وقف و سنجش امور فردي و اجتماعي
از ويژگيهاي احکام اسلامي از جمله وقف آن است که در عين حال که داراي ابعاد، ثمرات و بازخوردهاي و خدمات اجتماعي است در عين حال خود فرد نيز رشد مييابدو متقابلا امور فردي نيز به گونهاي هستند که رشد اجتماعي را سبب ميشوند. لذا وقف با داشتن ابعاد فردي و اجتماعي به وضوح داراي ويژگيهاي عمده حضور در سيستم سنجش رشد انساني از بعد فردي و اجتماعي ميباشد.
» وقف از حسنات موکد ديني و در زمره اعمال صالح يافته است که از نظر اخلاقي، بارزترين تجلي روحيه تعاون اجتماعي بوده و از وارستگي و آزادگي و علو طبع واقف خود حکايت ميکند و به عمل خير واقف، مهر ابديت و جاودانگي ميزند.« )سعيد معراجي 1385 ص 16(
از جمله تفاوتهاي عمده جهت گيري فرآيند سنجش رشد انساني در جامعه اسلامي وغربي آن است که در جوامع غربي به دليل تفکر مادي و غفلت از تفکر معنوي و غيبي، سنجش عمدتاً جنبههاي مادي و کمي را شامل ميشود. در حالي که بسياري از احکام و پديدهها در جامعه اسلامي داراي ابعاد معنوي مهمي است که در رشد انساني بسيار مهم تلقي ميشوند و بايد در سنجش مورد توجه قرار گيرند. وقف به طور بارزي داراي اين ويژگي است که: در عين اين که داراي جنبه هاي نامحسوس بوده و از جنس متافيزيکي است لکن به دليل نمودها و پيامدهاي مادي و کمي خارجي آن، از هر دو لحاظ و داراي امکان سنجش است.
در اين بخش با بررسي ويژگيها و توصيفات عمده وقف به لحاظ فقهي، فرهنگي و مصاديق موضوعات در تاريخ جوامع اسلامي، در پي تحليل آنها و نشان دادن انطباق آنها با معيارهاي رشد انساني در جامعه ديني هستيم. ويژگيهاي بسيار متعالي و همه جانبه وقف به خوبي آن را به عنوان معياري براي سنجش رشد انساني در جوامع ديني قرار ميدهد.
همان طور که قبلاً بيان شد از معيارهاي رشد انساني در جامعه ديني آن است که عملي و نهادي باشد که به فرد فاعل، رشد دروني و معنوي بدهد.از طرفي از جمله شرايط فقهي واقف اختيار و قصد قربت است. اين معيار به خوبي در وقف مشخص است چرا که وقف در ابتدا نوعي عبادت است و واقف به جهت انجام کار خير آن را انجام ميدهد. خيري که هم فردي بوده و هم ثمرات اجتماعي دارد. لذا نيت و قصد قربت نياز دارد و از جمله صدقات است. شيخ مفيد معتقد است:» در وقف حتماً بايد اين کار به عنوان صدقه و با قصد قربت به خداوند صورت گيرد. )المقنعه، ص 655( .علامه در مخلتف و قواعد و ابن ادريس نيز قصد قربت را شرط ميدانند وفقهايي نيز که به عدم اعتبار قصد قربت اشاره کردهاند اعتبار آن را احوط دانستهاند.
ادامه دارد ...
منبع :
برخي نقشها و ويژگيهاي کلي وقف در جامعه
يکي از هنرهاي اسلام براي نفوذ بيشتر کلامش در انسان استفاده از حبّ نفس)خود دوستي( است و در تمام احکام اعم از فرايض و محرماتش به چشم ميخورد. در وقف نيز اسلام از اين نوع عواطف انسان استفاده ميکند و مي فرمايد که اگر ميخواهي مالکيت و اموالت تا ابد در اختيار خودت باشد خيرات و مبراتش نصيب خود گردد... در راه خدا وقف کن پس وقف هم همچون ساير احکام در مسير فطرت انسان قرار دارد.
»وقف وسيلهاي براي حضور هميشگي در اعمال خير در طول زمان است«مقام معظم رهبري )سعيد معراجي،1385،ص84(
اسلام براي تأمين عدالت اجتماعي هم مسلمين و هم دولت اسلامي را مکلف کرده است تا با اجراي دستوراتي که شارع مقدس داده است نسبت به رفع فقر و محروميت در جامعه اقدام کنند.
»تأمين نيازمنداني نيز که در جامعه اسلامي زندگي ميکنند بر امت اسلامي واجب عيني يا کفايي است. زيرا افراد زيادي تحت تکفل انسان هستند. چنانکه پيامبر فرمود" کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته « بحارالانوار ، ج 72، ص 38 )جوادي املي، 1380، ص 215(
»وقف در بعد تأمين اجتماعي همزمان منشاء دوا ثر عمده در جامعه مي باشد. از يک طرف همچون چتري بزرگ سايه خود را بر تمام نيازمندان و محرومان ميگستراند و جامعه را از فقر و تنگدستي که عامل بسياري از مفاسد اجتماي و اخلاقي و سستي در ارکان ديني است، نجات ميدهد و امکان همزيستي مسالمت آميز را در محيطي مملو از اخوت و حسن ظن که زمينه ساز پيشرفت و تعالي جامعه خواهد شد، فراهم ميکند. از طرف ديگر با حل مسأله تأمين اجتماعي به وسيله خود مردم به صورت خود جوش اشکالات اجرايي را که معمولاً قوانين اجتماعي دارند- نخواهد داشت و مهمترين از آن اينکه وقف بار مالي اين امور را از دوش دولت اسلامي برميدارد.«)مصطفي سليميفر- 1370، ص 148(
عدم امنيت و ناامني ريشه در کمبودهاي اقتصادي نابسامانيهاي اجتماعي ضعف قانون و بالاخره فقر فرهنگي و معنوي موجود در جامعه دارد. امنيت هنگامي برقرار خواهد شد که زمينه بروز ناامني برطرف شده و بستر براي تأسي به قانون به حفظ حريم اجتماع و پاس داشتن حرمت همنوعان فراهم گردد. سنت وقف چون هدفي جز حذف فاصلههاي طبقاتي و ايجاد امکان استفاده از تمامي جنبه هاي ضروري زندگي براي همگان ندارد، بستر مناسبي براي پويايي اقتصادي و در نهايت برقراري امنيت اجتماعي است. از طرفي ابعاد معنوي و فرهنگي وقف سبب گسترش و رشد اخلاق فردي و اجتماعي ميگردد که خود عامل بسيار مهمي در اين زمينه محسوب ميگردد.
وقف با توجه به ابعاد عقلاني، مادي و اقتصادي، معنوي و الهي و حقوقي و ... ميتواند به عنوان اهرمي بسيار قوي و عامل موثر بر فرهنگ عمومي جامعه باشد. سبب گسترش و تعميق اخلاق فردي و اجتماعي حسنه گردد و غناي فرهنگ اسلامي و انديشه ديني در جامعه موجب گردد. علامه محمد تقي جعفري مينويسند:» هر اندازه فرهنگ يک جامعه بيشتر به اصول ثابت معقول و دريافت هاي عالي انساني متکي باشد، آن فرهنگ از بايستگي و شايستگي و پايداري بيشتر برخوردار است« )محمد تقي جعفري، 1373. ص 78(
همانطور که در بخش قبل گفته شد انواع معيارهاي سنجش را ميتوان به طور خلاصه در سه قسمت جاي داد. سنجش در امور مادي و معنوي- سنجش در امور فردي و اجتماعي – سنجش به طور کمي و کيفي.
حال به بررسي کارکرد هر يک از انواع سنجش در نهاد وقف مي پردازيم.
وقف از جمله احکام ديني در اسلام محسوب ميشود. ويژگي عمده احکام اسلامي آن است که علاوه بر بسياري جوانب مادي در عين حال داراي ابعاد معنوي زيادي هم هستند که چون رنگي تمام وجوه احکام مادي، عبادي و ... را مي پوشاند.وقف در اين ميان نهادي ديني است که در عين حال که داراي پيامدهاي واضح در امور اقتصادي است به دليل آنکه خود نوعي عبادت است و انگيزه الهي و نيت تقرب الهي نياز دارد و جزء احکام مستحب ميباشد ميتوان گفت به نحو واضحي داراي هر دو جنبه مادي و معنوي است. لذا در سنجش امور مادي و معنوي لازم جهت درک رشد انساني در جامعه ديني ميتواند به خوبي به عنوان معياري مورد استفاده قرار گيرد.» انسانيت انسان و کمال حقيقي او در سايه معنويات به دست ميآيد، معنويات انسان را به خدا نزديک مي سازد و زندگي مادي مقدم دست يابي، معنويت و وسيله تامين آن خواهد بود )مصباح يزدي، 1374، ص 49(
ادامه دارد ...
منبع :
رعايت احکام و قوانين ديني و انجام تکاليف شرعي
دين برنامه زندگي وسعادت انسان از جانب پروردگار است. لذا رشد انساني در جامعه ديني خارج از حيطه انجام اين تکاليف با نيت الهي و اخلاص قابل تصور نيست.لذا رعايت احکام الهي و دستورات شرعي خود از معيارهاي سنجش رشد انساني محسوب ميشود.
نکته نهايي در اين بخش آن است که به هر حال در جامعه ديني اصول سنجش، معيارها و شاخصهاي سنجش رشد يافتگي انسان در غالب کلي دين و احکام الهي قابل تعريف و تصور است .هر چند فرآيند سنجش در اين نگاه قدري متفاوت و مشکل باشد لکن بايد در ميان مولفههاي جامعه ديني و احکام اسلامي موضوعاتي را يافت که بتواند اين وظيفه را به خوبي بر دوش بگيرند. از جمله اين موضوعات مستعد، نهاد وقف در اسلام است که در فصل بعد به برسي آن به عنوان يک معيار اسلامي مناسب جهت سنجش رشد انساني در جامه ديني خواهيم پرداخت.
فصل سوم
بعد از آشنايي با معيارهاي سنجش وملزومات ارزيابي و سنجش رشد انساني در جامعه ديني در اين قسمت در پي آنيم که با بررسي و تحليل جوانب مختلف وقف به عنوان يکي از احکام اسلامي نقش و قابليت آن را در تبديل شدن به وسيلهاي جهت سنجش رشد انساني در جامعه ديني مورد ارزيابي قرار داده و در حد توان به تبيين و تحليل وقف به عنوان نماد رشد انساني بپردازيم. در اين بخش به طور عمده ويژگيهاي وقف و همچنين کارکردهاي آن را مبتني بر معيارهاي سنجش رشد انساني در جامعه ديني که در قسمت قبل به آنها اشاره شد مورد اشاره قرار ميدهيم.
در آيات عديدهاي از قرآن سفارش به نزديک کردن قلوب و محبت و مساعدت به نيازمندان شده که 4 دسته آيات را ميتوان نام برد که هر يک به نوعي به نقش و جايگاه وقف و انفاق و صدقه اشاره دارند. هر چند لفظ وقف در اين آيات و روايات نيامده لکن به گفته اکثر فقها و مفسرين لفظ صدقه به ويژه صرفه جاريه در اين بيانات اشاره به وقف است.
صاحب عروه الوثقي مينويسد:» وقف خود نوعي از صدقات است که گاهي واژه صدقه نيز به آن اطلاق ميشود و نيز گاهي واژه صدقه بر اعم از وقف و اخوات آن يعني حبس و سکني و ... اطلاق ميشود. بنابر اين وقف همان صدقه جاريه است. يعني صدقهاي که همچنان جاري و مستمر است. بر خلاف صدقاتي که چنين نيستند.«)ملحقات العروه ، ج 2 ص184(
الف: يک دسته آبان که انسان را به عمل صالح ترغيب و توصيه مينمايند...
ب: آياتي که به تلطيف قلوب و جلب محبت ديگران اشاره دارد..
ج- آياتي که مردم را به روح تعاون و احسان وبرادري و برابري دعوت مينمايند.
د- آياتي که انسان را به خود شناسي دعوت مينمايد تا از اين راه، بيشتر در اعمال وآثار کردار خود بينديشند و به سوي اعمال خير و نيک بشتابد...)سعيد معراجي، 1385، ص 26(
»امام صادق عليه السلام ميفرمايد: پس از مرگ آدمي،اجر ومزدي به وي نميرسد،مگر به واسطه سه عملي که در دنيا و در زمان حيات خويش انجام داده: يکي از اين اعمال صدقهاي است که در طول حيات خود بخشيده است که پس از مرگ او اين صدقه همچنان جاري است)وقف( و او از ثواب آن بهره ميجويد.«)تحريرالوسيله، ج 2، ص 62(
ادامه دارد ...
منبع :
احسان در رفتار با ديگران و همبستگي اجتماعي
در نگاه انسان رشد يافته و به تبع يکي از ملاکهاي رشد انساني در جامعه ديني آن است که آدمي در ارتباط با ديگران بر اساس احسان رفتار نموده و بدين ترتيب سبب همبستگي اجتماعي که از اهداف دين الهي است ،گردد.
»رابرستون اسميت ادعا ميکنند: دين دو کارکرد دارد: يکي تنظيم رفتار فردي براي خير همگان و ديگري برانگيختن اشتراک و وحدت اجتماعي. براي تأکيد اين کارکرد از دين شايد بتوان اين آن را به شاهد آورد.) انمّا المومنون اخوه حجرات/10)جوادي آملي، 1380، ص 44(
»از نظر قرآن همه جوامع انساني، از بدو پيدايش تا پايان، حکم يک خانواده را دارند، زيرا همه از يک پدر و مادر به وجود آمدهاند«.)مصباح يزدي، 1384، ص 99(
عمده تفاوت جامعه ديني و معيارهاي سنجش آن نسبت به جامعه غربي و غير ديني به اين امر بازميگردد که آيا ابعاد مادي اصالت دارند يا معنوي. از همين رو حتي گاهي مفهوم رشد با مفهوم توسعه به معناي مصطلح غربي اشتباه ميشود» آيا ميتوان معناي توسعه را با مفهوم تکامل و تعالي در اسلام انطباق بخشيد؟ خير مفهوم تکامل و تعالي در قرآن اصالتاً به ابعاد روحاني و معنوي وجود بشر است که بازگشت دارد و اين تکامل روحاني نه اين چنين است که ضرورتاً با توسعه مادي بشر ملازمه داشته باشد بلکه بر عکس، ثروت و استقلال در قناعت است و ... اعتدال و پرهيز از تمتع و تعالي در از خود گذشتگي و ايثار، و سلامت نفس در غلبه بر اميال نفساني و شهوات نفس اماره با سوءاست.)سيد مرتضي آويني، 1381، ص 9( شهيد مطهري نيز با تحليلي از جامعه اسلامي و جامعه غربي در اين زمينه ميفرمايند: »در تمدن غرب اين نيازهاي مادي است که اصالت دارد، اما در تمدن اسلامي اصالت بانيازهاي معنوي است و توجه به عالم ماده نيز به خاطر مقدمه بودن آن است.« )مرتضي مطهري، 1378، ص 82( در نهايت بايد اذعان داشت که معيارهاي سنجش در جامعه ديني بايد به گونهاي در نظر گرفته شوند که اولاً خود داراي بعد معنوي باشند و ثانياً در فرايند سنجش رشد انساني در جامعه ديني، اصل و اصالت را به ابعاد معنوي قائل باشند.
مهمترين ويژگي رفتاري که نشانه رشد انساني در جامعه ديني است به ويژه آنجا که ابعاد اجتماعي و اقتصادي خاص دارد، داشتن منفعت عمومي و کمک به عمران و آبادي جامعه است. معيار سنجش اين گونه اعمال در يک جامعه رشد يافته و "رفتار يک فرد انساني رشد يافته آن است که: اين عمل هر چه بيشتر با رعايت تمام ابعاد معنوي و الهي و فردي، منافع اقتصادي و رفاهي براي جامعه بهمراه داشته باشد. وبه رفع محروميت و فقر از جامعه و نيازمندان بپردازند. بدين ترتيب حتي معيار سنجش در مورد نوع تعامل ما با طبيعت و نعمتهاي الهي نيز مطرح ميشود.
از جمله معيارهاي رشد انساني در جامعه ديني آن است که تمام اعمال وا فکار و حالات مبتني بر رشد و تعالي ديني بشر و اجتماع بشري همگي در وهله نخست متضمن ابعاد انساني وکرامت آدمي هستند و حتي انسان رشد يافته خود را در مقابل کل عالم هستي مسئول ميداند.
»انسان براي هر ذره از ذرات موجودات، هدف و رسالت وتعهد و مسئوليت قائل است در چنين نگاهي فرد براي خود نسبت به زمين و آسمان و نهايت حيوان احساس مسئوليت ميکند و براي آنها حقي قائل است« )مرتضي مطهري، 1380، ص 363( اين مولفه سنجش سبب ميشود که معيارهاي سنجش رشد انساني در جامعه ديني بسيار فراتر از صرف احکام ديني و ملزومات آن باشد.
ادامه دارد ...
منبع :
