وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 4

  • ساعت ارسال پست : 6:37 PM ،


حقيقت انسان و هدف خلقت
 

ديدگاه معرفتي ومتعالي نسبت به وقف به عنوان نمادي از ايمان و رشد معنوي فردي اجتماعي انسان مبتني بر کسب شناخت صحيح از حقيقت انسان، هدف خلقت او و چگونگي حرکتش در اين مسير است. اصولاً هر پديده‌اي که با انسان، معنويت، دين الهي و اجتماع انساني مرتبط باشد در نهايت به اين شناخت هاي اساسي ختم مي‌گردد. انسان موجودي دو وجهي است. ماده و جسم و از طرفي معنويت و روح.»بدن قشر است و روح لب. اصل الانسان لبّه )بحارالانوار، ج 1، ص 82، حديث 2( اصل و حقيقت انسان جان ملکوتي اوست«)جوادي آملي، 1380، ص 60( از اين رو مي‌توان گفت آنچه به انسان هويت مي‌دهد اعتقادات دروني و تمايلات باطني اوست که مربوط به جنبه روحاني انسان مي‌شود و خداوند آن را در وجود انسان دميده است)نفخت فيه من روحي( »شناخت کامل انسان به حيثيت فرا طبيعي و طبيعي اوست و محدود کردن انسان به حيثيت طبيعي و شناخت او در اين جهت، شناخت حقيقت انسان نيست به شناخت حقيقت انسان به شناخت روح الهي اوست")جوادي آملي، 1380، ص 60(

در قرآن کريم حقيقت انسان، تحت عنوان"خليفه الله" ذکر شده است انسان خليفه خداوند روي زمين است و مهمترين ويژگي هر حليفه‌‌اي نيز آن است که با مستخلف خود نسبت وثيق و آشکار داشته باشد، از همين روست که تمام صفات دروني و نيک بشر را به منبع لا يزال آن و کمال و منتهاي اين صفات يعني خداوند منتهي و متصل مي‌دانند. رسيدن به اين متنها و سرچشمه يعني خداوند و تشبه به او که به قرب الهي تعبير مي شود ،هدف محوري خلقت بشر است. »هدف آفرينش و غرض از خلقت انسان اين است که او به وسيله افعال خود رضاي خداي متعال را کسب کند و به درگاه احديت تقريب يابد و به کمال حقيقي خود نايل آيد«)شفيعي سروستاني، 1383، ص 28( حقيقت انسان و هدف خلقت او يعني مبدأ و مقصد طبيعتاً مسيري را نيز جهت حرکت از مبدأ به مقصد نمايان مي‌سازد که مولفه سوم در اين معادله است. تعابيري چون صرط، صراط المستقيم و... در قرآن کريم )اهدنا الصراط المستقيم( اماره اي آشکار بر اين موضوع است. درنهايت 2 نکته مورد توجه است؛ اول: اين مسير چيست؟ و چگونه شناخته مي شود؟
دوم:‌چگونه و با چه مکانيسمي بايد آن را طي نمود؟
 
مسير، حرکت، رشد
 

از شناحت حقيقت وجودي انسان و هدف خلقت او برآمد که مسير حرکت انسان در طول حيات در واقع طي کردن مبدأ تا مقصد در نظر گرفته شده براي اوست. از طرفي نتيجه نهايي اين معادله سه وجهي اين نکته مهم است که انسان قابليت طي اين مراحل را دارا است، به طوري که اين هر سه به گونه‌اي پيوسته انسان را به وسيله برنامه الهي به تعالي، سعادت و غايت خود مي‌رسانند. رسيدني که از مراحل جدا نيست.
حاصل تعبير ذکر شده به طور خلاصه آن است که : حقيقت انسان حرکت وصعود است. حرکت در مسيري معين، جهت رسيدن به هدفي مشخص ومتعالي.
لذا مفهوم رشد در نگاه اسلامي از همين جا مشخص مي شود.

» لفظ رشد و ترکيبات مختلف آن مجموعاً نوزده بار در قرآن مجيد آمده است و آيه مبارکه‌اي که بيشتر از ديگران مورد استناد قرار گرفته آيه 256 از سوره بقره است که رشد را صراحتاً در مقابل)غي( قرار داده است) لا اکراه في الدين قد تبين الرشد من الغي( راه رشد)سبيل الرشاد( راهي است که انسان را به سوي علت غايي وجود خويش و آن هدف خاص که از آفرينش مقصود پروردگار متعال بوده است هدايت مي‌کند. و آن را راه صلاح ترجمه کرده‌اند" )مرتضي‌‌‌آويني، 1381، ص 6(رشددر واقع مفهومي چند بعدي است که شامل وجوه مادي و معنوي حيات بشر به طور همزمان مي شود وهمان حرکت در مسير فوق الذکر است. که شناخت آن هم بسته به جهان بيني انسان يعني از نوع نگاه او به عالم و آدم و ... حاصل مي‌شود .طي مسيري که آن را به رشد تعبير مي‌کنيم، عبارت است از: تبديل شدن قابليت‌هاي انسان به فعليت‌ها. يعني حرکت و پويايي جهت تبديل شدن از قوه به بالفعل. و لذا مي‌توان گفت رشد انساني در تعبير اسلامي عبارت است از: تبديل موجود بالقوه انساني به انسان کامل. اين امر مسلماً از مسير جامعه‌اي رشد يافته و نيز بر اساس پيروي از الگوي انسان رشيد و جامعه کامل است.

»به همان سان که انسان کامل آرزوي انسان ناقص است، دست يابي به شهر آرماني يا مدينه فاضله آرزوي انساني است که در ميان خود و همنوعانش عدالت و فضيلت را جاري نمي‌بيند)شفيعي سروستاني، 1383، ص 97(‌...و اين مدينه آرماني خود برگرد هسته مرکزي وقلب تپنده ومنبع معنا بخشي خود يعني ولي الله يا انسان کامل شکل مي‌گيرد.
»همان طور که انسان قلبي دارد که حيات همه اعضا به وسيله آن تأمين مي‌شود جامعه بشري نيز احتياج به قلبي داردکه بر ظاهر و باطن او حکومت مي‌کند و او ولي الله است « )جوادي آملي، 1380، ص 44(
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 3

    • ساعت ارسال پست : 6:36 PM ،


    ابعاد فرهنگي - اجتماعي
     

    به لحاظ فرهنگي اجتماعي مي توان گفت:» وقف از مصاديق و مظاهر جاودانه احسان و نوع دوستي و خيرخواهي است که با الهام از تعاليم انبيا بوجود آمده و از توجه و تيزبيني بندگان صالح خدا به مسائل اجتماعي و تجلي روحيه تعاون حکايت دارد. وقف اثبات وارستگي و دورانديشي واقف و اعتقاد عميق وي به زندگي اخروي و منشأ خيرات و برکات نسبت به خود و جامعه مي‌باشد. وقف عمر کوتاه مدت انسان را به چندين صد سال افزايش مي‌دهد.« )محمد شکر خدا، 1380(
    ابعاد مختلف تأثيرات مستقيم و غير مستقيم فرهنگي اجتماعي وقف را در سر فصل‌هاي متعدي مي‌توان برشمرد.
     
    کمک به برقراري عدالت اجتماعي در جامعه
     
    گسترش وفاق اجتماعي
     
    مبارزه با خود محوري و خودمداري
     
    امنيت اجتماعي
     
    بسط و گسترش روحيه گذشت ،تعاون، ايثار
     
    گسترش شعائر ديني و ارزشي
     
    تعميق باورهاي مذهبي و معنوي جامعه و افراد
     
    تکامل روحي و معنوي واقفين و ...
     
    ايجاد ذخيره سرمايه انساني و اجتماعي
     
    گسترش اخلاق فردي و اجتماعي
     
    محوريت فرهنگ، معرفت و رشد در وقف
     

    آنچه به طورکلي در رأس همه آثار و پيامدهاي وقف قابل ذکر است ابعاد فرهنگي و معرفتي آن است. وقف از حسنات موکد ديني و در زمره اعمال صالح باقيه است و از نظر اخلاقي، بارزترين تجلي روحيه تعاون اجتماعي است. نگاه انديشمندان به ابعاد مختلف وقف اين نکته را براي ما آشکار مي‌کند که هر چند پيامدهاي اقتصادي- حقوقي و اجتماعي و همچنين پيامدهاي فرهنگي کميّ و قابل مشاهده وقف غير قابل انکار بوده و از محورهاي اصلي محسوب مي‌شوند، لکن روح کلي حاکم بر تمام ابعاد وقف روح فرهنگي و معرفتي خاصي است که انسان و رشد و تعالي او را هدف اصلي قرار داده است. چرا که نقطه مشترک و محور اصلي تمامي فرهنگ‌ها، انسان و کمالات روحي ومتعالي او است و دين نيز که خود مولد فرهنگ و از طرفي هسته مرکزي آن است جز براي سعادت بشر و هدايت او نيامده است. لذا به نظر مي‌رسد توجه به اين بعد از ابعاد وقف بايد نقشي محوري در تمام تحليل‌ها داشته باشد.

    لذا بازشناسي حقيقت انسان- هدف خلقت او، رشد و تکامل ومعيارهاي شناسايي اين حرکت پويا به سمت تعالي مقدماتي است اساسي جهت فهم درست وقف ونقش محوري معرفتي و فرهنگي آن در سير انسان به سوي سعادت و رشد و تعالي فردي و اجتماعي است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 2

    • ساعت ارسال پست : 6:34 PM ،


    فصل اول
     
    جامعيت اسلام
     

    وقف از جمله احکام ديني و پديده‌هاي اجتماعي است که مانند همه پديده‌هاي از اين دست، مهمترين ويژگي شکلي آن، ذو وجوه بودن آن است. يعني وقف پديده‌اي است که داراي جنبه‌هاي گوناگون، آثار مختلف، اشکال فراوان و به تبع فراز و فرودهاي تاريخي و حتي معنايي و مصاديق متنوع در طي زندگي فردي و اجتماعي انسانها و جوامع . وقف به عنوان يک نهاد ديني که انگيزه‌هاي معنوي و ديني بسيار زيادي در شکل‌گيري آن نقش دارندما را به يک واقعيت مبرهن و اساسي در مورد دين اسلام که همانا جامعيت اين دين مي‌باشد مي‌رساند. جامعيتي که هدفي خاص را پيگيري مي‌نمايد:

    »اگر درحوزه انديشه و باورهاي خود معتقد به جامعيت و شفافيت دين مبين اسلام باشيم و آن را به عنوان برنامه‌اي جامع و بدون نقص براي آفرينش انسانهايي کامل، و جوامعي آرماني تلقي کنيم بايد معترف به اين حقيقت بزرگ باشيم که شالوده و محور تمامي تعليمات و دستورات اديان الهي ، در وهله اول سعادتمندي انسان به عنوان يگانه عنصر ذي‌شعور و صاحب اختيار جهان خلقت و در ثاني ايجاد زمينه و فراهم نمودن بستر رشد و ارتقاي معنوي او به منظور طي کردن مدارج عاليه کمال در جهان هستي است«)محمد شکر خدا، 1380، ص 1(
    جامعيت به اين معنا مي‌طلبد که تمام ابعاد زندگي انسان و پديده‌هاي مرتبط با او، نظام معنايي خود را از دين )به معناي کلي( و معارف آن دريافت نمايند و محوريت اصلي تمام شئون زندگي بشر را دين پوشش دهد.
    »جامعيت دين و شريعت و کامل بودن آنان به اين معنا [است] که اسلام، ناظر به همه ابعاد زندگي مادي و معنوي انسان است... زيرا هدف اصلي دين، تأمين سعادت دنيوي و اخروي است و در چگونگي سازماندهي دنياي مردم نقش موثر و در تأمين حيات معنوي و نجات آخرتي آن‌ها سهم به سزايي دارد« )جوادي آملي، 1380، ص 17(
     
    ابعاد مختلف وقف
     

    پديده‌هاي انساني همواره در شبکه‌اي از ارتباطات بوده و چون اعضاي يک مجموعه ارگانيک با يکديگر در حال تعامل مي‌باشند لذا بررسي کامل آنها جز با شناخت ابعاد مختلف آنها ممکن نيست.
    وقف را مي‌توان داراي جنبه‌هاي مخلتف اقتصادي، اجتماعي، حقوقي، فرهنگي و معرفتي و ... دانست که همه اين وجوه موثر بر يکديگر ومتأثر از هم مي‌باشند
     
    ابعاد اقتصاد وقف
     

    ظاهر وقف آن است که وقف در زمرة مسائل اقتصاد مردمي بوده و علما و محققان دين در تقسيم‌بندي فقه آن را در ناحيه عقود رده‌بندي کرده‌اند. لذا مسلماً وقف از جمله مصاديق احکام اقتصادي اسلام است که پيامدهاي اقتصادي آن در نظام کلي اقتصاد اسلامي و معيشت مردم همواره مورد توجه اصلي محققان و عامه مردم قرار گرفته است. دکتر عبدالملک احمد السيد در مورد وقف و نظام اقتصادي اسلام مي‌گويد:
    »الدين الاسلامي بمداه الکبير و شموليته للحياة علي نظاقتها الواسع قد شمل الحياة الروحية و الاخلاقية بجانب الحياة العلمية، فقه لعب الاسلام دوراً اساسياً و موجهاً للحياة الاقتصادية علي مدي تاريخ الطويل... و لقد کان الوقف هو احد الموسسات الاقتصادية في الاسلام هو من اهم الموسسات التي کان لها دورها الفعال في عملية القطور و النمو الاقتصادي في مختلف عصور الاسلام... )عبدالملک احمد السيد، 1984 م، ص 228-227(
     
    نقش وقف در تعميم ثروت جامعه و جلوگيري از تجمع وتمرکز ثروت
     
    نقش وقف در تعديل شکاف‌هاي اقتصادي درجامعه
     
    نقش وقف در کمرنگ کردن فقر و کمک به محرومين و افراد کم درآمد.
     
    نقش وقف در ايجاد رفاه نسبي و توسعه اقتصادي جامعه
     
    نقش وقف در گسترش چتر تأمين اجتماعي جامعه
     
    نقش وقف در جبران خلأ خدمات دولتي
     
    درآمدزايي وقف و موقوفات و توليد ثروت
     
    نقش وقف در ثبات اقتصادي )رشد اقتصادي(
     
    نقش وقف در گسترش مالکيت‌هاي عمومي...
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 1

    • ساعت ارسال پست : 6:32 PM ،


    چکيده
     

    نهاد وقف از جمله مصاديق احکام اقتصادي دين مبين اسلام است. پيامدهاي اقتصادي وقف از جنبه‌هاي مختلف و به گونه‌اي آشکار در جامعه قابل مشاهده است. در واقع وقف يک حرکت انساني در جامعه ديني است که بر اساس اختيار صورت مي‌گيرد. بدين لحاظ داراي ابعاد گوناگوني بوده به طوري که حتي نتايج آشکار اقتصادي آن نيز داراي وجوه فرهنگي و معرفتي خاص مي‌باشد.

    از طرفي جوامع بر اساس غايات، مباني نظري و جهان‌پديداري خود معيارهاي سنجشي معين مي‌کنند و شاخص‌هايي را براي آن قرار مي‌دهند تا ميزان قرب و بعد خود را در مسير رسيدن به اهداف و مطلوب‌هاي ترسيم‌شده خود بسنجند. مانند درآمد سرانه، توسعه اقتصادي، ميزان کتاب‌خواني،GNP، ... که در جوامع مدرن غربي مطرح مي‌شوند. جامعه ديني نيز از اين امر مستثني نبوده است. از آنجا که غايت جامعه ديني، رشد انساني يا به تعبير ديگر تعالي بشر در سير به سوي تکامل و قرب است، نياز به شاخص‌ها و ابزار سنجش متناسب خود دارد. لذا مي‌توان وقف را با توجه به ويژگي‌هاي خاص مادي و معنوي آن به عنوان يک شاخص کمي و کيفي براي سنجش ميزان رشد انساني در جامعه ديني تلقي کرد. رابطه‌اي سيال و متعالي ميان سنجش شونده و شاخص سنجش که بر اساس نگاه انساني و کمال‌جويانه در جامعه اسلامي شکل مي‌گيرد.
    مقدمه
     

    طرح موضوع و هدف مقاله
    يکي از سنت‌هاي نيکو، حسنه و با قدمت طولاني اديان و مذاهب که مورد توجه و علاقه عقلا و انديشمندان صالح و پيامبران و حتي مردم عوام بوده است و مشروعيت آن بر کسي پوشيده نيست وقف مي‌باشد. با توجه به تعريف فقهي وقف که آن را:»تحبيس الاصل و تسبيل المنفعة« )شيخ طوسي،المبسوط، 3/289( يا »الوقف عقد يفيد تحبيس الاصل و اطلاق المنفعه« )علامه حلي،القواعد، ص 387(. پر واضح است که تنها شناخت مؤلفه‌هاي موجود در اين تعاريف خود نياز به بررسي فني جنبه‌هاي مختلف دارد. از طرفي بدون شناخت صحيح و کارآمد آن نمي‌توان تحليل و توصيفي جامع و مانع براي مقاصد مهم پيش رو ارائه کرد. لذا لازم است مباحث مربوط به وقف به عنوان يکي از احکام اقتصادي اسلام که در ضمن پديده‌اي اجتماعي، فرهنگي، حقوقي، انديشه‌اي مي‌باشد مورد کنکاش قرار گرفته تا اين امر نيک جايگاه واقعي خود را پيدا نمود، ابعاد، مسائل و حرفهاي ناگفته مطرح و بررسي گرديده و اين ميراث درخشان ديني و اجتماعي و فرهنگي در جامعه اسلامي نور افشان نموده و اعضاي جامعه ضمن آگاهي از اثرات آن در ضمن از ثمرات آن برخوردار باشند. لذا در اين مجال و فرصت توان بررسي همه ابواب آن را نداشته بلکه به اختصار به ابعاد فرهنگي و معرفتي آن البته با تاکيد بر بخش خاصي از اين مباحث که همانا بررسي وقف به عنوان نماد رشد انساني )در يدگاه فرهنگي و معرفتي( در جامعه ديني مي‌باشد مي‌پردازيم. در اين زمينه به تبع با مفاهيمي چون رشد، رشد انساني، معيارهاي سنجش در جامعه ديني و ديدگاه‌هاي معرفتي نسبت به وقف گريزناپذير است که به قدر توان ارائه خواهد شد.
    مفروض تحقيق: مفروض اساس در اين تحقيق آن است که جامعه ديني مبتني بر جهان‌بيني الهي و اسلامي مفهومي قابل شناخت و قابل تحقق بوده و کيفيت حرکت در اين جامعه با مفهوم عام رشد تعريف مي‌گردد. ترکيب مضاف رشد انساني نيز از جمله شقوق اين مفهوم است که به تبع در جامعه ديني مفروض و بلکه از ملزومات در نظر گرفته مي‌شود.
    فرضيه تحقيق: با توجه به تعريف و بازشناسايي مفهوم رشد انساني در جامعه ديني و آشنايي با مباني نظري و مقدمات سنجش در اين جامعه، فرضيه اصلي ما آن است که وقف مي‌تواند شاخصه‌اي جهت سنجش رشد انساني در اين جامعه باشد.

    ساماندهي تحقيق: نوشتار حاضر از يک مقدمه و سه فصل عمده تشکيل مي‌گردد. فصل نخست به بررسي مفاهيم و کليات و ادبيات رايج در اين خصوص مي‌پردازد و طي آن مراد از ديدگاه معرفتي و فرهنگي نسبت به پديده وقف، رشد انساني، و ساير مفاهيم مرتبط مطرح مي‌گردد. فصل دوم مباحثي در خصوص سنجش و ابزار سنجش مربوط به ابعاد گوناگون وجود آدمي و جوامع انساني و همچنين بازشناسي ويژگي‌‌ها و معيارهاي اساسي سنجش در جامعه ديني در نگاه اسلام را در برخواهد داشت.
    بررسي و تطبيق کليات مفاهيم و معيارهاي سنجش مربوط به رشد انساني در جامعه ديني با نهاد وقف و اثبات چرايي و همچنين ويژگي‌هاي آن شاکله اصلي فصل سوم را تشکيل خواهد داد. در نهايت نيز جمع‌بندي و نتيجه گيري کاربردي صورت مي‌گيرد.
    روش تحقيق: روش تحقيق در نوشتار حاضر ترکيبي از روشهاي توصيفي و نقلي است که مبناي استدلال تحقيق و اثبات فرضيه آن استناد به اقوال و آراء مويد فرضيه از منابع گوناگون خواهد بود.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)