تانزانيا
در کشور تانزانيا مؤسسه و يا ارگان دولتي که مسؤوليت امور خيريه و وقف را عهدهدار باشد وجود ندارد. لذا مؤسسات ديني از قبيل باکواتا، جماعت شيعيان خوجه، انجمن شيعيان تانزانيا، بلال مسلم، و پياز و حتي مساجد، توليت اماکن، بناها و امکانات وقفي را به عهده داشته و منابع آنها طبق نظر واقف صرف ميشود.
به عنوان مثال جماعت خوجهها در دارالسلام بيش از پنجاه ساختمان و بناي وقفي را در اختيار داشته که مدرسهي المنتظر، مرکز تبليغ و دفتر مرکزي جماعت نمونههايي از اين موقوفات قلمداد ميگردند.
همان گونه که اشاره شد توليت موقوفات در تانزانيا (به جز زنگبار) به مؤسسات خيريه و عام المنفعه واگذار شده که اين مؤسسات بايستي در وزارت دادگستري در بخش ثبت شرکتها ثبت شوند. لذا تمام مؤسسات خيريه و عامالمنفعه که در ادارهي ثبت شرکتها ثبت شدهاند ميتوانند امکانات ذيل را از دولت دريافت نمايند:
1. تمام بناها و ساختمانهاي وقفي و خيريه (آموزشي، ديني، اجتماعي، بهداشتي) ازماليات معاف ميباشند.
2. از آنجا که مالکيت زمين در تانزانيا مربوط به دولت و در اختيار شخص رئيس جمهور است، مؤسسات خيريه ميتوانند در صورت نياز، زمين دريافت نمايند و اجارهي سالانهي زمين براي اين مؤسسات ارزانتر از مؤسسات تجاري ميباشد.
3. واردات و صادرات مؤسسات خيريه و عامالمنفعه براي راهاندازي و ادارهي طرحها و برنامههاي خود در صورت وارد نمودن هر نوع کالا از پرداخت حقوق گمرگي معاف هستند.
4. واردات مواد غذايي، بهداشتي و غيره توسط مؤسسات مذکور که به منظور کمک به نيازمندان باشد از معافيت مالياتي برخوردار ميباشند.
5. مؤسسات خيريه در صورت انجام فعاليتهاي اقتصادي در جهت توسعهي برنامههاي خيريه از پرداخت ماليات بر درآمد نيز معاف هستند.
6. صدور حق اقامت براي مديران و مسؤولان خيريه نسبت به شرکتهاي تجاري و اقتصادي آسانتر است.
مسألهي وقف در زنگبار و دو جزيرهي تابعهي آن (پمبا و مافيا) با تانزانيا سرزمين اصلي متفاوت ميباشد.
جزاير سه گانهي زنگبار، مافيا و پمبا با توجه به حضور مسلمانان (95 درصد) بعضي قوانين اسلامي در اين مناطق رعايت ميشود که مسألهي وقف از آن جمله است.
ادارهي وقف زنگبار توليت اماکن و بناهاي وقفي را به عهده داشته و ماهيانه مبلغي بابت اجاره از مستأجرين دريافت ميکند.
گفتني است بيشتر بناهاي قديمي و ساختمانهاي مسکوني زنگبار جزء موقوفات بوده و اين يکي از دلايل عمدهي مهاجرت و يا ترک اجباري هنديها وعربها بعد از انقلاب زنگبار ميباشد.
گرچه قوانين زنگبار در قبال مؤسسات همانند تانزانيا بوده ولي استقبال دولت زنگبار از حضور مؤسسات خيريه و عامالمنفعه را نبايد از نظر دور داشت.
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
تعداد مساجد فعال شوروي
تعداد مساجد فعال شوروي در حال حاضر معلوم نيست و راهي براي تحقيق در اين زمينه وجود ندارد، زيرا منابع خبري شوروي به اين مطلب حساسند و از گزارش آن طفره ميروند.
برآوردهايي نيز که در اين زمينه ارائه ميشود اختلافات فاحشي با يکديگر دارند (تاريخ انتشار اين کتاب اسفند 1366) بر اساس يکي از برآوردهاي اخير تعداد مساجد به 450 بالغ ميشود که 143 مسجد در آسياي مرکزي و قزاقستان، 200 مسجد در سيبري و شوروي اروپايي 45 مسجد در قفقاز شمالي و 16 مسجد در آذربايجان قرار دارد.
(Religion in commanist lands . VOL. 7. NO.3. 1979.P.151,2) در سالهاي اخير مساجد جديدي ساخته شده براي مثال در گورگي در سال 1978 و تعدادي از مساجد قديمي نيز مرمت شدهاند.
در اتحاديه جماهير شوروي دو مدرسه مذهبي وجود دارد يکي در بخارا و ديگري در تاشکند بناي اين دو مدرسه در قرن 16 ميلادي پايه ريزي شد و هر دو بعد از انقلاب همزمان با مدارس مذهبي ديگر بسته شدند.
مدرسه مير عرب در بخارا فعلا فعال است و حدود هفتاد طلبه دارد طول مدت تحصيل در اين مدرسه هفت سال است اين مدرسه تنها جايي است که دوره مقدماتي تحصيل علوم ديني را آموزش ميدهد.
مدرسه «برکه خان» در تاشکند مرحله عالي علوم ديني را تعليم ميدهد در سال 1974 به مناسبت يکهزار و دويستيمن سالگرد تولد اسماعيل النجاوي (که در نزديکي سمرقند مدفون است) مدرسه را به نام او نامگذاري کردند. طول مدت تحصيل در اين مدرسه چهار سال است طلاب منتخب اين مدرسه براي اتمام تحصيلاتشان به دانشگاه اسلامي خارج کشور مانند الازهر در قاهره اعزام ميشوند.
مراکز مذهبي کليه جنبههاي اجرائي اسلام در اتحاد جماهير شوروي را زير نظر دارند آنها تحت نظر شوراي امور مذهبي قرار دارند اين شورا خود وابسته به شوراي وزيران اتحاد جماهير شوروي است.
چهار مرکز مذهبي وجود دارد که هر يک مسئول منطقه خاصي است
1) مرکز مذهبي آسياي مرکزي و قزاقستان: اداره اين مرکز در تاشکند جمهوري ازبکستان است. مذهب حنفي، مدير مرکز که از بيست سال پيش تا کنون مسئوليت مرکز را به عهده دارد مفتي «ضياالدين خان ابنايشان بابا خانوف» است حوزه قضايي اين مرکز 5 جمهوري قزاق، قرقيز، تاجيک، ترکمن و ازبک است از جهات بسياري اين مرکز مهمترين و بزرگترين مرکز اسلامي در شوروي است.
2) مرکز مذهبي سيبري و شوروي اروپايي: اداره اين مرکز در اوفا جمهوري خود مختار با شعير واقع است مذهب حنفي، مدير اين مرکز مفتي «طلقت تازيق» است. حوزه قضايي اين مرکز کليه مسلمانان جمهوري متحد شوروي سوسياليستي روسي (به غير از داغستان و قفقاز شمالي) و جمهوري ليتواني و روسيه سفيد را دربر ميگيرد.
3) مرکز مذهبي قفقاز شمالي و داغستان: اداره اين مرکز در مخاچ قلعه درون جمهوري خود مختار داغستان است. مذهب حنفي و رياست اين مرکز را مفتي «محمود جکي يف» به عهده دارد.
4) مرکز مذهبي ماوراي قفقاز: اداره اين مرکز در باکو جمهوري آذربايجان قرار دارد. مذهب آن شيعه و سني حنفي است. رياست آن را فردي شيعه به نام شيخ الاسلام شکورپاشايوف به عهده دارد. حوزه قضايي اين مرکز مسلمانان ساکن جمهوريهاي ارمنستان، آذربايجان و گرجستان را دربر ميگيرد.
روسها براي آن که مسلمانان را به اجبار به مسيحيت بکشانند تدابير نهايي از جمله تخريب بسياري از مساجد، مصادره اموال، محروم کردن تاتارها از حقوق مدني را به کار بردند اما موفقيت به دست نياورند.
1-براي اطلاع بيشتر رجوع شود به کتاب جغرافيايي تاريخي و سياسي آسياي مرکزي و تأليف غلامرضا گلي زواره.
نويسنده: نادر رياحي ساماني
_ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) _
منبع :
مراکز مذهبي شوروي و حضور در مساجد
نظارت بر امور مسلمين در اتحاد شوروي از طريق 4 مرکز مذهب انجام ميگيرد. قبل از انقلاب در اين منطقه هيچ سازمان مذهبي وجود نداشت. جنگ جهاني دوم نقطه عطفي بود براي اسلام در شوروي، تحول واقعي با به رسميت شناختن قانوني مراکز 4 گانه مذهبي از سوي دولت آغاز شد قبل از انقلاب چهار مرکز مشابه مذهب وجود داشت يکي در اوفا يکي در کريمه و دو تاي ديگر در ماوراي قفقاز، اين مراکز در انجام اموري مانند تعليم و انتصاب علما، احياي مساجد و انتشار کتب
مذهبي قدرت داشتند. اما در دوران حاکميت دولت شوراها اين مراکز فتوا از ميان رفت و ديگر هيچ مرکزي نبود که مسئوليت امور مذهبي و مساجد را رسما عهده دار باشد. اگر به رسميت شناختن مراکز 4 گانه مذهب، نشانه مداراي دولت با مذهب بنا شد دست کم راهي است به اعتراض رسمي به وجود اسلام در شوروي. تعداد مساجد رفته رفته افزايش يافت. اگر چه در اوايل دهه 1960 موج مخربي براي به تعطيلي کشاندن مساجد آغاز شد. زيارت حج دوباره براي گروههاي منتخب از زائرين آغاز شد.
اما تنها مشکل واقعي که امروزه در سر راه اکثر ملمانان روسيه براي شرکت در مساجد وجود دارد بعد مسافت است زيرا در بعضي مناطق مساجد در جاهايي پرت واقع شدهاند. به درستي نميتوان يقين کرد که چه تعداد از مسلمانان به طور مرتب به مساجد ميروند اما ائمه جماعات مساجد درگفتگوهاي خصوصي اطمينان ميدهند که تعداد بسياري از مسلمانان در مساجد حضور مييابند البته در روزهاي خاص مانند عيد قربان و عيد فطر مساجد مملو از مسلمانان است و صدها نفر در مراسم شرکت ميکنند.
دميدوف در ادامه بحث قبل مينويسد: از جنبههاي برجسته در عيد مسلمانان در سال 1927 ميلادي اين بود که صدها نفر از مسلمانان و غير مسلمانان که تعدادي زياد از آنان را جوانان تشکيل ميدادند، به زيارت اسما موت آتا رفتند.
دميدوف آنگاه اظهار ميدارد که اين شور و علاقه براي زيارت به هيچ وجه غير معمول نبود.
مساجد از لحاظ مالي کلا متکي به کمکهاي مردمي هستند.
رياست مساجد با يک هيئت اجرايي متشکل از سه عضو است. که از ميان مسلمانان انتخاب ميشوند اين هيات مسئول رسيدگي به مساجد و حفاظت از آنهاست ولي در مسايل مربوط به سازمانهاي دولتي و ديگر گروههاي اسلامي، نمايندگي مسلمانان را نيز به عهده دارد و مرتب
گزارشهايي به مردم ميدهد. يک کميته سه نفره نيز براي مشاوره و بازرسي در امور هيأت انتخاب ميشوند. هر مسجد که براي انجام مراسم مذهبي باز است يک امام دارد، که در شوروي آن را امام خاطب مينامند زيرا هر دو کار امامت نماز و ايراد خطبه را به عهده دارد. دقيقا معلوم نيست چه تعداد از مساجد مؤذن دارد و در اين صورت مؤذنين چند بار اذان ميگويند. تمام علماي اتحاد جماهير شوروري بايد در ارتباط با مراکز مذهبي باشند اين مراکز علما را با مسئوليتهاي مختلف تعيين ميکنند و به آنها حقوق ميدهند، روحانيون که در ارتباط با اين مراکز نيستند به اصطلاح فاقد صلاحيتند و حق انجام هيچ گونه مذهبي را ندارند.
ادامه دارد ...
منبع :
تاجيکستان
86 درصد از مردم آن پيرو آئين اسلام هستند که بخش عمده از آنان را اهل سنت تشکيل ميدهند و اهل سنت اين سامان غالبا مذهب حنفي دارند. گرايش دين گرچه بين عده از مردم تاجيکستان نيرومند است اما چندان فراگير نميباشد، زيرا در مدت چند دهه سلطه کمونيست آموزش علوم ديني به طور رسمي در آن متوقف بده و طالبان قادر نبودهاند براي تحصيل يا تکميل معلومات ديني اسلامي به کشورهاي مسلمان مسافرت کنند. با اين حال تظاهرات هفت هفتهاي مردم براي سرنگوني يکي از اعضاي حزب کمونيست شوروري سابق و رئيس پارلمان اين کشور از نمونههاي بارز بازگشت به اعتقادات ديني است، اعتراضهاي مذکور به صورت برگزاري نمازهاي جماعت در مساجد و اماکن عمومي تجلي نمود و متعرضين در چادرهايي با مراسم دعا و قرائت قرآن و سخنراني مردم را تحت تأثير احساسات مذهبي و هيجان و هيجانهاي اسلامي قرار ميدادند.
خانقاه و مزار پير حسين در 7 کيلومتري جنوب باکو مسجد جامع باکو از بناهاي سلطان شيخ خليلا... که کتيبه آن تاريخ 780 ه. ق دارد گيلک مسجد از بناهاي قرن 8 هجري قمري - مسجد قصر - مسجد زنده پير اثري از قرن 7 هجري در دهکده مازاد در نود کيلومتري باکو. مسجدي از قرن 10 هجري در شبه جزيره آبشوران در نخجوان - آرامگاه شيخ خراسان و مقبره گلستان در قرن 7 هجري توسط نخجواني معمار مشهور آن عصر ساخته شد، بناي امام زاده گنجه که به احتمال زياد يادگار ايرانيان است.
در روسيه تأسيس و حفظ ساختمانهاي مذهبي معمولا مورد موافقت دولت بود، حتي گاهي اوقاف مورد استقبال دولت نيز واقع ميشد به طوري که در اوايل قرن 20 بيش از 26000 مسجد و 24000 مدرسه مذهبي در امپراتوري روسيه فعال بود. (اين تعداد البته خان نشينهاي خيوه و بخارا را شامل نميشود)
اين سياست جديد تساهل مذهبي حکومت مسيحي روسيه، خوشايند ساير حکومتهاي مسيحي نبود و بدون شک کليساي ارتدکس نيز از آن حمايت نميکرد. بعد از انقلاب منع به گونهاي ناگهاني تغيير کرد، حکومت شوروي از همان ابتدا يک سياست علني ضد مذهب براي ريشهکن کردن مذاهب در پيش گرفتن، تشکيلات ظاهري مذاهب مشخصترين و در نتيجه آسيب پذيرترين هدفهاي حکومت بود و مذهب زدايي نيز با حمله به آنها آغاز شد. کمونيستها اقدامات ضد مذهب خود را در مورد اسلام با بستن هزاران مسجد و مدرسه ديني آغاز کردند. سپس به تدريج تا سال 1925 دادگاههاي شرع را بستند و در 1930 سازمان اوقاف را منحل کردند.
در نتيجه حکومت دولت شوراها، تغييرات زيادي در اعتقادات اسلامي مردم شوروي به وجود آمده است در دهه اول استقرار اين حکومت چند همسري و حجاب ممنوع شد. شريعت يا دادگاههايي که بر اساس احکام قرآن قضاوت ميکردند و مدارس ديني و بسياري از مساجد تعطيل شد. سازمان اوقاف از ميان رفت و زيارت حج ممنوع شد.
، گرفتن روزه و پرداخت زکات با موانع بسيار روبهرو گشت چاپ قرآن و ديگر کتب مذهبي متوقف شد و در مقابل کتب مذهبي و ضد اسلامي سيل آسا انتشار يافت. نظارت بر امور مسلمين در اتحاد شوروي از طريق 4 مرکز مذهب انجام ميگيرد. مهمترين اين مراکز مذهبي آسياي مرکزي و قزاقستان است. قبل از انقلاب در اين منطقه هيچ سازمان مذهبي وجود نداشت. قديميترين و بزرگترين مرکز اسلامي در آن زمان «اوفا» بود که نظارت بر مسلمانان روسيه شرقي و مرکزي را بر عهده داشت.
ادامه دارد ...
منبع :
