اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 

چکیده:
شاید یکی از بخش‌های مهمی که تا به امروز در کشورمان، زیاد به آن پرداخته نشده، بررسی مصرف انرژی در استخرهای شنا است. متأسفانه به علت عدم مدیریت صحیح در بسیاری از این استخرها، با حجم قابل توجهی از اتلاف انرژی روبرو هستیم. کاهش دمای آب، افزایش دمای هوای استخر، رطوبت، کاهش سرعت جریان هوا و استفاده از روکش استخر فاکتورهای مهمی هستند که با توجه به بررسی‌های صورت گرفته در این مقاله بر روی یک استخر نمونه، مشخص شد تنها با کاهش یک درجه از دمای آب، حدود 40 درصد کاهش مصرف سوخت سالیانه حاصل خواهد شد که این مقدار برای افزایش یک درجه از دمای هوای محیط استخر، حدود 9 درصد است و در صورت استفاده از روکش استخر این مقدار 60 درصد خواهد بود. تنها با بررسی تأثیر روکش استخر بر میزان مصرف گاز در استخرهای شنای کل کشور حدود 31,6 میلیون مترمکعب در یک سال صرفه جویی خواهیم داشت. با توجه به قیمت این نوع روکشها و میزان یارانه گاز طبیعی و همچنین طی بررسی یک استخر نمونه در این مقاله، مشخص شد حتی اگر دولت 100 درصد هزینه روکش را به صاحبان استخر پرداخت کند باز هم صرفه مالی خواهد داشت.
کلید واژه‌ها:
استخرهای شنا، انرژی، بهینه سازی، روکش استخر، مصرف سوخت

 

امین محکمی، مجتبی کریمیان، احمد پسندیده فرد
شرکت مهندسی اندیش کاوان میهن



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:40 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

آسانش کنید، فراگیر شود 

ازدواج
 

آنچه پیش رو دارید، مجموعه‌ای است از پندها و نصایح مقام معظم رهبری به زوج‌های جوانی كه توفیق یافته‌اند عقد ازدواج‌شان را با انشاء ایشان متبرك كنند و در آغاز زندگی از سرچشمه فیض و حكمت آن عالم عارف بهره گیرند... ایشان در مقام پدری مهربان، اندیشمندی دورنگر و حكیمی ژرف‌اندیش، قبل و بعد از خواندن خطبه عقد، پندهای آمیخته‌ای از حكمت‌های نظری و عملی را با زبان ساده و صمیمانه به‌سان شربتی در زندگی اهل ایمان برایشان تدارك دیده و حكیمانه كام تشنه آنها را گوارا ساخته است .

 

ازدواج آسمانی  

پیامبر(ص) به دخترش فرمودند: دخترم حق تعالی در حق علی(ع) هفت خصلت مرا عطا كرده است: او اول كسی است كه با من از قبر بیرون می‌آید، اول كسی است كه با من بر صراط می‌ایستد و خطاب می‌كند به آتش جهنم كه این را بگیر و آن را بگذار، اول كسی است كه با من جامه می‌پوشد، اول كسی است كه با من در جانب راست عرش می‌ایستد، اول كسی است كه با من در بهشت را می‌زند، اول كسی است كه با من در درجات علیین ساكن می‌شود و اول كسی است كه با من از شراب بهشت می‌نوشد. فاطمه‌جان! اگر علی(ع) در دنیا مالی ندارد، در آخرت عظمت و جلال دارد، سینه او مملو از علم الهی است و خداوند عالم، او را به صفت و هیأت حضرت آدم(ع) آفریده است. با دستان بلند خود، دشمنان خدا و دشمنان مرا به قتل می‌رساند و حق تعالی به بركت او دین مرا غالب خواهد كرد و از صلب او دو جوان بهشتی متولد می‌شوند كه عرش الهی آنان را تا قیامت زینت خود قرار می‌دهد. دختر رسول خدا(ص) كه از سخنان پدر سخت در سكوت عمیق فرو رفت، آثار شعف و خشنودی از رخساره‌اش آشكار شد و گفت: «جز علی(ع)، كسی را برای ازدواج اختیار نمی‌كنم!»

 
مهریه كه كسی را خوشبخت نمی‌كند... بلكه روش شرعی، انسان‌ها را خوشبخت می‌كند. محبت هم به این چیزها بستگی ندارد.
 

چـرا اصـرار بـر 14 سكـه  

اینكه می‌بینید ما گفتیم 14 سكه بیشتر را عقد نمی‌كنیم، نه برای این است كه چهارده سكه بیشتر اشكالی در ازدواج ایجاد می‌كند. خیر. چهارده هزار سكه هم باشد، ازدواج اشكالی ندارد. فرقی ندارد. این برای این است كه آن جنبه معنوی ازدواج، غلبه پیدا كند بر جنبه مادی. مثل یك تجارت و معامله نباشد. داد و ستد مادی نباشد. اگر تشریفات را كم كردید، جنبه معنوی تقویت خواهد شد. مهریه هر چه كمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیك‌تر است، چون طبیعت ازدواج معامله كه نیست، خرید و فروش كه نیست، اجاره دادن كه نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یك مهریه‌ای را معین كرده كه باید یك چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. باید عادی باشد جوری باشد كه همه بتوانند انجام دهند. در ازدواج، آنچه كه اتفاق می‌افتد، یك حادثه و پیوند انسانی است، نه یك معامله پولی و مالی، اگرچه یك مالی هم در بین هست در شرع مقدس اسلام، آن مال جنبه نمادین دارد. جنبه رمزی دارد. خرید و فروش و بده بستان نیست. 

مهرم حلال،جانم خلاص  

 گاهی اوقات مرد آنچنان است كه زن هر چقدر هم مهریه داشته باشد می‌گوید: مهرم حلال، جانم خلاص.  هر چقدر كه پول در این طور مسائل كمتر باشد، عنصر مادی بیرون بشود، عنصر انسانی تقویت می‌شود و محبت بیشتر می‌شود. بعضی‌ها خیال می‌كنند مهریه سنگین به حفظ پیوند زناشویی كمك می‌كند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناكرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه سنگین هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند بكند. هیچ كس با مهریه بالا خوشبخت نشد. اینهایی كه خیال می‌كنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، اینها اشتباه می‌كنند. ازدواج اگر چنانچه با محبت بود، با وضعیت درست بود، بی‌مهریه هم متزلزل نمی‌شود. ولی اگر چنانچه بر مبنای خباثت و زرنگی و كلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم كه زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، كاری خواهد كرد كه بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار كند. بعضی‌ها می‌گویند ما مهریه را سنگین می‌كنیم برای اینكه مانع طلاق بشویم. این خیلی خطای بزرگی است.

 
هیچ مهریه سنگینی مانع از طلاق نمی‌شود و نشده است. آن چیزی كه مانع طلاق می‌شود، اخلاق و رفتار و رعایت موازین اسـلامی است.
 

چشم و هم‌چشمی و معضل جهیزیه  

 خانواده‌ها روی چشم و هم‌چشمی، جهیزیه را برای خودشان یك معضل می‌كنند. بعد كه این معضل را خودشان به یك نحوی تحمل كردند، تازه نوبت دیگران است كه رنج این معضل را ببرند. برای خاطر اینكه وقتی شما در جهیزیه دخترتان این همه وسایل درست كردید، بعد كسانی كه دیدند، تكلیف آنها چیست؟ این چشم و هم‌چشمی‌ها، آخر به كجا خواهد رسید؟ این همان مشكلاتی است كه درست خواهد شد. اسلام می‌خواهد اینها نباشد.(خطبه عقد 16 خرداد 73) 

 بعضی‌ها سعی می‌كنند كه برای جهیزیه بزنند روی دست همه قوم و خویش‌ها و همسایه‌ها و دوست و آشناها كه این هم اشتباه است... باید نگاه كنید، ببینید كه چه چیزی درست است؟ چه چیزی حق است و آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یك خانواده دو نفره یك وسایلی لازم دارند كه زندگی ساده‌ای داشته باشند. (خطبه عقد سوم آبان 79)

خانواده سبز 

تنظیم برای تبیان : کهتری



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:36 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  اسراف و تبذير، آثار و پيامدها
اخلاق اقتصادي، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

پس از آنكه در مقالات قبل از اين نوشتار، به برخي از مهمترين عوامل موثر در پيدايش اسراف و تبذير اشاره نموديم، بر آن شديم تا در مقام آسيب شناسي اسراف و تبذير، با استناد به آموزه هاي ديني به بررسي پيامدهاي دنيوي اين وصف ناپسند در عرصه اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي، و نيز عواقب اخروي آن بپردازيم. در اين راستا به نقش اسراف و تبذير در زوال نعمتها و بركات الهي اشاره نموديم. در اين نوشتار نيز به برخي ديگر از پيامدهاي منفي اسراف و تبذير اشاره مي نماييم.
    
 -1 نابودي سرمايه ها:
    
    بارزترين اثر نامطلوب اسراف و تبذير، هدر دادن ثروتها و اتلاف منابع و امكانات مادي است. گرچه از نگاهي شخصي و محدود اسراف در كالاهاي اساسي همچون مواد غذايي و به ويژه نان و نيز منابع تجديدناپذير همچون نفت و فرآورده هاي آن، اندك و ناچيز پنداشته مي شود، از زاويه بالاتر و در سطح جامعه و جهان، خسارتهاي سهمگيني به بار مي آورد. اثر مستقيم اين پديده، بويژه بر جوامعي كه درآمد و امكانات محدودي دارند، فقر و محروميت است. بي شك آنهايي كه دست به ولخرجي و ريخت و پاشهاي بي حد و حساب مي زنند و با اسراف، امكانات مادي بيشتري را صرف هوسهاي خود مي كنند، سرانجامي جز تهيدستي و شكست اقتصادي در انتظارشان نيست. از اين رو، رسول خدا (ص) مي فرمايند: “من بذر افقره الله؛ هر كس (در اموالش) اسراف و تبذير كند، خداوند وي را فقير سازد”(1.) از اميرمومنان علي (ع) نيز روايت شده است: “ميانه روي، ثروت زاست، و اسراف، نابودكننده است”(2.) همچنين مي فرمايند: “سبب الفقر الاسراف؛ اسراف سبب فقر است”(3.) در كلام گوهربار امام صادق (ع) آمده است: “يا عبيد ان السرف يورث الفقر و ان القصد يورث الغني؛ اي عبيد، اسراف باعث فقر مي شود و ميانه روي موجب بي نيازي مي گردد”(4.)
    بر اساس آموزه هاي ديني، اسراف و تبذير از گناهاني است كه نعمت را به نقمت و بلاتبديل مي كند و بركت را از ميان مي برد.
     امام صادق(ع)داستان كساني را ياد مي كند كه در رفاه و نعمت فراوان به سر مي بردند، ولي با اسراف و تبذير در مواد غذايي و استفاده نادرست از آن، به فرمان خدا، گرفتار بلاياي زميني شدند و به مشقت افتادند. امام (ع) فرمود: “اينان، اهالي همان آبادي اند كه خداوند در اين آيه ياد فرموده است: و ضرب الله مثلاقريه كانت آمنه مطمئنه ياتيها رزقها رغدا من كل مكان فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا يصنعون؛ و خدا شهري را مثل زده است كه امن و امان بود روزيش از هر سو فراوان مي رسيد، پس (ساكنانش) نعمتهاي خدا را ناسپاسي كردند، و خدا هم به سزاي آنچه انجام مي دادند، طعم گرسنگي و هراس را به ايشان چشانيد”(نحل/112()5.) از اميرالمومنين (ع) روايت شده است: “الاسراف يفني الجزيل؛ اسراف، (امكانات) زياد را نابود مي سازد”(6) نيز فرمودند: “الاسراف يفني الكثير؛ اسراف (مال) زياد را نابود مي كند”(7)
    
 -2 تضييع حقوق ديگران
    
    اسراف و تبذير، در بعد اجتماعي، مايه تضييع حقوق ديگران مي گردد. بر اساس مباني اقتصاد اسلامي، منابع و امكانات مادي در زمين، از آن همه افراد بشر است و هر كس تنها در محدوده نيازهاي متعارف خود حق بهره برداري از آن را دارد. بنابراين، هر گونه زياده روي و اسراف گروهي، محروميت گروهي ديگر را در پي دارد، از اين رو، اسرافكار در واقع، امكانات ديگران را مصرف مي كند و تبذيركننده دارايي ديگران را از ميان مي برد.
    
 -3 مفاسد اخلاقي و رفتاري:
    
    اسراف و تبذير، از دو جهت سرچشمه و عامل مفاسدي اخلاقي و رفتاري است. نخست آنكه درآمد محدود بسياري از افراد را كاهش مي دهد. چنين اسرافكاراني براي تامين هزينه هاي اسرافها و تبذيرهاي خود، به رذيلتهايي اخلاقي همچون بخل و حرص يا مفاسدي اقتصادي مانند ربا، رشوه و اختلاس، آلوده مي شوند؛ دوم اينكه اسراف و تبذير، بيشتر همراه با مصرف گرايي و رفاه زدگي و غرق شدن در لذات مادي (اتراف) است كه خود منشاء بسياري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي و حتي انحرافاتي عقيدتي مي باشد. افزون بر آن، اسرافكاري عده اي در جامعه، به طور طبيعي، بر ديگران تاثير مي نهد و آنان را به اين كار برمي انگيزد و در نتيجه، انحرافات اخلاقي و رفتاري جامعه، افزوده مي گردد. از اين رو قرآن كريم، مسرفان را مفسداني مي داند كه به هيچ وجه، از آنان رويكردي اصلاح گرايانه، انتظار نمي رود: “و لاتطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون في الارض و لايصلحون؛ و فرمان اسرافكاران را پيروي مكنيد، آنان كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند”(شعراء/152-152.) جود و بخشش” از جمله صفات اخلاقي است كه بسيار مورد توجه دين اسلام و اولياي الهي است و ائمه معصومين (ع) آن را بخشي از سيره و روش خود قرار داده بودند. در روايتي از پيامبر اكرم (ص) ولخرجي و افراط در مصرف، يكي از آفتهاي اين فضيلت اخلاقي بيان شده است: “آفت الجود السرف؛ اسراف آفت سخاوت است”(8) يعني، اسراف و تبذير فرد باعث مي شود كه فرد نتواند جود و بخشش داشته باشد و به اين صفت اخلاقي عمل كند.
    
 -4 محروميت از هدايت الهي:
    
    خداي متعال همواره درهاي رحمتش را به روي بندگان گشوده و با ارسال پيامبران، همگان را براي رسيدن به كمال و قرب الهي فراخوانده است. اماگاه عواملي باعث مي شود كه انسان در اين مسير قرار نگرفته، از هدايت الهي محروم بماند. يكي از اين عوامل كه باعث محروميت انسان از هدايت مي شود، اسراف و تبذير است. قرآن كريم درباره اسراف كاران مي فرمايد: “ان الله لايهدي من هو مسرف كذاب؛ خدا كسي را كه افراط كار دروغگو باشد، هدايت نمي كند”. محروميت اسرافكاران و تبذيركنندگان از دوستي و هدايت خدا، گمراهي و همساني با شيطان، از پيامدهايي است كه قرآن كريم به آن تصريح نموده است.
    منبع: اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، جواد ايرواني، صص259 -256
    پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.
    
     علي خاني


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:33 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  سراشيبي وسواس؛ گرداب اسراف
اخلاق اقتصادي ، پيرامون اصلاح الگوي مصرف

نويسنده: علي خاني

در مقاله پيشين بيان كرديم كه اسراف و تبذير مانند ديگر رذايل اخلاقي، برخاسته از ريشه ها و عواملي است كه بدون توجه و شناخت آنها، كنارنهادن آن از زندگي فردي و اجتماعي، ميسر نخواهد بود؛ چه اينكه در علم اخلاق به اثبات رسيده است كه حصول نتيجه مطلوب در مبارزه با رذايل اخلاقي و اوصاف ناپسند، مستلزم شناخت ريشه ها و عوامل موثر در پيدايش آن وصف ناپسند و مبارزه با آن عوامل است. “جهل و ناآگاهي”، “تقليد و الگوپذيري از مسرفان” و “ثروت اندوزي و رفاه زدگي” از جمله عوالي بود كه در مقاله قبل به آنها اشاره نموديم. در اين نوشتار به تبيين ديگر عوامل موثر در پديد آمدن اسراف و تبذير مي پردازيم.
    خودنمايي و خودبرتربيني:
    برخي از رذيلتهاي اخلاقي همچون خودبرتربيني، برتري جويي و خودنمايي، منشاء بسياري از انحرافات رفتاري از جمله اسراف و تبذير است. شخصي كه در دوران زندگي همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاي خويش ناكام مانده و با تنگدستي و محروميت دست به گريبان بوده است، اين سرخوردگي هاي انباشته شده به تدريج تبديل به عقده هاي رواني شده، در شخصيت او ايجاد اختلال مي نمايد. در اين صورت شخص سرخورده براي حفظ شخصيت خود، به ابزارهايي متوسل مي شود كه در روانشناسي از آن به عنوان مكانيسم هاي رواني و يا واكنش هاي دفاعي ياد مي شود. در اين نوع واكنش رواني، فرد دچار اختلال، سعي مي كند براي سرپوش گذاردن بر ناكامي ها و عقده هاي متراكم خود دست به عملي بزند كه او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. اسراف، ولخرجي و ريخت و پاش هاي غير معقول را مي توان از همين موارد به شمار آورد، زيرا شخص مسرف با اين عمل خود در جستجوي بازيافتن شخصيت سركوب شده خويش است و فكر مي كند با اين روش در اجتماع به عنوان انساني دست و دل باز و بي اعتنا به ثروت مطرح مي شود. از ديدگاه اسلام، هر گونه مصرفي كه زاييده برتري جويي يا با هدف خودنمايي انجام پذيرد، نكوهش شده است؛ قرآن كريم در دو جا، اسرافكاري فرعون را در كنار روحيه استكبارورزي و برتري جويي وي ياد مي كند كه خود نشان از ارتباطي معنادار ميان اين دو دارد: “و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين؛ و به درستي كه فرعون در روي زمين استكبار ورزيد و همانا او از اسراف پيشگان بود”(يونس/83)، نيز مي فرمايد: “و لقد نجينا بني اسرائيل من العذاب المهين من فرعون انه كان عاليا من المسرفين؛ و به تحقيق ما بني اسرائيل را از عذاب خواركننده اي كه از ناحيه فرعون متوجه شان بود، رها كرديم و همانا فرعون برتري جو و از اسرافگران بود”(دخان/31-30.) در اين دو آيه صفت اسراف، پس از ذكر استكبارورزي و برتري طلبي فرعون ذكر شده است كه اين خود گوياي ارتباطي تنگاتنگ و جدايي ناپذير بين اين دو خصيصه شيطاني است و بيانگر اين نكته است كه طاغوت منشي و برتري جويي، خود از عوامل اساسي تجاوز به حقوق و اموال مردم و زياده روي در بهره جوييها و اسراف در سرمايه هاي عمومي و شخصي به حساب مي آيد.
    روايات نيز، استفاده از امكانات مادي به قصد فخرفروشي و خودنمايي را، زمينه ساز اسراف مي داند و آن را نكوهيده است. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند: “هر كس جامه اي بپوشد و با آن، فخر فروشي كند، خداوند او را از لبه دوزخ (به قعر آن) فرو خواهد برد”(1)، نيز مي فرمايد: “هر كس براي خودنمايي و ستايش ديگران ساختماني بسازد، روز قيامت، در حالي آن را حمل خواهد كرد كه چون آتشي شعله ور، بر گردنش آويخته است و به آتش افكنده خواهد شد... گفته شد: اي رسول خدا، چگونه آن را براي خودنمايي و ستايش جويي مي سازد؟ فرمود: فراتر از حد نياز مي سازد تا بر همسايگانش برتري جويد و به برادران ديني اش، فخر فروشد”(2)
    وسواس
    وسواسي بودن از بيماري هاي رواني است كه علاوه بر هدر دادن عمر و فرسودن اعصاب و قواي روحي و جسمي، از موجبات و ريشه هاي اسراف محسوب مي شود. مثلاممكن است كسي در موضوع پذيرايي از ميهمان، دچار وسواس باشد كه با وجود تهيه غذايي مناسب براي ميهمان، با هم مرتب از اينكه نكند به طور شايسته از او پذيرايي به عمل نياورده باشد، دچار ناراحتي شود و به دنبال آن در جهت فراهم كردن سفره اي پر خرج و سنگين، به ورطه اسراف و تبذير درافتد. و نيز كسي كه در نوع پوشش، از كفش و لباس و يا وسايل و لوازم منزل دچار وسواس است، همواره در انديشه تعويض و تبديل به احسن به سر مي برد و هميشه فكر مي كند آنچه دارد در خور او نيست. همين طور شخصي كه در وضو يا غسل گرفتار وسواس است، گمان مي كند با اين عمل وضو و غسلش بهتر و كاملتر انجام مي گيرد و چه بسا اعمال ديگران را نيز باطل فرض مي كند، غافل از اينكه با اين عمل خود را در زمره مسرفان قرار داده است. از امام صادق (ع) روايت شده است: “خداوند فرشته اي دارد كه اسراف در وضو را مانند دشمني با خدا ثبت مي نمايد”(3.) و همچنين ممكن است بعضي در مورد نظافت شخصي دچار وسواس باشند و در حال استحمام و يا شستن لباسها و ظروف غذا و مانند آن، گرفتار حالت وسواس باشند و بدين وسيله، اين نعمت عظيم خداوندي و مايه حيات را به نابودي بكشانند.
    پي نوشتها:
    -1 من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج4، ص13
    -2 همان، ص11
    -3 وسائل الشيعه، ج1، باب 52 از ابواب الوضوء
    منابع:
    ايرواني، جواد، اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، صص243-245
    موسوي كاشمري، سيد مهدي، پژوهشي در اسراف، صص35-31
    
     علي خاني 
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:42 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت

نگاه تحلیل‌گر: سید احمد نبوی

«تازه‌های انرژی» و اصلاح الگوی مصرف
بدون تردید واقعی نبودن بهای حاملهای انرژی در کشورمان از نفت گرفته تا گاز، بنزین، گازوئیل، برق و آب در سالیان گذشته یکی از عواملی به شمار می‌رفت که اسراف و رشد بی‌رویۀ مصرف را در پی داشته و منجر به هدر رفتن منابع ملی و نیز تشدید تخریب محیط زیست شده است. طبق آمارهای موجود، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانۀ انرژی با رقم 37 میلیارد دلار است و مصرف سرانۀ انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانۀ کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسۀ شاخص شدت مصرف انرژی در ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت ناهنجار بهره برداری از انرژی هستیم.
در حالی که هر سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر می‌شود، این میزان افزایش در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرفی جهان در حدود هر 50 سال یک بار 2 برابر می شود؛ یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می کند و هم اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود.
بر همین اساس، مسئولان و اعضای هیئت علمی «تازه‌های انرژی» در کنار سایر اهدافی که برای نشریه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین رسانه‌های حوزۀ انرژی تعریف کرده‌اند، از همان ابتدا توجه بسیار خاصی به ضرورت انجام اصلاحات در سه حوزۀ « تولید، توزیع و مصرف» انرژی نشان دادند و با انتشار مطالبی در قالب گزارش، یادداشت، مصاحبه، مقالات علمی، ترجمه و حتی کمک به برگزاری و حمایت از کنفرانسهای علمی و تحقیقاتی، همواره به موضوع بهینه سازی و ضرورت اصلاح الگوی مصرف در جامعه به عنوان یکی از دغدغه‌های اصلی نشریه پرداخته اند. از آنجا که راه پیشرفت کشور، همان گونه که مقام معظم رهبری فرموده اند، پرهیز از اسراف و ترویج  الگوی مصرف بومی و اسلامی است، «تازه‌های انرژی» قصد دارد مطابق سیاست گذشته خود و البته از این پس با جدیتی بیشتر، به فرهنگ سازی پایدار در زمینه اصلاح الگوی مصرف ادامه دهد تا چنین ضرورتی منجر به شروع «نهضت بهینه سازی مصرف انرژی» در جامعه تبدیل شده و در نهایت، به یک رفتار پایدار و فرهنگ عمومی در تمامی عرصه‌ها خصوصاً عرصۀ تولید تبدیل شود.
اصلاح الگوی مصرف در شماره‌های پیشین «تازه‌های انرژی»
توجه به اصلاح الگوی مصرف در سه حوزۀ تولید، توزیع و مصرف انرژی از سیاست‌های بنیادین «تازه‌های انرژی» بوده و خواهد بود؛ به همین دلیل توجه به مطالبی که تاکنون در شش شمارۀ پیشین نشریه منتشر شده است، نشان دهندۀ بخشی از عزم جدی مسئولان و اعضای هیئت علمی و تحریریه در خصوص تلاش برای عملی کردن این راهبرد است:


نخستین شماره: «انرژی و امنیت ملی»
پروندۀ اصلی شمارۀ نخست، موضوع «انرژی و امنیت ملی» بود، ولی نشریه با انتشار 6 مطلب در این زمینه و اختصاص 14 صفحه از مجموع صفحات داخلی، توجه خاص خود را به موضوعاتی نظیر مدیریت انرژی، بهینه‌سازی، اصلاح الگوی مصرف و... نشان داد. این مطالب عبارت بودند از:
-    مدیریت انرژی با رویکرد کاهش هزینه‌های تعمیراتی در صنعت نفت – ص 43؛
-    مدیریت انرژی؛ گام اول توسعه – ص 44؛
-    مدل سازی و بررسی فنی اقتصادی گزینه‌های گوناگون حمل و نقل عمومی در کاهش مصرف انرژی و آلودگی هوای کلان شهرها – ص 56؛
-    تحلیل اثر بخشی سطح نور گذرها در مصرف انرژی و تولید گازهای آلاینده در ساختمانهای مسکونی کشور – ص 64؛
-    تولید برق پاک از پسماندهای سنگین پالایشگاهی با استفاده از فرایند گازی کردن – ص 68؛
-    پتانسیل جنگل شهری در کاهش گازهای گلخانه‌ای و حفظ انرژی – ص 71.


شماره دوم: «انرژی و تحول اقتصادی»
تازه‌های انرژی در دومین شمارۀ خود با محوریت بحث «انرژی و تحول اقتصادی»، بیشتر به بررسی طرح تحول اقتصادی و نقش هدفمند کردن یارانه‌ها در این طرح پرداخت. در این شماره، اعضای هیئت علمی، کارشناسان و نویسندگان نشریه نقاط ضعف، قوت، تهدیدها و فرصتها را بررسی کردند که در همۀ آنها می توان تأکید نشریه بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف را به وضوح مشاهده کرد.
این مطالب عبارت بودند از:
-    آرزوهای بزرگ؛ طرح تحول اقتصادی و مسئله انرژی – ص 3؛
-    کلاف پیچیده – ص 4؛
-    زوایای یک طرح؛ بررسی ابعاد نظام توزیع یارانه در طرح تحول اقتصادی – ص 6؛
-    جراحی دیر هنگام – ص 8؛
-    چگونگی اجرای طرح تحول اقتصادی با تأکید بر یارانۀ حاملهای انرژی – ص 9؛
-    اصلاحات میلیمتری – ص21؛
-    روایت پرداخت یارانۀ سوخت در جهان؛ اتفاقی که باید بیفتد – ص 22؛
-    منافع آشکار و زوایای پنهان – ص 32 (در این مقاله به ضرورت توجه به ارزش افزوده در مدیریت صنایع نفت و گاز ایران پرداخته شد که متأسفانه مورد غفلت واقع شده است)؛
-    چرا همایش صد سال نفت؟ - ص 36؛
-    گفتگو با مدیر پژوهش و فناوری شرکت ملی نفت ایران؛ مصرف گاز در ایران بیشتر از مصرف گاز اروپاست – ص 38؛
-    برقی که هدر می‌رود، چراغی که خاموش می‌شود – ص 42؛
-    دوگانه سوز کردن تمام خودروها، فقط شعار است – ص 46؛
-    توسعۀ صنعت گاز در کمای مالی – ص 48؛
-    وضع موجود و چشم انداز صنعت CNG در ایران – ص 49؛
-    مدیریت انرژی مبنی بر رویکرد کاهش هزینه‌های تعمیراتی، قسمت دوم – ص 53؛
-    انرژی خورشیدی؛ راه حلی بدون نقص – ص 54؛
-    بهینه سازی مصرف سوخت در موتورخانه‌های خانگی – ص 66.


شماره سوم: «انرژی و سند چشم انداز»
«تازه‌های انرژی» در سومین شمارۀ خود به مسئلۀ «انرژی و سند چشم انداز» پرداخت. از آنجا که یکی از مهمترین اهداف این سند، بهینه سازی مصرف و کاهش شدت انرژی است، نشریه تلاش کرد تا با گشودن فضای نقد، تحلیل و بررسی، یک بار دیگر نفت، صنعت نفت و نقش نفت در اقتصاد، سیاست و جامعۀ ایرانی را مورد بررسی قرار دهد. با توجه به اینکه یکی از راه‌های اصلاح الگوی مصرف، تشویق به استفاده از سوختهای پاک نظیر گاز است، این شماره توجه ویژه ای نیز به مقولۀ مصرف گاز در ایران و جهان از منظر تولید و مصرف داشت.
در این شماره حتی تجربۀ سایر کشورهای جهان در خصوص موضوعاتی نظیر گازسوز کردن خودروها نیز مورد توجه قرار گرفت و بخش مقالات علمی نیز نگاه ویژه ای به موضوعاتی در خصوص بهره وری و بهینه سازی داشت. در همین خصوص نگاهی داشته باشید به:
-    بحران انرژی و مدیریت صحیح مصرف – ص 3؛
-    نفت و آرزوهای دست نیافتنی – ص 4؛
-    فرهنگ‌سازی و اطلاع رسانی؛ لازمۀ کاربری صحیح CNG – ص 45؛
-    برق؛ انرژی آیندۀ نسل بشر – ص 48؛
-    جایگاه انرژی‌های نو در ایران – ص 52.


شماره چهارم: «انرژی و حمل و نقل»
از آنجا که صنعت حمل و نقل، خصوصاً حمل و نقل ریلی به عنوان یکی از زیرساختهای توسعه و استفادۀ بهینه از ظرفیتهای موجود از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و کشور ما نیز با توجه به دارا بودن موقعیتی استراتژیک در منطقه برای رها شدن از دام عقب ماندگی در صنعت، چاره‌ای جز ایجاد تحولی عظیم در بخش حمل و نقل ندارد، در چهارمین شماره، موضوع انرژی و حمل ونقل در دستور کار نشریه قرار گرفت، چرا که کشور از طرفی وابستگی شدیدی به منابع فسیلی برای تأمین سوخت صنعت حمل و نقل دارد و از سویی دیگر، به دلیل فقدان سیاستهایی که نظر بر بهینه سازی مصرف این انرژی رو به زوال داشته باشد، در آستانۀ بروز مشکلات جبران ناپذیری است. در واقع، مهمترین دلیلی که باعث شد «تازه‌های انرژی» در این شماره به ضرورت ایجاد الزاماتی برای توسعۀ حمل ونقل ریلی و عمومی بپردازد، صرفه جویی در مصرف سوخت بود که این صرفه‌جویی در هزینه تأمین سوخت، کاهش آلایندگی ناشی از سوزاندن بنزین و گازوییل و در نتیجه، کاهش مضرّات وارده به محیط زیست و اجتماع را در پی خواهد داشت.
در این شماره، نه تنها به آسیب شناسی حمل و نقل داخلی و بین المللی ایران پرداخته شد، بلکه در گزارشی جامع علل انجام نشدن بهینه‌سازی مصرف سوخت در بخش حمل و نقل و نیز، تبعات نداشتن الگوی مصرف انرژی در ایران نیز مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، سیاستهای کلا کشور در بحث بهره وری انرژی از نگاه مسئولان مورد بررسی قرار گرفت که مصاحبه با معاون حمل ونقل و ترافیک شهرداری تهران یکی از آنها بود. این مطالب عبارت بودند از:
-    و این راه بی‌نهایت – ص 2؛
-    چرا بهینه‌سازی مصرف سوخت در بخش حمل ونقل عملیاتی نمی شود؛ دوصد گفته... – ص 6؛
-    گفتگو با معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران؛ سهمیه‌بندی بنزین بهترین راه نبود – ص 13؛
-    حمل و نقل ریلی در یک نگاه؛ یک دنیا کارآمدی – ص 16؛
-    افزایش مصرف، کاهش صادرات و کاهش تولید سرانۀ ناخالص داخلی؛ بررسی تبعات نداشتن الگوی مصرف انرژی در ایران – ص 48؛
-    الگوی بهینه قیمت گذاری و تخصیص یارانۀ سوخت در بخش حمل و نقل زمینی – ص 65.


شماره پنجم: «انرژی و بحران اقتصادی»
هر چند این شماره از نشریه با تشدید بحران مالی جهانی و پر رنگ تر شدن آثار این بحران در بازار جهانی انرژی به موضوع «انرژی و بحران اقتصادی» متمرکز شده بود، ولی طبق روال همیشگی، در این شماره نیز به بررسی مسئلۀ اصلاح الگوی مصرف پرداخته شد. در یکی از گزارشهای این شماره که به قلم دکتر عبدالرضا کرباسی، دبیر پیشین کمیتۀ ملی انرژی ایران به رشته تحریر درآمده بود، آمده است: «فقط در بخش صنعت ایران می توان با بهینه سازی مصرف انرژی، سالیانه حدود 364 میلیارد تومان در مصرف انرژی، 274 میلیارد تومان در سرمایه‌گذاری، 18439 میلیون کیلووات ساعت در برق تولیدی موتور ژنراتورها و 2105 مگاوات در کاهش ظرفیت نیروگاهی صرفه جویی کرد». در این شماره همچنین این پرسش مطرح شد که «چرا به کارگیری انرژیهای نوین که آخرین اقدام بهینه‌سازی کشورهای در حال توسعه است در کشور ما مورد توجه جدی قرار گرفته است، ولی بهینه‌سازی مصرف انرژی معطوف به توزیع لامپ‌هایی می‌شود که با طول عمر کوتاه خود، مصرف‌کنندگان را دلسرد کرده است».
در شمارۀ پنجم «تازه‌های انرژی»، همچنین مطالب قابل توجهی در خصوص وزارت انرژی منتشر شد که نویسندگان و کارشناسان، علاوه بر بررسی عواقب احتمالی تشکیل چنین وزارتخانه‌ای، از موضوع تأثیر تشکیل این نهاد جدید در اصلاح الگوی مصرف نیز غافل نماندند و پرسش‌های مهم دیگری را نیز در این خصوص مطرح کردند.
اما مطلب دیگری که در آن بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف تأکید شد، یادداشتی در خصوص هدفمند کردن یارانه‌ها بود که در آن گفته شد: «جدّی گرفتن موضوع بهینه‌سازی مصرف انرژی، نه تنها دولت و مردم را در راستای تحقق اهداف هدفمند کردن یارانه‌ها یاریگر است، که باید در جایگاه عاملی مهم برای بهینه‌سازی وضعیت صادرات غیرنفتی ایران نیز مورد توجه قرار بگیرد».
در این شماره همچنین گفتگویی نیز در خصوص نیاز همزمان به فرهنگ‌سازی و بازسازی شبکه‌های تولید انرژی کشور با معون منابع انسانی و تحقیقات وزیر نیرو انجام شد.یکی از مهمترین موضوعاتی که از سوی دبیر هیئت علمی تازه‌های انرژی در این گفتگو مطرح شد، این بود که «چرا تمام پیامهای وزارت نیرو در حوزۀ بهینه‌سازی مصرف آب و برق، تأکید بر صرفه‌جویی مشترکان است، ولی آمار تلفات برق و آب کشور در شبکه‌های فرسوده و نظام توزیع و انتقال کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؟»
در همین راستا نگاهی داشته باشید به:
-    انرژی پایدار برای همه؛ بهینه‌سازی تولید و مصرف انرژی یا به کارگیری انرژی‌های تجدیدپذیر – ص 6؛
-    هدفمند کردن یارانه‌ها؛ بدون شتاب‌زدگی – ص 33؛
-    چشم‌انداز انرژی؛ آیا برای منابع طبیعی می توان پایانی متصور شد؟ - ص 34؛
-    فرهنگ‌سازی در کنار بازسازی شبکه – ص 56؛
-    معماری و شهرسازی سنتی ایران؛ نقطۀ اوج بهره گیری مؤثر و بهینه از انرژیهای پاک و تجدیدپذیر – ص 66.


شماره ششم: «سلام به قرن دوم نفت»
«تازه‌های انرژی» در این شماره به ارائه وضعیتی از یکصد سالگی صنعت نفت ایران، چالشها، توانمندیها و ارائۀ چشم اندازهایی از این صنعت پرداخت. این در حالی بود که طبق روال گذشته نویسندگان، کارشناسان و اعضای هیئت علمی نشریه توجه ویژه‌ای به استفادۀ بهینه از انرژی در سدۀ دوم صنعت نفت ایران نشان دادند و در همین راستا، مهندس سید کاظم وزیری ‌هامانه، وزیر سابق نفت و از اعضای هیئت علمی ماهنامه، در مقاله ای بسیار ارزشمند، توجه به بررسی دلایل بالا بودن شدت مصرف انرژی در صنایع مختلف کشور پرداخت. این در حالی بود که دکتر داریوش کریمی، رئیس هیئت علمی «تازه‌های انرژی» نیز در یادداشت دیگری به بررسی پیش شرطهای لازم برای استفاده بهینه از انرژی پرداخت.
در ششمین شماره از «تازه‌های انرژی»، همچنین گفتگویی با دکتر محمد باقر قالیباف انجام شد و نگاه مدیریت شهری به مصرف انرژی و برنامۀ شهرداری تهران برای بهینه‌سازی مصرف انرژی مورد واکاوی قرار گرفت. اما مصاحبۀ دوم نشریه در این شماره، به گفتگو با مهندس «عباس کاظمی»، مدیر عامل شرکت بهینه سازی مصرف سوخت، اختصاص یافت که در آن به آمارهای جالب توجه، ولی متأسفانه تکان دهنده ای اشاره شد. در همین حال مطابق روال 5 شماره پیشین در بخش مقالات علمی نیز مطالب دیگری دربارۀ اصلاح الگوی مصرف منتشر شد.
در همین خصوص نگاهی داشته باشید به:
-    این راه طولانی؛ بایدها و نبایدهای طرح تحول اقتصادی – ص 4؛
-    سدۀ دوم نفت و استفادۀ بهینه از انرژی – ص 7؛
-    نگاه مدیریت شهری به مصرف وحمل و نقل عمومی در گفتگو با دکتر قالیباف – ص 8؛
-    واقعیتی انکار نشدنی – ص 49؛
-    کوتاهی در مدیریت مصرف؛ گفتگو با مهندس عباس کاظمی، مدیرعامل شرکت بهینه‌سازی مصرف سوخت – ص 58؛
-    اثربخشی اقدامات بهینه سازی در کاهش آلودگی – ص 83؛
-    بررسی میزان آلایندگی و هزینه‌های اجتماعی ناشی از مصرف انرژی در ساختمان – ص 87؛
   
 همۀ آنچه گفته شد، تنها بخشی از مطالبی است که «تازه‌های انرژی» در شش شمارۀ پیشین خود به آنها پرداخت. بر همین اساس و با توجه به اهمیت بسیار زیاد موضوع «اصلاح الگوی مصرف» حامل‌های انرژی، پروندۀ ویژۀ این شماره به موضوع «بهره وری انرژی و اصلاح الگوی مصرف» اختصاص یافت و در شماره‌های آینده نیز طبق روال همیشگی، به این مهم از زوایای دیگر و البته به صورتی جدی تر پرداخته خواهد شد.
امید است هماهنگی و همدلی مسئولان در سه قوه و مردم، در نهایت منجر به تسریع در روند توسعۀ اقتصادی کشور، اصلاح الگوی مصرف و نیل به اهداف سند چشم انداز شود. این مهم، تحقق نمی یابد، مگر با اجماع تمامی آحاد جامعه، خصوصاً مسئولان اجرایی در راه اندازی نهضتی به بزرگی نهضت ملی شدن نفت و البته این بار با نام دیگری به نام «نهضت بهینه‌سازی مصرف انرژی».
به امید آن روز...


برگرفته از: ماهنامه تازه‌های انرژی، شماره 7، نیمه دوم اردیبهشت ماه 1388، صفحات20 و 21

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:43 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

آيا مي دانيد –هر کیلو گرم  کاغذ 2 دلار ارزش دارد در حالی که هزینه بازیافت آن نیم دلار است.

آيا مي دانيد –ازهر100هزار تومان زباله ای که هر فرد تولید می کند 39 هزار تورمان آن مربوط به کاغذ است.

آيا مي دانيد –با بازیافت درست کاغذ می توان 90٪ در مصرف آب و 50٪ در مصرف انرژی و75٪ در کنترل آلودگی هوا صرفه جویی کرد.

آيا مي دانيد –تقريباً هر كاغذ امروزه مي تواند باز يافت شود .

آيا مي دانيد –يك كارخانه كاغذ كه، كاعذ بازيافتي مي سازد به كارخانهاي كه كاغذ را از الوار تازه مي سازد 20 در صدكمتر انرژي مصرف مي كند.

آيا مي دانيد –كاغذ يكي از اقلام با ارزش مواد زائد جامد است كه «سلطان زائدات» لقب گرفته است.

آيا مي دانيد –با وجود رسانه های جدید مصرف كاغذ از دير باز معيارهاي سنجش توسعه يافتگي جوامع بوده است.

آيا مي دانيد –براي توليد يك تن كاغذ بكر، به17 اصله درخت قطع شده 400 هزار ليتر آب و 4 هزار كيلووات برق،

آيا مي دانيد –ايجاد شغل يكي ديگر از مزاياي اقتصادي بازيافت كاغذ است

آيا مي دانيد –جلدهاي زركوب رايج در دوره هاي پيش و پس از اسلام از مقواهايي ساخته مي شد كه از خمير كردن دوباره كاغذ باطله يا بكر به دست مي آمد.

آيا مي دانيد –15 اسفند روز بازيافت کاغذ است.

15 آيا مي دانيد –معتبرترين روزنامه هاي جهان با کاغذهاي بازيافتي درجه 2 و 3 که با اهداف زيست محيطي سازگار است چاپ مي شوند.

آيا مي دانيد –ﺣﺪﺍﻗﻞ٣٠ﺗﺎ٣٥ﺩﺭ ﺻﺪ ﺍﺯ ﺯﺍﻳﺪﺍﺕ ﻓﻀﺎﻫﺎﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻭﺭﺩﻩ ﻫﺎﻱﻛﺎﻏﺬﻱ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –در ایران  حدود 45هزار تن کاغذ در بخش آموزش و پرورش مورد استفاده قرار مي گيرد.

آيا مي دانيد –کشور ايران سالانه ده ها هزار تن کاغذ از خارج وارد نموده و به واردات کاغذ شديدا وابسته مي باشد.

آيا مي دانيد –تقريبا 80% كاغذهايي كه در منزل جدا مي‌شوند به طور قطع مي‌توانند بازيافت شوند.

آيا مي دانيد –جوهر، جلا و مواد چسبنده قبل از اين كه كاغذ بازيافت شده به دست آيد از آن پاك مي‌شود.

آيا مي دانيد ﻛﻪ– ﺯﺑﺎﻟﻪ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﮔﻨﺞ ﻓﺮﺩﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺎﺷﺪ.

آيا مي دانيد –هر ایرانی در سال11 کیلو گرم کاغذ مصرف می کند.که در مقیاس ملی برابر است با قطع 14 میلیوناصله درخت.

آيا مي دانيد –ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩﻫﺎﻱ ﮊﺍﭘﻨﻲﺑﺎ ﺟﺪﻳﺖ ﭘﺴﻤﺎﻧﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﮕﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ ﻗﺴﻤﺖﺟﺪﺍﮔﺎﻧﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲﻧﻤﺎﻳﻨﺪ.

آيا مي دانيد –ﺳﺎﻻﻧﻪ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭ٦٥ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻦ ﻛﺎﻏﺬﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺣﺪﻭﺩ%٩ﺍﺯ ﻛﻞ ﻛﺎﻏﺬ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ.

آيا مي دانيد –ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻛﺎﻏﺬ ﺑﺎﻃﻠﻪ، ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﺍﺯﻣﺒﺪﺃ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪﻛﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﺎﺯﻳﺎﻓﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻛﺎﻏﺬ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪﻛﺎﻫﺶ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ،ﻛﺎﻫﺶ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ،ﻛﺎﻫﺶ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﭘﺮﺳﻨﻞﺩﺭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺩﻓﻊ،ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﺋﻲ ﺩﺭﻣﺼﺮﻑ ﻣﻮﺍﺩ ﻭﺍﻧﺮﮊﻱﻭﺟﻠﻮﮔﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺗﺨﺮﻳﺐ ﺟﻨﮕﻠﻬﺎﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﺒﺠﻪ ﺣﻔﻆ ﻣﺤﻴﻂﺯﻳﺴﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

آيا مي دانيد –فقط در شهر تهران روزانه 5490 اصله درخت دور ريخته مي‌شود.

آيا مي دانيد –مرکز بازیافت تقریبا همه چیزهای کاغذی را که پوشش پلاستیکی نداشته باشند، با جوهر چاپ نشده باشند یا خاکی و آلوده به مواد غذایی نشده باشند، بازیافت می‌کند.

گرد‌اوری:مهدوی خواه



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:19 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

دکوراسیون با صرفه

 
 

1- برای زیبا و جذاب جلوه دادن محیط زندگی خود لازم نیست حتما از مبلمان‌های ‌گران‌قیمت استفاده کنید توصیه می‌کنیم قبل از خرید مبلمان و یا رنگ‌آمیزی منزل خود چند کتاب دکوراسیون تهیه کنید حتما در آنها ایده‌های جالبی برای رنگ و نحوه چیدمان وسایل پیدا می‌کنید. 

 
 

2- گاهی می‌توانید از وسایل و مبلمان قدیمی برای منزل خود استفاده کنید وسایل و اشیایی که ممکن است در زیرزمین منزل شما بلا استفاده مانده باشد. 

 

3- رنگ‌آمیزی و تغییر لوازم، ارزان‌ترین روش ممکن برای ایجاد تنوع در دکوراسیون است، ضمن اینکه خود شما هم می‌توانید آن را انجام دهید.

 
فقط یک معمار داخلی می‌تواند طراحی و چیدمان زیبایی را ارائه دهد ولی اگر کمی خلاقیت و ابتکار به خرج دهیم می‌توانیم با دقت، ظرافت و مطالعه، چیدمانی صحیح و مناسب از وسایل و لوازم خانه را داشته باشیم.
 

 
 
 

4- نقش‌ها و عکس‌های قدیمی در صورتی که بتوانید قابی مناسب برای آنها پیدا کنید از بهترین و ارزان‌ترین وسایل تزیینی دیوارها هستند. 

 
 

و سرانجام هدایایی را که دوستان و اقوام به عنوان هدیه منزل جدید برای شما می‌آورند در کمد نگذارید. بلکه می‌توانید از آنها در مکان‌های مختلف منزل جهت دکوراسیون استفاده کنید. 

 

در عمل مشاهده می‌کنیم که خیلی کارها برای ایجاد تغییر در دکوراسیون منزل، قابل اجرا  و با صرف هزینه‌ای محدود و در اندک زمانی امکان‌پذیر است. از این رو همه ما می‌توانیم تغییراتی هر چند جزیی در منزل خود ایجاد کنیم و از نتیجه نشاط‌آور آن بهره‌مند شویم.

 

دکوراسیون با صرفه

 

چیدمان مناسب یعنی آرامش خانه

 
 

آپارتمان‌ها و ساختمان‌های کوچک وسایل زیاد خانه، جای محدود و دسترسی آسان به وسایل و اسباب مورد نیاز سبب می‌شود که ما بیشتر به اطرافمان دقیق شده و در پی یافتن مکان‌هایی برای جا دادن وسایل باشیم. 

 
 

برخی از اسباب‌ و لوازمی که مورد نیازمان نیست یا کهنه و غیرقابل استفاده هستند را دور بریزیم و آنهایی که قابل مرمت و استفاده مجدد هستند را تعمیر کنیم. 

 

 

 
 
 

باور غلط ما در این باره این است که فقط یک معمار داخلی می‌تواند طراحی و چیدمان زیبایی را ارائه دهد ولی اگر کمی خلاقیت و ابتکار به خرج دهیم می‌توانیم با دقت، ظرافت و مطالعه، چیدمانی صحیح و مناسب از وسایل و لوازم خانه را داشته باشیم. 

 

باید چیدمان وسایل منزل به نحوی باشد که بتوان نهایت استفاده را از حداقل فضا برد اما آن چیزی که نباید فراموش کرد این است که طراحی و چیدمان خانه و وسایل آن باید بر گرفته از فرهنگ ایرانی باشد.

 

منبع: خانواده سبز



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:57 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  ساده زيستي در حد توصيه


نويسنده: شهلاكاظمي پور

آنچه به صورت عيني در جامعه مي توان ديد، اين است كه فرهنگ تجمل گرايي و مصرف گرايي در بين خانواده ها در كشور نسبت به گذشته بيشتر شده است؛ چنانچه افزايش روزانه فروشگاه ها و اماكن عرضه كالاها، ناشي از استقبال خريداران و سوددهي اين شغل است.مصرف گرايي يك پديده جهاني است و تنها منحصر به جامعه ما نيست اما تغيير جهت فرهنگ خريد و مصرف خانواده ها به سمت تجمل گرايي، موضوع نگران كننده اي است.بر خلاف برخي تصورات وضع اقتصادي مردم ما نسبت به گذشته بهتر شده است و افزايش مصرف صحيح كالاها به نوعي طبيعي و قابل توجيه است و معمولابه افزايش رفاه افراد منجر مي شود اما نوع مصرف و چگونه مصرف كردن در خانواده ها، پديده اي است كه نياز به توجه و بررسي بيشتري دارد. متاسفانه برخي افراد آنچنان دنباله روي تجملات و توجه به ظواهر هستند كه ترجيح مي دهند، گوشي همراه آخرين مدل داشته باشند، درحالي كه تغذيه يا بهداشت دهان و دندان مناسب ندارند.
    اين تناقض ناشي از جا نيفتادن ريشه اي فرهنگ مصرف در جامعه است؛ در اين ميان به نظر مي رسد، تاثير چشمگير پيشرفت هاي تكنولوژيك در عرصه ارتباطات از قبيل اينترنت و ماهواره در شكل گيري و ترويج فرهنگ هاي وارداتي در جوامع ديگر بخصوص جوامع در حال پيشرفت مانند كشور ما و نيز طراحي و ارائه نشدن الگوي مصرفي مناسب و مطابق با اعتقادات فرهنگي و مذهبي از سوي مسئولان فرهنگي و رسانه هاي ارتباط جمعي همانند تلويزيون، بيشترين نقش را در شيوع و گسترش فرهنگ مصرف گرايي تجملي در كشور داشته باشند.آموزه هاي ديني و ملي ما به صرفه جويي و ساده زيستي توصيه دارند و فقدان برنامه ريزي و نظارت دقيق و عملي براي فرهنگ سازي اين آموزه ها را مورد انتقاد قرار مي دهند. برنامه هاي مسئولان فرهنگي و رسانه هاي ارتباط جمعي نظير تلويزيون به راحتي قابل ارزيابي است؛ براساس شواهد موجود آنها، علي رغم توصيه و تاكيدهايي كه نسبت به صرفه جويي وجود دارد، در زمينه فرهنگ سازي موفق عمل نكرده اند و در حد توصيه باقي مانده اند.
    مسئولان بايد الگوهاي جامعه باشند اما اينكه توانايي و قابليت آن را دارند يا نه، نمي دانم؛ متاسفانه بعضي از الگوهاي جامعه مانند معلمان و اساتيد دانشگاه ها، عمدي يا ناخواسته تضعيف شده اند و در نتيجه مردم به سراغ الگوهايي رفته اند كه بيمارگونه اند و واقعي نيستند.
    *معاون پژوهشي مركز مطالعات جمعيتي آسيا و اقيانوسيه


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:42 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
اسلام و الگوي مصرف  

ماهي

درآمدي بر كم و كيف مصرف در عرصه هاي گوناگون بر اساس فقه و اخلاق اسلامي  

 
 

چيستي مصرف

 

مصرف كه واژه اي عربي و از آن در زبان فارسي , به هزينه و تعبير consume و consumption در زبان انگليسي به مي شود , مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است . از اين رو بايد آن را به معناي خرج كردن و زمان ومكان خرج نمودن دانست , ولي عرب زبانان براي رساندن اين مقصود , بيشتر از تعبير « استهلاك » استفاده مي كنند.

 

و در اصطلاح اقتصادي , مصرف عبارت است از ارزش پولي كالاها و خدماتي كه توسط افراد خريداري وتهيه مي شود8. البته مقصود ما از مصرف در اين تحقيق , معنايي عام تر وشامل تخصيص بودجه و هزينه كردن امكانات و درآمدهاي عمومي از سوي دولت نيز مي شود.

 

برخي ديگر براي تبيين مقوله مصرف گفته اند : ثروت , منبع درآمد است و درآمد خالص (در آمد منهاي استهلاك ) به دو منظور استفاده مي شود. بخشي از آن , به انباشتن ثروت و پس انداز اختصاص مي يابد و بخش ديگر , صرف تحصيل لذت مي شود. آن قسمت از درآمد كه صرف به دست آوردن لذت مي گردد , مصرف ناميده مي شود1.

 

بر اين اساس پس انداز , مبلغي از درآمد است كه به مصرف نمي رسد و مصرف به علاوه پس انداز , مساوي درآمد خواهد بود2.

 

به هر حال در دانش اقتصاد , مصرف , شامل دو گروه عمده خوراكي ها و غير خوراكي ها است . خوراكي ها , شامل آشاميدني ها , دخانيات , انواع نان , برنج , گوشت , لبنيات , روغن , ميوه و سبزي و غير خوراكي ها , شامل گروه هاي پوشاك و كفش , مسكن , اثاثيه منزل , بهداشت و درمان , حمل و نقل و ارتباطات , تفريحات و سرگرمي ها , خدمات فرهنگي و كالاها و خدمات متفرقه است 3.

 

گفتني است از نگاه اقتصاد دانان , مهم ترين عامل تعيين كننده مصرف , در آمد است . اهميت اين امر , به حدي است كه از نگاه آنان , مصرف تابع در آمد است , به گونه اي كه هر چه درآمد بيشتر باشد , مصرف بيشتر خواهد بود و برعكس 12.

 
 

عوامل تعيين كننده ديگر عبارتند از : داراييها , ماليات , قابل دسترس بودن و هزينه تحصيل اعتبار , انتظارات از آينده در مورد قيمت ها و در آمد4.
 

 
 

از نظر ما , بايد اعتقادات و باورهاي ديني و به طور كلي سطح فكري و فرهنگي آحاد جامعه را نيز از عوامل تعيين كننده مصرف دانست و اين مهم با توضيحات بعدي روشن تر خواهد بود

 

همراه با مردم (گندم خانه مرا) روز به روز خريداري كن ! و افزود : قوت خانه مرا , نيمي از جو و نيمي از گندم قرار بده , خداوند مي داند كه من ميتوانم نان خانه خود را از گندم تامين كنم ولي دوست دارم خداوند مرا در حالي ببيند كه در معيشت خود , حسن تقدير دارم

 

ضرورت تدبير در امر مصرف

 

مصرف , از نگاه اقتصادي , داراي اهميت به سزايي است تا جايي كه اقتصاد دانان , ابراز داشته اند مصرف , در عين اين كه هدف نهايي از توليد و توزيع است , از عوامل موثر در آن نيز ميباشد. بر همين اساس , آنان از اصلي به عنوان : حاكميت مصرف كننده » سخن گفته اند , يعني « اين مصرف كننده است كه به توليدات و چگونگي تخصيص منابع توليد و توزيع شكل مي دهد. » براي مثال , در يك جامعه مبتلا به جنگ , وقتي همه اولويت ها به امر جنگ و دفاع داده شود , توليدات و توزيع ثروت ها نيز در مسير جنگ قرار مي گيرد. بنابراين , مصرف , تنها تابعي از توليد و توزيع نيست , بلكه از سوي ديگر , توليد و توزيع هم تابع مصرف است . به ديگر سخن , ميان مصرف و توليد و توزيع , هم رابطه علي و معلولي وجود دارد و هم اين كه مصرف , ابزار مهمي در توجيه چگونگي توليد است 5. افزون بر اين , چنان كه اشاره گرديد , كم و كيف مصرف و مسائل جانبي آن , پيوندي وثيق با فرهنگ , آداب و رسوم و باورهاي آحاد جامعه دارد و به طور كلي نمي توان از تاثير فراوان اين امر در نيك بختي يا شور بختي آحاد جامعه چشم پوشيد.

 

اهميت فراوان اين امر , سبب شده است پيشوايان بزرگ دين , با سخن و سيره خود , بر تدبير در مصرف و تقدير معيشت تاكيد ورزند , شيخ طوسي , به سند خود از شخصي به نام حسين نقل مي كند : سمعت رجلا يقول لابي عبدالله (ع ) بلغني ان الاقتصاد و التدبير في المعيشه نصف الكسب , فقال ابوعبدالله (ع ) لا , بل هوالكسب كله ومن الدين التدبير في المعيشه 6. شنيدم شخصي به امام صادق (ع ) عرض ميكرد : به ما گفته اند : اقتصاد و تدبير در معيشت , نيمي از كسب است . حضرت فرمود : نه بلكه اين كار , همه كسب است و از جمله دين (و دين داري ) تدبير در معيشت است .

 

و در حديثي كه آن را شيخ كليني به سند خود از امام باقر(ع ) نقل مي كند آمده است : الكمال كل الكمال التفقه في الدين و الصبر علي انائبه و تقدير المعيشه 7. همه كمال (انساني ) در سه چيز است : خوب فهميدن دين , صبر نمودن بر مصيبت و تقدير معيشت .

 
 

و بنابر نقل ديگري از مرحوم كليني , شخصي به نام معتب مي گويد : در يكي از سال ها كه قيمت ها در شهر مدينه رو به افزايش نهاده بود , امام صادق (ع ) به من فرمود : موجودي گندم ما چقدر است عرض كردم : به قدري است كه براي چند ماه كفايت كند. حضرت فرمود : آن را بيرون برده بفروش ! عرض كردم در مدينه گندم يافت نمي شود! فرمود : آن را بفروش ! چون آن را فروختم , حضرت فرمود : همراه با مردم (گندم خانه مرا) روز به روز خريداري كن ! و افزود : قوت خانه مرا , نيمي از جو و نيمي از گندم قرار بده , خداوند مي داند كه من ميتوانم نان خانه خود را از گندم تامين كنم ولي دوست دارم خداوند مرا در حالي ببيند كه در معيشت خود , حسن تقدير دارم 8.

 
از امام صادق (ع ) پرسيدم : حقيقت عبوديت چيست فرمود : سه چيز : (يكي اين كه ) بنده , در آن چه خدا به او عطا كرده است , مالكيتي براي خود نبيند , زيرا براي بندگان , مالكيتي نيست , ايشان مال خود را مال خدا مي دانند و آن را جايي قرار مي دهند كه خداوند بدان فرمان داده است و عبد , براي خود , هيچ گونه تدبيري نمي كند و تمام اشتغال او در مسيري قرار دارد كه خداوند وي را امر يا نهي كرده است . پس هرگاه بنده , در آن چه خداوند به او ارزاني داشته , مالكيتي براي خود نبيند , انفاق نموده در موردي كه خداوند دستور داده است , برايش آسان مي شود و هرگاه او تدبير خود را به خداوند واگذارد , سختي هاي دنيا بر او آسان مي گردد
 
 

در ميان روايات , به سخني از امام صادق (ع ) بر مي خوريم كه ممكن است مضمون آن در نگاه بدوي , عدم ضرورت تدبير در امر مصرف و معيشت و شايد مطلوب بودن ترك آن باشد. بر حسب اين روايت كه آن را صاحب بحار از عنوان بصري نقل كرده است , وي مي گويد : قلت يا اباعبدالله ! ما حقيقه العبوديه قال : ثلاثه اشيا , ان لايري العبد لنفسه فيما خوله الله ملكا لان العبيد لايكون لهم ملك يرون المال مال الله يضعونه حيث امر هم الله به ولا يدبر العبد لنفسه تدبيرا و جمله اشتغاله فيما امره تعالي و نهاه عنه فاذا لم يرالعبد لنفسه فيما خوله الله تعالي ملكاهان عليه الانفاق فيما امره الله تعالي آن ينفق فيه و اذا فوض العبد تدبير نفسه علي مدبره هان عليه مصائب الدنيا9 از امام صادق (ع ) پرسيدم : حقيقت عبوديت چيست فرمود : سه چيز : (يكي اين كه ) بنده , در آن چه خدا به او عطا كرده است , مالكيتي براي خود نبيند , زيرا براي بندگان , مالكيتي نيست , ايشان مال خود را مال خدا مي دانند و آن را جايي قرار مي دهند كه خداوند بدان فرمان داده است و عبد , براي خود , هيچ گونه تدبيري نمي كند و تمام اشتغال او در مسيري قرار دارد كه خداوند وي را امر يا نهي كرده است . پس هرگاه بنده , در آن چه خداوند به او ارزاني داشته , مالكيتي براي خود نبيند , انفاق نموده در موردي كه خداوند دستور داده است , برايش آسان مي شود و هرگاه او تدبير خود را به خداوند واگذارد , سختي هاي دنيا بر او آسان مي گردد... 

 

ولي بايد اذعان داشت اين گفتار , هيچ گونه منافاتي با ديگر آموزه هاي ديني در باب ضرورت تدبير در امر مصرف و معيشت ندارد , زيرا در اين حديث , حضرت , در مقام رد تدبير عوامانه كساني است كه فارغ از مشيت و تقدير الهي و صرفا براساس توهمات و تخيلات خود , خط مشي انتخاب مي كنند و در جمع آوري و هزينه نمودن مال و ثروت براي خود استقلال قائل اند و براي تدبير الهي , حسابي باز نمي كنند. به ديگر سخن , حضرت با اين گفتار , « توحيد در تدبير » را آموزش مي دهد , آموزه اي كه با تدبير بندگان در چهار چوب تدبير الهي هيچ منافاتي ندارد , همان طور كه اعتقاد به « توحيد افعالي » (كه از اعتقادات مسلم است ) هيچ گونه تضادي با افعال اختياري بشر ندارد , تضاد وقتي پيش مي آيد كه بشر را در تدبير و فعل خود , مستقل و كار او را در عرض اراده و مشيت الهي ارزيابي كنيم . به تعبير ديگر , رهنمود امام صادق (ع ) در اين روايت , ناظر به مضموني است كه در برخي دعاها وارد شده است , مانند :

 
 

لااله الا الله لايقضي في الامور الاانت و لايدبر مقاديرها غيرك و لايتم شي منها دونك 10... و مانند آن چه در زيارت نامه امام رضا(ع ) به نقل از امام جواد (ع ) آمده است : يا من لايدبر الامر الاهو يا من لايغفر الذنب الا هو يا من لايخلق الخلق لاهو11... فشرده سخن آن كه نمي توان پذيرفت اين روايت , مومنان را بر خلاف دستورات صريح قرآن كه مي فرمايد : « ولاتبسطها كل البسط » « و لاتسرفوا » به زياده روي و اسراف  و ريخت و پاش اموال , فرمان مي دهد , به يقين چنين نيست . 

 

مصرف , تنها تابعي از توليد و توزيع نيست , بلكه از سوي ديگر , توليد و توزيع هم تابع مصرف است . ميان مصرف و توليد و توزيع , هم رابطه علت و معولي وجود دارد و هم اين كه مصرف , ابزار مهمي در توجيه چگونگي توليد است

مصرف , عبارت است از ارزش پولي كالاها و خدماتي كه توسط افراد خريداري و تهيه مي شود. مصرف در معنايي عام تر و شامل تخصيص بودجه و هزينه كردن امكانات و درآمدهاي عمومي از سوي دولت نيز مي شود

از نگاه اقتصاددانان , مهم ترين عامل تعيين كننده مصرف , « درآمد » است . اهميت اين امر به حدي است كه از نگاه آنان , مصرف , تابع درآمد مي باشد , به گونه اي كه هرچه درآمد بيشتر باشد , مصرف بيشتر خواهد بود و برعكس 
 

 
 
 
 
 

مي توان مضامين روايت مورد بحث و روايات پيشين را با عنايت به دو بعد و جنبه انسان , يعني بعد طبيعي و حيواني و بعد فطري و الهي او نيز تحليل كرد و گفت انسان ها , در زندگي خود , با دو قسم تدبير , يكي ممدوح و ديگري مذموم , سرو كار دارند قسم نخست , تدبيري است كه در امتداد تسليم خداوند بودن , تفويض امور به او , معرفت و اعتراف به مبدا و هماهنگي با او قرار دارد و مبتني بر عزم , استواري , توكل , پيش بيني و بهره گيري از همه امكانات است و قسم دوم , تدبيري است مبتني بر توهمات , خيال بافي ها , بلند پروازي ها و بي برنامه گي ها و با اموري مانند شيطنت و تزوير و ضعف و عجز سر و كار دارد. بدين ترتيب , مي توان گفت روايت اخير , در مقام نفي تدبير حيواني و شيطاني و روايات پيشين , در پي تشويق به تدبير فطري و الهي اند. از اين رو , تعارضي ميان آن ها متصور نيست . 

تنظيم شده توسط موسوي

اثر حجت الاسلام والمسلمين دكتر علي اكبر كلانتري

بخش دين وانديشه تبيان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:40 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
 

با توجه به افزایش روزافزون مصرف انرژی و خطر اتمام برخی منابع انرژی از جمله سوختهای فسیلی (نفت، بنزین، گازوییل و...) نگرانی‌های گسترده ای جهانیان را فرا گرفته است.

این معضل، شرکت‌ها و کارخانجات گوناگونی را ملزم کرده است تا راهکارهای جدیدی برای صرفه‌جویی در مصرف انرژی بیابند. از جمله پیشگامان این امر شرکت «Thetford Int,l) انگلیس است که با تولید Motoflow گامی موثر در خصوص بهینه سازی مصرف سوخت برداشته است.
«Thetford Motoflow» یک ابزار قدرتمند، مفید با کارایی بالا جهت استفاده در وسیله نقلیه شماست. این محصول می‌تواند کاهش چشمگیری در حدود 27 درصد و حتی بیشتر در مصرف سوخت وسیله نقلیه ایجاد کند. این وسیله منحصر به فرد، مصرف سوخت را کاهش داده و تولید گازهای سمّی را به حداقل ممکن می‌رساند. این وسیله حاصل کار یک پیشرفت مافوق تصور در تکنولوژی عصر مدرن است که طیف وسیعی از سیستم‌های سوختی را در بر می‌گیرد.
موفقیت «Thetford Motoflow» به عنوان محصولی که استانداردهای زیست محیطی را رعایت می کند، به صورت گسترده توجه نهادها و انجمن‌های حافظ محیط زیست را به خود جلب کرده است.
در سال 1992، آزمایشگاه «وارِن اسپرینگز» (Warren Springs)، بخش آزمایش خودروی دولت انگلستان، مأموریت یافتند که آزمایش‌های گوناگون بر روی فواید شرطی کردن سوخت با مغناطیس انجام دهند و از نتیجه آن بسیار شگفت‌زده شدند.
گزارش 16 صفحه‌ای آنان نیروی افزوده، صرفه‌جویی بهتر سوخت و کاهش در خطر گازهای خروجی را تأکید می کرد. آنان در نتیجه‌گیری گزارش خود آورده اند: «هر دو سری آزمایش‌ها نشانگر کاهش فراوان دی اکسید کربن، احتراق بنزین و اکیدهای نیتروژن بوده و هنگامی که دستگاه مورد آزمایش برداشته شد این روند سیر معکوس پیدا کرد. همچنین، افزایش نیروی مشاهده شده در اولین سری آزمایش‌ها در سری دوم تداوم پیدا کرده و تا 11 درصد افزایش یافت.»

«Thetford Motoflow» چگونه کار می‌کند؟
 «Thetford Motoflow» به احتراق سوخت مصرفی، شتاب و قدت بیشتری می‌دهد و بخش عمده‌ای از سوخت را که به دلایل مختلف، مصرف نمی شود و به صورت گازهای سمّی وارد محیط می‌شود، می‌سوزاند.
این دستگاه با ایجاد یک فرکانس ویژه، زنجیر مولکولی هیدروکربن‌ها را می‌شکافد و در نتیجه، قدرت احتراق سوخت به میزان چشمگیری افزایش می‌یابد.


قابلیت‌های «Thetford Motoflow»
-    صرفه‌جویی در هزینه (پس انداز)؛
-    افزایش قدرت (BHP)؛
-    کاهش ذرات سمّی.
تمامی این محصولات بدون نیاز به تخصص و ابزار خاص، قابل نصب و تنظیم هستند. آنها به سادگی توسط یک نوع تسمه بر روی شیلنگ انتقال سوخت، بدون احتیاج به برش شیلنگ نصب می‌شوند. این محصولات هیچ خللی در کار کلی و مکانیزم موتور ایجاد نمی‌کنند و در حقیقت یک گارانتی نامحدود دارند. با توجه به افزایش روز افزون هزینه‌های جاری سوخت در هر یک از بخش‌های تولید، فراوری و توزیع، آیا نمی خواهید یکی از این محصولات را بر روی وسیله نقلیه خود نصب کنید؟
برتری‌های « Thetford Motoflow»
کارکرد روی هر سه نوع موتور بنزینی، دیزلی، CNG و LPG، نصب در چند دقیقه بدون نیاز به ابزار، بالا بردن کارایی موتور، عدم برش لوله سوخت، سازگار با محیط زیست، افزایش عمر موتور، فناوری اثبات شده، پیمایش افزوده، بی‌نیاز از نگهداری، افزایش قدرت، استارت سریع‌تر، بی نیاز از انرژی پشتیبانی و ابعاد 13×28×35 میلیمتر به وزن 36 گرم.
دستگاه Motoflow در انواع خودروهای بنزینی، دیزلی، LPG، CNG کاربرد دارد.
از محاسن این دستگاه می توان به موارد زیر اشاره کرد:
-    کاهش چشمگیر مصرف سوخت خودرو و جلوگیری از انتقال اضافی سوخت به موتور؛
-    بهینه‌سازی مصرف سوخت و انتقال مناسب سوخت به خودرو؛
-    ایجاد تحریق بهینه سوخت در موتور و جلوگیری از احتراق ناقص؛
-    افزایش قدرت خودرو در اثر احتراق مناسب؛
-    افزایش کارایی موتور؛
-    کاهش آلاینده‌های ناشی از مصرف سوخت؛
-    بی‌نیازی از نگهداری و انرژی پشتیبان؛
-    نصب سریع و آسان، بدون تغییر در سیستم سوخت‌رسانی خودرو؛
-    عاملی بازدارنده در برابر تخریب محیط زیست توسط آلاینده‌های تولید شده به وسیله خودروها.
برگرفته از: ماهنامه تازه‌های انرژی، شماره هفتم، نیمه دوم اردیبهشت ماه 1388، صفحه 48
 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:38 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 ورود به «جامعه صنعتي بازار» كه شكل گيري آن به تدريج، پس از انقلاب صنعتي، در كشورهاي غربي آغاز شد و در نيمه دوم قرن بيستم، به وضوح، در بيشتر سرزمين هاي پيشرفته صنعتي مشاهده مي شود، دگرگوني هاي گسترده اي را در زمينه هاي مختلف پديد آورده است. براي اولين بار در طول تاريخ، انسان ها با كالاهايي محاصره شدند كه بيشتر آنها را نمي شناختند و مصرف اين كالاها برايشان عجيب، و در بسياري موارد، باورنكردني بود. هرچند برخي از اين كالاها پيش تر هم وجود داشتند و از آنها استفاده به عمل مي آمد، اما اينك به گونه اي كاملاً متفاوت و با ويژگي هاي ناشناخته عرضه مي شدند. اين كالاها به تدريج، بازار مصرف را انباشتند و در كنار كالاهاي ديگري قرار گرفتند كه پيش تر براي عموم، شناخته شد و قابل مصرف بودند. در اين شرايط، ديگر دانش و هوش مصرف كننده، به تنهايي براي استفاده بهينه از كالاها پاسخگو نبود و نياز به دانش وسيع تري براي شناخت و به كارگيري كالاهاي متنوع احساس مي شد.

شكل تكامل يافته جامعه صنعتي بازار، «جامعه مصرف كننده» است. اين جامعه، با انبوهي از كالاهاي ساخته شده و طبقه بندي شده، روبه روست كه به راحتي در دسترس خريداران قرار مي گيرند و آنان را بر آن مي دارند كه از ميان مجموعه اي گسترده از يك نوع كالا، آن را كه بيش تر مي پسندند، انتخاب و خريداري كنند. ويژگي ديگر جامعه مصرف كننده، اين است كه كالاهاي متنوع، دايماً به نحوي، در معرض دگرگوني و تغيير اساسي هستند و به ندرت، در مدتي طولاني، كالايي به همان شكل اوليه خود، باقي مي ماند.
افزايش بي سابقه و بسيار چشمگير درآمد واقعي و قابل تصرف شهروندان در اكثر كشورهاي پيشرفته صنعتي، آزادي عمل در خريد و انتخاب و مصرف كالاهاي عرضه شده و افزايش اوقات فراغت، عواملي بوده اند كه به مصرف انبوه كالاها در جوامع مصرف كننده انجاميده است. عوامل ياد شده، اين جوامع را برآن داشته اند كه به فعاليت هاي بازاريابي روي آورده و با استعانت از آنها، به بسط و گسترش بيشتر مصرف بپردازند و از قلمروي مصرف كالاهاي ضروري، پا فراتر نهاده و به شكل كاملاص متفاوت از پيشينيان، رفتار كنند. به علاوه، بايد در نظر داشت كه مفهوم كالاها و مصارف ضروري، در مقايسه با گذشته، كاملاً دگرگون شده است. آنچه پنجاه سال پيش ضروري بود، امروز ضروري نيست يا برعكس، آنچه امروز به عنوان ضرورت مطرح مي شود، پنجاه سال پيش، اساساً مطرح نبود. حتي كالاهايي مثل مواد غذايي نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و نمي توان گفت مواد غذايي ضروري امروز، ديروز هم ضروري بوده اند و يا برعكس. از اين رو، بايد تعريف ديگري از مصارف ضروري ارايه كرد و آن را در جوامع مختلف، به گونه اي متمايز، مورد توجه قرار دارد. حتي در يك جامعه واحد، با توجه به نوع معيشت افراد و بسياري از عوامل ديگر كه در متن هاي بازاريابي به تفصيل آمده اند، نوع كالاهاي ضروري در ميان گروه هاي مختلف افراد، متفاوت است به علاوه، در جامعه مصرف كننده، هرگاه عده اي از مصرف كنندگان بخواهند از بند مصرف برخي از كالاها برهند، بازاريابان و دست اندركاران تبليغات، آنان را تشنه مصرف ديگري مي كنند و با خود پيش مي برند و نمي گذارند كه آتش تنور مصرف، به خاموشي گرايد. در اين حال، مي توان گفت كه مصرف، پايان ناپذير است و هرگز نمي توان از دام آن رهايي يافت.

 

در چنين شرايطي، آنچه بازاريابان و دست اندركاران تبليغات و به طوركلي، ارباب ايجاد مصرف كه به گونه اي خود را خدمتگزاران تمدن جديد بشري مي دانند ـ مصراً به آن باور دارد، اين است كه تا وقتي بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت، به درآمد قابل تصرف مطمئني دسترسي يافته، اوقات فراغت قابل ملاحظه اي دارد و از امنيت شغلي نسبي برخوردا است، بايد شرايط مطئني براي مصرف او فراهم آورد و نگذاشت كه اين شرايط مطلوب، به هدر رود و شيوه معيشت و مصرف، به همان شكل سابق، برقرار بماند؛ بلكه بايد مصرف، قلمروي خود را گسترده تر كند و به پيشروي ادامه دهد.
در اثر پيوند يافتن مصرف و بازار آن با رسانه هاي جمعي الكترونيكي و ارتباط اين دو با سرگرمي هاي عمومي و رايج، و ورزش ها، به يكباره ارباب بازار، با امكان بازي بي پايان در ارسال پايم هاي تكامل يافته و اثرگذار و در برخي موارد، شبه واقعي و حتي مقدس و غير قابل بحث، روبه رو شدند كه آنان را بر آن داشت تا از اين طريق، زمينه را براي پذيرش عموم و مصرف كنندگان بالقوه موردنظر خود فراهم آورند و مفاهيم و نگرش هاي آنها را در زمينه هايي چون راه هاي گوناگون خوشبختي و شادماني و موفقيت اجتماعي، دگرگون كنند و تعبيري جديد و پذيرفتني و غير قابل سرپيچي از اين مفاهيم، در ذهن آنها پديد آوردند. اين كار، چندان ساده نبود و نياز به دانش، مهارت و خلاقيت هاي وسيعي داشته است كه روز به روز بر پيچيدگي آن افزوده مي شود.
دست اندركاران فعاليت هاي بازاريابي، در سال هاي اخير، به خوبي دريافته اند كه جامعه صنعتي بازار به سرعت به سمت جامعه مصرف در حركت است. آنها اين واقعيت را نيز دريافته اند كه در برخي از جوامع پيشرفته صنعتي، ديري است بي آنكه كسي با خبر شود و يا نشانه اي مشخص آشكار شود، اين اتفاق افتاده است و به عبارتي، كار از دست رفته است. به تعبير برخي ، تا سال هاي اخير، ديدگاه و تفكر مادر مورد مصرف، بسيار ابتدايي بوده و اقتصاد دانان آن را توجيه و توصيه و پشتيباني مي كرده اند. سنت و ديدگاه و جريان فرهنگي قدرتمندي، بيانگر اين مفهوم و منادي فايده هاي اخلاقي و اجتماعي كار زياد و سنگين و تبعيت از صاحبان اقتدار و مديران و كارآفرينان در جهت افزايش مداوم توليد بوده است و براي مصرف، ارزش چندان زيادي قايل نبوده و آن را چندان توصيه نكرده است. بر اساس مطالعات «آلبرت هيرشمن»، اقتصاددان و مورخ عقايد اقتصادي، حمله به مصرف گرايي كار تازه اي نبوده و ريشه در سال ها پيش، يعني زماني كه مفاهيم توسعه اقتصادي در ادبيات توسعه مطرح شد، دارد. به نظر او، شرايط و امكانات توليدي تازه، كه شكل هاي اوليه آن در قرن هجدهم ميلادي ظاهر شد، همواره اين نگراني را پيش آورده است كه وجود كالاهاي تازه و به ميزان چشمگير، موجب فساد در جامعه و سوق دادن مردم به سوي تنبلي و تن پروري شود و قدرت مؤلد را از انسان هاي كوشا بازستاند. صاحبان اين تفكر، فقط كار و توليد را توصيه كرده و ان را ضامن بقا و توسعه جامعه بشري دانسته و صرفه جويي و امساك در مصرف را اخلاقي حسنه و قابل ستايش قلمداد كرده اند.
در طليعه ظهور قرن بيستم، اين واقعيت خود را به خوبي آشكار كرد كه براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي، كه روز به روز به آن افزوده مي شد، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد. به عبارت ديگر، با تحقق توليد انبوه، مصرف انبوه، اجتناب ناپذير است. در چنين حال و هوايي است كه «قانون بازار ژان باپتيست سه» مطرح مي شود و خود را به تفكرات بسياري از توليدكنندگان تحميل مي كند. پس از اين است كه مبارزه بر سر تصاحب بازارها در مي گيرد و توليد كنندگان بزرگ، براي به دست آوردن بازار مصرف، به سرزمين هاي دور روي مي آورند و با نيروي نظامي خود، به فتح اين سرزمين ها مي پردازند و آنها را مستعمره خويش مي كنند. اين رقابت فشرده و همواره فزاينده، بشريت را به جنگ هاي بزرگي واداشت كه پا از مرزهاي يك يا دو كشور فراتر نهاده، به جنگي جهانگير، بدل شدند و اين رهايي، روز به روز بيشتر و بيشتر شده است كه مبادا آن جنگ بزرگ كه بشر همواره از آن واهمه داشته و از آن مي پرهيزد، رخ نشان دهد.
در چنين شرايطي، برخي از دانشمندان راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم كردن رفاه عمومي براي همه دانسته و برآنند تا روش هايي را بيابند كه ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد، از كار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. بحران نظام توليد را، جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست. اما با اين حال بسياري متوجه اين نكته شدند كه توده مردم، هرگز در مصرف خود، جانب اعتدال و درستي را رعايت نكرده، به مصرف لجام گسيخته در برخي زمينه ها و مصرف اندك در مورد عده اي ديگر از كالاها، روي مي آورند. اين امر، راه اعتدال را نمي پيمايند و اين افراط و تفريط، عنان اختيار نظام اقتصادي را از دست اداره كنندگان جامعه مي گيرد و به هيچ وجه، به نفع نظام صنعتي نيست. در اين حالت، لزم است يك مرجع تشخيص دهنده براي توليد و مصرف در جامعه وجود داشته باشد تا بتواند به درستي، به اين كار مهم، سامان دهد.
به هرحال، نظام صنعتي و نظام مصرف، پابه پاي هم رشد كردند و در اوايل قرن بيستم، سازوكارهاي حاكم بر خود را اجرا كردند. صاحبان صنايع و بازرگانان، به تدريج به فراگيري اصول بازار و روابط حاكم بر آن پرداخته و خود را آماده روزها و ساعات مشخص كار كردند. وقت شناسي، تبعيت از ماشين، گذران زندگي از طريق دستمزد و پيروي از كارفرمايان، براي كارگران معنا يافت. براي جوامع دهقاني تا سال ها، پذيرش اين نظم، دشوار بود و آنان به صورت مردماني كله شق و بي اعتنا به موازين پذيرفته شده براي زندگي جديد، معرفي شدند. به تدريج با ورود آنها به دنياي صنعت، ميزان تعطيلات و دامنه جشن هاي طولاني كه روزها طول مي كشد، كاهش يافت و در عوض، به روزها و ساعات كاري افزوده شد. طبقه جديد كارگر شكل گرفت و اتحاديه هاي كارگري پديدار شدند، اما در عين حال، كشاورزان نسبت به حفظ فرهنگ و شرايط زندگي خود، مقاومت مي كردند و به راحتي، به جوامع صنعتي نمي پيوستند.
«هربرت گوتمن»، مورخ سرشناس، در مقاله اي، به خوبي اين نكات را تحليل و بررسي كرده است. علاوه بر اين، او نشان داده است كه چگونه مهاجران اروپايي كه به امريكاي شمالي پا نهاده اند، در ابتدا تا مدتي در برابر فرهنگ هاي ديگر حالت تدافعي مي گرفتند و سعي در حفظ فرهنگ خود داشتند.
«رژه ها و تظاهرات و مراسم روستايي، سوگندهاي مذهبي و شورش هاي مربوط به غذا، و بسياري چيزهاي ديگر در فرهنگ و رفتار مهاجران سال هاي اول قرن بيستم كه به آمريكا پا نهاده بودند و در كارخانه هاي اين كشور كار مي كردند … همه، طبيعي و بخشي از رفتار مهاجران در برابر فرهنگ هاي ديگر بود و جزيي از فرهنگ پذيري جديد به شمار مي رود.» كه به مفاهيم رفتاري اي همچون تشخيص ذات و عرض اندام كردن و صيانت ذاتِ آنها مربوط بوده است. هم جنبه هاي مذهبي و هم عناصر غير مذهبي در مهاجرت اقوام و جاومع آنها تأثير داشته و در جامعه جديد، بسياري از رفتارهاي ظاهراً ناهنجار را به وجود مي آورد. اين عناصر، باعث همبستگي هاي كاري و گاه اعتصابات كارگري مي شود. اين فرهنگ گروهي يا آداب و رسوم قومي، نه تنها وسيله اي براي بقا و دوام در كشاكش هاي كاري و شغلي و كاريابي و غيره شده، بلكه ابزاري قابل اتكا براي جلوگيري از تبعيض ها، تحقيرهاي اجتماعي و بي عدالتي هاست. به علاوه، اين فرهنگ گروهي، موجب حفظ پايگاه ها در دنيايي مي شود كه به زودي انسان ها را فراموش مي كند و آنان را به جهاني سوق مي دهد كه در آن، ريشه ها برايشان ناشناخته است. از همه مهم تر، اين فرهنگ، مفاهيم و اشيايي گرانبها را براي اعضاي فرهنگ، مقدس نگاه مي دارد و وفاداري به نياكان و ميراث هاي باقي مانده از آنان و نيز حافظه گروهي ميان اعضاي گروه را تقويت مي كند و روشن تر جلوه مي دهد.
به تدريج، الگوهاي فرهنگي قديم و رفتارهاي حاكم بر روابط، دگرگون مي شود و اجراي آن از هم مي گسلند. در زندگي شهري و روابط حاكم بر آن، ديگر همبستگي هاي قومي و قبيله اي و روستايي نمي تواند دوام آورد. شيوه زندگي دگرگون مي شود. يگانگي و تداوم زندگي روزمره و ارتباط ابعاد آن با هم در قالب هاي توليدي، مثل شب نشيني ها، صله رحم و بازي ها، از هم گسسته مي شوند و جاي خود را به قالب هاي ديگري مي دهند. به تدريج قالب هاي جديد، جايگزين قالب هاي قديم مي شوند و فرهنگ تازه، فرهنگ كهنه را كنار مي زند.
آنچه تا مدت ها باقي مي ماند، كنكاش و تلاش براي حفظ پاره اي از فرهنگ قديم و حسرت روزگار گذشته است، كه بعضاً طي دو ـ سه نسل، از ميان مي رود. اين فرايند، به ويژه تسريع خواهد شد اگر محل كار و خانه كارگران يكي شود و آنان در گروه هاي جديد، با كارگران ديگر دسته بندي و ناچار به زندگي مشترك شوند. پيوندهاي جديد و ناشناخته بودن بخش كاري كه در خطوط مونتاژ و توليد انجام مي دهند، آنان را به پذيرش ارزش هاي جديد، راغب تر مي كند.
«رفتارهاي فردي كاملاً شكل گرفته درگذشته كه بر اساس عناصر مذهبي و ارزش هاي مشخص قومي و قبيله اي شناخته مي شوند، نمي توانند چندان در برابر ضربات سهمگين دگرگوني هاي صنعتي و صنعت گرايي مقاومت كنند و دير يا زود، تسليم آن مي شوند.» «نسبي گرايي فرهنگي» به دست آمده از اين آميختگي، كه گروه هاي متعدد قومي و قبيله اي ر در بر مي گيرد، مفهوم قابل ملاحظه اي است كه جا دارد در جاي ديگري، از ابعاد مختلف، به آن پرداخته شود؛ اما به طور مختصر، بايد اشاره كرد كه اين آميختگي، كم و بيش، به «خودگرايي» اقتصاد نسبتاً متمايل به خود و فسادپذير، از دست رفتن چسبندگي خانوادگي، بي تفاوتي نسبت به ديگران و اشكال جديد گذران اوقات فراغت، كه بيشتر فردي است و ديگر به ديگران وابسته نيست، منجر مي شود. اينجاست كه مي توان براي ساعت ها در روز، فرد را پاي تلويزيون ميخكوب كرده و نگذاشت از صندلي خود بلند شود و به كار ديگري بپردازد.
اين تغييرات گوناگون و در عين حال مرتبط با يكديگر، بر مجاري ارتباطي عموم اثر گذارده و نيز ابعاد گوناگون زندگي آنان را به شكل دلخواه خود درمي آورد، به عبارت ديگر، تا جزيي ترين روابط و فعاليت هاي فردي و اجتماعي مردم رسوخ و الگوهاي رفتاري آنها را تنظيم و تدوين مي كند.
يكي از جامعه شناسان برجسته دهه هاي پيش، «ديويد رايزمن» در اثر گرانسنگ خود، «جماعت تنها»، به خوبي اين دگرگوني ها را بررسي و ارزيابي كرده است. او گروه ها و جوامع را به «هدايت از درون» و «هدايت از برون» تقسيم بندي و ويژگي هاي آنها را به اين شرح كرده است: در جوامع هدايت از درون، هدف ها در اوايل زندگي شكل گرفته، قرص و محكم در طول زندگي فرد، باقي مي مانند و به ندرت از وقايع بعدي، اثر مي پذيرد و دگون مي شوند؛ اما در جوامع هدايت از برون، هدف ها به شكلي پيوسته، با توجه به عوامل بيروني دگرگون مي شوند و از حالي به حال ديگر، تغيير شكل مي دهند. جوامع هدايت از درون، تأكيد بر توليد دارند و جوامع هدايت از برون، بيشتر به مصرف مي پردازند. رايزمن بر اين باور است كه حركت در اكثر جوامع صنعتي، از هدايت از درون به سوي هدايت از برون است. او اين حركت را جزء ماهوي جامعه صنعتي و صنعت گرايي مي داند.
توسعه و گسترش صنعت گرايي، خود مستلزم ان است كه جامعه، كانون تأكيد و تمركز خود را از اخلاق توليدي كه در واقع همان «اخلاق پروتستلني» است كه «ماكس وبر» پيش تر، آن را دقيقاً ارزيابي و داوي كرده است ـ به «اخلاق مصرفي» تغيير مي دهد و در اين جحت، به سرعت گام برمي دارد. اين حركت در واپسين سال هاي قرن نوزدهم آغاز و در ربع اول قرن بيستم. كاملا ًچهره پيروز خود را نشان داده است. «روزاليند ويليلامز» كه در پژوهش هاي ارزشمند خود، درباره تفكرات فرانسوي، در اين برهه سرنوشت ساز از تاريخ بشر، كندوكاو كرده است؛ اين سال ها را سال هاي طلايي براي «دنياي رويايي مصرف كننده» نامگذاري كرده و به آن توجه عالمانه اي مبذول داشته است. در اين دوره، فروشگاههاي زنجيره اي بزرگ تأسيس شدن و رو به گسترش نهادند. در اندك زماني، همه چيز دچار دگرگوني شد. با برپايي نمايشگاه هاي بزرگ و نمايش هاي خيره كننده متعددي كه در «كريستال پالاس» از سال هاي 1851 شكل گرفت و در آن شگفتي هاي دانش، فن آوري و دنياي ماشين در رأس فعاليت ها مطرح گرديد، تكامل استحاله جامعه از «جامعه توليدي» به «جامعه مصرفي» ممكن شد. با برگزاري نمايشگاه پاريس در سال 1900 اين جريان شتاب بيشتري گرفت. «در نمايشگاه سال 1900، لذت هاي محسوس و ملموس مصرف گرايي، كاملاً غلبه خود را بر لذت هاي انتزاعي توسعه دانش مورد نظر و مرسوم، تحميل كرد.»
با ظهور و ورود كالاهاي مصرفي ارزان قيمت با حجم زياد به بازار، عرضه كنندگان و بازرگانان، به بسط ذايقه مصرف مردم دست زده و آنها را در برخي موارد، طبقه بندي و جداسازي كردند. از سوي ديگر، مصرف كالاهاي زيادي كه در گذشته، فقط ويژه خواص جامعه و ثرتمندان بود، به تدريج در طبقات پايين هم رواج افت؛ به طوري كه در دهه سوم و چهارم قرن بيستم، ميزان مصرف يك فرد عادي از مصرف لردها، دوك ها و اشراف قرن هيجدهم، بيشتر شد. ديگر بسياري از كالاها از انحصار طبقاتي به در آمدند؛ تنها تفاوت از نظر طبقاتي، در مصرف كالاهاي گران، با كيفيت و ظريف، و فاقد كالاهاي ارزان و كم كيفيت و خشن بود كه دسته اول به ثروتمندان و دسته دوم به مردمان عادي اختصاص داشت. مثلاً اتومبيل براي همه بود؛ اما نوع آن، با توجه به ثروت و پايگاه و وضعيت افراد فرق مي كند. در اينجا بود كه زيركي توليد كنندگان، وارد عمل شد و روياهاي بسياري از مردمان فقير را كه سال ها پيش در آرزوي مصرف برخي از كالاها بودند، جامعه عمل پوشاند و آنان با شادماني ظاهري به مصرف كالاهاي موردنظر خود، پرداختند. اما بايد توجه داشت كه اين، يك روي سكه بود؛ روي ديگر آن، دلواپسي هاي ريشه داري را مطرح مي كرد كه خردمندان به آساني نمي توانستند گريبان خود را از چنگ آنها برهانند. براي روشن تر شدن اين وضع، ناگزيريم مجدداً به آن دوران برگرديم و اروپا و غرب آن زمان را، به معني وسيع كلمه، بازبيني كنيم. اين بازبيني ـ هر چند يك قرن از آن روزگار ـ براي ما بسيار سودمند و آموزنده است؛ چرا كه با توجه به تأخير زماني جامعه ما در صنعتي شدن، مي تواند چاره بسياري از عملكردهاي نادرست را برايمان روشن سازد.
با ورود به قرن بيستم، در مغرب زمين، بسياري كه در شرايط مطلوب به سر مي بردند و از درآمد زيادي برخوردار بودند، دو نگراني بزرگ داشتند و نظرشان در مورد حركت جامعه بشري به جلو، به شدت آشفته بود. اين دو نگراني ، عبارت بودند از: نخست وحشت از اينكه پليس و نيروي نظامي ـ يا به بعبارت بهتر، قواي قهريه ـ روزي آن قدرت را نداشته باشند كه بتوانند در برابر خشونت هايي كه به طور فزاينده عليه نظم حاكم و اموال مردم اعمال مي شوند، ايستادگي كرده و آنها را خاموش سازند؛ دوم، هراس از اينكه مبادا توده محروم، روزي زنجير محكم اخلاقيات حاكم را كه مذهب و فرهنگ سنتي، از ديرباز، با مهارت و استادانه، به دست و پاي آنها بسته بود، بگسلند و سر به شورش بنهند و فرهنگ كهن را پاس ندارند. شماري از متفكران، چاره را در آن مي ديدند كه اين طبقه نوساخته و صاحب امتياز ـ كه در پيله اي بس فشرده از محافظه كاري مأوا گزيده بود ـ به گونه اي، بخشي از عطاياي طبيعي را به ديگران واگذارد و نيز به آنها كمي منزلت، احترام به خود، مهارت براي زندگي بهتر و توانايي، اعطا كند تا آنان نيز احساس مالكيت و تعلق نسبت به نظام كنند و به گونه اي،خود به سوي محافظه كاري كشيده شوند. از نظر اين متفكران. چنين كاري موجب حفظ نظم عمومي مي شود و تضميني براي تداوم بلند مدت امتيازي خاص شده، فراهم مي كند.
علي رغم كشاكش هاي اوليه، اين ديدگاه در بيشتر كشورهاي صنعتي به گونه اي اجتناب ناپذير مطرح شد و مورد توجه عموم قرار گرفت؛ ولي به تدريج، اين گفته ها و عمل به آنها ديگر تأثير لازم را از دست داد و شيريني آن براي توده محروم و كم بضاعت، به نوعي تلخي محروميت و تحميق بدل شد. دراين شرايط ديگر اين حربه، كارساز نبود و مي بايست اميد ديگري در دل توده ها ايجاد كرد. اين اميد، با تلاش صاحبان صنايع براي مهيا كردن زمينه مصرف براي توده ها، شكل گرفت. محصول فراوان خطوط توليد كه به ارزاني و با شرايط سهل، در اختيار توده مشتاق قرار مي گرفت، آنها را براي ساليان دراز مشغول نگاه مي داشت و به گونه اي منطقي، قادر بود نيروي عظيم آنها را كه مي توانست تخريبي باشد، مهار كند. به اين ترتيب، از يك سو، نيروي لازم براي كار در كارخانه مهيا مي شد و از سوي ديگر، اين گروه عظيم «برون دادِ» بي شمار كارخانه را مصرف مي كردند. به اين ترتيب، هر دو سوي معا مله، بهره مند مي شدند؛ كارگردان و توده مردم،رفاه بيشتري به دست مي آوردند، و صاحبان صنايع، مي توانستند بي وقفه به توليد خود ادامه دهند و بر ثروت خود بيفزايند.
اولين كسي كه به اين نكته توجه كرد، نويسنده امريكايي، «سايون ان. پاتن» بود. او در كتابي كه به سال 1907 منتشر شد و «مباني جديد تمدن» نام گرفت، اين نكته را مطرح كرد كه جامعه، از اين پس نبايد به مهار آرزوها و خواسته هاي شهروندان بپردازد و انان را، چون گذشته، به صرفه جويي و قناعت فرا بخواند؛ بلكه برعكس، بايد آنان را تشويق و تحريك به مصرف بيشتر كند و از آنها بخواهد كه براي مصرف بيشتر خود، كار بيشتري انجام دهند؛ مصرف بيشتر با تلاش بيشتر. اين امر، جامعه را به سوي وفور و رفاه مي برد.
بايد در نظر داشت كه اين انديشه، مي تواند خود به گونه اي منشأ چيزي باشد كه به آن «فرهنگ مصرف» مي گويند. اين فرهنگ، زيربناي تفكراتي است كه بر اساس آنها، شخصيت و «خوداجتماعي» جديدي مبتني بر «فردگرايي» و «فرديت» پديدار شده كه با توجه به تعاريف «رايزن»، در چارچوب «هدايت از برون» شكل مي گيرد. اين شخصيت و خود اجتماعي، به تدريج خود را از قيد نمادها وهنجارهاي رفتاري محدود كننده كه خاص فرهنگ هاي قديمي تضعيف شده است و به آرامي رو به زوال مي رود، مي رهاند. معيارهاي ثابت موفقيت در اين فرهنگ ها، يعني ارزش هاي اخلاقي، جاي خود را به ارزش هاي بازار و عرضه و تقاضا مي دهند. بازار و ارزش هاي حاكم بر آن كه از بن قانون اقتصادي ـ يعني عرضه و تقاضا ـ تغذيه مي شوند، ارزش افراد و كارهاي دانشمند يا فيلسوف كه ساليان سال كار مي كند،بيشتر مي شود و صدها برابر، پاداش دريافت مي كند.
خود اجتماعي جديد، داراي معيار موفقيت نامحدودي است. هرگز نقطه پاياني براي موفقيت وجود ندارد. در خود اجتماعي قديم كه در فرهنگ «هدايت از درون» ريشه داشت، جايي مشخص، اوج موفقيت بود و فرد، پس از رسيدن به آن، احساس آرامش مي كرد. اما خود اجتماعي جديد، هرچه مي تازد،هنوز راه درازي در پيش دارد. معيارهاي وضع شده موفقيت، هرچند در زمان خاصي غير قابل دسترس باشند، پديد مي آيند و افراد زيادي به سوي آنها كشيده مي شوند. اين شرايط از يك طرف، سازنده و ارزنده است و انسان را به سوي كمال سوق مي دهد؛ اما از جهت ديگر، درد و حرمان را به بشر تحميل مي كند و او را چون «سيزيف»، بر آن مي دارد كه بار گران سنگ را به دوش كشد و با مشقت،از كوه بالا رود و تقدير چنين باشد كه پس از به زمين نهادن آن، سنگ به زير كوه بغلتد و او درباره همان كار را تكرار كند. سرگشتگي و حرمان بشر امروزي، علي رغم همه توانايي هايي كه دارد و با وجود تمام بهره اي كه نعمت هاي جهان مي برد، به نوعي از همين تفكر نشئت گرفته است.
اين نيز از سر تصادف نيست كه در ايالات متحد امريكا و ديگر كشورهاي مغرب زمين، كه زودتر از كشورهاي ديگر جهان به اين الگوي فكري و رفتاري روي آورده اند، و فرهنگ مصرف در آنها توسعه يافته است، درآمد مهم ترين عامل تعيين «پايگاه اجتماعي» افراد است. درآمد، دسترسي به توسعه يافته است، درآمد، مهم ترين عامل تعيين «پايگاه اجتماعي» افراد است. درآمد دسترسي به هرآنچه را كه فرد بخواهد، ممكن مي سازد.درآمد، معيار خوبي براي موفقيت فرد در دسترسي به هر چيز ملموس و مشهود ـ در هر لحظه اي كه بخواهد ـ مي شود.
همان طور كه «ويليام ليس» و همكاران او در كتاب «ارتباطات اجتماعي در تبليغات» با توجه به يافته هاي «رايزمن» و ديگر نظريه پردازان معاصر، گفته اند،شخصيت هدايت شونده از برون در برابر محيطي كه دايماً تغيير مي كند، به شدت اثر پذير است، و به سرعت خود را با تغييرات محيطي هماهنگ مي كند. اين سازگاري و قدرت انطباق پذيري او با محيط وي را كاملاً مهياي پذيرش فشارهاي گروه هاي همتراز يا همتايان مي كند. استفاده از اين فشارها در بازاريابي و تبليغات جديد، كاملاً از روش هاي جديد اقناع و ترغيب تبعيت كرده و زيركانه، ميزان مصرف كالاها را به چندين برابر ، افزايش مي دهد.
با توجه به شرايط حاكم بر محيط اجتماعي سال هاي اوليه قرن بيستم، بسيار دشوار بود كه جامعه اي بدون «فرهنگ هدايت از برون» بتواند به سرعت توسعه يابد و به دستاوردهاي قابل ملاحظه اي نايل شود. به اين ترتيب «خانواده گسترده» قديم و قيود جوامع قومي و قبيله اي، از هم پاشيدند و جاي خود را به شهر نشيني و گم گشتگي در جماعت هاي بزرگ افراد دادند. فرد، ديگر در شهر هاي بزرگ چند ميليوني، در عين زيستن با هزاران انسان، تنها بود و كم و بيش، مي توانست به راحتي هرآنچه دلش مي خواست انجام دهد. مصرف او اينك، به خواسته خود او ارتباط مي يافت. دگرگوني از هر سو فرد را دربرگرفته و او خود را مجبور به پيروي از تغييرات مداوم مي ديد. دگرگوني هاي فني، توليد را آسان و مصرف را آسان تر كرد و فرد، اكنون، با مصرف خود، بودن خود را به اثبات مي رساند.
تبليغات در اين شرايط، به خوبي مي تواتد اثربخش باشد. با تبليغ مي توان انسان سرگردان را كه از فشارهاي مختلف محيطي ـ به ويژه محيط اجتماعي ـ رنج مي برد، به آساني تحت تأثير قرار داد و او را به سوي خواسته معيني به حركت درآورد. با گسترش صنعت گرايي، تبليغات جايگزين ارزش هاي پروتستان و اخلاقي صرفه جويي شد و انسان غربي ـ به ويژه آمريكايي ـ را به شدت به سوي خود كشاند و او را بر آن داشت كه مصرف را جوهر وجودي خود به عنوان انسان متمدن، ـ به زعم خود ـ بداند. در اين جابه جايي ارزش ها تبليغات تا حد چشمگيري، موجب پيدايش نوعي فرهنگ عمومي شد كه در آن، استفاده از كالايي خاص، حامل بار اخلاقي معيني گرديد. براي مثال، پدر غربي خوب، در ذهن عامه مردم، كسي است كه بيمه عمر قابل ملاحظه اي به نفع اعضاي خانواده خود خريداري كرده باشد تا پس از مرگ او، فرزندان و همسرش درآسايش نسبي به سر برند. نكته اي كه در اين نگرش وجود دارد، آن است كه ايمني واقعي در جامعه، بر عهده مؤسسات بيمه است نه خانواده و يا دولت. با اين نگرش، به تدريج، وظايف و عملكردهاي خانواده و دولت و ديگر نهادهاي اجتماعي، محدود مي شود.
درباره تبليغات، در سال هاي اخير بسيار نوشته شده است و صاحب نظام، آن را بخش نافذ و قابل ملاحظه اي از فرهنگ صنعتي جديد دانسته اند. بعضي از متفكران، تبليغات را گرامي داشته و بر اين باورند كه از طريق آن، دسترسي به كالاها و حق انتخاب براي مصرف كننده، فراهم مي شود؛ اما برخي ديگر، تبليغات را وسيله اي در دست توليد كننده سرمايه دار براي اثرگذاري بر تورده هاي مصرف كننده و تحت كنترل در آوردن آنها مي دانند مدافعات تبليغات، مدعي اند كه اين ابزار، آن چنان كه عده اي از قدرت فراوان ان هراسيده اند، تأثير اغوا كننده ندارد و فقط اطلاعاتي در اختيار مصرف كنندگان احتمالي مي گذارد تا با آگاهي بيشتر و بهتر، بتوانند انتخاب كنند.
آنچه در اين نوشتار مورد علاقه ماست، اين است كه چرا و چگونه، تبليغات بازرگاني در جابه جايي و شكل گيري ارزش ها نقش دارد و در جهت گيري رفتارهاي مصرف كننده، مؤثر است.
سالانه مبالغ گزافي هزينه تبليغات مي شود و طبيعي است كه اين هزينه را در نهايت، جامعه مصرف كننده مي پردازد. در سال 1993 ميلادي، تنها در ايالات متحد امريكا 140 ميليارد دلار، هزينه تبليغات بازرگاني شده و در همين سال، در بقيه كشورها، بيش از 160 ميليارد دلار كه حدود 86 ميليارد دلار آن مربوط به اروپاي غربي است، صرف اين كار شده است. در مجموع ، فقط در سال 1993 در كشورهاي صنعتي، تبليغات براي كالاهاي توليد شده، حدود 300 ميليارد دلار هزينه در برداشته است. كه با اين رقم، مي توان ميليون ها انسان گرسنه را تا آخر عمرشان سير كرد و هزارها سازمان مولد به وجود آورد كه نيازمندان كالا توليد كنند.
عده اي بر اين باورند كه بخش عمده اي از اين هزينه، يا دور ريختني است و يا اينكه نمي توان اثر بخشي آن را ارزيابي كرد. آنان معتقدند كه معمولاً توليدكنندگان و عرضه كنندگان، علاوه بر تبليغات، از روش هاي ديگر بازاريابي، به ويژه روش هاي مختلف فروش و راهبردهاي بازارافزايي يا توسعه فروش استفاده مي كنند. با توجه به نكات، بسيار دشوار خواهد بود كه تأثير هر كدام را جداگانه، مشخص و اثر بخشي تبليغات را محاسبه كرد.
علاوه بر عمليات توسعه فروش و آميخته بازار كه عمدتاً مؤسسات حرفه اي در بازاريابي و تبليغات، تواماً آنها را به كار مي گيرند، شرايط حاكم بر جامعه و بازار نيز نقش عمده اي در موفقيت يا عدم موفقيت فروش كالا دارد. از اين رو، نمي توان گفت فقط تبليغات موجب افزايش كالا نمي شود؛ چرا كه مصرف، به عوامل متعددي همچون مصرف گذشته، شرايط بازار، حالت هاي رواني حاكم بر جامعه و صدها عامل ديگر بستگي دارد.
اين نكته نيز حايز اهميت است كه بدانيم اكثر مصرف كنندگان، در برابر تبليغات، بي دفاع و تسليم محض نيستند. «بنسون» از طريق مطالعه جامعي دريافته است كه خريداران از فروشنده هاي زنجيره اي در نيمه اول قرن بيستم، آگهي هاي تجاري مؤسسات را با وسواس قابل ملاحظه و احتياط كامل مورد توجه قرار مي دادند. تحقيقات جديدتر نشان داده است كه فقط 9 درصد از تماشاگران تلويزيون ـ كه تبليغي را دقايقي پيش تر از تلويزيون ديده بودد ـ در پاسخ به سئوال پرسشگران از طريق تلفن، توانسته بودند مارك كالا را در ذهن داشته باشند و به خاطر آورند. بيشتر مردم، عمل خريد و مصرف خود را از طريق «محيط اطلاعاتي» انجام مي دهند؛ جايي كه منابع فراوان تفسير آگهي هاي تجارتي مطرح شده را به ذهن آنها مي آورند. مصرف كنندگان، عمدتاً بر اساس تجربه هاي شخصي خود، اطلاعات اوليه و قابل ملاحظه اي از كالا و كالاهاي مشابه ديگر و حتي جايگزين آن دارند. به علاوه، مصرف كنندگان در جامعه زندگي مي كنند و دوستان و آشنايان فراواني دارند كه آنها نيز بر عادت مصرف آنها تأثير مي گذارند.
ممكن است برخي از مردم، اطلاعات كمي نسبت به كالا و بازار و كالاهاي مشابه داشته باشند و در آن صورت، در برابر تبليغات ـ آن گونه كه ادعا مي شود ـ آسيب پذيرتر هستند و مي توان ادعا كرد كه تبليغ، در انتخابات آنها نقش مهمي ايفا مي كند. «شودسون» مدعي است كه بسياري از افراد، مانند كودكان و تا حدودي فقرا و بي سوادان و يا كم سوادان و مردان كشورهاي جهان سوم، دچار «ناآگاهي موضعي» و يا «ناآگاهي ساختاري» هستند. براي چنين افرادي، تبليغات چندان اثربخش نبوده و تأثير مستقيمي از تأثير تبليغات بر آنها مشهود نيست و نمي توان كفت كه خريد و مصرف انها به دليل تبليغات بوده است.
انتقاد ديگري كه عده اي به تبليغات، وارد كرده اند، اين است كه تبليغات، مردم را مجبور به مصرف مي كند و آنان را بر آن مي دارد كه از مصرف، تصوري مثبت داشته باشند. در اين صورت، تبليغات باعث نيازهاي كاذب مي شود. «استيوات اون» چنين مي انديشد كه سازمان هاي بازرگاني ، مجبورند فرهنگ مصرف كننده خاصي را به دو دليل، ايجاد و گسترش دهند؛ نخست براي «تغذيه و تداوم برنامه هاي توليد» و دوم جذب خنثي كردن و در برگرفتن انگيزه هاي دايماً در حال تغيير طبقه زحمتكش و مصرف كنندگان از نظر اون، تبليغات بازرگاني، يعني عامل اوليه تحقيق انسان ها كه از طريق آن، شعور طبقاتي خود را از دست مي دهند؛ افراد شعوري كه هويت كاري و حرفه اي آنها را شكل داده است. مردم با از دست دادن اين شعور، هويت مصرفي به دست مي آورند. دركلام اون، «با انتقال مفهوم «كلاس» به توده، سازمان هاي بازرگاني اميدوارند فردي پديد آيد كه بتواند نيازها و خستگي و دلمشغولي خود را در چارچوب مصرف كالا جاي دهد تا اينكه به كيفيت زندگي بپردازد كه پيش تر، آن را با كار خود سامان مي داد.»
عده اي ديگر، بر اين باورند كه بحث وي بسيار ساده انديشانه و دور از واقعيت است. آنها براي مدعاي خود، دلايل چندي مي آورند؛ اول اينكه طبقه زحمتكش، داراي درآمد و مزد كمي است و اين درآمد اندك، به آنها اجازه ورود به فرهنگ مصرف را نمي دهد. دوم اينكه، جابه جايي چشمگير و وسيع فرهنگ، مانند رشد فرهنگ مصرف، ابعاد گوناگوني داشته و عوامل زيادي در آن دخالت دارند: «تبليغات و فرهنگ مصرف قرن بيستم، ريشه در طبيعت متحول بازار سال هاي واپسين قرن نوزدهم دارد و توسعه آن، همراه با دگرگوني هاي حاصل از مد، حمل و نقل و مراسلات و ارتباطات بوده است. توسعه شهرنشيني و جو فرهنگي مرتبط با واقعيات اجتماعي و تحرك جغرافيايي و اجتماعي نيز در اين امر بي تأثير نبوده اند. به علاوه،دگرگوني هاي ايجاد شده در فرايندهاي توليد در صنايع مختلف و افزايش ظرفيت توليد و ميزان كالاهاي بيرون آمده از خطوط توليد، بدون افزايش هزينه تمام شده و در بيشتر موارد كاهش آن، همه و همه موجب آن شدند كه به بازاريابي و توزيع و فعاليت هاي وابسته به آنها توجه فراوان تري مبذول شود.»
از اين رو، مي توان گفت در نظر بسياري، برخلاف اون نه تنها تبليغات، مضر نيست؛ بلكه براي حركت جامعه به سوي توسعه و ورود به جهان صنعتي، لازم است. بدون وجود سازوكارهاي مناسب براي تبليغات تجاري، نمي توان به جامعه اي كارآمد در زمينه صنعت دست يافت. آنچه مهم است اين كه بدانيم جامعه جديد، بر اساس «محيط اجتماعي» جديد پديد آمده است و بدون درك سازوكارهاي اين محيط اجتماعي جديد، هر عمل و حركتي، در هر زمينه اي توأم با دشواري و شكست خواهد بود.
شك نيست كه با از دست رفتن توانايي هاي محيط اجتماعي گذشته در حال دشواري هاي موجود، محيط اجتماعي جديد، با ديدگاه هاي متعارض روبه رو خواهد بود و بايد براي دشواري ها راهي بيابد. اما اغلب چنين تصور مي شود كه محيط اجتماعي جديد، در مسيري خلاف آنچه بايد باشد، حركت مي كند. بسياري از متفكران و دلسوختگان نظم قديم، سعي در تدوين روش هايي دارند كه تا حد قابل ملاحظه اي، مبتني بر درمان است و بر آن اند كه به روزهاي خوب گذشته پربار، باز گردند. «جكسون ليرز» و همكاران او. معتقدند كه در اين وضعيت، بايد انسان جديد را با «واقعيت اجتماعي» جديد آشنا كرد و به او آموخت كه در محيط اجتماعي جديد، چگونه مي تواند موفق باشد و چگونه مي تواند از بار غم و حرمان خويشتن، بكاهد. آنها معتقدند كه با كمرنگ شدن حمايت گروهي و اجتماعي فرد ـ كه خاص نظام اجتماعي قديم بوده است ـ او دچار مشكل مي شود و نمي داند چه بايد بكند. ابن سرگشتگي، فرد را به شدت مي آزارد. از اين رو، با حذف حمايت گروهي، به وي بايد آموخت كه چگونه در «فرديت» خود زندگي كند و چگونه از توانايي هاي موجود در خويشتن خويش بهره گيرد تا بتواند در جامعه اي با ويژگي هاي جامعه صنعتي، زندگي كند. نظام آموزشي در اين جامعه، بايد به فرد بياموزد كه چگونه انساني اجتماعي در عين «فرديت» خود باشد. انسان در اين جامعه، بايد به مجموعه اي پايان ناپذير از آموزش ها و تمرين هايي دست زند كه به خود باوري، خودشكوفايي، خوداتكايي و غيره مي انجامد و او را توانا مي سازد كه به راحتي، خود را به جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، ارايه و عرضه كند و در روابط ميان فردي در برابر رقيبان، دوستان و همكاران و ديگران، به موفقيت دست يابد. او بايد بياموزد كه چگونه بر ديگران اثر گذارد و آنان را بر آن دارد كه او را بپذيرند. وي، سلطه بر ديگران از طريق زور بازو و قدرت هاي قهريه را به روش هاي اقناعي بدل مي كند.
براي رهايي از سرگشتگي ها و نامردي ها، اقتدار و آموزش هاي مبتني بر اقتدار، چاره گشا هستند. در برابر جهان آشفته و پيچيده موجود. انسان نياز به پرورش خود دارد. پرورش در جهت شهرنشيني، درك فن آوري و درك روابط بازار. اين درك، نيازمند شناخته صحيح كالاهاي مصرفي و در نتيحه، روي آوردن به سوي تبليغات به عنوان وسيله اي كارآمد براي اطلاع رساني است و اينكه هر انسان كارآمد، از كليه امكانات و ابزار قدرت خود ـ كه همانا توان مالي است ـ تا جاي ممكن، استفاده كند.
از طرف ديگر، براي پاسخگويي به نيازهاي برخاسته جديد و ايجاد رضايت در انساني كه در زندگي جديد، نيازهاي فراواني يافته و حتي ساده ترين نياز او، خود به شكل گسترده اي درآمده است، صنعت و تجارت، احساس نياز شديد به فروش انبوه يافته و بايد به هر طريق ممكن به اين نيازهاي انبوه، پاسخ دهد. صنايع نمي تواند براي مدتي هرچند كوتاه، كالاهاي ساخته شده را در خط توليد و يا انبارهاي خود نگاه دارند. صرفه و صلاح آنها در اين است كه اين گردش را بسيار سريع سازند و از اين رو، روش هاي كارآمدي چون «درست بموقع» يا «Jit» را مورد استفاده قرار دهند. در چنين شرايطي، همان طور كه «دانپل پرپ»مطرح كرده است، تبليغات چاره ساز است. پرپ اين قوله را بيشتر از زاويه «كسب و كار» مي نگرد؛ اما «ليرز»، همان طور كه اشاره شد، از زاويه فرهنگ، شايد به ظاهر، اين دو ديدگاه، متباين به نظر آيند؛ ولي در نهايت اگر با واقع نگري بيشتري به مسئله پرداخته شود، هر دو به يك هدف چشم دوخته اند؛ پاسخ به نيازهاي بشر در عصر صنعت گرايي، شهرنشيني و كلان شهرنشيني و اشكال بسيار جديد ارتباطات در چنين حال و هواي، بازاريابي و علوم و فنون وابسته به آن ـ به ويژه تبليغات ـ به عنوان فعاليتي حرفه اي، مطرح مي شود و سازمان ها و شركت هاي بزرگ و كوچك، هركدام به فراخور حال خود، بخش هاي كارآمد و مورد توجه بازاريابي را در خود شكل مي دهند و جايگاه قابل ملاحظه اي در ساختار سازماني خود براي آن، قايل مي شوند.
با شكل گيري اين شرايط در اوايل قرن بيستم، تبليغات بازرگاني، به شكل مثبت يا منفي با قوت هرچه بيشتر، وارد عرصه شد و بخش عظيمي از فعاليت هاي رسانه ها را به خود اختصاص داد. در سال 1920، حدود دو سوم از درآمد روزنامه ها و مجلات را تبليغات تأمين كرد. مهم تر از حجم و اندازه تبليغات در عرصه فعاليت هاي ارتباطي، اين حقيقت است كه تبليغات، موحب بسط و گسترش كالاها و خدمات در سطوح وسيع ملي و بين المللي شده است. ديگر كالاي خاصي نمي تواند در منطقه محدودي باقي بماند؛ بلكه به راحتي، سراسر گيتي را طي مي كند. كالاها اينك هويت ويژه خود را مي يابند و با اين هويت، به خانه ها و دل هاي مردم راه پيدا مي كنند. تبليغات اين هويت را به كالاها و مارك ها مي دهد، و در روابط بازار، جايگاه والايي مي يابد.
آنچه ما به عنوان مردم سرزمين و فرهنگي صاحب تمدن و در عين حال در حال توسعه، لازم است در مورد تبليغات بدانيم، اين است كه از تبليغات مي توان به خوبي براي اطلاع رساني، بازگشايي و پاسخ دادن به نيازهاي نيازمندان استفاده كرد. به كمك تبليغات مي توانيم صنايع وتوليدات خود را گسترش دهيم و براي آنها بازار بيابيم؛ ولي در عين حال، بايد از مصرف زدگي و مصرف گرايي لجام گسيخته بپرهيزيم و از اين ابزار، براي استقرار شرايطي انساني و عقلاني و ايجاد



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:04 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 مقدمه
نگاهي به مطالعات انجام شده در بسياري از كشورها در دهه‌ي اخير نشان ميدهد كه الگوهاي مصرف يا سبك‌هاي مصرف پديده‌هايي ساده و صرفاً تحت‌تأثير علائق، خواسته‌ها، توانايي‌ها و امكانات افراد نيستند بلكه پديده‌هايي پيچيده و چند‌وجهي‌اند كه ارتباطات معناداري با عوامل و متغيرهايي چون طبقه‌ي اجتماعي، قشر اجتماعي، نوع كالاهاي مصرفي (مادي و فرهنگي)، سبك زندگي، درآمد، پايگاه اجتماعي، ارزش‌هاي اجتماعي، الگوهاي مصرف مرجع، متغيرهاي زمينه‌اي و سطح توسعه‌ي كشور دارند.

اين مطالعات حاكي از آن است كه "شيوه‌هاي مصرف "، تنها به سليقه‌ها و علائق و توانايي‌ها و امكانات فردي وابسته نيست تا به تعداد هر فرد يا گروه اجتماعي يك شيوه‌ي مصرف وجود داشته باشد بلكه ساختارمند و "الگويي " است كه هم شكل‌گيري آن تابعي از شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي يك جامعه است و هم تغييرات آن با توجه به تغيير شرايط فوق به وقوع مي‌پيوندد. مطالعات در مورد الگوهاي مصرف براي شناخت روابط معنادار آن‌ها با يك يا چند متغير جامعه‌شناختي ديگر و دست‌يابي به اطلاعات درست از همه‌ي ابعاد آن، و نيز تغييرات انجام گرفته در آن‌ها به موازات تغييرات در متغيرهاي فوق و نيز درك و شناخت قواعد حاكم بر حفظ و تغيير الگوهاي مصرف در يك جامعه‌ي آماري معين صورت گرفته است و اين قبيل مطالعات در سه مقوله‌ي "ظهور "، "بقاء "و "تحول " الگوهاي مصرف صورت ميپذيرد و اين‌گونه تلاش‌ها كماكان ادامه دارد.

ما در اين مقاله مي‌خواهيم به‌طور مختصر تحليلي از ماهيت پديدارشناختي الگوي مصرف و نيز برخي از عناصر اصلي شكلدهنده‌ي به آن با ارائه‌ي نتايج برخي از تحليل‌هاي آماري مستند به پژوهش‌هاي انجام گرفته در دو دهه‌ي اخير به دست دهيم و ضمن يك نتيجهگيري اجمالي و سريع، پيشنهادهاي خود را براي مطالعه‌ي جديتر و رهيابنده‌تر به علل حفظ و تغيير الگوهاي مصرف در جامعه‌مان طرح كنيم.

بحث درباره‌ي الگوي مصرف
اگر اين فرضيه را بديهي تلقي كنيم كه هيچ انسان سالمي، عملي "غيرعقلاني " انجام نميدهد و عمل عقلاني را به اين معنا تعبير كنيم كه عبارت از عملي است كه موازنه‌ي هزينه-فايده‌ي آن مثبت است، اين سؤال به ميان خواهد آمد كه چرا بعضي از افراد، گروه‌ها و قشرها و يا طبقات اجتماعي، الگوي مصرف آن‌ها به گونه‌اي است كه از ديد يك ناظر (مثلاً دولت يا حكومت) موازنه‌‌ي هزينه-فايده‌ي آن منفي است و به اصطلاح، آن الگو يك "الگوي مصرف بد " است. اين تعبير دال بر اين انگاره است كه آن ناظر اين موازنه‌ي هزينه- فايده مترتب بر يك يا چند نوع از الگوهاي مصرف را منفي ارزيابي مي‌كند و در نتيجه آن را يك عمل "غيرعقلاني " تلقي مي‌نمايد. فرضيه‌اي مستتر در اين تلقي وجود دارد و آن اين است كه "ميزان درآمد و منابع مصرف، ضريب تأثير بسيار بالا و تعيين‌كننده‌اي براي احتساب عقلاني يا غيرعقلاني بودن يك يا چند الگوي مصرف دارد. "

از اين نگاه، الگوي مصرف بد، الگوي مصرفي است كه عمل به آن توسط فرد يا گروه يا جماعتي صورت مي‌گيرد كه منابع درآمدشان و توانايي آن‌ها در پرداخت هزينه‌ها بسيار كمتر از فوايد و نتايج الگوي مصرف است و در نتيجه موازنه‌ي هزينه-فايده مترتب بر آن الگوي مصرف، منفي است و بنابراين اتكاء بر آن الگوي مصرف عملي غيرعقلاني است.
براي روشن شدن مسأله و ميزان صحت و سقم انگاره‌ي فوق، نگاهي اجمالي به چند مطالعه‌ي انجام شده در مورد الگوهاي مصرف در دو دهه‌ي اخير مي‌كنيم.

الگويي بودن شيوه‌ي مصرف
نگاهي به مطالعات انجام شده در مورد شيوه‌هاي مصرف اين نظر را تقويت مي‌كند كه شيوه‌ي مصرف، يك طريقه‌ي مصرف الگويي و مدل‌واره است. الگويي بودن شيوه‌ي مصرف به اين معناست كه انتخاب كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي اگرچه يك انتخاب شخصي است و فرد مستقيماً و با اراده و خواست خود در ميان كالاهاي مصرفي دست به انتخاب مي‌زند و آن فرد با توجه به درآمد و امكانات مالي، قدرت خريد، قيمت كالا، ذوق و سليقه و علائق‌اش و نيز ارزش‌هايي كه به آن‌ها اتكاء و باور دارد دست به انتخاب مي‌زند اما از آن‌جا كه "انتخاب شخصي " تحت‌تأثير عوامل و متغيرهاي اجتماعي‌اي چون متغيرهاي اجتماعي -دموگرافيك (سن، جنس، محل تولد، نوع شغل و...) و متغيرهاي سبك زندگي، پايگاه اجتماعي، طبقه‌ي اجتماعي، قشربندي اجتماعي و ساير متغيرهاي اجتماعي اثرگذار بر شيوه‌ي تفكر، احساس و رفتار فرد است.

بنابراين انتخاب‌هاي شخصي وجه اجتماعي-فرهنگي پيدا مي‌كنند و در يك جامعه و متن يك فرهنگ، انتخاب‌هاي شخصي مدل‌واره و الگويي مي‌شوند و در يك جامعه انواعي از الگوهاي مصرف كه جنبه‌اي اجتماعي دارند نه فردي وجود دارند و تغييرات در الگوهاي مصرف تابعي از تغييرات در عوامل شكل‌دهنده و ابقاءكننده‌ي الگوهاي مصرف در آن جامعه است. در نتيجه اين فرض جدي مي‌نمايد كه "در يك جامعه‌ي آماري معين و در داخل افراد متعلق به يك قشر اجتماعي و پايگاه اجتماعي معين، تنها چند نوع الگوي مصرف وجود دارد و همه انتخاب‌هاي شخصي كالاهاي مصرفي مادي و فرهنگي در تبعيت و تحت‌تأثير الگوهاي مصرف غالب بر آن جامعه‌ي آماري معين صورت مي‌گيرند ".

از آن‌جا كه ميان انتخاب‌هاي شخصي افراد متعلق به يك جامعه‌ي آماري معين شباهت‌ها و تفاوت‌ها معنادار است، در نتيجه اين نظر را كه شيوه‌ي مصرف كالاها الگويي است تقويت مي‌كند.

در پژوهش انجام گرفته در آمريكا در سال 2007 براي بررسي رابطه‌ي ميان پايگاه اجتماعي و مصرف فرهنگي، يكي از نتايج حاصل از اين پيمايش از اين قرار بود كه مصرفكننده‌هاي كالاهاي فرهنگي در داخل شمار كوچكي از الگوهاي قابل تشخيص دسته‌بندي مي‌شوند. (آلدرسون، ژونيسبه، هكوك- 2007 : 6 تا 18) همچنين پژوهش‌گران توانسته‌اند از حيث متولوژيك شيوه‌هاي مصرف را با اتكاء تئوريك به يكي از نظريه‌هاي سنخ‌شناسانه به‌عنوان نظريه‌ي "همه چيزخوار- تكچيزخوار " با تحليل‌هاي آماري تبيين كنند. (همان) اين امر نيز عامل تقويت‌كننده‌ي الگويي و مدلواره بودن شيوه‌هاي مصرف بوده است.

شيوه‌هاي مصرف كالاهاي فرهنگي در يك پژوهش ديگر در انگلستان در سال 2006 با الگوسازي متدولوژيك توسط پژوهش‌گران در رابطه با پايگاه اجتماعي، درآمد و طبقه اجتماعي مورد بررسي و آزمون قرار گرفت و رابطه‌ي معنادار متغيرهاي فوق با شيوه‌هاي مصرف مدل‌واره شده اثبات گرديد. (وينگ چان، گلدروپ-2006: 8 تا 11)
در پژوهش ديگري كه در ژاپن در سال 2006 در مورد شيوه‌هاي تعديل ميزان مصرف در سال 1995 انجام گرفت، نتايج نشان دادند كه تعديل‌هاي ارادي در ميزان مصرف، الگويي و مدل‌واره بوده‌اند. (نانسايي، اينابا، كاگاوا، موريگوچي- 2007: 9 تا 11)

سبك زندگي و الگوي مصرف
يك پيمايش انجام گرفته در يكي از شهرهاي فرانسه در سال 1990 (شهر گرنوبل) براي بررسي وجود يا عدم وجود رابطه ميان سبك‌هاي زندگي و ارزش‌هاي اجتماعي و الگوهاي مصرف و درجه ي معناداري رابطه انجام گرفت. پژوهش‌گران رابطه‌ي ميان سبك زندگي و الگوهاي مصرف و رابطه ي ميان "ارزش‌هاي اجتماعي " و "الگوهاي مصرف " و درجه‌ي تأثيرپذيري و استقلال آن‌ها از متغيرهاي زمينه‌اي و متغير تركيبي "فعاليت‌ها، منافع، افكار " را مورد بررسي و تحليل آماري قراردادند. اهم نتايج حاصله از اين پيمايش از اين قرار است:

1. ارزش‌هاي اجتماعي به‌عنوان يكي از شاخص‌هاي سبك زندگي به‌عنوان افكاري تعريف ميشوند كه ريشه‌هاي مفهومي‌شان اغلب مبهم هستند. (والت فلورانس، ژوليبرت- 1990: 1)

2. ميان سبك زندگي و ارزش‌هاي اجتماعي رابطه وجود دارد، اما ارزش‌هاي اجتماعي بر سبك زندگي گاهي اوقات و در مورد برخي از سبك‌هاي زندگي تأثيري ندارند و در مواردي به كلي فاقد تأثيرند. مثلاً يكي از الگوهاي مصرف مربوط به زنان جوان نه با سبك زندگي و نه با ارزش‌هاي اجتماعي رابطه‌اي ندارند و نيز چهار نوع الگوي مصرف تحت‌تأثير ارزش‌هاي اجتماعي قرار ندارند. (همان: 8 و 9)

3. الگوي مصرف مرسوم به همسران مدرن در اين جامعه‌ي آماري بيشترين رابطه‌ي معنادار را با "ابعاد تفريحي و لذت‌جويانه‌ي سبك‌هاي زندگي " و "آزادي " و "فلسفه‌ي لذت‌جويي " دارد. (همان)

4. در ميان متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك، متغيرهاي اجتماعي-اقتصادي رابطه‌ي معناداري با الگوهاي مصرف دارند اما شدت اين رابطه قوي‌تر از رابطه‌ي سبك‌هاي زندگي و ارزش‌هاي اجتماعي با الگوهاي مصرف نيست و در مواردي بسته به نوع الگوي مصرف، تأثيرات آن‌ها بيشتر مي‌شود. (همان: 10 و 11)

5. متغير تركيبي "فعاليت‌ها، منافع، افكار "، رابطه‌ي ضعيفي با ارزش‌هاي اجتماعي دارد اما تأثير آن در الگوهاي مصرف ناچيز و كماهميت نيست. (همان:11)

براساس نتايج تحليلهاي آماري انجام شده در اين پيمايش ميتوان يك مدل علّي-تبييني در رابطه با الگوهاي مصرف فرض كرد كه در آن ميان ارزش‌هاي اجتماعي، سبكهاي زندگي، متغيرهاي اجتماعي- دموگرافيك و متغير "فعاليت‌ها، منافع، افكار " با الگوهاي مصرف رابطه‌ي معني‌دار و تبيين‌كننده وجود دارد:

مدل شماره‌ي 1: رابطه‌ي ميان سبك‌هاي زندگي، ارزش‌هاي اجتماعي، متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك و متغير "فعاليت‌ها، منافع، افكار " با الگوهاي مصرف

نتايج پيمايش فوق به دليل حجم جمعيت نمونه‌ي آماري و موقعيت جغرافيايي-فرهنگي آن قابل تعميم به ساير مناطق نيست و پژوهش‌گران پيشنهاد مي‌كنند با در نظر گرفتن لزوم اعتبار بين فرهنگي، نتايج اين‌گونه پژوهشها كه درجه‌ي اعتبار آن‌ها از يك فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است، پژوهش‌هاي بيشتر و گسترده‌تري در اين زمينه انجام شود. (همان : 11)

پايگاه اجتماعي و الگوي مصرف
مفهوم "پايگاه اجتماعي " به گفته‌ي گيدنز ناظر بر "احترام و اعتبار اجتماعي " است كه ديگران براي افراد متعلق به يك پايگاه اجتماعي خاصي در جامعه قائل ميشوند. پايگاه‏، عامل متمايزكننده‌ي گروه‏هاي اجتماعي است و در غالب موارد از مفهوم "طبقه " مستقل است. (گيدنز،‏1373: 226)

طبقه به‌طور عيني معين مي‏شود اما پايگاه به ارزيابي‏هاي ذهني اولاً از اختلافات اجتماعي بستگي دارد. طبقات از عوامل اقتصادي مربوط به دارايي و درآمد نشأت مي‏گيرند و پايگاه به وسيله ي شيوه‏هاي زندگي گوناگوني كه گروه‏ها دنبال مي‏كنند تعيين مي‏گردد. (همان)

آزمون‏هاي همبستگي اعمال شده ميان داده‏هاي پيمايش سال 2007 آمريكا نشان دادند كه شيوه‏هاي مصرف در جامعه‌ي آماري مورد نظر قوياً در "نظام قشربندي " ريشه دارد اما قشربندي در داخل "پايگاه اجتماعي " نه در داخل "طبقه اجتماعي " (آلورسون‏، ژونيسبه، هلوك – 2007: 1 و 17)

البته نقش پايگاه اجتماعي در اثرگذاري بر شيوه‌ي مصرف به ساير عوامل هم بستگي دارد. پايگاه اجتماعي در اين فرايند با سنّ و درآمد هم مرتبط است اما اين ارتباط كم و ضعيف است. (همان: 18)

در پژوهش انجام گرفته فوق‌الذكر در انگلستان در سال 2006، پايگاه اجتماعي با تعريف پژوهش‌گران به‌عنوان يك متغير تركيبي شامل درآمد، سطح تحصيلات و شغل مورد توجه قرار گرفت و مانند پيمايش سال 2007 در آمريكا، بر لزوم توجه به اين واقعيت تأكيد شد كه تغيير نوع مصرف كالاهاي فرهنگي بيش از آن‌كه تحت‌تأثير طبقه‌ي اجتماعي باشد، تحت‌تأثير پايگاه اجتماعي است. در عين اين‌كه تأثير متغير درآمد هم كاملاً محدود است و برخلاف درآمد، سطح تحصيلات در كنار پايگاه اجتماعي، نفوذ مستمر و مهمي بر مصرف كالاهاي فرهنگي دارد. (وينگ چان، گلدروپ، 2006:5)

طرح تحليل آماري ارائه شده توسط پژوهندگان فوق ميان چهار نوع و چهار شيوه‌ي مصرف كالاهاي فرهنگي و پايگاه اجتماعي دقيقاً رابطه‌ي يك‌به‌يك وجود دارد. يعني با تغيير سطح و درجه ي پايگاه اجتماعي، نوع و شيوه‌ي مصرف تغيير مي‏كند (همان: 11). در عين حال ميان برخي از متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك مثل جنسيت، وضعيت تأهل، سن، محل تولد، درآمد و سطح تحصيلات با متغير سطح مصرف فرهنگي ميان حوزه‏اي كه در وهله ي اول با پايگاه و سطح تحصيلات و در وهله‌ي دوم با درآمد درجه‌بندي مي‏شوند، رابطه‌ي معنا‏دار و مهم وجود دارد (همان: 15 و 16). درآمد نيز به‌طور معناداري شانس‏هاي افراد را در انتقال از الگوي مصرف كالاهاي فرهنگي سطح پايين‏تر به الگوي مصرف كالاهاي فرهنگي سطح بالاتر افزايش مي‏دهد اما تأثيرات آن از تأثيرات پايگاه و سطح تحصيلات ضعيف‌تر است. (همان: 16)

تحليل آماري چند‌متغيري براي اندازه‏گيري رابطه‌ي سه متغير پايگاه، تحصيلات و درآمد نشان داد كه اگرچه با وجود اعتبار بالاي نتايج آماري تحليل فوق نمي‏توان اهميت همه‌جانبه براي پايگاه، تحصيلات و درآمد قائل شد اما اين سه متغير به دليل تأثيري كه بر تغييرات در درجه و نوع مصرف كالاهاي فرهنگي در جامعه‌ي آماري مورد نظر دارند، حائز اهميت هستند. (همان)

نتيجه‌گيري
1. با مرور اجمالي برخي از پژوهش‌هاي انجام شده در دو دهه‌ي اخير مي‏توان اين قصور را جدي تلقي كرد كه مصرف كالاها يك مصرف مدل‌واره و الگويي است و انتخاب شخصي كالاهاي مصرفي تابعي از الگوهاي مصرف است و به همين دليل به سهولت با تغييرات در هزينه‏ها (مخارج) و منابع (درآمد) قابل تغيير نيست و به عوامل متعددي بستگي دارد كه مجموعاً شرايط را براي تغيير يا اصلاح الگوهاي مصرف، پيچيده مي‏كنند و روند تغييرات در الگوهاي مصرف برخلاف امكان تغييرات سريع در هزينه‏ها و منابع منوط به وقوع تغييرات در مجموعه متغيرهاي مستقل اثرگذار بر الگوهاي مصرف و امري تدريجي است.

2. از ميان برخي متغيرهاي شكل‌دهنده و حفظ‌كننده و تغييردهنده‌ي الگوهاي مصرف، متغيرهايي چون پايگاه اجتماعي و سبك زندگي نسبت به ساير متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك مثل سن، جنس، محل تولد، درآمد و سطح تحصيلات تعيين‌كننده‏تر به نظر مي‏رسند.

3. "محاسبه و انتخاب شخصي " افراد در مصرف كالاها با الگوهاي مصرف رابطه معنا‏داري دارد و انتخاب شخصي افراد بر شيوه‌ي مصرف‌شان مؤثر است اما محاسبه و انتخاب شخصي به تنهايي تعيين‏كننده نيست و تنها در ذيل ساير عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مي‏تواند در جهت تغيير الگوي مصرف مؤثر واقع شود و به نظر مي‏رسد تأثيرات آن براي تغيير الگوي مصرف، تعيين‏كننده و بنيادي نيست و از تأثيرات عواملي چون پايگاه اجتماعي و سبك زندگي كمتر است.

پيشنهاد
1. الگوي مصرف، يك پديده‌ي اجتماعي، چندوجهي و پيچيده است و امكان وقوف به ماهيات واقعي الگوهاي مصرف و نيز علل شكل‏دهنده، ابقاءكننده و تغييردهنده‌ي الگوهاي مصرف در ايران جز به مدد پژوهش‏هاي علمي جامعه‏شناسانه امكان‌پذير نيست. از اين رو پيشنهاد مي‏شود كه امكانات و پشتيباني‏هاي لازم براي انجام پژوهش‏هاي فوق در سطح ملي و شهري از سوي متوليان امر فراهم گردد.

2. دولت مي‏تواند پس از انجام پژوهش‏هاي فوق، سياست‏هاي خود را براي مهار و تعديل مصرف به نتايج آن پژوهش‏ها مستند و متكي سازد و سياست‏هاي مورد نظر را به صورت برنامه‏اي به مرحله‌ي اجرا درآورد و نتايج آن را هرچند وقت يك‌بار (مثلاً يك يا دوسال يك‌بار) در آن واحد آماري قبلي با پژوهش‏هاي علمي مجدد ارزيابي كند و براساس آن نسبت به اصلاح و كارآمدتر كردن سياست‏ها اقدام نمايد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:55 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

اصلاح الگوي مصرف » که از طرف مقام معظم رهبري در پيام نوروزي اعلام شد نه تنها به عنوان يک وظيفه حکومتي و يک راهبرد اقتصادي بلکه به عنوان يک امر ديني ـ اخلاقي مي بايست کانون توجه تمام نهادها و آحاد مردم جامعه باشد.

 

« اصلاح الگوي مصرف » به بياني بخشي از شعارها و خواسته هاي 31 ساله مردم در برپائي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران است و به طور واضح اين رهنمود مقام معظم رهبري بخشي از شعار «استقلال» است که مي تواند در زمينه استقلال اقتصادي کشور نمود يابد.
 

واضح است که وظيفه دولت در اين مسئله سنگين تر از ساير نهادهاست و بايد گام اول را در زمينه حرکت به سمت تعيين الگوهاي مصرفي با کمک کارشناسان متخصص و نظرسنجي از آحاد مردم و با استفاده از ميانگين استانداردهاي جهاني که ابزار مهم آن وجود آمارهاي صحيح و کارآمد مي باشد، بردارد و نيز نسبت به زمينه سازي اجراي اصلاحات الگوهاي مصرف از خود و سازمان هاي تحت پوشش آغاز کند که خوشبختانه دولت نهم در اين مسير گام هاي مهمي برداشته است اما در قبال صرفه جوئي هايي که بايد انجام شود بسيار ناچيز است و احتمالاً همين مغايرت اين توهم را ايجاد کرده که دولت در اين زمينه اقدامي صورت نداده است.
 

از کارهاي مهم دولت مي توان به پروژه هايي از قبيل هدفمند کردن يـارانه ها، سهميه بندي بنزين، پرسشنامه خانوارها و کاهش هزينه هاي دولت، اشاره داشت.
 

هر چند بنابر اظهار کارشناسان، اقتصاددانان و صاحب نظران دولت در بسياري از طرح ها به دليل غيرکارشناسانه بودن آن منابع مالي و نيروي انساني و سرمايه اي را اتلاف و در بخش توزيع ثروت نيز صدقه دهي را رواج داده که اگر اين تحليل ها درست باشد، با شعار اصلاح الگوي مصرف بسيار منافات دارد. هر چند عادلانه نيست که بسياري از انتقادات از اين دست به دولت نسبت داده شود و ساير قواي مهم کشور از جمله قوه قضائيه به دليل عدم نظارت صحيح و يا قوه مقننه به دليل عدم تصويب قوانين کارآمد مصون بمانند.
 
 
 
 

مسئله مهمي که در اين رابطه بايد در نظر داشت اين است که بسياري از تحليل ها و مقالات و توصيه هايي که درخصوص پيام مهم رهبري نگاشته و گفته مي شود تنها دولت را مسئول اجراي طرح اصلاح الگوي مصرفي مي دانند در حالي که پيام رهبر معظم نه تنها از موضع راهبردي حکومتي مطرح است و توصيه اي اکيد براي دولت مي باشد، بلکه از نظر ديني و اخلاقي نيز که بايد به اصلاح الگوي مصرفي آحاد مردم در جامعه بينجامد نيز فوق العاده قابل تأمل است.
 

پيام نوروزي مهم رهبري نه تنها دولت را به لحاظ وظائف حکومتي بلکه افراد جامعه را به لحاظ ديني و اخلاقي موظف مي کند که به اصلاح الگوي مصرف چه در خانه و چه در جامعه، جامه عمل بپوشانند.
 

از دلايل رويکرد انفرادي اين پيام آن است که مطالعات اقتصادي و عملکرد دولت ها در جهان و حتي ايران نشان داده است که دولت ها تمايل دارند که کوتاه ترين، کم هزينه ترين و کم تنش زاترين راه را براي اصلاح الگوي مصرف که بالا بردن قيمت هاست اجرائي نمايند. در حالي که اگر مردم از موضع دين و اخلاق خود را موظف به رعايت بدانند چوب افزايش قيمت ها را نيز نخواهند خورد.
 

در پايان تأکيد مي شود که اين گونه از پيام برداشت مي شود که اصلاح الگوي مصرف وظيفه حکومتي براي قوه قضائيه، مجريه، مقننه بوده و يک وظيفه فقهي اخلاقي براي تک تک مردم جامعه نيز مي باشد.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:52 PM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 امام علي(ع) بدون دارايي و با حداقل امكاناتي كه در دست داشتند، به خواستگاري حضرت فاطمه(س) رفتند.
وي افزود: از آنجايي كه پيامبر خدا امام علي(ع) را مي‌شناختند با ازدواج آنها موافقت كرده و آن بزرگواران زندگي معنوي خود را بدون تجمل و تشريفات آغاز كردند.
عضو هيئت علمي دانشگاه قم با بيان اينكه جوانان بايد در امر ازدواج و انتخاب همسر دقت بيشتري داشته باشند، خاطرنشان كرد: اگر جوانان با دقت كافي و توجه به ارزش‌هاي ديني و مذهبي همسر خود را برگزينند ديگر دچار مشكل نشده و به راحتي مي‌توانند در كنار يكديگر زندگي كنند.
نكونام به توجه بر ساده زيستي در زندگي تاكيد كرد و افزود: اگر از همان ابتدا زندگي دختر و پسر با مراسم ساده و مختصري آغاز شود، آنها در ادامه زندگي نيز مي توانند به خوشبختي سعادت برسند و پله‌هاي ترقي را يك به يك طي كنند.
وي آرامش در زندگي را امري ضروري دانست و عنوان داشت: اگر زن و شوهر در تمام مراحل زندگي همراه و ياور يكديگر باشند و با همدلي مشكلات خود را برطرف كنند، آرامش در زندگي آنها حاكم مي‌شود و اصل زندگي هم بر اين است كه زوج‌ها مايه آرامش هم باشند.
عضو هيئت علمي دانشگاه قم ادامه داد: زوج‌هاي جوان نبايد در ابتداي زندگي خود با هم سن و سالانشان رقابت مادي داشته باشند و زندگي خود را در امور مادي خلاصه كرده و تنها در فكر اين باشند كه از اقوام و اطرافيان خود چيزي كم نداشته باشند و از مسائل معنوي به طور كلي غافل شوند.
نكونام به تاثير خانواده‌ها در ازدواج جوانان اشاره و تصريح كرد: اگر خانواده‌ها در ازدواج در بخش‌هاي مادي نظير مهريه و خرج و مخارج مراسم‌ها سخت‌گيري كنند، قطعا فرزندان آنها نيز اين رويه را ادامه مي‌دهند اما اگر خانواده فرزند خود را به الگو گرفتن از بزرگان ديني دعوت كند اين مسئله تاثير مثبتي در زندگي آنان خواهد گذاشت.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:18 AM - روز پنج شنبه 29 بهمن 1388    |   لينک ثابت

 

شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که اولین سال از دهه چهارم انقلاب از طرف رهبر فرزانه با نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شود. اذعان داشت که این نام‌گذاری بسیار حکیمانه بوده چون دایره وسیعی از عله العلل را به نحوی در خود گنجانیده است که رسیدن به این هدف جز با عبور از هدف‌هایی که هر کدام به نوبه خود می توانستند اهدافی مستقل و پر اهمیت باشند امکان‌پذیر نیست.

در اینجا سعی بر این است که به واکاوی ابعاد اقتصادی این موارد بپردازیم و نهایتاً رهیافت‌هایی را برای بهبود شرایط موجود مورد بررسی قرار می‌دهیم. تمام فعالیت‌ها و اقدامات انسان‌ها چه اقدامات خرد و چه اقدامات کلان و چه اقدامات فردی و شخصی و چه اقدامات گروهی، بر اساس مدل‌های ذهنی اغلب اوقات مبنای اقدام و عمل است. این مدل‌های ذهنی چارچوبه‌ایست متشکل از هزاران عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که فرد را قادر می‌سازد از میان گزینه‌های بیشماری که در هر موضوع ممکن است وجود داشته باشد، بهترین و کاراترین انتخاب را برگزیند. البته باید توجه داشت که این مدل برای داشتن عملکرد بهینه بایست به فاکتورهای مرتبط با شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به طور کامل تغذیه شده باشد. ما این عوامل را سیگنال می‌نامیم. دو خصوصیت مهم در مورد این سیگنال‌ها قابل توجه است. یکی ضرورت وجود این سیگنال‌ها در مدل‌های ذهنی این افراد و دیگری دقت این سیگنال‌ها در انعکاس درست و واقعیت به بهترین وضع ممکن است. اگر چنین شروطی برقرار باشد می توان انتظار داشت که گزینه‌های توسط مدل‌های هنی افراد جامعه انتخاب می شوند، کم و بیش و کاراترین امکانات ممکن باشد. مقوله مصرف یکی از مقولاتی است که مدل‌های ذهنی در آن نقش بی‌بدیلی را بر عهده دارند. مدل‌های ذهنی بخصوص هر فرد را قادر می سازد تا تصمیم بگیرد چه کالای را به چه کیفیتی به چه میزان و به چه نحوی مصرف کند.
همانطور که گفتیم این مدل ذهنی از هزاران کانال تغذیه می شود. شرایط ناآرام سیاسی مثل جنگ و ناآرامی‌های داخلی، شرایط اقلیمی مثل قحطی و خشک سالی و نیز اوضاع اقتصادی و فرهنگی هر کدام سیگنال‌هایی را مبنی بر چگونگی روند تصمیم گیری به فرد القاء میکنند. علاوه بر این‌ها عوامل بیشمار نهادی حاوی ارزش‌ها و نرم‌ها نیز وجود دارند که در خلال زندگی چندین ساله فرد در ذهن او تثبیت می‌شوند. به نحوی که تغییر آنها به ندرت امکان پذیر است. اهمیت این دسته عوامل به قدری است که می‌‌توان این ارزش‌ها و عوامل را به منزله ظرفی برای مدلهای ذهنی در نظر گرفت که دیگر عوامل مقطعی تنها مظروف آن می‌باشند.
اقتصاد متعارف یکی از این سیگنال‌ها که هم در مقوله مصرف و هم در مقوله تولید نقش کلیدی را در شکل‌دهی نظام فکری و مدل‌های ذهنی ایفا می‌کند، «قیمت» می داند، اما نه قیمت‌های مطلق بلکه «قیمت‌های نسبی».
چون مصرف کردن و تولید کردن هر دم به ترتیب بیانگر انتخاب بین چندین گزینه ممکن برای مصرف چندین حالت ممکن برای تکنولوژی تولید است. فلذا مدل‌های ذهنی برای انتخاب بین این حالات ممکن مقایسه ساده صورت می دهد که این مقایسه تنها با استفاده از قیمت‌ها و هزینه‌های نسبی امکان پذیر است نه قیمت‌های مطلق.
چنانچه قیمت‌های نسبی در اقتصادی بیانگر واقعیت کم یابی و پرتابی نباشد، دقت سیگنال‌های ارسالی به مد‌ل‌های ذهنی کاهش یافته و علائم نادرستی را برای تصمیم گیری درباره مصرف و یا تولید، به فرد اده می شود. این سیگنال‌های نادرست لاجرم انتخاب‌های نادرستی را نیز همراه دارد. حال تصور کنید که 70 میلیون نفر انتخاب‌های نادرستی را انجام دهند، چه مصیبتی به بار می آید؟ هدر رفتن بیش از 600 هزار تن نان در کشور نتیجه این انتخاب‌های نادرست مدل‌های ذهنی ایرانیان است که یکی از دلایل عمده آن اختلال در قیمت نسبی نان است. قیمت تمام شده هر کیلو نان 2800 ریال است در حالی که قیمت فروش آن به نانوایی‌ها 75 ریال است! با این حساب هزینه حمل هر کیلو از روستاها و زمین‌های کشاورزی بیشتر از قیمت فروش آن خواهد بود! و اینچنین است که سالانه به هر ایرانی حدود 36 هزار تومان تنها از قبل نان یارانه تعلق می گیرد و بخش اعظم آن را در قالب ضایعات دور می ریزد. این یارانه باعث شده است که مصرف ایرانیان از نان 6 برابر متوسط جهانی باشد.
با اختصاص 6400 میلیارد تومان یارانه نان و کااهای اساسی نباید انتظار داشت الگوی مصرف نان در جامعه به سرعت تغییر کرده و در سیر بهینه قرار می گیرد. چون تغییر مدل‌های ذهنی بدون تغییر در سیگنال‌های دریافتی آن غیر ممکن است.
تثبیت قیمت کالاها و دمت موجب برهم ریختگی مدل  ‌های ذهنی و در نتیجه باعث تغییر نابسامان ساختار مصرف اقشار مختلف جامعه ی شود. البته بخش تولید نیز از این موضوع بی نصیب نمانده است. تصمیم به نحوه تولید و انتخاب تکنولوژی تولید نیز شدیداً تحت تاثیر میزان اختلال در قیمت‌های نسبی است، حدود 22 درصد از کل یارانه‌های تخصیصی در کشور در مال‌های تولیدی هزینه می شود. روشن است که بخش این یارانه ه صرف کالاهای مصرفی می شود. روشن است که بخش تولید به نسبت کمتر از بخش مصرف دستخوش این تغییر در قیمت‌های نسبی شده است. البته نباید تصور کرد که عواقب و اثرات منفی آن به همان نسبت از بخش مصرف کمتر است. زیرا اختلال در قیمت‌ها در بخش تولید زنجیره ای از تولید را به همین سم مهلک آلوده می سازد و ضایعات در بخش‌های مختلف تولیدی را افزایش می دهد. به عبارت دیگر راندمان تولید را کاهش داده و تولید کننده بدنبال بهبود نیست چون این راندمان پایین هزینه چندانی را بر وی متحمل نمی سازد گر چه هزینه‌های زیادی را بر دوش جامعه می‌‌اندازد. حال آآنکه در بخش مصرف یارانه‌ها تنها به کالاهای نهایی تعلق می گیرد. فلذا اصلاح الگوی مصرف در بخش تولید به معنای هر گونه تغییر در تکنولوژی بخش تولید در جهت استفاده بهینه از مواد اولیه نیز می‌باشد. چگونه می‌توان با خودرویی که در هر صد کیلومتر 12تا15 لیتر سوخت مصرف می کند، هدف کاهش مصرف سوخت را نتیجه گرفت؟ از طرف دیگر چگونه می وان با وجود مصوبه‌ی مجلس هفتم مبنی بر تثبیت قیمت حامل‌های انرژی که قیمت‌های نسبی انرژی ا کاهش داد به هدف کاهش مصرف سرانه در این زمینه نائل شد؟ حال آنکه در بخش انرژی توجه به مسائل بین نسلی ضرورت این موضوع را دو چندان می سازد. علاوه بر هدردهی منابع کشور در این زمینه افزایش مصرف سوحت و حامل‌های انرژی اثرات اجتماعی جبران‌ناپذیری را نیز بر جامعه تحمیل می‌کند. باید توجه داشت که این مصرف بی رویه، رفاه اجتماعی را به خطر می‌اندازد. حال که این مصرف می‌توانست به نحوی سازماندهی شود که باعث ترقی و بهبود در رفاه اجتماعی شود.
آمارهای تاسف ار از افزایش تعداد بیماری‌های مرتبط با آلودگی هوا موید این امر است. بگذارید به بررسی مصرف آب در بخش کشاورزی بپردازیم. از 93 میلیارد متر مکعب آبی که سالانه در دسترس است، 86 میلیارد متر مکعب آن در کشاورزی مصرف می شود و تنها 7 میلیارد متر مکعب آن در صنعت و مصارف خانگی بکار می رود. چنانچه آمارها نشان می دهد متوسط حجم کل ذخایر آب سالانه در کشور تقربیاً ثابت بوده و از طرف دیگر جمعیت رو به رشد با نرخ نسبتاً بالایی تقاضای آب را بالا می‌برد.این واقعیت نشان ی دهد که متوسط سرانه آب در کشور به سرعت در حال تنزل است. این امر لزوم صرفه جویی آب در بخش کشاورزی را بیش از پیش واضح و روشن می‌سازد. بر اساس اعلام بانک جهانی بهینه مصرف سالانه برای هر نفر یک متر مکعب برای شرب و 100 متر مکعب برای بهداشت است، در حالی که این رقم در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است.
البته نبایست تمام تغییرات در الگوی صرف را در اصلاح ساختار قیمت جستجو کرد. همانطور که قبلاً گفتیم عوامل متعدد دیگری نیز وجود دارند که مدلهای ذهنی تحت تاثیر آن قرار می گیرند. یکی از کلیدی ترین و پر اهمیت ترین عوامل، عوامل فرهنگی و نهادی است که بطور قابل توجهی تحت تاثیر ارزش‌ها و آموزه‌های دینی است. لذا ترویج اعتقادات دینی در میان جامعه و استفاده از آموزه‌های اخلاقی می تواد مدل‌های ذهنی افراد را در جهت اصلاح و بهبود روش مصرف تغییر دهد.
*تعلیم هنجارهای رفتاری نیز می تواند در بلند مدت مدل‌هایی را در ذهن افراد تثبیت کند که نسبت بهاسراف حساس بوده و در جهت کاهش آن واکنش نشان می‌دهند. این تعالیم باید به گونه‌ای باشد که اسراف و مصرف گرایی افراطی را به عنوان یک رفتار کوته فکرانه وغیر عقلایی به مردم بشناساند. البته اسراف یک مساله غیر عقلایی است به راحتی قابل درک است. عقل ایجاب می‌کند به میزانی منابع مالی در دسترس خود را به کالاها و خدمات خاصی اختصاص دهد که بتواند علاوه بر استفاده تام از آن کالاها و خدمات خاص و کسب رضایت خاطر از مصرف آنها، میزان مانده منابع مالی خود را نیز برای بهره‌گیری از آن در مصرف دیگر کالاها و خدمات، حداکثر نماید. که البته این امر تنها در حالت عدم اسراف و مصرف به اندازه امکان پذیر است.
البته همانطور که گفتیم این به شرطی است که قیمت‌های موجود در خارج به درستی واقعیت‌های اقتصادی را منعکس کرده باشد. به عبارت دیگر این رفتار در شرایطی که قیمت‌های نسبی بواسطه مالیات یا سوبسید دچار اختلال شده باشد، شکل دیگری به خود می گیرد. چون ممکن است در عین حال عقلایی باشد منجر به مصرف‌گرایی افراطی و اسراف نیز بشود. در چنین شرایطی (اختلال در قیمت‌های نسبی) می‌توان مصرف کالاهای یارانه‌ای را تا حد زیادی افزایش داد و همزمان منابع مالی خود را نیز برای خرید دیگر کالاها و خدمات حفظ کرد.




از آن جهت که قیمت‌های یارانه‌ای سیگنال‌های مربوط به کم یابی و پریابی را به خوبی منعکس نساخته و قیمت‌ها را کمتر از واقع نشان می‌دهند، این حالت افراطی شکل می‌گیرد.
تمام مطالبی ک در بالا مطرح شد ناظر به بحث اصلاح رفتار مصرفی خانوار است. همانطور که گفتیم آموزه‌های دینی ما منابع عظیمی را جهت ایجاد این تغییر در خود جای داده اند و تا حد بسیار زیادی می تواند ما را در جهت پیمودن این مسیر دشوار یاری رسانند. البته به شرط این که بتوان آنها را به بهترین وجه به افراد جامعه منتقل کرد. لذا روش انتقال و آگاهی رساندن به مردم به همان اندازه اهمیت دارد که انتخاب روش‌ها.
* از دیگر اقداماتی که در این زمینه می بایست انجام گیرد اصلاح محیط فرهنگی است که بطور مستقیم تحت تاثیر اقدامات و سیاست‌های دولت است. مهمترین استراتژی در این زمینه جلوگیری از انتشار تبلیغاتی است که زاییده نظام سرمایه‌داری است. تبلیغاتی که از هر سو بر اذهان عموم هجوم آورده و علاوه بر سلب قدرت تصمیم گیری موج ایجاد هوس می‌شود. ایجاد هوس با پاسخگویی به مصرف بسیار متفاوت است. تنوع گرایی، زیاده خواهی، چشم وهم چشمی هزاران خصوصیت دیگری که امروزه جامعه ما را بیمار ساخته است نتیجه این حمله تبلیغاتی است. دولت می‌تواند با استفاده از ابزارهای مناسب وظیفه خطیر پاک سازی محیط اجتماعی از تمام تبلیغات هوس‌زا را بر عهده گیرد.

مسلم بمانپور

برگرفته از: مجله خبر، تحلیل و تفسیر روزنامه رسالت، شماره 4، صفحات 54و55.

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:33 PM - روز چهارشنبه 28 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >