دوشنبه 12 بهمن 1388  ساعت 10:47 AM
نگاهي اجمالي به الگوي مصرف از دیدگاه قرآن
 
دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آنرا براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند از اين رو در موارد بسياري به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل توجه و تاكيد داشته است.
جايگاه و اهميت كسب و كار حلال:
در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...» و در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...». قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند.
رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.»
با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند. نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است. الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.
انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند. قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.
قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است. آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد. امام صادق (ع) در اين باره فرمودند:«دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟» امام عسگري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.»
اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است. روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني!
دوري از اسراف و رعايت اعتدال و ميانه روي حتي شامل كارهاي خير نيز مي شود. قرآن با صراحت تمام به پيامبر (ص) دستور مي دهد: «و لاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسودا» اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما» در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است.
نه اسراف، نه خست:
قرآن ،اسراف را نمي پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي شمارد و اجازه نمي دهد كه افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت گيري در مصرف بيفتند. امام علي (ع) فرموده است: «هر كه ثروتي دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خدا بي مقدار است.
رسول خدا (ص) نيز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، قبول ندارد.»
برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينت ها و پرهيز از غذاها در روزهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسايي و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان مي فرمايد؛ «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين امنوا في الحياه الدنيا خالصه يوم القيامه ؛ اي پيامبر! بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين ]نعمت ها[ در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت ]نيز[ خاص آنان مي باشد.»
لزوم رعايت اعتدال در زندگي:
در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد.»
زندگي اسرافگرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، در اثر اسرافگري به نابودي كشيده مي شود.» بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و بلكه پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي تريد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.
امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد.» دوري از خداوند و هدايت او، جزء ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.
قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما».
«قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين مايحتاج زندگي است، نجات مي دهد. همچنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.
يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود.»
رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت.» امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود.»
لزوم صرفه جويي و قناعت:
صرفه جويي و قناعت در زندگي و هزينه هاي مختلف، مايه آرامش روحي و رواني است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار مي دهد، از فقر و بدبختي نجات مي يابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست مي آورد. اگر قرآن به مومنين صالح وعده خوشبختي وحيات طيبه داده است، طبق فرمايش امام علي(ع) مراد از آن قناعت در زندگي است.
رسول خدا(ص) بهترين فرد از امت اسلامي را كسي مي داند كه صرفه جويي پيشه كرده و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص دنيا باشد.
طبيعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربيت نفس پيش رود و دسترسي به مربي آگاه پيدا نكند، در چنين حالتي در آرزوهاي مادي و شهوي باقي مي ماند و هرگز به كمالات انساني نمي رسد. اما اگر از تعاليم آسماني بهره برده و بر نفس خود چيره شود و رسيدن به دنيا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنيوي و اخروي خواهد رسيد. راه عملي قناعت و اجتناب از اسراف، باور كردن حساب و بازدهي اعمال در روز رستاخيز و همسويي با نيكان و دوري از اهل دنياست. امام باقر(ع) فرمودند: «با دوري از حرص و طمع به ميدان قناعت وارد شو.» امام علي(ع) نيز فرموده اند: «هيچ گاه قناعت پيش نيايد جز آنكه حرص و طمع از ميان برود.»
الگوهاي فكري وحركتي نبايد اهل دنيا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود مي كشانند كه در آن صورت هر چه فرد تلاش كند، به جايي نمي رسد. فرهنگ صحيح مصرف را علاوه بر اينكه از آياتي كه در مورد اسراف و زيان هاي آن صحبت مي كند، مي توان به دست آورد، از مكتب اهل بيت(ع) نيز مي توان دريافت. امام سجاد(ع) در اين خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده اي بين من و اسراف حايل كن و با درپيش گرفتن انفاق و ميانه روي به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار!» با توجه به اين فرمايش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير سه اصل اساسي است كه اسلام به عنوان الگوي صحيح مصرف ارائه مي دهد.
توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه هاي زندگي مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است. درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان مي افتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد، يا به هدر مي رود يا به دريا مي ريزد؛ اما اگر در جاي مناسبي سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودي آن معين و بر همين اساس راه هاي خروجي آن اندازه گيري شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگيري مي شود بلكه با برنامه ريزي صحيح مي توان از آن در جهات مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.
اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايع سازي ثروت و امكانات حيات است و حال آنكه قناعت عامل عزت، بي نيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است.» خوشا به حال كسي كه به ياد رستاخيز بوده و با عمل نيك، خود را براي محاسبه آماده مي سازد، و به آنچه خداوند روزي مي دهد قناعت نموده، از خدا راضي مي باشد.» از همين روست كه رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جويي زيرا آن گنجي است تمام نشدني!»
منبع: مركز فرهنگ و معارف قرآن
 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 12 بهمن 1388  ساعت 10:44 AM
مفهوم بهره وری و تاریخچه آن
 
بسم الله الرحمن الرحیم
بهره وری به معنای کام یابی است. این واژه در مباحث پژوهشی به معنای راندمان، بازدهی و مولدیت به کار می رود. (1) تعریف های گوناگونی برای بهره وری به چشم می خورد که تبیین آن ها در اینجا نمی گنجد، ولی این تعریف به منظور ما از بهره وری نزدیک تر است:
بهره وری عبارت است از استفاده مطلوب، مؤثر و بهینه از مجموعه امکانات، ظرفیت ها، سرمایه ها، منابع و فرصت ها. به عبارت دیگر، بهره وری، استفاده مؤثر و بهینه از زمان و ارزش حاصل از سرمایه، عمر، فکر، اندیشه و توان ها و استعدادها در یک واحد زمان و استفاده مطلوب از همه لحظات است. (2)
برای مثال ما در بهره وری در پی آن نیستیم که مصرف را پایین بیاوریم یا ساعت کار را کاهش دهیم، بلکه می خواهیم با همان امکانات ثابت، بهره را چند برابر افزایش دهیم. مثلاً با 2 ساعت مطالعه در روز 30 صفحه از کتاب خوانده می شود و میانگین درک مطلب 60 درصد است.
اگر ما بتوانیم با صرف همان 2 ساعت و مطالعه 30 صفحه کتاب، میانگین درک و بهره مطالعه را به 80 درصد برسانیم، به بهره وری رسیده ایم. مثال دیگر، بهره وری در زمین کشاورزی است. اگر با به کارگیری بذر و روش های بهتر در شخم زمین و افزایش میزان حاصل خیزی، میزان برداشت از یک هکتار زمین مشخص، از 200 کیلوگرم به 300 کیلوگرم افزایش پیدا کند، بهره وری آن زمین در مفهوم کشاورزی 50 درصد افزایش داشته است.
بهره وری افزایش ساعت مطالعه و میزان کار، خواندن و کار کردن نیست، بلکه میزان بهره بردن بیشتر از امکانات ثابت مورد نظر است.
دو مؤلفه مهم بهره وری عبارتند از: کارآیی و اثر بخشی. کارآیی را می توان درست انجام دادن کار و اثر بخشی را کار درست انجام داددن قلمداد کرد. پیشینه بهره وری به دورانی بسیار کهن بازمی گردد؛ به گونه ای که با انسان و استعدادها و توانایی های او گره خورده است. در قرن هجدهم میلادی بری نخستین بار واژه بهره وری مطرح شد و پس از آن، سازمان ها و جنبش های مستقل در زمینه آن به مطالعه و پژوهش پرداختند. سپس در اروپا، آژانس بهره وری اروپا (EPA) و در آسیا سازمان بهره وری آسیایی (APO) تشکیل شد. ایران نیز یکی از اعضای شانزده گانه آن است. در ایران، سازمان بهره وری ملی در سال 1370 برای بالا بردن سطح زندگی و پی ریزی جامعه ای مرفه تأسیس و نام گذاری شد. رسالت اصلی این سازمان، بالا بردن بهره وری در همه جنبه ها و سطوح فعالیت ها در کشور است. (3)
پی آمدهای مثبت بهره وری
کیفیت زندگی افراد، رفاه و سلامت هر جامعه با بهره وری در آن جامعه رابطه مستقیم دارد. بهره وری در یک جامعه، سطح زندگی مردم را بدون بالا بردن هزینه ها و سختی کار افزایش می دهد.
هدف از بهره وری، دست یابی به مقاصدی است که نیازهای مادی و معنوی انسان را برمی آورد و زندگی بهتر را برای او فراهم می کند. امروزه به دلیل شدت نیاز به بازسازی اقتصادی و استفاده مفید از عوامل تولید، مفهوم بهره وری بیشتر درباره مسائل اقتصادی و تولیدی به کار گرفته می شود.
شاید برخی بپندارند که بهره وری فقط در مسائل اقتصادی خلاصه می شود؛ در حالی که انسان به فرهنگ بهره وری نیازمند است. به عبارت دیگر، مقدمه بهره وری کار و تولید اقتصادی، بهره مندی افراد از فرهنگ بهره وری است؛ زیرا افراد، جامعه را می سازند و جامعه مطلوب، ترکیبی از افراد آگاه و مدیریت مطلوب آن جامعه است.
از پی آمدهای بهره وری، دعوت انسان به ایجاد تحول در جهت مثبت، تلاش، پویایی و مبارزه با بی کاری و تنبلی است. افزون بر این، بهره وری موجب بهره گیری مناسب از زمان و استفاده بهینه از نعمت هاست که خود افزایش نعمت ها را در پی دارد.
موانع بهره وری
با وجود تمام تلاش ها برای بهبود بهره وری، موانعی در کشورمان وجود دارد که مدیران جامعه و مردم باید برای از میان بردن آن ها بکوشند. این موانع در بخش های گوناگون وجود دارد. برای مثال، موانع بهره وری در بخش منابع انسانی عبارت است از: پایین بودن کارآیی کارکنان اداره ها، هدر رفتن اوقات فراغت سالمندان و بازنشستگان و بهره نگرفتن از توان و تجربه گران بهای آنان، ضعف کاردانی، آفت تعطیلات، فقر فرهنگ مطالعه و ضعف تکریم خدمت به مردم.
موانع بهره وری در بخش تولید چنین است: کم رنگ بودن نقش خانواده در تولید کالاهای مورد نیاز خود مانند پوشاک و برخی مواد غذایی مانند ماست، رب و...، ذخیره سازی مواد اولیه و اجناس ضروری، فراوانی ضایعات، سهل انگاری در تولید مواد غذایی.
در بخش توزیع و انتقال به این موانع برمی خوریم: عرضه نامناسب و فلّه ای مواد غذایی، شیوه نامناسب عرضه خدمات، شیوه نامناسب عرضه سوخت و حمل و نقل.
در بخش مصرف نیز موانع بسیاری سر راه بهره وری وجود دارد، مانند: خرید انبوه مواد غذایی، اسراف در پذیرایی، مُدگرایی، تجمل گرایی، تولید نامتعارف زباله، مصرف بی رویه دارو. (4)
بی شک، ایجاد فرهنگ بهره وری نیازمند سرمایه گذاری های بلند مدت است تا بتواند ضامن استمرار و تداوم ارتقای بهره وری باشد. این سرمایه گذاری باید در زمینه آموزش و پرورش کودکان و ایجاد تغییر در چگونگی تعلیم و تربیت فرزندان در خانواده ها صورت گیرد تا نگرش های بهره وری درونی شوند.
بهره وری و محور اساسی آن، یعنی نیروی انسانی کاردان و با کفایت یکی از پایه های رشد و توسعه در روزگار ما است. از این رو، برای ایجاد بهره وری و بهبود شیوه های آن باید به تربیت نیروی انسانی بسیار توجه داشت. در این میان، فرد و خانواده نقش مهمی دارند. تغییر الگوی مصرف و برنامه ریزی برای استفاده بهینه از اوقات فراغت، تلاش برای استقلال نسبی و ایجاد فرهنگ تولید در خانواده مؤثر است. هم چنین سازمان ها و نهادهای اجتماعی با تدبیر مناسب و سازمان دهی صحیح می توانند کار گروهی را تقویت کنند که به رشد فرهنگ تعاون و در نتیجه، بهره وری می انجامد. (5)
پی نوشت ها:
1. علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1377، ج 4، ص 5118.
2. قربانعلی دری نجف آبادی، اسلام، انسان و بهره وری، تهران، ضریح، 1374، ص 15.
3. حسین بافکار، بهره وری در پرتو اسلام، قم، مرکز پژوهش
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


دوشنبه 12 بهمن 1388  ساعت 10:43 AM
تاثیر اعمال ما بر رخدادهای طبیعی عالم
 
کشور را تقوا اداره می کند ، مشکلات جامعه از بی تقوائی است . منشأ بی تقوائی هم حبّ دنیاست که رأس کلّ خطیئه است (۱) حضور در نماز جماعت و جمعه برای تبیین این مطلب است که خ لاف ،راه نیست ، بلکه چاه است . کسی بخواهد از راه خ لاف به مقصد برسد ، زودتر از دیگران و بیشتر از دیگران به چالش و چاه گرفتار می شود . خاصیّت حضور در نمازهای جمعه این است . در خطبه اوّل گفتند تقوا، در خطبه دوّم گفتند تقوا ؛ همین است . مشکلات ما ، مشکلات بی تقوائی است .
این الگوی مصرف که مطرح شده است از بهترین راههای اصلاح یک کشور است .اصلاح الگوی مصرف ، هم در بخش (دفع) راه دارد ، هم در بخش (رفع) . یک وقت است کسی تلاش می کند جلوی اسراف ها و تبذیرها را بگیرد ؛ این کار خوبی است ، این رفع اسراف موجود، است . یک وقت کسی کاری می کند که اسراف پدید نیاید ! آن دفع اسرافی است که متوقّع است .
علت دور بودن ملّت صاحب معادن ، از رحمت خدا
این بیان نورانی حضرت امیرالمؤمنین که در بسیاری از کتابها همه ما خواندیم و شنیده ایم ، این است ؛ فرمود : کشوری که آب و خاک داشته باشد ، مع ذلک نیازمند به دیگران باشد ؛ خدا چنین کشوری و مردم چنین کشوری را از رحمت خود دور کند . من وجد ماءً و تراباً فافتقر فابعده الله (۲). این گرچه به حسب ظاهر نفرین است ، امّا در واقع خبر است . بعضی از جمله های خبریّه به داعی انشاء القاء می شوند ؛ بعضی از جمله هائی که به حسب ظاهر انشاء ند و موه م انشاء ند ، خبرند .
آن بیان نورانی حضرت سیّدالشهداء (ع) در دعای معروف عرفه که: عم یت ع یأ لا تراک ، معنایش این نیست که کور باد چشمی که تو را نمی بیند که نفرین باشد و انشاء ! معنایش خبر است ؛ کور است کسی که تو را نمی بیند . با صد هزار جلوه، برون آمدی که من باز تو را نبینم، می شود « کور » ! عم یت ع یأ لا تراک عل یها رقیباً (۳). اینجا فرمود : این ملّت از رحمت خدا دور است . این همه آبها هرز می رود ، این همه خاکها هرز می رود ، آنوقت ما باید گندم وارد کنیم ، مشکلات دیگر داشته باشیم ! فرمود : من وجد مآءً و تراباً فافتقر فابعده الله . این را مرحوم صاحب وسائل هم نقل کرده ، در بحث مکاسب محرّمه این روایت هم نقل کرده .
این مدیریت صحیح ، کارشناسی صحیح ، کیفیّت مهار کردن آبها، کیفیّت سد بستن ها ، کیفیّت شناخت و شناسائی زمین های بائر از غیر بائر ؛ این یک « اصلاح الگوی مصرف » است . که ما چگونه آبها را مصرف بکنیم ، خاکها را مصرف بکنیم
رابطه تنگاتنگ حوادث و رخدادهای طبیعی عالم با اعمال خوب و بد ما
مطلب دیگر اینکه ما در این دعاهائی که می خوانیم ، این دعاها به ما درس زندگی یاد می دهد . یک وقت است دعا می کنیم : خدایا ! پدر و مادر ما را بیامرز ، آن یک دعاست ؛ یک وقتی دعاهائی راکه در صحیفه سجادیّه و امثال آن است می خوانیم. به ما می گوینداین چنین دعا کنید : خدایا ! توفیقی بده که فصول چهار گانه ما فصول چهار گانه باشد . اللّهمّ اجعل ش تاء نا ش تاءً ، و ربیعنا ربیعاً ، و خریفنا خریفاً. خدایا ! توفیقی بده که زمستان ما زمستان باشد ؛ این یعنی چی ؟! بهار ما بهار باشد .
ما اگر ؛ اوّلاً باور نکردیم به اینکه بین عمل ما و حوادث عالم رابطه تنگاتنگ است . ما خیال می کنیم ابر از مدیترانه حرکت می کند ، بعد تند باد می شود ، بعد یا باردار می شود ؛ یا می بارد ، یا نمی بارد . چه کار دارد به گناه و ثواب ما ! چون علوم را اسلامی نکردیم ، تحویل دانشگاه ندادیم ؛ ما این الّذ ین جعلوا القرآن ع ضین (۴) گرفتار همین ایم. ع ضه ، ع ضه یعنی پاره پاره . ما این مجموعه منسجم « جهان»، «انسان»، « پیوند انسان و جهان » ؛ این مجموعه را ع ضه ع ضه کردیم . گفتیم : اعمال ما چه ربطی به عالم دارد ، چه ربطی به باران دارد ، چه ربطی به فصول چهار گانه دارد !! خیر ؛ لو انّ اهل القری آمنوا و اتّقوا لفتحنا عل یه م برکات م ن السّماء و الأرض (۵)فرمود : شما آدم خوب باش ؛ زمستان تان زمستان ، بهارتان بهار می شود. اگرکج روی ، کج آیدت ؛ در آن صورت ما زمستان تان را بهار می کنیم ، بهارتان هم زمستان !!
ما هنوز نه آن درک را داریم ، نه باور کردیم . بالأخره انسان یا باید مؤمن باشد ، یا باید درسش را بخواند . ما نه آن است ، نه این ! می گوئیم: چه ارتباطی بین عمل ما و حوادث روزگاراست ! این دعاها یعنی چی ؟! خدایا ! زمستان ما را زمستان بکن ، تابستان ما را تابستان بکن یعنی چی ؟! و ذا اراد الله (سبحانه و تعالی) ب قوم خ یراً امطرهم ب اللّ یل ، و شمّسهم ب النّهار (۶) بین عمل ما و حوادث عالم رابطه تنگاتنگ است . ما که تافته جدا بافته از عالم نیستیم ! همانطوری که حوادث عالم در تصمیم گیری های ما مؤثر است ، اعمال ما هم در رخدادهای تلخ و شیرین عالم مؤثر است .
حرکت در مسیر درست ، راه رسیدن به برکات طبیعی
فرمود : مسیحی هستی ، باش ؛ یهودی هستی ، باش ؛ مسلمان هستی ، باش ؛ درست عمل بکن . اگر می خواهی بهارت بهار باشد ، عادل باش . اگر می خواهی زمستانت زمستان باشد ، بیراهه نرو . فرمود : آنها اگر اهل تورات باشند ، اهل انجیل باشند ، اهل قرآن باشند ، باید راه را درست بروند . وگرنه ما این باران را می گوئیم برود در دریا یا در کوهستانها ببارد ! جائی که باید لازم باشد ، نمی بارد . ما اینها را باور نکردیم ! بالأخره انسان یا باید مؤمن باشد ، به این قرآن ایمان داشته باشد ؛ یا از راه علمی این را تحصیل بکند .
وجود مبارک حضرت امیر ، فرمود : کشوری که آب و خاک به اندازه کافی دارد دائم گندم و برنج و ذرت وفلان شیء وارد می کند ، فابعده الله . این نماز جمعه ها برای اینکه ما این دعاها را عملی بکنیم. این دعاها را درک کنیم و پیاده کنیم . وگرنه چهار تا لامپ اضافه را خاموش بکنیم ، آن گوشه ای از این کارهاست ؛ الگوی مصرف در کارشناسی دقیق و عمیق است .
سخنرانی آیت الله جوادی آملی (دامت برکاته)
در خطبه دوّم نماز جمعه قم - ۲۱ / ۱ / ۱۳۸۸
پی نوشتها :
(۱) برداشت از : کافی / ۲ / ۱۳۱
(۲) وسائل الشیعه / ۱۷ / ۴۱
(۳) بحار الأنوار / ۹۵ / صفحه ۲۲۶
(۴) حجر / ۹۱
(۵) اعراف / ۹۶
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



Powered By Rasekhoon.net