پنجمين نشست علمي پژوهشي وقف در تاريخ نهم خرداد 1384 درسالن جلسات سازمان اوقاف و امور خيريه با حضور مسؤولان و مديران اوقاف و تني چند از کارشناسان مسائل وقفي برگزار شد. در اين جلسه ابتدا معاون فرهنگي سازمان اوقاف و امور خيريه آقاي خسروي مطالب کوتاهي در جهت تبيين موضوع بحث و برخي فعاليتهاي سازمان که مرتبط با موضوع مورد اشاره بود بيان داشت سپس آقاي دکتر خوش چهره سخنان مبسوطي ايراد کرد که خلاصهي آن را در نظر خوانندگان محترم ميگذرد:
خدواند متعال را شاکر هستم که توفيق حاصل شد در جمع عزيزان حاضر باشم، و تحت عنوان موضوع برجستهي کشوري و در حقيقت تخصصي وقف عرايضي را خدمت دوستان تقديم کنم اگر چه بحث وقف و قلمروهاي تخصصياش بخصوص از نظر شرعي و حقوقي خارج از دايرهي تخصص و تبحر امثال بنده است ولي معذلک در خصوص مباحث اقتصاديش و مخصوصا مباحث روز کشور که هم اثر گذار است بر جريان وقف و هم جريان وقف ميتواند روي ان اثر داشته باشد، در حد وقت و بضاعت علمي مطالبي را ارائه مينمايم. ابتدا اشارهاي ميکنم به بحث تقابل جريانات اقتصادي در کشور، نظام برنامهريزي در کشور و مخصوصا هدفهاي اصطلاحا استراتژيک و اساسي و چه در بطن نظام جمهوري اسلامي، چه قانون اساسي و چه برنامههاي استراتژيست نظام و بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام (ره) تحت عنوان عدالت اجتماعي و اينکه وقف و جريانات مربوط به آن آيا ميتواند ابزاري در جهت بسط و گسترشش باشد و به خدمت جريانات روز کشور در بيايد و در جهت تحکيم اهداف ديني، گسترش مباني فرهنگي و ارتقاي سطح رفاه و ساير زمينههايي که در تاريخ جريانات وقف در کشور و خاصه تاريخ اسلام شاهدش هستيم تأثير بگذارد؟ همان طور که عزيزان اطلاع دارند سنت وقف يک تاريخ گستردهاي را چه در بخش تاريخي کشور و چه در بحث اسلام دارد.
وقف در بسياري از تحولات مقطعي در جهت ترويج اسلام خاصه تشيع و همچنين نيات و مصارفي که واقف بر آن تأکيد داشته توانسته منشأ اثر باشد. در ترويج دانشهاي تخصصي مثل پزشکي که به درمان نيازمندان ميپرداخت موارد متعدد در تاريخ داريم که ايجاد بيمارستان بزرگ در مصر، ايران، بغداد نمونههايي از آن است اما آنچه که بحث وقف را در مطالعات تاريخي برجسته ميکند بحث مشارکت مردم در ابعاد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي خودشان بوده که توانسته يکي از مصاديق اين مشارکت را در تاريخ اسلام و ايران به استناد بگذارد: امروزه در سير تحولات برنامهريزي در دنيا هميشه گفته ميشود کشورهايي ميتوانند رو به جلو باشند که بتوانند جلب مشارکت مردم کنند حتي در نوع برنامهريزيهايي که مطرح ميشود بهترين نوع برنامهريزي برنامهريزيهايي است که از پايين به بالا متکي بر آرا و مشارکت مردم باشد. يعني اگر نظام برنامهريزي از بالا امکانات و منابع هم داشته باشد و امکانات و نتايج را در جهت اهداف کلان خودش تخصيص بدهد باز هم وضعيت بهينه و مطلوب وضعيتي است که بتواند تغيير روند بدهد و از پايين به بالا باشد. يکي از مصاديق مشارکت مردم مشارکت در زمينهي خيرات و کارهاي نيک است. و يکي از مصاديق بارزش وقف است.
ما بعد از انقلاب در ارتباط با اهداف استراتژيک نظام خاصه عدالت اجتماعي دچار چالشهاي جدي شديم. امروز در جمع محافل آکادميک يا دانشگاهي و دانشجويان يکي از سؤالات اين است که بالاخره اين عدالت اجتماعي که هويت بخش نظام جمهوري است و بايد خودش را در ابعاد مختلف و شاخصها و معيارهاي عملي نشان بدهد چيست و کجاست؟ در حالي که ما در عمل بروز چنين شاخصها و معيارهاي را در حد مطلوب نداريم. با توجه به اين جلسه و موضوع سخن وقف و جايگاهش که ميتواند در بسط و گسترش عدالت اجتماعي باشد حتي در اين قلمرو هم ما جاي کارهاي گسترده داريم. من حالا خيلي سريع به بحث اول که بحث عدالت اجتماعي هويت بخش نظام هست و نتوانسته در حد مطلوب خودش باشد اشارهاي ميکنم. در برنامههاي توسعه يا برنامهريزهاي اقتصادي امروز درسطح دنيا چهار پنج هدف شناخته شده وجود دارد که حتي در تغيير يک نظامي به نظام ديگر باز اين اهداف قابل رويت هستند، برغم افتراقي که در ماهيت نظامها و ساختار اقتصاديشان و جهتگيريهاي کلانشان دارد ولي در چهار پنج هدف مشترکند. يکي از اين اهداف افزايش ثروت و درآمد کشور است که اصطلاحا «افزايش درآمد ملي» ميگويند. افزايش درآمد ملي را با شاخصهاي تحت عنوانGNP که ترجمه واژهاي است به اسمGross National Production يعني توليد ناخالص ملي مشخص ميکنند. تمام تلاش هر دولت اين است که سطح توليد کالا و خدمات را در دورهي مورد نظر به گونهاي هدايت کنند که نسبت به دورهي قبل افزايش پيدا کند. اين يک شاخص مهمي براي هر کشوري است متعاقبا هدفهاي ديگري دارد مثل افزايش سطح اشتغال، کاهش تورم، افزايش صادارات و امثال آن، آنچه امروزه در نظام برنامهريزي مبتدي بر آن تأکيد شده اين است که افزايش توليد ثروت و درآمد در يک کشور شرط لازم هست اما کافي نيست. زيرا اگر آثار توزيع ثروت و درآمد در سطح جامعه مناسب نباشد يا به تعبيري اکثريت مردم از منافع حاصله ازاين رشد اقتصادي بهرهمند نباشد اين خودش يک نوع حرکت ضد توسعه و ضد حرکت به جلو ميشود. به چه دليل؟ چون در آن حالت گستردگي خط فقر، شکاف طبقاتي و امثال آن را خواهيم داشت به عبارت ديگر اختلاف طبقاتي مبين اين است که منافع حاصله از جريانات رشد و توسعهي اقتصادي چون خوب توزيع نشده به قلههاي ثروت و درحقيقت کانونهاي فقر ميانجامد.
ادامه دارد ...
منبع :
برخي از واقفان دور انديش، بر جاي ماندن ساختمانهاي وقفي را بر هزينه کردهاي ديگر برتري ميدادند، چنانکه شادروان الله وردي خان، در وقفنامهاي که به تاريخ 996 هجري براي موقوفات فراگير و ارزندهي خود نوشته، آورده است که: «... و مخارج خرابي مزارع موقوفه، کاروانسرا و دکاکين متصله به آن، مقدم بر رسانيدن منافع به موقوف عليهم ميباشد.»
حاج ميرزا اسماعيل شال فروش نيز در وقفنامهي مورخ ربيع الثاني 1283 هجري موقوفهي خود، ياد آور شده است که: «... و خرج تعميرات [منزل وقفي] مقدم است بر تعزيه داري...»
در وقفنامهي موقوفهي عماد الملکي تبس مورخ 1300 هجري، چنين آمده است:
«... همه ساله بعد از وضع مخارج دهقاني لازمهي املاکات... و صاحب نسقي و تعمير و مرمت و اصلاح جميع اعيان موقوفات، سيما، عمارات و باغ بزرگ طبس و عمارات ارض اقدس و باغ مشهد و غيرها و تنقيهي قنوات موقوفات و شاداب داشتن و لوازم باغباني و آباداني و دهقاني، که بقاي بنيان و اعيان موقوفات است، اقدم به هر مصرفي ميباشد...»
چنين است که مسجد شاه (مساوي امام) و مسجد شيخ لطف الله اصفهان، هنوز، پس از چهار صد سال در نهايت استواري و زيبايي، چون نگينهاي درخشنده در انگشتري يادمانهاي اسلامي ما، خويش را مينماياند و جويندگان نگينهاي جاودانه را به خود ميخواند و چون اين هنر شناسان، به شيراز دل نواز روي ميآورند، با همان شوق و اشتياقي که از ويرانههاي کاخهاي هخامنشينان در آپادانا و پاسارگاد و نقش رستم ديدار ميکنند، از زيباييهاي جانبخش آرامگاههاي امامزادگان شيراز (شاه چراغ) شاد ميشوند و از دلگشايي و استواري مسجد وکيل به شگفت ميآيند.
در پايان بايسته مينمايد از بخش ديگر از آثار هنري وابسته به نهاد وقف ياد کنيم که از گونهاي ديگرند و ابزاري کار گشا و ارزندهاند که از نهاد وقف بر آمده يا فراهم آمده از دهشهاي بي دريغانهي مردم پاکدل است که در ساختههاي وقفي کاربرد داشته است.
اين ابزار، که اکنون برخي از آنها، موزههاي بيگانه و آشنا را آراسته است، اگر دري منبت کاري شده و به سيم و زر اندودهي گرانبهايي است، روزگاري بر درگاه ايوان بارگاه امام يا امام زادهاي جاي داشته است و اگر چلچراغ و قنديلي سيمين يا برنجين ارزندهاياند، که چشم هر بينندهاي را در موزهها به خود فرا ميخواند، زماني بر گنبد آرامگاه امام زادهاي آويز بودهاند و شبانگاهان پرتو مهر آميز خود را بر در و ديوار حريم حرمي ميافشاندهاند. و اگر لاله و شمعدان پر بهاي دير سالي است که غرفهي موزهاي را ديدني کرده، بي گمان شبهايي بر صندوق تربت امام يا امام زادهاي، هستي خود را چون شمع سوزاندهاند و در آن تنگناي ضريح، رؤياي حقيقت و شوق، پديد آوردهاند.
امروز، چون به موزهي پر بار و ديدني آستان قدس رضوي، گام مينهيم، در همان آغاز، سنگاب خوارزمشاهي را ميبينيم که بازديد کنندگان را به خويش فرا ميخواند و با پرس و جو از راهنما در مييابيم که اين سنگاب بزرگ و ارزشمند در پايان سدهي ششم به وسيلهي سلطان محمد خوارزمشاه به آستانهي بلند پايهي امام رضا (ع) پيشکش شده است (23).
در هر سوي اين موزه، در هر طبقه و غرفه، نشانههاي اين آثار هنري و ابزار وقفي را ميتوان يافت، از فرشهاي گلابتون باف ابريشمين صفوي گرفته تا پردهها و روکشهاي دست دوز حرير و اطلس دورهي پهلوي و سدها ابزار گرانبهاي دير سال ديگر. و در پايان، گنجينهي قرآنهاي دستنويس ارزشمند خوش طرح و خط دير سال منسوب به برخي از امامان را ميتوان ديد که همگي وقف آستان حضرت شدهاند. دريغ، که شناساندن هر يک، از ديدگاه هنري و ارزشهاي مادي و معنوي، فراتر از توان کشش اين نوشته است.
چه بسيارندت از اين «زيبارويان عالم معني» در موزههاي ديگر و کتابخانههاي سراسر جهان و خانههاي دانش و کتاب! که چون شناسنامهي آنها را بررسي ميکنيم در مييابيم که، همه با نهاد وقف، شناسايي کهن دارند و گونهاي از آن بر آمدهاند.
شماري ديگر از بر جاي ماندههاي ارزشمند وقفي يا به گونهاي پيوسته به آن، کتابهاي گرانبهايي هستند که با خطي خوش نوشته شدهاند و از ديدگاه برجستگي جلد و طرح و جدول بندي و تذهيب و آراستگيهاي ديگر، پديدههاي شگرف و شگفت انگيز بي ماننداند که خود، بررسي جداگاناي را ميجويد.
همچنين، رحلها، قلمدانها، دواتها، و بسياري ديگر از ابزار نگارگري و نوشتاري و کنده کاري و... در اين شمارند و همه با پديدهي وقف، پيوسته و خويشاونداند.
اين نوشته را با سخني از جناب حجة الاسلام و المسلمين جناب آقاي نظام زاده به پايان ميآوريمکه گفتهاند:... توصيه ميشود که مردم خير، احداث مساجد يا احداث مدارس و درمانگاهها و بيمارستانها را در قالب وقف انجام دهند... تا تضميني براي ماندگار اثر خير آنها باشد و بايد يادآوري کرد که جريان بالندهي وقف، تنها منحصر به روضه خواني و اطعام نيست و ميتوان مواردي همچون ايجاد بيمارستانها و مراکز آموزشي و يتيم خانهها، ساختن پلها و ترميم راهها، تشويق مبتکران و مخترعان و... را زير عنوان وقف گنجاند(24).
2- معبد بلند آوازهاي براي آپولون خداي روشنايي و هنر در کورنيت يونان در حدود 540 ق. م ساخته شده است.
3- اين بناي با شکوه که در رم ميباشد به سال 27 ق. م ساخته شده است.
برگرفته از دايرة المعارف مهردار مهرين ج 7 صص 95 و 96.
4- معبد چغازنبيل: در خوزستان (از پرستش گاههاي ايلاميان)، 1250 پيش از ميلاد.
5- معبد آناهيتا (مساوي ناهيد) در استخر فارس قرار داشت و در زمان ساسانيان از رونقي برخوردار بود.
6- اين مسجد در دمشق سوريه واقع شده و 430 پا درازا و 145 پا پهنا دارد اين مسجد در گذشته کليسا بوده و اينک برج آن، هنوز بر جاي است. اين بنا در پايان سدهي نخست هجري به دستور وليد بن عبدالملک خليفهي اموي ساخته شد. مسجد عمر در بيت المقدس به سال 691 ميلادي بنا شده و ارتفاع گنبد آن 980 پا است.
7- مسجد ازهر و مسجد حسن در قاهرهي مصر.
8- مسجد اياصوفيه: در ترکيه (استامبول) 532 تا 537 ميلادي.
9- مسجد جمعه در اصفهان، زير بناي آن، همان کوشک نظام الملک بوده که نشانههايي از ستونهاي آتشکدهي زرتشتيان در آن پديدار است (ص 78 آثار ايران)، جامع مسجد، در هندوستان: بزرگترين مسجد جهان، بين سنوات 1442 و 1458 ميلادي به دستور شاه جهان ساخته شده است. اين مسجد که در دهلي قديم قرار گرفته، داراي 100 يارد مربع مساحت است. (ص 207 دايرة المعارف مهرداد مهرين ج / 1) مسجد شاه (مساوي امام) در اصفهان از زيباترين مساجد دنياست که در زمان شاه عباس بزرگ ساخته شده (قرن پانزدهم ميلادي) (ص 206 مأخذ بالا).
10- مسجد قرطبه، در اندلس (سال 1237 ميلادي).
11- براي نمونه مسجد شاه (مساوي هفتاد و دو تن) در مشهد و مسجد کبود در تبريز.
12- ساختمان اين کليسا به سال 1163 ميلادي آغاز گرديد، در محل آن قبلا يک معبد رومي بوده، که نخست آن را ويران و سپس کليساي جامع نتردام را بر جاي آن ساختند. (ص ج / 1 دايرة المعارف مهرين).
13- اين کليسا، در «ونيز ايتاليا» بين سالهاي 1063 و 1067 ميلادي ساخته شده و يکي از بهترين نمونههاي ساختمانهاي بيزانس است.
14- اين کليسا که بزرگترين کليساي دنياست در داخل شهر واتيکان قرار گرفته، داراي 694 پا طول و 375 پا عرض و 163000 پاي، مربع مساحت است (ص 219 دايرة المعارف مهرين).
15- از کليساهاي بزرگ جهان است که داراي گنبد شگفت انگيزي است.
16- کليسايي عظيم است در لندن.
17- ميکل آنژ، به مدت چهار سال،براي نقاشي اين نمازخانه مجبور بود که روي داربست چوبي دراز بکشد درحالي که رنگها روي صورتش ميريخت (1058 ميلادي) اين نقاش بلند پايه ايتاليايي در 1500 ميلادي در فلورانس اقدام به آفرينش آخرين اثر زيباي خود (عذرا و قديسه حنا) کرد که مورد شگفتي و تحسين مردم فلورانس واقع شد. (صص 290 و 281، زنان و مردان نامدار جهان).
18- ر. ک. شمارهي 7 پي نوشتها.
19- تاريخ اجتماعي راوندي ج 4 بخش دوم صفحه 758 و فرهنگ ايران زمين ج 18 ص 8.
20- «از اماکن مشابه ربع رشيدي که هم زمان با آن احداث شده بناهاي خيري بود که به نام شنب (مساوي گنبد) غازان در تبريز بوسيلهي غازان خان بنا شده بود (704 - 694 ه.) غازان خان در سه فرسنگي جنوب غربي تبريز آن زمان مقبرهاي براي خود احداث کرد که به نام شنب غازان، معروف بود». (صص 46 و 100 بررسي روش اداري و آموزشي ربع رشيدي / مهدي بروشکي).
21- امير الشعراء معزي گوينده تواناي سدهي پنجم در سرودهي «ديار يار» ميگويد:
اي ساربان منزل مکن جز در ديار يار
من تا يک زمان زاري کنم بر ربع و اطلال و دمن
ربع از دلم پر خون کنم خاک دمن گلگون کنم
اطلال را جيحون کنم از آب چشم خويشتن...
(بر گرفته از گنج سخن ج 1، ص 291).
22- در سنگ نبشه کهن اين مدرسهي عالي که بتازگي به کوشش آستان قدس رضوي باز سازي شده است، آمده:
به عهد شاه سليمان، شهنشه دوران که زنگ کفر از مرآت کاينات زدود!
... سپهر عز و شرف، ميرزا ابو صالح محيط مکرمت و علم و فضل و بخشش وجود بناي مدرسهاي، خالصا لوجه الله ز بره طالب علم وعمل، تمام نمود...
به سعي مصدر خيرات ميرزا صدرا تمام گشت به وقت و به ساعت مسعود.
... بگفت هاتفي از بهر سال تاريخش «از اين رفيع بنا، شأن آسمان افزود»
(1081 هجري قمري)
(مطلع الشمس ص 542).
23- (سنگ آب). «اين سنگاب از جهت قدمت مورد اهميت است زيرا تقديمي خوارزم شاه است و نام ابو الفتح سلطان محمد خوارزم شاه، بر روي آن نقش شده، به تاريخ شعبان 597 هجري، داراي نقش و نوشتهي برجسته بوده، که پيش از اين در رواق ورودي کفش کن صحن کهنه (انقلاب) بوده است و به همين جهت به آن راه روي سقاخانه ميگفتند.» بر گرفته از «راهنماي مشهد» غلام رضا رياضي ص 122.
24- ر. ک: «چشمه سار» صص 59 و 60، از انتشارات سازمان اوقاف، تيرماه 1376.
نويسنده: محمد تقي سالک بيرجندي
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
نيکمردي ديگر در سال 1140 هجري، موقوفهاي براي اين خدايخانهي شکوهمند، بنياد مينهد و در وقف نامهاش ميآورد:
«... باقي که بماند به دستور حاصل ساير موقوفات به نحوي که متولي شرعي مناسب داند صرف روشنايي و بوريا و ساير سرکار مسجد جامع مشهد معلي نمايد...» (خواجه محمد اکبر)
به جز بر شمردههاي بالا، تا پايان سدهي چهاردهم، دوازده موقوفهي ديگر بر مسجد گوهر شاد، بنياد شده است که درآمد هر يک، بخشي از نيازهاي گوناگون آن را برآورده ميکند. آخرين وقفي که براي آن ايجاد شده، از حاج سيد سعيد طباطبايي به تاريخ 1332 هجري خورشيدي است، يکي از رقبات آن، وقف پنج هزار جلد کتاب است که بنياد کتابخانهي مسجد گوهر شاد، بر آن نهاده شد و انگيزهي پي ريزي کتابخانهي گسترده و بهره رسان بزرگي شده که به کوشش اداره کل اوقاف خراسان و همکاري آستان قدس رضوي بنا شده است و ميتواند يکي از نشانههاي آشکار وقف در خدمت فرهنگ و اجتماع به شمار آيد.
همزمان با گوهر شاد آغا، يکي از زنان بزرگزاده و وابسته به وي، پري زاد خانم، در نزديک مسجد گوهر شاد، پيوسته به ساختمانهاي حرم رضوي، مدرسهاي بنياد مينهد که اينک يکي از يادگارهاي کهن بر جاي مانده از سدهي نهم است. اين بانو براي نگهداشت اين مدرسه و ديگر نيازهاي آن، موقوفاتي گسترده بنياد ميگذارد که متأسفانه با گذشت روزگار، چند روستاي آن از ميان رفته يا در ملکيت ديگران در آمده است! در وقفنامهي وي مورخ به سال 823 هجري آمده است: «... آن چه اضافه آيد، صرف و خرج پنج طاق دکاکين و مدرسه نمايد، مثل بناي اصلي که به قدر جاي خشتي باير نماند...»
ياد آوري ميکنيم که چنان که ديده شد، واقفان به پايداري ساختمانهاي ايجاد شدهي موقوفهشان، توجه خاصي داشتهاند و نگهداشت و بازسازي، گاه نوسازي آن را فراموش نميکردهاند و پيوسته به متوليان آيندهي موقوفه سفارش اين مهم را ميکردهاند و بخشي از درآمد موقوفه را براي اين خواسته، ويژه ميکردهاند.
اگر ميبينيم در مشهد، مجموعهي ساختمانهاي حرم امام هشتم، چشم نوازترين ساختههاي بشري در همهي جهان شده، بي گمان با پشتوانهي وقف و بخششهاي نيکوکاران بوده که به کوشش بزرگمردان بلند انديش و هنرمندي استادان زبر دست، چنين فرازمند و پر شکوه، پهنهي خاک را آراسته است.
در کنار و نزديک بارگاه امام رضا (ع) مدرسههاي بلند آوازهاي چون: مدرسهي ميرزا جعفر، مدرسه نواب و مدرسهي عباسقلي خان، پس از چهار صد سال هنوز قامتي بر افراشته و نامي پر آوازه دارند و آگاهان تاريخ و دوست داران يادمانهاي باستاني، چون به مشهد توس ميآيند در اين انديشهاند که اين مدارس کهنسال را ببينند و نشانههاي ارزندهي ماندگار آن را بيابند.
سازندگان و واقفان هر يک از بناهاي ياد شده براي پا بر جا ماندن آن بناها موقوفههايي را در نظر گرفتهاند. چنانکه، شادروان ميرزا جعفر مشهدي، در وقفنامه مدرسهاش، به تاريخ 1079 هجري آورده است: «... همگي و تمامي مستغلات و طاحونه و خان، مفصلهي ذيل را بر اين موجب بر وجود مصالح مدرسه جديده... و طالب علمان و سکنهي آن [وقف نمودم] که وجه اجارهي آن بعد از يک ده يک متولي شرعي و تعميرات ضروريهي شرعيهي مستغلات و طاحونه و خان و غيره، صرف تعمير مدرسه نموده - اگر محتاج به تعمير باشد - و بعد از آن بر طالب علمان و سکنهي آن بالسويه، ماه به ماه، قسمت نمايند، تا به رفاه حال و فراغ بال به تحصيل علوم دينيه اشتغال نمايند...»
عباسقلي خان شاملو نيز، در وقفنامهي مدرسهي خويش به سال 1078 هجري آورده است: «... و به جهت تعميرات ضروريهي مدرسهي مزبور، که موجب دوام و بقاي آن تواند بود و مدد معاش جماعت طلبه و صلحايي که در آن مکان شريف، سکني داشته باشند، بعضي از املاک مرغوبهي دايره را که بالفعل در تحت تصرف مالکانهي خود داشت بر مدرسهي مزبوره... وقف ابدي گردانيد...» و با همين انديشهي بزرگوارانه، مدرسهي نواب به دست، ابو صالح رضوي، در سال 1081 ه. ساخته شده که نامبرده موقوفات بسياري بر آن قرار داده است(22).براي کارآيي وقف از گونهاي ديگر، ميبينيم که در وقفنامهي فراگير نادر شاه افشار، مورخ 1145 هجري، آمده: «... وقف صحيح شرعي نمودند بر مصارف يک باب سقاخانه [سقاخانه] مبارکهي جديده - که حوض مرمر مثمن ان را بعد از فتح دار السلطنهي هرات، صانها الله تعالي عن الآفات - نواب فلک جناب عظمت اياب معظم اليه، بعنوان هديه از آن ديار به دربار عرش مدار سلطان کشور ارتضا و مهر سپهر اجتبي... ابوالحسن علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحية و الثناء، آورده، در ميان برکهي صحن مقدس نصب فرمودند که از آب «طرق» شاداب و کام جان متعطشان طواف آن روضه عرض مثال از آن سيراب گردد...»
ادامه دارد ...
منبع :
اگر چه، از هنجار بايستهي سخن دور شديم، ولي ميتوان اين ياد آوريها را به گونهاي با کارآيي وقف در پايه ريزي ساختههاي بشري، پيوسته دانست، چون گفته آمد که بيشتر آنان که جاني پاک و دستي توانا داشتند و خواستند کاري در خور انجام دهند، نخست بيرون شد راه را سنجيدهاند و دانستهاند که آثار خيرشان، آنگاه خواهد پاييد که پشتوانهاي مادي داشته باشد. از اين جاست که به نهاد وقف روي آوردهاند و هم اينان براي ساختن و آراستن و پيراستن بنايي که پيش چشم داشتند به هنرمندان و ساختههاي زيباي هنري آنان نياز داشتهاند وايشان را به سوي خويش خواندهاند و در بزرگداشت آنان کوتاهي نکردهاند.
از اين شمارند: قوامالدين شيرازي، استاد زبر دست و مهندس دور انديش مسجد گوهر شاد و بايسنغر، (پسر هنر دوست و خوشنويس توانمند گوهر شاد آغا و شاهرخ) و محمد رضا امامي خوشنويس و کتيبه نگار نامي سدهي يازدهم و صدها استاد و هنرمند گمنام خدادان پاکدل و کوشا که سالها در اين خدايخانه در جوار بارگاه علي الرضا (ع)، با دلي اميدوار و جاني پاک و دستي توانا، کار کردند و هنر آفريدند، به گونهاي که امروز در سراسر جهان اسلام، مسجدي بدين زيبايي و ارزش و بها، از هر ديدگاه، بر جاي نيست.
بي گمان از آن هنگام که اين مسجد ساخته شده و ايوان و گنبد مقصورهي آن پرداخته شده است و کاشي نوشتهي گرداگرد نماي ايوان، به خط نگاري زيبا و استادانه بايسنغر ميرزا، نقش پايدار خورده است، هزاران هزار بينندهي دل آگاه و خط شناس، آن را به چشم آفرين و تحسين نگريستهاند و به روان نويسندهي آن درود فرستادهاند، همچنان که همين بينندگان، نا خود آگاه، به باني اين مسجد بي مانند و استادان زبردست آن، آفرين گفتهاند، آنان که رواق بلند ستايش بر انگيز دار السيادة را در کنار بارگاه امام هشتم بر افراشتهاند. رواقي که چشم و چراغ همهي ساختمانهايي حريم حرم رضوي است. گستردگي اين تاق و ايوان چنان است که بدون کارداني استاد توانايي چون قوام الدين، پوشش آن در توان هيچ کس نبود. اين مهندس هنر آفرين با افزودن ايوانهاي چهار سو و پوشيدن آنها و بر آوردن سقفهاي گوشهاي بر روي اين پوششهاو افزودن تاق بر تاق و پوشيدن آنها، هم بر بلندي گنبد افزوده و هم پوشش گنبد پر دامنه و گرد مياني را آسان کرده است، پايگاه هنري اين استاد آن چنان بلند بوده است که ميتوان گفت پس از آنان کسي به آن جايگاه نرسيده است.
اين همه گنبد و ايوان و رواق و چلچراغ و درهاي منبت کاري و زرين و سيمين با گچبريها و ديوار نبشتهها و آينه کاريها و مرمر گذاريها و... که هيچ شماري نميتواند بهاي مادي آن را برساند، بيگمان پس از ياري جستن از نيروي مينويک (معنوي) همهي کوشندگان و سازندگان، نياز به پشتوانهاي استوار و بودجهاي هنگفت دارد که ميتوان آن را در وقف و ايثار و بخششهاي جوان مردانهي واقفان نيکوکار و بنلد نظري يافت که چون گوهرشاد آغا آن بانوي بزرگ تيموري، پس از ساختن اين مسجد گران پايه و هزينه کردن ثروتي بي اندازه از مال پاک و ويژهي خود - در درازاي ده سال (از 811 تا 821 ه) روستاهايي بزرگ و دکانهايي چند - در بازارچهي کناري آن - و خانها و آسيابها و باغ و زمينهاي پر درآمدي بر آن، وقف کند تا بهره دهي سالانهي آن، پيوسته پشتيبان اين خدايخانهي آسمان مقدار باشد، بدين انديشه بوده است که به دستور او در متن وقف نامهي مورخ به سال 829 هجري، آمده است: «... و عشر ديگر جهت کارکنان و ضابطان و عمال و معمار بقاع مذکوره [قرار دادم] که نظام رتق و فتق و نسق بيوتات و معموري بقاع مذکوره و اوقاف آن به سعي ايشان وابسته و مقرر است...
در خور يادآوري است که کشش اين مسجد پرشگون، در سه سده پس از ساخته شدن گروهي از پاکدلان روستاي «پوز مهران» نيشابور را بر آن داشت که همهي دارايي خود را يکباره وقف آن کنند، اينان سي و چهار تن بودند که در وقفنامهشان - به تاريخ 1111 هجري - آوردهاند: «وقف مؤبد و حبس مخلد، بر فروش [فرشها] و روشنايي مسجد جامع کبير مشهد مقدس معلي، اعني آستان واجب التعظيم و آسمان جلالت و تکريم، صانها الله تعالي عن الآفات و البليات، نمودند، جماعت مفصلهي ذيل، همگي و تمامي املاک و اراضي و باغات و توتستان و محوطات که در قريه پوژ مهران، من اعمال نيشابور است...»
به دنبال اينان، در سال 1116 هجري، توانمندي نيکوکار، وقفي بر مسجد ياد شده انجام ميدهد و ياد آور ميشود که: «تتمه را در مصارف مسجد جامع مزبور از روشنايي و بوريا و تعميرات به هر نحو که رأي متولي شرعي اقتضا نمايد، [به کار گيرند]...» (محمد رضا تاجر).
ادامه دارد ...
منبع :
