اسلام،آیینی جامع است که هم نسبت به دنیای پیروانش اهتمام میورزد و هم نسبت به آخرت آنان و بر این اساس از مسلمانان میخواهد که دنیا خواهى، آنان را از آخرت غافل نسازد، و آخرت طلبی نیز آنها را از دنیا باز ندارد؛ همانگونه که از امام باقر(ع) نقل شده است که میفرماید:
اسلام،آیینی جامع است که هم نسبت به دنیای پیروانش اهتمام میورزد و هم نسبت به آخرت آنان و بر این اساس از مسلمانان میخواهد که دنیا خواهى، آنان را از آخرت غافل نسازد، و آخرت طلبی نیز آنها را از دنیا باز ندارد؛ همانگونه که از امام باقر(ع) نقل شده است که میفرماید:
اسلام،آیینی جامع است که هم نسبت به دنیای پیروانش اهتمام میورزد و هم نسبت به آخرت آنان و بر این اساس از مسلمانان میخواهد که دنیا خواهى، آنان را از آخرت غافل نسازد، و آخرت طلبی نیز آنها را از دنیا باز ندارد؛ همانگونه که از امام باقر(ع) نقل شده است که میفرماید:
آشنایی با فرهنگ مصرف
برای آنکه از هر کاری نتیجهای درست گرفته شود، و از آن کار پیامدهای زیانباری متوجّه شخص نشود، نخست باید با فرهنگ آن کار آشنا بود. مصرف نیز از پدیدههایی است که فرهنگ خاص خود را دارد، و عدم آشنایی با این فرهنگ میتواند به زیان و تباهی فرد و جامعه بینجامد.
گاهی مصرف شکل طبیعی خودش را از دست داده، به جای آنکه به عنوان یک پدیده حیاتی در خدمت انسان باشد، انسان به خدمت او در میآید. بدینگونه وسیله به هدف تبدیل میشود و همه قوای مادی و معنوی انسان که باید با مصرف درست به اوج تکامل و تعالی برسد، بر اثر مصرفزدگی در سراشیبی سقوط قرار میگیرد.
بخشی از آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت: به فرهنگسازی درباره مصرف و آموزش «درست مصرف کردن» اختصاص یافته است؛ آیات و اخباری که در آنها به میانهروی در مصرف، پرهیز از اسراف و تبذیر،پرهیز از هدر دادن اموال، پرهیز از راکد نگه داشتن اموال و... اشاره شده است، همه در پی فرهنگسازی برای مصرفاند. و مصرف درست، آن است که با توصیههای یاد شده هماهنگ باشد.
البته برای استقرار فرهنگ صحیح مصرفى، نیاز به زمان است؛ زیرا ایجاد و شکلگیری فرهنگ، متکی به گذشت زمان است. بنابراین بایسته است که افراد از کودکی در خانواده و محیط مدرسه، با زیانهای فرهنگ مصرفى، و سودمندی فرهنگ صرفهجویى، اهمیت و ارزش این حس برای بهبود وضع خود و اجتماع خود آشنا شوند. بسیاری از افراد جامعه ما به غلط میپندارند که همه مرمان کشورهای اروپایی و غربى، مصرفزده و اسرافکارند و به همین دلیل مقلّدان آنها، اسراف و مصرفگرایی را مسئلهای طبیعی میدانند؛ در حالی که این وظیفه آگاهان جامعه و اروپا رفتههای مُنصف است که حداقل این گونه افراد را به فرهنگ مصرف مغرب زمین آشنا سازند، و آنان را از این نکته آگاه سازند که یکی از رازهای پیشرفت اروپا دست کم در زمینههای مادی و دنیایی پرهیز آنان از اسراف و مصرف زدگی بوده است.[6]
کمتر کسی است که به اروپا سفر کرده و در آن کشورها، علیرغم ثروت و مکنت، از بیزاری آنها نسبت به اسراف، آگاهی پیدا نکرده، و متوجه نشده است که چگونه آنها در مصرف برق، آب، غذا، سوخت و خیلی چیزهای دیگر جانب صرفهجویی را دارند و حتی اسراف را نوعی اهانت به خود و کشورشان میدانند.[7]
یک نویسنده ایرانی در این باره مینویسد: «شبی را در آلمان با یکی دو نفر از اعضای سمیناری که در آن شرکت داشتم میهمان یکی از نمایندگان مجلس برلن بودیم. او که شخص متنفذ و تقریباً پردرآمدی بود با کمال سادگی از ما پذیرایی کرد، و از اینکه از ما مثل پذیراییهایی که قبلاً از او در ایران شده بود پذیرایی نمیکرد معذرت خواست. او با سربلندی برای ما تعریف میکرد که اگر مردم آلمان میخواستند در مصرف، اسراف کنند، هرگز به جایی که امروز هستند، نمیرسیدند.»[8]