دارالعباده‏ي يزد و سنت ديرپاي وقف - 3

  • ساعت ارسال پست : 10:41 PM ،


نمونه هايي از سنت وقف در يزد
 

با نگاهي به مندرجات تواريخ محلي يزد و متن کتيبه‏ها و وقف‏نامه‏هاي موجود روشن مي‏شود که سنت پسنديده‏ي وقف از جايگاه ويژه‏اي در ميان يزديان و حتي اقليت زرتشتي اين ديار برخوردار بوده است. براي نمونه در يک قطعه کاشي آبي رنگ به اندازه 32 ضربدر 40 سانتي متر که در زير مقرنسي در مسجد جامع کبير يزد نصب است به خط زيباي نسخ کتيبه زير خوانده مي‏شود: «وقف خواجه امين‏الدين حسين بن علي بن محمد بن عبدالرحيم مقدار سي و دو سيونيم آب کاريز نرسوباذ بر دهليز مسجد جامع جديد شهر که منال آن به شخصي دهند تا آب در خنب که موضوع واقف است ريزد و مسلمانان بياشامند. في شهر رمضان المبارک سنه‏ي خمس و ستين و سبعمائه (765). تقبل الله منه قبولا حسنا»15-

يا بر طبق مندرجات تاريخ يزد جعفري، (نگارش سال 844 ه ق)، به دستور شاه يحيي مظفري «از موقوفات مسجد جمعه و اموال درگاه خود درگاه و جماعت خانه‏اي برابر مسجد ساختند توسط مولانا ضياءالدين محمد 16- - سال 777 هجري» يا بر طبق لوحه‏ي سنگي قهوه‏اي رنگ، در دو قطعه به اندازه 48 ضربدر 77 سانتي متر، در همان مسجد جامع کبير يزد مي‏خوانيم که: «وقف مؤبد نمود ابن سلطان محمود حاجي افضل، تمامي مجاري بيست و چهار جرّه مياه قنات ابرندآباد و چهارده جرّه و نيم مياه قنوات مرياباد حومه‏ي يزد، بر بقعه‏ي معيّنه‏ي متصله به مسجد جامع کبير يزد که مقبره‏ي او و اولاد اوست، که مال الاجاره آن را بعد از وضع مالوجهات و وجوهات ديواني، هر ساله مبلغ سه هزار دينار صرف روشنايي آن نمايند و هر سه يوم، مبلغ دويست دينار به شخصي که عالم به قرائت قرآن باشد دهند که يک ختم کلام‏الله به جهت واقف در مقبره‏ي او قرائت نمايد و هر ساله مبلغ دو هزار و چهارصد دينار در شب برات و رغايب و شب قتل و شب بيست و يکم ماه مال مبارک رمضان، حلوا صرف فقرا نمايند و تتمه مال الاجاره، در روز عيد غدير به طلبه‏ي علوم ديني از قرار نفري يک صد دينار تسليم نمايند، ولله تعالي صدور و مباشرين موقوفات، دخل و تصرف نکنند. خلاف کننده به لعنت خالق و الخلايق گرفتار باد. تحريرا في شهر محرم 1141»17-
 
زرتشتيان يزد و وقف
 

از شواهد موجود به طوري که اشاره شد برمي‏آيد که ايرانيان و زرتشتيان پيش از اسلام اهتمام زيادي در امور وقف داشته‏اند. يزد در دوران اسلامي يکي از سکونتگاههاي اقليت زرتشتي بوده و آثار آتشکده‏ها، آدرانها، پيرانگاههاي قديمي هنوز عموما پابرجاست و از جمله زيارتگاهها و پناهگاههاي زرتشتي در يزد پيرانگاههاي آن است که گاه نيز مورد توجه مسلمانان مي‏باشد. از مهمترين اين پيرانگاهها در شهر يزد: پير الياس، پير برج، پير ماستر و پير وهمن امشا سپند است. در مرياباد يزد نيز پيرانگاه ديگري موسوم به پير کوشک يا کوشکي سوز است و بر سنگ ديواره‏ي آن چنين خوانده مي‏شود: «هو: بنام يزدان آمرزشگر در فرخنده روزگار خسرو دادگر کيوان بارگاه، شت مظفرالدين شاه قاجار که سلطان دخت انوشه روان، اسفنديار و بهمن براي آبادي اين خجسته جاي و آرامش هم کيشان خويش که به ديدارش آمد و رفت مي‏نمايند و يادگار بهشتي روانان شوي خود خدايار اردشير... و فرزند جوان ناکامش کيخسرو خدايار... اين چاه و باغچه را به کوشش خويش آراسته و انجام داد. اميد است که هر کس آمد و رفت مي‏نمايند آن انوشه روان را به نيکي ياد کرده و آمرزش روان ايشان را از دادار آمرزشگر خواستار آيند. في دادار او رمزد اسفندارمذ ماه باستاني سال 1268 يزدگردي برابر با 1317 باري»18-
 

ادامه دارد ...
 
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
 
--------
منبع :
 
ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • دارالعباده‏ي يزد و سنت ديرپاي وقف - 2

    • ساعت ارسال پست : 10:39 PM ،


    گر چه از يزد از حملات دهشتناک مغولان جست، ولي در نخستين يورشهاي تيمور به ايران شهر دچار مصيبتي بس بزرگ شد و طي محاصره‏ي چهار ماهه‏ي آن توسط اميرزاده پير محمد، «قريب سي هزار نفر از گرسنگي جان به قابض ارواح سپرده و در سر راه افتاده بودند»5-
    اسماعيل صفوي به سال 907 «اين شهر دچار نکبت و خسران بود» 6-

    در دوره‏ي صفوي (1134 - 907 ه ق) به واسطه‏ي نفوذ و منزلت خاندان شاه نعمت‏الله ولي، حکومت يزد و اطراف آن به اين خاندان سپرده شد و مدارس و مساجد و خيرات و مبراّت و موقوفاتي بسيار در اين شهر احداث گرديد و صنعت و فن پيشرفت بسيار کرد و بافندگان يزدي شهره شدند که از آن جمله، غياث‏الدين نقشبند بود که علاوه بر هنر، در شعر و شاعري نيز دست داشت 7-
    در فتنه‏ي افغان (1148 - 1134 ه ق) نيز صدمات و زيانهايي به شهر يزد وارد شد و از جانب اشرف افغان (اوغون)، عيسي خان حاکم يزد بود8- که با شکست اشرف از نادرشاه متواري شد. از اواخر افشاريه (1160 - 1148 ه ق) و سپس دوره‏ي زنديه (1209 - 1163 ه ق) يزد از اقبال و روزبهي برخوردار شد و مدت نيم قرن، تا دوره‏ي قاجار، محمد تقي خان حاکم آن شهر، مصدر خدمات مهم و باني خيرات، مبراّت و موقوفه‏هاي بسيار شد که شامل ميدان خان، بازار قيصريه و موقوفات عام بوده است 9-

    در دوره‏ي حکومت قاجاريه (1343 - 1210 ه ق) نيز روند آباداني ادامه يافت و قنوات و موقوفه‏هاي بسياري ايجاد شد و تعميرات و بازسازي و نوسازي در آنها انجام گرفت10-
    در جريان مشروطه خواهي (1327 - 1321 ه ق) يزد همپاي ديگر شهرهاي ايران اهتمامي زياد داشت، و شادروان عبدالحسن آيتي به عنوان يک شاهد عيني در تاريخ يزد خود موسوم به آتشکده‏ي يزدان، گوشه‏هايي از اين رخدادها را در آن روزگار به تصوير کشيده است 11-
     
    سنت وقف و ريشه‏هاي کهن و توانمند آن در يزد
     

    به طوري که از مندرجات سندي به خط و زبان پهلوي، متعلق به يک زرتشتي يا پارسي مقيم هند به نام انوشيروان جي برمي‏آيد، در دوران ساساني (632 - 226 م) در شهر يزد علاوه بر آتشکده‏ي يزدان، تعداد 24 آتشکده (آدران) ديگر بر پاي بوده که به روزگار يزدگرد سوم واپسين شاه ساساني همگي به خاموشي گراييده و تنها 4 آتشکده بر جاي بوده است 12- در ضمن وقف‏نامه‏ي خواجه رشيدالدين فضل‏الله همداني (مقتول 717 ه ق) وزير مشهور ايلخانان (736 - 656 ه ق) که تحت عنوان «الوقفية الرشيديه بخط الواقف في بيان شرايط امور الوقف و المصارف» 13-به سال 709 ه ق به خط واقف (خواجه رشيد) تأليف شده، بخش مخصوصي مربوط به يزد است که توسط آقاي ايرج افشار استنساخ و به صورت حروفي در مجله‏ي فرهنگ ايران زمين به چاپ رسيده است، و جالب آنکه بخش بزرگ رقبات و املاک وقف بر ربع رشيدي متعلق به يزد است.

    اطلاق نام «دارالعباده» به يزد از سده‏ي هشتم هجري به بعد نشانگر آن است که شهر در دوران اسلامي همچون پيش از اسلام از شهرت و اهميت مذهبي برخوردار بوده و سنت ديرپاي وقف در آن حدود توان و اعتبار چشمگيري داشته است.

    يکي از اسناد مهم وقف در يزد بکله در ايران، متن رساله وقف‏نامه‏ي سيد رکن‏الدين ابوالمکارم محمد بن قوام‏الدين محمد نظام حسيني، متوفاي 732 ه ق، و پسرش سيد شمس‏الدين است که به نام «جامع الخيرات» است و در ميان سالهاي 743 - 733 به تسجيل عده‏اي از علما و قضات و نقباي عصر رسيده است 14- جامع الخيرات به لحاظ تعداد صفحات و حجم مندرجات بزرگترين وقف‏نامه‏ي ايران است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • دارالعباده‏ي يزد و سنت ديرپاي وقف - 1

    • ساعت ارسال پست : 10:38 PM ،


    اشاره
     

    اگر گفته شود که شهر يزد با کالبد خشتي و گلي و در عين حال منسجم، ماندگار و استوار خويش و هم شيوه و معيار متناسب و پيشرفته‏ي شهرسازي‏اش در ايران و شايد در جهان بي‏همتا و همانند است، سخني گزافه و زياده گفته نشده است. پابرجايي بناهاي ساده و بي‏پيرايه‏ي يزد گرچه تا حدود زيادي با جريان آب و هوايي و جغرافيايي ويژه‏ي آن بي‏ارتباط نيست، ولي در عين حال به مهارت، زبردستي و فن‏آوري استادانه‏ي معمار رازيگر و بناي گذشته محلي و بومي در به کارگيري بهينه از مواد و مصالح ارزنده و متناسب و بهره‏گيري از شيوه‏هاي ساخت و ساز پيشرفته بستگي داشته است. هم اکنون آثار و بناهاي مهمي از پيشينه‏ي دور و دراز شهر در يزد بر جاي است که براي بهره‏وري و آگاهي بيشتر، اثر سترگ يادگارهاي يزد در 2 مجلد 1، پژوهش و نگارش محقق توانا آقاي استاد ايرج افشار، فرزند خلف شادروان دکتر محمود افشار يزدي، باني اوقاف و خيرات و مبراّت بسيار، نوشته‏ي جامع و ارزشمندي است. برشمردن آثار تاريخي يزد مشتمل بر فهرستي طولاني است که از حوصله اين مختصر خارج است و تنها به برخي از مهمترين آنها مي‏پردازيم:
    مساجد: جامع کبير، ميرچخماق، سر ريگ، ملااسماعيل، بياق خان و حظيره ملاّ.

    امامزاده‏ها و بقاع، جعفر، جعفر بن محمد، سيد صحرا، سيد طاووس، سيد گل زرد، سيد گل سرخ، سيد قوام‏الدين، سيد نصرالدين، ستي فاطمه، سيد خليل، بقعه شيخ احمد فهادان و بقعه‏ي شيخ دادا.
    مدارس: حسينيه‏ي هشت (حسينان) کماليه، رکنيه، ضيائيه، شمسيه، شفيعيه، شهابيه، ملااسماعيل خان، خانزاده، مصلي، سرپلک، و ابوالمعالي.
    تأسيسات شهري و عمومي: حصار و برج و بارو و خندق و دروازه‏هاي شهر، نارين قلعه، باغها، بازارها و بازارچه‏ها، ميادين و لردها (باراندازها)، آب انبارها، سقاخانه‏ها، حسينيه‏ها، تکيه‏ها، کوچه‏ها و پس کوچه‏ها و گذرها، آسياها،کاروانسراها، آتشکده‏ها و پيرانگاهها، دخمه‏ها و منازل قديمي و مسکوني.
     
    نام و نشان يزد
     

    داده‏هاي باستان شناختي در يزد و اطراف آن از پيشينه‏ي بس دور و درازي از اين منطقه حکايت مي‏کند و با توجه به شواهد و مدارک موجود، به قطعيت مي‏توان گفت پيشينه‏ي شهر يزد کنوني دست کم به ميانه‏هاي عصر ساساني مي‏رسد. بررسيها و گمانه زنيهاي تپه‏ي غربال بيز در منطقه‏ي آباد و زيباي مهريز که نگارنده نيز شخصا در آن شرکت و حضور داشته از وجود نيايشگاههاي مهري و ناهيدي در اين منطقه خبر مي‏دهد.

    هم چنين با توجه به اشاراتي که در «کارنامه‏ي اردشير بابکان» اثر دوره ساساني بدين شرح: «و سپاهان و پارس و کستي‏هاي به آن نزديکتر به دست اردوان سردار بود»2- شده، گمان دارم که منظور از «کستي» در اين عبارت همان نام واژه‏ي «کث، کثنويه، کهنويه» است که در کتب دوران اسلامي و محلي يزد به عنوان آبادي قديمي شهر از آن ياد شده است. همچنان که مي‏دانيم، يزد تا محدوده‏ي مروست و هرات در دوران ساساني و قرون اوليه‏ي هجري براساس شهرنامه‏ها و راه‏نامه‏ها در جزء نواحي «کورة الاصطخر» قرار داشته که يکي از پنج خوره (کوره) بزرگ فارس به شمار مي‏رفته است3-رواياتي نامستند اصل واژه يزد را «ايساتيس» دانسته که بي‏رابطه با واژه‏ي يزدان و ايزد پارسي نيست که به هر حال از اهميت ديني و جايگاه مذهبي يزد در پيش از اسلام حکايت دارد.

    سلسله‏ي پادشاهي کاکويان به سردودماني علاءالدوله ابوجعفر در سده‏ي پنجم هجري در آباداني يزد بسيار کوشيد و مسجدها، مدرسه‏ها و کتابخانه ساخت 4-که فهرستي طويل از آن مآثر و آثار در کتابهاي تاريخ جديد يزد احمد کاتب، تاريخ يزد جعفري و جامع مفيدي آماده است. آن گاه اتابکان يزد بر اين آباداني دو چندان افزودند (سده‏ي ششم هجري). در دوره‏ي مظفريان در سده‏ي هشتم هجري، يزد از اهميت و اعتباري بسيار برخوردار، و موصوف به دارالعباده شد و گويا حفظ نيز در همين دوران چند سالي را در يزد گذرانيده است. در مدت يک سده (هشتم هجري) بيش از يک صد مدرسه، دويست آرامگاه و خانقاه و دوازده مسجد ساخته شده که بسياري از آن از ميان رفته است.
     

    ادامه دارد ...
     
    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)
  • وقف در عصر مماليک مصر مطالعه‏ي موضوعي وقف به عنوان بيت‏الماده - 2

    • ساعت ارسال پست : 10:33 PM ،


    فراهم کردن آب آشاميدني
     

    در عصر مماليک تهيه‏ي آب آشاميدني دشوار بوده است، از اين رو، رفع عطش رهگذران و علاوه بر آن، چارپايان از چشمه‏هاي عمومي (سبيل) حفر شده از عايدات وقف بسيار مهم بوده است (14) شخص وقف کننده خود را ملزم مي‏دانسته آب آشاميدني مورد نياز را در تمام مدت سال بخصوص فصل گرما تأمين کند. منابع آب به عموم مردم تعلق داشت و همه‏ي افراد چه فقير و چه غني، چه مسلمان و چه غير مسلمان، بدون هيچ تبعيضيي مي‏توانستند از آن استفاده کنند (15).
     
    مراقبت‏هاي بهداشتي
     

    حفظ بهداشت عمومي از وظايف ديگري بوده که نهاد وقف نقش مهمي در تحقق آن بويژه در عصر مورد نظر داشته است. بهترين نمونه‏اي که مي‏توان نام برد، «بيمارستان قلاوون» است که براي عموم مجاني بوده و شهرت آن در آن روزگار از مرزهاي مصر نيز فراتر رفته بود. اسناد مربوط به اين بيمارستان مثال روشني است براي ارتباط بين وقفيات اسلامي و بيت‏المال.

    طبق مفاد صريح اسناد، هدف بيمارستان معالجه‏ي بيماران بوده است. بي‏آنکه جنسيت، ثروت، بومي يا غير بومي بودن را در نظر داشته باشد (16). مجريان مؤسسات مذهبي، طلبه‏ها، صوفي‏ها و زوار نيز از خدمات بهداشتي بهره‏مند بودند.
     
    آموزش عمومي
     

    ساخت مدارس و اداره‏ي آنها، حق التدريس مدرسان و هزينه‏هاي جاري طلبه‏ها از ديگر وظايفي بوده که عايدات وقف شامل آنها مي‏شده است. منابع مالي حاصله از وقفيات ادامه‏ي حيات مدارس را تضمين مي‏کرده است (17).
    صرف نظر از محدوديت گنجايش براي پذيرفتن طلبه‏ها و رشته‏هاي تحصيلي آنان، درهاي مدارس به روي تمام افراد بي هيچ قيد و شرطي باز بوده است. از اين رو مدارس نيز در عصر ياد شده جزو بيت‏المال به شمار مي‏رفته است (18).

    در پايان، مي‏توان گفت که در آغاز وقف در اسلام به شکل بخشش معمول (صدقه) متداول گشته و سپس به تدريج اموال وقف شده جزو بيت‏المال و نظامهاي خدماتي که هزينه‏ي آن بر اساس درآمدهاي مداوم وقف انجام مي‏گرفت درآمده است. تهيه‏ي آب آشاميدني براي عموم نمونه‏ي بارز اين مطلب است. اگر چه در عصر مماليک، وقف به معناي بخشش رايج شد، اما همزمان معناي دارايي‏هاي عام‏المنفعه را در بسياري از جنبه‏هاي زندگي مردم پيدا کرد.
     
    کتاب شناسي اسناد وقف
     

    اسناد جمع‏آوري شده‏ي وزارت اوقاف، قاهره
     

    1. الامير کاراکاجا، شماره 92.
    2. السلطان حسن، شماره 881.
    3. السلطان الغوري، شماره 883.
    4. السلطان قيطبي، شماره 886.
    5. السلطان قلاوون، شماره 1010.
     
    مجموعه‏ي المحکمة الشرعيه، قاهره
     

    1. بايبرس الغازانکر، شماره 22.
    2. السلطان شعبان، شماره 49.
    3. السلطان فرج، شماره 66.
    4. جمال الدين، شماره 106.
    (براي جزئيات بيشتر به فهرست اسناد موجود در آرشيو شرق‏شناسي مؤسسه‏ي فرانسه در قاهره رجوع شود).
     
    پی نوشت:
     
    1- براي جزئيات بيشتر به وقف و زندگي اجتماعي، ص 98 - 70، نگارش م. م. امين رجوع شود.
    2- العمادي، ص 7.
    3- اسحاقي، ص 128.
    4- ابن‏زهره، ص 1092 و 1093.
    5- ابن‏ايبک، ج 9، ص 388.
    6- اسناد وقف، الغوري، ص 883، اوقاف، سلطان حسن، ص 881.
    7- اسناد وقف، امير کاراکاجا، ص 92 اوقاف.
    8- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف ص 463 تا 471 و بايبرس الغازانکر، 22 محکمه.
    9- اسناد وقف، سلطان فرج، 66 محکمه.
    10- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف، ص 370.
    11- همان.
    12- اسناد وقف، سلطان فرج، 66 محکمه و سلطان شعبان، 49 محکمه.
    13- المقريزي، ج 2، ص 427 و 428.
    14- اسناد وقف، جمال‏الدين، 106 محکمه.
    15- اسناد وقف، سلطان قيطبي، 886 اوقاف، ص 150 و 151.
    16- اسناد وقف، قلاوون، 1010 وقف، به لوح اول رجوع شود.
    17- المقريزي، ج 2، ص 369، 368 و 401.
    18- اسناد وقف، سلطان حسن، 881 اوقاف.
     

    نويسنده: محمد محمد امين - فرزاد کياني
     
     
    پایان

    _ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
     
    --------
    منبع :
     
    ميراث جاويدان

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 31 خرداد 1389 
  • نظرات (0)