حد اعتدال، ميانه روي: معياري براي شكل گيري گروهها و فرقهها
بررسي سير تاريخي عقايد و فرق و مذاهب و مكاتب شرقي و غربي از گذشته تا دوران معاصر نشانگر آن است كه اغلب اين نحلهها چه ديني، چه فلسفي و چه كلامي يا هنري و ادبي، در پي آن بودهاند كه راهي ميانه از دو نحله يا ديدگاه يا طريقه موجود زمان خود برگزينند و به عبارت ديگر همهشان به دنبال اعتدال بودهاند. در حالي كه ديرزماني بعد خودشان از اعتدال خارج شده و راه افراط پيمودهاند، به طوريكه مكتب يا فرقه و طريقه بعدي دقيقاً به خاطر اين به وجود آمده كه نشو و نما كرده و طرفداراني براي خود يافته است كه بر عليه همين افراط و تفريط و يكجانبهگرايي آن فرقه و طريقه پيشين قيام نموده و در جستجوي اعتدال نظريه و ديدگاه جديد و سپس مكتب فكري نويني را با آن همه دار و تشكيلات به وجود آورده است.
خودتان قضاوت كنيد. در اينجا فقط چند نمونه به عنوان شاهد ذكر ميشود، تطبيق آنها با بقيه موارد با خودتان. (در اينجا ما كاري به حق و ناحق بودن عقايد اين فرقهها نداريم، تنها ميخواهيم الگوي واحدي را در تشكيل و تاسيس اين نحلهها نشان دهيم):
خوارج: پس از امضاي قرارداد آتش بس ميان سپاه امام علي عليهالسلام و لشكريان معاويه، خواج با شعار : ان الحكم الا الله (حكم و داوري مخصوص خداست. سوره انعام - آيه 57) عليه امام عليهالسلام قيام كردند. در مجموع چند اختلاف زير باعث بوجود آمدن اين فرقه گرديده است:
1- مصلحت بودن پذيرش حكميت، يا مصلحت نبودن آن
2- اختلاف در تعيين فرد برگزيده شده براي حكميت
3- اختلاف در گناه بودن پذيرش حكميت افراد يا جائز بودن آن
البته در شكلگيري فرقه خوارج ، مسائل كلامي و اعتقادي نيز نقش داشتهاند، اما چون بناي تاسيس آن موضوع و جريان سياسي و تاريخي بوده است و بعداً براي خود عقايد و تفكراتي به هم زدند و حتي گفته شده به دهها فرقه منشعب شدهاند.
مرجئه: مرجئه از كلمه ارجاء ريشه گرفته و داراي دو معنا در لغت عرب است علت پيدايش اين فرقه در قرن اول هجري، سياسي بوده و بعداً به صورت مذهب كلامي درآمده است.
گفتيم ارجاء به دو معناست:
1- تاخير انداختن، 2- اميد دادن
مرجئه در معناي نخست: (تاخير انداختن) به واسطه ايجاد تعادل در جامعه آن روز شكل گرفته هر چند مانند خوارج در ايجاد تعادل جامعه مسلمين كمترين توجيه نداشتهاند، بلكه باعث آسيبهاي فراوان هم شدهاند، زيرا تعادل هميشه به معناي صحيح آن كه عدالت و حق و حقيقت و راه درست باشد نيست، گاهي تعادل در نوعي جهالت و اغراف و مآلاً افراط يا تفريط ناشي ميشود ولي فرد يا گروه گمان ميكند در راه جهالت و اغراف در راه تعادل و ميانه گام برداشته، در صورتي كه اگر به موقعيت حقيقي خود واقف شود، درمييابد كه نه تنها در مسير تعادل نبوده كه راه افراط و تفريط را پيموده است.
علت پيدايش فرقه مرجئه به لحاظ سياسي اين بوده كه گروهي از مسلمانان در اطراف سرزمينهاي اسلامي مشغول نبرد با كفار بودند، پس از بازگشت به مدينه ديدند عثمان كشته شده و مردم با هم اختلاف دارند. برخي از عثمان طرفداري ميكنند و بعضي علي عليهالسلام را بر حق ميدانند. در اين هنگام آنها گفتند ما عليه عثمان و علي عليهالسلام حكمي صادر نميكنيم و اين كار را به تاخير مياندازيم، تا خدا در اين باره حكم كند، ابن سعد نيز در « الطبقات اكبري- ج 6- ص 307» مرجئه نخستين را چنين تعريف كرده است:
«آنها كساني بودند كه قضاوت درباره علي عليهالسلام را به تاخير ميانداختند و درباره ايمان و كفر آن دو حكمي نميكردند.»
از آنجا كه نظريات كلامي و فكري هر فرقه و نحله و طريقه پس از به وجود آمدن آن شكل ميگيرد، چندان نميتواند علت محدثه آنها نقش داشته باشد، اما به عنوان علت مبقيه آن فرقهها بسيار موثر است. براي همين اين نظر كه علت پيدايش فرقهها و مكاتب عموماً جنبه اعتدالي و ميانهرويانه دارد، به علت محدثه آنان (چه سياسي و چه عقيدتي) مربوط است، نه علت مبقيه. مثلاً فرقه زير يك نمونه غيرسياسي است كه برمبناي يك اصل اعتقادي شكل گرفته و تاسيس شده است.
معتزله: اعتزال به معناي «كنارهگيري» است. معتزله نام دو گروه و فرقه در ميان فرقههاي اسلامي است كه يكي جنبه سياسي و ديگري اعتقادي صرف دارد. البته ميان اين دو ارتباطي وجود ندارد.
معتزله سياسي: در مورد پيدايش اين گروه دو نقل قول است:
1- اين گروه پس از خلافت امام علي عليهالسلام توسط افرادي چون عبدلله بن عمر، محمدبن سلمه انصاري، اسامه بن زيد و سعدبن ابي وقاص كه از امام عليهالسلام كنارهگيري نموده و از حمايت و همراهي آن حضرت در جنگها سرباز زدند، به وجود آمده است.
2- اين گروه در زمان امامت امام حسن عليهالسلام با كناره گيري از آن امام عليهالسلام و نيز معاويه به وجود آمده اند.
معتزله كلامي: اين گروه، دستهاي از متكلمان بودند كه به پيشوايي واصل بن عطا (80-131 ه.ق) فرقه كلامي خاصي را تشكيل دادند.
شهرستاني در «الملل و النحل» نقل ميكند كه : شخصي در مجلس در «حسن بصري» از وي پرسيد: در روزگار ما جماعتي پيدا شدهاند كه مرتكب گناه كبيره را كافر ميدانند، اين گروه «وعيديه خوارج» نام دارند. جمع ديگري معتقدند كه گناه به ايمان آسيبي نمي رساند، اين گروه «مرجئه» هستند؛ عقيده تو در اين باره چيست؟
«حسن بصري» در انديشه فرو رفت ، اما پيش از آنكه لب به سخن بگشايد، يكي از شاگردان وي گفت: مرتكب كبيره، نه مومن است و نه كافر، بلكه جايگاه او ميان كفر و ايمان است: «منزله بين المنزلين».
اين مرد «واصل بن عطا» بود كه اولين عقيده مكتب اعتزال را بيان ميكرد وي سپس به كنار يكي از ستونهاي مسجد رفت و به توضيح عقايد خود پرداخت.
در پي آن، حسن بصري گفت: واصل از ما كناره گرفت. «اعتزال عنْا واصل» از همان روز و اصل و پيروانش به معتزله موسوم گشتند. (الملل و النحل- شهرستاني - ج 1- ص 48)
از «واصل» چهار نظريه نقل شده كه مشهورترين آنها (علت محدثه مكتب فكري او) همان «منزله بين المنزلين» است كه در گناهان كبيره و «مرجئه» درباره مومن بوده ، مرتكبين گناهان كبيره است؛ يعني به اين عده امير ميبخشند كه از بخشش خدا در قيامت عليرغم ارتكاب گناه كبيره نااميد و مايوس نباشند.
البته شكي نيست كه عقيده شيعه اماميه، بدون اينكه حد واسط همه اين فرقهها باشد، در كمال اعتدال و انسجام است . لذا مذهب اماميه را بايد وراي همه فرقههاي اسلامي بررسي نمود. شيعيان هم با عقل گريزي حنابله و اصحاب حديث مخالفند و هم با عقل گرايي افراطي و جدلي معتزله، ضمن آنكه در بسياري از عقايد كمالي از جمله: جبر و اختيار ، حد وسط و امربين الامربين و الامرين و اعتدال و كمال را برگزيدهاند.