نه افشاگری، نه کتمان
بعضیها به اسم افشاگری همه عیبها را به همه میگویند اسم آن را هم میگذارند افشاگری، نه آقا این افشاگری نیست این آبروی مؤمن را بردن است، اصلاً استیضاح وزیر هم همینطور است، اگر یک وزیری مشکل دارد نماینده برود اتاق وزیر بگوید آقای وزیر شما مشکل دارید، نماینده شما، مدیر کل شما در استان ما در شهر ما مسئول نماینده شما این غلط را کرده، این هم دلیلش فقط استیضاح باید برسد به جایی که با تذکر مسئله حل نمیشود، از قدیم گفتهاند گرهای که با دست باز میشود... از قدیم گفتهاند سری که درد نمیکند دستمالش نبندید از قدیم گفتهاند کار را به کاردان بگو. نهضت سوادآموزی بنده رئیساش هستم یکی از کلاسهای نهضت سوادآموزی در یک گوشهای یک مشکلی دارد این را مثلاً شما به چه دلیل توی روزنامه و تلویزیون... به من زنگ میزدی. ما باید آبروریزی را بگذاریم در حدی که هیچ راهی جز آبروریزی نداریم، اگر فقط یک راه داریم که بیائیم بگوئیم مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، شاه ببیند همه ایران بگویند مرگ بر شاه فرار میکند، اگر رسید که شاه دیگر قابل موعظه نیست، تذکرپذیر نیست، آنجا بسیج میشویم هورا میکشیم شاه فرار میکند اما یک چیزی را که راحت میشود گفت اصلاً اگر یک پسری بد است چرا به بابش میگوئیم، بگو آقا جان بیا این کار تو خلاف بود، چرا عکساش را برمیداری، جرا حرفهایش را توی نوار ضبط میکنی، میخواهی آبرویش را بریزی، اصلاً یک مجرمی را میخواهند شلاقش بزنند، همانجا شلاقش بزنند، چرا این را میبرند توی در دکان باباش میزنی، میخواهی باباش هم سکته کند در دکان حالا یک جوانی خلافکار بود، بنا هم بود ده تا شلاق بخورد خوب این ده تا شلاق را چرا میروی توی محله پهلوی... پهلوی پدر زنش چرا... زندگی خانوادگی اینرا چرا به هم میزنی، مجرم شلاق بخورد ولی زندگیاش به هم... وقتی این مجرم را میبرند توی محلهاش دیگر خانمش هم از خجالت فرار میکند، دیگر دخترش هم خواستگار گیرش... میگوید اِه! دختر فلانی را گرفتهای، همان که باباش را شلاق زدند، میخواهی داماد او شوی، بابا حالا یک پدری خلاف کرد، چرا دخترش را بی خواستگار میگذاری، چرا زنش را به... ببینید قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و خاص و عام همهمان باید به خدا پناه ببریم. اگر به خدا پناه نبریم از خط مستقیم خارج میشویم «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا یک لحظه از راه مستقیم دور نشویم، بنابراین خیلی مهم است نه همه چیز را همه بدانند که آبروریزی است، افراط است نه، مسئولین هم ندانند که این کتمان است، خوب، مشکلات را باید به مسئولین بگوئیم که مسئولین یک فکری بکنند به همه نگوئید تفریط است، به همه بگوئیم افراط است نه تهمت بزنیم و محروم کنیم، همه را از مسئولیتها نه سوء سابقهها را نادیده بگیریم، نه تهمت نه نادیده گرفتن سوءسابقه. بعضیها تهمت میزنند عیبی هم که نیست میچسبانندو یک کسی را با تهمت فشل میکنند میدانی فلانی... همینطور یک چیزی میگویند و خیلی از این تهمت... شایعه هم چیز بردهاند آقا فلانی چه باغی دارد، چه مزرعهای دارد، فلانی چه برجی دارد، چه کاخی دارد، چی دارد، چی دارد، چی دارد، وارسی کنید اگر دارد با او بد بشوید، اگر دارد و از راه حرام دارد و خیلی سوء استفاده کرده از موقعیتش، آخر ممکن است یک کسی داشته باشد از حلال داشته باشد حالا سلیمان (علیه السلام) هم پول داشت، مگر باید آبروی حضرت سلیمان (علیه السلام) را ریخت، حضرت یوسف (علیه السلام) هم حکومت داشت، ببینید این پولی که دارد از حق پیدا کرده یا سوء استفاده کرده، اگر سوء استفاده کرده خوب... ولی عدهای را تهمت میزنیم، عدهای هم که سوء سابقه ما را نمیدانند بابا آخر این سابقهاش چنین است، حد وسط چیه؟ حد وسط این است که تهمت نزنیم اما عیبهای... سوء سابقه افراد را هم نادیده نگیریم هر پستی را به هر کس ندهیم خوب این سابقهاش خراب است.
نه تجسس و شنود و کنترل در مسائل شخصی، نه بی تفاوتی نسبت به توطئهها بعضی وقتها حالا این دیگر به وزارت اطلاعات میخورد بعضی وقتها شنودی ممکن است بگذارند که... بابا من میخواهمب ه یک کسی توی تلویزیون فحش بدهم، یک کسی میخواهد با نامزدش شوخی بکند، اگر شنود بگذاریم برای اینکه همه مسائل شخصی این افراط است، اما گاهی هم ما میفهمیم که اینها با خارج یک قراردادی توطئه دارند آنجا هم بگوئیم نه انشاءاللّه بز است، آن هم خیلی سادگی است، نباید برای زندگی شخصی تجسس کنیم، شنود بگذاریم نه باید نسبت به توطئهها که امنیت ملی را در خطر میاندازد بی تفاوت باشیم، پس کجا؟ مردم در زندگی شخصیشان هیچ کس نباید تجسس کند، شنود بگذارد، تلفنها کنترل بشود، مسائل شخصی مردم را بناید وارد بشویم به حریم خانوادگی کسی وارد نشویم، اما اگر احساس کردیم که یک خطی بین ایران و خارج هست، یک رد و بدلهایی است که اقتصاد، سیاست، امنیت و عزت ما در خطر است، آنجا باید شنود بگذاریم، آنجا باید تجسس هم بکنیم، باید عامل نفوذی هم داشته باشیم، توی زندگی شخصی نه ولی توی زندگی... یکوقت یک کسی سیلی میزند توی گوش بچهاش بیخود ما اینجا نباید الو!! کلانتری آقا این یک پدری توی خانهاش به بچهاش کتک زده به تو چه توی خانه میخواهد بزند بعد هم عذرخواهی خواهد کرد، حالا غلط هم کرد عذرخواهی میکند، مسئله شخصی را چکار داری، اما یکوقت همین آقایی که سیلی میزند یک 20 کیلو تریاک از این خانه میبرد خانه دیگر که با این تریاک میخواهد جوانها را از بین ببرد آنجا اگر دیدی تریاک حمل و نقل میکند به کلانتری بگوئید اما اگر یک گناه شخصی میکند لازم نیست به کلانتری اطلاع بدهی، پس ببینید، اینها باید مواظب باشیم کجا اطلاع بدهیم کجا اطلاع ندهیم، مسائلی که نسل جوان در خطر است، مسائلی که امنیت عمومی هرجا مسئولیت عام است باید آنجا نعره بکشیم هم... شنود بگذاریم عامل نفوذی بگذاریم، همه دقتهای لازم را انجام بدهیم، چون مسئله مهم است، اما اگر یک مسئله شخصی است و فردی است و جزیی است توی مسائل شخصی جزئی فردی حق آبروریزی، افشاگری، شفافگری نداریم.
بعضیها به اسم افشاگری همه عیبها را به همه میگویند اسم آن را هم میگذارند افشاگری، نه آقا این افشاگری نیست این آبروی مؤمن را بردن است، اصلاً استیضاح وزیر هم همینطور است، اگر یک وزیری مشکل دارد نماینده برود اتاق وزیر بگوید آقای وزیر شما مشکل دارید، نماینده شما، مدیر کل شما در استان ما در شهر ما مسئول نماینده شما این غلط را کرده، این هم دلیلش فقط استیضاح باید برسد به جایی که با تذکر مسئله حل نمیشود، از قدیم گفتهاند گرهای که با دست باز میشود... از قدیم گفتهاند سری که درد نمیکند دستمالش نبندید از قدیم گفتهاند کار را به کاردان بگو. نهضت سوادآموزی بنده رئیساش هستم یکی از کلاسهای نهضت سوادآموزی در یک گوشهای یک مشکلی دارد این را مثلاً شما به چه دلیل توی روزنامه و تلویزیون... به من زنگ میزدی. ما باید آبروریزی را بگذاریم در حدی که هیچ راهی جز آبروریزی نداریم، اگر فقط یک راه داریم که بیائیم بگوئیم مرگ بر شاه، مرگ بر شاه، شاه ببیند همه ایران بگویند مرگ بر شاه فرار میکند، اگر رسید که شاه دیگر قابل موعظه نیست، تذکرپذیر نیست، آنجا بسیج میشویم هورا میکشیم شاه فرار میکند اما یک چیزی را که راحت میشود گفت اصلاً اگر یک پسری بد است چرا به بابش میگوئیم، بگو آقا جان بیا این کار تو خلاف بود، چرا عکساش را برمیداری، جرا حرفهایش را توی نوار ضبط میکنی، میخواهی آبرویش را بریزی، اصلاً یک مجرمی را میخواهند شلاقش بزنند، همانجا شلاقش بزنند، چرا این را میبرند توی در دکان باباش میزنی، میخواهی باباش هم سکته کند در دکان حالا یک جوانی خلافکار بود، بنا هم بود ده تا شلاق بخورد خوب این ده تا شلاق را چرا میروی توی محله پهلوی... پهلوی پدر زنش چرا... زندگی خانوادگی اینرا چرا به هم میزنی، مجرم شلاق بخورد ولی زندگیاش به هم... وقتی این مجرم را میبرند توی محلهاش دیگر خانمش هم از خجالت فرار میکند، دیگر دخترش هم خواستگار گیرش... میگوید اِه! دختر فلانی را گرفتهای، همان که باباش را شلاق زدند، میخواهی داماد او شوی، بابا حالا یک پدری خلاف کرد، چرا دخترش را بی خواستگار میگذاری، چرا زنش را به... ببینید قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و خاص و عام همهمان باید به خدا پناه ببریم. اگر به خدا پناه نبریم از خط مستقیم خارج میشویم «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا یک لحظه از راه مستقیم دور نشویم، بنابراین خیلی مهم است نه همه چیز را همه بدانند که آبروریزی است، افراط است نه، مسئولین هم ندانند که این کتمان است، خوب، مشکلات را باید به مسئولین بگوئیم که مسئولین یک فکری بکنند به همه نگوئید تفریط است، به همه بگوئیم افراط است نه تهمت بزنیم و محروم کنیم، همه را از مسئولیتها نه سوء سابقهها را نادیده بگیریم، نه تهمت نه نادیده گرفتن سوءسابقه. بعضیها تهمت میزنند عیبی هم که نیست میچسبانندو یک کسی را با تهمت فشل میکنند میدانی فلانی... همینطور یک چیزی میگویند و خیلی از این تهمت... شایعه هم چیز بردهاند آقا فلانی چه باغی دارد، چه مزرعهای دارد، فلانی چه برجی دارد، چه کاخی دارد، چی دارد، چی دارد، چی دارد، وارسی کنید اگر دارد با او بد بشوید، اگر دارد و از راه حرام دارد و خیلی سوء استفاده کرده از موقعیتش، آخر ممکن است یک کسی داشته باشد از حلال داشته باشد حالا سلیمان (علیه السلام) هم پول داشت، مگر باید آبروی حضرت سلیمان (علیه السلام) را ریخت، حضرت یوسف (علیه السلام) هم حکومت داشت، ببینید این پولی که دارد از حق پیدا کرده یا سوء استفاده کرده، اگر سوء استفاده کرده خوب... ولی عدهای را تهمت میزنیم، عدهای هم که سوء سابقه ما را نمیدانند بابا آخر این سابقهاش چنین است، حد وسط چیه؟ حد وسط این است که تهمت نزنیم اما عیبهای... سوء سابقه افراد را هم نادیده نگیریم هر پستی را به هر کس ندهیم خوب این سابقهاش خراب است.
نه تجسس و شنود و کنترل در مسائل شخصی، نه بی تفاوتی نسبت به توطئهها بعضی وقتها حالا این دیگر به وزارت اطلاعات میخورد بعضی وقتها شنودی ممکن است بگذارند که... بابا من میخواهمب ه یک کسی توی تلویزیون فحش بدهم، یک کسی میخواهد با نامزدش شوخی بکند، اگر شنود بگذاریم برای اینکه همه مسائل شخصی این افراط است، اما گاهی هم ما میفهمیم که اینها با خارج یک قراردادی توطئه دارند آنجا هم بگوئیم نه انشاءاللّه بز است، آن هم خیلی سادگی است، نباید برای زندگی شخصی تجسس کنیم، شنود بگذاریم نه باید نسبت به توطئهها که امنیت ملی را در خطر میاندازد بی تفاوت باشیم، پس کجا؟ مردم در زندگی شخصیشان هیچ کس نباید تجسس کند، شنود بگذارد، تلفنها کنترل بشود، مسائل شخصی مردم را بناید وارد بشویم به حریم خانوادگی کسی وارد نشویم، اما اگر احساس کردیم که یک خطی بین ایران و خارج هست، یک رد و بدلهایی است که اقتصاد، سیاست، امنیت و عزت ما در خطر است، آنجا باید شنود بگذاریم، آنجا باید تجسس هم بکنیم، باید عامل نفوذی هم داشته باشیم، توی زندگی شخصی نه ولی توی زندگی... یکوقت یک کسی سیلی میزند توی گوش بچهاش بیخود ما اینجا نباید الو!! کلانتری آقا این یک پدری توی خانهاش به بچهاش کتک زده به تو چه توی خانه میخواهد بزند بعد هم عذرخواهی خواهد کرد، حالا غلط هم کرد عذرخواهی میکند، مسئله شخصی را چکار داری، اما یکوقت همین آقایی که سیلی میزند یک 20 کیلو تریاک از این خانه میبرد خانه دیگر که با این تریاک میخواهد جوانها را از بین ببرد آنجا اگر دیدی تریاک حمل و نقل میکند به کلانتری بگوئید اما اگر یک گناه شخصی میکند لازم نیست به کلانتری اطلاع بدهی، پس ببینید، اینها باید مواظب باشیم کجا اطلاع بدهیم کجا اطلاع ندهیم، مسائلی که نسل جوان در خطر است، مسائلی که امنیت عمومی هرجا مسئولیت عام است باید آنجا نعره بکشیم هم... شنود بگذاریم عامل نفوذی بگذاریم، همه دقتهای لازم را انجام بدهیم، چون مسئله مهم است، اما اگر یک مسئله شخصی است و فردی است و جزیی است توی مسائل شخصی جزئی فردی حق آبروریزی، افشاگری، شفافگری نداریم.
نوشته شده توسط سعيد محمدابراهيم
| نظرات 0 |
سه شنبه 13 بهمن 1388 ساعت 7:35 AM