اللهم عجل لولیک الفرج

******هو المعشوق****** دل خوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خدا معشوقه من بالایی است.


 
 
 يك بار ديگر، با فرا رسيدن سال نو، در بسياي از نقاط کشور مردم براي خريد عيد به تكاپو افتادند. در آستانه سال نو فروشگاه هاي بزرگ و كوچك با ارايه تخفيف هاي ويژه مي كوشند تا با جذب تعداد زيادي مشتري، ميزان فروش و رقم سود خود را تا جايي كه ممكن است، افزايش دهند اما امسال تفاوت بزرگي با سال هاي گذشته دارد و آن عنوان امسال است که به نام سال اصلاح الگوی مصرف از سوی رهبر معظم انقلاب نامگذاری شده است.

به گزارش سرویس زنان جهان نیوز؛ در کشور ما فرا رسيدن عيد نوروز در ميان مردم به گونه اي جا افتاده است که هر ساله تکرار مي شود و خرج کردن پول هاي کلان گريبان خانواده ها را مي گيرد.

در سال جدید، زنان با توجه به بحران اقتصادی و لزوم رعایت اصلاح الگوی مصرف، به عنوان مدیران داخلی خانواده باید توجهات ویژه ای را در خرید کردن امسال خود رعایت نمایند که بخش اعظم آن با بازنگری در الگوي مصرف حل خواهد شد به اين دليل که بسياري از خريدهايي که از طريق بانوان انجام مي‌شود، نياز واقعي نيست، بلکه يک عادت يا تقليد از ديگران است. 

الگوي غلط مصرف در بعضی از زنان، چشم وهم چشمي، حساسيت‌هاي بي‌مورد و تربيت های غلط مواردی است که در خرید کردنهای شب عید به خوبی نمود پیدا می کند.

الگوي تحميلي زمان، مکان و تبليغات فرد را به صورت ناخودآگاه مجاب مي‌کند به اينکه به وسايل و اقلام مختلف نيازمند است؛ درحاليکه اين نياز، فقط يک نياز کاذب است. 

قضاوت‌های اجتماعی که صرفا بر مبنای ظاهر و وضعیت مالی افراد است؛ از مهمترین عوامل به وجود آمدن نیاز های کاذب است. 

هر اندازه دانش، آگاهي، و حساسيت زنان بيشتر شود و درک اقتصادي بيشتري در اين زمينه بيابند نسبت به طريقه مصرف حساس مي‌شوند. 

مثلا زناني که در خارج از خانه اشتغال دارند و حقوق دريافت مي‌کنند در مصرف و استفاده درست از درآمد خود برنامه‌ريزي داشته و نسبت به طريقه استفاده از آن حساس هستند اما در مقابل زنانی که در منزل حضور بيشتري دارند و خانه‌دارند بيشتر انتظارات خود را به پول نسبت مي‌دهند و معمولا به طريقه درست مصرف کردن آن آگاهي ندارند. 

به نظر می رسد آگاهي و رشد فرهنگي و اجتماعي بانوان هر چه بيشتر باشد باعث مي‌شود تا زنان تحت تاثير عادت و تبليغات قرار نگيرند و الگوي مصرف به اصلاح برسد


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 2:12 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

از دندۀ مناسب استفاده کنيد. يکي از راه هاي کاهش مصرف سوخت استفاده از سبکترين دندۀ ممکن است بدون اينکه فشاري به موتور وارد شود. بعنوان مثال با بررسي که در يک خودرو به عمل آمد مشخص شد اگر با دندۀ 3 با سرعت 60 کيلومتر در ساعت حرکت کنيم، مصرف سوخت 25 درصد بيشتر از زماني است که با دندۀ 5 حرکت کنيم.

- با ملايمت رانندگي کنيد. با استفادۀ ملايم از گاز و خودداري از ترمزهاي شديد نه تنها مصرف سوخت کاهش مي يابد بلکه لاستيک هاي گرانقيمت نيز سالم مي ماند و خودرو هم ديرتر فرسوده مي شود. حرکت خودرو را در ترافيک سنگين پيش بيني کنيد تا از شتاب گرفتن و ترمز گرفتنِ ناگهاني جلوگيري شود. آزمايشاتي که در اين زمينه انجام گرفته است نشان داده که با رانندگي صحيح مي توان تا 30 درصد راندمان مصرف خودرو را افزايش داد.

- اگر خودرو را در زمان هاي توقف کوتاه مدت خاموش کنيد، مصرف سوخت شما افزايش مي يابد تا انرژي تخليه شده از باتري ها را براي راه اندازي دوبارۀ موتور جبران کند. ولي اگر بيش از 2 - 3 دقيقه توقف داريد با خاموش کردن موتور بنزين کمتري مصرف مي کنيد. نکتۀ ديگر در اين زمينه اين که در هنگام توقف و زماني که موتور خودرو درجا کار مي کند، دور موتور پايين است و فشار پمپ روغن  فشار بهينه نيست. بنابراين روشن نگه داشتن موتور خودرو در دور درجا در دراز مدت سبب فرسودگي موتور خودرو مي شود.

 - بار اضافي را تخليه کنيد. با دقت به اتومبيل خود در هنگام سفر نگاه کنيد. معمولاً وسايل اضافۀ زيادي در اتومبيل داريم که هميشه با خود به همه جا مي بريم ولي احتياجي به آنها نداريم. توجه داشته باشيد بار اضافه نه تنها سبب افزايش مصرف سوخت مي شود بلکه باعث وارد شدن فشار به گيربکس، سيستم تعليق و... هم مي شود. در صورت امکان از باربند استفاده نکنيد استفاده از باربند در جاده سبب افزايش مصرف سوخت به ميزان قابل توجهي مي شود.  اگر ناگزیر شدید باربند ببندید، دست کم بعد از اتمام کارتان آنرا بازکنید و باربند را همه جا با خودتان نبرید.

- طبق تحقيقات انجام انجام شده باد لاستيک هاي بيش از 50 درصد خودروهايي که در جاده ها رفت وآمد مي کنند، کمتر از استاندارد است. اين وضعيت علاوه بر اين که سبب خوردگي سريع تر لاستيک ها مي شود باعث افزايش مصرف سوخت هم مي شود. باد لاستيک ها بايد هر دو هفته چک شود. لاستيک هاي صاف هم باعث افزايش مصرف سوخت مي شوند. لاستيک هايي ساخته شده اند تا مصرف سوخت را کاهش دهند. بنابراين اگر در جاده رفت وآمد مي کنيد اين لاستيک ها انتخاب خوبي براي شما خواهد بود. چون در طول عمر لاستيک در حدود 40 درصد قيمت لاستيک را در سوخت صرفه جويي کرده ايد.

- زماني که در جاده با سرعت هاي بالا رانندگي مي کنيد اگر شيشۀ خودرو پايين باشد، مصرف سوخت شما بسيار افزايش مي يابد. در اين وضعيت با بالا دادن شيشه، از سيستم تهويه استفاده کنید. البته کولر خودرو باعث افزايش مصرف سوخت مي شود و بهتر است در سر بالايي هاي طولاني آنرا خاموش کنيد. بهتر است کولر را در فاصله های زمانی کوتاه روشن کنید.

- يکي از شايع ترين علل افزايش مصرف سوخت، کثيفي فيلتر هوا است. چون سبب کاهش هواي ورودي به موتور و احتراق ناقص می شود. اگر در جاده هاي پُرگردوغبار رانندگی مي کنيد فواصل تعويض فيلتر هوا را کم کنید.

- مطمئن شويد شمع هاي موتور خودرو شما در وضعيت خوبي قرار دارند. شمع ها و وايرهاي آنها را در زماني که بوسيلۀ کارخانۀ سازنده مشخص شده تعويض کنيد تا احتراق در موتور خودرو در بهترين شرايط انجام شود.

- تعويض روغن موتور در فواصل تعيين شده، باعث افزايش راندمان موتور و کاهش مصرف سوخت آن مي شود.

- اگر به دنبال خريد يک خودرو اقتصادي  هستيد، خودروهای کوچک با مصرف سوخت پايين انتخاب خوبي هستند؛ ضمن اين که آلودگي کمتری هم توليد مي کنند. اگر افراد از خودروهاي کوچک مناسب با نياز خود بجاي خودروهاي بزرگ استفاده کنند تا 45 درصد مصرف سوخت کمتري خواهند داشت.

- اگزوز استاندارد: هر خودرو داراي يک اگزوز با سايز مشخص است. استفاده از اگزوز غيراستاندارد که يا بزرگتر و يا کوچکتر از سايز استاندارد است باعث کاهش قدرت موتور و افزايش مصرف سوخت آن مي شود. يک باور اشتباه در مورد اندازۀ اگزوز وجود دارد؛ بعضي فکر مي کنند هرچه اگزوز بزرگتر باشد راندمان آن خودرو بيشتر مي شود ولي در عمل اين گونه نيست و يک نقطۀ بهينه براي راندمان آن وجود دارد که معمولاً همان اگزوز استاندارد است. اگر لولۀ اگزوز خودرو شما صدای غیر عادی میدهد، ممکن است سوراخ شده باشد.

- اگر تسمه های مختلفی که پروانه، واتر پمپ، دینام و انواع وسایل دیگر را به موتور وصل می کنند، بیش از اندازه شل یا سفت باشند، بازده موتور به شدت کاهش می یابد. تسمه باید حدود 1.25 سانتیمتر آزادی داشته باشد و ساییده و نخ نما نباشد.

- اگر ترمزها تنظیم نباشند، ممکن است در حین حرکت خودرو با کاسه یا دیسک ترمز تماس داشته باشند و در برابر حرکت چرخ مقاومت نشان دهند. این مقاومت سبب می شود که چرخ برای چرخیدن توان بیشتری لازم داشته باشد. بهترین راه این است که زیر هر چرخ جک بزنید و آنرا با دست بچرخانید. اگر ترمز با کاسه یا دیسک اصطکاک داشته باشد، وقتی میخواهید چرخ را بچرخانید مقاومت آنرا حس خواهید کرد.

- حرکت تا 2 کیلومتر با موتور سرد، تا 70 درصد به مصرف سوخت خودرو شما می افزاید. ولی برای گرم کردن موتور احتیاجی به گرم کردن درجا آن هم در زمان طولانی نیست. زیرا برای گرم کردن موتور اغلب خودروهای جدید نیم دقیقه کافی است. در مورد خودروهای قدیمی می توانید پس از یک دقیقه راه بیفتید. اما برای گرم کردن خودرو ابتدا کمی آهسته حرکت کنید.

- شاید باور نکنید اما در هنگام گردش به چپ بنزین بیشتری مصرف می شود تا در هنگام گردش به راست. زیرا برای گردش به چپ ناگزیر باید توقف کرد و موتور خودرو باید مدتی درجا کار کند و این یعنی بنزین بسوزاند اما جلو نرود تا راه باز شود و شما بتوانید به چپ گردش کنید. در این هنگام نیز باید هیکل سنگین خودرو را از حالت سکون به حالت حرکت دربیاورید که این هم مستلزم مصرف کردن بنزین اضافی است. به همین دلیل با دور زدن در میدانی که در نزدیکی شماست، یا از محل دوربرگردان، بنزین کمتری مصرف می شود تا دور زدن در وسط خیابان.

- صندلی خود را در راحت ترین وضعیت ممکن تنظیم کنید. تحقیق نشان داده است که رانندگی در وضعیت راحت به راننده کمک می کند که پدال گاز را ملایمتر فشار دهد و وقتی پدال گاز ملایمتر فشار داده شود، بنزین کمتری مصرف میشود.

- در صورت رانندگی با سرعت 80 کیلومتر بر ساعت، به جای 110 کیلومتر بر ساعت، رانندۀ سبک پایی مثل شما میتواند تا 20 درصد در مصرف بنزین صرفه جویی کند. مقاومت هوا در سرعت های بالا عیب دیگری هم دارد و آن اینکه عمر شاسی خودرو را نصف می کند.

- راننده باید قبل از اینکه صدای زوزه موتور درآید و به اتومبیل فشار بیاید دنده را تعویض کند و به دنده های بالاتر برسد.

- راننده باید آهسته و نرم راه بیفتد و به تدریج سرعت بگیرید. به حرکت آوردن خودرو از حالت سکون نیازمند مصرف کردن توان زیادی است. می توانید این توان را به صورت مؤثر با راه افتادن آهسته و سرعت گرفتن تدریجی به خودرو بدهید؛ نه این که پایتان را تا ته روی پدال گاز فشار دهید و تیک آف کنید. اگر آهسته راه بیفتید و به تدریج سرعت خود را افزایش دهید، می توانید تا 50 درصد در مصرف سوخت برای پیمودن این مسافت اولیه صرفه جویی کنید.

- یکنواخت رانندگی کنید. موجهای توقف و حرکت ترافیک را در نظر بگیرید تا ناگزیر از توقف نشوید.

- قبل از رسیدن به سربالایی، به تدریج سرعت خود را افزایش دهید به این ترتیب خودروی شما بخشی از مسیر را بدون زحمت طی میکند. وقتی سربالایی را طی می کنید پایتان روی پدال گاز فشار ندهید تا سرعت اولیه خود را حفظ کنید؛ مگر در حالتی که راه را بند آورده باشید.

- در سرازیری گاز ندهید. وزن خودرو و سرعت اولیه آن شما را تا پایین سرازیری می برد. پایتان را از روی پدال گاز بردارید و اجازه بدهید موتور کمی استراحت کند.

- یا صبح زود یا شب که هوای خنک تر است بنزین بزنید. بنزین هم در هوای گرم منبسط می شود. با افزایش دما به میزان 18 درجه سانتیگراد، 50 لیتر بنزین تقریباً به انداز 1 لیتر منبسط میشود. یعنی اگر در دمای 30 درجه سانتیگراد بالای صفر، 50 لیتر بنزین در باک خودروی خود بریزید و کنار پمپ بنزین توقف کنید تا هوا خنک شود و به 12 درجه سانتیگراد بالای صفر برسد، سر باک تقریباً به اندازه 1 لیتر پایین می رود.

- هرگز باک را بیش از اندازه پر نکنید. کمی بگذارید خالی بماند. اگر باک بنزین را تا خرخره پر کنید وقتی در باک را ببندید و راه بیفتید اگر از سربالایی بالا روید یا خودرو را در آفتاب پارک کنید، بنزین از بالای باک بیرون میریزد.

- مهارت خود در رانندگی را بر اساس میزان مصرف بنزین بسنجید.

- پیش از افزایش سرعت خودرو مطمئن شوید که کمی جلوتر مجبور نیستید برای عبور از چراغ چشمکزن، تقاطع یا پیچ، سرعت خود را کاهش دهید. یادتان باشد هروقت پایتان را روی پدال ترمز میگذارید سرعتی را کاهش میدهید که برای رسیدن به آن بنزین مصرف کرده اید.(استهلاک سیستم ترمز و لنت هم جای خود را دارد) .

- بسیاری عقیده دارند آنچه که دیده نمی شود ضرری به حال ما نخواهد داشت و هرگز خودشان را به زحمت نمی اندازند که موتور خودرو و محفظۀ زیر کاپوت را تمیز کنند. اما دلایل عملی برای پاکیزه نگه داشتن این ناحیه و حذف گریس ٬ روغن ٬ بنزین و گرد و غبار از آن وجود دارد.

روغنی که در بدن سیلندر گرم شده در کارتر باید خنک شود تا هنگام بازگشت به موتور بتواند نقش خنک کنندگی خود را اجرا کند. کارتر از طریق تماس با هوایی که در هنگام حرکت خودرو زیر آن جریان دارد خنک می کند. بخش از گرمای موتور و نیز سایر اجزای فلزی زیر کاپوت نیز از طریق تماس بدنه آنها با هوا دفع می شود. اگر لایه ای از روغن و گریس و گرد و غبار و حشرات بی جان و  آشغال دیگری روی بدنۀ موتور و وسایل دیگر را پوشانده باشد٬ مبادلۀ گرما بین سطح این وسایل و هوا وجود ندارد و در حقیقت موتور گرم میماند. موتور گرم قدرت کافی ندارد و در حقیقت بخش عمده بنزین مصرفی را به گرما تبدیل میکند.

- اگر روغن موتور اتومبیل خود را به موقع و به صورت منظم عوض کنید و همیشه موتور خودرو را طوری تنظیم کنید که در اوج قدرت و بازده باشد. اگر سوپاپ تهویه کارتر خوب کار نکند٬ بازده موتور کم می شود و احتمال آلوده شدن روغن موتور و روغن سوزی وجود دارد که همین موضوع موجب افزایش مصرف سوخت هم میشود.

منبع: http://motaleat.blogfa.com



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:52 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت

شايد اين مسئله كمي اقراق‌آميز بيايد ولي با استفاده از سيستم اتوماسيون اداري بدون كاغذ شما در مصرف كاغذ صرفه‌جوئي بسياري انجام داده‌ايد كه خود اين باعث قطع كمتر درختان و از بين نرفتن محيط زيست مي‌شود.

براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اين در حالى است كه به رغم روند روبه كاهش سطح جنگل هاى كشور همچنان مصرف كاغذ خصوصاً در تهران روبه افزايش است و اين كاغذها بعد از هر بار مصرف بدون اينكه مجدداً به چرخه توليد برگردند در زير خاك مى پوسند و به آلودگى هرچه بيشتر آب و خاك مى افزايند. نزديك به ۱۰ درصد معادل 7۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.

 توليد روزانه 7۵۰ تن كاغذ زباله در تهران در حالي است كه نرخ هر كيلو كاغذ وارداتي دو دلار است و سالانه ۵۵۰ هزار تن كاغذ وارد كشور مي¬شود.

در يك سال گذشته حدود ۱۵۰ هزار تن كاغذ در كشور توليد شده است و با اجراي طرح تفكيك كامل كاغذ در تهران ، هزينه واردات كاغذ در كشور ريالي خواهد شد. هم اكنون هزينه واردات كاغذ به كشور ۱/ ۱ ميليارد دلار است.

سال گذشته قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن افزايش يافت. اين موجب شد اعتبارات و يارانه هاى مصوب براى واردات كاغذ جوابگوى تناژ مصوب نباشد از اين رو با اعتبارات مصوب حجم كمترى كاغذ واردشد كه اين كمبود به سال جارى منتقل و موجب افزايش قيمت شد.

 روزانه حدود70۰ تن كاغذ باطله تنها در مركز دفن زباله كهريزك دفع مي شود كه اين مقدار كاغذ معادل دفن ۹۰۰ اصله درخت سبز و تنومند است.

مواد اوليه تهيه كاغذ از درختان كمياب جنگل ها تامين مي شود به همين دليل بازيافت كاغذ و محصولات كاغذي نسبت به توليد كاغذ در ۴۸ درصد از انرژي و ۵۸ درصد از آب مصرفي در صنعت كاغذسازي صرفه جويي مي كند.

براي توليد هر تن كاغذ ۲ تن چوب و ۲۰۰ هزار ليتر آب مصرف مي شود كه اين ميزان با بازيافت مواد به نصف كاهش مي يابد.

در كشورهاي توسعه يافته ۹۲ درصد مواد اوليه چندصد كارخانه كاغذسازي از كاغذهاي باطله تامين مي شود درحالي كه در ايران ۲ كارخانه توليد كاغذ ۹۸ درصد مواد مصرفي را از چوب جنگل ها تامين مي كنند.

روزانه بيش از ۸ درصد از تركيبات زباله هاي شهري تهران را كاغذ و مقوا تشكيل مي دهد و بازيافت روزانه اين ميزان كاغذ باطله حدود۹۰۰ اصله درخت را از نابودي نجات مي دهد.

 براي توليد هر تن خمير كاغذ سفيد از چوب ، 3 تن يا 6 متر مكعب چوب جنگلي يا حدود 7 تن باگاس نياز است كه در صورت عدم استفاده از 6/1 ميليون تن باگاس، بايد 370 هزار متر مكعب چوب مصرف شود كه اين مقدار چوب معادل رويش سالانه 457 هزار هكتار جنگل است.

 دراينجا يك نمونه از سوالات هر گروه آمده است:

1-براى توليد هر تن كاغذ در كشور ۱۵ اصله درخت تنومند قطع مى شود. اگرروزانه در تهران 100 تن كاغذ بازيافت شود از قطع شدن چند اصله درخت جلوگيري مي شود؟

2-اگر 90درصد از كاغذ مصرفي در تهران- به جاي حدود 8 درصدفعلي- بازيافت شود از قطع چند درخت تنومند جلوگيري ميشود؟

3-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد كل زباله تهران در يك روز چند تن است؟

4-نزديك به ۱۰ درصد معادل ۷۵۰ تن از زباله هاى تهران را در روز كاغذ تشكيل مى دهد در حالى كه كمتر از ۱۰۰ تن آن بازيافت مى شود.روزانه چند درصد از زباله هاي كاغذي تهران بازيافت مي شود؟

5-با توجه به افزايش قيمت هاى جهانى كاغذ از حدود ۵۳۰دلار درهرتن به ۸۲۰دلار در هرتن در سال گذشته اگر امسال 30 درصد كاغذ را از زباله هاي تهران صرفه جويي كنيم و به ازاي هر تن كاغذ بازيافت شده 50 در صد هزينه نهايي آن كاهش يابد با اين كارسالانه چند دلار صرفه جويي ارزي مي كنيم؟در حل اين مساله اگر به اطلاعات ديگري نياز داريد آن را ازمتن بالا استخراج كنيد.

در حين اين كار به طور غير مستقيم حساسيت دانش آموزان نسبت به صرفه جويي در مصرف كاغذ نيز افزايش مي يابد.

بعد از مطالعه متن و طرح سوالات مي توانيد به عنوان يك فعاليت پيشنهادي از گروه ها بخواهيد راههايي كه براي صرفه جويي بيشتر و بازيافت مناسب كاغذ مي شناسند تا هفته بعد جمع آوری کنند و در 5 دقيقه به كلاس ارائه كنند.

منبع: مدرسه اینترنتی تبیان

 


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:43 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

وزیر نفت با ارسال نامه های جداگانه ای به معاونان خود در چهار شرکت ملی نفت، گاز، پالایش و پخش و پتروشیمی پیشنهاد 15 گانه برای اصلاح الگوی مصرف انرژی ارائه کرد.
غلامحسین نوذری در این نامه با اشاره به نامگذاری سال جاری به سال "اصلاح الگوی مصرف" آورده است: از آنجایی که صنعت نفت علاوه بر تامین تقاضای انرژی بخش های مختلف، به عنوان یکی از مصرف کنندگان عمده انرژی نیز محسوب می شود.
وی تصریح کرد: با توجه به گستردگی حجم عملیات و ظرفیت های موجود، مصرف حامل های انرژی در بخش های نفت و فرآورده های نفتی، گاز و پتروشیمی را به حدی است که بخش گسترده ای از تولید آنها صرف مصارف عملیاتی در بخش های یاد شده می شود.
وزیر نفت تاکید کرد:ضروری به نظر می رسد شرکت های اصلی، تابعه و واحدهای ستادی وزارت نفت، برنامه ها و طرح های پیشنهادی را حول محورهای ذیل تهیه و در اسرع وقت به معاونت برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت منعکس کنند. 
محورهای پیشنهادی در خصوص موضوع مذکور به شرح ذیل است:
1 ـ سامانه اطلاعاتی مصرف انرژی به تفکیک فرآیندهای صنعتی و تاسیسات غیر صنعتی در بخش های مختلف طراحی، تکمیل و بروز رسانی گردد.
2 ـ موضوع سیستم های اندازه گیری در طراحی، نصب و بهره برداری و کالیبره کردن آن به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.
3ـ در طراحی تاسیسات و ایجاد ظرفیت ها، برنامه های اصلاح الگوی مصرف شامل میزان و نوع مصرف حامل های انرژی، مطالعه و نصب سیستم های بازیافت انرژی،‌ نصب سیستم CHP با موضوع به پرداختن علمیاتی مطابق با استانداردهای روز تبیین و ارائه گردد.
4 ـ بهینه کردن مصرف حامل های انرژی در ایستگاه های تقویت فشار و تلمبه خانه ها در خطوط انتقال گاز طبیعی، نفت و فرآورده های نفتی مدنظر قرار گیرد.
5 ـ بهینه سازی نظام انتقال فرآورده های نفتی از طریق برنامه ریزی صحیح برای انتقال از مبادی تولید و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهای صنعتی، نیروگاه ها و مصارف عمده به عنوان یکی از سیاست های اساسی موضوع فوق در نظر گرفته شود.
6 ـ تغییر روش حمل و نقل فرآورده های نفتی از جاده به سمت ریل و توسعه حمل و نقل ریلی
7 ـ از رده خارج کردن تمام خودروهای فرسوده فعال در بخش های مختلف وزارت نفت
8 ـ در خرید تجهیزات انرژی بر و ماشین آلات، ارتقاء راندمان انرژی متناسب با معیارهای انرژی بری مدنظر قرار گیرد.
9 ـ در بهره برداری از تاسیسات و ظرفیت های نصب شده، موضوع صرفه جویی انرژی به طور مشخص مورد توجه قرار گیرد.

10 ـ نیروگاه های برق موجود در واحدهای صنعت نفت تدریجا در سیستم CHP به منظور تولید همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلی تبدیل گردد.

11 ـ  در واحدهاب پتروشیمی و پالایشگاه های نفت و گاز، مصرف سوخت و خوراک کاملا از یکدیگر تفکیک گردند.

12 ـ در ساختمان های موجود اعم از مسکونی، اداری و صنعتی ممیزی انرژی و اجرای راه کارهای بهینه سازی (کنترل هوشمند موتورخانه، شیشه دوجداره با قاب استاندارد، عایقکاری حرارتی تاسیسات و جداره های خارجی ساختمان، بهینه سازی عملکرد موتورخانه، شیر ترموستاتیک و سیستم های خورشیدی) انجام گیرد.

13 ـ رعایت مبحث نوزده مقررات ملی ساختمان در کلیه ساخت و سازهای در دست احداث و ساختمان های موجود

14 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به تدوین و تصویب معیارهای مصرف انرژی در بخش های مختلف تاسیسات تولید، پالایش، انتقال و توزیع نفت، فرآورده های نفتی و گاز طبیعی، همچنین مصرف انرژی در تمام زیربخش های مصرف کننده انرژی اقدام کنند.

15 ـ شرکت بهینه سازی مصرف سوخت نسبت به فرهنگ سازی و آموزش مدیریت انرژی به کارکنان و پرسنل ذیربط وزارت نفت اقدام کنند.

در پایان این نامه آمده است: شرکت بهینه سازی مصرف سوخت با همکاری معاونت امور برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری، نسبت به تدوین آئین نامه اصلاح الگوی مصرف در بخش های عرضه و تقاضای انرژی جهت پیشنهاد به هیئت وزیران اقدام کند. 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:33 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

يك محقق و پژوهشگر ديني در خصوص نام‌گذاري سال «اصلاح الگوي مصرف» از سوي رهبر معظم انقلاب گفت: قرآن انسان را به استوارترين راه‌ها در همه زمينه‌هاي زندگي هدايت مي‌كند و بهترين الگوي مصرف قرآن و اهل بيت است.

حجت‌الاسلام محسن تاج لنگروري در گفت‌وگو با خبرنگار فارس، به بررسي جامع موضوع اصلاح الگوي مصرف از منظر قرآن و روايات پرداخت و گفت: خداوند در آيات قرآن بعد از اشاره به نعمت‌هايي كه براي بشر آفريده درست مصرف كردن نعمت‌هايش را توصيه مي‌كند و اسراف‌كاران را مورد عقاب خود قرار مي‌دهد.
تاج لنگرودي معناي اسراف را تجاوز و تحدي از حد دانست و افزود: خداوند در آيه 43 سوره غافر اطاعت كردن از اسراف‌كاران را منع مي‌كند و فرموده مجازات الهي در انتظاران اسراف‌كاران است و انسان‌هاي طاغي را از دسته اسراف‌كاران برمي‌شمارد.
وي با اشاره به آيه 83 يونس در رابطه با زندگي فرعون تصريح كرد: فرعون هيچ‌گاه مورد هدايت قرار نگرفته چون از مسرفين روي زمين بوده و همان طور كه در آيه 28 غافر آمده مسرفين مورد هدايت خداوند قرار نمي‌گيرند.
وي در ادامه بيان داشت: در آيه 9 انبيا آمده كه سرانجام انسان‌هاي مسرف هلاكت و نابودي است و در آيات مختلف خداوند توصيه به درست مصرف كردن را مي‌كند و اسراف را مورد نكوهش قرار مي‌دهد.
تاج لنگرودي رعايت حد اعتدال را راه درست مصرف كردن دانست و گفت: در آيات مختلف بخل و اسراف را منع كرده و رعايت حد وسط را توصيه مي‌كند.
وي با اشاره به آيه 31 و 32 اعراف در خصوص استفاده از زينت‌هاي خداوند بيان داشت: خداوند استفاده از زينت‌هاي خود را به هيچ كس حرام نكرده و حتي فرموده براي رفتن به مسجد و محل عبادت زينت‌هاي خود را به همراه داشته باشيد و از روزهاي پاك خداوند، استفاده كنيد اما از اسراف‌كاران نباشيد.
وي در رابطه با اسراف و خصوصيت مسرفين تأكيد كرد: اسراف مقدمه ظلم و كفر است و خداوند مسرفين را برايدران شياطين معرفي مي‌كند و به جد توصيه به دوري از اسراف مي‌كند.
اين محقق و پژوهشگر ديني با اشاره به روايات در زمينه اصلاح الگوي مصرف افزود: امام باقر (ع) در روايتي تمام كمال را در سه چيز دين‌شناسي، صبر در مصيبت‌ها و رعايت اعتدال در زندگي مي‌داند و يكي از علامت‌هاي انسان مؤمن رعايت كردن حد اعتدال است.
لنگرودي لزوم مطرح كردن سال «اصلاح الگوي مصرف» از جانب رهبر معظم انقلاب را اين گونه بيان كرد: يكي از آفت‌هاي انقلاب تجمل‌گرايي و مصرف بيش از حد است كه در بين خانواده‌ها رواج پيدا كرده و مورد دوم بحث خشكسالي است كه باعث شده رهبر معظم انقلاب امسال را به اين نام معرفي كنند.
وي در پاسخ به سؤال نقش جامعه ديني در پيشبرد «اصلاح الگوي مصرف» به خبرنگار فارس گفت: جامعه ديني با الگو قرار دادن قرآن و عمل به آن در گفتار و رفتار مي‌توانند الگوي مردم بوده و در پيشبرد اين مسئله آغازكننده راه باشند.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:26 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

زمان آبادی (کارشناس و پیشکسوت رسانه)

در هر چيزي با بر و بچه‌هاي مديريت اختلاف سليقه داشه باشيم در اجراي فراموين رهبر معظم انقلاب اسلامي نه تنهاهيچ گونه اختلاف سليقه‌اي نداريم بلكه حتي صددرصد تفاهم سليقه هم داريم. لذا در اين سلسله بحث‌ها كه انشاا... برخاسته از اعتقادمان به انقلاب و اسلام و رهبري و ايران سرافراز اسلامي است دست ياري به سوي ابتدا مديران ورزشي و در مرحله بعد تمامي صاحب نظران، متفكران و دست اندركاران اتاق فكر ورزش اين كشور دراز كرده و خاضعانه دست آن ها را مي فشاريم و بر آن بوسه مي‌زنيم و بر اين بوسه هم افتخار مي كنيم.

امسال رهبر و قائد و رائد كاروان با نگاه دقيق و روشن ضمير خود چشم‌انداز آينده امور از جمله ورزش كشور را نماياند. وي حركت براي زمينه سازي تغيير الگوي مصرف را وظيفه كوتاه مدت متفكران، تصميم گيران و تصميم سازان كشور قرار دارد، بديهي است ما به عنوان قشر فرهيخته كه نگهبان و ديده‌بان فرهنگ اين جامعه هستيم وظيفه داريم با طرح و موشكافي مطلب به وظيفه خود عمل كنيم، اگر چه از زاويه‌اي ديگر كه برخاسته از اعتقادات‌مان است نيز برخود فرض و واجب مي‌دانيم حتي به اندازه يك قلم به تحقيق نگاه رهبري خود برداريم كه بر مي‌داريم و براي پرداختن به اين مهم بايد ديد كه از كجا و با چه زاويه‌اي و نگاهي وارد اين بحث شويم. به نظر ما براي اين مساله مهم دو سر فصل را بايد مدنظر و آغاز اين بحث مطرح كنيم و اين دوسر فصل مي‌تواند نگاه رهبري را تا حد زيادي در بر بگيرد، اما اين دو سرفصل به نظر ما كليد موضعات ورزش در دو عنوان است:

1-بررسي الگوي مصرف در مقوله سخت‌افزاري

2-بررسي الگوي مصرف در مقوله نرم‌افزاري
 

اصلاح الگوي مصرف(سخت‌افزاري)

در اين قسمت كارشناسان مي‌توانند سرفصل‌هاي متعددي پيرامون اين بخش مطرح كنند. به فرمول كاشت داشت و برداشت عنايت داشته باشيد كه در اين مقوله بايد ديد پس از 30 سال نياز واقعي ما به اماكن و تاسيسات ورزشي درچه حدي است. آيا نگاه صحيحي در ساخت و سازهاي ورزشي در مقوله تامين سرانه اماكن ورزشي وجود داشته؟ اماكن ورزشي كه ساخته شده با نگاه لوكس گرايي ساخته شده يا نگاه قهرمان پروري در آن مدنظر بوده؟ شنيده مي شود 95 درصد امكان ورزشي ساخته شده در آلمان با نگاه آموزشي و تمريني براي انبوه مردم است و فقط 5 درصد آن نگاه قهرمان پروري است. آيا در ساخت و ساز نزديك به 3 هزار پروژه ورزشي در دولت نهم به ادعاي سازمان تربيت بدني نگاه اموزشي و تمريني مدنظر بوده يا نگاه قهرماني و تبليغاتي؟ آيا هدف وعده دادن به جوانان در سفرهاي استاني بوده و يا واقعا به دليل كمبود و يا نبود اين امكانات آن هم با نگاه دقيق و كارشناسي ضرورت‌هاي منطقي جوانان آن شهرستان و استان انجام شده؟ در هر صورت مي تواند موضوع جدي نگاه سخت‌افزاري باشد. در بخش نگاه سخت افزاري آيا سازمان تربيت بدني متولي ساخت و سازهاست يا شهرداري استان ها و شهرستان ها وظيفه تجهيز شهر به نيازهاي جسمي و روحي مردم آن شهر را به عهده دارند آيا دربررسي اصلاح الگوي مصرف وظايف همه نهادها مشخص شده است يا خير؟

اين موضوع از زاويه‌اي ديگر هم مي تواند مورد بررسي قرار گيرد مثلا آيا امكان تعامل بين نهادها، ارگانها و وزارتخانه‌ها براي تجميع در ساخت و سازها وجود دارد يا خير؟ مثلا مي شود سالن رابه شكلي طراحي كرد كه از اين سالن هم آموزش و پرورش، هم كارگردان و هم دانشجويان استفاده كنند و يا باز هر كس ساز خود را مي زند و موازي كاري در سال پيش به سوي اصلاح الگوي مصرف متوقف و در يك برنامه جامع هم اين تلاش ها تجميع مي شود؟

باز موضوع ديگري كه مي تواند مورد بحث قرار گيرد اين كه تا كنون شايد به اندازه كافي اماكن سنگين با هزينه هاي ميلياردي تاسيس شده است آيا مي تواند با نگاه1-انبوه سازي2-زودبازده بودن3-آموزشي، اصلاحي و اساسي در قسمت سخت افزاري ايجاد كرد. خلاصه آن كه همه اين ها مطالب قابل توجهي است كه مي‌تواند مورد بحث و بررسي قرار گيرد. در ادامه به بررسي بعد نرم افزاري مي پردازيم.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 1:25 PM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

پس از نامگذاري سال 1388 به سال «اصلاح الگوي مصرف» از سوي مقام معظم رهبري (مدظله العالي) تلاش‌هاي بسيار جهت تحقق بخشيدن و جامه عمل پوشانيدن به اين هدف والا صورت گرفته است.
ما نيز در اينجا بنا داريم با بررسي نقش خانواده در اصلاح الگوي مصرف گامي هر چند كوتاه در اين مسير برداريم.
خانواده يك نهاد اجتماعي است كه بيشترين نقش را در تربيت افراد هر جامعه بازي مي‌كند. بسياري از عادات و رفتارها چون در سنين كودكي و در كانون خانواده آموزش داده مي‌شوند، در انسان به صورت پايدار و دائم باقي مي ماند وتغيير آن بسيار دشوار است. حال چنانچه آموزش‌هاي خانوادگي صحيح بوده باشند، نتايج مثبت آن در طول زندگي پديدار مي‌شود و بالعكس چنانچه آموزش‌هاي خانوادگي نادرست بوده باشند پيامدهاي منفي آن علاوه بر اينكه زندگي فردي را تحت تاثير قرار مي‌دهد، زندگي اجتماعي را نيز با چالش مواجه مي‌نمايد.
در ادامه با برشمردن مثال‌هايي از زندگي روزمره، سعي مي‌شود راهكارهايي جهت مصرف صحيح در حوزه آموزش خانوادگي ارائه گردد:
ميانه روي در ميهماني‌هاي خانوادگي: اگر چه سخن در باب ميهماني‌هاي رسمي و مراسم جشن و عزا و وليمه و.... بسيار است اما كلام خود را به ميهماني‌هاي خانوادگي منحصر مي‌كنيم كه متاسفانه زياده‌روي و اسراف حتي بر اين نوع از ميهماني‌ها هم سايه گسترانيده است. اين تاسف هنگامي دو چندان مي‌شود كه رد پاي تجمل و تجملگرايي و چشم و هم چشمي را بر سر سفره‌هاي پر معنويتي همچون سفره‌هاي افطار نيز مشاهده مي‌كنيم. اما چگونه مي‌توان اين مشكل را بر طرف كرد؟ حقيقت اين است كه تغيير در چنين آداب و رسومي بسيار دشوار است، چرا كه خرده خرده وارد زندگي و اجتماع شده و به صورت جزئي از فرهنگ و سنت درآمده است. اما با اين وجود ايجاد تغيير در اين زمينه اگر چه دشوار است ولي غير ممكن نيست.
خانواده‌ها مي‌توانند با برگزاري ميهماني‌هاي ساده و به دور از تجمل اولا بر افزايش رفت و آمدهاي خانوادگي و برقراري صله رحم گام بردارند و ثانيا خود را نيز از قيد و بند تهيه چند نوع غذا و تجملات اضافي برهانند و مهم‌تر از همه فرهنگ ساده زيستي را نيز به فرزندان خود بياموزند.
مصرف صحيح نان: طبق آمار، كشور ما از جمله كشورهايي است كه بيشترين ميزان دور ريز نان را به خود اختصاص داده است. در بررسي علل و چرايي اين پديده ممكن است به دلايل و اي بسا توجيهاتي همچون بي‌كيفيت بودن نان در ايران پناه ببريم. اگر چه انكار اين حقيقت نادرست و شايد روي آوردن به توليد نان صنعتي خود شاهدي بر اين مدعا باشد اما يكي از پررنگ ترين عوامل دورريزنان، فرهنگ استفاده نادرست از اين بركت الهي در سفره‌هاي ايراني است.
خانواده‌ها مي‌توانند با بررسي ميزان نان مورد نياز خود سعي در تهيه نان تازه بكنند، چرا كه مصرف نان غير تازه احتمال دور ريز را بيشتر مي‌كند. چنانچه امكان تهيه نان تازه براي هر وعده مصرف فراهم نباشد بايد با به‌كارگيري شيوه‌هاي نگهداري نان، احتمال دور ريز در وعده‌هاي بعدي را به حداقل رساند. فراتر از تمامي اين موارد متاسفانه در بسياري از خانواده‌ها جدا كردن دور نان و مصرف وسط آن به صورت عادت درآمده كه اين عمل بسيار ناپسند به طور گسترده در جامعه ما خودنمايي مي‌كند. درمان اين مشكل جز در اصلاح رفتار و آموزش از طريق خانواده امكان پذير نمي‌باشد.
مصرف صحيح آب: همه ما از كودكي با اين جمله كه «آب مايه حيات است» آشنا هستيم و از سوي ديگر هم به خوبي مي‌دانيم كه كشورمان جزء كشورهاي كمآب دنيا محسوب مي‌شود، با اين همه، اسراف و زياده‌روي برخي در استفاده از اين موهبت الهي موجب شگفتي است. آنچه كه خانواده‌ها بايد از كودكي به فرزندان خود بياموزند، مصرف صحيح آب است. بازگذاشتن شير آب هنگام شستن دست و رو و يا هنگام مسواك زدن، استفاده از آب آشاميدني جهت شستشوي اتومبيل، حمام‌هاي طولاني مدت و در بسياري از موارد غير ضروري و... همگي مثال‌هايي از عادات نادرست ما ايرانيان در مصرف آب است.
در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آموزش از دو طريق مستقيم و غير مستقيم صورت مي‌پذيرد. نبايد با خواندن اين سطور، اين تصور پديد آيد كه تمامي موارد فوق لزوما بايد از طريق آموزش مستقيم به فرزندان صورت بگيرد، اي بسا رفتارهاي صحيح ما اثر عميق‌تري در رفتار فرزندانمان ايجاد كند. پس بياييد با اصلاح رفتارهاي مسرفانه خود، نسلي پرورش دهيم كه مصرف صحيح را نه تنها هدف بلكه وظيفه خود بداند.

روزنامه رسالت




نظرات (0) نويسنده : - ساعت 10:28 AM - روز چهارشنبه 14 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 خبرگزاري فارس: الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست .

قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر "روشنگري " از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث "بحران هويت " مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .
الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد . لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزوها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف "من " و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است . اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين "سنت و تجدد "نيز پديدار مي‌گردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، "انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند . "
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.

ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري

تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد .
قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني ( نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند . تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها ( تلويزيون ، سينماو تبليغات ) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري ، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان ، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند . اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد . وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد "سنت " معادل "عقب افتادگي " و "تجدد "، معادل "رشد " آورده مي‌شود.
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند . همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست . مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است .
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند . همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند . از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد . اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم .

مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي

سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست . م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت . از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد.
هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است .
علاوه براين توانسته است فروش بستني ، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد ، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي " درآمدهاي احتياطي " سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد.
در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود .
ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك ، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است ( در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند . در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد:
" شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند . برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند . "
اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه ( ارزن، برنج ، لوبيا،‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر ( بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون ) اهميت كمتري دارد . موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست . از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است . اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي )، ( صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد.
براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود . اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي ( حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند ) ياد مي‌كند، 7.5ميليون شلينگ است .
يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است . اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است :
1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني ( لاكتوژن )
2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها . اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به "پرستاران شير " صورت مي‌گرفت ، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت .
3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن . جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند . اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟
4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو . در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد( براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند ). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: "لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است " يا "انرژي و قدرت مي بخشد ".
مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها ، يعني "نو "، "بهتر " و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد : "آگهي ، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم،‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است . اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست .
يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود ، به آن افزوده شده است " در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.
بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است . نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت .
روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند ، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند ، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است .
فرآيند جانشين‌سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است . در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند : مثل شركت بت ، انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه‌داري به فروش مي‌رسد يكي از آن اين شركت است.شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز ( ايالات متحده )، مؤسسه فيليپ موريس (انگليسي)، و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند ـ روپرت ) . اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روندبرون‌گرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد‌كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت مؤثر دارند . اين تغيير ذائقه مصرف‌كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري‌لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي‌شوند . برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي عامل مؤثري در چنين فرآيندي است . علاوه براين ، برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تأكيد اصلي در اين برنامه‌ها بركليشه‌هاي آمريكايي است و "تجمل‌گرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي " مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار مي‌شوند .
گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآورده‌هاي واسطه‌اي برخي شركتهاي فرامليتي ف. لاپ و جي. كالينز ، به مورد شركت رالستون‌ـ پورينا اشاره مي‌كنند. اين شركت عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصلي كارخانه،‌يعني كنسانتره‌هاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين‌سالهاي 1971 ـ 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد .
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تأثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب مي‌شوند. براي مثال، برخي مؤسسات توليدكننده نوشابه‌هاي غير الكلي درآمريكاي لاتين و مركزي درمقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه‌و يخچال را به طور رايگان دراختيار اين مدارس قرار مي‌دهند . شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه‌هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته‌بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند.
بسياري از كالاها ( كوكاياپپسي ) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي مي‌شوند ، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان برآن بسيار تأكيد مي‌ورزند. ه.والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهاي بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا "مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابه‌هاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟ "
بحثها و توضيحات مسئول بودجه‌هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تأثير اجتماعي شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او مي‌گويد: "در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره‌مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده‌ايم كه در مصرف كاناليزه مي‌شود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحالند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مي‌نوشند. "
بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده‌اند همزمان است . اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد مي‌تواند نتيجه مكانيزمهاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد . فرآورده‌هاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن ) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته مي‌شود . پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان ، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است . در اينجا بايد از تأثيرتقليدي سخن گفت . شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه مي‌كنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را مي‌پذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد، فرآيندي كه ر. نوركس در موردش چني مي‌گويد : "اگر چه مصرف در كشورهاي در حال توسعه به سطح درآمد بستگي دارد اما به تفاوت بين درآمدهاي پايين با بالاترين درآمدها نيز مربوط مي‌شود . طبقات كم درآمد در نتيجه فرآيند كشش و جاذبه اجتماعي به تقليد از طبقات داراي بالاترين درآمدها و به خصوص اعضاي شركتهاي فرامليتي تمايل پيدا مي‌كنند. "
طرح كلي در اين جريان چنين است : شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت مي‌كنند.
روشهاي نفوذ متنوع وگوناگون است ( عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش )، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه مي‌شوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي‌اطلاع باشند، بلكه بالعكس "اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست " اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحت‌تر است تا عرضه و يا توليد فرآورده‌هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.
بنابراين مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برون‌گرايي فرهنگي دخالت مؤثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي‌آورند ، آنها را هدايت مي‌كنند، سنتهايشان را تلفيق واحياء مي‌سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي‌آميزند.
از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غداهاي آماده‌اي نظير مك‌دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.
نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي ـ فرهنگي تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزه‌ها نيز مي‌گردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است ( كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر مي‌كند. اما عمده‌ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است . با تغييرمحصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر تأكيد برتوليد و مصرف فرآورده‌هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال دركلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئيني‌گراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي‌گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله ،‌برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي‌آيد.حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است ، كشور مكزيك يعني مهم‌ترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نمي‌شد . از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1% آب پرتقال بايد به اين نوشابه‌ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است . اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرص‌هاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانواده‌هاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي ـ روزانه 2 قرص براي هر خانواده ـ مصرف مي‌كنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي ـ به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ـ مي‌گردد، امري كه در كشور فوق مشهود است .
بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواستها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برون‌گرايي اجتماعي‌ـ فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه‌ها يا حافظه‌هايشان است. از اين ديد شركتهاي فرامليتي را مي‌توان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ‌زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد.

1_fast _ food 2_ valle 3_ orange vrush

منبع:كتاب شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درونزا -ترجمه عبدالحميد زرين قلم فاطمه فراهاني



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 7:13 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 خبرگزاري فارس:جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .

جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي براي افزايش مصرف قند ، شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير ، لبنيات و گوشت است .از طرف ديگر روند افزايش شيوع چاقي و بيماري هاي مرتبط با رژيم غذايي همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر براي سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت است و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي هاي اصولي در زمينه غذا و تغذيه مي باشد .
از طرفي همسو با مطالعه ي انستيتو تحقيقات تغذيه اي ايران بررسي ديگري توسط دفتر سلامت رواني اجتماعي و مدارس وزارت بهداشت و درمان انجام شده است كه نتايج تغذيه اي آن نيز نشان مي دهد در الگوي مصرفي مواد غذايي دانش آموزان اين عدم تعادل وجود دارد .
درصد بالايي از سبد غذايي مصرفي آنان را ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها تشكيل مي دهد كه مطمئناً در روند رشد جسمي و ذهني آنان بي تاثير نمي باشد .
نتايج اين بررسي راهنمايي براي آحاد جامعه در جهت برنامه ريزي بهتر غذايي خانوار و اصلاح سبد غذايي مصرفي و بر اساس نياز دائمي جامعه مي باشد .
در يك مطالعه بررسي الگوي مصرف مواد غذايي كه در يكي از استان هاي بزرگ كشور انجام شد ، با روش مشاهده اي ـ مقطعي و از طريق مصاحبه و مشاهده جامعه شهري و روستايي مورد مطالعه قرار گرفتند .
داده ها تن سنجي شامل وزن ، قد و پرسشنامه 24 ساعت ياد آمد خوراك در 3 روز متوالي انجام شد . بيشترين شغل در مردان مورد بررسي ، كارگر و كمترين آنها كارفرما و در زنان بيشترين شغل خانه داري بوده است .
در اين بررسي مشاهده مي شود ، دريافت مردم در خصوص انرژي و پروتئين ، بيشتر از حد نياز و در خصوص كلسيم و آهن ، كمتر از حد مورد نياز مي باشد كه نشانگر آن است كه مردم از نظر دريافت درشت مغذي ها و گروه هاي غذايي چون نان و غلات ، گوشت و جايگزين هاي آن كمتر مشكل داشته اند و
ازنظر مصرف ريز مغذي ها و گروه هاي غذايي مثل سبزي ، شير و لبنيات به علت استفاده كمتر ، دچار مشكل بيشتري مي باشند .
همچنين مصرف نان و غلات بيش از حد استاندارد ( تقريباً معادل 15/5 واحد ) مي باشد .در محاسبه استاندارد مصرف 6 تا 11 واحد بر اساس هرم غذايي توصيه مي شود . مصرف زياد اين گروه مي تواند باعث دريافت زياد كالري و ايجاد چاقي شود . ميانگين نياز به سبزي ها 3 تا 5 واحد مي باشد ، در حالي كه مردم اين استان نمونه كشوري كمتر از حد استاندارد سبزي مصرف كرده اند . سبزي ها تامين كننده انواع املاح ، ويتامين ها و فيبر مي باشند . بنابراين مردم به دليل كمبود مصرف سبزي ها در دريافت ريز مغذي هايي مانند آهن و كلسيم دچار مشكل مي باشند .
مصرف ميوه هم بسيار كمتر از حد استاندارد مي باشد ، در حالي كه دسترسي مردم به ميوه كم نيست ، اما به دليل بي توجهي به فوائد مصرف ميوه از جمله تامين ويتامين ها ، املاح و فيبر شاهد مصرف كم آن هستيم .
مصرف گروه گوشت نيز بر اساس استاندارد كمتر است . اين گروه تامين كننده پروتئين براي رشد مي باشد . همچنين داراي آهن ( از نوع هم ) بوده كه جذب بهتر و بيشتري نسبت به آهن غير هم دارد ، بنابراين مصرف كم اين گروه مطمئناً در تامين رشد ، ترميم و دريافت ريز مغذي هايي مثل آهن خلل ايجاد مي كند و به همين دليل شاهد مشكلات رشد و كم خوني هاي ناشي از كمبود آهن درحد بالايي مي باشيم .
رژيم مردم نياز به گروه لبنيات را در حد استاندارد تامين نمي كند و تقريباً مقدار مصرف مردم ، نصف مقدار مورد نياز مي باشد . اين گروه از مواد غذايي در تامين كلسيم مورد نياز بدن اهميت ويژه اي دارد و در بررسي ها نيز كمبود كلسيم مشهود است كه در واقع يكي از دلايل آن مي تواند به علت كمبود مصرف گروه لبنيات باشد .
مصرف گروه چربي ها نيز بسيار بيشتر از حد استاندارد است و تقريباً 2 برابر نياز مصرف مي باشد كه يكي از دلايل مهم ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، فشارخون و انسداد عروق ، مصرف اين گروه از مواد غذايي مي باشد .
مصرف مواد قندي ، تقريباً 2 برابر مصرف استاندارد مي باشد و مي دانيم از مضرات مصرف زياد اين گروه ايجاد بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، چاقي ، معضلات دنداني و ... مي باشد . بايد در رژيم غذايي از اين مواد به ميزان حداقل استفاده شود .
اگر سهم گروه هاي مختلف غذايي در تامين مواد مغذي مورد نياز را مورد بررسي قرار دهيم ، ملاحظه مي كنيم كه بيشترين انرژي كسب شده از طريق نان و غلات مي باشد ، به طوري كه 51/5 درصد انرژي از اين گروه كسب شده است . بيشترين پروتئين كسب شده نيز از طريق نان و غلات مي باشد ( 52/7 درصد ) و سهم گوشت در تامين پروتئين كمتر است ( 10/5 درصد ) و اين ارقام بيانگر آن است كه بيشتر پروتئين دريافتي مردم از نوع گياهي مي باشد ، در حالي كه طبق استاندارد ، درصد مصرف پروتئين بر مبناي 55 درصد پروتئين حيواني و 45 درصد پروتئين گياهي مي باشد .
حدود 41/7 درصد كلسيم از طريق نان و غلات تامين مي شود و لبنيات تامين كننده 31/6 درصد كلسيم مي باشند . با توجه به وجود فيتات ها و فيبر غذايي بالا در محصولات نان و غلات ، جذب كلسيم از اين گروه كمتر بوده و بنابراين مقدار دسترسي كلسيم از اين قبيل مواد غذايي پايين است . علت كمبود كلسيم و به دنبال آن عوارض پوكي استخوان علاوه بر كاهش دريافت ، به نوع ماده غذايي دريافتي نيز بر مي گردد .
در مورد آهن دريافتي ، حدود 60/2 درصد آن از طريق نان و غلات و 22/1 درصد از حبوبات ، سبزي ها و ميوه ها تامين مي گردد ، يعني 82/3 درصد آهن دريافتي از منابع گياهي است كه به شكل غير هم مي باشد . با توجه به اينكه آهن غيرهم جذب كمتري نسبت به آهن هم موجود در منابع حيواني دارد ، بنابراين جذب آهن دريافتي پايين است ، از طرفي ميوه ها ، سبزي ها ، حبوبات و غلات غني از فيتات ها ، اگزالات ها و فيبرهاي غذايي مي باشند كه جذب آهن را كاهش مي دهند . آهن دريافتي از طريق گوشت ، تخم مرغ و لبنيات (آهن از منابع حيواني )حدود 8/6 درصد مي باشد .
در گروه نان و غلات ، در مناطق شهري برنج بيشتر مصرف مي شود ، حال آنكه در مناطق روستايي سهم نان بيشتر است .
از گروه گوشت در شهر به ترتيب گوشت گوسفند ، گاو و مرغ و در نهايت ماهي مصرف مي شود ، درحالي كه در روستا مصرف گوشت ماهي بسيار ناچيز مي باشد .
در گروه لبنيات ، مصرف شير ، ماست و پنير در شهر بيشتر از روستا مي باشد . در گروه چربي ها و روغن ها ، مصرف روغن نباتي جامد بسيار بيشتر از روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي مايع مي باشد و حتي افزايش مصرف روغن نباتي جامد در روستا بيشتر از شهر است ، مصرف بي رويه چربي باعث بروز بيماري هاي قلبي ـ عروقي ، ديابت ، چاقي و برخي سرطان ها مي شود . بنابراين بايد در حد متعارف و متعادل مصرف و در تهيه غذا از كمترين ميزان روغن استفاده شود و ظرف حاوي آن زياد حرارت نبينند .
هر چه روغن در حرارت اتاق حالت مايع داشته باشد يا نرم تر باشد ، بيشتر غير اشباع است و هر چه كيفيت روغن مناسب تر باشد ، ميزان اسيد چرب غير اشباع آن نيز بيشتر است .
در واقع روغن هاي نباتي جامد براي جلوگيري از فساد تحت فرايند هيدروژناسيون قرار مي گيرند كه اين عمل موجب مي شود چربي با كيفيت تبديل به نوع بي كيفيت شود و بيشتر روغن هاي مصرفي خانوار مخلوطي از چربي هاي با كيفيت مناسب و غير اشباع و روغن هاي باكيفيت نامناسب اشباع مي باشد .
براي اينكه ميزان و نسبت آن را حدس بزنيم مي توانيم مقداري از آن را در يك شيشه بريزيم ، در يخچال قرار دهيم و صبركنيم تا سرد شود . قسمت هايي كه حالت سفت پيدا مي كنند ، از نوع نامناسب يعني اشباع و قسمتي كه مايع مي ماند از نوع مناسب يا غير اشباع مي باشد .
همچنين در بررسي عملكرد تغذيه اي دانش آموزان مشخص گرديده كه نسبت مصرف گوشت و لبنيات به سهم استاندارد اين گروه ها بيشتر مي باشد ، در حالي كه نسبت مصرف گروه هاي سبزي ها و ميوه ها بسيار پايين تر از سهم استاندارد بر اساس هرم غذايي بوده است .
ميان وعده هاي شور و چرب و شيريني ها سهم چشمگيري از مصرف را در بين دانش آموزان به خود اختصاص داده اند ، در حالي كه آنچه بيشتر در اين دوران سني اهميت دارد ، مصرف گروه هاي اصلي غذايي است كه تامين كننده نيازهاي واقعي دانش آموزان باشد . در اين گروه فرد نياز به يادگيري دارد ، گرچه هوش و استعداد به طور عمده زمينه وراثتي دارد ، ولي عوامل محيطي نيز مي توانند بر آن تاثير داشته باشند . يكي از اين عوامل محيطي موثر بر قدرت و فعاليت مغز ، عوامل تغذيه اي است . از منابع مفيد براي فعاليت مغز و اعصاب مي توان به تخم مرغ ، بادام زميني ، انواع سبزي ، غلات كامل ، ماهي ، گردو، ماست ، خرما و ... اشاره كرد كه مي تواند به شكل هاي مختلف در ميان وعده دانش آموزان جاي گيرد .
برنامه ريزي اصولي در زمينه ي غذا و تغذيه ، راه حل اصلي دستيابي به امنيت غذايي ، اصلاح و بهبود وضعيت تغذيه و رهايي از گرسنگي و سوء تغذيه در سطح ملي است . توجه به ابعاد گوناگون مساله غذا و تغذيه و تعيين وضعيت دريافت غذا و ارزش تغذيه اي الگوهاي غذايي معمول و ارزيابي روند تغييرات ، شناخت عوامل موثر در آسيب پذيري تغذيه اي افراد جامعه ، اعمال سياست هاي متفاوت در بخش كشاورزي ، صنايع ، شيلات ، بازرگاني و ساير نهادها و سازمان هاي مرتبط با غذا بر تقاضا و الگوي مصرف ، نقطه شروع تدوين ، تحليل و ارزيابي سياست هاي غذايي در سطح كلان و شالوده ي برنامه هاي آموزش و تغذيه و ارائه توصيه هاي تغذيه اي درسطح جامعه است . در اين راستا دسترسي به اطلاعات جامع و به روز در ابعاد گوناگون مساله ي غذا و تغذيه حائز اهميت است و مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي نقش مهمي در تحقيقات تغذيه ، سلامت و برنامه ريزي توسعه ملي دارد .
انجام مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي در ايران توسط انستيتو تحقيقات تغذيه ، مركز آمار ، وزارت كشاورزي ، بانك مركزي ، وزارت اقتصاد و دارايي ، وساير نهادهاي مرتبط با مساله ي غذا و تغذيه ، بيش از 30 سال سابقه داشته و از سال 1350 حركت هايي در جهت برنامه ريزي تغذيه آغاز شده و تاكنون نيزادامه يافته است .
مطالعات جامع در سطح ملي در زمينه الگوي مصرف مواد غذايي در ايران ، به روش غيرمستقيم شامل ارزيابي وضعيت تغذيه اي كشور طي سال هاي 80 ـ 1368 با استفاده از ترازنامه غذايي توسط مركز مطالعات برنامه ريزي و اقتصاد كشاورزي و برآورد الگوي غذاي مصرفي بر اساس اطلاعات هزينه خوراك خانوار توسط مركز آمار ايران است .
بررسي الگوي غذاي مصرفي خانوارها به روش مستقيم ، براي نخستين بار در سال 1342 توسط انستيتو خواربار و تغذيه ايران به روش ثبت و توزين پنج روزه و طرح جامع مطالعات مصرف مواد غذايي و تغذيه در كشور ( سال هاي 74 ـ 1369 ) بر روي 5543 خانوار شهري و روستايي با استفاده از روش توأمان 24 ساعت ياد آمد خوراك و توزيني سه روزه انجام شد . جمع بندي و ارزيابي بررسي هاي انجام شده نشان داد كه الگوي مصرف مواد غذايي و تغذيه در ايران از كيفيت مطلوبي برخوردار نيست . روند تغييرات ايجاد شده در الگوي غذاي مصرفي در جهت افزايش مصرف قند و شكر ، روغن و چربي و مصرف ناكافي سبزي و ميوه ، شير و لبنيات و گوشت است .
از طرف ديگر ، روند افزايشي شيوع چاقي و بيماري هاي مزمن مرتبط با رژيم غذايي ، همزمان با مشكلات ناشي از كمبود انرژي و پروتئين ، آهن و ساير ريزمغذي هاي دريافتي ، حاكي از آن است كه عدم تعادل در الگوي غذاي مصرفي به عنوان يك عامل خطر سلامت تغذيه اي افراد جامعه ايراني حائز اهميت بوده و مستلزم تدوين سياست ها و برنامه ريزي اصولي در زمينه غذا و تغذيه است .
تدوين برنامه الگوهاي مصرف ، به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي در برنامه هاي توسعه جمهوري اسلامي ايران ، جزء اولويت هاي كشور بوده و دولت به انجام اين مهم موظف شده است . همچنين برنامه ريزي غذا و تغذيه از جمله محورهاي اصلي و كليدي مطرح شده بوده است . تدوين و تحليل سياست ها و برنامه ريزي اصولي غذا و تغذيه ، مستلزم دسترسي به اطلاعات به روز در زمينه الگوي غذاي مصرفي است .
در پايان متذكر مي شود كه سيستم كارآمد و علمي جمع آوري داده ها ، به عنوان ابزار كليدي توليد اطلاعات مورد نياز براي تصميم گيري ، سياستگذاري و شناسايي چالش هاي تحقق اهداف توسعه ملي محسوب مي شوند . مجموع داده هاي الگوي مصرف مواد غذايي از جمله مهمترين ابزار سيستم اطلاعات چند بخشي است كه به عنوان راهنماي عملي حركت در راستاي امنيت غذايي و تامين رفاه و سلامت جامعه در سطح ملي و محلي مطرح است . توليد و عرضه غذا و امكان دسترسي تمام آحاد جامعه ايران به غذاي كافي ، مطلوب و سالم و برخورداري از سلامت تغذيه اي از برنامه هاي توسعه ملي جمهوري اسلامي ايران است . در اين راستا دولت موظف به تدوين برنامه الگوهاي مصرف به ويژه الگوي مصرف مواد غذايي با هدف ايجاد هماهنگي ميان الگوي توليد ، عرضه و مصرف در راستاي تامين نيازهاي تغذيه اي و سلامت جامعه مي باشد .
طبيعتاً تمامي بخش هاي توسعه كه هريك به نوعي در الگوي مصرف مواد غذايي داراي نفوذ هستند نيز به عنوان زير مجموعه هاي دولت نقش اساسي در برنامه هاي غذا و تغذيه دارند و اين امر نشان دهنده ي ضرورت توجه به نتايج مطالعات مختلف از جمله مطالعات الگوي مصرف مواد غذايي براي دسترسي به اطلاعات جامع در ابعاد مختلف غذا و تغذيه است . مسلماً استناد و توجه به اطلاعات الگوي مصرف مواد غذايي مي تواند كمك شايان و كاربردهاي متعددي در برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و دراز مدت داشته باشد از جمله :
1 ـ در سطح استاني ، شوراي امنيت غذا و تغذيه استان ها با استناد به نتايج تحقيقات مختلف و داده هاي موجود در ديگر بخش هاي توسعه مي تواند وضعيت الگوي مصرف مواد غذايي را تعيين كند و در تدوين سياست هاي استاني ، توليد و عرضه مواد غذايي و دستيابي به امنيت غذايي و ارزيابي سياست ها و برنامه هاي اجرايي در زمينه غذا و تغذيه به عنوان بالاترين سطح اجرايي استان از اين اطلاعات كمك بگيرد .
2 ـ توانمند سازي خانواده ها و جامعه به منظور ارتقاي وضعيت تغذيه افراد خانواده براساس تجزيه و تحليل صحيح اطلاعات و ارائه راهكارهاي مناسب و كاربردي براي آموزش خانواده ها در سازمان هايي همچون صدا و سيما ، آموزش و پرورش ، كميته امداد امام خميني ، بهزيستي ، نهضت سوادآموزي و حوزه هاي علميه .
3 ـ ارتقاي رشد كمي و كيفي توليدات كشاورزي به منظور تامين سبد مطلوب غذايي ، توجه به نتايج بررسي و كمبودهاي مشاهده شده در ريزمغذي ها و پروتئين هاي حيواني در هدفمند كردن توليدها و سوق دادن امكانات توليد در بخش كشاورزي و دامپروري به سمت توليد مواد غذايي با ارزش تر ( مثل سبزي ها ، ميوه ها و حبوبات براي جبران ريزمغذي ها و تخم مرغ ، مرغ و ماهي براي جبران كمبود پروتئين حيواني ).
4 ـ در بخش بازرگاني توجه به توليد ، توزيع و واردات مواد غذايي مفيد و مناسب نظير روغن مايع كلزا ، خشكبار ، ميوه خشك و ... و نيز بهبود كيفيت صنايع غذايي تكميلي و تسهيل دسترسي به مواد غذايي مناسب در همه سطوح جامعه .
5 ـ استفاده از نتايج بررسي در سيستم آموزش رسمي كشور (اعم از دانش آموزان ، دانشجويان ، طلاب ، معلمين ، مربيان ، والدين و ... )
6 ـ حمايت از صنايع و توليدات غذايي نظير شيلات و سويا در راستاي بهبود وضعيت سبد غذايي با هزينه كمتر .
7 ـ تعيين روند تغييرات الگوي غذاي مصرفي و شناخت عوامل خطر رژيمي مرتبط با بيماري ها و توجه به نتايج بررسي در ارتقاي سلامت و ايمني مواد غذايي در كليه مراحل از توليد تا مصرف توسط نهادهايي همچون دانشگاه هاي علوم پزشكي كشور .
8 ـ توجه به امر پژوهش به خصوص پژوهش هاي كاربردي در راستاي اصلاح سبد غذايي استان ها و علل و عوامل موثر در مصرف مواد غذايي توسط معاونت پژوهشي دانشگاه ها و ديگر نهادهاي پژوهشي جامعه .
9 ـ ساماندهي خيريه ها ، N.G.O ها و سازمان هاي مرتبط با توليد و توزيع مواد غذايي در بخش خصوصي از طريق استانداردها و نظارت بر آنها به شكلي كه مواد غذايي بهتري در اختيار اقشار كم درآمد جامعه قرار گيرد .


نويسنده:دكتر سيد مرتضي صفوي
منبع:مجله دنياي تغذيه شماره 86


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:28 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 
 

مقدمه
امروزه مصرف روزافزون كاغذ در كشور ايران و در پي آن، ايجاد فشار بيش از حد بر جنگل‌ها و محيط زيست در سطح جهان، خود دليلي بر ايجاد بار مالي بر دولت‌ها گرديده است كه توجه و اهتمام به صرفه‌جويي و اصلاح الگوي توليد و مصرف در اين بخش براي تعديل روند استفاده‌هاي افراط‌آميز و بر خلاف اهداف توسعه پايدار، ضروري مي‌باشد. از جمله پيامدهاي منفي كه در صورت عدم توجه و تغييرات اساسي در اين حيطه به وجود خواهد آمد، با توجه به مصرف 600 هزار تني كاغذ در كشور ايران كه 90 درصد آن از طريق واردات و با صرف هزينه‌اي معادل يك ميليون و دويست هزار ريال (1200000) براي هر تن صورت مي‌پذيرد، مي‌توان به تخريب بيش از حد جنگل‌ها- با مصرف 3 تا 6 متر مكعب از تنه درختان، به ازاء هر تن توليد خمير كاغذ- و آثار سوء و مخرب ديگر اين جنگل تراشي‌ها اشاره نمود. بنابراين، ايجاد زير ساخت‌هاي مفيد و ارائه راهكارهاي مفيدتر، براي مقابله با اين روند مصرف افراط‌آميز در برنامه‌ريزي‌هاي كلان پيش رو در افق‌هاي آينده را به امري غير قابل انكار مبدل ساخته است.

در صورت عدم توجه به زير ساخت‌ها و ادامه روند كنوني توليد و مصرف سالانه كاغذ در كشور ايران، ضربه بسيار مهلكي بر محيط زيست، اقتصاد و رفاه اجتماعي وارد مي‌شود. از اين رو، مدنظر قرار دادن تغيير در الگوي توليد و مصرف و ديگر برنامه‌هاي زير بنايي در اين بخش مي‌تواند كشور ايران را در توليد كاغذ به خودكفايي برساند و حتي به صادرات اين محصول بر خلاف روند كنوني نيز كمك كند.

وضعيت جنگل‌ها و خطر تخريب آنها در جهان
در جهان حدود 866/3 ميليارد هكتار جنگل وجود دارد كه از اين مقدار 95 درصد، جنگل‌هاي طبيعي و 5% ديگر از اين جنگل‌ها به صورت دست كاشت مي‌باشند، طبق آمار به دست آمده در سال 1996، بر مبناي جمعيت جهان براي هر نفر تنها 7% درصد هكتار پوشش جنگل برآورد شده است كه با رشد جمعيت و افزايش جنگل تراشي، اين نرخ به 46% كاهش يافته است كه طبق اين تخمين احتمال كاهش 34 درصدي تا سال 2025 پيش بيني مي‌شود. يعني تقريباً در هر سال تخريب در جنگل‌هاي طبيعي 4/9 ميليون هكتار خواهد بود و جالب اين كه اين مقدار در سال از لحاظ وسعت دو برابر كشور سويس مي‌باشد. اما اين تخريب در كشور ايران سرانه هر فرد 2% هكتار سطح پوشش جنگل مي‌باشد، معادل 142 هزار هكتار برآورده شده است. از جمله ديگر پيامدهاي اين جنگل تراشي‌هاي بي‌رويه مي‌توان به تغييرات اقليمي، تغيير در الگوي بارندگي، تغيير درجه حرارت، فرسايش خاك، كاهش ظرفيت جذب خاك، تاثير بر  چرخه كربن و اكسيژن و وقوع سيلاب‌هاي خطرناك، خشك‌سالي، افزايش سرعت باد، مهاجرت و فقر و ... را در سطح جهان اشاره نمود.
وضعيت كاغذ در ايران
پس از اين كه چيني‌ها- توسط شخصي بنام تاسي لون- در سال 1390 كاغذ را اختراع كردند و نظر به اين كه در سال 610 ميلادي كاغذ وارد ايران شده، و صنعت آن نيز در قرن هفتم هجري در ايران وجود داشته و نيز در سال 1344 اولين كارخانه توليد كاغذ در هفت تپه خوزستان افتتاح شده است، اما امروزه كشور ايران در اين زمينه هنوز مصرف كننده‌اي بيش نيست. اين در حالي است كه طبق گزارش سازمان خوار و بار و كشاورزي جهان (FAO) ايران سالانه 600 هزار تن مصرف كاغذ دارد كه حدود 91 درصد آن، يعني 500 هزار تن در سال از طريق واردات تامين مي‌شود كه طبق پيش‌بيني و با اين روند مصرف كنوني، كشور ايران تا سال 1390 به مصرفي عادل يك ميليون تن در سال خواهد رسيد كه يك انفجار نفي در مصرف تلقي مي‌شود.
هزينه هر تن خمير كاغذ از تنه درختان معادل يك ميليون و دويست هزار ريال (1200000) مي‌باشد و اين هزينه در قبال هر تن باگاس- حاصل تفاله نيشكر- (به عنوان جايگزين مناسب به جاي چوب) 140000 ريال مي‌باشد- كه از لحاظ هزينه هم هر تن باگاس هزينه‌اي معادل چوب باشد. جايگزين‌هاي ديگري وجود دارد، اما در اين بحث به باگاس به عنوان نمونه بسنده گرديده است.
خطر عمده اين است كه توليد هر تن خمير كاغذ معادل استفاده از 3 تا 6 متر مكعب چوب جنگلي، يا به عبارت ديگر قطع 12 تا 18 درخت براي اين ميزان توليد مي‌باشد و اين تخريب جنگل‌ها و بي توجهي به اين امر، به گونه‌اي است كه مصرف كاغذ مقوا و كارتن توسط هر ايراني 240 كيلوگرم مي‌باشد كه شهر تهران هم اكنون به تنهايي روزانه 450 تن كاغذ را به عنوان زباله دور مي‌ريزند كه نياز به تفكيك از مبدا و ايجاد كارخانه‌هاي بازيافت كاغذ و آموزش در اين زمينه را بايد به صورت جدي مد نظر قرار داد.

نتيجه
در ايران صنعت تبديل تفاله نيشكر (باگاس حاصل از آن) به عنوان عامل مكمل براي جلوگيري از استفاده افراط‌آميز، به جاي چوب در نتيجه قطع بي‌رويه اشجار وجود ندارد، كه اين امر سبب مي‌شود بجاي 6/1 تن باگاس، بايد حدود 1270000 متر مكعب چوب مصرف گردد كه اين مقدار معادل تخريب سالانه 457 هزار هكتار جنگل در جهان و 142 هزار هكتار در كشور ايران مي‌باشد.
در كشور ايران سالانه 9% درآمد ناخالص ملي، يعني 80 هزار ميليارد ريال در اثر خسارات زيست محيطي از دست مي‌رود كه در بخش مورد نظر سالانه 22 هزار و 600 ميليارد ريال خسارت به بار مي‌آورد.
در نتيجه امروزه نظر به بحث اقتصادي و هزينه‌اي هر تن خمير كاغذ از تنه درختان و آثار سوء اقتصادي و زيست محيطي آن ايجاد زمينه براي توليد باگاس را ضروري ساخته است. لازم به ذكر مي‌باشد كه هر تن باگاس قابل تبديل به 5/4 تن خمير  كاغذ سفيد مي‌باشد و از هر 5/1 تن باگاس خشك نيز مي‌توان يك متر مكعب تخته خرده چوب توليد نمود.
با در نظر گرفتن اين تفاوت‌ها، مي‌بايست با زير كشت بردن تمام ظرفيت توليدي نيشكر در كشور- كه امروزه با وجود 800 هزار هكتار زمين مستعد براي توليد باگاس، تنها 280 هزار هكتار در استان خوزستان زير كشت اين محصول رفته است- بايد به خودكفايي و حتي صادرات اين محصول (كاغذ) در آينده نزديك با ايجاد زمينه هاي مورد نياز و كارخانه‌هاي مبدل باگاس به خمير چوب انديشيد، اما علاوه بر جنبه توليد، بايد روند مصرف اين محصول در كشور نيز دچار تغييراتي جدي گردد كه در اين حيطه و در پي گسترش روزافزون فناوري اطلاعات، بايد به فكر تغييرات جدي در نحوه آموزش در مدارس و نحوه مكاتبات در نهادهاي دولتي- با توجه به سادگي اعمال قانون و سرعت اجراي قانون و ضابطه‌مند بودن اين مراكز- بود و در  ساير بخش‌هاي مصرف كننده به جاي روش‌هاي سنتي مي‌توان با بكارگيري فناوري اطلاعات و آموزش به صورت رايانه‌اي در مدارس صورت پذيرد و نيز گسترش و سرعت بخشيدن به استفاده از سيستم‌هاي الكترونيكي در مكاتبات بين اداري كه هم اكنون در حال اجراست و حتي به اشتراك گذاشتن گسترده استفاده از روزنامه براي مشتركين از طريق ارسال به ايميل‌هاي شخصي به جاي استفاده از روزنامه براي مشتركين از طريق ارسال به ايميل‌هاي شخصي به جاي استفاده از كاغذ و ... را مي‌توان به عنوان اصلاحاتي مفيد و اساسي در الگوهاي مصرفي و تغيير در روش‌هاي استفاده سنتي گام‌هاي به مراتب موثر و تعديل‌كننده‌تر در امر مصرف برداشت و با آگاهي و برنامه‌ريزي صحيح، كشور را به سمت توسعه پايدار در تمام ابعاد سوق داد و در افق‌هاي پيش رو با آموزش ايجاد زير ساخت‌هاي مناسب از هدر رفت سرمايه‌هاي ملي تا حد قابل توجهي ممانعت به عمل آورد، و به صادرات كاغذ نيز در آينده‌هاي نه چندان دور انديشيد.
پيشنهادات
در مبناي آمار و نتايج مذكور، اصلاح و تغيير در زير ساخت‌هاي مورد استفاده به شرح ذيل براي فائق آمدن بر روند كنوني توليد و مصرف كاغذ در كشور ايران- تا حد امكان- پيشنهاد مي‌گردد:
1.    زير كشت بردن اراضي مستعد براي توليد نيشكر(باگاس)
2.    ايجاد صنعت ورد نياز براي تبديل باگاس به كاغذ
3.    جايگزيني باگاس به جاي چوب براي توليد كاغذ
4.    توجه ب بخش بازيافت كاغذ، با ايجاد كارخانه‌هايي با حمايت دولت در اين زينه
5.    تفكيك از مبدا، بخصوص در نهادهاي دولتي (بخش‌هاي با مصرف مشخص و ثابت)
6.    استفاده از مكاتبات الكترونيكي در ادارات
7.    استفاده از بردهاي الكترونيك تبليغاتي در سطح شهرها (تحت نظر ارگان‌هاي مشخص)، بخصوص براي تبليغات ادارات و انتخابات مختلف در كشور
8.    آموزش و فرهنگ‌سازي
9.    ارسال روزنامه براي افراد و مراكز متقاضي به طريق الكترونيك
10.    گسترش بيشتر و تسهيل استفاده از فناوري الكترونيك براي عموم
11.     بالا بردن قدرت خريد رايانه براي استفاده تمام اقشار جامعه
12.     فراهم آوردن زمينه براي ورود بخش خصوصي، براي سرمايه‌گذاري در بخش‌هاي مختلف براي ارائه خدمات بهتر  ارزان‌تر به جهت وجود رقابت در اين بخش

منابع و ماخذ
1.سعيد،ارسطو(1374)و مباني اقتصادي- علمي اداره جنگل- ناشر، دانشگاه تهران
2.مجنونيان، هنريك(1387).راهبردها و معاهدات جهاني حفاظت از طبيعت و نابع زنده. ناشر سازمان حفاظت محيط زيست
3.شهرياري، قربان(1388). خسارات سالانه به محيط زيست، روزنامه جام جم شماره 2587، ص13.

علي سالاروند،كارمند اداره حفاظت محيط زيست شهرستان ازنا، لرستان
سعدي سالاروند، رئيس شبكه بهداشت و درمان شهرستان درود،لرستان


برگرفته‌از: اطلاعات علمي- شماره 10- صفحات 32و33.
 



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 5:14 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت

تغيير در الگوی مصرف و صرفه‌جويی در منابع کمیاب‌، به هر طریق که صورت گیرد‌، با سختی‌ها و دشواري‌هايي همراه است.
جامعه‌ای که طی چند سال گذشته‌، به برکت درآمدهای سرشار نفتی و نرخ ارزان و غیر واقعی ارز، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را از چهار گوشه جهان و به قیمت‌های نازل‌، در بازارهای خود مي‌دید‌، اکنون باید کمربندها را سفت کند و مصرف خود را با درآمدهای ارزی نصف شده‌ و کسادی و بیکاری رشد یابنده‌، تطبیق دهد.در این شرایط دشوار، سختی‌های ناگزیر‌ مي‌بایست به گونه ای تقسیم شوند که نه زندگی اقشار فرودست را تحمل ناپذیرتر سازد و نه پایه‌های فعالیت‌های مولد در اقتصاد کشور را لرزان‌تر و آسیب پذیرتر نماید. این امر نیازمند آن است که تصميم‌سازان اقتصاد کشور از اشتباهات گذشته پرهیز کنند‌، تدابیر عوام پسندانه و مصلحت جویانه را کنار گذارند و از اتخاذ سیاست‌های کارساز‌، گرچه به لحاظ محاسبات سیاسی کوتاه مدت، دشوار و نامحبوب باشند‌، نهراسند.
بایدها و نبایدها در این رابطه کم و بیش روشن است. مطلوب‌ترین گزینه‌، اتخاذ سیاست‌هايی است که از واردات بی‌رویه‌، به ویژه در کالاهای مصرفی‌، به شدت بکاهد‌، هزینه‌های دولت را کاهش دهد‌، یارانه‌ها را تنزل دهد و هدفمند سازد و بر هزینه مصرف کالاها و خدمات تجملی و غیرضروري بیافزاید.
تحقق این هدف‌ها به خودی خود کارچندان دشواری نیست. دشواری کار هنگامی نمایان مي‌گردد که به یاد بیاوریم اقدامات پیش گفته باید در اقتصادی به اجرا در آید که هم اکنون با تورم شدید‌، کسادی گسترده و بیکاری فزاینده دست به گریبان است‌؛ ضمن آن که در عرصه‌هايی همچون آموزش، بهداشت و درمان‌، حمل و نقل عمومی و تامین «چتر حمایتی» برای اقشار کم درآمد‌، نه تنها جايي برای صرفه‌جويی نیست، بلکه نیاز به افزایش هزینه‌ها اجتناب ناپذیر به نظر مي‌رسد. همه اینها بدان معنا است که سیاست‌های پولی و مالی متعارف و فراگیر چاره ساز نخواهند بود و اگر مشکلی را از میان بردارند‌، بر دامنه و عمق مشکلات دیگر خواهند افزود. اکنون زمانی است که باید با دقتی کارشناسانه‌، ترکیبی از این سیاست‌ها را به کار گرفت که با حداقل هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی‌، تخفیف خسارت بار ترین معضلات اقتصاد کشور را میسر سازد.
تا کنون در کشور ما رسم بر این بوده که سیاست‌های اقتصادی عمدتا بر اساس شرایط و امکانات روز تدوین و اجرا شوند و چشم‌اندازی فراتر از دوران تصدی دولت‌های حاکم مد نظر قرار نگیرد. هر زمان که درآمدهای نفتی بالا رفته‌، واردات تسهیل شده و افزایش یافته است‌، بی آن که به «روزهای بارانی» و نیز به خسارت‌هايی که از این بابت به تولید داخلی وارد مي‌گردد، اندیشیده شود. سیاست تثبیت نرخ ارز در شرایط تورم دو رقمی‌، که از سال 1378 به اجرا گذارده شد‌، نمونه‌ای آشکار از این نزدیک نگری است. ذوق زدگی از جهش درآمدهای نفتی و کنار گذاشتن اهداف و الزامات معقول برنامه چهارم توسعه کشور در سال‌های اخیر‌، نمونه‌ای دیگر است. در حقیقت‌، چنانچه شرایط دشوار و هشدار دهنده کنونی وادارمان سازد که این رسم ناسره را به کناری نهیم و حل ریشه ای و دور اندیشانه مشکلات را در دستور کار قرار دهیم‌، به راستی تهدیدها را به فرصتی مغتنم تبدیل کرده‌ایم.
بحران کنونی اقتصاد جهانی دیر یا زود به پایان خواهد رسید‌، گیریم که فروکش کردن این بحران با دگرگونی‌های اساسی در توازن قوای اقتصادی کشورها همراه باشد. در هر حال‌، با پایان گرفتن یا تخفیف این بحران‌، اقتصاد ما از آثار و تبعات مخرب بحران جهانی رهايی خواهد یافت‌، بی آن که در مشکلات ریشه‌ای اقتصاد کشور ما تغيیر معنی داری حاصل گردد یا از ضرورت تغيیر در الگوی مصرف و صرفه‌جويی در درآمدهای ارزی چیزی کاسته شود.
در چشم اندازی فراتر از نگرش لحظه‌ای و تفکر روزمره‌ای‌، تردیدی باقی نمی‌ماند که مالا‌، این سلامت‌، استحکام و رقابت‌پذیری تولید داخلی است که سرنوشت اقتصاد و سطح زندگی مردم ما را رقم خواهد زد. از این دیدگاه‌، حتی اگر بحرانی هم اقتصاد جهانی را فرا نگرفته بود و اگر درآمدهای نفتی مان سر به آسمان هم مي‌کشید‌، باز هم نمی بایست تولید داخلی را به امان خدا رها مي‌کردیم و با گران نگه داشتن پول داخلی‌، تولید کنندگان کشور را در معرض رقابتی نابرابر و ویران کننده با غول‌های صادراتی جهان قرار مي‌دادیم. چه تغیيری در الگوی مصرف و کدام صرفه‌جويی در درآمدهای حاصل از فروش ثروت ملی‌، منطقی‌تر از توقف پرداخت یارانه به صادرکنندگان خارجی برای فروش بیشتر و ارزان تر کالاهایشان به مصرف کنندگان ما خواهد بود؟
در حقیقت از همان هنگام که کفش‌های «کیلويی» و سنگ قبرهای تراشیده چینی‌، میوه‌های مصری و آرژانتینی و چادر نماز هندی و کره ای در بازارهای ما پدیدار شدند و تولید کنندگان داخلی را‌ با قیمت‌های باورنکردنی و ارزان شان، خلع سلاح کردند‌، مي‌بایست در مي‌یافتیم که چیزی در جايی از اقتصاد ما دچار یک بیماری اساسی است. همان بیماری خود پرورده‌ای که سفرهای تفریحی به سواحل ترکیه را ارزان تر از مسافرت به جزیره کیش ساخته و حتی تولیدکنندگان داخلی مهر و تسبیح را به ورشکستگی کشانده است.
تفاوت نرخ تورم داخلی با تورم در کشورهای طرف معامله ما طی ده سال اخیر‌، همراه با «سیاست تثبیت نرخ ارز»‌، چنان عدم تعادلی پدید آورده که جلوگیری از سیل واردات کالاهای «ارزان قیمت» خارجی با سیاست‌های تعرفه ای عملا نامقدور گشته است. صرف نظر از ملاحظات دیگر‌، تعرفه‌های مورد نیاز برای جبران ارزانی نسبی نرخ ارز‌، به اندازه‌ای سنگین خواهد بود که توسل به آن‌ها‌، با افزایش سودآوری قاچاق کالا‌، واردات غیر قانونی بسیاری از کالاها را به شدت افزایش خواهد داد و شرایط رقابتی را برای تولید کنندگان داخلی حتی دشوارتر از پیش خواهد ساخت. واقعیت این است که برای صرفه‌جويی در هزینه‌های ارزی و تغيیر در الگوی مصرف و در عین حال‌، نجات تولید داخلی از یورش کالاهای «مصنوعا» ارزان وارداتی‌، راه‌حلی منطقی تر و کارآمد تر از اصلاح نرخ ارز وجود ندارد.
اصلاح نرخ ارز بر اساس منطق و واقعیت‌های اقتصادی، بی‌تردید ناخشنودی‌هايی به دنبال خواهد داشت. این سیاست به مذاق دولت‌ها و صادرکنندگان خارجی و همچنین واردکنندگان داخلی خوش نخواهد آمد. هزینه‌های بخشی از صنایع داخلی را نیز‌، که شدیدا به واردات مواد اولیه یا کالاهای واسطه خارجی متکی هستند‌، افزایش خواهد داد. مصرف کنندگان کشور نیز موقتا از گرانی کالاهای وارداتی ناخشنود خواهند شد، به ویژه گروه‌هايی که ذائقه و توانايی مالی شان‌، وزنه کالاهای لوکس و سفرهای خارجی را در «سبد» مصرفی شان سنگین‌تر ساخته است. آن دسته از هموطنان که خیال انتقال سرمایه خود را به خارج دارند نیز، قطعا این دگرگونی را خوش نمی‌دارند. و از همه مهم‌تر‌، اغلب دولتمردان کاهش «ارزش پول ملی» را نوعی شکست و ناکامی تلقی مي‌کنند‌، حتی در شرایطی که، به واسطه تورم‌، قدرت خرید پول ملی در بازار داخلی و در مقابل چشم همگان روز به روز تنزل مي‌یابد و راز سر به مهری نیز محسوب نمی‌گردد. همه اینها بدان معنا است که مخالفان اصلاح نرخ ارز مجموعه قدرتمندی را تشکیل مي‌دهند که مقابله با آن جسارت و شجاعتی قهرمانانه و کمیاب را طلب مي‌کند. اما هر گاه پذیرفته شود که تداوم سیاست ارزی کنونی‌، با واردات بی رویه و بی منطق و حیف و میل درآمدهای کاهش یافته ارزی، عملا نامیسر است‌ و حتی اگر هم میسر باشد‌، هزینه آن چیزی کمتر از نابودی بخش بزرگی از واحد‌های تولیدی کشور ما نخواهد بود‌، و باری اگر دانسته شود که شرط لازم (هرچند نه کافی) برای تقویت و بقای بنیادهای صنعت و کشاورزی ما اصلاح نرخ ارز است‌، آن گاه همه آن ناخشنودی‌ها و مقاومت‌ها رنگ مي‌بازند و کم اهمیت جلوه مي‌کنند.
خوش‌بختانه‌، اکنون که مقام معظم رهبري لزوم تغيیر در الگوی مصرف و صرفه‌جويی در منابع موجود را اولویت نخست در سال جاری اعلام کرده اند‌، دولتمردان اتخاذ تصمیمی شجاعانه و کارساز در این زمینه را‌، علی رغم هزینه‌های سیاسی کوتاه مدت آن‌، قطعا آسان تر خواهند یافت.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 4:52 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

جواد رحمانى 

حضرت آیت‌الله خامنه‌اى، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال 1388 فرمود: 

با توجه به اهمیت حیاتی و اساسی مصرفِ مدبّرانه و عاقلانه منابع کشور، سال جدید را در همه زمینه‌ها و امور، «سال اصلاح الگوی مصرف» می‌دانم. 

ایشان در تشریح زمینه‌هایی که نیازمند تغییر و تحول جدی است، به موضوع اسراف‌های شخصی و عمومی و مصرف بی‌رویه کشور اشاره کرد و افزود:

اسلام عزیز و همه عقلای عالم بر این نکته تأکید می‌کنند که مصرف باید مدبّرانه و عاقلانه مدیریت شود. 

با توجه به اینکه جامعه ما، جامعه‌ای به شدت مصرف‌گراست و در بسیاری از امور، اسراف، مایه تفاخر و تعالی جایگاه اجتماعی مردم شده است، در این نوشته قصد داریم مقایسه‌ای اندک میان الگوی مصرف میان جوانان ایرانی و جوانان دیگر مناطق دنیا انجام دهیم. 

مقدمه 

در دنیای فن‌آوری و پیشرفت‌های علمی دوران معاصر، جمهوری اسلامی ایران دارای جایگاهی ارزشمند و مهم در سطح جهانی است؛ به‌گونه‌ای که با سیری کوتاه در اخبار علم و فن‌آوری در ایرانِ پس از انقلاب، خواهیم دید که متخصصان جوان ایرانی در این سال‌ها، بارها پدیده‌های نوین علمی ارائه داده و چشم جهانیان را خیره ساخته، آنان را شگفت‌زده کرده‌اند. 

بسیاری از دانشمندان خارجی و غربی پس از بازدید از اختراعات جوانان ایرانی و دیدار با نخبگان جوان، موفقیت‌های علمیِ فرزندان این سرزمین را ستوده و انگشت تحیّر به دندان گرفته‌اند. برای نمونه، «امروز ایران به عنوان دهمین کشور جهان به پیشرفت‌های بسیار مهمی در علم پزشکی و درمان بیماری‌های مختلف دست یافته که از آن با عنوان انقلاب پزشکی نام می‌برند».[90] 

متأسفانه با وجود تمامی پیشرفت‌هایی که جوانان عزیز ما داشته‌اند، در سال‌های اخیر پیشرفت فن‌آوری و ساخت لوازم رفاهی پیشرفته و عواملی دیگر، سبب شده که خرید کالاهای لوکس و همچنین تهیه کالاهای غیرضرور، به هدف و آرزوی افراد بسیاری به‌ویژه در میان قشر جوان تبدیل شود. این در حالی است که در هیچ دینی مانند اسلام به درست مصرف کردن و صرفه‌جویی سفارش نشده است. 

برگزیدن این الگوی مصرف نادرست، در برخی موارد، مشکلاتی چون زندگی قسطى، وام‌های دایمى، مشکلات اجتماعی و خانوادگی و حتی بزهکاری و دزدی را به همراه آورده است. 

در بسیاری از موارد، نبود این کالاها نیز تأثیر چندانی بر زندگی نمی‌گذارد. برخی از این کالاها پس از خرید حتی یک بار هم به صورت جدی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. از کفش، لباس و لوازم خانگی گرفته تا گوشی تلفن همراه که بیشتر مردم در سال‌های اخیر همواره درصدد تعویض و خرید آخرین مدل‌های آن هستند. 

بدون هرگونه حب و بغض و تنها به تکیه با آمار و ارقام، مصداق‌هایی را از هزینه‌های غیرضروری که برخی جوانان کشورمان انجام می‌دهند، با دیگر کشورها مقایسه می‌کنیم. 

1. خرید لوازم آرایشی 

تلاش و تمنای نوجوانان و جوانان برای کسب زیبایی بیشتر، سبب رونق بازار فروش لوازم آرایشی و بهداشتی گردیده است. 

«ایرانی‌ها از نظر رشد مصرف لوازم آرایشى، رتبه سوم را در دنیا دارند. این در حالی است که بازار قاچاق لوازم‌آرایشی بسیار وسیع است و فرآورده‌های قاچاق معمولاً تقلبی هستند. تقلب در حوزه لوازم آرایشی و بهداشتى، بسیار بیشتر از حوزه غذا و داروست».[91] 

«در کشور ما تنها 10 درصد لوازم آرایشیِ موجود در بازار از مجاری قانونی وارد کشور شده‌اند و 90 درصد آن به صورت غیرقانونی وارد کشور می‌شود. ایران پس از عربستان، دومین مصرف‌کننده لوازم‌آرایشی در خاورمیانه است. طبق بررسی‌هایی که زنان جهان را در برمی‌گیرد، مقوله زیبایى، سالانه 160 میلیارد دلار برای زنان جهان خرج دارد و البته در این میان، زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یک میلیارد دلار برای زیبایی خود هزینه می‌کنند».[92] 

«سرانه مصرف لوازم آرایشی هر فرد در خاورمیانه، سالانه 334 دلار است. امارات متحده عربى، پررونق‌ترین بازار خرده‌‌فروشی محصولات آ‌رایشی و بهداشتی را به خود اختصاص داده است».[93] 

«ایران، هفتمین واردکننده لوازم آرایشی در جهان است. سن مصرف لوازم آرایشی نیز به 15 سال رسیده است و این در حالی است که در کشورهای توسعه‌یافته، تمایل به آرایش، بیشتر در بین زنان مسن دیده می‌شود که طراوت و شادابی پوست خود را از دست داده‌اند».[94] 

استفاده بیش از حد از لوازم آرایشى، پدیده‌ای روانی و اجتماعی است و متأسفانه در طی سال‌های اخیر، مردان نیز به سمت مصرف لوازم آرایشی روی آورده‌اند. گرایش به مصرف افراطی لوازم ‌آرایشی در جامعه، و گسترش تبلیغات در مورد این‌گونه کالاها، از نشانه‌های بارز مصرف‌گرایی است و مصرف برخی از این اقلام، نه تنها دارای هزینه‌های هنگفت مالی است، بلکه گاه زیان‌های روحی و جسمی را نیز در پی دارد و مهم‌تر از آن اینکه، افزایش ناگهانی استفاده از لوازم آرایشى، قطعاً نسبتی با آرایش خانم‌ها در منزل ندارد و بیشتر مرتبط با آرایش کردن خارج از خانه است. آیا بِهْ از این نمی‌توان بود؟! 

2. هزینه برای جراحی زیبایی  

«ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی، در دنیا اول است. بعد از ایران، کشورهای امریکا، انگلستان و تا حدی فرانسه در ردیف‌های بعدی قرار دارند. عمل جراحی زیبایی بینی در کشورها به صورت یک کار تقلیدی و ناشی از چشم و هم‌چشمی درآمده است».[95] 

پرستیژ عمل جراحی بینی آن‌قدر زیاد است که داروخانه‌ها نیز باند و چسب‌هایی برای باندپیچیِ بینی کسانی که عمل نکرده‌اند، می‌فروشند تا آنها به عمل بینی تظاهر کنند. 

«75 درصد متقاضیان زیبایی مشکل روانی دارند. 80 درصد از زنان و 60 درصد از مردان، تمایل به انجام‌دادن عمل جراحی زیبایی دارند که تنها حدود 10 درصد آنها از چهره جدید خود راضی هستند و کار 50 درصد آنها نیز به عمل دوباره می‌کشد».[96] 

«رئیس انجمن جراحان پلاستیک و زیبایی ایران می‌گوید: 60 تا 70 درصد از تقاضاهای جراحی‌های زیبایى، به‌ویژه جراحی بینی غیرضروری است. در کشورمان زنانی را داریم که بیش از 9 بار بینی خود را به تیغ جراحی سپرده‌اند و در واقع از بینی‌شان چیزی نمانده است».[97] 

«در حال حاضر، جراحی بینى، شایع‌ترین و درآمدزاترین جراحی زیبایی در ایران است. بیشتر متقاضیان جراحی بینى، جوانان 17 تا 30 ساله هستند. حدود90 درصد از بیمارانی که بینی خود را جراحی می‌کنند، دچار مشکلات تنفسی می‌شوند. هزینه جراحی بینى، بین 300 هزار تا 5 میلیون تومان است».[98] 

در کشور ما جراحی بینى پدیده‌ای آشناست، ولی آنچه تازه و غریب است، سرایت‌آن به تمام گروه‌های جامعه و حتی آقایان است. نوجوانان 14 15 ساله نیز برای این‌گونه جراحی‌ها به پزشکان مراجعه می‌کنند؛ در حالی‌که طبق نظر پزشکان، سن مناسب جراحی بینى، 18 سال است. 

«در سال 2006 حدود 35000 عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد؛ در حالی‌که در انگلستان، 6000 عمل صورت گرفت. ایران در سال 1386، پایتخت عمل جراحی بینى جهان نام گرفته است».[99] 

این است حکایت صنعت زیباسازی چهره‌هایی که در کشورمان در پی نارضایتی از مشکل ظاهرشان، دل به تیغ می‌سپارند و زیبایی را به شرط چاقو می‌خرند! آیا ما در جهان کاری جز کوچک کردن بینی‌مان نداریم؟ آیا این‌گونه هزینه‌کردن‌ها، مصداقی از اسراف نیست؟ 

به قول مقام معظم رهبرى: 

آیا جز این است که بیماری اسراف، از لحاظ اقتصادى، اجتماعی و فرهنگى، آسیب‌ها و مشکلات گوناگونی به وجود آورده و آینده کشور را تهدید می‌کند.[100] 

3. مد گرایی  

«مد» واژه‌ای است که بیشتر و به‌ویژه هنگام خرید پوشاک، وردِ زبان بعضی از خانم‌هاست. 

یکی از ابزارهایی که از سوی کشورهای تولیدکننده، برای افزایش مصرف استفاده می‌شود، بحثِ از مد افتاده اعلام کردن کالاهای خودشان است. آنها درباره کالاهایی که عمر طولانی دارند، به گونه‌ای تبلیغ می‌کنند که مصرف‌کننده هرچند وقت یک‌بار کالای جدیدی را بخرد که نمونه روشن این مسئله، لباس و پوشاک زنانه است. 

امروزه مد، همانند ویروسی در میان بسیاری از ما ایرانیان پخش شده است. اما باید توجه داشت که لباس و مد، نباید به وسیله‌ای برای اسراف در سرمایه تبدیل شود و باید از هرگونه احتمال تجمل‌پرستی و فخرفروشی به دور باشد و به تقلید کورکورانه از دیگران نینجامد. گاه شخص برای فرار از بی‌هویتی و کامل کردن ضعف شخصیت خود، به ایجاد تغییر در شکل لباس و نوع آرایش سر و صورت می‌پردازد، آن هم با تقلید از مدهایی که بسیاری از آنها از کشورهای بیگانه سرچشمه می‌گیرد و با فرهنگ اسلامی ما سازگاری ندارد. در واقع، شایسته پوشیدن است که جوان با هویت ایرانی را زیباتر نشان می‌دهد، نه مدگرایى و پیروی از سلیقه دیگران. 

بسیاری از اقسام لباس و کفش‌های پاشنه‌‌بلند و نوک‌تیز، مخالف ظرافت و سلامت انسان است. با این حال به سرعت همه‌گیر می‌شود و مورد استقبال مدپرستان قرار می‌گیرد، به طوری‌که دیر یا زود جمع زیادی از آن تقلید می‌کنند. امام علی(ع) می‌فرماید: 

بدان که اگر برای چیزهایی که دوست می‌داری یا آنچه خوشایند تو نیست، خود را باز ندارى، هوس‌ها تو را به زیان‌های فراوانی خواهند کشید. پس نَفْس خود را باز دار و از آن نگهبانی کن.[101] 

گردانندگان مد برای تبلیغات خود، به‌سبب ویژگی‌های خاص زنان و جوانان، از آنان بهره می‌گیرند. رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنان خود در این مورد می‌فرماید: 

به اعتقاد من، گرایش به سمت مدگرایى و تجمل‌گرایی و تازه‌طلبی و افراط در کار آرایش و خودنمایی در مقابل مردان، یکی از بزرگ‌ترین عوامل انحراف جامعه و انحراف زنان ماست. در مقابل اینها، خانم‌ها بایستی مقاومت کنند.[102] 

چه بسیارند افرادی که ابزار و لوازم و لباس نو و قابل استفاده خود را تنها به دلیل از مد افتادنِ رنگ یا شکل آن، دور می‌اندازند و لباس و مدِ روز را می‌خرند و در همراهی با مد، هزینه‌های گزافی را متحمل می‌شوند و اسراف می‌کنند. به یقین مدپرستی، آدمی را از اهداف بلند اجتماعی بازمی‌دارد و توان مالی و انسانی جامعه را نابود می‌کند. 

مؤثرترین و گسترده‌ترین ایده‌های مد، در فرانسه خلق و به جهان صادر می‌شود. در شرق نیز توکیو، بزرگ‌ترین کانون تولید مد شرق و یکی از مراکز مهم طراحی دنیاست. با نفوذ انکارنشدنی فرهنگ غرب در ژاپن، هنوز هم پارچه‌های نقش‌دار، رنگ‌های شاد و دیگر نمادهای پوشش شرقی را می‌توان در الگوهای ژاپنی دید، ولی ما... ؛ حکایت ما و مد، حکایت خیاطان حقّه‌باز و پادشاه فریب‌خورده است. 

«دو خیاط به شهری وارد شدند و پادشاه را فریفتند که ما در فنّ خیاطی استادیم و از آن مهم‌تر اینکه، می‌توانیم لباسی برای پادشاه بدوزیم که فقط حلال‌زاده‌ها قادر به دیدن آن باشند. اگر اجازه فرمایید، چنین لباسی برای شما نیز بدوزیم. پادشاه موافقت کرد و مقدار زیادی طلا و نقره در اختیار آنها گذاشت. خیاط‌ها کارگاهی عریض و طویل دایر کردند و دوک و چرخ و قیچی و سوزن را به راه انداختند و بدون آنکه پارچه و نخ و طلا و نقره‌ای صرف کنند، دستِ خود را چنان استادانه در هوا تکان می‌دادند که گویی مشغول دوختن لباس هستند. روزی پادشاه، صدراعظم و مأموران عالی‌رتبه حکومتی را به دیدن لباس فرستاد و آنها پس از آنکه با ندیدن لباس به حرام‌زادگی خود پی بردند، این حقیقت تلخ را پنهان نمودند و به تمجید از لباس پرداختند. سرانجام نوبت به خودِ پادشاه رسید و به خیاط‌خانه رفت و پس از آنکه او نیز لباس را ندید، پیش خود گفت معلوم می‌شود فقط من یکی در میان این همه حلال‌زاده نیستم. پس در کمال دیرباوری زبان به تمجید از لباس گشود. خیاطان او را لخت و لباس فرضی را بر تن او کردند و آن بیچاره لخت ایستاده بود. سرانجام قرار شد جشن عظیمی در شهر به‌پا شود و مردم نیز لباس تازه پادشاه را ببینند. 

مردم در دو سمت خیابان ایستادند و پادشاه لخت با آداب از برابر تمام آنها عبور می‌کرد. مردم نیز که هیچ‌کدام لباسی بر تن پادشاه نمی‌دیدند، از ترس تهمت حرام‌زادگى، فریاد شادی سر می‌دادند. ناگاه کودکی از میان جمعیت فریاد زد: اینکه لباس بر تن ندارد. این چرا لخت است؟ و یکی دو بچه دیگر نیز این حرف را تکرار کردند. دیری نگذشت که جمعیت یک‌پارچه فریاد زدند که: چرا پادشاه لخت است و چرا و چرا؟ 

اینک تمدن غرب چنین وانمود می‌کند که می‌خواهد برای انسان لباس بدوزد، ولی در واقع او را برهنه ساخته است و هیچ‌کس جرئت نمی‌کند فریاد برآورد که لباسی در کار نیست و حاصل این همه پارچه و مد و چه و چه، برهنگی انسان است. آیا مردمی پیدا می‌شوند که صداقتی کودکانه داشته باشند و جرئت کنند فریاد برآورند؟ چرا آن مردم ما نباشیم؟[103] 

4. مصرف آدامس  

«ایرانی‌ها با مصرف 45 هزار تن، سالانه بیش از 500 میلیارد تومان آدامس می‌جوند. بیش از 80 درصد آدامس‌های تولید داخلی نیز به کشورهایی چون افغانستان، عراق و تاجیکستان صادر می‌شود و حدود نیمی از آدامس‌های وارداتی از طریق مبادی غیرقانونی و قاچاق به بازارهای کشور تزریق می‌گردد. بیش از 80 درصد آدامس‌های قاچاق را نیز آدامس‌های تقلبی و تاریخ مصرف گذشته تشکیل می‌دهد».[104] 

در حالی نوجوانان و جوانان کشور ما برای خرید آدامس مبالغ قابل توجهی هزینه می‌کنند که در برخی از کشورها مصرف آدامس به طور کلی ممنوع شده است. «دولت و پلیس سنگاپور با فروش آدامس در این کشور به شدت مقابله می‌کند و جریمه‌های سنگینی برای فروش و مصرف آدامس به کار برده و از ورود آدامس به این کشور جلوگیری می‌کند. جریمه انداختن آدامس در سطح شهر و مکان‌های عمومى، برای بار اول بین 500 تا 1000 دلار امریکاست و اگر شخص مجدداً این عمل را تکرار کند، مبلغ جریمه به 2000 دلار نیز خواهد رسید. تنها داروخانه‌های این کشور حق فروش آدامس، آن هم از نوع درمانی را دارند».[105] 

5. خرید وسایل مارک‌دار 

آیا این جمله را از زبان فروشندگان شنیده‌اید: «خاطرتون جمع باشه، شما پول مارک این جنس را می‌دهید!» 

برخی جوانان، عاشق مارک‌های مشهور هستند؛ لباس‌های مارک‌دار، کفش‌مارک‌دار و ساعت مارک‌دار. چنین افرادی حتی برای خرید چیزهای کوچک هم تنها به سراغ مارک‌های بزرگ و معروف می‌روند و حاضرند با صرف وقت زیاد، برای پیدا کردن چنین کالاهایی با سخاوت تمام دست به جیب شوند و مبالغ کلانی را بابت محصولی با مارک مشهور بپردازند. 

به همین دلیل، شرکت‌های مشهور، هرچند وقت یک‌بار برای به دست آوردن دلِ این‌گونه مشتریان وفادار، محصول جدیدی را تولید و روانه بازار می‌کنند. اگر دو جنس یکسان، یکی با کیفیت بهتر و دیگری با کیفیت پایین‌تر و مارک معروف‌تر عرضه شود، قطعاً دومی مورد توجه جامعه جوان قرار می‌گیرد. گران‌پوشی و خرید لباس‌های مارک‌دار، تبدِل به امری عادی شده و همه و همه، حتی طبقه متوسط به فکر خرید وسایل مارک‌دار هستند. 

نوعی باور غلط فرهنگى موجب شده تا اجناس خارجى، با کیفیت‌تر پنداشته شود و حتی اجناس داخلی با کیفیت، گاه با مارک کشورهای دیگر به نام جنس خارجی فروخته شود. گویا استفاده از کالاهای خارجی و مارک‌دار، به فرهنگی فراگیر تبدیل شده است. در حالی‌که ایران در میان کشورهای اسلامى، بزرگ‌ترین تولیدکننده مانتو به شمار می‌رود، بازار مانتو در چند سال گذشته با پدیده‌ای به نام مانتوهای مارک‌دار خارجی مواجه شده است. به راستى، مانتوهای تُرک و ایتالیایی در کجا تولید می‌شود؟ آیا لباسی که «نشان آدمیت» نیست، نیازمند مارکی مشهور در بالای جیب آن است. ظاهراً این روزها ملاک شهرتِ بعضی از انسان‌ها مارک‌ها هستند؛ در حالی‌که به قول سعدى: 

تن آدمی شریف است به جان آدمیت 

نه همین لباس زیباست نشان آدمیت 

6. مصرف نوشابه  

«ایرانیان سالانه بیش از 2 میلیارد و 900 میلیون تومان نوشابه استفاده می‌کنند. بنابراین، از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار در ایران، رتبه اول جهان را داریم.»[106] «سرانه مصرف نوشابه در ایران، 42 لیتر است، در حالی‌که این سرانه مصرف،‌4 برابر سرانه مصرف دنیاست. کارشناسانِ سلامت معتقدند مصرف نوشابه با توجه به قند مصنوعى، رنگ و گاز موجود در آن، زیان‌های جبران‌ناپذیری برای دستگاه گوارش، کلیه‌ها و دیگر اعضای بدن دارد؛ به‌ویژه در مورد کودکان و نوجوانان که متأسفانه به خاطر شیرین بودن، علاقه زیادی به مصرف آن دارند».[107] 

7. ارسال پیامک 

آیا این خبرها را شنیده‌اید؟ 

«مشترکان همراه اول در شب و روز عید غدیر، بیش از 194 میلیون پیامک ارسال کردند که حدود 94 میلیون آن به مناسبت عید غدیر بود و در عید سعید قربان در طول 36 ساعت، حدود 187 میلیون پیامک رد و بدل کردند».[108] 

«در روز نیمه شعبان، 103 میلیون پیامک بین مشترکان اول رد و بدل شد. این در حالی است که در سال گذشته در همین زمان، 63 میلیون پیامک ارسال شده است».[109] 

امروزه تلفن همراه، به یکی از بایدهای زندگی ما تبدیل شده است. «در کشور ما طبق آمار رسمى، هر روز به‌طور متوسط 60 میلیون پیامک بین کاربران تلفن همراه اول رد و بدل می‌شود، در حالی‌که در انگلستان که زادگاه پیامک است، روزانه حدود شش میلیون پیامک فرستاده می‌شود. بعید نیست در آینده‌ای نزدیک، رتبه اول استفاده از سرویس پیام کوتاه را در جهان به خود اختصاص دهیم. اعضای هر خانواده ایرانی به‌طور متوسط دو تلفن همراه دارند. براساس آمار شرکت مخابرات ایران، هر مشترک تلفن همراه اپراتور اول، ماهانه بیش از 120 پیام کوتاه رد و بدل می‌کند. استفاده ایرانیان از این سرویس، در مقایسه با دیگر کشورها، رشد بسیار سریع‌تری داشته است».[110] 

«به گفته یک پژوهشگر ارتباطات، مشترکان تلفن همراه در ایران، جزو بالاترین آمار استفاده از سرویس پیامک هستند. کاربرد پیامک در ایران با اغلب کشورهای توسعه‌یافته متفاوت است و عوارض اجتماعی آن هم شاید فقط مختص کشور ما باشد. 

آمار استفاده از پیامک در ایران و مقایسه آن با دیگر نقاط جهان، نشان از استفاده بیش از حد یا حتی افراطی از این رسانه دارد. آمار 60 میلیون ارسال پیام کوتاه در یک روز، کشور ما را در بین کشورهایی که بیشترین آمار استفاده از پیامک را دارند، قرار می‌دهد. سرویس پیامک، ماهیانه حدود 30 میلیارد تومان برای شرکت مخابرات درآمد دارد».[111] 

آیا به راستى ارسال این حجم انبوه پیامک در کشور الزامی است؟ 

هشدار!  

ز دریای الطاف پروردگار خورید و بنوشید در روزگار 

نورزید اسراف اما در آن که نَبْوَد خدا دوست با مسرفان 

آمارهایی که به آن افتخار نمی‌کنیم: 

· ایرانی‌ها70 درصد سفرهای خود را با خودروهای شخصی انجام می‌دهند، در حالی‌که این شاخص در کشورهای توسعه‌یافته، برعکس است.[112] 

· براساس گزارشی که انجمن جهانی انرژی در سال 2008 با عنوان سیاست‌های بهره‌وری انرژی در کشورهای جهان منتشر کرده است، در سال 1990 تا 2006، کشور ایران بیشترین افزایش شدت مصرف انرژی را در بین کشورهای دنیا داراست و ادامه این روند در آینده می‌تواند ایران را از یک کشور صادرکننده، به یک کشور واردکننده منابع انرژی تبدیل کند.[113] 

· نگاهی به مصرف سرانه کالاهای اساسی در کشور و مقایسه آن با دنیا، نشان می‌دهد در مصرف سرانه شکر و روغن، بالاتر از میانگین جهانی هستیم. مصرف سرانه برنج در کشور ما کمتر از متوسط دنیاست و ما چهاردهمین مصرف‌کننده بزرگ جهان هستیم، ولی عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده نان را در جهان به خود اختصاص داده‌ایم. سرانه مصرف شکر در ایران حدود 30 کیلوگرم است که 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است و ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان است و اندونزى، امریکا و امارات در رده‌های بعدی هستند. 

· مصرف سرانه روغن در ایران، حدود 17 کیلوگرم و 5/4 کیلوگرم بالاتر از میانگین جهانی است و بیش از 80 درصد نیاز داخلی از راه واردات تأمین می‌شود. همچنین سالانه سه میلیون تن گندم در کشور اتلاف می‌گردد. 

سرانه مصرف نان در ایران 160 کیلو است، در حالی‌که در کشور فرانسه، سرانه مصرف نان 56 کیلو و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است.[114] 

· ایران در حال حاضر به لحاظ عرضه بنزین ارزان در جهان، بعد از ونزوئلا در رتبه دوم است و عربستان بعد از ایران در رتبه سوم قرار دارد. میزان مصرف انرژی در ایران، به ازای هر واحد تولید ناخالص داخلى، معادل 5/2 تا 3 برابر مقداری است که در کشورهای صنعتی و در حال توسعه مصرف می‌شود. 

· «92 درصد آب مصرفی کشور، در بخش کشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی هدر می‌رود. ضایعات مصرف نان در کشور 30 درصد است. در سالی که گذشت، یک میلیون و 200 هزار تن روغن نامرغوب خام خوراکی وارد کشور شده است».[115] 

· «هنگام سوخت‌گیرى، در هر روز 200 هزار لیتر سوخت اتلاف می‌شود. بنابراین، سالانه 73 میلیون لیتر سوخت هنگام سوخت‌گیری به هدر می‌رود که این مقدار در زمینه مصرف انرژى، 10 برابر اتحادیه اروپا و 15 برابر ژاپن است».[116] 

· «سرانه مطالعه در ایران، روزانه 18 دقیقه است».[117] «در سبد هر خانوار ایرانى، کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد. در کشورهای توسعه‌یافته، سرانه کتاب‌های امانتی از کتابخانه‌ها، 70 برابر کشور ماست».[118] 

· «یک سوم نان تولیدی و حداقل یک پنجم آب مصرفی به هدر می‌رود».[119] 

· «متوسط مجموع انرژی مصرفی در ایران، بیش از 2 برابر متوسط جهانی است».[120] 

· «نسبت انرژی مصرف‌شده به کالای تولیدشده، هشت برابر کشورهای پیشرفته است».[121] 

· «متوسط مصرف جهانی برق در دنیا برای مشترکان خانگى، 900 کیلووات ساعت در سال است؛ در حالی‌که مشترکان ایرانی سالانه 2900 کیلووات ساعت برق مصرف می‌کنند. در متوسط سالانه مصرف انرژی در رتبه سیزدهم قرار داریم؛ در حالی‌که امریکا در رتبه اول است و چین در رتبه دوم. 9 درصد سوخت جهان در ایران و از سوی تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود. هر ساله 38 درصد بودجه سالانه دولت به یارانه بنزین اختصاص می‌یابد. مصرف آب در کشور، 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی است. در مصرف گاز نیز بعد از امریکا و روسیه سوم هستیم».[122] 

· «متوسط مصرف بنزین در دنیا 3 لیتر است؛ در حالی‌که در ایران 10 لیتر می‌باشد. مصرف سرانه فولاد در کشور ما بالاتر از چین است. به لحاظ مصرف دارو، در میان 20 کشور نخست جهان هستیم و در آسیا مقام دوم را داریم. ایران از نظر ضایعات موادغذایی در جهان مقام اول را دارد. کار مفید در هفته در ژاپن 49 تا 60 ساعت، در کره جنوبی 54 تا 72 ساعت و در صنایع کشور ما 6 تا 9 ساعت است».[123] 

· «میزان استاندارد مصرف نمک بین 4 تا 5 گرم در روز است؛ در حالی‌که ایرانیان به‌طور متوسط روزانه 13 تا 15 گرم نمک مصرف می‌کنند».[124] 

تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل...



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:53 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
  خبرگزاري فارس: نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر.
 
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟! لذا شايسته است نان هاي توليدي نيز از كيفيت و ارزش غذايي بالايي برخوردار باشند ولي آيا چنين است؟ 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتا با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. كه براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. با توجه به آمار بالاي ضايعات نان هاي مسطح (لواش- تافتون- ماشيني) و افت كيفي نان هاي نيمه حجيم (بربري- سنگك) و استقبال كم از نان حجيم (فانتزي- باگت- فرانسوي و...)، طرحي ارائه نموديم كه تلفيقي است از الگوي نان هاي مسطح با حجيم و تركيبي است از آميزه هاي سنتي (تنورهاي گلي) با دستاوردهاي صنعتي (ماشين هاي صنعتي) و نه تنها با ذائقه و سليقه ملي همخواني دارد بلكه از دستاوردهاي علمي روز نيز جهت ارتقاء كيفي خود بهره گرفته است.
هدف اصلي طرح فوق بهينه سازي و اصلاح كيفي نان هاي سنتي مسطح مي باشد كه در حال حاضر 65درصد نان هاي سنتي را در بر مي گيرد. بيشترين توليد را دارد و كمترين كيفيت را. و روز به روز نيز سير قهقرائي دارد. به طوري كه رئيس پژوهشكده غله كشور مي گويد: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
هدف اصلاح اين گروه از نان ها مي باشد كه شامل تافتون تنوري و ماشيني و لواش تنوري و ماشيني است و مهمترين معايبشان از نظر پژوهشكده غله عبارت است از:
كوتاهي زمان تخمير- كوتاهي زمان پخت- استفاده از جوش شيرين- ضعف بهداشتي- مصرف آرد سبوس گيري شده و... است و ما بايد راهي پيدا كنيم كه اين معايب برطرف شود و نظرات مقام معظم رهبري تامين گردد. و لذا پس از مطالعات ميداني و كتابخانه اي وسيع و تشخيص علل انحرافات، اقدامات لازم براي ايجاد اصلاحات را آغاز كرديم. كه ماحصل آن طرحي جامع- كاربردي- ساده- كم هزينه و قابل تعميم به همه كشور است.
اين طرح ابتدا به صورت آزمايشي در يكي از نانوايي هاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و مواجهه با استقبال عمومي به صورت فراگير به اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز توانسته الگوي پخت نان 300 واحد از نانوايي هاي استان اصفهان را اصلاح سازد. آغاز اين طرح با تجهيز يكي از نانوايي هاي سطح شهر شروع شد سپس پرسنل لازم براي اجراي آن گزينش و با شركت در يك دوره كلاس هاي فشرده آموزشي (حدود يك ماه) اطلاعات لازم جهت رعايت استانداردهاي علمي را فراگرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان با آرد سبوس دار آشنا شدند... و توانستند با حضور خود در ساير نانوائي هااهداف طرح را تحقق بخشند. به تدريج هريك از اين افراد به عنوان يك مربي اقدام به آموزش ديگران نمودند بطوريكه ظرف يك سال به كمك 10نفر نيروي خبره بيش از 100نفر جوان علاقه مند آموزش ديده و در سطح نانوائي هاي اصفهان تقسيم شدند كه روزبه روز در حال افزايش است و زمينه ساز تحقق تحول در حوزه نان استان را فراهم ساختند كه تسري آن به ساير شهرهاي كشورمان افق هاي روشني را در زمينه بهينه سازي نان هاي سنتي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگيري چون چاقي و ديابت فراهم مي سازد.
 
 
مزاياي نان هاي سبوس دار:
1-فيبر (سبوس) نان سبوس دار 3برابر نان سفيد است.
2-ارزش غذايي و املاح نان سبوس دار 2برابر نان سفيد است.
3-گلوكز بعد از غذا يا قند نان سبوس دار 50 ولي نان سفيد حدود 100است.
ساير مزاياي نان سبوس دار
1-كاهش قند و چربي خون 2-پيشگيري از سوءتغذيه 3-رسوب گيري از جداره هاي روده و معده 4-خنثي سازي مواد سرطان زا 5-جلوگيري از جذب اسيدهاي صفراوي 6-جلوگيري از يبوست
7-پيشگيري از ديابت 8-پيشگيري از پوكي استخوان 9-پيشگيري از كم خوني 10-پيشگيري از چاقي
براساس اعلان سازمان بهداشت جهاني: نياز روزانه انسان به فيبرحدود 30گرم است كه 15گرم آن بايستي از طريق مصرف حبوبات، سبزيجات و ميوه جات و 15گرم مابقي با مصرف نان هاي سبوس دار تامين گردد. لذا اگر هر ايراني روزانه 3 قرص نان سبوس دار مصرف نمايد (يعني 450گرم نان) ضمن تامين فيبر موردنياز بدنش سلامتي خود را نيز بيمه مي سازد و ديگر نيازي به دكتر و دارو و درمان نخواهيم داشت.
 
 
مزاياي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي كشور:
1-حذف كامل جوش شيرين
2-حذف كامل ضايعات نان
3-تغيير الگوي پخت نان از مسطح (تافتون و لواش) به نيمه حجيم (ناني هم وزن تافتون ولي كوچكتر و ضخيم تر)
4-افزايش صخامت نان از 4 به حدود 9 ميليمتر با (وزن چانه 200گرم)
5-طولاني سازي زمان تخمير از 20 دقيقه به حدود 2ساعت
6-طولاني سازي زمان پخت از 25 ثانيه به 2.5 دقيقه (با كاهش شعله آتش و افزايش ارتفاع آن با سنگ)
7-حذف وردنه به منظور جلوگيري از خروج زودهنگام گازهاي توليدي در فرآيند تخمير
8-كاهش مشكلات پخت آردهاي ضعيف و پخت نان روي سطح سنگ نه سقف تنور
9-انطباق و سازگاري نان توليدي با ذائقه وسليقه ملي
10-استفاده بهينه از ماشين هاي دوار با افزايش ارتفاع مشعل از سطح سنگ، و كاهش شعله آتش و استفاده از دم كبابي
11-افزايش مرغوبيت- پوكي- ماندگاري و لقمه پذيري نان هاي توليدي
12-كاهشPH خمير، تخريب اسيد فيتيگ و نهايتاً آزادي املاح حياتي موجود در گندم
13-استفاده از آرد سبوس دار به جاي آرد سفيد و تامين املاح- ويتامين ها و از همه مهمتر فيبر موردنياز روزانه مردم
14-ايمن سازي مردم از ابتلابه بيماري هاي غيرواگير (ديابت- چاقي- چربي خون) با توليد نان سبوس دار
15-ايمن سازي نانوايان از ابتلابه عوارض جسمي- چشمي و پوستي كار با تنورهاي سنتي
16-پيشگيري از بيماري هاي گوارشي- كم خوني و پوكي استخوان، با توليد نان بدون جوش و تخمير شده.
17-افزايش اشتغال در نانوايي هاي كشور از 3 به 7نفر با بهره گيري از پرسنل آموزش ديده
18-استفاده از مخمر به جاي جوش شيرين به منظور زمان تخمير- زيباسازي- پوك سازي وغني سازي نان
19-استفاده از آرد تعادلي و كمك به حذف تدريجي سوبسيد نان با رضايت دولت، ملت و نانوايان.
 
 
ويژگي طرح بهينه سازي نان هاي سنتي1. حذف كامل ضايعات و اصلاح كيفي نان در كشور
به نظر مي رسد كاربردي ترين طرح كشوري اصلاح كيفي نان و مناسب ترين الگوي پخت نان باتوجه به جغرافياي انساني وعوامل تغذيه اي و ملي طرحي است كه در حال حاضر در اصفهان اجرا مي گردد. اجراي آزمايشي طرح مزبور در 200 واحد نانوايي شهر اصفهان نشان مي دهد كه موفقيت آن در اين خصوص صددرصد و امكانات و منابع لازم براي رسيدن به اهداف فوق در دسترس همگاني و ارزان قيمت مي باشد نانهاي توليدي نيز ذره اي ضايعات نداشته و همه قسمتهاي آن برشته- مغزپخت و قابل مصرف است. نرخ نان نيز در حدي است كه همه طبقات جامعه قادر به خريد آن هستند (هر قرص نان 200گرمي با آرد كيلوئي 45تومان 30تومان)
 
 
2- حذف كامل جوش شيرين از تركيب خمير و استفاده از مخمر به جاي آن
بزرگترين مانع موجود بر سر راه حذف جوش شيرين در كشور رقم بالاي آمار توليدكنندگان نانهاي مسطح (لواش و تافتون) مي باشد كه 65درصد نانهاي توليدي در كشور را به خود اختصاص داده و از آن جائي كه پخت خمير ور آمده و حذف جوش شيرين براي نانهاي مسطح زحمت آفرين است لذا اجراء طرح مزبور مشكل فوق را حل ساخته و به دليل اينكه قطر آن بين 5تا 8 ميليمتر است و در طبقه نانهاي نيمه حجيم جاي مي گيرد مي توان جوش شيرين را حذف كرد بدون اينكه باعث داغ زدگي سطح نان گردد. به شرطي كه حتماً از مخمر (خمير مايه) بعنوان جايگزين جوش شيرين استفاده نمايند در غير اينصورت نانهاي توليدي فاقد پوكي- زيبايي و مرغوبيت مي باشد و اثري از تاولهاي زيبا روي سطح نان مشاهده نمي شود. بنابراين ترويج نانهاي نيمه حجيم، بربري، سنگك و نان قپي يا محلي كه مورد نظر ماست بهترين راه ممكن براي تحقق هدف مزبور مي باشد كه به تدريج باعث خواهد شد آمار توليد نانهاي مسطح كاهش يابد و آمار توليد نانهاي نيمه حجيم افزايش.
 
 
3- طولاني سازي زمان تخمير
يكي از مهمترين اهداف ما از اجراء اين پروژه افزايش زمان استراحت خمير، كاهش PHآن، فعال سازي آنزيم فيتاز، تخريب اسيد فيتيك و آزادي املاح موجود در آرد گندم است. كه متاسفانه امروزه به دليل پائين بودن نرخ نان نسبت به قيمت تمام شده كمتر رعايت مي شود. و باعث شده نانهاي توليدي هيچ ارزش تغذيه اي نداشته باشد و فاقد آهن، كلسيم، روي، فسفر و ساير املاح موردنياز بدن باشد. در صورتيكه استراحت خمير بنوعي باعث غني سازي نان و تقويت ارزش غذايي آن نيز مي گردد و مردم و مسئولين نبايد سلامتي خود را فداي پايين نگه داشتن نرخ نان كنند. نان خوب و سالم مستلزم داشتن نرخ خوب است.
 
 
4- كاهش مشكلات پخت نان با آردهاي ضعيف
از آنجائيكه 70% گندمهاي موجود در كشورمان فاقد پروتئين و گلوتن لازم ميباشند و از نظر فني ضعيف و كم قوت بوده و براي پخت نان مناسب نمي باشند و از طرفي توسل به تنورهاي سنتي باعث چكه كردن خمير از سقف مي گردد و نازك سازي نان نيز باعث فروپاشي خمير و در رفتگي نان مي شود لذا اجراء اين طرح همه معايب فوق را مرتفع و موانع پخت نان با آردهاي ضعيف را به حداقل مي رساند بطوريكه ديگر نيازي به استفاده از نمك بيشتر و شور كردن نان وجود ندارد و كمتر نيز با اعتراض نانوايان مواجه مي گرديم. چون نانها روي سطح سنگ ماشين دوار پخت مي شود.
 
 
5- ايمن سازي نانوايان از ابتلابه عوارض جسمي- چشمي و پوستي كار با تنورهاي سنتي
كار مداوم با تنورهاي سنتي گلي نه تنها ازنظر فني و بهداشتي ايراد دارد بلكه براي پرسنل شاغل در آن نيز عوارض بسياري دارد. ابتلابه اگزما و سرطانهاي پوستي- بيماري چشمي كاتاراكت، خشكي قرنيه و ابتلابه واريس پا و كيست بيكر شايع ترين عوارض كار با تنورهاي سنتي است و باعث معلوليت و مرگ زود هنگام نانوايان مي گردد. كه در الگوي جديد بخش زيادي از اين معايب برطرف شده و به نوعي باعث ايمن سازي نانوايان در حين كار مي گردد.
 
 
6- ايمن سازي مردم از ابتلابه بيماريهاي متابوليك و غير واگير
از آنجائيكه سياست جديد سازمان بهداشت جهاني براي پيشگيري از ابتلابه بيماريهاي غير واگير (ديابت، چربي خون، چاقي، سكته، سرطان، فشار خون و...) در حوزه تغذيه، مصرف نانهاي پر فيبر (سبوس دار) و كم نمك است و در ايران نيز 70% خوراك مردم از نان تامين مي شود و استفاده از نانهاي سبوس دار، كم نمك و تخمير شده كمك بزرگي به حفظ سلامتي و تندرستي مردم مي نمايد لذا اجراء اين طرح به منزله پيشگيري از ابتلاء به انواع بيماريهاي عصر صنعتي است كه اين روزها شيوع فراواني يافته و 40% علل مرگ و مير را در كشورمان تشكيل مي دهد و اگر مواظب نباشيم ما هم به آن مبتلامي شويم. توجه كنيد: 10% مردم ايران مبتلابه ديابت شده اند، 20% فشار خون بالا، 30%چربي خون، 40% تري گليسريد خون و 50% از چاقي مفرط رنج مي برند و لذا اجراء اين طرح يعني موفقيتي بزرگ در حوزه بهداشتي جامعه و تحقق واقعي شعار وزارت بهداشت مبني بر اينكه پيشگيري مقدم بر درمان است و جامه عمل پوشاندن به فرمان بزرگ حكيم ايراني محمد زكرياي رازي:
 
 
7- طولاني سازي زمان پخت نان از 25ثانيه به 2.5دقيقه با حرارت كمتر
درحال حاضر حداكثر زمان ماندگاري نان در تنور نانوائيهائي كه نان لواش و تافتون پخت مي كنند 30ثانيه است درحاليكه زمان مناسب براي پخت نان در تنور بايد بين 2تا3 دقيقه باشد 75% اسيد فينيك خمير در جريان تخمير طولاني مدت تخريب مي شود و 25% بقيه نيز در جريان پخت طولاني مدت كه بقاياي اسيد فيتيك بجاي مانده در فرآيند تخمير نيز تخريب و املاح موجود در آرد گندم آزاد مي شود. براي اين كار مي توان شعله آتش را كاهش داد و مدت زمان ماندگاري نان در تنور را بالابرد. كه اين امر در مرغوبيت كيفي و پختگي نان نيز بسيار موثر است.
 
 
8- احياء نان شرقي با تلفيق آميزه هاي سنتي و دستاوردهاي صنعتي
ارائه الگوئي مناسب براي پخت نان در كشور با رعايت همه جوانب علمي و فني يك دغدغه ملي است كه با اجراء اين طرح تحقق خواهد يافت چراكه الگوي فوق تلفيقي از آميزه هاي سنتي و دستاوردهاي صنعتي موجود در دنيا مي باشد و توانسته از آخرين دستاوردهاي علمي در فرايند پخت نان جهت رشد و ارتقاء كيفي نان سنتي كشورمان بهره گرفته و ناني توليد نمايد كه علاوه بر داشتن ارزش غذايي بالا، سليقه ملي را نيز در برداشته و كمترين ايراد علمي و فني به آن وارد باشد.
هويت شرقي ما ايجاب مي كند ضمن احترام به نانهاي مختلف صنعتي موجود در دنيا بويژه نانهاي فانتزي، حجيم و نانهاي ملي و محلي خود را نيز احياء و ارتقاء بخشيم از طرفي تجربه نشان داده كه تحميل الگوهاي غربي پخت نان به مردم كشورمان موفق نبوده است و راه طي شده اي است كه توسط دولتهاي قبلي در سالهاي 1316-1336- 1354، اجرا شده و به شكست انجاميده است. ذائقه ايراني نان ايراني مي پسندد و هيچگاه نمي توان نانهاي غربي را به آنها تحميل نمود. ولي مي توان در كنار بهينه سازي نانهاي شرقي بومي سازي نانهاي غربي را نيز مدنظر قرار دهيم و بي مطالعه شيفته و مرعوب الگوهاي غربي و تحميل آن به جامعه شرقي نشويم. نانهاي سنتي بخشي از هويت ملي ماست و احترام به اين هويت و تلاش در جهت ارتقاء كيفي اين نانها وظيفه ملي همه ماست.
 
 
9- حذف تدريجي سوبسيد نان
همه مي دانيم بزرگ ترين مشكل دولت درحال حاضر بار مالي و هزينه زيادي است كه بابت سوبسيد كالاهاي اساسي مثل نان مي پردازد، و لذا مهمترين هدف دولت درحال حاضر كاهش بار مالي و حذف تدريجي اين سوبسيدهاست. كه در حوزه نان به دليل اهميت و حساسيت عمومي كسي قدرت حذف كامل آنرا ندارد هرگاه تصميم به اجراء آن گرفته شده با موضع گيري رسانه ها و اقشار ضعيف مواجه شده است. از طرفي ارزاني بيش از حد نان نيز يكي از مهمترين دلائل ايجاد ضايعات نان در كشور شناخته شده كه همه كارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند.از آنجائيكه نانهاي توليدي در طرح اصفهان ازنظر كيفي- عطر- طعم- مرغوبيت و ماندگاري در مقايسه با ساير نانهاي لواش- تافتون- ماشيني- سنگك و بربري موجود بهتر بوده و با استقبال عمومي مواجه شده بود لذا مديريت آرد و نان اصفهان پيشنهاد نمود به جاي آرد 7توماني از آرد 45توماني مصرف مي شود كه متعاقب آن نرخ هر نان حداقل 15تومان افزايش يافت ولي افزايش قيمت نانهاي فوق نه تنها صفوف طولاني مشتري را از بين نبرد بلكه با استقبال بيشتر و گسترش طرح در ساير نانوايي ها مواجه شد و كمك شاياني به كاهش سوبسيد نان نمود. مردم نيز با استقبال خود نشان دادند حاضرند براي نان خوب پول خوبي پرداخت نمايند. اجراء اين طرح در 30% نانوائيهاي هر شهري نيز يك موفقيت بزرگ تلقي خواهدشد. تا ضمن تعديل قيمتها كيفيت نان را نيز بهبود بخشد. در حال حاضر اين طرح در 200 واحد از نانوائيهاي شهر اصفهان اجراء شده و آرد 7تومان به قيمت 45تومان به نانوايان فروخته مي شود. نانش نيز به جاي 15تومان 30تومان فروخته مي شود.
 
نويسنده: محمدرضا خواجه
   
منبع:كيهان


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 12:30 PM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 

سال 88 در حالی شروع شد که بیانات رهبر معظم انقلاب در آغازین روز سال در آستان قدس رضوی راهبردی اساسی را فرا روی مردم و مسئولان کشور قرار داده است .

اصلاح الگوی مصرف از بعد سلبی به معنای صرفه جویی و کاستن از مصارف غیر ضروری و از بعد ایجاب آن ، بهینه ساری مصرف و یا درست ، به هنگام و اقتصادی مصرف کردن ، تعبیر می گردد.

اصلاح الگوی مصرف در زندگی اجتماعی مردم نیز تأثیرات عمیقی خواهد داشت و با فرهنگ سازی و ترویج الگوی مصرف ،اثرات آن آشکار خواهد شد و موضوع ازدواچ یکی از مهمترین زمینه ی پرداختن به این مبحث در اجتماع امروز است. وقتی در آفت شناسی ازدواج به بررسی و شناخت موانع ازدواج آسان می پردازیم بسیاری از آنها را با اصلاع الگوی مصرف، قابل رفع می بینیم.

سبقت جستن در تجملات و چشم و هم چشمی های تشریفاتی ، به زحمت انداختن خانواده ها و تکلف های طاقت فرسا در افزودن هزینه های مراسم قبل، حین و بعد از ازدواج و

 از جمله عوامل دور ساختن جوانان از ازدواج به هنگام و تأخیر در زناشوئی و افزایش توقعات و غلبه یافتن مشکل و قالب بر محتوا و زرق و برق مادیات بر معنویت ها و کاهش بهره وری در ازدواج خواهد بود.

آسان سازی ازدواج ، وظیفه ای است که برای ادای آن خانواده، جامعه و مسئولان همگی نقش دارند و برای شکل گیری این مثلث سه ضلعی، همه اضلاع بایستی همگرایی داشته باشند.

خانواده ها اساس کار هستند و نقش اصلی را در این وظیفه مهم با پیروی از سیره پیشوایان دینی در آسان سازی ازدواج، بر عهده داشته و نباید با فرافکنی و انداختن بار مسئولیت شانه خالی کنند . همان گونه که فرهنگسازان جامعه و مسئولان کشور نیز هر کدام بایستی نقش خویش را در این میان ایفا کنند و صرفاً مسئولیت را بر عهده خانواده ها قرار ندهند.

رهبران فکری جامعه ، صاحبان منبر و تریبون ، حوزویان و دانشگاهیان ، اصحاب رسانه و مطبوعات اندیشمندان و نویسندگان ، هنرمندان و ادیبان و وظیفه ی فرهنگسازی ازدواج آسان و معرفی نمونه های موفق آن را بر عهده داشته و مسئولان کشور نیز باید با تاسی از رهبر معظم انقلاب و با پیش قدم شدن خویش ارایه الگوی صحیح مصرف و با ارایه سیاست های کلی نظام در هنگام تدوین برنامه ها ، و نیز دولت و مجلس با ارایه لوایح و طرح های قانونی ، زمینه اجرای ازدواج آسان را در جامعه فراهم نمایند تا خیل عظیم چندین میلیونی جوانان آماده ازدواج و در آستانه استفاده به نیروهای محرک و کارآفرین و با نشاط جامعه تبدیل گردیده و از بروز معضلات اساسی بیکاری و کم کاری و تنبلی و ناهنجاری های فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی جلوگیری نمایند.

آنچه می هوانید نکات کلیدی از مجموعه ی سخنان مقام معظم رهبری د رجلسات عقد یک دهه گذشته است که پیش از این در مجلدی تحت عنوان «مطلع عشق» به چاپ رسیده است . در این شماره بخش اول رهنمودهای رهبری درباره مراسم ها و تشریفات ازدواج ارایه می شود با این توضیح که رهبری در این مجالس ، در مقام بیان همه ی دید گاه های خود درباره ازدواج و خانواده نبوده اند ، بلکه به مناسبت آغاز زندگی جمعی از فرزندان شان ، آنچه را که اسرار کامیابی آنان می دانسته اند صمیمانه تذکر داده اند . گفتنی است مجموعه کامل این سخنان با نام « عقب نماندن از قافله اسراف» توسط شبکه فعالین ازدواج به چاپ رسیده است.

سادگی را از مراسم ازدواج آغاز کنید

در همه امور زندگی تان سادگی را رعایت کنید . اولش هم از همین مراسم ازدواج است ، از این جا شروع می شود. اگر ساده برگزار کردید ، قدم بعدی اش هم می شود ساده و الّا شما که رفتید آن مجلس کذایی ِ مثل اعیان و اشراف های زمان طاغوت را درست کردید ، بعد دیگر نمی توانید بروید توی خانه کوچکی مثلاً با وسایل مختصری زندگی کنید . این جور نمی شود دیگر. از اول، زندگی را پایه اش را بر اساس سادگی و ساده زیستی بگذارید تا زندگی بر خودتان ، بر کسانتان و بر مردم جامعه ان شاءا... آسان شود.

ریخت و پاش زیادی ،اسراف؛ اینها حرام است

بعضی از مردم با این کاری که می شود با آن ثواب برد، گناه می برند . با اسراف هایی که می کند ، با خلاف هایی که انجام می دهند ، با آمیختن این عمل حَسن و حسنه به کارهای حرامی که انجام می دهند . حرام همه اش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد. آنها هم البته حرام است ، اما ریخت و پاش زیادی هم حرام است . اسراف حرام است . سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواردی واقعاً حرام است . زیاده روی کردن ، حرام و حلال کردن برای اینکه بتواند جهیزیه دخترش را فراهم کند ، اینها حرام است .

ریخت و پاش اسراف است

برخی اسراف می کنند ، می ریزند و می پاشند . در این روزگار که فقرایی در جامعه هستند ،کسانی هستند که اولیات زندگی هم درست در اختیارشان نیست ، این کارها اسراف است ، زیادی است ، بی خود است . هر کس بکند خلاف است .

تجملات زیادی مثل یک خوراکی مضّر برای جامعه مضر است

تجملات برای یک جامعه ، مضر است . آن کسلانی که با تجملات مخالفت می کنند ،معنایش این نیست که از لذت های و خوشی هایش بی اطلاعند،نه! آن را کاری مضر برای جامعه می دانند . مثل یک دارو یا خوراکی مضر . با تجملات زیادی ، جامعه زیان می کند . البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد. اما وقتی که همین طور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان می آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز می کند و به جاهای دیگر می رود.

تشریفات ساده ازدواج اسلامی

شما اگر نگاه کنید به تشریفات ازدواج در میان اقوام مختلف ، خواهید دید در اسلام تشریفات ازدواج ساده است . البته جشن و سرور و اینها عیبی ندارد . هر کس هر مقداری که مایل است ، اما اینها جزو دین و جزو تشریفات رسمی و دینی ازدواج نیست . هر کس خواست می تواند انجام بدهد ، هر کس نخواست، نه.

اینکه حتماً بایستی بروند در یک معبد و زانو بزنند جلوی کسی و چه بکنند ، و مراسمی که در جاهای دیگر وجود دارد، در اسلام نیست. در اسلام یک صیغه است شرعی که باید خوانده شود . البته در اسلام برای معاملات گوناگون،معاملاتی که اهمیتش کمتر از ازدواج است شاهد می گیرند... حالا هم که مقررات ثبت و درج در محاکم. مراکز ثبت رسمی است و هیچ تشریفاتی ندارد؛ می توانند خیلی راحت و بدون تشریفات این ازدواج را انجام دهند.

نکند اسم مان مسلمان باشد اما کارهایمان کار جاهلی

در ازدواج، شرع مقدس اسلام قیودِ جاهلی و شرایط مرسوم بین جهان را برطرف کرد و یک سلسله حرف ها و شرایط جدید و سنت های تازه ای را پایه گذاری کرد . اگر ما کاری کنیم که عقد و ازدواجِ ما از آن چیزهایی که اسلام اِزاله کرده ، دور و پاک باشد و به آن سنت هایی که اسلام بنیان گذاری کرده است آراسته و مزین باشد، عقد و ازدواجِ ما اسلامی خواهد شد و عقد بر اساس رضای پیامبر اسلام و رهبر عظیم الشأن بشریت خواهد شد. اگر خدای ناکرده آن چیزهایی را که اسلام اِزاله کرد و ریخت بیرون، اینها را ما در عقد ازدواج بیاوریم، آن وقت عقد ما ، عقد جاهلی خواهد شد . خودمان مسلمانیم، اسم مان مسلمان است اما کارمان کار جاهلیت خواهد شد. یا اگر آن چیزهایی را که اسلام بنا گذاشت در کار ازدواج این را رعایت نکنیم، باز عقد، عقد اسلامیِ کامل نخواهد بود. اگر عقد، اسلامی بود، به سبک سنت های قرآنی و بنیان گذاری شده به وسیله اسلام ، زندگی شیرین می شود و زن و شوهر با هم خوب زندگی می کنند.

ازدواج بکنید، ازدواج دشواری ایجاد نمی کند

جوان ها وقتی صحبت می شود می گویند، اگر ازدواج کنیم بعدش چه کار کنیم برای خانه ، برای شغل؟ اینها همان قیودی است که همیشه جلو کارهای اصلی و اساسی را می گیرد. فرمود: «اِن یکونوا فُقراءَ یُغنِهِمُ الله مِن فَضلِهِ»

یعنی خدای متعال اینها را کفایت خواهد کرد. ازدواج بکنید ، ازدواج در وضع معیشت آنها دشواری خاصی به وجود نمی آورد، بلکه به عکس خداوند آنها را از فضلش غنی هم می کند. این را خدای متعال فرموده است.

در درجه اول تقصیر متمکّن است

بله ، ما برای خودمان به قول معروف به جای خرج ، بَرج درست می کنیم. اضافه های زندگی و نیازهای کاذب به وجود می آوریم. بله، البته مشکل پیش می آید. تقصیر کیست؟ در درجه اول تقصیر متمکّن است. آن کسانی که امکانات دارند، سطوح را بالا می برند، سطوحِ خواهشها و توقّعات و نیازهای کاذب را بالا می برند.

ازدواج یک ضرورت است، باید وسایلش را فراهم کنند

بعد هم تقصیر بعضی از مسئولان است، که بالاخره باید بگویند. باید وسایل را فراهم کنند، فراهم نمی کنند. نمی خواهیم بگوییم که دولت ها برای جوان ها و برای ازدواج شان وظایفی ندارند. اما این باید برای جامعه اسلامی جا بیفتد که ازدواج یک ضرورت است، باید انجام بگیرد. باید تحقق پیدا کند.

دخترها و پسرها مسئولیت پذیری کم دارند

اینکه دخترها بگویند ما هنوز آماده ازدواج نشده ایم ، پسرها بگویند ما هنوز عقل زندگی نداریم، حرفهای منطقی آن چنانی نیست. در خیلی از مسایلِ زندگی، ما می بینیم که نه، جوان ها آمادگی هم دارند، خیلی هم خوبند. می فهمند. منتهی این ازدواج یک مسئولیت پذیری هم هست. این حس گریز از مسئولیت، مقداری مانع می شود از اینکه این کار انجام شود.

با شادی و میهمانی موافقیم، با اسراف نه

بنده راضی نیستم از کسانی که با خرج های سنگین و با اسراف در امر ازدواج کار را بر دیگران مشکل می کند. البته با جشن و شادی و مهمانی موافقیم ولی با اسراف مخالفیم.

بی بند و باری پولدار ها؛ غصه دخترها و پسرها

چقدر دخترها و پسرها که اگر ازدواج هم می کنند به خاطر بی بندوباری پولدارها، احساس کمبود می کنند. احساس غصه می کنند. احساس عقده می کنند. فکر می کنند چیزی کم دارند. احساس سرکوفت می کنند.

اسراف بد است. شأن ملت مسلمان ما نیست

این هتل ها و سالن ها و جشن های پر خرج را رها کنید. البته ممکن است توی یک سالنی هم کسی جشن بگذارد اما ساده، مانعی ندارد. من نمی خواهم بگویم حتماً چون بعضی از خانه هایشان جا ندارد یا امکاناتش را ندارند، ولی اسراف نکنید. شادی و میهمانی و دعوت کردن از دوستان و نزدیکان و خویشاوندان و رفقاخوب است اما اسراف بد است. شأن ملت مسلمان ما نیست.

 

از اسراف ها یکی مجالس گران قیمت است

عروسی و عقد و شادی چیز خوبی است. حتی پیامبر اکرم هم برای دختر مکرمه خودشان مجلس عروسی گرفتند، شادی کردند و مردم شعر خواندند. زنها دست زدند و خوشی کردند. اما نباید در این مجلس عقد و عروسی و اینها اسراف انجام بگیرد. یکی از اسراف ها همین مجالس عقد و عروسی گران قیمت است . در هتل ها، در این سالن های گران قیمت مجالس درست می کنند. مبالغ زیادی شیرینی و میوه خوراکی حرام می شود، از بین می رود، روی زمین ریخته می شود و ضایع می گردد. برای چه؟ برای چشم و هم چشمی؟! برای عقب نماندن از قافله اسراف؟!

با اسراف خود را از چشم پیامبر و امام زمان انداخته اید

اسراف نباید بشود. اسراف اگر شد هم به خودتان ضرر زده اید هم به مردم دیگر. هم به جوان ها و دخترها و پسرها ضرر زده اید و خودتان را از چشم پیامبر اسلام انداخته اید . از چشم امام زمان انداخته اید. این اسراف و زیاده روی، کار خلاف محسوب می شود.

عروسیِ شیرین، عروسی صمیمانه است نه عروسی پرخرج

عروسی شیرین، آن عروسی نیست که توی آن خیلی جرخ می شود و اسراف زیاد در آن می شود. عروسیِ شیرین، عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی شیرین می شود. ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق دور هم بنشینند، این می شود عروسی. این میهمانی های مفصل و سالن های آنچنانی یا توی هتل ها، خرج های یاد، جنس های گران برای مهمانی، اینها هیچ مناسب نیست. نمی گویم ازدواج را باطل می کند، نه! ازدواج درست است. اما اینها محیط جامعه و محیط زندگی را تلخ می کند.

من با «تشریفات» مخالفم

مگر سابق که این سالن ها نبود، این چیزها نبود، توی دو تا اتاق کوچک جشن می گرفتند، مهمان ها می آمدند شیرینی می خوردند، ازدواج ها بی برکت تر از امروز بود؟ عزتِ دخترها مگر کمتر از امروز بود، که حالا باید حتماً بروند توی این سالن های بزرگ. عیبی ندارد، من مخالفتی نمی کنم با این سالن ها. من با«تشریفات» مخالفم. حالا بعضی می روند توی هتل، از آن کارهای غلط است که لزومی ندارد.

 هر چه مراسم را کمتر و ساده تر بگیریم بهتر است. بگذارید آن کسانی که ندارند به ازدواج تشویق شوند و آن کسانی که ندارند مأیوس نشوند.

اینها اصلاً مناسب شأن نیست؛

اینکه حالا معلوم شده کوی باشگاه های چنین و چنان و توی هتلها مهمانی می گیرند،اینها اصلاً مناسب شأن اهلِ علم نیست؛ مناسب شأن مردمان پرهیزگار و مؤمن نیست. اینها هم مال همان قدیمی هاست.

متأسفانه بعضی امروز اشتباه می کنند. چون که سابق مسئولان کشور و سردمداران آن طور رفتار می کردند، حلال هم که اینها شدند سردمدار، خیال می کنند باید از این کارها بکنند. نه آقا، آنها طاغوتی بودند، آنها اهل دنیا بودند. ما روحانی هستیم، آنهایی هم که روحانی نیستند، اهل دین هستند. ما زندگی مان جور دیگر است. رفتارمان جور دیگر است. مَنشمان جور دیگر است. اخلاقمان جور دیگر است. هدفمان اصلاً با آنها فرق دارد. نباید از آنها تقلید کنیم. ما باید کاری بکنیم که مردم از ما تقلید کنند.

سربلندی دختر و پسر به بلند نظریِ آنهاست

بعضی خیال می کنند که تشریفات و توی هتلِ چنین و چنان رفتن، سالن های گران گرفتن، خرج های زیادی کردن، عزت و شرف و سربلندی دختر را زیاد می کند. نه خیر، عزت و شرف و سربلندی دختر و پسر به انسانیت و تقوا و پاکدامنی و بلند نظریِ آنهاست، نه به این چیزها...

ساده برگزار کردن ازدواج ننگ نیست

بدانید! ساده برگزار کردن ازدواج، چه در مهریه، چه در جهیزیه و چه در مجلسِ عروسی، ننگ نیست که بعضی خیال می کنند اگر ما عروسی را برای دخترمان ساده برگزار کنیم دختر ما سرشکسته خواهد شد. نه! سرشکسته نخواهد شد. این اشتباه شماست.

آبرو را نمی شود با قرض کردن خرید

ما به آنهایی که ندارند نصیحت می کنیم که یه عرب و عجم متوسل نشوند که پول قرض کنند برای اینکه آبرویشان را به قول خودشان بخرند! آبرو چیست! این آبرو است؟ اگر چشم را باز کنیم این آبرو نیست. بعضی ها خودشان را قرض دار می کنند، برای اینکه بتوانند مثلاً آبرومند از آب در بیاورند! بی خود و بی جهت.

من به همه مردم توصیه می کنم ازدواج ها را آسان کنند

من به همه مردم در سراسر کشور توصیه می کنم که ازدواج ها را آسان کنند. بعضی ها ازدواج را مشکل می کنند. مهریه های گران و جهیزیه های سنگین ازدواج را مشکل می کند... خانواده پسرها توقع جهیزیه های سنگین بکنند خانواده دخترها برای چشم و هم چشمی دیگران جهیزیه ها را و تشریفات را و مجالس عقد و عروسی را رنگین تر بکنند؟ چرا؟ اثر این را می دانید چیست؟ اثر این کارها این است که دخترها و پسرها بدون ازدواج در خانه ها می مانند، کسی جرأت نمی کند به ازدواج نزدیک شود.



ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:40 AM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
 چکيده:

آگهي‌هاي تجاري متوني ارتباطي هستند که معنا از خلال آن جريان مي‌يابد. اين مقاله درصدد واکاوي نسبت ميان مفهوم مصرف و آگهي‌هاي تجاري است و براي نيل به اين هدف، ابزارهاي نشانه شناختي را بکار مي‌گيرد. نشانه‌شناسي نمونه‌هاي انتخاب شده مبين اين امر است که آگهي‌هاي تجاري با استفاده از تمهيداتي مانند واقع‌نمايي، استفاده از ابزارهاي علمي، بکارگيري مؤلفه‌هاي مرتبط با طبيعت، تأکيد بر نام تجاري و جان‌بخشي به کالاها سعي در ارائه تصويري از مصرف‌کننده ايده آل دارد که در آن، جهاني کالايي، کامل، بي‌نقص، آرماني و رويايي به تصوير کشيده مي‌شود: اين جهان، جهان متن آگهي‌هاي تجاري است.


ادامه مطلب


نظرات (0) نويسنده : - ساعت 11:36 AM - روز سه شنبه 13 بهمن 1388    |   لينک ثابت
صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :27  
18 19 20 21 22 23 24 25 26 27