مقدمه
وقف از جمله موضوعاتي است که به رغم ظرفيت وسع آن در شمول مباحث کاربردي اقتصادي، تربيتي، حقوقي و اجتماعي، کمتر مورد تحقيق پژوهشگران قرار گرفته است و جز اندکي در بعد فقهي در ديگر ابعاد آن تحقيقات جامع علميصورت نگرفته است.
بدون ترديد اگر به مقوله وقف بطور همه جانبه نگريسته شود و اهميت اين سنت نبوي آشکار شود، نقش عمدهاي درتحول ساختار فرهنگي و توسعه کشور ايفا خواهد کرد.
نظام کاربردي وقف در شئون مختلف اجتماعي از گستردگي و تنوعي برخوردار است که حتي بيان فهرست ريز آن فراتر از حد يک مقاله است. زيرا ساختار و کارکردهاي نهاد وقف بر ساختار و کارکردهاي نهادهاي ديگر چون نهادهاي علمي، آموزشي، درماني، اقتصادي و فرهنگي تأثير مستقيم داشته است. وجود هزاران مدرسه، مسجد، درمانگاه، بيمارستان، حسينيه، کتابخانه، کاروانسرا، رباط، حمام، قنات، آب انبار، پل و... بهترين گواه و شاهد آن است.
گزافه نيست اگر بگوييم وقف و خير انديشي، تاريخي به قدمت تمدن انسان دارد. نگاهي گذرا به ديروز و امروز فرهنگها و تمدن بشري کافي است تا ما را با آثار و برکات مادي و معنوي وقف در گسترده کشورهاي اسلامي و غير اسلاميآشنا کند. اين حقيقت، نشانه فطري بودن وقف و ريشه داشتن فرهنگ نوع دوستي در نهاد آدمي است. شاهد عيني آن رشد روزافزون بنيادهاي خيريه در جهان حتي در کشورهاي غير اسلامياست.
آدمي به حکم فطرت خويش، نوع دوستي و ديگر خواهي را ارج مينهد و از تماشاي رنج بينوايان آزرده خاطر ميشود و جان خويش را با ياري محرومان آرامش ميبخشد. تاريخ و فرهنگ و آيين ما با وقف و خير انديشي واقفان و بيداردلاني در آميخته است که نام خويش را بر صحيفه ايثار و رادمردي رقم زدهاند.
انسان امروز همچون نياکان خويش به خوبي دريافته است بسياري از معضلات که در زمينههاي مختلف گريبانگر مردم يک جامعه است، تنها از طريق دولت و دستگاههاي اجرايي قابل حل نبوده و مشارکت و معاضدت و ياري خود مردم را ميطلبد. اگر فرهنگ وقف در جامعه نهادينه شود افراد خير و نيکوکار بخش قابل توجهي از کمبودها و تنگناهاي
جامعه را خود شناسايي کرده، اموال و داراييهاي خود را داوطلبانه در جهت رفع آنها به کار خواهند بست. متأسفانه اين نهاد ديني و مردمي با وجود برخورداري از قدمت و سابقه پر افتخار تاريخي، آن گونه که شايسته است فراگير نشده و نقش آن در ابعاد گوناگون تا حدودي مکتوم و مستور مانده است. بطور مثال نقش وقف در توسعه جامع کشور و سهم موقوفات در اقتصاد بدون نفت به رغم اهميت فراوان آن کمتر مورد توجه کارشناسان و برنامه ريزان قرار گرفته است.
در اجراي برنامههاي ميان مدت و بلند مدت توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، آنچه ذهن برنامه ريزان و دست اندرکاران را بيشتر به خود مشغول ميکند محدوديت منابع در مقابل مصارف بي حد و حصر است. در نتيجه کشورهاي در اين امر موفق خواهند بود که بتوانند از تعدد و تنوع مالي برخوردار باشند. در کشور ما درآمدهاي بالقوه موقوفات در صورت شناسايي کامل بهره برداري بهينه ميتواند به طور مستقيم و غير مستقيم بخشي زا نيازهاي کشور را تأمين کند. اين واقعيت تکليفي را بر دوش دست اندرکاران و مسؤولان اجرايي و قانونگذاري مينهد تا مطالعات و تحقيقات همه جانبهاي را در ابعاد مختلف وقف انجام دهند، و براي رسيدن به يک راه حل علمي و عملي در جهت توسعه کمي و کيفي وقف اقدام کنند. يکي از ابعاد وقف بعد فرهنگي آن است. در اين سر مقاله نظر خوانندگان گرامي مجله را به بازشناسي گوشههايي از وقف با رويکرد فرهنگي آن جلب ميکنم:
در ميان اهداف و ابعاد مختلف وقف، يکي از مهمترين کارکردهاي آن از لحاظ کميو کيفي، کارکرد فرهنگي است.
تاريخ پر فراز و نشيب وقف از گذشتههاي دور تا امروز بر اين حقيقت صحه ميگذارد و نياز چنداني به استدلال ندارد، ولي براي روشن شدن بحث و نتيجه گيري مطلوب به دو عامل زير بنايي وقف که نقش اساسي در توسعه فرهنگي دارند، اشاره ميشود. اين دو عامل عبارتند از: نيت وقف و مصرف وقف.
ادامه دارد ...
منبع :
« تهران » امروز که يکي از بزرگترين شهرهاي دنياي اسلام است، در قياس با شهرهاي کهن و تاريخي سرزمين ايران، شهري نوپاست. اين شهر در طول دو قرن حيات خود به عنوان پايتخت ايران دستخوش تحولات گوناگوني شده است. روستايي کهن واقع در شمال شهر تاريخي ري، که در آستانهي به قدرت رسيدن صفويان، ده تا پانزده هزار سکنه را در خود جاي داده بود به دستور شاه طهماسب صفوي در حصاري با چهار دروازه و 114 برج - به عدد سورههاي قرآن - محصور شد. آقامحمد خان قاجار در سال 1210 هجري قمري در اين شهر کوچک که در دورهي زنديه نيز تغييراتي را به خود ديده بود تاجگذاري کرد. تهران از آن پس مقر سلطنت و »دارالخلافهي« قاجار شد. برخلاف سنت ديرين تغيير قدرت - تغيير پايتخت، تهران با برافتادن سلسلههاي قاجار و پهلوي همچنان پايتخت باقي ماند و بر جمعيت و وسعت آن افزوده شد. پايتخت قاجاريان با مساحتي حدود چهار کيلومتر مربع و جمعيتي کمتر از بيست هزار نفر، امروز ابرشهري است به وسعت 1500 کيلومتر مربع که نزديک به يک ششم جمعيت ايران را در خود جاي داده است. تهران، طي دويست سال گذشته، در دوراني رشد و توسعه يافت که تحولات مدرن و معاصر جهاني نيز در آن جاي گرفته است. تحولاتي که بيشک تأثيرات خود را بر تغييرات پايتخت ايران به عنوان کشور مهم منطقه بر جاي گذاشته است.
درک کالبد شهري و نظام شهرسازي تهران جز با توجه به روند تحول و بستر تاريخي، مذهبي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي آن، در دوران تعادل قدرت با اروپايي که دگرگونيهاي سريعي را به خود ميديد، ميسر نيست. هر چند تاکنون پايتخت ايران با ديدگاههاي مختلف به وسيلهي محققين ايراني و خارجي برررسي و مطالعه شده و تلاشهاي بسياري در موضوع »تهرانشناسي« صورت گرفته است، ولي يکي از جنبههاي بسيار مهم براي درک بهتر توسعهي اين شهر، جايگاه و نقش وقف در نظام شهري تهران است که متأسفانه آنگونه که بايد مورد توجه قرار نگرفته است. آنچه ما را بر آن داشت تا شمارهاي از مجله را به تهران اختصاص دهيم، نيمنگاهي است به اين شهر از منظر اوقاف به منظور گشودن روزنهاي براي روشن نمودن جنبههاي مختلف تحولات اين شهر به طور خاص و تحولات شهر اسلامي به طور عام در رابطه با نظام کهن وقف و تأثيرات به سزاي آن در اين زمينه، بيترديد وقف در دورهي قاجاريه که دوران تشکيل هستهي اوليهي تهران کنوني به شمار ميآيد نقشي اساسي و غير قابل انکار داشته است. در نظام سنتي قاجار اغلب نهادهاي مدني، حتي اگر دستاندرکاران حکومت بانيان آن بودهاند، در قالب وقف و متکي به نظام استوار وقف عمل ميکرده است. نظامي که از يک سو به صورت غير دولتي، و از سوي ديگر - پس از وزارتخانهها و سازمانهايي چون آموزش و پرورش، و آموزش عالي (مدارس و مکاتب)، بهداشت و درمان (دارالشفاها، بيمارستانها و درمانگاهها)، بهزيستي و تأمين اجتماعي (ايتام و مستمندان، عجزه و ارامل(، راه و ترابري (پلها و جادهها)، نيرو (قنوات و آب انبارها و يخچالها)، اقتصاد (بازارها و دکاکين)، جهاد سازندگي و کشاورزي (زمينهاي زراعي و باغات(، وزارت ارشاد، و تبليغات اسلامي (نشر کتب و تبليغ دين)، حج و زيارت و حتي سازمان ميراث فرهنگي (حفظ و اياي آثار و بناهاي مذهبي و عامالمنفعه) ميباشد.
بررسي تهران از منظر وقف، ما را با گنجينهي تاريخي عظيمي مرکب از اسناد مکتوب و غير مکتوب از جمله ابنيهي مذهبي و عامالمنفعه و اموال منقول مواجه ميسازد که هر يک خود سندي معتبر از تاريخ اين سرزمين و پايتخت آن است. تنظيم و تحليل مجموعهي آثار وقفي مرتبط با تهران امکان بازسازي فعاليتها نوم اقدامات اوقاف و دامنهي گسترش و يا رکود آن را در زمينههاي گوناگون، و در دورههاي مختلف تحول پايتخت، فراهم آورده، باعث درک چالشها و تحولات پديد آمده در کالبد شهري و نظام شهرسازي از يک سو و درک ساختار و نظام وقف از سوي ديگر ميشود.
علاوه بر اين، بررسي موقعيت اجتماعي واقفان که همواره از طبقات مختلف جامعه بودهاند، از جمله دولتمردان، تاجران و بازاريان، زمينداران، روحانيون و مردمان خير؛ بررسي نيات و اهداف آنها در به وجود آوردن نهادهاي بزرگ و کوچک وقفي با کارکردهاي مختلف؛ و نيز بررسي پيشينيهي هر يک از موقوفات و همچنين مصارف عوايد آنها که همه بر حسب نيازهاي هر زمان در اشکال مختلف متجلي شده است، زمينهي تحقيقات گستردهاي را پديد ميآورد. تنها اين گونه پژوهشها ميتواند پاسخ روشن و درستي به پرسشهاي بسيار دربارهي وقف و سياست، وقف و تجارت، وقف و کشاورزي، وقف و آموزش، وقف و بهداشت، و وقف و دين بدهد؛ و در نهايت راه را براي درک بهتر نظام کهن و استوار وقف بگشايد. نظامي که در بسياري از مقاطع تاريخي بيش از نظام حکومتي - که همواره دستخوش تغيير و تحول بوده است - عهدهدار ادارهي امور مردم و رشد و اعتلاي جامعهي مسلمان بوده است.
امروز، عدم نگرش علمي به وضع موجحود اوقاف و نيز پيشينهي درخشان نقش وقف، و کمبود فعاليتهاي پژوهشي سازمان يافته و هدفمند در اين زمينه، باعث شده است تا در تحليل تواناييهاي فوقالعادهي اين نظام استوار در پاسخگويي به نيازهاي متعدد و متنوع جامعه که در شرايط هموار و ناهموار تاريخي متغير بوده است، ناتوان بمانيم. بيشک توجه جدي و شايسته به امر پژوهش در زمينههاي متعدد وقف نيازمند ايجاد تشکيلاتي منسجم و علمي است.
گردآوري و تنظيم علمي تمام ميراث وقف، اعم از مکتوب و غير مکتوب (اسناد و کتب، تصاوير ابنيه و آثار منقول وقفي) در يک مرکز، بررسي و مطالعه، حفظ و احياء و معرفي اين آثار، آموزش و تربيت متخصصين مجرب در زمينهي وقف، سعي در ايجاد بانکهاي اطلاعاتي غني و روزآمد و نيز تقويت کتابخانههاي تخصصي ميتواند به صورت مستقيم و غير مستقيم به بهرهوري موقوفات و گسترش فرهنگ وقف بيانجامد.
نويسنده: محمد علي خسروي
منبع :
6 - بر ديوار دهنهي مدخل شرقي حسينيهي شازده فاصل که بنا به نوشتهي جامع جعفري از خيرات شاهزاده، محمد ولي ميرزاي قاجاري است سنگي به اندازه 30 ضربدر 30 نصب است که بر آن اين عبارت خوانده ميشود:
«هو الواقف علي الضماير. وقف مؤبد و حبس مخلد شرعي نمود عالي شأن عزت و سعادت نشان نايب کريم ولد مرحمت شأن، آقا حسن کاشاني، اين سقاخانه واقعهي جنب حسينيهي روضهي متبرکهي حضرت شاهزاده فاصل، که مؤمنين و مسلمين آب بنوشند و ياد لب تشنهي حضرت اباعبدالله الحسين نمايند و واقف و والدين واقف را به دعاي خير ياد و شاد نمايند. طمع کنندهي سنگ به لعنت خدا گرفتار باد. سنه 1294 «که البته اکنون اثري از سقاخانه موجود نيست 25-
7 - بر ديوار جنوبي حسينيهي کوچهي بيوک بر سنگ مرمر زردرنگ به خط نسخ عبارت «وقف صحيح شرعي نمود... ولد حيدر برخوردار پنج يک يک قفيز زمين و دو اتاق و يک صفه واقع در کوچه بيوک، که موقوفات آن هر ساله به مصرف تعزيهي حضرت اباعبدالله الحسين نمايند و هر کس از ورثهي آن خواسته باشد بفروشد به لعنت خدا گرفتار شود. به تاريخ سنه 1209 «و بر سنگ مرمر ديگري در همان حسينيه آمده است: «هو الباقي سنه 1277 وقف مؤبد و حبس مخلد شرعي نمود مهر علي بن بمان کوچه بيوکي بر مسجد روي حسينيه محلهي مزبور همگي و تمامي سه قفيز زمين مجدر محبر البعض اشجار توت برگي واقعه در صحراي اهرستان مشهور به باغ بابا حق محمد و به باغ حاجي سيد حيدر و به ملک حاجي محمد علي و حدّين به شارع عام. مشروط به آنکه مادام الحيوة اختيار با خود واقف بوده باشد و هر ساله تعداد دو من به وزن شاه روغن چراغ به مصرف روشنايي مسجد مزبور رسانيده... جمادي الاولي سنه 1277 ه ق» 26-
8 - بر ديوار مدخل سقاخانهي کوچهي دباغخانه عبارتي به خط نسخ بر کاشي تراشيده شده بدين مضمون: «وقف کرد، تقيالدين بن بدرالدين بندرآبادي اين دکان مقابل کاروانسرا بر سقاخانه مقابل کوچه دباغخانه به تاريخ دي ماه مطابق شهر ربيع الاول سنه اثني و ثلثين و تسعمائه» (سال 932 ه ق) که اکنون متأسفانه از سقاخانه اثري نيست. نکتهي جالب توجه آنکه در ضمن اين تاريخ، دي - از ماههاي فارسي - نيز ذکر شده است 27-
9 - بر روي سنگابي بزرگ، متعلق به سقاخانه بازار ملااسماعيل لوحهاي سنگي مورخ 1245 هجري نصب است که بر روي آن به خط نستعليق اين عبارات خوانده ميشود:
«هو الواقف علي السرائر و الضمائر:
توفيقات رباني و تأييدات سبحاني شامل حال عالي حضرت رفيع منزلت، زبدةالتجار خير الحاج، حاجي محمد کاظم خلف مرحمت شأن حاجي محمد ناصر خراساني گرديد، بعد از آنکه احداث مصنعه عظيم در جنب مسجد جامع کبير وقف مؤبد بر عامهي مسلمين نمود. شربا و يک طاق سقاخانه در مقابل آن ساخته يک قطعه سنگابي مصنوع در آن موضوع وقف نمود بر حضرت سيدالشهدا (ع)، که مواليان از آن بهرهمند گردند و به جهت اخراجات روغن چراغ هر شبه در مصنعه مزبوره و تعمير و مرمت و لجنکشي و ساير ضروريه آن يک باب حانوت با پستو واقع در خلف کرياس مصنعهي مذکور احداث و وقف بر مصارف مزبوره نمود و به جهت مياه قنواة اهرستان از قرار مصارف در مصنعهي موصوفه برده شود و مبلغ چهل عدد اشرفي يک مثقال به توسط عالي جناب... ميرزا سيد مهدي داد. که خرج پيشکار عمده قنواة مزبوره شده استرضاي شرعي حاصل نمود و ايضا دو باب حانوت واقعين در دو طرف سقاخانه وقف نموده به جهت اجرت سقا که هر روزه سنگاب را آب نمايد و اخراجات تعمير سه طاق بازارچه و سه باب حانوت و يک طاق سقاخانهي مذکوره بعد از اخراجات ضروريه هر يک، و اگر از مداخل اعيان مذکوره از مصارف مزبوره زياد آيد اعلم علما و افضل فضلا به فقرا برساند. تحريرا شهر ربيع المولود - اودئيل سنه 1245- 28-
10. سواد وقفنامهي مسجد حظيره (ملا):
مسجد حظيره ملا که در وقفنامهاش «روضهي محمديه» ناميده شده به سال 843 ه ق ساخته شده و از مساجد تاريخي يزد بوده که در سالهاي اخير مورد بازسازي و احيا قرار گرفته است، سواد وقفنامه مسجد حظيره مورخ 1230 ه ق است که حاوي اطلاعات مهم و جامع و مبسوطي در خصوص رقبات و املاک وقف بر مسجد ميباشد 29-
1--افشار، ايرج، يادگارهاي يزد، انجمن آثار ملي، تهران 2، 1354 ج
2-کارنامک اردشير بابکان، برگردان احمد کسروي، سال 1338، ص 2
3- ابنخرداذبه، المسالک و الممالک، ليدن، 1908، اصطخري ؛ المسالک و الممالک، ليدن 1928 م، ترجمهي فارسي (سدهي 5 و 6)، تصحيح ايرج افشار، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ابنحوقل، صورة الارض، ترجمهي محمد جعفر شعار، بنياد فرهنگ ايران، المقدسي، احسن التقاسيم في معرفة الاقاليم، ترجمهي علي نقي منزوي، شرکت مؤلفان و مترجمان
4-آيتي، عبدالحسين، آتشکدهي يزدان چاپخانهي گلبهار، چاپ اول، سال 1371، ص 36 - 34
5- جعفري، تاريخ يزد، تعليقات ايرج افشار، ص 75 و پس از آن نيز بارها رخدادهاي ناگوار اتفاق افتاد و تا جلوس شاه
6-جعفري، جعفر بن محمد، تاريخ يزد، تصحيح ايرج افشار، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، سال 1343 ؛ احمد کاتب، تاريخ جديد يزد، تصحيح ايرج افشار، فرهنگ ايران زمين، تهران 1345، مستوفي بافقي، محمد مفيد، جامع مفيدي، تصحيح ايرج افشار، کتابفروشي اسدي تهران، سالهاي 3، 1342 - 1340 ج.
7-مستوفي بافقي، محمد فقيد، جامع مفيدي، ج 1، ص 163.
8- آيتي، عبدالحسين، تاريخ يزد، چاپخانه گلبهار، چاپ اول، سال 1317، ص 211
9-نائيني (طرب)، محمد جعفر، جامع جعفري، ايرج افشار، انجمن آثار ملي 1341، ص 272 - 262.
10- نائيني، جامع جعفري، ص 337 - 304.
11-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، صفحات متعدد ؛ خاضع، اردشير، تذکرهي سخنوران يزد، بمبئي 1347.
12-آيتي، تاريخ يزد، ص 401 - 369.
13-همان ص 265
14-رشيدالدين، وقفنامهي ربع رشيدي، چاپ عکسي، تهران 1351، مجله فرهنگ ايران زمين، ش 17 و 16، تهران 1349
15-وقفنامهي جامع الخيرات، به کوشش مرحوم دانش پروژه و استاد ايرج افشار، تهران، سال 1341 و متن وقفنامهي مندرج در يادگارهاي يزد، ج 2، ص 558 - 379.
16-افشار، ايرج، يادگارهاي يزد، ج 2 ؛ خاضع، اردشير، تذکرهي سخنوران يزد، چاپ بمبئي، تهران 1341 شمسي ؛ طاهري، احمد، تاريخ يزد، يزد سال 1317 شمسي
17-آيتي، تاريخ يزد، ص 401 - 369.
18-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 131.
19-جعفري، تاريخ يزد، ص 74، و 75.
20-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 131 - 130 و 844.
21- افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 131 - 130 و 844.
22-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 160 - براي اصل متن به همين کتاب صفحات 160 - 156 مراجعه فرماييد.
23-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 183 - 162
24-همان، ص 582 - 572.
25-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 642 - 624.
26-حبيبآبادي، ميرزا محمد علي معلم، مکارم الآثار، ج 3، ص 1023 - 1022.
27-نائيني، جامع جعفري، انجمن آثار ملي، تهران، 1353، به نقل از يادگارهاي يزد، ج 2، ص 746 - 734.
28-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 757 - 756.
29-افشار، يادگارهاي يزد، ج 2، ص 286 - 224.
نويسنده: سيد احمد موسوي
پایان
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
چند وقف نامهي ديگر
به طوري که اشاره شد رساله وقفنامهي مدرسه رکنيه، موسوم به جامع الخيرات در بيش از 231 صفحه، بزرگترين سند وقفي ايران به شمار ميرود، با اين حال در شهر يزد با توجه به کثرت مساجد، مدارس و زيارتگاهها و بقاع متبرکه، تکيهها و حسينيهها و تأسيسات عمومي چون آب انبارها، و وجود و حضور نيکوکاران، خيّران و مؤمنان فراوان، در هر دوره و زمانه وقفيات و رقبات و مستغلات و املاک مربوط نيز بسيار است که خوشبختانه تعدادي از وقفنامههاي مربوط به يزد سالم مانده و امروزه به دست ما رسيده است. پژوهشگر توانا و پرکار، آقاي ايرج افشار، «در کتابخانهي موقوفات يزد» مندرج در مجلهي فرهنگ ايران زمين و جلد دوم يادگارهاي يزد به ذکر متن اين وقفنامهها به اين شرح پرداخته است:
1 - متن وقفنامهي کتابخانهي واقع در جوار مسجد جامع کبير يزد، که از سوي آقاي سيد علي محمد وزيري بنياد کننده و مؤسس، وقف بر آستان قدس رضوي شده و محل دائمي آن، مسجد جامع يزد تعيين شده که در واقع از بنيانهاي مهم علمي در يزد است در انتهاي وقفنامه، تاريخ «پنج شنبه دوازدهم تيرماه يک هزار و سيصد و چهل و هشت شمسي برابر هفدهم ماه ربيع الثانيهي يک هزار و سيصد و هشتاد و نه» ديده ميشود. نامهاي: سيد علي محمد وزيري (واقف)، عباس استادان (قائم مقام نيابت توليت) و باقر پيرنيا (نيابت توليت عظمي) پس از آن خوانده ميي شود 19-
2 - متن وقفنامهي مسجد امير چخماق يزد، که پس از وقفنامهي مدرسهي رکنيه از مهمترين اسناد وقفي به شمار ميرود. مسجد ميرچخماق که دومين مسجد يزد پس از جامع کبير به حساب ميآيد از بناهاي نيمهي نخست سدهي نهم هجري است. در انتهاي وقفنامه تاريخ «في سلخ شهر ربيع الاول عمت ميامنه سنه تسع و اربعين و ثمانمائه» ديده ميشود. سپس در اين عبارات نامهاي واقفان و شهود به اين شرح خوانده ميشود:
«به موجي که مزبور گشته وقف کردم به شروط و نصوصي که مبين گشته و مشروح شده [مهر:] امير نظامالدين چقماق واقف». «بدين موجب وقف کردم به شروطي که مشروح گشته [مهر:] بيبي فاطمه بانيه واقفه». «بحصور العبد مير علي محمد بايزيد». «قوبل باصله الي اوله و آخره، حرره الفقير ابن علي شاه محمود العزآبادي عفي عنهما». «شهدت بمضمونه المسطورة في الصدر، حررة العبد محمد بن حسن الحسيني». «به موجبي که در صدر قلمي گشته استماع نموده و گواه است، حرره العبد الضعيف مرشد بن همايون شاه مير علي صفي الملک».
«به موجبي که در صدر قلمي گشته گواه است، معين بن محمود ميبدي».
«به موجبي که در صدر قلمي گشته از جناب واقفان مشاراليهما استماع نموده و گواه شد، حرره العبد الضعيف مسعود بن محمد بن حيدر بن ابي الرضا».
«مطابق باصله، حرره جلالالدين مجتبي العريضي، شهد بمضمونه اعلي الله شأنه ».
«بمضمونه يشهد العبد الضعيف حسن بن محمد بن محمد، صححه».
«بدين موجب که مسطور گشته گواه شد، حرره العبد محمد بن حاجي صدرالدين ايزدي»
«به موجب مسطوره گواه شد، حسن بن محمود بن محمد الرضي.... و آن گاه تاريخ تحرير «شهر صفر المظفر 1300 «و نامها و مهرهاي ديگر در متن اين وقفنامه حکايت از آن دارد که بار ديگر در اين تاريخ مفاد و مندرجات آن مورد تأييد قرار گرفته است» 20-
3 - متن وقفنامهي مدرسه شاهزاده، از بناهاي سال 1240 ه ق توسط شاهزاده محمد ولي ميرزا باني مدرسه و وقف که به خط ميرزا جعفر طرب نائيني مؤلف کتاب جامع جعفري است. تاريخ تحرير وقفنامه شوال سال 1241 هجري است21-
4 - متن وقفنامهي مدرسه مصلي که احتمالا همان مصلاي کبير يا مصلاي جديد مضبوط در اسناد و کتب تاريخي است، و همچنين به نامهاي ديگري چون مصلاي کبوتر خان، مصلاي ميرک خان، مصلاي صفدر خان (کفترخان) نيز مشهور است. البته با توجه به باني مسجد يعني اسحاق بيگ حقيقت خان از نوادگان امير اوزون حسن بيک آققويونلو، گاه مدرسه به نام اسحاقيه نيز ناميده شده است. سال ساختمان و ايجاد بنا 1036 ه ق، همزمان با سلطنت شاه عباس اول صفوي (1038 - 996 ه ق) و سال تحرير متن وقفنامهي مدرسه مصلي «سنه ثلاث و خمسين بعد الاف» يا 1053 ه ق ميباشد 22-
5 - صورت وقفنامهي قنات مبارکه دولتآباد: باغ دولتآباد يزد که توسط محمدتقي خان بزرگ سردودمان خاندان خوانين محلي يزد، در سدهي 12 هجري ساخته و ايجاد شده، يکي از زيباترين باغهاي سنتي ايراني به شمار ميرود. محمدتقي خان در سال 1161 بر علمخان، حاکم يزد، خروج کرد و پس از بيرون راندن وي، از سوي شاهرخ ميرزاي نادري به حکومت شهر منصوب شد و حدود 50 سال، تا نخستين سالهاي حکومت فتحعلي شاه قاجار (1212 - 1250 ه ق) بر آن شهر حکومت کرد. وي باني خيرات و مبرات و موقوفات
بسياري است و در احداث قنات و تأسيس صدقات جاريه همتي بسزا مينمود 23-، ظاهرا محمد تقي خان در آغاز قناتي به نام دولتآباد ايجاد کرد که ده فرسنگ دنبالهي آن بود، و آن گاه از آب آن قنات، باغ دولتآباد را سامان بخشيد. در کتاب جامع جعفري تفصيل مربوط به ويژگيهاي معماري اين باغ و کيفيت وقفيت و قنات مبارکهي دولتآباد ياد شده است 24-
ادامه دارد ...
منبع :
