وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 8

  • ساعت ارسال پست : 6:43 PM ،


معيارهاي ذيل را مي توان به صورت کلي به عنوان معيارهايي دانست که مي‌تواند در جامعه ديني به عنوان شاخص‌هايي براي سنجش رشد انساني در نظر گرفته شوند. در واقع عملي نشانه رشد انساني است که داراي اين ويژگي‌ها باشد:‌
 
رشد معنوي و دروني فرد
 

بر اساس آنچه تا به حال گفته شد يکي از مهمترين معيارها جهت سنجش يک عمل در جهت رشد انساني آن است که آن عمل در درجه اول سبب تعالي و رشد معنوي و دروني فاعلش گردد. در عالم خلقت همه چيز در اين جهت قرار گرفته. لذا در بسياري از آيات و روايات اشاره شده است که اگر عملي سبب رشد معنوي فرد نشود و او را به قدمي به قرب الهي و رشد نزديک نکند عملي عبث و بيهوده است.
 
اختيار و نيت الهي
 

در نظام معرفتي اسلام يک عمل بايد هم حسن فعلي و هم حسن فاعلي داشته باشد.حسن فاعلي به آن است که فاعل عمل به قصد قربت و يا نيت الهي اقدام به آن عمل نمايد. »مهم‌ترين عام ارزش‌گذاري در مسائل اخلاقي نيت و انگيزه انسان است. هيچ کاري را با صرف نظر از انگيزه انجام آن نمي‌توان ارزش گذاري کردن)مصباح يزدي، 1384، ص 33( از طرفي براي آنکه نيت الهي در انجام عمل در انسان محقق شود لاجرم بايد آن عمل بر اساس اختيار باشد و در غير اين صورت علي‌رغم ظاهر زيبا و خير عمل ارزشي حقيقي نداشته و سبب رشد انسان نمي‌گردد.
 
رشد معنوي جامعه و تعظيم شعائر ديني و ارزشي
در يک نظام احسن، شئون فردي و اجتماعي انسان رشد يافته با يکديگر ممزوج هستند. به گونه‌اي که يکي از معيارها جهت سنجش رشد انساني به آن است که عمل مورد نظر سبب رشد کلي جامعه در جهت ارزشي‌هاي پسنديده خود و به قولي تعظيم شعائر ديني که در اين زمينه مطرح مي‌گردد شود. »زندگي اجتماعي براي اين شکل مي‌گيرد که همه افراد به مصالح مادي و معنوي و کمال نهايي خود نائل آيند وپس رفتار اجتماعي افراد در صورتي درست و ارزشمند است که به مصالح کلي جامعه بينجامد«)مصباح يزدي، 1384، ص 33(
 

داشتن ديدگاه اجتماعي و مسئوليت الهي
 

انسان رشد يافته انساني است که ديدگاههاي اجتماعي او در عين توجه به ابعاد فردي زندگي‌اش گسترده بوده و مهمتر آنکه اين توجه به امور اجتماعي ومسائل جامعه و ديگران ناشي از مسئوليت الهي باشد که فرد و جامعه در اين زمينه ترسيم مي‌نمايند. »خود را جزئي از جامعه مي‌داند و منافع خود را جزئي از منافع اجتماعي مي‌داند. خير اجتماع را خير خود و شر اجتماع را شر خود« )علامه محمد حسين طباطبايي، بي‌تا، ص 37( بدين ترتيب علامه طباطبايي داشتن چنين تفکر وديدگاهي را يکي از ملاکهاي اجتماعي متمدن و مترقي مي‌داند.

»انسان فقط در انديشه منابع و مصالح شخصي خود نيست و افراد را ابزار تأمين و تحصيل خواسته‌ها و نيازهاي خود نمي‌انگارد بلکه ديگران را بندگان خداي متعال مي‌داند و تلاش و کوشش مي‌کند تا هدف آفرينش که تعالي حقيقي همه انسانهاست به بهترين وجه تحقق يابد. از اين رو نسبت به ساير افراد نيز احساس مسئوليت مي‌کند.«)شفيعي سروستاني، 1383، ص 82( در اينجا مفاهيمي چون وقف و امر به معروف ونهي از منکر معنا مي‌يابند.
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 7

    • ساعت ارسال پست : 6:42 PM ،


    انواع سنجش
     

    هر سنجشي نياز به شاخص‌هايي دارد. که با توجه به مطالب پيش گفته اين شاخص‌ها از دو جهت سبب تشخص سنجش در جوامع مختلف مي‌شوند.
    اول: بر اساس مولفه‌هاي مختلف مطرح و موثر در هر جامعه‌‌اي شاخص‌هاي سنجش و به تبع اصل فرآيند سنجش انواع مختلفي و گونه‌هاي متعددي مي‌يابد. در اين زمينه مي‌توان برخي از انواع شاخصهاي سنجش را مورد بررسي نمود:
    الف: سنجش شامل امور فردي و اجتماعي.
    ب: سنجش شامل امور مادي و معنوي
    ج- سنجش شامل امور کمي و کيفي:
     
    شاخص هاي سنجش
     

    در قسمت قبل انواع سنجش را بر اساس انواع شاخص‌هاي سنجش بررسي نموديم. در اين قسمت به بررسي ويژگي‌هاي اين شاخص‌هاي سنجش مي‌پردازيم و سعي مي‌کنيم بر اساس اين ويژگي‌ها به طور مقايسه اي به معيارهاي کلي سنجش در جامعه اسلامي و غربي بپردازيم.
    مي‌توان در جامعه اسلامي براي تعيين افعال و پديده‌هاي زندگي اجتماعي که در ضمن متأثر از عوامل فردي مي‌باشند اصولي را در نظر گرفت:»"براي تعيين افعالي که به زندگي اجتماعي مربوط مي‌شود بايد اصولي را در نظر بگيريم که بر اساس بينش عقلاني و توجه به واقعياتي که در زندگي اجتماعي وجود دارد استنباط مي‌شوند: 1- اصل عدل و موازنه حق تکليف فرد نسبت به جامعه 2-ا صل احسان 3- اصل تقدم مصالح معنوي بر ماديات 4- اصل رعايت اولويت «)محمد تقي مصباح يزدي، 1384، ص 52(

    از طرفي عمده اصولي که در جامعه غربي به عنوان اصول اساسي پذيرفته شده است و در يافتن معيارهاي سنجش مؤثر هستند شامل، اصل توسعه، اصل مصرف بيشتر و توليد بيشتر، اصالت ماده و اقتصاد ، اصل اومانيسم و ايجاد بهشت زميني مي‌شوند. »"مفهوم اجمالي توسعه: ايجاد فراخي و رفاه بيشتر در زندگي مادي انسان و پيشبرد او در جهت تمتع هر چه بيشتر از مواهب طبيعي« )سيد مرتضي آويني 1381، ص 7( »مصرف بيشتر براي توليد بيشتر شعار تمدن امروز است«)روژه گارودي 1363 ص 459(
    با اين توضيحات مي‌توان برخي ويژگي‌هاي شاخص هاي سنجش معمول در دنيا را چنين برشمرد:
    معيار سنجش بايد صرفاً کميّ باشد. يعني به صورت محاسبه‌اي و رياضي باشد مانند مفاهيم مختلف آمار و ...
    سنجش تنها مربوط به امور کميت‌پذير است.
    سنجش تنها مربوط به امور محسوس است. )يعني امورغير محسوس و غير مادي قابل سنجش در اين نظام سنجش نيستند(
    معيار سنجش، امور کيفي را نيز به طور غير مستقيم به صورت کمي تبديل مي‌کند.
    غفلت و عدم تعريف ابعاد معنوي در معيارهاي سنجش .
    محوريت امور فني نسبت به امور فرهنگي و معرفتي در سنجش .

    بدين ترتيب مقوله‌اي چون رشد انساني که از مقولات فرهنگي و معرفتي هر جامعه‌اي محسوب مي‌شود در اين ديدگاه و بر اساس معيارها و ويژگي‌هاي شاخص‌هاي سنجش در اين جوامع، تبديل به امري مکانيکي، سخت افزاري و کمي مي‌شود که با مولفه‌هايي چون ميزان رشد سوادآموزي،تعداد کتابخانه‌ها وميزان کتابخواني، تعداد دانشگاهها ميزان دعاوي موجود در دادگاه‌ها، تعداد تجمعات خاص مذهبي و ... سنجيده مي‌شود.
    حال آنکه در جامعه ديني و اسلامي ما رشد انساني بر اساس تعريفي که مبتني بر حقيقت انسان، هدف خلقت او و جهان بيني خاص الهي، يافته است ،قاعدتاً معيارهاي سنجش خاصي را مي‌طلبد که داراي ويژگيهاي متناسب با آن نظام کلي معرفتي باشد.لذا ويژگي‌منحصر به فردبرخي شاخص هاي سنجش رشد انساني جامعه اسلامي آن است که علي‌رغم اين ويژگي‌هاي کيفي و معنوي مي‌تواند جلوه‌هاي مادي و محسوس هم داشته باشدو نشانه‌هايي از حقيقت رشد انساني را به ما ب‌نمايانند. به همين دليل است که درفرضيه اين نوشتار، وقف که خود از احکام اقتصادي اسلام است و داراي پيامدهاي خاص اقتصادي و اجتماعي محسوس، به عنوان شاخص و نماد رشد انساني در جامعه ديني تلقي شده است.
    ويژگي هاي عمده شاخص سنجش در جامعه ديني عبارتند از:
    معيار سنجش صرفاً کمي نيست هر چند قابليت کمي شدن را دارد .
    سنجش تنها مربوط به امور کميت پذير و محسوس نمي‌باشد.
    سنجش علاوه بر امور مادي، رشد امور معنوي و رشد دروني افراد انساني و جامعه را مي‌نماياند.
    معيار سنجش لزوماً امور کيفي را به صورتي کمي تبديل نمي‌نمايد.
    تطابق شاخص ها و معيارهاي سنجش رشد انساني در جامعه ديني
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 6

    • ساعت ارسال پست : 6:41 PM ،


    مباني ارزشي سنجش
     

    مهمترين و عميق‌ترين لايه‌اي که در ذات هر جامعه و تمدني به طور کلي متصور است همان جهان بيني حاکم و مسلط بر پيکره و روح آن است. اين جهان بيني است که نوع نگاه افراد انساني، جهت گيري‌هاي فردي و اجتماعي ،رويکردهاي کلي و غايات را معين مي‌نمايد و به تعبيري روح کلي حاکم بر تمام ساحات زندگي بشر است.
    »نقش فرهنگ و جهان بيني آنجايي بروز مي‌کندکه پرداختن به تمدن مستلزم گزينشهاي چند گانه باشد، که در اينجا معتقدات و ارزش‌هاي آن جامعه)عناصر هسته‌اي جهان بيني( الزاما وارد ميدان مي شوند. هنگامي که ارزشها و باورهاي خاصي به اندازه کافي مورد توجه مردم قرار گيرد، جامعه ممکن است براي تأمين نيازهاي خود)برآوردن شدن خواسته‌هاي ارزشي خود( حتي اقتصادي ترين راه حلها را هم فداي راه حلي کند که از نظر عقيدتي مرجع به نظر مي رسد«.)پاتريک نلان وگراهارد لسنکي، 1380، ص 111( لذا با اين نگاه جوامع در مباني و جهت گيري هاي شکلي و محتوايي مربوط به گزينش ها، سنجش ها و ابزارها و شاخص هاي سنجش ،از يک ديگر جدا شده و هر يک مبتني بر نوع جان بيني، مباني نظري، مباني معرفت شناختي و غايات خود، رويکردي خاص در اين مقوله پيدا مي کنند. مهمترين دسته‌بندي جوامع و انسانها در اين زمينه بر اساس اعتقاد و تقيد به دين و با عدم تقيد و اعتقاد به آن صورت مي‌پذيرد. در اين نوشتار اين دو صنف به صورتي بسته‌تر با عنوان جوامع اسلامي و جوامع غربي سکولار تغبير مي‌شوند. لذا بايد گفت مهمترين مولفه حاکم بر صورت وسيرت جامعه اسلامي، دين و توحيد است. جهان بيني اسلامي داراي ويژگي‌هايي است چون :

    1-جهان به عبث و باطل آفريده نشده. 2-همه چيز از آن خدا است و بازگشت همه امور به سوي اوست 3- نظام موجود نظام احسن است .4- قانون الهي بر جهان حاکم است. 5- انسان خليفه خدا و مأمور عمران زمين است.
    6- جهان امانت الهي است. )مرتضي مطهري، 1380، ص 381-382(
    اما در مقابل جامعه غربي با رنسانس معرفتي که در قرون 15 و بعد از آن رخ داد و تکميل شد بنيان و مباني تمدن مدرن خود را بر جدايي از دين و محور قرار دادن انسان به جاي خدا و حاکميت آدمي بر شئون زندگي مادي و غير مادي قرار داد.)اومانيسم(

    »ماکس وبر با افتخار ثمره تمدن غرب و وجه مشخصه آن را عقلاني شدن و هوشمند شدن انسان مي‌داند و بالاتر از همه، توهم زدايي از جهان مي‌داند. از منظر او، تمدن غرب نشان داد که جهان ديگر پديده لاهوتي نيست.زندگي ديگر رازي نامکشوف نيست. سرنوشت بشريت ديگر در دستان موجودات مافوق انساني نيست و مذهب که روزگاري مي‌توانست پيشرفت بشري را برانگيزد، ديگر مورد نياز نيست.«)رابرت اچ، لاور، ترجمه سيد امامي، 1373، ج 1، ص 931( مقايسه اين دو نوع نگاه، اين تفاوت در مباني نظري که بن مايه‌هاي تشکيل بناي بلند تمدني هستند به خوبي به اثبات مي‌رساند که؛ لاجرم بايد در امر سنجش، معيارهاي آن، انواع و جهت‌گيري‌هاي سنجش در امور اجتماعي و حتي در مورد رفتارهاي فردي انساني، در سطوح اقتصادي- فرهنگي و ... ميان اين دو نگاه تفاوت چشمگيري وجود داشته باشد.

    .»ارزش‌ها: که حکم مي کند که شيوه‌هاي خاصي از کنش بايستي رعايت شود.هنجارها:الگوهاي رفتاري مورد قبول جامعه، که بيانگر آنند که مردم چگونه بايستي در وضعيتي خاص عمل کنند«. )استفان مور، 1385، ج 1، ص 18(
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف نماد رشد انساني در جامعه ديني - 5

    • ساعت ارسال پست : 6:39 PM ،


    فصل دوم
     
    سنجش و لزوم آن
     

    حال که که رشد را اينگونه مراد کرديم بايد به يکي از لوازم تحقق آن اشاره کنيم: به طور کلي يکي از مقدمات و ملزومات تحقق هر حرکت، پيشرفت و تغيير و تحولي، در مسيري مشخص: سنجش مي‌باشد. آشکارترين و دروني‌ترين مصداق اين امر سنجشي است که انسان به طور ناخودآگاه همواره نسبت به خود، اعمال و افکار و خواسته‌ها و نتايج و نگاهها و جهان بيني‌ها و معتقدات خود انجام مي‌دهد: همين که ما انسانها همواره در حال تغيير و تحول نسبت به وضع پيشين خود هستيم و سعي مي‌کنيم تصميماتي در جهت رسيدن به مقاصد خود اخذ نموده و عمل نماييم همگي مسبوق به نوعي سنجش دروني است.

    روح حاکم بر جامعه نيز که از انسانها تشکيل مي‌شود و خود نوعي شخصيت مستقل مي‌يابد، داراي همين ويژگي است يعني همواره نيازمند سنجش خود، مولفه‌هاي سامان بخش خود،حرکت خود و سنجش فاصله مفروض تا اهدافش است.
     
    سنجش و مراقبه اجتماعي
     

    لزوم سنجش در هر جامعه‌اي يا درون هر انساني از آنجا ناشي مي شود که براي رسيدن به مطلوب ابتدا بايد موقيعت خود را شناخت. يعني انسان ابتدا بايد بداندکه در چه نقطه‌اي از مسير خود ايستاده و تا رسيدن به هدف خود چه مقدار راه دارد و يا حتي سنجش کند که آيا همچنان در مسير معين و منتخب تا رسيدن به مطلوبش قرا ردارد ياممکن است منحرف شده باشد و هيچ گاه به هدفش نرسد.

    سنجش به ويژه در امور اجتماعي و در ساحات مختلف حيات يک جامعه که حرکت در جهت رشد و تعالي را پيگيري مي‌کند اهميت دو چندان مي يابد. از اين رو از آن به مراقبه اجتماعي تعبير نموده‌ايم .لذا بدون سنجش به ويژه در جامعه ديني و اسلامي امکان انحراف و يا غفلت و جهالت در شئون مختلف رشد و حرکت فردي و اجتماعي در مسير سعادت و تقرب الهي فرد و جامعه وجود دارد.
     
    سنجش رشد انساني
     

    عنايت به لزوم انکار ناپذير سنجش در جامعه، خود اين امر را آشکار مي‌سازد که: اين سنجش براي کارآمد بودن بايد شامل تمام شئون يک جامعه باشد و همه لايه‌هاي آشکار و پنهان آن را در برگيرد. اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي، فردي، ارزش و ديني و اخلاقي و ... در يک تقسيم بندي کلي تمدن‌ها داراي سه لايه عمده مي‌باشند.

    تفکر، فرهنگ، تمدن .تفکر يا جهان بيني عميق‌ترين لايه محسوب مي‌شودکه جهت گيري‌هاي کلي و روح حاکم بر يک تمدن و حيات تاريخي اجتماعي را مي‌سازد. از طرفي فرهنگ مجموعه مناسباتي است که مبتني بر تعاملات و رويکردهاي کلي حاکم شکل مي‌گيرد و انسانها را به عينيتي سيال از تفکرات و روح حاکم مي رساند. آنگاه تمدن يا مدنيت مطرح مي‌شودکه در واقع سطحي‌ترين لايه است و مجموعه مناسبات مادي، ساز وکارها و صنايع، علوم و ... را که انسانها به طور واقعي و مستقيم براي گذراندن حيات از آنها بهره مي‌گيرند و مي سازند را شامل مي‌شود. در اين ميان هر چه سنجش عميق‌تر باشد و مولفه هاي بينادي‌تري از جامعه را شامل گردد لاجرم، اثرگذار و آشکار کننده‌تر خواهد بود. در ميان تمام شئون حيات فردي و اجتماعي يک تمدن توجه به سرمايه‌هاي انساني و سنجش ميزان رشد يافتگي انساني از جايگاه خاصي برخوردار است. همان طور که شهيد مطهري معتقد است» يک ملت اگر بخواهد زندگي کند، نياز به انواع سرمايه‌ها دارد که يکي از آنها سرمايه‌هاي اقتصادي است. ولي کدام سرمايه از همه سرمايه‌ها بالاتر است؟ سرمايه انساني...«)مطهري، 1379، ج 7، ص 51(
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)