از اصول تأکید شده در آموزههای دینى، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر(ع) در حدیثی زیبا میفرماید: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِکَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تُشَاکِلُوا بِمَا شَاکَلَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِى؛[25] خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنها ظاهر نشوند که در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند بود.»
از اصول تأکید شده در آموزههای دینى، پرهیز از الگو قرار دادن بیگانگان و به ویژه دشمنان جامعه اسلامی است. امام باقر(ع) در حدیثی زیبا میفرماید: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِکَ لَا تَلْبَسُوا لِبَاسَ أَعْدَائِی وَ لَا تَطْعَمُوا مَطَاعِمَ أَعْدَائِی وَ لَا تُشَاکِلُوا بِمَا شَاکَلَ أَعْدَائِی فَتَکُونُوا أَعْدَائِی کَمَا هُمْ أَعْدَائِى؛[25] خداوند به پیامبری از پیامبران وحی فرمود که به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذای آنان را نخورند و به شکل آنها ظاهر نشوند که در این صورت، همانند آنها، دشمن من خواهند بود.»
مصرف بر اساس نیاز حقیقى، نه بر پایه نیاز کاذب و زیادهخواهى
با تأملی دقیق در دو واژه مصرف و مصرف زدگى، درمییابیم که آنچه ایندو را از هم جدا کرده و وجه تمایز بین ایندو میشود، آن است که اساس «مصرف» بر پایه نیاز حقیقی و طبیعی انسانهاست؛ در حالی که مصرفگرایی و مصرف زدگی در نیازهای کاذب و زیادهخواهیهای انسان، ریشه دارد.
در حقیقت، این نیازهای کاذب و غیر ضروری انسانهاست که آنها را به سوی انواع اسرافها و زیادهخواهیها سوق میدهد، و از آنها انسانهایی مصرفزده میسازد؛ نه نیازهای طبیعی و حقیقی آنها.
به عبارت دیگر، وقتی در جامعهاى، انواع کالاهای لوکس و اشیای گرانقیمت تبلیغ شود، بسیاری از آدمها تحت تأثیر این تبلیغات قرار میگیرند و در آنها نوعی نیاز کاذب و اشتهای دروغین پدید میآید، و در نتیجه بدون آنکه نیازی بدانها داشته باشند به خرید آنها اقدام میکنند، و بدین گونه، راه برای مصرف هر چه بیشتر، هموار میشود؛ این در حالی است که:
«از مباحث اساسی اسلام در اخلاق مصرف،نفی نیازهای کاذب و غیر واقعی است که خود، از تمایزات اساسی میان مکتب اقتصادی اسلام با نظام سرمایهداری به شمار میرود. از دیدگاه اسلام، نیاز مادی آدمى، باید در حدّ متعارف تأمین گردد؛ ولی مصارف بیهوده و کاذب به هیچ روی تأیید نشده است.»[17]
به تعبیر استاد شهید مطهرى;: «... آیا این همه محصولات ماشینی که در دنیا تولید میشود بر اساس احتیاج بشر است؟ ابداً. هیچ با احتیاجات بشر هماهنگ نیست. ققط حرصها و آزهاست که اینها را به این شکل درآورده است. مصرف چطور؟ امروز هزاران نیرنگ در دنیا به کار میبرند. برای اینکه مصرفهای مصنوعی بسازند. تمام وسایل ارتباط جمعی دنیا در خدمت سرمایهدارهای بزرگ است برای ایجاد اشتهای کاذب در مصرف کردن؛ یعنی ماشینها پیوسته دارند تولید میکنند؛ ولی چون بشر این مقدار نیاز ندارد، آنها با وسایل مختلف، با موسیقى، با جاذبههای زنان، با فیلمها، با تلویزیونها و وسایل دیگر میخواهند کالاهای تولید شده را به خورد بشر بدهند، که بشر از یک طرف، مدام بدود برای پول در آوردن، و از طرف دیگر به سرعت خرج کند برای اینکه چرخهای ماشینهای اینها بگردد.»[18]
«از یاد نبریم که نیازهای کاذب، آدمی را به مصرف گرایی و تجملات میکشاند و به امیال نفسانی وی دامن میزند، و با گرایشهای متعالی اسلام همانند عدالتخواهی و نوع دوستی و ارزشهای اصیلی همچون زهد و قناعت در تضاد است. اولیای الهی از یک سو با ارائه الگوی عملی مصرف که مبتنی بر ارزشهای دینی است، به تبلیغ مصرف اسلامی میپرداختهاند، و با زهد و سادهزیستى، هر گونه مصرف گرایی و تجملپرستی را مردود دانستهاند و از سوی دیگر، با تعدیل و کنترل تبلیغات، هر گونه اقدام مسلمانان را که نشان از مصرف گرایی داشت، نکوهیدهاند.»[19]
در روایات اسلامی از انسانهایی که روح مصرفگرایی دارند، و همواره در پی پاسخگویی به نیازهای کاذب و خواستههای نفسانی سیری ناپذیریاند، به عنوان کسانی یاد شده است که از نگاه مِهرآمیز خداوند بیبهرهاند.
در حدیثی زیبا از رسول خاتم(ص) در این باره میخوانیم: «مَنْ اَکَلَ ما یَشْتَهى، وَ لَبسَ ما یَشْتَهى، وَ رَکِبَ ما یَشْتَهى، لَمْ یَنْظُرِ اللهُ اِلَیْهِ حَتّی یَنْزَعَ اَوْ یَتْرُکَ؛[20] هر کس هر چه [دلش]خواست بخورد، هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مرکبها [نظرش را گرفت] سوار شود، خداوند [با نظر لطف آمیز] به او ننگرد، تا او را مرگ فرا رسد یا آن کارها را وانهد.»
«همچنین بعضی وقتها شخص به دلیل مقام و موقعیت اجتماعی خود یا انتساب به فردی صاحب مقام، تلاش میکند خود را نیازمند مصرف کالاهای گرانقیمت و تجملاتی بداند، و با مسألة شأن،آن را توجیه کند؛ بیآنکه در واقع، نیازی بدان داشته باشد. رعایت چنین شأنی هیچ مدرک و دلیلی ندارد؛ چرا که آیات و روایات متعدد و سیره رسول خدا(ص) و معصومان: شأنهای اعتباری را که برخی افراد یا گروهها، خاستگاه امتیازاتی ویژه برای خود تلقی کردهاند، پوچ و بیاساس معرفی کردهاند. بنابراین، موقعیت اجتماعى، در صورتی که نیازی واقعی به استفاده از برخی امکانات را ایجاب نکند، نه تنها توجیهگر تجملگرایی نیست، که مسئولیت مضاعفی در لزوم زهد و سادهزیستی را نیز ایجاب میکند.»[21]
گسترش اسراف، مدگرایی و تجمّل پرستی در کشور، باعث شد تا بزرگان جامعه؛ به ویژه مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، به شدّت احساس خطر کنند و به مسئولان و مردم از فرو افتادن در شیب این ناهنجاریها هشدار دهند.