد، يعني كارمندان معمولي را با مديران يكجا دعوت نمي كنند و اين طور كه خبر مي رسد، افطاري ها هم با هم فرق مي كند و افطاري مديران رنگين تر است. اين قضيه علاوه بر اين كه حس بدي در كارمندان ايجاد مي كند، بي احترامي به روزه داران است.»
    
    يكي از حكمت هاي روزه، شريك شدن در سختي هاي زندگي كساني است كه در اداره زندگي شان بخصوص ضروري ترين چيز يعني تامين غذا با دشواري روبه رو هستندروايت هاي ديگري هم از اين نوع افطاري ها هست. اين روايت را مهديه غفراني مي گويد: «افطاري جايي كه من در آن كار مي كنم، بسيار مفصل است؛ چون مجموعه بزرگي هستيم. مهمان ها در شب هاي مختلف دعوت مي شوند. روي هر ميز كه از قبل چيده شده، مقدار زيادي لوازم افطار هست كه چند برابر اشتهاي مهمان هاست. بعد هم كه غذا مي آورند، مي تواني بين چند نوع غذا انتخاب كني.»
    
    تا اينجاي كار شايد چندان تعجبي نداشته باشد؛ اما نكته دردناك ماجرا موقع جمع آوري ميزهاست: «من 2 سال است كه در اين مراسم شركت مي كنم. هر دو سال خودم شاهد بوده ام كه چطور غذاهاي دست نخورده را همراه ميوه هاي سالم و بسته هاي باز نشده پنير و كره و مربا در سطل آشغال مي ريزند. خود من وقتي از يكي از خدمه پرسيدم چرا اين كار را مي كنيد، جواب داد كه به ما گفته اند كل باقيمانده ها را دور بريزيم. آخر اين چه ثوابي است كه به گناه اسراف آلوده مي شود؟»
    
    سيده انسيه كياموسوي درباره اسراف در مهماني هاي افطار مي گويد: «اسراف، گناه بزرگي است و در ماه رمضان بزرگ تر. تعاليم ديني و اصول روشن روزه داري بر اين تاكيد مي كنند كه فرد قناعت پيشه كند و دسترسي اش را به طور خودخواسته به خوراكي ها كم كند، اما اگر قرار باشد در اين مهماني ها خلاف ارزش هاي روزه اسراف حاكم شود، از هدف هاي انسان ساز روزه دور مي شويم، بخصوص اگر اين كار از طرف نهادهاي عمومي و رسمي انجام شود، قبح بيشتري دارد. به جاي دور ريختن غذاها بايد زمينه اي فراهم شود كه افراد نيازمندتر از اين سفره ها بهره مند شوند.»
    
   نيازمندان فراموش شده
    
    در حديثي از امام حسن عسكري(ع) آمده است : «خداوند روزه را واجب كرده تا آدم بي نياز، طعم گرسنگي را بچشد و در نتيجه به مستمند و فقير مهرباني كند.» اما در ميان خيلي از روزه داران، نيازمندان فراموش شده اند. نمونه اش خانواده صدري، فاميل بزرگي هستند و از روز اول ماه رمضان، تقويم خانواده آنها از مهماني هاي دعوت شده پر است. خانم صدري مي گويد: «بعضي ها در خانواده اصلافرصت افطاري دادن پيدا نمي كنند و بقيه هم از قبل نوبتشان را رزرو مي كنند. بين خانم هاي فاميل هم رقابت سختي برپا مي شود.» او توضيح مي دهد كه خانم ها بخصوص جوان ترها چطور هر سال فهرست غذاها را بلند تر مي كنند و روش هاي تازه اي براي چيدن ميز و سفره ابداع مي كنند: «سبزي خوردن را بايد طور خاصي تزئين كرد و بايد هم چاي باشد هم شير و هم قهوه. سوپ ، آش ، فرني و شله زرد. پنير و گردو و انواع مربا. براي شام هم انواع برنج و خورش و گوشت و مرغ. بعضي از خانم هاي فاميل هر سال ظرف هاي افطار را هم عوض مي كنند كه تكراري نباشد. دستور غذاها هر سال عوض مي شود. سوپ هاي جديد و برنج با ادويه تازه.» برگزاري اين مراسم پرزرق و برق حاشيه هايي هم دارد و آن عبارت است از فراهم كردن انواع شيريني ها با محوريت زولبيا و باميه و گونه گونه ميوه هاي فصل كه براي مهمان ها قدرت حركت باقي نمي گذارد! فكر مي كنيد هزينه چنين افطاري براي هر خانواده چقدر است؟ آقاي صدري به نيابت از بقيه جواب مي دهد: «هرسال با توجه به گراني بيشتر مي شود. سال قبل براي هر نفر 30 هزار تومان خرج شد.»
    
    سيده انسيه كياموسوي مي گويد: «احترام گذاشتن به مهمان پسنديده است و حتي بزرگان دين و ائمه هم هر وقت مي خواستند از مهماني پذيرايي كنند، بهترين خوراكي ها را جلوي او مي گذاشتند؛ اما اين كار با تبذير متفاوت است. ما در عين حال مي بينيم كه خود امامان ما براي افطاري ساده ترين غذاها را مي خوردند و روايت مشهور از اميرالمومنين(ع) اين است كه او هرگز با دو نوع غذا افطار نمي كرد. هرچند الان توقع نداريم كه كسي تا اين حد مقيد باشد؛ اما نبايد كار به حد افراط برسد.» در مهماني هاي باشكوه افطاري معمولاجايي براي نيازمندان نيست. كياموسوي معتقد است: «فكر نمي كنم در چنين مهماني هايي كسي به ياد نيازمندان بيفتد. البته مهماني هاي خانوادگي جاي خود را دارد و صله رحم به حساب مي آيد؛ اما زرق و برق و تجمل اين مهماني ها نبايد باعث شود كه هدف اصلي از برگزاري شان چشم و همچشمي با ديگران باشد. چشم و همچشمي آفت روابط اجتماعي است و بخصوص در مسائل مذهبي اثر بدتري دارد، چون با ماهيت معنوي آن در تضاد است.» در حالي كه برگزاركنندگان مهماني هاي باشكوه افطاري، معمولااز حال همشهريان و بستگان نيازمندشان غافل مي شوند، براي كامل شدن اين عبادت بزرگ اسلامي، از قبل تا بعد از ماه رمضان، تعاليم ويژه اي وجود دارد.
    
    به گفته خانم موسوي، در حالي كه اسلام تاكيد مي كند كساني كه موفق نشده اند روزه هاي سال قبل خود را بگيرند، كفاره آن روزه ها را به نيازمندان بدهند و در حالي كه در روز عيد فطر، اولين قدم هر مسلمان پرداخت زكات فطريه به نيازمندان است، بيش از پيش به اهميت توجه به نيازمندان و خودداري از اسراف در طول ماه رمضان پي مي بريم.
    
     نعيمه دوستدار


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:53 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  بيم ها و اميدهاي اصلاح الگوي مصرف
به بهانه سال اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: فاطمه نوروزي - آموزش وپروش منطقه كهريزك

حضرت آيت الله خامنه اي رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال افزودند: با توجه به اهميت حياتي و اساسي مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور سال جديد را در همه زمينه ها و امور سال اصلاح الگوي مصرف مي دانم.
    اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني در مي يابيم كه ميزان مصرف در ايران با كشورهاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم.
    براساس گزارش موسسه «ماركت اوراكل» ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختي به اين كالانخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف گرديده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 5/2، در انگليس5/3، در فرانسه 9/1، در كانادا 5/6 و در كشور آمريكا 3/7 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران دو برابر مي شود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا دو درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار دو برابر مي شود.يعني ايران درمقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف مي كند. هم اكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف مي شود. و هر سال بيش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مي يابد در حالي كه در صورت مصرف استاندارد ايران مي تواند يكي از صادر كنندگان بنزين باشد.
    سرانه مصرف نان درا يران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است بيش از 2 تا 3 برابر است.
    براساس گزارش صندوق بين المللي پول ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با رقم 37 ميليارد دلار مي باشد. مصرف سرانه انرژي در ايران به ازاي هر نفر بيش از 5 برابر مصرف سرانه كشوري مانند اندونزي با 225 ميليون نفر جمعيت، دو برابر چين با يك ميليارد و 300 ميليون نفر جمعيت و چهار برابر كشور هند با يك ميليارد و 122 ميليون نفر جمعيت است.در بخش ساختمان و مسكن ايران براساس آمار و ارقام منتشره متوسط مصر ف انرژي به ازاي هر متر مربع در ايران 6/2 برابر متوسط مصرف در كشورهاي صنعتي است كه در بعضي از شهرهاي كشورمان اين رقم به حدود چهار برابر مي رسد.
    الگوي مصرف آب آشاميدني براساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي شود! از نظر مصرف برق هم ايران نوزدهمين كشور پرمصرف برق در دنياست و دولت ساليانه يارانه چهار هزار ميليارد توماني براي برق در نظر مي گيرد.
    ايران بعد از كشورهاي آمريكا و روسيه در رتبه سوم مصرف جهان قرار دارد؛ ميزان مصرف گاز طبيعي در ايران از 68 ميليارد متر مكعب در سال 2001 با متوسط رشد سالانه 3/10 درصد به 123 ميليارد متر مكعب در سال 2008 رسيده و پيش بيني مي شود در سال 2012 ميلادي ميزان مصرف به 277 ميليارد متر مكعب برسد.
    و با ادامه اين روند در سال هاي آينده ايران به يك مصرف كننده بزرگ گاز طبيعي در جهان تبديل خواهد شد. اين در حالي است كه دولت در سال گذشته 134 هزار ميليارد ريال يارانه گاز به مشتركان بخش خانگي تعلق داده است.
    سرانه مصرف شكر در ايران 29 كيلوگرم است در حالي كه ميانگين مصرف شكر در جهان 22 كيلوگرم مي باشد و نيز تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد ايراني ها 30 درصد بيشتر از ميانگين جهاني روغن مصرف مي كنند و همچنين مصرف ميوه در ايران 4 برابر استاندارد جهاني است.
    همانطور كه مشاهده مي كنيم مقايسه ميزان مصرف در بخش هاي مختلف با ساير كشورها نشان دهنده وضعيت بسيار نامطلوب مصرف در همه زمينه ها است و جالب تر اينجاست كه ساليانه نزديك به 2/12 هزار ميليارد تومان يارانه واقعي و 78 هزار ميليارد تومان يارانه پنهان پرداخت مي كنيم. كه در مجموع مبلغ كل يارانه آشكار و پنهان دولت چيزي در حدود 90 هزار ميليارد تومان است.
    اصلاح الگوي مصرف از دستگاههاي دولتي آغاز شودسالهاست كه از هدر روي حاملهاي انرژي ، مواد غذايي ، كاهش بهره وري و ... سخن به ميان مي آيد و با وجود پاره اي از برنامه ريزي ها مقوله مهم اصلاح الگوي مصرف جدي گرفته نشده است اما به نظر مي رسد امسال با نامگذاري سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف از سوي رهبر معظم انقلاب و تاكيدي كه در اين ارتباط شده است عزمي جدي در تمامي بخش ها براي اصلاح الگوي مصرف به وجود آيد.
    بي شك اصلاح الگوي مصرف زماني مي تواند به نتايج موردنظر برسد كه بسترهاي لازم فراهم باشد.
    آموزش مردم و فرهنگ سازي در زمينه مصرف از طريق رسانه ها و كتب آموزشي در مدراس و اقدامات زيربنايي وزارتخانه ها براي اجرايي شدن اصول اين الگو مي تواند عزم جدي را به وجود آورد.
    نامگذاري سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف در شرايطي كه كار بررسي طرح تحول اقتصادي و بحث هدفمند كردن يارانه ها بزودي در كميسيون هاي مجلس آغاز مي شود ، مي تواند شكل جدي تري به برنامه ريزي ها در اين ارتباط بدهد.
    اصلاح الگوي مصرف در تمام زمينه ها:
    مصرف كلاهزينه است و زماني كه مصرف مي كنيم ، بابت آن بايد پول پرداخت كنيم و اين مصرف مي تواند در ارتباط با انرژي ، مواد غذايي و حتي زمان باشد . به عبارتي وقتي صحبت از كاهش هزينه ها و تغيير نگاه به كنترل هزينه ها به ميان مي آيد ، منظور فقط كنترل مصرف انرژي نيست بلكه در استفاده از زمان و فرصت نيز معني پيدا مي كند، وقتي بتوانيم بهره وري نيروي انساني را افزايش دهيم و به اصلاح سيستم بپردازيم با رقابت در فضاي عادلانه تغيير الگوي مصرف مي تواند در انعطاف پذيري بيشتري تحقق يابد... بهره وري بايد تفكيك شود و بايد ديد چه بخشي از كاهش بهره وري مربوط به قوانين، چه بخشي مربوط به دولت و چه بخشي مربوط به بخش خصوصي است نوع عملكرد واحدها در بخش خصوصي نشان داده است كه بهر وري در قياس با بخش دولتي بالاتر است البته تا رسيدن به نقطه مطلوب فاصله است و در اين زمينه نيازمند اصلاح قوانين دست و پاگير از جمله قانون كار و فضاي كسب و كارهستيم.اصلاح الگوي مصرف ابتدا بايد از دولت آغاز و اگر دولت به خوبي عمل كند، مردم راهشان را پيدا خواهند كرد و براي آنكه بخش خصوصي و مردم را در اين قالب هدايت كنيم دولت بايد نقش آفريني بيشتري داشته باشد. دولت مي تواند با تعيين سرفصل هاي مناسب مثل قيمت گذاري مناسب حامل هاي انرژي ، نوع هزينه كردن سرمايه ملي به سرمايه گذاري هاي ثابت و سرمايه گذاري هاي زيربنايي به عنوان يك هدايت كلي اقدام كند و مردم در مسيري كه هموار مي شود راه درست را اختيار مي كنند و انسانهاي هوشمندي هستند. انرژي از نوع سرمايه است و سرمايه ملي محسوب مي شود بنابراين مبلغي كه به عنوان يارانه از انرژي حذف مي شود تا الگوي مصرف اصلاح شود بايد در جهت سرمايه گذاري در بخش توليد و آن هم با مديريت بخش خصوصي سرمايه گذاري شود.
    
     پيگيري اصلاح الگوي مصرف درمجلس
    در بحث سند چشم انداز 20 سال تاكيد شده است كه ظرف 20 سال بايد اتكاي اقتصادي كشور به درآمدهاي نفتي كاهش يابد و كشور بايد حرف اول را در خاورميانه چه در بعد اقتصادي ، چه فرهنگي و چه مسائل زيست محيطي بزند. همچنين در اصل 44 به تقويت بخش خصوصي و تعاوني تاكيد شده تا با مديريت بخش خصوصي و نظارت دولت فعاليتهاي اقتصادي از رونق و بهره وري بالاتري برخوردار شود بنابراين مجلس نيز در زمينه تحقق اصلاح الگوي مصرف نگاهش دستيابي به اهداف سند چشم انداز ، قانون برنامه پنجم توسعه و اصل 44 قانون اساسي است. اصلاح الگوي مصرف بايد در بخش مسكن ساخت و سازها بايد به سمتي برود كه از هدر روي انرژي جلوگيري شود و يا در بحث نان كه همواره ارقام بالايي از ضايعات آرد و نان اعلام مي شود بايد با جايگزيني نانهاي صنعتي به جاي سنتي و همچنين به كارگيري شيوه هاي بهينه پخت نان از ضايعات جلوگيري كرد بنابراين مي بينيد كه مقوله اصلاح الگوي مصرف بسيار گسترده است و بخش هاي متنوعي را در بر مي گيرد . مجلس نيز در قالب طرح تحول اقتصادي و بحث هدفمند كردن يارانه ها كه بررسي آن در سال جاري دركميسيونهاي مجلس آغاز شده است بحث اصلاح الگوي مصرف را دنبال كند. وي تاكيد كرد: اصلاح الگوي مصرف نيازمند عزم ملي چه از سوي دولت و چه مردم است و تنها با همكاري همه جانبه مي توان چنين الگويي را پياده كرد.
    
    دولت پيشگام شود
    براي دستيابي به اهداف اصلاح الگوي مصرف بايد بدنه دولت و دهك هاي بالاي درآمدي پيشگام شوند و براي مردم الگوسازي كنند. اتخاذ راهكارهاي مبتني بر اصلاح الگوي مصرف امري ضروري در اقتصاد كشور است ، چرا كه مصرف بي رويه از عوامل مهم در جهت تعديل اقتصاد كشور به شمار مي آيد و بايد اين مشكل مرتفع مي شد. در جهت عملياتي شدن طرح اصلاح الگوي مصرف بايد در مجلس فراكسيوني به منظور هدايت، حمايت و نظارت برنحوه اجراي طرح با اعمال تدابير كارشناسان در جهت پيشگيري از هدر رفت منابع و انرژي تشكيل شود. مصارف در بخش خانگي يك سوم بخش دولتي است ، لذا براي كنترل و پيشگيري از اسراف بي رويه منابع در قدم اول بايد ادارات، نهادها و سازمان هاي دولتي با پذيرش نقص هاي خود در اين زمينه با رعايت اصول و قواعد اصلاح مصرف به الگويي براي ديگر اقشار جامعه تبديل شود.
    بايد اين طرح را از قالب شعار خارج كرد و با نگرشي عملياتي به آن ، همراهي قواي سه گانه كشور را به منظور حمايت از طرح در مسير اجرا مدنظر داشت. در مجلس، نقاط ضعف و قوت روشهاي كنوني بررسي شود و براي پيشگيري از هدر رفت منابع، زمان و انرژي در جهت عملياتي كردن طرح اصلاح الگوي مصرف، در اين مسير با جديت گام برداشته شود. با توجه به اينكه استفاده از خودروها و وسايط نقليه ديزلي در بيشتر نقاط جهان امروزه رايج شده ، اما در كشور ما فناوري در عرصه منابع و توليد داخلي هنوز به روزرساني نشده است و بسياري از توليدات داخلي بخصوص خودروها و لوازم برقي از استاندارد جهاني به دور بوده و از كيفيت كافي برخوردار نيستند.
    
  دستگاههاي دولتي بيشترين مصرف كننده
    مديران و مسئولان بايد براي زمان متعلق به كار خود، هزينه فرصت را مشخص كنند و ساعات مفيد كاري در ادارات و سازمانهاي دولتي را ارتقا دهند و از هدر رفت زمان و انرژي بكاند . دو رويه را در خصوص اصلاح الگوي مصرف بايد مد نظر داشت، اين موضوع بايد هم از ديد نظري و هم از ديد عملي بررسي شود و در مسير اجرا تمامي ابعاد آن بايد مورد توجه قرار گيرد.به لحاظ نظري بايد ديدگاه خود را نسبت به مقوله مصرف تعديل كنيم، يا به عبارت ديگر، به اسراف يا تفريط معترف باشيم و براي خارج شدن از كاستي ها و عقوبت افراط تفريط بايد از هرگونه اسراف در هر جايگاهي بپرهيزيم . در كشور بايد الگوي مصرف جامعي تعريف شود كه هم به لحاظ عملي و هم نظري براي عموم قابل اجرا و درك باشد تا با تكيه بر چنين الگويي بتوان در جهت رفع نواقص گام برداشت و به اعتدال لازم براي مبارزه با افراط و تفريط دست يافت.
    
     فاطمه نوروزي - آموزش وپروش منطقه كهريزك


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:48 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اقتصاد ضايعات کشاورزي


نويسنده: علي کيوان پناه

پرواضح است که در يک اقتصاد رقابتي مهم ترين عامل بقا وسودآوري يک صنعت، هزينه تمام شده توليد مي باشد. هم اکنون با توجه به رقابتي شدن روزافزون اقتصاد جهاني لزوم کاهش هزينه هاي توليد در صنايع داخلي و صادراتي بيش از پيش احساس مي شود.
     در اين مسير توجه به کاهش ضايعات حين توليد اهميت دارد. حال آنکه با توجه به ساختار سنتي و وارداتي بودن تکنولوژي هاي توليدي و با وجود محدود بودن منابع و اتلاف بيش از اندازه آن در مسير توليد تاکنون به اين امر توجه چشمگيري نشده است.
    ضايعات اقتصادي در پروسه توليد و مصرف شامل موارد گوناگوني مي شود و در عين حال راهکارهاي متفاوتي براي رفع آنها وجود دارد.
    موضوع اين مقاله، بررسي ضايعات در بخش کشاورزي و ارائه راهکارهايي براي رفع آنها مي باشد که در نهايت منجر به بالارفتن توليد ناخالص داخلي و توان بالاتري براي رقابت در صحنه بين المللي مي گردد.
    1 - برنامه كنارگذاري كشت محصول (set aside)
    در حالتي که دولت ها اقدام به سوبسيد دادن به برخي محصولات کشاورزي مي نمايند، باعث مي شود که اين محصولات بيش از حد بهينه توليد شود.
    با اين وضع و ايجاد مازاد محصول، مقداري از آن، از بين رفته و اين مساله باعث مي شود از يك طرف هزينه حمايت بسيار بالابرود و وزن بيشتري بر بودجه تحميل شود و از طرف ديگر مشکلات محيط زيستي به وجود بيايد.
    در موردي مشابه در اتحاديه اروپا، دولت ها تصميم گرفتند براي جلوگيري از ايجاد مازاد محصول و جلوگيري از كاهش ضايعات با كشاورزان وارد گفت وگو شده و به آنها پيشنهاد نمودند كه مقداري از سطح زيركشت محصول يا كل آن را در قبال پرداخت جبراني كنار بگذارند. با اجراي اين سياست مقدار زيادي از مازاد محصول كاهش يافت و بنابراين باعث شد كه متعاقب آن ضايعات محصول نيز كاهش يابد.
    با استفاده از اين تجربه بايد سياستگذاران كشاورزي براي جلوگيري از ضايعات به كشاورزان برنامه كنارگذاري برخي از سوبسيدها و حمايت ها را پيشنهاد نمايند، در حال حاضر در ايران در بعضي از محصولات مانند پياز و سيب زميني و گوجه فرنگي مازاد وجود دارد كه اين امر موجب مي گردد مقداري از اين مازاد در انبار يا در زمين از بين برود.
    2 - سياست هاي كاهش هزينه مبادله (Transaction cost)
    يكي از مسائل مبتلابه در كشورهاي در حال توسعه و توسعه نيافته كه باعث افزايش ضايعات مي شود، وجود هزينه مبادله بسيار بالادر بخش كشاورزي آنهاست، يعني مبادله نهايي در زماني كه محصول برداشت مي شود تا زماني كه به دست مصرف كننده نهايي مي رسد، بايستي پروسه طولاني را طي نمايد. اين مساله باعث ايجاد دو مشكل مي شود: اولاوجود واسطه هاي گوناگون، حمل ونقل جاده اي، انبارداري نامناسب، فقدان سردخانه و غيره موجب مي شود كه مقداري از محصول از بين برود. ثانيا مراحل گوناگون ارسال محصول از مرحله برداشت تا مصرف موجب مي شود، هزينه مبادله بسيار بالابرود و باعث شود که اين هزينه مبادله بالابراي كشاورز به يك معضل اساسي تبديل شود. براي اين منظور سياست هاي کاهش هزينه مبادله از جمله ايجاد تعاوني ها، يا تسهيل در فرآيند بازاري شدن محصولات کشاورزي مي تواند کمک کند.
    3 - كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
    يكي از راه هايي كه مي تواند مقداري از ضايعات مواد غذايي بكاهد، كاهش يارانه پرداختي به برخي از اقلام غذايي است. به طور مثال نان از جمله كالاهايي كه به دليل ارزان بودن، مقدار اسراف در مصرف آن بسيار زياد است. البته بايد توجه داشت كه پخت نامناسب نان توسط بعضي نانوايان، علت اصلي ديگر افزايش ضايعات است. حال اگر دولت تصميم بگيرد كه به طور كلي يارانه نان را حذف نمايد، نانوايان مجبورند آرد را با قيمت بازار تهيه نمايند و به دليل قيمت بالاي آرد بايستي نان را با كيفيت بالاتحويل مشتري بدهند، اين امر سبب مي شود بين نانوايان براي فروش نان رقابت ايجاد شود و مصرف كننده به صورت عقلايي كيفي ترين نان را براي مصرف انتخاب کند. اين شيوه عمل باعث مي شود كه ضايعات نان به شدت كاهش يابد.
    4 - افزايش كيفيت بسته بندي
    يكي از روش هايي كه هميشه در سطح جهان براي جلوگيري ضايعات و جلب رضايت مشتري در حال تحول بوده، بسته بندي محصولات غذايي است. در حقيقت بسته بندي نقش اصلي را در ايجاد ارزش افزوده ايفا مي كند. به طور مثال چند محصول غذايي كشورمان به دليل ضعف بسته بندي بعد از صدور از كشور به وسيله كشورهاي واسط مجددا صادر مي شود. از اين محصولات به طور نمونه مي توان از خرما، زعفران، خشكبار، خاويار و غيره نام برد.
    در بسته بندي محصولات غذايي اگر به مسائلي از قبيل نور، حرارت، مواد افزودني ضدفسادپذيري و آفات و باكتري ها و كيفيت بسته به اندازه كافي توجه شود بازارياب مي تواند محصول را با قيمت مناسب به فروش برساند. افزايش قيمت محصول به دليل كيفيت بالاچه در سطح داخلي و خارجي موجب كاهش موجودي محصول در انبار، سردخانه و مزرعه شده و در نهايت باعث كاهش ضايعات مي شود.
    
    5 - كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
    بازاريابي عبارت است از مجموعه اي از فعاليت هاي بازرگاني كه جريان كالايا خدمات را از توليد كننده تا مصرف كننده نهايي هدايت مي كنند. اين فعاليت شامل طيف وسيعي از اقدامات نظير خريد مواد اوليه، توليد، كنترل كيفيت، حمل ونقل و انبارداري، آماده سازي براي مصرف، انجماد، بسته بندي، تعيين قيمت، شناسايي مشتري، تبليغات، فروش و خدمات بعد از فروش مي شود.
    اگر به فرآيند بازاريابي كه در بالاذكر شد توجه كافي داشته باشيم ضايعات به اندازه خيلي زيادي كاهش خواهد يافت. با توجه به اينكه مصرف خام براي كليه محصولات اندك است و بايد سيكل طرح هاي صنايع تبديلي را طي كنند، همواره اينگونه محصولات از ناحيه توليدات نامناسب و بازاريابي غير اصولي آسيب پذير هستند.
    بسياري از اين طرح ها به دليل نبودن بازارهاي مناسب با شكست روبه رو مي شوند، زيرا اگر اين صنايع فروش خوبي نداشته باشد نمي تواند رشد مناسب داشته باشد و در نهايت به ركود مي رسد. بنا به خصوصيات منحصر به فرد مواد خام اين صنايع، فسادپذيري، فصلي بودن، تنوع كمي و كيفي، مساله بازاريابي براي محصولات آنها از اهميت ويژه اي برخوردار است و توجه به آن قطعا مي تواند ضايعات محصولات غذايي را كاهش دهد. با توجه به نكات فوق الذكر، وظيفه متخصصان بازاريابي در مورد ضايعات محصولات كشاورزي، تعيين و تشخيص مكان هايي در زنجير بازاريابي است كه ضايعات به ميزان زيادي رخ مي دهد و ارتباط موقعيت و وضعيت ضايع شدن محصول با كل زنجيره بازاريابي نيز بااهميت است.
    ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد. چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليت هاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد.
    
   نتيجه گيري
    سياست دولت بايد در راستايي قرار بگيرد كه هزينه مبادله به نحو چشمگيري كاهش يابد. بنابراين بايد تسهيلات لازم را در جهت فراهم آوردن اطلاعات شفاف قيمت محصولات كشاورزي، حمل ونقل جاده اي ريلي و هوايي، اعتبارات بانكي، ميادين ميوه و تره بار و غيره را ممکن سازد.
    از طرف ديگر ضرورت دارد دولت از طريق ابزارهايي مانند كاهش سوبسيد بعضي محصولات غذايي و تعيين قيمت تضميني، از ضايعات جلوگيري نمايد. آنچه در اين مقوله مهم است راهكارهاي عملي است: يعني ضمن اينكه به توليدكننده و مصرف كننده كمترين صدمه برسد از ضايعات نيز جلوگيري شود. مساله كيفيت بسته بندي و برقراري بازاريابي مناسب از جمله موارد مهم در كاهش ضايعات هست. در اين مورد لازم است نهادهاي نظارتي و صنفي، سازمان هايي را كه وظيفه آنها كنترل كيفي محصولات و نظارت بر استاندارد بودن محصول، نظارت بر انبارها و سردخانه ها، تعمير و نگهداري جاده نظارت بر توليد ماشين آلات است و سازمان هاي توليدي و بازاريابي، استانداردهاي در نظر گرفته شده را جهت كاهش ضايعات رعايت نمايند در غير اينصورت از فعاليت هاي آنها جلوگيري نمايد.
    
    
    
     علي کيوان پناه 
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:37 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: سهيلا.ك

پس از نامگذاري سال 1388 به سال «اصلاح الگوي مصرف» از سوي مقام معظم رهبري (مدظله العالي) تلاش هاي بسيار جهت تحقق بخشيدن و جامه عمل پوشانيدن به اين هدف والاصورت گرفته است.
    ما نيز در اينجا بنا داريم با بررسي نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف گامي هر چند كوتاه در اين مسير برداريم.
    خانواده يك نهاد اجتماعي است كه بيشترين نقش را در تربيت افراد هر جامعه بازي مي كند. بسياري از عادات و رفتارها چون در سنين كودكي و در كانون خانواده آموزش داده مي شوند، در انسان به صورت پايدار و دائم باقي مي ماند وتغيير آن بسيار دشوار است. حال چنانچه آموزش هاي خانوادگي صحيح بوده باشند، نتايج مثبت آن در طول زندگي پديدار مي شود و بالعكس چنانچه آموزش هاي خانوادگي نادرست بوده باشند پيامدهاي منفي آن علاوه بر اينكه زندگي فردي را تحت تاثير قرار مي دهد، زندگي اجتماعي را نيز با چالش مواجه مي نمايد.
    در ادامه با برشمردن مثال هايي از زندگي روزمره، سعي مي شود راهكارهايي جهت مصرف صحيح در حوزه آموزش خانوادگي ارائه گردد:
    ميانه روي در ميهماني هاي خانوادگي: اگر چه سخن در باب ميهماني هاي رسمي و مراسم جشن و عزا و وليمه و.... بسيار است اما كلام خود را به ميهماني هاي خانوادگي منحصر مي كنيم كه متاسفانه زياده روي و اسراف حتي بر اين نوع از ميهماني ها هم سايه گسترانيده است. اين تاسف هنگامي دو چندان مي شود كه رد پاي تجمل و تجملگرايي و چشم و هم چشمي را بر سر سفره هاي پر معنويتي همچون سفره هاي افطار نيز مشاهده مي كنيم. اما چگونه مي توان اين مشكل را بر طرف كرد؟ حقيقت اين است كه تغيير در چنين آداب و رسومي بسيار دشوار است، چرا كه خرده خرده وارد زندگي و اجتماع شده و به صورت جزئي از فرهنگ و سنت درآمده است. اما با اين وجود ايجاد تغيير در اين زمينه اگر چه دشوار است ولي غير ممكن نيست.
    خانواده ها مي توانند با برگزاري ميهماني هاي ساده و به دور از تجمل اولابر افزايش رفت و آمدهاي خانوادگي و برقراري صله رحم گام بردارند و ثانيا خود را نيز از قيد و بند تهيه چند نوع غذا و تجملات اضافي برهانند و مهم تر از همه فرهنگ ساده زيستي را نيز به فرزندان خود بياموزند.
    مصرف صحيح نان: طبق آمار، كشور ما از جمله كشورهايي است كه بيشترين ميزان دور ريز نان را به خود اختصاص داده است. در بررسي علل و چرايي اين پديده ممكن است به دلايل و اي بسا توجيهاتي همچون بي كيفيت بودن نان در ايران پناه ببريم. اگر چه انكار اين حقيقت نادرست و شايد روي آوردن به توليد نان صنعتي خود شاهدي بر اين مدعا باشد اما يكي از پررنگ ترين عوامل دورريزنان، فرهنگ استفاده نادرست از اين بركت الهي در سفره هاي ايراني است.
    خانواده ها مي توانند با بررسي ميزان نان مورد نياز خود سعي در تهيه نان تازه بكنند، چرا كه مصرف نان غير تازه احتمال دور ريز را بيشتر مي كند. چنانچه امكان تهيه نان تازه براي هر وعده مصرف فراهم نباشد بايد با به كارگيري شيوه هاي نگهداري نان، احتمال دور ريز در وعده هاي بعدي را به حداقل رساند. فراتر از تمامي اين موارد متاسفانه در بسياري از خانواده ها جدا كردن دور نان و مصرف وسط آن به صورت عادت درآمده كه اين عمل بسيار ناپسند به طور گسترده در جامعه ما خودنمايي مي كند. درمان اين مشكل جز در اصلاح رفتار و آموزش از طريق خانواده امكان پذير نمي باشد.
    مصرف صحيح آب: همه ما از كودكي با اين جمله كه «آب مايه حيات است» آشنا هستيم و از سوي ديگر هم به خوبي مي دانيم كه كشورمان جزء كشورهاي كمآب دنيا محسوب مي شود، با اين همه، اسراف و زياده روي برخي در استفاده از اين موهبت الهي موجب شگفتي است. آنچه كه خانواده ها بايد از كودكي به فرزندان خود بياموزند، مصرف صحيح آب است. بازگذاشتن شير آب هنگام شستن دست و رو و يا هنگام مسواك زدن، استفاده از آب آشاميدني جهت شستشوي اتومبيل، حمام هاي طولاني مدت و در بسياري از موارد غير ضروري و... همگي مثال هايي از عادات نادرست ما ايرانيان در مصرف آب است.
    در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آموزش از دو طريق مستقيم و غير مستقيم صورت مي پذيرد. نبايد با خواندن اين سطور، اين تصور پديد آيد كه تمامي موارد فوق لزوما بايد از طريق آموزش مستقيم به فرزندان صورت بگيرد، اي بسا رفتارهاي صحيح ما اثر عميق تري در رفتار فرزندانمان ايجاد كند. پس بياييد با اصلاح رفتارهاي مسرفانه خود، نسلي پرورش دهيم كه مصرف صحيح را نه تنها هدف بلكه وظيفه خود بداند.
    
     سهيلا.ك


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:47 PM - روز جمعه 14 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
اصلاح الگوي مصرف يك اقدام بلندمدت
ايران- محمدحسين فرهنگي *
نامگذاري سال 1388 به‌عنوان اصلاح الگوي مصرف توسط مقام معظم رهبري را بايد نقطه عطفي در بازنگري مقوله مصرف يا به عبارتي انقلابي ملموس در مصرف گرايي و اسراف در جامعه ذكر كرد.

همانطور كه از فرمايشات رهبر انقلاب استنباط مي‌شود اصلاح الگوي مصرف يك اقدام بلند‌مدت است نه كوتاه‌مدت. براي اجرايي شدن اصلاح الگوي مصرف در جامعه و قواي سه‌گانه كشور اعم از مجريه، قضاييه و مقننه بايد نخست زيرساخت‌هاي لازم براي آن در نظر گرفته شود، سپس اهداف لازم را تعيين نمود.

يكي از مؤثرترين هدف‌ها براي اجرايي شدن اصلاح الگوي مصرف، بحث هدفمند كردن يارانه‌ها در جامعه است كه به‌طور قطع تاثيرات بسيار زيادي در كاهش مصرف خواهد داشت. اجرايي شدن بحث هدفمند كردن يارانه‌ها آن هم در راستاي كار كارشناسي دقيق و زمان‌بندي شده موجب مي‌شود تا گام قابل توجهي در منابع كشور برداشته شود.

از سوي ديگر براي اجرايي شدن بحث اصلاح الگوي مصرف لازم است مجلس در كنار دولت اقدامات حمايتي لازم را به انجام برساند. در اين بين كميسيون‌هاي مجلس اعم از اقتصادي، برنامه و بودجه و محاسبات، صنايع و معادن، عمران و نيز اجتماعي و قضايي و حقوقي و حتي فرهنگي نيز بايد اقدامات لازم را در چارچوب وظايف خود به انجام برسانند.

خوشبختانه اقدامات خوبي در كميسيون‌هاي مجلس شوراي اسلامي شروع شده است كه هرچه سريع‌تر بايد وارد فاز اجرايي شود. دولت هم طي هفته‌هاي اخير الگوهاي مصرف آب و برق را اصلاح و ابلاغ كرده است. قوه مجريه يا دولت به‌طور حتم براي اجرايي شدن بحث اصلاح الگوي مصرف در سال 1388بايد منابع كشور را به نحو مؤثر و دقيقي مديريت كند. در كنار مديريت منابع، بحث راندمان و بهره‌وري نيز بايد لحاظ شود.

اما براي اصلاح الگوي مصرف به اقدامات كلان و فراتري نسبت به اين مصوبات نيازمنديم. اگر بخواهيم بحث اصلاح الگوي مصرف در جامعه را نهادينه كنيم بايد به مباحث فرهنگي و آموزشي توجه ويژه‌اي مبذول شود.

براي رسيدن به بهره‌وري‌، لازم است قدم‌هاي لازم در اين خصوص برداشته شود. يكي از مهم‌ترين اقدامات، بحث اصلاح فناوري است. مجموعه مسائل اعم از فرهنگي، صنعتي، اقتصادي و اجتماعي مي‌تواند موجب شود تا اصلاح الگوي مصرف در جامعه ما صورت اجرايي به‌خود گيرد.

* عضو كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:17 PM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  پرهيز از اسراف؛ تداوم بركت و نعمت
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

پس از آنكه در مقالات قبل از اين نوشتار، به تبيين برخي از مهمترين عوامل موثر در پيدايش اسراف و تبذير اشاره كرديم، اكنون در مقام آسيب شناسي اسراف و تبذير، با استناد به آموزه هاي ديني به بررسي پيامدهاي دنيوي اين وصف ناپسند در عرصه اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي و نيز عواقب اخروي آن مي پردازيم.
    از جمله آثار منفي اسراف و تبذير كه در زندگي دنيوي انسان نمود عيني مي يابد، زوال بركات و نعمت هاي الهي است. “بركت” در لغت به معناي تداوم، رشد و گسترش “خير” است. علامه طباطبايي درباره معناي بركت ، مي فرمايد: “از آنجايي كه خيرات الهي از مقام ربوبيتش به طور نامحسوس صادر مي شود، و مقدار و عدد آن هم قابل شمردن نيست، لذا به هر چيزي كه داراي زيادت غير محسوسي است، مي گويند: اين چيز مبارك و داراي بركت است. پس بنابراين، بركت به معناي خيري است كه در چيزي مستقر گشته و لازمه آن شده باشد؛ مانند بركت در نسل، كه به معناي فراواني نسل و فرزندان يا بقاي نام به سبب آنان است؛ و بركت در غذا، آن است كه گروه بسياري با آن سير شوند؛ و بركت در وقت، كه به معناي گنجايش داشتن براي انجام كاري است كه آن مقدار وقت معمولاگنجايش انجام چنان كاري را ندارد. از آنجا كه غرض از دين تنها و تنها سعادت معنوي و يا سعادت حسي منتهي به سعادت معنوي است، لذا مقصود از بركت در لسان دين آن چيزي است كه در آن خير معنوي و يا مادي منتهي به معنوي باشد”(1.) در تفسير نمونه نيز آمده است: “بركت در اصل به معناي ثبات و استقرار چيزي است و به هر نعمت و موهبتي كه پايدار بماند، اطلاق مي گردد”(2.) بنابراين، فرق ميان “خير” و “بركت” را مي توان چنين بيان نمود: “خير” به معناي كار نيك و سودمند است؛ اما “بركت، به معناي تداوم و توسعه و پايداري خير است. به عبارت ديگر، هر جا بركت باشد، خير هم هست، اما عكس آن صادق نيست”(3.)
    آيات قرآن بصراحت دلالت دارند بر اينكه ميان اعمال نيك و صالح انسان و نزول بركات از جانب پروردگار، ارتباط مستقيم وجود دارد: “و لو ان اهل القري و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون؛ و اگر اهل شهرها و روستاها ايمان مي آوردند و پرهيزكاري پيشه مي كردند، مسلما بركات آسمان و زمين را به رويشان مي گشوديم، لكن (آيات ما را) تكذيب كردند. پس آنان را به كيفر كردارشان مواخذه كرديم”(اعراف/96.) همچنين فهميده مي شود همان گونه كه ارزشهاي اعتقادي، اخلاقي و عملي در به وجود آمدن خير و بركت و ازدياد نعمت هاي الهي موثرند، ضد ارزشها نيز در از بين رفتن خير و بركت و نعمت نقش دارند. در بيان پيشوايان دين، اعمال و رفتاري كه مانع نزول بركات الهي و از بين رفتن نعمت هاي خداوند مي شوند، ذكر شده اندكه به برخي از آنها اشاره مي نماييم:
    -1 گناه و معصيت: امام علي (ع) فرمودند: “اذا ظهرت الجنايات ارتفعت البركات؛ هر گاه گناهان آشكار شوند، بركت ها برداشته مي شوند”(4.) امام هادي (ع) نيز فرمودند: “از زنا بپرهيز، كه بركت را مي برد و دين را تباه مي سازد”(5.)
    -2 ترك امر به معروف و نهي از منكر: رسول خدا (ص) فرمودند: “مردم همواره در نيكي اند، تا وقتي كه امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و يكديگر را در نيكي و تقوا، ياري مي رسانند. آنگاه كه چنين نكنند، بركتها از آنان جدا مي شود”(6.)
    -3 سبك شمردن نماز: پيامبر اكرم (ص) در بيان آنچه كه در دنيا به سبك شمارنده نماز مي رسد، فرمودند: “يرفع الله البركه عن عمره و يرفع الله البركه من رزقه؛ خداوند بركت را از عمر و روزي اش برمي دارد”(7.)
    -4 خيانت: از رسول خدا (ص) روايت شده است: “اگر در خانه اي خيانت باشد، بركت از آن برداشته مي شود”(8) و نيز فرمودند: “دست خدا روي دست دو شريك است، تا وقتي كه يكي از آن دو به ديگري خيانت نكند، پس هر گاه يكي از آنها خيانت كند، خداوند دست خود را از روي دست آنان بر مي دارد و بركت از هر دو مي رود”(9.)
    -5 مال حرام: امام هادي (ع) فرمودند: “مال حرام افزايش نمي يابد، و اگر افزايش يابد بركتي در آن نيست”(10.)
    -6 فريب مسلمانان: پيامبر اكرم (ص) فرمودند: “هر كس برادر مسلمانش را بفريبد، خداوند بركت روزي اش را از او مي گيرد”(11.)
    -7 ندادن زكات: در روايتي از رسول خدا (ص) آمده است: “هر گاه (مردم) زكات ندهند، زمين بركت خود را از زراعت و ميوه ها و معادن، از همه اينها مي گيرد”(12.)
    -8 اسراف و تبذير:
    همان گونه كه در صدر بحث اشاره شد، يكي از عوامل موثر در زوال بركات الهي، اسراف و تبذير و خروج از حد اعتدال است. از امام صادق (ع) روايت شده است: “ان مع الاسراف قله البركه؛ همراه با اسراف، كمي بركت است”(13) و نيز فرمودند: “ان السرف يورث الفقر و ان القصد يورث الغني؛ اسراف، تهيدستي مي آورد و ميانه روي، بي نيازي مي بخشد”(14.) از بين رفتن نعمتهاي الهي، از ديگر پيامدهاي منفي اسراف و تبذير است. امام علي (ع) مي فرمايند: “القصد مثراه و السرف مثواه؛ اعتدال و ميانه روي موجب فراواني مال و ثروت، و اسراف باعث تباهي و نابودي آن است”(15.) از امام كاظم (ع) نيز، نقل شده كه فرمودند: “من اقتصد و قنع بقيت عليه النعمه و من بذر و اسرف زالت عنه النعمه؛ كسي كه ميانه روي و قناعت ورزد، نعمتش باقي مي ماند و آنكه تبذير و اسراف كند، نعمتش زوال مي پذيرد”(16.)
    پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.
    
     علي خاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:45 PM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  اسراف و زوال نعمت


نويسنده: فاطمه سادات رضوي

امسال سال اصلاح الگوي مصرف است. طرح عنوان “اصلاح الگوي مصرف” توسط رهبر فرزانه انقلاب ناظر به واقعيات كشور در شرايط كنوني و چشم انداز پيشرفت و عدالت در دهه چهارم انقلاب است. اين نامگذاري دلالت بر يك حركت و عزم جدي براي گذار از وضعيت كنوني به سوي الگوي مصرف مطلوب مي كند. الگوي مصرف در هر جامعه بخشي از نظام واره ارزشي و هنجاري حاكم بر آن اجتماع است كه مي تواند گوشه اي از هويت فرهنگي مردمان آن سرزمين را بنماياند.
    مهمترين راه رسيدن به پيشرفت و تعالي، صرفه جويي است. صرفه جويي درست مصرف كردن است برخي فكر مي كنند اگر صحبت از صرفه جويي كنيم معنايش مصرف نكردن است در حالي كه درست مصرف كردن با اسراف تفاوت دارد.
    مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر21/7/1386 با اشاره به فرصت ماه رمضان براي اصلاح الگوي مصرف فرمودند:”ما مردم مسرفي هستيم؛ ما اسراف مي كنيم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسايل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزين. كشوري كه توليد كننده نفت است، وارد كننده فرآورده نفت - بنزين - است! اين تعجب آور نيست؟! هر سال ميلياردها بدهيم بنزين وارد كنيم يا چيزهاي ديگري وارد كنيم براي اينكه بخشي از جمعيت و ملت ما دلشان مي خواهد ريخت و پاش كنند! اين درست است؟! ما ملت، به عنوان يك عيب ملي به اين نگاه كنيم. اسراف بد است؛ حتي در انفاق راه خدا هم مي گويند. خداي متعال در قرآن به پيغمبرش مي فرمايد: “لاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط”؛ در انفاق براي خدا هم اين جوري عمل كن. افراط و تفريط نكنيد. ميانه روي؛ ميانه روي در خرج كردن. اين را بايد ما به صورت يك فرهنگ ملي در بياوريم. قرآن مي فرمايد: “و الذين اذا انفقوا”؛ كساني كه وقتي مي خواهند خرج كنند، “لم يسرفوا و لم يقتروا”؛ نه اسراف مي كنند - زياده روي مي كنند - نه تنگ مي گيرند و با فشار بر خودشان، زندگي مي كنند؛ نه، اسلام اين را هم توصيه نمي كند. اسلام نمي گويد كه مردم بايستي با رياضت و زهد آنچناني زندگي كنند؛ نه، معمولي زندگي كنند، متوسط زندگي كنند. اينكه مي بينيد بعضي از فضولهاي خارجي، دولتهاي خارجي، دائم و دم به ساعت، چندين سال است كه ملت ما را تهديد مي كنند كه تحريم مي كنيم، تحريم مي كنيم، تحريم مي كنيم - بارها هم تحريم كرده اند - به خاطر اين است كه چشم اميدشان به همين خصوصيت منفي ماست. ما اگر آدمهاي اهل اسراف و ولنگاري در خرج باشيم، ممكن است تحريم براي آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتي كه نه، حساب كار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زياده روي نمي كند، اسراف نميكند. خوب، تحريم كنند. بر يك چنين ملتي از تحريم ضرري وارد نمي شود. اين نكته را از ماه رمضان به ياد نگه داريم و ان شاءالله عمل كنيم.” اسراف از اين جهت كه عملي برخلاف تقوا و ناشي از ستم پيشگي انسان است، گذشته از اين كه موجب نابودي امكانات زندگي و استمرار محروميت نيازمندان است، زمينه غضب خداوند و نيز سلب نعمت از فرد و جامعه را فراهم مي نمايد. امام صادق ژ فرمود.:
     ان مع الاسراف قله البركه. ؛
     همانا اسراف همراه با كاهش و كمبود بركت - در نعمت هاي الهي - است .
    آثار اسراف
    الف- زوال نعمت؛ قال الكاظم عليه السلام: من بذر و اسرف زالت عنه النعمه. بحار/78/327
    هركه ريخت و پاش و اسراف كند نعمت از دستش مي رود.
    ب- نابود كننده ي فراواني؛ قال علي عليه السلام: الاسراف يغني الجزيل. غرر الحكم / 335
    ج- اندك شدن بركت؛ قال الصادق عليه السلام: ان مع الاسراف قله البركه.وسائل /10/261
    اسراف كم شدن بركت را به همراه دارد.
    د- عدم ستايش و ترحم به او؛ قال علي عليه السلام: ذر السرف فان المسرف لايحمد جوده و لايرحم فقره. بحار / 50 / 292
    اسراف را كنار بگذار كه بخشش اسراف گر مورد ستايش قرار نمي گيرد و اگر فقير شود مورد ترحم واقع نمي شود.
    متاسفانه امروز بايد اذعان كرد جامعه ايران با فاصله گرفتن از الگوي مصرف مطلوب به نوعي الگوي وارداتي هويت سوز گرايش پيدا كرده است. رواج پديده مصرف گرايي در ايران به حدي است كه ديگر روا نيست به كشورهاي عربي همسايه خرده بگيريم كه غوطه ور در گرداب مصرف كالاهاي وارداتي هستند.اين فرايند پيش رونده اجتماعي در ايران به گونه اي است كه گويي قرار است در انتهاي سند چشم انداز 1404 در كنار پيشرفتهاي علمي، اقتصادي، فرهنگي و...رتبه اول را در مصرف گرايي نيز كسب كنيم.
    فهم اين آسيب ضرورت اصلاح الگوي مصرف و درمان عاجل بيماري مزمن مصرف گرايي را بيشتر مي كند. 
   


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:58 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
فرهنگ مصرف و زهدورزي


نويسنده: علي جواهردهي

از زماني كه سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد، اين پرسش مطرح شد كه آيا اصلاح الگوي مصرف، يك حركت زودگذر است يا آن كه يك فرهنگ است كه نيازمند همه مولفه ها و اسباب فرهنگي است تا چنين هدفي تحقق يابد؟ اگر بپذيريم كه اصلاح الگوي مصرف، يك مسئله فرهنگي است، پيش از آن يك دغدغه زودگذر باشد، چنان كه تصريحات مقام معظم رهبري نيز بر فرهنگي بودن مسئله اصلاح الگوي مصرف تاكيد داشتند، مي بايست بپذيريم كه در طرح مباحث و مسايل آن و نيز دست يابي به اين هدف و آرمان بايد ابعاد فرهنگي آن مورد توجه قرار گرفته و عناصر و اسباب فرهنگي آن نيز تحليل و تبيين شده و از سوي همگان از امت و امام و مسئولان به كار گرفته شود.
    از اين رو، نويسنده باتوجه به صبغا فرهنگي مسئله اصلاح الگوي مصرف، بر آن است تا سازوكارهاي فرهنگي آن را براساس آموزه هاي وحياني اسلام تبيين و تحليل نمايد. با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم.
    
    
   اصلاح الگوي مصرف، مسئله فرهنگي
    باتوجه به عنواني كه براي سال 1388 خورشيدي از سوي مقام معظم رهبري انتخاب شده مي توان گفت كه نگاه رهبري به مسئله، همانند سال هاي گذشته، نگاهي عميق و فرهنگ ساز بوده است. در تمامي عناوين و نامگذاري هايي كه براي سال هاي پيش انتخاب شده است، رهبري، دغدغه فرهنگي خويش را نشان داده است؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي در جهان معاصر و بسترسازي براي جهاني سازي اسلام و برپايي دولت جهاني عدالت محور با حضور و ظهور حضرت مهدي(عج) در ميان مردم به عنوان رهبر دولت اسلامي، تنها زماني ممكن است كه همه عناصر و مولفه هاي چنين دولتي به شكل كوچك در جامعه و امت نمونه و شاهد گرد آيد و ديگران را متوجه اين نظريه سياسي قابل اجرا نمايد كه جدا از انديشه هاي سياسي و نظريه هاي غربي برخاسته از اومانيسم، نظريه ها و انديشه هاي كامل و سالم قابل اجرايي وجود دارد كه جامعه بشري مي تواند با الگوبرداري از آن نه تنها به سعادت دنيوي سرشار از آرامش و آسايش برسد، بلكه مي تواند آخرت خويش را نيز تضمين كرده و در مسير تقرب الهي و بهشت رضوان گام بردارد.
    از اين جاست كه همه دغدغه فكري و عملي رهبري، توجه دادن دولت و ملت به مولفه ها و ايجاد بستري مناسب براي اهتمام ورزي به اين عناصر و مولفه هاي دست يابي به تمدن معاصر اسلامي است. بر اين پايه مي توان گفت كه دغدغه فرهنگي مسايل بيش از هر چيز ديگري براي رهبري مهم و اساسي است. بنابراين در تحليل و تبيين عناوين و نام هايي كه ايشان براي سال ها برمي گزينند بايد به مسئله فرهنگي بودن آن، بيش از پيش توجه و اهتمام كرد. به عنوان نمونه سال نوآوري و شكوفايي به اين معنا نيست كه تنها در اين سال مي بايست دولت و ملت به سوي نوآوري و شكوفايي برود بلكه به اين معناست كه نوآوري و شكوفايي دغدغه اصلي دولت و ملت شود و فرهنگ نوآوري و شكوفايي مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي معاصر تنها در سايه مولفه هائي چون نوآوري، شكوفايي، انسجام و اتحاد، جنبش نرم افزاري، اصلاح الگوها در حوزه هاي مختلف اقتصادي به ويژه در حوزه مصرف و حتي حوزه هاي ديگر غيراقتصادي شدني و تحقق يافتني است. بنابراين نمي توان گفت كه اگر سال انسجام و اتحاد گذشت و يا سال نوآوري و شكوفايي به پايان رسيد، مسئله اي به نام انسجام و اتحاد و يا نوآوري به پايان رسيده است.
    چنين تفكري مي تواند بسيار خطرناك باشد.
    به نظر مي رسد كه رفتار دولت و ملت درسال هاي گذشته چنين بوده است و پس از پايان سال مساله اي به نام اتحاد و انسجام و يا نوآوري جاي خود را با وسايل ديگري چون اصلاح و الگوي مصرف داده است؛درحالي كه هدف مقام معظم رهبري آن است كه با غرقه سازي جامعه و ملت و دولت به حوزه هاي خاص، آنان را نسبت به عناصر اصلي وكليدي تمدن سازي توجه دهد.
    براين اساس درسال هاي ديگر نيز دركنار توجه به مساله اصلاح و الگوي مصرف به عنوان نمونه، به ديگر مولفه ها و عناصري كه براي تمدن سازي نياز است توجه واهتمام بيش از پيشي صورت گيرد.
    به سخن ديگر، نياز دولت و ملت به عناصر و مولفه هاي پيش گفته، درهر دوره اي بيش ازپيش خواهد بود، زيرا با عنصر غرقه سازي و اهتمامي كه نسبت به اين عناصر درگذشته شده، مطالبات و خواسته ملت نسبت به آن عناصر بيش از پيش افزايش يافته است از اين رو دولت نمي تواند نسبت به عناصر و مولفه هاي تمدن سازي كه پيش تر مورد تاكيد و توجه رهبري قرارگرفته است، بي اعتنا باشد ونسبت به اتحاد و انسجام، نوآوري و شكوفايي، الگوي برداري از شيوه اميرمومنان (ع) و حسين (ع) و اصلاح ساختار تحقيق و توجه به جنبش نرم افزاري، كارهاي درخور توجه و مهمي را انجام ندهد.
    اصلاح الگوي مصرف با توجه به ويژگي هاي اين عنوان، به سادگي نشان مي دهد كه امري فرهنگي است؛ زيرا سخن از اصلاح الگوهاست كه نيازمند اهتمام به حوزه هاي بينشي و نگرشي مردم وتغيير و اصلاح آن در مسير سازنده و
    تمدن سازي مي باشد. بر اين اساس بايد همه عناصر و مولفه هاي فرهنگي اصلاح و تغيير، مورد توجه قرارگيرد و از سوي اولياي امور و مردم به تبليغ و تربيتي اهتمام شود كه اين مهم را برآورده سازد.
    از آن جايي كه اصلاح الگوي مصرف كه مساله فرهنگي است، بايد به مسايلي چون بينش ها و نگرش هاو تغيير و اصلاح آن توجه ويژه اي مبذول شود و روان شناسان اجتماعي و جامعه شناسان درحوزه مردم شناسي به بررسي ميداني و تحقيقات و پژوهش هاي عيني و ملموس دركنار تحقيقات كتابخانه اي توجه كنند و راه كارها و نيز ساز وكارهاي تغيير و اصلاح الگوها را يافته و با ابزارهاي تربيتي و آموزشي وپـرورشي، دست كم نسل هاي آينده را به سوي تغيير الگوهاي مصرف درست و مناسب سوق دهند. اينجاست كه نقش آموزش و پرورش براي اصلاح الگوي مصرف و تصحيح و تغيير مناسب و درست آن در راستاي تمدن سازي، پررنگ و مهم مي شود.
    آموزش و پرورش مي تواند با تحقيق و پژوهش براساس معيارها و اصول اسلامي، ملاك ها و عناصر الگوي درست را يافته و با بهره گيري از مربيان واولياي تربيتي، دانش آموزان را به سوي الگوهاي مناسب مصرف سوق دهد و آنان را درمحيط درستي پرورش دهد.
    با اين همه نمي توان از عنصر جامعه پذيري فارغ بود، زيرا دانش آموزان در محيط آزمايشگاهي رشد ونمو پيدا نمي كنند و عناصر بسياري به عنوان متغيرات مي تواند نقش مثبت و منفي در شكل گيري شخصيت نوجوانان و جوانان ما داشته باشد كه از جمله آن ها مي توان به جامعه اشاره كرد.
    اصولاشكل گيري شخصيت درجامعه انجام مي شود. بنابر اين اگر بخواهيم الگوهاي درست مصرف كه ارايه مي شود.در شخص و شخصيت افراد جامعه نهادينه شود، بايد جامعه را به سمت و سويي هدايت كرد كه بتواند شرايط مناسب را براي جامعه پذيري درست فراهم آورد.
    اين مسائل نشان مي دهد كه براي دستيابي به الگوي صحيح مصرف بايد تحقيقات جامع و كاملي انجام پذيرد و راه اعتدالي و ميانه شناسايي و به مردم معرفي شود و سپس با بهره گيري از ابزارها و سازوكارهاي مناسب نسبت به الگوسازي و نيز جامعه پذيري مسئله اقدام شود. اين بدان معناست كه توجه و اهتمام همگاني، لازمه دستيابي به اصلاح الگوي مصرف به عنوان يك فرهنگ است و بي غرقه سازي و فرهنگ سازي نمي توان اميد به تغيير رفتارهاي دولت و ملت داشت.
    
    
 پيش نيازهاي اصلاح الگوي مصرف
    براي اين كه به اصلاح الگوي مصرف دست يابيم، افزون بر آن چه گفته شد، مي بايست به اين مهم نيز توجه شود كه فلسفه و اهداف درست مصرف كردن چيست و چه آثار و پيامدهاي مادي ومعنوي و دنيوي و اخروي بر اين شيوه مصرف بار مي شود؟ پاسخگويي به اين پرسش ها خود يكي از پيش نيازهاي اصلاح فرهنگي الگوي مصرف مي باشد.
    از ديگر پيش نيازهاي فرهنگي اصلاح الگوي مصرف مي توان به لزوم معرفي شيوه هاي درست مصرف و شيوه هاي نادرست آن اشاره كرد. به عنوان نمونه در حوزه شيوه هاي درست بايد به ارزش هايي چون زهدگرايي و قناعت ورزي و اقتصاد و اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي اشاره كرد و ضمن برشمردن فوايد و ارزش ها و آثار دنيوي و اخروي آن، مردم را به سمت اين ارزش ها سوق داد.
    همچنين لازم است شيوه هاي نادرست نيز معرفي شود و آثار سوء و پيامدهاي نابهنجار آن نيز تبيين گردد. بنابراين ضروري است در راستاي فرهنگ سازي، مسائلي چون اسراف و تبذير و اتراف، واكاوي شده و آثار و پيامدهاي دنيوي و اخروي و مادي و معنوي آن نيز گوشزد شود تا مردم به انگيزه هاي مختلف از شيوه هاي مصرف نادرست و نامناسب پرهيز كنند.
    
 
 ارائه سازوكارها
    پس از آن كه الگوهاي مصرف شناسايي و معرفي شد، لازم است سازوكارهايي براي تبليغ و فرهنگ سازي و نيز اجرا و نظارت آن نيز يافت شود، زيرا در بخش هاي دولتي به سبب آن كه حجم عظيم درآمدهاي ملي و ثروت عمومي، هزينه مي شود، نياز است تا دراين باره نظارتي كامل اعمال شود.
    به سخن ديگر، مسئله فرهنگ سازي هرچند بخش مهمي از نيازها را برآورده مي سازد، ولي در حوزه عمل، آنچه مهم و اساسي است نظارت دايم و كامل است تا هزينه ها در مسير اهداف و به شكل مطلوب انجام شود و از مصرف درغير مورد برنامه اي خودداري گردد.
    در بسياري از نهادهاي دولتي ديده مي شود كه بودجه در غيرمحل برنامه اي هزينه مي شود و به شكلي اسراف وتبذير صورت مي گيرد؛ زيرا عدم هزينه كردن بودجه در غيرمحل موردنظر مي تواند به معناي اسراف و زياده روي باشد.
    به عبارت ديگر كم مصرف كردن، به معناي صرفه جويي نيست، بلكه درست مصرف كردن و مصرف به جا و مناسب است كه عين صرفه جويي است؛ بنابر اين هرگونه هزينه كردن بودجه در غير مسير برنامه اي و سياست هاي مصوب، عين اسراف و ضد صرفه جويي است؛ زيرا اگر نيازي نباشد كه براي فلان بخش بودجه اي تعيين شود، از همان آغاز اين كار انجام نشود و تصويب بودجه براي بخشي با توجه به مطالعات و سياست ها و راهبردهاي كلان، خودگواه بر آن است كه بودجه مي بايست در همان مسير برنامه اي هزينه شود و هزينه كردن بودجه در جايي ديگر، عين اسراف و تبذير است.
    از اين رو لازم است دستگاه هاي نظارتي بر نحوه هزينه كرد بودجه و اعتبارات، نظارت كامل و سخت گيرانه اي اعمال كنند تا مصرف درست تحقق يابد.
    
    
    ضرورت تبيين مفهوم زهدورزي
    مردم مي بايست بياموزند كه فرهنگ درست مصرف چيست؟ از نظر اسلام همه نعمت هاي الهي به عنوان طيبات و حلال در اختيار بشر قرار گرفته است تا به عنوان خليفه الهي با توجه به تسخيري كه بر آن ها دارد، از آن ها به درستي براي تكامل خويش و موجودات ديگر بهره گيرد و به افزايش توانمندي ها و يا فعليت بخشي آن ها ياري رساند. از اين رو هرگونه عدم مصرف درست و مناسب نعمت هاي الهي و يا مصرف نادرست و بي جا و بي رويه آن ها از نظر اسلام، كفران نعمت قلمداد مي شود.
    به سخن ديگر، همان گونه كه مصرف نادرست آن به شكل اسراف و تبذير، كفران نعمت شمرده مي شود، عدم مصرف آن و يا تحريم حلال نيز به عنوان كفران نعمت محسوب شده و مجازات و كيفر را به دنبال خواهد داشت.
    از نظر اسلام، زهدورزي به عدم مصرف نعمت ها نيست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چيزي است بي آن كه دنيا در دل وي جاي گيرد و او را اسيركند. زهدورزي به عدم دوست داشتن و حب به دنياست ولي استفاده درست و كامل هر نعمتي عين زهدورزي است. از اين رو خداوند در قرآن مي فرمايد كه زاهد كسي است كه اگر چيزي از نعمت ها از دستش برود اندوهگين نمي شود و اگر نعمتي سرشار به دست آورد خوشحال و مغرور نمي شود. زيرا انسان مومن مي داند كه همه اين ها در جهت ابتلاو يا بلااست و شخص از راه هر يك از دو شيوه، امتحان مي شود تا معلوم گردد به دنيا وابسته و دلبسته است و يا آن كه مردي خدايي است و خداوند را در سرنوشت و تقدير خويش حاكم مي بيند. (حديد آيه 23)
    براساس فرهنگ اسلامي هر چيزي مي بايست به درستي مصرف شود و چيزي ناديده گرفته نشود و حلال خداوند حرام اعلام نشود؛ چنان كه نبايد حرام خداوند حلال شود.
    اگر سخن از قناعت است به اين معناست كه شخص نسبت به امور دنيوي و ماديات، حرص و طمع نورزد و به آن چه در اختيار دارد بسنده كند.
    از اين رو يكي از پيش نيازهاي مصرف درست، تبيين زهد ورزي و قناعت طلبي است؛ زيرا انسان زاهد مي داند كه چگونه و درچه اندازه از يك چيز استفاده كند و اگر چيزي را از دست داد ناراحت و اندوهگين نشود و به سهم خويش قناعت كند وبداند كه همان را اگر به درستي استفاده كند نيازش را بر طرف مي سازد.
    بسيار ديده شده است كه شخصي گوشت، پسته و بادام را به مقدار زياد مصرف مي كند. مصرف زياد آن نمي تواند مفيد باشد، زيرا بدن تنها به مقدار مورد نياز خود را جذب مي كند و مابقي دفع مي شود و يا آن كه به صورت چربي و يا مانند آن ذخيره شده و نظام بدن را در هم مي ريزد. بنابراين مصرف درست و مناسب آن است كه به مقدار نيازها موادي كه بدن بدان نياز دارد به آن رسانده شود.
    بسياري از مردم به سبب طمع و آز و حرصي كه دارند، به آن چه دارند بسنده نمي كنند. اين گونه است كه هم خود و هم ديگران را به زحمت مي افكنند. (مدثر آيه 11 تا 15)
    در ساختار نظام سياسي نيز اگر قناعت مورد توجه و اهتمام قرار گيرد، اقتصاد از حالت بيمارگونه خود خارج مي شوند و دولت به گونه اي توانمند مي شود كه بتواند طرح هاي عظيم و بزرگ خويش را عملياتي سازد.
    تغيير نگرش
    يكي از مهم ترين كارهاي فرهنگي كه مي بايست به عنوان پيش نياز هر كاري هم چون اصلاح مصرف انجام شود، توجه به مسئله تغيير نگرش هاست. البته پيش از آن كه به تغيير نگرش به عنوان اصلاح مصرف توجه شود بايد به تغيير بينش و نگرش براي شناخت الگوهاي صحيح مصرف اقدام شود
    به سخن ديگر، كساني كه مي كوشند تا بينش و نگرش مردم و جامعه را نسبت به مصرف، اصلاح كنند خود نيازمند آن هستند كه بينش و نگرش درستي نسبت به هستي داشته باشند و نقش خود را در هستي بشناسند و ماموريت و مسئوليت خود را به عنوان خليفه الهي بدانند. در اين صورت است كه مي توانند الگوهاي درست و مناسب مصرف را شناسايي و معرفي كنند و آن گاه براي اصلاح مصرف مردم و جامعه طرح ارايه دهند.
    به نظر مي رسد پيش از آن كه اصلاحي در مصرف مردم و جامعه انجام پذيرد، بايد اصلاح در الگوهاي مصرف صورت گيرد و اصلاح اين حوزه نيازمند اصلاح در بينش و نگرش كساني است كه مي خواهند الگوهاي مصرف صحيح را بشناسند و براي اصلاح آن الگوها طرح و برنامه ارايه دهند.
    براين اساس يكي از پيش نيازهاي مهم در اصلاح الگوي مصرف آن است كه بينش و نگرش مسئولان و طراحان اصلاح الگوي مصرف تغيير كند.
    بنابراين اصلاح الگوي مصرف افزون بر آن كه كاري فرهنگي است، كاري در حوزه كلان و بنيادي جامعه است. بنابراين نمي توان اميد داشت كه با كارهاي جزيي و سطحي به مقصد و مطلوب رسيد و الگوهاي مصرف جامعه را اصلاح و به سوي كمال سوق داد.
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:54 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  بهداشت و كيفيت نان يك ضرورت


نويسنده: مصطفي همداني

نان از جمله نعمتها و بركات الهي است كه امروزه عمده قوت غالب و تغذيه مردم را در كشور به خود اختصاص داده است. در فرآيند تهيه گندم تا آرد و تبديل آن به نان تلاش ها و فعاليت هاي بسياري توسط كشاورزان و كاركنان بخش هاي مختلف دولت انجام گرفته و سوبسيدهاي كلاني نيز پرداخت مي گردد. اما براي ارتقاء كيفيت نان تحولي اساسي لازم است كه در اين راستا نياز به انسجام و حضور فعال تر نهادهاي فرهنگي، اجرايي، اجتماعي، آموزشي، بهداشتي و نظارتي مي باشد تا اين سرمايه به بهترين حد ممكن مورد بهره برداري بهينه قرار گيرد. وظايف و مسئوليت هايي را كه مي توان از دستگاهها انتظار داشت مي توان در عرصه هاي ذيل بيان داشت.
    1- تشكيل شوراي عالي آرد و نان با حضور تمامي متوليان اجرايي و فرهنگي در كشور.
    2- پرداخت صحيح و به موقع زكات گندم توسط كشاورزان عزيز موجب افزايش نعمت و آثار معنوي براي خود و مردم خواهد گشت. در اين زمينه لازم است ائمه محترم جمعه و جماعت در شهرهايي كه كشت گندم صورت مي پذيرد نسبت به امر آموزش احكام زكات، اهتمام و برنامه ريزي مناسب بيشتري مبذول نمايند.
    3- آموزش نانوايان و كارگران اين صنف از نكات اصلي است كه با توجه به ارتباط مستمر و مستقيم اين قشر با سلامت شهروندان و نيز جلوگيري از اسراف نان مي بايست تمهيداتي انديشيده شود تا كارگران و صاحبان نانوايي دوره هاي لازم را در زمينه نوع و چگونگي پخت، بهداشت فردي، بهداشت محيط و رعايت نكات و آداب ديني را آموزش ببينند. آنچه كه در برخي از نانوايي مشاهده مي شود متاسفانه گوياي اين واقعيت است كه اين كارگران نانوايي كه از اقشار زحمت كش جامعه نيز هستند فاقد آموزش ها و آگاهيهاي اوليه مي باشند. نداشتن لباس و روپوش متناسب با نانوايي و ساير موارد مانند كلاه از جمله اين مشكلات مي باشد. بيشتر اوقات آنها مجبور هستند با لباس هاي شخصي بصورت شبانه روزي در اين اماكن كار كنند كه اين وضع مغاير با اصول بهداشت مي باشد. كشيدن سيگار هنگام پخت نان را بايد از مشكلات ديگر كارگران در اين اماكن برشمرد. جهت حل اين نوع معضلات طي دوره هاي مهارتي و دريافت گواهينامه و مجوز اشتغال در نانوايي و اخذ كارت سلامت مي تواند به اين موضوع كمك شاياني نمايد. مراكز فني و حرفه اي آموزش و پرورش و همكاري شهرداريها و وزارت بازرگاني و وزارت بهداشت از جمله الزامات حل اين مشكل مي باشد.
    4- بيمه درماني و تامين اجتماعي كارگران نانوايي با تسهيلات وزارت تعاون و رفاه مي تواند به افزايش انگيزه و بهبود كيفيت نان تاثير مناسبي را بگذارد.
    5- نانوايان به تناسب كيفيت و ميزان رضايتمندي مردم توسط شوراي آرد و نان و شوراياري محله ها به درجات مختلفي تقسيم بندي گردند. اين درجه بندي مي تواند در زمينه هاي مختلف تشويقي و تسهيلاتي به صاحبان نانوايي كمك نمايد.
    6- شهرداريها تمهيدات و تدابيري را اتخاذ نمايند تا كارگران اين قشر بتوانند از امكانات فرهنگي و خدماتي و ورزشي در اوقات فراغت و تعطيلات استفاده نمايند.
    7- پايگاه هاي اطلاع رساني «نان» در هر شهر راه اندازي شده تا مردم بتوانند نقطه نظرات خود را در زمينه هاي گوناگون بيان نمايند.
    8- رانندگان و كارگران كاميون هاي حمل گندم و آرد نيز از جمله عزيزاني هستند كه با تلاش شبانه روزي سعي در انجام وظيفه دارند كه مي بايست در طرحي جامع نيازمنديها و مشكلات آنان نيز مورد توجه قرار گيرد.
    
     مصطفي همداني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:53 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  آب، مايه حيات
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

بر اساس مفهوم لغوي و كاربرد قرآني، حديثي اسراف و تبذير، گستره آن دو بسيار فراگير است و در عرصه اقتصادي، تمامي امكانات مادي و كالاهاي مصرفي را دربرمي گيرد. در اين ميان، اسراف و تبذير آن دسته كالاهاي اساسي و نيازمنديهاي عمومي، به دليل اهميت يا بي توجهي عمومي به آن، به طور خاص، در متون ديني نهي و نكوهش شده است. با توجه به اهميت فراوان اين مسئله در اخلاق اقتصادي و نقش آن در تعيين الگوي مصرف، مصاديق مهم آن را در ادامه اين سلسله مقالات، بررسي مي كنيم.
    
    اسراف در آب
     آب موهبتي الهي است كه كمتر نعمتي با آن برابري و همساني مي كند. اين واقعيت بزرگ كه «آب مايه حيات و اساس زندگي است» و زندگي بدون آن ممكن نيست، به طور صريح مورد تاكيد قرآن كريم است، آنجا كه مي فرمايد: «و جعلنا من الماء كل شيء حي؛ تمام موجودات زنده را از آب قرار داديم»(انبياء/30.) چنانكه علامه طباطبائي يادآور مي شود، سياق آيات نشان مي دهد كلمه «جعل» در اين آيه، به معناي «خلق» و آفرينش است و از اين رو، مفاد آيه اين مي شود كه پيدايش و آفرينش همه موجودات زنده از آب است. زندگي انسان نه تنها مستقيما به آب بستگي دارد، بلكه كليه فراورده هاي گوشتي و نباتي كه ماكولات او را تشكيل مي دهند، بدان وابسته است. همچنين آفت ها و مزاحمين سلامت انسان توسط آب از محيط زندگي او دور و حيات او از مخاطره هجوم امراض ايمني مي يابد. بديهي است با توجه به اينكه منابع تامين آب و بويژه آب آشاميدني، محدود و همه ساله در خطر كاهش و كمبود است، زياده روي در مصرف و به هدر دادن آن، نتايج زيانباري در سرنوشت بشر به جاي خواهد گذاشت.
    امام صادق (ع) در تشبيهي زيبا مي فرمايند: «طعم الماء طعم الحياه؛ مزه آب، مزه زندگي است»(فروع كافي 381 :6.) اهميت فوق العاده و نقش بي بديل آب در زندگي انسان سبب شده است، شريعت اسلام، بر ضرورت استفاده بهينه از آب تاكيد ورزد. در منابع روايي،از اسراف و زياده روي در مصرف آب و بويژه هدر دادن آن، هر چند به مقدار اندك، نكوهش شده است. امام صادق (ع) مي فرمايند: «ادني الاسراف هراقه فضل الماء؛ كمترين حد اسراف، دور ريختن ته مانده آب (ظرف) است»(همان: 460.) از روايات برمي آيد كه اسراف آب حتي در امور عبادي همچون وضو و غسل، خواه با هدر دادن آب و خواه با زياده روي در شستشوي اعضا، ممنوع مي باشد، هر چند از آب رودخانه و آبهاي كشاورزي باشد. پيامبر اكرم (ص) از كنار شخصي كه وضو مي گرفت، گذر كرد و فرمود: «ما هذا السرف؟ قال: ا في الوضوء سرف؟ قال نعم، و ان كنت علي نهر جار؛ اين اسراف براي چيست؟ آن شخص گفت: آيا در وضو هم اسراف هست؟ فرمود: آري، اگر چه كنار نهري جاري باشي»(تهذيب الاحكام :1 ص136.) در روايتي از رسول اكرم (ص) آمده است: «الوضوء مد و الغسل شاع، و سياتي اقوام بعدي يستقلون ذلك فاولئك علي خلاف سنتي و الثابت علي سنتي معي في حظيره القدس؛ وضو، با يك مد و غسل با يك صاع آب انجام بگيرد، وبزودي پس از من، مردمي خواهند آمد كه اين مقدار را اندك مي شمرند، اينان برخلاف سنت من هستند، و كساني كه بر سنت من ثابت قدم باشند، همراه من در بهشت خواهند بود»(وسائل الشيعه 338 :1.) از امام صادق (ع) نيز منقول است: «ان لله ملكا يكتب سرف الوضوء كما يكتب عدوانه؛ خداوند را فرشته اي است كه اسراف در وضو را مي نويسد همان گونه كه ستمكاري نسبت به آن را مي نويسند»(كافي 22 :3.) سرف و اسراف در وضو، با زياده روي در مصرف آب، به منظور شستن اعضاي وضو، بيش از مقدار واجب و مستحب متصور است و ستمكاري در حق وضو، به اين است كه شستشوهاي مربوط به آن، به مقدار واجب انجام نشود و در اين مورد تفريط صورت گيرد. شاهد بر اين معنا آن است كه در برخي روايات به جاي عبارت «كما يكتب عدوانه» اين عبارت ذكر شده است: «كما يكتب نقصانه.» در پرتو همين روايات، جهت گيري غتاوي فقيهان در باب وضو و غسل نيز، صرفه جويي در مصرف آب است.
    از جمله احكام استحبابي، انجام دادن وضوي شاداب و به تعبير فقهي «اسباغ در وضو» است. بنا بر نقل شيخ صدوق، پيامبر اكرم (ص) فرمودند: «هر كس وضوي خود را شاداب بگيرد، و نمازش را خوب به جا آورد و زكات مالش را بپردازد و خشم خويش را بازدارد و زبانش را كنترل نمايد و براي گناه خود استغفار كند و براي خاندان پيامبرش، خيرخواهي نمايد، چنين شخصي حقايق ايمان را به كمال رسانيده و دربهاي بهشت بر رويش باز خواهد بود»(ثواب الاعمال: 26.) از سويي، عمل كردن به اين حكم، مستلزم مصرف آب بيش از مقدار واجب است، چنان كه در معناي «اسباغ الوضو» نوشته اند: «المبالغه فيه و اتمامه»(لسان العرب 159 :6) در نتيجه با اين پرسش مواجهيم كه آيا اين حكم، با تاكيدات فراوان گذشته مبني بر ضرورت خودداري از اسراف در امر وضو، سازگار است؟ بايد گفت: چنان كه فقها يادآور شده اند، مقصود از اسباغ در وضو، چيزي جز انجام دادن مستحبات آن مانند شستن دستها پيش از وضو، مضمضه، استنشاق و... نيست و همه اين امور، با يك مد آب قابل انجام است. صاحب جواهر مي نويسد: مقدار آب مورد نياز براي اين امور، چهارده مشت است و يك مد نيز به همين اندازه مي باشد.
    از مجموع آنچه گذشت، ضرورت صرفه جويي در مصرف آب و حرمت اسراف در اشكال مختلف آن به خوبي روشن مي شود. از اين رو لازم است، همه مردم در استفاده بهينه از اين نعمت الهي، بيش از پيش اهتمام ورزند.
    
    
     علي خاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:48 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  آثاراعتدال گرايي

نويسنده: اكبر خالقي

در مقاله حاضر ضمن تعريف واژه و مفهوم اعتدال، نقش اعتدال گرايي در رسيدن به كمالات انساني و شكوفايي تمدني و تداوم نعمتها مورد بررسي قرارگرفته كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم
    
   اسلام، دين اعتدال
    از نظر اسلام، هستي بر بنياد عدالت و اعتدال نهاده شده است و انسان كامل، معتدل ترين شخصيت در همه حوزه هاست. از اين رو خداوند از مردم مي خواهد براي دست يابي به كمال مطلق و تقرب الي الله و زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت، اعتدال گرايي را در زندگي خويش در پيش گيرند و هرگز گرايش به افراط و تفريط نداشته باشند. دين اسلام، به عنوان كامل ترين و ساده ترين برنامه و راهنماي زيستن، ديني معتدل و ميانه است و بر همين اساس آن را دين حنيف ناميده اند.
    بر اين پايه مي توان گفت كه هر كس كه اسلام را راهنماي زندگي خويش قرار دهد، زندگي معتدلي خواهد داشت و از نظر شخصيتي نيز به تعادل دست خواهد يافت. از اين رو، شخص هم در حوزه روان شناسي شخصيت و هم در حوزه روان شناسي اجتماعي و تعامل با ديگران و هم در حوزه هاي ديگر، انساني معتدل مي باشد.
    بخش اساسي در زندگي انسان كه تاثير شگرفي بر شخص و محيط و جامعه وي به جا مي گذارد، حوزه مصرف و بهره گيري از امكانات و نعمت هايي است كه خداوند به وي بخشيده است؛زيرا انساني كه با كار و كوشش خويش و يا با عنايت و فضل الهي، از نعمت هاي او برخوردار مي شود، زماني مي تواند سپاسگزار نعمت باشد كه در مصرف آن چيز، دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپيمايد؛ چون سپاسگزار نعمتي بودن به معناي درست مصرف كردن و بهره گيري مثبت و سازنده از آن چيز در راستاي كمال شخصي و جمعي بلكه همگاني است كه معناي اخير شامل همه موجودات هستي مي باشد؛ زيرا انسان به عنوان خليفه الهي موظف است تا در مقام ربوبيت طولي با تغيير و تصرف در اشيا و چيزها آن ها را به كمال شايسته و بايسته خود برساند.
    از نظر اسلام هرگونه گرايشي به سوي افراط و تفريط به معناي خروج از جاده حقيقت وحقانيت و رهسپاري در بيراهه هبوط و سقوط فردي و اجتماعي است. ولذا در همه حوزه ها از جمله حوزه اقتصاد، خواهان اعتدال و ميانه روي است. همين تاكيد بر مصرف درست و معتدل است كه واژه اقتصاد را براي مفهوم خاصي به كار گرفته است؛ زيرا اقتصاد ازواژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال گرفته شده است. (مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهاني، ذيل واژه قصد).
    به سخن ديگر، بهره گرفتن از واژه قصد به معناي اعتدال و ميانه روي براي بيان فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و مصرف كالاو خدمات (تئوري اقتصاد خرد، ص 9) تاكيد بر اين معناست كه اصول فعاليت هاي مربوط به اقتصاد مي بايست براساس اعتدال و ميانه روي باشد.
    از جمله بخش هاي حوزه فعاليت هاي اقتصادي، بخش مصرف است. بنابراين، در اين بخش نيز اعتدال و ميانه روي از سوي اسلام و قرآن به عنوان اصل اساسي مورد توجه و تاكيد است. بلكه حتي مي توان گفت كه در ميان سه بخش توليد، مبادله و مصرف، بخش اخير از اهميت بيش تري برخوردار است تا ميانه روي و اعتدال در آن به عنوان بنياد رفتاري انسان خودنمايي كند.
    
    چرا اعتدال گرايي؟
    پرسش اين است كه چرا اعتدل گرايي در حوزه هاي مختلف به ويژه اقتصاد و مصرف اين اندازه مهم است؟ اعتدال گرايي چه آثار و پيامدهايي را مي تواند به دنبال داشته باشد؟ اعتدال گرايي به حالتي گفته مي شود كه در آن دو طرف از لحاظ كميت و يا كيفيت در سازگاري و تناسب باشد. (لسان العرب، ابن منظور، ذيل واژه عدل) بنابراين مي توان گفت كه اعتدال به معناي تناسب است. همين حالت تناسب است كه مقتضاي استقامت، قوام پيدا كردن و موزون شدن ميان چيزها مي شود. بنابراين هنگامي كه از اعتدال سخن به ميان مي آيد مقصود آن است كه تناسب در آن رعايت شود كه لازمه مراعات چنين تناسبي استقامت و قوام يافتن چيزها مي شود.
    انساني را متعادل مي گويند كه در عقيده، انحراف و گرايش به باطل نداشته و در پي حق و حقيقت باشد و در رفتار هرگز مناسبات ميان اشيا و چيزها را ناديده نگيرد. از اين رو انسان موحد و يكتاپرست را انسان معتدل مي نامند؛ زيرا چنين شخصي مراعات تناسب ميان هستي را كرده و حق هر چيزي را به درستي ادا نموده است. نتيجه چنين بينش و نگرشي آن است كه از افراط و تفريط و كژي به دور مي باشد. (بقره آيه 135 و آل عمران آيه 67 و 95 و نساء آيه 125 و نحل آيات 120 و 123) وي در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعي خويش نيز ميانه روي و تعادل را مراعات مي كند (لقمان آيه 19) و در انفاق و ديگر امور اجتماعي نيز ميانه روي را از خود دور نمي كند (فرقان آيات 63 و 67) زيرا مي داند كه حتي در كارهاي عبادي نيز مي بايست رعايت تناسب را بنمايد و سازگاري و تناسب را در كم و كيف، ملحوظ دارد.
    علت گرايش به اعتدال و ميانه روي از آن روست كه چنين رفتاري موجب مي شود تا انسان در مسير خردمندي و كمال گرايي قرار گيرد و گرفتار شرك درعقيده و عمل نشود و راه نقصان و باطل را نپيمايد.
    دست يابي به استقامت و قوام يابي در شخصيت و عمل اجتماعي از ديگر آثار و پيامدهاي اعتدال گرايي بشر در زندگي است كه در آيات 63 و 67 سوره فرقان به آن توجه داده شده است. از نظر خداوند، انسان متعدل و ميانه رو با رعايت تناسب و عدالت است كه مي تواند زندگي خويش را قوام بخشد و به استقامت دست يابد.
    بهره مندي از خوشبختي و آسايش از ديگر آثاري است كه آيات 63 تا 67 سوره فرقان بر آن تاكيد دارد. به اين معنا كه انسان اگر بخواهد سعادت و خوشبختي را در دنيا و آخرت تجربه كرده و آن را به دست آورد مي بايست راه اعتدال و ميانه روي را در زندگي خويش بپيمايد.
    
    ضرورت پرهيز از افراط و تفريط
    برخي از مومنان درعبادت هاي خويش راه افراط را در پيش مي گيرند و در هنگامي كه به خودسازي مي پردازند، براي دست يابي به كمالات، خود را به آب و آتش مي زنند. گروهي، شيوه رهبانيت را در پيش مي گيرند و يا همانند مرتاضان هندو از زندگي دنيايي و بهره هاي آن چشم مي پوشند. اين گونه است كه نه تنها به نقش ربوبيت خود توجهي ندارند بلكه آسيب هايي را نيز به اطرافيان و جوامع بشري وارد مي سازند. آنان به جاي آن كه به مسئوليت و وظيفه الهي خود نسبت به آباداني زمين بپردازند، دست از كار و توليد بر مي دارند و يا حتي ثروت و درآمد خويش را به انفاقي افراطي از دست مي دهند و خود را نيازمند و محتاج ديگران و كار و توليد آنان مي كنند.
    در زمان پيامبر (ص) يكي از صحابه هنگام مرگ خويش همه سرمايه و ثروت خود را به ديگران مي بخشد و از حوزه تصرف خود بيرون مي كند. اين در حالي بود كه وي دختران چندي داشت كه نيازمند ثروت پدر بودند. پيامبر (ص) هنگامي كه از انفاق مال از سوي مرد و فقر و نداري دختران آگاه مي شود اجازه نمي دهد تا اين مرد در گورستان مسلمانان دفن شود؛ زيراچنين رفتاري را به دور از مسلماني مي دانست.
    بنابر اين، اگر كسي بخواهد به مسئوليت الهي خويش عمل كند مي بايست در همه امور راه اعتدال و ميانه روي را در پيش گيرد و با اين روش آسايش و خوشبختي را نه تنها براي خود بلكه ديگران به همراه آورد.
    خداوند در بيان جامعه برتر و كامل و ارايه نمونه عيني آن، جامعه اسلامي و برتر را جامعه اي معتدل و ميانه رو معرفي مي كند كه استقامت با اين روش در ذات و نهاد آن سرشته مي شود. (بقره آيه 143) بنابر اين، از نظر قرآن و اسلام، صراط مستقيم هر كس و جامعه اي، ميانه روي و اعتدال در همه امور و اقتصاد در زندگي است.
    
   نقش اعتدال در كمال
    اگر اسلام و قرآن، اعتدال و اقتصادگرايي را راه مستقيم برمي شمارد، مي توان دريافت كه از نظر اسلام دست يابي به هر كمالي تنها از راه اعتدال گرايي است؛ زيرا از نظر قرآن، راه مستقيم، راهي است كه انسان را به كمالات مطلق مي رساند و با ايجاد زمينه هاي تقرب جويي به خداوند، خلافت الهي به شكل كامل و مطلق را براي انسان پديد مي آورد. بنابراين، مي توان گفت كه اعتدال، عنصر اساسي در دست يابي انسان به كمال است.
    بر همين اساس مي توان گفت كه رابطه اي بسيار محكم و استوار ميان اعتدال گرايي و صراط مستقيم وجود دارد. به اين معنا كه در مفهوم صراط مستقيم اعتدال تضمين شده است. از اين رو خداوند در آيات 143 سوره بقره و نيز 161 سوره انعام و 105 سوره يونس و 135 سوره طه و 30 سوره روم، دين اسلام را كه همان صراط مستقيم است به دين معتدل و ميانه توصيف مي كند و در آيه 115 سوره انعام و 1 و 2 سوره كهف نيز قرآن را كه راهنماي دين اسلام مي باشد كتابي معتدل و به دور از هرگونه كژي و انحراف معرفي مي كند، زيرا چنان كه گفته شد، قيم بودن دين به اعتدال گرايي و ميانه روي آن مي باشد.(نگاه كنيد مجمع البيان، ذيل آيات 1 و 2 سوره كهف).
    خداوند در توصيف مومناني كه به كمال رسيده اند آنان را به اعتدال گرايي و ميانه روي مي ستايد و در آيه 22 سوره ملك استقامت و اعتدال مومنان در ايمانشان را به حركت انسان معتدل در راه مستقيم تشبيه مي كند. اين بدان معناست كه كمال ايماني را تنها مي توان از راه اعتدال و ميانه روي كسب كرد.
    
   نقش اعتدال در شكوفايي تمدني
    اعتدال گرايي نقش بسيار مهم و اساسي در تمدن سازي و شكوفايي تمدني دارد. آيات 46 تا 49 و نيز 55 و 56 و 100 و 101 سوره يوسف هنگامي كه به علل شكوفايي تمدني در دوران حضرت يوسف(ع) مي پردازد تبيين مي كنند كه چگونه نظامي كه حضرت يوسف(ع) بر پايه عدالت و اعتدال بنياد گذاشته، توانسته است تمدن بزرگ و شكوفا پديد آورد.
    مديريت بهينه و درست آب در همه بخش ها از حفظ و نگهداشت تا مصرف درست و معتدل آن بود كه شكوفايي تمدني سبا را سبب مي شود. (سبا آيات 15 و 16)
    اگر به نشانه هاي تمدني از نظر قرآن چون ارتباطات فرهنگي (كهف آيه 93)، برج سازي (سبا آيات 12 و 13 و غافر آيه 36 و قصص آيه 38)، توسعه كشاورزي (يوسف آيات 46 و 49 و روم آيه 9 و دخان آيات 25 و 26)، حكومت و دولت (يوسف آيه 43 و نمل آيه 22 و 23 و آيات ديگر)، سدسازي و مديريت آب (سبا آيات 15 و 16 و كهف آيات 83 و 84 و 94 تا 96) صنعت و ذوب فلزات (همان)، عمران آباداني در ساختمان سازي (اعراف آيات 73 و 74 و آيات ديگر) هنرهاي معماري و آبگينه سازي، تنديس سازي و مانند آن (نمل آيه 44 و سبا آيات 12 و 13) توجه شود به خوبي مي توان دريافت كه همه اين فناوري ها و نشانه هاي تمدني، ريشه در گرايش اعتدالي جامعه به ويژه مديريت صحيح منابع و مصرف بهينه و درست آن دارد.
    خداوند هنگامي كه به علل فروپاشي تمدني مي پردازد نشان مي دهد كه چگونه انحراف از اعتدال و عدالت موجب شده تا تمدن هاي بزرگ از هم فروپاشد. آيات 15 و 17 سوره سبا تبيين مي كند كه چگونه كفران نعمت در اثر ناسپاسي و عدم مصرف درست نعمت در مسير تعالي و كمال، موجب شد تا قوم سبا از مقام شوكت و عزت سقوط كنند و تمدن آنان از درون فرو پاشد.
    طغيان گري كه به عنوان يكي از علل و عوامل انحطاط و فروپاشي تمدني در آيات 6 تا 13 سوره فجر بيان مي شود، در حقيقت بيانگر داستان ناديده گرفتن اعتدال و ميانه روي در زندگي اين تمدن هاست. چنان كه رفتار خشونت آميز و به دور از اعتدال زمامداران و دولتمردان در آيات 123 و 128 تا 139 سوره شعراء به عنوان عاملي ديگر در فروپاشي تمدني معرفي مي شود تا دولتمردان بدانند كه هرگونه خروج از اعتدال و گرايش به خشونت، مي تواند چه عواقب بدي براي خود ايشان و بلكه تمدنشان داشته باشد.
    بسياري از تمدن ها كه در اوج شكوفايي و رونق اقتصادي و تمدني بودند به سبب گرايش به ظلم و دوري از عدالت و اعتدال از درون فروپاشيدند كه آيات 11 تا 13 سوره انبياء و نيز 45 سوره حج و 45 تا 52 سوره نمل و 9 روم به نمونه هايي از اين تمدن ها اشاره مي كند.
    بي گمان افساد به معناي دوري از عدالت و اعتدال (اعراف آيات 74 و 78 و نمل آيات 48 تا 52 و فجر آيات 7 تا 13) و اطاعت و پيروي مردم جامعه از مفسدان (شعراء آيات 141 تا 158) در كنار اسراف و اشرافيت خوشگذران و بي درد و پيروي جامعه از آنان كه خود نمونه هاي بارز خروج از اعتدال و عدالت است، از مهم ترين علل و عوامل فروپاشي تمدني است كه خداوند به دوري از آن فرمان مي دهد و از مردم مي خواهد تا به جاي اين روش از شيوه درست مصرف و رفتار در حوزه هاي مختلف از جمله اقتصادي بهره گيرند.
    
   نقش اعتدال مصرفي در حفظ نعمت
    بي گمان بسياري از انسانها تجربه تلخي نسبت به از دست دادن نعمتي دارند. انسان تا زماني كه در عافيت و بهره مندي از نعمت هاست همانند ماهي در آب، قدر و قيمت آن را نمي داند و زماني به ارزش آن پي مي برد كه آن را از دست داده و همانند ماهي در خشكي، بالاو پايين بپرد و جانش به لب برسد.
    قرآن توضيح مي دهد كه علت اصلي بسياري از فقدان ها و از دست دادن نعمت ها، رفتارهاي بيرون از اعتدال انسان هاست. به اين معنا كه انسان به سبب مصرف بي رويه و نادرست كه در حقيقت نوعي كفران نعمت و ناسپاسي نسبت به آن است، موجب مي شود كه نعمتي از وي سلب شود. بنابراين براي حفظ نعمت مي بايست راه اعتدال و ميانه روي را در پيش گرفت و از مصرف افراطي و بي رويه نعمت خودداري كرد؛ زيرا از نظر قرآن هرگونه افراط و مصرف بي رويه، مصداق تعدي و ظلم و خروج از اعتدال و عدالت است كه خشم خداوند را به دنبال دارد. (مائده آيه 87)
    علامه طباطبايي در ذيل آيه 87 سوره مائده توضيح مي دهد كه خداوند از مردم مي خواهد تا از نعمت هاي الهي و طيب بهره گيرند و به درستي از آن استفاده كنند ولي نه به گونه اي كه از حد و اندازه بگذرد.
    با انباشت ثروت و سرمايه از طريق درست مصرف كردن است كه زمينه براي اجراي طرح ها و برنامه هاي بزرگ فراهم مي آيد و جامعه مي تواند به سدسازي و راه سازي و ديگر نشانه هاي تمدني روي آورده و آن را به اجرا درآورد و تمدني بزرگ را پي نهد.خداوند از انسانها مي خواهد كه در مصرف اموال و امكانات در زندگي شخصي خود اعتدال و ميانه روي را مراعات كنند (اسراء آيه 29) زيرا با مصرف درست اموال و امكانات در زندگي شخصي است كه مجموعه زايد بر نياز از اموال در نزد هر كسي گرد مي آيد و از مجموعه اين اندك ها ثروتي پديد مي آيد كه مي توان با آن، طرح ها و برنامه هاي بزرگ تمدني را به اجرا درآورد و بر شكوفايي اقتصادي افزود و آسايش و آرامش را براي خود و گروه بزرگي از انسان ها فراهم آورد.
    
     اكبر خالقي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:46 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
ا سراف در مسكن
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

از مهمترين نيازها و ضروري ترين آنها براي هر موجود زنده و بويژه انسان كه به جهت خصوصيات طبيعي اش در معرض آفات و خطرات بيشتري قرار دارد، مسكن مناسب است. در روايات، برخورداري از مسكن و جان پناه مناسب از حقوق مسلم هر فردي شناخته شده و حتي تامين آن براي زن از سوي شوهر از حقوق واجب به شمار آمده است. برخورداري از مسكن بقدري اهميت دارد كه اگر صاحب خانه، ورشكست شود، اسلام خانه را از مستثنيات ديون دانسته و طلبكار حق مصادره و مطالبه آن را ندارد.
    از ويژگي هاي خانه مطلوب در اسلام، وسيع بودن و داشتن فضاي باز و مناسب است، از رسول خدا (ص) روايت شده: “از عوامل و نشانه هاي خوشبختي انسان مسلمان داشتن مسكن وسيع است”(كافي526 :7). معمر بن خلاد مي گويد: “حضرت رضا (ع) منزلي را خريداري نمودند و به خدمتگزار خود دستور دادند تا بدان منزل برود و فرمودند: منزل تو تنگ است”(وسائل الشيعه 559 :3)، نيز بر طبق روايات وقتي از امام رضا (ع) درباره بهترين عيش دنيوي پرسيدند، فرمود: “سعه المنزل و كثره المحبين؛ گسترده بودن خانه و فراواني محبين و دوست داران”(بحارالانوار 152 :73).
    شايان ذكر است كه بر اساس آموزه هاي معنوي و اخلاقي اسلام، گستردگي خانه و آسايش و رفاه حاصل از آن، آن گاه مطلوب و لذت بخش است كه صاحب خود را از ذكر و ياد سراي آخرت باز ندارد. از روايات مختلف بدست مي آيد كه برخوردار بودن از خانه وسيع از سعادت انسان است، ولي وسعت منزل بر حسب افراد و موقعيت هاي آنان متفاوت است و فراهم كردن مسكن بيش از حد نياز و كفايت، مذمت و تقبيح شده است. در واقع وسعت يك واحد مسكوني در صورتي پسنديده است كه در خدمت نيازهاي انسان باشد نه خارج از آن. رسول اكرم (ص) پس از بيان اينكه “هر كس ساختماني را از روي ريا و سمعه بسازد به عذاب الهي گرفتار مي شود”، كسي پرسيد: چگونه بنايي با اين وصف ساخته مي شود؟ حضرت فرمود: بدين صورت كه براي فخرفروشي بر همسايگان و برادران ديني اش، بيش از مقدار لازم مسكن بنا كند”(وسائل الشيعه 588 :3). نيز در حديث مشابهي رسول خدا (ص) در جواب چنين سوالي فرمودند: “زياده از حد كفاف يا براي مباهات ديگران ساختمان سازي مي كند”. در اين حديث شريف، خصوصيتي وجود دارد كه حد كفاف به طور مستقل آمده و بيانگر اين نكته است كه فراهم كردن مسكن بيش از مقدار كفايت گرچه براي فخرفروشي و خودنمايي هم نباشد، ناپسند و موجب غضب و عذاب الهي است. در حديثي چنين آمده است كه روزي رسول خدا (ص) از گذرگاهي مي گذشت، چشمش به بنايي افتاد كه يكي از انصار ساخته بود. هنگامي كه صاحب آن بنا نزد حضرت آمد و سلام كرد ايشان صورت از او برگرداند... پس از آنكه وي علت بي اعتنايي حضرت را دريافت، برگشت و بنا را خراب كرد. در پي اين جريان رسول خدا (ص) فرمودند: “بي ترديد هر بنايي كه ساخته شود روز قيامت باري بر دوش صاحبش خواهد بود مگر آنچه كه گريزي از آن نيست (و نياز وي مي باشد)“(مجمع البيان 7-310 :8). نيز امام صادق (ع) مي فرمايند: “هر ساختماني كه بيشتر از حد كفاف و نياز باشد، روز قيامت وبال و مايه گرفتاري صاحبش خواهد بود”(فروع كافي 531 :6).
    بر اين اساس، ساختن بناهايي كه از نظر كمي و كيفي به آن نيازي نيست و به تعبير قرآن “عبث” است و هدف صحيحي ندارد، مصداق اسراف خواهد بود، ولي در صورتي كه به مساحت وسيع ساختمان و منزل نياز باشد و از آن استفاده گردد نه تنها نكوهيده نيست كه مطلوب نيز مي باشد، از اينرو اميرمومنان (ع) با ديدن منزل وسيع يكي از اصحابش به نام علاء بن زياد، فرمود: “اين خانه فراخ در دنيا به چه كارت مي آيد كه در آخرت نيازت به آن بيشتر باشد، آري، اگر مي خواهي كه با آن به آخرت رسي، بايد كه در آن، مهمان را پذيرائي كني و با خويشاوندانت بپيوندي و حقوقي را كه از آن خانه بر گردن داري، به مستحقانش رساني”(نهج البلاغه، خطبه 200). مورد نكوهش واقع شدن علاء بن زياد توسط حضرت علي (ع) مي تواند به اين سبب بوده باشد كه خانه وي بسيار فراتر از نيازهاي متعارف و معقول او بوده است و چنان كه ذيل روايت نشان مي دهد، حتي ساختن خانه به ويژگي خانه او نيز در صورتي كه به انگيزه هاي شرعي و اخلاقي باشد، مذموم نيست.
    منابع:
    - پژوهشي در اسراف، سيد مهدي موسوي كاشمري، صص190-194
    - اسلام و الگوي مصرف، علي اكبر كلانتري، صص172-177
    - اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، ص248
    
        
     علي خاني



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:44 AM - روز پنج شنبه 13 اسفند 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >