مباني و خاستگاه، اعتدال فرهنگي :
در جمع بندي سمت گيري يا جهت گيري متوليان امورفرهنگي به طورعمده ويا درسطح كلان به دو خاستگاه برمي خوريم. خاستگاه گروهي كه با نگاه تساهل و تسامح به حوزه فرهنگ مي نگرند و قايل به جبري بودن فرآيند تحول فرهنگي هستند واين حوزه را مديريت ناپذير و رها مي دانند. اين گروه براين اعتقادند كه نبايد در جهت هدايت فرهنگ گام برداشت و اصولا معتقدند نمي شود كاري كرد. اين طيف درمسائل جديد از قبيل « جهاني سازي » درموضعي كاملا منفعلانه به بهانه جهاني شدن فرهنگ، خود را درمسير حركت توفنده آن قرارداده اند. لذا حركت آنها نه مبتني برآرمان است ونه چشم اندازي براي آن متصور هستند. بنابراين در نهايت هدفگذاري لازم نيز از سوي اين گروه صورت نمي گيرد و در مرحله اجراء نيز با تساهل و تسامح بدون توجه به مباني فرهنگي، بيشتر تابع عرفي كردن امورمي باشند.
خاستگاه گروه دوم در سر ديگر طيف فرهنگي قرار دارد كه قايل به سخت گيري زياد و تفكر كنترل آميز و نظارت بسيار دقيق در همه زمينه هاي فرهنگ عمومي و حتي اخلاق شخصي هستند. برخلاف گروه نخست اين گروه از ترس هضم شدن در جريان جهاني فرهنگ، تلاش مي كند داشته هاي گذشته خويش را محصور در قالبهاي خاص نمايند تا از حركت توفنده جهاني سازي فرهنگي بتوانند در امان باشند. اين گروه نيز هرگز توانايي قابليت تبديل آرمانها را به اهداف و سپس به برنامه ندارد و در نهايت در حيطه اجرا عقب ميمانند. خوش بينانه ترين حالت براي مجريان معتقد به اين تفكر، در پيش گرفتن سياست حفظ وضع موجود است.
بررسي اين دو نگاه از بعد تئوريك و عملكرد اجرايي متوليان امورفرهنگي با تكيه برهمين دو ديدگاه، حركت به سمت سياست فرهنگي كه عاري ازهرگونه افراط و تفريط باشد و با جهت گيري اعتدال فرهنگي آغاز شود را ضروري ميسازد. به عبارت ديگر اعتدال فرهنگي نقطه گرانيگاه سياست فرهنگي جمهوري اسلامي است. نتيجه غايي دو نگاه افراطي درعرصه سياست فرهنگي « نخواستن يا نتوانستن » در ساماندهي امور فرهنگي است. گروه اول كه با ديدگاه جهاني شدن فرهنگ هرگز نخواستند از تهاجم فرهنگي بيگانه جلوگيري كنند و در مقابل آن نه تنها سياست تهاجمي را اتخاذ نكردند بلكه حتي سياست پيشگيري را تحت عنوان تبادل فكري و فرهنگي محور عمل قرارندادند.
و گروه دوم نيز در حركتي آشكار به خود باختگي محض رسيدند هرچند در نهان با سياست پيشگيري به دنبال مواظبت از داشته هاي خود بودند.
در حالي كه در تمام عرصه هاي فرهنگي برنامههاي مناسبي با استخراج از ايدئولوژي انقلاب و رهنمودهاي حضرت امام خميني ( ره ) و مقام معظم رهبري (مد ظله العالي) در زمينه حركت فرهنگي صحيح مبتني براعتدال وجود دارد.
در واقع خاستگاه اعتدال فرهنگي مبتني بر نظر و سليقه شخص نيست بلكه برگرفته از متن اسلام است زيرا اسلام دين اعتدال است و فرهنگي كه تمام زواياي آن لزوما مي بايست براساس ايدئولوژي اسلامي هدفگذاري و اجرا شود جوهره آن امري غير از اعتدال نخواهد بود. و از سويي مدل حكومتي نظام سياسي جمهوري اسلامي، مدلي تك ساختي نيست كه به مقوله فرهنگ نگاهي تك سويه داشته باشد براين اساس هيچ مقوله اي در اين نظام سياسي جدا از فرهنگ و لوازم آن نبايد هدفگذاري و برنامه ريزي شود. در واقع فرهنگ اكسير بخشهاي ديگرمي باشد. به شرط آن كه برپايه اعتدال عمل شود.
نوشته شده توسط سعيد محمدابراهيم
| نظرات 0 |
سه شنبه 25 اسفند 1388 ساعت 6:43 AM