اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 

«اسراف»، كلمه ای كه بارها آن را شنیده ، ولی بدون توجه به آن ، از كنارش رد شده ایم. راستی شما چقدر به این موضوع فكر كرده اید ؟ آیا اگر كسی به شما عنوان «اسرافكار» را بدهد،می پذیرید یا نسبت به آن عكس العمل نشان می‌دهید؟ با توجه به این كه هر یك از ما به نحوی مرتكب اسراف شده ایم بنا بر این بهتر است كه بپذیریم ما نیز دچار اسراف می‌شویم بدون اینكه متوجه آن باشیم.

 

<span style='background-color:yellow'>اسراف</span>

 

غرق شدن در مادیات و روی آوردن به تجملات كه به حق می توان آن را نوعی بیماری مربوط به قرن اخیر نامید، از نمونه‌های بارز اسراف و از عوامل عمده آن به شمار می آید. بسیاری از افراد اگر به اندازه نیاز خود مصرف كنند، جایی برای كمبود و فقر در جامعه باقی نمی ماند با كمی دقت در این مورد، متوجه می شویم بسیاری از چیزهایی را كه مصرف می كنیم و یا تمایل به داشتن آنها را داریم، غیر ضروری هستند و نبود آنها هیچ مشكلی را در زندگی ایجاد نمی كند، بدون اسراف هم می‌توان زندگی سالم و درستی داشت، به شرط آنكه ساده زیستن را بر هر چیزی ترجیح دهیم.

 

 

 

خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است

 

اسراف كردن عملی مخالف ساده زیستی و راهی برای گستردن دام‌های شیطان است؛ زیرا اسراف موجب زیاده روی و  موجب زیاده خواهی می‌شود، زیاده خواهی هم انسان را به خود مشغول كرده و از یاد خدا غافل می‌نماید. بنابر این برای اینكه در چنین دامی واقع نشویم باید به هر آنچه كه داریم قانع باشیم و شرایط خود و خانواده را در نظر بگیریم و اجازه ندهیم تا اعمال اسرافكارانه دیگران ما را تحت تأثیر قرار داده، و راهی این مسیر نماید.

 

خداوند متعال در قرآن مجید از اسرافكاران به عنوان «برادران شیطان» نامبرده و در سوره اسراء آیه‌های 26 و 27 در این مورد فرموده است :«حق خویشاوندان، بیچارگان،… در راه ماندگان را بپرداز و زیاده روی مكن كه زیاده روی كنندگان، برادران شیطانند و شیطان نسبت به پروردگارش كفر ورزید».

 

اولین نكته ای كه از این آیه می‌توان برداشت نمود این است كه خداوند متعال امر به انفاق كردن و بخشش فرموده است ولی حتی در این مورد كه از اعمال صالحه می‌باشد، اجازه زیاده روی نداده است و ضمن اینكه بخشش را به اندازه توان اشخاص معین كرده است، خواسته است تا مسلمانان به دلیل بخشش بی اندازه، خود نیازمند دیگران نشوند، و نكته دوم آن كه از اسراف كاران به عنوان «برادران شیطان »یاد كرده است.یعنی افرادی كه زیاده روی می كنند، عمل آنها شیطانی و همدستی با شیطان است (چون معمولاً برادر از برادر پشتیبانی می‌كند) پس كسی كه اسراف می‌كند پشتیبان شیطان و در اعمال او شریك می شود، شاید تصور شود كه این آیه اشاره به این موضوع می‌كند كه وقتی برای دیگران خرج می‌كنی، اسراف نكن و انسان هر چه برای خود خرج كند، اشكالی ندارد و اسراف محسوب نمی‌شود، ولی با پرداختن به آیه دیگری از قرآن، این شبهه نادرست برطرف می‌شود و متوجه می‌شویم كه اسراف به هر شكل و در مورد هر كس انجام گیرد مذموم و ناپسند است.

 

آنجا كه خداوند در سوره اعراف آیه 31 می فرماید :«ای فرزندان آدم در هر مسجدی زینت خود را برگیرید و بخورید و بیاشامید اما اسراف نكنید، زیرا خداوند اسراف كاران را دوست ندارد». توجه به معنی این آیه نشان می‌دهد كه اسراف برای خود و برای دیگران پسندیده نیست.

 

اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود. فرعون نمونه این خود بزرگ بینی است. او آنقدر خود را بزرگ می‌دید كه تصور می‌كرد خداست و همه چیز تحت امر او قرار دارد و بنا براین، همه باید مطیع فرمان او باشند و تنها از او اطاعت كنند و چون چنین ادعایی نمود، عمل او عملی اسرافكارانه شد به گونه ای كه خداوند در سوره یونس آیه 14 در مورد او فرمود:

 

«…وَإنَّ فِرعَونَ لَعالٍ فی الارضِ وَ إنَّهُ لمَِنَ المُسرِفین؛…و بدرستیكه فرعون در زمین برتری جست و هر آینه از اسراف كاران بود».

 

و كلام آخر در مورد اسراف ، آن است كه خداوند در سوره مؤمن آیه 43 مسرفین را یاران آتش خوانده است. یعنی اسراف كار،عاقبتی جز جهنم ندارد. اول جهنمی كه در دنیا به واسطه گرفتاری در دام فقر و پریشانی و دست نیاز سوی دیگران بردن، برای خود درست كرده است و دیگری جهنمی كه بواسطه اطاعت نكردن از فرمان خداوند در آخرت برای خود مهیا نموده است.

 
اسراف كاری تنها به صورت ظاهر ارتباط ندارد، بلكه از این مرحله فراتر رفته و به شكل نفسانی و درونی بروز می‌كند. آنجا كه انسان خود را برتر از دیگران و برتر از هر چه هست می‌بیند و این خود بزرگ بینی آنچنان زیاد می‌شود كه به نوعی اسراف تبدیل می‌شود.
 

تدبر در این آیه نشان می‌دهد اسراف موجب زیان رساندن به مال انسان و از بین رفتن آن در مدت زمانی كوتاه می‌شود و همچنین زندگی انسان را به جهنمی از فقر و نداری و تلاش بیهوده برای به دست آوردن آنچه از دست داده است، مبدل می‌كند. پس بیائیم تا با استفاده درست از نعمت های الهی جزء اسراف كاران قرار نگیریم و با پاسخ دادن به سئولات زیر، از نقش اسراف در زندگی خود بكاهیم.

 

1.آیا به چیزی كه داریم قانع هستیم یا بیشتر و بهتر از آن را جستجو می‌كنیم ؟

 

2.آیا دوست داریم مانند دیگران زندگی كنیم حتی اگر شرایط آنان را نداشته باشیم؟

 

3.آیا از آنچه در اختیار داریم نهایت استفاده را می بریم ؟

 

4.كدام یك از اعمال ما اسرافكارانه بوده و برای جلوگیری از تكرار آن چه كرده ایم؟

 

منبع:

 

مجله بشارت، شماره 59، زهرا لوكه علیخان



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:48 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
 

الگوی مطلوب مصرف، از شعار تا عمل

نگاه مسئول: سید کاظم وزیری‌هامانه
مشاور رئیس جمهور در امور نفت و گاز، وزیر نفت سابق
پس از نامگذاری مدبرانه و هوشمندانۀ سال جاری با عنوان «اصلاح الگوی مصرف» از جانب مقام معظم رهبری، خوشبختانه تحرکی هر چند در ظاهر، در تمامی بخشهای نظام ایجاد شده و کمیسیون، کمیته و گروه‌های متعدد کاری در قوای سه گانه تشکیل شده و دستگاه‌های اجرایی و دانشگاه‌ها بحث و بررسی در این خصوص را آغاز کرده اند. همچنین رادیو و تلویزیون نیز که در خواب زمستانی به سر می‌برد، برنامه‌هایی با هدف فرهنگ سازی شکل داده است و بر اساس روال گذشته، پس از فرمایش ایشان اغلب افراد و ارگانهایی که در خواب عمیق بودند، ناگهان بیدار شدند و شروع به حرکت کردند؛ اما در این میان، پرسشهای بسیاری مطرح می شود که امید است پاسخی نیز به همراه داشته باشند:
    مگر این همه افراد تحصیل کرده که در مصدر امور هستند، به خارج از کشور مسافرت نکرده و حداقل، وضع روشنایی در ساختمان‌های دیگر کشورها را به چشم ملاحظه نکرده‌اند که حتی در اتاقها و هتلهای مجلل نیز از روشنایی به صورت موضعی و در حداقل استفاده می‌شود؟
    مگر این بزرگان که در مسافرت‌های متعدد و پرشمار به خارج از کشور، دمای هوای هتلها و ساختمانها را در زمستان و تابستان به خاطر ندارند که در زمستان، بدون لباس گرم امکان استراحت وجود ندارد ودر تابستان نیزتقریباً باید تاحدودی گرما را تحمل کرد؟
    مگر سیستم‌های سکه‌ای و موقت گرمایش که در برخی از کشورها به کار رفته، دور از چشم آنها مانده است؟
    مگر توسعۀ ناوگان ریلی و حمل ونقل عمومی در دیگر کشورها، حتی کشورهای از ما عقب مانده‌تر را ندیده‌اند؟
    مگر عایق‌بندی ساختمانها و استفاده از شیشه‌های دوجداره در ساختمان‌های بیشتر کشورها را مشاهده نکرده‌اند؟
    مگر افرادی که تحصیل کردۀ خارج از کشور هستند و اتفاقاً پستهای کلیدی را هم در دست دارند، هزینه‌های سرسام آور مربوط به انرژی را با وجود صرفه جویی قابل ملاحظه، نپرداخته‌اند؟
    مگر همۀ این عزیزان، نظام و عادت خرید مردم را برای انواع خوراکی‌ها در خارج ملاحظه نکردند که حتی به خرید یک پرتقال یا یک دانه سیب و امثالهم بسنده می‌شود؟ (به خاطر داشته باشیم سرانه مصرف میوه در ایران 3 برابر کشورهای در حال توسعه و 2 برابر کشورهای توسعه یافته است).
    مگر حتی در کشورهایی که رودخانه‌های بزرگ از میان شهرهای آنها عبور می‌کند و بیشتر ایام سال را شاهد بارندگی هستند، نحوۀ استفاده از آب را در شستشو و احتمالاً کشاورزی، ملاحظه نکرده‌اند؟
    مگر از سالهای نخستین دهۀ هفتاد و هنگام تدوین برنامۀ اول و دوم توسعه، حداقل از طرف وزارت نفت مسئلۀ توجه به مصرف انرژی به طور جدی مطرح و گزارشهای اساسی ارائه نشد؟
    مگر همۀ دست اندرکاران، بودجه‌های چند میلیارد دلاری واردات سوخت را از یک دهه قبل در ردیفهای بودجۀ کشور نگذاشتند یا ملاحظه نکرده‌اند؟
    مگر بحث راندمان نیروگاه‌ها از دهۀ هفتاد با طرح اولین واحدهای سیکل ترکیبی به طور جدی مطرح نشد و وزارت نیرو حداقل 20 در صد اختلاف راندمان نیروگاه‌ها را نمی‌داند؟
    مگر همۀ مسئولان کشور از رشد 10 تا 12 درصدی مصرف بنزین مطلع نبودند وآیا اطلاع رسانی کمی انجام شده است؟
    مگر نظر کارشناسی وزارت نفت در تعیین میزان سهمیه بنزین در شروع استفاده از کارت هوشمند 70 لیتر و حداکثر 80 لیتر نبود که به یکصد لیتر و سپس به 120 لیتر افزایش داده شد و بعد هم با افزودن بنزین سفر و هدیۀ عید، خلاصه وضعیت طوری شد که عملاً بنزین توزیع شده کفایت همگان را می‌داد و هدف، واقعاً گم شد و خیابانها همچنان مملو از ماشین باقی ماند؟
    مگر از 20 سال قبل، مسئله دورریز و هدر رفتن نان از طرف افراد دلسوز مجلس و دیگر بخشها به طور جدی مطرح نشده بود؟
    مگر از روزهای نخستین فعالیت دولت نهم، جداول مصرف فراورده‌ها وارقام یارانۀ پنهان پرداختی به بخشهای مختلف مصرف، به طور مرتب روی میز اعضای محترم دولت قرار نمی‌گرفت؟
    مگر در برخورد و فشارهای وارده برای گازرسانی به روستاهای دوردست، مشکلات مربوطه اعم از هزینه‌های غیر عادی، بالا رفتن مصرف و بالاخره خطرات احتمالی آینده در این مورد بارها و بارها بیان نمی‌شد؟
    مگر حداقل از یک دهه قبل، مصرف غیرعادی سوخت، انرژی، نان و آب در کشور از دیدگاه‌های مختلف بیان نشده است؟
    مگر هنگام تنظیم برنامه‌های توسعۀ اول و دوم، گزارش هشداردهندۀ مصرف بی‌رویۀ سوخت در کشور که نشان می‌داد در 20 سال آینده، واردکنندۀ نفت خام خواهیم شد به مسئولان مربوطه ارائه نشد؟
    مگر گزارشهای وضعیت مصرف انرژی هیدروکربوری و پیشنهاد اصلاح نحوۀ مصرف و نیز، جایگزینی و استفاده از دیگر پتانسیل‌های انرژی از جمله خورشیدی در کشوری که بسیاری از شهرهای آن 300 روز آفتابی دارند، در دهۀ هفتاد ارائه نشد؟
    مگر سالها نیست که وزارت نفت و وزارت نیرو ترازنامۀ انرژی ارائه می‌دهند که حداقل برای کلیۀ مسئولان ارسال می‌شود و البته در صورت وجود حوصله برای مطالعۀ آنها، قاعدتاً باید از مفاد آن مطلع باشند؟
    مگر مسئولان از وجود تعطیلات غیر متعارف ایران در مقایسه با دیگر کشورها بی‌خبرند که دم از تعطیلات جدید زده می‌شود تا رهبر معظم انقلاب مجبور به اعلام نظر شوند؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی، وضعیت آب کشور و مناطق جغرافیایی را نمی‌شناسد که برنامۀ اجرایی مناسبی را برای کشت کشاورزان تدوین، ابلاغ و اجرا نمی‌کند؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی نمی‌داند تولیدات گلخانه‌ای اگر در منطقۀ مناسب انجام نشود، در زمستان با گازوییل یا گاز و در تابستان با برق باید نیازمندی‌های محیط گلخانه را تأمین کرد که تولیدات در هر دو فصل با یارانۀ بسیار زیاد به دست می‌آید و در حقیقت، اگر از صادرات صیفی‌جات خرسندیم، این نفت و انرژی است که صادر می‌شود و خود را گول می‌زنیم؟
    مگر وزارت جهاد کشاورزی میزان مصرف کشور و تولید تقریبی محصول در هر هکتار را نمی‌داند که مدعی می‌شوند توزیع رایگان سیب‌زمینی‌های اضافی با هدف جلوگیری از خراب شدن آنهاست، در حالی که بسیاری معتقدند محصول پاکستانی سیب‌زمینی در بازار به وفور موجود است و مردم برای خرید پیاز، زحمات بسیاری را متقبل می‌شوند؟
    مگر وزارت نیرو، از راندمان نیروگاه‌های کشور مطلع نیست که تنها با اتلاف در شبکه و سیستم توزیع، حدود 20 درصد از انرژی هیدروکربوری مصرفی به صورت برق به دست مصرف کنندۀ نهایی می‌رسد؟
    مگر وزارت نیرو خود اعلام نکرده است که 26 درصد از آب تصفیه شده در شبکه به دلیل خرابی و فرسودگی، تلف می‌شود؟
    مگر وزارت صنایع از تجهیزات کارخانجات تولیدی کشور بی‌خبر است که به ازای هر یک هزار دلار تولید، چقدر انرژی مصرف می‌شود؟ شدت انرژی در ایران، حدود 5 برابر نرم جهانی است و متأسفانه روند افزایشی هم دارد. این تولیدات با مصرف انرژی بالا، چگونه می‌توانند با کالای مشابه خارجی در بازار رقابت کنند؟ حال اگر یارانۀ انرژی، مواد اولیه و نیروی انسانی آنها حذف شود، چه اتفاقی خواهد افتاد و احتمال از دست دادن مصرف کنندگان داخلی هم بسیار زیاد است.
    مگر مدیران وزارت بازرگانی در این کشور بزرگ نشده‌اند و به یاد ندارند مردم چگونه در فصول مختلف از میوه‌های فصل استفاده می‌کردند که هم اکنون، ذائقۀ آنان را با انگور، آناناس، گلابی و حتی سیب سبز چین و ماچین تغییر داده‌اند و این اتفاق ناگوار را توجیه هم می‌کنند؟ چگونه اجازه می‌دهند در مقابل حدود 600 تن نیاز کشور به شکر، حدود 2,5 میلیون تن و 4 برابر نیاز کشور، واردات انجام شود و صنایع مرتبط در آستانۀ تعطیلی قرار بگیرند؟
    مگر واقعاً محصولات کشاورزی و سردرختی ما پاسخگوی نیازهای کشور نیست که باید از کشور مصر که حتی رابطۀ سیاسی هم با آن نداریم، پرتقال وارد کنیم تا ایرانیان، دیگر طعم پرتقال شمال و جنوب کشورمان را نپسندند؟
    مگر مردم فراموش می‌کنند که با یک محصول یا یک مورد تولید که بر اثر فراوانی نعمت الهی به حد مصرف رسید، جشن بر پا کردند، اما در سالهای بعد و به دلیل کمبود همین محصول، بیش از پیش مشغول واردات آن هستیم تا جایی که بر اساس پیش‌بینی‌ها، در سال جاری ایران باید 8,5 میلیون تن گندم وارد کند!
به راستی با این همه اطلاع رسانی از طرف متخصصان و کارشناسان و ارتباط مستقیم مسئولان با این واقعیتها، چگونه همگی در خواب بودند و منتظر چنین تلنگری برای بیدار شدن؟ مباد که این تحرک نیز ظاهری باشد و فقط حرمت و جایگاه مقام معظم رهبری این تحرک ظاهری را ایجاد کرده باشد؟
با کمی بدبینی، باید گفت این امر هم به سرنوشت فرمان مربوط به اصل 44 دچار خواهد شد که متأسفانه با وجود هیاهوی بسیار، عملاً اتفاقی نیفتاد و هیچ چیز به مردم واگذار نشد؛ چرا که واگذاریها یا به صورت سهام عدالت بوده که مردم در ادارۀ آنها هیچ نقشی ندارند و مدیران دولتی زحمت مدیریت آن را می‌کشند یا به نهادهای غیردولتی بدتر از نهادهای دولتی از جمله صندوقهای بازنشستگی و امثالهم واگذار شده‌اند که هیچ تفاوت ماهوی با نظام دولتی ندارد و حتی ضوابط و دستورات ادارۀ آنها، تقریباً همان است. از همه بدتر، بزرگترین وزارتخانۀ کشور، یعنی وزارت نفت، حتی یک واحد را نیز بعد از صدور این فرمان، به مردم واگذار نکرده است و دنبال راه‌حل‌هایی می‌گردد که کماکان مدیریت در اختیار خودش باقی بماند. مثلاً به جای واگذاری تک تک شرکتها که می‌توان به صورت سهامی عام به مردم واگذار و ادارۀ آنها را به منتخبان مردم سپرد، آنها را به صورت هلدینگ واگذار کنند تا نظام مدیریتی موجود کماکان پایدار بماند.
از این مسئله که بگذریم، باید به وضعیت مصرف در کشور برگردیم و ببینیم آیا با نگاه موجود، امکان ایجاد تحول و دگرگونی در آن وجود دارد؟ در بخش مصارف خانگی و شخصی ممکن است با افزایش قیمت و تصاعدی کردن آن به بهای فشار به اقشار متوسط به پایین، تا حدودی مصرف را نیز کم کرد که اگر این فشار با پرداخت یارانه به صورت نقدی جبران شود، آن هم اثر واقعی خود را نخواهد داشت یا حداقل با نقدینگی جدید در دست این طبقه، جابه‌جایی مصرف ایجاد خواهد شد؛ اما به درستی اصل مصرف در کجاست؟
تا نظام تولید، ماشین آلات و تجهیزات تولید کالا به روز نشوند که هم خود با انرژی کمتری تولید داشته باشند و هم تولیدات آنان با صرفه‌جویی در مصرف انرژی همراه باشد؛ تا وسایل نقلیۀ عمومی به حدی افزایش نیابند که مردم مجبور به استفاده از اتومبیل شخصی نشوند و سالانه 30 هزار نفر کشته روی دست کشور نماند؛ تا نظام ساخت و ساز کشور به صورت اجباری، مسایل مربوط به بهینه کردن مصرف و جلوگیری از هدر رفتن انرژی را رعایت نکند (حتی اگر فرض شود که در کشور واحدهای تولیدی مربوطه مثل پنجره دو جداره هم به اندازه کافی وجود داشته باشند، چند سال طول می‌کشد که ساختمانهای موجود به این امکانات مجهز شوند)؛ تا نظام پخت و توزیع نان دگرگون نشود؛ تا وزارت کشاورزی برای کشت محصول با شرایط اقلیمی برنامه‌ریزی نکند و تا...؛ زمینۀ این اصلاحات فراهم نمی‌شود. البته باید توجه داشت که همۀ این وجوه، بخشی از کار است؛ باید فرهنگ همۀ مردم نیز به فرهنگ صرفه‌جویی باز گردد.
از سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم را به مصرف گرایی عادت داده‌اند و دولت‌مردان با به کارگیری اصطلاح «دارندگی و برازندگی»، مردم را به مصرف بیشتر هدایت کرده‌اند و چشم و هم‌چشمی را در خانواده‌ها رواج داده‌اند. با تبدیل این فرهنگ در سالهای اولیه انقلاب به ضدّ ارزش، اما با کمال تأسف باید اذعان داشت که در دو دهۀ اخیر، حتی در خانواده‌های متدین نیز این امر در میهمانی‌ها، جشنها و... دوباره رواج کامل یافته و مصرف بیشتر، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی عمومی، به صورت تفاخر درآمده است و حرکت رو به جلو را در این امر موجب فخر و ارتقای طبقاتی می‌دانند.
تا این زمینه‌ها عوض نشود، تا مسئولا جداً باور نکنند که کشور تحمل این نوع مصرف را ندارد و هر چه کمتر مصرف شود، زمینه برای صادرات و رشد اقتصاد کشور فراهم می‌شود، به ویژه در بخش صنعتی که با کاهش مصرف انرژی، زمینه رقابت عرضۀ کالا در داخل و خارج از کشور فراهم می شود، مردم نیز به این راه نخواهند رفت که «الناس علی دین ملوکهم» و قطعاً رطب خورده نمی‌‌تواند منع رطب کند.
با شعار سیاسی و تشکیل کمیته و کمیسیون و کارگروه، مشکل به سامان نمی رسد. مردم چشم و گوش و هوش دارند و رفتار مسئولان را خوب می‌بینند و به همان میزان که از آنها سیرۀ عملی ببینند، الگو برداری و تبعیت نیز می‌کنند.
ای کاش آنان که خود را مطیع و در خط امام و مقام معظم رهبری اعلام می‌کنند و با یک اشارۀ ایشان، این همه هیاهو به راه می‌اندازند، در رفتار فردی و زندگی شخصی نیز از این بزرگان الگو می‌گرفتند و همه چیز را شعار زده نمی‌کردند.
با یک تحقیق کاملاً ساده، به جای «از کجا آورده‌اید»، «در کجا زندگی می‌کنید» را بررسی کنیم و ببینیم چند درصد مسئولان در بخشهای متوسط و جنوب شهر زندگی می‌کنند و مساحت منزل مسکونی آنها چند متری است، حیاط خود را چگونه آبیاری می کنند، میزان برق مصرفی آنها چقدر است، چگونه میهمانی می‌گیرند و هزینۀ عقد و عروسی و جشن‌های آنها چقدر است، چند برابر مصارف  ده‌ها خانوار معمولی جامعه، حیف و میل می‌کنند، چند اتومبیل در منزل آنها وجود دارد، در سال چند مسافرت خارجی دارند و اصولاً درد طبقۀ پایین جامعه را چگونه لمس می‌کنند که انتظار داشته باشیم آنها پیش قدم شوند و الگوی مصرف خود را تغییر دهند؟
اصلاً آیا می‌توانند و شرایط زندگی به آنها تحمیل نمی‌‌کند که بیشتر مصرف کنند؟ صد البته چون می‌خواهند و می‌توانند، بهای آن را نیز می‌‌‌پردازند.
باتوجه به انتخاب شعار «اصلاح الگوی مصرف» برای امسال از سوی مقام معظم رهبری این روزها توجه همه به این امر مهم جلب شده است و امید آن می رود اقدامات مسئولان و ارگانها در حد سخنرانی، اظهار نظر، سمینار وحتی چند مصوبه و دستورالعمل و بخشنامه خلاصه نشود. آیندۀ کشور به این امر مهم بستگی دارد، چرا که مصرف منابع بیش از استانداردهای بین المللی، در حقیقت هزینۀ کشور را در مقابل و تولید افزایش داده است. به عبارت دیگر، در حالی مصرف می‌کنیم که در مقابل آن، تولید نداریم؛ یعنی نه تنها منابع را «بد» مصرف می‌کنیم، بلکه آنها را «هدر» نیز می دهیم. اما این یک روی سکه است که مطلبی درست و به جاست و باید توجه همگان بدان جلب شود و علاوه بر تعیین راه حلّ عملی و اجرایی، تلاش عمومی بر تغییر فرهنگ مصرف استوار شود تا دستیابی به فرهنگ جدید با جدیت دنبال شود، ولی در اجرا برای دستیابی به این امر، نیازمند روشها و ابزارهای مناسب هستیم.
روش را با تصویب قانون و تعریف استانداردها و تعیین چارچوب می‌توان به دست آورد و چندان هم دشوار نیست، اما تأمین ابزار از جمله مقوله‌هایی است که هم زمان بر است و هم پرهزینه، چرا که سیستم‌ها و دستگاه‌ها و تجهیزات مصرف کنندۀ انرژی موجود در کشور، اعم از آنچه تولید می‌شود یا دستگاه‌ها و تجهیزاتی که به عنوان ابزار تولید از آن استفاده می شود، به روزنیست و بنابراین هم خود دارای مصرف بالا هستند وهم تولیدات آنها با تکنولوژی روز مطابقت ندارد. لذا نباید توجه خود را صرفاً برآن بخش از افراد جامعه که حرص مصرف دارند و اصولاً اسراف کار هستند معطوف و فکر کنیم با هدایت آنان و حاکمیت فرهنگ جدید، تمام مشکلات حل می‌شود و دردمان را درمان می‌کنیم و در انتها، موفق به بهینه‌سازی و اصلاح الگوی مصرف کشور می‌شویم. چه اگر چنین فکری بر تصمیم‌گیران و تصمیم سازان غلبه کند، اصلاح قیمت و پرداخت نقدی  یارانه را تنها راه اصلاح می‌دانند و جهت گیری خود را به افزایش قیمت در سطوح بین‌المللی (منطقه‌ای) و کمک نقدی به طیف آسیب‌پذیر جامعه متمایل خواهند کرد. آن وقت است که بلای واقعی بر سر کشور و تولید آن، چه در بخش صنعت و چه در بخش کشاورزی و چه در دیگر بخشها از جمله خدمات، وارد می‌شود. امروزه که این بخشها حیات خود را مدیون کمکهای یارانه‌ای هستند، توان و امیدی برای رقابت با تولیدات جهانی ندارند، چه رسد به روزی که یارانه‌ها حذف شوند...
اصولاً این سئوال باید از طرف صاحبان تولید در بخشهای پیش گفته مطرح شود که دیگر کشورها از جمله کشورهای صنعتی با چه ابزاری به توسعه رسیده اند؟ یادمان باشد که انرژی و مواد اولیۀ ارزان و تقریباً مجانی کشورهایی چون ما، این کشورها را به توسعه رسانده است و حالا که نوبت خودمان شده، چگونه ممکن است توسعه را با انرژی و مواد اولیه و نیروی انسانی با قیمتهای بین المللی و روز دنیا طلب کنیم؟ آیا ساخت زیربناهای کشورهای توسعه یافته با قیمتهای روز دنیا تطبیق دارد؟
تک تک بخشها و اجزای زیر ساخت این کشورها را مدنظر قرار دهید و ببینید کدام یک از آنها در پنجاه سال گذشته با غارت کشورهای صاحب اموال اعم از انرژی، مواد اولیه و نیروی کار ارزان، خود را به نقطۀ مطلوب نرسانده و روی پای خود نایستاده و به عنوان کشورهای تولید کننده و صادر کننده بر ما حاکم نشده اند؟ چگونه می خواهیم و توقع داریم صنعتگر و کشاورز ما در شرایط امروز جهانی که همه در حال تولید با زیر ساختها و تجهیزات مدرن و توانمند و البته ارزان هستند، بدون کمک و مساعدت بتواند به رقابت با آنها پرداخته و حتی تولید برای جایگزینی واردات داشته باشد؟
ظاهراً ما دورۀ جایگزینی واردات را سپری کرده و وارد پروسۀ صادرات نیز شده ایم، اما واقعیت امر این است که هنوز با اوضاع موجود، در مرحلۀ ماقبل جایگزین واردات درجا می زنیم.با اندکی تأمل، ملاحظه می شود که هر کالای خارجی را که در فکر بگنجد، به راحتی در دسترس خود می بینیم و تولیدات داخلی نه تنها بازار بین‌المللی را تسخیر نکرده، که در رقابت برای جلب نظر مصرف کنندگان داخل کشور نیز درمانده‌اند. آیا این وضعیت را می توان با تغییر تعرفه اصلاح کرد؟
با تحلیل وضعیت یکایک صنایع کشور به راحتی می توان دریافت که با افت قیمت‌های تولیدات در سطح بین المللی، اجناس تولیدی روی دست مانده و تولیدکنندگان مجبورند کالاهای خود را با بهایی زیر قیمت بازار عرضه یا صادر کنند؛ فرقی هم نمی کند که تولید پتروشیمی و نفتی باشد یا صنعتی و کشاورزی.
در حالی که از ژانویۀ 2008 تا ژانویۀ 2009 شاخص بین المللی کالا حدود 37 درصد کاهش داشته است، چگونه می‌توان زمینۀ افزایش قیمتها را فراهم کرد و تولیدکنندگان باز هم در صحنه بمانند؟ باید توجه داشت که با اتخاذ یک تصمیم اشتباه، به راحتی قائلۀ جدیدی در کشور ایجاد می‌شود که در این برهۀ حساس، تبعات گسترده ای را در پی خواهد داشت.
در مقالۀ «بایدها و نبایدهای طرح تحول اقتصادی» که در شمارۀ گذشتۀ «تازه‌های انرژی» به چاپ رسید، با تأکید بر «طولانی بودن این راه»، یعنی دستیابی به «الگوی مطلوب مصرف»، مباحث زیادی مطرح و هدفمند کردن یارانه‌ها از زوایای متفاوتی واکاوی شد، اما در ادامۀ نگاه ویژه و رسالت نویسندگان و اعضای هیئت علمی ماهنامه، موضوع بسیار مهم «انرژی و اصلاح الگوی مصرف» برای پروندۀ این شماره انتخاب شد و این یادداشت نیز هشداری است برای تصمیم گیران و تصمیم سازان حوزۀ تولید و تأکید بر ضرورت اتخاذ تصمیم‌های جدی و البته صحیح برای چگونگی اصلاح وضعیت مصرف، بدون شک بسیاری از تولیدات و محصولات کشور نیازمند اصلاح فرایند تولید است که جز با برنامه‌ریزی، هدایت ونظارت، کمک و مساعدت جدی حاصل نخواهد شد.

    ای کاش آنان که خود را مطیع و در خط امام و مقام معظم رهبری اعلام می کنند و با یک اشارۀ ایشان، این همه هیاهو به راه می‌اندازند، در رفتار فردی و زندگی شخصی نیز از این بزرگان الگو می‌گرفتند و همه چیز را شعار زده نمی‌کردند.

با این مقدمۀ طولانی، مناسب است به وضع مصرف در کشور و چگونگی تعیین الگوی آن پرداخته شود:
1-    با وجود اینکه ایران، کشوری نسبتاً خشک با میزان بارندگی پایین است، متأسفانه وضع مصرف آب در کشور، چه در بخش مصارف خانگی و چه در مصارف کشاورزی، با هیچ یک از کشورهای حتی پر باران و پر آب قابل مقایسه نیست. حتی اگر از مصارف غیر متعارف مثل شستن ماشین، کوچه، خیابان و حیاط منزل و...نیز صرف نظر کنیم، در مصارف عادی مثل شستن ظروف و استحمام و حتی دست و صورت و وضو گرفتن نیز به صورت غیرعادی از آب استفاده می کنیم. در بخش کشاورزی نیز متأسفانه کمتر از روشهای آبیاری مدرن استفاده می شود و در سهم غالب بخش کشاورزی از روش غرق آبی و سنتی استفاده می‌شود که در بخش اول جز با تغییر فرهنگ و در بخش دوم، جز با سرمایه گذاری و آموزش به کاهش مصرف دست پیدا نخواهیم کرد.
2-    در مصرف نان،  بحثهای زیادی شده و پذیرفته‌ایم که تقریباً یک سوم گندم و آرد تولیدی یا وارداتی به دلایل مختلف از جمله کیفیت پایین پخت نان از بین می رود. در اینجا نیز هنوز فرهنگ صرفه‌جویی برای خرید و نگهداری نان حاکم نشده و با وجود تلاشهای صورت گرفته در دهۀ اخیر، تغییر آنچنانی در هدررفت نان در دسترس حاصل نشده است.
3-    مصرف انرژی در کشور مقوله‌ای است که با وجود انجام بحثها و بررسی‌های جدّی از سال 1370 به بعد، تاکنون کمتر نتیجه ای در مورد آن حاصل شده است. در مصارف خانگی مثل سایر بخشها، فرهنگ حاکم با هیچ یک از جوامع صنعتی همخوانی ندارد؛ استفاده از لوستر با لامپهای متعدد و پرمصرف، روشن نگهداشتن تمامی منزل بدون ضرورت، به کار بردن مداوم سیستم حرارتی و برودتی تا حدّی که با کمترین لباس و بالاپوش در منزل به سر می‌بریم یا به استراحت می‌پردازیم و حتی برای کنترل هوای ساختمان، از باز کردن پنجره‌ها استفاده می‌کنیم. استفاده از اتومبیل شخصی نیز برای ساده‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین کارهای مستمر مثل خرید از فروشگاه‌ها در چند قدمی منزل و... که به صورت یک عادت کاملاً رایج درآمده است.
4-    در مصرف مواد خوراکی مثل میوه و تره بار نیز گرچه به دلیل تولید فراوان، آب و هوای متنوع و نیز جبرانی که دولت با واردات انجام می دهد، وفور نعمت فراوان، اما باز هم متأسفانه مردم هیچ کشوری عادت به چنین مصرفی ندارند که در این بخش نیز اگر اصلاح الگوی مصرف داشته باشیم، علاوه بر جلوگیری از واردات این گونه محصولات به کشور، می‌توان بخش عظیمی از تولیدات کشور را نیز به خارج از کشور صادر کرد.
5-    ساخت وساز و احداث بنا که متأسفانه به جز هدر دادن مصالح ساختمانی و از بین بردن نیروی انسانی نام دیگری نمی توان بر آن نهاد، به نحوی که بیشتر ساختمانها  را حتی کمتر از 10 سال تخریب و دوباره احداث می‌کنیم و سهم غالب مصالح آن را به عنوان زباله به خارج  از شهر منتقل می‌کرده و دور می‌زنیم. البته این امر جدای از تکنولوژی ساخت و احداث بناست که برای جلوگیری از اتلاف انرژی هیچ توجهی نشده و کماکان مبتنی بر روشهای سنتی و دور از شرایط روز است.
6-    روند نامطلوب مصرف در بخشهای تولید اعم از صنعتی، کشاورزی و خدمات باعث آن شده است که شدت انرژی در کشور ما حدود 5 برابر نرم جهانی باشد. این امر اگرچه ناشی از اعمال نشدن مدیریت صحیح در واحد تولیدی است، اما اصل مطلب ناشی از تکنولوژی به کار گرفته شده است و همان طور که قبلاً اشاره شد، نه تنها سیستم تولیدی را گرفتار مصرف ناخواسته می‌کند، بلکه مصرف کنندۀ نهایی نیز که کالای تولیدی این بخشها را مصرف می‌کند، به ناچار و با استفادۀ اجباری از این وسایل، انرژی کشور را دو سویه تلف می کند که بهترین گواه این موضوع، اتومبیلهای تولید داخل است.
در حال حاضر به تمام بخشهای مصرف در کشور یارانه پرداخت می‌شود که این موضوع باعث شده است تا تفکر جدی مبنی بر تغییر رفتار در نحوۀ مصرف صورت نگیرد. حذف یارانه در بخش مصارف و خارج از تولید، گرچه فشار بر مصرف کنندگان، به ویژه اقشار کم درآمد، وارد می‌کند و آنها را به ستوه می‌آورد، اما باعث اصلاح در رفتار مصرفی آنها می‌شود و الگوی مصرف را در بخشهای مختلف تغییر می دهد. اما حذف یارانه در بخشهای مختلف تولید و خدمات موجب افزایش قیمت تمام شده و در نهایت، منجر به کاهش قدرت رقابت در عرضۀ کالا می‌شود که در این صورت، آسیب جدی به تولید وارد می‌کند، بیکاری را افزایش می دهد و در نهایت، بخش قابل توجهی از واحدهای تولیدی را به تعطیلی و ورشکستگی می کشاند. بر همین اساس، دولت موظف است پا به میدان بگذارد و با تعاریف متداول جهانی و با ارائۀ بسته‌های اقتصادی، بخش تولید کشور را نجات دهد و برای اصلاح الگوی مصرف در هر دو بخش، یک برنامۀ زمان بندی دقیق تهیه کند. اما به واقع حرکت‌های سیاسی، به ویژه در این شرایط حساس و نزدیک به انتخابات، می تواند اقتصاد کشور را به ورطۀ سقوط بکشاند و دولت دهم را قبل از شروع به کار، با چالشی عظیم مواجه کند.
در این میان، اما به طور قطع مجلس شورای اسلامی در این شرایط حساس، نقش اساسی دارد و انتظار همگان بر این است که به دور از گرایشات سیاسی و جناحی و با تفکری عمیق، این شرایط حساس را درک کند و با استفاده از تجارب جهانی، به حل موضوع بپردازد.
درست است که بخش قابل توجهی از زیاده روی در مصرف ناشی از فرهنگ مصرف گرایی است که از قبل از انقلاب به مردم الق شده و پس از یک دورۀ کوتاه مدت در اوایل انقلاب، در خاتمۀ جنگ تحمیلی دوباره به همان سمت حرکت کردیم، اما باید با انجام فرهنگ سازی مناسب، با توکل به خدا وبا یک حرکت بسیجی، این فرهنگ به جای خود برگردد.
فراموش نکنیم اصل موضوع و میزان عمدۀ مصرف، در بخشهای مختلف تولید و خدمات صورت می گیرد که بدون برنامه‌ریزی و جهت‌گیری و حتی با صرف هزینه‌های قابل ملاحظه، امکان اصلاح آن وجود ندارد و اگر مردم هم بخواهند نمی توانند صرفه‌جویی کنند.
به هر حال امسال نیز همچون سالهای قبل، خواهد گذشت، اما آرزو داریم علاوه بر انجام بحثها و گفتگوها و برگزاری سمینار و چاپ انواع و اقسام کتابها، اقدامات اجرایی مناسب و اثرگذار برای دستیابی به این امر سرنوشت ساز، یعنی اصلاح الگوی مصرف انجام شود وعلاوه بر فرهنگ‌سازی مناسب و به کارگیری راهکارهای اجرایی، با برنامه ریزی دقیق، زمان‌بندی و تخصیص بودجۀ مناسب از سوی مسئولان برای اصلاح زیر ساختها همراه و زمینۀ اجرای عملی آن فراهم شود.
با شعار، به جایی نمی رسیم؛ ای کاش این شعار را هم نمی‌دادیم تا مردم دلزده نشوند و آنها که به حق پیرو هستند، فرامین آن عزیز را خود به جان بخرند.
امیدوارم وامیدواریم مجلس شورای اسلامی و نمایندگان ملت با اتخاذ تصمیماتی صحیح و ملی و به دور از سهم‌خواهی‌های بودجه ای برای حوزه‌های انتخابیه خود، این امر ملی را همان طور که مقام معظم رهبری می‌‌خواهند، ملی و بدون توجه به گرایشات سیاسی و منطقه‌ای، اصلاح کنند و به تصویب برسانند.
حرف ناگفته بسیار است و افسوس که هر حرفی را نمی‌‌توان زد، اما «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است».
برگرفته از ماهنامه تازه‌های انرژی ، شماره هفتم، نیمه دوم اردیبهشت ماه 1388، صفحات 8-6.
 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:46 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  قناعت مالی است که پایان نمی‌یابد.[9]

ـ خوشا به حال پارسایان دردنیا که به آخرت دل­بسته­اند. ایشان گروهی هستند که زمین را فرش و خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار داده­اند... .[10]

 

ـ خوشا به حال کسی که معاد را به یاد آورد و برای روز حساب کار کرد و به گذران روز [به قدر کفاف] قناعت کرد و از خدا راضی بود.[11]

 

ـ اگر صلاح نفست را می‌خواهی، بر تو لازم است که با میانه­روی و قناعت و سادگی رفتار کنی.[12]

 

ـ به خدا سوگند! نفس خود را چنان ریاضت و پرورش دهم که به گرده نانی ـ اگر بتواند به دست آورد ـ شاد شود و نمک را خورش نانش‌ سازد.[13]

 

ـ شکرگزارترین مردم، قانع‌ترین آنهاست و ناسپاس‌ترین مردم در برابر نعمت‌ها، آزمندترین آنها![14]

 

ـ برای سالم ماندن دینتان، به اندکی از [نعمت] دنیا قانع باشید که کفاف دنیا مؤمن را قانع می‌سازد.[15]

 

ـ کسی که به اندکِ دنیا قانع نباشد، ثروت بسیار آن را نیز هرچه گرد آورد، بی­نیاز نشود.[16]

 

ـ ای فرزند آدم! اگر از دنیا به قدری که تو را کفایت کند می‌خواهی، بدان که کمترین بهره دنیا تو را کفایت می‌کند و اگر از دنیا بیش از اندازه کفایت بخواهی، بدان که همه دنیا برایت کافی نخواهد بود.[17]

 

ـ نیکو بهره‌ای است، قناعت.[18]



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:45 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 علی سورى
 

· مصرف‌گرایی و اسراف و این چیزها... این جزو میراث‌های ما از گذشته است و متأسفانه این میراث را نگه‌داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه ناسازِ بی‌اندامِ زشت را از تنمان بیرون بیاوریم. ما خیلی مصرف‌زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم.[146]

 

· امروزه متأسفانه... مصرف‌گرایی و مسابقه تجمل‌پرستی و مسابقه پول درآوردن و تلاش برای پول جمع کردن، یک طبقه جدیدی درست کرده.[147]

 

· نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد ثروت مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و بقای جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یک اصل اسلامی است. اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه اشرافی‌گرى، برای تجمل‌پرستى، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون ما هست؛ همان‌طور که قبلاً هم گفته‌ام: اسراف و مصرف‌گرایی افراطى.[148]

 

· امروز دشمن چشمش به نقطه حساس اقتصادی است تا بلکه بتوانند این کشور را از لحاظ اقتصادى دچار اختلال کنند. هرچه می‌توانند اختلال ایجاد کنند و هرچه هم نمی‌توانند، در تبلیغاتشان وانمود کنند که اختلال هست! این کاری است که امروز در تبلیغاتِ دشمنان ما، با قدرت و به شکل‌های مختلف انجام می‌گیرد. راه مقابله هم انضباط مالی و صرفه‌جویی و نگاه پرهیزگرانه به مصرف‌گرایی است.[149]

 

· مصرف‌گرایی به صورت اسراف، یکی از بیماری‌های خطرناک هر ملتی است.[150]

 

· ما یک خرده به مصرف‌گرایی افراطی دچار هستیم.[151]

 

· یکی از موارد اسراف، اسراف در آب است؛ نه فقط آبی که مصرف شُرب در خانه‌ها می‌شود، نوع آبیاری کشاورزی ما هم یک نوع مسرفانه است و آب را هدر می‌دهیم.[152]

 

· ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه کردن منابع مالی کشور به‌وسیله خود ما و به‌وسیله همه برادران هم‌میهن ما و به‌وسیله مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود می‌آید، دچار نوعی بی‌توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم.[153]

 

· شاید بشود گفت بخش مهمی از منابع کشور در همه زمینه‌ها چه در زمینه مسائل شخصى، و چه تا حدودی در زمینه‌های عمومی صرف اسراف‌ها و زیاده‌روی‌های ما در مصرف می‌شود. [154]

 

· ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه می‌کند، نمی‌شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می‌رسد که منابع کشور به هدر می‌رود، شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می‌شود، عده‌ای در حسرت اوّلیات زندگی می‌مانند و عده‌ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر می‌دهند. [155]

 

· ما بایستی الگوی مصرف را اصلاح کنیم. [156]

 

· ما بایستی به سمت الگوی مصرف حرکت کنیم. [157]

 

· مسئولین کشور در درجه اول‌ چه قوه مقننه، چه قوه مجریه، و چه سایر مسئولین کشور؛ قوه‌ی قضائیه و غیر آنها و اشخاص و شخصیت‌ها در رتبه‌های مختلف اجتماعی و آحاد مردم ما از فقیر و غنى، بایستی به این اصل توجه کنند که باید الگوی مصرف را اصلاح کنند. [158]

 

· این‌جور مصرف کردن در همه زمینه‌ها در امور ضروری زندگى، در زیادی‌های زندگی مصرف کردن بی‌رویّه و بدون منطق و بدون تدبیر عقلانى، به ضرر کشور و به ضرر آحاد و اشخاص ماست. [159]

 

· من از عموم مردم و به‌خصوص از مسئولین درخواست می‌کنم، خواهش می‌کنم که در این زمینه فعالیت خودشان را در این سال زیاد کنند، افزایش بدهند و برای اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کنند.[160]

 

· امروز خوشبختانه همان موج ضدارزش کردن اشرافی‌گرى، بحمدالله وجود دارد؛ یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است؛ نعمت بزرگی است.[161]

 

· اسلام به ما می‌گوید ثروت تولید کنید، اما اسراف نکنید.[162]

 

· مصرف‌گرایی افراطى، مورد قبول نیست.[163]

 

· اشرافی‌گرى، مثل یک بیماری است. بر هر کجا که وارد شد، بسیاری از خوی‌های مستحسن و پسندیده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، کم‌کم آنها را ضعیف می‌کند و شاید از بین می‌برد. اسیر اشرافی‌گری نباید بشویم ما مردم ایران.[164]

 

· ما مردم مسرفی هستیم؛ ما اسراف می‌کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.[165]

 

· کشوری که تولیدکننده نفت است، واردکننده فرآورده نفت؛ بنزین است! این تعجب‌آور نیست؟! هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای اینکه بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می‌خواهد ریخت‌وپاش کنند! این درست است؟!

 

· اسراف بد است؛ حتی در انفاق راه خدا هم می‌گویند... افراط و تفریط نکنید.

 

· میانه‌روى؛ میانه‌روى در خرج کردن. این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی دربیاوریم.

 

· قرآن می‌فرماید: «والّذین اذا انفقوا»؛ کسانی‌که وقتی می‌خواهند خرج کنند، «لم یسرفوا و لم یقتروا»؛ نه اسراف و زیاده‌روی می‌کنند، نه تنگ می‌گیرند و با فشار بر خودشان، زندگی می‌کنند؛ نه، اسلام این را هم توصیه نمی‌کند.

 

· اسلام نمی‌گوید که مردم بایستی با ریاضت و زهد آن‌چنانی زندگی کنند؛ نه، معمولی زندگی کنند، متوسط زندگی کنند.[166]

 

· ما اگر آدم‌های اهل اسراف و ولنگاری در خرج باشیم، ممکن است تحریم برای آدم مسرف و ولنگار سخت تمام بشود؛ اما ملتی که نه، حساب کار خودش را دارد، حساب دخل و خرج خود را دارد، حساب مصلحت خود را دارد، زیاده‌روی نمی‌کند، اسراف نمی‌کند. خوب، تحریم کنند. بر یک چنین ملتی از تحریم ضرری وارد نمی‌شود.[167]

 

· اسراف، یک بیماری اجتماعی است.[168]

 

· یک اقدام اساسی در زمینه همین پیشرفت و عدالت، آن مسئله‌ای است که من در پیام نوروزی خطاب به ملت عزیز ایران عرض کردم؛ و آن مسئله مبارزه با اسراف، حرکت در سمت اصلاح الگوی مصرف، جلوگیری از ولخرجی‌ها و تضییع اموال جامعه است؛ این بسیار مسئله مهمی است.[169]

 

· لازم است به عنوان یک سیاست، ما مسئله صرفه‌جویی را در خطوط اساسی برنامه‌هایمان در سطوح مختلف اعمال کنیم. [170]

 

· مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفه‌جویی به معنای مصرف نکردن نیست؛ صرفه‌جویی به معنای درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است. [171]

 

· اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند، بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز، در حقیقت هدر دادن مال است. [172]

 

· عادت‌های ما، سنت‌های ما، روش‌های غلطی که از این و آن یاد گرفته‌ایم، ما را سوق داده است به زیاده‌روی در مصرف به نحو اسراف. [173]

 

· مصرف ما به نسبت، از تولیدمان بیشتر است؛ این، کشور را به عقب می‌رساند؛ این، ضررهای مهم اقتصادی بر ما وارد می‌کند؛ جامعه دچار مشکلات اقتصادی می شود. [174]

 

· در آیات شریفه قرآن بارها راجع به پرهیز از اسراف در امور اقتصادی تأکید شده. [175]

 

· اسراف، هم لطمه اقتصادی می‌زند، هم لطمه فرهنگى. [176]

 

· وقتی جامعه‌ای دچار بیماری اسراف شد، از لحاظ فرهنگى هم بر روی او تأثیرهای منفی می‌گذارد.[177]

 

· مسئله صرفه‌جویی و اجتناب از اسراف، فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ هم اقتصادی است، هم اجتماعی است، هم فرهنگی است؛ آینده کشور را تهدید می‌کند.[178]

 

· ما مجموعاً بیش از دو برابر مصرف متوسط جهان در انرژی چه برق، چه حامل‌های انرژی مصرف می‌کنیم؛ یعنی نفت، گاز، گازوئیل، بنزین. مصرف این چیزها در کشور ما از دو برابر متوسط جهان بیشتر است. خوب، این اسراف است. اسراف نیست؟[179]

 

· شاخصی به نام شاخص شدت انرژی وجود دارد؛ یعنی نسبت بین انرژی‌ای که مصرف می‌شود، با کالایی که تولید می‌شود؛ که هرچه انرژی‌ای که مصرف می‌شود، کمتر باشد، برای کشور سودمندتر است. در این زمینه گاهی نسبت به بعضی از کشورهای پیشرفته، مصرف شدت انرژی ما هشت برابر بیشتر است! اینها اسراف‌هایی است که در جامعه دارد انجام می‌گیرد. [180]

 

· در مصارف گوناگون شخصی و خانوادگى، اسرافِ فردی صورت می‌گیرد.[181]

 

· تجمل‌گرایی‌ها، چشم و هم‌چشمی‌ها، هوس‌رانی افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چیزهای غیرلازم خریدن؛ اینها از موارد اسراف است. [182]

 

· وسایل تجملات، وسایل آرایش، مبلمان خانه، تزئینات داخل خانه؛ اینها چیزهایی است که ما برای آنها پول صرف می‌کنیم. پولی که می‌تواند در تولید مصرف شود، سرمایه‌گذاری شود، کشور را پیش ببرد، به فقرا کمک کند، ثروت عمومی کشور را زیاد کند، این را ما صرف می‌کنیم به این چیزهای ناشی‌شده از هوس، چشم و هم‌چشمى، آبروداری‌های خیالى.[183]

 

· اینها حرف دین است و روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد. در روایت دارد که کسی میوه‌ای خورد و نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(ع) به او نهیب زد که اسراف کردى؛ چرا انداختى؟ در روایات ما هست که از دانه خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده‌های نان را استفاده کنید. آن وقت در هتل‌ها میهمانی درست کنند و به یک عده‌ای میهمانی بدهند؛ بعد هر چه غذا ماند، به بهانه اینکه بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! این مناسب یک جامعه اسلامی است؟ این‌جوری می‌شود به عدالت رسید؟[184]

 

· باید خودمان را اصلاح کنیم. باید الگوی مصرف جامعه و کشور اصلاح شود. ما الگوی مصرفمان غلط است. [185]

 

· اسراف فقط در زمینه فردی نیست؛ در سطح ملی هم اسراف می‌شود.[186]

 

· بخش مهمی از این اسراف در اختیار مردم نیست؛ در اختیار مسئولین کشور است. [187]

 

· این شبکه‌های ارتباطاتی، شبکه‌های انتقال برق، سیم‌های برق، اینها وقتی فرسوده بشود، برق هدر می‌رود. برق را تولید کنیم، بعد با این شبکه فرسوده آن را هدر بدهیم، که بخش مهمی هدر می‌رود. یا شبکه‌های انتقال آب اگر فرسوده باشد، آب هدر می‌رود. اینها اسراف‌های ملی است؛ در سطح ملی است؛ مسئولین آن، مسئولین کشورند. [188]

 

· اسراف در سطح سازمان هم اتفاق می‌افتد. رؤسای سازمان‌های گوناگون مصرف شخصی نمی‌کنند، اما مصرف بی‌رویه در مورد سازمان خودشان اتفاق می‌افتد؛ تجملات اداره، اتاق کار، تزئیناتش، سفرهای بیهوده، مبلمان‌های گوناگون؛ باید با مراقبت و نظارت از این کارها جلوگیری کرد.[189]

 

· هم در سطح دولت، هم در سطح آحاد مردم، هم در سطح سازمان‌ها بایستی نگاه عیب‌جویانه‌ی به اسراف وجود داشته باشد.[190]

 

· آب را صرفه‌جویی کنیم؛ یعنی از سدهایمان صیانت کنیم، شبکه آب‌رسانی را اصلاح کنیم، آبیاری‌های با صرفه در کشاورزی را آموزش بدهیم که چه جوری آبیاری بشود.[191]



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 3:44 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
  مدرسه؛ نقطه آغازين اصلاح الگوي مصرف


نويسنده: شهلانوري خانشير- منطقه 11 تهران

كشور ما ايران در حال حاضر به دليل موقعيت خاص خود از نظر منابع انرژي زا در وضعيت نسبتا خوبي قرار دارد. اما با توجه به محدود بودن اين منابع طبيعي، يقينا استفاده بي رويه از آنها بدون در نظر گرفتن منابع جايگزين، نسل هاي آينده را با بحران شديدي رو برو خواهد ساخت. عاقلانه ترين راه جهت پيشگيري از چنين بحراني، استفاده بهينه از منابع انرژي زاست.با توجه به رشد روزافزون جمعيت و افزايش مصرف منابع انرژي زا بديهي است كه در آينده اي نزديك اين منابع حياتي تمام خواهند شد. پس عاقلانه است كه واقعه را قبل از وقوع علاج كنيم و با استفاده اي درست و منطقي از اين منابع و همچنين آموزش الگوي مصرف صحيح به افراد جامعه به حفظ اين منابع كمك كنيم.
    هم اكنون در كشور ما به دليل غني بودن منابع انرژي، اين نعمت خدادادي با قيمتي بسيار كمتر از هزينه هاي واقعي عرضه مي گردد و اين ارزاني نسبي انرژي، خود موجب مصرف بي رويه آن مي گردد. در حال حاضر حدود 26 ميليون نفر از جمعيت كشور ما را افراد زير 15 سال تشكيل مي دهند. بنابراين آموزش اين نسل جوان گام بسيار موثري در جهت تحقق هدف ملي بهينه سازي مصرف انرژي خواهد داشت.
    آموزگاران به عنوان مربيان جامعه مي توانند با آگاه سازي فرزندان ايران اسلامي و يادآوري فرهنگ ديني ما كه اسراف را حرام مي شمارد و با خاطر نشان كردن ارزش اين شريان هاي حياتي جامعه، آنها را نسبت به ضرورت و اهميت مسئله آگاه كنند و بدين ترتيب ضمن بيان راه هاي جلوگيري از اتلاف انرژي، فرهنگ صرفه جويي در انرژي را به آنها و خانواده هايشان انتقال دهند و رسالت خود را در حفظ سرمايه هاي ملي و كاهش اتلاف انرژي در كشور ايفا نمايند.
    بهينه سازي مصرف انرژي از جمله اهداف جمهوري اسلامي در برنامه هاي دوم و سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است و يكي از راه هاي دستيابي به اين هدف، آموزش عمومي از طريق مواد درسي در مدارس مي باشد.
    آشنايي كامل آموزگاران با شيوه هاي مناسب تعليم و تربيت در سنين مختلف، آگاهي و اشراف ايشان بر مطالب درسي و چگونگي ارتباط هر يك از مطالب با ساير مواد درسي، پشتوانه ارزشمندي است كه مي تواند پايه و اساس انتقال فرهنگ استفاده مناسب از انرژي باشد. همچنين كتاب هاي درسي، در فصل هاي مربوط به انرژي، محيط زيست و ... زمينه هاي بسيار خوبي را براي پرداختن به موضوع پر اهميت انرژي فراهم مي كند. بنابراين ميزان آگاهي و حمايت معلمان گرامي بدون شك ما را به هدف بهينه سازي مصرف انرژي در كشورمان نزديك تر خواهد كرد.
    يكي از موثرترين اقدامات بهينه سازي مصرف انرژي، حفظ و نگهداري صحيح از تاسيسات است كه در زمره كم هزينه ترين اقدامات نيز به شمار مي آيد. در بسياري از ساختمان ها از طريق بهره برداري صحيح از تاسيسات و سرويس و نگهداري مناسب از آنها مي توان تا حد %30 در مصرف انرژي صرفه جويي نمود.جهت دستيابي به ساختماني پر بازده، تدوين دستور العمل حفظ و نگهداري تاسيسات از ضروريات اصلي به شمار مي آيد. اين نوع دستورالعمل نه تنها شامل موارد عمومي است، بلكه دستورالعمل دستگاه هاي فني را كه قاعدتا هنگام فروش عرضه مي شوند نيز در برمي گيرد.ثبت آمار و اطلاعات ساختمان، ابزار مناسبي است تا از زمان دقيق سرويس تجهيزات اطلاع حاصل شود. اين اطلاعات در درازمدت موجب مي شود تا ضمن عملي شدن مقايسه عملكرد ساختمان در فصل هاي مختلف سال، اثربخشي مديريت هاي مختلف در راستاي بهينه سازي مصرف انرژي نيز امكان پذيرگردد.جهت تعمير و نگهداري صحيح از ساختمان و تاسيسات آن لازم است پرسنل مربوطه تحت آموزش هاي تخصصي قرار گيرند. آموزش چنين افرادي بخصوص سرايداران در مدارس كه با تجهيزات مدارس مانند موتورخانه، كولر، دستگاه تكثير و ... سر و كار دارند اجتناب ناپذير است.بهترين برنامه بهينه سازي مصرف انرژي آن است كه قطعات و وسايل ارزان قيمت و پر مصرف با قطعات و تجهيزات پر بازده تعويض شوند. اين نوع تغييرات بايد از وسايل ارزان قيمت تر آغاز شده و رفته رفته به وسايل گران قيمت ختم شود.آموزش پرسنل فني، خريد تجهيزات پر بازده و ديگر اقدامات بهينه سازي، زماني بيشترين تاثيرگذاري را خواهند داشت كه ساكنين ساختمان نيز به امور بهينه سازي واهميت و ضرورت آن واقف شوند. بنابراين برگزاري جلسات دوره اي با حضور مديران ارشد و ارائه گزارش از طرف كادر فني و تبادل افكار با ساكنين ساختمان مي تواند زمينه لازم را براي حساس سازي ساكنين فراهم نموده و از طرفي مشاركت فكري آنان را نيز براي اقدامات آتي جلب نمايد.در خاتمه يادآوري مي شود مي دانيم كه كودكان دبستاني، بزرگترين سرمايه هاي كشور ما و سازندگان آينده آن هستند. اين كودكان در سني هستند كه هنوز الگوهاي نامناسب رفتاري به آنها منتقل نشده است. در نتيجه دبستان و آموزگاران نقشي پر اهميت در شكل دادن به افكار و عقايد آنها و همچنين به رفتارهايشان دارند. كودكان در اين سن گرچه هنوز در بسياري موارد نقش تعيين كننده اي در مصرف انرژي ندارند، اما خود از چندين وسيله انرژي بر استفاده مي كنند. پس زمينه مناسبي است كه آنها را به اهميت انرژي در زندگي روزمره آگاه كنيم و سپس فرهنگ مصرف بهينه انرژي را با آموزش و يادآوري نكات كاربردي به آنها منتقل نماييم.بنابراين معلمان مي توانند در آموزش هاي بهينه سازي مصرف انرژي، ضمن ترغيب و ايجاد انگيزه در دانش آموزان، مسئوليت كنترل مصرف انرژي در محيط مدرسه و خانه را به آنها واگذار كنند. همچنين مدارس مي توانند در تغيير نگرش و رفتار دانش آموزان كه آينده سازان مملكت هستند و تغيير نگرش خانواده ها نقش بسزايي داشته باشند.
    
    
     شهلانوري خانشير- منطقه 11 تهران 
    


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:44 PM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
بسم الله الرحمن الرحيم
الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي
در محضر مبارك عزيزان دبيرستاني و معلمين شريف آنها هستيم. بحث را بيننده‌ها زماني مي‌بينند كه تولد آقا امام رضا(ع) است. روز تولد را هم تبريك مي‌گوييم. ثواب زيارت امام رضا(ع) از ثواب زيارت امام حسين(ع) بيشتر است. در بازي فوتبال، فينالش مهمتر است و هرچه به آخر مي‌رسد سخت‌تر مي‌شود. امام حسين(ع) را چهار امامي‌ها و شش امامي‌ها هم زيارت مي‌كنند. اما امام رضا(ع) را فقط دوازده امامي‌ها زيارت مي‌كنند. يعني امام‌ها هر چه به آخر مي‌روند، مشتريشان كمتر مي‌شود. ولذا چون مشتريشان كمتر است، زيارتشان سفارش بيشتري شده است.
موضوع بحثي را كه انتخاب كرده‌ام تا برايتان بگويم بحثي بود كه مقام معظم رهبري در عيد فطر در خطبه‌ها فرمودند كه يكي از مشكلاتي كه ما مردم ايران داريم مسئله‌ي اسراف است. خيلي از چيزها را هدر مي‌دهيم.
1- نفوذ اسراف در همه حروف الفبا!
من امروز مقداري نشستم و فكر كردم و ديدم كه ما در تمام حروف الفبا اسراف داريم. مثلاً در حرف (الف) آب را هدر مي‌دهيم. انرژي را هدر مي‌دهيم. در مسئله‌ي اعتماد گاهي به كسي خيلي اعتماد داريم. در اعتماد به همديگر اسراف مي‌كنيم. همچنان فكر مي‌كنيم كه اين سالم، سالم است كه هرچه مي‌خواهيم پست و مسئوليت و پول در اختيارش مي‌گذاريم. و حال آنكه آن خبرها هم نيست.
در حرف (ب) برق را داريم. بحث‌هاي بي‌فايده داريم. در حرف (پ) پژوهش‌هاي لغو داريم. در حرف (ت) تلفن و تبليغات را داريم. در حرف (ث) ثروت را داريم. همينطور در حروف آمدم تا به حروف (ن)، (و) و (ي)... در حرف (ن) نان و در حرف (و) ورزش را داريم. يعني يك الفبايي درست كردم و ديدم كه ما در همه‌جا ولخرجي مي‌كنيم. من در اين زمينه مي‌خواهم يك مقدار صحبت كنم. ولي چون بحثمان درس‌هايي از قرآن است از قرآن شروع مي‌كنم و چون بيننده‌ها روز تولد امام رضا(ع) بحث را مي‌شنوند از امام رضا(ع) يك حديث مي‌خوانم. اول از خدا و قرآن مي‌گويم. بعد هم روايت و بعد هم مقداري توضيح مي‌دهم.
2- اسراف، يكي از مصاديق طغيان
موضوع بحث: اسراف!!!
قرآن مي‌‌فرمايد: «كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ» «كُلُوا» بخوريد «ما» چيزي را كه «رَزَقْناكُمْ» آنچه رزق شما داديم، ميل كنيد و استفاده كنيد. منتهي «وَ لا تَطْغَوْا» طغيان نكنيد. يكي از مصاديق طغيان همين ولخرجي است. اگر ولخرجي كنيم «فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبي‏» «فَيَحِلَّ» حلول مي‌كند. «فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ» حلال مي‌شود بر شما. «غَضَبي» غضب من بر شما نازل مي‌شود. اين سوره‌ي طه آيه 81 بود. اين «لا تَطْغَوْا» اسراف است. بعد مي‌گويد: غضب من بر شما حلال مي‌شود. معلوم مي‌شود كه گناه كبيره است. شنيديد كه ما دو رقم گناه داريم. گناه كبيره و گناه صغيره. گناه كبيره چيست؟ مي‌گويند: هر گناهي را كه خداوند وعده‌ي عذاب داده است، گناه كبيره است. اينجا مي‌گويد: «فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبي‏» باز هم آيه ادامه دارد.
آيه‌ي دومي كه مي‌توانم بگويم مي‌فرمايد: «وَ أَنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النَّار» (غافر/43) ترجمه‌اش را بلد هستيد. به درستي كساني كه اسراف مي‌كنند، «هم» همين‌ها «أَصْحابُ النَّار» اصحاب آتش هستند. آيه‌ي اول سوره‌ي طه آيه‌ي 81 بود. «أَصْحابُ النَّار» سوره‌ي غافر آيه‌ي 43 است. گرچه قرآن است ولي شما ترجمه را مي‌فهميد. «لا تَطْغَوْا» از طغيان است. استفاده كنيد. طغيان نكنيد. گردن كلفتي! «مسرفين» را مي‌دانيد. مسرف به معني اسراف كار است. جاي ديگر مي‌فرمايد: «كُلُوا» بخوريد. اما بعد مي‌گويد: «وَ لا تَتَّبِعُوا» پيروي نكنيد. «لا تَتَّبِعُوا» يعني طبعيت نكنيد. «خُطُواتِ الشَّيْطان‏» (انعام/142) گام‌هاي شيطان! بخوريد. استفاده كنيد. اما دنبال شيطان نرويد. يك نمونه‌اش اسراف است. «وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ» (شعراء/151) «لا تُطيعُوا» يعني اطاعت نكنيد. كسي اگر ولخرج است گوش به حرفش ندهيد. «وَ لا تُطيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفينَ» اگر كسي مسرف است و ولخرجي مي‌كند، به حرف او گوش ندهيد.
3- زندگي پسنديده، در گرو قناعت ورزي
قرآن يك آيه دارد كه مي‌گويد: «فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَوةً طَيِّبَة» ما به بعضي‌ها «حيات»، «حيات» يعني زندگي «طيب» يعني دلپسند، به يك عده حيات طيبه مي‌دهيم. حيات طيبه سوره‌ي نحل آيه‌ي 97 است. اميرالمومنين مي‌فرمايد: حيات طيبه قناعت است. قناعت حيات است. قناعت يعني بريز و بپاش نكردن. وقتي مي‌گويند: فلاني قانع است يعني به مقدار نياز مصرف مي‌كند. ولخرجي نمي‌كند.
حالا اين آياتش زياد است. من نمي‌دانم از كجا شروع كنم. از مادرها شروع كنم. از پدرها شروع كنم. از دولت شروع كنم. همه با هم ولخرجي مي‌كنيم. اين كه مي‌گويم همه يك «الا» مي‌گويم. براي اينكه واقعاً كساني هستند كه ولخرجي نمي‌كنند. اما بدنه‌ي مملكت ما، هم دولت ما، هم ملت ما در حوزه و دانشگاه، در خانه و اداره، در مسجد و محراب، همه جا ما آثار ولخرجي را مي‌بينيم. ممكن است كه بحث من براي بعضي‌ها تلخ باشد. اما امام صادق فرمود: «اَحَبُّ اِخوانِي مَن اَهدي اليَّ عُيُوبِي» بهترين رفيق من آن كسي است كه عيب من را بگويد. حديث داريم آن كه عيب تو را مي‌گويد، رفيق تو است. آنكه كه هركاري مي‌كني به تو مي‌خندد دشمن تو است. اگر ما هركاري كرديم، كف زدند و سوت كشيدند و به به و چه چه گفتند، اينها معلوم نيست كه دوست ما باشند. «اتّبِع مَن يُبكِيك وَ هَوَ لَكَ ناصِح» آن كسي كه خيرخواهي مي‌كند، اگر يك چيزي گفت كه يك خورده تلخ بود، ناراحت نشو. حالا من از كجا شروع كنم. اول از مذهبي‌ها شروع كنم. چون مذهبي‌ها خودي هستند. در مذهبي‌ها و در مراسم مذهبي چقدر اسراف است؟ اصلاً اسراف چيست؟
4- ضرررساني به جسم، از مصاديق اسراف
سراغ امام رضا(ع) برويم. سوال كردند كه آقا ما به حمام مي‌رويم يك موادي را، مثلاً روغن زيتون به خودمان مي‌ماليم. يا مثلاً پودر فلان، يا آرد فلان، يا مثلاً سويق، در حمام استفاده‌هايي مي‌كنيم. اينها اسراف است؟ امام فرمود: «ليس في ما ينفع البدن اسراف» اگر به نفع بدنت است، اسراف نيست. «انما الاسراف في ما اتلف المال و اضر بالبدن» اسراف چيزي است كه مال را از بين ببرد و به بدن ضرر بزند. مال را از بين مي‌برد و به بدن ضرر مي‌زند. پس قطعاً سيگار اسراف است. چون در سيگار هم اسكناس‌ها آتش مي‌گيرد. هم دهان تلخ مي‌شود. هم ريه از بين مي‌رود. «انما الاسراف» قطعاً سيگار اسراف است. شما اگر خرج خودت كردي، اين اسراف نيست. چيز خوب خوردن اسراف نيست. يعني اگر يك ميوه گران هم بود، كسي پولدار بود و اين ميوه گران را خريد و خورد، اين اسراف نيست. اوه... ميوه‌ي كيلويي اينقدر مي‌خورد... اوه... (همراه با سوت) اينها مسرفين هستند. نه! بالاخره ميوه خورده است و دور كه نريخته است. يعني اگر كسي يك حبه انگور را دور بياندازد، اسراف است. اما اگر كسي مقداري انگور بخورد كه سير بشود، اسراف نيست. يك كسي ده دست لباس دارد. به نظر شما اسراف است؟ (پاسخ حضار: نه!) آمد گفت: آقا من لباس‌هاي متعدد دارم. امام فرمود: همه را كه با هم نمي‌پوشي. شنبه اين را مي‌پوشي. يك شنبه آن را مي‌پوشي. تابستان اين را مي‌پوشي. زمستان آن را مي‌پوشي. جابه جا مي‌كني. فرمود: ده دست لباس اسراف نيست. اما اگر يك دكمه را بي‌خود دور بياندازي حسابش فرق مي‌كند. اين دكمه براي امام نبود. آن ده دست براي امام بود. پهلوي امام آمد و گفت: لباس‌هاي زيادي دارم. فرمود: اسراف نيست. پول عطر اسراف نيست. چون يك هدف عقلايي دارد.
گاهي شما يك لامپ را روشن مي‌كنيد، چون عيد است و تولد امام رضا(ع) است. اين لامپي كه به خاطر اظهار محبت به امام است اسراف نيست. اما اگر الكي روشن باشد، اسراف است. هدف بايد باشد. شما اگر به قصد گوشت يك شكاري را زدي، گوشتش حلال است و بخور. اما اگر گفتي بيا به تفريح برويم. تفنگ را برداشتي و به صحرا رفتي. و به دوستت گفتي: ببينيم مي‌تواني بزني؟ مردي بزن! نه نمي‌تواني بزني. اصلاً كار نداريم. فقط مي‌خواهيم بزنيم. غرضمان صيادي و صيد نيست. غرضمان اين است كه تيراندازي كنيم، ببينيم كه خط و نشانمان چطور است. آنجا اگر روي هوي و هوس تير به آهو بخورد، آن آهو براي شما حرام است. اما اگر به قصد شكار باشد حلال است. نيت‌ها فرق مي‌كند.
5- اسراف، يكي از گناهان كبيره
جالب اين است كه در نامه‌اي كه امام رضا(ع)... روز تولد بيننده‌ها بحث را مي‌شنوند. امام رضا(ع) در نامه‌اي به مامون نوشت كه «الكبائر» گناهان كبيره چند تا است. آن وقت اسراف را كنار زنا و مال يتيم و آدم كشي گذاشت. گفت: «وقتل النفس و زنا و اكل مال يتيم و...» تا گفت: «والاسراف» عجب! يعني گناه اسراف كنار خوردن مال يتيم است. اسراف جايگاه خيلي بدي دارد. ساده ما همين طور از كنار آن مي‌گذريم. شير آب را باز مي‌كني. شير را باز كردي، ببند. حتي مذهبي ما گاهي ممكن است كه شير را باز كند، همينطور آب مي‌رود و اين هم وضو مي‌گيرد. آب همينطور مي‌رود. اسراف است. گناه كبيره است. شير آب را ببند. بگويي: ما هرچه آب مي‌ريزيم، پولش را به دولت مي‌دهيم. اگر پولش را به دولت بدهي باز هم حرام است. اينطور نيست كه چون پولش را به دولت مي‌دهي، بتواني آب بريزي. پيراهن مگر مال خودت نيست؟ مي‌خواهم پاره كنم. اصلاً پاره كردن پيراهن حرام است. ولو اينكه بگويي: پيراهن خودم است و پولش را هم خودم داده‌ام. صرف اينكه آب زياد مي‌ريزي مي‌گويي: پولش با خودم است. پولش با خودم است دليل نيست. اگر شما يك سيلي در گوش من بزني و بعد هم بگويي: اين ديه و اين جريمه! خوب با جريمه من را راضي مي‌كني، اما گناهش سر جايش است.
6- مقدار و ميزان نفقه در نزد امام رضا(عليه‌السلام)
از امام رضا(ع) پرسيدند: چقدر پول به خانواده بدهم؟ به خانم چقدر پول بدهم؟ اصلاً خرجي خانواده چقدر است؟ چقدر خرج كنيم؟ امام رضا(ع) فرمود: «بين المكروهين» دو كار مكروه است. نه اين مكروه! نه آن مكروه! بين دو مكروه است. مثل جدول‌هاي خيابان كه مي‌گويند: بين دو خط راه برو. دو چيز مكروه است. يعني دو چيز بد است. اين دو چيز بد را كنار بگذار و بين اين دو تا بد راه برو. گفت: «مكروهين» چيست؟ من مكروهين را نشناختم. فرمود: «الاسراف والاقتار» ولخرجي... مشت باز، مشت بسته! قرآن مي‌فرمايد: «وَ الَّذينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا» مومن وقتي انفاق مي‌كند، نبايد اسراف كند و «وَ لَمْ يَقْتُرُوا» نبايد كم بگذارد. «وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً» (فرقان/67)
زني بچه‌اش را به خانه‌ي پيغمبر فرستاد تا يك پيراهن از او بگيرد. گفت: حتي اگر پيراهن نداشت، همان پيراهني را كه پوشيده است براي تبرك بگير. آمد گفت: مادرم سلام رسانده است و گفته كه من پيراهن پيغمبر را براي تبرك مي‌خواهم. حتي همين پيراهني را كه پوشيده‌اي. پيغمبر فرمود: باشد. پيراهن خود را درآورد و به او داد. يك مدتي بدون پيراهن در خانه ماند. آيه نازل شد كه پيغمبر من اينچنين نگفتم. حتي در كمك به ديگران هم بايد ميانه رو باش. «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ» (اسراء/29) آيه‌ي قرآن است. دستت را به گردنت نبند كه هيچ وقت در جيبت نرود. آخر آدمي كه دستش به گردنش است هيچ وقت در جيبش نمي‌رود. دستت را به گردنت قفل نكن. يعني طوري نباشد كه دستت در جيبت نرود. اما «وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْط» اين رقمي هم بريز و بپاش نكن. در كمك به فقرا هم نبايد اسراف كرد.
ما در آب اسراف مي‌كنيم. در انرژي بخاري را روشن مي‌كنيم بعد مي‌گوييم: گرم شده است، در را باز كن. چرا در را باز مي‌كني؟ در را ببند. انرژي را خاموش كن. يك كسي گفت: انگشترت را به من بده. گفت: براي چه مي‌خواهي؟ گفت: يادگاري! مي‌خواهم نگاهش كنم يادت بيافتم. گفتم: نمي‌دهم تا هروقت ديدي نيست ياد من بيافتي. مگر نمي‌خواهي ياد من بيفتي. همينطور كه مي‌بيني انگشتر هست ياد من مي‌افتي، هروقت هم ديدي نيست بگو: خدا قرائتي را خير بدهد، انگشترش را به من نداد.
7- وسواس در نظافت و طهارت، از مصاديق اسراف
من راجع به زن‌ها و مردهاي وسواسي چند سال پيش يك صحبتي كردم. ولي شايد بيشترين نواري كه از من تقاضا كردند، گفتند: اين نوار وسواس را بده. خواهرم وسواسي است. شوهرم وسواسي است. خانمم وسواسي است. خيلي‌ها اين نوار را از ما خواستند. بعد فهميديم مثل اينكه وسواسي كم نيست. وسواسي كسي است كه هرچه آب مي‌ريزد مي‌گويد: پاك نشد. ما در اسلام قواعدي داريم. چون پيغمبر مي‌گويد: پاك شد. امامان مي‌گويند: پاك شد. مراجع تقليد مي‌گويند: پاك شد. خدا مي‌گويد: پاك شد. اما اين خانم مي‌گويد: نخير! پاك نشد.‌اي خدا تو مي‌گويي: پاك شد. اما من مي‌گويم: پاك نشد. يعني يك وسواسي خودش را در مقابل خدا و پيغمبر و همه مراجع مي‌بيند. چون همه مي‌گويند: پاك شد. اما اين خانم يا آقا مي‌گويد: پاك نشد. بايد مواظب باشيم. كفر زباني نيست. نمي‌گويد: خدايا قبولت ندارم. پيغمبر من قبولت ندارم. زباناً مي‌گويد: من قبول دارم. اما در عمل قبول ندارد. وسواسي به زبان مي‌گويد: من قبول دارم. اما در عمل مي‌گويد: با اينكه پاك شد، اما من قبول ندارم. پاك نشد. بعد هم مي‌گويد: به دلم نمي‌چسبد. يعني خدايا من كاري به حكم تو ندارم. دل، دل! به دل من نمي‌چسبد. بله! تو راضي هستي. اما من هم كسي هستم. پس دل من چه؟ يعني دل خودش را در مقابل فرمان خدا قرار مي‌دهد. اين يك رقم شرك است. كسي كه در برابر خدا از كس ديگر اطاعت بكند، آن كس ديگر شرك است. ما در برابر خدا در مقابل بت! هوا و هوس هم دل است. «...اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ...» (فرقان/43) ما خيلي قاطي مي‌كنيم.
چند وقت پيش به كسي گفتم: شما كه وضع مالي‌ات خوب است به مكه رفته‌اي؟ گفت: نه! گفتم: تو واجب الحج هستي. گفت: من عمره رفتم. افرادي هم مهمان كردم و بردم. اما عمره را بيشتر از حج دوست دارم. گفتم: مگر بنا است كه تو چه چيز را دوست داري. اول بفهميم كه ما بنده‌ي خدا هستيم يا بنده‌ي خودمان هستيم. اگر بنده‌ي خدا هستيم، ديگر نبايد بگوييم كه من اين را دوست دارم. به شيطان گفتند: سجده كن! ‌شيطان گفت: خدايا! من به آدم سجده نمي‌كنم، اما هرچه دلت بخواهد سجده مي‌كنم. فرمود: آنچه من مي‌خواهم. گفت: بيشتر سجده مي‌كنم. تو مي‌خواهي كه من به آدم يك دقيقه سجده كنم. من سالها براي تو سجده مي‌كنم. نمي‌خواهم! گاهي دست آدم خوني مي‌شود. يك پارچه سفيد مي‌خواهم تا آن را ببندم. شما ده تا لحاف كرسي مي‌آوري. نمي‌خواهم! آخر در هر لحاف كرسي ده كيلو پنبه است. اما در يك تكه پارچه چند گرم پنبه است. مي‌گويم: من فعلاً پارچه مي‌خواهم، لحاف كرسي نمي‌خواهم. در ارتش مي‌گويند: دستت را اينجا بگذار. شما بگويي: آقا اجازه بده من دستم را اينجا نگذارم. بالاي سرم بگذارم. بايد بگذاري روي گوشَت. هرچه گفتند.
8- اسراف در سرمايه عمر
در عمرمان خيلي اسراف مي‌كنيم. عمرمان را خيلي تلف مي‌كنيم. اميرالمومنين(ع) مي‌فرمايد: لحظه‌ي آخر كه انسان مي‌خواهد از دنيا برود «يُفَكِّر» فكر مي‌كند. «في ما افني عمر» عمرش را چه كرده است. درس‌هايي كه مي‌خوانيم. بسياري از درس‌ها اسراف است. من به جايي رفتم. گفتند: اينها حفاري چاه نفت هستند. دانشجوي حفاري هستند. وقتي براي سخنراني وارد شدم ديدم كه همه‌ي خانم‌ها با چادر مشكي هستند. گفتم: اينها مي‌خواهند حفاري چاه نفت بكنند. گفتم: راستش را بخواهيد اصلاً اين رشته با اين سن و با اين قيافه سنخيت ندارد. بايد حساب بكني كه چه نژادي، چه قيافه‌اي براي چه نوع كاري؟ بسياري از رشته‌هاي دانشگاهي ما اسراف است. چون الآن نيازي به اين رشته نيست. مي‌خوانند و بعد هم همينطور ليسانس، فوق ليسانس و... جايگاه مصرف ندارد. چقدر پژوهش داريم. ما ده‌ها هزار رساله‌ي پژوهش و تحقيقات دانشجويي داريم كه در بايگاني وزارت علوم است. لااقل ما مي‌توانيم اين پژوهش‌ها را در تلويزيون مطرح كنيم. بنده مثلاً راجع به لباس يك تحقيقي دارم. رساله‌ي من راجع به رنگ لباس بوده است. روانشناسي رنگ‌ها! بيايم در تلويزيون در يكي از شبكه‌ها بگويم: بسم الله الرحمن الرحيم، بنده دانشجوي كارشناسي ارشد هستم. رساله‌ام درباره‌ي اين بوده است. من در تحقيقات به اين نتيجه رسيده‌ام. من مي‌خواستم آنچه نتيجه‌ي تحقيقات عمر و جواني من بوده، به شما ملت عزيز هديه كنم. هزارها رساله است. يك شبكه يك رابطه‌اي بايد باشد بين صدا و سيما و راديو و تلويزيون و اين پژوهش‌هايي كه در دانشگاه هست. چرا طلاق زياد مي‌شود؟ اين دانشجو رساله نوشته است. چون من هر روز در دانشگاه پيش‌نماز هستم. ديروز هم استاد و هم شاگرد آمدند گفتند: به ما گفته‌اند كه پايان‌نامه و رساله بنويس راجع به اين خيابان، جمعيتش، كوچه‌هايش، عرض و طولش، نياز‌هايش، يك بررسي اينچنيني بكن. مي‌گفت: ما اين تحقيق را كرديم. اما اين تحقيق را كنار گذاشتند و يك مدرك به ما دادند. از پايان نامه‌‌ي خود دفاع كرديم و يك مدركي گرفتيم. دوباره شهرداري به يك مشت مهندس پول مي‌دهد و همان تحقيقي كه ما كرديم، دومرتبه او نيز همان تحقيق را مي‌كند. بگذار اين را هم بگويم. معاون وزير آموزش و پرورش قبلي مي‌گفت: بعضي از كشورها كه صادر كننده‌ي كاغذ هستند و كاغذها را به تمام دنيا مي‌فروشند. هر كتاب درسي را نه بار بچه‌ها مي‌خوانند. يعني كتاب كه چاپ مي‌شود، مي‌خوانند. سال ديگر هم يك نفر ديگر مي‌خواند. يعني نه دست مي‌گردد. اما جمهوري اسلامي كه پول مي‌دهد و كاغذ مي‌خرد هر كتابي را يك سال بيشتر نمي‌خوانند. اصلاً براي بعضي از بچه‌ها كتاب ارزشي ندارد. و لذا گاهي كه هوا گرم مي‌شود با كتاب خود را باد مي‌زند. (حاج آقا با كتاب حركت باد زدن را نشان مي‌دهد) گاهي هم كه زمين تر است كتاب را روي زمين مي‌گذارد و روي آن مي‌نشيند. انگار كه موكت است. با بچه‌ها هم كه دعوا مي‌كند. لوله درست مي‌كند و در سرش مي‌زند. يعني اين كتابش مقدس نيست. هم كتاب است. هم بادزن است. هم موكت است. هم چماق است. اين رقم برخورد با كتاب بد است. خوب گوش بدهيد. توجه كنيد. اگر يكسال بچه‌ها كتاب را خوب نگه دارند و به سال بعد بدهند، آن وقت مي‌دانيد چند ميليارد در خريد كاغذ صرفه‌جويي مي‌شود؟ مي‌دانيد اگر همين چند ميليارد را به معلمين وام مسكن بدهند، چند هزار معلم بي‌خانه، خانه‌دار مي‌شوند؟ ما نمي‌فهميم كه چه كار مي‌كنيم. بعد هم گاهي مي‌گوييم: آخر كتابي كه دستمالي شده است. دست يك بچه به اين كتاب ماليده شده است. سال ديگر هم يك بچه ديگر به آن دست مي‌زند. اين ميكروب دارد و بهداشتي نيست. خوب پس نرده‌ها را هم عوض كنيد. چون اين نرده‌ها كه بالا و پايين مي‌رويم بهداشتي نيست. در مدرسه، در كلاس، تخته را هم عوض كنيد. چون من پارسال روي اين ميز نشستم. امسال ديگر اين صندلي را دور بياندازيد و يكي ديگر بگذاريد. بازي درآورديم.
9- توجه به اولويت‌ها در انتخاب هزينه‌ها
خيلي ولخرجي مي‌كنيم. از پيراهن عروس گرفته كه يك پيراهن عروس را مي‌شود ده عروس بپوشند. از نان گرفته، از انرژي گرفته، از كاغذ گرفته، از پژوهش‌هاي دانشگاه گرفته، از منار مسجدها گرفته، اگر اين مسجد‌ها كه محراب شيك دارند، اگر پول محراب را به يك روستايي بدهند، ما روستايي داريم كه با دو ميليون مسجددار مي‌شود. ما مناطق زيادي داريم. جمعيت‌هاي زيادي داريم كه مسجد ندارند، آن وقت در يك مسجد مثلاً ميليون‌ها تومان خرج منار مي‌كنند. خرج محراب مي‌كنند. مذهبي و غير مذهبي، طاغوتي و ياقوتي، حوزه و دانشگاه، زن و مرد، خانه و اداره، شهرداري و دولت، همه با هم به يك نحوي اسراف مي‌كنيم. يك الا مي‌گويم. چون ممكن است افرادي باشند كه در يك اداره در يك خانه اسراف نكنند. خدايا من خودم هم اسراف كردم. دقيقه‌هاي عمرمان را آتش زديم. خدايا هرچه اسراف كرديم گذشته‌ي ما را ببخش و از اين به بعد توفيق بده كه در عمر، مال، آب، برق، كتاب، استاد، فكر، كتابخانه، خيابان و در تمام كارها به ما توفيق بده كه از اين گناه كبيره‌ي اسراف دوري كنيم. «أَنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ» (غافر/43) يك، دو، سه! سه بار با هم بخوانيد. (حضار سه بار آيه را مي‌خوانند) اسراف گناه كبيره است و مسرف اهل آتش است. اين همه گرسنه، درست نيست كه ما اينقدر پرخوري كنيم. ولخرجي كنيم. در جامعه ما اين همه آدم محتاج است.
بار ديگر تولد امام رضا(ع) را تبريك مي‌گويم. اميدوارم كه همه‌ي ما توفيق داشته باشيم كه به سخنان قرآن و روايات گوش بدهيم و دلسوز جامعه باشيم. آدم ولخرج پيداست كه دلسوز جامعه نيست. مي‌گويد: به درك كه مردم گرسنه هستند. من مدل ماشينم را عوض كنم. من مدل صندلي و خانه را عوض كنم. مردم گرسنه شدند طوري نيست. از اين پيداست كه آدم مسرف يا از فقرا غافل است يا به فقرا توجه ندارد و بي‌خيال است. غافل باشد بد است. بي‌خيال هم باشد بد است. ما بايد دلمان براي ديگران بسوزد. امام رضا ديد كه يك ميوه‌اي را ناقص خوردند و دور انداختند. برداشت و فرمود: چرا تا آخرش نخوردي؟ شما شكمتان سير است. افرادي هستند كه به همين مقدار ميوه كه دور انداخته‌ايد چشم دارند. بنده به كشوري رفتم. ديدم سگ‌ها و گربه‌ها و آدم‌ها به دنبال استخواني كه دور انداخته بودند، دويدند. هنوز گرسنه زياد داريم. اين همه ولخرجي درست نيست.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:32 AM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 

تاثیر فن آوری اطلاعات در تحقق نامی كه مقام معظم رهبری برای سال 88 در نظر گرفته اند آنقدر از سوی كارشناسان تاكید شده است كه ترس از حذف بودجه IT یكی از دغدغه‌های فعالان حوزه به ویژه در سال جدید است.

اصلاح الگوی مصرف در حوزه‌های مختلف نباید به حذف بودجه‌ IT در ارگان‌های دولت منتج شود زیرا نباید مصرف نكردن را با درست مصرف كردن اشتباه گرفت؛ اصلاح الگوی مصرف با درست هزینه كردن امكان‌پذیر می‌شود؛ بعد از نام‌گذاری سال 88 به‌عنوان اصلاح الگوی مصرف به عقیده عده ای آنچه اهمیت دارد كم كردن هزینه‌ها به هر طریق ممكن است.

به‌عنوان مثال تخصیص بودجه برای فن‌آوری اطلاعات در یك وزارتخانه می‌تواند به رشد زیرساخت‌های ارائه خدمات غیرحضوری آن‌ نهاد منجر شود و این در راستای رسیدن به دولت الكترونیكی و به هدف كاهش رفت و آمدها می‌تواند مفید واقع شود. حذف بودجه در حوزه فن‌آوری اطلاعات، كشور را از رسیدن به پیشرفت به موازات دیگر كشورها در الكترونیكی كردن امور باز می‌دارد.

هزینه كردن در حوزه فن‌آوری اطلاعات توجیه اقتصادی دارد؛ زمانی هزینه‌های صرف شده در این حوزه نتیجه مثبت می‌دهد كه با نگاهی دقیق به اهداف و پروژه‌ها و تهیه زیرساخت‌، شبكه‌های ارتباطی امن ایجاد كرد و به این ترتیب امیدوار بود از هزینه‌های غیرضروری كه وقت افراد جامعه از مهمترین آن‌هاست جلوگیری می‌شود.

حذف بودجه‌ فن‌آوری اطلاعات و نبود زیرساخت‌ و شبكه‌های ارتباطی منافع ملت را تامین نخواهد كرد. در جهانی كه با طبقه‌بندی اطلاعات با محوریت فن‌آوری اطلاعات امنیت بالا را تضمین می‌كنند، نبود این امنیت در كشور ما هزینه‌های بالایی در حوزه كشف جرم و حتی نگهداری از مجرمان می‌طلبد.

بهره‌گیری از فن‌آوری پاك با IT یكی از موضوعاتی است كه كارشناسان بر آن تاكید دارند، فن‌آوری پاك مفهومی بین رشته‌یی است و رشته‌های مختلف دانشگاهی را به هم نزدیك‌تر می‌كند و با بهره‌گیری از فن‌آوری اطلاعات اصلاح الگوی مصرف را در زمینه‌های مختلف گسترش می‌دهد.

فن‌آوری اطلاعات ابزاری است كه می‌توان با استفاده از آن در تمام حوزه‌ها امور را بهینه كرد، بهره‌مندی از فن‌آوری پاك تنها با فن‌آوری اطلاعات ممكن خواهد بود. به طوری كه می‌توان روشن یا خاموش بودن لامپ‌ها و حرارت ساختمان‌ها را هوشمند كرد و این می‌تواند صرفه‌جویی عظیمی را برای كشور به همراه داشته باشد.

بعد از انقلاب .COM و رواج اجرای امور توسط اینترنت، مفهوم جدیدی به نام فن‌آوری پاك (Clean tech) در دنیا در حال گسترش است؛ این فن‌آوری در صرفه‌جویی در انرژی و حفظ محیط زیست از لحاظ تئوری مدرن شده و در بسیاری از نقاط جهان به صورت بهره‌برداری از انرژی خورشید و باد و غیره استفاده می‌شود. به نحوی كه ایجاد ساختمان‌های سبز در جهان یكی از راه‌كارهای صرفه‌جویی انرژی است كه با فن‌آوری پاك امكان‌پذیر است.

انجام امور الكترونیكی از سوی دستگاه‌های مختلف با هماهنگی و به صورت پیوسته و نه مقطعی و چینش مولفه‌های اصلی بهره‌مندی از فن‌آوری اطلاعات در كنار هم در برنامه‌ای زمانبندی شده ضروری است و این در حالی است كه در حال حاضر به طور پراكنده كارهای خوبی صورت می‌گیرد.

همچنین می توان گفت کهIT  از مهمترین راهكارهای اصلاح الگوی مصرف است و باید اظهار كرد که متاسفانه در تمام حوزه‌ها به این دلیل كه نیازهای اصلی را نمی‌شناسیم و یا نمی‌دانیم كجا، از چه چیز و به چه میزان باید استفاده كنیم، اصل الگوی صحیح مصرف رعایت نمی‌شود. با درك چگونگی استفاده درست و بهینه از منابع موجود می‌توانیم امور را مدیریت كنیم.

تنها فن‌آوری كه می‌تواند در راه رسیدن به مدیریت صحیح با علم روز كمك كند تا بتوان اطلاعات را به موقع، دقیق و سریع در دسترسی باشد فن‌آوری اطلاعات است و به این ترتیب می‌توان به اصلاح الگوی مصرف صحیح نیز رسید.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:53 AM - روز شنبه 1 اسفند 1388    |   لينک ثابت
 
سال اصلاح الگوي مصرف
 

با توجه به انتخاب سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف لازم است در خصوص صرفه جويي در مصرف انرژي با ارزش الكتريكي جهت تأمين برودت در چيلرهاي جذبي گازسوز مطالبي را به اطلاع متخصصين و كاربران اين محصول برسانيم.

 

• در سيستم هاي تهويه مطبوع الكتريكي به ازاي توليد هر 12000 Btu/hr (معادل 3000 Kcal/hr ) يا يك تن برودتي تقريباً 1,4 كيلووات انرژي الكتريكي مصرف مي شود. اين در حالي است كه در چيلرهاي گازسوز اين مصرف با احتساب فن كويل ها و پمپ سيركولاسيون آب و مصرف برق در دستگاه چيلر جذبي گازسوز معادل 0.25 كيلووات يا 250 وات براي توليد يك تن سرما است. ملاحظه مي فرمائيد كه اين معيار در حدود يك ششم در مقايسه با سيستم هاي تراكمي و اسپليت يونيت ها است.

 

• در چيلرهاي گازسوز اصلي ترين منبع تأمين برودت گاز شهري است، كه مقدار 2.5 متر مكعب درساعت گازشهري در ژنراتور اين دستگاه، مقدار تقريبي60000 Btu/hr سرما را توليد مي نمايد.

 

• مصرف انرژي در يك اسپليت

 
 مصرف انرژي در يك اسپليت
 

• مصرف انرژي در يك چيلر گازسوز

 
 مصرف انرژي در يك چيلر گازسوز
 

• ملاحظه مي فرمائيد كه براي ايجاد يك تن برودتي يا 3000 Kcal/hr در چيلرهاي گازسوز تقريباً 17% صرفه جويي در مصرف گاز خواهد شد. اگر اين عدد را در تعداد اين محصول در 10 سال آينده كه با توجه به روند روبه رشد تقاضاي آن پيش بيني مي شود مقايسه نمائيد، به مقادير زيادي از صرفه جويي در مصرف انرژي گاز (كه جهت تأمين برق مورد نياز سيستم هاي تراكمي صرف مي شود) خواهيد رسيد.

 

• بر اساس پيش بيني هاي اين شركت تا سال 1395 تعداد تقريبي 7000 دستگاه چيلرگازسوز در ايران نصب و راه اندازي شده است. كاركرد اين تعداد چيلر در هر سال معادل 5.600.000 متر مكعب گاز صرفه جويي است.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 8:51 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 هر چه آب به او بدهی، باز هم آب می­خواهد. از خوردن آب سیراب نمی‌شود. گویی این تشنگی درونی نمی‌خواهد هیچ وقت فرو نشیند. می‌گویند دچار مرض «استسقاء» شده است....

 

اسم این مرض را شنیده‌ای؟... مرضی است که در آن، تشنگی، بیمار را از پا می‌اندازد. هر قدر هم که آب بخورد، باز هم احساس تشنگی می‌کند و آب می‌خواهد. آبی که می‌خورد، او را سیراب نمی‌کند... .

 

گاهی روح آدم هم همین مرض را می‌گیرد و دچار عطش بی­پایان می‌شود. اگر هر چه بخواهد، برایش آماده کنی بیشتر می‌خواهد و به آنچه برایش تهیه کردی، قانع نمی‌شود. این تشنگی درونی یا همان «حرص و آز» کم کم بر وجود آدمی چیره می‌شود و سرانجام هم او را از پا در می‌آورد.

 

اگر نفست و روح و روانت را با «قناعت» آشنا کردی، نه تنها زندگی دیگر برایت سخت و طاقت­فرسا نیست، که لذت­بخش هم هست.

 

قناعت؛ یعنی انسان به آنچه خداوند از رزق و روزی و امکانات زندگی برایش تعیین کرده است، قانع و راضی باشد، آرزوهای طولانی و بلندپروازی، حرص‌ورزی و طمع به مال دیگران نداشته باشد و در امور زندگی میانه­رو باشد. امام علی(ع) نیز فرموده: «شکرگزارترین مردم نسبت به نعمت‌ها، قانع‌ترین آنهاست و ناسپاس‌ترین آنان در برابر نعمت‌ها، حریص‌ترین آنها».[1]

 

گروهی از مردم به دلیل خوش­گذرانی و ولخرجی، بیش از درآمد خود خرج می‌کنند و در نتیجه، هر روز بیشتر از روز قبل بدهکار می‌شوند تا اینکه زندگی­شان فلج می‌شود. به فرموده پیامبر خدا قناعت، ثروتی تمام نشدنی است.[2]

 

به راستی، انسان اگر تمام ثروت دنیا و همه امکانات را داشته باشد ولی صفت قناعت در او نباشد، فقیر و بیچاره است و نه تنها دنیا، بلکه آخرت خویش را نیز از دست می‌دهد. امام صادق(ع) فرمود:

 

به آنچه خداوند قسمت تو کرده، قانع باش و به آنچه دیگران دارند، چشم مدوز و آنچه را بدان نمی‌رسی، آرزو مکن؛ زیرا کسی که قانع باشد، سیر می‌شود و کسی که قانع نباشد، سیر نمی‌شود. پس بهره آخرتت را دریاب.[3]

 

سعدی می­گوید:

 

درویشی را دیدم که در آتش می‌سوخت و خرقه بر خرقه می‌دوخت و تسلّی خاطر خود را این بیت ترنّم می‌کرد:

 

به نان خشک قناعت کنیم و جامه دلق[4]

 

که بار محنت خود بهْ که بار منّت خلق

 

کسی گفتش: چه نشینی که فلان را درین شهر طبعی کریم دارد و کرَمی عمیم[5] و میان به خدمت آزادگان بسته و بر درِ دل­ها نشسته. اگر بر صورتِ حالِ تو مطلع گردد، پاسِ خاطر عزیزان منّت دارد و غنیمت شمارد. گفت: خاموش که در گرسنگی مردن، به که حاجت پیش کسی بردن.

 

هم رقعه[6] دوختن بِِهْ و الزامِ کنجِ صبر

 

کز بهرِ جامه، رقعه برِ خواجگان نوشت

 

حقا که با عقوبت دوزخ برابر است

 

رفتن به پایمردی همسایه در بهشت[7]

 

به راستی تا کجا می‌خواهیم پیش رویم؟ این روح تشنه کی سیراب می‌شود؟ آیا این حرص­ورزی‌ها برای بیشتر به دست آوردن را پایانی هست؟ آیا تا به حال از خود پرسیده‌ایم تا کی این تن رنجور و این روح دردمند باید به دنبال این نفس سرکش بدوند؟ نفسی که حرص می‌ورزد، طمع می‌کند و عمر خویش هدرمی‌دهد.

 

اسب سرکش نفس می‌تازد و می‌تازد و ما را در پی خود می‌کشاند... و ناگاه روزی می‌رسد که فرصت‌های ناب را از دست داده‌ایم و آن روز، حسرت بر از دست داده‌ها بر درونمان می­افزاید؛ آن روز همان روزی است که «یوم الحسرة‌» نام دارد.

 

خدا را ندانست و طاعت نکرد

 

که بر بخت و روزی قناعت نکرد

 

قناعت توانگر کند مرد را

 

خبر کن حریص جهانگرد را...

 

درون جای قوت است و ذِکر و نَفَس

 

تو پنداری از بهر نان است و بس

 

کجا ذکر گنجد در انبان آز؟

 

به سختی نفس می‌کند پا دراز

 

ندارند تن پروران آگهی در

 

که پر معده باشد ز حکمت تهی[8]



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:22 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

رشد روبه تزاید مصرف بنزین در كشور، اقتصاد ملی را با چالش های اساسی مواجه ساخته است. با هدف مقابله با این معضل، راهكارهای مختلفی مطرح گردیده است اما تاكنون هیچ یك از آنها ماهیت اجرایی پیدا نكرده است.         

مطلب زیر به طور خلاصه یكی از راههای مقابله با بحران بنزین در كشور را مورد بررسی قرار می دهد.

در چهار سال آینده حداقل چهارده میلیارد دلار واردات فرآورده های نفتی ( با نرخ رشد مصرف فعلی ۱۰درصد حتی با فرض ثابت ماندن قیمت فرآورده ها این رقم خوشبینانه می باشد) داریم.

در این زمینه راهكارهای مختلفی مورد توجه می باشد كه عبارتند از:

- سرمایه گذاری (از محل صرفه جویی همین طرح و یا حساب ذخیره ارزی) قسمتی از این مبلغ در تغییر كاربری؛ افزایش جدی نرخ تولید بنزین با تخصیص قسمتی از خوراك پالایشگاه به میعانات گازی با هزینه بسیار ناچیزی میسر است.

- ارتقاء پالایشگاه های موجود؛ بهینه سازی بهره وری پالایشگاه ها با فن آوری شكست هیدروژنی - كاتالیستی (HCH) به منظور تبدیل ته مانده های سنگین پالایش به محصولات میان تقطیری مثل بنزین- گازوئیل- نفت سفید و یا تبدیل نفت سنگین به نفت سبك (بعضی مدعی هستند كه نرخ بازگشت سرمایه این فناوری بیش از ۵۰% است.)

- احداث پالایشگاه جدید؛ این مشكل با هزینه سرمایه گذاری ۱۴ هزار دلار برای هر بشكه ظرفیت پالایشگاههای جدید با نرخ تبدیل به بنزین ۳۵ درصد قابل حل است. در حال حاضر متوسط نرخ تبدیل به بنزین پالایشگاههای ما ۱۸ درصد است.

- تصفیه میعانات گازی؛ در حال حاضر روزانه بیش از ۳۶۰ هزار بشكه میعانات گازی داریم كه بیش از ۵۰% آن بنزین است و جداسازی آن با پنج هزار دلار هزینه سرمایه ای برای هر بشكه ممكن است.

تمركز بر گازسوز نمودن خودروها در تهران؛ با تخصیص دو میلیارد دلار برای گازسوز كردن (دوگانه سوز نمودن) متمركز خودروهای تهران و یك میلیارد دلار برای ایجاد پایگاه های سوخت گاز فشرده (CNG) و یا فشارساز خانگی مشكل حل می شود. اگر چه در گذشته بیش از یكصدهزار خودرو را برای استفاده از گاز مایع (LPG) دوگانه سوز نمودیم ولی متأسفانه با تعطیل طرح، موجبات بی اعتمادی مردم فراهم شد. همزمان با دوگانه سوز نمودن خودروها كار جدی روی تولید موتورهای بهینه گاز سوز، مخازن جذب كربنی تاتوئی و تحقیقات برای تولید مخازن دومنظوره LNG و CNG خودروها را باید شروع كرد.

- توسعه جدی حمل و نقل انبوه عمومی به ویژه گسترش ظرفیت شبكه ریلی شهری و بین شهری برای حمل و نقل مسافر و بار و علی الخصوص برای مسافت های بلند ضروری است. در ارزیابی راه حل های مختلف نباید فقط صرفه جویی میزان سوخت در نظر گرفته شود گرچه در بحث فعلی ما مهمترینش می باشد ولی وزن آثار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها، باید در تصمیم گیری نهایی مشخص شود مثل تحقق آرمان های ملت، عدالت، آسایش عمومی، صرفه جویی ناشی از بهبود آلودگی محیط زیست، جلوگیری از بیماری های تنفسی، قلبی و عصبی و روانی، كم شدن خطرات جانی و مالی ناشی از وسائل نقلیه عمومی و خصوصی و رونق و پیدایش جدید كسب و كارها و تغییرات بنیادین در شیوه شهرسازی و طرح تفصیلی و ... میزان كیفیت اشتغال زایی دائمی و موقت و احساس عزت و سربلندی ملت تعیین كننده اند. با در نظر گرفتن شرایط سیاسی و اقتصادی در جهان و مزیت های كشورمان استفاده از فن آوری شناخته شده تبدیل گاز طبیعی به سوخت مایع مورد نیاز وسائل نقلیه (GTL) است. GTL) Gas To Liquid ) فرایندی است كه گاز طبیعی را به فرآورده هایی از جمله متانول، دی متیل اتر و سایر فرآورده های میان تقطیری مانند بنزین و گازوئیل و نفت سفید تبدیل می نماید. این فناوری در دهه ۱۹۲۰ برای تبدیل گاز سنتز از ذغال سنگ به سوخت مایع در آلمان معرفی شد. هیتلر در تحریم نفتی دهه های ۳۰ و ،۴۰ مجتمع های صنعتی آن را ایجاد نمود. از دهه ۵۰ رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی كه فقط به نفت وارداتی شاه تكیه داشت به این صنعت پناه برد و از ۱۹۹۲ در احداث تأسیسات جدید گاز طبیعی را جایگزین گاز از ذغال سنگ نمود. این فناوری قدیمی، شناخته شده و رایج، متكی به شركت یا كشور خاصی نیست.

با این روش گاز طبیعی كه ارزان ترین نوع انرژی است به سوختی پاك با ارزش افزوده مناسب تبدیل می شود. توسعه شبكه گازرسانی موجود احداث این تأسیسات را در هر نقطه از كشور میسر می سازد كه فرصت اشتغال زایی در مناطق محروم و صرفه جویی در حمل و نقل فرآورده ها از مزیت های آن است. با توجه به مایع بودن سوخت تولیدی مشكلات تغییر زیرساخت های حمل و نقل را نخواهیم داشت. محصول نهایی این فن آوری در مقایسه با فرآورده های پالایشی نفت خام دارای كیفیتی برتر و آلایندگی كمتری است به همین دلیل از آنها به عنوان افزودنی برای افزایش كیفیت فرآورده های پالایشی نیز می توان استفاده كرد. با افزایش نگرانی های زیست محیطی و وضع استانداردهای خاص و در نتیجه افزایش تقاضای جهانی پالایشگاه ها برای نفت سبك مسلماً محصولات این فن آوری از حق مرغوبیت برخوردار خواهند بود. این فناوری ما را قادر می سازد تا بدون مواجهه با چالش های پیش روی خط لوله (تنش های سیاسی و تعرفه ها) و محدودیت های بازاری پیش روی گاز طبیعی مایع (LNG) اقدام به كسب درآمد ارزی از منابع گازی بنماییم. مهم تر اینكه مشتریان این فرآورده ها واحدهای سیاسی (كشورها) نبوده بلكه به صورت تك محموله در بورس های نفتی معامله می شود. فناوری تبدیل گاز طبیعی به سوخت های مایع می تواند باعث تغییر قابل توجهی در میزان ذخایر گاز طبیعی آن ۳۵% بیش از ذخایر نفت است، گردد.

توسعه میادین و ظرفیت تولید و پالایش گاز علی الخصوص در پارس جنوبی و شبكه انتقال وسیعی كه ایجاد گردیده، زیر ساخت مناسبی برای تحقق سیاست جایگزینی مصرف گاز طبیعی به جای فرآورده و جایگزینی صادرات فرآورده به جای صدور نفت و گاز خام فراهم گردیده است.

با ارزیابی آینده بازار جهانی انرژی و نیازهای داخلی و چالش های سیاسی و اقتصادی جهانی و منطقه ای پیش رو و سیاست ها و برنامه های دولت، سرمایه گذاری برای تبدیل گاز طبیعی به سوخت مایع یك ضرورت است و باید هر چه سریعتر از ابتدای شكل گیری بازار خاص این محصولات به صورت یك بازیگر فعال ایفای نقش كرده و علاوه بر كسب تجربیات عملی و علمی در زمینه های مختلف این صنعت امكان كسب فن آوری های مربوط را فراهم كنیم.

حسین شیخ الاسلام نماینده مجلس شورای اسلامی

                             روزنامه همشهری   



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:32 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 امروز اقتصاد جوامع بر پایه اصل تولید، توزیع و مصرف استوار مى‏باشد. لکن هدف نهایى در تولید و توزیع همان مصرف است. زیرا اشباع تمایلات و ارضاى نیازهاى جسمى و روانى با مصرف صورت مى‏گیرد و لذا ادامه زندگى انسان‏ها بر اصل مصرف بنا شده و استفاده از منابع طبیعى چون هوا، آب، غذا، پوشاک و انرژى امرى اجتناب ناپذیر است. بشر از ابتداى خلقت با تولید انواع محصولات و استفاده از نعمت‏هاى الهى کوشیده است از بهترین مواهب مایحتاج زندگى خویش را تأمین نماید، بر این اساس جوامع انسانى سعى دارند با مدیریت صحیح منابع از حداقل امکانات، بیشترین و بهترین بهره‏بردارى را داشته باشند و با تکیه بر دانش و فناورى و کار و تلاش از هدر رفتن سرمایه و منابع جلوگیرى نمایند. نکته قابل توجه اینکه استعمار در عصر جدید با برنامه‏ریزى‏هاى حساب‏شده مى‏کوشد کشورهاى تحت سلطه و به تعبیرى دیگر جهان سوم را از اندیشه درباره هستى و سرمایه‏هاى اصلى‏شان باز دارد و آنان را از فکر محدود بودن منابع و استفاده بهینه از ذخایر و امکانات موجود در غفلت نگه دارد. علاوه بر این با تصاحب منابع طبیعى و خرید سرمایه‏هاى ملى آنان به بهایى اندک و فروش تولیدات خویش در انواع مدل‏ها همراه با تبلیغات گسترده، فرهنگ مصرف‏گرایى را رواج دهد. ماحصل چنین مصرف گرایى و غفلت بعضا به پدیده شوم اسراف و تبذیر در جوامع انسانى مى‏انجامد.

با این وصف و با عنایت به فرمایشات مقام معظم رهبرى حضرت آیت‏اللّه‏ خامنه‏اى (دام ظله) که این سال را سال «اصلاح الگوى مصرف» نامیده‏اند، ضرورت بحث و اقدام عملى در زوایاى مختلف این قضیه بیش از پیش احساس مى‏گردد. افزون بر این مسئولیت ما به عنوان فردى مسلمان که تابع فرامین الهى هستیم دو چندان مى‏شود، زیرا خداوند در آنچه براى استفاده بشر خلق کرده و هر نعمتى که در اختیارمان نهاده، حقى را مقرر نموده است و شیوه استفاده صحیح از آن را گوشزد کرده است. حضرت على(ع) در این رابطه مى‏فرماید:

استعمار در عصر جدید با برنامه‏ریزى‏هاى حساب‏شده مى‏کوشد کشورهاى تحت سلطه

و به تعبیرى دیگر جهان سوم را از اندیشه درباره هستى و سرمایه‏هاى اصلى‏شان باز دارد

و آنان را از فکر محدود بودن منابع و استفاده بهینه از ذخایر و امکانات موجود در غفلت نگه دارد.

علاوه بر این با تصاحب منابع طبیعى و خرید سرمایه‏هاى ملى آنان به بهایى اندک

و فروش تولیدات خویش در انواع مدل‏ها همراه با تبلیغات گسترده،

فرهنگ مصرف‏گرایى را رواج دهد. ماحصل چنین مصرف گرایى و غفلت

بعضا به پدیده شوم اسراف و تبذیر در جوامع انسانى مى‏انجامد.

«براى خداوند در هر نعمتى حقى نهفته است پس هر کس آن را ادا نمود نعمتش افزون و هر کس آن را ویران نمود نعمتش زایل مى‏شود»(1)

نتیجه آنکه دو چیز سبب زوال و اضمحلال نعمت است، اول پذیرنده نعمت نتواند حق نعمت را ادا کند و دوم، از آن نعمت بطور صحیح استفاده نکند. بنابراین بر همه، فرض است از نعمت‏ها درست بهره‏بردارى کنیم و راه را بر عدم و نابودى آنها ببندیم و با مدیریت صحیح منابع، موجبات رشد و ترقى در تمام زمینه‏هاى مادى و معنوى را فراهم سازیم.
 

مصرف از دیدگاه اسلام

تأمین نیازهاى اولیه زندگى و مصرف صحیح نعمت‏هاى خدادادى امرى بدیهى است. مسلمان واقعى در مصرف به صفت میانه‏روى دست مى‏یابد که آن نعمتى از جانب پروردگار است. حضرت على(ع) فرمودند: هر گاه خداوند خیر بنده‏اى را بخواهد، میانه‏روى (اقتصاد) و حسن تدبیر را به او الهام کرده و از سوء تدبیر و اسراف باز مى‏دارد.

و پیامبر اکرم (ص) فرمودند: چون خدا خیر بنده‏اى را بخواهد ملاحظه داشتن در معیشت و مصرف و خلق نیک را روزى ایشان مى‏کند.(2)

اسلام هیچ‏گاه انسان‏ها را از مصرف بجا و مناسب و بهره‏بردارى منطقى باز نمى‏دارد بلکه به نص صریح قرآن کریم آنها را به استفاده بهینه از نعمات و منابع موجود فرا مى‏خواند. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لا تُحَرِّمُواْ طَیِّبَاتِ ما أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلا تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ‏وَکُلُواْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللّهُ حَلالًا طَیِّبًا وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذیَ أَنتُم بِهِ مُؤْمِنُونَ؛(3) اى اهل ایمان! حرام مکنید چیزهاى پاکیزه‏اى را که خدا براى شما حلال نموده و از حدود و احکام خدا- تجاوز نکنید که خدا تجاوزگران را دوست نمى‏دارد. و از هر چیز حلال و پاکیزه‏اى که خدا روزیتان کرده بخورید، و بپرهیزید از - مخالفت - با آن خدایى که به او گرویده‏اید.»

آنچه را پروردگار عالم در این آیات نکوهش مى‏کند تجاوزگرى در مصرف است، دین اسلام اجازه نمى‏دهد نعمتى که در اختیار بشر نهاده، متروک و غیر قابل استفاده رها شود و افرادى به بهانه زهد و قناعت، از استفاده‏هاى مشروع چشم ببندند و به ریاضت و گوشه‏نشینى روى آورند.

اولیاء الهى خط مصرف را حد متعارفى مى‏دانند که در آن افراط و تفریطى مشاهده نگردد، نسبت به اهل و عیال سختگیرى نشود و آنها در مضیقه قرار نگیرند. حضرت امام رضا(ع) فرمود: براى مرد سزاوار است که بر عائله‏اش توسعه بخشد تا آرزوى مرگ او را نکنند.(4)

بنابراین در اسلام ملاک و معیار صحیح مصرف، به کارگیرى مواهب الهى با لحاظ شرایط و ضوابط مربوطه و دورى از اسراف و تبذیر با توجه به رعایت حقوق دیگران است. قرآن کریم مى‏فرماید: «کُلُوا مِن رِّزْقِ رَبِّکُمْ وَاشْکُرُوا لَهُ؛(5) بخورید از روزى پروردگارتان و شکر او را بجاى آورید.»

تدبیر در زندگى، همانا مصرف درست و اقتصاد و میانه‏روى است و از نشانه‏هاى افراد با ایمان مى‏باشد امام باقر(ع) در این زمینه مى‏فرماید: «رسیدن به درجات عالى کمال انسانى در سایه سه چیز امکان‏پذیر است، فهم دین و شناخت آن، داشتن عزمى بلند و همتى استوار در برابر مشکلات و سنجش و اندازه‏گیرى در امور مربوط به معیشت و زندگى اقتصادى.»(6)

اگر با دیدى واقع بینانه، و همه جانبه بدنبال مصرف درست از منظر الهى باشیم در مى‏یابیم باید هر نعمتى را درست و بجا مصرف کنیم و از زایل کردن آن پرهیز بنماییم.

«هر کسى لازم است با خود بیندیشد تا کنون چقدر پذیراى نعمت بوده، نعمت‏هایى چون سلامت جسم و جان، عمر، دیانت و همسر و فرزندان نیک! آیا استفاده درست از آنها نموده تا بتواند در روز قیامت پاسخگوى پروردگارش باشد؟ حضرت على (ع) فرموده است: تمام نعمت‏هایى را که خداوند به تو ارزانى داشته بطور شایسته بکار گیر و هیچ نعمتى را ضایع مکن.»(7)

بنابراین مصرف گرایى و مسئولیت ناشى از آن در نظام اقتصادى دینى آنگونه است که انسان‏ها حق ندارند حتى درآمدهاى مشروع خود را ضایع کنند و بدون جهت از بین ببرند بلکه باید در استفاده از آن حد متعارف و مؤکد اسلام را مدنظر داشته باشند تا بتوانند در دنیا و آخرت سربلند گردند. پیامبر اکرم (ص) فرمود: در روز قیامت بندگان قدم از قدم برنمى‏دارند مگر آنکه چهار چیز از آنان سؤال مى‏شود که یکى از آنها پرسشى است که مال خود را چگونه به دست آورده و چگونه هزینه کرده است.(8)

اسلام هیچ‏گاه انسان‏ها را از مصرف بجا

و مناسب و بهره‏بردارى منطقى باز نمى‏دارد

بلکه به نص صریح قرآن کریم

آنها را به استفاده بهینه از نعمات

و منابع موجود فرا مى‏خواند.

معناى اسراف

اسراف از ریشه «سَرَف» به معناى تجاوز از حد و اعتدال است و در اصطلاح به معناى زیاده‏روى در استفاده از مال و غیر آن است و اسراف‏کننده - مسرف - کسى است که از چیزى بیش از حد نیازش بهره ببرد و با این عمل دیگران را نیز از آن محروم سازد.(9) نعمت‏هاى جارى الهى چون آب، هوا، انرژى و ... مختص فرد یا افرادى نیست بلکه به طور مشاع در اختیار عموم مردم است و کسى حق ندارد در مصرف زیاده‏روى نماید. مثلاً اگر کسى از آب شهر بیش از نیاز مصرف کند حتى اگر بهاى آن را بپردازد. کار او موجب کمبود آب شده و گاه دیگران در محرومیت واقع مى‏گردند و عمل او اسراف است. به عبارتى دیگر تجاوز از حد میانه و اعتدال را اسراف مى‏گویند. این کار بدلیل عواقب و آثار زیانبارش مورد نکوهش قرآن کریم است و در موارد متعددى پروردگار عالم آن را ناپسند شمرده و مى‏فرماید: «وَالَّذینَ إِذا أَنفَقُوا لَمْ یسْرِفُوا وَلَمْ یقْتُرُوا وَکانَ بَینَ ذلِکَ قَوامًا؛(10) بندگان خاص خداى رحمان آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده و بخل هم نورزند بلکه احسان آنها در حد میانه و اعتدال باشد.»

واژه اسراف گاه با تبذیر همراه است و تبذیرکننده به کسى مى‏گویند که مالش را به جاى استفاده به اندازه، ضایع و خراب نماید. مثلاً به جاى خوردن غذا آن را دور بریزد. چنین برخوردهایى با نعمت‏هاى الهى تقبیح شده و عملى ضد اخلاقى به حساب مى‏آید. قرآن کریم مى‏فرماید: «رَّبُّکُمْ أَعْلَمُ بِما فِى نُفُوسِکُمْ إِن تَکُونُواْ صالِحِینَ فَإِنَّهُ کانَ لِلأَوَّابِینَ غَفُورًاوَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَالْمِسْکینَ وَابْنَ السَّبیلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذیرًا؛(11) اى رسول ما حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز در کارها اسراف روا مدار که مبذران و مسرفان برادر شیطانند و شیطان سخت کفران نعمت پروردگار کرد.»

 

اسراف و تبذیر برخاسته از کبر و خودخواهى و زیاده‏طلبى نفس اماره مى‏باشد زیرا متکبر به جاى درست مصرف کردن در جهت اشباع نفس سیرى‏ناپذیر خود به حیف و میل پرداخته و چه بسا با ریخت و پاش و هدر دادن و ضایع کردن نعمت‏ها حقوق دیگران را نیز پایمال کند. در حقیقت متکبران اسراف‏کنندگانى هستند که عامل تضییع امکانات طبیعى و منابع الهى هستند و راه را بر دیگران مسدود مى‏کنند.
 

صرفه‏جویى صفت پسندیده

اگر از واقعیت نگریزیم باید بپذیریم که اسراف و زیاده‏روى در مصرف، در جامعه ما از شکل یک ناهنجارى گذشته و به یک رفتار اجتماعى تبدیل شده است. اگر فکر کنیم تنها ثروتمندان مصارف بى‏رویه دارند و اسراف‏گرند دچار خطا شده‏ایم زیرا خیلى از انسان‏ها در زندگى خویش ناخواسته به چنین رفتارى مبتلا مى‏باشند. هدر دادن آب موقع شستشو، روشن ماندن لامپ، بخارى، کولر در زمان‏هایى که به آن نیاز نیست، تهیه و تدارک مواد غذایى بیش از اندازه و ریخت‏وپاش در مصرف پوشاک و لوازم زندگى رفتارهاى اجتماعى هستند که هرگز به نظر ناپسند نمى‏آیند بنابراین لازم است با الگوپذیرى از بزرگان دین از منش اسراف‏گرى پرهیز شود و با صرفه‏جویى در مصرف، مواهب الهى را ارج نهاده نسبت به آفریننده جهان سپاسگزارى شود. 

صرفه‏جویى به معناى مصرف نکردن نیست بلکه مى‏توان گفت استفاده حداکثرى از تمامى قابلیت‏هاى هر چیزى است که بدان بهره‏ورى مى‏گویند. صرفه‏جویى ویژگى بندگان برجسته و خودساخته خداست آنان در امور مباح هم مقید به عدم اسراف و اعتدال و میانه‏روى هستند. امام صادق(ع) مى‏فرمایند: «میانه‏روى کارى است که خداوند آن را دوست دارد و از زیاده‏روى خشمناک مى‏شود، حتى اگر به اندازه کنار انداختن یک هسته باشد. چرا که آن هم براى کارى قابل استفاده است. خداوند حتى نمى‏پسندد که زیادى آبى را که آشامیده‏اى، بیرون بریزى.»(12) 

زهد و ساده زیستى

از ویژگى‏هاى انسان تربیت‏شده در مکتب اسلام، زهد و ساده زیستى است. علماى اخلاق زهد را وسیله اصلاح ساختار روحى انسان شمرده‏اند و آن را عاملى جهت حفظ توازن بین دنیاگرایى و آخرت‏گرایى مى‏دانند. بدین معنا که بشر بیش از حد لازم به دنیا نگراید و از مقصود اصلى که رسیدن به سعادت اُخروى است غافل نماند. مرحوم علامه نراقى مى‏نویسد: ضد دوستى و تمایل به دنیا را زهد گویند و زاهد کسى است که قلب او شیفته و وابسته به دنیا نباشد و جز به قدر و ضرورت زندگى، به دنیا رو نیاورد.

امام باقر(ع):

رسیدن به درجات عالى کمال انسانى

در سایه سه چیز امکان‏پذیر است،

فهم دین و شناخت آن، داشتن عزمى بلند

و همتى استوار در برابر مشکلات

و سنجش و اندازه‏گیرى در امور مربوط به

معیشت و زندگى اقتصادى.

اسراف و تبذیر برخاسته از کبر و خودخواهى

و زیاده‏طلبى نفس اماره مى‏باشد

زیرا متکبر به جاى درست مصرف کردن

در جهت اشباع نفس سیرى‏ناپذیر خود

به حیف و میل پرداخته

و چه بسا با ریخت و پاش و هدر دادن

و ضایع کردن نعمت‏ها حقوق دیگران را

نیز پایمال کند.

در حقیقت متکبران اسراف‏کنندگانى هستند

که عامل تضییع امکانات طبیعى

و منابع الهى هستند و راه را

بر دیگران مسدود مى‏کنند.

زهدپیشگى هیچگونه منافاتى با بهره‏مندى صحیح و متعارف از امکانات و مواهب الهى ندارد. شهید مطهرى مى‏نویسد: زهد حالتى است روحى و زاهد از آن نظر که دلبستگى‏هاى معنوى و اُخروى دارد، به مظاهر مادى زندگى بى‏اعتناست، این بى‏اعتنایى و بى‏توجهى تنها در فکر و اندیشه و احساس تعلق قلبى نیست و در مرحله ضمیر پایان نمى‏پذیرد: زاهد در زندگى عملى خویش سادگى و قناعت را پیشه مى‏سازد و از تنعم و تجمل و لذت‏گرایى پرهیز مى‏نماید: زندگى زاهدانه آن نیست که شخص در اندیشه و ضمیر وابستگى زیادى به امور مادى نداشته باشد بلکه این است که عملاً از تنعم و تجمل و لذت‏گرایى پرهیز داشته باشد. ایشان در باب سیره عملى پیامبر اکرم(ص) مى‏نویسد: زهد و ساده‏زیستى از اصول زندگى او بود. در عین سادگى طرفدار فلسفه فقر نبود. بکارگیرى مال و ثروت را به سود جامعه و در راههاى مشروع لازم مى‏شمرد و مى‏فرمود: «نعم المال الصالح للرجل الصالح»(13)

مسلما ادامه حیات در گرو بهره‏بردارى و استفاده از امکانات موجود و سرمایه‏هاى دنیوى است. پروردگار متعال به پیامبر مکرم اسلام مى‏گوید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللّهِ الَّتى أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالْطَّیباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هى لِلَّذینَ آمَنُواْ فى الْحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یوْمَ الْقِیامَةِ کَذالِکَ نُفَصِّلُ الآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ؛(14) بگو اى پیامبر چه کسى زینت‏هاى خدا را که براى بندگان خود آفریده است حرام کرده و از صرف رزق حلال و پاکیزه منع نموده؟ بگو این نعمت‏ها در دنیا براى اهل ایمان است و خالص اینها در آخرت برایشان خواهد بود.»

با این وصف پیامبر اکرم(ص) بهره‏برداریش از امکانات مادى در حد تأمین نیازهاى اولیه بود و ساده‏زیستى، قناعت و سلوک اجتماعیش در محیط اشرافیت، اسراف، تکبر و تفرعن بزرگان عصر خویش حکایت از روش صحیح زندگى و رعایت اصل اعتدال در اقتصاد دارد. آن حضرت هنگامى که معاذ بن‏جبل را به یمن اعزام مى‏کرد به او فرمود: ایاک و التنعم ... بپرهیز از تجمل‏گرایى و رفاه‏طلبى، براستى بندگان خدا تجمل‏گرا و رفاه‏طلب نیستند.(15) 

چشم و هم‏چشمى و تجمل‏گرایى

براى رفع نیازها مصرف لازم است، پس قبل از هر چیز باید نیازها سنجیده شود و نیازهاى اصلى و اساسى از نیازهاى غیر اساسى تفکیک گردد. در زندگى روزمره انسان‏ها، ریشه بسیارى از ریخت و پاش‏ها و افزون‏طلبى‏ها تشخیص ناصواب احتیاجات بوده و چشم و هم‏چشمى و به دنبال آن تجمل‏گرائى به این مسئله دامن مى‏زند. اسلام در عین حالى که رفاه را مطلوب مى‏داند، از تجمل در زندگى و افتادن در خرج‏هاى سنگین که منشأ آن خیلى مواقع چشم و هم‏چشمى مى‏باشد به شدت جلوگیرى کرده و توصیه دارد زندگى افراد و ظواهر آنها با قناعت و صرفه‏جویى و اقتصاد قرین شود.

رگه‏هاى ضعیف این ناهنجارى گاه در تعامل افراد با یکدیگر و مراوده‏هاى آنان به چشم مى‏خورد و خطرات و پیامدهاى منفى زیادى را با خود به همراه مى‏آورد. بدین گونه که مبتلایان به این پدیده در اعمال و رفتار خویش به کارهایى دست مى‏زنند که در چشم دیگران بزرگ جلوه نمایند. روانشناسان پدیده چشم و هم‏چشمى را نوعى نیاز براى جلب نظر اطرافیان و مورد تأیید واقع شدن مى‏دانند. انسان‏هایى که واقعیات زندگى خویش را قبول دارند و به روحى متعادل رسیده‏اند، کمتر به چنین ناهنجارى مبتلا مى‏شوند و مطمئنا از عوارض اسراف و تبذیر مصون مى‏مانند. امروزه تبلیغات وسیع براى مصرف انواع کالاها به تهییج تمایلات و احساسات افراد

کمک کرده تا آنها به طور ناخواسته و با رقابت‏هاى نسنجیده مرعوب احساس نیاز غیر واقعى گردند و به فرهنگ چشم و هم‏چشمى روى آورند. تجدید نظر در برنامه‏هاى رسانه‏اى همراه با الگودهى از زندگى پیشوایان مذهبى قادر خواهد بود این رفتار را تعدیل و تصحیح، نماید. 

اعتدال و اکتفا به حلال

یکى از دلائل عمل نکردن به تکالیف دینى عدم آگاهى و اطلاعات لازم در این زمینه است و سرپرست خانواده همان‏گونه که در فراهم نمودن امکانات مادى و دنیوى، خویش را مسئول مى‏داند باید تا جایى که مى‏تواند مقدمات آموزش، فراگيرى و فهم مطالب و مسائل دينى را براى خانواده‏اش فراهم نماید و آنها را با مصرف درست نعمت‏هايى را که با زحمت فراهم آورده است آشنا کند زيرا بى‏توجهى و بى‏تفاوتى سرپرست خانه در قبال اعضاى تحت نظارتش مى‏تواند يکى از دلائل دور شدن آنان از اعتدال و مصرف صحيح مى‏باشد. نهى از زیاده‏روى و ضرورت پرهیز از عواقب طبیعى آن در خانه مسئولیت وى را دو چندان مى‏کند. بر متولى خانه فرض

اسراف و زیاده‏روى در مصرف، در جامعه ما از شکل یک ناهنجارى گذشته و به یک رفتار اجتماعى تبدیل شده است.

اگر فکر کنیم تنها ثروتمندان مصارف بى‏رویه دارند و اسراف‏گرند دچار خطا شده‏ایم زیرا خیلى از انسان‏ها در زندگى خویش ناخواسته به چنین رفتارى مبتلا مى‏باشند.

هدر دادن آب موقع شستشو، روشن ماندن لامپ، بخارى، کولر در زمان‏هایى که به آن نیاز نیست، تهیه و تدارک مواد غذایى بیش از اندازه و ریخت‏وپاش در مصرف پوشاک و لوازم زندگى رفتارهاى اجتماعى هستند که هرگز به نظر ناپسند نمى‏آیند.  

در زندگى روزمره انسان‏ها،

ریشه بسیارى از ریخت و پاش‏ها

و افزون‏طلبى‏ها تشخیص ناصواب

احتیاجات بوده و چشم و هم‏چشمى

و به دنبال آن تجمل‏گرائى

به این مسئله دامن مى‏زند.

اسلام در عین حالى که رفاه را

مطلوب مى‏داند، از تجمل در زندگى

و افتادن در خرج‏هاى سنگین

که منشأ آن خیلى مواقع چشم و هم‏چشمى مى‏باشد به شدت جلوگیرى کرده و توصیه دارد زندگى افراد و ظواهر آنها

با قناعت و صرفه‏جویى و اقتصاد قرین شود.

است که اهل بیت خویش را به کارهاى نیک، حق‏گویى، حق‏جویى، درست عمل نمودن و مصرف بهينه سرمايه‏هاى الهى تشويق و ترغيب نماید. و خود الگوى واقعى در پرهیز از اسراف و دعوت به صرفه‏جویى باشد.

از قدم‏هاى اصلى در اعتدال، تلاش براى تحصیل رزق و روزى حلال و رعایت الگوى صحیح مصرف است. مطمئنا کسب و تجارت مشروع و سرمایه‏اى که حاصل کوشش پیراسته از خلاف است، کمتر صرف بریز و بپاش‏هاى بیجا، چشم و هم‏چشمى و تجمل‏گرایى و يا مصاديقى چون اسراف و تبذیر مى‏گردد.

تلاش در راه به دست آوردن مال از طریق صحیح عبادت پروردگار و مورد رضایت اوست. امام رضا(ع) فرمود: همانا کسى که از فضل خدا روزى مى‏جوید تا به وسیله آن خانواده‏اش را تأمین کند اجرش از رزمنده در راه خدا بزرگتر است. قرآن(16) کریم مى‏فرماید: «یا أَیهَا النَّاسُ کُلُواْ مِمَّا فِى الأَرْضِ حَلالًا طَیبًا وَلا تَتَّبِعُواْ خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبینٌ؛(17) اى مردم از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه تناول کنید و وساوس شیطان را پیروى نکنید.»

از قدم‏هاى اصلى در اعتدال،

تلاش براى تحصیل رزق و روزى حلال

و رعایت الگوى صحیح مصرف است.

مطمئنا کسب و تجارت مشروع

و سرمایه‏اى که حاصل کوشش پیراسته

از خلاف است، کمتر صرف

بریز و بپاش‏هاى بیجا، چشم و هم‏چشمى

و تجمل‏گرایى و یا مصادیقى

چون اسراف و تبذیر مى‏گردد.

تاریخ زندگى زنان و مردان صالح همواره از نوعى پاکى، سادگى و حلّیت برخوردار بوده تا جایى که اگر دچار فقر و نادارى هم مى‏شدند ملاک پاکى را برهم نمى‏زدند و لقمه حلال را بر هر کوشش و مصرف ناپسند ترجیح مى‏دادند. به این سبب و به گواه بزرگان هنگامى که مردان براى کسب و کار به بیرون منزل مى‏رفتند زن و بچه آنان مى‏گفتند: «ایاک و کسب الحرام» از اینکه وارد کسب حرام شوید بپرهیزید. پوشاک و خوراک و نفقه ما را بهانه قرار ندهید تا مجوزى براى تحصیل حرام شود. «فَانّا نصبر على الجوع؛ ما بر گرسنگى و سختى طاقت مى‏آوریم ولى بر عذاب قیامت صبر و طاقت نداریم.» در مقابل مردان نیز با لحن نرم و سخن منطقى زن و فرزندان خود را از درخواست‏هاى بیش از طاقت منع مى‏کردند و براى آنان یک زندگى دور از اسراف و بریز و بپاش ولى آکنده از سادگى و پاکى و صمیمیت فراهم مى‏نمودند.(18) 

برخى از مؤلفه‏هاى مصرف در خانواده خداوند متعال جامع‏ترین و کامل‏ترین برنامه زندگى را براساس نیازهاى فطرى بشر ارائه مى‏دهد و در تمامى

اقدام صحیح و منطقى خانواده‏ها در سر و سامان دادن به یک زندگى مشترک و تهیه مقدمات مراسم و سپس فراهم نمودن وسایل زندگى - جهاز عروس - بسیار مهم است. در این مورد اگر افراد دنبال‏رو سیره نبوى و جانشینان برحق او باشند باید از رقابت‏هاى فامیلى، اسراف و تجمل‏گرایى و لوکس‏گرایى بپرهیزند و در اقلام مورد نیاز به نحوه جمع‏آورى آن بیندیشند و با به دردسر انداختن خویش گرفتارى‏هاى دنیوى و اُخروى را براى خود رقم نزنند.

عرصه‏ها و موقعیت‏هایى که وى نیازمند راهنمایى و الگوى بهتر زیستن است، راه‏حل‏هاى متناسب همراه با نمونه‏هاى عملى که پیامبران و اولیاء دین هستند به وى معرفى مى‏نماید.

مشارکت زن و مرد جهت تشکیل خانواده‏اى نمونه و مطابق با دستورالعمل‏هاى متعارف و پسندیده اخلاقى و اجتماعى، نیازمند تبعیت از آموزه‏هاى دینى و بکارگیرى فرامین الهى است. براى رسیدن به این مقصود و داشتن یک زندگى معتدل، بایستى روش و منش خویش را طبق الگوهاى برجسته و مکتبى تنظیم نمائیم.

مؤلفه‏هاى الگوى صحيح مصرف از جمله مواردى است که هر خانواده بايد از ابتداى زندگى مشترک بدان توجه نماید و با رعايت آن اصول از رويکردهاى اسراف‏گونه و تجمل‏گرايى بپرهيزد.

اقدام صحیح و منطقى خانواده‏ها در سر و سامان دادن به یک زندگى مشترک و تهیه مقدمات مراسم و سپس فراهم نمودن وسایل زندگى - جهاز عروس - بسیار مهم است. در این مورد اگر افراد دنبال‏رو سیره نبوى و جانشینان برحق او باشند باید از رقابت‏هاى فامیلى، اسراف و تجمل‏گرایى و لوکس‏گرایى بپرهیزند و در اقلام مورد نیاز به نحوه جمع‏آورى آن بیندیشند و با به دردسر انداختن خویش گرفتارى‏هاى دنیوى و اُخروى را براى خود رقم نزنند. و ازدواج این امر مقدس را تحت شعاع مهریه‏هاى سنگین و جهازهاى گسترده و پرخرج قرار ندهند و در این زمینه به الگوى الهى و معنوى حضرت زهرا(س) تمسک جویند.

در ادامه مطالب فوق باید به توقعات و انتظارات نادرست زنان و مردان در محیط خانه اشاره نمود چه بسا توقعات زیاد موجب مصارف زیاد در زندگى شود و آدمى را دچار اسراف و بریز و بپاش کند. درخواست‏ها و توقعات همسران از یکدیگر باید منطقى و واقعى و در حد توان یکدیگر باشد. خداوند متعال نیز از بندگانش در حد توان انتظار دارد. «لا یکلف اللّه‏ نفسا الا وسعها» بنابراین با الگو قرار دادن این صفت رحیمه پروردگار چیزى خارج از قدرت همسر از وى نخواسته و بدانیم پرتوقعى محصول کبر و غرور و ممکن است یک بیمارى روحى و روانى باشد. و کم توقعى حاصل وقار و ادب و نتیجه معرفت و کرامت و میوه شیرین فروتنى است. با این خصیصه نیک بشر به اندازه نیازش از مواهب و نعمت‏هاى الهى استفاده مى‏کند و مورد ستایش رسول خدا(ص) و اولیاء الهى قرار مى‏گیرد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اعظم النساءِ برکة اَیسَرَهُنَّ مَؤونَه؛ پربرکت‏ترین همسر زنى است که براى شوهر هزینه‏اش کمتر باشد.» و امام صادق(ع) زنان کم خرج و صاحب امساک را از کارکنان حق مى‏داند.(19)

صرفه‏جویى به معناى مصرف نکردن نیست بلکه مى‏توان گفت استفاده حداکثرى از تمامى قابلیت‏هاى هر چیزى است که بدان بهره‏ورى مى‏گویند. صرفه‏جویى ویژگى بندگان برجسته و خودساخته خداست آنان در امور مباح هم مقید به عدم اسراف و اعتدال و میانه‏روى هستند.

امروزه تبلیغات وسیع براى مصرف انواع کالاها به تهییج تمایلات و احساسات افراد کمک کرده تا آنها به طور ناخواسته و با رقابت‏هاى نسنجیده مرعوب احساس نیاز غیر واقعى گردند.

بر متولى خانه فرض است که اهل بیت خویش را به کارهاى نیک، حق‏گویى، حق‏جویى، درست عمل نمودن و مصرف بهينه سرمايه‏هاى الهى تشويق و ترغيب نماید. و خود الگوى واقعى در پرهیز از اسراف و دعوت به صرفه‏جویى باشد.

تاریخ زندگى زنان و مردان صالح همواره از نوعى پاکى، سادگى و حلّیت برخوردار بوده تا جایى که اگر دچار فقر و نادارى هم مى‏شدند ملاک پاکى را برهم نمى‏زدند و لقمه حلال را بر هر کوشش و مصرف ناپسند ترجیح مى‏دادند.

چه بسا توقعات زیاد موجب مصارف زیاد در زندگى شود و آدمى را دچار اسراف و بریز و بپاش کند. درخواست‏ها و توقعات همسران از یکدیگر باید منطقى و واقعى و در حد توان یکدیگر باشد. 

پى‏نوشتها:

1. نهج البلاغه ، حکمت 244

2. الحیاة، محمدرضا حکیمى و دیگران، ترجمه احمد آرام، انتشارات دلیل ما، چ هشتم، ج4، ص 363.

3. مائده، آیات 87 و 88.

4. وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملى، ج15،ص 749.

5. سبأ،15

6. اصول کافى، کلینى، ج6، ص32.

7. غرر الحکم، ج2، ص213.

8. حضال، شیخ صدوق، ترجمه سیداحمد فهرى، بى‏تا، ص 279.

9. مرز فضائل و رذایل اخلاقى، احمد حبیبیان، انتشارات بوعلى، همدان، ص 148.

10. فرقان، 67.

11. اسراء، 25 و26.

12. میزان الحکمه، محمد نورى رى‏شهرى، چ دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، ج4،ص447.

13. وحى و نبوت، شهید مطهرى، تهران، صدرا، ص136.

14. اعراف،32.

15. حلیة الاولیاء، ابونعیم اصفهانى، ج5، ص155.

16. بحارالانوار، ج78، ص339.

17. بقره،168.

18. نظام خانواده در اسلام، ص306.

19. همان، ص 187.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 6:06 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

مصرف می کنم ،پس هستم

 
مصرف گرایی
 

آیا انسان برای مصرف کردن به دنیا آمده است ؟ آیا انسان برای استفاده از این جهان پا به هستی گذاشته است؟ در ابتدای امر سوال ساده ای به نظر می رسد ، اما با کمی تأمل می توان فهمید که این پرسش ما را بسوی حقایق عمیق تری رهنمون می کند پیش از این زیاد درباره آنها به تفکر و تعمق نپرداخته ایم و از تأثیراتشان بر هستیمان زیاد آگاه نبوده ایم.

 

فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان

را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.

 

تعریف «مصرف » و «مصرف گرایی»

 

پیش از هر بحثی باید مصرف کردن را تعریف کنیم . مصرف کردن در معنای عادی و هنجار آن یعنی استفاده درست و به اندازه از منابع طبیعی برای زنده ماندن و زندگی کردن. اگر کمی خط سیر تاریخی تمدن بشری را دنبال کنیم در می یابیم که قسمت عمده ستیز و جنگ های بشر نیز از زمانی شروع شد که انسان توانایی ذخیره منابع طبیعی و چیزهای با ارزش را پیدا کرد. تا اینجا کمتر کسی فکر منفی درباره مصرف کردن به ذهن راه می دهد و تقریبا همه موافق این نوع مصرف هستند.

 

اما زمانی که درباره واژه مصرف گرایی صحبت می کنیم معنای کلمه از ظاهر آن به ما رخ می نماید. این واژه بر رسم و آیین و راه و روشی در زندگی دلالت می کند که وجود انسان را فرا گرفته است و تأثیر عمیقی بر تفکرات و رفتار و در نهایت خوشبختی انسان می گذارد. در اینجا مصرف کردن با آنچه در پاراگراف قبل مطرح کردیم تفاوتی ماهوی دارد و نماینده فرهنگی جدید و قدرتمند در زندگی انسان است که نخستین رگه های آن را می توان از انقلاب صنعتی در جهان غرب پیگیری کرد.

 

پس تا اینجا باید دریافته باشید که بنده دو نوع مصرف خوب و بد را در نظر دارم و وجه تمایزی بین معانی مختلف این کلمه قایلم. اما ادعای این تفاوت رااز کجا آورده ام ؟ باید بگویم که این تمایز را می توان با یررسی دو عامل مهم به صورت دو سوال اساسی استنباط کرد :

 

1- چه چیزی مصرف می کنیم ؟

 

2- در کل به چه علتی مصرف می کنیم ؟

 

چه چیزی مصرف می کنیم

 

واقعیت این است که جامعه صنعتی امروز و غول های اقتصادی و شرکت های بزرگ برای رسیدن به مقاصد خود از انسان این عصر یک مصرف کننده تمام عیار می سازند و با قدرت عظیم تبلیغات مسخ کننده خود در انسان نیازهای غیرواقعی و زاید بوجود می آورند و به موازات آن با عرضه محصولات به ظاهر متفاوت و در اصل یکسان که قسمت اعظم آنها واقعا به درد انسان نمی خورد ، مردم را به خرید این محصولات وا می دارند. در جامعه امروز اگر فلان یا بهمان محصول استفاده نکنی و بدتر اینکه آنرا زاید بدانی با انتقادات تندی مواجه می شوی که بی کلاس ! و متحجر و عقب افتاده خطابت می کنند.

 
بدترین اتفاقی که بوسیله تبلیغات پرحجم و ممتد و همه جانبه توسط همه رسانه ها اتفاق می افتد وخانواده ها را گرفتار می کند،  تغییر آرام و تدریجی نظام های ارزشی و باورهای فردی و اجتماعی ما درباره شیوه های زیستن است.
 

 آنچه امروز در سراسر دنیا تبلیغ می شود این است که انسان باید مصرف کند ، چه چیز را ؟ آنچه ما تولید می کنیم. صرف نظر از اینکه آیا واقعا انسان امروز به آن احتیاج دارد یا خیر. در حقیقت انسان در این کارزار به مصرف کننده بی اراده ای تبدیل شده که به خیال خام خود در انتخاب آزاد است. البته آزاد است که در انتخاب یک محصول بجای فلان کارخانه از بهمان کارخانه خرید کند اما معمولا آگاه نیست که در خرید آن محصول مختار نیست و صرف نظر از مارکی که خرید می کند آن محصول را حتما باید بخرد. اوج این بایدها را در خریدهای جهیزیه می توانید به عینه ببینید.

 

چرا مصرف می کنیم ؟

 

انسانی که در یک ماشین قوی اجتماعی -که لازمه زندگی صنعتی امروز است- به یک مهره تبدیل شده باشد هویت و اصالت فردی خود را از دست می دهد.

 
انسان امروز در درون احساس تنهایی شدیدی می کند و برای فرار از این تنهایی به کل های بزرگ می پیوندد و تکه ای می شود از یک سازمان ، باشگاه و ...و خود را در آن حل می کند تا آسوده شود .
 

تاکید ما بیشتر بر عکس العملی است که انسان تنهای امروز با پناه بردن به مصرف از خود نشان می دهد. این زیاده خواهی در مصرف که در واقع چراغ سبزی است به زیاده خواهان و طماعان برای سوءاستفاده از انسان ، ناشی از این احساس در انسان است که آن آزادی و هویت از دست رفته را می تواند با مصرف کردن به دست بیاورد و با مصرف کردن اطمینان بیابد که هنوز به معنای روحی و روانی کلمه هست و می زید.

 

ما خانواده های ایرانی باید برنامه و هدف مشخصی داشته باشیم و فرزندانمان در محیطی رشد کنند که زندگی هدفمند را بیاموزند. شما خانواده ای را تصور کنید که مادر آن خانواده مشتری پرو پا قرص وسایلی است که هر روز تبلیغ می شود از لوازم آشپزخانه ای که بعد از چند بار استفاده به آرشیو لوازم غیر قابل استفاده می پیوندد تا لوازم آرایشی و بهداشتی که بر خلاف بروشور های پر طمطراقشان بی تاثیرند .

 

فرندان ما از ما می آموزند مصرف کننده ای بی چون و چرا باشند یابا استفاده از قدرت انتخابشان، به قدر ضرورت و نیاز مصرف کنند.امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است و شایسته است که الگوی مصرف خود و خانواده مان

 

را از مصرف زدگی به سمت انتخاب واقع بینانه بر اساس نیازمان سوق دهیم.

 

منبع : جهان نیوز- با تغییر و تلخیص

 

تنظیم برای تبیان :داوودی



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:19 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  مقدمه

 

انسان در هر عصري براي بهره­برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه­هايي جهت مصرف بهينۀ آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره­اي جز طراحي راه­هايي براي استفادۀ مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي­توان به آموزه­هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره­برداري مناسب­تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.

اين مقاله به بررسي الگوي بهينۀ مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

رشد، توسعه و متعالي شدن جامعۀ اسلامي و رسيدن به استقلال و رفع فقر و توزيع عادلانۀ امكانات براي تمام افراد جامعه از اهداف بزرگ دين مقدّس اسلام است. ركود، بازماندگي و عدم تحرك در ادبيات ديني نه تنها معنا ندارد بلكه ضد باور ديني تلقّي مي­گردد. از سوي ديگر اديان الهي هميشه انسان‌ها را به رعايت اعتدال و توجه به علّت اصلي آفرينش تذكر داده­اند و سعي كرده‌اند آن‌ها را از «داشتن‌هاي» دنيوي به سوي «بودن» سوق دهند و سير بازگشت دائمي به خويشتن خويش را در آن‌ها زنده نگه‌دارند.

در اين مقاله سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني كه همانا فرمايشات پيامبران(ع) از حضرت آدم(ع) تا خاتم(ص) و هم‌چنين روايات و احاديث ائمۀ‌ اطهار(ع) و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خوانندۀ‌ گرامي، به اين نتيجۀ اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش­تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.

1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام.

2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام.

3)  لزوم رعايت الگوهاي بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر.

4)  تبيين اهميت نقش مؤثر مبلغين ديني در رعايت الگوي صحيح مصرف در جامعۀ اسلامي.

5) جمع­بندي و نتيجه‌گيري.

 

1ـ چگونگي ساده­زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام:

انسان‌ها در هر مكان و شرايط و با هر نوع زندگي، نيازمند اسوه‌ها و نمونه‌هاي عيني تعليم الهي هستند و هم‌چنين، همۀ انسان‌ها در هر رتبه و مقام معنوي كه باشند، از داشتن الگو، بي‌نياز نمي‌شوند بلكه مقام اسو‌ه‌گي، داراي نسبيت بوده و يك اسوه ممكن است خود پيرو اسوۀ ديگري باشد. بدين لحاظ مي‌توان گفت؛ اسوه در تمام زمينه‌هاي فردي و اجتماعي، راهنما و راه‌گشاي بشر است. در كتاب آسماني خود مي‌خوانيم:

«رسولاني را فرستاد که نيکان را بشارت دهند و بدان را بترسانند تا آنکه پس از فرستادن رسولان، مردم را بر خدا حجتي نباشد و خدا هميشه مقتدر و کارش بر وفق حکمت است».[1]

همان‌گونه كه اشاره شد در تمام اعصار و طول زنگي اجتماعي بشر، كمبود منابع، رقابت و سبقت در بهره­مندي از منابع، وجود داشته است و به نوعي بهره­برداري از منابع با ميزان پيش­رفت تكنولوژي در همان عصر ارتباط داشته است. در اين بخش از مقاله، نگاهي به چگونگي ساده­زيستي و رعايت الگوي مصرف در پيش از اسلام خواهيم داشت:

1ـ1) حضرت نوح(ع)

ـ يادآورى نعمت‏هاى الهى

از آن‏جا كه ضرورت شكر منعم از دريافت‏هاى فطرى بشر است، زمينه‏سازى براى سوق دادن انسان‌ها بدين سو، از راه ذكر موهبت‏هاى بى‌پايان الهى، يكى از شيوه‏هاى تبليغ موفق خواهد بود. حضرت نوح(ع) در مسير دعوت، براى دعوت انديشه‏هاى متمرّد و دل‏هاى منحرف و زمينه‏سازى جهت گسترش دعوت، نعمت‏هاى الهى را برمى‏شمرد و سختى‏هاى ناشى از فقدان آن‌ها را گوش‌زد مى‏نمود:

"ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً * وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً * أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمواتٍ طِباقاً * وَجَعَلَ القَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً * وَاللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً * ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها وَيُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً * وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِساطاً* لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلاً فِجاجاً"[2] (شما را چه شده است كه از شكوه خدا بيم نداريد؟ * و حال آن كه شما را مرحله به ‏مرحله خلق كرده است * مگر ملاحظه نكرده‏ايد كه چگونه خدا هفت آسمان را تو در تو آفريده است؟ * و ماه را در ميان آن‌ها روشنى­بخش گردانيد و خورشيد را چراغى قرار داد * و خداست كه شما را چون گياهى از زمين رويانيد * سپس شما را در آن باز مى‏گرداند و باز به طوري عجيب بيرون مى‏آورد * و خدا زمين را براى شما فرشى گسترده ساخت * تا در راه‏هاى فراخ آن برويد).

هم‌چنين خطاب به مردم مى‏گويد:

"فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفّاراً * يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً * وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ آنهاراً"[3] (و گفتم؛ از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است * تا بر شما از آسمان باران پى‌درپى فرستد * و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغ‏ها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد).

2ـ1) حضرت عيسي‌(ع)

ـ ساده‌زيستى

هر چند از شرح شيوه‏هاى گذشته، ساده‏زيستى و دورى حضرت عيسى(ع) از مظاهر فريبندۀ مادّى برمى‏آيد اما اشاره مستقل به اين بُعد از زندگى و شخصيت عيسى(ع) و اين روش غيرمستقيم تبليغى ضرورى به نظر مى‏رسد، روايات زيادى بر اين معنا تأكيد و تصريح دارند؛ از آن جمله در نهج‌البلاغه آمده است:

«و اگر بخواهى در عيسى بن مريم نيز (براى تو اسوه‏اى نيكو است)، كه سر بر سنگ مى‏نهاد و جامۀ خشن مى‏پوشيد و خورش او گرسنگى بود و چراغ شب‏افروزش، ماه و سايبان زمستانش شرق و غرب زمين. ميوه و خوراكش گياه بيابان بود و همسرى نداشت تا او را بفريبد و فرزندى نداشت كه (فقدانش) او را اندوهگين سازد، دارايى‏اى نداشت كه او را متوجه خود سازد و طمعى نداشت كه به خوارى‏اش در افكند. مركبش دو پايش بود و خدمتكارش دو دستش».[4]

«عيسى(ع) لباس مويين مى‏پوشيد و از برگ درخت مى‏خورد و خانه، زن، فرزند و مالى نداشت و هيچ‏گاه براى فردايش ذخيره نمى‏كرد.»[5]

3ـ1) حضرت صالح(ع)

ـ ذكر نعمت‏هاى الهى و عظمت خالق

حضرت صالح(ع) به صراحت مردم را سفارش مى‏كرد كه نعمت‏ها و آفريده‏هاى خداوند را به ‏ياد داشته باشند:

"وَاذكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ‏بَعْدِ عادٍ وَبَوَّأَكُمْ فِى الأَرضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَتَنْحِتُونَ الجِبالَ بُيُوتاً..."[6] (و به ياد آوريد هنگامى را كه شما را پس از قوم عاد جانشينان آنان گردانيد و در زمين به شما جاى مناسب داد. در دشت‏هاى آن كاخ‏هايى اختيار مى‏كرديد و از كوه‏ها خانه‏هايى زمستانى مى‏تراشيديد...».

ـ وى پس از امر به عبادت خداى واحد مى‏گويد:

"...هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الأَرضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّى قَرِيبٌ مُجِيبٌ".[7] (...او شما را از زمين پديد آورد و شما را به عمران آن واداشت. پس از او آمرزش بخواهيد، آن‏گاه به درگاه او توبه كنيد كه پروردگارم نزديك و اجابت‌كننده است).

"... فَاذكُرُوا آلاءَاللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِى‌الأَرضِ مُفْسِدِينَ".[8] (... پس نعمت‏هاى خدا را به ياد آوريد و در زمين سر به ‌فساد برمداريد).

حضرت صالح(ع) گاه ضمن انذار و هشدار به مخاطبان، نسبت به نافرجامى راهى كه در پيش گرفته‏اند، نعمت‏هاى موجود را يادآور مى‏شود و خبر از زوال آن‌ها مى‏دهد:

"أَتُتْرَكُونَ فِى ما ههُنا آمِنِينَ * فِى جَنّاتٍ وَعُيُونٍ * وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ * وَتَنْحِتُونَ مِنَ‌الجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ * فَاتَّقُوااللَّهَ وَأَطِيعُونِ".[9] (آيا شمارا در آن‌چه اين‏جا داريد آسوده رها مى‏كنند؟ * در باغ‏ها و در كنار چشمه‏ساران، و كشت­زارها و نخل­ها كه ميوه­‏هايشان لطيف است؟ * و ماهرانه براى خود از كوه‏ها خانه‏هايى مى‏تراشيد * از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد).

اين يكى از راه‏هاى مهم تربيت و شيوه‏هاى وعظ است كه قرآن کريم به كار مى‏برد: قومى كه فضل الهى و نعمت‏هاى بي­كران آن‌ها را فرا گرفته و در تمام جوانب زندگى به پيش­رفت و آبادانى رسانده، شايسته نيست كه خود را به گناه و نافرمانى خالق آلوده سازند... اين روش مخاطب را نسبت به منزلت والايش نزد خدا يادآور مى‏گردد تا به مقتضاى اين شأن و منزلت عمل كند.[10]

 4ـ1) حضرت شعيب(ع)

ـ دعوت به اصلاح اقتصادى

ويژگى مهم دعوت حضرت شعيب(ع)، كوشش بى­وقفۀ او در راه اصلاحات اقتصادى در جامعه و حاكميت بخشيدن تقوا در روابط و مناسبات اقتصادى و تجارى است. جامعه‌اي كه آن حضرت(ع) زندگي مي‌كرد از رونق و شكوفايي اقتصادي فراواني بهره‌مند بود از اين­رو آن حضرت(ع) همواره پس از دعوت به توحيد، مردم را از مسائلي مانند كم‌فروشي، غش در معامله و ... با بيان­هاي متنوع منع مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فرمودند:

"... ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ وَلا تَنْقُصُوا المِكْيالَ وَالمِيزانَ... * وَيا قَوْمِ أَوْفُوا المِكْيالَ وَالمِيزانَ بِالقِسْطِ وَلاتَبْخَسُوا النّاسَ أَشْياءَهُمْ وَلا تَعْثَوْا فِى الأَرضِ مُفْسِدِينَ"[11] (براى شما جز او معبودى نيست و پيمانه و ترازو را كم مكنيد... * و اى قوم من پيمانه و ترازو را به انصاف، تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد).

"أَوْفُوا الكَيْلَ وَلاتَكُونُوا مِنَ المُخْسِرِينَ".[12] (پيمانه را تمام دهيد و از كم‌فروشان مباشيد).

بر اساس اين آيۀ شريفه مي‌توان فهميد، مردم با ايمان نيز به بيمارى‏هاى اقتصادى و اجتماعى مبتلا بوده‏اند و از تعبير «بعد اصلاح‌ها» هم بر مى‏آيد كه آن جامعه از وضعيت نيكويى ـ چه از لحاظ اقتصادى و چه از حيث فرهنگى و معنوى ـ برخوردار بوده و از آن پس در اثر غفلت و دورى از تقواى الهى به اين آفات دچار شده است. چنان‏كه در روايتى نيز به اين موضوع توجه داده شده است.[13]

داستان حضرت شعيب(ع) به ‏خوبى محكوميت آزادى كامل اقتصادى را در جايى كه با معيارهاى اخلاقى و انسانى و توازن حيات منافات داشته باشد، اثبات‏ مى‏كند.

على بن الحسين، امام سجاد(ع) فرمودند: «نخستين كسى كه پيمانه و ترازو به كار گرفت، شعيب پيامبر(ع) بود. قوم او نيز پيمانه و وزن مى‏كردند و پس از چندى دست به كاستن پيمانه و ترازو زدند و به عذاب الهى دچار شدند...»[14]

5ـ1) حضرت داود(ع)

ـ ساده‏زيستى و تأمين معاش از دست‌رنج خود

حضرت داود(ع) از كارهاي دستي و صنعتي خود كه بيش‌تر شامل ساخت جامه و لوازم جنگي بود، استفاده مي‌‌كرد و اين در حالي بود كه قادر به تصرفات خارق‌العاده بر طبيعت بود و حكومتي با نفوذ و قدرت‌مند بر انسان‌ها داشت.

"... وَأَلَنّا لَهُ الحَدِيدَ * أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِى السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً ..."[15] (... و آهن را بر او نرم گردانيديم * و امر كرديم كه زره‏هاى گشاده بساز و حلقه‏هاى آن را به ‏اندازه، قرار ده و كار شايسته انجام دهيد ...)

«داود روزى يك زره مى‏ساخت و به هزار درهم مى‏فروخت، بدين ترتيب 360 زره ساخت و به 360 هزار درهم فروخت و از بيت‌المال بى‌نياز شد». [16]

«گفته‏اند اول كسى كه زره ساخت، داود(ع) بود و پيش از او، صفحه‏هاى آهن را بر خود مى‏بستند كه از گرانى آن جنگ نمى‏توانستند كرد. پس حق‏تعالى آهن را در دست او مانند خمير نرم كرد كه به دست خود زره بسازد».[17]

حضرت داود(ع) وسايل ديگرى نيز مى‏ساخت و از اين راه، ضمن خدمت به جامعه، آثار تبليغى قابل توجهى بر جاي مى‏گذاشت.[18]

على(ع) در نهج­البلاغه به پيروى حضرت داود(ع) سفارش مى‏كنند:

«و اگر خواستى به عنوان سومين اسوه به داود نبى(ع) تأسى كن، او زنبيل‌هاى دست‌باف از ليف خرما مى‏ساخت و به هم‌نشينانش مى‏گفت: چه كسى براى من مى‏فروشد؟ و با بهاى آن نان جو مى‏خريد و مصرف مى‏كرد».[19]

6ـ1) حضرت سليمان(ع)

ـ ساده‏زيستى و هم‌نشينى با مستمندان

حضرت سليمان(ع) با وجود حكومت و پادشاهى، لباس مويين مى‏پوشيد و چون شب فرا مى‏رسيد، دست خويش به گردن مى‏بست و ايستاده تا صبح به عبادت مى‏پرداخت و مى‏گريست؛ روزى و در آمد او نيز از فروش زنبيل‏هاى ليف خرما بود كه به‏دست خود مى‏بافت. او حكومت را تنها براى غلبه بر پادشاهان كافر از خدا خواست.[20]

دربارۀ غذاى او گفته‏اند: سليمان در دوران حكومتش همواره مردم را با خوردنى‏هاى لذيذ اِطعام مى‏كرد، اما خود نان جو مى‏خورد.[21]

7ـ1) حضرت يحيي(ع)

ـ ساده‌زيستى

انبياء با پرهيز از مظاهر فريبندۀ دنيوى و مادّى، سعى در ترويج اين انديشه داشته‏اند كه دنياى آخرت هر چند از ديد ما به‏دور است اما قابل اعتماد و اتكاست و مى‏توان و بلكه بايد اين جلوه‏هاى زودگذر را تنها پلى براى وصول به آن سراى جاويد دانست. در قصص‌الانبياء، آمده است:

«عيسى‌بن مريم(ع) و يحيى ‌بن زكريا(ع) دو پسر خاله بودند. عيسى(ع) لباس پشمينه مى‏پوشيد و يحيى لباسى از پشم شتر. هيچ يك از آن‌ها درهم و دينار، عبد، كنيز و حتّى پناه‌گاهى براى سكونت نداشتند. هر كجا شب ايشان را فرا مى‏رسيد، بيتوته مى‏كردند و چون در صدد جدايى بر آمدند، يحيى(ع) گفت: مرا سفارش كن. گفت: خشم مگير، گفت: هميشه نمى‏توانم. گفت: مال دنيا ميندوز، گفت: اين وصيت را شايد بتوانم انجام دهم».[22]

8ـ1) حضرت يوسف(ع) 

ـ سياست اقتصادى حضرت يوسف(ع) در مصر

با توجه به اين كه در مسائل اقتصادى، تنها موضوع «فزونى توليد» مطرح نيست، گاهى «كنترل مصرف» از آن هم مهم‌تر است و به همين دليل، يوسف(ع) در دوران حكومت خود، سعى كرد در آن هفت­سال وفور نعمت، مصرف را به شدت كنترل كند، تا بتواند قسمت مهمى از توليدات كشاورزى را، براى سال‌هاى سختى كه در پيش بود، ذخيره نمايد.

در حقيقت اين دو از هم نمى­توانند جدا باشند. «توليد بيش­تر» هنگامى مفيد است كه نسبت به «مصرف» كنترل صحيح ترى شود، و كنترل مصرف هنگامى مفيدتر خواهد بود كه با توليد بيش­تر همراه باشد.

سياست اقتصادى يوسف(ع) در مصر نشان داد كه يك اقتصاد اصيل و پويا نمى­تواند هميشه ناظر به زمان حال باشد، بلكه در آينده و حتّى نسل­هاى بعد را نيز دربر مى­گيرد.

يوسف(ع) براى پايان دادن به استثمار طبقاتى و فاصلۀ ميان قشرهاى مردم مصر، از سال­هاى قحطى استفاده كرد، به اين ترتيب، كه در سال­هاى فراوانى نعمت، مواد غذائى از مردم خريد و در انبارهاى بزرگى، كه براى اين كار تهيه كرده بود، ذخيره كرد و هنگامى كه اين سال­ها پايان يافت و سال­هاى قحطى پيش آمد، مواد غذائى را به درهم و دينار فروخت، زينت­ها و جواهرات (البته به استثناى آن‌ها كه توانائى نداشتند)، چهارپايان، غلامان و كنيزان، خانه­ها، مزارع و آب­ها و بالاخره در برابر خود مردم مصر و سپس تمام آن‌ها را (به صورت عادلانه‌اى) به آن‌ها بازگرداند، و گفت هدفم اين بود كه: آن‌ها را از بلا و نابسامانى رهائى بخشم.[23]
 

2ـ چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس  از اسلام:

همان‌گونه كه بيان شد پيشينۀ يافتن الگويي صحيح، منطقي و مقرون به صرفه، در مصرف منابع به اعصار دور باز مي‌گردد و اين نشان­دهندۀ فطرت انسان‌هاي پاك است كه حتّي پيش از دين كامل و انسان­ساز اسلام در پي حفظ و صيانت از نعمات الهي بوده­اند، حال به دستورات دين مبين اسلام و بالطبع روش­هاي تبليغي پيامبر اكرم(ص) و ائمۀ اطهار(ع) مي‌پردازيم.

1ـ2) مهم‌ترين دليل مسلماني، داشتن برنامۀ صحيح اقتصادي در امور زندگي بوده و اين از نشانه‌هاي انسان‌هاي پرهيزكار و با ايمان است.

اسلام براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني دارد كه با وضع قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌توان از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمود. مثلاً تأمين مقدار مصرف لازم و ضروري كه عبارت است از مقدار مصرفي كه براي ادامۀ زندگي انساني و حفظ وجود از امراض و بيماري‌ها و ناراحتي‌هاي جسمي و رواني لازم و ضروري است و براي افراد واجب است، وظيفۀ دولت اسلامي است.

خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد:

"يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا، لاتُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما اَحَلّ اللهُ لَكُم وَ لاتَعتَدُوا، اِنَّ اللهَ لايُحِبُّ المُعتَدينَ * وَ كُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ اللهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذي اَنتُم بِه مُؤمِنوُنَ". (اي كساني كه ايمان آورديد، چيزهاي خوبي كه خداوند بر شما حلال فرموده است، بر خود حرام نكنيد و از آن چه حلال كرده است نيز تجاوز ننماييد، همانا خداوند تجاوزكاران را دوست نمي‌دارد * و از آن چه خداوند به شما روزي داده است، در حالي كه حلال و نيكو است، بخوريد و تقواي الهي كه به آن اعتقاد داريد، پيشه سازيد).[24]

در اين آيۀ شريفه، استفادۀ صحيح از نعمت‌هاي الهي، مورد تشويق قرار گرفته است. خداوند كساني كه از روي جهالت و ناداني، برخي از نعمت‌هاي الهي را بر خود حرام كرده، مورد سرزنش قرار مي‌دهد و مي‌فرمايد:

"قَد خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا اَولادَهُم سَفَهًا بِغَيرِ عِلمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ ‌اللهُ افتِراءً عَلَي اللهِ قَدضَلُّوا وَ ماكانُوا مُهتَدينَ" (به راستي زيان كردند، كساني كه فرزندان خود را از روي ناداني و بدون علم كشتند و آن چه به آنان روزي داده شده است، از روي افترا بر خدا بر خويش حرام كردند، به راستي گمراه شدند و آن‌ها هدايت نمي‌يابند).[25]

استفاده از نعمت‌هاي الهي با حدود شرايط و ضوابط آن، نبود اسراف و تبذير و اداي حقوق ديگران از نظر شريعت، پسنديده و لازم است. خداوند در آيات قرآني، نعمت‌هاي خويش را بر مي‌شمرد و انسان‌ها را به بهره‌مندي از آن تشويق مي‌كند. در زير نمونه‌اي بيان مي‌گردد:

"... كُلُوا مِن رِزقِ رَبَّكُم وَ اشكُرُوا لَهُ، بَلَدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ". (از روزي پروردگارتان بخوريد و او را شكر كنيد، که شهري پاکيزه و خداي بخشنده‌اي داريد).[26]

در دين اسلام،‌ تأكيد قابل توجهي بر امر انفاق و توجه به نيازمندان و پرداخت زكات و خمس و پذيرش هداياي دوستانه شده است. تاريخ اسلام پر از اطعام‌ها و اكرام‌ها و پذيرايي‌هايي است كه دوستان مؤمن نسبت به يكديگر انجام مي‌دادند كه همگي ناشي از به كار بستن ارشادها و راهنمايي‌هاي رهبران ديني بوده است.

در اسلام مواردي وجود دارد كه ما را از مصرف بعضي چيزها باز مي‌دارد و آن را گاه حرام و گاهي مكروه و ناپسند مي‌شمرد. مصرف چيزهايي كه به صراحت حرام است، مانند گوشت خوك و مصرف چيزهايي كه براي انسان زيان‌آور است، مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال مي‌فرمايد:

«خود را با دست خويش به هلاك نرسانيد».

اسراف يكي از مصاديق حرام است، اسراف تجاوز از حد و اگر انسان در به كارگيري اشياء از حدود شايستۀ آن خارج شود، مصداق «مسرف» خواهد بود. در قرآن كريم و روايات معصومان(ع) تأكيد فراوان بر پرهيز از اسراف شده است. خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد:

"...وَ كُلُوا وَاشرَبُوا وَلا تُسرِفُوا، اِنَّهُ لايُحِبُّ المُسرِفينَ". (...و بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد، همانا كه خداوند اسراف‌كاران را دوست ندارد).[27]

و در جاي ديگر مي‌فرمايد:

"... وَ اَنَّ ‌المُسرِفينَ هُم اَصحابُ النّارِ". (... و همانا اسراف‌كاران، آنان اهل آتش هستند).[28]

گامي فراتر از اسراف، تبذير، بريز و بپاش‌هاي فراوان است، اسرافي كه همراه اتلاف مال باشد و هيچ غرض عقلاني بر آن مترتب نگردد. اگر مال در راه عياشي‌ها و مي­گساري‌ها و مجالس لهو و لعب و قمار و موارد نامشروع هزينه شود، علاوه بر فساد جامعه، نابودي فقرا و تهي­دستان را همراه خواهد داشت. در صورتي كه انسان در امر حلال نيز افراط كند و بيش از حدّ متعارف و مناسب با حال و شأن خود صرف كند، تبذير خواهد بود.

مصرف مكروه نيز در اسلام ناپسند است. مصرف بيش از حدّ متعارف براي هر شخصي، با وجود نياز بيش­تر برادران و خواهران ديني او مكروه و ناپسند است. اگر كسي سير باشد و همسايه و هم­كيش وي گرسنه باشد از ايمان دور است و اگر فردي لباس بپوشد ولي هم­دين وي برهنه باشد، به خدا ايمان ندارد.

مصرف بسياري از اشياء يا زياده در آن‌ها كراهت دارد مانند پوشيدن مداوم لباس سياه و لباس تنگ و خوردن گوشت حيوانات سواري و باركش از آن جمله است. كم كردن و تنگ گرفتن در مخارج زندگي ـ با وجود داشتن قدرت بيش­تر در مصرف نيز ـ از ديدگاه مكتب اسلام مورد نكوهش واقع شده است.

2ـ2)‌ حضرت محمد(ص)

1ـ2ـ2) ساده‌زيستي

اسوه‏اى چون پيامبر(ص)، كه به قلّۀ كمالات معنوى و فضايل اخلاقى نايل شده، هرگز تعالى خويش را در مصرف يا اسراف نعمت‏هاى مادّى نمى‏داند، بلكه فارغ از هرگونه تعلق به مواهب دنيوى، در انديشۀ ترقى روح است. دربارۀ سادگى معيشت پيامبر اكرم(ص) بسيار گفته ‏شده است.

در سفينه‌البحار آمده است:

«پيامبر(ص) بر روى حصير استراحت مى‏كرد و غير از آن زيراندازى نداشت».[29]

امام صادق(ع) فرمودند:

«رسول‏خدا(ص) شخصاً شير بز خانه را مى‏دوشيد».[30]

نيز از ايشان روايت شده كه فرمودند:

«رسول‏خدا(ص) هستۀ خرما را در دهان مى‏مكيد و آن را مى‏كاشت».[31]

2ـ2ـ2) هماهنگى با مخاطبان در معيشت

پيامبر اكرم(ص) ازآن‏جا كه مى‏خواهد به عنوان اسوه‏اى تمام­عيار و هميشگى براى انسان‌ها و هدايت­گر آن‌ها باشد و ايشان را به پيروى خود، دلگرم و تشويق كند، همانند ساير انسان‌ها زندگى كرده و از هرگونه تعيّن و تشخّص كه موجب فاصله گرفتن مردم از او گردد، خوددارى مى‏كند؛ چه ‏اين كار موجب سوء­تفاهمى مى‏شود كه انسان‌ها را از پيروى او باز مى‏دارد و يا در آن مرّدد مى‏سازد. به ‏عبارت ديگر، اگر مردمان، پيامبر(ص) را اسوۀ واقعى خود در زندگى نبينند، او را اسوۀ حيات معنوى خويش قرار نخواهند داد.

تناسب شيوۀ زندگى ميان اسوه و متأسى، يكى از ابعاد ضرورى هماهنگى ميان آن‏ دو است... و اساساً فاصلۀ سطح و شيوه زندگى افراد، از جمله موانع ايجاد رابطه ميان انسان‌هاست و از آن­جا كه در تبليغ، ايجاد رابطه ناگسستنى غيرقابل اغماض است، اسوه‏ها بايد در جهت هماهنگى شيوۀ زندگى خود با توده‏هاي مردم بكوشند.

3ـ2ـ2) پرهيز از تكلّف و تشريفات

در جهت هماهنگى بيش­تر با تودۀ مردم كه مخاطب دعوت الهى انبيا هستند، رسول گرامى اسلام(ص)، به شدّت از تكلّف و ايجاد مشقّت براى ديگران خوددارى مى‏كرد، هرچند آن‌ها مشتاق هرگونه خدمت به او بودند. در معاشرت‏ها، سفرها و تمام برخوردها، منش پيامبر(ص) بر بى‏تكلّفى و دورى از تقيّدات بي­جا بود، چه، با تكلّف و تقيّد به سنّت‏هاى دست و پاگير و بى‌دليل نمى‏توان در دل مخاطبان نفوذ كرد.

از امام صادق(ع) روايت شده كه روزى پيامبر(ص) براى افطار در مسجد قبا بودند. شير مخلوط با عسل آوردند. پيامبر(ص) آن را پيش رو آورد، اما نخورد و فرمودند: «يكى از آن دو كافى است». سپس فرمودند: «نمى‏خورم و آن را براى ديگران حرام نيز نمى‏دانم، اما در برابر خدا فروتنى مى‏كنم».[32]

4ـ2ـ2) چند روايت از پيامبر گرامي اسلام(ص) در جهت تعديل انديشۀ مادّي:

«بزرگ‌ترين گناه کبيره، دنيادوستي است».

«دنيادوستي ريشۀ هر معصيت و آغاز هر گناهي است».

«هر که دنيايش را دوست بدارد، به آخرتش زيان رساند».

پيامبر گرامي اسلام(ص) که مبلّغ دين و کتاب پروردگار است، بايد چنين عمل کند. پروردگاري که در آيات شريفۀ 51 آل­عمران، 3 ابراهيم، 107 نحل، 7 روم، 29 نجم و 38 نازعات، يگانه علت عدم پذيرش حقانيت دين را، دنيازدگي و فريفتگي به آن مي‌داند و در آيات ديگري صراحتاً در خصوص دوستي مال و دنيا هشدار مي­دهد: «مال را دوست دارند، دوست داشتني بسيار! و با اين حال زنهار مي‌دهد که حب مال و دنيا از ياد برندۀ حقيقت و ذکر خدا است».

نبي مکرم(ص) نه تنها به داد مستضعفان و مظلومان عرب رسيد، بلکه با پيام الهي ـ انساني خويش، صور نجات ابدي را براي بشريت دميد و روح خفته و مدفون­گشتۀ آدمي را که از ديري به اين سو در بند شهوت، جاه­طلبي و برتري‌جويي گير مانده و افسون ماده‌پرستي و از خودبيگانگي گرديده بود، بيدار و زنده کرد و جهت، سير تکامل بشري را تا پايان تاريخ ترسيم نمود.

3ـ2) حضرت علي(ع)

1ـ3ـ2) پيام‌هاي اقتصادي حضرت علي(ع) [33]

امانت بودن مال: در فرهنگ اسلامي، مالک حقيقي ثروت، خداوند متعال است. لذا انسان بايد به آن با ديدۀ امانت نگاه کند و آن را به اندازه و در راه تحصيل کمال واقعي خود و با توجه به احکام و مقرراتي که در تعاليم الهي براي تصرف در اموال ذکر شده به کار ببرد. حضرت علي(ع) در اشاره به اصل امانت­بودن دارايي افراد مي­فرمايند: «مال امانت است». بديهي است که وقتي انسان به اموالي که در اختيارش قرار مي­گيرد، به چشم امانت نگاه کند، آن را در هر راه و به هر مقداري که دلش خواست، به مصرف نمي رساند؛ بلکه از آن به اندازۀ لازم و در راه کسب فضايل و برطرف ساختن نيازهاي طبيعي خويش بهره­برداري مي­کند. علي(ع) در اين­باره مي‌فرمايند: «برترين مال‌ها، آن مالي است؛ که بهترين اثر را برايت درپي داشته باشد».

2ـ3ـ2) دوري از  اسراف و كلام علي(ع)

اسراف عبارت است از؛ درگذشتن از اندازه و رعايت نکردن اعتدال در کارها. هر هدفي با صرف زمان مشخص و مقدار خاصّي از توان و امکانات تحقق پيدا مي‌کند و تجاوز کردن از آن را اسراف مي‌گويند. نيازهاي اقتصادي حقيقي انسان نيز اندازۀ مشخصي دارد که از آن در روايات با تعبير «حدّ کفاف» ياد مي‌شود و تعدّي از آن، اسراف است. علي(ع) مي‌فرمايند: «هر چيز که از حدّ ميانه‌روي بگذرد، اسراف است.» و در روايت ديگر مي­فرمايند: «بيش­تر از حدّ کفاف مصرف کردن، اسراف است».

«بدانيد مال را در غير راه آن بذل و بخشش کردن، اسراف و تبذير است».

«اسراف را کنار بگذار و ميانه‌روي پيشه کن. فقط امروز را نبين؛ بلکه فردايي را که در انتظار توست در نظر داشته باش».

«از اسراف اجتناب کنيد. نه کسي بذل و بخششِ اسراف‌کار را ستايش مي‌کند و نه کسي فردا براي چنين انساني که در نتيجۀ بخشش بي‌جا دچار نداري شده است، دل مي­سوزاند».

«اسراف را ترک کنيد. ميانه‌روي در پيش بگيريد و همين امروز به فکر فردا باشيد و از ثروت‌هايتان مقداري را که براي هزينۀ امروز نياز داريد، نگه داريد و زياديِ آن را براي روز مبادا بگذاريد».

«با عفت و آراستگي خود را بياراييد و از اسراف و تبذير خودداري کنيد».

«تجاوز کردن از ميانه‌روي در همۀ کارها ناپسند و مذموم است، مگر در کارهاي نيک که در آن‌ها هر چه بيش­تر تلاش شود، دسترسي به مراتب بالاتري از کمالات ميسّر مي‌گردد».

«براي شما ضرورت دارد که از اسراف و تبذير بپرهيزيد و هميشه عدل و انصاف را رعايت کنيد».

«کسي که به طور شايسته ميانه‌روي در مسائل اقتصادي را رعايت نکند، اسراف و تبذير زمينۀ نابودي او را فراهم خواهد ساخت».

«وقتي خداوند اراده کند که به بنده‌اي از بندگانش خيري برساند، به او فضيلت ميانه‌روي در امور و توانايي تدبير شايسته زندگي را الهام مي‌کند و او را از سوءتدبير و اسراف و زياده‌روي دور مي­سازد».

«از جمله نشانه‌هاي برخورداري از نعمت عقل، دوري از تبذير و اسراف و داشتن حسن تدبير است».[34]

«اسراف‌كار سه نشانه دارد؛ چيزي را كه مال او نيست، مي‌خورد و چيزي را كه مال او نيست، مي‌پوشد و چيزي را كه مال او نيست، مي‌خرد».[35]

«در زندگي ميانه‌روي پيش بگيريد؛ چرا که اين کار بهترين کمک براي خوب زندگي کردن است».

 3ـ3ـ2) ساده‌زيستي حضرت علي(ع)

«خداوند بر پيشوايان عدالت واجب كرده است، زندگي خود را مانند ضعيف‌ترين مردم سازند، تا فقر و تنگ‌دستي به فقيران فشار نياورد و سبب هلاكت آنان نگردد».[36]

«خداوند مرا پيشواي خلق خويش قرار داد از اين­رو سخت‌گيري بر من را در خودم ـ غذايم و نوشيدني‌ام لازم كرد تا مانند؛ ضعيفان مردم باشم كه فقير به فقر من اقتدا كند و بي‌نيازي ثروت‌مند، او را به سركشي وادار نكند».[37]

و به يكي از حاكمان بلاد اسلامي مي­فرمايند: «واي بر تو ـ خداوند بر پيشوايان حق واجب كرد، خود را مانند رعيت خويش يا فقيرترين رعيتشان گردانند تا فقير به خاطر فقر خويش احساس حقارت نكند و ثروت‌مند به خاطر غنايش خداوند را سپاس گويد».[38]

4ـ 2) گزيده­اي از فرمايشات ساير ائمه(ع)  

ـ امام سجاد(ع) در صحيفۀ سجاديه مي‌فرمايند: «با بخشش و اقتصاد مرا به راه راست هدايت فرما». ابن‌منظور واژۀ قصد را در کتاب لسان‌العرب به ميانه‌روي معني کرده و حديثي را از پيامبر(ص) نقل نموده که فرمودند: «مقتصدين تهي‌دست نيستند و نخواهد بود».

ـ امام باقر(ع) مي‌فرمايند: «رسيدن به درجات عالي كمال انساني در سايۀ سه چيز امكان‌پذير است؛ فهم دين و شناخت آن؛ داشتن عزمي بلند و همّتي استوار در برابر مصائب و مشكلات؛ و سنجش و اندازه نگه­داشتن در امور مربوط به معيشت و زندگي اقتصادي».[39]

«تدبير خوب زندگاني و برنامه‌ريزي درست اقتصادي از نشانه‌هاي انسان‌هاي با ايمان است».[40]

ـ امام جعفر صادق(ع) فرمودند: «خداوند ميانه‌روي را دوست دارد و كساني كه اسراف مي‌كنند، دشمن خدا هستند». در بحث ميانه‌روي حتّي دور انداختن هستۀ خرما از نظر امام صادق(ع) اسراف است، يك فرد مسلمان، حتّي نبايد تتمۀ آبي را كه خورده، بر روي زمين بريزد، چون اين عمل به نوعي اسراف است.

فردي نزد امام صادق(ع) آمد و به ايشان عرض كرد: «به خدا سوگند! ما دنبال دنيا هستيم ـ در حالي كه شما هميشه به ما سفارش مي‌كنيد كه دنيا را وانهيد ـ و دوست داريم آن را بدست آوريم ـ هيچ‌كسي پيدا نمي‌شود كه دنيا را دوست نداشته باشد». حضرت(ع) فرمودند: «دوست داري با اين مال چه كني؟» گفت: «نياز خودم و خانواده‌ام را برآورده كنم و آن را صدقه بدهم و حج و عمره به جاي آورم.» حضرت(ع) فرمودند: «اين دنياطلبي نيست بلكه آخرت‌جويي است. چرا كه تو از دنيا براي تحقق مسئوليت‌هاي الهي خود استفاده مي‌كني».

علامۀ مجلسي(ره) حديث ديگري از امام صادق(ع) نقل کرده که امام(ع) به مفضل فرمودند: «اگر حکومت در اختيار ما بود، جز شيوۀ زندگاني پيامبر(ص) و روش اميرمؤمنان علي(ع) خبري نبود».[41]

و نيز فرمودند: «چرا در ظهور حضرت مهدي(عج) شتاب مي‌کنيد؟ به خدا سوگند، لباسش نيست مگر لباس خشن و خوراکي ندارد مگر نامرغوب و...»[42]

معلي ‌بن خنيس در خصوص ساده‌زيستي امام صادق(ع) مي‌گويد: «روزي به امام صادق‌(ع) عرض کردم؛ فدايت شوم! به ياد بني‌عباس و نعمت‌هايي که از آن بهره‌مندند افتادم و با خود گفتم: اي کاش حکومت در اختيار شما بود تا ما نيز همراه شما زندگي مرفّهي داشتيم!» امام(ع) فرمودند: «بعيد است، اي معلي به خدا سوگند. اگر اين گونه بود، جز بيداري و تدبير امور در شب، گردش و سرکشي امور در روز، پوشيدن لباس خشن و خوردن غذاي نامرغوب براي ما بهره­اي نداشت. چنين چيزي از ما گرفته شده است. آيا مشاهده کرده­اي چيزي که ظالمانه از انسان گرفته شود، خداوند آن را نعمت گردانيده باشد، جز حکومت؟»[43]

ـ حضرت امام رضا(ع) مي‌فرمايند: «براي مرد سزاوار است كه بر عائله‌اش توسعه بخشد، تا آرزوي مرگ او را نكنند».[44]

آن‌حضرت(ع) هم‌چنين دربارۀ اسراف مي­فرمايند: «بندگان رحمان كساني هستند كه هر گاه مال خود را خرج مي‌كنند، اسراف نمي‌كنند».

 

ادامه دارد...

 

فهرست منابع:

1. قرآن مجيد.

2.  امام سجاد(ع)، صحيفۀ سجاديه.

3.  سيدرضي، نهج‌البلاغه، خطبۀ160.

4.  ابن کثير، قصص الأنبياء، جلد2.

5.  عدوي. محمد احمد، دعوه ‌الرسل الي‌الله.

6.  شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه.

7.  مجلسي. محمدباقر، حيات القلوب، جلد1.

8.  تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء.

9.  تفسير نمونه، جلد10.

10.   قمي. شيخ‌عباس، سفينه البحار، جلد16.

11.   مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، جلد16.

12.   کليني. کافي، کتاب الإيمان والکفر، باب تواضع.

13.   عاملي. شيخ‌حر، وسايل الشيعه، جلد5.

14.   کليني. محمديعقوب، اصول کافي، جلد اول.

15. سبط بن جوزي، تذکره الخواص.

 

پي­نوشت:

 1ـ سورۀ مبارکۀ نساء، آيۀ شريفۀ 165.

 2ـ سورۀ مبارکۀ نوح، آيات شريفۀ 13 الي 20.

 3ـ سورۀ مبارکۀ نوح، آيات شريفۀ10 الي 12.

 4ـ سيدرضى، نهج‌البلاغه، صبحى صالح، خطبۀ 160، ص229.

 5ـ ابن‌كثير، قصص‌الانبياء، ج2، ص424.

 6ـ سورۀ مبارکۀ اعراف، آيۀ شريفۀ 74.

 7ـ سورۀ مبارکۀ هود، آيۀ شريفۀ 61.

 8ـ سورۀ مبارکۀ اعراف، آيۀ شريفۀ 74.

 9ـ سورۀ مبارکۀ شعرا، ايات شريفۀ 146 الي 150.

 10ـ عدوي. محمداحمد، دعوه‌الرسل الي‌الله، ص28.

 11ـ سورۀ مبارکۀ هود، آيات شريفۀ 84 الي 85.

 12ـ سورۀ مبارکۀ شعراء، آيۀ شريفۀ 181.

 13ـ علي‌بن‌الحسين امام سجاد(ع) فرمودند: «نخستين كسي كه پيمانه و ترازو به كار گرفت، شعيب پيامبر(ع) بود. قوم او نيز پيمانه و وزن مي‌كردند و پس از چندي دست به كاستن پيمانه و ترازو زندند و به عذاب الهي دچار شدند... (مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، ج14، ص382).

 14ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالآنوار، ج14، ص382.

 15ـ سورۀ مبارکۀ سبأ، آيات شريفۀ10 الي 11.

 16ـ شيخ صدق، من لايحضره الفقيه، ص355.

 17ـ مجلسي. محمدباقر، حياۀ‌القلوب، ج1، ص331.

 18ـ كتاب من لا يحضره ‌الفقيه.

 19ـ سيدرضي، نهج‌البلاغه، صبحي صالح، خطبۀ 160، ص227.

 20ـ همان، ص42، تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص297.

 21ـ ورام، مجموعۀ ورام، ج1، ص153، تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص296.

 22ـ ابن‌كثير، قصص‌الأنبياء، ج2، ص342.

 23ـ تفسير نمونه، ج10، ص23.

 24ـ سورۀ مبارکۀ مائده، آيات شريفۀ 87 الي 88.

 25ـ سورۀ مبارکۀ انعام، آيۀ شريفۀ 140.

 26ـ سورۀ مبارکۀ سبأ، آيۀ شريفۀ 15.

 27ـ سورۀ مبارکۀ اعراف، آيۀ شريفۀ 31.

 28ـ سورۀ مبارکۀ غافر، آيۀ شريفۀ 43.

 29ـ قُمي. شيخ­عباس، سفينۀ‌البحار، ج16، ص273.

 30ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالانوار، ج16، ص272.

 31ـ كليني، كافي، كتاب‌الايمان والكفر، باب تواضع، حديث 3. تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء.

 32ـ كليني، كافي، كتاب‌الايمان والكفر، باب تواضع، حديث 3. تاج‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء، ص433.

 33ـ نهج‌البلاغه، مجلۀ گلبرگ، ش28.

 34ـ نهج‌البلاغه، مجلۀ گلبرگ، ش28.

 35ـ «للمسرف صلاث علامات، يا كل ما ليس له ويلبس ما ليس له ويشتري ما ليس له» بحارالانوار، ج75، ص303.

 36ـ عاملي. شيخ حُر، وسايل‌الشيعه، ج5، ص112.

 37ـ كليني. محمد بن يعقوب‌، اصول كافي، ج1، ص210ـ مجلسي. محمدباقر، بحارالانوار، ج40، ص336.

 38ـ سبط‌ بن جوزي، تذكره‌الخواص، ص106ـ مستدرك‌الوسايل، ج3، ص237.

 39ـ اصول كافي، ج1، ص32.

 40ـ وسايل‌الشيعه، ج1، ص32.

 41ـ بحارالانوار، ج52، ص340.

 42ـ كتاب‌الغيبه، ص287ـ بحارالانوار، ج5، ص36.

 43ـ اصول كافي، ج1، ص410 ـ بحارالانوار، ج5، ص340.

 44ـ وسايل‌الشيعه، ج15، ص749.

 

تدوين:

مريم كشاورزي‌پور ـ دكتر داود ميرزايي‌مق


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:14 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

بهترین راهکار برای هر مسئله ای، «مدیریّت» و «برنامه ریزی» است؛ در رابطه با امور اقتصادی نیز سزاوار است دولت اسلامی و خانواده ها به موضوع «برنامه ریزی» و «میانه روی» بیشتر عنایت داشته باشند. پیشوای پنجم شیعه به این مطلب چنین اشاره فرموده است:
 
«الکمال کلّ الکمال التّفقّه فی الدّین و الصّبر علی النّائبة و تقدیر المعیشة؛ کمال و پیشرفت نهایی آن، عبارت است از: تحقیق و دانایی در دین، بردباری در برابر ناملایمات و تنظیم امور مالی و هزینه زندگی.»
[1]
 
«و أمّا المنجیات... و القصد فی الغنی و الفقر؛ و امّا اسباب و راه های نجات بدین گونه است... رعایت اقتصاد و صرفه جویی در تمام حالات، چه در وقت بی نیازی و چه در هنگام نیازمندی.»
[2]
 
نعمت قناعت
 
یکی از آموزه های دینی، مسئله «قناعت» است؛ امّا توجّه به این نکته ضروری است که قناعت ورزیدن، در موضوعِ «مصرف» مصداق پیدا می کند نه در «تولید». به عبارت دیگر، سفارش معصومان علیهم السلام، در خصوص اکتفا نمودن به مخارج و هزینه کفاف و متوسّط زندگی است، نه قناعت کردن در کار و تلاش!
 
امام باقرعلیه السلام در این زمینه می فرماید:
 
«من قنع بما رزقه الله فهو من أغنی النّاس؛ هرکس به مقدار رزقی که خدا به او داده، قانع باشد، پس او بی نیازمندترین مردم می باشد.»
[3]
 
«وانزل ساحة القناعة باتّقاء الحرص و ادفع عظیم الحرص بإیثار القناعة؛ و با دوری از حرص و آز، در میدان قناعت فرود آی و با نیروی قناعت، بلای بزرگ حرص را از خود دفع کن.»
[4].  

[1] . چهل داستان و...، ص 125؛ تحف العقول، ص 292. همین حدیث با اندکی اختلاف از امام صادق(ع) نیز روایت شده است. (خطوط کلّی اقتصاد...، ص 538).
 

[2] . راهنمای سعادت و خوشبختی، ص 144.
 

[3] . الحکم الزّاهرة، ج 1، ص 650 و 651.
 

[4] . سخنان برگزیده از برگزیدگان جهان و تاریخ چهارده معصوم(ع)، سید ابراهیم مرتضوی میانجی، ص 244، انتشارات مرتضوی، قم، اوّل، 1394 ق


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:43 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سال 88 سال اصلاح الگوی مصرف، تشکیل کارگروه اصلاح الگوی مصرف در دولت، تشکیل کارگروه  اصلاح الگوی مصرف در مجلس، تشکیل کارگروه اصلاح الگوی مصرف در مجمع تشخیص مصلحت نظام...

 طرح ضربتی برای اصلاح الگوی مصرف، سال نو، سال اصلاح الگوی مصرف مبارک و... .این ها پیام ها، خبرها و تیترهایی بود و هست که بعد از آن پیام نوروزی در اخبار، تلویزیون، بنرهای شهری و... مشاهده کرده ایم. گویا این برای ما یک حرکت همیشگی  شده است که بعد از تحویل سال نو منتظریم رهبر معظم انقلاب سال را نامگذاری کنند تا ما آن گوشه صفحه ی جادویی، بنرهای شهر، اخبار اولیه دولت، مجلس و... در ابتدای سال را به آن اختصاص دهیم و بعد از یک ماه و نهایتا دو ماه با آن خداحافظی کنیم.نهایتا این که نام سال را قرین کارهای همیشگی خود می کنیم و می نویسیم در سال اصلاح الگوی مصرف ... . غافل از اینکه این نامگذاری یک مزیت رقابتی برای امسال است.  

به کدام سو می رویم و چه کسی را مشغول کرده ایم؟ خود را یا مردم را؟ اوضاع به کجا رسیده است که رهبر معظم انقلاب در بیاناتش به خرید و فروش بی رویه ی موبایل هم باید اشاره کند. گویا همه خوابیم. نه! همه خود را به خواب زده ایم. آیا به راستی اگر یک چنین تئوریسین و رهبری در کشورهای غربی بود، این گونه با پیام های او برخورد می کردند یا این پیام های پرمحتوا و راهگشا را تبدیل به استراتژی و راهبرد می کردند؟ آیا فقط برای شعار دوست داریم بگوییم "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده"! کجاست آمادگی برای اصلاح الگوی مصرف؟!  

کافی است دیگر!؛ بیایید و کار کنیم و به جای اینکه این پیام های پرمحتوا را محملی برای ارتقای حزب خود یا ... قرار دهیم، محملی برای رشد انقلاب اسلامی قرار دهیم. 

کافی است دیگر !؛ بعد از سی سال به جای آنکه تبلیغ نامی را بکنیم که همه می دانند و شنیده اند و خوانده اند و دیده اند،  آن را درک کنیم و عمل کنیم.   

بد نیست برای نمونه کمی به عقب نگاه کنیم، همین فن آوری هسته ای که این روزها دوباره خبرهای خوش آ ن را شنیدیم و به خود افتخار کردیم از چه طریقی به دست آمد؟ تبلیغ یا عمل به فرمان رهبری؟! بله درست است؛ تبلیغ هم لازم است و هم ضروری اما آن موقع نتیجه حاصل شد که گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب، عقب نشینی را متوقف کردیم و شروع به پیشروی در این زمینه کردیم. آن گاه همه دیدیم که قله های افتخار را یکی پس از دیگری پیمودیم. نمونه دیگر، حرکت علمی دانشمندان کشور عزیزمان است. آن زمان که این دانشمندان فرمان نهضت علمی رهبر عزیزمان را به گوش جان خریدند وحرکت را آغاز کردند، دیدیم که چگونه مرزهای دانش به رویمان باز شد. این ها فقط نمونه های بسیار کوچکی است از هزاران موردی که هرگاه گوش به فرمان رهبرمان  و امامان حرکت کردیم، دیده ایم چگونه پیشرف وتعالی حاصل مان شده است. پس باید برنامه ریزی کنیم و عمل کنیم و همه می دانیم که برای اجرا نیاز به فکر و برنامه و کنترل است. اما نکته ی مهم این است که این برنامه از کجا شروع شود. متاسفانه ما در اکثر اوقات در هنگام برنامه ریزی برای شروع بر روی یک نقطه تکیه می کنیم و از دیگر نقاط غافل می شویم .به جای این که این نقاط را اولویت بندی کنیم ، همه جز یکی را حذف می کنیم.به جای اینکه به صورت سیستمی و چند بعدی نگاه کنیم ،نگاهی تک بعدی و به صورت مجموعه های جدا از هم داریم.  

 

در ادامه قصد دارم نکاتی را درباب اصلاح الگوی مصرف بیان کنم:

1)به نظر می رسد مهم ترین عامل در اصلاح الگوی مصرف ، اصلاح فرهنگ جامعه است.این شیوه تولید و مصرف، بستگی به فرهنگ ما دارد. به عنوان مثال چرا در اوایل انقلاب و دوران زیبای دفاع مقدس این گونه تولید و مصرف نمی شد؟ جواب بسیار روشن است؛ فرهنگ. جامعه اصلا این نحوه مصرف را نمی پذیرفت و اسراف را گناه می دانست. آن هنگام که ما به تبعیت از الگوی غربی ،اسراف در تمام زمینه ها را به عنوان یک ارزش پذیرفتیم و برای آن دلایل به اصطلاح خودمان علمی آوردیم به این جا رسیدیم که مصرف ما  از تولید ما پیشی گرفت. آن هنگام که جعبه جادویی خودمان ،فرهنگ منطقه ی پارک وی را به عنوان فرهنگ برتر به کل ایران صادر می کند و چهره ای از فرهنگ صحیح و زیبای روستایی به عنوان فرهنگ برتر در آن به چشم نمی خورد، آن هنگام که در سریال های این جعبه جادویی خانواده ای فهیم تر و با کلاس تر است که دکوراسین خانه ی او به روزتر و شیک تر باشد! آن هنگام که در دانشگاه استادی با کلاس تر است که مدل ماشین او بالاتر باشد! آن هنگام که دانشجویی فهیم تر است که تعداد موبایل او بیشتر باشد! آن هنگام که در برنامه های این جعبه جادویی فرهنگ ولع و حرص خرید وسایل جدیدتر به عنوان وسایل برتر ترویج می شود، چه انتظاری از جامعه داریم؟! وماهواره که"تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل". مشکل اصلی ما فرهنگ است،این فرهنگ مانند هوایی است که همه در آن تنفس می کنیم. این فرهنگ است که ما را به سوی الگوی نامناسب تولید و مصرف سوق می دهد و جالب تر آن که آن الگوی نامناسب را به عنوان الگوی برتر تلقی می کنیم. 

2- متاسفانه برداشت اکثر ما از اصلاح الگوی مصرف ،اصلاح نحوه مصرف مردم وعدم اسراف مصرف کننده است.این نحوه برداشتِ تک بعدی متاسفانه در ما رایج شده است به عنوان مثال در آن هنگام که رهبر معظم انقلاب بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردند همه ما فقط و فقط بر روی سی دی و مسائلی از این قبیل تکیه کردیم و تهاجم فرهنگی را به عنوان یک حرکت سیستمی در نظر نگرفتیم.این نکته در بیانات مقام معظم رهبری در مشهد تکیه شد که اصلاح الگوی مصرف در واقع اصلاح یک چرخه است که از نحوه شناسایی منابع، استخراج تا بازیافت آن را در بر می گیرد. ما باید شیوه های خود را در نحوه شناسایی، استخراج، تولید، تبلیغ، توزیع، مصرف و بازیابی منابع مورد بازبینی جدی قرار دهیم



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:17 PM - روز جمعه 30 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >