موقوفات مدرسه غياثيه که بر در شمالي مسجد جامع هرات واقع است و از مشاهير مدارس ميباشد که توسط ملک غياث الدين محمد بن محمد بن ابيبکر کرت ساخته شده حدود سال 730 ه. ق و اوقافي جهت عمارت و وظايف امام و خطيب و حافظ و موذنان و مقريان مسجد جامع او کرده است. (مطلع اسعدين 93)
موقوفات مدرسه الغ بيک که در ميدان ريگستان سمرقند قرار دارد و در سه طرف آن ميدان مدرسه الغ بيک مدرسه طلا کاري و مدرسه شيردار قرار گرفته مدرسه الغ بيک در سال 824 ه. ق به دستور الغ بيک ساخته شده و الغ بيک و قاضي زاده رومي و غياث الدين جمشيد کاشاني در آن تدريس ميکردند يکي از مواد اصلي دروس اين مدرسه علم نجوم بوده است الغ بيک مستقلات بسيار و مزارع و انهار براي اين مدرسه و خانقاهي که مقابل آن ساخته بود وقف کرد موقوفات رباطها و قنوات و لنگرها که توسط امير تيمور گورکان وقف گرديده و شرح آن را کمال الدين عبدالرزاق سمرقندي در کتاب مطلع السعيدين 112 جزو حوادث سال 736 ه. ق آورده است.
موقوفات جامع گوهرشاد در هرات. موقوفات امير عليشير نوائي و موقوفات خاندان شيباني و خانواده جويباري در بلخ. موقوفات مسجد جامع بخارا که بسيار با عظمت بود و به گفته ملازاده در سال 94 ه. ق توسط قتيبه بنا شده است.
موقوفات مسجد جامع بلخ که در وسط شهر قرار گرفته و بازارچه پيرامون مسجد جامع است که حدود نيم فرسنگ طول داشته. نهري دارد به نام دهاس يعني ان چه ده آسياب را ميچرخاند اين نهر از دروازه نوبهار ميگذرد و روستاهاي آن را تا سياه جرد سيراب ميکند موقوفات مسجد بيبي خانم در سمرقند بيبي خانم زن اول تيمور است که اين مسجد به نام او نامگذاري شده و بخاطر اهميت هنري اين مسجد در سال 1950 ميلادي در يک کتاب مستقل دوباره تاليف و در مسکو به چاپ و منتشر شده است.
اين مسجد در واقع مدرسه اتحاد است که به تقليد از مساجدي که حياط مرکزي و چهار ايوان دارند ساخته شده است و تاريخ بناي آن به سال 808 - 801 ه ق ميرسد اين مسجد يا مدرسه نمونهاي است که تمام مساجد بزرگ ترکمنستان از روي آن اقتباس شدهاند. موقوفات مدارس و مساجد غزنين که به گفته صاحب روضيات در ناحيه غزنين حدود دوازده هزار مدرسه و مسجد با شکوه بوده است و همه داراي موقوفاتي بودهاند.
يکي از کارهاي بسيار خوبي که عدهاي از خير خواهان به خاطر رضاي پروردگار به جا ميآورند وقف کتاب است و يا اين که ساختماني را جهت کتابخانه وقف مينمايند و موقوفاتي براي اداره آن تعيين مينمايند اين عمل خداپسندانه علاوه بر اجر معنوي و ثواب اخروي نام نيکي است که بعد از مرگشان از خود به جاي ميگذارند و ياد آنها در تاريخ براي هميشه باقي ميماند و کتابها هم از خطر زوال و نابودي مصون و محفوظ ميماند و از آنها بهرهبرداري و استفاده ميشود در هر دوره و عصري و در بيشتر ممالک اسلامي اين گونه افراد فرهنگ دوست بودهاند از اين ميان توجه قابل تحسين مسلمانان ماوراءالنهر و ترکستان ديروز و آسياي ميانه امروز از همان قرون اوليه اسلام به وقف کتاب و کتابخانه اثر شگرفي در فراهم ساختن عوامل پيشرفت آموزش و پرورش در جهان داشتهاند و همين امر موجب جذب طلاب علم به اين ناحيه و وادار ساختن آنها به تحقيقات و پژوهشهاي علمي گرديد.
توسعه روز افزون کتابخانههاي گرانبها در آسياي ميانه که حاوي کتب مختلف و مراجع نادر بودهاند و وجود امکانات رفاهي که از طريق عوائد موقوفات اين کتابخانهها در اختيار مراجعين گذارده ميشد نظر دانشمندان و پژوهشگران و قراء و نساخ را به خود جلب ميکرد چون هر وقت ميخواستند ميتوانستند به آساني به آن کتابخانهها بروند و از آثار ارزشمند موجود بهره گيرند از جمله کتابخانه معروف نوح بن منصور متوفي 387 ه. ق در بخاراست که ابنسينا کتابهايش را بررسي کرده است چنان که ميگويد... سپس روزي از او دستور خواستم که به کتابخانهشان بروم و آنچه از کتابهاي پزشکي در آنجا بود بخوانم و مطالعه کنم پس مرا دستوري داد و به سرايي اندر شدم که خانههاي بسياري داشت و در هر خانهاي صندوقهاي کتاب بود که روي هم انباشته بودند در يک خانه کتابهاي تازه و شعر در ديگري فقه و بدين گونه در هر خانهاي کتابهاي دانشي...
بارتلد دانشمند بزرگ روس مينويسد که در همه سفرنامههايي که در قرون پنجم و ششم و هفتم هجري در وصف سمرقند نوشته شده از کتابخانههاي بزرگ آن سخن رفته است.
ادامه دارد ...
منبع :
اقدامات کمونيست در برابر مسلمانان و کاهش تعداد مساجد
مسلمانان آسياي ميانه در عين قول فشار حکومت کمونيستي و مرزبنديهاي خشن بين اقوام اين قلمرو و نيز بين آسياي ميانه و نقاط همجوار هرگز به قطع ارتباط کامل نرسيدند و فرهنگ اسلامي فراگيرتر، عميقتر و جا افتادهتر از آن بود که در مقابل حملههاي بيمحتوا و تبليغات پوچ کمونيستي از هم بپاشند. از نظر کمونيستها دوران تاريخي فرهنگ اسلامي در آسياي ميانه بر سر آمده و آنان با اين ايده مرهوم و بياساس شيوهاي بسيار خطرناک و اثرات انهدام مسلمين پيش گرفتند. تبعيدهاي دسته جمعي، ايجاد اختلافات فرقهاي، تبليغات شديد الحادي بر عليهاسلام... روشهاي مبارزه با هويت ديني بود.
از سال 1925 ميلادي موقوفات مصادره شد تا توان اقتصادي مراکز مذهبي به تحليل رود. در همان ايام قوانين اسلامي (شريعت) و سنتهاي مذهبي مورد هجوم قرار گرفت و پس از چند سال تا 1927 ميلادي کليه محاکم سنتي اسلامي برچيده شد، مراکز تعليمات ديني تعطيل شد و حدود 8000 مکتب و مدرسه مذهبي تا اواخر 1928 ميلادي به طور کامل از ادامه فعاليت بازداشته شدند. در آستانه انقلاب خونين اکتبر 1917 ميلادي متجاوز از 26000 مسجد در آسياي ميانه وجود داشت که يورش وحشيانه سال 1928 ميلادي که ده سال به درازا کشيد تعداد مساجد فعال به 1300 مسجد
کاهش يافت. در زمان خروشچف و در پي سياست ضد اسلامي وي که از سال 1953 ميلادي آغاز شد تعداد مساجد فعال به 400 باب تنزل يافت و تعداد مبلغين ديني و روحانيون در آستانه سال 1927 ميلادي 45000 نفر بود که تهاجم وسيع سال 1928 ميلادي بر عليه آنان آغاز شد و تبليغات گستردهاي در جهت هتک حرمت و اعتبار آنان با اتهامات واهي صورت گرفت، برخي به عنوان ضد انقلاب و عدهاي تحت عنوان جاسوس ژاپن و آلمان تحت تعقيب و مورد تصفيه قرار گرفتند در دوران نسبتا ناشناخته سال 1953 ميلادي تعداد روحانيون به حدود 2000 نفر کاهش يافت. تمامي اين اقدامات به منظور شناختن انسان شوروي (Home sovieticus) که خالي از هر گونه هويت ديني و فرهنگي بود صورت گرفت. اما اين فشارها و رفتارهاي خشن سياسي اثري معکوس بدنبال داشت و باعث غيرت و بيداري بيشتر مسلمانان شد و اسلام به عنوان وجه اشتراک مليتهاي تحت و نشر حکومت مسکو قلمداد گرديد.
منطقه قومي اجتماعي آسياي ميانه از گذشته چهار راه برخورد چهار تمدن چين، هند، تمدن اسلامي و مسيحي بوده است، قرون وسطي از مراکز عمده تجاري بود. نظام مارکسيستي با کنترل نظامي سياسي آسياي ميانه، استخراج منابع اوليه در مقياس وسيع، ايجاد وابستگي اقتصادي و تکنولوژيک آسياي ميانه به حکومت مرکزي، سرکوب فرهنگ و نهادهاي بومي و برنامهريزي در جهت توليد محصولات زراعي مورد نياز کارخانجات اين منطقه را از رونق بازداشت.
اسلام يکي از عظيمترين عوامل تحول در جهان بوده است که از آن جمله در آسياي ميانه که عميقا تحت تاثير و تا حد زيادي تحت استيلاي خود قرار داده است و حتي سبک هنري و فرهنگي اسلامي بيش از آئين بود در اين ناحيه نفوذ داشته است.
يکي از نهادهاي برجستهاي که اسلام به منظور نشر علوم و معارف و ايجاد مدارس و دبيرستانها و مراکز علمي و تربيت دانشمندان و متخصصان و فتح ابواب خيرات و مبرات روي نيازمندان و تاسيس مراکز رفاهي و... بنياد نهاد، نهاد وقف است که از روزگار رسول خدا تا به امروز در تمام
نقاط اسلامي همچنان پويا است ابوبکر احمد بن عمر خصاف شيباني حنفي متوفي 291 ه. ق سن هشتاد سالگي در کتاب ارزنده خويش به نام احکام الاوقاف) يا احکام الوقوف الصدقات چاپ قاهره ديوان عموم اوقاف 22 ملي - هق در 11 به اضافه 356 صفحه اطلاعات وسيعي در خصوص: وقف عمر بن الخطاب صفحه 9 - 5 وقف عثمان ص 9 وقف حضرت علي عليهالسلام ص 10 - 9 وقف زيدن بن عوام ص 11. وقف معاذ بن جبلي ص 11، 12 وقف زيد بن ثابت ص 12 وقف عايشه زوجه رسول خدا ص 13 وقف اسماء دختر ابيبکر ص 13، وقف ام حبيبه، زوجه رسول خدا ص 13، وقف صيغه زوجه رسول خدا ص 13، وقف صيغه زوجه رسول خدا ص 14 و بسيار از صحابه پيامبر اسلام (ص) بما داده است.
ابنجوزي متوفي 597 ه در جلد سيزده کتاب المنتظم في تاريخ السم و الملوک ص 74 گويد: اسماعيل بن احمد بن نوح ساماني متوفي 295 ه ق از ري تا ماوراءالنهر و از ماوراءالنهر تا سرزمينهاي ترک که اين همه در قلمرو و حکومت او بود رباطهايي ساخت که هر يک از آنها گنجايش هزار مسافر را داشته و موقوفاتي بر آنها وقف کرد تا هم اين مراکز آباد بماند و هم واردين در آسايش باشند.
البته موقوفات بزرگ در آسياي ميانه فراوان است از جمله موقوفات سيف الدين با خزري ابوالمعالي سعيد بن مطهر متوفي 659 ه. ق در قريه فتح آباد بخارا که تکيه و خانقاهي داشته و سلاطين و امراي مغول غالبا با وي حرمت سلوک ميکردند. مادر منکوقاآن در بخارا مدرسهاي بنا کرد و توليت آن را به عهده سيف الدين گذاشت خانقاه و مقبره شيخ سيف الدين با خزري در بخارا و موقوفات مشهود ابنبطوطه و صاحب طرائق الحقائق آن را زيارت کردهاند موقوفات الغ بيک در سمرقند و بخارا که مشتمل بر چند مدرسه بوده است و گور مير که براي امير تيمور کافي ساختهاند همچنين مسجد بيبي خانم که تاريخ بناي آن 808 - 801 ه.ق است.
ديگر از موقوفات مهم آسياي ميانه، موقوفات خواجه عبدالله احرار، ناصر الدين عبيدالله نقشبندي متوفي 895 ه.ق عارف مشهور ماوراءالنهر و از مشايخ بزرگ نقشبنديه است که در ماوراءالنهر و
خراسان در زمان خود شهرت و نفوذ تمام داشته سلاطين عصر نسبت به او ارادت مخصوص ميورزيدند علما و صوفيه خراسان مکرر از هرات و ساير بلاد به ماوراءالنهر براي زيارت او مسافرت ميکردند عبدالرحمان جامي و امير عليشير نوائي مريد و تربيت يافته او بودند عبيدالله احرار در سمرقند ميزيست و همان جا وفات يافت و مدفون گرديد و آرامگاهش زيارتگاه خاص و عام است و موقوفاتي دارد مشتمل بر چند مدرسه و... در سمرقند و تاشکند
موقوفه عشرت خان در سمرقند که از طرف خانواده سلطان ابوسعيد اهدا شده است موقوفه سلطان حسين بايقراء در حرم حضرت علي بن ابيطالب (ع) در بلخ و خوانديد در جلد چهارم حبيب السير ص 171 تا 174 اشاره به پيدا شدن مزار شريف حضرت علي بن ابيطالب عليهالسلام در قريه خواجه خيران از بلخ تا اين قريه سه فرسخ مسافت است و ميگويد در شهور سنه خمس و ثمانين و ثمانايه که معين السلطنه و الخلافه ميرزا بايقرا از رقبه الاسلام بلخ به قريه مذکوره... تشريف برد... پس از وصول غايت نياز و اخلاص بجاي آورد و قبه در کمال ارتفاع و وسعت بر سر آن مرقد جنت بنا نهاده در اطراف آن ايوانها و بيوتات طرح انداخت و در آن قريه بازاري مشتمل بر دکاکين و حمام بنياد نهاد يکي از آنها بلخ را که حالا به نهر شاهي موسوم است بر آن مزار فيض آثار وقف ساخت... جهت ضبط موقوفات و نذورات عمله امين تعيين فرمود... و القصه ظهور مرقد پر نورشاهي بواسطه رفتن حضرت خاقاني و طرح عمارات و تعيين موقوفات در اطراف آفاق اشتهار يافته و قريه خواجه خيران از کثرت عمارت و زراعت صفت مصر جامع گرفته به اندک زماني آن مقدار از جمعيت در نواحي آن سده سدره دست داده که شرح آن به گفتن و نوشتن درست نيايد.
ادامه دارد ...
منبع :
آسياي ميانه يعني چه؟
همان گونه که اشاره شد آسياي ميانه و قفقاز بخشي از قلمرو جغرافيايي آسياي مرکزي ميباشند و عدهاي لفظ آسياي ميانه و آسياي مرکزي را به جاي هم و به صورت معدل بکار ميبرند کار درستي نيست و اين گروه بايد واقف باشند که آسياي ميانه يک اصطلاح ساخته و پرداخته شوروي سابق بوده است و انگيزهاي سياسي داشته است. کلا آسياي مرکزي مفهومي جغرافيايي را در زمان تداعي مينمايد.
ولي آسياي ميانه مفهومي ديدگاهي و سياسي را و رژيم حاکم بر شوروي سابق به منظور محوريت فرهنگي و تاريخي اين بخش از جهان اسلام چنين لفظي را عنوان نمود.
گسترش اسلام در مناطقي که به آسياي ميانه موسوم است در قرن اول هجري صورت گرفت، سپاهيان اسلام در سال 56 هجري بخارا را فتح نمودند و در فاصله سال 87 تا 98 هجري بر سراسر قلمرو يکجانشينهاي جنوب سيحون فايق آمده و سرانجام در قرن 4 هجري اسلام به عنوان دين آسياي ميانه قلمداد گرديد و از اين تاريخ سرزمين ياد شده به يکي از معتبرترين کانونهاي فرهنگي جهان اسلام تبديل شد.
پس از طلوع و نشر اسلام در آسياي ميانه توسعه اين آيين در قلمرو ياد شده با ايجاد تحول در سنتهاي اجتماعي و گرايشهاي فکري و شيوههاي قومي همچنان ادامه يافت و مباني ارزشمند اين آيين از قبيلههاي وحشي، انسانهاي نيک انديش و درست کردار و دانشوران فاضل پديد آورد. اسلام موجب آن گشت تا مردمان آسياي ميانه خود را کشف و به جاي عقيده به سنتهاي جاهلي و خرافات و بتپرستي و چند گانگي در باورها، به توحيد بگرايند نيروي معنوي اسلام موجب اتحاد قبايل با يکديگر شد و آنان را در مقابل هجوم سلطهگران مقاوم نمود. آسياي ميانه با بهرهمندي از
فروغ معنوي اسلام در پيريزي تمدن اسلام نقش مهمي را ايفاد کرد. دو شهر بخارا و سمرقند زادگاه بزرگترين متفکران علم و ادب اسلامي و ايران شد.
تعيين هويت ملي و انتخاب بين شيوه حکومتي با دخالت موثر عامل مذهب و نظام سکولار، شرايط فقر، بيسوادي رشد بيرويه جمعيت، عدم تطابق مرزهاي سياسي با تقسيمبنديهاي سياسي، دشواريهاي اساسي اين کشورها پس از وزيدن نسيم استقلال بر آنها ميباشد.
در خصوص آسياي ميانه پس از فروپاشي شوروي در غرب سه تفکر نضج گرفت:
1) روند غربزده يا وحشت نوع غربي از گسترش اسلام از همان آبشخور فهم غرب از اسلام به عنوان مانعي براي مدرنگرايي.
2) اسلام تحت کنترل درآيد و از متن زندگي سياسي و اجتماعي مردم حذف شود.
3) تفکري که با پختگي بيشتري به اسلام مينگرد و آن را به عنوان بخشي از ارزشهاي بشري قلمداد ميکند و عقيده دارد بايد نظر اسلامي غير سياسي باشد که هيچ کدام از اين تفکرات با واقعيتهاي فرهنگي و تاريخي و گرايشهاي ديني مردم اين سامان مطابقت ندارد.
از اين جا به بعد ابتدا مختصري در مورد تاريخچه وقف و سپس به صورت خلاصه در برخي کشورهاي آسياي ميانه وقف و موضوع مساجد و آرامگاهها را بررسي ميکنيم.
اعمال و مقصودي شبيه وقف در تمام اجتماعات بشري وجود داشته و دارد ولي وقف در فقه اسلامي ويژگيهايي دارد که بايد گفت وقف از مختصات نظام حقوقي و اقتصادي اسلام است.وجود انواع معابد در اجتماعات مختلف و تخصيص اموال و املاکي به هر معبدي حکايت از نوعي وقف ميکند ولي نگارنده ميل دارد آنها را تحت عنوان وقف نياورد زيرا هر کار خيري وقف نيست، گو اين که روح وقف در برخي از آنها به چشم ميخورد زيرا چه بسا اتفاق افتاده که موسسه خيريهاي بوجود آمده و املاکي به آن موسسه تخصيص يافته و از فروش و انتقال آن املاک
و اشياء مقدس هم منع شده است و از اثاث متعلق به آن موسسه و يا متعلق به معبدي تحت عنوان اشياء مقدس و اشياء حرام نام برده شده است.
هنگام فتح شوش در بقعه دانيال نبي، سندي به دست آمد که به موجب آن گنجي اختصاص يافته بود براي پرداخت وامهاي بدون بهره و خليفه دستور داد که گنج بدست آمده به بيت المال منتقل شود و طبق دستور مندرج در سند عمل شود.
در ميان اعراب حجاز افرادي بودند که تحت شرايطي خاص تعدادي از چارپايان خود و حتي گاهي فرزند خود را در مقام وفا به نذر پاي بتها قرباني ميکردند و گوشت گوسفند يا شتر قرباني شده را به ميان مردم و به ويژه نيازمندان تقسيم ميکردند.
ادامه دارد ...
منبع :
مقدمه
قاره آسيا پهناورترين خشکي روي زمين است که متجاوز از 44 ميليون کيلومتر مربع مساحت دارد، قديميترين تجمعات انساني و کهنترين تمدن بشري مربوط به قاره آسياست و تمدن انسان در همزماني با نخستين پديدارهاي نوشتاري در 4000 سال قبل از ميلاد توسط سومريان که از مردم آسيا بودند آمده است. قاره آسيا مهد اديان ميباشد. بسياري از آثار درخشنده مسلمين که جلوههاي معنوي و مقدس دارند در اين قاره واقع شدهاند. مساجد زيبا و با شکوه، مصليها، مدارس مذهبي و... اين قاره 60 درصد سکنهي جهان (بنا به گزارش 1993) و 75 درصد مسلمانان جهان را در خود جاي داده است.
با توجه به کثرت مسلمانان و به طبع آن موقوفات گستردهاي که در قاره آسيا وجود دارد، بر آن شديم تا به بررسي اجمالي وقف در آسياي ميانه و سهم آن در رشد و توسعه ديني، فرهنگي، اقتصادي و سياسي در برخي از کشورهاي اين منطقه بپردازيم.
بحث در خصوص موقوفات در آسياي ميانه داراي سه محور ميباشد که هر يک از آنها تحقيق بيشتري را ميطلبد که ما در اين مختصر کلياتي پيرامون آن محورها را ذکر مينماييم.
قاره آسيا را به لحاظ موقعيت هندسي و مناطق جغرافيايي به چند بخش تقسيم ميکنند:
آسياي شمالي - شرقي - جنوبشرقي - جنوبغربي - غربي و مرکزي، مهمترين نواحي جغرافيايي اين قاره هستند.
از نيمه دوم قرن 13 هجري از جهانگردان و جغرافيدانان بر پايه واقعيتهاي جغرافيايي و مشخصات اقليمي و با در نظر گرفتن ارتفاعات، منابع آب و چهره زمين شناختي بخشي از قاره آسيا را با نام آسياي مرکزي يا (Central asia) ناميدند، که شامل ترکستان چين (سين کيانگ) بخش غربي مغولستان، نواحي شمالي، تبت، کشمير، بخش شمالي پاکستان، افغانستان، نواحي شمال خراسان، قفقاز و پنج جمهوري تازه استقلال يافته آسياي ميانه را دربر ميگيرد.
بر خلاف تنوع قومي در اين منطقه يک اشتراک فرهنگي را ميتوان نظارهگر بود. مردمان اين سامان به لحاظ گرايش مذهبي، فرهنگي و همساني عناصر اجتماعي و آداب و رسوم مشترکات زيادي دارند. اسلام در اين منطقه ريشه دار است و از همان قرن اول هجري آيين جاودان و پر صلابت اسلام آسياي مرکزي را از فروغ معنوي خود بهرهمند ساخت از آنجا که هويت واقعي اين منطقه را اسلام تشکيل ميدهد، در بناهايي مذهبي چون مدارس، مساجد، مشاهد مقدس، مزار عرفا و فضلا و بناهاي تاريخي ديگر ميتوان معماري اسلامي را نظارهگر بود.
آسياي مرکزي در شکوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي نقش بهسزايي داشته و دانشوران اين خطه در زمينههاي گوناگون علوم اسلامي از خود آثار ارزنده و مفيدي به يادگار گذاشتهاند که برخي از آنها جزو بهترين منابع علمي و مستندترين معارف بشري هستند.
با وجود آن که اکثريث سکنهي آسياي مرکزي مذهب تسنن (1) دارند ولي به دلايل داشتن جنبههاي اشراقي و عرفاني و اشتراک تاريخي و فرهنگي با ايران و اين که ايران در گسترش اسلام بين مردمان اين نواحي آن هم از طريق تبليغي و صلح آميز نقش داشته با شيعيان ايران يگانگي دارند و
ميتوانند در آينده با هم براي نيل به مقاصد عالي و رشد توسعه فرهنگي و علمي هماهنگي بيشتري داشته باشند.
ادامه دارد ...
منبع :
