روایات و مصرف نان
روایات ما در این باب گنجینه ارزشمندى است که در صدر مقال به پاره اى از آن اشاره شد در اینجا به یک روایت دیگر از سیره مبارکه حضرت امام حسین(ع) در باب نان و مصرف آن بنگریم. روزى آن حضرت از کوچه اى عبور مى کردند. قطعه نانى بر زمین افتاده بود حضرت آنرا برداشت و به دست غلامش داد که آن را نگهدارى کند. ساعتى گذشت و امام از غلام خود خواست که آن قطعه نان را بیاورد. غلام گفت: آن را خوردم. حضرت فرمود اگر نمى خوردى آن را با آب شستشو مى کردم و مى خوردم.
این روایت را مقایسه کنید با آنچه در مصرف نان در جامعه مى گذرد آنگاه ببینید جزاى این کفران نعمت آیا نباید محرومیت از نعمت باشد؟ که قرآن فرمود: «لان شکرتم لازیدنّکم ولان کفرتم انّ عذابى لشدید». تضییع نعمت ها از قبیل نان، برنج، گوشت و سایر مواد غذائى متأسفانه در زندگى روزمرّه ما عادى شده است و توجه نداریم که این عمل مسرفانه به بیان امام صادق در روایت پیشین از مصادیق افساد است. این اسرافکارى را در خانه ها، رستوران ها، تالارهاى مجالس عقد و عروسى و عزا و حتى افطارى ها و مجالس دینى مى بینیم که غذاها در بشقاب ها مى ماند و در کیسه هاى زباله ریخته مى شود در حالیکه گرسنگانى هستند که در محلات فقیر نشین شهر و روستا به لقمه اى از آن نیاز دارند و در ماه یک کیلو برنج و گوشت نمى توانند به خانه خود ببرند مجازات این اسراف و تبذیر چیست؟ همان زوال نعمت و خراب شدن وضع کشاورزى و دامدارى و گرانى ارزاق عمومى است که ملاحظه مى کنیم...
موارد دیگرى از لجام گسیختگى مصرف در سایر امور زندگى و مایحتاج عمومى وجود دارد از قبیل برق، گاز، بنزین، تلفن و لباس و خرج و برج ها و همایش ها و سفرهاى خارجى و غیره که پرداختن به آنها و ارائه آمار اسرافکارى و مصرف بى رویه در آنها را به مقال دیگرى موکوم مى کنیم که اصلاح الگوى مصرف را فورى و ضرورى مى سازد و رهبرى مآل اندیش نظام را بر آن داشته که مسؤولین امر را توجه دهند، این مسؤولیت سخت متوجه دستگاه هاى دولتى است و سپس عموم مردم و هم فرهنگ سازى مى خواهد و هم برنامه ریزى و کنترل و نظارت که امید است از شعار و لفّاظى فراتر رفته و به مرحله عمل درآید. آنگاه خواهیم دید چه تحوّلى در کشور پدید خواهد آمد تحوّلى که مى تواند براى دیگر کشورها الگو و سرمشق باشد. و اعتقاد ما بر این است که این کار شدنى است و عزم جدى و پشتکار لازم را مى طلبد که خوشبختانه همه دستگاه ها فرمان رهبرى نظام را دریافت کرده و در ساز و کار برنامه ریزى هستند و براى همه آنها و عموم مردم مان آرزوى موفقیت در همه عرصه ها را داریم «این بحث با توجه به لایحه دولت و هدفمند کردن یارانه ها و تصمیمات مجلس شوراى اسلامى ادامه دارد.»
موسیقى (یا موسیقیا) واژه اى یونانى است که در اصطلاح و فرهنگ لغت معادل مفهوم غن دانسته شده است و در چند معنا به کار مى رود:
1 موسیقى طبیعى، اصوات و نغمه هاى موزون و متناسب که از طبیعت برخى اشیاء و یا از حنجره پرندگان شنیده مى شود، مانند صداى دلنواز ریزش آبشارها، آواى روح پرور بلبل، قمرى و عندلیب، ترانه دلرباى کبک و هزار دستان، نواى نغز پرندگان دیگر، نغمه مسرّت بخش جویبارها، صداى فرح بخش شاخه هاى درختان به هنگام وزش باد، این اصوات و آهنگ ها نه تنها مصون از صدمه و آسیب و زیان است بلکه نیروى فکر و تعقّل را زیاد مى کند و خستگى هاى دماغى را نیست و نابود مى سازند و انسان را خوشحال و با نشاط و سرحال مى نمایند.
2 موسیقى غیر طبیعى که دو مصداق دارد، یکى آواز خوشى که از حنجره آدمى بیرون مى آید، دیگرى صدایى که از نواختن آلات موسیقى تولید مى شود.
موسیقى مصنوعى: آهنگ هاى مصنوعى است که دست بشر آن را به وجود مى آورد و به وسیله وسائلى از قبیل ویولن، ترومپت، گیتار، تار، سنتور و غیره ایجاد مى شود، اصواتى که توسط این آلات به وجود مى آیند گاهى انسان را راهى وادى حزن و اندوه مى کند، و زمانى بحدّ افراط غریق نشاط مى سازد.(1)
ولى این دو واژه در حوزه مفاهیم دینى با یکدیگر تفاوت دارند، غن از دیدگاه فقه عبارت است از: آوازى که از حنجره آدمى بیرون مى آید و در گلو چرخانده (چهچهه) و در شنونده سرور و وجد ایجاد مى کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است. اما موسیقى به صوت و آهنگى گفته مى شود که از آلات موسیقى پدید آید، بنابراین بین موسیقى اصطلاحى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است: موسیقى اصطلاحى عام و گسترده است و شامل موسیقى فقهى نیز مى گردد، ولى موسیقى فقهى خاص است و به بخشى از موسیقى اصطلاحى اختصاص مى یابد.(2)
این سخن در غنا نیز صادق است و نسبت یاد شده در آن جارى است.(3)
قابل ذکر است واژه موسیقى (یا موسیقیا) در متون دینى به چشم نمى خورد ولى به جاى آن واژه هاى غنا، لهو،ملاهى و مصادیق آلات موسیقى، مانند: دف، مزمار(نى و فلوت) مغرف (تار) عود، طبل، تنبور و مانند آن به کار رفته است.