در دوران حکومت 550 ساله عثمانيان که داعيه خلافت اسلامي داشتند و عملاً با تمسّک به احکام شرعي شيخالاسلامها مردم را متقاعد به پذيرش حکومت مينمودند، اوقاف از رشد بينظيري برخوردار گرديد. تا آنجا که امور فرهنگي؛ نظير کتابت قرآن مجيد، گردآوري کتب و تشکيل کتابخانه و بعدها که صنعت چاپ به ترکيه رسيد، چاپ انواع کتب و نشريات و تشکيل مجامع فرهنگي ـ اسلامي از جمله فعاليتهاي اوقاف بهشمار ميرفت. در دوران جمهوريت با همه محدوديتها و تغيير اهدافي که براي اوقاف قائل گرديدهاند باز هم آثار ارجمندي از تمدن اسلامي و فعاليتهاي فرهنگي اوقاف به جاي مانده است که به پارهاي از آنها اشاره ميشود:
1ـ سه کتابخانه تاريخي و با اهميت ترکيه با مخازن حاوي دههاهزار جلد کتاب ارزشمند خطي و چاپي هماکنون تحت مديريت اوقاف هستند، اين سه کتابخانه عبارتاند از:
ـ کتابخانه سليمانيه در استانبول.
ـ کتابخانه ابراهيم حقي در استانبول.
ـ کتابخانه نجيب پاشا در تيره.
هزاران نسخه آثار خطي بينظير از جمله محتويات اين کتابخانهها هستند.
2ـ به ادعاي نشريه مديريت وقف در ترکيه 90 درصد آثار خطي کتابخانههاي ترکيه در دورهاي گردآوري شدهاند که امور فرهنگي تحت مديريت اوقاف بوده است.
3ـ موزههايي که هماکنون تحت مديريت اوقاف اداره ميشوند:
ـ موزه قالي سلطان احمد (استانبول)
ـ موزه آثار خطي تمدن ترک ـ اسلام (استانبول)
ـ موزه هنرهاي اسلامي فاتح (استانبول)
ـ موزه آثار عرفاني مولانا (قونيه)
4ـ هماکنون انتشارات اين سازمان 38 نوع نشريه طبع و توزيع ميکند.
5 ـ مجموعه عظيم فرهنگي مولانا در قونيه، شامل مسجد، موزه و کتابخانه، تحت سرپرستي اوقاف ترکيه قرار دارد. همينطور کتابخانه ابراهيم پاشا در قونيه را اوقاف اداره ميکند.
6 ـ حفظ آثار باستاني ـ تزئين و مرمت ساختمانهاي قديمي از وظايف اداره اوقاف است خصوصا آثار دوره سلجوقي و عثماني و دورههاي مختلف تاريخ ترکيه.
7ـ همينطور حفظ آثار هنري دورههاي مختلف تاريخ به عنوان يادگار اجداد ملت ترک از جمله وظايف اوقاف است.
8 ـ هزينه سالانه بازسازي اين آثار 220 ميليون لير ترک است.
9ـ از جمله فعاليتهاي فرهنگي اوقاف، ساختن خوابگاههاي دانشآموزي و دانشجويي است. هماکنون 5 خوابگاه دانشجوئي و 51 خوابگاه دوره متوسطه براي دانشآموزان وجود دارد که در اين خوابگاهها سه وعده غذا به دانشجويان و دانشآموزان مستمند داده ميشود. اين محصلين تا دوره فارغالتحصيلي از کمکهاي اوقاف بهرهمند خواهند شد.
10ـ از ديگر فعاليتهاي اوقاف ترکيه کمک به ساختن مساجد است. از سال 1975 به بعد کلاً 17570 باب مسجد در روستاها و 2291 باب مسجد در شهرها، به کمک اوقاف ساخته شده است.
11ـ علاوه بر اين فعاليتها، اوقاف ترکيه به افراد مستمند، نابينايان و ايتام کمک اجتماعي ميکند که از موضوع اين گزارش خارج ميباشد.
12ـ از جمله فعاليتهاي گسترده سازمانهاي تحت پوشش اوقاف ترکيه فعاليتهاي فرهنگي دو بانک وابسته به اوقاف است که بهدليل تنوع و گستردگي اين فعاليتها جداگانه شرح داده خواهند شد.
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در ترکيه امروز
به دنبال تحولات گستردهاي که در خلال جنگهاي جهاني اول و دوم پيش آمد و منجر به اضمحلال کامل امپراتوري عثماني و روي کارآمدن جمهوري لائيک به دست آتاترک شد، در همه شؤون فرهنگي، اجتماعي ترکيه تغييرات بنيادي صورت پذيرفت. از جمله اين تغييرات دگرگون شدن فرهنگ وقف در ترکيه بود. در نظام جديد حکومتي ترکيه، کليه خدمات فرهنگي، اجتماعي از مديريت اوقاف منفک و به وزارت آموزش ملي واگذار شد. بعدها وزارت فرهنگ نيز بخشي ديگر از ميراث فرهنگي وقف؛ نظير کتابخانهها و موزهها را تصاحب کرد تا آنجا که اوقاف عملاً بهصورت يک سازمان خيريه درآمد.
نظام لائيک به تدريج سعي نمود، تعريف جديدي از وقف ارائه کند. توصيف جديد عبارت بود از کارهاي عامالمنفعهاي که ترکها انجام ميدادهاند و اکنون نيز ادامه دارد. به موجب اين تعريف خطبه شرعي وقف ديگر موضوعيت نداشت و اصولاً اقدام به نيکوکاري اجتماعي، فرهنگي تنها با ثبت يک سند که منطبق بر ماده 903 قانون جديد وقف بود، تحقق مييافت. نقل بخشهايي از سخنراني آقاي «اندر اوا» وزير مشاور دولت ترکيه در سال 1978 به روشنتر شدن موضوع کمک ميکند:
«نگاهي به اوقاف HITITLAR (اجداد اوليه ترکان) در سال 1280 قبل از ميلاد نشان ميدهد که ترکها چقدر به اوقاف اهميت ميدادهاند. آنها بيمارستان داشتند و به يکديگر کمک ميکردند. فهرست اوقاف ترکهاي اويغور که روي يک پارچه نوشته شده است و ما الان آن را در آرشيو اداره اوقاف نگهداري ميکنيم نيز بيانگر اهميت موضوع از نظر ترکها بوده است.» (6).
آندر اوا با تبديل وقف از يک مسأله اسلامي و شرعي به يک پديده ملي و نيکوکارانه، آن را به دو بخش قبل از اسلام و بعد از اسلام تقسيم ميکند. محور اصلي سخنراني نامبرده عبارت است از يک نوع برداشت لائيک از پديده وقف و اوقاف... اما مردم ترک که مسلمان هستند و به هر قيمت پايبندي به مسائل و احکام شرعي را در دلهايشان حفظ نمودهاند، بهتدريج از وقف فاصله ميگيرند و ايجاد وقفهاي جديد، که بيشتر ماهيت سياسي و فرهنگي و متفاوت با وقفهاي پيشين دارد، جايگزين وقفنامههاي شرعي ميگردد: «بعد از تصويب ماده 903 اوقاف در سال 1978 در ترکيه 494 مورد وقف جديد تأسيس شده است.»(7).
به دنبال تغييراتي که در قانون وقف پديد آمد، ايجاد مؤسسه وقف تعريف حقوقي جديدي پيدا کرد و آن عبارت بود از «تأسيس يک مؤسسه عامالمنفعه که بهدست فرد يا سازمان يا جمعيتي به منظور اقدام به امورخيريه و تعاون اجتماعي صورت ميپذيرد»(8). اين مؤسسه از مزاياي قانوني بيشماري ـ از جمله معافيت از پرداخت ماليات ـ برخوردار است(9).
چنانکه آمد، وقفهاي دوران جديد (جمهوريت) 494 مورد هستند. اين مؤسسات که در دوران جمهوريت ترکيه تأسيس شدهاند، اکثرا اهداف خاص فرهنگي اجتماعي را دنبال ميکنند.
اسامي چند سازمان وقف جديدالتأسيس در دوران جمهوريت در جدول شماره 1 آمده است.
همه 494 فقره وقف دوران جمهوريت تماما داراي عناويني نظير آنچه در جدول آمده نيستند، عناويني نظير کمک به تعمير مسجد، کمک به تشکيلات ديانت، کمک به نابينايان و... نيز در فهرست اين سازمانها ديده ميشود، که به دليل نزديک بودن اين عناوين با اهداف وقف اسلامي از ذکر آنها صرفنظر گرديده است. در اينجا قصد ما نماياندن آن مواردي بوده است که زيرعنوان وقف اهداف ديگري را تعقيب مينمايند.
ادامه دارد ...
منبع :
پيشينه وقف در ترکيه
چنانکه ميدانيم، وقف يکي از مؤسسات بنيادين فرهنگ و تمدن اسلامي بهشمار ميآيد. به موجب تأکيدي که پيامبر گرامي اسلام(ص) و ائمه معصومين داشتهاند، از ابتداي گسترش اسلام، بسياري از مؤمنين و متشرعين براي آنکه بهقول سعدي «برگ عيشي بهگور خويش» فرستاده باشند، سعي مينمودند بخشي از امکانات مالي خود را وقف امور خيريه نمايند.
وقف در دوران قبل از اسلام نيز سابقه داشته است. «چنانکه وقتي حضرت ابراهيم و پسرش اسماعيل از ساختن کعبه فارغ شدند، دست بهدعا برداشتند و گفتند: پروردگارا اين عمل را از ما بپذير که تو به اسرار همه آگاهي»(1). به اينترتيب مشخص ميشود که بنياد فرهنگي وقف در ادوار پيشين نيز بخشي از فرهنگ الهي بوده است که انبياء عظام آن را تبليغ ميکردهاند.
در دوران اسلامي شاهد گسترش اين اقدام خير و خداپسندانه هستيم. اصلههاي خرمايي که اميرالمؤمنين(ع) بهدست خود غرس مينمود و چاههاي آبي که پس از رسانيدن بهمرحله بهرهبرداري «سبيل» ميفرمود، واگذاري باغهاي فدک (که ملک خالصه حضرت رسولاکرم(ص) بود) به ائمه معصومين به عنوان پشتوانه اقتصادي نظام اسلامي، تبليغ گستردهاي که در همه ادوار تاريخ اسلام به دست خلفا و حکمرانان اموي، عباسي، عثماني و... براي اوقاف صورت ميگرفته است، همه نشاندهنده اهميت وقف و امکان بهرهبرداري گسترده از اين بنياد اقتصادي ـ فرهنگي در اسلام است.
در ترکيه نيز چنين بوده است، خصوصا در روزگاري که قسطنطنيه فتح شد و مرکزيت خلافت اسلامي را عثمانيان به اين سامان منتقل کردند و در طول چند قرن ادامه حکومت عثمانيان، همّ پادشاهان عثماني مصروف اين امر گرديده است. در دوران عثماني کليه خدمات فرهنگي اجتماعي در حوزه مديريت اوقاف بوده (2)و 50 درصد آثار خطي موجود در کتابخانههاي ترکيه را اوقاف تهيه و گردآوري کرده است(3).
هماکنون در آرشيو اوقاف ترکيه 26798 سند وقفنامه نگهداري ميشود. اين آثار گرانبها در 21184 دفتـر ثبت شدهانـد. از ايـن رقـم 24853 نسخـه به خـط عثمانـي و 1945 نسخه به خط عربي ثبـت شدهانـد(4).اين وقفنامـهها از بهتريـن نمونـههاي هنـر خط و تذهيب بهشمار ميرود(5).
ادامه دارد ...
منبع :
3 - سالخوردگان بهره مند از خدمات اين صندوق به دو بخش تقسيم ميشوند:
بخش نخست شامل سالخوردگاني است که داراي توانايي جسمي و روحي براي مشارکت در اجتماع هستند و ميتوانند در جهت مثبت ايفاي نقش نمايند. صندوق تلاش ميکند که فرصتهايي براي اين افراد پيش آورد که بتوانند نقش خود را ايفا نمايند. شکي نيست که سالخوردگان بدون مشکلات جسمي و روحي، داراي تجربهي طولاني و غني و در برخي موارد بينظيري هستند و ميتوان از تجارب سودمند آنان بهره گرفت.
بخش دوم شامل سالخوردگاني است که از نظر جسمي و روحي و رواني داراي مشکلاتي هستند و به حمايت کامل مالي و معيشتي و درماني نياز دارند. البته برخي از اين سالخوردگان، کساني هستند که افراد خانواده از آنان غافل شدهاند و لاجرم بيسرپرست شده و از حمايت کافي محروم گشتهاند.
در عين حال گروهي از سالخوردگان نيز وجود دارند که مشکلات جسمي و روحي دارند؛ ولي از طرف خانوادهي خود و در منازلشان به حد لازم و کافي مورد حمايت و سرپرستي قرار ميگيرند. صندوق در برابر اين اشخاص خود را مسؤول نميداند.
علاوه بر مطالب پيش گفته بايد اين مسأله را متذکر شد که حمايت از سالخوردگان در اکثر موارد پايه و اساس تجاري دارد و برخي از مراکز در برابر دريافت حقالزحمه خدمات لازن را براي سالخوردگان ارائه ميدهند. هيچ مانعي ندارد که بخشي از سرمايهي اين صندوق براي تأسيس آسايشگاه سالمندان به کار گرفته شود؛ و در اين صورت صندوق ميتواند افراد تحت سرپرستي خود را نيز به اين آسايشگاهها منتقل کند؛ البته به شرطي که هزينهي آنان از محل درآمدهاي وقفي صندوق، تأمين شود.
برقراري يک رابطهي نظاممند، بين صندوق و ديگر نهادهاي فعال جامعه، از اهميت خاصي برخوردار است؛ که صندوق را به عنوان عنصري تأثيرگذار بر نظامهاي اجتماعي ميشناساند. با توجه به اينکه ماهيت اين روابط با نوع فعاليت اين نهادها هماهنگ است، ما ميتوانيم جنبههاي مختلف اين روابط را مورد بررسي قرار دهيم.
شکي نيست که اين صندوق در زمينهي حمايت از معلولين و اقشار خاص به عنوان مکمل نهادهاي مربوط عمل ميکند و نه در رقابت با اين نهادها. در عين حال نميتوان گفت که فعاليتهاي صندوق، وابسته به فعاليت ساير نهادهاست؛ زيرا در اين صورت، فرصت ابتکار عمل و ايجاد تحولات مطلوب از صندوق گرفته ميشود.
با توجه به اينکه حوزهي فعاليتهاي اجتماعي بسيار گسترده است، صندوق ناگزير است که با نهادهاي دولتي، انجمنهاي عامالمنفعه يا مراکز و مؤسسات خيريهي ديگر تماسهاي وسيعي داشته باشد. و ميتوان براساس ماهيت و نوع فعاليت نهادها، اين روابط را به شکل دسته بندي کرد:
اين روابط معمولا ميان صندوق و نهادهاي رسمي دولتي به وجود ميآيد. که در اين رابطه با نهادها برحسب زمينه تخصصي آنها، رفتار ميشود.
نهادهايي مانند وزارت کار و اموراجتماعي، وزارت بهداشت، وزارت آموزش و پرورش و وزارت کشور؛ که ارتباط با اين نهادها از طريق پايبندي صندوق و فعاليتهاي آن با توجه به ساختار قانوني و نظاممند اين نهادهاي تخصصي صورت مي گيرد.
اين روابط ميان صندوق و نهادهايي به وجود ميآيد که زمينهي فعالت و سرمايهگذاري آنها با صندوق مشترک است. ممکن است که نهادهايي همچون »بيت الزکات«، انجمنهاي عام المنفعه، افراد خيرخواه و... با صندوق در مورد ارائهي خدمات به معلولين با کمکهاي مالي سهيم شوند؛ و در اينجاست که بايد نوع مشارکت بين صندوق و اين نهادها و انجمنها، در زمينهي صرف اموال در طرحهاي مختلف بررسي ميشود. يکي از سودمندترين روشها اين است که اين نهادها در وقف اموالي در جهت خدمت به طرحهاي اجرايي صندوق، به صورت کلي و يا خدمت به برخي طرحهاي مشخص و موردنظر، مشارکت نمايند.
اين نوع رابطهها اغلب ميان صندوق و مؤسسههاي فعال در زمينهي خدمت به معلولين يا قشرهاي خاص به وجود ميآيد و هدف اين روابط حمايت از طرحها يا خدمات تسهيلاتي است که اين مؤسسهها در زمينهي مشترک و مورد علاقهي صندوق براساس برنامهريزي و اهداف آن و خواستههاي واقفان ارائه ميدهند. تنوع اين مؤسسهها بسيار است؛ برخي وابسته به دولت هستند؛ مانند: مراکز حمايتي وابسته به وزارت کار و اموراجتماعي و مراکز فرهنگي و پرورشي وابسته به وزارت آموزش و پرورش؛ و برخي ملي و مردمي هستند ، مانند: انجمنهاي عامالمنفعهاي همچون »انجمن حمايت از معلولين کويت و کانون معلولين« و نيز تمام مؤسسههاي تجاري فعال در زمينهي اهداف صندوق، که نحوهي حمايت آنها، در واقع انعکاس اين حمايت، به صورت يارانه در نرخ خدماتي است که ارائه ميکنند.
منظور رابطه با نهادهاي رسمي و يا جمعيتهاي عامالمنفعهي فعال در ساير زمينههايي است که با حمايت از معلولين و قشرهاي خاص تفاوت دارد. صندوق ميتواند با نهادهاي متعددي از اين نوع همکاري کند؛ مانند نهادهايي که خدمات فرهنگي ارائه ميکنند و يا اتحاديهها و باشگاههايي که با ورزش سر و کار دارند و يا جمعيتهاي زنان و نهايتا انجمنهاي تازهکار در زمينههاي مختلف؛ که معلولين و افراد گروههاي خاص ميتوانند با همکاري و توصيهي صندوق و پشتيباني آنان به عضويت اين مؤسسات درآيند و از خدمات آنها بهره مند شوند.
نويسنده: موسي بيدج
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
