31. رضايت خدا در رضي الله رضانا أهل البيت (الشهاده، ص 229) رضايت و خشنودي خداوند در ررسول الله(ص) خواهد بود . 32. آثار اطاعت از پيامبر(ص) و علي(ع) مَن عروَاَطاعهُما، قيل له تبحّج في أيّ الجنان شئت (الشهاده، ص 293). هر كس حق والدينش محمد(ص) و علي(ع) را كه با فضيلتترين انسانها هستند بشناسد و اطاعت شايسته كند در قيامت به او گفته ميشود هر كجاي بهشت را ميخواهي انتخلا يكمل العقل إلاّ باتّباع الحقّ (الشهاده، ص 356). عقل (و شعور و بينش) انسان تكميل نميبا متابعت حقّ .
34. موجب رضايت و سخط خداوند من طلب رضي الله بسخط النّاس كفاه الالنّاس بسخالله إلي النّاس (الشهاده، ص 260 ) . كسي كه رضايت خدا را ميطلبد گرچه مردم از او رنجيده شوند خداوند او را كفايت خواهد كرد، و هر كس رضايت مردم را بخواهد گرچه به غضب خدا باشد خدا هم او را به مردم رها ميكند.
35. اصلاح امت, نه قدرت طلبى اللهم انك تعلم ما كان منا تنافسا فى سلطان و لا التماسا مـن فضول الحطام و لكـن لنرد المعايـامن المظلومون مـن عبادكاحكامك. ( تحف العقول, ص 243 ). در باره فلسفه قيامش فرمود: بار خدايا تـو مى دانى كه آنچه از ما اظهار شده براى رقابت در قدرت و دستيابـى به كالاى دنيا نيست, بلكه هـدف ما ايـن است كه نشـانه هاى دينت را به جـاى خـود برگردانيم و بلادت را اصلاح نماييـم تا ستمـديگان از بندگانت امنيت يابنـد و به واجبـات و سنتها و دستـورهـاى دينت عمل کنند.
36. اوبصحه الاجسام فى مده الاممن يخاف علذنوبهم . .. . ( تحف العقول, ص 243 ). اى مردم! شما را به تقواى الهى سفارش مى كنم و از(گناه كردن)درايامش بر حذر مـى دارم... در مـدت عمر به سلامت و تنـدرستـى جسـم پيشـى گيريد... و از كسانـى مباشيـد كه بـر گناه بندگان بيـم دارنـد و خـود از عقـوبت گناه خـويـش آسـوده خاطراند.
37. تباهى دنيا ان هذه الـدنيا قد تغيرت و تنكرت و ادبـر معروفها, فلـم يبق منهاالا صبابه كصبابه الاناء و خسيـس عيـش
كالمرعى الـوبيل , الا ترون ان الحق لا يعمل به و ان الباطل لايتناهى عنه , ليرغب المومـن فى لقاء الله محقا, فانى لا ارى المـوت الا سعاده و لاالحياه مع الظالمين الا برما, ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق معائشهم فـاذا محصـوا بالـديـانــون .العقول , ص 249ـ 250 ). امـام حسيـن (ع) در هنگـام سفـر به كـربلا فـرمـود: راستى ايـن دنيا ديگر گـونه و ناشناس شده و معروفـش پشت كرده, و از آن جز نمى كه بركاسه نشيند و زندگـى اى پست, همچـون چراگاه تباه, چيزى باقـى نمانده است. آيا نمى بينيد كه به حق عمل نمى شود و از باطل نهى نمى گردد؟ در چنين وضعى مومـن به لقاى خدا سزاوار است. و مـن مرگ را جز سعادت, و زندگـى باظالمان را جز هلاكت نمى بينـم. به راستـى كه مردم بنده دنيا هستنـد و ديـن بر سر زبان آنهاست و مادام كه بـراى معيشت آنها بـاشـد پيـرامـون آن انـد, و وقتـى به بلا آزمـوده شـونـد دينـدار
38. االاستـدراج مـن الله سبحـعليه الشكر ( تحف العقول, ص 250 ) غافلگير كردن بنده از جانب خداوند به اين شكل است كه به او نعمت فروان دهد و توفيق شكرگزارى را از او بگيرد.
39. عبادت تـاجـران , عابـدان و آزادگان ان قوما عبدوا الله رغبه فتلك عباده التجارالعبيد,وان قوما عبدوا ااالعباده ( تحف العقول, ص 250 ). گـروهـى خـدا را از روى ميل و رغبت(به بهشت) عبادت مى كنند كه ايـن عبادت تاجـران است, و گروهـى خـدا را از روى تـرس (ازدوزخ) مـى پـرستنـد و ايـن عبادت بندگان است و گروهى خدا را از روى شكر(و شايستگى پرستـش) عبادت مـى كنند وايـن عبـادت آزادگـان است كه بهتـريـن عبادات است.
40. عايـاك و الظلـم من لايجـد ععزوجل. ( تحف العقول,ص 251. ) بـرحذر بـاشيـد از ستـم كـردن به كسـى.