نمونه هايي از سنت وقف در يزد
با نگاهي به مندرجات تواريخ محلي يزد و متن کتيبهها و وقفنامههاي موجود روشن ميشود که سنت پسنديدهي وقف از جايگاه ويژهاي در ميان يزديان و حتي اقليت زرتشتي اين ديار برخوردار بوده است. براي نمونه در يک قطعه کاشي آبي رنگ به اندازه 32 ضربدر 40 سانتي متر که در زير مقرنسي در مسجد جامع کبير يزد نصب است به خط زيباي نسخ کتيبه زير خوانده ميشود: «وقف خواجه امينالدين حسين بن علي بن محمد بن عبدالرحيم مقدار سي و دو سيونيم آب کاريز نرسوباذ بر دهليز مسجد جامع جديد شهر که منال آن به شخصي دهند تا آب در خنب که موضوع واقف است ريزد و مسلمانان بياشامند. في شهر رمضان المبارک سنهي خمس و ستين و سبعمائه (765). تقبل الله منه قبولا حسنا»15-
يا بر طبق مندرجات تاريخ يزد جعفري، (نگارش سال 844 ه ق)، به دستور شاه يحيي مظفري «از موقوفات مسجد جمعه و اموال درگاه خود درگاه و جماعت خانهاي برابر مسجد ساختند توسط مولانا ضياءالدين محمد 16- - سال 777 هجري» يا بر طبق لوحهي سنگي قهوهاي رنگ، در دو قطعه به اندازه 48 ضربدر 77 سانتي متر، در همان مسجد جامع کبير يزد ميخوانيم که: «وقف مؤبد نمود ابن سلطان محمود حاجي افضل، تمامي مجاري بيست و چهار جرّه مياه قنات ابرندآباد و چهارده جرّه و نيم مياه قنوات مرياباد حومهي يزد، بر بقعهي معيّنهي متصله به مسجد جامع کبير يزد که مقبرهي او و اولاد اوست، که مال الاجاره آن را بعد از وضع مالوجهات و وجوهات ديواني، هر ساله مبلغ سه هزار دينار صرف روشنايي آن نمايند و هر سه يوم، مبلغ دويست دينار به شخصي که عالم به قرائت قرآن باشد دهند که يک ختم کلامالله به جهت واقف در مقبرهي او قرائت نمايد و هر ساله مبلغ دو هزار و چهارصد دينار در شب برات و رغايب و شب قتل و شب بيست و يکم ماه مال مبارک رمضان، حلوا صرف فقرا نمايند و تتمه مال الاجاره، در روز عيد غدير به طلبهي علوم ديني از قرار نفري يک صد دينار تسليم نمايند، ولله تعالي صدور و مباشرين موقوفات، دخل و تصرف نکنند. خلاف کننده به لعنت خالق و الخلايق گرفتار باد. تحريرا في شهر محرم 1141»17-
از شواهد موجود به طوري که اشاره شد برميآيد که ايرانيان و زرتشتيان پيش از اسلام اهتمام زيادي در امور وقف داشتهاند. يزد در دوران اسلامي يکي از سکونتگاههاي اقليت زرتشتي بوده و آثار آتشکدهها، آدرانها، پيرانگاههاي قديمي هنوز عموما پابرجاست و از جمله زيارتگاهها و پناهگاههاي زرتشتي در يزد پيرانگاههاي آن است که گاه نيز مورد توجه مسلمانان ميباشد. از مهمترين اين پيرانگاهها در شهر يزد: پير الياس، پير برج، پير ماستر و پير وهمن امشا سپند است. در مرياباد يزد نيز پيرانگاه ديگري موسوم به پير کوشک يا کوشکي سوز است و بر سنگ ديوارهي آن چنين خوانده ميشود: «هو: بنام يزدان آمرزشگر در فرخنده روزگار خسرو دادگر کيوان بارگاه، شت مظفرالدين شاه قاجار که سلطان دخت انوشه روان، اسفنديار و بهمن براي آبادي اين خجسته جاي و آرامش هم کيشان خويش که به ديدارش آمد و رفت مينمايند و يادگار بهشتي روانان شوي خود خدايار اردشير... و فرزند جوان ناکامش کيخسرو خدايار... اين چاه و باغچه را به کوشش خويش آراسته و انجام داد. اميد است که هر کس آمد و رفت مينمايند آن انوشه روان را به نيکي ياد کرده و آمرزش روان ايشان را از دادار آمرزشگر خواستار آيند. في دادار او رمزد اسفندارمذ ماه باستاني سال 1268 يزدگردي برابر با 1317 باري»18-
ادامه دارد ...
منبع :
گر چه از يزد از حملات دهشتناک مغولان جست، ولي در نخستين يورشهاي تيمور به ايران شهر دچار مصيبتي بس بزرگ شد و طي محاصرهي چهار ماههي آن توسط اميرزاده پير محمد، «قريب سي هزار نفر از گرسنگي جان به قابض ارواح سپرده و در سر راه افتاده بودند»5-
اسماعيل صفوي به سال 907 «اين شهر دچار نکبت و خسران بود» 6-
در دورهي صفوي (1134 - 907 ه ق) به واسطهي نفوذ و منزلت خاندان شاه نعمتالله ولي، حکومت يزد و اطراف آن به اين خاندان سپرده شد و مدارس و مساجد و خيرات و مبراّت و موقوفاتي بسيار در اين شهر احداث گرديد و صنعت و فن پيشرفت بسيار کرد و بافندگان يزدي شهره شدند که از آن جمله، غياثالدين نقشبند بود که علاوه بر هنر، در شعر و شاعري نيز دست داشت 7-
در فتنهي افغان (1148 - 1134 ه ق) نيز صدمات و زيانهايي به شهر يزد وارد شد و از جانب اشرف افغان (اوغون)، عيسي خان حاکم يزد بود8- که با شکست اشرف از نادرشاه متواري شد. از اواخر افشاريه (1160 - 1148 ه ق) و سپس دورهي زنديه (1209 - 1163 ه ق) يزد از اقبال و روزبهي برخوردار شد و مدت نيم قرن، تا دورهي قاجار، محمد تقي خان حاکم آن شهر، مصدر خدمات مهم و باني خيرات، مبراّت و موقوفههاي بسيار شد که شامل ميدان خان، بازار قيصريه و موقوفات عام بوده است 9-
در دورهي حکومت قاجاريه (1343 - 1210 ه ق) نيز روند آباداني ادامه يافت و قنوات و موقوفههاي بسياري ايجاد شد و تعميرات و بازسازي و نوسازي در آنها انجام گرفت10-
در جريان مشروطه خواهي (1327 - 1321 ه ق) يزد همپاي ديگر شهرهاي ايران اهتمامي زياد داشت، و شادروان عبدالحسن آيتي به عنوان يک شاهد عيني در تاريخ يزد خود موسوم به آتشکدهي يزدان، گوشههايي از اين رخدادها را در آن روزگار به تصوير کشيده است 11-
به طوري که از مندرجات سندي به خط و زبان پهلوي، متعلق به يک زرتشتي يا پارسي مقيم هند به نام انوشيروان جي برميآيد، در دوران ساساني (632 - 226 م) در شهر يزد علاوه بر آتشکدهي يزدان، تعداد 24 آتشکده (آدران) ديگر بر پاي بوده که به روزگار يزدگرد سوم واپسين شاه ساساني همگي به خاموشي گراييده و تنها 4 آتشکده بر جاي بوده است 12- در ضمن وقفنامهي خواجه رشيدالدين فضلالله همداني (مقتول 717 ه ق) وزير مشهور ايلخانان (736 - 656 ه ق) که تحت عنوان «الوقفية الرشيديه بخط الواقف في بيان شرايط امور الوقف و المصارف» 13-به سال 709 ه ق به خط واقف (خواجه رشيد) تأليف شده، بخش مخصوصي مربوط به يزد است که توسط آقاي ايرج افشار استنساخ و به صورت حروفي در مجلهي فرهنگ ايران زمين به چاپ رسيده است، و جالب آنکه بخش بزرگ رقبات و املاک وقف بر ربع رشيدي متعلق به يزد است.
اطلاق نام «دارالعباده» به يزد از سدهي هشتم هجري به بعد نشانگر آن است که شهر در دوران اسلامي همچون پيش از اسلام از شهرت و اهميت مذهبي برخوردار بوده و سنت ديرپاي وقف در آن حدود توان و اعتبار چشمگيري داشته است.
يکي از اسناد مهم وقف در يزد بکله در ايران، متن رساله وقفنامهي سيد رکنالدين ابوالمکارم محمد بن قوامالدين محمد نظام حسيني، متوفاي 732 ه ق، و پسرش سيد شمسالدين است که به نام «جامع الخيرات» است و در ميان سالهاي 743 - 733 به تسجيل عدهاي از علما و قضات و نقباي عصر رسيده است 14- جامع الخيرات به لحاظ تعداد صفحات و حجم مندرجات بزرگترين وقفنامهي ايران است.
ادامه دارد ...
منبع :
اشاره
اگر گفته شود که شهر يزد با کالبد خشتي و گلي و در عين حال منسجم، ماندگار و استوار خويش و هم شيوه و معيار متناسب و پيشرفتهي شهرسازياش در ايران و شايد در جهان بيهمتا و همانند است، سخني گزافه و زياده گفته نشده است. پابرجايي بناهاي ساده و بيپيرايهي يزد گرچه تا حدود زيادي با جريان آب و هوايي و جغرافيايي ويژهي آن بيارتباط نيست، ولي در عين حال به مهارت، زبردستي و فنآوري استادانهي معمار رازيگر و بناي گذشته محلي و بومي در به کارگيري بهينه از مواد و مصالح ارزنده و متناسب و بهرهگيري از شيوههاي ساخت و ساز پيشرفته بستگي داشته است. هم اکنون آثار و بناهاي مهمي از پيشينهي دور و دراز شهر در يزد بر جاي است که براي بهرهوري و آگاهي بيشتر، اثر سترگ يادگارهاي يزد در 2 مجلد 1، پژوهش و نگارش محقق توانا آقاي استاد ايرج افشار، فرزند خلف شادروان دکتر محمود افشار يزدي، باني اوقاف و خيرات و مبراّت بسيار، نوشتهي جامع و ارزشمندي است. برشمردن آثار تاريخي يزد مشتمل بر فهرستي طولاني است که از حوصله اين مختصر خارج است و تنها به برخي از مهمترين آنها ميپردازيم:
مساجد: جامع کبير، ميرچخماق، سر ريگ، ملااسماعيل، بياق خان و حظيره ملاّ.
امامزادهها و بقاع، جعفر، جعفر بن محمد، سيد صحرا، سيد طاووس، سيد گل زرد، سيد گل سرخ، سيد قوامالدين، سيد نصرالدين، ستي فاطمه، سيد خليل، بقعه شيخ احمد فهادان و بقعهي شيخ دادا.
مدارس: حسينيهي هشت (حسينان) کماليه، رکنيه، ضيائيه، شمسيه، شفيعيه، شهابيه، ملااسماعيل خان، خانزاده، مصلي، سرپلک، و ابوالمعالي.
تأسيسات شهري و عمومي: حصار و برج و بارو و خندق و دروازههاي شهر، نارين قلعه، باغها، بازارها و بازارچهها، ميادين و لردها (باراندازها)، آب انبارها، سقاخانهها، حسينيهها، تکيهها، کوچهها و پس کوچهها و گذرها، آسياها،کاروانسراها، آتشکدهها و پيرانگاهها، دخمهها و منازل قديمي و مسکوني.
دادههاي باستان شناختي در يزد و اطراف آن از پيشينهي بس دور و درازي از اين منطقه حکايت ميکند و با توجه به شواهد و مدارک موجود، به قطعيت ميتوان گفت پيشينهي شهر يزد کنوني دست کم به ميانههاي عصر ساساني ميرسد. بررسيها و گمانه زنيهاي تپهي غربال بيز در منطقهي آباد و زيباي مهريز که نگارنده نيز شخصا در آن شرکت و حضور داشته از وجود نيايشگاههاي مهري و ناهيدي در اين منطقه خبر ميدهد.
هم چنين با توجه به اشاراتي که در «کارنامهي اردشير بابکان» اثر دوره ساساني بدين شرح: «و سپاهان و پارس و کستيهاي به آن نزديکتر به دست اردوان سردار بود»2- شده، گمان دارم که منظور از «کستي» در اين عبارت همان نام واژهي «کث، کثنويه، کهنويه» است که در کتب دوران اسلامي و محلي يزد به عنوان آبادي قديمي شهر از آن ياد شده است. همچنان که ميدانيم، يزد تا محدودهي مروست و هرات در دوران ساساني و قرون اوليهي هجري براساس شهرنامهها و راهنامهها در جزء نواحي «کورة الاصطخر» قرار داشته که يکي از پنج خوره (کوره) بزرگ فارس به شمار ميرفته است3-رواياتي نامستند اصل واژه يزد را «ايساتيس» دانسته که بيرابطه با واژهي يزدان و ايزد پارسي نيست که به هر حال از اهميت ديني و جايگاه مذهبي يزد در پيش از اسلام حکايت دارد.
سلسلهي پادشاهي کاکويان به سردودماني علاءالدوله ابوجعفر در سدهي پنجم هجري در آباداني يزد بسيار کوشيد و مسجدها، مدرسهها و کتابخانه ساخت 4-که فهرستي طويل از آن مآثر و آثار در کتابهاي تاريخ جديد يزد احمد کاتب، تاريخ يزد جعفري و جامع مفيدي آماده است. آن گاه اتابکان يزد بر اين آباداني دو چندان افزودند (سدهي ششم هجري). در دورهي مظفريان در سدهي هشتم هجري، يزد از اهميت و اعتباري بسيار برخوردار، و موصوف به دارالعباده شد و گويا حفظ نيز در همين دوران چند سالي را در يزد گذرانيده است. در مدت يک سده (هشتم هجري) بيش از يک صد مدرسه، دويست آرامگاه و خانقاه و دوازده مسجد ساخته شده که بسياري از آن از ميان رفته است.
ادامه دارد ...
منبع :
فراهم کردن آب آشاميدني
در عصر مماليک تهيهي آب آشاميدني دشوار بوده است، از اين رو، رفع عطش رهگذران و علاوه بر آن، چارپايان از چشمههاي عمومي (سبيل) حفر شده از عايدات وقف بسيار مهم بوده است (14) شخص وقف کننده خود را ملزم ميدانسته آب آشاميدني مورد نياز را در تمام مدت سال بخصوص فصل گرما تأمين کند. منابع آب به عموم مردم تعلق داشت و همهي افراد چه فقير و چه غني، چه مسلمان و چه غير مسلمان، بدون هيچ تبعيضيي ميتوانستند از آن استفاده کنند (15).
حفظ بهداشت عمومي از وظايف ديگري بوده که نهاد وقف نقش مهمي در تحقق آن بويژه در عصر مورد نظر داشته است. بهترين نمونهاي که ميتوان نام برد، «بيمارستان قلاوون» است که براي عموم مجاني بوده و شهرت آن در آن روزگار از مرزهاي مصر نيز فراتر رفته بود. اسناد مربوط به اين بيمارستان مثال روشني است براي ارتباط بين وقفيات اسلامي و بيتالمال.
طبق مفاد صريح اسناد، هدف بيمارستان معالجهي بيماران بوده است. بيآنکه جنسيت، ثروت، بومي يا غير بومي بودن را در نظر داشته باشد (16). مجريان مؤسسات مذهبي، طلبهها، صوفيها و زوار نيز از خدمات بهداشتي بهرهمند بودند.
ساخت مدارس و ادارهي آنها، حق التدريس مدرسان و هزينههاي جاري طلبهها از ديگر وظايفي بوده که عايدات وقف شامل آنها ميشده است. منابع مالي حاصله از وقفيات ادامهي حيات مدارس را تضمين ميکرده است (17).
صرف نظر از محدوديت گنجايش براي پذيرفتن طلبهها و رشتههاي تحصيلي آنان، درهاي مدارس به روي تمام افراد بي هيچ قيد و شرطي باز بوده است. از اين رو مدارس نيز در عصر ياد شده جزو بيتالمال به شمار ميرفته است (18).
در پايان، ميتوان گفت که در آغاز وقف در اسلام به شکل بخشش معمول (صدقه) متداول گشته و سپس به تدريج اموال وقف شده جزو بيتالمال و نظامهاي خدماتي که هزينهي آن بر اساس درآمدهاي مداوم وقف انجام ميگرفت درآمده است. تهيهي آب آشاميدني براي عموم نمونهي بارز اين مطلب است. اگر چه در عصر مماليک، وقف به معناي بخشش رايج شد، اما همزمان معناي داراييهاي عامالمنفعه را در بسياري از جنبههاي زندگي مردم پيدا کرد.
اسناد جمعآوري شدهي وزارت اوقاف، قاهره
1. الامير کاراکاجا، شماره 92.
2. السلطان حسن، شماره 881.
3. السلطان الغوري، شماره 883.
4. السلطان قيطبي، شماره 886.
5. السلطان قلاوون، شماره 1010.
1. بايبرس الغازانکر، شماره 22.
2. السلطان شعبان، شماره 49.
3. السلطان فرج، شماره 66.
4. جمال الدين، شماره 106.
(براي جزئيات بيشتر به فهرست اسناد موجود در آرشيو شرقشناسي مؤسسهي فرانسه در قاهره رجوع شود).
2- العمادي، ص 7.
3- اسحاقي، ص 128.
4- ابنزهره، ص 1092 و 1093.
5- ابنايبک، ج 9، ص 388.
6- اسناد وقف، الغوري، ص 883، اوقاف، سلطان حسن، ص 881.
7- اسناد وقف، امير کاراکاجا، ص 92 اوقاف.
8- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف ص 463 تا 471 و بايبرس الغازانکر، 22 محکمه.
9- اسناد وقف، سلطان فرج، 66 محکمه.
10- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف، ص 370.
11- همان.
12- اسناد وقف، سلطان فرج، 66 محکمه و سلطان شعبان، 49 محکمه.
13- المقريزي، ج 2، ص 427 و 428.
14- اسناد وقف، جمالالدين، 106 محکمه.
15- اسناد وقف، سلطان قيطبي، 886 اوقاف، ص 150 و 151.
16- اسناد وقف، قلاوون، 1010 وقف، به لوح اول رجوع شود.
17- المقريزي، ج 2، ص 369، 368 و 401.
18- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف.
نويسنده: محمد محمد امين - فرزاد کياني
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
