اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
  اصلاح الگوي مصرف به سرمايه گذاري نياز دارد.

خبرگزاري فارس: امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر مي شود، اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند.

«سال 88 را سال اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها مي دانم و بايد با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ظهور و بروز نمايد».
(بخشي از پيام نوروزي سال 88 مقام معظم رهبري(دامه بركاته)
امروزه هرگاه سخن از صرفه جويي به ميان مي آيد، بلافاصله مصرف انرژي، آب، نان و ساير اقلام مشابه به ذهن افراد متبادر شده و بي درنگ نگاه ها به سوي مردم معطوف و راهكارهايي مانند: استفاده از لامپهاي كم مصرف، جلوگيري از چكه شيرهاي آب و امثال اين موارد پيشنهاد مي شود. اين در حاليست كه اصلاح الگوي مصرف داراي ابعاد و زواياي گوناگون بوده و شامل موضوعات مختلفي مي شود كه گاهي به راحتي قابل تشخيص نيستند، و شناسايي آنها مستلزم مطالعه و بررسي كافي و همكاري متقابل مردم و مسئولين است، به همين دليل صرفه جويي رامي توان به دو روي يك سكه تشبيه نمود كه يك سوي آن مردم و در طرف ديگر دولت و دولتمردان و به عبارت ديگر مسئوليني قرار گرفته اند كه بايد با سياستگذاري و برنامه ريزي مناسب، اين مهم را محقق سازند.
بعنوان مثال؛ گفته مي شود كه مردم ايران سومين مصرف كننده گاز جهان بوده و نسبت به ساير كشورها، در استفاده از انرژي برق 3برابر و در استفاده از سوخت 2برابر استانداردهاي تعريف شده و در مصرف سرانه شكر معادل 3كيلوگرم و در مصرف روغن 4.5كيلوگرم از ميانگين مصرف جهاني، بيشتر مصرف دارند و يا 33درصد از نان مصرفي توليد شده در كشور به ضايعات تبديل مي شود. اما هيچگاه گفته نمي شود كه چه مقدار از اين اسرافها از جانب مردم صورت مي گيرد و چه مقدار از آن ناشي از ضعف در سيستم هاي اجرايي است.
هدر رفت منابع
نتايج بررسي هاي صورت گرفته و داده هاي آماري بيانگر اين مطلب است كه بعنوان مثال: در زمينه برق بيش از 04درصد از برق مصرفي كشور قبل از مصرف در شبكه غيراستاندارد و نامناسب توزيع به هدر مي رود. آب نيز از وضعيت بهتري برخوردار نيست و حدود 22درصد آن به هنگام مصرف و در همين حدود و چه بسا بيشتر در شبكه فرسوده توزيع از بين مي رود، حتي در بخش توليدات كشاورزي نيز گفته ها حكايت از آن دارد كه حدود 52درصد از محصولات كشاورزي به علت توليد نامناسب در مسير كاشت و داشت و برداشت، كيفيت خود را از دست داده و بعنوان محصول نامرغوب از چرخه مصرف خارج مي شود، البته اين ضايعات و هدر رفت منابع، بجز مواردي است كه براثر توزيع فله اي يا بسته بندي نامناسب صورت مي گيرد.
علاوه بر اين بايد به مشكلات ريشه دار ديگري مانند بي برنامگي در توليد محصولاتي مانند سيب زميني و پياز كه يكسال با كمبود و سال ديگر با مازاد مصرف مواجه است يا صادرات بدون برنامه و غيراصولي كه گاهي منجر به جلوگيري از خروج كالا و فاسد شدن يا تلف شدن كالا مي شود و همچنان لاينحل باقي مانده اند، نيز اشاره كرد.
متأسفانه از ديرباز مشكل تا جايي مورد غفلت قرار گرفته و ريشه دوانده كه حتي مواردي مانند، محصولات وارداتي را نيز شامل مي شود، زيرا به اعتراف مسئولين ذيربط، حدود 21درصد از كالاهاي وارداتي به كشور در جريان حمل و نقل و جابجايي كالا از بين مي رود كه بخش قابل توجهي از آن به علت فرسودگي بيش از حد ناوگان حمل و نقل و بخشي از آن به علت غيراستاندارد بودن شبكه جاده اي و قسمتي نيز به علت مشكلات موجود در سيستم هاي بارگيري، تخليه و ساير عوامل مشابه صورت مي گيرد.
حال اين سؤال مطرح است كه مقصر كيست؟ چگونه مي شود اين وضعيت را سامان بخشيد؟ و واقعاً چه مقدار ازاين اسراف ها را مي توان متوجه دولت دانست و چه مقدار از آن را به مردم نسبت داد؟ و اصولا چه مقدار از اين مصرف را مي توان مصداق اسراف دانست؟ چرا كه صرفنظر از همه مشكلات و ضعفهاي مورد اشاره در سيستمهاي اجرايي و نحوه مصرف مردم، شرايط و فرهنگ ايراني و اسلامي نيز تابع ضوابط و شرايطي است كه امكان قياس بين ايران و ساير كشورها را منتفي مي سازد.
مصرف متناسب با فرهنگ بومي
بعنوان مثال؛ درحاليكه طهارت درساير اديان مفهوم چنداني ندارد. فرهنگ اسلامي رعايت پاكي و غسل و وضو را بعنوان يك واجب عيني مورد تاكيد قرارداده و حضور افراد مختلف، اعم از محرم و نامحرم و حتي پدر و مادرو فرزندان دريك اتاق براي استراحت و خواب را نهي كرده است . و اين به معناي لزوم استفاده بيشتر از آب براي پاك شدن از نجاست و مصرف بيشتر انرژي براي بهره مندي از سيستم سرمايش و گرمايش اتاق ها و متقابلاً مصرف بيشتر منابع است يا فرهنگ ايراني و اسلامي همواره بر ضرورت توسعه و نگهداري فضاي سبز درمحيط زندگي يا بهره مندي از موهبت نگاه به آب به عنوان يكي از موثرترين عوامل نشاط و شادابي، ياد كرده است و ساخت حوض و آبنما درخانه ها و محيط هاي شهري را به يك فرهنگ مبدل ساخته و اين در حاليست كه شبكه آب آشاميدني و غير آشاميدني شهرها همچنان تفكيك نشده باقي مانده است.
نكته قابل تأمل ديگر اين است كه براي تحقق اين هدف گرانبها و ارزشمند يعني صرفه جويي درمصرف منابع خدادادي كه همواره در ادبيات اسلامي بعنوان يك ارزش اساسي مورد تأكيد قرارگرفته، اين امكان وجود ندارد كه تنها به طرح مسائل شعاري و يا اقدامات كوتاه مدت و حاشيه اي بسنده نموده و از پرداختن به ريشه ها غفلت نماييم.
علاوه بر اين ضرورت فرهنگ سازي و تعامل متقابل بين مردم و مسئولين از الزامات ضروري كار به شمار مي روند و طبيعتا رسانه ها و نهادهاي اجتماعي و بخصوص آموزشي نيز در اين زمينه از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردارند. بديهي است كه مشكلات و موانع به همين مقدار حجم ختم نمي شود، بنابراين تحقق اين هدف كار دراز مدتي است كه خود به سرمايه گذاري در ابعاد مختلف مادي و معنوي نياز دارد و براي اين منظور بايد راهبردهاي مشخص و روشني را تعريف و الگوهاي مناسبي را طراحي نمود.
براي ترسيم تصوير مناسب و ملموس تر از اين هدف، در اين مقاله تلاش شده تا با نگاهي چند بعدي به موضوع، به اهميت و ضرورت سرمايه گذاري در اين زمينه اشاره وحتي المقدور مصاديق و راهكارهايي نيز ارائه گردد.

تعاريف مرتبط با اسراف
اسراف، اثرات، اقتار، تبذير و صرفه جويي؛ واژه هاي مترادف و بعضاً متضادي هستند كه هر كدام داراي بار معنايي خاص خود مي باشند و صحبت دراين باره نياز به بيان تعويض كامل و جامع از آنها دارد، اگر چه ممكن است دراين زمينه تعاريف متعدد و متنوع باشد، اما اكثر اين تعاريف داراي وجوه مشتركي هستند كه عملاً دربرگيرنده يك معنا و مفهوم مي باشد.
صرفه جويي درلغت اينگونه تعريف شده است«اندازه نگه داشتن درخرج، اقتصاد، پس انداز كردن و صرفه جو نيز به كسي اتلاق شده كه در خرج كردن اندازه نگه دارد (مقصد)». (فرهنگ عميد) مقام معظم رهبري (حفظكم ا...) نيز دراين باره مي فرمايند:«صرفه جويي به معناي مصرف نكردن نيست، صرفه جويي به معناي درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضايع نكردن مال، مصرف را كار آمد و ثمربخش كردن است.» (بخشي از بيانات معظم له در ابتداي سال 88) اسراف وسرف، تجاوز از حد ميانه روي را گويند درهر كاري كه باشد. گرچه درصرف مال شهرت دارد. اسراف است. (مفردات راغب) همچنين صاحب مجمع البيان تجاوز درجانب افراط را اسراف و درجانب تفسير را سرف ناميده است. (اقرب الموارد) فرهنگ عميد نيز معني لغوي اين واژه را اينگونه تعريف مي كند« گزاف كاري كردن، درگذشتن از حد ميانه، تلف كردن مال، ولخرجي كردن، فراخ روي، فراخ رفتاري، افراط، تبذير، ولخرجي.» از آيات قرآن كريم كه بيش از 32 بار اين موضوع را به اشكال مختلف مورد اشاره قرار داده اند نيز چنين استنباط مي شود، كه هرگونه تجاوز از حد و حق، اعم از اينكه در انديشه باشد يا عمل، نوعي اسراف و خروج از حد اعتدال تلقي مي شود و محكوم خواهد بود. به عبارت ديگر خداوند افرادي كه در استفاده از نعمت هاي او زياده روي مي كنند يا سبب از بين رفتن مال و ريخت و پاش هاي نابجا مي شوند را مصداق اسراف كاران دانسته و به شدت مورد نكوهش قرار مي دهد.
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «اسراف آن است كه انسان مالش را از بين ببرد و به بدنش صدمه بزند». (مجموعه الاخبار- باب 171- حديث1) مقام معظم رهبري(دامه بركاته) نيز با استناد به آيات و روايت اسلامي مي فرمايند: «اسراف در اموال و در اقتصاد اين است كه انسان مال را مصرف كند، بدون اينكه اين مصرف اثر و كارايي داشته باشد، مصرف بيهوده و مصرف هرز در حقيقت هدر دادن مال است». (بخشي از سخنراني نوروز 88)
تعريف تبذير اما چنين است: اگر چه تبذير در لغت به معناي تفريق كه منشأ آن از بذر (يعني پاشيدن تخم) مي باشد، تعريف شده است، اما استعاره اي است از كسي كه مال خود را ضايع كند، تبذير و تضييع مال خود يك نوع تجاوز از حد ميانه روي و اعتدال است و از همين رو اسراف و تبذير را مي توان مترادف يكديگر دانست.
«اقتار» نقطه مقابل اسراف است. افراط و تفريط در هر موضوعي مي تواند زيانبار و خسارت ساز باشد به همين دليل علي رغم اشارات فراوان اسلامي مبني بر ضرورت رعايت صرفه جويي و اجتناب از اسراف، در عين حال همواره بر لزوم توجه به اعتدال و ميانه روي در امور نيز اشاره شده است. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي «اقتار» را نقطه مقابل اسراف دانسته و مي فرمايند: «اقتار اين است كه غذايت نان و نمك باشد در صورتيكه قدرت داري غذاي مناسبتري بخوري».

راهكار هاي اصلاح الگوي مصرف
با استناد به تعاريف مذكور و تاكيد مقام معظم رهبري(دامه) بر اساسي بودن و درازمدت بودن كار، به نظر مي رسد مفهوم آنچه ايشان بعنوان اصلاح الگوي مصرف بيان فرمودند، در رديفي بمراتب بالاتر از صرفه جويي قرار داشته و شامل الزامات و مفاهيم ديگري مانند: آسيب شناسي، تعريف مفاهيم ذيربط در اين زمينه، تعيين استانداردهاي مصرف، طراحي سيستمها و روشهاي لازم براي نيل به استانداردهاي مورد نظر و رفع عوامل موجد اسراف و ضايع شدن منابع و حتي مواردي مانند: تغيير عادتهاي مصرف، ايجاد تعادل بين توليد و مصرف، اطلاع رساني و آموزش نيز مي گردد و لذا نبايد با سطحي نگري نسبت به موضوع، اين واژه را صرفا در اقدامات مقطعي براي كاهش مصرف خلاصه نمود.
همانگونه كه اشاره شد هر يك از اين تعاريف در بردارنده مفاهيم خاص خود مي باشد، اما نكته مشترك همه آنها اينست كه همگي بر رعايت تعادل به عبارت ديگر جلوگيري از افراط و تفريط در امور دلالت دارند، بنابراين براي ورود به اين بحث قبل از هر چيز بايد با انديشه درست بگونه اي سياستگذاري و برنامه ريزي نماييم كه در عمل با وضع قوانين و مقررات خشك و بدون مطالعه و با غفلت از واقعيت ها، موانع رشد و شكوفايي را تشديد ننماييم و بجاي كاهش هزينه، آنها را در قالب و به شكلي ديگر افزايش ندهيم. اين مسئله چند كليد واژه و تعريف دارد كه بايد به آنها توجه شود:
1- ميانه روي و اعتدال: ميانه روي و اعتدال و نگه داشتن حد و اندازه و همچنين اجتناب از افراط و تفريط را مي توان مترادف يكديگر دانست و اين مفهوم به آن معني است كه صرفه جويي و اسراف داراي چارچوب و حدودي است كه طبيعتا متناسب با موضوع و شرايط براي هر فرد مي تواند متفاوت باشد و نبايد در اجراي آن مرتكب افراط و تفريط شد و همواره بايد حد و اندازه آن را نگه داشت و اين نكته شامل تعادل مصرف نسبت به توليد هم مي شود.
اسلام با نگاهي جامع به مقوله صرفه جويي، همواره اندازه نگه داشتن در امور را مورد تاكيد قرار داده و با عنايت به اين موضوع، نه تنها رعايت اعتدال در صرفه جويي را ضروري دانسته، بلكه يادآور شده است كه به هنگام بخشش و انفاق هم بايد حد اعتدال را رعايت نمود؛ همچنانكه در آيه 76 سوره فرقان مي فرمايد: «و آنان كه وقتي انفاق مي كنند زياده روي نكرده و سخت نمي گيرند، بلكه انفاقشان عادلانه و در حد اعتدال است» و اين نكته تا جايي مورد توجه قرار گرفته كه در احاديث مختلف از جمله در حديثي از امام حسن عسگري(ع) نقل شده است كه مي فرمايند: «سخاوت اندازه اي دارد، چنانچه از حد بگذرد، خود اسراف محسوب مي شود». (بحارالانوار- جلد 87-ص773)
در اين باره از پيشواي اول شيعيان نقل شده است كه مي فرمايند: «حق نداري به دلخواه، به مردم چيزي بگويي و بدون دستور، به كارهاي دشوار اقدام ورزي! در دست تو، مالي از اموال خداوند عزو جل است و تو، يكي از خزانه داران اويي تا آن را، به دست من بسپاري». (نهج البلاغه، نامه 6)

استفاده صحيح از منابع
2-درست و بجا مصرف كردن: اين نكته نيز بيانگر آن است كه اسلام از مسلمانان نمي خواهد كه خود را از نعمات خداوندي بي بهره سازند، بلكه بر اين نكته تاكيد دارد كه انسانها از اين سفره گسترده، به درستي و متناسب با نياز واقعي خود متنعم شوند، از حديث امام صادق(ع) در بيان مفهوم (اقتار) نيز چنين استنباط مي شود كه در اسلام نه تنها لازم نيست افراد به هنگام توانمندي متحمل رياضت و سختي شوند، بلكه اين عمل نهي و منطقي و معقول نيز دانسته نشده است، اما در عين حال بر اين مسئله نيز تاكيد شده كه حتي در اوج توانمندي هم بايد از اسراف اجتناب نمود.
براي تفهيم بهتر مسئله، خوب است اين حديث امام اول شيعيان جهان را مورد توجه قرار دهيم كه فرمودند: «قلم هاي خود را نازك كنيد و سطرها را نزديك به هم گيريد و زيادتي كلمات را حذف كنيد و مقاصد و منظورها را در نظر بگيريد! برحذر مي دارم شما را از پرحرفي و پرنويسي؛ زيرا اموال مسلمانان نمي تواند اين گونه خسارت ها را تحمل كند». (خصال ص912) و در جاي ديگر بيان مي دارند: «بخشش هاي بي جاي مال و ثروت، اسراف و زياده روي محسوب مي شود و بخشنده آن را در دنيا بالا مي برد و در آخرت او را پايين مي آورد، او را در بين مردم بزرگ جلوه مي دهد، و نزد خدا خوار و سبك مي كند». (نهج البلاغه- خطبه 621)
3- ضايع نكردن مال: شايد يكي از مهمترين كليد واژه هاي بكار گرفته شده در اين تعاريف، همين واژه باشد، زيرا اين موضوع مي تواند از كوچكترين تا بزرگترين مصاديق اسراف را در برگرفته و شامل تمام افراد جامعه اعم از مردم و دولت باشد. همچنين اين نكته مي تواند جنبه هاي نامحسوس كار را نيز مورد هدف قرار دهد. به عنوان مثال در مورد سازمان ها مي توان به برخي از ضعف هاي موجود در طراحي ساز و كار مورد نياز براي استفاده بهينه از منابع مانند استفاده از سيستمها و روشهاي قديمي و ناكارآمد و غيراستاندارد يا استفاده از مصالح و امكانات نامرغوب كه معمولا منجر به خرابي هاي زود هنگام نتايج مي شود، اشاره نمود و در مورد مردم نيز مي توان، موضوعاتي از قبيل مصرف انرژي يا نان كه شامل: مواردي مانند استفاده از لامپهاي پرمصرف يا خريد بيش از مصرف نان و يا پخت چندين نوع غذا در يك ميهماني و دور ريختن مازاد آنها را نام برد.
اين موضوع از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه امام علي(ع) در حديثي مي فرمايند: «آنچه را كه از سفره افتاده برداريد و بخوريد، زيرا آن دواي هر دردي است كه خدا بخواهد آن را التيام بخشد، براي كسي كه به نيت شفاء بخورد. (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث 9، به نقل از نهج البلاغه) از امام صادق(ع) نيز نقل شده است كه امام(ع) مشاهده كردند، ميوه اي را نيم خورده از خانه بيرون انداخته اند، خشمگين شدند و فرمودند: «اگر شما سير هستيد خيلي از مردم گرسنه اند، خوب بود آن را به نيازمندش مي داديد» (مجموعه الاخبار، باب 171، حديث4)

رعايت فايده و شان در مصرف
4-كارآمدي و اثربخشي: بي ترديد يكي از ويژگي هاي الگوي مصرف مناسب و اصولي، ثمربخش بودن و منفعتي است كه بايد براي فرد يا جامعه به همراه داشته باشد، اعم از اينكه اين منفعت كوتاه مدت و محدود يا بلندمدت و مستمر باشد، به همين دليل است كه در طراحي الگوي مصرف نبايد، فقط به نتايج مقطعي و كوتاه مدت اقدامات توجه شود، زيرا چه بسا كه بر اثر تحت الشعاع قرار گرفتن برنامه هاي زيربنايي و اكتفا به دستاوردهاي ناچيز برنامه هاي كوتاه مدت و غفلت از آثار نامحسوس و پنهان اينگونه از طرحها بر ساير امور اجتماعي، بجاي صرفه جويي متحمل خسارتهاي سنگين تري بشويم و لذا چنانچه الگوي طراحي شده نتواند متضمن چنين ويژگي هايي باشد، اصولا نمي تواند كارآمد و ثمربخش محسوب شود.
5- زيان جسمي: در برخي از احاديث به اين جنبه از كار نيز پرداخته شده و تاكيد كرده است كه مصرف بايد به گونه اي انجام شود كه هيچ گونه زياني اعم از جسمي و حتي روحي و رواني را براي فرد يا جامعه به همراه نداشته باشد. به اين ترتيب پرخوري، يا استفاده از محصولاتي مانند سيگار و يا حتي حرص و ولع بيش از حد براي كسب درآمد بيشتر و گردآوري مال و اموال توسط افراد جامعه و يا تبليغ و ارائه الگوهاي نامناسبي كه مي تواند منجر به بروز مشكلاتي مانند سوءتغذيه يا تشديد نگرانيهاي ناشي از احساس كمبود مايحتاج عمومي در جامعه شود، نيز از مصاديق اسراف به شمار رفته و مورد نكوهش اسلام است.
6- قدرت خريد و شأن افراد؛ برخلاف ديدگاه برخي از افراد، صرفه جويي در اسلام به معناي مساوات در مصرف و استفاده يكسان از امكانات نيست، بلكه همانگونه كه اشاره شد، هدف درست و بجا مصرف كردن و جلوگيري از اسراف است و لذا مصرف مي تواند متناسب با شأن افراد باشد. همانگونه كه امام صادق(ع) در حديثي فرموده اند: «اسراف كننده را سه نشانه است: «چيزهايي را مي خرد و مي پوشد و مي خورد كه در شأن او نيست.» (تفسير نورالثقلين- جلد 1- ص 277)

سؤالاتي درباره اصلاح مصرف
همانگونه كه در مقدمه يادآوري شد، رعايت صرفه جويي و پرهيز از اسراف و تبذير داراي پيچيدگيها و نيز ابعاد و زواياي مختلف است، اما از آنجا كه وجود الگو از نيازهاي ضروري براي صرفه جويي بشمار مي رود، لذا بدون انديشه و طرح و برنامه مناسب و بدون پاسخ به سؤالات و ابهامات موجود نمي توان، توفيق چنداني در اين راه كسب نمود. برخي از مهمترين اين سؤالات و ابهامات عبارتند از:
1- آيا اين امكان وجود دارد كه بدون فرهنگ سازي و حذف زمينه هاي اسراف، از مردم انتظار صرفه جويي داشته باشيم و مهمتر اينكه براي نهادينه سازي اين فرهنگ چگونه بايد عمل كرد؟
2- آيا نقش متقابل دولت و مردم و نهادهاي اجتماعي در اين زمينه، تعريف و سهم هر يك براي دستيابي به اين هدف تعيين شده است؟
3- آيا شرايط و بسترهاي لازم براي صرفه جويي، تغيير عادتهاي مصرف و جلوگيري از اسراف فراهم شده است؟
4- آيا براي صرفه جويي و جلوگيري از اسراف و تضييع منابع، الگوهاي مناسب طراحي و تعريف شده است؟
5- آيا براي تطبيق الگوهاي مورد نظر با فرهنگ ايراني و اسلامي تدبيري انديشيده شده است؟
6- اصولاً آيا مصاديق و معيارهاي سنجش اسراف در هر موضوع، به درستي مشخص شده اند؟
7- الزامات جلوگيري از ضايع شدن منابع و امكانات در هر دو بخش دولتي و مردمي كدامند؟
8- استانداردهاي مصرف در هر بخش چگونه و توسط كدام نهادها بايد تعيين و تعريف شود؟
9- اولويتها براي اجرا در كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت كدامند و پيامدهاي تاخير در اجرا چيست؟
10- عوامل موجد اسراف كدامند، نقش هر بخش دراين زمينه چقدر است و الزامات رفع آن چيست؟


نويسنده:احمدرضا هدايتي

منبع: كيهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:21 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  نكاتي در باب اصلاح الگوي مصرف از منظر جامع شناسي و روان شناسي

خبرگزاري فارس:يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.


1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. فرهنگ:
عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد.

2. خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
3. عوامل جمعيت شناختي:
عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود. (موون و مينور، ج 2، 218-221 )
براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند.
مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود. (صمدي، ص 158-9)
بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند. (صمدي، ص162)
5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد.

ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند. (هاوكنيز، بست و كاني، ص136)
6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. يادگيري:
عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي.

4. ادراك:
ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
برداشت افراد از خود: (خود مفهومي)
برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
سبك زندگي:
سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره است. مشخصات سبك زندگي به صورت ذيل است:
سبكهاي زندگي در چارچوب تعامل بين افراد و معنايي كه در اين تعامل رد و بدل مي شود، ظهور مي يابد. سبك زندگي ذاتاً اجتماعي است. به اين معنا كه حامل پيامهايي براي ديگران است. به اين اعتبار، پيروي كردن از يك سبك زندگي خاص ارزشها و جهت گيريها افراد را به ديگران منتقل كرده و به بقيه نشان مي دهد كه بايد در برابر فرد چه رفتاري داشته باشد.
سبك زندگي انتخابي است كه اين انتخاب در محدوده متغيرهاي ساختاري صورت مي گيرد. سبك زندگي متمايز كننده افراد و گروههاست. در واقع سبك زندگي مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبكهاي زندگي در زمره فعاليتهاي روزمره است. اما آن نوع رفتارهايي را شامل مي شود كه قابل مشاهده و معني دار هستند و تفاوت بنيادين ميان گروههاي اجتماعي مختلف را سبب مي شود علاوه بر رفتارها، سبك زندگي ارزشها، نگرشها و عقايد را نيز شامل مي شود.
سبك زندگي حامل روايتي از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضاي نيازها را در بر نميگيرد. (فاضلي-ص70-1)
بايد ميان تعداد كثيري از مردم عموميت داشته باشد، و گر نه تفاوتي با طبايع فردي يا هوسهاي مصرفي فرد نخواهد داشت. (اباذري و چاوشيان –ص24)
نتيجه گيري:
در اين گزارش بدنبال مدلي تركيبي از ابعاد جامعه شناختي و روانشناختي از رفتار مصرفي بوديم. از مولفههاي جامعه شناختي همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعيت شناختي، موقعيت و طبقه اجتماعي، گروههاي مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههاي روان شناختي همانند ادراك، يادگيري، انگيزه، شخصيت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتي مختصر داشتيم. تمامي اين عوامل مويد اين مطلب بود كه اصاح واقعي و منطقي كردن الگوي مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادي بلكه فرهنگي و اجتماعي منشاهاي رفتارهاي مصرفي مردم است.

منابع و ماخذ:
1. صمدي- منصور(1386) رفتار مصرف كننده، نشر آييژ، چاپ دوم
2. اباذري و چاوشيان-(1381) از طبقه اجتماعي تا سبك زندگي ، رويكردهاي نوين در تحليل جامعه شناختي هويت اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 20
3. موون جان سي، و مينور ميشل اس، (1384) رفتار مصرف كننده، ترجمه عباس صالح اردستاني، اطلس چاپ، چاپ نكاتي در باب اصلاح الگوي مصرف از منظر جامع شناسي و روان شناسي

خبرگزاري فارس:يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است.


1. يكي از اقدمات اساسي در دهه عدالت و پيشرفت، مبارزه با اسراف و اصلح و منطقي كردن الگوي مصرف مي باشد. نمودهاي الگوهاي مصرف جامعه و كشور در بخش اقتصادي نمودار مي شود و توجه كمتري به اين نكته مي شود كه مصرف در كشور ما در ابتداي مقوله اي فرهنگي و سپس اقتصادي است. اقتصاديها منابع اساسي همانند آب و انواع انرژيها را در چرخه تامين، توليد وساخت، توزيع و انتقال و مصرف به بررسي مينشيند و فارغ از مقولات فرهنگي آن به تحليل علل و پيامدهاي مصرف ميپردازند. در سطح بندي الگوي مصرف، از سطح مشهود به نا مشهود ميتوان گفت به بالاترين سطح و نمودارترين سطح، همين حوزه اي افتصادي است. قابل تحليل ترين سطح نزد همين حوزه اقتصادي است چرا كه با روشهاي اقتصاد سنجي مي توان گفت كه منابع انرژي ما در حال اتلاف هستند اما لايهاي عميقتر و سختتري ار لحاظ بررسي و تحليل نيز وجود دارد كه سبك زندگي خانوار و افراد در طبقات اجتماعي است كه بيشترين تاثير و در عين حال نامشهودترين اثر را در الگوي مصرف دارد.
2. اصلاح الگوي مصرف را هم بايد در ساختارهاي حاكميتي و هم در ساختارهاي مردمي پيگيري كرد. ساختارهاي حاكميتي اعم از سختافزارهاي حاكميت كه قواي سه گانه، وزارتخانهها و ادارات دولتي و سازمانها و همچنين نرمافزارهاي حاكميت كه سازو كارهاي اداره كشور، قوانين و مقررات و فرايندها را تشكيل ميدهند. اما ساختارهاي مردمي نيز متشكل از سختافزارهاي مردمي مثل نهادهاي مردمي كه رفتارها و سبك زندگي مردم را تشكيل ميدهد.
3. در بررسي رفتار مصرفي مردم بايد از يافتههاي رشتههاي مختلفي استفاده كرد به نحوي كه ميتوان گفت مسئله الگوي مصرف مقولهي ميان رشته است. رشتههايي همچون روانشناسي جامعه شناسي، روانشناسي اجتماعي، مردم شناسي فرهنگي و اقتصاد در شناخت و تحليل رفتار مصرفي مردم دخيل هستند. روانشناسي كه مطالعه افراد بوده و شامل مطالعه انگيزش، ادراك، گرايشات شخصيت و الگوهاي ياد گيري ميباشد. همه اين عوامل اجزاي سازنده رفتار مصرفي مردم است. جامعه شناسي، مطالعه گروههاست و رفتار گروهي افراد و رفتارهاي افراد در گروهها كه اغلب از رفتارهاي فردي آنها متفاوت است. تاثير اعضاي گروه، ساختار خانواده، طبق اجتماعي در رفتار مصرفي قابل مطالعه و تحليل است. روانشناسي اجتماعي تركيبي از دو تاي قبلي است و حوزه مطالعاتي اش نحوه تاثير پذيري رفتار مصرفي افراد توسط افراد مرجع ميباشد. افراد مرجع اعم از گروههاي هم سالان، گروههاي مرجع و خانواده.
مردم شناسي فرهنگي مطالعه انسان در جامعه ميباشد و به مطالعه ارزشهاي اساسي كه به انسان منتقل مي شود كه رفتارهاي مصرفي مردم را رقم ميزند. در اين علم خرده فرهنگهاي مختلف كه در رفتار مصرفي موثرند، بررسي مي شوند. در اقتصاد نيز مطالعه مصرف و رفتار مصرفي مردم يعني نحوه پول خرج كردن مردم و نحوه ارزيابي مردم از كالاهاي مختلف و چگونگي تصميمگيري به حداكثر كردن رضايت انسان اقتصادي و به عبارت ديگر براي حداكثر كردن مطلوبيتهاي خود در خريد كالا و خدمات به طور عقلايي عمل ميكنند.
4. پرسش اصلي كه در اين گزارش به دنبال پاسخ به آن هستيم مدلي جامع از رفتار مصرفي مردم ميباشد كه در تبيين، اصلاح و منطقي كردن الگوي مصرف بسيار مهم و حياتي است.
عوامل موثر بيروني (جامعه شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. فرهنگ:
عوامل فرهنگي متشكل از ارزشهاي فرهنگي كه به مجموعه باورها و اعتقادات استواري گفته ميشود كه در زمينه پيدايش هنجارها به عنوان مشخص كنندههاي دامنه و محدوده رفتارهاي مناسب را فراهم ميسازند هنجارها مستقيماً در الگوهاي مصرفي مردم نقش دارند. به عنوان نمونه چگونگي خوردن و پوشيدن مردم را هنجارهاي اجتماعي آنها تعريف مي كند. در ايران، تجملگرايي و چشم و همچشمي، خريد چيزهاي لازم و موارد مشابه حاكي است از تغيير فضاي ارزشي مردم دارد به گونهاي كه ارزشها جاي خود را در زندگي و فرهنگ عمومي به ضد ارزشها دادهاند. ارزشهايي همچون قناعت، ساده زيستي جاي خود را به مصرف زدگي و اسراف و تجمل گرايي داده است. از ديگر اجزاي عوامل فرهنگي، ارتباطات كلامي و غير كلامي است. اين هر دو در تغيير رفتار مصرفي نقش دارند. ارتباطات غير كلامي در سمبلها، آداب معاشرت اجتماعي، فضا و مواردي از اين قبيل بروز و ظهور دارد. به عنوان نمونه از سمبلها در فرهنگ اجتماعي ايران امروز تعويض تلفن همراه با وارد شدن يك مدل بالاتر سمبل يك ارتباط غير كلامي در بين مردم دارد كه تغيير رفتار مصرفي را در پي دارد. به عنوان نمونه اي ديگر استفاده اقراد و برداشت آنها از فضا (مثلاً اتاق بزرگتر در محيط كار بهتر است) نه نياز او بلكه نوعي ارتباط و وجهه ساختن اجتماعي را حاكي است كه در صورت رفتار مصرفي را در پي دارد.

2. خرده فرهنگها:
خرده فرهنگها اعم از گروههاي قومي، نژادي، مليتي، مذهبي و منطقه اي در رفتارهاي مصرفي مردم تاثير دارند. رفتارهاي مصرفي افراد يك خرده فرهنگ بر پايه گذشته اجتماعي آنها و همچنين موقعيت فعلي آنها شكل مي گيرد. درجه تطبيق رفتار فرد با الگوي فرهنگي خرده فرهنگ به ميزان تعلق او به آن خرده فرهنگ بستگي دارد. ميزان تطيبق يك فرد با يك خرده فرهنگ منجر به شكل گيري رفتارهاي منحصر به فرد در مصرف وي ميشود. نمونههاي فرااني براي خرده فرهنگهاي ايراني در رفتار مصرفي آنها مي توان مثال زد. رفتار مصرفي مردم در فرهنگ اصفهانيها، يزديها و مناطق ديگر حاكي از اين تاثير است.
3. عوامل جمعيت شناختي:
عواملي از قبيل مليت، سن، مذهب، جنسيت، شغل، وضعيت تاهل، درآمد، تحصيلات مشابه آن را جمعيت شناختي مي گويند. توضيح هر كدام از اين موارد بديهي است و لذا به ذكر آنها اكتفا كنيم.
4. موقعيت با طبقه اجتماعي:
با اهميتترين كمك طبقه اجتماعي به فهم رفتار مصرفي آن است كه طبقه اجتماعي بر سبك زندگي قوي تاثير ميگذارد ماكس وبر اولين كسي بود كه طبقه اجتماعي و سبك زندگي را به هم مرتبط كرد. اگر چه او سبك زندگي را با منزلت در مقايسه با طبقه اجتماعي دقيقاً به هم پيوسته تر در نظر ميگرفت ولي سبك زندگي، جوهر طبقه اجتماعي است. سبك مصرف (سبك زندگي) به عنوان ترجمان يك طبقه اجتماعي خاص در نظر گرفته ميشود. لباس، اتومبيل، نوع و موقعيت خانه، نوع خريد كالا و نوع مصرف كالا به عنوان نمادهاي پايگاه و طبقه اجتماعي تلقي ميشود. (موون و مينور، ج 2، 218-221 )
براي اينكه يك طبقه اجتماعي در جامعه وجود داشته باشد، بايد5 ويژگي و معيار را دارا باشد.
محدود باشد: بدين معنا كه بين هر طبقه اجتماعي مدوده و مرزي وجود اشته باشد، كه هر طبقه را از ديگري مجزا سازد. به عبارت ديگر هر طبقه بايد قوانيني داشته باشد كه مشمول هر فرد در گروه باشد.
نظم يافته باشد: بدين معنا كه طبقات مي توانند، در قالب معيارهاي همچون پزستيژ و مقام از بالاترين به پايينترين نظم يابند.
مانعه الجمع باشد: بدين معنا كه هر فرد تنها ميتواند به يك طبقه اجتماعي تعلق داشته باشند، اگر چه انتقال و حركت از يك طبقه به طبقه ديگر در طول زمان امكان پذير است.
فراگير و جامع باشد: بدين معنا كه هر فرد سيستم جامعه با يك طبقه اجتماعي خاص تطابق داشته باشد و هيچ فرد تعريف نشدهاي وجود نداشته باشد.
بايد تاثيرگذار باشند: بدين معنا كه بين طبقات مختلف تفاوتهايي رفتار سبب نوع تاثير خاصي در عرصه اجتماعي از آنها ميشود. (صمدي، ص 158-9)
بنابراين آنچه گفته شد طبقه اجتماعي، صرفاً يك معيار اقتصادي نبوده و دربرگيرنده مفاهيم مختلفي از قبيل پرستيژ، مقام و حس تعلق داشت مشترك مي باشد. عموماً اعضاي يك طبقه اجتماعي تمايل دارند كه به روش مشابهي زندگي كنند، ديدگاهها و فلسفه مشترك داشته باشند، و مهمتر از همه الگوهاي مصرف يكساني داشته باشند. در بررسي رفتار مصرفي طبقات مختلف، ترجيحات مختلفي در مورد خرج كردن پول و زمان دارند، علت خريد و مصرف آنها نيز تلقي مي شود. مصرف كنندگان متعلق به طبقات دهك پايين جامعه، كالاها و خدمات را بيشتر از نظر مطلوبيت زايي بيشتر، استحكام و راحتي مورد ارزيابي قار مي دهند، تا از نظر سبك، ظاهر و مد، و به احتمال زياد محصولات و سبكها و مدهاي جديد از قبيل مبلمان مدرن را كمتر تجربه مي كنند. نيازهاي فوري، تعيين كننده رفتار مصرفي اين افراد است. در حالي كه افراد در طبقات بالاتر بر اهداف بلند مدت تمركز مي كنند. تفاوتهاي مصرف، همچنين منعكس كننده تفاوت در ترجيحات نيز هست.
براي نمونه افراد مرفه و دهكهاي بالايي جامعه به وضع جسماني و ظاهر خود اهميت زيادي داده و به غذاها و نوشيدنيهاي رژيمي بيشتر از مردم ساكن شهرهاي كوچك توجه ميكنند. (صمدي، ص162)
5.گروههاي مرجع: گروهي از افراد كه ارزشهاي مفروض آنها پايه و اساس رفتار فعلي فرد ديگري را نشان مي دهد. به بيان ساده تر مي توان گفت گروه مرجع، گروهي است كه فرد آن را به عنوان راهنماي رفتاريش در يك موقعيت خاص بكار ميگيرد.
گروههاي مرجع افراد با تغيير موقعيت، تغيير مييابند. به عنوان نمونه يك دانشجو در موقعيتهاي مختلف گروههاي مرجع مختلفي ميتواند داشته باشد.

ماهيت تاثير گروههاي مرجع:
تاثيرات گروه مرجع ميتواند در سه بعد نمود يابد: تاثيرات اطلاعاتي، هنجاري و هويتي
تاثيرات اطلاعاتي: اين تاثير زماني شكل ميگيرد كه يك فرد از رفتارها و عقايد اعضاي گروه مرجع به عنوان يك داده، با ارزش اطلاعاتي زياد استفاده ميكنند. اين تاثير بر پايه شباهتهاي ميان اعضاي گروه يا تخصص و مهارتهاي اعضاي با نفوذ گروه شكل ميگيرد و به همين دليل يك فرد ممكن است متوجه اين نكته شود كه تعدادي از اعضاي يك گروه مرجع از يك كالاي خاص استفاده كند او نيز مصمم به استفاده از آن كالا شود.
تاثيرات هنجاري: فرد براي پذيرفته شدن در جمع گروه، اقدام به استفاده از كالاي خاصي ميكند و يا بدليل ترس از عدم پذيرش ديگران از سبك پوشش خود دست بر مي دارد. زماني كه افراد، ارتباطات مستحكم و قوي با گروه دارند تاثيرات هنجاري بسيار قوي هستند. اين شيوه بر رفتار مصرفي جوانان بسيار تاثير دارد.
تاثيرات هويتي: اين نوع تاثيرات كه تحت عنوان تاثرات بيانگر ارزشها هم شناخته ميشوند، زماني شكل ميگيرند كه اعضاي گروه ارزشها و هنجارهاي گروهي را براي خود دروني سازي كرده باشد.
درونيسازي: ارزشها و هنجارهاي گروهي نتيجتاً منجر به هدايت خودكار رفتارها، بدون توجه به پاداشها و تنبيهات اعضاي گروههاي مرجع ميشود. بدين ترتيب فرد بطور كامل، تابع ارزشهاي گروه ميشود و آنها را همانند ارزشهاي شخصي خود مي پذيرد. چنين فردي به شيوه سازگار با ارزشهاي گروهي رفتار ميكند زيرا ارزشهاي او نيز با ارزشهاي گروه منطبق هستند. (هاوكنيز، بست و كاني، ص136)
6. خانواده: هسته اصلي مصرف كالاهاي مصرفي را خانواده تشكيل ميدهد. بسياري از كالاها يا خدمات در واحدهاي خانوادگي خريداري و مصرف ميشوند. ساختار يك واحد خانواده، موقعيت يك خانواده در چرخه حيات خانواده، فرايند تصميم گيري خانواده، رفتارهاي مصرفي خانواده را شكل مي دهد.
عوامل موثر دروني (روان شناختي) بر رفتار مصرفي:
1. يادگيري:
عبارت است از هر نوع تغيير در محتوا يا سازماندهي رفتار يا حافظه بلند مدت است.
يادگيري كليد درك رفتار مصرفي مردم است.
تئوريهاي زيادي در بحث انگيزش مطرح شدهاند كه بسياري از آنها كاربردهاي مفيدي را در تحليل و توصيف رفتار مصرفي افراد به دست ميدهد. در اين گزارش بنا به تفصيل بيش از حد نداريم و لذا تا اين حد اكتفاء ميكنيم و خواننده را به منابع مفصل در اين زمينه ارجاع ميدهيم.
2. شخصيت: در حالي كه انگيزش موجب تقويت و هدايت نيروهايي مي شود كه به صورت معنا دار و هدفگرا رفتار مصرفي را شكل ميدهند. شخصيت يك مصرف كننده، رفتار انتخابي او را به منظور دستيابي به اهدافش در موقعيتهاي مختلف هدايت ميكند. شخصيت عبارت است از تمايل و گرايش خاص يك فرد به نشان دادن واكنشهاي خاص در رويارويي با موقعيت هي مشابه. پنج خصيصه اصلي شخصيت كه مستقيماً در نوع رفتار مصرفي افراد تاثير دارد عبارتند از:
برون گرايي، فقدان ثبات رفتاري، سازگاري رواني و قدرت انطباق، علاقه به كسب تجربيات جديد در زندگي و وظيفه شناسي.

4. ادراك:
ادراك يك مصرفكننده از قرار گرفتن در معرض اطلاعات آغاز مي شود و با راههايي، جلب توجه ميشود و دست به تجزيه و تحليل اطلاعات مي زند و در نهايت رفتار مصرفي از او سر ميزند. مهمترين مقوله در تبليغات و بازاريابي و مصرف، بحث تغيير ادراكي است.
5: احساسات:
احساس در زمان شدت يافتنش به هيجان تبديل ميشود كه عبارتست از يك احساس قوي نسبتاً غير قابل كنترل كه بر روي رفتار تاثير ميگذارند. همه ما در زندگي روزمره با انواع هيجانات مثبت و منفي روبرو هستيم و آنها را تجربه ميكنيم.
انواع هيجانات احساسي سبب تغييرات فيزيولوژيك در انسان ميشود و از آن جمله: دم و بازدم سريع، افزايش ضربان قلب و فشار خون، بالا رفتن ميزان قند خون، انبساط مردمك چشم و تعريق سريع است. تمام اين موارد در رفتار مصرفي افراد نقش بسزايي دارد. انواع هيجانات احساسي و تاثيرات تحريك كنندگي آنها در رفتار قابل بررسي و تحليل هستند كه خواننده محترم را به كتابهاي روان شناسي رفتاري ارجاع ميدهم.
6. نگرشها و باورها:
نگرش عبارت است از سازمان دهي بلند مدت فرايندهاي انگيزشي، احساسي، ادراكي و شناختي با توجه به برخي جنبههاي محيطي كه فرد در آن قرار گرفته است. بر همين اساس، نگرش افراد بيانگر شيوه تفكر، احساس و واكنشهايي است كه وي نسبت به محيط اطراف خود دارد. نگرش در بر گيرنده سه جزء اصلي است: جزء شناختي، جزء عاطفي، جزء رفتاري.
جزء شناختي نگرش: شاما باورها و اعتقادات يك مصرف كننده در مورد كالا و يا خدمات است.
جزء رفتاري نگرش: عبارت است از تمايل افراد در بروز واكنشي خاص نسبت به يك كالا.
برداشت افراد از خود: (خود مفهومي)
برداشت از خود مفهوم تماميت افكار و احساساتي است كه فرد به عنوان يك موجود از خود دارد. به عبارت ديگر، احساسات و تصورات فرد از خودش است. برداشت فرد از خودش از نگرشهايي كه از زواياي مختلف به خود دارد تشكيل ميشود.
برداشت از خود به چها جزء اصلي تقسيم ميشود كه اين اجزاء عبارتند از:
برداشت از خود واقعي (آن كسي كه الان هست) در برابر برداشت از خود ايدهآل (آن كسي كه دوست دارد بشود)
برداشت از خود اجتماعي( ديگران فرد را چگونه مي بيند يا دوست دارد ديگران او را چگونه ميبيند) در برابر برداشت از خود خصوصي (فرد با خودش چگونه هست يا دوست دارد با خودش چگونه باشد)
برداشت از خود روي مصرف و ساير رفتارهاي افراد تاثير زيادي دارد.
سبك زندگي:
سبك زندگي عبارت است از چگونگي زندگي افراد. در واقع سبك زندگي نشان دهنده جلوه بيروني برداشت از خود افراد در محيط زندگي و انتخابهاي او در زندگي روزمره است. مشخصات سبك زندگي به صورت ذيل است:
سبكهاي زندگي در چارچوب تعامل بين افراد و معنايي كه در اين تعامل رد و بدل مي شود، ظهور مي يابد. سبك زندگي ذاتاً اجتماعي است. به اين معنا كه حامل پيامهايي براي ديگران است. به اين اعتبار، پيروي كردن از يك سبك زندگي خاص ارزشها و جهت گيريها افراد را به ديگران منتقل كرده و به بقيه نشان مي دهد كه بايد در برابر فرد چه رفتاري داشته باشد.
سبك زندگي انتخابي است كه اين انتخاب در محدوده متغيرهاي ساختاري صورت مي گيرد. سبك زندگي متمايز كننده افراد و گروههاست. در واقع سبك زندگي مشخصه ومعرف افراد و گروههاست.
سبكهاي زندگي در زمره فعاليتهاي روزمره است. اما آن نوع رفتارهايي را شامل مي شود كه قابل مشاهده و معني دار هستند و تفاوت بنيادين ميان گروههاي اجتماعي مختلف را سبب مي شود علاوه بر رفتارها، سبك زندگي ارزشها، نگرشها و عقايد را نيز شامل مي شود.
سبك زندگي حامل روايتي از خود است و صرفاً رفتارهاب معطوف به ارضاي نيازها را در بر نميگيرد. (فاضلي-ص70-1)
بايد ميان تعداد كثيري از مردم عموميت داشته باشد، و گر نه تفاوتي با طبايع فردي يا هوسهاي مصرفي فرد نخواهد داشت. (اباذري و چاوشيان –ص24)
نتيجه گيري:
در اين گزارش بدنبال مدلي تركيبي از ابعاد جامعه شناختي و روانشناختي از رفتار مصرفي بوديم. از مولفههاي جامعه شناختي همانند فرهنگ، خرده فرهنگ، عوامل جمعيت شناختي، موقعيت و طبقه اجتماعي، گروههاي مرجع و خانواده اشاره رفت و سپس به مولفههاي روان شناختي همانند ادراك، يادگيري، انگيزه، شخصيت، احساسات و نگرشها و باورها اشارتي مختصر داشتيم. تمامي اين عوامل مويد اين مطلب بود كه اصاح واقعي و منطقي كردن الگوي مصرف در گرو شناخت نه صرفاً اقتصادي بلكه فرهنگي و اجتماعي منشاهاي رفتارهاي مصرفي مردم است.

منابع و ماخذ:
1. صمدي- منصور(1386) رفتار مصرف كننده، نشر آييژ، چاپ دوم
2. اباذري و چاوشيان-(1381) از طبقه اجتماعي تا سبك زندگي ، رويكردهاي نوين در تحليل جامعه شناختي هويت اجتماعي، نامه علوم اجتماعي، شماره 20
3. موون جان سي، و مينور ميشل اس، (1384) رفتار مصرف كننده، ترجمه عباس صالح اردستاني، اطلس چاپ، چاپ اول
4. هاوكنيز دل، بست راجر، كاني كنث، (1385) رفتار مصرف كننده، ترجمه احمد روستا و عطيه بطحايي، انتشارات سارگل، چاپ اول ،
5. باكاك رابرت، (1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبوري، تهران نشر و پژوهش شيرازه
6. آتش پور و جنتيان، (1382) روان شناسي و رفتار مصرف كننده، تهران، نشر روز آمد

دكتر وحيد خاشعي
اول
4. هاوكنيز دل، بست راجر، كاني كنث، (1385) رفتار مصرف كننده، ترجمه احمد روستا و عطيه بطحايي، انتشارات سارگل، چاپ اول ،
5. باكاك رابرت، (1381)، مصرف، ترجمه خسرو صبوري، تهران نشر و پژوهش شيرازه
6. آتش پور و جنتيان، (1382) روان شناسي و رفتار مصرف كننده، تهران، نشر روز آمد

دكتر وحيد خاشعي


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:22 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

كارشناسان كشورمان در سال های اخیر به منظور مصرف بهینه انرژی آمارهای بسیاری ارائه كرده اند كه تنها توجه به برخی از آن ها می تواند اهمیت اصلاح الگوی مصرف و فرهنگ سازی در این زمینه را نشان دهد.جالب است بدانیم «ایرانیان یك درصد جمعیت جهان را تشكیل می دهند اما 2 درصد فرآورده های نفتی را مصرف می كنند» و یا «در ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می شود» و یا این كه «رشد مصرف انرژی در كشور ما طی 10 سال گذشته 3 برابر نرخ جهان بوده است»!

همه ما می دانیم كه برخورداری از رفاه و آسایش در زندگی حق تمام افراد جامعه است و رسیدن به این مهم میسر نیست مگر فرد فرد ما شیوه های «درست مصرف كردن» را بیاموزیم و خانواده ها در آموزش فرهنگ صحیح مصرف به فرزندان خود بكوشند.

مصرف گرایی نشانه تشخص نیست

یك جامعه شناس عقیده دارد: «مصرف گرایی» یكی از ضعف های فرهنگی عصر حاضر است و این كه تصور شود مصرف زدگی و اسراف نشانه اشرافی گری و برتری اقتصادی خواهد بود، اشتباهی محض است.

«حسینی» می گوید: ساخت استخر و جكوزی در منزل، استفاده از لوسترها و چلچراغ های مجلل و چندین شعله و شومینه های بزرگ نه تنها «ارزش» نیست بلكه ضد ارزش هایی هستند كه تنها ثمره آن ها مصرف بیش از حد انرژی است.

مشكل ما «بد مصرف كردن» است!

یك كارشناس علوم اجتماعی عنوان می كند: مصرف صحیح به معنای «كم مصرف كردن» نیست بلكه به معنای «استفاده مناسب و به جا» از منابع مختلف است.«اكرمی» تصریح می كند: شاید مردم جامعه ما در بیشتر موارد زیاد مصرف نكنند بلكه بد مصرف كنند به عنوان مثال مصرف لبنیات و ماهی در كشور ما كمتر از میانگین جهانی است اما در مصرف نوشابه و شكر و استفاده از لوازم آرایشی در زمره كشورهای پر مصرف هستیم!

یك سوم مصرف برق كشور مربوط به مصارف خانگی است!

یك كارشناس مطالعات خانواده می گوید: مطابق آمار یك سوم مصرف برق كشور مربوط به مصارف خانگی است و زنان نقش مهمی در كنترل و كاهش مصرف بی رویه این انرژی دارند.

«افتخاری» یادآور می شود: با تمیز نگاه داشتن یخچال و فریزر از برفك و باز و بسته كردن به اندازه در این وسایل الكترونیكی، ضمن مصرف به اندازه برق به عمر این دستگاه ها نیز افزوده می شود.

وی می افزاید: كدبانوهای خانه باید برای حجم مناسبی از لباس ها و ظرف ها ماشین لباسشویی یا ظرفشویی را روشن كنند و از كلیدهای زمان دار به ویژه در راه پله ها و مناطق كم تردد كه امكان روشن ماندن چراغ در آن ها بیشتر است استفاده شود تا بتوان به كاهش مصرف برق كمك كرد.

به گفته وی می توان دكوراسیون منزل را به گونه ای انتخاب كرد كه فضا روشن تر جلوه كند و بتوان از نور طبیعی نیز تا حد امكان بهره برد.

كدبانوگری در مصرف هم تجلی پیدا می كند!

یك بانوی خانه دار در مورد راه های مصرف بهینه می گوید: باید در خرید وسایل و نیازهای خانه از اسراف پرهیز و به اندازه خرید كنیم تا به طور نمونه مقادیر مازاد بر نیاز مواد غذایی فاسد و غیر قابل استفاده نشوند.

«صدیق زاده» عنوان می كند: می توان از نایلون وسایل خریداری شده به عنوان كیسه زباله استفاده كرد و یا از میوه های اضافه بر نیاز خانواده مربا و ترشی تهیه كرد و آب حاصل از شست وشوی میوه و سبزی را پای گل ها و گیاهان خانه ریخت.

وی تأكید می كند: زنان به عنوان مدیر خانه می توانند از اسراف و مصرف گرایی سایر اعضای خانواده جلوگیری كنند و روش های صحیح مصرف را به فرزندان بیاموزند.

75 درصد آب خانه ها در سرویس های بهداشتی مصرف می شود

یك تكنیسین تأسیسات نیز در مورد اصلاح الگوی مصرف در خانه ها می گوید: اگر چه سرویس های بهداشتی كوچك ترین فضا را در خانه ها اشغال می كنند اما75 درصد آب منازل در این فضا مصرف می شود و در طی یك دوش گرفتن 5 دقیقه ای، حدود 60 لیتر آب استفاده می شود.

«احمدی» تصریح می كند: برای جلوگیری از هدر رفتن آب در حمام می توان از شیرهای آب با دریچه قطع و وصل خودكار استفاده كرد و به طور كلی باید به تعمیر به موقع شیرهای آب نیز توجه داشت چرا كه اگر شیر آبی در هر ثانیه یك بار چكه كند می تواند سالانه 6 هزار لیتر آب هدر دهد!

وی تذكر می دهد: باید سلامت دستگاه های الكترونیكی و سایر ابزارهای برقی را در خانه جدی گرفت و در اسرع وقت مشكل آن ها را برطرف كرد به عنوان مثال تعویض سالانه پوشال كولرهای آبی، عوض كردن به موقع كیسه جارو برقی یا فیلتر هواكش آشپزخانه و تنظیم ترموستات یخچال، فریزر و كولر متناسب با دمای هوا و هم چنین استفاده از لامپ های كم مصرف راه های مناسبی برای كاهش مصرف انرژی است.

«اكرمی» كارشناس علوم اجتماعی یادآور می شود: با توجه به این كه بیشتر جمعیت جهان مصرف کننده هستند و درصد كمی به تولید مشغولند، باید الگوی مصرف اصلاح و در جامعه نهادینه شود.

وی تصریح می كند: الگوسازی صحیح در امر مصرف منابع و انرژی باید از خانواده آغاز شود و والدین می توانند با نشان دادن رفتارهای صحیح از خود، تذكرهای به جا و منطقی، شركت دادن فرزندان در گفت و گوها و تصمیم گیری های كاربردی و مشخص كردن انتظارات و خواسته های خود از آنان و بالا بردن آگاهی های همه اعضای خانواده در زمینه مصرف بهینه، فرزندانشان را از كودكی به درستی پرورش دهند.

اصلاح الگوی مصرف یك رسالت ملی است

مدیر كل امور بانوان و خانواده استانداری خراسان شمالی تأكید می كند: اصلاح الگوی مصرف یك رسالت ملی و برگزار كردن آن تنها به صورت یك شعار خیانتی بزرگ است.

«محمودی مظفر» می گوید: باید با پیروی از ارزش های اخلاقی و اسلامی و توجه به مفهوم قناعت و بهینه سازی الگوی مصرف، تا جایی كه امكان دارد از اتلاف مواهب الهی جلوگیری كنیم.

به عقیده وی باید از خودمان شروع كنیم و اگر هر نفر به اندازه وسع و توان خود در این راه گام بردارد و خشتی بر دیوار این بنا بگذارد، می توانیم با اصلاح الگوی مصرف به استمرار استفاده از منابع و انرژی ها كمك كنیم.

وی تصریح می كند: زنان و مادران در آموزش سایر افراد خانواده نقش اساسی دارند و با اصلاح الگوی مصرف در خانواده ها و توجه به عوامل ریشه ای و ساختاری در جامعه می توان فرهنگ مصرف را در كشور تغییر و ارتقا داد

منبع شرکت آکا الکتریک



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:28 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
  اصلاح الگوی مصرف در شهر  

شهرداري هاي كشور از جمله سيستم هاي اجرايي كشور هستند كه ارتباطي روزانه با مردم دارند و رفتار مديريتي آنها از يك‌سو و فرهنگ رفتاري مردم از سوي ديگر تعاملي دوسويه در اداره شهر و نحوه استفاده از منابع ، بهره وري بيشتر و كاهش هزينه‌ها دارد .
به عنوان مثال اگر چرخه توليد زباله در شهر بزرگي چون تهران را در نظر بگيريم ميان فرهنگ مصرف مردم، چگونگي فرهنگ همكاري آنان در نحوه دفع زباله و تفكيك آن در كنار سياست‌هاي شهرداري براي جمع آوري و بازيافت زباله ها و يا نوع به كارگيري شيوه هاي كارآمد حمل و نقل عمومي و همكاري مردم براي كاهش استفاده از خودرو هاي شهري نقش غير قابل انكاري در جلوگيري از اسراف و هدر رفت منابع دارد .
اصلاح الگوی مصرف نیاز به فرهنگ‌سازی دارد
دکتر حمزه شکیب‌، رئیس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر تهران‌ در این رابطه معتقد است‌، چگونگی مدیریت در اصلاح الگوی مصرف‌، نقش مهمی را ايفا مي‌كند‌. وی می‌گوید‌: باید در مدیریت‌ها افرادی را داشته باشیم که متخصص‌، متعهد و مجرب باشند تا بتوان به اهداف مورد نظر رسید و در غیر این صورت لطمات بزرگی خواهیم دید‌ .
شکیب با تاکید بر این که اصلاح الگوی مصرف، مستلزم هماهنگی میان مسئولان و مردم است‌، می‌افزاید‌: چنانچه تصمیمات هماهنگ بوده و برنامه‌ریزی‌ها متناسب با شرایط اجتماعی‌، فرهنگی و اقتصادی جامعه باشد‌، شاهد نتایج مثبتی خواهیم بود .
رئیس کمیسیون عمران شورای شهر تهران ادامه می‌دهد‌: برای اصلاح الگوی مصرف در بسیاری از موضوعات نیاز به فرهنگ‌سازی است‌؛ به طور مثال ایران که از نظر منابع مالی جزو کشورهای فقیر است‌، از پر مصرف‌ترین کشورها در این زمینه نیز هست و این جریان می‌طلبد تا برنامه‌ریزی مدون داشته باشیم و در ابتدا خود مدیران سازمان‌های دولتی و دستگاه‌های حکومتی باید اولویت‌ها را رعایت کنند تا در نهایت طی فرآیند منسجمی به نتیجه رسید‌ .
شکیب‌، رسیدن به اهداف تعریف شده برای هر کاری را نیازمند ابزاری مهم به نام مدیریت می‌داند‌؛ آن هم مدیریتی با تجربه‌، کارآمد و مسلط. وی با بیان این که اصلاح الگوی مصرف در مدیریت شهری به دلیل ارتباط گسترده این سازمان با مردم بسیار حائز اهمیت است‌،می‌افزاید‌: برای اصلاح الگوی مصرف باید همه زوایای کار را در سطح کلان و خرد در نظر گرفت و در این میان نقش مدیران در تصمیم‌گیری‌ها‌، برنامه‌ریزی و همچنین فرهنگ‌سازی بسیار پر رنگ‌تر می‌شود‌ .
این عضو شورای اسلامی شهر تهران‌، سرمایه‌گذاری در زیر ساخت‌ها را بسیار مهم می‌داند و معتقد است: چنانچه برنامه‌ریزی‌ها شادابی و نشاط در جامعه را به دنبال داشته باشد، مردم اشتیاق بیشتری برای انجام امور پیدا می‌کنند و الگوی‌های مصرف به تدریج اصلاح می‌شود‌ .
باید از واحدهاي ملزم به اجراي الگوي مصرف گزارش عملکرد گرفت
اما رئيس كميته محيط زيست شوراي شهر تهران عقیده دیگری دارد. وی معتقد است : برای رعایت اصلاح الگوی مصرف باید به جاي فشار به مردم، از شهرداري‌ها و زيرمجموعه‌هايشان اصلاح الگوي مصرف را بخواهيم .
دکتر معصومه ابتکار ادامه می‌دهد‌: بزرگ‌ترين مصرف کننده انواع انرژي و کاغذ‌، دولت‌، دستگاه‌هاي اجرايي و شهرداري‌ها هستند که از سال 82 طبق آيين‌نامه‌اي ملزم به رعايت و اصلاح الگوي مصرف بودند .
وي می‌افزاید: به جاي آن که به مردم فشار بياوريم و الگوهايي را براي کاهش و اصلاح مصرف براي شهروندان داشته باشيم، در اولين گام باید از واحدهاي ملزم به اجراي الگوي مصرف از جمله شهرداري‌ها و سازمان‌هاي وابسته به آن گزارش عملکرد بگيريم و بدانيم که چه کرده‌اند و پس از آن از شهروندان بخواهيم که در مصرف صرفه‌جو باشند و الگوهاي مصرفي‌شان را اصلاح کنند .
توجه به زیر ساخت‌ها‌، سرمایه‌گذاری به جای هزینه
علیرضا دبیر‌، یکی دیگر از اعضای شورای اسلامی شهر تهران، در این مورد با بیان این که شاخص توسعه در هر کشوری مشخص است‌، می‌گوید‌: تولید زباله در ‌همه جوامع دنیا‌، نشان دهنده میزان مصرف و مصرف‌گرایی است که متاسفانه در کشور ما شاهدیم که در اسفند ماه گاهی تولید زباله به 11 هزار تن در روز هم می‌رسد واين نشان می‌دهد میزان مصرف ما بالاست و هرچند که بازیافت انجام می‌شود، اما باید تولید زباله کنترل شود .
وی ادامه می‌دهد‌: علاوه بر مردم ،یکی از بزرگ‌ترین مصرف کننده‌ها‌، دولت‌ها هستند و آن چه که مقام معظم رهبری فرمودند فقط مربوط به شهروندان نیست‌، چرا که میزان مصرف آب‌، برق‌، گاز و سایر موارد در ادارات دولتی وجود دارد‌ .
دبیر با بیان این که اصلاح الگوی مصرف به معنای کم خرج کردن و کم مصرف کردن نیست و حتی باید گاهی بیشتر نیز سرمایه‌گذاری کرد‌، می‌افزاید‌: به طور مثال در زمینه ورزش و محیط زیست سرمایه‌گذاری بیشتر‌، موجب بالا رفتن شاخص‌های توسعه می‌شود و اثرات مثبت زیادی به دنبال خواهد داشت‌ .
این عضو شورای شهر تهران ادامه می‌دهد‌: در ساختار مدیریت شهری‌، توجه به زیر‌ساخت‌هایی مانند مترو‌، می‌تواند موجب کاهش هزینه‌ها شود که این هزینه‌ها صرفه‌جویی در وقت مردم‌، فراهم کردن بستر روانی آرام و داشتن شهری کم ترافیک است‌ .
دبیر، مدیریت علمی را مدیریتی فارغ از آزمون و خطا می‌داند و می‌گوید‌: این نوع مدیریت یعنی استفاده از بهترین روش‌ها برای رسیدن به هدف که مستلزم کجا هزینه کردن و دقیق هزینه کردن است و موجب می‌شود تا کار به درستی انجام شده و هزینه کردن به سرمایه‌گذاری کردن تبدیل شود‌ .
الزام شهرداری به صدور پایان کار ساختمان مشروط به اصلاح سیستم انرژی
همچنین در رابطه با این موضوع، طرح‌های مختلفی نیز در شورای شهر مطرح شد‌ . همان‌طور که می‌دانید براساس آمارهاي بدست آمده متاسفانه حدود 70 درصد املاکي که ساخته و فروخته مي‌شوند، فاقد سيستم‌هاي گرمايشي و سرمايشي هستند و همين موضوع موجب مي‌شود خريداران به دليل ناآشنا بودن با سيستم‌هاي استاندارد، اقدام به خريد انواع پکيج‌ها کنند که در پاره‌اي از مواقع، مشکلاتي را در پي دارد .
در این راستا صدور پايان كار مشروط به تكميل مبحث 14 مربوط به مقررات ساخت و ساز و نصب سيستم‌هاي گرمايشي و سرمايشي در شورای شهر مطرح شد .
تشکیل تیم کاری برای تحقق اصلاح الگوی مصرف در حوزه حمل و نقل
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران نیز در این مورد از تشکیل یک تیم کاری برای تحقق اصلاح الگوی مصرف در حوزه حمل و نقل و تردد شهری خبر می‌دهد و می‌گوید: با توجه به اینکه از بارزترین مصادیق عینی اسراف در کشور اسراف در مصرف سوخت و انرژی است، تیمی در حوزه حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران شکل گرفته تا زمینه‌های اصلاح الگوی مصرف در این حوزه را فراهم آورند .
مهندس سید جعفر تشکری هاشمی با بیان این مطلب و با اشاره به پیام نوروزی مقام معظم رهبری که سال جدید را در همه زمینه‌ها و امور سال «اصلاح الگوی مصرف » عنوان کرده‌اند‌، می‌گوید: توسعه حمل و نقل عمومی علاوه بر اینکه می‌تواند زمینه‌ساز اصلاح الگوی مصرف در حوزه ترافیک باشد و از اسراف سوخت و انرژی جلوگیری نماید‌، خسارات ناشی از ترافیک‌، آلودگی هوا و‌... را کاهش داده و این امکان را بوجود می‌آورد که از وقت شهروندان و امکانات و سرمایه‌های شهر به بهترین شکل استفاده شود .
وی با بیان اینکه شبکه حمل و نقل عمومی در حال حاضر پاسخگوی نیاز شهروندان نیست، می‌افزاید‌: در راستای تحقق رویکرد اصلاح الگوی مصرف در حوزه حمل و نقل و ترافیک با برنامه‌ریزی و با تاکید بر توسعه خطوط مترو که در دراز مدت صرفه‌جویی کلانی را در برخواهد داشت و ضمن کاهش آلودگی هوا و مانع از اصراف انرژی می‌شود، در سال 88 پیش خواهیم رفت .
معاون شهردار تهران ابراز امیدواری می‌کند که با توسعه بیش از پیش شبکه حمل و نقل عمومی به خصوص خطوط مترو، خطوط ویژه و خطوط تندرو اتوبوسرانی این امکان را بوجود بیاوریم که از امکانات و ظرفیت‌های موجود بیشترین بهره را برده و صرفه‌جویی کلانی را در سوخت‌، انرژی و سایر امکانات و سرمایه‌های شهر داشته باشیم .
تجهیز همه ساختمان‌های شهرداری به سیستم هوشمند موتورخانه
مهندس محمد هادی حیدرزاده، رئیس ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران با اشاره به این موضوع می‌گوید: با توجه به نامگذاری سال جدید به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف‌، شهرداری تهران از سال گذشته اقداماتی را در زمینه اصلاح الگوی مصرف در راستای اجرای تبصره ماده واحده الزام شهرداری تهران به اجرای نظام مدیریت محیط زیست در سطح شهرداری تهران آغاز کرده که آیین‌نامه آن توسط ستاد محیط زیست و توسعه پایدار شهرداری تهران تهیه و بزودی به همه واحدها ابلاغ می‌شود‌ .
وی می‌افزاید: شهرداری تهران تصمیم دارد که یکی از سازمان‌های پیشرو در زمینه اصلاح الگوی مصرف شود و با توجه به اینکه این حرکت با نگاه توسعه پایدار است‌، فرصت مناسبی بوده که دوستداران حوزه محیط زیست و توسعه پایدار بتوانند حداکثر بهره‌برداری را با توجه به دغدغه چندین ساله در این زمینه داشته باشند‌ .
حیدرزاده خاطر نشان می‌کند‌: آیین نامه اجرایی مدیریت سبز مبتنی بر مصرف بهینه منابع‌، توسط ستاد محیط زیست و توسعه پایدار تهیه و کمیته اصلاح الگوی مصرف در شهرداری تهران بعد از تایید شهردار با محوریت این ستاد در کارگروهی با مشارکت فیزیکی و مشورتی نمایندگان معاونت‌های مختلف شهرداری تهران و 30 چهره منتخب زیست محیطی تشکیل می‌شود و در حداقل زمان، آیین‌نامه فوق در شهرداری تهران اجرا خواهد شد‌ .
وی با بیان این که ماده 3 آیین‌نامه فوق که مبتنی بر اقدامات مدیریتی و فنی است در چهار محور طبقه‌بندی شده است‌، ادامه می‌دهد‌: محور اول مدیریت مصرف انرژی است که شامل مصرف بهینه حامل‌های انرژی از طریق بازسازی و ترمیم ساختمان جهت جلوگیری از هدر رفتن انرژی‌، رعایت مفاد مبحث 19 و استفاده از انرژی تجدید‌پذیر‌، بهبود سیستم‌های حمل و نقل و از رده خارج کردن خودروهای فرسوده و پرمصرف است .
مشاور شهردار تهران در مورد اقدامات انجام شده تا‌کنون در این زمینه می‌گوید: در سال گذشته 100 ساختمان در شهرداری تهران مجهز به سیستم هوشمند موتورخانه جهت جلوگیری از مصرف بیش از اندازه گاز که یکی از مشکلات جدی کشور است، شده و امیدواریم در سالجاری همه ساختمان‌های شهرداری تهران به سیستم فوق مجهز شوند‌ .
حیدرزاده می‌افزاید: دومین محور این ماده در ارتباط با مدیریت مصرف آب و کاهش مصرف آن با استفاده از فناوری‌های نوین و بازچرخانی آب و استفاده از پساب برای آبیاری بوستان‌ها و فضای سبز و سومین محور مدیریت مصرف کاغذ و ظروف پلاستیکی‌، کاهش تولید پسماند و بازیافت ضایعات از طریق فناوری‌های نوین و چهارمین محور، مدیریت مصرف سموم دفع آفات نباتی و کودهای شیمیایی است‌ .
وی ابراز امیدواری می‌کند که کمیته اصلاح الگوی مصرف در بحث آب‌، کاغذ و حامل‌های انرژی در شهرداری تهران هر هفته جلساتی را با این موضوع برگزار کرده و به موازات آن همه فعالیت‌های آموزشی و فرهنگ‌سازی که شهرداری برای شهروندان برای گذراندن اوقات فراغت برگزار می‌کند با آموزش‌های هدفمند در زمینه اصلاح الگوی مصرف و فعالیت‌های مرتبط در این زمینه هماهنگ شود‌. وی در این زمینه از اعمال سیاست‌های تشویقی و تنبیهی در جهت اجرای مناسب آیین‌نامه فوق در سطح شهرداری نیز نام برد .
اصلاح الگوی تغذیه شهروندان تهرانی
مدیر کل سلامت شهرداری تهران نیز با بیان این که در حوزه سلامت شهری نیز اقداماتی در جهت اصلاح الگوی مصرف درحال انجام است‌، می‌گوید‌: میزان کالری دریافتی بیش از 60 درصد جمعیت تهران بیش از حد لازم است و داری اضافه وزن هستند که برای رفع این مشکل با کمک ارگان‌های مختلف مطالعات اولیه صورت گرفته است‌ .
وی ادامه می‌دهد‌: بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان بهداشت جهانی جمعیت مصرف کننده دخانیات نیز در کشور رو به افزایش است که این آمار در زنان به 9/8 درصد رسیده است‌. تقی‌زاده می‌افزاید‌: برای این مشکل نیز شهرداری تهران به اجرای پروژه شهر بدون دخانیات خواهد پرداخت که در آن قوانین و مقررات مورد نیاز‌، آموزش‌ها و شیوه کنترل که در 48 کشور اروپایی اجرا شده، تعریف شده است‌ .
مدیر کل سلامت شهرداری تهران معتقد است که آموزش به صورت چهره به چهره تاثیر زیادی دارد و می‌گوید‌: در حوزه آموزش این شیوه به اجرا گذاشته شده است که نتایج خوبی داشته و در کنار آن برای بهتر شدن این الگو‌، سامانه اطلاع‌رسانی سلامت شهر تهران راه‌اندازی می‌شود‌ .
صرفه‌جویی در مصرف سوخت با افزایش ساعات کاری مراکز معاینه فنی خودرو
وحید نوروزی مدیر عامل ستاد معاینه فنی خودرو نیز با اشاره به نامگذاری سال 88 از سوی مقام معظم رهبری به نام سال اصلاح الگوی مصرف می‌گوید‌: آمار اعلام شده از سوی ستاد مدیریت حمل و نقل و مصرف سوخت مبنی بر نقش انجام معاینه فنی در صرفه‌جویی مصرف سوخت تا 40 درصد در جاده‌ها و 10 درصد در شهرها از رویکرد جدید مسئولان و مردم به موضوع معاینه فنی خبر می‌دهد
و ما ضمن استقبال از این موضوع و در راستای پاسخگویی بهتر و بیشتر به رویکرد ایجاد شده اعلام می‌کنیم همه مراکز معاینه فنی از 15 فروردین از ساعت 30/7 تا 12 شب و مراکز نیایش و خاوران به صورت شبانه‌روزی آماده ارائه به خدمات به شهروندان خواهند بود. نوروزی با اشاره به شماره‌گذاری حدود 900 هزار خودرو در سال 86 از مالکان این خودروها می‌خواهد تا به مراکز معاینه فنی خودرو مراجعه کنند .
وی به تمهیدان اندیشیده شده در خصوص ارائه خدمات بهتر و بیشتر به شهروندان اشاره می‌کند و می‌افزاید‌: درحال حاضر پاسخگویی مراکز معاینه فنی و نمایندگی‌هایی که از سوی این ستاد مجوز معاینه فنی دریافت کرده‌اند بیش از 16 هزار خودرو در یک شیفت کاری است که در صورت لزوم امکان افزایش آن وجود دارد. بر اساس این گزارش در سال 87 بیش از یک میلیون خودرو به مراکز معاینه فنی مراجعه کردند که از این تعداد حدود 60 درصد مربوط به سه ماهه پایانی سال گذشته بوده است .


منبع روزنامه همشهری

 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:16 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 اصلاح الگوي مصرف و قانون مديريت خدمات كشوري

خبرگزاري فارس:در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست.

قانون مديريت خدمات كشوري با اهداف زير تدوين شده است:
1- بهبود نظام بوروكراسي اداري؛ 2- افزايش رضايت مردم و ارباب رجوع؛ 3- سرعت و دقت شفافيت در ارايه خدمات براي مردم؛ 4- كاهش ساختارها و پيچ و خم اداري؛ 5- عدالت در نظام پرداخت؛ 6- ارتقاي نقش دولت از تصدي‎گري به نقش سياست‎گذاري، هدايت و نظارت؛ 7 - مشاركت تعريف شده مردم؛ 8- دفاع از حقوق پرسنل و كاركنان در بخش دولتي و خصوصي؛ 9- توسعه دولت الكترونيك و خدمات الكترونيكي؛
نتيجه تحقق اين اهداف، رضايت مديران، مردم و كاركنان خواهد بود. تحقق اين اهداف در برخي احكام قانون مديريت خدمات كشوري زمينه اصلاح الگوي مصرف و افزايش بهره‎وري را فراهم خواهد كرد. بي‎شك اگر نظام اداري اصلاح شود، زمينه اصلاح بسياري از بخش‎ها مساعد خواهد شد. درست است كه اصلاح الگوي مصرف نياز به يك حركت همه جانبه فرهنگي و اقتصادي دارد، اما پاشنه آشيل اين حركت، اصلاح نوع مديريت بخش عمومي و دولتي است. اگر دولت در سياست‎گذاري، نظارت و انجام اموري كه برعهده دارد، «اصلاح الگوي مصرف» را رعايت كند، آثار مستقيم و غير مستقيم آن در ساير بخش‎هاي اجتماعي ديده خواهد شد. به عبارت ديگر براي حركت به سوي اصلاح الگوي مصرف، اول بايد از نظام اداري شروع كرد.
در اين مقاله با مروري در فصل دوم قانون مديريت خدمات كشوري، به روش‎هاي اصلاح اداري پرداخته مي‎شود. اميد است امسال، دولت علاوه‎ بر توجه به فصل دهم قانون مديريت خدمات كشوري به احكام فصل دوم نيز توجه كند، چرا كه اجراي فصل دهم، (اصلاح نظام پرداخت)، عملا بدون احكام فصل دوم امكان پذير نيست. اگر اجراي فصل دهم به تنهايي مورد توجه قرار گيرد، جز افزايش هزينه‎هاي پرسنلي، تفاوت فاحش حقوق كاركنان دولتي و خصوصي و نارضايتي، چيز ديگري نخواهد داشت.
اما مروري بر احكام و آثار فصل دوم (راه‎بردها و فن‎آوري انجام وظايف دولت): بر اساس ماده 127، اموري مانند آموزش و پرورش عمومي، فني حرفه‎اي، علوم و تحقيقات، درمان، توان‎بخشي، تربيت بدني و ورزش، اطلاعات و ارتباطات عمومي و امور فرهنگي هنري و تبليغات اسلامي از طريق شيوه‎هاي زير توسط مردم انجام مي‎گردد:
1- اعمال حمايت‎هاي لازم از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
2- خريد خدمات از بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
3- مشاركت با بخش تعاوني و خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
4- واگذاري واحدهاي دولتي به خصوصي و نهادها و مؤسسات عمومي.
امسال دولت بايستي با استفاده از اين ظرفيت قانوني كه در قانون بودجه نيز براي آن اعتبار در نظر گرفته شده است، در جهت اداره مستمر كارهايي كه از طريق مشاركت مردم انجام مي‎گيرد، بهره‎وري را افزايش دهد و الگوي مصرف را اجرا كند.
از سوي ديگر با اجراي درست، كامل و دقيق سياست‎هاي اصل 44، زمينه ايجاد رقابت، تأمين حقوق عادلانه توليد كنندگان و مصرف كنندگان، رشد و توسعه و امنيت سرمايه‎گذاري، عدالت و رفع بي‎كاري را فراهم نمايد.
براي اجراي اين ماده هم چنين لازم است دستگاه‎هاي دولتي، فعاليت‎هاي قابل واگذاري يا مشاركت با بخش خصوصي را احصاء و با يك برنامه زمان‎بندي اجرا كنند و مجلس شوراي اسلامي و نهادهاي نظارتي نيز با بررسي و نظارت دقيق و استفاده از سيستم تشويق و تنبيه، دولت را در اين هدف مهم ياري كنند.
اما فعلا لازم است بخشي از فعاليت‎ها، به هر دليل قانوني يا شرايط اجتماعي، توسط بخش دولتي اداره شود. افزايش بهره‎وري، موضوعيت دارد. قانون مديريت خدمات كشوري بر اساس ماده 16 براي افزايش بهره‎وري و استقرار نظام كنترل نتيجه و محصول و جلوگيري از تمركز تصميم‎گيري، اختيارات لازم را به مديران اداره واحدهاي تحت سرپرستي داده است.
ابتدا بايد براي هر واحد آموزشي، پژوهشي، بهداشتي، درماني، خدماتي، توليدي و اداري، متناسب با كيفيت، محل جغرافيايي ارايه خدمت يا فعاليت، متوسط قيمت تمام شده محاسبه و تعيين شود. سپس شاخص‎هاي هدفمند و نتيجه‎گرا و استانداردهاي كيفي خدمات و پيش نياز سازوكارهاي نظارتي براي كنترل كيفيت و كميت طراحي شود. همچنين با مديران واحدها بر اساس حجم فعاليت و قيمت تمام شده، قرارداد عقد شود و اختيارات لازم براي جابه‎جايي فصول اعتبارات اداري و مالي براي مديريت روان و درست داده شود.
نهايتا اعتبارات بر اساس قيمت تمام شده در اختيار واحدها قرار مي‎گيرد، شاخص‎هاي عمل‎كرد مشخص شده است و فرد يا افراد موظف‎اند متناسب با هزينه‎هايي كه دريافت مي‎كنند، خدماتي را بر اساس استانداردها ارايه كنند. مديريت هم در مقابل مردم و نهادهاي نظارتي مسئول است.
اين ساز و كار فضاي مديريت، خلاقيت، پاسخ‎گويي، اصلاح الگوي مصرف و بهبود بهره‎وري را به دنبال مي‎آورد.
به عنوان مثال اداره مدرسه‎اي از طرف آموزش و پرورش به يك يا چند نفر از نيروهاي متعهد، توانا و با سابقه آموزش و پرورش واگذار خواهد شد. پس بايد شهريه دانش‎آموزان به صورت سرانه در اختيار آن‎ها قرار گيرد و در مقابل دريافت اين شهريه، والدين و مديران ستاد آموزش و پرورش نظارت مؤثر داشته باشند و فرآيند كار را پي‎گيري كنند تا آموزش و پرورش متناسب با استانداردهاي مورد انتظار در قانون بودجه سال 88 انجام گيرد. به آموزش و پرورش اجازه داده شده است تا چهار درصد از كل اعتبارات را به اين طريق هزينه كنند. حتي علاوه بر اين اعتبارات، آموزش و پرورش مي‎تواند نيروي انساني و مكان در اختيار اين افراد قرار دهد و در هزينه سرانه محاسبه كند.
طبيعي است چون نتايج عمل‎كرد، به مديران برمي‎گردد و مديريت از اين طريق سود و زيان مي‎كند، سعي دارند با حداكثر بهره‎وري كار كنند، معلم توان‎مندي را جذب كنند و با پرداخت مناسب، رضايت آن‎ها را جلب نمايند. بدين ترتيب يك رقابت سالم و اصولي با محوريت پرداخت بالاتر در مقابل كار خوب و بهره‎وري بالاتر در نظام آموزش و پرورش مستقر خواهد شد. اين الگو در ساير بخش‎ها از جمله ورزش، بهداشت و درمان و پروژه‎هاي عمراني نيز قابليت اجرايي دارد. اما تحقق اين رويكرد الزاماتي دارد:
1- اعتقاد و باور مديران به كاهش حجم تصدي‎گري حوزه فعاليت و واگذاري كار به مردم.
2- نظارت و مراقبت دقيق نهادهاي ناظر و استفاده از حداكثر ظرفيت قانوني به ويژه مجلس شوراي اسلامي.
3- فضاسازي مناسب توسط رسانه ملي، ارباب رسانه و حمايت فضاي عمومي به ويژه والدين دانش‎آموزان.
4- تشويق مديران به بهترين شكل و برخورد با كساني كه در اين راستا حركت نمي‎كنند و مانع هستند.
5- رصد نتايج و انتشار آثار آن تا نهادينه شدن اين فرهنگ در دولت سياست‎گذار، هدايت‎گر و ناظر.
6- پيشبرد بسياري از امور توسط مردم در يك فضاي رقابتي سالم با نظارت و حمايت دولت.

نويسنده: لطف‏الله فروزنده

منبع:هفته نامه پنجره


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:15 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

پیش نیازهاى اصلاح الگوى مصرف

موضوع اصلاح الگوى مصرف مطرح شده از سوى مقام معظم رهبرى نیز با بحث هدفمندسازى یارانه‌ها ارتباط تنگاتنگ دارد. بحث قیمت‌گذارى این اقلام و روش‌هاى هدفمندسازى یارانه آنها به مرور به یک بحث فرسایشى تبدیل شده است و همه گروه‌هاى سیاسى کشور در تلاشند تا نظریات و روش مورد نظر خود را به کرسى اجرا بنشانند.

اما در این میان یک بحث اساسى مطلقاً مغفول مانده است و آن پیش نیازهاى اجرایى هدفمندسازى یارانه‌ها است که بتواند بستر اجرا و تحقق موفقیت‌آمیز آنها را فراهم سازد. اجرایى ساختن این پیش نیازها که در رابطه مستقیم با اصلاح الگوى مصرف نیز قرار دارد، خواهد توانست سریعاً بر مصرف بسیارى از کالاهاى مهم نظیر آب، برق و گاز تأثیر فورى داشته باشد.

با توجه به اقتصاد یارانه‌زده ایران و عادت‌هاى مصرفى مردم ما به دلیل یارانه‌هاى پرحجم و بسیار غلط در طول سال‌ها، الگوهاى مصرف مردم ما بغایت از الگوهاى منطقى و اقتصادى دور شده است.

الگوى مصرف نادرست امروزى ما ناشى از دوعلت اصلى است: الف _ قیمت‌هاى یارانه‌اى و نادرست و ب_ روش‌ها و ساز و کار مصرف نادرست.

بخشى از الگوهاى غلط مصرف حاصل قیمت‌هاى نادرست و کاذب اقلام یارانه‌اى است که متأسفانه مصرف نامتعادل و مسرفانه‌اى را در طول سال‌ها در کشور ما شکل داده که با تصحیح قیمتها، الگوهاى مصرف مى‌تواند سریعاً به مسیر درست و اقتصادى هدایت شوند.

بخش دیگر الگوهاى مصرفى جامعه ما نتیجه روش‌ها و ساز و کارهایى است که چندان در کنترل مصرف کننده نیست و به عبارتى به وى تحمیل شده است.

این ساز و کارهاى نادرست و اجبارى که متأسفانه حاصل عملکرد دولت‌ها و شهرداری‌ها در طول سال‌هاست، مردم را خواسته یا ناخواسته در مسیر مصرف بیشتر قرار مى‌دهد و براى اصلاح الگوى مصرف بایستى به تصحیح آنها همت گماشت.

نمونه‌هاى اجبار به مصرف و پرداخت هزینه‌هاى تحمیلى و ناخواسته در زندگى ما کم نیست. یکى از مهمترین این موارد نظام ساختمان در کشور ماست که متأسفانه مصرف ناخواسته‌اى را به بسیارى از مردم ما تحمیل مى‌کند و با این وضعیت اصلاح مصرف و صرفه‌جویى امکان‌پذیر نیست.

اصلاح این موارد از پیش نیازهاى اساسى هدفمندسازى یارانه‌ها و اصلاح الگوى مصرف در کشور است. مواردى از این اشکالات در ساختمان‌هاى ما که موجب مصرف بى‌رویه مى‌شود و لازم است در مورد آنها اقدام عاجلى صورت گیرد به قرار زیر است:

1_ کنتورهاى مشترک گاز و آب در آپارتمان‌ها

این کنتورهاى مشترک موجب مى‌شود افراد مسرف، که متأسفانه در میان ما کم نیستند، با علم به اینکه هزینه اسراف توسط خود آنها پرداخت نخواهد شد و دیگران این هزینه را خواهند پرداخت، همچنان به مصرف مسرفانه خود ادامه دهند.

در حقیقت به دلیل کنتورهاى مشترک عملاً بسیارى افراد بیش از نیاز مصرف مى‌کنند و هزینه آن را نیز نمى‌پردازند.

در چنین موردى افزایش قیمت‌ها و حذف یارانه‌ها عملاً موجب زیان بیشتر گروه‌هاى صرفه‌جو خواهد شد که مجبورند هزینه اسراف دیگران را بپردازند و مسرفین نیز همچنان به رفتار نادرست خود ادامه خواهند داد.

لذا با دستور دولت و شوراهاى شهر و شهردارى‌ها باید نصب کنتور مستقل گاز و آب تمام آپارتمان‌هایى که هنوز پایان کار نگرفته‌اند مورد تأکید قرار گیرد و ارائه پایان کار به کلیه مجتمع‌هاى آپارتمانى داراى کنتور آب و گاز مشترک در سراسر کشور ممنوع اعلام شود.

در مورد آپارتمان‌هاى فعلى نیز با اعلام مهلت از همه آنها خواسته شود نسبت به تفکیک و مستقل کردن کنتورهاى گاز و آب اقدام کنند. برای ضمانت اجرایى این تصمیمات، دولت مى‌تواند اعلام کند که مثلاً از یکسال بعد هزینه محاسبه آب و گاز کنتورهاى آپارتمانى مشترک ۵۰ درصد نسبت به کنتورهاى مستقل افزایش خواهد یافت.

چنین تأکیدى در مدت کمتر از یک سال همه آپارتمان‌هاى کشور را داراى کنتور آب و گاز مستقل خواهد ساخت و این امر تأثیر فوق‌العاده‌اى بر کاهش مصرف مسرفانه خواهد داشت و موجب مى‌شود افراد مسرف تنبیه شده و افراد صرفه‌جو پاداش صرفه‌جویى خود را با پرداخت کمتر دریافت دارند.

افزایش قیمت‌هاى آب و گاز و چنین تغییر ساده‌اى در مجتمع‌هاى آپارتمانى مى‌تواند در طی کمتر از یک سال الگوهاى مصرف آب و گاز را در کشور ما کاملاً دگرگون ساخته و آن را به سوى یک مصرف عاقلانه و اقتصادى سوق دهد.

اگر در صدور چنین دستورى درنگ شود، قطعاً با تداوم وضع فعلى و حتى افزایش قیمت‌ها؛ انگیزه و امکان صرفه‌جویى چندانى در بین آپارتمان‌نشینان بوجود نخواهد آمد.

2_ استفاده از پکیج در آپارتمان‌ها به جاى موتورخانه مرکزى

یکى از نقاط ضعف بزرگ نظام ساختمان‌سازى ما استفاده از موتورخانه مشترک براى آب گرم و حرارت همه آپارتمان‌هاست. به علاوه این امر از محل‌هاى اختلاف جدى بین ساکنین در مجتمع‌هاى آپارتمانى است زیرا معمولاً طبقات پائین از گرماى زیاد ناراحتند و طبقات بالا از سرما و عدم رسیدن حرارت مى‌نالند.

علاوه بر این آپارتمان‌هاى خالى و آپارتمان‌هایى که ساکنان آنها به سفر رفته‌اند مجبورند هزینه موتورخانه را بپردازند و زمانى که بیشتر ساکنان در مسافرت هستند موتورخانه کل ساختمان بایستى براى اقلیتى روشن باشد و اکثریت غایب مجبورند هزینه اقلیت حاضر را بپردازند. این روش خود به خود از موارد مصرف بالا و غیر لازم انرژى و سوخت در آپارتمانهاست.

به نظر مى‌رسد با دستور دولت و شهردارى‌ها مى‌توان همه ساختمان‌هایى که هنوز پایان کار نگرفته‌اند را به جاى استفاده از موتورخانه مرکزى به استفاده از پکیج موظف کرد.

با استفاده از پکیج مستقل، هر منزل در حد نیاز خود دسترسى به آب و هواى گرم خواهد داشت و مجبور نخواهد بود هزینه غیر لازم دیگر ساکنان را بپردازد.

در مورد ساختمان‌هاى فعلى نیز مى‌توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله براى دفاتر ادارى و تجارى و سه ساله براى منازل آنها را وادار به تبدیل موتورخانه مرکزى به پکیج کرد.

3_ اجبارى شدن استفاده از پنجره‌هاى دوجداره

به دلیل قیمت بسیار ارزان انرژى و از آن مهمتر عدم اعمال مقررات مربوطه در ساختمان‌ها، امروزه در نظام ساختمان‌سازى ما پنجره‌هاى دوجداره به یک کالاى لوکس تبدیل شده است. در صورتى که براى کنترل مصرف انرژى استفاده از آنها در تمام نقاط کشور ضرورى است.

ساختمان‌هاى بدون پنجره دوجداره، مردم را ناخواسته به مصرف بیشتر مجبور مى‌کند. بنابراین با دستور دولت و شهردارى‌ها تمام ساختمان‌هایى که هنوز پایان کار نگرفته‌اند موظف شوند از پنجره‌هاى دوجداره استاندارد استفاده کنند.

در مورد ساختمان‌هاى فعلى نیز مى‌توان با یک مهلت حداکثر یک ساله براى دفاتر ادارى و تجارى و ۲ ساله براى منازل؛ آنها را وادار به تبدیل پنجره‌هاى موجود به پنجره‌هاى دوجداره استاندارد کرد. این امر مى‌تواند صرفه‌جویى قابل ملاحظه‌اى را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد کند.

همچنین از آنجا که این پنجره‌ها عایق صدا نیز هستند، آرامش و سکوت بیشترى نیز در ساختمان‌ها حکمفرما خواهد شد.

4_ توزیع مصرف برق در شبانه روز با استفاده از کنتورهاى چند تعرفه‌اى

در حال حاضر در ساختمان‌ها و آپارتمان‌هاى مسکونى ما کنتورهاى برق معمولى نصب است که همه برق مصرفى خانوارها در طول شبانه روزبا یک تعرفه محاسبه مى‌شود. به همین دلیل خانوارها توجه چندانى به توزیع مصرف برق در ساعات مختلف و عدم استفاده در ساعات پیک مصرف ندارند. این امر باعث مى‌شود کشور در ساعات محدود پیک مصرف با کمبود برق مواجه شده و در ساعات غیر آن، مازاد تولید داشته باشد.

لذا استفاده از کنتورهاى چند تعرفه‌اى که تعرفه مصرف در ساعات پیک را افزایش مى‌دهد، مى‌تواند مصرف ساعات پیک را بشدت کاهش داده و مصرف برق را در ساعات غیر پیک توزیع کند. این کنتورها که در حال حاضر در کشور ساخته مى‌شود به سهولت قابل نصب و آموزش هستند و مى‌توان با یک برنامه کوتاه مدت، تمام کنتورهاى منازل مسکونى را جایگزین کرد.

5_ عایق کارى ساختمانها

مى‌دانیم متأسفانه مقررات عایق کارى در ساختمان‌ها اجبارى نیست و این امر موجب مى‌شود که ساختمان‌هاى ما به مصرف سوخت و انرژى بیشترى براى گرم شدن و سرد شدن نیازمند باشند.

بنابراین با دستور دولت و شهردارى‌ها تمام ساختمان‌هایى که هنوز پایان کار نگرفته‌اند موظف شوند عایق کارى‌هاى مقرره را در ساختمان به انجام رسانند.

در مورد ساختمان‌هاى فعلى نیز مى‌توان با یک مهلت حداکثر ۲ساله براى دفاتر ادارى و تجارى و سه ساله براى منازل، آنها را وادار به عایق کارى ساختمان‌ها کرد. این امر نیز مى‌تواند صرفه‌جویى قابل ملاحظه‌اى را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد کند.

6_ استفاده از تکنولوژى‌هاى جدید

لازم است در کشورمان استفاده از تکنولوژى‌هاى جدید و کم هزینه براى گرم کردن خانه‌ها؛ نظیر سیستم گرمایش از کف؛ به جاى روش‌هاى پرهزینه نظیر رادیاتور ترویج شود و مورد استفاده قرار گیرد. ملاحظه مى‌شود که با استفاده از رهکارهاى یاد شده،‌ زمینه تحقق مصرف کمتر و الگوهاى مصرف اقتصادى و منطقى در کشور فراهم خواهد شد و مردم مجبور به مصرف بالا و پرداخت هزینه‌های گزاف آن نخواهند بود.

ایجاد چنین بستر و زمینه‌هایى مى‌تواند امکان توفیق هدفمندسازى یارانه‌ها و اصلاح الگوى مصرف را در کشور دوچندان سازد. به عبارت دیگر در صورتى که زمینه‌اى فراهم سازیم تا افراد هزینه مصرف خود را بپردازند کار بزرگى صورت گرفته است زیرا متأسفانه بسیارى از ایرانیان عملاً هزینه مصرف خود را نمى‌پردازند و به همین دلیل علاقه‌اى نیز به صرفه‌جویى و درست مصرف کردن ندارند.

اگر هرکس هزینه مصرف واقعى خود را بپردازد خواهیم دید که مصرف به سرعت کاهش خواهد یافت.

براى ایجاد اطمینان در مردم و تشویق آنان به راهکارهاى فوق بهتر آن است که تمام دستگاه‌ها و مؤسسه‌های دولتى در انجام چنین تغییراتى در ساختمان‌هاى خود پیشقدم شوند.

به دلیل اهمیت کار و لزوم تشویق مردم به انجام آنها، مى‌توان وام‌هاى کم بهره نیز براى این امور در نظر گرفت. انجام راهکارهاى فوق بیش از هر چیز نیاز به هماهنگى بین دستگاه‌هاى دولتى و شهرداری‌ها دارد و امید است که چنین امورى در سال نو در سرلوحه اقدامات آنها قرار گیرد.

[دکتر لطفعلى بخشى _عضو هیأت علمى دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایى]

منبع روزنامه ایران



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:13 AM - روز شنبه 24 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

 

رواج مصرف گرایی در جامعه امروز 

تقی نژاد گرچه افزایش میزان مصرف كالاهای مختلف در سال های اخیر را می توان نشانه توسعه رفاه عمومی قلمداد كرد اما این مصرف گاه چنان بی رویه و غیر منطقی رشد یافته است كه می توان آن را نوعی ناهنجاری رفتاری اجتماعی به حساب آورد. مقایسه ای كوتاه بین آن چه كه گذشتگان ما با آن زندگی می گذراندند و آن چه ما امروز خانه و زندگی خود می نامیم ما را با حقیقتی رو به رو می كند كه شایسته تأمل و بررسی دقیق است.

 

نام گذاری سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف بهانه خوبی شد تا رشد مصرف و مصرف های بی رویه را به بررسی بنشینیم و این بار در این گزارش فرهنگ مصرف گرایی و علت رواج آن در جامعه كنونی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

 

پس بخار پزت كجاست؟ 

 

ما نسل سومی هستیم، هنوز وارد مرز بین دهه سوم و چهارم زندگی خود هم نشده ایم اما همین قدر به خاطر داریم كه تغییرات شگرفی در شكل ظاهری زندگی ها اتفاق افتاده است. حدود 2 دهه پیش هنگامی كه یك زوج زندگی خود را شروع می كردند و بستگان و آشنایان برای شادباش به خانه این تازه عروس و داماد قدم می گذاشتند، همه چیز حكایت از یك زندگی ساده داشت. وسایل زندگی آن قدر اندك و ضروری بود كه گاه می توانستی همه آن ها را در یك وانت بار كوچك خلاصه كنی.

 

یكی از شهروندان در این باره می گوید: تجملات مردم را بیچاره كرده است، امروزه من اگر دختر یا پسرم را با این اوضاع به خانه بخت بفرستم مورد تمسخر این و آن قرار می گیرند چرا كه این روزها وسایل زندگی یك زوج جوان حتی از وسایل زندگی پدر و مادرهایشان كامل تر است!

 

 

«رضایی» علت رواج مصرف گرایی در جامعه را فیلم ها و سریال های تلویزیونی می داند و می افزاید: وقتی تقریبا در تمام فیلم و سریال ها، زوج های جوان، در آغاز زندگی خود همه وسایل زندگی را دارند، فرزند من هم گمان می كند این موضوع طبیعی است و چنین خواسته ای را از من خواهد داشت.

 

فرزند این شخص كه در كنارش حضور دارد این طور می گوید: من هم می دانم اغلب لوازم در خانه ام بدون استفاده خواهد ماند و یا حداقل خیلی كم مورد استفاده قرار می گیرد اما اگر از آن وسایل تهیه نكنم به نوعی باعث كسر شأن من خواهد شد.

 

«زهرا» می افزاید: به عنوان مثال در جهیزیه ای كه خریداری كردم یك عدد پلوپز وجود دارد كه چند كاره است و می تواند عملیات پخت كیك و بخارپزی را هم انجام دهد اما اگر دستگاه بخارپز جداگانه تهیه نكنم، تمام فامیل و دوستانم می پرسند پس بخارپزت كجاست؟!

 

وی می گوید: نمی شود برای همه افراد توضیح داد كه قضیه از چه قرار است و اصلا شاید من نخواهم از بخارپز و یا ساندویچ ساز استفاده كنم، اما برای بستن دهان مردم ناچارم تمام وسایل این چنینی و مازاد را هم مدنظر قرار دهم!

 

از حراج واقعی تا فروشگاه هزار تومانی!

 

یك جامعه شناس می گوید: رواج فرهنگ مصرف گرایی دلایل متعددی دارد كه از مهم ترین آن ها می توان به چشم و هم چشمی ها و مدگرایی اشاره كنیم.

 

«قربان محمد مقدسی» خرید بسیاری از كالاها را در پی احساس نیاز كاذب می داند و می افزاید: همه افراد اگر به این احساس خود توجه كنند، هر چیزی را آرزو خواهند كرد، به عنوان مثال همه دوست دارند هواپیمای شخصی داشته باشند و یا همه افراد تمایل دارند رئیس جمهور بشوند اما ما فقط یك رئیس جمهور لازم داریم. احساس نیاز كاذب انسان را به سمت مصرف بیشتر از هر كالا سوق خواهد داد چرا كه شما احساس خواهید كرد كه نیاز دارید هفته ای یك دست لباس خریداری كنید.

 

وی می گوید: از آن جا كه تمامی انسان ها چنین تمایلاتی را دارند، قدیمی ها نیز از این قضیه مستثنا نبودند بلكه عامل دسترسی اندك موجب می شد زندگی در گذشته بسیار ساده باشد.

 

«مقدسی» معتقد است: محیط اجتماعی جامعه امروز، رواج مصرف گرایی را صد چندان می كند چرا كه تولید و واردات روزافزون كالا گاه بیش از حد نیاز جامعه است و فروشندگان با توسل به هر روش تبلیغاتی اقدام به جلب مشتری خواهند كرد.

 

یك شهروند در این باره می گوید: گاهی اوقات تصمیم می گیرم تنها به اندازه نیاز خود كالا خریداری كنم اما برخی مغازه ها در شهر وجود دارند كه هر عابری را دچار وسوسه خرید می كنند.

 

«بیدكی» می افزاید: برخی مغازه ها از برچسب های درشت حراج واقعی، فروش ویژه و یا فروشگاه چند هزار تومان استفاده می كنند و این نوع تبلیغات باعث می شود تا افراد با سطح درآمد پایین هم تمایل به خرید پیدا كنند.

 

با خرید كردن روحیه می گیرم!

 

«ویلن» نظریه پرداز مصرف معتقد است: فرد از 2 طریق موفقیت مالی و پولی خود را نشان می دهد: 1- اوقات فراغت ظاهری 2- مصرف تظاهری. این ویژگی در شهرهای بزرگ بیشتر مصداق دارد چرا كه افراد كمتر هم دیگر را می شناسند و می توانند تنها از روی ظاهر فرد در مورد طبقه اجتماعی، اقتصادی او اظهار نظر كنند، بجنورد هم شهری است كه كم كم در حال بزرگ شدن است و باید حواسمان باشد گرفتار این پدیده نشویم.

 

در چند سال اخیر میل به مصرف به یك پز اجتماعی تبدیل شده است. مد شدن یك كالا و خرید آن كالا توسط بسیاری از افراد تابع مد و سپس دمده شدن همان كالا و كنار گذاشته شدن آن از سوی افراد و تكرار دوباره و چند باره این سیكل را هم باید از مهم ترین عوامل رواج مصرف گرایی در جامعه قلمداد كرد.

 

«باكاك» جامعه شناس معتقد است: مصرف صرفا یك روند اقتصادی نیست بلكه روندی اجتماعی فرهنگی است و به عبارتی فرهنگ مصرف یك فرهنگ لذت گر است.

 

یك شهروند می گوید: وقتی وسیله نویی خریداری می كنم تا چند روز احساس بهتری دارم، به عبارتی می توانم بگویم خرید را فقط برای رفع نیاز انجام نمی دهم بلكه با خرید كردن روحیه می گیرم!

 

یك جامعه شناس می گوید: لذت های مصرف لذت های تخیلی و ذهنی هستند به عبارت دیگر ما آن چه را كه تصور می كنیم خرید یك كالای جدید برایمان به ارمغان می آورد، در ذهن خود می پرورانیم. وی لذت های به واسطه كالا و اشیا را لذت های زود گذری می داند كه در اغلب اوقات ریشه درنیازهای ارضا نشده دوران كودكی دارد.

 

جامعه شناس دیگری با اشاره به این كه اغلب زنان بیشتر از مردان مصرف گرایی دارند می گوید: زنان از طریق خرید و رفتن به بازار می خواهند به نوعی حضور خود را در جامعه اثبات كنند و به رقابت با مردان در عرصه اجتماعی بپردازند به طوری كه این موضوع در زنان شاغل بسیار كمتر از زنان خانه دار به چشم می خورد.

 

«مقدسی» اظهار می دارد: زنان با خرید كردن قدرت نادیده گرفته شدن خود در ساختار فرهنگی مرد سالارانه را باز پس می گیرند به عبارتی خرید كردن زنان به بهانه ای برای حضور آنان در جامعه تبدیل شده است.

 

این جامعه شناس بیان می دارد: به طور معمول افرادی كه برای كسب درآمد تلاش می كنند، دقت بیشتری هم در خرید خواهند داشت به همین خاطر است كه برخی صاحبان پول های باد آورده و یا نوجوانان خارج از كنترل و بی اختیار به خرید وسایل غیر ضروری می پردازند.

 

در خلال گزارش 

 

1) در ساختار جدید اجتماعی، كار دیگر نه فقط برای زنده ماندن كه برای مصرف كالا و لذت ناشی از آن تعبیر می شود، این یعنی كالا برای رفع نیاز نیست بلكه برای مفهوم سازی و معنا سازی است!

 

2) یك شهروند: مصرف كالاهای غیر ضروری باعث شده تمام مدت در حال پرداخت اقساط وام هایم باشم و می توانم بگویم رواج فرهنگ مصرف گرایی، زندگی آرام مرا به یك زندگی قسطی پر از دغدغه تبدیل كرده است!

 

3) یك جامعه شناس: باید لذت خود را در معنویات جست و جو كنیم چرا كه یك لذت ماندگار است و اگر كسی از خرید لذت می برد می تواند محصول خریداری شده خود را در اختیار فرد محتاجی قرار دهد تا از این طریق بتواند به لذت خود جهت صحیح بدهد.

 

4) اگر هر انسانی پس از خرید هر كالای غیر ضروری، قیمت كالا را در فهرستی یادداشت كند، پس از سال ها خواهد دید كه با مبلغ مجموع آن كالاها چه كارها كه نمی توانست انجام دهد!

 

5) یك جامعه شناس: مسئولان ما باید ساده زیست باشند تا مردم از آن ها الگو بگیرند نه این كه خود بر خودروهای آخرین مدل سوار شوند و دم از فرهنگ قناعت بزنند!

 

منبع روزنامه خراسان

 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:06 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  سير مصرف گرايي در جامعه چگونه است.

خبرگزاري فارس: چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند.
در و ديوارهاي شهر را كه مي نگريد تبليغات همه رنگ از سر و كولش مي بارد، اگر تا ديروز قيافه و تركيب شهر به شيوه اي بود كه شما را به آرامش فرامي خواند و تمامي خيابان ها و ساختمان هايش تركيبي يكنواخت، متعادل و زيبا داشت، امروز اما در و ديوارهاي شهر را تبليغات فراگرفته و زيبايي خيابان ها و خانه ها در پشت پرده پلاكاردهاي تبليغاتي كاملاً محو شده است.
تبليغات رنگارنگي كه هركدام با شيوه اي جديد شما را به دنيايي از مصرف زدگي و تجمل گرايي دعوت مي كند، حتي برخي از شركت هاي توليدي گوي سبقت را ازرقباي خود ربوده اند و با اعلام اينكه «خريد يك كالا متضمن خريد رايگان كالاهاي ديگر خواهد بود» هياهو و جارو جنجال به راه انداخته اند و هر روز به شگردهاي تازه اي براي جلب مشتري پناه مي برند.
سيل خروشان تبليغات كالاهاي مصرفي در سال هاي اخير در كلان شهرهاي كشورمان دامنه بسيار وسيعي را به خود اختصاص داده و حتي اتوبوس هاي عمومي، پل هاي عابر پياده، زيرگذرها و... نيز از اين سيل خروشان در امان نمانده اند. تبليغات تلويزيوني، راديويي، مطبوعات، نقاشي ديوارهاي كوتاه و بلند، پلاكارد در اندازه هاي مختلف، بروشور، كارت و... ازجمله ابزارهاي مهم تبليغات هستند، تبليغاتي كه اين روزها فرم و قيافه شهرها را باب ميل خود طراحي مي كنند و در آشفته بازاري رقابتي براي جلب مشتري به هر حيله و نيرنگي پناه مي برند. اما سؤال اساسي اينجاست كه چرا تمامي تبليغاتي كه وجود دارد به نوعي مردم را به سمت دنياي مصرف زدگي تشويق و هدايت مي كند و از آنها مي خواهد تابه مصرف فلان كالاي وارداتي يا توليدي داخل بپردازند، و به راستي حركت به سمت مصرف زدگي و رواج دامنه تجمل گرايي در جامعه روبه رشد كنوني چه زيان هايي را متوجه كشورمان خواهد كرد و تبعات اين مسئله در درازمدت چه خواهد بود؟

كيفيت فداي كميت
امروز با اين واقعيت انكارناپذير روبرو هستيم كه كيفيت كالاهاي مصرفي در قيل و قال تبليغات كاذب شركت ها فداي كميت شده است. از يك طرف بسياري از كالاهاي وارداتي به كشورمان- كه معمولاً توليدي از كشورهاي چين و كره هستند- با نازلترين كيفيت وارد كشور مي شوند، ازطرف ديگر هم همين تبليغات كاذب مردم را در انتخاب كالاي مرغوب موردپسندشان سردرگم مي كند. محمد فرامرزي، يكي از فروشندگان گوشي تلفن همراه در خيابان جمهوري به آشفته بازار گوشي هاي ساخت چين و كره اشاره مي كند و مي گويد: «تبليغات اين شركت ها بسيار وسيع است اما در مقايسه با هجم تبليغات، كالاهاي مذكور كيفيت لازم را ندارند، مثلا يك شركت معتبر توليد گوشي تلفن همراه كه تبليغات بسيار گسترده اي براي فروش بيشتر به راه انداخته، به همان اندازه كه تبليغاتش وسيع است، كالاي توليدي اش كيفيت ندارد.»
وي مي گويد: «به عنوان مثال از يك مدل گوشي با يك نام و عنوان، چند كشور در آسياي شرقي مبادرت به توليد آن كرده اند و هر كدام به تبليغات خود مي پردازند، حال در هياهوي اين تبليغ، مشتري سرگردان است و نمي داند فلان گوشي مورد نظرش را با آرم ساخت كره بخرد يا فنلاند، و يا تشخيص اجناس ژاپني با چيني و كره اي بسيار مشكل است.»
«اكبر رستگاري» از فروشندگان سيم كارت تلفن همراه در پاساژ علاءالدين خيابان جمهوري نيز در پاسخ به سؤالم به تبليغات كاذب اشاره مي كند و مي گويد: «متأسفانه هر روز شاهد تبليغات همه جوره اي هستيم كه مردم را به خريد بيشتر تشويق مي كند كه در بلند مدت چنين روندي به زيان جامعه تمام خواهد شد.»
اين فروشنده مي گويد: «امروز تبليغات سيم كارت هاي تلفن همراه آنچنان گسترده شده كه يكي از همين شركت ها گفته است در عوض خريد يك سيم كارت، سيم كارت ديگري بدون قيد قرعه جايزه خواهد داد! اين در حالي است كه سيم كارت هاي توليدي همين شركت هيچگونه كيفيت آنتن دهي مناسب ندارد و اغلب مردم از محصولات آن ناراضي و گلايه مندند.»
«ميرزاپور» يكي از كارمندان دولت كه براي خريد سيم كارت تلفن همراه به خيابان جمهوري آمده معتقد است بسياري از تبليغات موجود كاذب است و بايد دولت با اعمال كارهاي كارشناسي شده به كنترل و مهار آنها بپردازد.
وي مي گويد: «در ميان شركت هاي توليدي سيم كارت تلفن همراه، يكي از شركت ها از تبليغات و هياهوي بيشتري برخوردار است و با بهره گيري از شگردهاي روانشناختي تأثير در مخاطب عام مي كوشد محصول بي كيفيت و نامرغوب خود را به مردم قالب كند، شركت مذكور به جاي اينكه به فكر بالابردن كيفيت خدمات دهي سيم كارت توليدي خود باشد متأسفانه هر روز در حال بالابردن سطح تبليغات در رسانه ها و در و ديوار شهر است.»

هجوم تبليغات كالاهاي مصرفي در كشورمان
به گونه اي است كه هدايت و كنترل نيازها و خواسته هاي افكار عمومي را در چنبره خود دارند، و اگر نظارتي بر شيوه هاي تبليغي برخي شركت هاي توليدي صورت نگيرد چه بسا سليقه هاي مردم را همين تبليغات كاذب به ناكجاآباد بكشانند!
امروز بسياري از مردم كشورمان از اجناس خريداري شده مصرفي كه تبليغات گسترده اي را پشت سرخود دارند رضايت چنداني ندارند اما شركت هاي توليدي و واردكنندگان چنين كالاهاي نامرغوبي از محصول خود كاملا احساس رضايت مي كنند!
«رضا ملكشاهي» كارشناس مسائل اجتماعي در گفتگو با سرويس گزارش روز كيهان مي گويد: «بسياري از شركت هاي توليدي داخلي و شركت هايي كه به واردات كالاهاي خارجي مي پردازند به فكر سود بيشتر هستند تا كيفيت محصول، از همين رو مردم بايد به اين نكته توجه كنند كه هر كالايي بايد از مرغوبيت و استانداردهاي لازم برخوردار باشد و هيچگاه تبليغات بازگوكننده مرغوبيت واقعي اجناس نيست.»
اين كارشناس مسائل اجتماعي رواج مصرف زدگي را به زيان جامعه مي داند و مي گويد: «مصرف زدگي به تجمل گرايي دامن مي زند و سبب گسترش زرق و برق هاي كاذب در زندگي مي شود، امروز اگر دقت كرده باشيد بسياري از خانواده ها تحت تاثير تبليغات كاذب خود را گرفتار تجمل گرايي هاي افراطي كرده اند و به خريد كالاهايي مي پردازند كه چندان به آنها نيازي ندارند، ادامه وگسترش اين روند جامعه اسلامي ما را به بيماري مصرف زدگي گرفتار خواهد كرد كه خود مصرف زدگي تبعات و زيرشاخه هاي وسيعتري از جمله تجمل گرايي، ايجاد شكاف طبقاتي و چشم و هم چشمي را شامل مي شود.»
وي در ادامه مي گويد: «تجمل گرايي سبب مي گردد تا فرهنگ ماديت جايگزين معنويت شود، يعني در دنياي تجمل گرايي آن چنان كه انسان به وجود وسايلات غيرضروري و تجملي زندگي در اين جهان بها و اعتبار مي دهد، نيمي از آن را به فكر معنويت نيست و اصولا در چنين دنيايي همه چيز تجملي است و از عمق و معناي خاصي برخوردار نيست.»
يك كارشناس امور فرهنگي نيز معتقد است كه بايد تبليغات كالاهاي مصرفي نظام مند شوند و به شيوه اي هدايت گردند تا به جامعه آسيبي وارد نسازد.
وي خاطر نشان مي كند: «گويا در جامعه كنوني ما تبليغات كالاهاي موجود از هيچ قاعده و قانوني تبعيت نمي كند و هر شركتي با شگردهايي خاص به فريب مردم مي پردازند، اين در حالي است كه تبليغات نبايد آدرس غلطي براي مخاطب و وسيله اي براي فريب مشتري باشد.»

زيرشاخه هاي مصرف زدگي
از جمله پيامدهاي مصرف زدگي كه جامعه را به سمت فقررواني و آسيب هاي ديگر اجتماعي به پيش مي برد، تجمل گرايي است.
حجت الاسلام رضاييان، كارشناس امور خانواده زندگي انسان را به سه بخش، زندگي ضروري، رفاهي و تجملي تقسيم مي كند و معتقد است كه در زندگي ضروري، انسان به دنبال تامين نيازهاي اوليه و ضروري است و تامين خوراك و پوشاك را سرلوحه فعاليت هاي اقتصادي روزانه خود قرار مي دهد.
در اسلام نيز اين حد از تامين معيشت براي مردم در زندگي مشترك واجب است. در زندگي رفاهي، انسان درصدد تامين رفاه بيشتر براي خانواده است و تلاش مي كند امور روزمره خود را از حد ضرورت فراتر برده، خوراك و پوشاك و مسكن بهتر و بيشتري براي خانواده خود فراهم نمايد. اين قبيل تلاش ها نيز در دستورات اسلامي ستوده شده و از آنها به «جهاد» تعبير شده است، يعني در اسلام زندگي بهتر همراه با رفاه بيشتر منع نشده است.
وي درباره زندگي تجملي مي گويد: «اما آنچه كه جامعه را به سمت هلاكت نزديك مي كند زندگي تجملي است. مصداق روشن زندگي تجملي اسراف در مصرف است، به عنوان مثال اگر شخصي كه در خانه خود داراي وسيله خوراك پزي مناسب است اما درصدد باشد كه چون در منزل اقوام و خويشاوندان نوع جديدي از اين وسيله وجود دارد، وي نيز بايد با فروش آن وسيله به سمساري، مدل جديد همان كالا را فراهم نمايد و به چشم و هم چشمي بپردازد، اين برخورد اولين گام به سمت ورطه تجمل پرستي است.»
وي مي گويد:«دنياي مادي غرب با همين تفكر مصرف زدگي و تجمل گرايي به دنياي ماديت بيشتر براي كسب لذت گرفتار آمده و در اين دنيا هويت ارزشي و انساني خود را فراموش كرده و تمامي ارزش ها و كرامت هاي معنادار انساني را بي معنا و پوچ قلمداد مي كند، ما نيز بايد مواظب باشيم در اين ميدان هلاكت گرفتار نشويم.»

صادرات كالاهاي مصرفي به ايران با هدف كم شدن ارز خارجي
انستيتو سياست خاورميانه واشنگتن، نتيجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر كرده است و در آن تاكيد نموده كه صادرات كالاهاي مصرفي به ايران بايد از سرگرفته شود. چون اين كار باعث كم شدن ارز خارجي موجود در ايران خواهد شد.
محمد حسن قديري ابياني، دكتراي مديريت استراتژيك و سفير جمهوري اسلامي در مكزيك درباره نتيجه همين مطالعات منتشر شده واشنگتن مي گويد: «ممكن است تصور شود كه سياست هاي فوق مربوط به دشمني غرب با ايران در نظام جمهوري اسلامي است اما اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولاً با ملل مسلمان خصومت داشته و سياست خويش عليه مسلمانان را حتي در زمان رژيم هاي دست نشانده نيز دنبال مي كرده، و براي اعمال همين سياست ها بوده كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه ديگر، رژيم هاي مزدوري را بر كشورها حاكم كرده است.»

تلاش غرب براي ترويج فرهنگ مصرف گرايي در ايران
فرهنگ مصرف زدگي و تجمل گرايي در جامعه اي كه بسيار گسترده است در ادارات دولتي و غير دولتي نيز نمود مي يابد، مصرف هاي بي رويه در ادارات، تجمل گرايي ها و تغيير مكرر دكوراسيون ها، نشات گرفته از اين فرهنگ غلط است.
آنتوني پارسونز، آخرين سفير انگليس در رژيم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ايران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان «غرور و سقوط» متن اظهاراتش را در سال 1974 ميلادي- 1352 شمسي- خطاب به بازرگانان انگليس و كساني كه دست اندركار تجارت و معامله با ايران بودند، چنين به رشته تحرير درآورده است: «نخستين كاري كه اينجا مي كنيد اين است كه تا مي توانيد كالاهايتان را بفروشيد و فقط در صورتي سرمايه گذاري كنيد كه براي فروش كالايتان چاره اي جز اين كار نداشته باشيد، اما اگر مجبور باشيد در اينجا سرمايه گذاري كنيد به ميزان حداقل ممكن سرمايه گذاري كنيد و صنايعي را انتخاب كنيد كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنايع مونتاژ، كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتي انگليس در ايران است. در اين محدوده و با توجه به اين نكات، من معتقدم كه ايران يكي از بهترين بازارهايي است كه شما مي توانيد براي مصرف كالاهاي خود در جهان سوم پيدا كنيد...»
دكتر قديري ابياني در تحليل خود در اين باره مي گويد: «اظهارات سفير سابق انگليس در كتاب خاطراتش كه در اوج روابط حسنه انگليس با رژيم شاه بيان شده نشان دهنده ماهيت سياست انگليس نسبت به ايران و ساير ملل جهان سوم است، مسلماً توصيه مقام هاي انگليسي به كساني كه مسئوليت طراحي و سازماندهي امور قانونگذاري، اقتصادي، گمركات، تبليغات و ... ايران را به عهده داشته اند نيز در راستاي همين سياست براي رشد مصرف گرايي در ايران بوده است.»


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:32 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  ارزيابي الگوي مصرف كلان اقتصاد و تبعات تورمي اصلاح قيمت‌ها

 خبرگزاري فارس: مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي الگوي مصرف كلان اقتصاد و تبعات تورمي اصلاح قيمت‌ها را مورد ارزيابي قرار داد.
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي، دفتر مطالعات اقتصادي اين مركز گزارشي تحت عنوان الگوي مصرف كلان اقتصاد و اصلاح قيمت‌ها منتشر كرد كه بدين شرح است:
بررسي شواهد و قرائن موجود حاكي از آن است كه با اجراي صرف سياست اصلاح قيمت‌ها لزوما نمي‌توان شاهد رخداد تحولات واقعي چشمگير بود و به طور خاص تاثير اين سياست بر الگوي مصرف خانوار به ميزان و دايره شمول افزايش قيمت ناشي از اصلاح قيمت‌ها باز مي‌گردد، به بيان ديگر در صورتي كه افزايش قيمت‌ها به سمت آزادسازي با يك جهش يك باره صورت گرفته و بخش وسيعي از كالاها و خدمات سبد مصرفي را شامل شود، ميزان مصرف كالاها به دليل عدم امكان جانشيني با ساير كالاهاي همان سبد، با كاهش مواجه خواهد شد.
همچنين در صورتي كه سناريوي پيشنهادي دولت در لايحه هدفمند كردن يارانه در اصلاح قيمت حامل‌‌هاي انرژي مدنظر قرار گيرد بسته به اينكه اين اصلاح قيمت به صورت همزمان و يك باره يا پلكاني باشد نرخ تورم به ترتيب در صورت يك‌باره و همزمان 6/48 درصد و در حالت پلكاني 5/10 درصد علاوه بر تورم پايه افزايش خواهد يافت، همچنين مي‌توان پيش‌بيني كرد كه چون جامعه مورد هدف (از نظر هدفمند كردن يارانه‌ها)، هفت دهك (1 تا 7) هستند، حداقل 50 درصد از 18 ميليارد دلار (پرداختي به مصرف كنندگان) به احتمالا بالا با افزايش ميل نهايي به مصرف، به تقاضا تبديل مي‌شود. بنابراين پيش‌بيني مي‌شود تورم ناشي از فشار تقاضا با اجراي پرداخت نقدي يارانه‌ها به هفت دهك اول (با فرض آنكه 50 درصد به تقاضا تبديل شود)، احتمالا 7/2 درصد باشد كه با تاثير ضريب فزاينده پول (5/1) به 4 درصد بالغ شود.
از سوي ديگر پيش‌بيني مي‌شود با اجراي سناريوي آزادسازي قيمت‌ها مصرف كل در سال 1388 نسبت به سال 1387 از رشد 8/10 درصدي برخوردار شود كه اين نرخ براي هزينه‌هاي مصرفي خصوصي و دولتي به ترتيب 2/12 و 3 درصد خواهد بود.
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:17 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

 

اصلاح الگوي مصرف در پرهزينه ترين بخش سلامت ضروري است  

سرپرست اداره ارزشيابي مراکز درماني کشور بيمارستان ها را پرهزينه ترين بخش سلامت دانسته و از اين حيث براي اجرايي ساختن اصلاح الگوي مصرف بيمارستان ها را به دو گروه تقسيم مي کند يکي اينکه بيمارستان ها همانند ديگر سازمان ها بوده و نياز به صرفه جويي انرژي دارد و ديگر آن که بيمارستان ها مرکز ارائه خدمات سلامت بوده که از اين نظر نيز بايد اصلاح مصرف صورت گيرد .

به گزارش خبرنگار اجتماعي برنا، از آنجايي که بيمارستان ها سازمان هايي هستند که خدمات سلامت را به مردم ارئه داده و به عنوان پرهزينه ترين بخش سلامت به شمار مي روند درنتيجه نياز است که با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري مبني بر نامگذاري سال جديد به نام سال اصلاح الگوي مصرف، وزارت بهداشت يکسري برنامه ريزي هاي مدوني را در زمينه مديريت بيمارستان ها صورت دهد که بر همين اساس مژده زمضاني سرپرست اداره ارزشيابي مراکز درماني کشور با خبرنگار اجتماعي برنا در اين زمينه به صحبت نشسته که به تفصيل به آن مي پردازيم :

بيمارستان ها در قدم اول براي اجايي ساختن شعار اصلاح الگوي مصرف نياز است که چه اقداماتي را صورت دهند ؟

بيمارستان ها از اين حيث به دو جنبه تقسيم مي شود يکي اينکه بيمارستان ها همانند ديگر سازمان ها بوده و نياز به صرفه جويي انرژي دارد و ديگري اينکه بيمارستان ها مرکز ارائه خدمات سلامت بوده که از اين نظر بايد اصلاح مصرف صورت گيرد. در مورد اول بيمارستان ها نيز براي اجراي اصلاح الگوي مصرف نياز دارند که از درزگير درها، دوجداره کردن پنجره ها، سيستم هاي گرمايشي و سرمايشي مناسب و تعمير و نگهداري تجهيزات استفاده کنند .

از لحاظ مصرف مواد غذايي در بيمارستان ها نياز است که چه اقداماتي صورت گيرد؟

از نظر ميزان و کميت مواد غذايي نياز است که در بيمارستان ها مواد غذايي درست و متناسب با وضعيت بيمار مصرف شود تا جلوي عارضه دار شدن بيمار گرفه شده و از بستري شدن آن به مدت زياد در بيمارسان گرفته شود .

مصرف منطقي داروها در بيمارستان ها به چه برنامه هايي نياز دارد؟

الگوي صحيح مصرف در عرصه سلامت از يک جنبه به مصرف داروها بر مي گردد که بايد داروها مطابق نياز و کاربرد بيمارسستان ها استفاده شود تا ميزان داروهاي تاريخ مصرف گذشته در بيمارستان ها کاهش یابد تا از دور ريختن داروهاي تاريخ مصرف گذشته پيشگيري شود .

مصرف سرنگ و سرم در بيمارستان ها چگونه بايد مديريت شود؟

نکته ديگر در بيمارستان ها مصرف سرنگ، سرم و گاز استريل است که بايد مديريت شود به اين ترتيب که نياز به سرم و سرنگ ها بايدنسبت به مصرف در هر بخشي سنجيده شده و توزيع آن ها در بخش ها براساس نياز صورت گيرد تا از پرتي مواد جلوگيري شود .

اگر بخواهيم ارائه خدمات سلامت براساس اصلاح الگوي مصرف باشد نياز است که چه اقداماتي در بيمارستان ها صورت گيرد؟

موارد تخصصي به ارائه خدمات سلامت مربوط مي شود که نياز به برنامه ريزي هاي دراز مدت دارد. به عنوان مثال اگر به بيمار به سرعت و به موقع رسيدگي شود از عارضه دار شدنش جلوگيري شده و به دنبال آن بيمار مدت کمتري در بيمارستان بستري بوده که اين از لحاظ اقتصادي هم به نفع بيمار است و هم به نفع اقتصاد کشور .

ا ستانداردسازي خدمات مراقبتي در بيمارستان ها نيازمند چه راهکار هايي است؟

براي استاندارد سازي خدمات مراقبتي در بيمارستان ها نياز به آموزش مستمر پرسنل بيمارستان دارد. براي کاهش خطاهاي مراقبتي و ارائه خدمات مورد نياز براي بيماران نياز به کار طولاني دارد. در اين زمينه دو راهکار وجود دارد، يکي آموزش بيماران در حين ترخيص که چگونه از خود مراقبت کرده و چگونه داروهاي خود را مصرف کنند و نشانه هاي خطر چيست؟ و راهکار ديگر آموزش پرسنل بيمارستان مبني بر ترخيص و بستري کردن به موقع و مورد نياز بيمار در بيمارستان است. زماني که فرآيند مراقبتي اصلاح شود، شاخص هاي سلامتي نيز بهبود يافته و هزينه ها کم مي شود .

منظور از ثبت الکترونيکي در بيمارستان ها چيست و آيا تاثيري در اين زمينه دارد؟

با ثبت الکترونيکي ديگر نيازي به کاغذ و قلم نبوده و با اين کار هم در مصرف کاغذ صرفه جويي شده وهم کارآيي در بيمارستان ها افزايش مي يابد به اين ترتيب که زماني که مديريت بيمارستان دقيق باشد مي تواند برنامه ريزي ها نيز به طور صحيح و درست صورت گيرد .

نظام ارجاع و پزشک خانواده در زمينه اصلاح الگوي مصرف در مديريت بيمارستان ها چه نقشي را ايفا مي کند ؟

اگر نظام ارجاع در کشور به صورت صحيح اجرا شود باعث اصلاح ارجاع بيماران شده و بر اين اساس بيماران از طريق کانال صحيح وارد بيمارستان مي شوند. با نظام ارجاع و پزشک خانواده بيماراني که به طور واقعي نياز به بخش هاي تخصصي و فوق تخصصي داشته شناسايي شده و به اين بخش ها معرفي مي شوند که اين مسئله باعث ارتقا در زمينه پيشگيري و مصرف صحيح از خدمات پاراکلينيکي نيز مي شود .

نظام ارجاع و پزشک خانوده چه مزيت هايي براي نظام سلامت دربر دارند ؟

پزشک خانواده و نظام ارجاع همانطور که گفته شد کانال صحيح ارجاع بيکماران محسوب مي شود که در اين صورت هم بيمار به صورت صحيح به بيمارستان هدايت شده و هم هزينه هاي عرصه سلامت کاهش مي يابد. بر اين اساس بيمارستان ها که هزينه بر هستند تبديل به بخش هايي با بهره وري بالا مي شود يعني بخش هايي که به تناسب هزينه اي که مي کنيم بهره وري بالايي دريافت مي کنيم که به دنبال آن شاخص هاي سلامتي نيز افزايش مي يابد .

وزارت بهداشت براي استانداردسازي بيمارستان ها چه برنامه هايي در دست اقدام دارد؟

استانداردسازي بيمارستان ها جزو برنامه هاي ويژه وزارت بهداشت محسوب مي شود که به سرعت درحال انجام است اما از آن جا که اين برنامه ها دراز مدت است نياز به زمان بيشتري براي تحقق آن وجود دارد .

آيا اصلاح الگوي مصرف شامل پرسنل بيمارستاني و نيروهاي انساني بيمارستان ها نيز مي شود؟

در مورد نيروهاي انساني به خصوص در بخش هاي دولتي با کمبود نيروي پرستاري روبرو هستيم اما مسئله مهم در اين زمينه استفاده بهينه از نيروهاي انساني است که بايد اين نيروها بهره ور باشند .

بهره ور ساختن نيروهاي بيمارستاني نياز به چه راهکاري دارد؟

ايجاد انگيزه در پرسنل بيمارستاني باعث مي شود که پرسنل مانند جواهر کار کنند که اين امر خود باعث کاهش هزينه هاي سلامت، ارتقاي سلامتي و افزايش رضايتمندي مردم از بيمارستان ها مي شود .

چگونه مي توان در نيروها و پرسنل بيمارستاني ايجاد انگيزه کرد؟  

ايجاد انگيزه در پرسنل بيمارستاني تنها از طزيق برآورده شدن خواسته ها و نياز هاي مالي نيست بلکه با ارتقاي کيفيت و آموزش پرسنل مي توان يک تعلق خاطري در کادر بيمارستاني به وجود آورد که تمامي پرسنل بيمارستان ها احساس کنند که محيط بيمارستان متعلق به آن ها است که همين امر باعث ايجاد انگيزه در پرسنل و کارآيي بيشتر آن ها در بيمارستان ها مي شود .

و زارت بهداشت درباره خريد تجهيزات بيمارستاني و وارد ساختن تکنولوژي ها روز به کشور چه تمهيداتي را درنظر گرفته است؟

اگر در وارد ساختن تجهيزات پزشکي تنها به دنبال اين باشيم که از تکنولوژي روز دنيا عقب نباشيم و اصلا به نيازهاي جامعه توجهي نداشته باشيم در اصراف هزينه هاي سلامت بسيار موثر خواهيم بود. زماني که يک تکنولوژي يا تجهيزاتي وارد کشور مي شوند بايد در ابتدا نيازهاي جامعه درنظر گرفته شده و هزينه هاي آن نيز به طور منطقي بررسي شود که آيا اين کار به صلاح نظام سلامت است يا خير؟

در وارد ساختن تجهيزات پزشکي چه گزينه هايي را بايد مدنظر قرار داد؟

بسار مهم است که دستگاه ها و تجهيزاتي که به کشور وارد مي شوند، شاخص هاي سلامتي را افزايش داده و اثر بخشي خوبي داشته باشد. به عنوان مثال به جاي هزينه کردن براي خريد دستگاه ها و تجهيزاتي که ممکن است در انبارها بماند و اصلا استفاده نشوند مي توان بهورزها را آموزش داد تا از بروز بسياري از مشکلات و مرگ و ميرها در کشور جلوگيري کرد .

براي شناسايي از تجهيزات پزشکي مورد نياز جامعه چه راهکارهايي نياز است؟

شناسايي نيازهاي واقعي جامعه در زمينه خريد تجهيزات و دستگاه هاي نوين پزشکي متولياني در وزارت بهداشت دارد. اين امر نياز به دردست داشتن سيستم نگه داشت در حوزه سلامت دارد که بر اين اساس دستگاه هاي که خريداري مي شوند هم بايد به اندازه نياز کشور بوده و هم خوب نگهداري شده و به تعمير و نگهداري تجهيزات رسيدگي شود .

منبع شبکه خبری برنا



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:09 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

 

اصلاح الگوی مصرف عزم ملی می‌طلبد

نامگذاری سال 1388 به نام اصلاح الگوی مصرف با توجه به مسایل رخ داده در خصوص انرژی در سطح داخلی و بین المللی اقدام بسیار بجا، مناسب و حائز اهمیتی است.

با توجه به اینكه كشور از نقطه نظر انرژی، آب و وضعیت اعتباراتی كه برای یارانه‌ها در نظر گرفته شده به وضعیت بحرانی رسیده‌، لازم بود كه برای این موضوع چاره‌ای اندیشیده می‌شد كه خوشبختانه با تصمیم مقام معظم رهبری مبنی بر نامگذاری سال 1388 به نام اصلاح الگوی مصرف نگرانی در خصوص این موضوع هم رفع شد.

متاسفانه باید اذعان داشت مصرف انرژی و سوخت در كشور ما به حدی افزایش یافته كه اگر این روند همچنان تداوم یابد‌، حداكثر تا دهه آینده نفتی برای صادرات به دیگر كشورها نخواهیم داشت.

بررسی ها موید این موضوع است كه سرانه مصرف انرژی در جمهوری اسلامی ایران بیش از كشور هندوستان و كشور چین است. این مصرف بیش از حد و لجام گسیخته همگی حكایت از این دارد كه ارزش منابع انرژی در كشور هنوز برای مردم مشخص و شفاف نشده است. علاوه بر این موارد ما می‌ینیم در حالی كه ایران از لحاظ وضعیت بارندگی جز مناطق گرم و خشك می‌اشد و مدام در دوره‌ای مختلف اسیر خشكسالی می‌ود اما راندمان آب در این كشور حدود 20 در صد است حال آنكه راندمان بارندگی در كشورهای توسعه یافته حدود 60 در صد است.

مجموعه این مسایل موجب شده تا تداوم این روند كشور را با وضعیت بحرانی از لحاظ انرژی دچار كند؛ بنابراین باید اقداماتی دراین خصوص انجام می شد ازجمله جا انداختن مساله الگوی مصرف به عنوان یك ضرورت و ایجاد عزم ملی در این خصوص در سراسر كشور.

البته باید دقت داشت لازمه اصلاح الگوی مصرف عزم ملی است كه در این بین فرمایش مقام معظم رهبری چراغ راه ملت و مسئولین نظام از جمله مجلس شورای اسلامی و قوه مجریه در خصوص اصلاح الگوی مصرف به شمار می‌آید.

برای اصلاح الگوی مصرف نمایندگان مردم در خانه ملت در قالب تبصره 13 قانون بودجه سال 1388 دولت را مكلف كردند تا سال 1390 در خصوص قیمت بنزین ترتیباتی را اتخاذ كند كه یارانه نپردازد در عین حال تسهیلات حمل و نقل را برای مردم فراهم كند.

یكی از راه‌هایی كه می‌توان در خصوص الگوی مصرف مد نظر داشت هدفمند كردن یارانه‌ها‌ست منتهی با اتكا به تمامی جوانب و نكات ریز و درشت تا تبعات این اثر را كاهش دهد.

البته اگر لایحه هدفمند شدن یارانه‌ها به صورت دقیق و كارشناسی شده به مجلس شورای اسلامی ارائه می‌شد، نمایندگان مجلس شورای اسلامی این موضوع را مورد بررسی قرار می‌دادند. اما چون طرح هدفمند كردن یارانه‌ها مطالعه شده نبود در نتیجه این طرح به تصویب نرسید.

فرمایش مقام معظم رهبری در خصوص اصلاح الگوی مصرف ما را هدایت می‌كند تا در خصوص مصرف تصمیم منطقی اتخاذ كنیم تا ما را به هدفمان رهمنون كند.

علی عباسپور تهرانی فرد

رییس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی

منبع خبرگزاری مجلس شورای اسلامی



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:05 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 الگوي مصرف مفهوم ترکيبي از کميت ها،کيفيت ها ،اقدامات و گرايش هايي است که نشانگر استفاده يک فرد و يا جامعه از منابع و امکانات مي باشد و متغيرهاي اقتصادي نقش تعيين کننده اي در اصلاح الگوي رفتاري در اين بخش دارند.
کارشناسان اقتصادي عقيده دارند که عوامل متعددي در شکل گيري الگوي مصرف دخيل هستند که از آن جمله مي توان به عوامل فرهنگي و اجتماعي اشاره کرد . زيرا آن دسته از عوامل که شامل آداب و سنن ، ارزش هاي اجتماعي ، آموزه هاي ديني ، سلايق ، سطح سواد ، تبليغات و ... است ،مي توانند تاثير قابل توجهي در شکل گيري الگوي مصرف در جامعه داشته باشند.
عوامل اقتصادي نيز دومين دسته از عوامل موثر در اين بخش مي باشند .متغيرهاي اقتصادي در زمينه شکل گيري الگوي مصرف منابع و امکانات قابل اهميت هستند و از آن جمله مي توان به يارانه ها ، ماليات ها ،نرخ ارز ، سطح درآمد سرانه ،چگونگي توزيع درآمد بين اقشار مختلف جامعه و... اشاره کرد .
در همين حال قوانين و مقررات ،محدوديت ها ،شرايط و برخورداري از منابع طبيعي ، وسعت جغرافيايي کشور و ... بر الگوي مصرف در کشور تاثيرگذار هستند . بنابراين مي توان گفت که الگوي مصرف برآيند و نتيجه مجموعه اي از عوامل مختلف است که متناسب با ميزان و شدت تاثير هر يک از آنها مي تواند متفاوت باشد . اما نقش متغيرهاي اقتصادي در اين ميان بي بديل است .
آنچه مسلم است عدم استفاده مناسب و بهينه از منابع در بخش هاي مختلف و رعايت نکردن ضرورت ها ، اصلاح الگوي مصرف را در کشورها از جمله ايران اجتناب ناپذير مي سازد.
کارشناسان برخي از الزام ها و راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف را شامل هدفمند کردن يارانه ها ،‌ توسعه فناوري رقابتي ، ارتقاي بهره وري ، واقعي کردن قيمت ها ،‌اعمال استانداردها و محدوديت هاي قانوني ،توجه جدي به موضوع بازيافت ،بهبود توزيع درآمد ، اطلاع رساني ، آموزش و فرهنگ سازي و... مي دانند و ضروري است که نقش هريک از آنها مورد بررسي قرار گيرد.
در ارتباط با هدفمند کردن يارانه ها بايد گفت که نخستين الزام در اين بخش ، اجراي مطلوب طرح تحول اقتصادي و بخصوص هدفمند کردن يارانه ها است . زيرا به شيوه اي که اکنون يارانه ها بين اقشار مختلف جامعه توزيع مي شود ، اين امر دشوار است و نمي توان انتظار داشت که الگوي مصرف اصلاح شود . با نگاهي هرچند گذرا در بسياري از بخش ها شاهد از دست رفتن منابع و امکانات بدون بهره وري هستيم .براي نمونه مي توان به منابع آب مصرفي ، انرژي ، محصولات کشاورزي و... اشاره کرد که اين امر کاملا ملموس است .
عامل ديگري که در زمينه اصلاح الگوي مصرف بايد مورد توجه قرار گيرد ، توسعه فناوري رقابتي است . زيرا در فضاي انحصاري غير رقابتي منابع به صورت نامناسب و غيربهينه استفاده مي شود. از اين رو فضاي رقابتي زمينه و بستر لازم را براي اصلاح الگوي مصرف در کشور بوجود مي آورد .
ارتقاي بهره وري نيز از موضوع هاي کليدي در مصرف بهينه منابع کشور است . موضوعي که بدليل ساختارهاي غلط ، ناکارآمد و... هنوز جايگاه واقعي خود را در جامعه پيدا نکرده است . از اين رو ارتقاي بهره وري بايد در تمامي بخش ها بخصوص در بهره گيري از منابع و امکانات خدادادي در کشور ، نهادينه شود و اين امر مستلزم عزم ملي است .
کارشناسان اقتصادي عقيده دارند که واقعي شدن قيمت ها نيز موضوعي مهم در اصلاح الگوي مصرف در کشور است .زيرا غير واقعي بودن قيمت ها و غيررقابتي بودن بهاي کالاها و خدمات در کشور يکي از عوامل مهم اتلاف منابع است و تا زماني که اين امر اصلاح نشود ، مصرف کنندگان به اصلاح رفتار در اين بخش توجه نخواهند کرد .نگاهي به وضعيت کنوني حامل هاي انرژي ، محصولات کشاورزي ، ماليات و... نيز مويد همين امر است .
اعمال استانداردها و قوانين و مقررات نيز در زمينه اصلاح الگوي مصرف امري بسيار ضروري است .براي مثال با توجه به هزينه بالاي توليد برق و اعطاي يارانه از سوي دولت در اين بخش ،براي جلوگيري از مصرف بي بهره انرژي الکتريکي در کشور رعايت برخي استانداردها از سوي توليدکنندگان الزامي است .
با الزام در رعايت استانداردها در ساخت دستگاه هاي برقي مانند يخچال ها و فريزرها و... که بايد داراي برچسب ميزان مصرف انرژي باشند ،نه تنها مي توان توليدکنندگان را موظف کرد که تجهيزات استاندارد توليد کنند ،‌بلکه مصرف کنندگان نيز با توجه به هزينه بالاي برق مصرفي ، ترجيح مي دهند که دستگاه هاي استاندارد استفاده کنند تا هزينه کمتري متحمل شوند .
از موضوع هاي قابل توجه در بخش اصلاح الگوي مصرف مي توان به بحث بازيافت اشاره کرد . اکنون در بسياري از کشورها اين امر عملي شده است . براي مثال آب هاي مصرفي از طريق سيستم بازيافت به چرخه مصرف باز مي گردد و اين موضوعي است که اکنون ايران از طريق اجراي طرح هاي فاضلاب و تصفيه مجدد پساب ها دنبال مي کند. . زيرا ايران به لحاظ موقعيت جغرافيايي با محدوديت منابع آبي مواجه است و اجراي اين طرح ها نه تنها از آلودگي منابع آبي موجود کشور جلوگيري مي کنند ، بلکه دفع بهداشتي فاضلاب ها و بازيافت آنها سبب خواهد شد که از پساب هاي تصفيه شده در بخش آبياري مزارع کشاورزي و درختکاري ها استفاده شود و آب تصفيه شده فقط براي مصارف شرب اختصاص يابد .
در همين راستا دستگاه هاي ذيربط از بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون اين راهکار مهم را به عنوان يک اصل در مبارزه با کم آبي دنبال کرده اند و تاکنون نيز در بسياري از شهرهاي کشور طرح هاي جمع آوري بهداشتي فاضلاب اجرا شده و يا در دست اجراست .
توزيع مناسب درآمد در جامعه نيز از نکات اساسي در اصلاح الگوي مصرف است و با اجراي دقيق و منطقي طرح هدفمند کردن کردن يارانه ها و اعطاي آن به اقشار واجد شرايط اين امر ميسر خواهد بود .
آنچه مسلم است در کنار تمامي مسائل و راهکارهاي مطرح شده ،بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که تاکنون در برخي بخش ها الگوهاي مناسبي براي استفاده بهينه از منابع و امکانات در کشور وجود نداشته است و اين مهم مستلزم طراحي الگوهاي مناسب ، اطلاع رساني ، آموزش و فرهنگ سازي است و کار در اين عرصه نيازمند برنامه ريزي ميان و بلند مدت است تا نتيجه مطلوب حاصل شود .
بديهي است که با استفاده مناسب و بهينه از منابع و امکانات داخلي نه تنها مي توان از واردات بي رويه بسياري از کالاها در کشور جلوگيري کرد ،بلکه مي توان اين منابع را براي نسل هاي آتي حفظ کرد و در صورت عدم نگراني در اين زمينه ، مازاد مصرف داخلي را به صادرات اختصاص داد و درآمد ارزي مناسبي کسب و به آباداني و توسعه کشور کمک کرد.

http://www.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=924929 
 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:09 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت

آب پخش کن دوش حمام  را با نوع جدید آن (سر دوش مصرف )تعویض کنید.

 

·         برای آب دادن به درختان ٬درختچه ها٬ بوته ها و گل ها از روش آبیاری قطره ای استفاده کنید .

 

·         برای دوش گرفتن در حمام٬ زمان بگیرید وآن را به کمتر از 5 دقیقه برسانید٬ با این روش  ماهیانه حدود 4000لیتر آب صرفه جویی خواهد شد.

 

·         بهتر است برای شستن سبزی ها ابتدا آنها را در ظرفی بخیسانید و سپس آب بکشید .

  

·         از جریان آب به منظور آب شدن یخ گوشت با دیگر مواد غذایی منجمد استفاده نکنید٬برای آب شدن یخ مواد خوراکی منجمد،آن را در هوای آزاد قرار دهید . 

 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:30 PM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 سبك زندگي به مثابه مكمل چرخه سرمايه داري فزون خواه

 خبرگزاري فارس:در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي خواند. در عصر كلونينگ و انسان هاي شبيه سازي شده، رويداد «همه مانكني» بدلي از شبيه سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.


آغاز كاپيتاليسم
اتشار كتاب «بررسي درباره ماهيت و علل ثروت ملل» در سال 1776 ميلادي توسط آدام اسميت، آغازي بر پيدايش اقتصاد كاپيتاليستي در جهان بود. «ثروت ملل» اسميت تلاش جامعي در تحليل كاركرد يك اقتصاد سرمايه¬داري و نمادي از برخورد با پرسش¬هاي مربوط به ارزش و توزيع بود و در واقع يك مكتب متمايز اقتصاد سياسي كلاسيك را پايه¬گذاري نمود. آدام اسميت در اين كتاب، مرزهاي اقتصاد را آن قدر گسترش داد تا حوزه¬هاي ديگر مانند علوم سياسي و حتي انسان¬شناسي را نيز در بر گرفت.
اسميت اگرچه يك بدگماني عميق درباره رفتار بازرگانان و قانونگذاران داشت و وظيفه دولت را تامين آن دسته از خدمات اجتماعي مي-دانست كه بخش خصوصي قادر يا مايل به انجام آن نيست اما او يك مدافع اقتصاد آزاد، تجارت آزاد و تحرك آزاد نيروي انساني و كالاها – نظريه مزيت نسبي و آزادي عملكرد بازار- بود.

انقلاب صنعتي، كاپيتاليسم و ظهور امپرياليسم
انديشه اقتصادي اسميت همزمان با وقوع انقلاب صنعتي در نيم قرن پس از 1780 ميلادي به شدت مورد توجه قرار گرفت و به زودي تجارت آزاد و انقلاب صنعتي به دو ركن اساسي دنياي جديد مبدل شد. اولين كشوري كه شديدا تحت تاثير انقلاب صنعتي قرار گرفت انگلستان بود و به همين دليل انگلستان كه در نيمه اول قرن نوزدهم بدل به «كارگاه تمام جهان» شده بود، اولين دولتي بود كه با نسخ «قوانين غله» در 1846 ميلادي موجد جنبشي از براي تجارت آزاد گرديد. فرانسه نيز در 1860 ميلادي سياست تجارت آزاد را اتخاد نمود و ساير دول اروپايي نيز به زودي از اين رويه پيروي كردند.
گسترش انقلاب صنعتي و تجارت آزاد به اقصي نقاط اروپا، آمريكا و ژاپن كه به تازگي به خيل دول صنعتي پيوسته بود نياز روزافزون به بازار جهاني، مواد خام ارزان و فراوان و سرمايه گذاري بين المللي را موجب شد. چنين بود كه امپريالسيم اروپايي (من جمله امپرياليسم ايالات متحده و ژاپن) اولين مرحله از اشاعه يك تمدن صنعتي و علمي بود كه از حوزه داخلي اروپا سرچشمه گرفت.
تقسيم بخش اعظم كره زمين ميان دول صنعتي در حدود 20 سال، از حدود سال¬هاي 1880 تا 1900 ميلادي و استعمار و چپاول منابع آسيا و آفريقا در طي اين سالها و دهه هاي بعد نتيجه بلافصل انقلاب صنعتي، تجارت بين¬المللي و امپرياليسم اقتصادي بود. در واقع ولع پيش ار حد دول مدرن در بلعيدن نقاط جهان بود كه منجر به بروز جنگ¬هاي جهاني اول و دوم گشت.

طغيان آسيايي و افول امپرياليسم كلاسيك
رنجش ملل جهان از امپرياليسم و استعمار دول صنعتي بود كه طغيان ملل آسيايي را در دهه¬هاي بعد از 1900 ميلادي سبب شد. انقلاب مشروطه در 1906 ميلادي به رهبري روحانيت و روشنفكران در ايران، نهضت جوانان ترك در 1908 ميلادي به رهبري كمال آتاتورك در تركيه، انقلاب چين پس از 1911 ميلادي به رهبري سون يات سن در چين و نهضت ملي هند پس از 1919 ميلادي به رهبري ماهاتما گاندي و جواهر نعل نهرو در هندوستان و ... در پس اين طغيان بود.
وقوع جنگ جهاني اول در 1914 ميلادي و در پي آن كساد عظيم اقتصاد آمريكا و جهان در 1929 ميلادي و نهايتا جنگ جهاني دوم در 1939 شايد فرصتي بود تا برخي ديگر از ملل ستم ديده جهان از زنجير استعمار، خود را برهانند.
با گسترش آگاهي جمعي در ميان ملل جهان و ضعف كوتاه مدت دول استعماري پس از وقوع دو جنگ جهاني، امپرياليسم كلاسيك كه در قالب تصرف سرزميني و چپاول مستقيم منابع و ثروت ملل نمود مي يافت، دچار افول گشت و ملل زيادي علم استقلال برداشتند و خود را از يوق استعمار خارج ساختند.

توسعه اقتصادي، چرخه سرمايه داري و مصرف انبوه
در دهه¬هاي پس از جنگ دوم و هم¬زمان با رشد اقتصادي كشورهاي صنعتي، كشورهاي ديگر نيز با اتخاد سياست¬هاي اقتصادي و كم كردن دخالت كشورهاي صنعتي به تدريج اقتصاد خود را شكوفا و در مواردي خود را به عنوان رقيب دول صنعتي مطرح ساختند. ظهور قطب¬هاي صنعتي در آسياي جنوب شرقي، چين و آمريكاي جنوبي در كنار تلاش ساير ملل در جهت رشد و توسعه اقتصادي، توليد و عرضه محصولات صنعتي را در مقياس انبوه در جهان به دنبال داشت. با شتاب گرفتن توليد با روش¬هاي نوين صنعتي و عرضه انبوه، چرخه سرمايه¬داري با مسئله جديدي به نام نياز به مصرف انبوه مواجه گشت.

ظهور امپرياليسم فرهنگي
مسئله نياز به مصرف انبوه در چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه در عصر جهاني شدن اقتصاد و افول امپرياليسم كلاسيك، پاسخي به صورت ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگي به عنوان بديل اقتصاد سياسي و امپرياليسم فرهنگي به عنوان جايگزين امپرياليسم كلاسيك يافت.
از يك¬سو در دنياي جديد با طرح آرمان¬شهر بيكني و تولد انسان مدرن خودبنياد كه خويشتن خود را جدا از آموزه¬هاي اجتماعي دين و اخلاق مي¬ديد، كسب رفاه و لذت جسماني در مركز توجه قرار گرفته بود. اومانيسم دكارتي نيز كم¬كم معطوف به اومانيسم جسمي و جنسي گرديد. از سوي ديگر در دنياي استعمارزده ديروز، توسعه و ترويج مدرنيسم منجر به پرورش نسلي از انسان¬هاي برزخي گرديد كه علقه¬هاي سنتي خود را همراه آرزو و اميدهاي زميني به دوش مي¬كشيدند؛ انسان¬هايي كه در دل هواي شرقي و در سر آرزوي غربي داشتند.
امپرياليسم فرهنگي با انتشار اتمسفر جسماني به زودي بستر سرزميني خود را در درون انسان برزخي قرار داد و با تبليغ زندگي در آرمان¬شهر بيكني و اومانيسم جنسي چرخه ناقص سرمايه¬داري فزون خواه را تكميل نمود.

«سبك زندگي» به مثابه مكمل چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه
تعريف «سبك زندگي» در آرمان¬شهر جديد و دهكده جهاني ماحصل پشتكار سرمايه¬داري فزون خواه در فرايند امپرياليسم فرهنگي بود. زندگي در «شهر جديد»، «شهر مدرن» و «شهر بي خدا» سبكي متفاوت از گذشته مي¬طلبيد. انسان جديد، موجود لذت¬جويي بود كه خواست و نياز روزمره خود را طلب مي¬كرد و براي فرار از روزمرگي نياز به سبك¬هاي جديدتر زندگي داشت.
اين گونه بود كه چرخه سرمايه¬داري فزون¬خواه با شكل¬گيري «سبك زندگي» تكميل شد:
1. سرمايه
2. توليد
3. توزيع
4. سبك زندگي جديد
5. مصرف
6. بازگشت سرمايه + سود
7. بازگشت به مرحله 1
در چرخه سرمايه¬داري تكامل¬يافته، آنچه ناپيداست خالي شدن جيب مصرف¬كننده جهت هم¬گام شدن با «سبك زندگي» جديد است.

مانكن به عنوان نماد «سبك زندگي» جديد
با تبليغ سبك جديدتر، سبك جديد كهنه مي¬گردد و با ظهور سبك جديد جديد، سبك جديدتر «دمده» مي شود و ... حركت از سبك جديد به جديدتر و جديدتر به جديد جديد و ... نياز به يك محرك دارد و اين محرك همان مانكن است. «مانكن» همان «انسان كامل» در آرمان¬شهر بيكني است كه موظف است تا انسان جديد را در شهر جديد راهبر باشد. «مانكن» همان موجود بهشتي است كه انسان مدرن را به سوي خويش مي خواند؛ به سوي يك زندگي سرشار از لذت و رفاه در عصر جسم فربه شده و به سوي يك «بهشت زميني».
«مانكن» حاصل عمر «دكارت» بزرگ، پري شهر¬هاي «بيكن» و دست¬پرورده سرمايه¬داري تكامل¬يافته «اسميت» است.

وسوسه مانكن شدن
انسان مدرن در دهكده جهاني، در عصر ارتباطات و اطلاعات و در «دنياي قشنگ جديد» موجودي است دغدغه مند! و اين دغدغه چيزي نيست جز وسوسه مانكن شدن!
وسوسه مانكن شدن ما را به سوي خويش مي¬خواند! به سوي تبديل شدن به يك «سوپرانسان» نيچه¬اي، يك «سوپرمرد» يا يك «سوپرزن»، به سوي زندگي در يك بهشت زميني و فرو رفتن در يك زندگي سرشار از خوشي!
«سوپرانسان» در حالي كه تازه ترين لباس خود را پوشيده است در ميان دود و تابش نورهاي رنگارنگ رخ مي نمايد. دندان هاي سفيد و بلورين با اندامي متناسب در قواره¬اي نو تازه¬ترين سبك زندگي را به نمايش مي¬گذارد. در حالي كه صداي بم او در ميان هلهله جمعيت گم مي¬شود حركات او توسط آخرين تكنيك¬هاي تصويري بر روي نمايش¬گرهاي بزرگ در داخل و خارج سالن به تصوير كشيده مي¬شود. سرخوشي و سرمستي او روح تازه¬اي به هزاران جوان و نوجوان حاضر مي¬دهد تا دغدغه¬هاي اندوهناك زندگي به فراموشي سپرده شود. ده¬ها هزار جمعيت حاضر و ميليون¬ها تماشاچي تلويزيوني با چشم¬هاي هيجان¬زده محو حركات و جلوه¬گري اين موجود بهشتي هستند تا شايد در دنيايي كودكانه، خود را در شمايل او ببينند.
در اين دنياي غربي، در دنياي قشنگ هاكسلي، در دهكده جهاني مك لوهان، در لبه آخرالزماني هايدگر، «مانكن»، اين پيامبر عصر جديد، ما را به سوي خويش مي¬خواند. در عصر كلونينگ و انسان¬هاي شبيه¬سازي شده، رويداد «همه¬مانكني» بدلي از شبيه¬سازي انساني در مقياس توليد انبوه است.

نويسنده: سيد امير حسن دهقاني
منبع: هفته نامه پنجره


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:28 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

چنانچه اصلاح فراگير الگوي مصرف را امري متوقف بر يك تحول فرهنگي عميق و ماندگار بدانيم و خانواده را اساسي‌ترين زمينه براي جهت‌دهي و تحقق اين تحول فرهنگي، براي هدفمند نمودن اين جريان و دستيابي به حداكثر نتيجه، بايد زنان به‌عنوان محوري‌ترين عضو در عرصه‌ي مناسبات تربيتي خانواده در نظر بگيريم.

درهم تنيدگي مسائل هريك از عرصه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و فرد، خانواده، جامعه و... راه را براي محدود كردن حوزه‌ي مسؤوليت آحاد مرتبط با هريك از اين عرصه‌ها مشكل و شايد غيرممكن مي‌سازد. به همين دليل داوري در اين خصوص كه اصلاح الگوي مصرف امري مرتبط با كدام يك از اين زمينه‌هاست بسيار دشوار است و تعيين سهم مسؤوليت هريك دشوارتر؛ اما بررسي ابعاد مختلف مسأله‌ مي‌تواند به تسهيل اين امر دشوار بيانجامد.

اصلاح، تغييري جهت‌گيري شده يا كاهشي غيرهدفمند

بي‌گمان كاهش حجم و تنوع مصرف، نخستين برداشتي است كه از شعار اصلاح الگوي مصرف به ذهن متبادر مي‌شود. اين در حالي است كه اساساً صرف كاهش، بدون در نظر گرفتن جهت‌گيري كلان جريان اصلاح، مي‌تواند موجب آسيب‌رساني به اين تلاش اصلاحي شود. براي نمونه چنانچه الگوي مصرف بسياري از مواد غذايي تعيين كننده در سلامت در كشور ما، با استانداردهاي علمي پذيرفته شده‌ي جهاني آن‌ها مقايسه شود، مي‌تواند زمينه‌ي شناسايي علل شيوع بسياري از بيماري‌هايي شود كه صرف نظر از همه‌ي پيامدهايش، هزينه‌ي مادي گزافي بر اقتصاد جامعه تحميل مي‌كند؛ سرانه‌ي پايين مصرف لبنيات و نقش آن در بيماري‌هاي دهان و دندان يا پوكي استخوان و مصرف پايين استفاده از گوشت سفيد و تأثير آن در افزايش بيماري‌هايي چون فشار خون و مشكلات قلبي و عروقي در كشور، مثال‌هاي روشني در اين زمينه هستند. روشن است كه تفسير سطحي واژه‌ي "اصلاح " به صِرف "كاهش "، در چنين مواردي اتفاقاً آثار مخرب بيشتري در پي خواهد داشت، در حالي كه اصلاح به معناي تغيير هدفمند، مي‌تواند به معناي افزايش مصرف در زمينه‌هايي باشد كه در نهايت دستيابي به اهداف مطلوب را در درازمدت به دنبال دارد.

اصلاح الگوي مصرف كالا يا ثروت

مفهوم "كَنْز " در ادبيات قرآني و به تبع آن در اقتصاد اسلامي به ثروتي اشاره دارد كه از جريان متعادل و متعارف توليد و مصرف خارج شده و به شكلي غيرمولد و تنها در خدمت ارضاء حس طمع‌ورزي و تكاثرِ افرادي با ضمير بيمار قرار گرفته، ميل به تفاخر را در آنان اشباع مي‌كند. مخالفت فرهنگ ديني با چنين شيوه‌اي در استفاده از ثروت، نشان مي‌دهد كه توجه به الگوي مصرف تنها مربوط به نوع استفاده از كالاهاي مصرفي روزمره نيست، بلكه شيوه‌هاي بهره‌برداري از منابع ثروت نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. پيشنهاد رهبر معظم انقلاب به سرمايه‌گذاري مازاد امكانات مادي در مسيري مولد- حتي اگر مايل به انفاق آن‌ها نيستيم- در واقع اشاره‌اي دقيق به لزوم بازنگري افراد و خانواده‌ها و البته دولت به شيوه‌هاي به‌كارگيري ثروت‌ خصوصي و عمومي است.

توليد، توزيع و مصرف، حلقه‌هايي از فرايند واحد

در برنامه‌ريزي براي عملياتي نمودن جريان اصلاح الگوي مصرف، تفكيك حلقه‌ي مصرف از ساير بخش‌هاي فرايندي كه شامل توليد و توزيع نيز مي‌گردد، مي‌تواند خطايي جدي به‌شمار آيد. تعابيري چون اسراف و تبذير در فرهنگ ديني ما مي‌تواند در موارد مربوط به هريك از اين حلقه‌هاي به هم پيوسته صدق كند؛ همچنان‌كه وجود الگوهاي ناسالم در جريان تحقق و اجراي هريك از آن‌ها به روشني ممكن است.

شرايط حاكم بر نظام توليد و سازمان توزيع به‌عنوان اساسي‌ترين مقدمات مصرف- كه البته خود نيز متوقف بر مقدمات بسيارند- در موارد فراوان شرايطي اجتناب‌ناپذير را بر جريان مصرف تحميل نموده، شكل‌گيري الگويي نامتوازن در آن را موجب مي‌گردد؛ الگويي كه به‌سرعت شكلي نسبتاً پايدار يافته، تغيير و اصلاح آن مشكل، زمان‌بَر و پرهزينه مي‌گردد. شرايط نامناسب توليد نان يا جريان ناصحيح توزيع بسياري ديگر از موادغذايي در كشور از جمله‌ي اين مواردند. اصلاح اين بخش‌ها به‌طور طبيعي- اگرچه شايد نه در كوتاه‌مدت- به اصلاح اساسي الگوي مصرف در اين موارد ميانجامد.

الگوي توليد و الگوي مصرف؛ تأثير يا تأثر

به‌سختي مي‌توان نوع و ميزان تعامل ميان قالب‌هاي نسبتاً پايدار هريك از بخش‌هاي توليد و مصرف را بر يكديگر معلوم نمود. اگر توليد و عرضه‌ي محصول به جامعه، پاسخي به خواست پيدا و پنهان مصرف‌كنندگان باشد، الگوي توليد را نيز تحت تأثير الگوي مصرف خواهيم دانست. در عين حال نمي‌توان از نظر دور داشت كه الگوي عرضه شده از جانب توليدكننده، نقش غيرقابل انكاري در شكل‌گيري نوع و حجم مطالبات جامعه‌ي مصرف‌كنندگان داشته و مي‌تواند هوشمندانه آن را در جهت منافع اقتصادي(يا غيراقتصادي) خود برانگيزد. جريان مد و اثرگذاري بر سليقه و ذائقه‌ي مصرف‌كننده اساساً در همين راستا شكل مي‌گيرد و مصرف‌كننده به‌سوي استفاده و مصرف شكل، نوع و حجمي از كالا سوق مي‌يابد كه برنامه‌ريزان نظام توليد آن را پيش‌بيني كرده، در آن جهت گام برداشته‌اند؛ برنامه‌ريزي‌اي كه معمولاً به مدد شيوه‌هاي تبليغ آشكار و پنهان، به توفيقات جدي دست مي‌يابد. بنابراين تلاش براي اصلاح الگوي مصرف، بايستي با توجه به اين تعامل دوسويه صورت گيرد.

مصرف، پاسخ به نيازهاي واقعي يا كاذب

بعيد به نظر مي‌رسد بتوان مصرف‌كننده‌اي را وادار كرد كه به غيرضروري بودن مصرف آنچه مورد استفاده قرار مي‌دهد، اعتراف نمايد. اين نكته به آن معناست كه ما اصولاً معتقديم الگوي مصرف ما مبتني بر نوع، شكل و حجم نياز ماست. اما به‌راستي كدام نياز؟ نيازي واقعي و مستند به شواهد و دلايل عقلي و علمي كه طبعاً مورد تأييد دين هم قرار مي‌گيرد؟ يا احساسي متكي بر عادت، زياده‌طلبي و تلاش براي پاسخ به خلأهاي شخصي و شخصيتي، و يا حتي همراهي با هنجارهاي عرفيِ راه به خطا برده؟ به تعبير دقيق‌تر، كدام نياز؟ واقعي يا كاذب؟ از همين‌جا نقش تعيين‌كننده‌ي نظام تربيت و ساختار فرهنگ، آشكار گرديده و اصلاح الگوي مصرف متوقف بر يك جريان طولاني از اصلاح نگره‌هاي فرهنگي و الگوي تربيتي مي‌شود.

اركان نظام تربيت

تربيت امري است كه به‌گونه‌اي تدريجي و غالباً ناخودآگاه شكل مي‌گيرد و شكل‌گيري آن طبيعتاً متأثر از عوامل و زمينه‌هاي متعدد و متنوعي است. نقش خانواده، سازمان‌هاي رسمي آموزشي و تربيتي، رسانه‌هاي جمعي و دستگاه‌هاي تبليغاتي در تحقق يك الگوي نسبتاً پايدار تربيتي، غيرقابل انكار و طبعاً لزوم پاسخگويي آن‌ها در قبال شرايط فرهنگي موجود، اجتناب‌ناپذير است. لازم است هريك از اين مجموعه‌ها- بي‌آن‌كه با فرافكني، قصد شانه خالي كردن از زير بار مسؤوليت خود را داشته باشند- به ارزيابي نقش مثبت يا منفي خود در اين شرايط بپردازند و نيز سهم خود را در مسؤوليت اصلاح الگوي تربيتي و فرهنگي كلان موجود و به‌طور خاص الگوي فعلي مصرف بازشناسند.

براي نمونه نقش رسانه‌ي ملي در معرفي، تأييد و ترويج قالب‌هاي متنوع مصرف‌زدگي، رفاه و تجمل- چه در قالب پخش پيام‌هاي بازرگاني كه بنا بر ضرورت نيازهاي مالي رسانه توجيه مي‌شود و چه در قالب ساخت برنامه‌هاي نمايشي كه ضرورت ايجاد جاذبه‌هاي بصري را بهانه‌ي بازنمايي آن مي‌سازند- در افزايش انتظارات غيرواقع‌بينانه‌ي مردم به‌ويژه جوانان از زندگي، رفاه، تنوع و تكثر قالب‌هاي مصرف و... بسيار مؤثر است. ادامه‌ي اين روند مي‌تواند مخاطره‌آميز و مانعي جدي در مسير اصلاح الگوي مصرف تلقي گردد. البته اين مثال نبايد موجب كوچك شمردن اثر ساير بخش‌هاي نظام تربيت و ناديده انگاشتن نقش تعيين‌كننده‌ي آنان- از جمله مراكز متولي تعليم و تربيت رسمي در جامعه مانند آموزش و پرورش و ساير بخش‌ها- شود.

الگوي مصرف ديني، يا الگوي مصرف برخي متدينان

متأسفانه گاه اشكالي از برداشت‌هاي ديني يا برداشت‌هاي تحميل شده به فكر و فرهنگ ديني نيز به كمك توجيه اين نيازهاي كاذب مي‌آيند. مانند آن‌كه در صورت كسب درآمد از راه حلال، برخورداري از حداكثر رفاه و آسايش، ممنوعيت يا محدوديتي ندارد؛ يا در صورتي كه برخورداري از حداكثر اين رفاه و حتي تجمل، موجب ارتكاب معصيتي نشود، منعي نخواهد داشت؛ يا حتي ميان ملاحظه‌ي شأن و شؤونات فرد يا خانواده و سطح اجتماعي خاص با آموزه‌هاي ديني تعارضي نيست! ...همين است كه حتي در ميان لايه‌هاي اجتماعي متدينان و متشرعان جامعه، مي‌توان شكل‌گيري نوعي اشرافيت ديني يا اشرافيت متظاهر به تدين را بازشناخت كه علاوه بر گناه اسراف و تبذير و بي‌توجهي به اقشار دردمند جامعه، بايد گناه بدنما ساختن دين و اخلاق ديني و وارونه‌نمايي آموزه‌هاي ديني را نيز به كارنامه‌ي اعمال آنان افزود.

به‌راستي آيا آموزه‌هاي ديني تنها به توجه دادن انسان مسلمان نسبت به كسب حلال اكتفا نموده و به نوع مصرف اين امكانات برآمده از حلال بي‌توجهي نموده‌اند؟ مرز رفاه مشروع و به تعبير قرآن نصيب حلال از دنيا، با تجمل و اسراف و دنيازدگي چيست؟ استفاده نكردن از ثروت و امكانات در راه حلال يعني چه؟ بي‌توجهي به نيازمندان و محرومان و بهره‌برداري حداكثري از تجمل و رفاه و تلذذ، در ادبيات ديني ما گناه شمرده مي‌شود يا خير؟ و اساساً در جامعه‌اي كه بسياري از مردم از انواع محدوديت و محروميت رنج مي‌برند، تكيه زدن انحصاري بر سرمايه‌هاي گسترده‌ي مادي به بهانه‌ي ملاحظه‌ي شؤون فردي و خانوادگي چه معنايي دارد؟ طبعاً دانشمندان علوم ديني و به‌خصوص خطبا و مبلغاني كه در ارتباط نزديك با افكار عمومي متدينان قرار دارند، بيش از همه مي‌توانند در رفع چنين بدفهمي‌ها يا سوء تفاهم‌هايي مؤثر واقع شوند.

خانواده و اصلاح الگوي مصرف

بي‌آن‌كه بشود نقش مؤثر بخش‌هاي ديگر نظام تربيت را انكار نمود يا كوچك انگاشت، بايد نقش خانواده را در جهت‌دهي به هر جريان فكري، تربيتي و فرهنگي، بي‌بديل دانست و اعتراف نمود كه برغم ادعاي بسياري از خانواده‌ها كه پررنگ شدن ميزان تأثير مناسبات اجتماعي در زندگي فرزندانشان را مانع پويايي و اثربخشي فرايند تربيتي خانواده مي‌دانند، خوشبختانه در نظام اجتماعي كشور ما هنوز هم خانواده از نقشي تعيين‌كننده در نظام تربيت و ساختار فرهنگ برخوردار است؛ البته به شرط آن‌كه متوجه ظرفيت بالاي اثربخشي خود بوده، استفاده‌ي درست از اين ظرفيت ارزشمند را مورد غفلت قرار ندهد. نبايد فراموش كرد كه حتي ذخيره‌ي انساني و سرمايه‌ي فكري موجود در ساير بخش‌هاي نظام فرهنگي- مثلاً مديران دستگاه‌هاي آموزش رسمي و دست‌اندركاران رسانه و...- نيز خود پيش از هر چيز محصول فرايند تربيتي يك خانواده بوده‌اند. بنابراين بايد خانواده را چتري فراگير دانست كه مي‌تواند بسياري ديگر از عرصه‌هاي آموزش و تربيت را تحت تأثير قرار دهد.

مادر، محور تحقق تربيت و تحول فرهنگ

چنانچه اصلاح فراگير الگوي مصرف را امري متوقف بر يك تحول فرهنگي عميق و ماندگار بدانيم و خانواده را اساسي‌ترين زمينه براي جهت‌دهي و تحقق اين تحول فرهنگي، براي هدفمند نمودن اين جريان و دستيابي به حداكثر نتيجه، بايد زنان به‌عنوان محوري‌ترين عضو در عرصه‌ي مناسبات تربيتي خانواده، كانون توجه كساني قرار گيرند كه وظيفه‌ي برنامه‌ريزي كلان در جهت عملياتي كردن شعار اصلاح الگوي مصرف را به‌عهده دارند.

روشن است كه اين لزوم توجه به زنان در برنامه‌ريزي‌هاي آتي، نه به دليل نياز ويژه‌ي آنان به اين توجه، كه به دليل نياز جامعه به مداخله‌ي مؤثر زنان در اين حركت تعيين‌كننده‌ي اجتماعي است. كساني كه چشم‌پوشي از ظرفيت بالاي آنان در اثرگذاري بر تحولات فكري، تربيتي و فرهنگي در خانواده- و البته خارج از خانواده- مي‌تواند از دست رفتن يك سرمايه‌ي ارزشمند و بي‌بديل انساني و اجتماعي تلقي شود. بنابراين آموزش، فرهنگ‌سازي، فعال‌سازي و حمايت از زنان در جريان اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند راهبردي اساسي در اين زمينه تلقي شود.

نويسنده: دكتر فهيمه فرهمندپور

منبع فارس



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:27 AM - روز جمعه 23 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >