جشن فرخنده فروردين
نويسندگان
علی جاویدپناه
لینک دوستان

مُد و مُدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همه اقشار جامعه وجود دارد ؛ اما در این میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مُد» اهمیت می دهند و «مُدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعه خویش روآورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند و اصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچه گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مُد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمه روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خُب، قشنگه!»، «برای این که مُده!»، «همه می کنند!» و...

این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهنده نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است و کاملاً یک پدیده طبیعی و بهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود؛(1) اما از آن جا که همراه کالای مُد شده، شیوه های رفتاری، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر، بررسی زمینه ها و پیامدهای مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعه ما محسوب می شود که این نوشتار، نگاهی است گذرا به همین موضوع.

 

تعریف مُد و مدگرایی

«مد»ها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند و دارای یک دوره زمانی نسبتا کوتاه اند و سپس فراموش می شوند.(2) بنابر این، «مدگرایی» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید.(3)

گستره مد

گستره مُد به اندازه گستره زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را دربر می گیرد. تغییرات مُدگونه، در: علوم و فنون، نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و ... قابل تسرّی است.

پوشاک و آرایش، شاخص کالای مُد شونده

با وجود آن که مُد و مُدگرایی کُل گستره زندگی اجتماعی را دربر می گیرد، پوشاک و سبک و شیوه آرایش، شاخص ترین کالای مُد شونده محسوب می شود.

عوامل و زمینه های مُدگرایی

در یک نگاه کلی و جامع نگر، مُدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیرساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روان شناختی دانست.

ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور برمی گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دوره حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطه سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مُدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

مدگرایی و غرب گرایی

گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی ـ اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند ؛ زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد.

همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد.

میل به اروپایی شدن در جامعه ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی ـ اجتماعی جامعه خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت.

ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند.

بنابراین «مدگرایی» و «غرب گرایی» در ایران، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کرده اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج می شود، برگرفته از الگوهای غربی و با همان انگیزه است.

مُد و مدرنیسم

مُد و مُدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست ؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است ؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحا با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافته فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مُد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد اندیشه مدرنیسم قلمداد می شود(4) و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعه طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم اُفق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویه دیگر، رابطه مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : پايگاه اطلاع رساني حوزه نت




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 3:34 PM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



واژه «تولید ناخالص ملی» یکی از پرکاربردترین واژه های عرصه سیاستگذاری عمومی است.
معنای این واژه عبارت است از مجموع ارزش پولی کالاها و خدمات نهایی تولید شده در یک سال مشخص با استفاده از عوامل تولیدی که متعلق به شهروندان یک کشور می باشد.
منظور از کالاها و خدمات نهایی نیز آن دسته از کالاها یا خدماتی است که به مصرف کننده نهایی فروخته می شود یا به هر طریق دیگر به دست او می رسد.
محاسبه کالاها و خدمات نهایی در ارزیابی تولید ناخالص ملی به منظور پرهیز از دوبار محاسبه شدن برخی کالاها یا خدمات در کل تولید ناخالص ملی است. به عنوان مثال ارزش فولادی که به شرکت خودروسازی فروخته می شود به طور جداگانه در مجموع تولید ناخالص ملی محاسبه نمی شود چرا که ارزش آن هنگام فروش خودرو در قیمت نهایی آن محاسبه می گردد.
واژه تولید ناخالص ملی هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی با واژه "تولید ناخالص داخلی" ارتباط نزدیک دارد. البته این دو واژه با یکدیگر تفاوت هایی دارند. اختلاف آنها از آنجا ناشی می شود که در هر زمان تعدادی از شرکت هایی که در مالکیت خارجی هاست در داخل یک کشور به تولید کالا و خدمات مشغولند و در طرف مقابل شرکت هایی که در مالکیت اتباع آن کشور هستند و یا شهروندان آن کشور در سایر کشورها به تولید کالا و خدمات می پردازند.
بر این اساس تولید ناخالص ملی عبارت است از ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی تولید شده در داخل یک کشور در یک سال مشخص (تولید ناخالص داخلی) منهای ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده در داخل توسط خارجی ها به اضافه ارزش پولی کالا و خدمات تولید شده توسط شهروندان آن کشور در سایر کشورهای خارجی. بنابراین، اگر شهروندان یک کشور از سرمایه گذاری خود در خارج درآمد بیشتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری های خود در آن کشور به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آنها بیشتر از تولید ناخالص داخلی خواهد بود.
در طرف مقابل اگر شهروندان این کشور از سرمایه گذاری های خارجی خود درآمد کمتری از آنچه خارجی ها از سرمایه گذاری در کشور آنها به دست می آورند، کسب کنند، تولید ناخالص ملی آن کشور از تولید ناخالص داخلی آن کمتر خواهد بود. همچنین از تقسیم رقم تولید ناخالص ملی بر تعداد جمعیت کشور تولید ملی سرانه به دست می آید.
محاسبه تولید ناخالص ملی کشورها که یک کار پر زحمت است از جهات مختلف همچون تسهیل سیاستگذاری اقتصادی توسط دولت، کمک به برنامه ریزی تصمیم گیران بخش خصوصی، آزمون نظریه های اقتصادی و نیز مقایسه بین المللی کشورها از اهمیت زیادی برخوردار است. به عنوان مثال اگر سیاستگذاران دولتی افزایش رشد اقتصادی و رفاه مادی را از طریق اعمال سیاست های پولی و مالی جزو اهداف سیاست های اقتصاد ملی قرار دهند آنها به شیوه منطقی برای قیمت گذاری به منظور ارزیابی عملکرد اقتصاد برای تسریع یا کاهش سرعت آن نیازمند هستند که این همان شاخص تولید ناخالص ملی است.
به علاوه سیاستگذاران بخش خصوصی نیز برای انجام سرمایه گذاری های جدید در کارخانجات و تجهیزات یا تولید محصولات جدید از اطلاعات کلان ناشی از محاسبه تولید ناخالص داخلی به منظور پیش بینی سطوح تقاضای احتمالی برای محصولاتشان و نیز روندهای آتی در هزینه های مختلف تولید سود می جویند. همچنین ثبت تاریخی آمارهای ملی اطلاعات لازم برای اقتصاد دانان به منظور آزمون و اصلاح نظریاتشان درباره عملکرد واقعی اقتصاد ملی و نیز از این طریق بهبود درک سیاستگذاران از پیامدهای سیاست هایشان فراهم می کند.
اگرچه شاخص های تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی از جامع ترین شیوه ها برای ارزیابی کل تولید در اقتصاد ملی است اما این شاخص ها (به ویژه موقعی که تبدیل به سرانه می شوند) حتی از لحاظ نظری شیوه خوبی برای نشان دادن رفاه کلی اقتصادی نیست. این شاخص ها در بهترین وضعیت تنها ابزاری برای نشان دادن سطوح کنونی نرخ فعالیت های تولیدی است، در حالی که رفاه کلی اجتماعی یک مفهوم گسترده تر از رفاه اقتصادی است که به طور دقیق نمی توان آن را با تولید ناخالص ملی یا تولید ناخالص داخلی ارزیابی کرد.
برای محاسبه تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی یک کشور سه شیوه مختلف وجود دارد. اول محاسبه به روش هزینه است که در آن تولید ناخالص ملی عبارت است از مجموع ارزش پولی هزینه هایی که برای خرید کالاها و خدمات نهایی توسط خانوارها (مصرف)، شرکت ها (سرمایه گذاری)، دولت (خریدهای دولتی) و سایر کشورها (خالص صادرات) می پردازند. دوم محاسبه به روش درآمد است که تولید ناخالص ملی از مجموع ارزش پولی درآمدهای مختلفی- شامل حقوق و دستمزد، سود، اجاره- که مردم از تولید همان کالاها و خدمات نهایی به دست می آورند.
سوم محاسبه به شیوه بازده است که در آن تولید ناخالص ملی ارزش پولی مجموع کالاها و خدمات نهایی است که توسط تولید کنندگان مختلف تولید می شود؛ منهای هزینه پرداختی آنها برای مواد اولیه و نیز کسر کردن استهلاک و انجام تعدیل های لازم. اگرچه در هر سه شیوه رقم تولید ناخالص داخلی باید یکسان باشد اما در عمل ممکن است تفاوت هایی وجود داشته باشد.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : خبرگزاري فارس




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 11:46 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0

نظام اسلامي در روند تکاملي خود از مرحله استقلال سياسي گذر کرده و در دوران تعميق استقلال اقتصادي برنامه حراست از منابع نفتي را سرلوحه سياست هاي خويش قرار داده است و طبعاً با توجه به وابستگي غرب به اين منابع، دشمني نظام سلطه با جمهوري اسلامي ايران ابعاد پيچيده تري يافته است به ويژه آنکه برنامه ايران در زمينه حراست از منابع خويش، الگوي ديگر کشورها هم قرار خواهد گرفت.‏
روشن است که گذر از اين دوران سرنوشت ساز به تمهيد مقدماتي نياز دارد که عنوان يافتن سال 1390 به " جهاد اقتصادي" و سال 1391 به " توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني" را نيز مي بايست از منظر تدارک شرايط ضروري اين دوران تفسير کرد.‏
در تحليل اهرمهاي قدرت نظام سلطه جهاني، خصوصاً در عرصه اقتصادي، مي توان سه عامل را تأثير گذارتر از ساير علل شناخت که عبارتند از نخست: استفاده از منابع زيرزميني کشورهاي ديگر با بهايي کم، دو م به خدمت گرفتن علم و فناوري و سوم جديت در کار و تلاش و توليد. بر اين اساس طبيعي است که انحصار طلبان اقتصاد جهان، از ورود ايران
" به حوزه علم و فناوري هاي پيشرفته" به همان اندازه احساس نگراني
مي کنند که از برنامه ايران در زمينه حراست از منابع نفتي خود و سياست اقتصاد بدون نفت. با ريشه يابي علل توسعه اقتصادي غرب، اين نکته نيز به ذهن خطور مي کند که در مسير پيشرفت اقتصادي ايران نيز اين هر سه عامل بايد مورد توجه خاص قرار گيرد يعني منابع زير زميني و خدادادي ما، به جاي آنکه تنور نظام سلطه را گرم کند، سزاوارتر آن است که در خدمت توليد داخلي قرار گيرد و در عوض صادرات مواد اوليه، توليدات و مصنوعات خود را افزايش دهيم. همچنين پيشرفت اقتصاد کشور ما، همانند همه عرصه هاي ديگر پيشرفت، تنها با تکيه بر علم و فناوري است که مي تواند به جايگاه برجسته خويش در جهان دست يابد و نکته سوم آنکه بدون تعميق فرهنگ کار و تلاش و توليد، نبايد انتظار داشته باشيم اقتصاد کشور شکوفا شود.‏
هرچند در سال جهاد اقتصادي در طريق توجه به اقتصاد، تلاش هايي صورت گرفت اما کافي نبود و خصوصاً به توليد چنانکه بايد توجه نشد و بخش توليد از هدفمندسازي يارانه ها، سهمي را که در قانون پيش بيني شده بود  دريافت نکرد و در نتيجه تعدادي از واحدهاي توليدي تعطيل شد يا در آستانه تعطيلي قرار گرفت. اين مسئله و مواردي ديگر از جمله اجراي قانون هدفمند سازي با شتابي بيش از آنچه که قانون تعيين کرده بود و البته فشار تحريم هاي دشمن، موجب آن شده است که توجه به توليد در اولويت برنامه هاي سال 1391 قرار گيرد و مقام معظم رهبري سال جديد را سال توليد ملي و حمايت از کار و سرمايه ايراني نام نهادند.‏بيش از آنکه نيازي به تبيين وظايف دولت و مجلس و قوه قضائيه در ارتباط با مسئوليت سال جديد باشد، بايد از آنان خواست با عزم و اراده اي مصمم براي عينيت يافتن رهنمودهاي رهبر وارد صحنه شوند و نگذارند سليقه ها و ديدگاه هاي متفاوت، رابطه بازي، سوء استفاده ها و کاغذ بازي ها، مانع انجام مسئوليت ها شود.‏در سال هاي اخير يکي از مهمترين عواملي که ضربه کاري بر پيکر توليد داخلي وارد آورد، مسئله واردات قاچاق بود که چه بسا برخي دستگاه ها هم براي حل مشکلات مالي خويش، بي توجه به آثار مخرب قاچاق، در اين مقوله ورود پيدا کردند. انتظار آن است که قوه قضائيه تمهيدات لازم را براي در اولويت قرار دادن اين مهم
پيش بيني کند و در مسئله قاچاق و نيز ديگر مواردي که پيش نياز حمايت از توليد داخلي و سرمايه کار ايراني است، با اعمال قاطعيت بيشتري وارد شود.‏دولت نيز بايد اجراي تعهدات کليه دستگاه ها در برابر توليد کنندگان را با جديت پيگيري کند و علاوه بر آن سازو کارهاي لازم  براي نظارت بر کيفيت کالا و مصنوعات ايراني و استاندارد سازي آن تقويت شود تا اعتبار محصولات ايران روز به روز افزايش يابد.‏
مجلس شوراي اسلامي هم با تصويب قوانين حمايتي از سرمايه و کار ايراني، مسئوليت سنگين خويش را مي بايست ايفا نمايد و در عين حال از وظيفه نظارتي در اين عرصه غفلت نورزد.‏
اما همچنانکه مقام معظم رهبري تاکيد فرمودند :‏
‏"در تحقق شعار توليد ملي، حمايت از کار و سرمايه ايراني همه مسئولند" و بخصوص در ارتباط با فرهنگ سازي، نياز به عزمي ملي احساس مي شود تا به تدريج مصرف کالاي خارجي نه تنها از وضعيت موجود يعني نوعي تفاخر، خارج شود بلکه بايد آثار اين اقدام که تضعيف موقعيت کارگر داخلي و سرمايه داخلي به موازات آن تقويت سرمايه دار و کارگر خارجي مي باشد تشريح گردد تا جز در مواردي که جنس مشابه داخلي وجود ندارد مصرف کالاي خارجي به يک ضدارزش تبديل شود.‏
در گسترش فرهنگ حمايت از کالاي داخلي، طبعاً رسانه ها و خصوصاً رسانه ملي، رسالتي سنگين دارند و به موازات آن بايد سياست هاي روشني در عدم تبليغ کالاهاي خارجي اعمال کنند. همچنين انتظار مي رود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و ديگر دستگاه هاي ذيربط از جمله شهرداري ها، در حمايت از توليدات داخلي و عدم تبليغ کالاهاي خارجي، اصولي شفاف تعيين کنند و چهره زيباي شهرهاي کشور را با تبليغات کالاهاي بيگانه نيالايند.‏ آموزش و پرورش نيز در راستاي سياست هاي سند
چشم انداز بايد روحيه کار و توليد و نيز افتخار به ايراني بودن را از کودکي در دانش آموزان اين مرز و بوم تقويت کند تا نسل آينده، نسلي پر تلاش و توليد کننده تربيت شود و در توليد ملي ايفاي نقش کند؛ نسلي که در عين حال از مصرف کالاي بيگانه کراهت داشته باشند و بدين ترتيب ضرورت ايجاب مي کند که آموزش و پرورش توليد ملي را به عنوان سرفصل تربيت اقتصادي نسل آينده در برنامه ريزي هاي خود قرار دهد.‏


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : روزنامه رسالت




 
 
[ جمعه 25 فروردین 1391  ] [ 9:28 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0



براساس سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان توسعه‌ای کشور و همچنین الزامات اقتصادی و رقابتی داخلی و خارجی قرار است سلطه دولت بر اقتصاد کشور کاهش یابد
و بخش‌های غیردولتی به ویژه بخش خصوصی میدان‌دار توسعه و رونق کسب‌وکار و رفاه عمومی کشور باشد.
برخی از فعالان و کارشناسان اقتصادی با وجود تاکیدهای زیاد بر نقش بخش خصوصی نسبت به توان بخش خصوصی برای ایفای چنین نقشی، دچار تردید و نگرانی هستند که از جوانب مختلف، این نگرانی قابل تامل به‌نظر می‌رسد.
واقعیت این است که بخش خصوصی با وجود توانمندی‌های بالا به لحاظ مالی و وجود فرصت‌های اقتصادی و تجاری بالقوه هنوز در نقش واقعی خود ظاهر نشده است و بیش از اینکه نیروی فعال در عرصه اقتصادی باشد، عموما نقشی انفعالی و واکنشی دارد. شاید یکی از دلایل این وضعیت نداشتن نگاه حرفه‌ای و بنگاه‌داری در کلیت بخش خصوصی ایران و دخالت ملاحظه و عوامل غیراقتصادی در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی این بخش است.
در واقع بخش خصوصی نیز جدای از کلیت ساختار اقتصادی ایران که ساختاری سیاست‌زده دارد، نیست.
نمونه‌ای از این ملاحظات در پاسخ یک فعال بخش خصوصی که نمایندگی این بخش را در یک نهاد عمومی برعهده دارد، به خبرنگار همشهری که خواهان اعلام دیدگاه کارشناسی خود نسبت به یکی از مشکلات کنونی اقتصاد کشور بود که گفت: به‌علت رفاقت با فلان مقام مسئول نظر خود را اعلام نمی‌کنم.
آیا این پاسخ، آفت بزرگ بخش خصوصی نیست؟ آیا اینگونه موضع‌گیری نشان‌دهنده نگاه غیرحرفه‌ای و سیاست‌زده بخش خصوصی به شمار نمی‌آید؟ نماینده‌ای که متعهد به دفاع از منافع بخش خصوصی کشور است و وظیفه‌ای شرعی و قانونی دارد، آیا می‌تواند اینگونه موضع‌گیری کند؟
به‌نظر می‌رسد، در کنار فرهنگ‌سازی برای مدیران بخش دولتی برای همکاری در جهت کوچک‌سازی‌ دولت، فعالان بخش خصوصی نیز باید در جهت نگاه حرفه‌ای و دورشدن از آفت سیاست‌زدگی حرکت کنند که این دو باید در راستای هم انجام شود.


موضوع : توليد ملي ، حمايت از كار وسرمايه ايراني

منبع : ويستا




 
 
[ پنج شنبه 24 فروردین 1391  ] [ 6:44 AM ] [ علی جاویدپناه ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 15 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >  

درباره وبلاگ

برخيز كه فخرهمت اقليم شويم/ در نزدخدا وخلق تكريم شويم/ فرمود ز توليد حمايت بكنيم/ تاشاهدمرگ طرح تحريم شويم/