چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 7:42 AM
اصلاح الگوى مصرف و هدفمند کردن یارانه ها

همزمان با آغاز سال جدید، رهبر معظم انقلاب آیت اللّه العظمى خامنه اى سال 88 را سال اصلاح الگوى مصرف اعلام فرمودند که این ابتکار ضرورى در ساختار اقتصاد کشور نقش تعیین کننده دارد. همانگونه که در تنظیم معیشت توده مردم از تأثیر انکارناپذیرى برخوردار است. در همین حال طرح هدفمند کردن یارانه ها در لایحه بودجه 88 از سوى دولت تقدیم مجلس شوراى اسلامى گردید که هر چند بنا به مصلحت اندیشى و ملاحظات نمایندگان در بودجه سال 88 ادغام نگردید ولى همچنان در دستور کمیسیون ویژه و رایزنى نمایندگان و کارشناسان قرار دارد که انتظار است در برنامه پنجم توسعه لحاظ شود و ایده هدفمند کردن یارانه ها که سالها مورد توجه دولتها و مجالس پیشین بوده و شجاعت اقدام آن را نداشتند در این دولت و مجلس بزودى عملیاتى شود.

همانگونه که سهمیه بندى بنزین که بخشى از اصلاح الگوى مصرف است در همین دولت و مجلس به اجرا درآمد که در صورت ادامه آن مى تواند از هدر رفتن این سرمایه ملى جلوگیرى کند.

از آنرو که این مسئله علاوه بر مدیریت اقتصادى کشور که با حمایت عدالت اجتماعى سرو کار دارد، در شرع مقدّس و تعالیم دینى از جایگاه ویژه اى برخوردار است، نخست به توصیه هاى دینى در این مسئله و منع از اسراف و تبذیر نگاهى بیفکنیم و آنگاه مسئله هدفمند کردن یارانه ها و اصلاح الگوى مصرف را با توجه به واقعیت هاى اجتماعى مورد بحث قرار دهیم.

در منابع دینى ما، قرآن و حدیث و سیره مبارکه پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت عصمت علیهم السلام به شیوه بهره ورى از نعمت ها و تضییع نکردن آنها بصورت گسترده تأکید و توصیه شده است که توجه به بخشى از آن در این مجال ضرورى است. از جمله قرآن کریم به موضوع اسراف و تبذیر پرداخته و از آن نهى کرده و آنرا عمل شیطانى نامیده است. همانگونه که استفاده از خوراک پاک را توصیه نموده، از تعدى و تجاوز نهى فرموده است: به عنوان نمونه: «کلوا من طیّبات مارزقناکم ولاتطغوا فیه فیحلّ علیکم غضبى؛از غذاهاى پاک که به شما روزى داده ایم بخورید و از حدّ آن فراتر نروید که مستوجب غضب خداوند گردید.»(سوره طه، آیه 81).

و در آیه دیگر به خوردن و آشامیدن که نیاز طبیعى انسان است فرمان داده از اسرافکارى نهى فرموده است: «یا بنى آدم خذوا زینتکم عند کلّ مسجد و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین؛اى فرزندان آدم براى هر مسجد (و محل عبادت) که وارد مى شوید از زیور خود برگیرید و بخورید و بیاشامید ولى اسراف نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.»(سوره اعراف، آیه 31). و در ادامه همین آیه کریمه به ردّ و انکار منطق و عمل کسانى که از نعمت هاى خداوندى استفاده نمى کنند و با شیوه ریاضت گرایى خود آن را تحریم مى نمایند پرداخته و مى فرماید: «قل من حرّم زینة اللّه التى اخرج لعباده و الطیبات من الرزق، قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا، خالصة یوم القیامة...؛ بگو چه کسى زیورهایى که خداوند براى بندگان خود آفریده و غذاهاى پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو اینها در دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند (هر چند دیگران نیز از آن استفاده مى کنند) ولى در آخرت ویژه مؤمنان است.»

(سوره اعراف، آیه 31)

در قرآن کریم آیات دیگرى هست، با این محتوا و مضمون که خداوند نعمت هاى روى زمین را براى بندگان خود پدید آورده که از آن بهره گیرند. هرچند گروه هایى راه افراط و تفریط پیموده اند. گروهى به اسراف و پرخورى روآورده و به تضییع این نعمت ها پرداخته و گروهى دیگر به پندار غلط خود آن را تحریم کرده و به ریاضتهاى نامعقول یا نامشروع رو آورده اند همانند متصوفه که نمونه عملکرد افراطى آنها در تاریخ این فرقه ضبط شده است و حتى با ائمه اطهار بر سر این مسائل به جدال و مناظره مى نشسته اند.

بارى سخن از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر و امساک و تقتیر یعنى خروج از حد اعتدال و تفصیل آن موضوع اصلى این مقال نیست. هدف اصلى بحث صرفه جویى در مصرف و پرهیز از اسراف و تبذیر و هدر دادن نعمت هاى خدا است. همان چیزى که در آیات آن را ملاحظه کردیم. به موجب این آیات که با روایات اهلبیت نیز تفسیر و تأیید مى شود دقت در مصرف و کنترل لازم در چگونگى آن به عنوان یک اصل مطرح گردیده است اکنون به پاره اى از روایات این باب نیز بنگریم:

در کافى و تفسیر عیاشى آمده است که امام صادق(ع) خطاب به مردى فرمود: «اتق اللّه و لاتسرف ولاتقتروکن بین ذلک قواما.انّ التبذیر من الاسراف قال اللّه تعالى و لا تبذّر تبذیراً؛ از خدا بترس و اسراف نکن و در خرج کردن بخل نورز بلکه میان این دو راه استوار و اعتدال را برگزین، چه تبذیر از اسراف کارى است.خداى متعال مى فرماید: تبذیر و ولخرجى نکن.» (تفسیر صافى، ذیل آیه شریفه)

در روایت دیگر است که پیامبر اکرم(ص) یکى از یاران به نام سعد را دیدند که وضو مى گرفت. به او فرمود: این اسراف کارى است اى سعد! سعد گفت: مگر در وضو گرفتن هم اسراف وجود دارد؟ فرمود: بلى حتى اگر در کنار نهر جارى باشى. و زیاده مصرف کنى، این اسرافکارى است.(همان مدرک)

و نیز از امام صادق(ع) معنى آیه: «ولاتبذر تبذیراً» را پرسیدند، حضرت فرمود: «من انفق شیئا فى غیر طاعة اللّه فهو مبذر و من انفق فى سبیل اللّه فهو مقتصد؛ کسى که چیزى را در غیر طاعت خداوند خرج کند تبذیر کرده و کسى که در راه خدا خرج کند راه اعتدال پیموده است.» (همان)

و نیز از آن حضرت پرسیدند: آیا در راه حلال نیز تبذیر وجود دارد؟ فرمود: آرى. و نیز در روایت آمده که امام صادق(ع) خرما طلب کرد. یکى از حاضران خورد و هسته خرما را به دور افکند. امام فرمود: «این کار را نکن که این کار از مصادیق تبذیر است و خداوند فساد را دوست ندارد.»(همان)



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 7:41 AM
انضباط مالى و الگوى مصرف

این روزها مسئله خشکسالى و گرانى و تورّم بویژه در بخش مسکن و مواد غذایى نقل مجالس و محافل و دغدغه مردم بویژه اقشار کم درآمد و آسیب پذیر جامعه شده است.

بررسى این پدیده اقتصادى نامطلوب و ریشه یابى علل و عوامل آن سیاستگذارى جهت عبور از این مقطع دشوار و چاره جویى آن در شرایط موجود یکى از وظائف مسؤولان بویژه مسؤولان کشاورزى و بازرگانى و اقتصادى و بانکى و نخستین مسؤولیت مجلس و دولت و قوه قضائیه در شرایط کنونى است تا ساز و کارهاى مناسب را براى حل این مشکل تدارک ببینند و توطئه هاى دشمنان خارجى و عوامل مافیایى داخلى را شناسایى کرده و راه کارهاى عملى خنثى سازى این توطئه ها را به بررسى نهند و هرچه سریع تر این موج سهمگین را که تهدیدى علیه ارزشها و اعتمادها شده است بشکنند و در این میان فرهنگ سازى براى الگوى مصرف و توجیه منطقى و ارائه راه کارهاى مناسب از مسؤولیتهاى رسانه ها و صدا و سیما و وسائل ارتباط جمعى است تا از این پدیده توجیه معقول داشته باشند و آحاد جامعه و خانوده ها را آموزش دهند که چگونه در شرائط فعلى مصرف کنند و چگونه به فکر یکدیگر باشند و از افراط و تفریط و اسراف و تبذیر بپرهیزند و اجازه ندهند محرومان جامعه زیر چرخهاى شکننده تبعیض و بى عدالتى خرد شوند. بویژه روستائیان، کشاورزان، اقشار کم درآمد و آنانکه با پایه حقوقى پایین باید در این شرایط پر آشوب ادامه حیات دهند.

در یک سخن، قواى سه گانه، مسؤولان اجرایى، رسانه هاى خبرى و فرهنگى و آحاد ملت مى بایست مانند زمان جنگ دست به دست یکدیگر داده و در این شرائط ناگوار به نبرد با غول تورّم برخیزند تا امید دشمنان را که چشم به مشکلات اقتصادى دوخته تا بر نظام فشار آورند و تزلزل و بى اعتمادى را دامن بزنند، به یأس مبدّل کنند.

در گذشته ملت بزرگ ما ابتلا و امتحان هاى سختى را داشته و امواج سهمگینى را در شرائط جنگى و بمباران ها با سرافرازى از سر گذرانده که مشکلات مقطع کنونى در برابر آنها ناچیز است و با همت مسؤولان و همیارى، بردبارى و هوشیارى و استقامت ملت به خواست خداوند از این گذرگاه نیز عبور خواهیم کرد و بر مشکلات فائق خواهیم آمد به شرط آنکه مدبرانه و با برنامه و سنجیده در این بحران عمل کنیم و اجازه ندهیم توطئه هاى بیگانه و مافیاى داخلى بر ملت فائق آید. و مى دانیم که دشمنان ما از پیش گفته بودند که با استفاده از شرائط تورّم و گرانیها جریان اصولگرایى را با ناکامى و ناکارآمدى مواجه خواهند ساخت و به انتخابات دوره هشتم مجلس شوراى اسلامى چشم امید بسته بودند که به خواست خداوند موفق نشدند و ملت بزرگ و هوشیار و با ایمان ما در همین شرایط که با موج گرانیها روبرو بودند، نشان دادند که وفادارى آنها به اسلام و انقلاب و نظام جمهورى اسلامى خلل ناپذیر است و مسؤولیت حمایت از دست آورد خون شهیدان را در شرائط دشوار از یاد نمى برند که در اینجا از این حضور و حماسه باشکوه در دو مرحله انتخابات باید سپاسگزارى کرد.

ریشه یابى مشکلات اقتصادى

هرچند ریشه یابى مشکلات اقتصادى در این مختصر مقدور نیست اما به کلیّات آن مى توان اشاره کرد. بى تناسب نیست که اشاره کنیم بحرانهاى اقتصادى گریبان بسیارى کشورها را گرفته و گرانى و تورّم مسئله جهانى شده و بحران هاى غذائى بسیارى از مردم جهان را مورد هجوم قرار داده است. حتى کشورى چون آمریکا که ثروتهاى جهان را به غارت مى برد با مشکلات اقتصادى بسیارى دست به گریبان است. موضوع سهمیه بندى برنج و کمبود آن از جاى جاى جهان مخابره مى شود، از جمله آمریکا. و این در حالى است که بنابه گزارش سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا(سیا) آمریکا با دوازده هزار میلیارد دلار بدهى خارجى همچنان بزرگترین بدهکار جهان است و انگلیس و آلمان به ترتیب هر کدام 10450 میلیارد دلار و 4489 میلیارد دلار در رتبه دوم و سوم قرار دارند و همچنین فرانسه، ایتالیا، هلند، اسپانیا، ژاپن و بلژیک که هزاران میلیارد دلار بدهى خارجى دارند این در حالى است که ایران بنا همین گزارش با بدهى 8/13 میلیارد دلار در رتبه 75 دنیا قرار دارد. این مقایسه نشان مى دهد که ما ایرانیها نباید خیلى هم ناراحت باشیم، و از اینکه وامدار کشورهاى خارجى نیستیم به خود ببالیم. با این حال تورّم و گرانى یکى از مشکلات اقتصادى است که باید آنرا باور کنیم و به فکر چاره جویى آن باشیم.

مسئله غذا نیز در دنیا با بحران روبروست همانگونه که اخبار آن را مى خوانیم و مى شنویم و ما نیز از آن بى بهره نیستیم. کم آبى و خشکسالى نیز بر ما فشار آورده و بسیارى از مزارع ما را نابود کرده که خسارتى است کمرشکن براى کشاورزان و باغداران و دامداران زحمت کش ما و دولت مى بایست در جبران این خسارتها با تمام امکانات بکوشد.

طبیعى است که با وجود خشکسالى و تورّم جهانى ارزاق عمومى افزایش یابد بویژه آنکه سوداگرانى در این میان به احتکار و سودجویى رو آورند و بر دشواریهابیفزایند که این مایه تأسف است که چرا باید مسلمان با همنوع خود چنین کند!

در همین روزها از احتکار برنج در انبارهاى تجار و کسبه خبر مى رسد، با اینکه احتکار ارزاق عمومى و کالاى مورد نیاز مردم حرام است اما گروهى پول پرست به حلال و حرام آن کارى ندارند! و در اینجا وظیفه دستگاه نظارتى و اجرایى چون بازرگانى و تعزیرات است که این انبارها و مغازه را شناسایى کرده و اموال احتکار شده را به قیمت عادلانه در اختیار مردم گذارند و محتکرین را مجازات نمایند تا عبرتى باشد براى دیگران. نظارت قیمت ها و تعیین آن توسط این دستگاه از دیگر وظائف است که نباید در آن قصور کرد مى دانیم که از وظائف حکومت جلوگیرى از اجحاف و گرانفروشى و بى عدالتى است.همانگونه که امیرالمؤمنین(ع) تازیانه به دست مى گرفت و به بازار مى آمد و بر عملکرد کسبه نظارت مى کرد و با متخلفان برخورد مى نمود.

الگوى مصرف

نکته دیگر رعایت الگوى مصرف است که در این شرائط از اهمیت خاصى برخوردار است. مى دانیم که در همین شرایط که تهیه مواد غذایى براى فقرا و کم بضاعت ها دشوار است عدّه اى هستند که همچنان به اسراف و تبذیر خو گرفته و نمى توانند روش صحیحى را در مصرف بکار گیرند در بسیارى از میهمانیها و عروسى ها مبالغ زیادى غذا هدر مى رود و کسى نیست جلو این اسرافکاریها را بگیرد و درس اخلاق و شیوه نوعدوستى را بیاموزد حتى رسانه هاى ملى در این میدان کمترین توجهى ندارند، اینهمه برنامه هاى بى حاصل در صدا و سیما وجود دارد اما فاقد آموزش اقتصاد در معیشت و رعایت الگوى مصرف است. این بى انضباطى مالى و مصرف را نه فقط در مواد غذائى بلکه در مصرف آب و برق و گاز و تلفن به فراوانى مى بینیم و در مصرف کاغذ و سررسید و گزارش کار با کاغذهاى گلاسه چهار رنگ که در ادارات و سازمان ها مدل سازى شده و هر یک در آن مسابقه مى دهند و نیز در سفره ها و سفرهاى داخلى و خارجى و هتل هاى گران قیمت و اینها از منابع بیت المال هزینه مى شود و حق مأموریت که در سفرهاى خارجى هر روز 130 دلار مى دهند و فلسفه آن نامعلوم است و از کیسه بیت المال خاصه خرجى خرجى کردن و نظائر آن.

آیا کشورى که اینهمه نیازمند دارد و آنهمه حقوق بگیر ضعیف نمى تواند صرفه جویى در این موارد بکند که از انباشت آن به هزاران نفر اعانه داده شود؟

مدیریت اقتصاد و معیشت

مدیریت یعنى تدبیر صحیح و سیاست گذارى و کنترل و نظارت و مهارت در جهت دادن امکانات و نیروهاى انسانى و استفاده بهینه از آنها در جهت مطلوب. اگر مدیریت قوى و حساب شده و علمى و تجربى و سازنده وجود داشته باشد، از امکانات محدود بهره مناسب گرفته و مشکلات را از پیش پاى بر خواهد داشت. در روایات از مدیریت اقتصادى گاه به "تقدیر معیشت" تعبیر شده و گاه به تعابیر دیگر مانند پرهیز از اسراف و تبذیر و "اقتصاد" و نظائر آن که امروزه نیز کاربرد دارد.

در روایتى از امام باقر(ع) از تقدیر معیشت و اندازه گیرى دخل و خرج به عنوان یک عنصر کمال تعبیر شده. و در سخن امیرالمؤمنین(ع) است: «ما عال من اقتصد» این تدبیر و تقدیر و اقتصاد و همه عرصه هاى زندگى را از فردى و اجتماعى شامل است در یک خانه که یک واحد کوچک اجتماعى زندگى مى کند اگر حقوق و درآمد مدیریت شود آن واحد خانوادگى مى تواند زندگى را سامان دهد ولى اگر قرار باشد خرج و برج بیش از درآمد باشد تعادل زندگى برهم مى خورد.

سعدى هم در این باره گفته:

چو دخلت نیست خرج آهسته ترکنکه خوش گویند ملاحان سرودى

اگر باران به کوهستان نباردبه سالى دجله گردد خشک رودى

بیشتر مشکلات زندگى امروز به دلیل نداشتن ضابطه و الگو و تدبیر معیشتى است البته موارد بسیارى نیز هست که کمى درآمد و بى عدالتى و حق کشى باعث نابسامانى اقتصادى است زیرا زمام اموال به دست نا اهلان افتاده و حقوق ضعفا در آن پایمال شده. در این خصوص امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: «ثروتى انباشته ندیدم مگر آنکه حقى در قبال آن ضایع شده است.»

بارى نقش مدیریت اقتصاد در ساماندهى معیشت اجتماعى و ملى نیز به همین منوال است و بلکه مهم تر و سرنوشت سازتر. دولت و دستگاه هاى نظارتى و اجرایى مى بایست سرمایه هاى ملى را مدیریت کنند و بودجه ها را در جهت مصالح کشور و رفاه ملت با اولویت هدایت کنند به گونه اى که عدالت اجتماعى در جامعه مستقر شود آنگونه که امیرمؤمنان(ع) رهنمود داد و در عمل نشان داد که حتى برادرش عقیل با داشتن عائله سنگین نمى تواند بیش از آنچه سایر مسلمانان سهمیه دارند، از بیت المال استفاده کند و این سیاست را با آهن داغ شده به برادرش عقیل تفهیم کرد. با چنین سیاستى بود که آن حضرت مى فرمود: در حکومت من همه مردم از مسکن و آب و غذا برخوردارند و کسى را بر دیگرى امتیاز نیست.

سرمایه هاى ملى ما

امروزه سرمایه هاى ملى مدیریت درستى ندارد و این ضعف مدیریت است که کار را به جایى رسانده که به اعتراف خود مسؤولین امر، رانت و ویژه خوارى رواج یافته است. بانک هاى دولتى که مى بایست پشتوانه اقتصاد کشور و تولید و اشتغال و رفع محرومیت باشند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورند معلوم نیست چه مى کنند! چرا که بر آنها نظارت درستى نیست و متخلفانى که از دادن یک یا دو میلیون وام بخل مى ورزند میلیون ها و میلیاردها در اختیار کسانى مى گذارند که بروند در بازار و دلالى کنند و میلیون ها ثروت باد آورده به جیب بزنند. بسیارى از وام گیرندگان که براى بنگاه هاى زودبازده وام هایى گرفتند بدلیل عدم نظارت رفتند و این پولها را به خرید و فروش زمین سوق دادند و فاجعه گرانى مسکن یکى از عواملش همین پولهاى بى مهار بود.

این روزها فروش تسهیلات و وام هاى کلان سیستم بانکى در شرکت هاى خصوصى با ثروت اندوزى دلالان و خرید و فروش مصوبات بانکى ماجراى ویژه خوارى گسترده اى را در بازار پول پیدا کرده که گزارش تفصیلى آن به مطبوعات روز کشیده شده است و کسى نمى پرسد چرا نظارت بر این لجام گسیختگى پولى وجود ندارد؟ حتى مسؤولین امر نیز شکایت آن را در پیشگاه ملت مطرح مى کنند!! به جاى اینکه در محاکم قضائى و بازرسى و تخلّفات بانکى مطرح و متخلفان را مجازات کنند!! و در همین اوضاع و احوال که برنج یک مشکل اجتماعى معیشتى مردم شده است، عدّه اى از تجار هزاران تن برنج را در انبارها مخفى کرده اند در حالى که دستگاه هاى نظارتى همچون بازرگانى و تعزیرات حکومتى مى توانند این انبارها را کشف و کالاى احتکار شده را در معرض فروش عادلانه بگذارند و محتکرین حرامخوار را مجازات کنند. بطور خلاصه نداشتن برنامه جامع و منسجم ضعف مدیریت و نداشتن قاطعیت در اجرا و سوءاستفاده هاى فرصت طلبان شرائط نامطلوب اقتصادى را بوجود آورده و بر اینها بیفزاییم تحریم هاى خارجى و گرانى جهانى و خشکسالى و بیکارى که هر یک عاملى در گسترش بحران اند و در این شرائط مسؤولان امر باید تمهیدى اندیشند که این درد با گفتگو درمان نمى شود و باید به میدان عمل آمد و از خداوند کمک خواست، به خدا رو آورد و از گناهان توبه کرد.

نمى دانم شاید همین بى رحمى هاست که سبب شده خداوند باران آسمان را از ما بگیرد تا هشدارى باشد و عامل بازگشت به خدا که هیچ حادثه اى در این جهان بدون علت و حکمت نیست.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


چهارشنبه 5 اسفند 1388  ساعت 7:37 AM
موانع اصلاح الگوی مصرف
1. اسراف
برای اصلاح الگوی مصرف، پیش از هر چیز باید از اسراف به دور بود. جامعه اسرافکار نه تنها هرگز برای اصلاح الگوی مصرف توفیق نخواهد یافت؛ بلکه همواره در معرض تهیدستی و فقر مادی و فرهنگی قرار دارد. از دعاهای امام سجاد(ع) این بوده است: «وَ امْنَعْنِی مِنَ السَّرَفِ ، وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَفِ، وَ وَفِّرْ مَلَکَتِی بِالْبَرَکَةِ فِیهِ، وَ أَصِبْ بِی سَبِیلَ الْهِدَایَةِ لِلْبِرِّ فِیمَا أُنْفِقُ مِنْهُ؛[3] و مرا از زیاده‌روی و اسراف باز دار، و روزی‌ام را از تلف شدن محافظت کن، و دارایی‌ام را با برکت دادن به آن افزون فرما و راه مصرف آن را در کارهای خیر به من بنمایان.»
با تأملی اندک درباره اسراف، در می‌یابیم که اسراف، مصرفِ بی‌ادبانه نعمتهای خداوند است.
آن‌که در فراهم آوردن هر نعمت، دستهای پنهان و آشکار دهها وسیله مادی و معنوی را می‌بیند، هیچ گاه نعمتی را بیهوده هدر نخواهد داد و هرگز پیرامون اسراف نخواهد گشت. او پاسخ احسان را با احسان می‌دهد و با میانه‌روی و قدردانی نعمتها و پرهیز از اسراف و تبذیر، دستهای مادی و معنوی روزی ساز را به گرمی می‌فشارد. شخص اسرافکار، با آفریدگار جهان سرگران است و نعمتهای او را عملاً و با اسرافکاری و ریخت و پاش به بازی می‌گیرد؛ بی‌خبر از آنکه میانه‌روى رمز پایایى، ما نایی و افزایش نعمتها و اسراف عامل کاهش و نابودی نعمتهاست. این حقیقت از احادیث زیر استفاده می‌شود: امام علی(ع) فرمودند: «الْقَصْدُ مَثْرَاةٌ وَ السَّرَفُ مَتْوَاةٌ؛[4] میانه‌روى، افزاینده ثروت است و اسراف، نابود کننده آن.»
امام کاظم(ع) فرمودند: «مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِیَتْ عَلَیْهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَة؛[5] هر که میانه‌رو و قانع باشد، نعمت در دست او باقی می‌ماند و هر کس به تبذیر و اسراف روی آورد، نعمت از او زایل می‌شود.»
نکته دیگر درباره اسراف این‌که اسراف، دهن کجی و بی‌حرمتی به افراد جامعه نیز است؛ چرا که هر نعمتی را که انسان هدر می‌دهد، برای فراهم آمدن آن نعمت، افزون بر عوامل طبیعی همانند: آب، خاک، خورشید و ...، عوامل انسانی نیز در خدمت او بوده‌اند.
به تعبیر استاد شهید مرتضی مطهرى: «مواد خام اولى، قبل از انجام کار به همه تعلق داشته است، بعد از انجام کار تعلقش به دیگران سلب نمی‌شود. کار سبب می‌شود که شخص نسبت به دیگران اولویتی نسبت به آن شیء پیدا کند. در اثر این اولویت است که حق دارد استفاده مشروع یعنی استفاده‌ای که با هدفهای طبیعت و فطرت هماهنگ باشد ببرد؛ اما حق ندارد آن را معدوم کند و از بین ببرد یا استفاده نامشروع از آن ببرد؛ چون در عین حال،‌این مال به جامعه تعلق دارد. اسراف و تبذیر و هر گونه استفاده نامشروع، از آن جهت جایز نیست که تصرف در حق غیر است بدون مجوز. انسان، خودش محصول اجتماع است. او خودش واجب الوجود بالذات نیست، فردی است قائم به اجتماع که اجتماع در نیروهای علمی و فکری و بدنی او دخیل است؛ پس آن قوا، تنها مال خودش نیست؛ بلکه اجتماع در آنها ذی‌حق است. از اینرو حق اسراف ندارد.»[6]
آن‌که در فراهم آوردن هر نعمت، دستهای پنهان و آشکار دهها وسیله مادی و معنوی را می‌بیند، هیچ گاه نعمتی را بیهوده هدر نخواهد داد و هرگز پیرامون اسراف نخواهد گشت
2. هدر دان و تلف کردن مال
همان‌گونه که پیش‌تر اشاره شد، امام سجاد(ع) از خداوند می‌خواهد که در کنار بازداشتن وی از اسراف، اموالش را نیز از تلف شدن مصون دارد: «...وَ حَصِّنْ رِزْقِی مِنَ التَّلَف؛[7] رزق مرا از تلف، مصون بدار.»
در حقیقت، اصلاح الگوی مصرف، با هدر دادن و تلف کردن مال، ناممکن است. اهل بیت: در راستای سامان دادن به مصرف پیروانشان، آنان را از هدر دادن بیهوده اموالشان بازداشته، به مراقبت از داراییهایشان توصیه کردند؛ برای مثال امام رضا(ع) می‌فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ یُبْغِضُ الْقِیلَ وَ الْقَالَ وَ إِضَاعَةَ الْمَالِ وَ کَثْرَةَ السُّؤَال؛[8] همانا خداوند از قیل و قال، و از تباه کردن مال و از افزونی سؤال (زیاد درخواست و تقاضا کردن) بیزار است.»
امام علی(ع) می‌فرماید: «مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّاد؛[9] تباه کردن زاد (مال) از (مصادیق) فساد است.» همچنین در حدیثی از امام رضا(ع) می‌خوانیم: «مِنَ الْفَسَادِ قَطْعُ الدِّرْهَمِ وَ الدِّینَارِ وَ طَرْحُ النَّوَى؛[10] تکه‌تکه کردن درهم و دینار (یا هر پول دیگر و دور افکندن هسته خرما از مصادیق فساد، [و نادرست] است. همچنین از امام صادق(ع) که می‌فرماید: «اِنَّ مِنَ الْاِسْرَافِ هِرَاقَه فَضْلِ الْاِنَاءِ وَابْتِذَالُ ثَوْبِ الصُّونِ وَ اِنْقَاءُ النَّوَى؛[11] از مصادیق اسراف، ریختن آن‌چه درظرف، اضافی آمده، پوشیدن لباس میهمانی در منزل و دور انداختن هسته خرماست (البته در جایی که امکان استفاده از آن هست).»
ناصر خسرو چه زیبا سروده است:
تخم دادی مرا که کشت کنم
نفکنم تخم به شورستان
 
نکته آخر در این باره آنکه در توصیه‌های اقتصادی اسلام، از راکد نگه داشتن اموال، نهی شده است، که این مسئله خود می‌تواند در حکم هدر دادن داراییها باشد؛ چرا که عملاً هیچ استفاده‌ای از چنین مالی نمی‌شود، و ثمره‌ای در رونق اقتصادی شخص نیز ندارد.
امام صادق(ع) فرمود: «مَا یُخَلِّفُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ شَیْئاً أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَالِ الصَّامِت قَالَ (راوی حدیث) قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ یَضَعُهُ فِی الْحَائِطِ وَ الْبُسْتَانِ وَ الدَّار؛[12] آدمی پس از خود چیزی بر جای نمی‌گذارد که برای او سخت‌تراز مال صامت (بیکار) باشد. (راوی حدیث)می‌گوید: پرسیدم، یعنی چه می‌کند؟‌فرمود: آن مال را درون دیوار و باغ و خانه می‌گذارد (و به کسی نمی‌دهد و به کاری نمی‌زند.)»
حدیث زیر از امام علی(ع) نیز در هشدار به آنان که سرمایه خویش را راکد گذاشته‌اند و بهره‌ای از آن نمی‌برند، شنیدنی است: «مَنْ وَجَدَ مَاءً وَ تُرَاباً ثُمَّ افْتَقَرَ فَأَبْعَدَهُ اللَّه؛[13] هر کس زمین و آب بیابد، (و نکوشد و کشت نکند) و نیازمند و فقیر شود، از رحمت خدا دور باد.»
با آب و زمین عذر زدهقان نپذیرند
تقصیر مکن! دانه خود را شجری کن[14]
 
3. تجمل پرستى
آن را که دیبة[15] هنر و علم در بر است
فرش سرای او چه غم ارزان که بوریاست
 
در حقیقت، اصلاح الگوی مصرف، با هدر دادن و تلف کردن مال، ناممکن است. اهل بیت: در راستای سامان دادن به مصرف پیروانشان، آنان را از هدر دادن بیهوده اموالشان بازداشته، به مراقبت از داراییهایشان توصیه کردند
تجمل‌پرستی و روی آوردن به تشریفات، یکی از موانع جدّی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. تجمل‌پرستى، آتشی بر هیزم مصرف است که حاصل آن چیزی جز بازماندن از تولید و پیشرفتهای اقتصادی نیست.
قرآن کریم در راستای فرهنگ‌سازی برای درست مصرف کردن و ایمن کردن مسلمانان از فرو افتادن در دام تشریفات و تجملات، به پیروانش دستور می‌دهد که دیدگان خود را به ثروت اشراف و زراندوزان ندوزند؛ مبادا شوق به تجمل پرستى در جان آنها شعله زند و آنها را به سوی تشریفات، سوق دهد.
در این باره در قرآن کریم می‌خوانیم: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیاةِ الدُّنْیا لِنَفْتِنَهُمْ فیهِ وَ رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى»؛[16] «و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم [و فقط] زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود را مدوز، و [بدان که] روزی پرودگار تو بهتر و پایدارتر است.»
در آیه دیگری در این باره می‌خوانیم: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِلْمُؤْمِنین»؛[17] «چشم مدوز به آنچه ما دسته‌هایی از آنان را بدان برخوردار ساخته‌ایم، و برایشان اندوه مخور، و بال خویش را برای مؤمنان فرو گستر.»
بی‌گمان، سادگى، زهد و پرهیز از زرق و برق و تجملات و جلوه‌های فریبنده دنیوى، یکی از بارزترین ویژگیهای رهبران مکاتب آسمانی به‌ویژه اسلام است. این مسئله، افزون بر آنکه یکی از عوامل محبوبیّت این رهبران الهی در دلهای مردم بوده است، همواره به عنوان یکی از عوامل سامان بخش به اقتصاد مردم نیز به شمار می‌آمده است.
شهید مطهرى; درباره ساده‌زیستی و لزوم پرهیز از تشریفات و تجملات و نقش آن در پیشرفتهای اقتصادی می‌نویسد: «ما در شرح حال رسول اکرم(ص) می‌خوانیم: کان رسول‌الله خفیف المؤونة. اولین چیزی که در سیره پیغمبر9 به چشم می‌خورد این است که مردی بود سبک خرج، لباس و خوراکش و همچنین در نشست و برخاست و مسافرت، بسیار ساده بود.»[18]
اساساً مؤمن از نگاه اسلام، کم مصرف و پر بازده است، و یکی از رازهای پیشرفتهای اقتصادی یک جامعه را نیز باید در همین ویژگی یاد شده جستجو کرد. به تعبیر استاد شهید مطهرى;: «میان کم برداشت کردن و کم مصرف کردن از یک طرف و زیاد بازدهی از طرف دیگر رابطه‌ای موجود است؛ بازدهیهای انسانی انسان چه در بخش عاطفه و اخلاق، و چه در قسمت تعاونیها و همکاریهای اجتماعی و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر شرافت و حیثیت انسانی و چه از نظر عروج و صعود روحى، همه و همه رابطه معکوس دارند با برداشتها و برخورداریهای مادى. انسان این ویژگی را دارد که برداشت و برخورداری زیاد از ماده و طبیعت و تنعم و اسراف در لذات، او را از آنچه هنر و کمال انسانی نامیده می‌شود، ضعیف‌تر و بی‌بارتر می‌سازد.»[19]
4. مدگرایى
مدگرایی و مدپرستى، مانعی جدی بر سر راه اصلاح الگوی مصرف است. ذهن انسان بر اثر درگیر شدن با مدپرستى، از اندیشه‌های پیش برنده به ویژه در زمینه‌های اقتصادی باز خواهد ماند، و هر روز دریچه‌ای جدید از مصرف‌گرایی به سوی انسان گشوده خواهد شد. امروزه مد به یکی از معضلات فرهنگی جامعه دینی ما تبدیل شده است. شکلهای مختلف از کشورهای غربی به سرعت وارد جامعه می‌شود و برخی گروههای جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان با شور و شوق خاصی آن را می‌پذیرند. دامنه گسترش این حرکت به گونه‌ای است که همه جنبه‌های زندگی افراد از رنگ لباس گرفته تا بلند و کوتاه کردن مو، گفتگوی روزانه و حتی سبک زندگی را در بر می‌گیرد. «مُد فرهنگ نیست. تبی است که امروز اوج گرفته و فردا فرو می‌نشیند. بزرگ‌ترین دشمن فرهنگ، مد است که باعث از بین رفتن ارزشهای واقعی فرهنگ جامعه می‌گردد. هر قدر مدیریتهای فرهنگی جوامع بشری پیرامون این موضوعِ حساس؛ یعنی تضاد مدگرایى با فرهنگ اصیل پویا و هدفدار، تحقیقات لازم و کافی و اقدامات به موقع انجام دهند، بشریت را بیش‌تر از مُهلک‌ترین بلای خوشایند به نام مدگرایى نجات خواهند داد.»[20]
«بی‌گمان هر گاه مد، حالت جلوه‌گری پیدا کند نابرابری اجتماعی را بیش‌تر به نمایش می‌گذارد، و به اختلافهای طبقاتی و رکود اقتصادی دامن خواهد زد؛ چرا که اشراف تلاش خواهند کرد با لباسهای گران قیمت و متنوع خود، که در هر مجلسی یکی را به تن می‌کنند، و با ایجاد تغییر در نوع خانه، مدل اتومبیل، سبک زندگى، پوشاک و آرایش، مال و دارایی خود را به رخ دیگران بکشند و وضع مادی خود را به دیگران اعلام و تحمیل کنند؛ اما بیچاره عوام الناس و طبقه متوسط مردم! که سرگردان به دنبال این طبقه می‌دوند، و در واقع از طریق مد در دست آنان اسیرند؛ بدین ترتیب که قشر مرفه و بی‌درد جامعه دائماً برای خودنمایى، خود را از شکل معمول جماعت خارج می‌کند و با انتخاب یک مد تازه، نظر دیگران را به سوی خود جلب می‌نماید، توده عوام نیز به شوق تشبّه به اشراف، به همان مد تازه هجوم می‌آورد، و در نتیجه آن مد تازه به سرعت، همگانی می‌شود و درست به همین دلیل برای اشراف، بی‌خاصیت می‌شود؛ چون آنها دنبال چیزی هستند که آنان را از دیگران جدا کند. بنابراین بلافاصله دنبال یک مد تازه می‌روند، و عوام که هنوز از عهده خرج مد قبلی برنیامده‌اند، خود را در میدان جاذبه یک مد دیگر می‌بینند، و باز دوباره به دنبال سلیقه قشر مرفه و ثروتمند می‌روند.»[21]
قرآن کریم در راستای فرهنگ‌سازی برای درست مصرف کردن و ایمن کردن مسلمانان از فرو افتادن در دام تشریفات و تجملات، به پیروانش دستور می‌دهد که دیدگان خود را به ثروت اشراف و زراندوزان ندوزند؛ مبادا شوق به تجمل پرستى در جان آنها شعله زند و آنها را به سوی تشریفات، سوق دهد
البته برای رهانیدن جامعه از آفت مدگرایى و تعدیل مصرف بر اثر تعدیل مدگرایى، پیش از هر چیز باید به ریشه‌های مدگرایى توجّه کرد و با پرورش فرهنگ و روح خود باوری و اعتماد به نفس در جامعه، آن خلأ معنوی و کمبود روحی را که از عوامل اصلی مدپرستی است برطرف کرد. بدین‌گونه می‌توان زمینه‌های افراطی مدپرستی را از بین برد.
«در حقیقت عقده‌های روحی، میل به انگشت نما شدن، تفاخر و اعلام میزان مال و ثروت، از ریشه‌های روانی مدپرستی است. در جامعه‌ای که باران پاک معنویت، آلایش برتری طلبی و خود کم‌بینی را از دل مردم پاک نکرده باشد، همه سعی می‌کنند با گرایش به مد، خود را گرانقدر و بالا و برتر نشان دهند.»[22]
نکته:
مد و مدگرایى، فی نفسه، مسئله‌ای ناهنجار و مذموم نیست. مدگرایى، هم می‌تواند شکل مثبت و پیش برنده‌ای پیدا کند، و هم می‌تواند منفی و باز دارنده باشد. بی‌گمان اگر مد، با هنجارها و ارزشهای دینی جامعه در تضاد باشد، و جز ایستایی فرهنگی و اقتصادی ثمره‌ای دیگر نداشته باشد،‌ضدّ ارزش به شمار می‌آید؛ همانند مدهایی که ساخته و پرداخته کشورهای بیگانه و استعمارگر و به انگیزه تخریب روح معنوی و دینی جامعه ما است.
در مقابل، آن دسته از مدهایی که مصداق نوآوری و حاصل ابتکار در عمل، و هماهنگ با ارزشهای ملی مذهبی کشور است، افزون بر آنکه ارزشمند و تحسین برانگیز خواهند بود، از پویایی و شادابی جامعه خبر می‌دهند. این نوع مدها در ابتدا براساس علاقه و انتخاب خود مردم پدید می‌آید. سپس به صورت عادت در می‌آید، و هر اندازه که با باورهای سنّتى، فرهنگی و دینی جامعه همسویی داشته باشد، سریع‌تر جای خود را میان مردم باز می‌کند، و به نماد فرهنگی تبدیل می‌شود؛ برای مثال، چادر مشکى، ابتدا در جامعه به صورت مد رواج پیدا کرد و پس از اندک زمانی با پذیرش عمومی به نماد ارزشمند فرهنگی تبدیل و ماندگار شد.
مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در این باره می‌فرماید: «بنده با مد موافقم. جزو آدمهایی هستم که به مد گرایش دارم؛ اما مدی که از داخل جوشیده باشد؛ چون مد یعنی ابتکار و نوآورى، نه چیزی که از بیرون بیاید، متأسفانه مد آرایش مو و لباس و حرف زدن ما همه‌اش دارد از بیرون می‌آید. اگر کسی توی بحر این کارها برود، می‌بیند چقدر سرمایه و فکر و همت و هنر دارد صرف اینها می‌شود که گاهی بسیاری از آنها بیهوده است.»[23]
بی‌گمان اگر مد و مدگرایى تعدیل شده با فرهنگ دینی و ملی ما هماهنگ باشد، می‌تواند از عوامل زایش و گردش ثروت نیز به شمار آید، به تعبیر حاج مهدیقلی هدایت: «مد نیز می‌تواند وسیله انتشار ثروت باشد؛ در صورتی که از متاع داخله باشد نه از جنس خارجه؛ و نه منحصر به ثروتمندان و نه بلای جان بی‌ثروتان و عامل ایجاد رشک و حسادت.»[24]


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 70  
  • 71  
  • 72  
  • 73  
  • 74  
  • 75  
  • 76  
  • 77  
  • 78  
  • 79  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net