پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 8:52 AM
اعتدال گرايي، معيار مصرف صحيح
اسلام نه تنها نظام آفرينش را بر پايه عدالت و اعتدال مي داند، بلكه از مومنان مي خواهد كه در همه امور خويش اعتدال، عدالت، ميانه روي و اقتصاد را رعايت كنند. ازاين رو در حوزه مصرف نيز اصل و اساس، بايد اعتدال و ميانه روي باشد. اصولا اقتصاد در زبان عربي به معناي ميانه روي و اعتدال است و به حالت و صفتي گفته مي شود كه شخص ميان درآمد و هزينه خويش رعايت تناسب را بكند. لذا عنوان فعاليت هايي كه مربوط به توليد و مبادله و مصرف است، اقتصاد ناميده شده است تا به اين روش، اعتدال و ميانه روي در اين حوزه را به مردم گوشزد و تلقين نمايد.
اسراف، اتراف و تبذير
از نظر اسلام دو سوي اعتدال يعني افراط و تفريط به عنوان رفتاري نادرست و باطل تفسير و تعبير شده و هرگونه اسراف و تبذير ممنوع گرديده است.
اسراف به معناي زياده روي حوزه هاي مختلف مادي و معنوي را در بر مي گيرد؛ چنانكه خداوند در آيه 147 آل عمران از زبان گنهكاران مي فرمايد: و اسرافنا في امرنا. يعني در كار خود اسراف كرديم و... و نيز در آيه 39 سوره زمر مي فرمايد: قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم؛ بگو اي بندگان من كه بر نفس خود اسراف ورزيديد.
ولي اين واژه در حوزه اقتصاد همان معناي خرج كردن بيرون از حد و اندازه را مي دهد كه نوعي اتلاف و تباه كردن مال و ثروت در زندگي شخص يا ديگري مي باشد.
رفتار افراطي ديگر، رفتار تبذيري است كه در فارسي به آن ولخرجي، ريخت و پاش مي گويند؛ زيرا تبذير از ماده بذر به معناي پخش كردن گرفته شده است كه در عمل اقتصادي به معناي هزينه يا انفاق كردن مال در جايي كه سزاوار نباشد و يا خرج كردن بي حساب و كتاب است.
تبذير در كشاورزي آن است كه كشاورز بيرون از حد و اندازه نياز، بذر را در كشتزار بپاشد، بي آن كه اين بذر زياد، تاثيري در محصول داشته باشد بلكه ممكن است نتيجه عكس داده شود و انبوه بذر موجب تباهي همه كشت شود. بنابراين پاشيدن و ريخت و پاش اموال و ثروت نيز به همين سبك و سياق، بدون ضوابط و مقررات خاص و بيرون از اندازه نگه داشتن، «تبذير» و عملي ناهنجار و بيهوده است.
اتراف نيز عمل و رفتار اقتصادي است كه از سوي برخي از سرمايه داران و ثروتمندان انجام مي شود. به اين معنا كه مال و ثروت زياد، آنان را به رفتار ضد اخلاقي و هنجاري مي كشاند. البته اتراف، ارتباط مستقيمي به مصرف ندارد بلكه ويژگي اخلاقي و رفتار اجتماعي است؛ زيرا شخص مترف، به سبب رفاه و آسايش زياد، با مردم رفتاري متكبرانه و تفاخري و تبختري دارد و در حوزه عمل اجتماعي تعادل رفتاري و شخصيتي خويش را از دست مي دهد. از اين رو مي توان گفت كه با بحث موردنظر ما ارتباطي ندارد.
البته اسراف هر چند بار اقتصادي دارد و در برخي از كاربردها و استعمال هاي قرآني مربوط به مصرف زدگي و زياده روي در خرج كردن است، ولي در بسياري از كاربردهاي قرآني به مسايل غير اقتصادي ناظر مي باشد. از اين رو مي توان گفت كه در بيشتر آيات، پديده «اسراف» ناظر به امور غير اقتصادي و در معناي معنوي و نفساني و روحي و رفتاري به كار رفته است.
با اين همه از جمله كاربردهاي قرآني آن افراط گرايي در حوزه مصرف وانفاق است كه مساله اي اقتصادي مي باشد. قرطبي در تفسير واژه اسراف گفته است: الافراط في الشيء و مجاوزه الحد؛اسراف، افراط و زياده روي در چيزي و گذشتن از حد است. (تفسير قرطبي - ذيل آيه 147 سوره آل عمران - دارالكاتب العرب للطباعه و النشر - 1387 ق - ج 4)
در همين معنا از پيامبر اسلام(ص) اين دعا روايت شده كه به امر معنوي مربوط مي شود. آن حضرت (ص) مي فرمايد: اللهم اغفر لي خطئيتي و جهلي و اسرافي في امري و ما انت اعلم به مني؛ بار خدايا بيامرز و ببخش خطاي من و ناآگاهيم را و تجاوز از كارم را و هر آنچه كه تو نسبت به آن از من داناتري. (صحيح مسلم)
سوي ديگر افراط گرايي و دوري از مسير اعتدال و ميانه روي، بخل و خساست و تنگ گرفتن است. اين معنا در زبان عربي با واژگاني چون بخل و خساست ومقتر بيان شده است. مقتر به معني كم كننده و تنگ گيرنده، سخت گير در معيشت و زندگي است كه تقريبا مترادف معناي خسيس است هر چند كه تفاوت هاي معناداري ميان بخيل و خسيس و مقتر وجود دارد. در ادبيات عربي فرد مقتر كسي است كه كمتر از مقدار لازم و مورد نياز استفاده مي كند و برخود و خانواده اش سخت مي گيرد.
خداوند همان گونه كه از اسراف و تبذير نهي كرده، از رفتارهاي سخت گيرانه بر خود و ديگري چون خساست و بخل نيز باز داشته است. در آيه 29 سوره اسراء به افراط و تفريط در حوزه انفاق گري اشاره مي كند و خطاب به پيامبرش (ص) مي فرمايد: و لا تجعل يدك مغلوله الي عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا؛ نه دست خويش از روي خست به گردن ببند و نه به سخاوت يكباره بگشاي كه در هر دو حال ملامت زده و حسرت خورده بنشيني.
ماجراي ثعلبه، عبرتي براي زياده خواهان
خداوند درباره بخل يعني سوي تفريط اسراف مي فرمايد: فلما آتاهم من فضله بخلوا به وتولوا و هم معرضون؛ پس چون از فضل خويش به آنان بخشيد، بدان بخل ورزيدند، و به حال اعراض روي برتافتند. (توبه آيه76)
در بيان شان نزول اين آيه آمده است: در ميان مفسران معروف است كه اين آيات درباره يكي از انصار به نام «ثعلبه بن حاطب» نازل شده است. او كه مردي فقير بود و مرتب به مسجد پيامبر(ص) مي آمد، اصرار داشت كه پيامبر دعا كند تا خداوند مال فراواني به او بدهد!، پيامبر به او فرمود:«قليل تؤدي شكره خير من كثير لا تطيقه»، مقدار كمي كه حقش را بتواني ادا كني، بهتر از مقدار زيادي است كه توانايي اداي حقش را نداشته باشي. آيا بهتر نيست كه تو به پيامبر خدا تاسي جويي و به زندگي ساده بسازي؟ ولي ثعلبه دست بردار نبود، و سرانجام به پيامبر عرض كرد به خدايي كه ترا به حق فرستاده سوگند ياد مي كنم، اگر خداوند ثروتي به من عنايت كند تمام حقوق آن را مي پردازم. پيامبر براي او دعا كرد. چيزي نگذشت كه پسر عموي ثروتمندي داشت از دنيا رفت و ثروت سرشاري به او رسيد، و گوسفندي خريد و با زاد و ولد آن چنان زياد شدند كه نگاهداري آنها در مدينه ممكن نبود، ناچار به آباديهاي اطرف مدينه روي آورد و آن چنان مشغول زندگي مادي شد كه در جماعت و حتي نماز جمعه نيز شركت نمي كرد.
پس از مدتي پيامبر مامور جمع آوري زكات را نزد او فرستاد، تا زكات اموال او را بگيرد، ولي اين مرد كم ظرفيت و تازه به نوا رسيده و بخيل، از پرداخت حق الهي خودداري كرد و نه تنها خودداري كرد، بلكه به اصل تشريع اين حكم نيز اعتراض نمود و گفت: اين حكم برادر «جزيه» است يعني ما مسلمان شده ايم كه از پرداخت جزيه معاف باشيم و با پرداخت زكات، چه فرقي ميان ما و غير مسلمانان باقي مي ماند؟!
دنيا پرستي اجازه بيان حقيقت و اظهار حق به او نميداد، بهر حال هنگامي كه پيامبر سخن او را شنيد فرمود: واي بر ثعلبه اي و اي بر ثعلبه! و در اين هنگام آيات فوق نازل شد.
انسان بخيل نه خود مي خورد و نه ديگري، بلكه آن را گنديده مي كند و در نهايت دورريز مي شود و به اصطلاح سگ خور مي كند. از اين رو، خداوند كساني كه نعمت هاي الهي را انباشت مي كنند و با تكاثر و كنز كردن آن اجازه بهره برداري و مصرف درست و مناسب آن را نمي دهند، سرزنش مي كند و درباره بخيلان مي فرمايد: و لا يحسبن الذين يبخلون بما اتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامه ولله ميراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبير؛ آنان كه در نعمتي كه خدا به آنها عطا كرده است بخل مي ورزند، مپندارند كه در بخل ورزيدن برايشان خير است نه، شر است در روز قيامت آنچه را كه در بخشيدنش بخل مي ورزيدند، چون طوقي به گردنشان خواهند آويخت، و از آن خداست ميراث آسمانها و زمين و او به هر كاري كه مي كنيد آگاه است. (آل عمران آيه 180)
آيات بسيار ديگري در اين باره وارد شده كه مي توان به آيه 37 سوره نساء و 69 و 76 سوره توبه و 38 سوره محمد(ص) و 24 سوره حديد اشاره كرد كه در آن رفتار تفريطي بخيلان نسبت به مصرف نادرست مال و انباشته كردن آن، مورد سرزنش قرارگرفته است.
فضيلت ميانه روي
در مقابل، هرگونه رفتار ميانه روي و مقتصدانه مورد تشويق قرارگرفته و با سخنان زيبا ستوده شده است. (مائده آيه 66 و لقمان آيه 32 و فاطر آيه 32)
از جمله واژگاني كه اعتدال و ميانه روي را تاييد و تشويق مي كند، واژه مقدر است كه در روايات به معناي اقتصاد و ميانه روي به كار رفته است. مقدر در حقيقت ميانه رو و كسي است كه آينده نگري مي كند و تمام آنچه را كه به دست آورده انفاق و هزينه نمي كند، بلكه مقداري از آن را براي زمان حاجت نگه مي دارد. اين واژه در كاربردهاي روايي معناي ايجابي و مثبت محض داشته و به معناي اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي است. (شرح نهج البلاغه - محمدجواد مغنيه -ج 4-ص 237)
اميرمومنان در بيان معيار و ملاك اقتصادي به تبيين مصرف درست و مناسب اشاره مي كند و مي فرمايد: كن سمحا و لا تكن مبذرا و كن مقدرا و لا تكن مقترا؛ يعني بخشنده باش ولي نه به حد اسراف و ميانه رو باش و سخت گير مباش (نهج البلاغه - سخنان قصار)
در آيات قرآني براي بيان مفهوم اعتدال و ميانه روي در مصرف، واژه قوام به كار رفته است. قرآن بيان مي كند كه مومن و نيز امت اسلامي، امتي است كه بر اعتدال و قوام مي باشد. از جمله اين آيات مي توان به آيه 34و 135 سوره نساء و نيز آيه 8 سوره مائده و 67 سوره فرقان اشاره كرد. خداوند در آيه اخير مي فرمايد: و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما؛ و آنان كه چون هزينه مي كنند اسراف نمي كنند و خست نمي ورزند بلكه ميان اين دو، راه اعتدال را برمي گزينند.
از حضرت امام صادق (ع) در تفسير مفهوم اين آيه، روايت شده كه آن حضرت(ع) نخست مشتي سنگريزه از زمين برداشت و محكم در دست گرفت و فرمود: اين همان اقتدار و سخت گيري است. سپس مشت ديگري برداشت و چنان دست خود را گشود كه همه آن به روي زمين ريخت و فرمود: اين اسراف است. بار سوم مشت ديگري برداشت و كمي دست خود را گشود به گونه اي كه مقداري فرو ريخت و مقداري در دستش باقي ماند و فرمود اين همان قوام است.( يكصد موضوع اخلاقي - ص 378 و نيز راه روشن - به كوشش م.ر. جويباري و جمعي از نويسندگان - موسسه قرآن و نهج البلاغه - قم 1384 - ص 58)
نتيجه گيري:
از آموزه هاي وحياني قرآن و سنت و سيره معصومان(ع) برمي آيد هرگونه خروج از حدود اعتدال و ميانه روي و گرايش به دو سوي افراط و تفريط در مصرف به معناي خروج از صراط مستقيم دست يابي به كمال و تقرب الي الله است. از اين رو، در تبيين معيار الگوهاي صحيح و مناسب مصرف بايد به گونه اي انديشه شود كه به دور از هرگونه گرايش به سوي اسراف و تبذير يا بخل و خساست باشد. برنامه ريزان و مديران در همه سطوح عالي و مياني تصميم گيري و تصميم سازي و اجرايي مي بايست به اين ملاك ها و معيارهاي درست مصرف توجه كرده و از گرايش به افراط و تفريط پرهيز نمايند. تبيين الگوي صحيح، زماني شدني است كه شناخت كاملي نسبت به اين مسايل پديد آيد. پس از تبيين الگوي صحيح مصرف است كه مي توان دست به اصلاحات در الگوهاي مصرف زد و به سوي اهداف تمدن اسلامي در جهان معاصر حركت كرد.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 8:51 AM
پرهيز از افراط و تفريط در مصرف
براي اصلاح الگوي مصرف بايد همه جنبه هاي مثبت و منفي مصرف مورد توجه قرار گيرد. هر چند كه بازخواني همه جنبه ها حتي جنبه هاي مصرف معنوي به غير از امور اقتصادي و مادي مانند مصرف عمر و اتلاف وقت و تباهي آن با خوشگذراني و شب نشيني و ولگردي هاي مدرن به شيوه وبگردي بي هدف، در اين نوشتار كوتاه ممكن نيست ولي مي توان به حوزه هاي مصرف در حوزه امور مادي و اقتصادي بيش تر پرداخت. از اين رو لازم است براي تبيين درست الگوي مصرف و اجراي طرح ها و برنامه هاي در راستاي اصلاح الگوهاي نادرست مصرف، همه جنبه ها و ابعاد مسئله واكاوي شود
به عبارت ديگر همان گونه كه بايد جنبه هاي صحيح مصرف هر چيزي دانسته شود، شيوه ها و روش هاي نادرست آن نيز بايد معرفي شود تا شخص و يا جامعه از افراط به سوي تفريط نگرايد و از دام اسراف و تبذير به سمت بخل و خساست نلغزد؛ زيرا همان اندازه كه اسراف و تبذير، رفتاري ضد ارزشي و هنجاري است و خداوند اين گونه اشخاص را دوست ندارد و آنان را به عذاب و توبيخ و سرزنش مي گيرد؛ همان اندازه نيز افتادن در دام خساست و بخل نيز زشت و ناهنجار است و بيانگر رفتار و اخلاقي ضد ارزشي و مصداقي از مصاديق كفران نعمت است؛ زيرا كفران نعمت مي تواند به ريخت و پاش و ولخرجي و يا به شكل عدم بهره گيري درست از نعمتي براي تعالي و تكامل شخصي و جمعي بشر باشد كه اين خود بدتر از استفاده نادرست از چيزي است.
باتوجه به اين كه هرگونه مصرفي در مسير افراط و تفريط به عنوان شيوه رفتاري ناهنجار تلقي مي شود، براي ارايه و اصلاح الگوي صحيح مصرف لازم است تا اين جنبه از مصرف نيز شناسايي و معرفي شود. بسيار ديده شده است كه برخي ها صرفه جويي را مساوي با مصرف نكردن گرفته اند؛ اين معنا از سوي كساني به كار مي رود كه ريشه هايي از خساست و بخل در بينش و نگرش آنان وجود دارد.
جنبه هاي مثبت و منفي مصرف
مصرف به معناي استفاده و استعمال و به كاربردن چيزي است. خداوند در آيات بسياري به اين معنا توجه داده كه همه آن چه را آفريده است، مسخر انسان قرار داده تا افزون بر اين كه خود، از آن استفاده مي كند تا به كمال مطلق خويش دست يابد، چيزهايي كه به تسخير خويش گرفته را نيز به حكم خلافت الهي و ربوبي، به كمال خود برساند. از اين رو همه موجودات، مأمور مي شوند تا به انسان به عنوان خليفه و تسخير كننده خويش سجده كنند بدين ترتيب انسان مسجود همگان و حتي فرشتگان قرار گرفت.
براين اساس مي توان گفت كه مصرف هر چيزي به معناي بهره گيري از آن در راستاي تكامل دو سويه انسان و آن چيز است. در حقيقت هر تصرف و مصرفي كه انسان مي كند، تغييراتي مهم و ماهوي در خود و ديگر چيزها پديد مي آورد. اين تصرفات مي بايست هدفمند و براساس فلسفه آفرينش باشد.
بنابراين اگر تصرف به گونه اي باشد كه عامل و ابزار تعالي و تكامل شخص و يا چيز نباشد تصرفي باطل و نادرست است؛ چنان كه عدم تصرف و وانهادن امر و چيزي به حال خود نيز به جهت آن كه در مسير كمالي نيست، باطل و نادرست تلقي مي شود.
از اين اسراف و تبذير و اتراف به معناي كاربرد نادرست و بي جاي چيزهاي مادي و معنوي در مسير غير كمالي، از نظر آموزه هاي وحياني اسلام به عنوان امري مذموم تلقي و معرفي شده است؛ چنان كه خساست و بخل نيز به معناي عدم بهره گيري چيز در مسير كمالي، باطل و منفي مي باشد.
از نظر اسلام همان گونه كه «مصرف گرايي» يا «مصرف زدگي» به معناي مصرف نادرست در مسير افراط گرايي، امري نادرست و ناهنجار تلقي مي شود؛ هم چنين خساست و بخل در مصرف نيز امري باطل و ناهنجار است.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 8:50 AM
ارائه راهکارهای راهبردی مصرف بهینه آب در کشاورزی
--------------------------------------------------------------------------------
 

ارائه راهکارهای راهبردی ارتقای فرهنگ مصرف صحیح و بهینه آب در بخش کشاورزی
علی رضا نیک نفس
[فقط کاربران سایت قادر به مشاهده ی لینک ها میباشند .  ]

مقدمه:
آب مایه حیات است و به گفته خداوند:(و من جعلنا من ماء کل شئ حی.)(و هر چیزی را از آب زنده کردیم)و این نعمت الهی غیر قابل جایگزین و از جمله انفال متعلق به همه ساکنین یک سرزمین بوده و دسترسی به آب به خصوص برای شرب و بهداشت حق همه انسانهاست.
روند رو به تزاید جمعیت و گسترش شهر نشینی نیاز مند تامین آّب شرب و بهداشت جامعه,امنیت غذایی,محیط زیست افراد,تامین آب کشاورزی وصنعت که به عنوان ارکان حیات انسانهاست, میباشد.لذا به دلیل محدود و ثابت بودن مقدار آب تجدید شونده,رقابت بین مصرف کنندگان آب شرب,کشاورزی و صنعتی از یک سو و رقابت در سطح حوضه های آبریز از سوی دیگر در آینده می تواند تشدید شود و یا چلشهای جدیدی را موجب شود.از طرفی آلودگی آب گسترش یافته و در دوره های خشکسالی و توزیع نا همگون نزولات آسمانی در سر زمین و آثار تخریبی آبهای جاری ناشی از سیلابها شرایطی را به وجود آورده است که اگر منابع آب مديریت نشود و کیفیت و کمیت آنها مورد توجه قرار نگیرد ممکن است تنشهای غیر قابل پیش بینی را برای کشورها به وجود آید.
درسطح منطقه ای نیزدرخاورمیانه آب به عاملی برای جبهه گیری بین تعدادی ازکشورها علیه یکدیگر مبدل شده است.بر خلاف نفت و کالاهای دیگر آب را نمی توان در حجم زیاد از جایی به جای دیگر انتقال داد و لذا مصرف آن فقط به منابع محلی محدود است در این صورت باید بپذیریم که اکثر مناطق کشور با کم آبی مواجه می باشد.به طوری که کمبود آب در بعضی مناطق کشورامنیت و سلامت اقتصادی را به مخاطره خواهدافکند.به خصوص این که تغییرات اقلیم و اثر گازهای گلخانه ای الگوی بارندگی را تغییر داده و در آینده نیز مسئله حادتر از وضعیت کنونی خواهد شد.
زیرا سابقه بارندگی ها در چند سال گذشته اگر ناشی از تغییر اقلیم باشد نشان می دهد که شرایط نا مطلوب است,لذا برای جلوگیری از این بحران قدم اول ایجاد فرهنگ صحیح و منطقی مصرف آب و ارتقای آن از طریق تدوین مصرف بهینه آب برنامه ریزی و اجرای طرحهای مدیریت مصرف آب در کشاورزی و اصلاح تعرفه ها برای مشترکین پر مصرف و اعمال طرحهای تشویقی نظیر سوبسیتهای صحیح در جهت توسعه طرحهای آبیاری مدرن است.
1-تدوین صحیح مصرف بهینه آب
نگاهی حکومتی و فرا گیر به جمعیت یک کشور اگر فعالیت در زمینه منابع و با دیدگاه مملکتی و ملی و تامین منافع کل کشور انجام شود می تواند برنامه ریزی صحیح بهره برداری از منابع خدا دادی را تکلیف و ترسیم کند. آب مانند نفت از منابع ملی است و به نقطه خاصی تعلق ندارد و باید در قالب برنامه ریزی های حکومتی و ملی تخصیص یابد.این بدان معناست که پس از تامین نیازهای شرب و بهداشتی که بدون توجه به مسایل اقتصادی آن اجتناب نا پذیر است آب را باید با مصرف هزینه حداقل به نقاط مستعدی که بیشترین و بهترین استعداد را برای تولید ملی نسبت به سایر نقاط در اختیار دارند منتقل نموده و در آمدهای آن را از طریق خزانه دولت صرف هزینه های ملی و آبادانی کشور نمود.
در واقع این برنامه و تخصیص در قالب یک بهینه سازی انجام می پذیرد.برای مثال هدف ملی در راستای خود کفایی و بی نیازی از واردات گندم و سایر تولیدات کشاورزی است.برای تولید یک تن گندم و در جایی که منابع آب و خاک فراهم و مناسب باشد مسلما هزینه کمتری صرف خواهد شد تا انتقال آن به نقطه ای دور دست و کشت زمینهای نا مرغوب تر.بنا بر این تامین گندم مورد نیاز مردم که امری حکومتی است باید در قالب برنامه ریزی های حکومتی قرار گیرد و توزیع آب منابع مختلف نیز بر همین اساس صورت گیرد.
شکی نیست که توسعه و اجرای طرحهای آبی از نظر بالابردن استاندارد و سطح زندگی مردم الزامی است و اگر بخواهیم به مردم کمک شود می بایست توسعه برنامه های آبی صورت گیرد؛اما این کار بدون تخلیه ابهای زیر زمینی,خشک شدن رود خانه ها و یا از بین رفتن جنگلها به آسانی حاصل نخواهد شد.از منابع آبی نمی توان استفاده بهینه کرد مگر آنکه سه اصل عمده یعنی کارآیی مصرف آب ,عدالت در توزیع آب و حفظ تعادل بوم شناختی و زیست محیطی رعایت شده باشد.
شواهد بسیاری نشان میدهد که توزیع آب در کشور ما عادلانه نیست و این روند نمی تواند برای همیشه دوام داشته باشد.باید بپذیریم که در کویر زندگی می کنیم و لذا می بایست آب را جور دیگر دید و قبل از آن که هر روز با بحران جدیدی از آب رو به رو شویم لازم است مصرف آب را از درون دگرگون
کرد.اگر آب را با کار آیی بالا مصرف کنیم بدون قطع نیاز شهری می توان نیاز دیگر شهروندان را بر آورده ساخت.با استفاده از روشهای کار آمد می توان از مصرف آب در بخش کشاورزی 10 تا 15 در صد,در صنایع 40 تا 90 درصد و در شهر ها تا 30 در صد کاست.یا حد اقل طوری برنامه ریزی کرد که با مصرف همین مقدار آب محصول بیشتری برداشت و یا افراد بیشتری را سیراب کرد.
فناوری جدید و به کار بستن روشهای جدید می تواند ما را در هدف همین تامین آب کافی یاری کند اما نخواهد توانست تا بی نهایت همراه باشد.به خصوص د رشرایط کشور ما که رشد جمعیت در آن زیاد است تنها صرفه جویی در مصرف آب نمی تواند کار ساز باشد بلکه باید نرخ رشد جمعیت را نیز کاهش داد و چه بسا ممکن است تنها راه مقابله با کم آبی کاهش جمعیت باشد.باید قبول کنیم که درمورد آب چه در کشور ما چه در سطح جهان دوران جدیدی شروع شده است.
موضوع فقط تخلیه منابع زیر زمینی و امثال آن نیست بلکه مشکلات اقتصادی,سیاسی,امنیتی و زیست محیطی در پیش است.لیکن زمان آن فرا رسیده که در دیدگاه ها و ارتباط خود با آب,زمین و محیط زندگی تغییر اساسی دهیم.بنا براین تدوین سیاستها و راه بردهای مربوط به آب از اهمیت بیشتری نسبت به گذشته بر خوردار می گردد و یکی از مسایل امنیت ملی و عنصری اساسی در ساختار و رفتار سیاست خارجی و عامل مهمی در استقرار جمعیت و فعالیت به شمار می رود.
2-برنامه ریزی و اجرا ی طرحهای مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی
قبل از برنا مه ریزی و اجرای طرحها"مصارف آب در کشور"را بررسی میکنیم. در حال حاضر مصارف آبی در کشور جمعا حدود 5/84میلیارد متر مکعب تخمین زده می شود که 47 درد آن از آبهای سطحی و 53درصد دیگر آن از منابع زیر زمینی تامین میگردد.در این میان توزیع مصرف آب در بخشهای مختلف به صورت زیر است:
1-بخش کشاورزی 93 درصد
2-بخش صنعت 1 درصد
3-بخش شرب شهری 4 درصد
4- بخش شرب روستایی 1 درصد
5-سایر مصارف 1درصد
جمع=%100
آبریزدریاچه نمک بزرگترین مصرف کننده آب کشور است.از مجموع جریانهای سطحی در کشور کمتر از 6 در صد به مصارف شرب و صنعت و خدمات عمومی می رسد و بالغ بر 94 درصد آن با کارآیی نسبتا کم در کشاورزی مورد مصرف قرار میگیرد.تقریبا تمام جریان پایه رود خانه ها از طریق بندها و انهار سنتی و یا پمپاژ فصلی به مصرف کشاورزی می رسد.مدیریت تقسیم و توزیع ونظارت این بخش از آبهای سطحی با مدیریت مصرف ارتباط نداشته و فقط در حد وصول حقابه مورد عمل قرار می گیرد.
آن قسمت از اراضی کشاورزی که در آبخور این سدها قرار داردمعادل 1460 هزار هکتار می باشد که از این مقدار تاکنون شبکه های آبیاری اصلی 1و2 در سطح 2/1278 هزار هکتار اجرا گردیده است.ولی شبکه های توزیع 3و4 برای رساندن آب به مصرف کننده فقط در سطح 487 هزار هکتار به اجرا در آمده است.به همین دلایل است که گفته شده کارآیی آب در این قسمت اندک بوده و تارسیدن به اهداف اصلی از احداث سدها و استفاده بهینه از آب در بخش کشاورزی فاصله زیادی وجود دارد.از نظر استفاده از آبهای زیر زمینی ونتایج بیلان این منابع عدم توازن در اکثر آبخوان های کشور مشاهده می شود.بررسی داده ها در سالهای اخیر نشان می دهد که:
الف-به دلیل برداشت اضافی از ذخایر ثابت آبخوان ها توسط 115 هزار حلقه چاه جدید در 168 دشت کشور که 73درصد کل برداشت آبخوان ها را به خود اختصاص میدهند افت سطح آبهای زیرزمینی بیش از یک متر در سال است.این وضعیت از نظر اقتصادی و سرمایه گذاری موجب افزایش هزینه های تولید آب و کاهش کیفیت آب در بخش کشاورزی شده ودر نهایت بهره دهی آب کاهش می یابد.
ب-تغذیه آبهای زیر زمینی نه تنها به دلیل مشکلات مدیریتی بلکه به دلیل تخلخل لایه های آبدار در اثر برداشت آب و متراکم شدن لایه ها مرتب در حال تقلیل است.بنابر این نباید انتظار داشت که به همان میزان تخلیه بتوانیم در سالهای پر آب تغذیه آبخوان ها را صورت دهیم.
ج-برداشت اضافه آب باعث افت سطح ایستایی ودر نتیجه خشک شدن اکثر قناتهای کشور شده است که احیای آنها عملا نا ممکن است.
د-اضافه برداشت آبهای زیر زمینی باعث پیشروی جبهه آبها ی شور و در نتیجه زوال آبهای زیر زمینی گردیده است.
ه-در استفاده از آب مدیریت یکپارچه بین مصرف کنندگان از نظر مشارکت های مردمی بر قرار نبوده و این امر باعث شده است که تلفات آب در انهار کوچک افزایش یابد.
و-مشکلات و مسایل اداری و قانونی از تجهیز و برقی کردی چاه ها و افزایش راندمان در استخراج آب از این منابع شده است و لذا هزینه استخراج آب متناسب با مقدار آب حاصله از منابع زیر زمینی نیست.
ز-بین مدیریت آبهای زیر زمینی و مدیریت آبخیزها هیچ گونه ارتباط مدیریتی وجود نداشته و پروژه های برداشت آب فاقد همبستگی و انسجام است که این امر باعث بحرانهای شدیدی در وضعیت فعلی آبهای زیر زمینی شده است.
*عوامل تهدید کننده آبهای زیر زمینی:
الف-پایین بودن کار آیی مصرف آب
ب-برداشت بیش از اندازه از لایه های آبدار زیر زمینی
ج-کاهش کیفیت از آبها
د-افزایش آب در بخش های صنعت وشهری
ه-مهار نبودن کامل آبهای سطحی
در مورد حل مشکل آب نیز از 50 سال گذشته تا کنون بسیاری از طرح های بزرگ برای سد سازی در ایران انجام گردیده یا در حال انجام است تا امکان آبیاری برای کشاورزی با آب کافی صورت گیرد و بدین سیله انرزی برق از آب و همچنین آب آبیاری برای شرب و کشاورزی تولید گردد.مسئله استفاده غیر منطقی از منابع اب در کشاورزی ایران یک حقیقت مسلم و انکار ناپذیر است که صورتهای گوناگون می یابد که در راس آن استفاده غیر بهینه و در پاره ای موارد مخرب از منابع تجهیز شده موجود است.وضعیت فرسایش خاک در کشور 5/1 تا 2 میلیارد متر مکعب آب از طریق ایجاد سدهای کوچک مزرعه ای خاکی و نه سدهای بزرگ باید مورد توجه قرار گیرد زیرا این گونه سدها از نظر بازدهی اقتصادی تر هستند.
از مشکلات دیگر بخش کشاورزی ایران سنتی بودن روشها تولید است که قسمت عمده آن نیز به دلیل قلت سطح دانش فنی کشاورزی است.لذا بخش آموزش ترویج و تحقیقات کشاورزی بیش از پیش باید به این مسئله رسیدگی کرده و فعالتر نقش خود را ایفا نماید زیرا تنها راه امکان کشاورزی سنتی به تجاری اقتصادی تنها از طریق استفاده تکنولوژی نوین(فن آوری زیستی و شیمی) در بخش گسترش ایستگاه های آموزشی و ترویج و تحقیقات در سطح مناطق روستایی کشور می باشد.زیرا بهره برداری بهینه از منابع آب خاک و نیروی انسانی و تکنولوژی در بخش کشاورزی زمانی میسر است که واحد های بهره برداری آموزش کافی دیده باشند و در ضمن این واحد ها در حد و اندازه مناسب و مطلوب باشد لذا قبل از طراحی هر گونه نظام بهره برداری از اراضی کشور باید تدابیر لازم در جهت همکاری کشاورزان در بین خود به وسیله کم رنگ کدرن انگیزه مالکیت زمین وفراهم سازی زمینه پذیرش کار تولید تعاونی صورت پذیرد.
دیگر این که با توجه به افزایش جمعیت وضعیت عرضه و تقاضای جهانی غذا بدون شک بحرانی خواهد شد ضروری است که سیاست گذاران کشاورزی ورفع موانع این مهم برای توسعه شبکه آبیاری و زهکشی اقدامات اساسی انجام دهند.در خاتمه در دراز مدت توصیه های زیر برای برنامه ریزی و اجرای طرح های مدیریت مصرف آب در بخش کشاورزی پیشنهاد میگردد:
الف-توسعه شیوه های جدید آبیاری قطره ای و بارانی در راستای استفاده از منابع موجود آب.
ب-احداث شبکه های آبیاری و زهکشی سدهای ساخته شده و در حال ساخت.
ج-اجرای برنامه های آبخیز داری در بالا دست سدها اصولا لازم است قبل از اجرای طرح ساخت سد اقدامات آبخیز داری لازم برای کاهش و به حد اقل رساندن رسوب در حوزه آبخیز سد به عمل آید که از طریق فعالیتهای بیولوژیک افزایش پوشش گیاهی مراتع و احیانا جنگل های حوزه بالا صورت گیرد تا عمر مفید سدها افزایش یافته و هزینه های سوخت ساخت و اجرای این پروژه ها اقتصادی گردد در غیر این صورت به سرعت دریاچه سدها پر از رسوب شده و منابع هدر خواهد رفت.
د-ایجاد شبکه های تعاونی ابیاری در بخش کشاورزی با توجه به اینکه در بعضی از مناطق باران خیز کشور به ویژه در مناطق شمالی در آبیاری مزارع برنج بیشترین مقدار آب به زمین نفوذ می کند و مقداری هم به رودخانه ها میریزد و جریان آب رود خانه ها را تعادل میدهد ومقداری هم به نواحی عمیق تر جاری می شود که در نتیجه آبهای زیر زمینی را تشکیل می دهد.علاوه بر آن عمل کرد مزارع برنج و کشتزارها افزایش یافته و اجازه دهند تا در فصل هایی که نیاز به آبیاری نیست آب باران به زیر زمین نفوذ کند.
نتیجه گیری:
ارائه بهترین راهکارهای ارتقای فرهنگ مصرف صحیح و بهینه آب در بخش کشاورزی نیاز به زیر بنایی فرهنگی صحیح و مطمئن و فرهنگ سازی در جامعه کشاورزی دارد که در این زمینه دو بخش دولتی و غیر دولتی که همان کشاورزان و متخصصان این بخش را شامل می شود باید به وظایف خود آگاه و عمل کند و در توسعه کشاورزی و به خصوص اب ارتباط مستمر و هماهنگی داشته باشند و همان طور که در زمینه کشت و کار محصولات طرح های آمایش سر زمین صورت میگیرد باید در این بخش نیز آمایش ملی منابع آب و توازن منمطقه تدوین و اجرا گردد که این امر بدون ترویج و آموزش و اطلاع رسانی به کشاورزان توسط دولت و وزارتخانه مربوطه بخش تحقیقات و آموزش امکان پذیر نیست و فرهنگ سازی در جهت صرفه جویی مصرف اب کشاورزی تنها توسط یک وزارت خانه یا ارگان دولتی امکان پذیر نیست و نیاز به ک عزم ملی و منسجم از طرف تمامی دستگاه های دولتی و غیر دولتی (NGOها)میباشد.
برنامه ریزی و اجرای طرح های مدیریت مصرف آب در کشاورزی نیاز به یک امنیت اقتصادی ضمانت اجرایی عدالت در توزیع آب و موارد بیشمار دیگری دارد.راه دیگر کمک به فرهنگ سازی و ارتقای مصرف صحیح و بهینه آب اعمال طرح های تشویقی از طرف دستگاه های دولتی نظیر پرداخت یارانه های صحیح به طرح های مدرن و جدید آبیاری کشت محصولاتی که صرفا نیاز به آبیاری غرقابی و پر مصرف ندارند و اصلاح تعرفه ها برای مشترکین پر مصرف چه از نظر استحصال بی رویه آبهای زیر زمینی و چه از نظر برداشت آبهای سطحی است.
در پایان:راه کارهای مقابله با بحران آب
1)افزایش راندمان آبیاری (مثال:افزایش حدود 2 درصد راندمان آبیاری مقداری برابر 5/1 برابر حجم مفید سد زاینده رود در مصرف آب صرفه جویی در پی خواهد داشت)
2) استفاده از روشهای آبیاری مناسب(تحت فشار)
3)پوشش کانال های آبیاری
4)اصلاح نظام تخصیص آب بر اساس نیاز کشاورزی و مصرف شرب
5)اصلاح نظام قیمت گذاری
6)استفاده از پسابهای تصفیه شده
7)استفاده از آبهای شور
8)بها دادن به ارزش اقتصادی آب
9)حفاظت از منابع آب در برابر آلودگی
10)پایش و نظارت مستمر بر مصرف بهینه آب شرب و به حد اقل رساندن تلفات آب در تاسیسات آبرسانی و ارتقای مدیریت تقاضا.
تهیه کننده:علیرضا نیک نفس
کارشناس کشاورزی عضو سازمان نظام مهندسی کشاورزی
و منابع طبیعی استان اصفهان:!::!::!:


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net