چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 8:55 AM
آسيب‏شناسي الگوي مصرف كنوني در ايران

خبرگزاري فارس: شناخت و تحليل الگوي مصرف ملي، ازآن‌رو مهم است كه ما را در جهت‏گيري و سياست‏گذاري‏هاي كلان اقتصادي ياري مي‏كند؛ زيرا مصرف، بخش اصلي اقتصاد هر كشوري است.آمار موجود حاكي از آن است كه بيش از 80 درصد از درآمد ملي در سال‏هاي 1370 به بعد را خانواده‏ها و دولت مصرف كرده‌اند.


شناخت و تحليل الگوي مصرف ملي، ازآن‌رو مهم است كه ما را در جهت‏گيري و سياست‏گذاري‏هاي كلان اقتصادي ياري مي‏كند؛ زيرا مصرف، بخش اصلي اقتصاد هر كشوري است.
بايد بدانيم نيروهاي اثرگذار بر الگوي مصرف ملي كشور چه هستند؟ آيا الگوي مصرف كنوني، جهت‏گيري توسعه‏اي دارد يا ضد توسعه است؟ ضعف‏ها و آسيب‏هاي اصلي الگوي كنوني چه هستند؟ چه راهكارهايي براي برطرف شدن اين ضعف‏ها وجود دارد؟
براي پاسخ به اين پرسش‏ها، در اين نوشتار، نخست آسيب‏هاي الگوي مصرف ايران را بررسي و سپس راهكارهايي براي تصحيح اين الگو معرفي مي‏كنيم.

يك ـ بالابودن سطح مصرف
مصرف، يكي از دو ركن اصلي تشكيل‌دهنده تابع درآمد ملي است. ركن ديگر اين تابع، پس‏انداز است كه اين دو با هم رابطه معكوس دارند؛ هر چه مقدار مصرف از درآمد ملي كمتر باشد، فرصت براي پس‏انداز و در نتيجه سرمايه‏گذاري بيشتر در جامعه فراهم مي‌شود.

الگوي مصرف جامعه ما در اين زمينه قابل تأمل است. نكته مهم آنكه، سهم مصرف از درآمد ملي بالاست. آمار موجود حاكي از آن است كه بيش از 80 درصد از درآمد ملي در سال‏هاي 1370 به بعد را خانواده‏ها و دولت مصرف كرده‌اند.

نامعقول بودن الگوي مصرف در كشور به ‌اندازه‌اي جدّي است كه برخي از مصارف در ايران، رشد بالاتري نسبت به مصرفي‏ترين كشورها دارد. براي نمونه، رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران در سال 1375 نسبت به سال قبل، 6.7درصد بوده است... . رشد مصرف فرآورده‏هاي نفتي در ايران حتي از ميانگين رشد مصرف در خاورميانه و جهان نيز بيشتر بوده است و اين در حالي است كه رشد مصرف در خاورميانه، به‌طور متوسط كمتر از 2.6 درصد بوده است.1

دو ـ مدگرايي
مد، يك هوس عمومي‌ است كه از ضعف‏هاي روحي انسان (احساس كمبود و حقارت، چشم‌وهم‏چشمي‌ و تمايل به اثبات برتري) سرچشمه مي‏گيرد و از آن بهره مي‏جويد.2

مدگرايي، انحرافي است كه بلاي جان جوامع بشري شده است. هرچند در گسترش مد، عامل رواني مصرف كننده بسيار اثرگذار است، عوامل اجتماعي و اقتصادي مانند تبليغات، عرضه بيش از حد كالا، ايجاد نياز به مصرف و از همه مهم‏تر تهاجم فرهنگي اثر فراوان دارد. بايد توجه كرد كه مد، كالاي نو عرضه نمي‏كند، بلكه تنها موجب تغيير شكل و مشخصات ظاهري كالا مي‌شود و هرچند به ظاهر در پي ارضاي سليقه‏هاي تنوع‌طلب است، مايه اتلاف وقت، پول و انرژي مصرف‌كننده مي‌شود. بنابراين، افزون بر لطمه زدن به اقتصاد خانواده، اقتصاد كشور را نيز به سمت وابستگي سوق مي‏دهد و مقدار قابل توجهي از درآمد ملي صرف آن مي‌شود. غالباً محور اين مصرف‏ها زنان هستند.


سه ـ اتكاي درآمد ملي بر نفت
درآمد ملي، عاملي اصلي در تعيين الگوي مصرف يك كشور است. اگر منابع تجهيز درآمد ملي، در عين متنوع بودن، از ثبات نسبي برخوردار باشند، مي‏توان الگوي مصرف مناسب و برنامه‏ريزي شده‏اي براي آن كشور تدارك ديد.

در ايران، درآمد ملي متكي بر درآمد نفت است. از طرفي، قيمت نفت تحت تأثير عواملي متعدد و غالباً سياسي است. در واقع، مي‏توان گفت در بازار جهاني، بيشتر صادركنندگان نفت به دلايلي نمي‌توانند قيمت كالاي راهبردي خود را تعيين كنند و بيشتر قيمت‏پذير هستند. بنابراين، مصرف و سرمايه‏گذاري و ديگر عوامل اقتصادي كشور ما كه از درآمد ملي اثر مي‌پذيرند، با نوسان قيمت نفت دچار نوسان مي‏شوند.

چهار ـ مصرف نمايشي و پرستيژي
مصرف‌زدگي در ايران نوعي تفكر جديد و تجدد به شمار مي‏آيد و به تعبير چارلز هَندي: "حتي منشور پر لاف و گزاف شهروند انگليسي [در اينجا، ايراني] در عمل، منشوري مرتبط با مصرف و مصرف‏زدايي است ".3

در جامعه كنوني ما، بخشي از مصرف، نه به ‌دليل نياز به كالاهاي خريداري شده، بلكه به دليل كسب جايگاه و منزلت بالاتر صورت مي‏پذيرد كه آن را "مصرف پرستيژي " مي‏نامند.

دوزنبري معتقد است كه برخي مصارف به خاطر چشم‌وهم‏چشمي‌ و به نمايش گذاشتن و براساس مقياس‏هاي ظاهري مانند اتومبيل، لباس و... براي كسب احترام و فخرفروشي است كه از آن با عنوان ـ تأثير نمايش ـ نام مي‏برد. مصرف نمايشي و تقليدي در بلندمدت، مانع افزايش نرخ رشد پس‏انداز مي‌شود كه بيشتر از راه القاي فرهنگي و به كمك مجلات، فيلم و سفرهاي خارجي، از كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي‌شود.

پديده تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در ميان مصرف‌‌كنندگان خصوصي كه ميان سازمان‏هاي دولتي نيز به چشم مي‏خورد؛ زيرا با خريد كالاهاي خارجي، انگيزه "مصرف پرستيژي " به وجود مي‏آيد. براي نمونه، درحالي‌كه براي توليد صنعت نساجي كشور تقاضاي كافي وجود ندارد، مصرف‌كنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاك خارجي در بازارهاي كشور استقبال مي‏كنند.

مصرف نمايشي موجب مي‌شود انسان هويتي مصنوعي در جامعه بيابد و بت‏پرست مدرن شود. قشرهاي محروم نيز براي پوشاندن درد ناكامي خويش بعد از دريافت اندك درآمد، به تقليد مصرفي روي مي‌آورند و درآمد خود را در جهت تقويت سود توليدكنندگان تجملي يا واردكنندگان آن، به هدر مي‏دهند.

پنج ـ گرايش برخي دولتمردان به رفاه‌طلبي، پس از جنگ
اصلي‏ترين آفت الگوي مصرف در ايران در سال‏هاي پس از جنگ تحميلي، ريشه در سياست‏هاي آگاهانه دولت دارد. در طول اين سال‏ها حركت‏هاي نيازآفرين و به اصطلاح "مانور تجمل " از سوي دولت، در كنار نمايش رفاه‏زدگي و تجمل‌گرايي از طرف ثروتمندان موجب شد، مصرف افزايش يابد. جانشين شدن فرهنگ تجمل‌گرايي به جاي ضروري‌گرايي، اخلاق عملي تجمل‌گرايانه مسئولان در قالب سمينارهاي دولتي، واردات مدرن‏ترين اتومبيل‌ها به‏ويژه از سال 1370 به بعد، واردات انواع كالاهاي لوكس خارجي، نمايشگاه‏هاي بين‏المللي اتومبيل و ديگر كالاهاي مدرن در سال 1371 و مانند آنها، نشانه عزم دولت در تقويت رفاه‏طلبي بود. ساخت برج‏ها و رستوران‏هاي گران‏قيمت، هتل‏هاي چند ستاره، رواج مسافرت‏هاي خارج از كشور، آزادي واردات انواع كالاهاي آرايشي (حداقل تا اواخر 1373)، آزادي ورود انواع سيگارهاي خارجي، نوشابه‏هاي خارجي، اشياي هنري، اشياي گران‌قيمت باستاني، ورود مرواريد اصل، زيورآلات فانتزي، پر آماده و اشياي ساخته شده از پر، گل‏هاي مصنوعي، اشياي ساخته شده از موي انسان و مانند آنها از اين حركت حكايت مي‏كند... .4

نكته اساسي ديگر در بحث الگوي مصرف كنوني ايران اين است كه الگوي توسعه و الگوي مصرف ما، الگويي وارداتي و كپي شده از نسخه‏هاي تجويزي بانك جهاني و صندوق بين‏المللي پول است. اين در حالي است كه در كشور ما هنوز توليد به مرحله‏اي نرسيده است كه بتواند، نياز مصرفي جامعه را تأمين كند و با اين روند، هر روز بين ميزان مصرف و توليد داخلي، شكاف بيشتري ايجاد مي‌شود. به تعبير ديگر، نمي‏توان توليد بنگلادشي داشت و مصرف امريكايي.
شش ـ توزيع نابرابر درآمد و شكاف طبقاتي
توزيع ناعادلانه ثروت بين طبقات اجتماع يكي از موانع اساسي ايجاد الگوي مصرف منطقي و متناسب در كشور ماست. ديويد كلمن درباره اين مضمون مي‏نويسد:

توزيع درآمد، عامل مهمي ‌در تعيين الگوي مصرف يا تركيب مصرف كل در جامعه است؛ زيرا:

اولاً گروه‏هاي متفاوت درآمدي، سبد كالايي متفاوتي را مصرف مي‏كنند. احتمال مي‏رود كه توزيع درآمدي به شدت نابرابر، تقاضا براي كالاهاي مصرفي بادوام، كالاهاي تجملي و غيره را افزايش دهد و تقاضا براي اقلام اساسي و ضروري با مصرف انبوه (مثل پارچه و منسوجات) را كاهش دهد.

ثانياً تغيير در تركيب مصرف كل به تغيير تركيب واردات مي‏انجامد؛ زيرا گروه‏هاي متوسط درآمدي، به احتمال زياد، كالاهاي وارداتي و يا كالاهاي توليد شده داخل را مصرف مي‏كنند (هرچند ممكن است فقيران نيز از چنين كالاهايي استفاده كنند). در نتيجه، صنايع موجود اغلب به توليد كالاهاي غير ضروري مورد نظر طبقات ثروتمند مي‏پردازد.

ثالثاً افزايش واردات نيز موجب بدتر شدن وضع تراز پرداخت‏ها مي‌شود. همچنين ممكن است ديگر بخش‏ها نتوانند در برابر افزايش تقاضا به اندازه كافي واكنش نشان دهند؛ در نتيجه فشارهاي تورمي ‌بروز مي‏كند و در اينجا آنچه انسداد ساختاري (structraul lock) ناميده مي‌شود، تحقق مي‏يابد.5

متأسفانه در سال‏هاي پس از جنگ شاهد پيدايش پديده‏هاي اجتماعي و اقتصادي غيرمنتظره‌اي هستيم كه هيچ‏گونه تناسبي با ارزش زيربنايي و اساس عدالت اسلامي‌ ندارند. ظهور پديده‏هاي ناهنجاري مانند روند فزاينده افزايش شكاف طبقاتي، پيدايش اقليت ممتاز و مرفه 15 درصدي كه 85 درصد ثروت جامعه را در قبضه دارد، رشد قارچ‌گونه برج‏ها و كاخ‏هاي چند ميليارد توماني و اتومبيل‏هاي گران‏بها حتي چند صد ميليون توماني در تهران كه برخي از مسئولان هم به آن معترف و معترض شده‏اند، از شواهد بارز و مؤيد اين ادعاست.6

راهكارهاي پيشنهادي
يك ـ يكي از تحولات اساسي كه بايد در الگوي مصرف فعلي ايران به وجود آيد، تغيير سليقه مردم از كالاهاي خارجي به سوي كالاهاي توليد داخل است.7 در شرايط كنوني با وجود اينكه در بسياري از زمينه‏ها، توليد داخلي مي‏تواند نيازهاي جامعه را برطرف كند، مصرف‏كنندگان ترجيح مي‏دهند از كالاهاي مشابه خارجي استفاده كنند كه اين گرايش را مي‏توان ناشي از باورهاي فرهنگي شكل گرفته در طول سال‏هاي پي‌درپي‌ و نيز كيفيت غير استاندارد توليدات داخلي دانست.

بديهي است كه اصلاح انگيزه مصرف و جهت‏دهي گرايش مردم به سوي كالاهاي ساخت داخل، با صدور بخش‌نامه انجام نخواهد شد، بلكه از طريق ارتقاي فرهنگ مصرف و توليد جامعه ممكن خواهد شد. مردم بايد احساس كنند كه تحمل فشارهاي ناشي از كاهش مصرف و يا تغيير گرايش به سوي مصرف توليد داخلي، در نهايت به نفع خودشان است و به ايجاد نوعي اقتصاد و روابط اجتماعي دروني و مطلوب مي‏انجامد.

بايد فرهنگ اعتماد به كالاي داخلي را در جامعه نهادينه كرد و با تقويت باور عمومي‌ نسبت به كالاهاي آزموده شده، الگوي مصرف داخلي را بهبود بخشيد. براي بهبود كيفيت توليد بايد نظام توزيع را سامان داد؛ زيرا در شرايط كنوني بازار، سهم سود عوامل توزيع، بيشتر از توليدكنندگان است و اين در كيفيت توليد داخلي اثر مي‌گذارد.

اينكه به غلط، روي برخي اجناس عبارت "براي صادرات " نوشته مي‌شود، اين‌گونه وانمود مي‌كند كه ما در كشور تنها كالاهاي بي‌كيفيت مصرف مي‏كنيم، ولي بايد جنس بهتر را مصرف كنيم. بايد دانست كه توجه به بهبود كيفيت كالا براي تأمين بازار مصرف داخلي، به مراتب مهم‏تر از توجه به راهبرد توسعه صادرات و بازاريابي خارجي است.

دو ـ از سوي ديگر، وضع نابهنجار مصرفي جامعه به‌گونه‌اي است كه نمي‏توان آن را تنها با برنامه‌هاي اخلاقي كنترل كرد، بلكه دولت بايد با كنترل مصرف و معرفي فرهنگ رياضت و قناعت، راه رسيدن به اقتصادي سالم، شكوفا و پويا بر پايه اصول مكتب اسلام را هموار كند.

سه ـ الگوي مصرف را نمي‏توان تنها با افزايش قيمت‏ها تغيير داد، بلكه بايد همراه با روش‏هاي تبليغاتي و آموزش و برانگيختن مردم به شيوه زندگي اسلامي، امتيازهاي مالياتي براي صرفه‌جويان، پيش‏بيني يا مجازات‏هايي براي اسراف‌گران اعمال شود.

چهار ـ معرفي الگوهاي مصرفي همسو با شئون اسلامي در زمينه مصرف امكانات. مي‏تواند عامل مؤثري در تغيير روش مصرف و نيز منتقد اثرهاي منفي آن باشد. عالمان دين مي‌توانند با معرفي الگوهاي برانگيزاننده ديني، به محدود كردن اميال مردم به كالاها و الگوهاي مصرفي بپردازند. جهت‏گيري ارزشي، شروع مفيدي براي يك گفتار منتقدانه ديني از مصرف‏گرايي ـ به عنوان فعلي حرام و عملي همسو با نظام سرمايه‏داري ـ است.

پي نوشت:
1 . روزنامه همشهري، 9/5/1375.
2 . پرويز زارعي، بازاريابي و مديريت بازار، ص 249.
3 . چارلز هندي، عصر تضاد و تناقض، ترجمه: محمود طلوع، ص 34.
4 . يداللّه‏ دادگر، نامه مفيد، ش 15.
5 . ديويد كُلمن، اقتصادشناسي توسعه نيافتگي، ترجمه: غلامرضا آزاد، ص 109.
6 . ماهنامه صبح، سال دوم، ش 62، ص 75؛ نك: كيهان، 28/8/1375.
7 . لسترتارو، الگوي مصرف دروني ژاپني‏ها را عامل توسعه آنان مي‏داند و مي‏نويسد: "تنها 16 درصد ژاپني‏ها معتقدند كه در صورت ارزان‏تر بودن، بايد كالاهاي خارجي مصرف گردد. " اين در حالي است كه در كشور ما، برخي حاضر نيستند كالاهاي داخلي را كه گاه از كيفيت بالاتري برخوردار هستند و حتي قيمت كمتري نسبت به كالاهاي خارجي دارند، مصرف كنند. (لسترتارو، رويارويي بزرگ، ترجمه: عزيز كياوند، ص 163)



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 8:52 AM
اصلاح الگوي مصرف و توسعه پايدار

خبرگزاري فارس: به نظر مي رسد كه تفاوت چنداني بين اصلاح الگوي مصرف و توسعه پايدار نيست. اولي بيان عمومي تر دومي است. حتي بحث هاي داغ سال گذشته در خصوص تحول اقتصادي كشور نيز در اين پاكت تخصصي مي گنجد.


در روزهاي آخر سال آرزو مي كردم كه سالي به نام سال "حفظ محيط زيست " يا "توسعه پايدار " نامگذاري شود تا اينكه با حلول سال نو رهبر معظم انقلاب سال جديد را به نام "سال اصلاح الگوي مصرف " نامگذاري كردند. به نظر مي رسد كه تفاوت چنداني بين اصلاح الگوي مصرف و توسعه پايدار نيست. اولي بيان عمومي تر دومي است. حتي بحث هاي داغ سال گذشته در خصوص تحول اقتصادي كشور نيز در اين پاكت تخصصي مي گنجد.

اين بحث ها سال هاست توسط كارشناسان و دانشمندان مطرح مي شود و متاسفانه در كشور ما به دليل عدم شناخت درست از مقوله توسعه پايدار ، به آن توجه نمي شود. مثال هاي اين بي توجهي فراوان است . نمونه بارز آن، نگاه بتني و ماشيني به مقوله توسعه است .

دست اندركاران و مديران كوتاه نظر،حل مشكل بيكاري را در ساخت كارخانه هاي بيشتر پتروشيمي، ساخت جاده ها و اتوبان هاي جديد و افزايش توليد اتومبيل هاي شخصي با كيفيت پايين مي دانند كه در سايه بنزين مفت ، مردم با جولان زدن در جاده ها و خيابان ها، جنگي خاموش در كشور به راه بياندازند كه ساليانه با كشته شده حدود 26 هزار نفر و زخمي شدن 200 هزار نفر ركورد تلفات جنگ هاي عراق و افغانستان را شكسته است . حداقل 4 هزارميليارد تومان خسارت مادي و نابودي سرمايه هاي انساني نتيجه فقط تصادفات جاده اي است.

تفكر "بتنيسم " فقط به احداث جاده و پل، جدول و سد و ديوار مي انديشد و با آنچه كه از خاك مي رويد،آنچه در خاك مي جنبد و طبيعت سر عناد دارد. عرضه همه چيز در ظروف يك بار مصرف و قوطي هاي پلاستيكي و رها كردن ميليون ها تن زباله و پلاستيك در طبيعت نشان از تسلط تفكري دارد كه سود خود را در مصرف گرايي و عدم اصلاح الگوي مصرف مي داند. چنين شرايطي ناشي از توزيع پول نفت و تنبل پروري و رانت خواري در جامعه است كه متاسفانه عزم جدي در برخورد با آن ديده نمي شود.

بنابراين اگر مي خواهيم الگوي مصرف را اصلاح كنيم بايد توسعه پايدار و ظرفيت طبيعي كشور را مشخص و با روي آوردن به پتانسيل هاي كشور برنامه ريزي كنيم. آنچه كه در زير مي آيد تكرار راه حل هايي است كه مرتب توسط كارشناسان مطرح شده و چون گوش شنوايي نيست بايد بارها و بارها تكرار كرد.

1- قيمت سوخت به سوي واقعي شدن پيش رود و اين افزايش قيمت ، نه جهت پر كردن جيب دولت ، بلكه مستقيما در اختيار شهرداري ها و شوراي شهر و بخش خصوصي قرار گيرد و آنها را موظف كند تا طي مدت مشخص (مثلا سه سال) ناوگان حمل و نقل عمومي خود گردان (اتوبوسراني و مترو) را اصلاح كنند. بايد برنامه هايي جهت جمع كردن مسافر كشي و استفاده از مسافر كش ها و افراد بيكار در پروژه هاي حمل و نقل عمومي در نظر گرفته شود.

2- توقف جاده سازي و اتوبان سازي در داخل و خارج شهرها و اختصاص بودجه آن براي گسترش راه آهن مناسب و مترو و قطارهاي شهري (نه قطار قراضه هاي عهد بوغ كه با سرعت لاك پشتي حركت مي كنند). در ضمن در حمل و نقل عمومي لازم است به حرمت مردم توجه شود تا آدم مجبور نشود با مادر و همسر و خواهرش در قطارهاي جدا و يا صندلي هاي جدا بنشيند. مردم اگر در وسائل نقليه احساس كنند به حرمت آنها توجه مي شود به وسائل شخصي رو نمي آورند. گرايش شديد مردم به وسائل شخصي منشاء بسياري از فسادهاي اجتماعي است. صحنه هاي زشت بوق زدن و سوار كردن بانوان يكي از كثيف ترين صحنه هايي است كه مختص ايران است و نتيجه قهر مردم از وسائل نقليه عمومي و عدم كارايي آن است.

3- موظف كردن كارخانه هاي نوشابه سازي و آب معدني به جمع آوري بطري هاي پلاستيكي با روش ساده گروگرفتن. مثلا به ازاي هر بطري نوشابه و آب معدني 50 يا 100 تومان گرويي گرفته شود تا مردم آنها را به فروشگاه ها برگردانند و كارخانه هاي سازنده نيز با باز يافت آن ،از رها شدن هزاران تن زباله در شهرها و به خصوص حاشيه جاده ها و جنگل ها جلو گيري كنند. مدت ها است كه در آلمان،روش ساده و كم هزينه برگشت بطري هاي نوشابه و آب معدني با گرويي توسط فروشگاه ها اجرا مي شود.

اين روش مي تواند از حجم بالاي زباله هاي آلوده شده شهري بكاهد و ضمن تميز نگهداشتن صرفه جويي عظيمي را نصيب كشور مي كند.

4- گرفتن ماليات محيط زيست از كارخانه هاي توليد كننده مواد غذايي عرضه شده در ظروف يكبار مصرف و يا بسته بندي هاي پلاستيكي. چرا بايد ساليانه هزاران تن آشغال توسط همين كارخانه ها توليد و در طبيعت كشور رها شود و فقط سود آن به جيب شركت ها برود؟ به سادگي مي توان رستوران ها را موظف كرد كه نرخ هاي جداگانه براي عرضه غذا در ظروف يكبار مصرف و ظروف دائمي ارائه كنند تا مردم تشويق شوند از ظروف شخصي جهت خريد غذا استفاده كنند.

5- موظف كردن سازمان جنگل ها و مراتع و شهرداري ها به استفاده از گونه هاي گياهي بومي و مقاوم به خشكي در فضاي سبز شهري و جنگلكاري. اين كار باعث صرفه جويي در آبياري چمن كاري ها، پارك ها و جنگل هاي مصنوعي مي شود كه در حال حاضر نياز آبي بالايي دارند.

6- اجراي طرح جدا سازي زباله در مدارس،دانشگاه ها، پادگان ها و مساجد جهت آموزش بيشتر مردم. باعث تاسف است كه در مهم ترين دانشگاه ما در كشور يعني دانشگاه تهران ،هنوز طرح تفكيك زباله و كاغذ اجرا نمي شود. سيستم گرمايش و سرمايش آنقدر مشكل دارد كه فقط باعث هدر دادن انرژي مي شود. در اتاق ها، كلاس ها و آزمايشگاه ها افراد، كنترلي در كاهش شوفاژها ندارند و گاهي در كلاس ها به دليل گرماي بيش از حد شوفاژها مجبور به باز كردن پنجره ها مي شويم!

7- اجبار همراه با تشويق و حمايت از دو جداره كردن پنجره هاي خانه ها و مراكز اداري و تجاري. مثلا دولت به جاي دادن يارانه نقدي مي تواند طرحي به مجلس ارائه دهد كه در ازاي اصلاح قيمت سوخت به هر خانوار،يك ميليون تومان جهت تعويض پنجره ها كمك مي كند. اين روش ،هم اثر تورمي افزايش يارانه را كاهش مي دهد و هم صنايعي كه به اصلاح الگوي مصرف كمك مي كنند را تقويت مي كند.

8- تشويق كساني كه داراي وسيله نقليه شخصي هستند و از آن كم استفاده مي كنند و تنبيه كساني كه زياد مصرف مي كنند. اين تشويق را مي توان در بيمه هاي شخص ثالث و بيمه بدنه اعمال كرد. براي مثال مبلغ بيمه هاي بدنه و شخص ثالث را مي توان طبق كاركرد كيلومتر تنظيم كرد.

9- اختصاص بودجه هاي نجومي سد سازي به پروژه هاي جداسازي آب شرب و استحمام در كشور و كنترل و تصفيه فاضلاب ها .

ترديدي نيست كه هزاران راه حل جهت اصلاح الگوي مصرف وجود دارد كه اجراي آنها معمولا خيلي ساده است . شرط آن افزايش فرهنگ توسعه پايدار در جامعه و آموزش و اجبار مديران در اجراي آن و وضع قوانيني متناسب با آن است .



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 12 اسفند 1388  ساعت 8:51 AM

نامگذاری سال 1388 به نام سال  اصلاح الگوی مصرف

 

حمید رضا ترکمندی - کارشناس ارشد مدیریت

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی خود به مناسبت فرا رسیدن سال 1388 ، این سال را سال اصلاح الگوی مصرف نام گذاری نمودند. این اقدام شایسته و نو آورانه توجه آحاد مردم ایران و مسئولین نظام را به خود جلب کرد. جادارد محققان ، دانشجویان ، اقل قلم ، فرهنگیان ، سخنرانان و مسئولین  از زوایای  گوناگون به تشریح الگوی مصرف صحیح پرداخته و کم و کاستی های الگوی رایج مصرف عمومی در کشور را معرفی نمایند.

      ملت ایران به عنوان مردمی مسلمان ، انقلابی ، سرشناس در سطح جهانی ، الگوی مبارزه علیه کفر و استبداد ، باید در صرفه جویی ، سازه زیستی ، قناعت ، پس انداز، انفاق ، سرمایه گذاری در امور تولیدی و عام المنفعه و شکر نعمت های الهی در گفتار و عمل نیز  زبان زد  سایر مردم جهان باشند .رهبر معظم انقلاب هرساله در پیام نوروزی خود ، سال را به مناسبتهای مختلف نامگذاری فرموده اند که هر بار  منشاء خیر و برکاتی برای مردم ایران و حتی مردم سایر کشورهای جهان بوده است . به عنوان مثال در معرفی سال به نام پیامبر اعظم ص ، توجه جهانیان به سیره ، احادیث ، پیام ها ، رفتار و کردار پیامبر ص  جلب شد  و به علاوه در داخل کشور سمینارها ، سخنرانیها ، مسابقات ، مطالب نشریات و رسانه ها حال و هوای نبوی  پیدا کرد . یا در سال دیگر که به نام سال  نو آوری و شکوفایی نام گذاری فرمودند ، اقشار مختلف مردم ایران از دانش آموز ، فرهنگیان ، دانش جویان ، مخترعین ، مبتکرین ، مسئولین و غیره  توجه شان  به نوآوری و خلاقیت به خوبی جلب گردید و به حرکت ها و تصمیم گیری های خلاق ، بها داده شد  تا جایی که در فضای سال نو آوری  ، حقیقتا" چند اقدام بزرگ ایرانیان ، تعجب جهانیان را به دنبال داشت  و بدیهی است از برکات  اقدامات نو آورانه ، تک تک ایرانیان بهره بردند .

     حضرت آیت الله خامنه ای به یکی از مشکلات اصلی کشور ایران که منشاء کاستی های مختلف در جامعه است اشاره فرموده و با دید وسیع و مطالعه کافی  ابعاد مشکل را به مردم و مسئولین شناسانده  و بدیهی است در طی سال 88 اهل فرهنگ و مسئولان ، به صورت مشروح ، تمام مشکلات ناشی از اسراف  و عدم رعایت الگوی مصرف درست را نیز به مردم ایران معرفی خواهند کرد و برای رفع مشکل چاره ای خواهند اندیشید . آنچه که واضح است مردم ایران باید خود الگوی برجسته ای برای سایر ملل بوده و به احادیث پیامبر ص و معصومین ع و به آیات قرآن در زمینه مذمت اسراف  و تاکید بر میانه روی در خرج ، به دقت توجه نموده تا ضمن عمل به دستورات صریح دین مبین اسلام ، به تدریج از برکات صرفه جویی و عدم اسراف  و به دنبال آن رحمت های افزون الهی  بهره مند گردند  تا جایی که در آتی سایر کشورها ، ایران و ایرانیان را به عنوان  الگوی خود در مصرف صحیح ، معرفی نمایند.

    رهبر معظم انقلاب در بخشی از پیام خود ( و نیز در سخنرانی در جمع زائران حرم رضوی در اول فروردین 88 ) به برخی از موارد  عدم رعایت الگوی صحیح مصرف و نمونه هایی از اسراف در سطح فردی و جمعی  یا شخصی و دولتی اشاره نمودند  به عنوان مثال اینکه حدود 22 درصد آب آشامیدنی در سطح خانگی به هدر رفته در حالیکه برای آن هزینه های زیادی از ذخیره و انتقال صرف می شود  و اینکه شبکه انتقال آب هم به دلیل فرسودگی باید اصلاح گردد . یا در مصرف نان ، حدود یک سوم آن دور ریخته می شود که هزینه های سنگینی برای دولت و مردم خواهد داشت و نوعی کفران نعمت محسوب می گردد. در بخش انرژی  هم ایرانیان تقریبا" 2 برابر  متوسط جهانی ، از نفت ، گاز،گازوئیل ، بنزین ، برق و غیره مصرف می کنند که هزینه های میلیاردی آن را می شد در موارد مهمتر صرف نمود.

    ایشان به نگاه تجملاتی برخی مسئولان در سطوح مختلف اشاره نمودند که باید ابتدا مسئولان ، خود از تجملات و اسراف ، تزئینات ، سفرهای غیر ضروری و بی رویه  دوری گزینند و مسئولان دستگاهها را موظف نمودند تا از تولید تا مصرف و بازیافت ، نظارت و برنامه ریزی دقیق داشته تا از میزان اسراف و هدر رفتن ها جلوگیری شود.

    در کشور ایران شاخص شدت انرژی 8 برابر بیشتر از سایر کشورهای جهان است یعنی برای تولید یک محصول ، مقدار انرژی مصرف شده در ایران 8 برابر بیشتر از میانگین سایر کشور ها بوده که  باید  این شاخص شدت انرژی اصلاح گردد.

    از نظر مصارف شخصی ، فردی و خانوادگی متاسفانه چشم به هم چشمی ، تجمل گرایی ، هوس رانی افراد خانواده برای خرید چیزهای غیر ضروری مانند وسایل آرایشی ، مبلمان،تزئینات داخل خانه ، وسایل اضافی و غیره مشکلات زیادی را برای خانواده ها و کشور فراهم کرده و به جای سرمایه گذاری در امور مفید تولیدی ، کمک به فقرا و انفاقو زیاد شدن ثروت عمومی جامعه ،  به سوی اسراف گرایش یافته است .

    برخی خانواده ها با آبروداری خیالی ، مسافرت های بیهوده ، برگزاری مهمانی های پر هزینه و غیر ضروری که گاها" از هزینه سفر حج نیز بیشتر است ، مصادیقی از اسراف را خلق می کنند . در یک مهمانی انواع غذاها با هزینه زیادی تهیه می شود که اضافات آن به بهانه غیر بهداشتی بودن دور ریخته می شود در حالیکه می شد به جای آن انفاق کرد و یا با تجمیع این هزینه ها و سرمایه گذاری های به ظاهر کم اهمیت ، به پیشرفت کشور کمک کرد .

     ایرانیان از نظر رخت و لباس جزو پر مصرف ترین های دنیا هستند و هر ساله هزینه های بسیار زیادی برای خرید و دور انداختن لباس مصرف می کنند ( درمقایسه با کشور چین که مردمانش جزو ساده ترین مردم جهان هستند ، قابل تعمق است ). این صرف هزینه های غیر ضروری از نظر عقلای عالم ، و طبق آیات و روایات نیز ، کار مذمومی است و در قرآن کریم بدان اشاره شده که ؛ و لا تسروفو ان الله لا یحب المسرفین   یا    کلوا وشربوا و لا تسرفوا   ، خداوند اسراف کاران را دوست ندارد ، بخورید و بیا شامید و اسراف نکنید. دین مبین اسلام برای کوچکترین مسایل ، راهکارهایی مفید عرضه داشته است  به عنوان مثال به حتی نیم خورده یک میوه ای که دور انداخته شود به عنوان اسراف نگاه شده و نباید این کار رخ دهد ، حتی در جای دیگر اشاره شده که از دانه خرما و خرده های نان هم می توان به جای دور انداختن ، استفاده کرد .

      الگوی مصرف باید با جدیت و همت مردم و مسئولان اصلاح گردد اینکه چه بخوریم ، چه بپوشیم ،و اینکه یک ضرورت مهم است. ایرانیان برای تعویض دستگاههای تلفن همراه در سال مبلغی حدود 4000 میلیارد تومان هزینه غیر ضروری صرف می کنند که این رقم بسیار بالایی است و با یک حساب سرانگشتی می توان به غیر عقلانی بودن آن پی برد . با این پول می شد در سال حدود 4000 کارگاه تولیدی ساخت که حدود 40000 نفر بیکار را دارای شغل میکرد(اگر هر کارگاه حداقل 10 نفر را جذب می کرد و هزینه راه اندازی آن یک میلیارد تومان باشد ) ، اینجا باید گفت ؛ سایر پژوهشگران باید این آمار و ارقام را دقیقا" استخراج و به اطلاع عموم برسانند تا مردم پی ببرند با این پول ها چه کارهای عظیم عام المنفعه ای در سطح کشور می توان انجام داد.

     آمارها تایید می کنند که ایرانیان " نان خورترین" مردم جهان هستند اما این نان کاملا" مصرف نمی شود بلکه مقدار زیادی از آن که هزینه های زیادی برایش صرف شده و یارانه هایی تعلق می گیرد ، دور ریخته می شود که ممکن است دلایلی مانند ، کیفیت نامطلوب آرد ، پخت نامناسب ،عدم مصرف و نگهداری درست و غیره داشته باشد . به عبارتی میزان نان مصرفی ایرانیان حدودا" برای 100 میلیون نفر کافی بود ولی متاسفانه حدود یک سوم آن دور ریخته میشود . اینجا لازم است به کلیه تولید کنندگان گندم و آرد ، نانوایی ها و مصرف کننده ها آموزش لازم داده شود تا برای این وضعیت نامطلوب  هر چه زودتر ، چاره ای اندیشیده شود .

    رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود به این مطلب مهم اشاره فرمودند که اسراف علاوه بر جنبه فردی و خانوادگی در سطح ملی هم وجود دارد و بخش مهمی از اسراف در مصرف انرژی در اختیار مسئولین است و در سطح سازمانی باید مسئولان الگویی باشند برای مصرف درست  و نگاه عیب جویانه به اسراف باید در بین همه مسئولان و مردم رایج گردد .قوه های نظام باید برای جلوگیری از اسراف ، قانونگذاری کرده  بر آن نظارت داشته باشند ، اینکه یارانه کمتری به مصرف بیشتر و غیر اصولی انرژی تعلق گیرد ، کار درستی است و باید با جدیت دنبال شود ، حتی برخی خانواده ها مصرف بسیار اصولی و کمی در انرژی دارند و باید نسبت به خانواده هایی که تا 20 برابر بیشتر از حد طبیعی مصرف میکنند ، مورد حمایت و تقدیر قرار گیرند.

      مسئولان دستگاهها از رده های بالا تا سطوح پایینتر  باید دقیقا" الگوی مصرف درست باشند و این کار را از دفاتر و ادارات خود شروع  و از هزینه های بیمورد تزئینات غیر ضروری محل کار ، سفر های غیر ضروری ، مبلمان آنچنانی ، استفاده از اموال دولتی و غیره بیش از پیش پرهیز نمایند . در این مورد مصداق عمل معصومین ع باید سرلوحه کار مسئولان قرار گیرد تا جایی که برای روشنایی محل کار خود از 2  شمع استفاده کرده(یکی برای امور شخصی و دیگری برای امور حکومتی) و چقدر با دقت به صرف اموال دولتی برای امور مردم توجه نموده و اینکه ذره ای از امکانات حکومتی را برای امور  شخصی ، صرف نمی کردند و در نهایت سادگی و اعتدال به انجام وظایف سنگین خود می پرداختند. www.zibaweb.com

   به اسراف و صرفه جویی از ابعاد دیگر نیز باید توجه نمود که با حال و هوای یک کشور اسلامی سازگاری ندارد ، هزینه های پدیده خانمان سوز اعتیاد در ایران سالانه حدود 10000 میلیارد تومان است که با آن می شد هر سال بخشی از مشکلات مملکت را رفع کرد . این هزینه بیمورد در سطح فردی شاید به ظاهر جزیی باشد  ولی اگر در سطح ملی این هزینه های کم اهمیت تجمیع گردد ، مبالغ بسیاری حاصل میشد که در واقع برخی مشکلات شهروندان را حل می کرد  و از تبعات بسیار منفی مانند ، طلاق ، بی سرپرست شدن فرزندان ، جرم و جنایت ، افزایش زندانیان و غیره پیشگیری می شد.

سهم فرهنگیان و آموزش و پرورش در ترویج فرهنگ مصرف درست در جامعه

   جامعه بزرگ فرهنگیان و دانش آموزان نقش مهمی در ترویج فرهنگ ، عادات ، رفتار و نگرش ها در سطح ملی دارند ، از نظر عقلانی چنانچه فردی از اوایل دوران تحصیل ،به درستی آموزش داده شود ، نسل آتی نیز پیشرفتهای خوبی خواهند داشت و به تبع آن ، نسل بعد از آنها نیز همینگونه خواهد شد . بنابر این یکی از ارکان موثر و مهم در اصلاح الگوی مصرف و ترویج عمومی آن ، همین مدارس با هدایت و برنامه ریزی مدیران ، معلمان ،مربیان و کلیه فرهنگیان کشور هستند . معلمان به عنوان تاثیر گذارترین افراد در کنار والدین ، می توانند نقش تعیین کننده ای در ایجاد نگرش و رفتارهای درست مصرف دانش آموزان داشته باشند و فرهنگیان با آوردن مثالها و مصادیقی از اسراف در جامعه ، ذکر آیات ،  احادیث و روایات ،عمل و رفتار معصومین ع و غیره در کلاس های درس و الگو بودن خود در این زمینه  در واقع به نقش سرمایه گذار بودن آموزش و پرورش در یک دوره زمانی طولانی  ، بها داده و منشاء خیر در جامعه باشند .

      برخی از اقدامات آموزش و پرورش ، مدارس و معلمان که می تواند  در اصلاح الگوی مصرف ، مفید باشد در زیر آورده می شود ؛

1-      هماهنگی معلمان در جلسه شورای معلمان و در نظر گرفتن اقداماتی با توجه به وضعیت مدرسه و دانش آموزان برای این مورد .

2-   برگزاری سخنرانی هایی برای دانش آموزان در مدرسه و یا خارج از آن و دعوت از افراد مسلط به موضوع اعم از جامعه شناسان ، مهندسین ، روحانیون و آوردن مصادیق قابل فهم دانش آموزان در مورد اسراف و صرفه جویی .

3-      اختصاص دقایقی از کلاس توسط کلیه معلمان برای ذکر مذمت اسراف در جامعه اسلامی

4-   الگو بودن کارکنان مدرسه در صرفه جویی و پرهیز از اسراف مانند اقدامات ساده ای چون : بازنبودن پنجره ها هنگام روشن بودن بخاری یا کولر ،رسیدگی به وضع شیرهای آب ، استفاده از لامپ های کم مصرف در کل مدرسه ، خاموش کردن لامپ های اضافی در مواقع غیر ضرور و...

    5-   برگزاری مسابقات مختلف برای معلمان توسط ادارات آموزش و پرورش و بررسی راههای موثر و پیشنهادات معلمان در ترویج فرهنگ صحیح مصرف و انتقال آن به دانش آموزان

6-      تقدیر از مدیران و معلمانی که اقدامات موثری در این مورد داشته اند .

7-      برگزاری مسابقات مختلف انشاء و مقاله نویسی دانش آموزان ، برنامه های هنری و ادبی در موضوع صرفه جویی و عدم اسراف

     8-   برگزاری سخنرانی و همایش هایی برای کلیه معلمان و ارائه اطلاعات آماری دقیق و مقایسه مصرف در داخل و خارج کشور با مصادیق مستند ، جهت ترغیب آنها به انتقال اطلاعات به دانش آموزان

9-   تهیه تراکت و بوروشورهایی برای دانش آموزان و خانوده های آنان حاوی اطلاعاتی در مورد میزان  اسراف در جامعه یا مذمت آن و نیز ارائه راهکارهای عملی مصرف درست و القاء این نظر که  " صرفه جویی مصرف نکردن نیست ، بلکه درست مصرف کردن است "

10-   برگزاری مسابقات و مراسم هنری اعم از سرود و نمایش و غیره مرتبط با موضوع در سطح مدرسه ، شهر و استان

11-  اختصاص دقایقی از مراسم آغازین مدارس به ارائه آمارهای ساده و قابل فهم به دانش آموزان در رابطه با صرف هزینه های غیر ضروری در امور مفید و سرمایه گذاری های عام المنفعه ، توسط کارکنان مدرسه و یا سخنرانان دیگر

12-   اختصاص ساعاتی از درس انشاء به موضوع اسراف، در کلیه دوره های تحصیلی

      13-   در نظر گرفتن  شعار سال مدرسه در مورد اصلاح الگوی مصرف

14-   تشویق فرهنگیان به افتتاح وبلاگ هایی در رابطه الگوی مصرف درست و دوری از اسراف و انتخاب برترین وبلاگها و تقدیر از آنان.

15-  ترغیب دانش آموزان به ذکر آموخته های مدرسه و عمل بدان در خانواده و ایفای نقشی همانند " همیار پلیس" در هنگام رانندگی والدین در منازل ، مانند پیش قدم شدن برای خاموش کردن لامپهای اضافی ، کم کردن بخاری ، خاموش کردن تلویزیون و وسایل برقی در اوقات غیر ضروری و غیره

16-  برگزاری دوره های آموزش ضمن خدمت کوتاه مدت برای معلمان در مورد راههای اصلاح الگوی مصرف جهت آموزش به دانش آموزان در مدرسه

     17-  تهیه بروشورها ، تراکت ها و پوسترهایی حاوی اطلاعات آماری و مقایسه ای قابل درک دانش آموزان دوره های تحصیلی مختلف در مورد الگوی مصرف رایج .

             علاوه بر آموزش و پرورش ، تمام دستگاههای دولتی و مراکز آموزش عالی و دانشگاهها  ، مبلغان ، روحانیون ، مراکز فرهنگی هنری و ... هریک می توانند با اتخاذ تدابیر و برگزاری مراسم و برنامه های مفید ، در تشریح ابعاد مختلف  صرفه جویی و دوری از اسراف ، موثر واقع شوند . از طرفی  برگزاری همایش ها و سخنرانیهای ساده و به دوراز تجملات در ادارات ، شرکت ها و مراکز اداری و آموزشی  موجب جلب توجه عموم به مسله مهم صرفه جویی شده و به تدریج این نگرش ایجاد خواهد شد که با دوری از اسراف می توان قدمهای بزرگی برای پیشرفت عمومی برداشت . اینجا ذکر یک مطلب می تواند مفید باشد گرچه بر گزاری این نوع همایش ها و عملی کردن پیشنهادات فوق ممکن است هزینه هایی داشته باشد ولی بسیار  ناچیز تر از مصادیق اسراف یا عدم اطلاع از الگوهای مصرف درست می باشد ، بنابراین نباید خیلی نگران هزینه های این نوع برنامه ها بود به عنوان مثال در یک شهر با جمعیت 50 هزار نفر اگر در طی سال 400 همایش و سخنرانی ساده ولی بامحتوا در تالار های اداری ، مراکز آموزشی و غیره برگزار گردد هزینه آن به زحمت از 20 میلیون تومان فراتر می رود( و نیازی به دعوت سخنرانان میلیونی از شهر های دیگر نیست و بهتر است از کارشناسان مسلط بومی استفاده گردد) اما اگر ساکنان دارای تلفن همراه این شهر فرضی ، در هر ماه فقط 1000 تومان از مکالمات غیر ضروری موبایل خود بکاهند در سال مبلغی حدود 250 میلیون تومان هدر نخواهد رفت همچنین اگر هر خانواده در مصرف گاز ، آب ،برق و تلفن منزل خود در ماه فقط حدود 7000 تومان صرفه جویی داشته باشد در طی سال حدود 850 میلیون تومان صرفه جویی صورت خواهد گرفت و موارد و مثالهای دیگر ... نتیجه می گیریم که نفع این همایش ها و آگاه سازی ها بسیار بیشتر از هزینه های آن خواهد بود .

         ارائه راهکارهای عملی و نوآورانه توسط کارشناسان و مسئولان فرهنگی ، اقتصادی و مذهبی در هر شهر ، موجب تشویق آحاد مردم برای اصلاح الگوی مصرف  خواهد شد  به عنوان مثال ترتیبی اتخاذ گردد تا تمام مردم یک شهر بتوانند  معادل صرفه جویی های  خود را با پس انداز در محلی مطمئن و تجمیع این سرمایه ها برای احداث یک کارخانه و جذب تعدادی از بیکاران منطقه خود در آن به نتایج  مشهود این کار خداپسندانه برسند و برای مراحل و اقدامات بعدی با رغبت و جدیت بیشتری پیش قدم شوند .



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net