(از منظر جامع شناسی و روان شناسی) | |
|
اصلاح الگوي مصرف شعار بنيادين ايران در سال 1388 است كه از سوي مقام معظم رهـبـري در پـيـام نـوروزي اعـلام گرديد.
پيامي كه با توجه به روند روبه رشـد مصرف به ويژه در رابطه با انواع انرژي و از سوي ديگر شرايط اقـتـصـاد جـهـانـي، ضرورتي اساسي است كه بايد از سوي تمامي مردم و مسئولين مخصوصا سازمان ها مورد توجه جدي قرار گيرد. اما اينكه اين الــگـــو در شـــركـــت مــلـــي صــنـــايـــع پـتــروشـيـمــي چـگــونــه عـمـلـي شـود فرايندي است كه به نظر مي رسد نگاه به آن با ديگر شركت هاي تابعه وزارت نـــفــــت و هــــم عــــرض بــــا پتروشيمي تا حدودي تفاوت دارد. پــتـــروشــيــمـــي بــا افــزايــش كـيـفـيــت محصول و هر چه بيشتر استاندارد كردن آنها و كاهش هزينه هاي توليد مي تواند در راستاي اصلاح الگوي مصرف گام بردارد. فعاليتي كه در راستاي بهينه سازي مصرف، ميتواند كـاهـش مـصـرف انـرژي در فـرايـند توليد محصولات را به همراه داشته باشد. از سوي ديگر شركتهائي مانند گاز و پالايش و پخش فراورده هاي نفتي در فعاليت هاي مربوط به بـهـيـنـه سـازي مـصرف، به ويژه در ارتباط با مردم نحوه درست مصرف كردن و راهكارهاي مربوط به اين اقدام را اطلاع رساني كرده و در كنار آن به روش هائي كه بكارگيري آنها موجب جلوگيري از سوء مصرف ميشود اشاره مي كنند. اين شيوه اطلاع رساني روشي است كه بيشتر بــر مـحـور مـصـرف نـكـردن، كـمـتـر مصرف كردن يا در قالب شعار بهينه سازي يعني<درست مصرف كردن> ميتواند مورد استفاده قرار ميگيرد. شــركــت مـلــي صـنـايـع پـتـروشـيـمـي عـلـيـرغـم اينكه بخشي از مجموعه بــــزرگ وزارت نــفــــت مــحــســــوب ميشود ولي روند توليد و فرايندي كــه در جـهــت كـســب درآمـد طـي مـــيكــنــد تــا حــدودي مـتـفــاوت از شركت هائي مانند پالايش و پخش، گاز و حتي سازمان هائي مانند آب و بـرق اسـت كه بخش عمده اي از خدمات خود را به صورت يارانه اي به مردم عرضه مي كنند. پتروشيمي در حـال حـاضـر بـه جـز كود هاي شيميائي ديگر محصولات توليدي خود را به قيمت آزاد عرضه مي كند. لـــذا بـــايـــد گــفـــت مــشــكـــل فــعـلــي پتروشيمي يا به عبارتي دغدغههاي پيش روي اين صنعت از زاويههاي ديگري قابل بررسي هستند:
- پتروشيمي سازماني است كه بـراي كـسب درآمد و ادامه كار و توليد نيازمند افزايش هرچه بيشتر توليد و به طبع آن افزايش مصرف تـوسـط مـشـتـريان است. به عبارتي لازمه افزايش درآمد، كسب سود و بدست آوردن سرمايه براي توسعه و اجراي طرح هاي جديد براي تحقق برنامه استراتژيك 20 ساله، فروش هر چه بيشتر محصول مي باشد نه كاهش مصرف آن.
- پتروشيمي با اتكاء به اعتبار بــيـــن الــمــلــلــي بــدســت آمــده طــي سـالهـاي گـذشـتـه تـوانـسـتـه بـخش عمده اي از نياز ارزي براي اجراي واحد هاي جديد را از طريق مذاكره مستقيم و دريافت وام يا فاينانس از شـركـت هـا و موسسات مالي بين الـمـلـلـي تـامـيـن و از مـحـل فـروش مـحـصـــــولات تـــــولـــيـــــدي آنـــهـــــا را بازپرداخت نمايد لذا اگرچه تا كنون عـمـلا فـشـاري بـر بـودجـه عـمـومي دولت تحميل نكرده است ولي در حال حاضر با توجه به شرايط فعلي اقـتـصـاد جـهـانـي و از سـوي ديـگـر تــحـــريـــم هــاي اعـمــال شــده عـلـيــه كـشـورمـان يـقـيـنـا نـيـازمـنـد حـمـايت دولت و مجلس مي باشد.
- پتروشيمي سازماني است كه از پـيـشـگامان خصوصي سازي در كـشــور بــوده ، در مــراحــل نـهــائـي خـصــوصــي نـمـودن كـل مـجـمـوعـه تـحـت مديريت خود( از جمله در قــالــب هـلــديـنــگ) مــي بــاشــد. لــذا ســازمــانــي اســت كــه بــراي جـلــب رضـايـت مـشـتـريـان وامـكان فروش سهام و حفظ ارزش سهام ارائه شده در بازار بورس نيازمندكسب درآمد است تا بتواند با توليد و سودآوري جذابيت لازم براي جلب خريداران سهام را داشته باشد.
بر اين اساس مي توان گفت كه نـگـاه بـه پـتـروشيمي يا به عبارت دقيقتر نگاه مسئولين پتروشيمي به سـازمـان خـود بـايد نگاه يك بنگاه اقتصادي در جهت كسب درآمد و سود، حفظ توان رقابت در عرصه داخـلــي و بـيــن الـمـلـلـي و تـوسـعـه بـازارهـاي فـروش بـاشـد. يك مثال داخلي در اين رابطه مي تواند نگاه شركت هاي خود روسازي داخلي كشور و يا شركت هاي عرضه كننده سيم كارت تلفن همراه مي باشد. به طـور مـثـال ايـران خـودرو يـا سـايـپا اگرچه در جهت جلب رضايت مردم تلاش مي كنند كه خدمات مطلوب تري در توليدات خود داشته باشند، ولي تبليغات و فعاليت اصلي آنها ارائه راهكارهاي هر چه موثرتري است كه بتواند موجب فروش بيشتر خودروهاي توليدي آنها شود و در اين رابطه انواع وام ها و ليزينگهائي كـه مـردم به خريد خودرو تشويق شوند را تدارك ديده اند. بر همين اسـاس مـي بـيـنـيم كه تعبير آنها از اصلاح الگوي مصرف به هيچوجه اين نيست كه مردم را تشويق به عدم خـريـد خـودروهـاي مـدل بـالاتـر يا جديد و در مقابل حفظ و نگهداري خودروهاي قديمي آنها نمايند، حتي آمـــادگـــي خـــود بـــراي دريـــافـــت و تعويض خودروهائي با عمر كمتر از 10 سال، براي تعويض با خودروي جديد و صفر كيلومتر را نيز اعلام كرده اند و تبليغات آنها در جهت كشاندن افكار عمومي براي خريد به ايــن صـورت اسـت كـه مـدل هـاي جـديـد مـصـرف كمتري دارند پس بيائيد باز هم از ما خودروي نو و جديد را بخريد! اين مثال در تبليغاتي كه شركت هاي خدمات تلفن همراه هــر روزه از رســانـه هـاي گـروهـي پخش مي كنند نيز به خوبي قابل مشاهده است.
راهكار پيشنهادي:
پتروشيمي بنگاهي اقتصادي اسـت كـه نـياز به فروش محصول بـراي كسب درآمد دارد و شرايط فـعـلـي اقـتـصـاد جـهاني محصولات پتروشيمي كشور را تحت تاثير قرار داده اسـت. لـذا مـجـموعه مديريت پـتــروشـيـمــي نـيــازمـنـد مـشـاركـت و همفكري تمامي كاركناني است كه مي توانند در اين رابطه ايده نو عرضه كنند.ايده پيشنهادي حاضر فرايندي است كه مي تواند منجر به اين شود تا تمامي پرسنل پتروشيمي از محل حقوق دريافتي خود به حفظ روند تـولـيـد و فـروش پـتروشيمي كمك كنند. وقتي در تاريخ از چگونگي مـشـاركـت مـردم در كـمك به رفع بحران از اين واقعه مهم ياد مي شود كـه زنـان ژاپـني جواهرات خود را فروخته يا پول هاي خود را از بانكها خــارج كــرده و اجـنــاس مـخـتـلـفـي مـيخـريدند تا اقتصاد آنها هر چه سريع تر به تحرك درآمده و از ركود خارج شود مطمئنا اين امكان براي مردم ايران و در بخش پتروشيمي بـراي كـاركـنـان ايـن صـنعت وجود دارد تا به گردش موثر چرخه توليد كمك نمايند. توليدات پتروشيمي جزو صنايع مادر محسوب مي شود كه به طور مستقيم توسط مردم قابل مصرف نبوده و بايد توسط صنايع مـصـرفـي بـه كـالاهـاي نـهـائـي قـابل مـصــرف تـبـديـل شـود. پـتـروشـيـمـي ميتواند با چنين كارخانجاتي به اين صـورت قـرارداد بـبندد كه در ازاء فروش محصول به آن كارخانجات از آنها محصول نهائي توليد شده را خريداري نمايد. به عبارتي معامله ميان خود با آنها را به صورت كالا با كالا انجام دهد و پس از اين كار، كالاي نهائي خريداري شده را به صورت اقساط با سود بسيار كم به پرسنل خود بفروشد. اين پيشنهاد در نگاه اول ممكن است خيلي موثر يا مـشـكـل گـشا نشان ندهد لذا لازم است با مثال روشن و دقت به تبعات مثبتي كه مي تواند براي ادامه توليد و از سوي ديگر افزايش روحيه كار و تـلاش در سازمان به همراه داشته باشد مورد ارزيابي قرار گيرد. تصور كـنـيــد پـتـروشـيـمـي بـا ايـران خـودرو قرارداد ببندد كه در ازاء فروش مقدار X تن پلي اتيلن و ديگر محصولاتي كه در توليد قطعات پلاستيكي خودروها به كار مي رود و كل مبلغ آن Y ميليون تــومــان مــي شـود تـعـداد Z دسـتـگـاه خــودرو تـحـويـل بـگـيـرد. سـپـس بـر اساس تقسيم بندي خود اعلام كند به هر شركت و در بخش ريز تر آن هر واحد چند تعداد مشخص خودرو تـحـويـل مـي دهـد كـه مـي تـوانند با اقساط چند ساله و سود كمي كه تماما از حقوق پرسنل كم مي شود آن را به كاركنان نمونه خود بدهند و مديران مي توانند با در نظر گرفتن معيارهاي مــشـخــص بــراي ارزيــابــي، بـهـتــريــن نفرات خود را معرفي كنند تا مشمول دريــافــت ايــن امـتـيـاز يـعـنـي خـودرو شوند. و هر چند ماه يك بار شامل ديگر افراد شايسته هم مي شود. اگر فكر مي كنيم ممكن است كسي اين وام يا حواله خودرو را نخواهد، كافي اسـت بـبـيـنـيـم كدام يك از كاركنان تـاكـنـون وام مـسـكـن فـعـلي، وام 10 ميليون توماني تبديل به احسن و يا هـمـيـن وام خـريد خودروئي كه به پست هاي B به بالا تعلق مي گيرد را به هر دليلي نگرفته اند؟ و چه تعداد متقاضي دريافت وام خريد خودرو هستند كه در حال حاضر با معرفي به بانك ها مي توان گرفت؟ فروش و تــحـــويـــل مــحــصـــول مـــي تـــوانــد بــا هماهنگي شركت هاي خودروسازي بــه كــارخـانـجـاتـي تـحـويـل شـود كـه قطعات مورد نياز خودرو را توليد مي كنند. اين مثال مي تواند در رابطه با شركت هاي ديگر نيز صورت بگيرد به طور مثال با شركت هائي مانند< سامسونگ يا ال جي> براي خريد محصول توسط شركت مادر خارجي يا نماينده اصلي در ايران و در ازاء آن تحويل معادل لوازمي مانند< كولر يا لوازم صوتي و تصويري> كه خريد آن تــــوســــط اكــثــــر خــــانــــواده هــــاي پتروشيمي در سراسر كشور و حتي بستگانشان به احتمال زياد با استقبال مـواجـه مـيشود. تحريم هم مثل جنگ، اقدامي ناجوانمردانه است كه تـوسـط كـشـور هـاي قـدرتمند براي تــحـــت ســلــطـــه نــگــهــداشـتــن ديـگــر كشورها اعمال مي شود. اما ركود و بحران فعلي اقتصاد جهان مشكلي است كه همان كشورهاي قدرتمند را بيشتر از ما گرفتار كرده است. معامله با آنها به اين صورت براي آنها نيز مـفـيــد مــي بــاشـد و كـاهـش قـيـمـت مـحـصــولات پـتــروشـيـمــي بــا انـجــام معاملات تهاتري با آنان و دريافت كــالاهــاي ارزان شــده آنـهـا حـداقـل سودش ادامه روند توليد پتروشيمي مي باشد. ايجاد رقابت ميان كاركنان و افزايش روحيه كار و تلاش براي بهترين شدن از جمله نكاتي هستند كه مي توان انتظار داشت از پي آن بيايند. درآمد حاصل از اين مشاركت كاركنان را هم نبايد ناچيز بدانيم چرا كه سود اصلي ايجاد باور موثر بودن در فرد فرد نيروها و افزايش روحيه تعلق سازماني خواهد بود.
عبدالرسول دشتي، كارشناس امور بين الملل پتروشيمي
منبع دانش نفت
آیا می دانید باز یافت کاغذ...
آيا مي دانيد -کاغذ پنجمين صنعت بزرگ مصرف کننده انرژي در دنيا است.
آيا مي دانيد کاغذ دردنيا نسبت به صنايع ديگر آب بيشتري به ازاي هر تن محصول مصرف مي کند و سطح بالايي از آلودگي آب و هوا را به وجود مي آورد .!
آيا مي دانيد -براي توليد هر تن کاغذ بايد 15 اصله درخت را قطع کنيم .
آيا مي دانيد -بهترين راه براي اينکه از نابود شدن جنگل ها(براي توليد کاغذ)جلوگيري شود بازيافت کاغذ است.
آيا مي دانيد -همه روزنامه هاي آمريکا از کاغذهاي باطله و بازيافتي است.
آيا مي دانيد -در کشور آمريکا 100%و در کشور هند نيز 50%کاغذ مصرفيش از بازيافت کاغذهاي باطله است.
آيا مي دانيد –با بازیافت کاغذ آلودگي آب تا35درصد ،آلودگي هوا تا 74 درصد مصرف انرژي 24 الي 54 در صد کاهش می يابد .
آيا مي دانيد –کشور ژاپن نيمي از 30 ميليون تن کاغذمصرفيش را به روشهاي مختلف از زباله شهري جدا کرده و از در آمد حاصل از آن سالانه 2 ميليارد دلار به هزينه جمع آوري و دفع زباله هاي خويش کمک مي کند.
آيا مي دانيد –روزانه 700تن کاغذ در تهران هدر می رود.
700 آيا مي دانيد –تن کاغذ برابر با قطع سه هکتار جنگل در روز
آيا مي دانيد –کاغذ باطله بر خلاف ظاهرش بسيار ارزشمند است
آيا مي دانيد –بايد کاغذهاي باطله را همان ابتدا از زباله هاي خانگي تفکيک کرد ونگذاريم با زباله هاي ديگر آميخته و دچار آلودگي شود
آيا مي دانيد – ايرا ن از نظر توليدزباله در مرتبه دهم در دنيا قرار دارد.
آيا مي دانيد –منازل ،ادارات و مدارس مهمترين منابع تامين کاغذهاي باطله هستند
آيا مي دانيد –کاغذ باطله نه تنها از نظر بازیافت یا حفظ محیط زیست بلکه از لحاظ اقتصادی نیز مهم است.
آيا مي دانيد –کاغذ باطله برای تولید همه انوع کاغذ مناسب است.
آيا مي دانيد –مرغوبیت کاغذ بازیافتی همیشه از کاغذ اولیه پایینتر است.پس باید در مصرف درست کاغذ بکوشیم.
آيا مي دانيد –عموما نامه ها و دست نوشته هاي بدرد نخور و تمام آگهي هاي تبليغاتي به عنوان ضايعات كاغذ محسوب مي شوند.
آيا مي دانيد –يكي از مهمترين مواد قابل بازيافت در سبد زباله كاغذ مي باشد
ادامه دارد...
گرد آوری:مهدوی خواه
صنايع در كشور ما به دلايل مختلف با بهره وري پاييني همراه هستند و صنعتگران همواره به دنبال راهكارهايي براي افزايش اين بهره وري هستند.
به گزارش خبرنگار موج، يكي از مواردي كه موجب افزايش اين بهره وري مي شود اصلاح الگوي مصرف است كه سال جاري نيز به همين عنوان نامگذاري شده و البته براي انجام اين امر در كشور ابتدا بايد زيرساخت هاي لازم فراهم شود.
مواردي چون كاهش تصدي گري دولت و توجه بيشتر به بخش خصوصي و فرهنگ سازي و ايجاد نگرش مصرف صحيح از امكانات در جامعه از جمله زيرساخت هاي لازم براي تحقق اين امر است.
اصلاح الگوي مصرف در صنعت خودرو با محدوديت همراه است
دبير انجمن خودروسازان ايران در اين باره مي گويد: صنعت خودروي ايران از سال هاي گذشته به دليل اينكه به سمت رقابتي شدن پيش رفته، سعي در افزايش بهره وري و توليد و كاهش هزينه ها داشته است.
احمد نعمت بخش در گفت و گو با خبرنگار موج بيان مي كند: يكي از دلايلي كه قيمت محصولات شركت هاي خودروسازي در چند سال گذشته افزايش چشمگيري نداشته اين مساله است.
وي مي افزايد: اما با فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اصلاح الگوي مصرف تاكير بر صرفه جويي در هزينه ها و توليد بيشتر مي شود.
دبير انجمن خودروسازان ايران با بيان اينكه صنعت خودرو براي اصلاح الگوي مصرف بايد تمهيدات خاصي بيانديشد، تصريح مي كند: اين صنعت بايد مصرف انرژي را هم در فرآيند توليد و هم در محصولات توليدي كاهش دهد.
وي اضافه مي كند: اين صنعت قادر به توليد خودروهاي كم مصرف تر است اما مستلزم اين است كه سوخت استاندارد در كشور موجود باشد كه متاسفانه در اين مورد محدوديت وجود دارد.
اصلاح الگوي مصرف نياز به فرهنگ سازي دارد
مخبر كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي نيز در اين باره مي گويد: براي اصلاح الگوي مصرف بايد زمينه ذهني مردم از طريق مطبوعات و رسانه ها آماده شود و فرهنگ سازي هاي لازم در اين زمينه صورت گيرد.
علي اصغر يوسف نژاد ، مي افزايد: اين بحث تنها مربوط به بخش صنعت نيست وتمام بخش ها حتي خانواده ها بايد آن را مد نظر داشته باشند.
وي اظهار مي دارد: اجراي اصلاح الگوي مصرف به صورت تك بخشي امكانپذير نيست و هرچند كه هر سه قوه بايد با همكاري هم اين بحث را به اجرا درآورند اما اين موضوع بايد ابتدا از دولت و بدنه و سازمان هاي آن آغاز شود تا به عنوان الگو و نمونه اي براي بخش هاي خصوصي و تعاوني ها در نظر گرفته شود.
مخبر كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه بخش صنعت به دليل حساسيتي كه دارد زمينه هاي زيادي براي تحقق اصلاح الگوي مصرف دارد، تصريح مي كند: با اجراي اين فرمان مقام معظم رهبري در بخش صنعت شاهد كاهش ضايعات و قيمت تمام شده كالاهاي توليدي خواهيم بود و بستر لازم براي مديريت بر منابع مناسب و بهره برداري بهينه از منابع و سرمايه هاي ملي فراهم خواهد شد.
اصلاح الگوي مصرف قيمت تمام شده كالا را كاهش مي دهد
همچنين در اين باره رييس خانه صنعت و معدن استان تهران اينگونه اظهار نظر مي كند: اصلاح الگوي مصرف تمامي بخش هاي صنعت كشور را در بر مي گيرد و موجب كاهش قيمت تمام شده كالاهاي توليدي مي شود.
هادي غنيمي فرد عنوان مي كند: اين امرهمچنين موجب كنترل تورم در كشور مي شود.
وي با اشاره به اينكه اجراي اين امر در كشور نياز به رعايت چند پيش زمينه دارد، مي افزايد: در اصلاح الگوي مصرف بايد پيش درآمدي براي بهبود فضاي كسب و كار در كشور ايجاد شود و بهره سپرده بانكي در بانكها و موسسات مالي به زير 10 درصد برسد تا سرمايه گذاران انگيزه لازم را براي انجام كار توليدي داشته باشند.
وي با بيان اينكه براي زمينه سازي اصلاح الگوي مصرف در كشور نيروي انساني بايد بهره ور گردد و در سيستم هاي مديريتي صرفه جويي صورت گيرد، تصريح مي كند: مديريت ناكارآمد با تصميمات نادرستي كه اتخاذ مي كند ضرر غيرقابل جبراني را به بنگاههاي اقتصادي مي رساند.
اصلاح الگوي مصرف مستلزم صرف وقت و هزينه است
عضو هيات مديره انجمن توليدكنندگان فولاد در مورد اصلاح الگوي مصرف در صنعت فولاد كشور ابراز مي دارد: از آنجا كه صنعت فولاد تكنولوژي سرمايه بري دارد اين كار مستلزم صرف وقت و سرمايه گذاري هنگفتي است.
حسن مصيب زاده مي افزايد: براي اصلاح الگوي مصرف در صنعت فولاد كشور بايد ماشين آلات و تكنولوژي كارخانجات توليدكننده محصولات فولادي تغيير كند و به روز شود تا مصرف آنها پايين آيد و اين عمل سرمايه زيادي را لازم دارد.
مديرعامل فولاد البرز تاكستان با بيان اينكه براي اين كار بايد خطوط توليد و ماشين آلات را به روز كرد، مي گويد: اصلاح الگوي مصرف براي اين صنعت در مدت زمان اندك امكان پذير نيست.
وي اضافه مي كند: كشورهاي خارجي ماشين آلات صنعتي پرمصرف را با قيمت ارزانتري نسبت به ساير ماشين آلات به كشور ما فروخته اند و به همين خاطر ايران براي كاهش مصرف انرژي و سوخت در صنايع خود نياز به صرف زمان و سرمايه دارد.
مدرنيزه كردن صنايع هزينه هاي توليد را كاهش مي دهد
در ادامه عضو كميسيون صنايع و معادن مجلس شوراي اسلامي نيز نظر خود را در باره اصلاح الگوي مصرف در صنايع كشور اينگونه بيان مي كند: مهمترين مساله اي كه براي بهبود وضع صنايع كشور بايد به آن پرداخته شود مدرنيزه كردن صنايع است كه با اين كار هزينه هاي توليد كاهش مي يابد.
عزيز اكبريان ، اظهار مي دارد: هم اكنون توليد در كشور ما با قيمت هاي جهاني ميسر نيست و صنعتگران هزينه هاي بيشتري را براي اين كار متحمل مي شوند.
وي ادامه مي دهد : در كشور ما از انسان به جاي ابزار كار استفاده مي كنند در حاليكه در بسياري از كشورها اين فعاليت ها توسط دستگاههاي الكترونيكي انجام مي شود كه صنايع ما نيز بايد به اين سمت حركت كنند و معضل بيكاري كشور را در بخش هاي ديگري چون كشاورزي و ... رفع كنيم.
اكبريان مي گويد: همچنين صنايع كشور ما به علت سنتي بودن انرژي بالايي مصرف مي كنند كه تمام اين دلايل بر قيمت تمام شده كالاي توليدي تاثير گذاشته و موجب بالا بودن قيمت محصولات داخلي و در نتيجه از بين رفتن قدرت رقابت آنها با كالاهاي مشابه خارجي مي گردد.
به صور كلي براي تحقق اين امر در كشور نياز صرف وقت و هزينه است كه بايد با توجه و يك بار سرمايه گذاري در اين مورد از به هدر رفتن هميشگي منابع جلوگيري كرد و نكته مهم اين است كه اين اقدام ابتدا بايد از دولت آغاز شود و به ساير بخش هاي كشور منتقل گردد.
منبع خبرگزاری موج

الهه محمدی
مشکلات اقتصادی، بیکاری، تحولات اخیر اجتماعی، توسعه شهرنشینی، بالارفتن سطح تحصیلی، تجمل گرایی. اینها عواملی هستند که دکترشهلا کاظمیپور ـ معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه ـ هفته گذشته در گفتوگو با ایسناآنها را باعث تأخیر در امر ازدواج اعلام کرد.
چندی پیش بود که رسانهها به نقل از منابعی در سازمان ملی جوانان اعلام کردند که در حال حاضر نزدیک به دومیلیون دختر نمیتوانند ازدواج کنند. این در حالی است که تحقیقات و منابع آماری مختلف، ارقام متفاوتی از میانگین سن ازدواج جوانان ارائه میدهند. به عنوان مثال سازمان ثبت احوال که وظیفه ثبت واقعه ازدواج در کشور را برعهده دارد، میانگین سن ازدواج دختران را 5/21 سال اعلام کرده است. درحالیکهبراساس آخرین سرشماری در سال 85، سن ازدواج دختران از 6/19 سال (در سال 1355) به 5/23 سال به طور میانگین رسیده است اما در مورد پسران این افزایش سن تنها یکسال بوده و از میانگین 26 سال به 27 سال رسیده است.
با توجه به آمار و ارقام متفاوتی که درباره بالارفتن سن ازدواج به گوش میرسد، مسئولان علل و عوامل مختلفی را برای بالارفتن سن ازدواج اعلام میکنند.
تأخیر در ازدواج؛ علل و عوامل
فقدان فرصتهای شغلی، درآمد کم، گرانی مسکن و اجاره بهای آن، افزایش توقعات دختر و پسر و خانوادهها، علل و عواملی هستند که از سوی مسئولان وجوانانبه عنوان عوامل در تأخیر امر ازدواج ذکر میشود.
دکتر منصوره نیکوگفتار روانشناس و استاد دانشگاه درباره علل تأخیر ازدواج در بین جوانان میگوید: «گرایش به تحصیل و مدرکگرایی ازعوامل مهمی است که در حال حاضر به یکی از مشکلهای ازدواج در جامعه ما تبدیل شده است.»
وی با اشاره به معضل بیکاری دربین جوانان به خصوص پسرها ادامه میدهد: «در جامعه مابه لحاظ سنن وفرهنگ، پسرها مسئول تأمین مخارج زندگی هستند. از این رو بیشتر پسرها بعد از تحصیلات متوسطه به دنبال شغل میروند و در دخترها میل به ادامه تحصیل بیشتر است و این سیکل معیوب در تحصیلات است. از این روفاصله تحصیلاتی دخترها و پسرها باعث افزایش انتظارات و طرز تلقی دخترها میشود. به خاطرهمین موضوع پسرانی که نتوانستهاند به دانشگاه راه یابند و تحصیلات عالی کسب کنند از نظر دخترها گزینه مناسبی برای ازدواج نیستند.»
ازسوی دیگر باتوجه به فرهنگ سنتی جامعه ما پیشنهاد ازدواج بایدازسوی پسرها مطرح شود. همین موضوع باعث یک طرفه شدن امر ازدواج گردیده است.
دکتر نیکوگفتار در این مورد میگوید: «فرهنگ مبتنی بر گرایشها و فطرت انسان است از اینرو فرهنگ باید با توجه به طبیعت و گرایشهای سالم انسان پیش برود. ازسوی دیگر طبیعت مرد با زن متفاوت است. با مراجعه به فرهنگ، فطرت ومتون دینی متوجه خواهیم شد که مردان همیشه حمایت کننده زن و خانواده بودهاند و زنان خواهان حمایتطلبی. بنابراین نمیشود گرایشات طبیعی را نفی کرد.» وی در پاسخ به راهکاری برای دوطرفه کردن پیشنهاد ازدواج از سوی دخترها و پسرها بیان میدارد: «سننی که در فرهنگ ریشه دارد به آسانی قابلتغییر یا براندازی نیست؛ بنابراین نباید هنجارشکنی صورت بگیرد و میتوان با سازماندهی نهادها، گروهها و ngoها در حین حفظ حریمها در قالب حرکتهای قابل قبول اجتماعی برای آشنایی جوانان اقدام و ازدواج را از یکطرفه بودن درآورد.»
البته پاسخ هابه سؤال علت تأخیر در ازدواج از سوی دخترها و پسرها متفاوت است. مریم سعیدی 23ساله، دانشجو در پاسخ به این سؤال میگوید: «به نظر من عدم اعتماد به پسرها یکی از عوامل مهمی است که دخترها به عنوان علت تأخیر در ازدواج ذکر میکنند.»
وی بااشاره به اینکه در این برهه زمانی رغبت پسرها به ازدواج نیز کاهش یافته ادامه میدهد: «من به عنوان یک دختر که درسن ازدواج قرار دارم به پسرهایی که به من پیشنهاد ازدواج میدهند دید مثبتی ندارم. همیشه به خودم میگویم از کجا معلوم که این پسر در گذشته خود از موادمخدر استفاده نکرده باشد و یا سوءرفتاراخلاقی نداشته باشد.»
علاوه بر موارد بالا میتوان عدم خودباوری دربین جوانان را نیز از موارد به عقب انداختن ازدواج دانست. حمید. ع، 23ساله و دانشجو دلیل به تأخیر انداختن ازدواج را از سوی خود این گونه بیان میکند: «من الان هر چه فکر میکنم، میبینم که بچهای بیشتر نیستم. خیلی مسائل را ندیدهام؛ با مشکلات دست و پنجه نرم نکردهام؛ آدمها و موقعیتهای مختلف اجتماع را تجربه نکردهام؛ شاید اگر الان تصمیمی برای ازدواج بگیرم، احساسی باشد و دو روز دیگر به طلاق بکشد. صبر میکنم تا موقعی که بزرگترین معیارم در هر کاری، منطق باشد.»
در حالی که دختران علت تأخیر در ازدواج راعدم اعتماد و یا سطح تحصیلات بیان میکنند بیشتر مسئولان تجملگرایی و چشم و همچشمی دختران و خانوادههای آنان را دلیل بالارفتن سن ازدواج وهمچنین طلاق آنان میدانند. سارا. ن، 32ساله با این موضوع موافق است: «یکی دو سال است که نامزد کردهایم. اما جز خانه، الان در هزینههای مراسم ماندهایم. نمیدانم چرا مد شده همه برای مراسم ازدواج باید باغ بگیرند و چهار جور غذا بدهند و هزار و یک خرج دیگر که روی هم میشود ده میلیون تومان. به خدا اگر ده میلیون را به خودمان بدهند، بسیاری از مشکلاتمان حل میشود. فعلاً مشکلمان شده پول مراسم. بدون مراسم هم که هزار و یک جور حرف پشت سرمان درمیآورند. به خدا ما نیستیم که سخت میگیریم. این خانوادهها هستند که رضایت نمیدهند بدون تجملات سر زندگی خود برویم.»
نتایج وپیامدها
پیامدها و نتایج تأخیر ازدواج دربین جوانان مختلف است. در حالی که به نظر میرسد تنها نتیجه تأخیر ازدواج عدم استقلال باشد ولی بایدبیان کرد که پیامدعدم ازدواج و یا تأخیر در آن بیشتر سلامت روانی و اجتماعی جوانان را به خطر میاندازد.
دکتر نیکوگفتار درباره پیامدهای بالارفتن سن ازدواج میگوید: «در مباحث روانشناسی رشد و در هر دوره رشدی هرفرد تکالیفی راخواسته و یا ناخواسته برعهده دارد که باید آنها را انجام داده و یا به اتمام برساندکه در روانشناسی به آن زمانبندی اجتماعی گفته میشود. اگر فردی در به انجام و یا به اتمام رساندن این تکالیف دچار مشکل شود در جامعه به او با دیدی بد نگاه خواهد شد. مثلاً از فرد انتظار میرود که تحصیلات ابتدایی خود رادرزمان طبیعی خود به اتمام برساند. اگر فرد به دلایلی موفق به گذراندن این دوره در زمان مشخص خود نشود با چشم بدی به او نگاه خواهند کرد که این موضوع تعارضات و پیامدهای روانی را برای فرد به دنبال خواهد داشت.»
وی در مورد رابطه ازدواج و زمانبندی اجتماعی بیان میکند: «شاید بتوان گفت تحصیلات، پیداکردن شغل و ازدواج رنج سنی معینی دارد که البته در جوامع مختلف متفاوت است. مثلاً اگر در جامعه ما سن ازدواج دختران بالا برود به او دید خوبی نخواهند داشت که این موضوع مشکلات روانی زیادی را برای دختران به دنبال خواهد داشت. افسردگی، پرخاشگری، درونگرایی و دیگر مشکلات روانی از پیامدهای بارز تأخیر یا عدم ازدواج در دختران است. همچنین پیدا نکردن شغل و درآمد مناسب بعد از تحصیلات پیامدهای روانی و اجتماعی بدی ازقبیل روی آوردن به مشاغل کاذب و یا مبتلا شدن به انحرافات اجتماعی برای پسران را به دنبال دارد. واضح است فردی که در حوزه فردی و روانشناختی دچار مشکل شود در روابطش با دیگران در اجتماع نیز دچار مشکل خواهدشد.» از سوی دیگر بسیاری ازمردم دلیل زود ازدواج کردن دختران را فرزندآوری و عوامل زیستی و طبیعی زنان میدانند. بسیاری از روانشناسان معتقدند اگر زنان دیر ازدواج کنند به طبع شانس فرزندآوری را ازدست داده و دچار بحران روانی میشوند که این عامل میتواند دلیلی برای اصرار بر زود ازدواج کردن جوانان از سوی جامعه باشد.
بهبودشرایط اقتصادی؛ راهکاری مناسب
در حالی که بسیاری ازجوانان و مسئولان عوامل دیگری ازجمله تجملگرایی، گرایش به تحصیلات عالی، عدم خودباوری و... را دلایل تأخیر ازدواج از سوی جوانان بیان میکنند اما به نظر میرسد بهبود شرایط اقتصادی و اختصاص دادن تسهیلات اختصاصی برای ازدواج و همچنین دادن وامهای گوناگون از قبیل وام مسکن ووام جهیزیه راهکاری مناسب برای آسانسازی امر ازدواج و پایین آوردن سن ازدواج باشد.
ادبیات تعلیمی محور عملیاتی «اصلاح الگوی مصرف» است
معاون هنری حوزه هنری کرمان:
ادبیات تعلیمی محور عملیاتی «اصلاح الگوی مصرف» است
ادبیات تعلیمی با توجه به گستردگی دایره نفوذ داستان، روایتگری و نقش آن در رسانهها و وسایل ارتباط جمعی، پایه و محور عملیاتی شعار سال محسوب می شود.
«محمد حسین ملکی» با اعلام این مطلب در گفت وگو با پایگاه خبری حوزه هنری، گفت: داستان، حکایت و اشعار منظوم همچون طنز اجتماعی، با گنجانده شدن در رسانه های مختلف، تأثیرگذارترین نوع آموزش است.
صاحب داستان کوتاه«خروس بی محل» افزود: متولیان فرهنگی در کشور، می توانند با بهره گیری از قالب های مختلف ادبی و با مد نظر قرار دادن فرهنگ بومی و ملی، فرهنگ مطالعه و به تعبیری خاص «مصرف مطالعه» را افزایش دهند.
صاحب داستان «میان دیدن و پنجره همیشه فاصله ای است» در ادامه توجه به تنوع اقشار مخاطبان را ضروری دانست و تصریح کرد: توجه به سلیقه های مختلف ادبی، جذابیت های بصری، بازنمایی فرهنگ بومی و استفاده از رسانه های مختلف منطبق بر سلیقه های مخاطبان، همچون اینترنت و تلویزیون، با افزایش دامنه اطلاع رسانی از مصرف زائد وقت و انرژی مخاطبان جلوگیری خواهد کرد.
این هنرمند کرمانی افزود: در ابتدا برای دور شدن از ابتدایی ترین برداشت از شعار سال باید ابزارهای مداخله در فرهنگ و روشهای اعمال این مداخله شناخته شود. برای نیل به این مقصود تحقیق و پژوهش، می تواند سرمایه مادی را به فرهنگ تبدیل کند.
بازیگر نمایش «همراه تا اوج»در پایان بازخورد اجتماع را در قبال انجام فعالیت های درست فرهنگی مهم دانست و گفت: متولیان فرهنگی و مخاطبان رابطهای مستقیم با هم دارند پس باید نتیجه فعالیت متولیان فرهنگی کشور و تاثیرات فرهنگی در مخاطبان همواره بررسی شود.
آمار سال 1386 برق كشور نشان ميدهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.
يكي از بخشهايي كه بايد در اين زمينه مورد توجه قرار گيرد، توليد، توزيع و مصرف برق كشور، بعنوان يكي از پرهزينهترين و فراگيرترين بخش انرژي كشور است.
آمار سال 1386 برق كشور نشان ميدهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.
دريك مديريت نسبتاً مناسب، درصد تلفات نبايستي در كل شبكه بيشاز 10 درصد باشد. از اين نمونه در كشور ما نيز ديده ميشود بطوريكه در استان اصفهان تلفات حدود 8.5 درصد بوده است و در استان سيستان و بلوچستان كه در سالهاي قبل از وضع بسيار نامطلوبي برخوردار بود، در سال 1386 با يك مديريت صحيح، تلفات به زير 10 درصد رسيد در حاليكه تلفات برق در استان خوزستان حدود 37 درصد و در شهر اهواز حدود 42 درصد بوده است و مجموع كشور در سال 1386تلفات 23.53 درصدي را نشان ميداد.
آمار سال 1386 برق كشور نشان ميدهد كه در آن سال حدود 204 ميليارد كيلووات ساعت برق توليد شده است و از اين مقدار حدود 156 ميليارد كيلووات ساعت فروش رفته است. تفاوت اين دو رقم 48 ميليارد كيلووات ساعت است كه بيانگر حدود23.53درصد تلفات است.
حال اگر اين مديريت اعمال شده در استان سيستان و بلوچستان به كل كشور تسري داده شود و متوسط تلفات كشور در برق به حداكثر ده درصد برسد (بايد توجه داشت كه هيچ زماني نميشود تلفات را در شبكه صفر كرد و طبيعت بالاخره مقاومت را در جايجاي شبكه قرار داده است و درصدي از تلفات كه بستگي به عوامل متعدد دارد بديهي است) از 48 ميليارد كيلووات ساعت تلفات برق درشبكه (در سال 1386) حداقل 27.6 ميليارد كيلووات ساعت بدون مصرف هرگونه انرژي پايه (گاز طبيعي گازوئيل يا مازوت) و يا ايجاد نيروگاه جديد و سرمايهگذاري براي آن، قابل فروش خواهد شد. البته بايد اذعان كرد كه اصلاح شبكه نياز به صرف هزينههاي مناسب خود دارد كه لازم است به آن توجه شود ولي از طرف ديگر بايد دقت داشت كه درآمد ناشي از فروش 27.6 ميليارد كيلووات ساعت برق حاصل از حذف تلفات (13.53 درصد) به قيمت 773 ريالي كه در قانون بودجه سال 1387 منظور شده است، بالغ بر21.335ميليارد ريال خواهد شد كه از محل آن هزينه اصلاحات شبكه (بهخصوص شبكه توزيع) مستهلك خواهد شد. لازم به توضيح است كه كاهش اين حجم از تلفات نياز به زمان منطقي خودش را دارد زيرا در سالهاي اول امكان كاهش سالانه تا 3 درصد با هزينه بسيار كمتري نسبت به توسعه مقدور است ولي بعد از گذشت 3 سال كاهش يك درصد در سال، با هزينه بالاتري امكانپذير خواهد بود.
صرفهجويي ديگري كه از محل حذف بخش فوقالذكر از تلفات براي كشور حاصل ميشود عدم نياز به تأسيس حدود 7100 مگاوات نيروگاه جديد براي جبران اين تلفات است و تلفات توسعه جديد است كه با محاسبه حدود 650 دلار نياز سرمايه براي ايجاد يك كيلووات قدرت در شبكه، ملاحظه ميشود كه كشور نيازبه سرمايهگذاري بيش از 4.6 ميليارد دلار خواهد داشت.
توجه داشته باشيم كه اگر برآوردهاي اين بخش بر اساس محاسبات توان متناظر انجام شود مقدار آن بيش از 7400 مگاوات خواهد شد كه بهدليل بحث فوق تخصصي طراحي نيروگاهها به ادبيات ساده فوق بسنده كردهايم سومين موردي كه حاصل ميشود، صرفه جويي در مصرف حدود 6.9 ميليارد متر مكعب گاز طبيعي (يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) در سال است كه روزانه بهطور متوسط حدود 18.9 ميليون متر مكعب خواهد بود، يعني بدون مصرف اين مقدار سرمايه طبيعي كشور، برقي كه در شبكه از بين ميرود قابل فروش خواهد شد. توجه داشته باشيم كه قيمت همين مقدار گاز طبيعي براساس قيمتي كه هدف دولت براي افزايش قيمت گاز براساس نفتخام48.5 دلاري بود (هر متر مكعب 1300 ريال) سالانه بالغ بر 8900 ميليارد ريال است كه در حقيقت صرف تلفات غيرقابل قبول ميگردد.
با اين حساب ملاحظه ميشود كه منافع حاصل از يك كار مهندسي و اجرايي (كه هيچ وابستگي به خارج كشور ندارد و توسط متخصصين توانمند ايراني براحتي قابل اجراست) در مجمع سالانه بالغ بر 30 هزار ميليارد ريال و در بخش سرمايهگذاري بالع بر 43700 ميليارد ريال خواهد بود.
بحث ديگر اين بخش مصرف نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاههاي كشور است كه بهدليل پايين بودن راندمان نيروگاههاي كشور است. براساس آمارهاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاههاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاههايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاههايي كه با بيشاز 46 درصد راندمان عمل ميكنند
بحث ديگر اين بخش مصرف نامعقول انرژي پايه (گاز طبيعي، گازوئيل يا مازوت) توسط نيروگاههاي كشور است كه بهدليل پايين بودن راندمان نيروگاههاي كشور است. براساس آمارهاي وزارت نيرو، راندمان متوسط نيروگاههاي كشور حدود 37.8 درصد است دربين آنها نيروگاههايي وجود دارد كه با راندمان كمتر از 20 درصد فعال است و در عين نيروگاههايي كه با بيشاز 46 درصد راندمان عمل ميكنند. بايد توجه داشت كه با ملحوظ نمودن طبيعت ايران و نقش دما و رطوبت هوا و ارتفاع منطقهاي كه نيروگاه در آن نصب شده است، براي آنها راندمانهاي متفاوتي متصور است ولي در مجموع بايد راندمان نيروگاههاي كشور حداقل بهطور متوسط 46 درصد باشد (البته سطح تكنولوژي استفاده شده در اين بخش نيز مهم است). تفاوت اين دو راندمان (يعني 37.8 موجود و 46 درصد مورد انتظار) كه براي افزايش 8.2 درصد راندمان آنها نياز به سرمايهگذاري است، باتوجه به اينكه اين نيروگاهها از نوع نيروگاههاي حرارتي است لذا ميتوان به اين نكته دقت كرد كه اگر ظرفيت نيروگاههاي حرارتي موجود را حدود 43000 مگاوات فرض كنيم افزايش راندمان 8.2 درصد متوسط آنها، ظرفيت آنها را بيش از 3500 مگاوات افزايش خواهد داد.
بهرهاي كه از اين افزايش راندمان حاصل ميشود، اين است كه بدون مصرف گاز طبيعي مازاد (گازوئيل يا مازوت) - (با فرض متوسط 12 ساعت كاري براي نيروگاه ها) حدود 15 ميليارد كيلووات ساعت برق قابل توزيع حاصل ميشود كه صرفهجويي سالانه حدود 3.75 ميليارد متر مكعب (روزانه بهطور متوسط بيشاز 10.27 ميليون متر مكعب يا معادل حرارتي آن از گازوئيل يا مازوت) را با قيمتي حدود 4875 ميليارد ريال خواهد داشت.
البته براي اصلاح اين نيروگاهها كه اكثراً لازمه آن نصب سيكل تركيبي نيروگاههاي گازي موجود است، نياز به حدود 2.3 ميليارد دلاراست كه بايد تأمين گردد و منافع آن فقط در بخش صرفهجويي در مصرف سوخت نيروگاهي آنقدر خواهد بود كه هزينه مذكور حداكثر 5 ساله مستهلك خواهد شد.
دومين كار مهمي كه وزارت نيرو لازم بود به آن بپردازد، اعمال روشهاي فني براي مديريت بار در شبكه است.كه از آن جمله- تراشيدن اوج (peak sharing) است بدينمعني كه با اعمال روشهاي مختلف ميتوان كاري كرد كه تا حد امكان از
ساعات پيك مصرف كاست. ميدانيم كه در تابستان بين ساعت 8 تا 12 شب، مصرف برق بهقدري افزايش مييابد كه احتمالاً دستگاه اجرايي، عليرغم تمايل، مجبور به قطع سرويس طبق برنامه زمانبندي شده، ميشود و در همين فاصله زماني (پيك مصرف) بخش كنترل شبكه (ديسپچينگ) و نيروهاي زحمتكش آن بخش، در نگراني و التهاب بهسر ميبرند حال اگر دستگاه اجرايي بخواهد اين نگراني را با ازدياد توان توليدي نيروگاهها انجام دهد بايد ميلياردها دلار سرمايهگذاري براي ايجاد نيروگاههايي كند كه فقط درهمين زمان پيك مصرف كاربرد دارد و بديهي است كه توجيه اقتصادي نداشته باشد.
دركشورهاي مختلف دنيا براي حل اين معضل، سياستهاي مختلفي را اعمال ميكنند كه هر يك به نوبه خود در مديريت بار شبكه تأثيرگذار است از آن جمله، فروش براساس شدت جريان، (آمپر) يا تدوين تعرفههاي متنوع براي فروش برق در ساعات مختلف شبانه روز و .... اشاره كرد.
يكي از اين روشها در بند (ب) تبصره(44) قوانين بودجه سالهاي 1377و 1388 و بند (الف) تبصره 44 قانون بودجه سال 1379 كل كشور مورد تاكيد قرار گرفته است.
در اين رابطه متن بندهاي مذكور كه داراي يك شكل انشائي بوده است ميگويد: «وزارت نيرو مكلف است براي كليه مشتركين برق سه فاز و همچنين آن دست از مشتركين تك فاز واقع در مناطق غير گرمسيري كه مصرف ماهانه آنها بيش از 600 كيلووات ساعت درماه ميباشد كنتور و تعرفه نصب نمايد. شوراي اقتصاد با حفظ قيمت متوسط برق درحد مصوب، افزايش نرخ برق در اوج مصرف و نيزكاهش قيمت آن در ديگر ساعات را طوري تعيين نمايد كه موجب كاهش مصرف در ساعت اوج گردد».
سه سال درقوانين بودجه اين تكليف براي وزارت نيرو تعريف شد ولي وزارت نيرو اقدام مؤثري انجام نداد و در قوانين بعدي هم مورد توجه قرار نگرفت زيرا ظاهراً قانونگذار به اين نتيجه رسيد كه دستگاه اجرايي قانون را انجام نخواهد داد.
اما اگر اين سياست اجرا شده بود و بعد در مورد مناطق غير گرمسيري براي مصارف كمتر (حتي مصرف ماهانه 400 كيلووات ساعت) اعمال ميشد و پس از آن با تعديل منطقي و تعيين سقف معقول در راستاي تامين آسايش ساكنين مناطق گرمسيري (در ماههاي گرم سال) نيز اجرا ميشد، با تعيين تعرفههاي چند برابري براي ساعات پر مصرف و تعرفه كم براي ساعات كم مصرف، ميشد امروز به بار شبكه مديريت كرد و از سرمايهگذاري بيمورد براي تأمين توان مورد نياز پيك مصرف امروز، اجتناب كرد.
امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نميشود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حاملهاي انرژي) را تحمل كنند، اما ميشود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نميخواهند اين همراهي را انتخاب كنند بديهي است كه بايد هزينهاش را نيز پرداخت كنند
مردم ما حق دارند كه از همه امكانات رفاهي مصرفكنندهٌ انرژي استفاده كنند و صحيح نيست كه همواره آنها را از مصرف صحيح منع كرد و يا سقف غيرقابل قبول كه ناشي از مصرف بالاي تجهيزات ساخت داخل (يخچال، فريز، ماشين رختشويي،
اطو، جاروبرقي، تلوزيون و حتي تجهيزاتي كه امروزه لوكس بهحساب ميآيد مثل ماشين ظرفشويي) نيز است، تدوينكرد. امروز بسياري از ماشين آلات و تجهيزات ساخت داخل مصرف انرژي غيرقابل قبولي دارند و نميشود از مردم انتظار داشت كه با خريد آنها، هم كيفيت كم، هم در بعضي موارد قيمت بالا و هم جريمه برق (يا ساير حاملهاي انرژي) را تحمل كنند، اما ميشود از آنها انتظار داشت كه با مديريت برمصرف برق خود، دستگاه اجرايي را در مديريت بار شبكه ياري دهند و مشتركيني كه نميخواهند اين همراهي را انتخاب كنند بديهي است كه بايد هزينهاش را نيز پرداخت كنند.
محاسبه براي تعيين اثر هر روش در كاهش پيك مصرف، كاري بسيار تخصصي كه نه در بضاعت اينجانب است و نه يك مقاله جاي آنرا دارد (كه تا اينجا هم بحث به درازا كشيده ) ولي بهطور كلي ميشود انتظار داشت كه با روش هاي متنوع و منطقي نياز توان شبكه را در پيك بار 2000 تا 2500 مگاوات كاهش داد كه در صورتيكه براساس هزينههاي ايجاد نيروگاههاي سيكل تركيبي محاسبات مالي انجام شود به نظر ميآيد بتوان حدود1.3 تا 1.6 ميليارد دلار از سرمايهگذاري مازاد اجتناب كرد.
و بالاخره چهارمين كاري كه وزارت نيرو بايد به آن توجه كند، اجراي سياست هاي كلي اصل 44 قانون اساسي است و به تبع آن منطقي كردن تشكيلات سازماني و عريض و طويل وزارتخانه و شركتهاي تابعه است.
بهطور خلاصه بايد اذعان كرد كه منحصراً مصرفكنندگان نيستند كه بايستي رعايت الگويمصرف را بنمايند (گرچه اين مورد هم از اهميت كافي برخوردار است) بلكه توليدگنندگان لوازم وتجهيزات و سرويسدهندگان برق و... نيز در استفاده بهينه از اين منبع گران قيمت مؤثرند و فقط استفاده از اهرم قيمت نميتواند به تنهايي كارساز باشد. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه رسيدن به نقطه تعادل نياز به فرهنگسازي دارد كه بهعنوان يك اصل نبايد فراموش شود.
منبع فارس
راهکاراهای استفاده بهینه از یخچال وفریزر
يخچال باید در يك سطح صاف قرار داده شود و تراز باشد.
با هر بار باز و بسته کردن درب یخچال 30 درصد مصرف برق آن بالا تر می رود.
با به موقع بستن درب یخچال فرصت به صدا در آمدن زنگ اخطار این وسیله را ندهیم.
قفل کردن درب یخچال می تواند مانع از باز کردن از روی عادت درب یخچال توسط اعضای خانوداه باشد.
اگر مقداری خشکبار یا خوردنی های میان وعده ای در کنار یخچال قرار بگیرد تعداد دفعات باز کردن درب یخچال کمتر خواهد شد.
برفک یخچال هر چه بیشتر باشد مصرف برق آن بیشتر خواهد شد.
موادی که قابلیت نگهداری در بیرون از یخچال دارند را داخل یخچال نگهداری نکنیم.
بسیاری از ظروف و شیشه های مربا، سس و غیره را فقط پس از باز كردن در آن ها، باید در یخچال نگهداری كرد.
لازم نیست برای سالم ماندن نوشابه آن را در یخچال نگه دارید. نوشابه سرد فقط طعم بهتری دارد.
سعی كنید نوشیدنی هایی را كه برای مصرف فوری احتیاج دارید به مدت کوتاه در یخچال قرار دهید.
- یخچال را بیش از حد پر نكنید زیرا هوای خنك، كه یخچال را سرد نگه می دارد، نمی تواند جریان پیدا كند.
بر خلاف فریزر كه در صورت پر بودن بهتر كار می كند، یخچال نباید بیش از حد پر شود.
هر چه مواد داخل یخچال کم تر باشد مصرف برق آن کمتر خواهد بود.
می توانید با چسباندن "برچسب یاد آوری" اعضای خانواده را به باز نکردن بی هدف درب یخچال ترغیب نمایید.
در هنگام خرید یخچال به میزان مصرف انرژی آن که در برچسب انرژی نمایان است توجه نمایید.
فراموش نکنیم که خرید یخچال با مصرف انرژی کمتر می تواند در بلند مدت به صرفه تر از یخچال ارزان ولی مصرف بیشتر باشد.
غذای ومایعات گرم را در یخچال قرار ندهیم .
دمای سردترین قسمت یخچال را بین صفر تا پنج درجه سانتیگراد نگه دارید.
نگهداری بیش از حد مواد باعث از بین رفتن ویتامین های آن می شود.
حداكثر زمان ماندگاری مواد غذایی فاسد شدنی و نیز بسیاری از میوه ها و سبزی ها در صفر درجه سانتیگراد دو هفته، در5 درجه سانتیگراد یك هفته و در درجه حرارت اتاق (22 درجه سانتیگراد) چند ساعت است.
تعداد دفعات خرید خود را به جای خرید بیش از نیاز، افزایش دهیم تا هم مواد غذایی تازه تر داشته باشیم وهم اینکه از توان یخچال استفاده بهینه بکنیم.
یخچال را نزدیك اجاق گاز یا منبع حرارتی دیگر قرار ندهید.
دمای سردترین قسمت یخچال را بین صفر تا پنج درجه سانتیگراد نگه دارید.
هر چند وقت یکبار وسایل جدید را عقب تر و قدیمی تر ها را جلوی دید قرار دهید تا آنها را زودتر مصرف کنید. مواد فاسد شدنی را در طبقات میانی قرار دهید تا زودتر از آنها استفاده نمایید.
موادی که به صورت روزانه مورد استفاده قرار می گیرند را در قفسه های موجود بر روی در قرار دهید تا دسترسی به آنان زمان زیادی را نگیرد.
مواد مشابه را کنار هم بگذارید: چاشنی ها داخل در، نوشیدنی ها نظیر: آب و نوشابه در قفسه های بالایی؛ لبنیات نظیر: ماست، پنیر و در طبقات بعدی و …
فاسد شدنی ترین غذاها را در سردترین قسمت یخچال بگذارید.
گوشت و ماهی و غذاهای دریایی را نیز در منتهاالیه طبقه میانی قرار دهید؛ این قسمت خنکترین بخش یخچال است.
مهدوی خواه(گروه راهکار) 7/2/1388
منابع مورد مطالعه:
http://www.40gis.com
http://www.daneshju.ir
قدمت داستان اسراف و تضییع به قدمت تاریخ بشریت است، داستانی قدیمی که در عین حال جاری و به روز است. در تمام ادیان الهی به آن اشاراتی شده و از جمله در کلام ا... مجید آمده است: " کلوا و اشربوا و لاتسرفوا".
ولی از آنجا که بنی آدم نیازمند تذکر دائمی است، رهبران وارسته هر از چند گاهی ناچار به گوشزد و ذکر مجدد آن هستند. از آن جمله رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات سال جدید خواستار برنامه ریزی و حرکت جدی در جهت اصلاح الگوی مصرف شدند.
جالب است بدانید اصلاح الگوی مصرف در سطح بین المللی حرکت جدیدی است، به نحوی که نظریه پردازان بزرگ ترین اقتصاد دنیا یعنی آمریکا، دم از اصلاح الگوی زندگی آمریکایی که برپایه مصرف هر چه بیشتر استوار است، می زنند. تشویق به مصرف بیشتر جزو اصول پذیرفته شده اقتصاد آمریکا و اصولاً کشورهای صنعتی ( به جز ژاپن که دارای پشتوانه فرهنگی شرقی است) است. اما کار به جایی رسیده که این کشورها هم اکنون چاره ای جز بازنگری در این اصل کلیدی نظام سرمایه داری نمی بینند.
مقوله بهبود و توسعه روش ها، شیوه ها و الگو های تخصیص منابع، میدان جدید کارزاری خواهد بود که، هر ملتی که در آن کارآمدتر عمل نماید، آینده ای روشن تر خواهد داشت. در غیر این صورت آینده ای ناخوشایند به همراه فقر و وابستگی نتیجه انتخاب راه اسراف کاران و ضایع کنندگان منابع خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی به این نکته اشاره می فرمایند که سالیانی از شروع برنامه ریزی در جهت بهینه سازی مصرف گذشته است. ولی بلاشک این اقدام ها کافی نبوده که ایشان ناگزیر از تذکر مجدد شده و خواستار حرکتی جدی هستند. برای بیان مناسب تر، لازم است گذری سریع بر تاریخچه اقدامات انجام شده داشته باشیم.
در اوایل دهه هفتاد و در پی فراغت از جنگ تحمیلی که بسیاری از منابع کشور را معطوف به خود کرده بود، هسته های اولیه چاره اندیشی در مورد روش های بهینة مصرف انرژی در سازمان مدیریت و برنامه ریزی وقت شکل گرفت تا حرکت های منفرد و جداگانة مدیران، متخصصان و مبتکران بخش های دولتی و خصوصی اقتصاد کشور را ساماندهی و یکسو کند.
ما حصل این تلاش ها تاسیس دوایر، ادارات و سازمان هایی در بخش انرژی از جمله سازمان انرژی های نو و سازمان بهره وری انرژی در وزارت نیرو و شرکت بهینه سازی مصرف سوخت کشور در وزارت نفت بود. هر کدام از این ادارات تحقیقاتی را به کمک دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و نیز مشاورین خصوصی به انجام رسانیده و طرح هایی را نیز به اجرا گزاردند، استانداردها و آئین نامه هایی را پیشنهاد داده و حتی با کمک دستگاه قانونگذاری مواردی از آنها نیز به صورت قانون تصویب و جهت اجرا به دولت ابلاغ شد. آئین نامه های اجرایی توسط دولت تصویب و بودجه های کلان از بودجة عمومی دولت و یا بودجه داخلی دستگاه هایی مانند شرکت ملی نفت جهت اجرای این طرح ها، تخصیص یافت. حداقل در بخش انرژی کشور ده ها پروژه به صورت طرح پایلوت یا طرح اصلی اجرا شده است. برای جلوگیری از اطالة کلام توجه خواننده محترم را به پایگاه های اطلاع رسانی سازمان های نامبرده معطوف می دارم. اما به عنوان مثال به آخرین رویداد که اجرای تبصره 13 قانون بودجه سال 1385 بود اشاره می کنم. دولت برای اجرای تبصره 13 قانون بودجه ستاد مشخصی را معرفی کرد که شامل حمایت از طرح هایی برای توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی و تبدیل مصرف بنزین به گاز طبیعی از طریق گازسوز کردن خودروها و جایگزینی خودروهای فرسوده کشور بود. هدف نگارنده از تقریر این مقاله تکرار مکررات و ارائه آماری که این روزها دائماً می بینیم و می شنویم نیست، بلکه ارائه طریقی برگرفته از تجارب گذشته در کلیدی ترین بخش های کشور یعنی انرژی است. البته روشن است که بخش های صنعت، تجارت، کشاورزی، ساختمان و حتی بخش های ظاهراً غیر اقتصادی مانند آموزش، فرهنگ، نظامی و امنیتی با تعریفی که از اصلاح " الگوی مصرف" داده خواهد شد نقش مهمی خواهند داشت، و لیکن عینی ترین و ملموس ترین مثال ها در بخش انرژی است، لذا توجه خواننده را به این بخش جلب می کنم.
مقوله " مصرف" یک طرف سکه ای است که طرف دیگر آن " منبع" است. در فن مدیریت منابع را به چهار دستة تقسیم می کنند:
1- منابع اجتماعی
2- منابع انسانی
3- منابع زیر بنائی
4- منابع طبیعی
با مصرف هر کدام از این منابع یا ترکیبی از آنها، می توان ثروت و رفاه ایجاد کرد. مثلاً با استفاده از نیروی انسانی ماهر (منابع انسانی) و تبدیل سنگ آهن ( منابع طبیعی) به شمش آهن و حمل آن از طریق خطوط راه آهن و بنادر (منابع زیربنائی) می توان شمش آهن را صادر و از ثروت حاصل از صادرات، مایحتاج عمومی را تأمین و ایجاد شغل و بهداشت عمومی نمود.
یا مثلاً یک کارگردان هنری (منابع انسانی)، با استفادة از برنامة تلویزیونی ( منابع زیربنایی) و فرهنگ عمومی ناشی از تربیت خانوادگی ایرانی ( منبع اجتماعی) که اسراف را عملی ناپسند می داند،از اسراف نان جلوگیری و دور ریز آن را به حداقل می رساند.
با ارائه دو مثال فوق، سئوال اینجاست که آیا ما از تمام منابع خود به درستی استفاده می کنیم؟ آیا اصلاح الگوی مصرف به مثلاً صرفه جویی در آب شرب لوله کشی منازل محدود می شود؟ آیا منابع طبیعی تنها منابعی هستند که مصرف آن باید دارای الگوی صحیح باشد؟
جالب است بدانید در کشورهای اقتصادی پیشرفته ترتیب منابع بر اساس میزان اهمیت آن تنظیم شده است. به عبارتی مهمترین منبع، منابع اجتماعی از قبیل باورها، اخلاقیات و تدّین و به طور کلی فرهنگ است، سپس منابع انسانی که همان وقت و امور مربوط به نیروی انسانی است و پس از آن منابع زیر بنایی شامل خطوط راه آهن، کانال های اطلاع رسانی، زیر ساخت های آموزشی و از این قبیل و نهایتاً منابع طبیعی مثل چاه نفت یا معدن سنگ آهن و یا طلا قرار دارد.
تقریبا70 درصد ثروت کشورهای پیشرفته از منابع غیر طبیعی و فقط 30 درصد از منابع طبیعی است. این نسبت در کشورهای در حال توسعه برعکس است. این که گرایش کشورهای پیشرفته اقتصادی به رعایت این اولویت باعث پیشرفت آنها شده یا پیشرفتگی صنعتی و اقتصادی آنها چنین اولویتی را ایجاد کرده است اهمیت ندارد، آنچه مهم است هم بستگی این نحوه اولویت بندی با پیشرفت و توسعه یافتگی است و این نکته ای است که باید به آن توجه کنیم.
امااکنون اجازه دهید به رسالتی که صنعت نفت به عنوان موتور محرک اقتصاد کشور و جبهه اول اصلاح الگوی مصرف می تواند داشته باشد، بپردازیم. از آنجاکه صنعت نفت به تنهایی دارای هر 4 منبع فوق است، وقت آن رسیده که با درایت مدیران ارشد و کارشناسان مجرب پنانسیل و امکانات هر چهار منبع شناسایی و وضع فعلی مصارف آنها مورد ارزیابی قرار گرفته و به موازات شناسایی وضعیت حال، الگوی صحیح تخصیص و مصرف منابع ترسیم و با یک برنامه زمانبندی قابل قبول اجرا گردیده و در تمام مراحل اجرا مورد بازبینی، ارزیابی و اصلاح قرار گیرد.
اکنون که در پایان دوره کاری دولت نهم و روی کار آمدن دولت جدید در آینده نه چندان دور به سر می بریم، فرصت مغتنمی است که با ارائه برنامه برای اصلاح الگوی مصرف منابع اجتماعی، انسانی، زیربنائی و طبیعی در وزارت نفت و چهار شرکت اصلی و ده ها شرکت فرعی، از بزرگ ترین مجموعه اقتصادی نمونه ای بیافرینیم که سرمشق دیگر بخش های کشور باشد.
به عنوان مثال مجموعه نفت دارای عزت و همیت خودباوری و اعتماد به سازندگان و مهندسین داخلی است. پیامد برخوردهای تحقیر آمیز دوران ستم شاهی و خودباختگی آن رژیم در مقابل صنعت غرب و خودباوری صنعتی ناشی از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، سرمایه ای در اجتماع صنعتی ما ایجاد کرده است که با تمسک به آن باید به راحتی در تمام بازارهای نفتی منطقه و بازارهای اصلی جهانی حضور فعال داشته باشیم.
یا به عنوان مثالی دیگر، نگارنده که در سطوح و بخش های مختلف صنعت نفت خدمت کرده است، بارها شاهد عدم بهره برداری صحیح از نیروی انسانی و یا بی توجهی به نیازهای این نیروها بوده است. جالب است بدانید در یک پروژة تحقیقی در شرکت بهینه سازی مصرف سوخت در سال 1381، نتیجه تحقیقات نشان داد که 80 درصد گلوگاه ها و موانع پیشرفت در اصلاح الگوی مصرف در مقوله نیروی انسانی و آن هم در درون سازمان است. حتماً خواننده محترم چه در صنعت نفت و چه در خارج از آن شاهد به کارگیری ناصحیح و یا نا بجای نیروها در سازمان ها بوده است که داوری آن را به خودشان واگذار می کنم. اگر نیروی انسانی کارآزموده، در جای صحیح قرار نگرفته باشد از کجا انتظار تصمیم گیری صحیح در خصوص تولید نفت از مخازن مشترک، یا مدیریت خطوط انتقال یا کشتیرانی و ده ها مقوله دیگر خواهیم داشت. مقوله منبع انسانی فقط به اینجا ختم نمی شود. شبکه نیروی انسانی که در شرکت های پیمانکار یا مهندسین مشاور و یا خدماتی وجود دارد، به مراتب عظیم تر از مستخدمین رسمی یا قراردادی نفت است. آیا با این بال های پرواز به درستی رفتار می کنیم؟ آیا صلاحیت آنها را ارزیابی و مورد ارتقاء قرار می دهیم؟
به عنوان مثالی دیگر از منابع زیر بنائی، مجموعه نفت با دارا بودن گسترده ترین شبکه های فناوری اطلاعات و یا مجموعه های با ارزش مهندسی و فنی آیا بصورت بهینه از آنها استفاده می کند؟ آیا در تهیه یک سند فنی یا ارزیابی از یک تامین کننده دوباره کاری و چندباره کاری صورت نمی گیرد؟
سرانجام این که به نظر اینجانب نازلترین مرحله، مثالی از مصرف بیرویه منابع طبیعی مانند سوخت و برق یا کاغذ در مجموعه نفت است. مثلا انتظار می رود که تمام ساختمان های نفت حتی در دورترین واحدها دارای بالاترین استانداردهای مصرف بوده و سرمشقی برای دیگر دستگاهها و مردم باشند.
اما آنچه به صورت اشاره و مختصر در فوق مطرح شد صرفا برای ایجاد جرقهای و انشاءا… انگیزهای در ذهن خوانندگان محترم و بالاخص همکاران صنایع نفت از دوایر دولتی تا شرکت های خصوصی است تا هر کدام در مسیری که پیش رو دارند و مسئولیتی که پذیرفته اند راه چاره ای ارائه کنند. اما پیشنهاد مشخصی که میتوان برای وزارت نفت ارائه داد تا انشاءا… ضمن شروع اصلاح، نمونه و سرمشقی برای کل کشور باشد، عبارت است از:
- تفویض ماموریت به یک ستاد از افراد ذیصلاحیت برای اصلاح الگوی مصرف در مجموعه صنعت نفت (شامل وزارتخانه، شرکت های اصلی و فرعی، پیمانکاران و شرکتهای خصوصی)
- تعیین چهار محور اصلی منابع اجتماعی، انسانی، زیربنایی و طبیعی برای شناسایی با جزئیات کامل در تمام مجموعه صنعت نفت
- شناسایی وضع موجود با تمام درستیها و کاستی ها در حول چهار محور فوق
- تبیین الگوی صحیح مصرف چهار منبع فوق
- برنامهریزی دقیق برای سیر از وضع حال به وضع الگوی مصرف مطلوب
- نظارت و ارزیابی اجرای برنامه و اصلاح آن در صورت نیاز، تا رسیدن به هدف
از آنجاکه به نظر می رسد اصلاح امور تا رسیدن به تعالی امری طولانی مدت است، انتظار تحول در کوتاه مدت، کوته نظری است ولی سمت و سوی حرکت نمایانگر آینده آن است.
در پایان قصد داشتتم از بیان آمار اجتناب کنم تا از اهمیت کل موضوع و دستاوردهای غیرقابل محاسبه تخصیص صحیح منابع کاسته نشود. لیکن صرفا به دلیل ملموس کردن آن اجازه دهید منافع نازل ترین و کم اهمیت ترین بخش، یعنی منابع طبیعی را در حد کلان گوشزد کنم. لازم است بدانید جمهوری اسلامی ایران در سال 1386، معادل 2823 میلیون بشکه نفت خام، انواع حامل ها شامل نفت، گاز طبیعی، ذغال سنگ و دیگر انرژی ها را تولید کرده است. ارزش این حجم انرژی با فرض هر بشکه نفت 50 دلار، بالغ بر 141 میلیارد دلار در سال 1386 است. به غیر از حدود 1030 معادل میلیون بشکه نفت خام صادراتی انواع انرژی که عمدتاً نفت خام بوده است، بقیه به مصرف بخش های مختلف از جمله خود صنعت نفت رسیده است یعنی حدوداً معادل 1800 میلیون بشکه نفت خام به ارزش 90 میلیارد دلار!
اگر به گفته کارشناسان محترم بهینه سازی انرژی نه یک پنجم، نه یک سوم بلکه فقط نصف این مبلغ را با اجرای صحیح الگوی مصرف صرفه جویی کنیم محاسبه کنید سهم هر ایرانی را در یک سال. حال محاسبه منافع ناشی از اصلاح الگوی مصرف دیگر منابع را که بسیار مهم تر هستند، به شما وامی گذارم. موفق باشید.
نصرت الله سیفی
بخشی از
الگوهای مصرفی جامعه ما نتیجه روشها و ساز و کارهائی است که چندان در کنترل مصرف
کننده نیست و به عبارتی به وی تحمیل شده است
.
بخشی از الگوهای مصرفی جامعه ما نتیجه روشها و ساز و کارهائی است که
چندان در کنترل مصرف کننده نیست و به عبارتی به وی تحمیل شده است. این ساز و کارهای
نادرست و اجباری، که متاسفانه حاصل عملکرد دولتها و شهرداریها در طول سالهاست، مردم
را خواسته یا ناخواسته در مسیر مصرف بیشتر قرار می دهد و برای اصلاح الگوی مصرف
بایستی به تصحیح آنها همت گماشت
.
نمونه های اجبار به مصرف و پرداخت هزینه های تحمیلی و ناخواسته در زندگی
ما کم نیست
.
یکی از مهمترین این
موارد نظام ساختمان در کشور ماست که متاسفانه مصرف ناخواسته ای را به بسیاری از
مردم ما تحمیل می کند و با این وضعیت اصلاح مصرف و صرفه جوئی امکان پذیر
نیست
.
اصلاح این موارد از پیش
نیازهای اساسی هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف در کشور است
.
مواردی از این اشکالات در ساختمانهای ما که
موجب مصرف بی رویه می شود و لازم است در مورد آنها اقدام عاجلی صورت گیرد به قرار
زیر است
:
۱
.
کنتورهای مشترک گاز و آب در آپارتمانها
این کنتورها مشترک موجب می شود افراد مسرف، که
متاسفانه در میان ما کم نیستند، با علم به اینکه هزینه اسراف توسط خود آنها پرداخت
نخواهد شد و دیگران این هزینه را خواهند پرداخت، همچنان به مصرف مسرفانه خود ادامه
دهند. در حقیقت بدلیل کنتورهای مشترک عملا بسیاری افراد بیش از نیاز مصرف می کنند و
هزینه آن را نیز نمی پردازند
.
در
چنین موردی افزایش قیمتها و حذف یارانه ها عملا موجب زیان بیشتر گروههای صرفه جو
خواهد شد که مجبورند هزینه اسراف دیگران را بپردازند و مسرفین نیز همچنان به رفتار
نادرست خود ادامه خواهند داد
.
۱-۱
راه کار
پیشنهادی
:
با دستور دولت و
شوراهای شهر و شهرداری ها بایستی نصب کنتور مستقل گاز و آب کلیه اپارتمانهائی که
هنوز پایان کار نگرفته اند مورد تاکید قرار گیرد و ارائه پایان کار به کلیه مجتمع
های آپارتمانی دارای کنتور آب و گاز مشترک در سراسر کشور ممنوع اعلام
گردد
.
در مورد آپارتماهای فعلی
نیز با اعلام مهلت از همه آنها خواسته شود نسبت به تفکیک و مستقل نمودن کنتورهای
گاز و آب اقدام نمایند
.
در جهت
ضمانت اجرائی این تصمیمات دولت می تواند اعلام کند که مثلا از یکسال بعد هزینه
محاسبه آب و گاز کنتورهای آپارتمانی مشترک
۵۰٪
نسبت به کنتورهای مستقل افزایش خواهد یافت
.
چنین تاکیدی ظرف کمتر از یک سال همه آپارتماهای کشور
را دارای کنتور آب و گاز مستقل خواهد ساخت و این امر تاثیر فوق العاده ای بر کاهش
مصرف مسرفانه خواهد داشت و موجب می شود افراد مسرف تنبیه شده و افراد صرفه جو پاداش
صرفه جوئی خود را با پرداخت کمتر دریافت دارند
.
افزایش قیمتهای آب و گاز و چنین تغییر ساده
ای در مجتمعهای آپارتمانی می تواند در ظرف کمتر از یک سال الگوهای مصرف آب و گاز را
در کشور ما را کاملا دگرگون ساخته و آن را بسوی یک مصرف عاقلانه و اقتصادی سوق
دهد
.
اگر در صدور چنین دستوری
درنگ شود، قطعا با تداوم وضع فعلی وحتی افزایش قیمتها؛ انگیزه و امکان صرفه جوئی
چندانی در بین آپارتمان نشینان بوجود نخواهد آمد
.
۲
-
استفاده
از پکیج در آپارتمانها به جای موتورخانه مرکزی
یکی از نقاط ضعف بزرگ نظام ساختمان سازی ما
استفاده از موتورخانه مشترک برای آب گرم و حرارت همه آپارتمانهاست
.
بعلاوه این امر از محلهای اختلاف جدی بین
ساکنین در مجتمع های آپارتمانی است زیرا معمولا طبقات پائین از گرمای زِیاد
ناراحتتد و طبقات بالا از سرما و عدم رسیدن حرارت مینالند
.
علاوه بر این آپارتمانهای خالی و
آپارتمانهائی که ساکنین آنها به سفر رفته اند مجبورند هزینه موتورخانه را بپردازند
و زمانی که بیشتر ساکنین در مسافرت هستند موتور خانه کل ساختمان بایستی برای اقلیتی
روشن باشد و اکثریت غایب مجبورند هزینه اقلیت حاضر را بپردازند
.
این روش خود بخود از موارد مصرف بالا و غیر
لازم انرژی و سوخت در آپارتمانهاست
.
۱-۲
-
راه کار
پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری
ها می توان کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند را بجای استفاده از
موتورخانه مرکزی به استفاده از پکیج موظف نمود
.
با استفاده از پکیج مستقل، هر منزل در حد نیاز خود
دسترسی به آب و هوای گرم خواهد داشت و مجبور نخواهد بود هزینه غیر لازم دیگر ساکنین
را بپردازد
.
در مورد ساختمانهای
فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر
۲
ساله برای دفاتر اداری و تجاری و
۳
ساله برای منازل آنها را وادار به تبدیل موتورخانه مرکزی به پکیج
نمود
.
۳
.
اجباری شدن استفاده از پنجره های دوجداره
به دلیل قیمت بسیار ارزان انرژی و از آن مهمتر
عدم اعمال مقررات مربوطه در ساختمانها، امروزه در نظام ساختمان سازی ما پنجره های
دوجداره به یک کالای لوکس تبدیل شده است. در صورتی که برای کنترل مصرف انرژی؛
استفاده از آنها در تمام نقاط کشور ضروری است. ساختمانهای بدون پنجره دوجداره، مردم
را نا خواسته به مصرف بیُشتر مجبور می کند
.
۱-۳
-
راه کار
پیشنهادی
با دستور دولت و شهرداری
ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند از پنجره های دوجداره
استاندارد استفاده کنند
.
در مورد
ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک مهلت حداکثر یکساله برای دفاتر اداری و تجاری و
۲
ساله برای منازل؛ آنها را وادار به
تبدیل پنجره های موجود به پنجره های دوجداره استاندارد کرد
.
این امر می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای
را در مصرف سوخت و برق در کل کشور ایجاد نماید
.
ضمنا از انجا که این پنجره ها عایق صدا نیز
می باشند آرامش و سکوت بیشتری نیز در ساختمانها حکمفرما خواهد شد
.
۴
-
توزیع مصرف برق در شبانه روز با استفاده از کنتورهای جند تعرفه
ای
در حال حاضر در ساختمانها و
آپارتمانهای مسکونی ما کنتورهای برق معمولی نصب است که همه برق مصرفی خانوارها در
طول شبانه روز با یک تعرفه محاسبه می شود. بهمین دلیل خانوارها توجه چندانی به
توزیع مصرف برق در ساعات مختلف و عدم استفاده در ساعات پیک مصرف ندارند. این امر
باعث می شود کشور در ساعات محدود پیک مصرف با کمبود برق مواجه شده و در ساعات غیر
آن، مازاد تولید داشته باشد
.
۱-۴
-
راه کار
پیشنهادی
استفاده از کنتورهای چند
تعرفه ای، که تعرفه مصرف در ساعات پیک را افزایش می دهد، می تواند مصرف ساعات پیک
را بشدت کاهش داده و مصرف برق را در ساعات غیر پیک توزیع نماید
.
این کنتورها که در حال حاضر در کشور ساخته می
شود بسهولت قابل نصب و آموزش هستند و می توان با یک برنامه کوتاه مدت کلیه کنتورهای
منازل مسکونی را جایگزین نمود
.
۵
-
عایق کاری
ساختمانها
می دانیم متاسفانه
مقررات عایق کاری در ساختمانها اجباری نیست و این امر موجب می شود که ساختمانهای ما
به مصرف سوخت و انرژی بیشتری برای گرم شدن و سرد شدن نیازمند باشند
.
۱-۵
-
راه کار پیشنهادی
با
دستور دولت و شهرداری ها کلیه ساختمانهائی که هنوز پایان کار نگرفته اند موظف شوند
عایق کاری های مقرره را در ساختمان به انجام رسانند
.
در مورد ساختمانهای فعلی نیز می توان با یک
مهلت حداکثر
۲
ساله برای دفاتر اداری
و تجاری و
۳
ساله برای منازل آنها را
وادار به عایق کاری ساختمانها نمود
.
این امر نیز می تواند صرفه جوئی قابل ملاحظه ای را در مصرف سوخت و برق
در کل کشور ایجاد نماید
.
۶
-
استفاده از تکنولوژی های
جدید
لازم است در کشورمان استفاده
از تکنولوژی های جدید و کم هزینه برای گرم کردن خانه ها؛ نظیر سیستم گرمایش از کف؛
به جای روشهای پرهزینه نظیر رادیاتور ترویج شود و مورد استفاده قرار
گیرد
.
ملاحظه می شود که با
کاربست راه کارهای فوق زمینه تحقق مصرف کمتر و الگوهای مصرف اقتصادی و منطقی در
کشور فراهم خواهد شد و مردم مجبور به مصرف بالا و پرداخت هزینه های گزاف آن نخواهند
بود
.
ایجاد چنین بستر و زمینه
هائی می تواند امکان توفیق هدفمند سازی یارانه ها و اصلاح الگوی مصرف را در کشور
دوچندان سازد
.
بعبارت دیگر در
صورتی که زمینه ای فراهم سازیم تا افراد هزینه مصرف خود را بپردازند کار بزرگی صورت
گرفته است زیرا متاسفانه بسیاری ما ایرانیان عملا هزینه مصرف حود را نمی پردازند و
بهمین دلیل علاقه ای نیز به صرفه جوئی و درست مصرف کردن ندارِند
.
اگر هرکس هزینه مصرف واقعی خود را بپردازد
خواهیم دید که مصرف به سرعت کاهش خواهد یافت
.
برای ایجاد اطمینان در مردم و تشویق آنان به راه کارهای فوق بهتر آنست
که کلیه دستگاهها و موسسات دولتی در انجام چنین تغییراتی در ساختمانهای خود پیشقدم
شوند
.
به دلیل اهمیت کار و لزوم
تشویق مردم به انجام آنها، می توان وام های های کم بهره نیز برای این امور در نظر
گرفت
.
انجام راه کارهای فوق بیش
از هر چیز نیاز به هماهنگی بین دستگاههای دولتی و شهرداریها دارد و امید که چنین
اموری در سال نو در سرلوحه اقدامات آنها قرار گیرد.
دکتر لطفعلی بخشی
عضو هیُات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
منبع شهر ساز
این واقعیت که ایران در منطقه خشک و نیمهخشک قرار دارد و منابع آبی نقشی حیاتی برای کشور دارند بر هیچ کس پوشیده نیست.
اعلام سال جدید به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف یکبار دیگر این موضوع را گوشزد میکند که آب و مصرف آن مسالهای انسانی و حیاتی برای کشور است.
ساختار مهندسی و کشاورزی کشور به گونهای است که متوسط مصرف سرانه آب بیش از ۲ برابر استانداردهای جهانی است.
نکته قابل توجه در بخش آب در ایران که باید مدنظر همه قرار گیرد ثابت بودن طرف عرضه است اما با توجه به افزایش جمعیت طی سالهای آینده تقاضا نیز افزایش چشمگیر خواهد یافت. برای تعادلبخشی بین عرضه و تقاضای آب ناچار به مصرف بهینه این مایع حیاتبخش هستیم.
مهندس سیداسدالله اسداللهی، معاون حفاظت و بهرهبرداری شرکت مدیریت منابع آب ایران اعتقاد دارد، اصلاح الگوی مصرف آب باید در جهت تولید ثروت ملی تفسیر شود.
در این میان بیمناسبت ندیدیم با توجه به آمار و ارقام موجود در خصوص مصرف فعلی آب در بخشهای مختلف از یک سو و محدود بودن منابع و امکانات از سوی دیگر در نشستی با مهندسسیداسدالله اسداللهی به کنکاش پیرامون راهکارهای اصلاح الگوی مصرف این ماده حیاتی - به لحاظ نقشی که در توسعه آینده کشور دارد- بپردازیم که در پی آمده است.
▪ مصرف آب در ایران در چه وضعی قرار دارد؟
ـ در مصرف آب در ایران باید به سرانه مصرف هر بخش توجه شود و پس از استخراج مصرف واقعی برنامههایی در جهت بهینه کردن مصرف انجام داد.
نکته اولویتدار در بخش مصرف بهینه آب اتخاذ تصمیمات و راهکارهای زنجیرهای و به هم پیوسته است.
آمارها حکایت از آن دارد که متوسط مصرف آب در بخش شرب ۳۵۰ لیتر در روز است که با توجه به شرایط کشور و براساس الگو باید به ۱۵۰ لیتر در روز برسد.
از سویی در برخی از کشورهای همسایه ایران که از سطح بهداشت و رفاه مناسب و خوبی نیز برخوردارند، متوسط مصرف به ۹۰ لیتر در روز رسیده است.
از طرف دیگر متوسط مصرف در بخش کشاورزی به ازای هر هکتار ۱۵ هزار مترمکعب است که این رقم باید به ۶۵۰۰ مترمکعب برسد.
▪ این الزام بر کاهش مصرف از کجا ناشی میشود؟
ـ براساس سند ملی آب که در سال ۱۳۷۵ در دولت وقت تصویب شده الگوی مصرف بهینه آب در بخش کشاورزی و دشتها تعیین شد و در برنامههای دوم، سوم و چهارم توسعه بر اجرای این سند تاکید شده است اما متاسفانه درصد بسیار کمی از این سند محقق شده است.
این امر نشان میدهد که انشا و تدوین قوانین بدون داشتن برنامههای عملیاتی مفید فایده نیست.
در حال حاضر بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب ۹۲ درصد منابع آبی را به خود اختصاص داده است.
برهمین اساس اصلاح الگوی مصرف در این بخش تاثیرات بسیار شگرفی دارد.
▪ پس چرا این قوانین و اسناد بالادستی اجرایی نشده است؟
ـ به علت اینکه برنامههای مدونی وجود نداشته است.
و تنها در برنامه دوم، سوم و چهارم توصیههایی شده است و تکالیف موجود در اسناد بالادستی بدون اجرا رها شده است. اصلاح الگوی مصرف باید در جهت تولید ثروت تفسیر شود. معتقدم نگاه به اصلاح الگوی مصرف باید همانند نگرش به مخازن و منابع زیرزمینی باشد.
در صورت برنامهریزی درست در بخش اصلاح الگوی مصرف، تحول اساسی در بخشهای اقتصادی، کشاورزی، تکنولوژیکی و ... ایجاد میشود. از سویی، در بخش کشاورزی به دلیل بهای ناچیز و حتی رایگان آب مشاهده میشود که هدررفت آب بسیار بالاست.
متاسفانه مجلس شورای اسلامی چند سال قبل حق النظاره ناچیز آب را صفر در نظر گرفت؛ برهمین اساس کشاورزی که وظیفه توزیع آب در مزرعهاش را دارد، هیچ نگرانی نسبت به مصرف بیرویه آب در زمینهای کشاورزی ندارد.
▪ چرا به آب به عنوان یک کالای استراتژیک در هیچ سطحی از جامعه نگریسته نمیشود؟
ـ نگاه به آب باید به صورت یک زنجیره به هم پیوسته در کنار سایر عوامل باشد.
اصلاح قوانین و بهای آب و در کنار آن تغییر نگرش به آب میتواند آب را به عنوان یک کالای مهم در نظر ما بیاورد.کشاورز باید به این باور برسد که منافع حاصل از صرفهجویی به خود او بر میگردد.
از سوی دیگر در تمام کشورهای توسعه یافته آب به صورت حجمی در اختیار مشترکان قرار میگیرد.
برهمین اساس ما در نظر داریم در بخش کشاورزی اقدام به نصب کنتورهای هوشمند بر روی چاهها کنیم که براساس برنامهای که برای هر کنتور تعریف شده حجم آب عرضه شده به کشاورز معلوم است.
در صورتی که مصرف فراتر از حد تعریف شده باشد برق کنتور قطع میشود.
▪ الگوی مصرف در بخش آب به چه معناست؟
ـ الگوی مصرف اینگونه تعریف شده که به عنوان مثال هر انسان شهری برای رفع نیازهای خود در شرب، بهداشت، فضای سبز به چه میزان آب نیاز دارد و شرایط محیط زندگی فرد نیز لحاظ شده است.
براساس این الگو مصرف آب در بخش شرب باید از ۳۵۰ لیتر به ۱۵۰ لیتر برسد.
در هیچ کجا کسی با آب شرب ماشین و حیاط خانهاش را نمیشوید چرا که اصلا صرفه اقتصادی ندارد که اقدام به این کار کند.
این الگوها تدوین شده است. به عنوان مثال مشخص کردهایم در جاهایی که آب کم داریم، شالی کاشته نشود. این موارد را دولت الزام کرده است حال اجرا شدن آن یک بحث دیگر است.
ما از سرشاخههای دز و خوزستان آب را با مشکلات فراوان به اصفهان و یزد منتقل میکنیم، حال در نظر بگیرید با همین آبی که منتقل شده عدهای اقدام به کشت شالی کنند که میکنند و در صورت اعتراض ما اعلام کنند که اقدامشان در جهت خودکفایی است.
اما محاسبه نمیشود که به چه قیمتی قرار است به خودکفایی برسیم. در سند ملی آب نیز به همین موارد اشاره شده است.
▪ مگر سند ملی آب جزو اسناد بالادستی نیست؟
ـ بالاترین سند در بخش کشاورزی است.
▪ پس چرا قوانین پایین دستی بدون توجه به آن تدوین میشود؟
ـ ما نیز همین انتقاد را داریم که چرا با وجود این میزان دستگاه نظارتی هیچ نگرانی در مورد اجرا نشدن این سند بسیار مهم وجود ندارد. سئوال اینجاست که چه نهادی مدعیالعموم اجرا نشدن این قوانین و احکام است.
▪ حال با توجه به اعلام سال جاری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نمیتوانید راهکارهایی را در نظر بگیرید؟
ـ در حال حاضر اقدام اولویتدار در بخش آب با عنایت به سخنان مقام معظم رهبری، تدوین برنامههای عملیاتی از سوی تمام نهادهای تاثیرگذار است.
باید به این موضوع توجه شود که باید با همین امکانات موجود و ظرفیت فعلی اقدام به اصلاح رویه جاری کرد.
در صورتی که افرادی از این فرصت طلایی در قالب تدوین برنامه استفاده نکنند یا پیام را درک نکردهاند و یا میخواهند رفع تکلیف کنند. در بخش کشاورزی با یک اقدام نظارتی و کار کم میتوان از شبکه موجود فعلی که سرمایهگذاری کلانی بر روی آن شده، بهترین استفاده را کرد.
از سوی دیگر سیستمهای آبیاری تحت فشار باید به سرعت توسعه یابد. متاسفانه در حال حاضر مشاهده میشود که عدهای وارد فاز دوم اصلاح الگوی مصرف شدهاند و اعلام میکنند که برای اصلاح الگوی مصرف باید مبلغ کلانی اعتبار تخصیص یابد، در صورتی که در گام اول باید به فکر بالا بردن کارایی از امکانات موجود بود. در حال حاضر همه باید به این فکر باشند که چه باید کرد؟ هماکنون مشاهده میشود که از عمق ۴۰۰ متری زمین آب برداشت میشود. هزینه برق این چاه تقریبا جهانی است و برای آب نیز هیچ پولی دریافت نمیشود، اما کشاورز محصولی میکارد که هیچ توجیه و منطق اقتصادی ندارد. به عنوان مثال در یزد اقدام به کشت خیار میکند، در حالی که ما میتوانیم این محصول را در دیگر نقاط کشور با صرف کمترین هزینه و مصرف آب کمتر پرورش داد و در اختیار مردم یزد قرار داد.
▪ این الزامات در کجا باید تدوین شود؟
ـ دولت باید اقدام به برگزاری جلسه کند تا تمام دستگاهها اعم از وزارتخانهها، واحدهای سیاسی و نظام بانکی به یک اجماع نظر درباره اصلاح الگوی مصرف برسند. تمام اینها باید به صورت زنجیرهای نگریسته شود.
▪ اعلام میشود که بخش کشاورزی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب است حال اقدام عملی در این زمینه چیست؟
ـ در بخش آب زیرزمینی، امسال مصمم هستیم که کنتورهای هوشمند بر روی چاههای کشاورزی نصب شوند. این کنتورهای هوشمند آب را مطابق الگوی مصرف تحویل کشاورز میدهد.
▪ براساس الگو هنوز زیرساختها در بخش کشاورزی شکل نگرفته است؟
ـ ایرادی ندارد، کنتورها در بخش کوچکی قرار است نصب شود. در گام اول اعلام کردهایم که با نصب این کنتورها مصارف به راحتی توسط خود کشاورز قابل کنترل است به عنوان مثال در مناطق گرمسیری بهترین زمان آبیاری شب است، در صورتی که کنتورهای هوشمند در این مناطق نصب شود کشاورز میداند به علت اینکه آب به صورت حجمی تحویل داده میشود، ترجیح میدهد که زمان آبیاریاش را به شب منتقل کند.
آیا فکر میکنید که این اقدامات به ظاهر کوچک در بخش کشاورزی عملی نیست. در حال حاضر ۶۵ میلیارد مترمکعب آب از منابع زیرزمینی در بخش کشاورزی استفاده میشود و در صورت درصد کوچکی صرفهجویی در این بخش رقم قابل توجهی آب ذخیره میشود.
▪ نصب این کنتورها چه میزان صرفهجویی در بر خواهد داشت؟
ـ با نصب این کنتورها در تمام کشور ۴۰درصد صرفهجویی حاصل میشود.
▪ در فاز اول چه تعداد کنتور نصب میشود؟
ـ ۵۰ هزار عدد از این کنتورها امسال نصب میشود با نصب این کنتورها ۳۰درصد صرفهجویی در هرنقطهای که این کنتورها نصب میشود، بوجود میآید.
▪ آیا این کنتورها به گونهای طراحی شده است که به عنوان مثال در مناطق گرمسیری در روزها عمل نکند؟
ـ در این فاز این مورد تعریف نشده، اما برای این کنتور هوشمند عملیاتی تعریف شده است. برای هر کنتور تعریف شده که چه میزان آب تحویل کشاورز دهد، وقتی از آن میزان فراتر رفت، برق کنتور قطع میشود.
از سوی دیگر واقعی شدن قیمت آب تاثیر به سزایی در نوع مصرف و انتخاب کالا خواهد داشت. زیرا با واقعی شدن قیمت، قیمت آب به مسائلی همچون بازدهی یک محصول توجه زیادی میشود.
▪ هزینه نصب این کنتورها چه قدر است؟
ـ در حدود یک میلیون تومان که در فاز اول و در چاههای با استفاده از منابع دولت نصب میشود و کسانی که میخواهند چاه جدید احداث کنند باید هزینه این کار را خودشان بپردازند.
▪ برای نصب این تعداد کنتور مبالغ کلانی باید تخصیص یابد آیا بودجهای برای این کار در نظر گرفتهاید؟
ـ در طرح تعادل بخشی آب کشور منابعی برای این کار تخصیص یافته است. در برنامه است که ۵۰هزار عدد از این کنتورها نصب شوند.
در بخش آب سطحی نیز برای اولین بار در قانون بودجه دیده شده که آب به صورت حجمی تحویل کشاورز شود. در آینده نزدیک نیز کنتورهای آب خانه نیز باید تبدیل به کنتورهای هوشمند شود.
در حال حاضر باید یک مامور اقدام به قرائت کنتور کند و در صورت مصرف بیش از حد مشترک اخطار برای آن شخص ارسال شود و مشاهده میشود که این روشها در جهت اصلاح الگوی مصرف موثر نبوده است، در حالیکه نصب کنتورهای هوشمند موجب میشود که اسراف کننده تلخی مصرف زیادش را در همان لحظه بچشد.
▪ در کشورمان با یک مولفه دیگر روبرو هستیم و آن بحث تغییر اقلیم است آیا نباید با توجه به این شرایط به آب نگاه دیگری بکنیم؟
ـ تغییر اقلیم در جهان اتفاق افتاده و در کشور ما نیز اثرات خاص خودش را داشته. به نحوی که دوره خشکسالیها طولانیتر شده است. تغییر اقلیم در اصلاح الگوی مصرف یکی از نگاههای جدیدی است که تمام متخصصان هرجا که جلسه و نشست دارند، یکی از محوریترین مباحث جلسات است.
در اجلاس شورای جهانی آب که اوایل فروردین در ترکیه برگزار شد، تغییر اقلیم یکی از ۴محور اصلی این نشست بود: نکتهای که ما باید در بخش کشاورزی به عنوان مصرف کننده اصلی آب مورد توجه قرار دهیم، این است که به سمت کشتهای کنترل شده برویم؛ دیگر نمیتوانیم در فضای آزاد کشت کنیم.
به عنوان مثال در سیستان و بلوچستان با آن آب و هوا و آبی که به سختی استحصال میشود، دیگر توجیه ندارد که اقدام به کاشت گندم ۳تن در هرهکتار بکنیم.
اعداد تولید ما در بخش کشاورزی نگران کننده است در حال حاضر به ازای هر متر مکعب آب در حالت خوشبینامه ۷ تا ۸ دهم کیلوگرم محصول تولید میشود، در حالیکه متوسط تولید در جهان ۵/۱ کیلوگرم است.
▪ آیا رسیدن به الگوی استاندارد نیاز به استفاده از تجارب جهانی ندارد؟
ـ چرا دارد. در حال حاضر موضوعی در جهان مطرح است با نام آب مجازی به این معنا که اگر کشوری منابع آبی زیادی دارد و میتواند محصولی که نیاز به آب فراوان دارد را تولید کند، دیگر ما نباید به سمت تولید آن محصول برویم.
▪ اما این با شعار خودکفایی تناقض پیدا میکند.
ـ خودکفایی شعاری است که باید در خیلی از زمینهها تجدیدنظر صورت گیرد.
▪ اعلام میشود که مثلا گندم کالای استراتژیک است و باید در این محصول خودکفا شویم.
ـ این دیدگاه باید نقد شود، اگر ما گندم را به عنوان کشت دوم در فارس کاشتیم، باعث شده است که منابع آب زیرزمینی ما افت شدید پیدا کند، الان بیشتر دشتهای ما ممنوعه اعلام شده است. آیا ارزش داشت که ما به خودکفایی برسیم اما منابع آب زیرزمینی را تخریب کنیم و دیگر قابل جبران نباشد. ما باید از خودکفایی پایدار صحبت کنیم.
▪ خودکفایی پایدار یعنی چه؟
ـ این مباحث در طرح آمایش سرزمین دیده شده بود، تنها بخشهای کوچکی از این سند اجرایی شده است. این قوانین سندهای بسیار مهمی است که هرچه قدر وقت بر روی آنها گذاشته شود، ارزشش را دارد.
▪ حال کشاورز منطقهای که میخواهیم محصولی را نکارد چه کار باید بکند؟
ـ در آن مناطق صنعت باید رشد کند. در صورتی که در برخی از مناطق کشور با کمبود شدید آب مواجه هستیم و میخواهیم کشاورزی انجام دهیم، باید به سمت کشتهای کنترل شده برویم.
▪ الگوی آب در بخش صنعت چه میزان است؟
ـ ما در بخش صنعت ۲میلیارد مترمکعب آب مصرف میکنیم، اما نگرانی ما در صنعت از جنس دیگر است. صنعت موجب افت کیفیت آب میشود.
▪ با روند مصرف فعلی آب چه چشماندازی برای کشور متصور است؟
ـ اگر روند فعلی ادامه پیدا کند دیگر آبی برای عرضه وجود نخواهد داشت بر همین اساس بهداشت عمومی، و حیات مردم به خطر میافتد. به عنوان مثال برای آب شرب تهران از تمام منابع موجود استفاده شده و دیگر آبی برای عرضه وجود ندارد.
▪ میزان هدر رفت آب در شبکه آب موجود چه میزان است؟
ـ در شبکه شهری متوسط در حدود ۳۰درصد است. در بخش کشاورزی گفته میشود که راندمان بخش کشاورزی در حدود ۴۰درصد است. با توجه به تجربهای که دارم، سدسازی بسیار آسانتر از اصلاح الگوی مصرف است.
یك اقدام اساسى در زمینهى پیشرفت و عدالت، مسئلهى مبارزهى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگیرى از ولخرجىها و تضییع اموال جامعه است؛... لازم است به عنوان یك سیاست، ما مسئلهی صرفهجوئى را در خطوط اساسى برنامهریزىهایمان در سطوح مختلف اعمال كنیم.... صرفهجوئى به معناى مصرف نكردن نیست؛ صرفهجوئى به معناى درست مصرف كردن، بجا مصرف كردن، ضایع نكردن مال، مصرف را كارآمد و ثمربخش كردن است.... جامعهى ما باید این مطلب را به عنوان یك شعار همیشگى در مقابل داشته باشد؛ چون وضع جامعهى ما از لحاظ مصرف، وضع خوبى نیست.... بنابراین مسئلهى صرفهجوئى و اجتناب از اسراف، فقط یك مسئلهى اقتصادى نیست؛ هم اقتصادى است، هم اجتماعى است، هم فرهنگى است؛ آیندهى كشور را تهدید میكند.... باید خودمان را اصلاح كنیم. باید الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود.... قوهى مقننه و قوهى مجریه موظفند به پیگیرى. برنامهریزى كنند، قانونگذارى كنند، قانون را با قاطعیتِ تمام اجراء كنند. پیشرفتى كه ما در این ده سال خواهیم داشت، بخش مهمىاش مربوط به همین قضیه است.»
جملات فوق بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در اولین روز دهه چهارم انقلاب است. ایشان كه در پیام نوروزی خطاب به ملت فهیم ایران، با توجه به اهمیت «حیاتی و اساسیِ مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع کشور» سال جدید را «سال اصلاح الگوی مصرف» در همه زمینهها و امور نامیدند در سخنرانی خود در روز اول فرودین 1388 در حرم مطهر ثامنالائمه(ع) مسوولین نظام را موظف به برنامهریزی و حركت در جهت اصلاح الگوی مصرف نمودند.
با توجه به تأكیدات فراوان معظم له در خصوص «جلوگیری از اسراف» و «اصلاح الگوی مصرف» در سلسله یادداشتهایی به بررسی نقش دستگاهها و نهادهای نظام در این خصوص و راهكارهای اجرایی آن خواهیم پرداخت و در گام اول و با توجه به اشارهی مقام عظمای ولایت بر تقدم قوهی مقننه، نخستین یادداشت را به نقش مجلس شورای اسلامی در «اصلاح الگوی مصرف» اختصاص میدهیم.
بدون تردید ارزان بودن قیمت حاملهای انرژی (نفت، گاز، بنزین، گازوئیل، برق، آب) در سالیان گذشته باعث اسراف و ولنگاری و رشد بیرویه مصرف شده و به هدر رفتن منابع ملی و نیز تشدید تخریب محیط زیست را در پی داشته است. اگر چه با عمومی شدن فرهنگ صرفهجویی و آموزش شیوههای درست مصرف كردن میتوان امیدوار به كاهش هزینههای مصرف انرژی در كشور بود اما فراموش نكنیم كه با توجه به مصرف بسیار بالای حاملهای انرژی در كشور، حتی در خوش بینانهترین حالت(10 الی 15 درصد)، میزان صرفهجویی مردم قابل توجه نخواهد بود چرا كه در حال حاضر مصرف انرژی در كشورمان به شدت بالاتر از میانگین جهانی است و این آثار بسیار نامطلوب و مخربی بر اقتصاد كشور دارد به طوری كه مصرف انرژی در ایران، 5/3 برابر كشور چین با جمعیتی بالغ بر 3/1 میلیارد نفر میباشد!
بر اساس آمارهای منتشر شده، سهم یارانههای مستقیم و حاملهای انرژی از تولید ناخالص ملی (GDP) در سال 1380، 6/7 درصد بوده كه در سال 1385، 9/25 درصد رسیده و بدون تردید با وضعیت كنونی هر سال رو به افزایش است. به زبان گویاتر میزان مصرف، یارانه و قیمت حاملهای انرژی در ماه كه در سال 1380، 2/15 میلیارد دلار بوده در سال 1386، به 8/78 میلیارد دلار رسیده است كه رقمی فوقالعاده بالا و غیر قابل تصور برای اقتصاد ایران است. بدون شك با این 87 میلیارد دلار میتوان بسیاری از پروژههای عمرانی را به ثمر رساند و آن را هزینه آموزش، بهداشت، رسیدگی به مناطق محروم و غیره نمود.
از سوی دیگر روند شدت مصرف انرژی در ایران نسبت به بسیاری از كشورهای جهان قابل مقایسه نبوده و بنا به اظهارات وزیر محترم نفت، با این شدت مصرف در آیندهای نه چنان دور نه تنها دیگر انرژی برای صادرات نخواهیم داشت بلكه به وارد كنندهی انرژی تبدیل خواهیم شد كه این امر تهدیدی جدی برای نظام و انقلاب محسوب میشود.
همچنین، انرژی ارزان بهرهوری را پایین آورده و استفاده از تكنولوژیهای قدیمی و ناكارآمد را ترویج میكند و این حكایتی غمانگیز از دورنمای اقتصاد و صنایع و كشاورزی ایران در سالهای آینده دارد!
در چنین شرایطی اصلاح قیمت حاملهای انرژی بهترین شیوه برای اصلاح الگوی مصرف و مقابله با اسراف و هدر رفتن منابع ملی میباشد و ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری در اقتصاد و گسترش زیرساختهای اقتصادی و صنعتی را به دنبال خواهد داشت از همین روی، رهبر معظم انقلاب در سخنرانی مهم خود در بارگاه رضوی، با درایت و هوشمندی، «مسئلهى هدفمند كردن یارانهها» را «ناشى از تجربهى بلندمدت نخبگان كشور» دانستند و «رسیدن به این حقیقت و تصمیم و عزم راسخ بر اجراى آن» را «ناشى از تجربهى طولانىمدتی كه در طول این سالها متراكم شده است و به مرحلهى عمل درآمده است» بیان نمودند.
یكی از چهار هدف اصلی لایحه هدفمند كردن یارانهها، «مدیریت صحیح مصرف انرژی و منابع آن در كشور» اعلام شده است و در این لایحه، دولت پیشنهاد كرده نرخ حاملهای انرژی شامل بنزین، نفت سفید، نفت گاز، آب، برق، گاز و... طی یك دوره حداكثر سه ساله، به نرخهای منطقهای، بینالمللی و صادراتی نزدیك شود و برای جبران اثرات تورمی اجرای این لایحه نیز، بخشی از یارانه آن بر اساس اولویت به دهكهای پایین جامعه بازپرداخت شود.
بدیهی است تورم ناشی از اجرای اصلاح قیمت حاملهای انرژی قابل با گذشت زمان و با اقدامات حمایتی دولت قابل تعدیل است لكن تورم ناشی از انتشار اسكناس جدید و بدون پشتوانه (به دلیل حذف بند هدفمند كردن یارانهها از بودجه 88) تأثیر عمیقتری داشته و فشار بسیاری به دهك های پایین جامعه وارد میآورد.
همچنین كاهش مصرف سوختهای فسیلی موجب صیانت از منابع نفتی كشور خواهد شد و نسلهای آینده ذخایر بیشتری از این موهبت الهی را در اختیار خواهند داشت و از سوی دیگر، یكسان شدن قیمت بنزین و گازوئیل با كشورهای منطقه، در جلوگیری از قاچاق این ثروت ملی نقش بسیاری مهمی ایفا خواهد كرد.
در مورد آب و برق مورد استفاده در صنایع و بخش كشاورزی نیز، مجلس شورای اسلامی میتواند با وضع قوانین مدون و با درنظر گرفتن اعتبارات لازم، دولت را در اصلاح شبكههای آبرسانی و بهبود شیوههای آبیاری و صیانت از ذخایر آبهای سطحی و زیر زمینی كشور یاری كند و نوسازی شبكهی انتقال برق و جلوگیری از اتلاف انرژی الكتریكی در مسیر بین نیروگاهها تا محل مصرف را در اولویت كاری وزارت نیرو قرار دهد. همچنین وكلای ملت میتوانند استفاده از لامپهای كم مصرف و شیرهای هوشمند را در نهادهای حكومتی به تكلیفی قانونی مبدل سازند و با برنامهریزی و نظارت دقیق، تمركز دولت را بر افزایش راندمان انرژی مصرفی و ارتقای بهرهوری و بهبود فناوری تولید در صنایع كشور خصوصا صنایع خودروسازی معطوف نمایند.
به علاوه، مجلس محترم میتواند با دقت در تخصیص بودجه جاری دستگاهها و نهادهای دولتی و غیر دولتی، ضمن جلوگیری از افزایش غیرمنطقی بودجه برخی دستگاههای خاص، و با كسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، نظارت دقیق بر استفاده صحیح از منابع و امكانات این دستگاهها داشته باشد.
در بحث مسكن به عنوان یكی مصرف كننده مهم انرژی نیز، قوهی مقننه میتواند با وضع قوانین لازم، شهرداریها و سازمان نظام مهندسی كشور و مردم را مكلف به رعایت اصول مطروحه در مبحث 19 نماید تا با استفاده از مصالح مناسب و استاندارد و دستگاهها و سیستمهای مناسب گرمایشی و سرمایشی، میزان مصرف انرژی در ساختمانها و منازل مسكونی را به حد معقول آن نزدیك شود.
همهی آنچه گفته شد تنها با هماهنگی و همدلی مسوولان در سه قوه و مردم میسر خواهد بود و در نهایت منجر به تسریع در روند توسعهی اقتصادی كشور و «حركت پر شتاب و بزرگ به سمت تحقق پیشرفت و عدالت» و نیل به اهداف سند چشمانداز خواهد شد.
در یادداشتهای بعدی به بررسی نقش دستگاههای دولتی و سایر نهادهای مرتبط خواهیم پرداخت.
محمد مهدی پوینده
منبع عصر انتظار
با نزدیك شدن به فصل گرما یكی از دغدغه های بیشتر خانواده ها، انتخاب یك وسیله سرمایشی مناسب برای منازل است. با توجه به این كه وسایل سرمایشی حدود 26 درصد از كل مصرف برق بخش خانگی را به خود اختصاص می دهد ضروری است هنگام استفاده از وسایل سرمایشی به نكاتی برای صرفه جویی و كارایی بهتر آن توجه كرد.در سالی كه به نام اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شده است، باید تلاش بیشتری كرد تا با صرفه جویی و بهینه كردن مصرف انرژی این امانت را برای نسل های بعد هم باقی گذاشت.یك كارشناس تأسیسات می گوید: انتخاب كولر به شرایط آب و هوا و در نظر گرفتن فضای سرمایشی بستگی دارد.«آرش نظم بجنوردی» می افزاید: با در نظر گرفتن شرایط آب و هوایی خراسان شمالی بهترین وسیله سرمایش كه می توان استفاده كرد، كولر آبی است. البته باید فضا را نیز در نظر گرفت هر قدر فضای سرمایشی بیشتر باشد، كولر نیز باید بزرگ تر و قوی تر باشد تا فشار كمتری به آن وارد شود.وی تأكید می كند : مهم ترین نكته ای كه در انتخاب كولر اعم از گازی یا آبی باید مورد توجه قرار گیرد، استاندارد بودن آن است هم چنین داشتن برچسب انرژی از مهم ترین شاخص های یك كولر مرغوب است.وی می افزاید: حرف A نشانگر بیشترین میزان بازدهی دستگاه و حرف G نشان دهنده كمترین میزان بازدهی دستگاه است . بنابراین هر چه مرتبه دستگاه بیشتر باشد كارایی آن نیز نسبت به میزان انرژی كه مصرف می كند، بیشتر است.وی نكاتی را برای استفاده صحیح از كولر بر می شمارد و می افزاید: هر قدر مسیر كانال كشی كولرهای آبی طولانی تر و پر پیچ و خم باشد، فشار هوا در مسیر كانال ها كاهش پیدا می كند كه برای جبران آن، انرژی بیشتری نیاز دارد و سرمای حاصل هم كمتر می شود به همین دلیل باید در صورت امكان كوتاه ترین مسیر برای كانال كشی در نظر گرفته شود.این كارشناس ادامه می دهد: اگر كانال كولر در خارج از ساختمان قرار داشته باشد، نباید در معرض نور مستقیم باشد. باید آن را با سایبان یا پشم شیشه پوشاند تا از گرم شدن آن جلوگیری کرد. هم چنین با عایق كردن دیوارها و پنجره ها از ورود هوای گرم به داخل اتاق می توان جلوگیری كرد.وی مسدود كردن دریچه ورودی هوا را در اتاق هایی كه استفاده نمی شود یكی دیگر از راه های استفاده بهینه از كولر ذكر می كند.«یوسف جوینی» یك كارشناس دیگر هم معتقد است: استفاده هم زمان از وسایل خانگی گرمازا مانند اجاق، سماور، لامپ های متعدد و ... باعث افزایش گرمای محل كار و سكونت می شود و استفاده از كولر را افزایش می دهد.وی می افزاید: انرژی بیشتر از طریق پنجره ها هدر می رود كه می توان با استفاده از كركره یا پارچه های روشن، از این هدر رفت جلوگیری كرد.وی ادامه می دهد: برای افزایش كارایی بهتر است كولرها در مسیر جریان هوا گذاشته شود.وی می گوید: كولر گازی از جمله پر مصرف ترین وسایل برقی خانگی است. بنابراین در صورتی كه نیازی به استفاده از این كولرها نیست می توان از استفاده آن خودداری كرد و یا تلاش شود در ساعاتی كه اوج مصرف برق بالاست، استفاده نشود.وی تأكید می كند: حتما پوشال های كولر سالانه تعویض شود زیرا علاوه بر صرفه جویی در مصرف انرژی می تواند قدرت سرد كنندگی كولر را هم افزایش دهد .
منبع خراسان
آیتالله العظمى ناصر مکارم شیرازى در دیدار مسئولان دفاتر فرهنگى و دینى وزارت نیرو و مدیران صنایع آب و برق قم گفت: قطع یک ساعت آب و برق مشکلات زیادى براى مردم فراهم میآورد و عزیزان ما در تمام سطوح وزارت نیرو باید توجه ویژهاى به این امر داشته باشند.
مراجع عظام تقلید قم بر صرفه جویى در مصرف آب و
برق تأکید کردند و اسراف در استفاده از سرمایههاى ملى را حرام دانستند.
به
گزارش پایگاه اطلاع رسانى دولت و به نقل از روابط عمومي شركت آب و فاضلاب استان قم،
آیتالله العظمى ناصر مکارم شیرازى در دیدار مسئولان دفاتر فرهنگى و دینى وزارت
نیرو و مدیران صنایع آب و برق قم گفت: قطع یک ساعت آب و برق مشکلات زیادى براى مردم
فراهم میآورد و عزیزان ما در تمام سطوح وزارت نیرو باید توجه ویژهاى به این امر
داشته باشند.
وى با اشاره به مشکلات خشکسالى در تأمین آب و برق گفت: باید این
فرهنگ را در جامعه نهادینه کنیم که میتوانیم با صرفه جویى بر مشکلات فائق
آییم.
این مرجع تقلید تأکید کرد: باید از هر گونه اسراف کارى در مصرف آب و برق
شرعاً خوددارى کنیم.
وى ادامه داد: در صورت عدم صرفه جویى کشور دچار مشکلاتى
خواهد شد که این مشکلات را به اصل نظام و مذهب سرایت میدهند، پس لازم است براى
محکم کردن پایههاى نظام به مسئله صرفه جویى و پرهیز از اسراف وفادار باشیم.
آیت
الله حسین نورى همدانى نیز صرفه جویى در مصرف آب و برق را لازم و ضرورى دانست و با
اشاره به تاکید اسلام به مسئله صرفه جویى تصریح کرد: زیاده روى و اسراف در مصرف آب
و برق حرام و خیانت به ملت است.
وى آب و برق را جزو سرمایههاى ملى کشور دانست و
گفت: این سرمایهها براى تمام ملت ایران است و هر کس که در مصرف این سرمایه ها
اسراف کند در اصل به همه ملت ایران خیانت کرده است.
آیت الله نورى همدانى با
توصیه مردم به استفاده بهینه از آب و برق اظهار داشت: باید رسانهها مخصوصا صدا و
سیما در نهادینه کردن فرهنگ صرفه جویى تلاش کنند و مردم را به استفاده صحیح تشویق
نمایند.
وى خواستار ارائه آموزشهاى لازم در زمینه صرفهجویى به مردم شد و خاطر
نشان کرد: با توجه به اهمیت آب و برق در جامعه باید مردم به صرفه جویى و استفاده
صحیح از این مایه حیاتى عادت کنند.
آیت الله جعفر سبحانى نیز با اشاره به اهمیت
آب براى زندگى بشر گفت: آبادانى در گرو حیات و حیات نیز به آب وابسته است و اگر آب
وجود نداشته باشد، حیات از زمین برچیده میشود.
وى با بیان این که قطرات باران
همانند طلا و نقره است که بر زمین فرود میآید، خاطر نشان کرد: باید از این نعمت
خدادادى به بهترین نحو حفاظت کنیم و با چنگ و دندان از هدر رفتن آن جلوگیرى
کنیم.
این مرجع تقلید، قرن حاضر را قرن جنگ بر سر آب دانست و اظهار داشت: باید
براى توجه همگانى به اهمیت آب روزى را به نام روز ملى آب نامگذارى کنیم و رسانهها
از جمله صدا و سیما به موضوع آب بپردازند تا مردم بیشتر به اهمیت آب توجه
کنند.
وى افزود: بنده پیشنهاد میکنم اول ماه نیسان که مصادف است با 25 فروردین
و از قدیم مورد توجه مردم بوده است و براى آب وبارش باران در این ماه اهمیت زیادى
قائل میشدند، به نام روز آب معرفى گردد.
آیت الله سبحانى در ادامه با تأکید بر
آموزش نحوه صحیح استفاده از آب به مردم گفت: باید با پرهیز از کلى گویی، راههاى
صرفه جویى و استفاده صحیح از آب به صورت جزئى به مردم آموزش داده شود.
وى مجزا
بودن شبکه بهداشتى و شبکه آب شرب قم را بسیار مطلوب خواند و با قدردانى از
کارشناسان و مسئولان شرکت آب و فاضلاب اظهار داشت: دو شبکه مجزا در قم به همت
متخصصان قمى بسیار پراهمیت و از خدمات مهم به شهر قم است.
وى آبادانى و رضایت
مردم را آبروى نظام و اسلام دانست و گفت: باید در ارائه خدمات به مردم، رضایت آنها
را فراهم آوریم،زیرا در کشور اسلامى مردم هر خدمت یا عدم خدمتى را از چشم اسلام
میبینند.
وى همچنین در پایان خطاب به مسئولان صنعت آب و برق خاطر نشان کرد: تا
میتوانید مردم را از خود راضى نگه دارید زیرا این کار خدمت به اسلام، مسلمین و
نظام است.
منبع www.dolat.ir




