فطرس - باید انسان شناس بود
فطرس
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام

گفت‌وگو با حجت‌الإسلام عليرضا پناهيان

كميل خجسته
 
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif در فرهنگ جامعه‌ی ما يكی از رسانه‌های تأثيرگذار منبر است كه خودش در حوزه‌ی بزرگ‌تری به نام تبليغات دينی قرار می‌گيرد. اگر بخواهيم شاخص‌ها را بررسی كنيم، تبليغ خوب و اثرگذار چه ويژگی‌هايی بايد داشته باشد؟
چون شاخص­های موفقيت در هر نوع از انواع تبليغ فرق می‌كند، ابتدا بايد هر يك از آن‌ها را طبق كارويژه‌ی خاص خود، مشخص كرد. اما به طور كلی تبليغی موفق است كه بتواند چند نوع اثر را به خوبی در مخاطب به جا بگذارد. يكی جنبه‌ی اطلاع‌رساني­ است؛ يعنی بتواند نكات مهمی كه مخاطب نيازمند دانستن آن است را برايش بازگو كند. در جريان اطلاع‌رسانی وقتی مخاطب به آگاهي­های كليدی دست پيدا كند- البته آن آگاهی‌های كليدی را بايد تعيين كرد كه چه چيزهايی هستند و شايد در هر زمانی فرق كنند- يك تبليغ محقق شده است.
 

شاخص و اثر ديگری كه برای موفقيت تبليغ مي­توان تصور كرد، اين است كه تبليغ بايد آموزش دهنده‌ باشد. برخی از آگاهي­ها بايد به صورت مستمر و علمی تحقق پيدا كند چون با دريافت يك نكته، يك آگاهی يا يك خبر، نتيجه­ای به دست نمي­آيد. گاهی فعاليت­ تبليغاتی يعنی آموزش دادن محورهای بسيار پراهميت.
اثر بايسته‌ی ديگر در كار تبليغ اين است كه نگرش و بصيرت خوبی به مخاطب بدهد. اين به معنای تعليم و آموزش صرف نيست بلكه قدرت فهم و درك مخاطب را نسبت به حقايق عالم هستی بالا می‌برد.
يكی ديگر از شاخصه­های تبليغ خوب و اثرگذار اين است كه بتواند ذهنيت شفاف، مناسب و مطلوبی در مخاطب ايجاد كند. تصويری كه به مخاطب مي­دهد، تصويری باشد زيبا و مطابق كشش­های فطری فرد. تصويری بسيار شفاف كه الهام­بخش باشد و برايش آرمان ايجاد كند. گاهی شما يك حرف درست می‌زنيد اما ذهنيت مناسبی به مخاطبتان انتقال نمي­دهيد. ذهنيت، يكی از حساس­ترين بخش­های تبليغ است كه متأسفانه زياد به آن بها داده نمی‌شود. مثلاً مردم نسبت به لباس احرام يك حس خوبی دارند و تصوير زيبا از لباس احرام دارند ولی ما هيچ وقت حجاب را در مقام تمثيل يا تبيين، شبيه به لباس احرام معرفی نكرديم تا مردم نسبت به حجاب، اين حس خوب و ذهنيت زيبا را پيدا كنند.
گاهی از من می‌پرسيدند كه شما چرا مي­گوييد "مهدی فاطمه"؟ گفتم به دليل اين‌كه محبوبيت و لطافت خاصی در وجود فاطمه زهرا(س) هست. وقتی مردم نام امام زمان(عج) را مي­شوند، منتظرند كه حضرت بيايد و گردن آدم بدها را بزند. انگار ذهنيت شمشيری دارند. من اسم امام زمان(عج) را كنار حضرت زهرا(س) مي­آورم تا بدون اين‌كه درباره‌ی مهربانی حضرت توضيح بدهم، اين ذهنيتِ درست شكل بگيرد.
ما نماز را به زيبايی يك رقص معنوی به تصوير نكشيديم در حالی‌كه حقيقتاً چيزی جز رقص معنوی نيست. اين زيبايي­ها يعنی ذهنيت زيبا، ذهنيت دلچسب و ذهنيت درست از دين پيدا كردن، غير از اين است كه معارف درستی را به مخاطب منتقل كنيم.
يكی ديگر از شاخص­های موفقيت تبليغ اين است كه بتواند در گرايش­های مخاطب، اثر بگذارد و بتواند او را علاقه‌مند كند؛ در جايی كه لازم است، بترساند و ايمانش را تقويت كند. يكی از رسالت­های خوب تبليغ اين است كه بتواند روی گرايش­ها تأثير بگذارد.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif اين شاخص‌هايی كه شما برشمرديد، می‌تواند ويژگی‌های هر نوع تبليغی باشد. اگر بخواهيم در زمينه‌ی تبليغی صحبت كنيم كه در خدمت انقلاب و جمهوری اسلامی باشد، چه شاخص‌ها و مؤلفه‌هايی را بايد توجه كند؟
اگر يك مبلغ، تنها اولويت­های احكام دينی را در مقام ابلاغ رعايت كند و مفاهيم را درست منتقل كند، اين تبليغ دينی در خدمت انقلاب خواهد بود. هيچ چيز اضافه­ای نمي­خواهد؛ يعنی آن تبليغ دينی كه در خدمت انقلاب اسلامی نباشد، تبليغ دين نيست بلكه تحريف شده است. اين موضوع مهمی است كه بايد بر آن خيلی پافشاری كرد. اصلاً بنا نيست چيزی به آن اضافه شود.
دينی كه انقلابی نيست، دينی است كه زياد و كم دارد. در زمان جنگ حديثی را در جايی خواندم كه متنش اين بود: «إنّ الجهاد بابٌ من أبوابِ الجنّه، فتحه ‌الله لخاصة أوليائه». حديث را برای تشويق جوانان آن مجلس برای اعزام به جبهه خواندم اما بعد از من شخص ديگری بلند شد و گفت كه امام صادق(ع) مي­فرمايند كه مؤمن در بستر هم بميرد شهيد محسوب می‌شود. بنابراين بچه‌ها بنشينيد و درستان را بخوانيد. آن شخص دقيقاً تبليغ بی‌دينی می‌كرد. اين نيست كه اين‌ها مردم را به توحيد غيرانقلابی دعوت می‌كنند و ما به توحيد انقلابی. وقتی انقلابی نباشد، دعوت به شرك است.
البته يك نكته نبايد فراموش شود؛ اين‌كه در جريان تبليغ، اتفاق بسيار مهمی كه بايد بيفتد، مديريت محتواست؛ يعنی مهندسی مفاهيم. گزينشی كه انسان بين مفاهيم انجام مي­دهد و تركيبی كه انتخاب مي­كند، بايد به شكلی سازنده باشد. معمولاً تركيب­ها و بينش‌های زياد و درستی انتخاب و اختيار نمي­شوند. حتی در تبليغ­های انقلابی هم همين­طور است. اصلي­ترين مشكل تبليغ در جامعه‌ی ما عدم مديريت صحيح و محتواست.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif اين عدم مديريت يعنی چه؟
يعنی نمي­دانند الان چه چيزی را بگويند. حرف خوب زياد مي­زنند اماحرف خوب گزينش شده و انتخاب شده‌ی دقيق و به‌جا نمي­زنند. يا اين‌كه مطلبشان تركيب دقيق و ترتيب درستی ندارد كه اول اين را بگو، بعد آن را و بعد فلان. اين مديريت وجود ندارد.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif با توجه به اين شرايط و نقص‌هايی كه اشاره كرديد، برای بهبود اوضاع چه راهی می‌توان در پيش گرفت؟
معتقدم كه سرآغاز بهبود بحث تبليغ، بايد تحول در حوزه باشد. تحولی كه در حوزه بايد ايجاد شود چيست؟ دو نوع علم در حوزه زياد توليد مي­شود؛ يكی علم برای عمل كه فقه است و ديگری علم برای علم مثل فلسفه و كلام و... اما علم سومی بايد در حوزه توليد شود كه برای ايجاد انگيزه يا تقويت ايمان يا هدايت گرايش­هاست. اين علم بايد مبنای انسان‌شناسانه داشته باشد؛ بايد بتواند در اثر انسان‌شناسی، روانشناسی دينی و يا روانشناسی اجتماعی دينی، قدرت گزينش و تركيب معارفی را كه مي­خواهيم به جامعه منتقل كنيم را بالا ببرد. الان شما نمي­دانيد كدام گزاره‌ی دينی را برای تبليغ حجاب مطرح كنيد كه با فطرت انسان­ها سازگارتر است. به اين سادگی و با چهار تا كار تجربی، ذوقی و تأثيرگذار كه در اثر شرايط مختلف صورت می‌گيرد، نمي­شود به قواعدش رسيد. برای دست‌يابی به اين امر بايد يك انسان‌شناس فوق­العاده بود. اگر انسان‌شناسی دقيق وجود نداشته باشد نمي­توان به نتيجه رسيد.
  

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif تحول در حوزه كه به آن اشاره كرديد، بايد دارای چه ويژگی‌هايی باشد؟
همان كه گفتم؛ بايد يك انسان‌شناسی مبتنی بر معارف دينی محكم داشته باشد. بايد بتواند فطرت انسان‌ها را تفسير كند و مشخصات آن را بگويد. در هر زمينه­ای مواضع فطرت را روشن كند و بعد از اين مرحله، فطرت جامعه را هم بشناسد و قواعد آن را هم درك كرده باشد. ضمن اين‌كه بايد قواعد آن را معين كند تا بتواند در اداره­ی جامعه و افكار عمومی مؤثر و موفق باشد.

http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif به نظر می‌رسد شما در بحث تبليغ به‌دنبال يك معنويت اجتماعی هستيد. بعضی از مبلغان صرفاً بحث ابراز عقيده، ابراز ارادت و اين چيزها را مطرح مي­كنند اما شما اين را تمام شده نمی‌دانيد...
بايد اين موضوع در فرهنگ جامعه نهادينه شود. ملكات نفسانی چه‌كار مي­كنند؟ انجام كار خوب را برای انسان راحت مي­كنند. شما اگر ملكه‌ی شجاعت داشته باشيد، ديگر نيازی نيست كه برای شجاعت تصميم بگيريد بلكه به‌راحتی شجاعت به خرج مي­دهيد. اگر چيزی در جامعه فرهنگ شد به همين شكل می‌شود. ديگر جامعه آن را راحت اجرا و عمل مي­كند. برای پرداختن به معنويت بايد به‌كار فرهنگی بپردازيم. اين امر مهم بايد در فرهنگ جامعه باب شود تا مردم از شر گناه خلاص شوند و به سهولت كار خوب و خير را انجام دهند. الان در بين مردم، به حرم امام رضا(ع) رفتن به هنگام تحويل سال يك فرهنگ شده است. چيزهای ديگر هم می‌توانند به همين شكل و به صورت فرهنگ دربيايند.
ضمن اين‌كه بر ساختن فرد تأكيد داريم، مهم­ترين تأكيدمان ساختن فرد و يا افرادی است كه بتوانند بر جامعه و محيط اجتماعی تأثير بگذارند. ساختن آن‌ها هزار برابر بر درست كردن افرادی كه بر جامعه تأثير ندارند، اولويت دارد. مهم اين نيست كه همه در اوج آمادگی و ساختگی قرار بگيرند بلكه مهم اين است كه دين به شكلی در فرهنگ جامعه نهادينه شود تا ديگر نشود آن از فرهنگ كَند. در اين فضاست كه تنفس برای آدم­های خوب راحت مي­شود و برعكس، فضا برای تنفس بدي­ها سخت مي­شود.
اگر چنين شرايطی به‌وجود آيد، ديگر هركسی دلش خواست می‌تواند بد باشد و هركسی دلش خواست خوب. الان نظام نامتعادلی در جهان برقرار است. فضا برای خوب بودن سخت است؛ يعنی منصفانه نيست. آزادی نيست كه هركسی دلش خواست به سمت معنويت برود و هركسی دلش نخواست، نرود. به واسطه‌ی فرهنگ حاكم، فقر و عوامل ديگر، ضديت با معنويت تحميل می‌شود.





نوشته شده در تاريخ دوشنبه 21 آذر 1390  توسط قاسمعلی جمالی
.: Weblog Themes By Rasekhoon:.